1
00:00:06,000 --> 00:00:14,000
 

2
00:00:20,001 --> 00:00:28,001
 

3
00:01:06,984 --> 00:01:10,362
‫چیزی درمورد این لباس ها عجیب نیست؟

4
00:01:11,947 --> 00:01:14,783
‫تو هتل اتفاقات عجیب رخ میده؟

5
00:01:14,866 --> 00:01:16,577
‫آره خیلی عجیب.

6
00:01:16,660 --> 00:01:17,619
‫چی؟

7
00:01:18,370 --> 00:01:20,872
‫فقط لباسهای قرمز میبینم.

8
00:01:20,956 --> 00:01:24,126
‫و نمیدونم چرا اینطوریه.

9
00:01:24,209 --> 00:01:25,252
‫خودت چی فکر میکنی؟

10
00:01:25,335 --> 00:01:27,170
‫فکر کنم از «پاگوان» باشه.

11
00:01:27,254 --> 00:01:29,464
‫اینا لباسهای «پاگوان» و آدمهای همراه «پاگوانِ».

12
00:01:33,010 --> 00:01:36,722
‫زندگی تقریباً خیلی سریع تغییر کرد.

13
00:01:36,805 --> 00:01:40,642
‫خیلی از سیاره دور شده بودم.

14
00:01:40,726 --> 00:01:45,230
‫فقط میدونستم به زمان نیاز دارم
‫تا به اوضاع کمی فکر کنم.

15
00:01:49,109 --> 00:01:53,155
‫«کایلی» دخترم و من خیلی راضی و آسوده خاطر مینشستیم

16
00:01:53,238 --> 00:01:56,908
‫از اینکه جایی امن و مطمئن در آلمان به ما دادند.

17
00:01:59,953 --> 00:02:04,583
‫همه تو یه حالت شاد و خوشحال نشسته بودند.

18
00:02:04,666 --> 00:02:07,336
‫و بعد تلفن از اتاق دیگه به صدا در اومد،

19
00:02:07,419 --> 00:02:13,258
‫و یکی رفت بیرون و گفت از مرتع بود.

20
00:02:16,094 --> 00:02:19,931
‫مردم شروع کردن به اتاق برگشتن،

21
00:02:20,015 --> 00:02:22,267
‫و متفاوت بودن.

22
00:02:22,351 --> 00:02:24,561
‫کاملاً متفاوت بودن.

23
00:02:30,817 --> 00:02:34,404
‫ما تازه رفته بودیم، و «پاگوان»...

24
00:02:37,074 --> 00:02:39,368
‫سگهارو فرستاده بود دنبال ما.

25
00:02:41,203 --> 00:02:47,542
‫و واضح بود که اومده بود تا «شیلا»رو نابود کنه.

26
00:02:51,171 --> 00:02:53,882
‫چه «شیلا» رو دوست داشته باشی یا نه،

27
00:02:53,965 --> 00:02:58,428
‫شیلا کارشو خیلی خوب انجام داد
‫و اینکارو بخاطر «پاگوان» کرد.

28
00:02:58,512 --> 00:03:03,183
‫حس میکردم «پاگوان» به وفاداری او خیانت کرد.

29
00:03:14,653 --> 00:03:17,906
‫تو «ما آناند» هستی؟ یا «شیلا» هستی؟

30
00:03:17,989 --> 00:03:22,577
‫- یا همینطور بگیم خانم «سیلوراسمیت»؟
‫- من «ما اناند شیلا» هستم.

31
00:03:22,661 --> 00:03:24,621
‫دوباره میخوای ردای قرمز بپوشی؟

32
00:03:31,420 --> 00:03:32,504
‫الان نه.

33
00:03:32,587 --> 00:03:36,216
‫امنیت منو زیر سؤال میبره
‫امنیت جسمانی منو.

34
00:03:36,299 --> 00:03:40,512
‫«پاگوان» میخواست منو تضعیف کنه.

35
00:03:43,140 --> 00:03:48,019
‫او خیلی عصبانی بود ولی
‫من با «پاگوان» مقابله کردم.

36
00:03:48,103 --> 00:03:54,693
‫هیچکسی در تاریخ با «پاگوان» رودررو نشده بود...

37
00:03:55,277 --> 00:03:57,446
‫ولی من باهاش رودررو شدم.

38
00:03:57,529 --> 00:04:00,031
‫درحال حاضر شیلا و «پاگوان»،

39
00:04:00,115 --> 00:04:03,118
‫میشه بهش گفت
‫"امپراطوری حمله میکند."
‫[یکی از قسمتهای جنگ ستارگان]

40
00:04:04,161 --> 00:04:06,496
‫میخوای ببینی اون چه حرفی داشته بهت بگه؟

41
00:04:08,039 --> 00:04:12,961
‫«پاگوان» وقتشه اجازه بدی مردم بدونند تو کی هستی،

42
00:04:13,044 --> 00:04:14,588
‫طوری که من تورو شناختم،

43
00:04:14,671 --> 00:04:18,842
‫که از یک طرف تو یک مرد نابغه و زیبا هستی،

44
00:04:18,925 --> 00:04:23,346
‫و از طرف دیگه، تو درواقع از ضعف

45
00:04:23,430 --> 00:04:27,601
‫انسانی و احساساتشون سوءاستفاده میکنی.

46
00:04:29,269 --> 00:04:30,645
‫اونو چیزخور کردند.

47
00:04:34,483 --> 00:04:37,277
‫بدجور چیزخورش کردن.

48
00:04:37,778 --> 00:04:39,237
‫تو البته گفته بودی که «پاگوان»

49
00:04:39,321 --> 00:04:42,073
‫درواقع ذره‌ای به روشن فکری علاقه نداشته.

50
00:04:42,157 --> 00:04:43,283
‫پس یک کلاهبردار بود.

51
00:04:43,366 --> 00:04:44,201
‫البته.

52
00:04:44,284 --> 00:04:49,456
‫شما به عنوان ملکه، بر یک امپراطوری
‫بزرگ از کلاهبرداری ریاست میکردید.

53
00:04:49,539 --> 00:04:51,500
‫بله من ریاست میکردم.

54
00:04:52,584 --> 00:04:56,755
‫من هرگز با او رابطه برقرار نکردم، اینو با قاطعیت میگم.

55
00:04:57,964 --> 00:05:00,383
‫شاید این یک حسادته.

56
00:05:01,635 --> 00:05:03,970
‫او همیشه میخواست...

57
00:05:05,764 --> 00:05:09,976
‫ولی من به وضوح گفتم که
‫هرگز با یک محرم اسرار رابطه نداشته باشم.

58
00:05:16,817 --> 00:05:20,487
‫من متوجه شدم «پاگوان»... از هم پاشید.

59
00:05:20,570 --> 00:05:26,076
‫«پاگوان» رنجور بود،
‫همونطور که من از ترکش رنج کشیدم.

60
00:05:27,953 --> 00:05:30,539
‫روابط عاشقانه هرگز تمام نمیشه.

61
00:05:33,208 --> 00:05:38,588
‫میتونه به رابطه تنفر تبدیل بشه.

62
00:05:39,256 --> 00:05:42,050
‫او اثبات نکرد که یک خانمه.

63
00:05:43,134 --> 00:05:46,137
‫او ثابت کرد که یک هرزه تمام عیاره.

64
00:05:48,473 --> 00:05:52,519
‫او میگه تو سعی کردی دکترش،
‫دندان پزشکش ، سرپرستش مسموم کردی،

65
00:05:52,602 --> 00:05:55,397
‫و یکی از دستیارانت به دکترش سوزن زد...

66
00:05:57,023 --> 00:05:59,693
‫یه سوزن سمی به باسن دکترش فرو کرد.

67
00:06:01,778 --> 00:06:03,029
‫خیلی خوبه.

68
00:06:03,113 --> 00:06:04,322
‫کارشو درست انجام داد؟

69
00:06:05,865 --> 00:06:07,576
‫دکتر به نظر هنوز زندست.

70
00:06:07,659 --> 00:06:09,744
‫پس معلومه کارشو درست انجام نداده.

71
00:06:10,287 --> 00:06:16,209
‫او فقط همینطور مجنون و مجنونتر میشه
‫و بعدش به زندان میره.

72
00:06:18,003 --> 00:06:19,713
‫فقط صبر کنید.

73
00:06:22,507 --> 00:06:25,051
‫یا خودشو میکشه...

74
00:06:28,471 --> 00:06:33,184
‫بخاطر بار سنگین تمام جرایمی که مرتکب شده...

75
00:06:34,352 --> 00:06:38,815
‫یا مجبور میشه تمام عمرشو در زندان بگذرونه.

76
00:06:39,816 --> 00:06:41,151
‫زیادی میدونستم.

77
00:06:41,943 --> 00:06:48,867
‫خانواده من... تا همین امروز حراس دارن...

78
00:06:49,492 --> 00:06:52,329
‫که سینیاسین های «پاگوان» با من چیکار میکنن.

79
00:06:56,750 --> 00:06:58,084
‫چیزهایی که میدونم...

80
00:07:01,046 --> 00:07:03,298
‫وفور اطلاعاتی که من دارم...

81
00:07:04,924 --> 00:07:07,093
‫اطلاعاتی درونی که من دارم...

82
00:07:07,761 --> 00:07:09,554
‫خودش منو در خطر میندازه.

83
00:07:10,680 --> 00:07:11,765
‫ولی کی؟

84
00:07:11,848 --> 00:07:17,604
‫فکر میکنی «پاگوان» میتونه آدمکش
‫استخدام کنه تا تعقیبت کنند و بکشنت؟

85
00:07:21,274 --> 00:07:23,443
‫بازم میگم احتمالش هست.

86
00:07:26,780 --> 00:07:29,366
‫ما یه گروه 21 نفری بودیم،

87
00:07:29,449 --> 00:07:32,369
‫و ما در خطر بودیم.

88
00:07:32,452 --> 00:07:35,372
‫پس این واقعاً مارو به هم رسوند.

89
00:07:37,457 --> 00:07:41,086
‫من قطعاً پیرو شیلا بودم.

90
00:07:41,169 --> 00:07:44,005
‫من خودم رو تماماً وفق شیلا میکردم.

91
00:07:44,839 --> 00:07:47,092
‫و او تبدیل به استاد جایگزین من شد.

92
00:07:49,219 --> 00:07:53,306
‫امروز فهمیدم این کلمات...

93
00:07:54,349 --> 00:07:57,060
‫عقبه من رو قویتر کرد.

94
00:08:02,315 --> 00:08:04,943
‫حالا برای حفاظت از مردمم،

95
00:08:05,026 --> 00:08:07,529
‫باید حتی نترس تر میبودم،

96
00:08:07,612 --> 00:08:10,031
‫حتی قویتر.

97
00:08:10,115 --> 00:08:12,033
‫بدون مصالحه.

98
00:08:12,784 --> 00:08:13,994
‫شما ترسیدید؟

99
00:08:16,079 --> 00:08:17,998
‫نه، من زن شجاعی هستم.

100
00:08:18,790 --> 00:08:21,918
‫شناخت خودم نقطه قوتم بود.

101
00:08:22,752 --> 00:08:28,758
‫و باید قدرتهامونُ کنار هم قرار میدادیم
‫و به جلو حرکت میکردیم.

102
00:08:42,605 --> 00:08:43,648
‫هی!

103
00:08:52,649 --> 00:09:01,649
‫<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: مرتضی ::»</font>
‫<font color="#0080ff">|^| GodBless |^|</font>

104
00:09:15,680 --> 00:09:19,476
‫وقتی درمورد چیزی که بتازگی فهمید صحبت کرد

105
00:09:19,559 --> 00:09:22,771
‫انگار یه بمب تو اون سالن انداخت.

106
00:09:23,813 --> 00:09:25,523
‫برای همه یه بمب بود.

107
00:09:25,607 --> 00:09:27,984
‫برای خبرنگارها یه بمب بود

108
00:09:28,068 --> 00:09:30,487
‫برای سینیاسینها یه بمب بود

109
00:09:30,570 --> 00:09:32,906
‫برای «پاگوان» یه بمب بود.

110
00:09:32,989 --> 00:09:37,243
‫ینی، اون خودشوم شوکه شده بود.

111
00:09:37,327 --> 00:09:38,703
‫به نظر شوکه میومد.

112
00:09:38,787 --> 00:09:42,582
‫ولی احساس میکردیم نمیدونیم
‫کی قراره بمونه،

113
00:09:42,665 --> 00:09:44,125
‫نمیدونیم کی قراره بره.

114
00:09:44,209 --> 00:09:45,960
‫نمیدونستیم چه اتفاقی برای جنبش میافته.

115
00:09:46,044 --> 00:09:48,296
‫نمیدونستیم اصلاً خودش میمونه یا میره.

116
00:09:50,965 --> 00:09:54,636
‫اون، واقعاً دوران پرمخاطره‌ای بود.

117
00:10:03,061 --> 00:10:06,940
‫صحبتهای راجنیش پورام در این هفته
‫همه را تحت تأثیر قرار داد.

118
00:10:07,023 --> 00:10:08,566
‫با اینکه اینجارو یک شهر صدا میزنن،

119
00:10:08,650 --> 00:10:10,902
‫رهبرانش خیلی شبیه سیاستمداران هستن.

120
00:10:10,985 --> 00:10:14,114
‫به غیراز تغییرات در فرماندهی،
‫یه چیزی در مرتع فرق کرده.

121
00:10:14,197 --> 00:10:15,824
‫«راجنیش» داره سعی میکنه بفهمه چیه.

122
00:10:18,785 --> 00:10:21,204
‫توضیحش، سخته.

123
00:10:21,287 --> 00:10:25,250
‫از یه طرف هیچی عوض نشده
‫از طرفی همه چیز عوض شده.

124
00:10:25,333 --> 00:10:29,087
‫وقتی فکر میکنی یه چیزهایی میدونی،
‫حس میکنی در امان هستی، آره؟

125
00:10:29,170 --> 00:10:32,215
‫و فکر میکردم یه چیزهایی میدونم.

126
00:10:32,298 --> 00:10:35,218
‫و در این لحظه میدونم که نمیدونم.

127
00:10:35,301 --> 00:10:37,887
‫ذهنم در شوکه و قلبم به درد اومده.

128
00:10:39,305 --> 00:10:41,975
‫و همین، من فقط...

129
00:10:42,058 --> 00:10:43,518
‫بیشتر از این نمیتونم بگم.

130
00:10:43,601 --> 00:10:44,727
‫میخواین اینجا بمونید؟

131
00:10:44,811 --> 00:10:48,314
‫اه تا جایی که بتونم آره، حتماً.

132
00:10:48,398 --> 00:10:51,192
‫من بتازگی احساسات متفاوتی رو تجربه کردم.

133
00:10:52,569 --> 00:10:57,157
‫و از یک طرف، بعضی وقتها درد
‫زیادی احساس میکنم...

134
00:10:58,575 --> 00:11:01,911
‫چون این آدما واقعاً قابل اعتماد هستند

135
00:11:01,995 --> 00:11:07,959
‫و مشخص شد اونها کاملاً برعکس چیزی
‫هستند که فکر میکردم بودن.

136
00:11:09,919 --> 00:11:12,130
‫شوکه، میدونی؟

137
00:11:12,213 --> 00:11:13,506
‫و حتی جریحه دار.

138
00:11:13,590 --> 00:11:16,050
‫ینی، "اه نه، میدونی؟ چی؟"

139
00:11:16,134 --> 00:11:20,054
‫وقتی که شنیدم صادقانه ترین واکنش من

140
00:11:20,138 --> 00:11:23,433
‫فقط یک غم و اندوه عمیق بود.

141
00:11:23,516 --> 00:11:24,726
‫خیلی غمگین بودم.

142
00:11:24,809 --> 00:11:28,104
‫فقط... حتی الان که بهش فکر میکنم،

143
00:11:28,187 --> 00:11:31,065
‫"چه اتفاقی برای این آدما افتاد

144
00:11:31,149 --> 00:11:35,653
‫که اینقدر از راه بدر شدند و اطراف اون باشن؟"

145
00:11:35,737 --> 00:11:38,990
‫خیلی دیوانه کننده بود برام.

146
00:11:40,116 --> 00:11:44,746
‫و البته من... واقعاً براشون ناراحت بودم.

147
00:11:44,829 --> 00:11:47,874
‫و فکر میکردم دیوانه شدند، جدی.

148
00:11:53,546 --> 00:11:56,883
‫در روزهای گذشته که «پاگوان» بهمون درمورد

149
00:11:56,966 --> 00:12:01,679
‫حقایق اتفاقاتی که برای این جامعه داشته میافتاده میگفت

150
00:12:01,763 --> 00:12:06,100
‫که درموردش نمیدونستیم،
‫احساس بار سنگین و افسردگی و

151
00:12:06,184 --> 00:12:09,687
‫ناراحتی و خشم و خیانت رو

152
00:12:09,771 --> 00:12:13,816
‫احساس میکردم.

153
00:12:14,692 --> 00:12:20,323
‫این جامعه مورد حمله قرار گرفته...
‫از طرف همه جهات.

154
00:12:21,991 --> 00:12:27,080
‫کسانی که اینجا بودند کسانی
‫که بهشون اعتماد داشتیم مارو به ... دادن.

155
00:12:28,373 --> 00:12:32,126
‫حس میکنم ما یه انتخاب اساسی و بنیادی داریم.

156
00:12:34,462 --> 00:12:40,843
‫و اون اینه... آیا میخواهیم با هم باشیم یا نمیخوایم؟

157
00:12:47,517 --> 00:12:51,938
‫واکنش جامعه در کل همون
‫واکنشی بود که من داشتم, فراغت.

158
00:12:52,689 --> 00:12:53,648
‫این...

159
00:12:55,900 --> 00:12:56,776
‫زودباش.

160
00:12:56,859 --> 00:13:01,739
‫این دیوانه قدرت، روان پریش

161
00:13:01,823 --> 00:13:08,746
‫که رسماً برای مدت طولانی همه رو
‫با چکش میزد دیگه رفته بود.

162
00:13:08,830 --> 00:13:13,167
‫نمیدونم. مثل یه ابری که به یک باره کنار رفت.

163
00:13:14,419 --> 00:13:18,881
‫به نحوی، یک ابری بود که ما حتی ازش خبر نداشتیم.

164
00:13:18,965 --> 00:13:24,345
‫و... خیلی سریع بعد از اینکه «شیلا» رفت،

165
00:13:24,429 --> 00:13:29,809
‫«هاسیا» به منشی جدید «اوشو» منصوب شد.

166
00:13:29,892 --> 00:13:32,812
‫«هاسیا» توسط هیئتی معتمد انتخاب شد

167
00:13:32,895 --> 00:13:35,982
‫تا ریاست بنیاد بین المللی راجنیش رو به عهده بگیره.

168
00:13:36,774 --> 00:13:40,236
‫او همینطور توسط «پاگوان شری راجنیش» به عنوان

169
00:13:40,319 --> 00:13:42,363
‫منشی شخصی وی انتخاب شده.

170
00:13:58,713 --> 00:14:01,799
‫جایگزین «شیلا» یک تهیه کننده ثروتمند
‫سینما به اسم «هاسیا»ست.

171
00:14:01,883 --> 00:14:04,260
‫او فیلم پدرخوانده رو جمع و جور کرد،

172
00:14:04,343 --> 00:14:06,637
‫حالا مسئول ایجاد صبح به مرتع هست.

173
00:14:06,721 --> 00:14:09,390
‫و «هاسیا» در روزهای اولش واقعاً،

174
00:14:09,474 --> 00:14:13,519
‫سعی داشت با رسانه طوری برخورد کنه

175
00:14:13,603 --> 00:14:20,610
‫که شرایط اتفاقاتی که درجریان بود رو خنثی کنه.

176
00:14:20,693 --> 00:14:23,613
‫از نقطه دید ساکنین اورگن، با کمک «هاسیا»

177
00:14:23,696 --> 00:14:26,532
‫چه تغییراتی قراره اتفاق بیافته؟

178
00:14:26,616 --> 00:14:29,118
‫خب فکر کنم بستگی داره چطور منو بپذیرن...

179
00:14:30,536 --> 00:14:33,331
‫چطور مارو میتونن ببینن.

180
00:14:34,582 --> 00:14:37,251
‫من قطعاً قصد هیچگونه آسیب رسانی رو ندارم.

181
00:14:37,335 --> 00:14:40,588
‫و آغوشهای ما به سمتشون باز شده.

182
00:14:40,671 --> 00:14:42,590
‫بالها بازه.

183
00:14:42,673 --> 00:14:47,512
‫خب بعد از رفتن «شیلا»، فکر کنم
‫نیمی از شورای شهر هم رفت، میدونی؟

184
00:14:47,595 --> 00:14:49,097
‫شهردار رفته بود.

185
00:14:50,264 --> 00:14:52,809
‫امروز شهردار راجنیش پورام کیه؟

186
00:14:52,892 --> 00:14:55,186
‫امروز اعلام خواهد شد.

187
00:14:56,521 --> 00:14:58,439
‫اعلام میکنید؟ اون رو منصوب میکنید؟

188
00:14:58,523 --> 00:14:59,399
‫اهمم

189
00:15:00,608 --> 00:15:05,154
‫و یه نفر اومد پیش من و گفت

190
00:15:05,238 --> 00:15:11,244
‫که... «اوشو» پیشنهاد داده
‫تو شهردار باشی.

191
00:15:13,913 --> 00:15:18,209
‫و فکر کردم "اه خوبه، همینو میخواستم، کار بیشتر."

192
00:15:20,336 --> 00:15:22,171
‫ولی به نظر پیشنهاد خودش بود.

193
00:15:22,255 --> 00:15:28,553
‫و خیلی عجیب نبود... من شهردار شدم.

194
00:15:28,636 --> 00:15:31,347
‫میخوام تنها نامزد رو معرفی کنم:

195
00:15:33,266 --> 00:15:35,309
‫سوامی پرم نیرن.

196
00:15:52,702 --> 00:15:54,412
‫اونا آدمای جدیدی بودند که باهاشون کار میکردم.

197
00:15:56,664 --> 00:16:02,587
‫و ما همه تلاش میکردیم تا این
‫جامعه رو کنار هم نگهداریم.

198
00:16:03,254 --> 00:16:04,714
‫پس امیدی وجود داشت.

199
00:16:06,340 --> 00:16:07,967
‫این جامعه هنوز هست.

200
00:16:09,760 --> 00:16:12,221
‫و بقیه هنوز هستند.

201
00:16:12,305 --> 00:16:17,643
‫و ما خیلی آزادتر از قبل هستیم.

202
00:16:17,727 --> 00:16:18,769
‫ولی میمونید؟

203
00:16:18,853 --> 00:16:20,897
‫معلومه که میمونم.

204
00:16:20,980 --> 00:16:22,482
‫آره جای دیگه ای نیست.

205
00:16:27,361 --> 00:16:28,863
‫«راجنیش» سکوتش رو شکست.

206
00:16:28,946 --> 00:16:32,033
‫این یکی از دو اشتباه بزرگی بود که مرتکب شد.

207
00:16:32,116 --> 00:16:36,579
‫او سکوتش رو شکست و به
‫دنیا گفت که شوکه شده، او شوکه شده بود.

208
00:16:36,662 --> 00:16:39,248
‫"اه شوکه شدم، دارم میگم شوکه شدم.

209
00:16:39,332 --> 00:16:41,751
‫شوکه، تازه اینو شنیدم
‫و میخوام بهت بگم."

210
00:16:41,834 --> 00:16:48,049
‫«پاگوان» داشت در یک شکل خیلی عمومی
‫علیه «شیلا» موضع میگرفت.

211
00:16:48,132 --> 00:16:49,884
‫اینجا واقعاً چه خبر شده؟

212
00:16:49,967 --> 00:16:52,386
‫اینا که نرفتن هویج بکارن.

213
00:16:52,470 --> 00:16:55,139
‫برخی از مسئولان بالارده این شهر از کشور فرار کردند

214
00:16:55,223 --> 00:16:57,808
‫بعد از اینکه رهبرشان، «پاگوان شری راجنیش»،

215
00:16:57,892 --> 00:16:59,936
‫اونها را به جرایم مختلفی متهم کرد.

216
00:17:00,019 --> 00:17:04,065
‫«دان الیور» گزارش میده که این
‫جامعه به اصطلاح بی نقص شاید

217
00:17:04,148 --> 00:17:05,358
‫از بی نقص بودن فاصله گرفتند.

218
00:17:05,441 --> 00:17:07,360
‫حالا دوباره صحبت میکنه،

219
00:17:07,443 --> 00:17:10,279
‫و چیزی که میخواد بگه مریدان خودش
‫رو بهت زده میکنه.

220
00:17:10,363 --> 00:17:13,574
‫داستانهایی از تلاش به قتل،
‫جاسوسی و خرابکاری،

221
00:17:13,658 --> 00:17:17,161
‫و خیانت توسط نزدیکترین
‫یارانش در راجنیش پورام.

222
00:17:17,245 --> 00:17:22,458
‫«شیلا» میخواست یکی از خلبانهای ما بمب رو ببره

223
00:17:22,542 --> 00:17:27,463
‫و با هواپیما در دفتر شهر واسکو سقوط کنه.

224
00:17:27,547 --> 00:17:33,052
‫او 43 میلیون دلار از اون پول رو دزدیده.

225
00:17:33,135 --> 00:17:37,431
‫یکی از دفاتر شهر واسکو آتش گرفت.

226
00:17:37,515 --> 00:17:40,768
‫باید پلیس بین الملل بندازن دنبالش.

227
00:17:40,851 --> 00:17:46,190
‫باید در قل و زنجیر برگردانندشون.

228
00:17:46,274 --> 00:17:50,194
‫اون برای اولین بار FBI رو به مرتع کشوند

229
00:17:50,278 --> 00:17:54,615
‫تا جرایمی که در منطقه تحت حفاظت
‫FBI بود رو تحقیق کنند.

230
00:18:04,083 --> 00:18:06,669
‫وقتی «پاگوان» این ادعاها رو کرد،

231
00:18:06,752 --> 00:18:09,255
‫این کلید درُ به ما داد.

232
00:18:12,383 --> 00:18:16,470
‫وقتی به شهر میرفتم، اولین چیزی که دیدم

233
00:18:16,554 --> 00:18:22,643
‫یک زوج نامزد در حال سکس روی
‫یه پل در غربیترین نقطه شهر بود

234
00:18:22,727 --> 00:18:27,064
‫و این کم و بیش شروع دوماه تحقیقات فدرال

235
00:18:27,148 --> 00:18:30,276
‫عجیب و غریب در این انجمن شد.

236
00:18:31,110 --> 00:18:32,069
‫اه...

237
00:18:32,153 --> 00:18:36,824
‫سکس بین اعضای انجمن باز و مکرر و بود

238
00:18:36,907 --> 00:18:40,119
‫و چیزهای دیگر هم چشم پوشی میشد

239
00:18:40,202 --> 00:18:44,707
‫چیزهایی که شما در مناطق دیگر
‫ایالت اورگن هرگز نمی‌بینید.

240
00:18:45,458 --> 00:18:48,210
‫برای اولین بار از زمانی که
‫انجمن در چهار سال پیش آغاز به کار کرد،

241
00:18:48,294 --> 00:18:52,048
‫افسران قانون برای تحقیقات
‫درمورد اتهامات به اونجا منتقل شدند.

242
00:18:52,590 --> 00:18:57,094
‫اونها رسماً درخواست کمک از ما کردن.

243
00:18:57,178 --> 00:19:00,181
‫FBI، الکل تنباکو اسلحه،

244
00:19:00,264 --> 00:19:02,933
‫پلیس ایالتی، مجریان قانون

245
00:19:03,017 --> 00:19:06,270
‫و اداره ما همگی درگیر بودند.

246
00:19:06,354 --> 00:19:09,940
‫بازرسان فدرال، ایالت و شهر در راجنیش پورام دفتر ایجاد کردند

247
00:19:10,024 --> 00:19:13,027
‫به دنبال مدارک بر پیگیری اتهامات معلم مذهبی بودند.

248
00:19:14,487 --> 00:19:15,738
‫ما همکاری میکردیم میدونی؟

249
00:19:15,821 --> 00:19:20,868
‫اونا اومدند و ما بهشون دسترسی به اسناد
‫و دسترسی به افراد دادیم.

250
00:19:20,951 --> 00:19:26,332
‫تقریباً تمام تمرکز خودم صرف کار
‫کردن با مأمورین قانون بوده،

251
00:19:26,415 --> 00:19:28,250
‫تا مسئولان قانون گذار بتونند از

252
00:19:28,334 --> 00:19:30,961
‫هر طریق ممکن با ساکنین این

253
00:19:31,045 --> 00:19:32,755
‫شهر همکاری کامل داشته باشند.

254
00:19:32,838 --> 00:19:34,799
‫ما 100 هزار نوار تحویل دادیم

255
00:19:34,882 --> 00:19:40,846
‫نوارهایی که در یک اتاق مخفی
‫زیر خونه «شیلا» پیدا کردیم.

256
00:19:40,930 --> 00:19:42,890
‫اکنون که تحقیقات علیه «شیلا»

257
00:19:42,973 --> 00:19:45,851
‫و دیگر مقام بالا رتبه راجنیش ادامه داره،

258
00:19:45,935 --> 00:19:49,522
‫خبری از یک انبار در خانه‌ای
‫که «شیلا» قبلاً زندگی میکرد منتشر شد.

259
00:19:49,605 --> 00:19:51,399
‫در خانه لوکس قبلی «شیلا»،

260
00:19:51,482 --> 00:19:53,484
‫روز دیگری از افشاگری بوجود اومد.

261
00:19:53,567 --> 00:19:56,362
‫زیر استخر و لباسهای کثیف که
‫بین اتاقها بود

262
00:19:56,445 --> 00:19:58,155
‫چیزهایی بیشتر از تصور وجود داره.

263
00:19:58,239 --> 00:20:00,157
‫یک اهرم مخفی در مرموز رو باز میکنه

264
00:20:00,241 --> 00:20:02,910
‫کنار سالن که به اتاق خواب
‫قبلی شیلا ختم میشه.

265
00:20:02,993 --> 00:20:06,580
‫شیلا ورودی مخصوص به خودش از
‫طریق دستشویی به تونل داشت.

266
00:20:06,664 --> 00:20:10,292
‫کسانی که ساختند به نظر گفتند
‫اینجا یک مکان امن برای «پاگوان» هست.

267
00:20:10,376 --> 00:20:13,421
‫یک دکمه زیر این کولر یک
‫در مخفی دیگه رو باز میکنه

268
00:20:13,504 --> 00:20:16,757
‫که از پله های باریک به اتاقی غارمانند ختم میشه

269
00:20:16,841 --> 00:20:18,634
‫با سرویس بهداشتی و کمد لباس.

270
00:20:18,718 --> 00:20:22,304
‫یک راهرو که به سونای بزرگ میرسه.

271
00:20:23,723 --> 00:20:27,893
‫در یک گوشه، یک در مخفی دیگر هست،
‫این یکی به یه تونل میره.

272
00:20:28,477 --> 00:20:31,689
‫موضوع گمراه کننده این بود که
‫یک اتفاق سری درحال رخ دادن بود.

273
00:20:32,148 --> 00:20:35,568
‫در جامعه ای مثل مال ما، برای ما
‫کاملاً غیرقابل درکه.

274
00:20:35,651 --> 00:20:36,861
‫مارو غافلگیر کرد.

275
00:20:37,862 --> 00:20:43,492
‫هرکسی که به راجنیش پورام رفته
‫احتمالاً صداش ضبط شده.

276
00:20:43,576 --> 00:20:47,830
‫هرگونه تحرکاتی که داشتند ضبط شده بود.

277
00:20:47,913 --> 00:20:53,753
‫یک سیستم بشدت پیشرفته در
‫هرکدوم از ساختمونها بود.

278
00:20:53,836 --> 00:20:58,090
‫مسئولان راجنیش چندین وسایل
‫جاسوسی پیدا کردند.

279
00:20:58,174 --> 00:21:02,052
‫به نظر از اینها برای ضبط، عکاسی و
‫بعضی وقتها آسیب رساندن استفاده میشد.

280
00:21:04,930 --> 00:21:10,811
‫این بزرگترین واقعه استراق سمع در تاریخ هر کشوریه.

281
00:21:10,895 --> 00:21:14,190
‫FBI نوارهای ضبطی زیادی از مکالمات داره که

282
00:21:14,273 --> 00:21:16,859
‫برای گوش کردن تمامش ، یک فرد باید مدت

283
00:21:16,942 --> 00:21:19,195
‫دوسال روزی هشت ساعت اونهارو گوش کنه.

284
00:21:19,278 --> 00:21:22,782
‫احتمالاً نوارها شامل جرایم مرتکب
‫شده دیگری در اون مرتع بوده.

285
00:21:22,865 --> 00:21:28,412
‫تمرکز ما روی تجاوز، خرابکاری و تلاش برای قتل

286
00:21:28,496 --> 00:21:33,584
‫و هرچیز دیگری تقریباً به فکرمون میرسید بود.

287
00:21:33,667 --> 00:21:35,628
‫اونها جرایم بسیار خطرناکی بودند

288
00:21:35,711 --> 00:21:39,757
‫و از دید ما به رسیدگیهای بسیار جدی نیاز داشت.

289
00:21:44,553 --> 00:21:48,015
‫قبل از اینکه شیلا «پاگوان» و راجنیش پورام رو ترک کنه...

290
00:21:48,974 --> 00:21:52,311
‫یه روز ازم خواستند به رستوران بیام

291
00:21:52,394 --> 00:21:55,064
‫و شیلا گفت، "یه کاری برات دارم.

292
00:21:55,147 --> 00:21:58,275
‫به تفنگهایی نیاز داریم که نشه ردیابی کرد

293
00:21:58,359 --> 00:22:02,279
‫و تو و «ریتا» باید برین بیارینشون."

294
00:22:02,363 --> 00:22:06,200
‫و با هواپیما رفتیم سمت تگزاس.

295
00:22:08,536 --> 00:22:12,873
‫تو مغازهای مختلف اسلحه گشتیم
‫و تفنگ خریدیم.

296
00:22:12,957 --> 00:22:17,211
‫و هربار با یه تفنگ از یه فروشگاه میومدیم بیرون،

297
00:22:17,294 --> 00:22:19,380
‫میرفتیم مغازه بعدی.

298
00:22:19,463 --> 00:22:23,551
‫من فاکتور خرید تفنگو پاره کردم
‫و از پنجره انداختم بیرون،

299
00:22:23,634 --> 00:22:27,388
‫و خندیدیم و خوندیم چون خیلی خوشحال بودیم.

300
00:22:30,349 --> 00:22:33,143
‫من تفنگُ گذاشتم تو کیفم،

301
00:22:33,227 --> 00:22:36,522
‫و با یه اتوبوس برگشتم سمت پورتلند.

302
00:22:36,605 --> 00:22:42,653
‫من تو ایستگاه اتوبوس مردیو دیدم
‫که بهمون گفت چجور تفنگایی بخریم.

303
00:22:42,736 --> 00:22:46,073
‫اون کیسه سنگینو ازم گرفت،

304
00:22:46,156 --> 00:22:47,992
‫و دیگه ندیدمش.

305
00:22:51,161 --> 00:22:52,830
‫اگر انبار اسلحه‌ای در رودخانه

306
00:22:52,913 --> 00:22:56,458
‫راجنیش پورام انداخته باشند،
‫غواصان نیروی دریایی ارتش پیدا خواهند کرد.

307
00:22:56,542 --> 00:22:58,377
‫سلاحها به صورت غیرقانونی

308
00:22:58,460 --> 00:23:01,171
‫توسط یک گروه آدمکش برای
‫به قتل رساندن مقامات رسمی

309
00:23:01,255 --> 00:23:03,841
‫مثل دادستان کل منطقه «دیو فرونمایر» خریده شده بودند.

310
00:23:03,924 --> 00:23:06,343
‫به گفته یک منبع آگاه که ادعای
‫میکنه رابط مستقیم داره،

311
00:23:06,427 --> 00:23:08,721
‫تفنگهایی که تو رودخانه پاتانجالی انداختند

312
00:23:08,804 --> 00:23:10,556
‫زمانی بود که توطئهای قتل اتفاق افتاد.

313
00:23:10,639 --> 00:23:14,393
‫برای تسریع در جستجو، غواصان از یک
‫فلزیاب بسیار حساس با

314
00:23:14,476 --> 00:23:17,896
‫قابلیت یافتن اشیایی به کوچکی سنجاق سر هستند استفاده میکنند.

315
00:23:17,980 --> 00:23:21,984
‫دستیار دادستانی ایالت متحده «رابرت ویور» به
‫اخبار CBS گفت سلاحی یافت شده

316
00:23:22,067 --> 00:23:23,110
‫که احتمالاً مرتبط با

317
00:23:23,193 --> 00:23:26,947
‫تلاش قتل دادستان آمریکا
‫«چارلز ترنر» بوده است.

318
00:23:27,031 --> 00:23:34,038
‫اونها خونه «دیو فرونمایر و چارلی ترنر» و

319
00:23:34,121 --> 00:23:36,624
‫خانوادشونُ ماهها تحت نظارت داشتن،

320
00:23:36,707 --> 00:23:38,667
‫برای قتل نقشه میکشیدند.

321
00:23:39,877 --> 00:23:43,756
‫دختر جوان «دیو فرونمایر» «کیتی»
‫یه روز از مدرسه اومد خونه

322
00:23:43,839 --> 00:23:47,134
‫و امعا و احشاء یه حیوون خونیُ پیدا کرد

323
00:23:47,217 --> 00:23:52,473
‫و چندتا هم روزنامه در پیاده رو.

324
00:23:52,556 --> 00:23:56,977
‫پیروان راجنیش اینقدر به قتل
‫نماینده رئیس جمهور نزدیک شده بودند،

325
00:23:57,061 --> 00:23:59,438
‫تا «چارلز ترنرُ» بکشند.

326
00:23:59,521 --> 00:24:01,482
‫اینقدر به کشتنش نزدیک شده بودن.

327
00:24:01,565 --> 00:24:06,779
‫اگر دادستان ایالت متحده یا
‫دادستان کل اورگن رو بکشی،

328
00:24:06,862 --> 00:24:11,033
‫این یک تروره، این یک
‫جنایت سطح بالاست.

329
00:24:11,116 --> 00:24:13,952
‫براساس شهادتی که در این سند آمده،

330
00:24:14,036 --> 00:24:17,498
‫تمام داروها و سموم احتمالی از
‫شرکت دارویی راجنیش میومد.

331
00:24:17,581 --> 00:24:20,542
‫منشی خزانه داری
‫«ما آناند پوجا»،

332
00:24:20,626 --> 00:24:22,920
‫کنترل کامل بر این تأسیسات داشته.

333
00:24:23,003 --> 00:24:25,130
‫به گفته شاهدین، او دستور توزیع

334
00:24:25,214 --> 00:24:28,425
‫داروها و حتی ریزش آبجو برای کسانی که

335
00:24:28,509 --> 00:24:30,594
‫پاییز پارسال وارد مرتع شدند صادر کرد.

336
00:24:30,678 --> 00:24:33,639
‫به نظر من یکی از خبیثترین شخصیتهای کل عملیات

337
00:24:33,722 --> 00:24:37,393
‫همون «ما آناند پوجا» بود، که یک پرستار بود.

338
00:24:37,476 --> 00:24:40,646
‫این اثبات شده بود که «پوتا»...

339
00:24:41,772 --> 00:24:43,065
‫اسمش همین بود؟

340
00:24:43,148 --> 00:24:44,650
‫پوجا، آره.

341
00:24:44,733 --> 00:24:47,778
‫آره، پوتا تو اسپانیایی چیزی میشه
‫که نمیشه گفت، نه؟
‫[حرومزاده]

342
00:24:47,861 --> 00:24:53,992
‫«پوجا» از سم به عنوان ابزار
‫تنظیم داخلی استفاده میکرد.

343
00:24:54,076 --> 00:24:58,163
‫میدونی، یه نفر درست همکاری نمیکرد
‫و یهو مریض میشد.

344
00:24:58,997 --> 00:25:01,417
‫به نظر پلیس در کلینیک پزشکی دنبال مدارکی بودند

345
00:25:01,500 --> 00:25:03,252
‫که شاید اتهامات «پاگوان» را تأیید کند

346
00:25:03,335 --> 00:25:06,547
‫که «شیلا» و دوستاش سعی کردند
‫پزشک «پاگوان» رو مسموم کنند.

347
00:25:06,630 --> 00:25:11,719
‫یجور درد ناچیز، ینی یه جور سرگیجه عجیب بود

348
00:25:11,802 --> 00:25:16,724
‫و حس میکردم تمام اتفاقات
‫داره در خیالات وحشتناکم رخ میده.

349
00:25:16,807 --> 00:25:19,268
‫میدونی، «شانتی بادرا»، درد در کفل سمت چپم،

350
00:25:19,351 --> 00:25:22,813
‫قضیه مسموم کردن، تمامش ناگهان مشخص شد.

351
00:25:22,896 --> 00:25:24,398
‫خدای من این آدما.

352
00:25:25,691 --> 00:25:29,528
‫این باورنکردنیه، ولی اتفاق افتاد، میدونی؟

353
00:25:30,279 --> 00:25:36,285
‫اف.بی.آی ازم پرسید که آیا حس
‫میکنم که شاید مسموم شده باشم.

354
00:25:38,579 --> 00:25:42,207
‫یه روز بهم قهوه دادند.

355
00:25:43,625 --> 00:25:49,423
‫و من قهوه رو خوردم و سریع رفتم دستشویی
‫و گیج و منگ شدم.

356
00:25:49,506 --> 00:25:52,092
‫و یکی در میزد و دکتر میگفت،

357
00:25:52,176 --> 00:25:55,387
‫یه آمبولانس داره میاد! تو خوبی؟ درو باز کن!

358
00:25:57,389 --> 00:25:58,682
‫و بعد فهمیدم،

359
00:25:58,766 --> 00:26:04,104
‫روی برانکاردم سمت بهداری پیتاگورس.

360
00:26:04,188 --> 00:26:07,107
‫و فقط بیهوش بودم.

361
00:26:07,191 --> 00:26:11,195
‫و چشمامو باز میکردمو میبستم.

362
00:26:12,279 --> 00:26:16,283
‫و چندین روز بعد بیدار شدم.

363
00:26:16,366 --> 00:26:21,914
‫و داشت یادم میومد، "آه آره، راجنیش،

364
00:26:21,997 --> 00:26:26,168
‫اون توی رولز رویس توی مراسم
‫جلوی من وایساد.

365
00:26:26,251 --> 00:26:28,962
‫و یه عالمه گل رز روی
‫رولز رویس بود."

366
00:26:29,046 --> 00:26:32,508
‫و گفتم، "میخوای این رزهارو بردارم؟"

367
00:26:32,591 --> 00:26:35,010
‫و یه رز برداشتم.

368
00:26:35,093 --> 00:26:36,595
‫پنجره رو داد پایین.

369
00:26:36,678 --> 00:26:38,347
‫اصلاً نمیدونستم اسممو میدونه.

370
00:26:38,430 --> 00:26:44,436
‫و گفت "نه «سانی» باید تمام رزهارو برداری."

371
00:26:48,023 --> 00:26:51,443
‫به گذشته که نگاه میکنم انگار
‫اینطوری بودم خدای من، چه حسود.

372
00:26:51,527 --> 00:26:57,074
‫اه خدای، این یه رفتار زنانه خالص ناخودآگاهه.

373
00:26:57,908 --> 00:27:03,455
‫تمام کسانی که مورد لطف اوشو قرار گرفته بودن
‫توسط «شیلا» به ... میرفتن.

374
00:27:03,539 --> 00:27:10,045
‫و تمام کسانی که مورد لطف اوشو بودن
‫توسط «شیلا» مورد حمله قرار میگرفتن.

375
00:27:10,128 --> 00:27:13,090
‫فکر کنم همه ما همین حسو داریم
‫ولی میترسیم درموردش چیزی بگیم،

376
00:27:13,966 --> 00:27:16,051
‫بخاطر ترس از ترد شدن و
‫عواقب اون.

377
00:27:16,134 --> 00:27:17,302
‫چه حسی میکنی؟

378
00:27:17,386 --> 00:27:19,763
‫ترس زیاد. ینی هیچوقت درموردش حرف زده نشده بود،

379
00:27:19,847 --> 00:27:23,183
‫وحشت خیلی زیادی داشتیم که
‫«شیلا» یا هرفرد عالی رتبه‌ای

380
00:27:23,267 --> 00:27:25,936
‫ممکنه کاری بکنه، ممکنه ازت بخوان بری.

381
00:27:26,019 --> 00:27:28,647
‫فکر کنم مردم بیشتر خواهان این هستند...

382
00:27:28,730 --> 00:27:31,108
‫مخصوصاً بعد از اینکه «پاگوان» بهشون اجازه داد انجامش بدن،

383
00:27:31,191 --> 00:27:34,444
‫بیشتر خواهان این بودن تا درمورد «شیلا» داستانایی

384
00:27:34,528 --> 00:27:37,990
‫بگن که تا الآن با احترام از
‫زبان «پاگوان» فهمیده بودیم.

385
00:27:38,073 --> 00:27:40,284
‫چهار روز از کنفرانس های خبری و سخنرانی ها میگذره،

386
00:27:40,367 --> 00:27:42,494
‫راجنیش ادعا کرده که «شیلا» و دوستانش

387
00:27:42,578 --> 00:27:45,497
‫پشت پرده مصمویت غذایی سالمونلا در دالس در پاییز گذشته بودن.

388
00:27:45,581 --> 00:27:47,207
‫بخش بهداشت دولتی میگه

389
00:27:47,291 --> 00:27:50,294
‫باکتری سالمونلا در نمونه غذاهایی
‫که از رستورانها گرفته شده

390
00:27:50,377 --> 00:27:54,131
‫به طور کلی با باکتری که در خلال تحقیقات در

391
00:27:54,214 --> 00:27:55,883
‫مرتع یافت شده همسانه.

392
00:27:55,966 --> 00:28:00,137
‫اونا آزمایشگاهی داشتند که سالمونلا رو پرورش میدادن.

393
00:28:00,220 --> 00:28:02,431
‫که اونها میکروب سالمونلا رو برمیداشتند

394
00:28:02,514 --> 00:28:07,936
‫و به غذاها و بوفه سالاد در
‫رستورانهایی دالس اضافه میکردن.

395
00:28:10,105 --> 00:28:12,608
‫اونها لباسهای آستین بلند داشتند

396
00:28:12,691 --> 00:28:15,819
‫و یجور سیستمی متصل به آستینشون داشتند.

397
00:28:15,903 --> 00:28:19,781
‫میتونستند دستاشونُ روی سالاد حرکت بدن.

398
00:28:19,865 --> 00:28:23,619
‫میرفتیم و مزه میکردیم و مردم مریض میشدن.

399
00:28:25,203 --> 00:28:28,707
‫اونها برای یه مراسم بزرگ
‫میز رو چیده بودن.

400
00:28:28,790 --> 00:28:33,837
‫پیروان راجنیش سعی داشتند
‫روی انتخابات تأثیر بگذارن.

401
00:28:33,921 --> 00:28:36,048
‫موضوع برای اهالی بسیار جدیه.

402
00:28:36,131 --> 00:28:38,884
‫سازوکار سیاسی دادگاه شهر واسکو

403
00:28:38,967 --> 00:28:41,345
‫به خوبی میتونه آینده شهر رو تعیین کنه،

404
00:28:41,428 --> 00:28:44,723
‫که یعنی سرمایه گذاری به ارزش میلیونها دلار در اونجا وجود داره.

405
00:28:44,806 --> 00:28:48,393
‫که البته برای اهالی راجنیش از
‫نظر سیاسی عاقلانست

406
00:28:48,477 --> 00:28:52,940
‫تا بتونن کنترل سیاسی
‫شهر واسکو رو به دست بگیرن.

407
00:28:53,023 --> 00:28:57,778
‫هدف این بود که یه تلاش در روز انتخابات انجام بدن،

408
00:28:57,861 --> 00:29:00,113
‫تا بتونن اینقدر مردم رو مسموم کنند

409
00:29:00,197 --> 00:29:04,034
‫تا برای کنترل شهر به اندازه
‫کافی رأی داشته باشند.

410
00:29:06,161 --> 00:29:11,708
‫بوفه سالاد، اه اولین تلاش اونها نبوده.

411
00:29:14,795 --> 00:29:17,965
‫یه تهدید برای سمی کردن منبع آب شهر بود.

412
00:29:18,048 --> 00:29:22,469
‫ما آب انبارهای باز داشتیم که
‫سهم عظیمی از جامعه رو سیرآب میکرد.

413
00:29:23,845 --> 00:29:28,308
‫بیشتر آب دالس از زهکشی کوه هود میومد.

414
00:29:28,392 --> 00:29:33,647
‫و ما یه سد بزرگ داریم که بازه.

415
00:29:33,730 --> 00:29:36,650
‫یه نفر یه جایی خونده بود

416
00:29:36,733 --> 00:29:42,155
‫که سگهای آبی منبع بد از باکتریهاست،

417
00:29:42,239 --> 00:29:44,616
‫برای همین تصمیم گرفتند سگهای آبی رو

418
00:29:44,700 --> 00:29:47,911
‫به منبع آب دالس منتقل کنند.

419
00:29:47,995 --> 00:29:51,373
‫اونها با سگهای آبی رفتند،

420
00:29:51,456 --> 00:29:54,960
‫ولی دیدند یه شکاف کوچیک بین

421
00:29:55,043 --> 00:30:01,300
‫سرپوش و دیوار هست که با
‫طناب پوشونده شده.

422
00:30:02,342 --> 00:30:04,886
‫اونا نمیتونستند سگهای آبیُ وارد منبع آب بکنند.

423
00:30:07,347 --> 00:30:09,224
‫برای همین برگشتند و سگهای آبی رو کشتند.

424
00:30:09,308 --> 00:30:12,185
‫اونا انداختند تو مخلوط کن و سگهارو چرخ کردن...

425
00:30:12,269 --> 00:30:17,399
‫و بعد سگهای آبی چرخ شده رو ریختند تو منبع آب.

426
00:30:19,818 --> 00:30:21,862
‫اصلاً نمیدونستم این داستان حقیقت داشته یا نه،

427
00:30:21,945 --> 00:30:25,490
‫ولی یه کسی که اونجا بود این داستانو بهم گفت.

428
00:30:27,242 --> 00:30:29,286
‫این آدما دیوانه هستند.

429
00:30:29,995 --> 00:30:33,665
‫این باعث شد نسبت به این که

430
00:30:33,749 --> 00:30:37,336
‫این آدما کین و دارن چیکار
‫میکنن خیلی مشکوک بشم.

431
00:30:38,628 --> 00:30:40,589
‫«ویور» جلوی یه خانه خالی ایستاد

432
00:30:40,672 --> 00:30:43,383
‫تا بگه تمام مدت درمورد اهالی راجنیش درست میگفته.

433
00:30:43,759 --> 00:30:48,180
‫وقتی بالاخره خبرش منتشر شد
‫که حق با من بوده و من بردم،

434
00:30:48,263 --> 00:30:50,140
‫پیام آور شادی شدم.

435
00:30:50,223 --> 00:30:51,558
‫یه قهرمان بودم.

436
00:30:52,059 --> 00:30:57,272
‫میرفتم با روتاری حرف میزدم و جمهوری خواهان
‫هم ایستاده ازم استقبال میکردن.
‫[روتاری: یک سازمان خیریه جهانی بازرگانان]

437
00:31:01,401 --> 00:31:03,028
‫سه دو یک

438
00:31:03,111 --> 00:31:06,615
‫یه چیزی که فراموش نکنیم: تمام اتهامات خطاکاران

439
00:31:06,698 --> 00:31:09,534
‫یا از زبان «پاگوان» گفته شده یا کسانی
‫که در حصار قرار داشتند میگفتند.

440
00:31:10,243 --> 00:31:11,411
‫و این احتمال اینکه

441
00:31:11,495 --> 00:31:14,873
‫ارباب روشنگری کسی که ادعا میکرد توسط
‫زیردست خودش فریب خورده بود

442
00:31:14,956 --> 00:31:18,001
‫شاید بتونه در دادگاه ثابت کنه
‫دستانش پاک از خطا بوده.

443
00:31:18,668 --> 00:31:20,504
‫دوران پرآشوبیه.

444
00:31:20,587 --> 00:31:24,633
‫رفتند «شیلا» و اراده «پاگوان»

445
00:31:24,716 --> 00:31:31,014
‫برای درمعرض قراردادن تمام فعالیتهای غیرقانونی،

446
00:31:31,098 --> 00:31:34,726
‫در ذهن من، فقط تلاشهای

447
00:31:34,810 --> 00:31:40,982
‫سازمان مهاجرت و چندین آژانس دولتی
‫تداعی میشد که چطور «پاگوانُ» از کشور بیرون میکردن...

448
00:31:42,901 --> 00:31:45,695
‫و چطور باعث تفکیک اون جامعه میشد.

449
00:31:45,779 --> 00:31:47,739
‫ماه عسل خیلی طول نکشید.

450
00:31:47,823 --> 00:31:51,368
‫سالها بی اعتمادی از هر دو طرف
‫نمیشد یک شبه پاک بشه،

451
00:31:51,451 --> 00:31:53,995
‫و مشخص شد که بعضیها در مرتع هنوز هم

452
00:31:54,079 --> 00:31:56,373
‫ممکنه نسبت به پیگرد قانونی آسیب پذیر باشن.

453
00:31:56,456 --> 00:32:00,001
‫پس اهالی راجنیش که هرگز به
‫کنار گذاشتند عزت نفس معروف نبودند،

454
00:32:00,085 --> 00:32:01,795
‫حالا شروع به حمایت از شماره یک کردند.

455
00:32:01,878 --> 00:32:06,550
‫فکر نمیکنم تا به حال زمانی در تحقیقات وجود داشته

456
00:32:06,633 --> 00:32:10,679
‫که بتونم توصیف کنم مسئولان راجنیش همکاری میکردند.

457
00:32:10,762 --> 00:32:14,641
‫در تمام مدت یه رابطه ستیزه جو بود.

458
00:32:15,684 --> 00:32:17,561
‫اونها فقط جرایمش رو رسیدگی نمیکردن.

459
00:32:17,644 --> 00:32:22,190
‫اونها به دنبال انبوهی از مدارک بودند
‫تا بتونند آدمای مرتع رو پیگرد قانونی بکنند،

460
00:32:22,274 --> 00:32:23,483
‫نه فقط برای جرایم «شیلا»،

461
00:32:23,567 --> 00:32:27,320
‫ولی از پروندهای اونها و شکایاتشون حمایت کنند.

462
00:32:27,404 --> 00:32:32,159
‫پس از اون نقطه، هرکسی که باهاشون حرف زده شد
‫رفتند سراغ یه وکیل.

463
00:32:32,242 --> 00:32:34,161
‫همکاریها محدود شد وقتی

464
00:32:34,244 --> 00:32:36,830
‫معلوم شد به اونجا اومدند تا مچ مارو بگیرن.

465
00:32:36,913 --> 00:32:41,626
‫دعوت شدیم تا چیزهایی که میخواستند رو ببینیم

466
00:32:41,710 --> 00:32:46,548
‫ولی باعث نشد چیزی که میخواستند
‫به ما بگند رو همینطور بپذیریم.

467
00:32:46,631 --> 00:32:51,845
‫بنابراین ما همینطوری تصور نمیکردیم اونها
‫دارن تمام داستان رو به ما میگن.

468
00:32:53,638 --> 00:32:58,059
‫ما هنوز آماده نبودیم که یه
‫رودرویی کامل با «پاگوان» داشته باشیم.

469
00:33:03,982 --> 00:33:05,525
‫حالا، برای شفاف سازی...

470
00:33:07,444 --> 00:33:11,573
‫اوشو چیزی درمورد جرایمی که
‫در جریان بود خبر نداشت.

471
00:33:11,656 --> 00:33:16,286
‫وقتی چیزی درمورد آموزه‌هاش و کارش
‫بود اونوقت بود که بوووم.

472
00:33:16,369 --> 00:33:21,249
‫ولی وقتی چیزی خارج از محدوده
‫اینها بود...

473
00:33:23,293 --> 00:33:26,046
‫او همیشه از کسانی که بهشون
‫مسئولیت میداد خیلی حمایت میکرد.

474
00:33:26,129 --> 00:33:30,383
‫موضوع مورد بحثش اونطور که من درکش کردم،

475
00:33:30,467 --> 00:33:34,471
‫فقط بالا بردن آگاهی بشریت بود.

476
00:33:34,554 --> 00:33:36,848
‫هدفش این بود، تلاشش این بود.

477
00:33:36,932 --> 00:33:39,392
‫تنها دلیل صحبت کردنش همین بود.

478
00:33:39,476 --> 00:33:41,645
‫برای اوشو، تمام اینا یه بازی بود.

479
00:33:42,854 --> 00:33:47,025
‫تمام اینا یه بازی آگاهی برای
‫تغییر آگاهی بود.

480
00:33:48,485 --> 00:33:49,819
‫یه آدمی به اسم «گورجیف» بود...

481
00:33:52,155 --> 00:33:53,657
‫که مرد پررمز و راز مشهوری بود...

482
00:33:56,076 --> 00:33:58,119
‫چیزی ساخت که اسمشو گذاشت شیوهها.

483
00:33:59,371 --> 00:34:03,333
‫اون مردم رو در شرایط سخت
‫فیزیکی و روانی قرار میداد.

484
00:34:04,668 --> 00:34:06,545
‫و با مواجهه با چنین شرایطی،

485
00:34:06,628 --> 00:34:12,008
‫مردم به درون خودشون قفل میشدند و
‫درمورد خودشون یاد میگرفتند.

486
00:34:13,426 --> 00:34:19,057
‫در بعضی موارد کل ماجرا برای اوشو
‫فقط یه شیوه بزرگ «گورجیفیان» بود.

487
00:34:19,140 --> 00:34:21,893
‫یه شیوه برای ایالات متحده آمریکا بود،

488
00:34:21,977 --> 00:34:23,687
‫که ببینند خودشون کی هستند.

489
00:34:23,770 --> 00:34:26,648
‫یه شیوه برای «شیوا» بود که
‫بفهمه خودش کی بوده.

490
00:34:26,731 --> 00:34:28,984
‫یه شیوه برای همه ما در جامعه بود

491
00:34:29,067 --> 00:34:31,611
‫که بفهمیم ما تحت فشار چیکار میکنیم.

492
00:34:32,487 --> 00:34:37,117
‫آمریکا قطعاً همان امید...

493
00:34:39,536 --> 00:34:41,454
‫برای تمام دنیاست.

494
00:34:42,205 --> 00:34:48,128
‫ولی... نه اونطور که الآن هست.

495
00:34:48,211 --> 00:34:51,673
‫ما باید آمریکا را بازنویسی کنیم...

496
00:34:54,593 --> 00:34:56,928
‫از سیاستهای کثیف...

497
00:34:57,846 --> 00:35:00,515
‫از ادیان خیالی...

498
00:35:05,020 --> 00:35:11,276
‫از هرگونه ریاکاری.

499
00:35:11,359 --> 00:35:14,029
‫این یه تصادف نیست...

500
00:35:14,112 --> 00:35:19,826
‫که به ناگاه ما در اینجا فرود آمدیم.

501
00:35:19,909 --> 00:35:22,370
‫ما مجبوریم...

502
00:35:24,706 --> 00:35:30,462
‫یه کار خیلی بزرگ...

503
00:35:31,504 --> 00:35:34,507
‫برای بشریت انجام بدیم.

504
00:35:39,971 --> 00:35:43,475
‫«گورجیف» حق داشت.

505
00:35:43,558 --> 00:35:46,102
‫درود بر آمریکا.

506
00:35:53,109 --> 00:35:56,112
‫معلم مذهبی دیشب گفت آئین راجنیش بدون

507
00:35:56,196 --> 00:35:59,949
‫اجازه وی توسط معاون سابقش «ما آنان شیلا» شروع شد.

508
00:36:00,033 --> 00:36:02,869
‫من علیه تمام ادیان هستم.

509
00:36:04,287 --> 00:36:06,831
‫من رهبر شما نیستم.

510
00:36:08,416 --> 00:36:10,502
‫شما پیرو من نیستید.

511
00:36:12,087 --> 00:36:14,464
‫من همه چیز را نابود میکنم...

512
00:36:15,548 --> 00:36:19,552
‫تا تاریخ دیگه تکرار نشه.

513
00:36:19,636 --> 00:36:22,722
‫«پاگوان» گفت مریدانش میتونند
‫از الآن هررنگی خواستند بپوشند.

514
00:36:22,806 --> 00:36:26,309
‫اونها حتی میتونند تسبیح های
‫خودشون که نماد مریدی بود را پاره کنند.

515
00:36:26,393 --> 00:36:29,145
‫او هیچگونه تجملات یک دین سازمان دهی شده رو نمیخواهد.

516
00:36:30,063 --> 00:36:34,359
‫اگه بتونم یه ژاکت فیروزه‌ای بخرم
‫شادترین زن دنیا میشم.

517
00:36:36,736 --> 00:36:38,238
‫ولی بوتیک تموم کرده پس...

518
00:36:39,614 --> 00:36:41,908
‫فکر کنم واقعاً زیباست چون معنیش اینه که

519
00:36:41,991 --> 00:36:46,830
‫هیچگونه تفکیکی بین سینیاسینها و باقی دنیا نیست.

520
00:36:46,913 --> 00:36:48,581
‫اون میخواست مردم آزاد باشن.

521
00:36:49,749 --> 00:36:53,461
‫اون میخواست مردم از اون وضعیت آزاد بشن،

522
00:36:53,545 --> 00:36:57,006
‫تا از اون شرایط آزاد بشن،
‫تا انرژی خودشونُ آزاد کنند،

523
00:36:57,090 --> 00:37:00,677
‫تا ادراک خودشون آزاد کنند تا
‫فراگیری خودشون آزاد کنند.

524
00:37:00,760 --> 00:37:02,679
‫برای اولین بار...

525
00:37:03,972 --> 00:37:06,808
‫در کل تاریخ بشریت...

526
00:37:09,811 --> 00:37:14,691
‫یک دین... مرد.

527
00:37:31,958 --> 00:37:33,877
‫خیلی خب، سلام همگی!

528
00:37:36,296 --> 00:37:40,425
‫این آرزوی «شیلا» بود تا
‫کاهن اعظم باشه.

529
00:37:44,137 --> 00:37:46,806
‫و آرزوی «شیلا» تا پاپ بشه،

530
00:37:50,727 --> 00:37:57,066
‫و امروز جشن میگیریم چون
‫مذهب راجنیش مُرده.

531
00:38:04,532 --> 00:38:07,994
‫ما به این فکر افتادیم که «پاگوان» تا چه حد عصبانیه.

532
00:38:08,077 --> 00:38:11,664
‫او دستور داد کتابهای فرمان
‫و ادعیه راجنیش آتش بگیره.

533
00:38:11,748 --> 00:38:14,584
‫و درهمون زمان، دستور داد ردای «شیلا» رو بسوزونن.

534
00:39:01,756 --> 00:39:04,509
‫فکر کنم این یه رسمه...

535
00:39:04,592 --> 00:39:09,055
‫تا کسی که کفر میورزه رو آتش بزنن.

536
00:39:10,265 --> 00:39:12,934
‫این یه رسم قدیمیه...

537
00:39:13,810 --> 00:39:15,937
‫درست مثل آتش زدن جادوگرا.

538
00:39:19,399 --> 00:39:21,234
‫«شیلا» میگه هرگز خواستار

539
00:39:21,317 --> 00:39:23,736
‫تأسیس یک دین نبود.

540
00:39:23,820 --> 00:39:25,446
‫تمام اینا ایده اون بود نه تو؟

541
00:39:26,197 --> 00:39:28,074
‫من به همچین چیزهایی فکر نمیکردم.

542
00:39:28,157 --> 00:39:30,159
‫«پاگوان» بهشون فکر کرد؟

543
00:39:30,243 --> 00:39:32,370
‫و چون بهشون فکر کرده اونو گردن تو میندازه

544
00:39:32,453 --> 00:39:33,454
‫تا از شرشون خلاص بشه؟

545
00:39:33,538 --> 00:39:38,126
‫درسته، برای همین یه معاون
‫اجرایی میخواست تا بندازه گردنش.

546
00:39:38,209 --> 00:39:44,883
‫«پاگوان» دستور داد تا رداهای من و کتابهای
‫مکتب راجنیش رو آتش بزنن.

547
00:39:46,009 --> 00:39:47,302
‫اونا منو آتش نمیزنن.

548
00:39:48,428 --> 00:39:52,390
‫اونها «پاگوان» و خودشون رو آتش میزنن.

549
00:39:52,974 --> 00:39:55,602
‫روی من بازتابی نداره.

550
00:39:55,685 --> 00:39:58,771
‫روی این آدما بازتاب داره.

551
00:40:01,149 --> 00:40:07,739
‫نشون میده تأسف و خشمش تا چه حده.

552
00:40:08,573 --> 00:40:11,117
‫اون آماده بود منو هم آتش بزنه.

553
00:40:17,665 --> 00:40:22,629
‫«شیلا» و یه گروه از ما تو یه آپارتمان تعطیلات در بلک فورست بودیم.

554
00:40:23,421 --> 00:40:25,548
‫یه آشفتگی کامل رسانه‌ای وجود داشت.

555
00:40:25,632 --> 00:40:27,717
‫ینی، تمام دنیا «شیلا» رو میشناختن.

556
00:40:27,800 --> 00:40:29,344
‫ما آناند شیلا.

557
00:40:29,886 --> 00:40:33,848
‫و «پاگوان» هم که هرروز اتهامات تازه میزد،

558
00:40:33,932 --> 00:40:36,726
‫خبرنگارها همیشه یه چیزی برای نوشتن داشتن.

559
00:40:36,809 --> 00:40:39,270
‫این واقعاً یه خبر داغ بود

560
00:40:39,354 --> 00:40:43,191
‫و همه جای دنیا درموردش مینوشتند.

561
00:40:44,317 --> 00:40:46,486
‫گروه واقعاً به پول نیاز داشت.

562
00:40:46,569 --> 00:40:49,739
‫ما باید یه چیزی میخوردیم و
‫باید وسایل راحتی میداشتیم.

563
00:40:49,822 --> 00:40:50,865
‫لباسی برای پوشیدن میخواستیم.

564
00:40:50,949 --> 00:40:54,535
‫شلوارک هستن، نیاز به شلوارک نداریم.

565
00:40:54,619 --> 00:40:55,662
‫یه چیزی...

566
00:40:55,745 --> 00:40:57,455
‫آدمی مثل من...

567
00:40:59,123 --> 00:41:01,250
‫که مردم رو مدیریت میکردم...

568
00:41:03,086 --> 00:41:05,922
‫در راجنیش پورام میتونستم هرکاری بکنم.

569
00:41:06,005 --> 00:41:09,884
‫میتونم کوههارو تکون بدم میتونم خونه بسازم.

570
00:41:09,968 --> 00:41:12,762
‫ولی در دنیای واقعی...

571
00:41:13,596 --> 00:41:16,557
‫نمیدونستم چطور انجامش بدم.

572
00:41:17,934 --> 00:41:19,936
‫ما 25 نفر بودیم.

573
00:41:20,019 --> 00:41:23,022
‫ما یه رستوران بزرگ اجاره کردیم...

574
00:41:25,483 --> 00:41:26,985
‫و به پول نیاز داشتیم.

575
00:41:30,530 --> 00:41:35,535
‫ما به هیچ روزنامه‌ای یا هیچکسی
‫نگفتیم کجا بودیم

576
00:41:36,035 --> 00:41:39,330
‫مجله اشترن به «شیلا» تماس گرفت،

577
00:41:39,414 --> 00:41:42,166
‫که یه مجله خیلی محبوب در آلمان هست.

578
00:41:45,003 --> 00:41:50,758
‫مجله اشترن بابت یه داستان انحصاری میزان زیادی پول پرداخت کرد.

579
00:41:50,842 --> 00:41:54,178
‫ما نباید به هر دلیلی با خبرنگارها صحبت میکردیم.

580
00:41:54,262 --> 00:41:57,974
‫گزارشگره از مجله اشترن ترتیبی
‫اتخاذ کردن که «شیلا» و گروهش

581
00:41:58,057 --> 00:42:01,102
‫توسط یه درشکه و اسب و

582
00:42:01,185 --> 00:42:04,022
‫توسط یه اتوبوس

583
00:42:04,105 --> 00:42:08,234
‫و بعد توسط یه قایق به
‫جزیره دریای شمالی قاچاق بشن.

584
00:42:09,235 --> 00:42:15,116
‫ما تا وقتی داستان اشترن منتشر
‫بشه تو یه هتل مجلل ساکن شدیم.

585
00:42:15,199 --> 00:42:16,409
‫داستان لو رفت.

586
00:42:18,870 --> 00:42:21,080
‫«شیلا» برای اونها لختی عکس گرفت.

587
00:42:23,416 --> 00:42:28,171
‫و منم هم توی عکسشون بودم
‫به عنوان یکی از بادیگاردهاشون.

588
00:42:30,381 --> 00:42:35,595
‫مجله اشترن نسخهای زیادی فروخت.

589
00:42:35,678 --> 00:42:37,638
‫باورت نمیشه.

590
00:42:37,722 --> 00:42:40,683
‫و وقتی تمامش تموم شد...

591
00:42:42,143 --> 00:42:43,978
‫یه روز از پنجره بیرون نگاه کردیم

592
00:42:44,062 --> 00:42:47,565
‫و ازدحام خبرنگارهارو بیرون هتل دیدیم.

593
00:42:47,648 --> 00:42:49,650
‫لحظات اضطراب.

594
00:42:49,734 --> 00:42:51,736
‫اونا فهمیدن «شیلا» کجا بود.

595
00:42:51,819 --> 00:42:55,156
‫مکان او در اروپا تا الآن نامشخص بود.

596
00:42:55,239 --> 00:42:56,908
‫گرچه او در جزیره جوست

597
00:42:56,991 --> 00:43:00,620
‫خارج از خلیج آلمان مکان یابی شد.

598
00:43:00,703 --> 00:43:05,124
‫او در مجله اشترن اشاره کرد که
‫ریاست راجنیش بی معناست.

599
00:43:05,208 --> 00:43:07,376
‫او اضافه کرد که دلیل ترک مرتع

600
00:43:07,460 --> 00:43:10,088
‫این بود که نمیخواست لقمه را از دهان دیگران بگیرد

601
00:43:10,171 --> 00:43:12,048
‫تا برای او رولز رویس بخره.

602
00:43:12,131 --> 00:43:17,804
‫ینی تشکیلات آژانس یا فدرال یا محلی
‫سعی داشتند «شیلا»رو پس بگیرن؟

603
00:43:17,887 --> 00:43:20,223
‫من با وزارت دادگستری آمریکا صحبت کردم.

604
00:43:20,306 --> 00:43:24,727
‫اونها گفتند هیچ اقدامی برای استرداد مجرمین انجام نشده

605
00:43:24,811 --> 00:43:27,021
‫و نمیخوان بیشتر از این درموردش صحبت کنند.

606
00:43:34,862 --> 00:43:37,198
‫یادم میاد یه روز توی دفترم نشسته بودم،

607
00:43:37,281 --> 00:43:39,659
‫و تلفن زنگ زد و جواب دادم

608
00:43:39,742 --> 00:43:41,994
‫و اف.بی.آی بود.

609
00:43:42,078 --> 00:43:44,831
‫گفتند "باید بری به نزدیک ترین باجه تلفن

610
00:43:44,914 --> 00:43:47,041
‫و به این شماره به من زنگ بزنی."

611
00:43:47,125 --> 00:43:49,335
‫اولش فکر کردم، میدونی توهم زدم.

612
00:43:50,586 --> 00:43:53,256
‫این میدونی، یکی دیگه از حقه‌های راجنیشه؟

613
00:43:53,339 --> 00:43:54,423
‫این دیگه چیه؟

614
00:43:54,507 --> 00:43:57,260
‫میدونی، یجورایی مثل 007 همچین چیزی بود.

615
00:43:57,343 --> 00:44:00,138
‫منم سوار ماشین شدم، رفتم به نزدیکترین
‫باجه تلفن،

616
00:44:00,221 --> 00:44:01,639
‫شماره رو گرفتم با یارو حرف زدم.

617
00:44:01,722 --> 00:44:06,602
‫اون درمورد تحقیقات بهم گفت، و
‫داشتند حکم تفتیش تهیه میکردن.

618
00:44:07,770 --> 00:44:12,066
‫و ازم میخواستن هر نقشه‌ای از مرتع داشتم رو براشون ببرم،

619
00:44:12,150 --> 00:44:14,735
‫هرگونه طرح بندی فیزیکی،

620
00:44:14,819 --> 00:44:19,448
‫هرگونه توضیحاتی که بتونه
‫درمورد ساختمونهای مختلف بهشون کمک کنه.

621
00:44:20,533 --> 00:44:24,453
‫تمامشو بردم و با اف.بی.آی و پلیس ایالتی ملاقات کردم.

622
00:44:26,956 --> 00:44:31,794
‫یکم زمان برد تا این طراحیهارو
‫بررسی کنم و بفهمم کدوم ساختمون چیه

623
00:44:31,878 --> 00:44:35,339
‫و فکر میکردیم چه استفاده‌ای داشتن،

624
00:44:35,423 --> 00:44:40,928
‫و بالافاصله بعد از اون بود که یورش اتفاق افتاد.

625
00:44:41,012 --> 00:44:42,763
‫دهها پلیس ایالتی و فدرال

626
00:44:42,847 --> 00:44:45,558
‫با حکم تفتیش امروز عصر به
‫راجنیش پورام رفتند.

627
00:44:45,641 --> 00:44:48,394
‫بعد از ساعت 2 عصر
‫پلیس راه افتاد.

628
00:44:48,477 --> 00:44:51,856
‫اونها یه یورش به مرتع رو
‫با احتیاط زیاد هماهنگ کرده بودن.

629
00:44:51,939 --> 00:44:54,066
‫از یه جاده وارد اونجا شدن

630
00:44:54,150 --> 00:44:56,527
‫به صورت یه کاروان و مأموران رسمی فدرال

631
00:44:56,611 --> 00:44:57,778
‫و همینطوری پخش شدن.

632
00:44:57,862 --> 00:45:00,823
‫تعداد 50 مأمور اف.بی.آی و پلیس ایالتی

633
00:45:00,907 --> 00:45:02,325
‫به سمت مرتع هجوم بردند.

634
00:45:02,408 --> 00:45:04,911
‫مرکز پزشکی راجنیش بین 7 ساختمون بود

635
00:45:04,994 --> 00:45:06,245
‫جایی که حکم تفتیش بهش تعلق داشت.

636
00:45:06,329 --> 00:45:08,748
‫جرایم توطئه، تلاش برای قتل،

637
00:45:08,831 --> 00:45:11,292
‫حمله سطح یک، سه و چهار...

638
00:45:11,375 --> 00:45:13,294
‫اونها تونستند یه حکم تفتیش بگیرن...

639
00:45:14,045 --> 00:45:18,841
‫و اون درو به سمت «پاگوان» باز کرد.

640
00:45:20,593 --> 00:45:22,511
‫مثل یه آشفتگی غذایی بود.

641
00:45:22,595 --> 00:45:24,847
‫اینطوری بود "حالا میخوریمش!" میدونی؟

642
00:45:24,931 --> 00:45:27,058
‫نور توی صورتم نگیر لطفاً.

643
00:45:27,141 --> 00:45:29,226
‫داری اخلال ایجاد میکنی باشه؟

644
00:45:29,310 --> 00:45:30,811
‫یکم بهم فضا بدید ممنون.

645
00:45:30,895 --> 00:45:33,439
‫و مسئولان ایالتی

646
00:45:33,522 --> 00:45:37,234
‫از پنجره ها وارد میشدند و
‫درب ها رو میشکستند،

647
00:45:37,318 --> 00:45:42,907
‫تمام اسنادشون رو برمیداشتند تا چیزهایی
‫که بهشون ندادند رو بردارن.

648
00:45:42,990 --> 00:45:45,409
‫طوری با ما رفتار شد انگار مجرم بودیم.

649
00:45:45,493 --> 00:45:47,995
‫ما کسایی بودیم که با مسئولان تماس گرفتیم

650
00:45:48,079 --> 00:45:50,665
‫تا بیان و رسیدگی کنند.

651
00:45:50,748 --> 00:45:53,376
‫هدف پیدا کردن مجرم اصلی نیست،

652
00:45:53,459 --> 00:45:56,504
‫اینه که این جامعه رو وحشت زده
‫کنند و شاید نابودش بکنن.

653
00:45:58,297 --> 00:46:01,050
‫حتی یک دادستانی ایالت متحده یا

654
00:46:01,133 --> 00:46:04,595
‫یک دادستان از دفتر دادستانی کل اینجا وجود نداره

655
00:46:04,679 --> 00:46:07,598
‫که به روند رسیدگیها نظارت مستقیم داشته باشه.

656
00:46:07,682 --> 00:46:12,687
‫پس چیزی که داریم 50 نفر دارن
‫نقش دزد و پلیس بازی میکنن،

657
00:46:12,770 --> 00:46:16,357
‫از یه جای دور یه حکم دستشون دارن،

658
00:46:16,440 --> 00:46:18,359
‫و نمیدونند دارن دنبال چی میگردن.

659
00:46:19,902 --> 00:46:23,280
‫نمیدونم میشه اسمشو گذاشت ماهیگیری با نارنجک.

660
00:46:23,364 --> 00:46:25,574
‫سؤال اینجاست که این تحقیقات درمورد چیه؟

661
00:46:25,658 --> 00:46:30,287
‫اونا میدونستند اگه بتونند اوشو را
‫بگیرند جامعه از هم میپاشه.

662
00:46:32,456 --> 00:46:36,794
‫برای همین روی اوشو تمرکز داشتند... همیشه.

663
00:46:36,877 --> 00:46:39,630
‫در تحقیقاتی که به گفته شهردار راجنیش پورام

664
00:46:39,714 --> 00:46:43,342
‫یک نارنجک دودی از تلاش نیروهای فدرال
‫برای دیپورت راجنیش و پیروانش است.

665
00:46:43,426 --> 00:46:46,595
‫اونها اصلاً هیچ مدرکی نداشتند

666
00:46:46,679 --> 00:46:51,392
‫که او در هیچکدوم از جرایم «شیلا»
‫نقشی داشته باشه.

667
00:46:51,475 --> 00:46:53,269
‫اونا مدرک نداشتن.

668
00:46:53,352 --> 00:46:56,063
‫اونها در تلاشن تا برای دیپورت «پاگوان» پروندسازی کنند؟

669
00:46:56,981 --> 00:46:58,065
‫البته.

670
00:47:00,484 --> 00:47:02,653
‫اگه میخوان ما اینجارو ترک کنیم،

671
00:47:02,737 --> 00:47:04,905
‫مجبورن نابودش کنند،

672
00:47:04,989 --> 00:47:09,368
‫و همراهش مجبورن ماسک دموکراسی رو هم نابود کنند...

673
00:47:11,620 --> 00:47:13,706
‫احترام به اشخاص را نابود کنند...

674
00:47:15,750 --> 00:47:18,919
‫قوانین آزادی عقاید رو نابود کنند.

675
00:47:19,003 --> 00:47:23,215
‫همه آنها همراه با راجنیش پورام به زیر کشیده خواهد شد.

676
00:47:25,176 --> 00:47:27,261
‫اتفاق بین شما و محققان جنایی به نظر میاد

677
00:47:27,344 --> 00:47:30,431
‫از این نقطه به بعد یک جور نمایش وجود داره.

678
00:47:30,514 --> 00:47:33,851
‫دارید به پیروانتون میگید با هیچکسی صحبت نکنند

679
00:47:33,934 --> 00:47:36,395
‫مگه اینکه قبلش با شما هماهنگ کنند، این درسته؟

680
00:47:36,479 --> 00:47:40,149
‫من فقط دارم میگم اون آدما

681
00:47:40,232 --> 00:47:46,572
‫دارن برای نابودی یک اجتماع عرفانی توطئه میکنند.

682
00:47:47,656 --> 00:47:51,827
‫و من به کسی اجازه نمیدم اجتماع عرفانی
‫مارو نابود کنند.

683
00:47:53,579 --> 00:47:57,625
‫و به سینیاسینها خودم میخوام بگم،

684
00:47:57,708 --> 00:47:59,835
‫اکنون همکاری در کار نیست.

685
00:48:01,378 --> 00:48:05,674
‫کسی حق نداره چیزی گزارش کنه.

686
00:48:07,134 --> 00:48:09,136
‫همکاری ما به اتمام رسید.

687
00:48:11,263 --> 00:48:13,057
‫حالا میتونید برید به جهنم.

688
00:48:17,978 --> 00:48:20,106
‫با وجود اظهارات راجنیش،

689
00:48:20,189 --> 00:48:22,191
‫سینیاسینها همچنان توسط اف.بی.آی

690
00:48:22,274 --> 00:48:26,028
‫پلیس ایالتی اورگن و مسئولان شهر واسکو اینجا

691
00:48:26,112 --> 00:48:28,197
‫در این مزرعه این شهر گفتگو میکنند.

692
00:48:29,198 --> 00:48:34,787
‫ما میخواستیم چندتا سینیاسین ناراضی
‫در موقعیتی باشن

693
00:48:34,870 --> 00:48:38,415
‫تا بتونند و بخواند علیه «پاگوان» شهادت بدند.

694
00:48:41,961 --> 00:48:48,592
‫مأموران قانون حاضرن برای آوردن
‫شاهدین یک معامله انجام بدن.

695
00:48:48,676 --> 00:48:50,803
‫تا نه تنها سرعت رسیدگیهارو بالا میبره

696
00:48:50,886 --> 00:48:53,556
‫بلکه اطلاعات بخصوصی در اختیار قرار میده.

697
00:48:53,639 --> 00:48:56,308
‫اگر کسی که اطلاعات دست اولی داره در اختیار داشته باشی،

698
00:48:56,392 --> 00:49:00,729
‫که بگه "من تو اتاق بودم جایی
‫که تصمیم گرفتن بوفه سالاد رو مسموم کنن."

699
00:49:00,813 --> 00:49:03,107
‫این تورو تبدیل به یه شاهد خیلی معتبر میکنه.

700
00:49:03,190 --> 00:49:07,570
‫هیچکس، تقریباً هیچکس حاضر
‫نبود با ما حرف بزنه.

701
00:49:08,279 --> 00:49:10,531
‫اونا شاید از «شیلا» متنفر بودن و
‫شاید از بعضی از

702
00:49:10,614 --> 00:49:14,160
‫ادمای اون گروه مدیریت که «شیلا»
‫فرماندهی میکرد متنفر بودن،

703
00:49:14,243 --> 00:49:17,997
‫ولی هنوزم خیلی نسبت به «پاگوان» وفادار بودند.

704
00:49:22,459 --> 00:49:25,087
‫میدونی بعضی وقتها بهتره که خوش شانس باشی تا خوب.

705
00:49:41,020 --> 00:49:42,771
‫چه حسی داره که دوباره به تالار برگشتی؟

706
00:49:42,855 --> 00:49:44,982
‫خوبه که اینجام.
‫خوبه که اینجام.

707
00:49:45,065 --> 00:49:46,150
‫کجا بودین؟

708
00:49:47,026 --> 00:49:49,653
‫من، همین اطراف بودم.

709
00:49:49,737 --> 00:49:50,696
‫تو زوریخ نبودم

710
00:49:50,779 --> 00:49:54,241
‫مثل چیزی که تو روزنامه دیدم
‫روزی که از اینجا رفتم.

711
00:49:54,325 --> 00:49:57,703
‫«پاگوان» قبلاً گفت تو در
‫لس آنجلس پنهان شده بودی،

712
00:49:57,786 --> 00:49:59,538
‫با مأموران قانون معامله میکردی.

713
00:50:01,665 --> 00:50:03,334
‫هیچ دلیلی... ینی

714
00:50:05,336 --> 00:50:06,337
‫نه.

715
00:50:06,921 --> 00:50:08,923
‫شما اطلاعاتی از جرایم «شیلا» دارید که ...

716
00:50:09,006 --> 00:50:11,008
‫متوجه شدم که میگن...

717
00:50:12,134 --> 00:50:15,179
‫میدونم گفت شما برای رفتن به یک
‫جامعه جدید با

718
00:50:15,262 --> 00:50:16,222
‫مسئولان مذاکره میکردید.

719
00:50:16,305 --> 00:50:17,848
‫با مسئولان حرف نزدید؟

720
00:50:17,932 --> 00:50:20,142
‫ببین حرفی برای گفتن ندارم.

721
00:50:20,226 --> 00:50:22,019
‫هیچ حرفی درمورد اینا ندارم بزنم.

722
00:50:27,274 --> 00:50:30,152
‫«کی.دی» که شهردار راجنیش پورام بود...

723
00:50:31,195 --> 00:50:36,283
‫مردی حیله گر که از قدرتی
‫که «شیلا» بهش داد لذت میبرد

724
00:50:36,367 --> 00:50:38,994
‫به عنوان کسی که در خط مقدم قرار داره.

725
00:50:40,454 --> 00:50:43,082
‫«کی.دی» مدام جلسه داشت و جلسه پشت جلسه.

726
00:50:43,165 --> 00:50:45,626
‫خودش در بعضی از این چیزها سهیم میشد.

727
00:50:47,503 --> 00:50:51,715
‫«شیلا» اونو وارد چرخه داخلیش کرد...

728
00:50:52,549 --> 00:50:55,636
‫و اون رو اغواش کرد.

729
00:50:55,719 --> 00:51:00,057
‫نه به روش جسمی، ولی اونو با
‫قدرت اغواش کرد.

730
00:51:00,766 --> 00:51:03,352
‫بعضی وقتها خیلی ازش سوءاستفاده میکرد.

731
00:51:04,061 --> 00:51:07,940
‫همینطور بهش ضربه میزد، میدونی؟
‫صداش میزد بزدل.

732
00:51:08,023 --> 00:51:09,650
‫خیلی بهش فشار میآورد.

733
00:51:10,776 --> 00:51:12,945
‫و نمیتونست تحملش کنه.

734
00:51:15,155 --> 00:51:18,826
‫پس وقتی شیلا رفت، کی.دی فهمید ممکنه بره زندان.

735
00:51:19,326 --> 00:51:23,080
‫و بهش گفتم میتونه بره وکیل بگیره، میدونی؟ ما پولشو میدیم.

736
00:51:26,208 --> 00:51:29,962
‫ولی رفت پیش دولت فدرال تا معامله کنه.

737
00:51:30,045 --> 00:51:32,506
‫دادستان کل «دیو فرونمایر» امروز گفت

738
00:51:32,589 --> 00:51:36,302
‫توافق باعث یک گشایش بزرگ
‫در تحقیقات جنایی شد.

739
00:51:36,385 --> 00:51:39,138
‫آقای «نپ» از اتفاقات درونی محفل
‫اطلاعاتی ارائه دادند

740
00:51:39,221 --> 00:51:43,309
‫که نشان از قانون شکنی و به طبع اون
‫ادامه تحقیقات راه خواهد داشت.

741
00:51:44,393 --> 00:51:47,187
‫او همچنین موافقت کرد که مدارک جزء به جزء تحویل بده

742
00:51:47,271 --> 00:51:50,190
‫و تحویل هم داد، اطلاعاتی باورنکردنی

743
00:51:50,274 --> 00:51:54,069
‫و اخباری از توطئهای قانون شکنی در سطوح بالای مدیریتی.

744
00:51:55,154 --> 00:51:56,739
‫اون نقطه کلیدی بود.

745
00:51:57,656 --> 00:52:01,660
‫چیزهای زیادی از «کی.دی» شنیدم

746
00:52:01,744 --> 00:52:05,331
‫اینکه ما بیشتر از انتظارم

747
00:52:05,414 --> 00:52:08,834
‫از دید اهالی راجنیش منفور بودیم.

748
00:52:10,461 --> 00:52:16,800
‫وقتی مردم تحت فشار هستن،
‫شخصیت عمیق درونیشون افشا میشه.

749
00:52:16,884 --> 00:52:20,387
‫ینی تو جنگ اتفاق میافته، در تمام
‫شرایط مختلف اتفاق میافته.

750
00:52:20,471 --> 00:52:23,140
‫در سیاست اتفاق میافته.

751
00:52:23,223 --> 00:52:24,975
‫وقتی مردم تحت فشار هستند...

752
00:52:27,728 --> 00:52:30,606
‫بیشتر مردم به ترس واکنش نشون میدن

753
00:52:30,689 --> 00:52:33,942
‫و برای محافظت از خودشون واکنش نشون میدن.

754
00:52:34,026 --> 00:52:36,779
‫خب اول از همه واکنش کلی شما

755
00:52:36,862 --> 00:52:39,156
‫نسبت به شهردار سابق این شهر

756
00:52:39,239 --> 00:52:41,617
‫که به جرایم مورد اتهام قرار گرفته بود اعتراف کرده

757
00:52:41,700 --> 00:52:43,952
‫و همینطور همکاری کردن با پلیسها چیه؟

758
00:52:44,036 --> 00:52:45,537
‫خب حتماً یه کاری کرده.

759
00:52:45,621 --> 00:52:47,498
‫او اونطور که من فهمیدم،

760
00:52:47,581 --> 00:52:50,918
‫او به جرایمی اعتراف کرده تا

761
00:52:51,001 --> 00:52:55,672
‫اجازه نده مجریان قانون جرایم
‫جدیتر رو پیگیری کنن.

762
00:52:56,298 --> 00:52:57,591
‫و ام...

763
00:53:00,052 --> 00:53:01,929
‫خب این واقعیتشه.

764
00:53:02,012 --> 00:53:04,765
‫این روی ارزیابی شما نسبت
‫به «کی.دی» چه اثری میگذاره؟

765
00:53:04,848 --> 00:53:06,850
‫منظورم اینه که شما مدت زیادی اونو میشناسید.

766
00:53:15,359 --> 00:53:17,820
‫این بین من و «کی.دی» شخصیه.

767
00:53:24,368 --> 00:53:28,122
‫فکر کنم «کی.دی» یه بزدل بود.

768
00:53:31,834 --> 00:53:36,004
‫من درمورد هیچ انسانی
‫نظر بدی ندارم.

769
00:53:37,339 --> 00:53:39,925
‫به نظرم مشمئزکنندست.

770
00:53:43,011 --> 00:53:44,930
‫ولی اون هرکسیُ میفروخت.

771
00:53:48,517 --> 00:53:49,518
‫اه...

772
00:53:49,601 --> 00:53:51,645
‫اون خودشو میفروشه که فروخت.

773
00:53:53,772 --> 00:53:56,567
‫اون خودشو فروخت.

774
00:53:56,650 --> 00:53:58,527
‫دادستان کل اعلام کرد

775
00:53:58,610 --> 00:54:02,573
‫«کریشنا دیوا» تحت محافظت شاهدین
‫توسط نیروهای فدرال قرار میگیره

776
00:54:02,656 --> 00:54:04,616
‫بخاطر ترس از امنیت خودش.

777
00:54:04,700 --> 00:54:06,243
‫اتهامات به سمت جرایمی

778
00:54:06,326 --> 00:54:09,913
‫در حوزه تلاش برای قتل تا
‫کلاهبرداری مهاجرین برآمده است.

779
00:54:14,209 --> 00:54:19,465
‫ما قصد داشتیم تمام کسانی که در این توطئه بزرگ

780
00:54:19,548 --> 00:54:24,344
‫نقض قوانین آمریکا دست داشتند رو پاسخگو کنیم.

781
00:54:24,428 --> 00:54:27,890
‫ما برای تک تکشون حکم جلب گرفتیم.

782
00:54:27,973 --> 00:54:29,933
‫اتهامات مخفی «پاگوان» و

783
00:54:30,017 --> 00:54:31,643
‫هفت تن از پیروانش

784
00:54:31,727 --> 00:54:35,397
‫35 مورد توطئه فریبکاری ایالات متحده

785
00:54:35,481 --> 00:54:38,358
‫و اظهارات دروغ درمورد پرورش بیگانگان.

786
00:54:39,485 --> 00:54:45,491
‫ما با یک بازداشت همزمان «پاگوان»،

787
00:54:45,574 --> 00:54:48,160
‫که هدف اصلی پرونده بود،

788
00:54:48,243 --> 00:54:51,079
‫و مردمان داخل مرتع و شیلا،

789
00:54:51,163 --> 00:54:53,707
‫و اهداف دیگری که الان در آلمان هستند رودر رو بودیم.

790
00:54:53,790 --> 00:54:56,335
‫ما باید اینکارو سریع و مطمئن انجام میدادیم.

791
00:54:57,461 --> 00:55:02,174
‫«شیلا» در فاصله 50 مایلی یا نزدیک
‫به مرز سوئیس ساکن شده.

792
00:55:02,257 --> 00:55:04,968
‫وقتی از مرز رد بشه، دیگه غیرقابل استرداد میشه.

793
00:55:06,094 --> 00:55:10,641
‫ما ناگزیر بودیم که بلافاصله «شیلا و پاگوان» رو بگیریم.

794
00:55:13,018 --> 00:55:15,229
‫بعد از اینکه اعلام جرم رو گرفتیم،

795
00:55:15,312 --> 00:55:20,234
‫مأمور پرونده من «جور گرین»، توسط
‫مرکز فرماندهی در واشنگتن خبردار شد.

796
00:55:20,317 --> 00:55:23,153
‫که اون حق نداره این حکم رو اجرا کنه.

797
00:55:23,237 --> 00:55:25,822
‫در بیشتر پرونده ها، اونا منتظر همین بودن،

798
00:55:25,906 --> 00:55:28,784
‫میدونی همون موانع مال وقتی که بخوایم دستبند بزنیم.

799
00:55:29,868 --> 00:55:34,206
‫برای ما در آخرین دقایق بود و
‫از نیروهای مارشال خواستیم که

800
00:55:34,289 --> 00:55:39,211
‫برن و در یک مکانی که بشدت
‫مسلح هستند حکم رو اجرا کنه...

801
00:55:44,383 --> 00:55:46,635
‫آره، یکم برای تصمیم گیری تأمل میکنند

802
00:55:46,718 --> 00:55:51,223
‫و برای جلوگیری از خشونت
‫به یک نقشه نیاز دارن.

803
00:55:55,769 --> 00:56:00,607
‫مکان راجنیش پورام در یک درّه بسته

804
00:56:00,691 --> 00:56:03,485
‫باعث ایجاد مشکلات زیادی میشد

805
00:56:03,569 --> 00:56:07,155
‫چون هرگونه رویه قانونی،

806
00:56:07,239 --> 00:56:12,077
‫اه، میتونست شامل... کابوسهای لوجستیکی

807
00:56:12,160 --> 00:56:13,996
‫برای تأمین امنیت کسانی که

808
00:56:14,079 --> 00:56:17,040
‫میخواستن اجرا کنند میشد.

809
00:56:17,124 --> 00:56:21,712
‫و نگرانی بزرگی وجود داشت که نکنه مردم تحریک

810
00:56:21,795 --> 00:56:23,589
‫بشند و خودشون اوضاعُ تحت کنترل بگیرن.

811
00:56:27,259 --> 00:56:31,138
‫اوضاع داشت یجورایی، بهم ریخته میشد.

812
00:56:31,221 --> 00:56:35,517
‫ما یه چادر تو یه غار با غذا و،

813
00:56:35,601 --> 00:56:38,687
‫با تخت خواب و با مهمات و اسلحه داشتیم.

814
00:56:39,980 --> 00:56:41,106
‫اگه میخواستیم با عجله بریم،

815
00:56:41,189 --> 00:56:44,484
‫ماشین و با کلیدش رو به عقب نگه میداشتیم.

816
00:56:44,568 --> 00:56:47,863
‫و پلیس ایالتی میترسید که بره اونجا

817
00:56:47,946 --> 00:56:51,533
‫چون قدرتشون کم بود. و میدونستند.

818
00:56:51,617 --> 00:56:55,412
‫اونها سلاحهای گرم بیشتری نسبت به ما داشتند.

819
00:56:55,495 --> 00:56:59,416
‫مسئولان فدرال هشدار دادند بیشتر از
‫17 هزار فشنگ،

820
00:56:59,499 --> 00:57:02,753
‫به همراه 20 اسلحه نیمه اتوماتیک یوزی،

821
00:57:02,836 --> 00:57:06,298
‫و همینطور 96 کلاشنیکف روسی

822
00:57:06,381 --> 00:57:09,259
‫همراه یک میلیون فشنگ کلاشنیکف وجود داره.

823
00:57:09,343 --> 00:57:14,598
‫اینا روی هم دیگه بیشتر از تمام سلاحهای
‫اتوماتیکیه که پلیس ایالت اورگن روی هم دارن.

824
00:57:14,681 --> 00:57:17,309
‫اگر راجنیش بخواد از جامعه خودش دفاع کنه،

825
00:57:17,392 --> 00:57:19,811
‫سخنگوی امنیتی راجنیش نمیگه

826
00:57:19,895 --> 00:57:24,775
‫چه میزان سلاح نیمه اتوماتیک در اختیار
‫دارن، فقط اینکه به اندازه کافیه.

827
00:57:24,858 --> 00:57:29,196
‫اگه کسی بخواد «پاگوانُ» دستگیر کنه،
‫بهش دستبند بزنه،

828
00:57:29,279 --> 00:57:34,785
‫این معتقدین مسلح، به عنوان وظیفشون
‫از او دفاع خواهند کرد.

829
00:57:35,702 --> 00:57:40,916
‫من صداشون میزنم سلاحهایی که فقط
‫برای دفاع از خود استفاده میشه،

830
00:57:40,999 --> 00:57:45,712
‫فقط برای مواقع خطر جانی، فقط
‫برای دفاع از جامعه.

831
00:57:45,796 --> 00:57:48,632
‫اگه بیان اینجا تیراندازی کنند
‫ما هم تیراندازی میکنم.

832
00:57:48,715 --> 00:57:51,009
‫آخه باید درک کنید که جامعه وحشت زده بود.

833
00:57:51,093 --> 00:57:54,304
‫ینی روزنامه و تلوزیون دست ما بود،

834
00:57:54,388 --> 00:57:57,641
‫و میترسیدن ممکنه یه تهاجم در کار باشه.

835
00:57:58,558 --> 00:58:01,728
‫و مردم زندگیشونُ فدا میکردن تا
‫از اوشو دفاع کنن.

836
00:58:01,812 --> 00:58:04,898
‫ما انتظار داشتیم که شاید در آخر یه

837
00:58:04,982 --> 00:58:11,989
‫تهاجم تمام عیار به اون شهر داشته باشیم.

838
00:58:18,578 --> 00:58:22,082
‫دو افسر از گارد ملی اورگن از ردمند

839
00:58:22,165 --> 00:58:24,751
‫به اینجا اومده بودن.

840
00:58:24,835 --> 00:58:28,922
‫احساس میکردن شاید مجبور بشن ورود پیدا کنند.

841
00:58:29,006 --> 00:58:31,299
‫اونا دنبال جای مناسب برای عبور بودن.

842
00:58:31,383 --> 00:58:34,011
‫خب، اون پایینهای ملک من،

843
00:58:34,094 --> 00:58:38,432
‫با عبور از رودخانه اونجا خیلی پات خیس هم نمیشه.

844
00:58:39,474 --> 00:58:43,061
‫و من گفتم "خب اینجا جای مناسبی برای عبوره."

845
00:58:43,937 --> 00:58:48,608
‫ولی گفتم، "جدی میگم، خیلی از این
‫بچه‌هارو به کشتن میدین.

846
00:58:48,692 --> 00:58:50,986
‫شما ماهی یه هفته همو میبینین.

847
00:58:51,069 --> 00:58:54,990
‫من شنیدم اونا هرروز دارن تمرین تیراندازی میکنن."

848
00:58:57,659 --> 00:58:59,745
‫بر اساس این گزارش از فرماندار،

849
00:58:59,828 --> 00:59:04,458
‫حدود 300 نیروی گاردملی محض
‫احتیاط در حالت آماده باش قرار دارن.

850
00:59:05,417 --> 00:59:08,712
‫گزارش همینطور اعلام کرده
‫که تمریناتی اتخاذ شده

851
00:59:08,795 --> 00:59:13,175
‫که در بدترین حالت ممکن هلیکوپترها
‫بتونند سربزنگاه در دسترس باشن.

852
00:59:13,258 --> 00:59:16,011
‫گاردملی اورگن و گارد ارتش و گارد هوایی،

853
00:59:16,094 --> 00:59:20,724
‫اونها توانایی کامل از هرگونه
‫روشهای نظامی ممکن رو دارن.

854
00:59:32,527 --> 00:59:36,073
‫خب بگذارید الان بگیم خوشحالیم که
‫شما اونجایید و خوشحالیم که آماده اید،

855
00:59:36,156 --> 00:59:37,908
‫ولی امیدواریم که بهتون نیاز نداشته باشیم.

856
00:59:37,991 --> 00:59:44,790
‫گارد ملی چندین مکان اطراف راجنیش پورام تجهیز کردند،

857
00:59:44,873 --> 00:59:51,588
‫منتظر صدور فرمان از طرف
‫فرماندار آتیا بودن.

858
00:59:51,671 --> 00:59:55,050
‫و مردم میگفتند قرار نیست به
‫آرومی بیان اونجا.

859
00:59:55,133 --> 00:59:59,596
‫قراره وسط شب باشه و قراره تا دندان مسلح باشن.

860
00:59:59,679 --> 01:00:06,103
‫اینا فکر میکردن قراره به یه شهر مذهبی جونزتاون بیان،
‫[خودکشی دسته جمعی و واقعه جونز تاون و بزرگ‌ترین خودکشی‌ دسته‌جمعی‌ تاریخ]

861
01:00:06,186 --> 01:00:11,525
‫جایی که فقط دستشون تو کار، میدونی،
‫تلاش قتل کردند.

862
01:00:12,109 --> 01:00:15,654
‫هیچوقت تیم واکنش سریع اف.بی.آی از سنفرانسیسکو فراموش نمیکنم

863
01:00:15,737 --> 01:00:18,240
‫که برای کمک به این یورش اومده بودن.

864
01:00:18,323 --> 01:00:20,200
‫و توی اتاق کنار من بودن.

865
01:00:20,283 --> 01:00:22,244
‫و یادمه به مکالمه گوش میکردم

866
01:00:22,327 --> 01:00:25,497
‫اینکه چقدر نگران بودن که این معتقدین متعصب

867
01:00:25,580 --> 01:00:28,583
‫چطور بعد از اومدن پلیس میخوان تیراندازیو شروع کنند.

868
01:00:30,168 --> 01:00:35,090
‫اهالی راجنیش خودشونُ برای ورود ما و دستگیری آماده میکردن.

869
01:00:35,173 --> 01:00:40,303
‫«نیرن» اگه درست یادم بیاد اومدم و
‫تا ببینه ما علیه «پاگوان» کیفرخواست داریم.

870
01:00:40,387 --> 01:00:41,763
‫ما هم بهش نگفتیم.

871
01:00:42,722 --> 01:00:44,099
‫ما برای تسلیم داوطلبانه

872
01:00:44,182 --> 01:00:48,645
‫برای جلوگیری از درگیری تلاش میکردیم.

873
01:00:48,728 --> 01:00:53,984
‫و «ترنر» گفت "من تأیید نمیکنم که یک کیفرخواستی

874
01:00:54,067 --> 01:00:57,571
‫هست و درمورد تسلیم داوطلبانه هم مذاکره نمیکنم."

875
01:00:57,654 --> 01:00:59,281
‫ما این آدمارو نمیشناختیم.

876
01:00:59,364 --> 01:01:01,908
‫سوابقی ازشون نداشتیم.
‫بهشون اعتماد نداشتیم.

877
01:01:01,992 --> 01:01:04,494
‫و راستش باور نمیکردم اونا میتونستند «پاگوانُ» تحویل بدن

878
01:01:04,578 --> 01:01:06,913
‫چون فکر نمیکنم اونها تحت کنترلش داشتند.

879
01:01:06,997 --> 01:01:11,376
‫پس نه، حتی یه لحظه هم به اون
‫پیشنهاد فکر نکردیم.

880
01:01:11,459 --> 01:01:13,086
‫تصمیم گرفته شده.

881
01:01:13,170 --> 01:01:17,799
‫گاردملی قراره بسیج بشه

882
01:01:17,883 --> 01:01:22,637
‫بدون هیچگونه درخواست مجوز
‫یا همکاری از طرف هیچ فردی

883
01:01:22,721 --> 01:01:26,766
‫درون جامعه به هدف جلوگیری از درگیری، قراره دستگیری انجام بشه.

884
01:01:26,850 --> 01:01:30,854
‫اونها کیفرخواست داشتند، اونها حکم داشتند.

885
01:01:30,937 --> 01:01:33,690
‫اونها همه چیز داشتند. آماده بودن
‫فردا بیان دستگیر کنند.

886
01:01:37,152 --> 01:01:37,986
‫و بله...

887
01:01:38,069 --> 01:01:42,908
‫اگه سؤالتون اینه که ما یک شرایط
‫خطرناک برای اون بازداشت ایجاد کردیم؟

888
01:01:43,617 --> 01:01:45,076
‫فکر میکنم.

889
01:01:45,160 --> 01:01:47,746
‫و من باید شب قبلش با ترس زیاد

890
01:01:47,829 --> 01:01:50,790
‫از اینکه قراره چی بشه میرفتم تو تختم.

891
01:01:50,874 --> 01:01:54,085
‫شرط میبندم این قراره یه درگیری
‫مسلحانه باشه.

892
01:01:54,169 --> 01:01:56,796
‫هیچ شکی ندارم که این قراره یجور

893
01:01:56,880 --> 01:01:59,090
‫شرایط کشتار جمعی باشه.

894
01:02:09,643 --> 01:02:12,562
‫یک یورش در شرف انجام بود.

895
01:02:18,443 --> 01:02:21,404
‫«تام کیسی» برای سازمان مهاجرت کار میکرد.

896
01:02:22,364 --> 01:02:25,075
‫پس اون از کسایی که اونجا زندگی میکردن

897
01:02:25,158 --> 01:02:28,912
‫خواست اگه چیز غیرعادی دیدن بهش زنگ بزنن.

898
01:02:30,288 --> 01:02:33,792
‫و من با یه گله کوچیک گاو سوار اسب شدم...

899
01:02:35,168 --> 01:02:41,132
‫و دوتا جت در مرتع راجنیش فرود اومدن.

900
01:02:42,175 --> 01:02:43,677
‫به «تام» زنگ زدم و گفتم...

901
01:02:43,760 --> 01:02:49,516
‫گفتم "دوتا جت حدود 45 دقیقه پیش اومدن

902
01:02:49,599 --> 01:02:50,642
‫و همین الان رفتن."

903
01:03:00,360 --> 01:03:01,486
‫«ایزابل» بهم زنگ زد.

904
01:03:04,072 --> 01:03:10,453
‫و ... اون گفت، "چه خبر شده؟ چه خبر شده؟"

905
01:03:10,537 --> 01:03:13,748
‫من گفتم "چی؟" اون گفت "به من دروغ نگو."

906
01:03:13,832 --> 01:03:18,878
‫و گفتم "ایزابل، چی شده؟ نمیدونم درمورد چی حرف میزنی."

907
01:03:18,962 --> 01:03:20,297
‫«لری لی داگ»

908
01:03:20,380 --> 01:03:23,675
‫مسئول ارشد خدمات مشتری بهم زنگ زد.

909
01:03:23,758 --> 01:03:26,553
‫اون خبرچین تو مرتع داشت.

910
01:03:26,636 --> 01:03:31,599
‫دوتا جت وارد مرتع شد و سریع بار کرد و رفت.

911
01:03:31,683 --> 01:03:33,768
‫و درحالی که خبرچین مطمئن نبود،

912
01:03:33,852 --> 01:03:36,604
‫اون فکر میکرد یکیش راجنیش بود.

913
01:03:36,688 --> 01:03:40,608
‫و اون گفت، "اوشو همین الان رفت فرودگاه

914
01:03:40,692 --> 01:03:43,361
‫سوار هواپیما شد و مرتعُ ترک کرد."

915
01:03:45,405 --> 01:03:47,324
‫و من گفتم "اه لعنت

916
01:03:50,660 --> 01:03:52,579
‫این فکر خوبی نیست."

917
01:03:54,331 --> 01:03:56,291
‫اه اه...

918
01:03:58,126 --> 01:04:01,171
‫خب، من غافلگیر شده بودم،

919
01:04:01,254 --> 01:04:04,090
‫ولی بعد یه فرصت دیدم.

920
01:04:06,091 --> 01:04:13,091
 

921
01:04:13,092 --> 01:04:23,092
 

‫<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: مرتضی ::»</font>
‫<font color="#0080ff">|^| GodBless |^|</font>

