1
00:00:09,082 --> 00:00:15,181
 

2
00:00:15,182 --> 00:00:20,646
‫<i>هردوی آنها در حال منتقل کردنِ
.‫افرادِ راجنیشی از ایالت اورگن هستن</i>

3
00:00:20,729 --> 00:00:23,398
.‫<i>داره مجرمین رو منتقل میکنه</i>

4
00:00:23,482 --> 00:00:25,150
.‫<i>مجرمین سابقه‌دار</i>

5
00:00:25,234 --> 00:00:27,402
،‫اگه هرگونه انحرافی از مسیرِ پروازش داشته باشه

6
00:00:27,486 --> 00:00:30,405
‫<i>باید به رئیس جمهور خبر بدید که
.‫توی اداره امنیتی دستگاه شنود داره</i>

7
00:00:30,489 --> 00:00:31,323
.‫<i>باشه</i>

8
00:00:31,406 --> 00:00:33,325
‫امشب جستجو همچنان در شمال غربی

9
00:00:33,408 --> 00:00:34,785
.‫برای باگوان شری راجنیش ادامه داره

10
00:00:34,868 --> 00:00:37,371
‫تقریبا همه فکر میکردند

11
00:00:37,454 --> 00:00:42,626
.‫که اداره مهاجرت قراره مجوزِ بازداشتش رو صادر کنه

12
00:00:42,709 --> 00:00:44,002
،‫باگوان شری راجنیش

13
00:00:44,086 --> 00:00:46,505
،‫بحث برانگیزترین شخصیت در ایالت اورگن

14
00:00:46,588 --> 00:00:49,466
‫امشب جنگی به پا کرده
.‫که حتی خودش هم بر آن نظارت ندارد

15
00:00:49,549 --> 00:00:52,219
‫وقتی که شنیدیم باگوان توی پروازه و
،‫داره فرار می‌کنه

16
00:00:52,302 --> 00:00:53,971
.‫همه عصبانی شدیم

17
00:00:54,054 --> 00:00:55,305
‫و تنها چیزی که اهمیت داشت گرفتنش بود

18
00:00:55,389 --> 00:00:57,808
.‫پیدا کنیمش و دستگیرش کنیم

19
00:00:57,832 --> 00:01:03,932
<font color="#00ff80">-| آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما |-
.:. @OfficialCinama .:.</font>

20
00:01:03,956 --> 00:01:10,956
<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: نهــــــال ::»</font>
<font color="#0080ff">|^| iredprincess |^|</font>

21
00:01:11,113 --> 00:01:13,490
‫پلیس نیروی دریایی و سازمان هوانوردی فدرال
‫حدود ساعت 5:30 غروب امروز وقتی که

22
00:01:13,574 --> 00:01:16,868
‫راجنیشی‌ها از راجنیش پورام خارج شدند
.‫در حالِ ردیابی کردن آن دو جت هستند

23
00:01:18,287 --> 00:01:19,538
‫ما با تلفن

24
00:01:19,621 --> 00:01:23,166
‫تلاش کردیم که باهاشون تماس برقرار کنیم
.‫و بهشون بگیم که برگردن

25
00:01:24,626 --> 00:01:30,716
،‫یه جورایی، ادارات فدرال
.‫برقراری تماس با هواپیمارو مسدود کرده بودند

26
00:01:30,799 --> 00:01:35,345
‫ما بیشتر از 4 ساعت تلاش کردیم
،‫تا بتونیم با افراد داخل هواپیما تماس برقرار کنیم

27
00:01:35,429 --> 00:01:37,264
.‫اما هیچکس با ما تماسی برقرار نکرد

28
00:01:38,473 --> 00:01:42,352
‫من کل غروب رو صرفِ گوش دادن به اخبار کردم

29
00:01:42,436 --> 00:01:48,734
‫و اخبار جدیدی رو پشتِ هم از وکیل
.‫دعاوی ایالت متحده دریافت می‌کردم

30
00:01:49,693 --> 00:01:52,237
‫"فرونمایر" گفته که دستورات
‫لازم رو به مقامات عالی رتبه‌ی

31
00:01:52,321 --> 00:01:54,573
.‫کاخ سفید و وزارت دادگستری داده

32
00:01:54,656 --> 00:01:57,451
...‫این یه شکستِ مساعدیه

33
00:01:57,534 --> 00:01:59,453
،‫اما در این مورد
.‫یه جورایی قابل پیش بینی بود

34
00:01:59,536 --> 00:02:02,331
‫اصلا هم دور از انتظار نبوده که
.‫ممکنه از طریق پرواز فرار کنه

35
00:02:03,123 --> 00:02:06,084
.‫ما برای باخبرسازیِ سازمان هوانوردی فدرال باهاشون تماس برقرار کردیم

36
00:02:10,672 --> 00:02:14,217
‫ما به این نتیجه رسیده بودیم که شاید
،‫به سمتِ "برمودا" برن

37
00:02:14,301 --> 00:02:17,846
‫و فقط هم یک دلیل یا شاید هم دو دلیل
.‫برای این انتخابشون وجود داشت

38
00:02:17,929 --> 00:02:18,764
.‫اولا که هوای خوب و آفتابیی داره

39
00:02:18,847 --> 00:02:22,267
.‫و دوما، اینکه توی برمودا میتونست تسلیم نشه

40
00:02:22,351 --> 00:02:26,063
.‫خیلی راحت میتونست از پیگردِ قانونی فرار کنه

41
00:02:26,146 --> 00:02:27,522
،‫غروبِ خیلی عجیبی بود

42
00:02:28,398 --> 00:02:32,152
‫بنظرم هیچکدومِ ما نمیدونستیم که
.‫چطور قراره تموم بشه

43
00:02:36,448 --> 00:02:40,077
"‫یکی از هواپیماها قرار بوده در "پابلوی
،‫شهر "کلرادو" سوخت‌گیری کنه

44
00:02:40,160 --> 00:02:42,496
.‫و دیگری هم در دریاچه‌ی نمک

45
00:02:42,579 --> 00:02:46,875
‫بعدش ما به این پی بردیم که شانسِ زیادی وجود
.‫داره که به سمتِ شهر "شارلوت" برن

46
00:02:58,220 --> 00:03:00,263
‫شایعات دموردِ بازداشت معوقه‌ی باگوان

47
00:03:00,347 --> 00:03:01,598
‫در بخشِ مرکزی شهر اورگن

48
00:03:01,681 --> 00:03:05,268
‫بعد از اینکه گزارشگر روزنامه‌ی شیکاگو
‫باگوان و چندی از پیروانش را در حالِ ترکِ

49
00:03:05,352 --> 00:03:06,645
.‫اورگن دید، شدت یافت

50
00:03:06,728 --> 00:03:08,605
.‫این اتفاق کمی قبل از ساعت 5:30 امروز اتفاق افتاد

51
00:03:10,232 --> 00:03:15,153
‫یکمی شبیهِ پرونده‌ی قتل
.‫"او.جی.سیمپسون" بود

52
00:03:15,237 --> 00:03:21,201
‫فقط بنظر نمی‌رسید که پایانِ
.‫منطقیی خواهد داشت

53
00:03:21,952 --> 00:03:24,371
‫خلاصه من همه‌چیز و گذاشتم کنار و
‫به نقشه نگاه کردم

54
00:03:24,454 --> 00:03:27,499
‫تا همه‌ی فرودگاه‌های اطرافِ
.‫شهر شارلوت رو پیدا کنم

55
00:03:28,500 --> 00:03:31,086
‫وکیل "لداج" تونست با یه وکیلِ دیگه تماس برقرار کنه

56
00:03:31,169 --> 00:03:33,922
.‫و اونا توی فرودگاهِ شارلوت مستقر شدن

57
00:03:42,264 --> 00:03:46,309
‫من توی خونه با تلفن با مامورینِ
.‫سرِ صحنه در حال گفتگو بودم

58
00:03:47,853 --> 00:03:51,648
‫اونا انتظار داشتن که افرادِ توی
،‫هواپیما به شدت مسلح باشن

59
00:03:51,732 --> 00:03:55,277
‫و تا وقتی که مامورینِ گمرکی و پلیسِ
،‫شارلوت خودشون رو برسونن

60
00:03:55,360 --> 00:03:59,114
‫به اندازه‌ی تک‌تکِ افرادِ راجنیشی
.‫تسلیحات آماده کرده بودن

61
00:04:03,243 --> 00:04:06,705
‫همه به صورت مسلحانه موضع گیری کرده بودند

62
00:04:10,500 --> 00:04:13,295
‫و برج و برای پاسخگویی به هواپیما برای فرود آماده کردن

63
00:04:13,378 --> 00:04:15,505
.‫تا مکانی و اعلام کنن که خودشون مستقر شده بودن

64
00:04:16,631 --> 00:04:17,966
‫

65
00:04:18,759 --> 00:04:20,802
.‫ولی هواپیما به دستورات عمل نکرد

66
00:04:21,344 --> 00:04:24,139
‫دو لیرجتِ حاملِ راجنیش و چندین نفر از پیروانش

67
00:04:24,222 --> 00:04:26,475
.‫ساعت 2 صبح در فرودگاهِ شارلوت به زمین نشست

68
00:04:26,558 --> 00:04:29,102
،"‫ارتشبدِ ایالت متحده "ری آبرام
،‫مامورینِ گمرکی ایالت متحده

69
00:04:29,186 --> 00:04:31,688
‫پلیسِ فرودگاه و محلی
.‫همگی منتظرِ گورو بودن

70
00:04:31,772 --> 00:04:35,650
‫هواپیماها یکی پس از دیگری، تا
،‫"خدمات اجاره هواپیمای باتلر" پیش رفتن

71
00:04:35,734 --> 00:04:38,487
‫و به همین دلیل هم همه‌ی
،‫مامورین با سرعت به سمتشون رفتن

72
00:04:45,243 --> 00:04:46,703
.‫و زودتر از هواپیماها به مقصد رسیدن

73
00:04:46,787 --> 00:04:49,247
،‫محاصره‌ـشون کردن
،‫اسلحه‌هاشون و به سمتشون هدف گرفتن

74
00:04:49,331 --> 00:04:51,374
‫و به خلبان‌ها گفتن که
.‫دستاشون و بذارن روی پنجره هواپیما

75
00:04:52,334 --> 00:04:54,002
‫با کلی ماشین دوره شده بودیم

76
00:04:54,085 --> 00:04:55,879
‫و این افراد شروع کردن به پیاده شدن از ماشین‌ها

77
00:04:55,962 --> 00:04:58,673
.‫همراه با تفنگ‌های شکاریشون به سمتِ ما هدف گیری کرده بودن

78
00:04:58,757 --> 00:05:02,886
،‫همه‌جا پُر از پلیس و افرادِ مسلح به شاتگان
...‫شاتگان‌های لوله کوتاه، تفنگ‌های دستی

79
00:05:04,137 --> 00:05:06,973
‫که به همه میگفتن دستاشون و
.‫بذارن روی سرشون و از هواپیما خارج بشن

80
00:05:07,057 --> 00:05:09,309
‫من فقط توی کابینِ خلبان دستام و گذاشتم روی سرم، میدونید ؟

81
00:05:09,392 --> 00:05:13,021
:‫و همون لحظه با خودم گفتم
".‫"فکر کنم تو بد دردسری افتادیم

82
00:05:14,147 --> 00:05:18,068
،‫مامورین بدونِ اینکه تیری شلیک بشه
.‫همه رو از هواپیما خارج کردن

83
00:05:19,402 --> 00:05:22,113
،‫باگوان شری راجنیش
‫پشتِ صندلیش قایم شده بود

84
00:05:22,197 --> 00:05:24,241
‫و فکر کنم "ران تایلر" بود
...‫که پشتِ صندلی پیداش کرد

85
00:05:25,867 --> 00:05:26,910
‫

86
00:05:26,993 --> 00:05:29,120
.‫و تونست ترغیبش کنه که از هواپیما بیاد بیرون

87
00:05:38,880 --> 00:05:41,800
‫در حال حاضر راجنیش در زندانِ

88
00:05:41,883 --> 00:05:45,971
‫نهاد خدمات مارشال‌های ایالت متحده در
.‫شارلوت، شمالِ ایالت کالیفرنیا به سر می‌برد

89
00:05:46,054 --> 00:05:48,890
‫ما توی آپارتمانِ کرایه‌ایی

90
00:05:48,974 --> 00:05:52,978
‫در رشته‌کوهِ "جنگل‌سیاه" در حال
.‫تلویزیون تماشا کردن بودیم

91
00:05:53,728 --> 00:05:58,692
‫ما داشتیم فیلمی که باگوان توی شمال کالیفرنیا
‫با دست‌وپای بسته از خیابون

92
00:05:58,775 --> 00:06:01,152
.‫رد میشد رو می‌دیدیم

93
00:06:01,236 --> 00:06:03,780
.‫باورمون نمیشد

94
00:06:03,863 --> 00:06:08,451
،‫به همراهِ 55 هزار دلار پول نقد
،‫تفنگ، جعبه‌های جواهرات و صندلی‌ِ او

95
00:06:08,535 --> 00:06:12,080
.‫باگوان و چند تن از پیروانش از انجمنِ خود فرار کردند

96
00:06:12,163 --> 00:06:14,583
‫آنها تا شارلوتِ ایالت کالیفرنیا پیش رفتند

97
00:06:14,666 --> 00:06:17,669
‫که در آنجا ارتشبدان ایالت متحده راجنیش
.‫و 12 نفر از پیروانش را دستگیر کردند

98
00:06:17,752 --> 00:06:22,382
‫همون لحظه، زنگِ آپارتمانِ کرایه‌ای
.‫که توش بودیم به صدا دراومد

99
00:06:22,465 --> 00:06:26,303
‫یه دفعه، پانسیون‌ـمون موردِ یورشِ

100
00:06:26,386 --> 00:06:30,849
.‫اداره تحقیقات فدرال و پلیس مخفیِ آلمان قرار گرفت

101
00:06:31,391 --> 00:06:35,312
‫مامورینِ پلیس بهمون گفتن که مجوزِ دستگیریِ

102
00:06:35,395 --> 00:06:40,817
"‫"ما آناند شیلا"، "ما شانتی بادرا
،‫و "ما پرم پوجا" رو دارن

103
00:06:40,900 --> 00:06:45,363
.‫به جرمِ سوء قصد به جونِ پزشکِ باگوان

104
00:06:46,740 --> 00:06:49,451
.‫یهو تهِ دلم خالی شد

105
00:06:49,534 --> 00:06:53,288
‫دو نفر از مامورین اف‌بی‌آی شروع به
،‫بررسی کردنِ وسایلِ شخصی شیلا کردن

106
00:06:53,371 --> 00:06:57,417
.‫تا مدارکی برای استردادِ متهم به ایالت متحده پیدا کنن

107
00:07:02,839 --> 00:07:05,675
‫اتهاماتِ نسبت داده شده به
،‫شیلا و دو نفر شریکش

108
00:07:05,759 --> 00:07:08,345
‫ارتکاب به قتل، توطئه برای
.‫ارتکاب به قتل و تهدید بود

109
00:07:13,975 --> 00:07:16,561
‫مقامات آمریکا اعلام کردند که
‫تحقیقات و سریعتر انجام خواهند داد

110
00:07:16,645 --> 00:07:20,273
‫تا باگوان و شیلا رو برای رویارویی
...‫با اتهاماتِ خود به اورگن برگردونن

111
00:07:22,275 --> 00:07:23,985
.‫تجدیدِ دیداری که هیچکدوم میلی به آن نداشتند

112
00:07:27,238 --> 00:07:29,074
.‫باشه، من فقط همین یه چیز و برای گفتن دارم

113
00:07:29,157 --> 00:07:34,287
‫تنها چیزی که الان میتونم بگم اینه که
‫باگوان شری راجنیش در دادگاه هیاتِ داورانِ

114
00:07:34,371 --> 00:07:37,582
‫شهر شارلوت در شمال
.‫کالیفرنیا در زندان به سر میبرد

115
00:07:38,291 --> 00:07:41,336
‫بازپرسِ این بخش قضایی
،"‫ایالتِ متحده، "چارلز ترنر

116
00:07:41,419 --> 00:07:44,172
‫در تلاش برای انتقالِ ایشون به این بخش هست

117
00:07:44,255 --> 00:07:46,716
،‫تا متعاقبا با اعلام جرم
.‫پیگردِ قانونی اعمال بشه

118
00:07:46,800 --> 00:07:48,218
.‫اتهام وارده مهروموم شده‌ـست

119
00:07:48,301 --> 00:07:51,304
.‫و تا دستورِ بعدیِ دادگاه هم مهروموم خواهد ماند

120
00:07:51,388 --> 00:07:53,014
.‫- همه‌ی چیزیه که میتونم بگم
‫- میتونید اتهاماتِ وارده رو بهمون بگید ؟

121
00:07:53,098 --> 00:07:54,015
.‫نه، نمیتونم

122
00:07:54,099 --> 00:07:55,850
‫اسمِ چند نفرِ دیگه توی کیفرخواست اومده ؟

123
00:07:56,810 --> 00:07:58,520
‫باگوان از اتهاماتِ وارده باخبره ؟

124
00:07:58,603 --> 00:08:01,815
‫ایشون بخاطرِ اتهاماتِ وارده دستگیر شدن
‫یا بخاطر پروازِ غیرقانونی‌ـشون ؟

125
00:08:01,898 --> 00:08:04,150
،‫بخاطرِ اتهامات وارده در کیفرخواست بازداشت شدن
.‫متاسفم همه‌ی چیزیه که میتونم بگم

126
00:08:04,234 --> 00:08:06,444
‫از اتهامات وارده باخبرـه ؟
...‫آیا از

127
00:08:06,528 --> 00:08:07,362
.‫متاسفم، همه‌ی چیزیه که میتونم بهتون بگم

128
00:08:08,530 --> 00:08:10,156
‫

129
00:08:10,949 --> 00:08:12,575
‫قدمِ بعدی چیه ؟

130
00:08:12,659 --> 00:08:13,535
.‫ادامه خواهیم داد

131
00:08:13,618 --> 00:08:17,706
‫ما گزینه‌های روی میز رو درنظر خواهیم گرفت
.‫و هر اقدام قانونیی که لازم باشه رو خواهیم کرد

132
00:08:20,875 --> 00:08:22,794
‫کِی شروع می‌کنید ؟

133
00:08:23,044 --> 00:08:23,878
.‫حالا

134
00:08:27,007 --> 00:08:28,633
.‫من به شهرِ شارلوت رفتم

135
00:08:30,510 --> 00:08:33,471
.‫یکمی فضا خیلی پرنشاط بود

136
00:08:33,555 --> 00:08:37,392
‫آهنگ‌هایی درموردِ دستگیریِ باگوان
.‫در شارلوت از طریق رادیو پخش می‌شد

137
00:08:37,475 --> 00:08:40,937
.‫یه سری تیشرتهارو بیرون از دادگاه میفروختن

138
00:08:41,021 --> 00:08:44,274
،‫این صورتیِ از همه بیشتر فروش رفته
.‫همه از این خوششون میاد

139
00:08:44,816 --> 00:08:46,735
‫راجنیش چند روز آینده رو در زندانِ

140
00:08:46,818 --> 00:08:48,486
،‫شارلوت سپری خواهد کرد

141
00:08:48,570 --> 00:08:51,990
.‫جایی که مردم اسمش رو همه‌ی اخبارها میشنوند

142
00:08:52,073 --> 00:08:54,325
.‫بنظرم ثروتش واقعا یه چیزیه

143
00:08:54,409 --> 00:08:58,204
‫واقعا از شنیدنِ اینکه یه نفر 90 شرکتِ
.‫خودروسازی داشته باشه مغزم سوت می‌کشه

144
00:08:58,288 --> 00:08:59,831
‫همینقدر داره، درسته ؟

145
00:08:59,914 --> 00:09:02,375
،‫و دوتام لیرجت
.‫واقعا تاثیر گذاره

146
00:09:02,459 --> 00:09:03,835
.‫اینجا یه کشورِ آزاده، نمیدونم

147
00:09:03,918 --> 00:09:06,046
،‫اگه قانون شکنی کرده
.‫فکر کنم باید یه کاری انجام بدن

148
00:09:06,129 --> 00:09:08,465
‫اگرم نه که
.‫لابد باید بذارن بره

149
00:09:08,548 --> 00:09:10,467
،‫در زندانِ "مکلنبرگ"ِ شهر شارلوت

150
00:09:10,550 --> 00:09:12,510
.‫یکی از دفترها مثلِ مغازه گلفروشی شده

151
00:09:12,594 --> 00:09:15,847
،‫از وقتی که باگوان رسیده
.‫اینجا گلبارون شده

152
00:09:15,930 --> 00:09:17,849
‫بعضیاشون پیروان باگوان برای رئیس زندان فرستادن

153
00:09:17,932 --> 00:09:21,478
.‫برای تشکر کردن از نوعِ مراقبتی که از ایشون میشه

154
00:09:23,063 --> 00:09:25,732
‫باگوان در طبقه سومِ واحد پزشکی نگهداری میشه

155
00:09:25,815 --> 00:09:28,026
.‫که نصف دیگرشون پشتِ این درها هستن

156
00:09:29,486 --> 00:09:31,821
...‫زندانیان میگن که به ندرت تکون میخوره

157
00:09:31,905 --> 00:09:35,909
،‫و برای راحت شدن از صدای توی زندان
.‫یه جفت گوش‌گیر توی گوشاش گذاشته

158
00:09:35,992 --> 00:09:41,414
‫برای غذا فقط سبزیجات میخوره و مراقبت‌های
.‫پزشکیش و پرستارا شیفتی توی سلولش انجام میدن

159
00:09:41,498 --> 00:09:44,125
.‫باگوان زندانیِ خیلی خوبیه

160
00:09:44,209 --> 00:09:45,960
‫خیلی صبور با ما رفتار میکنه

161
00:09:46,044 --> 00:09:49,923
‫و با پرستاران و همه چیز
.‫به طورِ خیلی صمیمی رفتار میکنه

162
00:09:50,006 --> 00:09:52,092
‫ایشون یه جورایی زندونیِ عجیبین براتون ؟

163
00:09:52,175 --> 00:09:53,051
.‫خیلی عجیب

164
00:09:53,134 --> 00:09:55,929
‫ایشون یکی از، فکر میکنم
.‫برجسته‌ترین زندانیی هستن که داشتیم

165
00:10:02,519 --> 00:10:03,895
‫درواقع من تنها سانیاسینی بودم که

166
00:10:03,978 --> 00:10:06,898
‫که میتونستم برم داخل
،‫و باهاش صحبت کنم

167
00:10:06,981 --> 00:10:08,525
.‫چون من وکیلش بودم

168
00:10:08,608 --> 00:10:11,653
.‫و من هرروز میرفتم اونجا و باهاش صحبت می‌کردم

169
00:10:11,736 --> 00:10:16,199
‫میخوام بگم که این مرد شگفت‌انگیزترین
،‫مردی بود که روی کره‌ی خاکی وجود داشت

170
00:10:19,244 --> 00:10:20,578
.‫و در زندان بود

171
00:10:21,162 --> 00:10:22,747
،‫توی زندانه

172
00:10:22,831 --> 00:10:24,541
.‫و من باید بیارمش بیرون

173
00:10:26,209 --> 00:10:27,210
.‫شغلم این بود

174
00:10:29,879 --> 00:10:33,424
،‫اونطوری که ما شمارو میدیدیم
.‫شما اینطوری لباس نمی‌پوشید

175
00:10:33,508 --> 00:10:36,719
‫از نظرِ شما زشت و خجالت آوره ؟

176
00:10:36,803 --> 00:10:42,058
‫قطعا زشت و خجالت آوره

177
00:10:42,142 --> 00:10:46,604
،‫چون من کاملا بی‌گناهم
.‫من مرتکبِ هیچ جرمی نشدم

178
00:10:46,688 --> 00:10:50,316
‫من تلاش خواهم کرد و این موضوع
‫رو خاتمه خواهم داد

179
00:10:50,400 --> 00:10:54,654
‫چون هنوزم از نظرِ من قانون اساسیِ آمریکا

180
00:10:54,737 --> 00:11:01,578
.‫یکی از گرانبهاترین قانونهای دنیاست

181
00:11:01,661 --> 00:11:05,665
.‫و من از خودم و از پیروانم حمایت خواهم کرد

182
00:11:05,748 --> 00:11:09,043
.‫و مطمئنم که پیروز خواهم شد

183
00:11:09,671 --> 00:11:12,966
‫و حالا من توی اتاق مصاحبه‌ی وکالتم بود

184
00:11:13,047 --> 00:11:15,675
‫با ایشون که روی صندلی بود
.‫و من روی زمین نشسته بودم

185
00:11:17,510 --> 00:11:18,636
...‫ایشون

186
00:11:19,971 --> 00:11:21,139
.‫درست و پاهاش و باز کرده بودن

187
00:11:21,222 --> 00:11:24,726
‫دقیقا مثل همون روزایی بود که جلوی
‫ هزاران نفر سخنرانی میکرد

188
00:11:24,809 --> 00:11:27,604
‫وقتی که اونجا با اون
.‫لباسا توی زندان بود

189
00:11:31,900 --> 00:11:37,113
‫و من هم فقط اونجا می‌نشستم
...‫تا باهاش تجدید دیدار کنم و حضورش و حس کنم

190
00:11:38,489 --> 00:11:39,741
‫

191
00:11:40,283 --> 00:11:42,076
.‫و بعد میرفتم و دوباره برمی‌گشتم

192
00:11:46,956 --> 00:11:50,209
‫هفته‌ی پیش باگوان به کلاهبرداریِ
.‫مهاجرتی متهم شده بود

193
00:11:50,293 --> 00:11:53,922
‫مقامات ادعا میکنن که او درموردِ
،‫قصدِ خود برای ماندنِ همیشگی خود دروغ گفته

194
00:11:54,005 --> 00:11:57,592
‫و این ازدواجِ قلابی رو هم ترتیب داده
.‫تا پیروانش هم بتونن بمونن

195
00:11:58,676 --> 00:12:03,806
‫او متهم به نقض قانونِ مهاجرتی و همچنین
.‫کلاهبرداری در مهاجرت شده بود

196
00:12:04,474 --> 00:12:09,354
،‫در کیفرخواست
،‫تقریبا همه‌چیز درمورد شیلا بود

197
00:12:09,437 --> 00:12:11,397
،‫و تقریبا هیچ چیز به اوشو ربطی نداشت

198
00:12:11,981 --> 00:12:13,441
،‫ولی این تنها چیزی بود که داشتن

199
00:12:14,317 --> 00:12:15,860
.‫تنها چیزی که داشتن

200
00:12:17,862 --> 00:12:22,158
‫اگه گورو نبود و
،‫فقط یه آدمِ معمولی بود

201
00:12:22,241 --> 00:12:25,620
‫با تعهد دادن
.‫آزادش می‌کردن

202
00:12:25,703 --> 00:12:28,957
‫اگر رهبرِ دینی درموردِ همه‌ی اتهاماتش
،‫گناهکار باشه

203
00:12:29,040 --> 00:12:34,837
‫براش 175 سال حبس و
.‫بیشتر از 350 هزار دلار میبُرن

204
00:12:35,588 --> 00:12:38,758
‫حقیقت اینه که اتهاماتی که
‫بهش وارد شده

205
00:12:38,841 --> 00:12:41,719
‫تا بحال از نظرِ جنایی
.‫مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته

206
00:12:41,803 --> 00:12:45,348
‫توی زندان بودنش به دنبالِ
‫اجرای این چنین اتهامی

207
00:12:45,431 --> 00:12:48,393
.‫درواقع کاملا بی سابقه‌ـست

208
00:12:49,143 --> 00:12:50,269
‫

209
00:12:50,353 --> 00:12:53,231
‫چیزی که الان باهاش روبه‌رو
.‫هستیم یه موقعیتِ سیاسی‌ـه

210
00:12:53,314 --> 00:12:57,193
‫شخصی توی زندانه که به جنایت‌های
،‫زیادی متهم شده

211
00:12:57,276 --> 00:13:01,072
‫بااینحال که از ایالت متحده فرار کرده و
،‫همه‌ی پیروانش رو ترک کرده

212
00:13:01,155 --> 00:13:02,782
‫از همه‌ی اتهاماتش باخبر بوده

213
00:13:02,865 --> 00:13:05,743
‫و قبل اینکه دستگیر بشه
.‫از ایالت متحده خارج شده

214
00:13:05,827 --> 00:13:09,998
،‫بهترین راه برای اجرای قانون
،‫بازداشتِ او و برگردوندنش به اورگن‌ـه

215
00:13:10,081 --> 00:13:11,666
.‫تا همونجا با اعمال قانون روبه‌رو شه

216
00:13:11,749 --> 00:13:13,084
.‫این چیزیه که داریم انجام میدیم

217
00:13:13,167 --> 00:13:14,919
‫به نظرتون وخامت پرونده چیه ؟

218
00:13:15,003 --> 00:13:17,463
‫خب قاعدتا وخامتِ داستان اینجاست که سه روز بعد

219
00:13:17,547 --> 00:13:21,551
،‫از اینکه کیفرخواستِ ممهور به اعضای هیات منصفه برگردونده شده

220
00:13:21,634 --> 00:13:24,137
‫ایشون برای اولین بار در این چهار سال از کشور خارج میشه

221
00:13:24,220 --> 00:13:26,347
.‫و نصفِ شب با هواپیما از کشور خارج میشه

222
00:13:27,557 --> 00:13:30,435
،‫ما در خواستارِ یه محاکمه شدید بودیم

223
00:13:31,102 --> 00:13:33,229
.‫و بیشتر از اون چیزی که نیاز بود مدرک داشتیم

224
00:13:45,324 --> 00:13:50,246
،‫من دستگیر شدم
.‫و به نزدیکترین زندان بردنمون

225
00:13:50,329 --> 00:13:53,791
،‫هر سه نفرمون توی یه سلول بودیم

226
00:13:53,875 --> 00:13:55,710
،‫من

227
00:13:55,793 --> 00:13:56,753
،‫پوجا

228
00:13:56,836 --> 00:13:58,463
.‫و شانتی بادرا

229
00:13:58,546 --> 00:14:03,092
.‫کلی روزنامه‌نگار دورو برِ این زندان بودن

230
00:14:08,431 --> 00:14:13,019
‫این پلیسهای آلمانی عکس‌های منو جدا می‌کردن

231
00:14:13,102 --> 00:14:15,354
.‫و من مجبور بودم که امضاشون کنم

232
00:14:16,439 --> 00:14:18,024
.‫عجیب بود

233
00:14:18,107 --> 00:14:24,614
‫همون لحظه که مقاماتِ آلمان از سلولم
،‫خارج میشدن، دوباره دستبند میزدن

234
00:14:25,448 --> 00:14:27,116
.‫و به پاهامونم زنجیر میزدن

235
00:14:27,200 --> 00:14:30,828
‫پلیس آلمان مارو به مقاماتِ

236
00:14:30,912 --> 00:14:35,875
‫آمریکا تحویل داد تا
.‫مارو به آمریکا برگردونن

237
00:14:36,918 --> 00:14:40,004
‫شانتی بادرا با پروازِ هواییِ بازرگانی
،‫به شیکاگو اومد

238
00:14:40,088 --> 00:14:42,423
.‫و شب رو در دفترِ فرمانداریِ شهر گذروند

239
00:14:42,507 --> 00:14:46,386
.‫و همینطور آناند شیلا، منشیِ شخصیِ باگوان

240
00:14:47,053 --> 00:14:50,306
‫همون لحظه‌ای که به فرودگاهِ
،‫پورتلند رسید

241
00:14:50,390 --> 00:14:51,349
،‫بهش دستبند زدن

242
00:14:51,432 --> 00:14:54,644
‫ولی همچنان برای عکاسانی که جمع
.‫شده بودند لبخند میزد

243
00:14:58,106 --> 00:14:59,315
.‫خیله‌خب

244
00:15:03,361 --> 00:15:05,321
.‫- یه کم دیگه اون پشت میبینمت
.‫- باشه، مواظب باش

245
00:15:05,405 --> 00:15:07,073
.‫- باشه
.‫- بای بای

246
00:15:07,156 --> 00:15:10,034
.‫ایشون بهترین وکیل در پورتلندـه

247
00:15:11,160 --> 00:15:12,912
.‫بنظر میرسید امروز زیادی لبخند به لب داشت، جان

248
00:15:12,995 --> 00:15:15,748
‫بنظرت از اینکه دوباره به انظار عمومی برگشته، خوشحاله ؟

249
00:15:15,832 --> 00:15:19,127
،‫خب امروز وقتی واردِ دادگاه شده بود
.‫لبخند و روی لب‌هاش دیدید

250
00:15:21,504 --> 00:15:24,549
‫هیچکس از بودن در شرایطِ
.‫شیلا نمیتونه خوشحال باشه

251
00:15:25,174 --> 00:15:27,343
‫وکلا اونو برگردوندن به اورگن

252
00:15:27,427 --> 00:15:31,472
‫چون از نظرشون میتونن اونو برای
.‫سالهای آتی توی زندان نگه دارن

253
00:15:31,556 --> 00:15:34,517
‫ورودِ ما آناند پوجای 38 ساله و شانتی بادرای 40 ساله

254
00:15:34,600 --> 00:15:38,646
.‫با شدیدترین محافظین صورت گرفت

255
00:15:38,729 --> 00:15:43,109
‫آنها با اتهام ارتکاب به قتل به دادگاهِ
.‫استینافِ شهرستان واسکو احضار شدند

256
00:15:47,280 --> 00:15:48,531
.‫صبح بخیر

257
00:15:48,614 --> 00:15:50,199
.‫- ممنون
.‫- خیلی قشنگه

258
00:15:50,283 --> 00:15:52,827
‫بهت گفته بودم میخوام
‫اینو بپوشم ؟

259
00:15:52,910 --> 00:15:57,165
،‫اونموقعی که من با شیلا قرار داشتم
‫در زندانِ  فدرال بود

260
00:15:57,248 --> 00:16:02,336
‫و مامورین آورده بودنش و
.‫ما بعد از ظهرو باهم گذروندیم

261
00:16:02,420 --> 00:16:08,468
‫از اینکه انقدر غیرمنتظره و پست بود تعجب کرده بودم

262
00:16:08,551 --> 00:16:12,597
‫چون شخصیت تقریبا مهمی توی

263
00:16:12,680 --> 00:16:16,767
.‫اورگن و صراحتا در زندگیِ من بود

264
00:16:17,351 --> 00:16:18,186
‫

265
00:16:18,269 --> 00:16:22,064
،‫کاملا آماده بود

266
00:16:22,148 --> 00:16:23,566
.‫به تمامِ سوالام جواب داد

267
00:16:23,649 --> 00:16:27,153
‫مطمئنم به همه‌ی سوالام با
‫صداقتِ کامل جواب داده

268
00:16:27,236 --> 00:16:31,157
‫و بدونِ هیچ ردپایی از شرم یا پشیمونی

269
00:16:31,240 --> 00:16:36,537
.‫یا هرچیزی که ندامتش رو منعکس کنه

270
00:16:36,621 --> 00:16:37,663
‫

271
00:16:38,164 --> 00:16:43,169
...‫باعث شد که فکر کنم

272
00:16:44,378 --> 00:16:49,175
.‫این آدمیه که هیچ درکی از همدردی نداره

273
00:16:49,967 --> 00:16:52,512
‫رک و پوست کنده بگم، من مطمئن
‫شدم که رهبرِ این گروه

274
00:16:52,595 --> 00:16:54,305
،‫واقعا بر این باوره که از قانون برتره

275
00:16:54,388 --> 00:16:56,432
‫یعنی میتونن از قانون پیشی بگیرن

276
00:16:56,516 --> 00:17:00,561
‫و اینکه با استفاده از قانونِ ما میتونن مارو
.‫از صحنه خارج کنن یا اینکه قانونِ مارو زیرِ پا بذارن

277
00:17:00,645 --> 00:17:04,106
‫و همینطور تکبری وجود داشت که واقعا
.‫غافل کننده بود

278
00:17:07,485 --> 00:17:11,989
،‫بیشتر اتفاقاتی که رخ داد بیرحمانه بود

279
00:17:12,073 --> 00:17:17,828
‫و اگه شیلا تا آخرِ عمرش توی زندان بمونه

280
00:17:17,912 --> 00:17:20,665
.‫اصلا حکمِ اضافه‌ای نخواهد بود

281
00:17:25,169 --> 00:17:26,003
‫

282
00:17:26,087 --> 00:17:27,630
‫

283
00:17:31,676 --> 00:17:33,511
.‫پس توی زندانِ شارلوت‌ـه

284
00:17:35,137 --> 00:17:39,475
‫به ما گفته شده که با پروازه بعدی
.‫از شارلوت به پورتلند منتقل میشه

285
00:17:40,810 --> 00:17:44,564
‫سفرِ برگشتِ راجنیش به اورگن
،‫از همینجا دوشنبه شب شروع شد

286
00:17:44,647 --> 00:17:46,816
‫همون فرودگاهی که او و شش نفر از پیروانش

287
00:17:46,899 --> 00:17:48,484
.‫در 28ـم اکتبر دستگیر شده بودند

288
00:17:48,568 --> 00:17:51,112
‫باگوان با جتِ ارتشبدِ ایالت
.‫متحده از کشور خارج شد

289
00:17:51,195 --> 00:17:54,240
‫راجنیش بعد از ظهرِ دیروز شهر شارلوت
،‫در شمالِ کالیفرنیارو ترک کرد

290
00:17:54,323 --> 00:17:58,160
،‫قبل از رسیدن به شهر اکلاهما
.‫در میزوری توقف داشتن

291
00:17:58,244 --> 00:18:00,496
‫ظاهرا مقامات می‌گویند که
‫باگوان یه شب دیگه در

292
00:18:00,580 --> 00:18:03,624
‫در شهرِ اوکلاهما در
.‫منطقه‌ای محرمانه خواهد ماند

293
00:18:03,708 --> 00:18:06,043
‫او شبِ سه‌شنبه و چهارشنبه را

294
00:18:06,127 --> 00:18:07,712
.‫هم در زندانِ "ال رنو" گذراند

295
00:18:07,795 --> 00:18:10,381
.‫این سومین زندانِ او در 9 روز بود

296
00:18:10,464 --> 00:18:12,925
‫مقصدِ بعدیِ باگوان شری راجنیش کجاست ؟

297
00:18:13,009 --> 00:18:14,343
،‫همونطور که گفتید کلِ این هفته

298
00:18:14,427 --> 00:18:15,970
‫یه جورایی بازی موش و گربه‌ای شده بود

299
00:18:16,053 --> 00:18:17,388
‫بین ارتشبدانِ فدرال و گزارشگران

300
00:18:17,471 --> 00:18:19,390
‫چون ارتشبدان ایالت متحده به
‫صورتِ عمدی، زمان و مکان

301
00:18:19,473 --> 00:18:21,684
.‫دقیقِ رسیدنِ او را نامعلوم گذاشته‌اند

302
00:18:21,767 --> 00:18:24,395
‫تا جاییکه بصورتِ قانونی ممکن باشه

303
00:18:24,478 --> 00:18:27,982
،‫باگوان رو از این زندون به اون زندون
.‫دور خودشون میچرخونن

304
00:18:28,065 --> 00:18:34,280
‫چیزی که این فرصت و بهشون داده اینه که به مدتِ
.‫دو هفته توی کشور به اینور و اونور کشوندنش

305
00:18:34,363 --> 00:18:36,407
...‫فکر میکنم برای این کشور غم انگیزـه که

306
00:18:37,700 --> 00:18:41,120
...‫که چنین مردِ بی‌گناه و خوش‌قلبی

307
00:18:42,663 --> 00:18:45,499
.‫در زندانهای این کشور به سر میبره

308
00:18:46,042 --> 00:18:50,338
‫میدونید، این کشور اونقدرام با
‫"وایلد وست" فرقی نداره، درسته ؟

309
00:18:51,756 --> 00:18:54,675
‫خلاصه اینا از هر ابزاری استفاده میکنن

310
00:18:54,759 --> 00:18:59,930
.‫تا تلاش کنن و متهم رو وادار کنن به اینکه تسلیم بشه

311
00:19:02,141 --> 00:19:06,354
‫اونا اغلب از تسلیم شدنِ اختیاری
.‫خوششون نمیاد چون دوست دارن با متهم قدم بزنن

312
00:19:07,355 --> 00:19:11,233
‫اونا دوست دارن که دستگیر کنن
‫و به دستاشون دستبند بزنن

313
00:19:11,317 --> 00:19:16,530
‫و مجبورشون کنن توی محوطه‌ای از نور
.‫راه برن تا گناهکار جلوه بدن

314
00:19:16,614 --> 00:19:19,659
‫خب دیدن مردی که تا بحال به کسی آسیب نرسونده

315
00:19:19,742 --> 00:19:22,745
...‫توی حالتی که مثلِ یه قاتلِ روانی غل‌وزنجیر شده

316
00:19:23,788 --> 00:19:27,166
‫نشون میده که چقدر دولتِ ایالت
.‫متحده از این مرد وحشت داره

317
00:19:27,249 --> 00:19:29,293
‫آنها بر این باور اصرار دارن که با باگوان

318
00:19:29,377 --> 00:19:32,380
‫به طرزِ بدی رفتار میشه و
.‫باعثِ مریض شدنِ فیزیکیش شده

319
00:19:32,463 --> 00:19:36,550
:‫"پرم ایزابل" گزارشگرِ زنی که این پرونده را اینگونه خواند
"‫"دزدیِ حمایت شده از طرفِ دولت

320
00:19:36,634 --> 00:19:38,469
‫تنها چیزی که باعثِ نگرانیم شده
.‫سلامتی باگوان‌ـه

321
00:19:38,552 --> 00:19:40,680
.‫نمیخوام این مرد توی زندان بمیره

322
00:19:40,763 --> 00:19:45,643
‫اینکه کسی بتونه با چنین مردی با این
،‫زیبایی و پاکی اینطوری رفتار کنه

323
00:19:45,726 --> 00:19:47,478
.‫من فقط برام قابل فهم نیست

324
00:19:47,561 --> 00:19:51,816
‫ایشون هیچ جوره تحت مراقبت‌های خاصی نیست

325
00:19:51,899 --> 00:19:54,235
.‫و هیچ راهی برای سخنرانی هم نداره

326
00:19:54,318 --> 00:19:57,571
‫فکر کنم فرضیه ما این بود که ایشون
.‫دوست ندارن توی جمعیت قرار بگیرن

327
00:19:58,572 --> 00:20:00,825
.‫احتمالا از هم‌اتاقی‌هاش خوشش نمیاد

328
00:20:00,908 --> 00:20:04,203
‫متعاقبا به سلولی فرستادنش که
‫فردی اونجا بود

329
00:20:04,286 --> 00:20:07,164
‫که مبتلا به بیماریِ ویروسِ
.‫مسریِ هرپس شده بود

330
00:20:07,248 --> 00:20:08,416
.‫ویروسِ هرپس

331
00:20:08,499 --> 00:20:10,835
.‫بنظرم اینکار ظالمانه‌ـست

332
00:20:10,918 --> 00:20:12,169
.‫اتهاماتِ مبنی بر بدرفتاری

333
00:20:12,253 --> 00:20:16,257
‫به گفته بعضی‌ها، مامورین اداره عالی
..‫تفتیش سه بار او را بازرسی بدنی کردند

334
00:20:16,340 --> 00:20:17,675
،‫ساعت 6:30 صبح امروز

335
00:20:17,758 --> 00:20:19,760
.‫باگوان دوباره به هواپیمای ارتشبد برگشت

336
00:20:20,469 --> 00:20:23,139
،"‫از شهرِ "توسان
.‫به پایگاهِ نیروی هوایی "وندنبرگ" منتقل شد

337
00:20:23,764 --> 00:20:26,392
،‫از آنجا
.‫در اواسطِ ظهر در شهرِ "ساکرامنتو" توقف داشتن

338
00:20:26,475 --> 00:20:29,520
‫هر وقتی که بهش میگفتن مقصدِ
،‫خاصی رو در پیش دارن

339
00:20:29,603 --> 00:20:32,690
‫بهش گفتن که قراره به
.‫پورتلند برن

340
00:20:32,773 --> 00:20:35,109
،‫و هر دفعه
.‫معلوم شد که حقیقت نداره

341
00:20:35,192 --> 00:20:37,653
‫ریچارد، متوجهم که نهاد انتظامی فدرال آمریکا
‫به ما گفته که

342
00:20:37,737 --> 00:20:40,489
،‫الان هواپیما توی فرودگاهِ صحرایی بویینگ به زمین نشسته

343
00:20:40,573 --> 00:20:42,158
.‫که همین چند دقیقه پیش فرود اومدن

344
00:20:42,241 --> 00:20:44,910
‫اطلاعات ما مشخص میکنن که
‫قراره باگوان از این

345
00:20:44,994 --> 00:20:47,288
‫هواپیمای بزرگ به هواپیمای کوچکتری منتقل بشه

346
00:20:47,371 --> 00:20:50,040
‫که درواقع به اینجا یعنی
.‫پایگاهِ نظامی پورتلند برمیگردن

347
00:20:50,916 --> 00:20:53,419
‫از وقتی که توی شارلوت
،‫دستگیر شده بود

348
00:20:53,502 --> 00:20:55,087
،‫تا وقتیکه به پورتلند برگرده

349
00:20:55,171 --> 00:20:57,673
.‫فکر کنم تقریبا سه هفته شده

350
00:21:00,426 --> 00:21:02,970
...‫و در نتیجه‌ی چنین شرایطی

351
00:21:04,013 --> 00:21:05,681
.‫ایشون آماده‌ی تسلیم شدن بود

352
00:21:13,063 --> 00:21:15,566
،‫شیلا، منشیِ شخصیِ سابقِ باگوان

353
00:21:15,649 --> 00:21:18,402
،‫برای اجرای حکم اتهاماتش در ارتکاب به قتل

354
00:21:18,486 --> 00:21:21,113
،‫در درجه‌ی اول تهدید و بعد توطئه چینی برای ارتکاب به جرم
.‫به اورگن برگشت

355
00:21:22,490 --> 00:21:25,951
‫این دفعه هیچ خبری از
.‫حمایت‌کنندگانِ راجنیشی‌ها نبود

356
00:21:26,035 --> 00:21:29,663
‫شیلا با حفاظت شدیدی در دادگاه
،‫ایالت متحده‌ی پورتلند حاضر شد

357
00:21:29,747 --> 00:21:32,124
.‫که تقریبا با مارشال‌های ایالت متحده محاصره شده بود

358
00:21:33,417 --> 00:21:34,835
‫مقامات دولتی ادعا میکنند

359
00:21:34,919 --> 00:21:37,171
‫که سعی داشته دوتن از مقاماتِ
‫عالی رتبه‌ی واسکو رو مسموم کند

360
00:21:37,254 --> 00:21:40,132
.‫و همچنین سعی داشته دفترِ فرمانداریِ شهرستان واسکو رو آتیش بزنه

361
00:21:40,216 --> 00:21:42,676
،‫من فکر کردم که اگه شیلا همه‌ی این کارهارو کرده باشه

362
00:21:42,760 --> 00:21:47,973
...‫میتونه ضدِ اوشو شهادت بده

363
00:21:48,724 --> 00:21:51,060
...‫تا از محاکمه‌ی خودش جلوگیری کنه

364
00:21:52,937 --> 00:21:56,607
.‫و اینجوری اوشو همه‌ی اتهامات جنایی رو متحمل میشه

365
00:21:58,859 --> 00:22:04,657
‫من هیچوقت به این فکر نکردم که
‫باگوان رو بفروشم

366
00:22:04,740 --> 00:22:06,659
،‫یا هرکسِ دیگه‌ای رو

367
00:22:06,742 --> 00:22:11,914
.‫تا فقط... از محاکمه‌ی خودم فرار کنم

368
00:22:13,123 --> 00:22:19,088
‫کسی نمیتونه بخاطرِ آزادیِ خودش
.‫به دیگران خیانت کنه

369
00:22:19,171 --> 00:22:20,798
.‫و خبرهای مهم امشب

370
00:22:20,881 --> 00:22:25,344
‫ما آناند شیلا امروز در دادگاهِ شهر حاضر شد
.‫تا اعتراف به گناهکار بودن کنه

371
00:22:25,427 --> 00:22:27,721
‫شیلا امروز برای اعتراف کردن

372
00:22:27,805 --> 00:22:31,392
‫به همه‌ی اتهامات از مسمومیتِ دسته جمعی گرفته
.‫تا ضبط و کنترلِ سری مکالمات در دادگاه حاضر شد

373
00:22:32,935 --> 00:22:35,563
،‫شیلا محکوم به چهار سال و نیم حبس شد

374
00:22:35,646 --> 00:22:38,857
،‫و همچنین جریمه‌ی 469 هزار دلاری

375
00:22:38,941 --> 00:22:41,610
‫و قبول کرد که پس از آزادی
.‫از ایالت متحده خارج شود

376
00:22:47,866 --> 00:22:50,244
،‫ما شانتی بادرا
،‫دیگر رهبرِ اسبقِ انجمن

377
00:22:50,327 --> 00:22:52,746
‫به تلاش برای قتلِ دکتر اعتراف کرد

378
00:22:52,830 --> 00:22:54,832
.‫و به مدتِ ده سال در زندان خواهد ماند

379
00:22:57,376 --> 00:22:58,669
‫تصمیم گرفته شد که

380
00:22:58,752 --> 00:23:03,632
.‫شیلا و من توی زندانِ فدرال حکممون اجرا بشه

381
00:23:03,716 --> 00:23:08,679
‫مقامات میگفتند که برای امنیتِ خودم
.‫هم که بود، نباید توی اورگن بمونم

382
00:23:09,430 --> 00:23:12,349
‫و به همین دلیل من هم، به زندانِ
.‫فدرال فرستاده شدم

383
00:23:13,517 --> 00:23:15,644
.‫متاسفانه، اوضاعِ بهتری هم نداشتم

384
00:23:16,270 --> 00:23:21,066
‫واقعا به این باور رسیده بودم
.‫که توی تیمارستان حبس شده بودم

385
00:23:21,150 --> 00:23:25,738
،‫همه داد میزدن
.‫به در ضربه میزدن

386
00:23:26,405 --> 00:23:27,990
.‫دوزخ بود

387
00:23:30,659 --> 00:23:36,206
"‫با همه‌ی اینها، پسرم "پیتر
.‫همچنان توی راجنیش‌پورام زندگی میکرد

388
00:23:36,290 --> 00:23:39,960
،‫و وقتی که توی زندان بودم
.‫پسرم به ملاقاتم اومد

389
00:23:41,003 --> 00:23:43,088
.‫این اتفاق تغییرم داد

390
00:23:44,089 --> 00:23:46,800
،‫بخاطرِ همه‌ی اتفاقاتی که در راجنیش‌پورام افتاد

391
00:23:46,884 --> 00:23:50,638
،‫بخاطرِ حملات باگوان
.‫پیتر ازم پرسید که چه اتفاقی افتاده

392
00:23:52,056 --> 00:23:56,393
،‫این جدایی
...‫خیلی براش گرون تموم شده بود

393
00:23:57,519 --> 00:24:02,441
‫و خیلی بدتر هم برای من
،‫که مجبور بودم از پشتِ شیشه

394
00:24:02,524 --> 00:24:07,988
‫پریشونی و درد و توی
.‫چشمای پسرم ببینم

395
00:24:08,864 --> 00:24:13,243
،‫اینجوری شد که این ریشه توی قلبم جوونه زد

396
00:24:13,327 --> 00:24:16,664
‫ریشه‌ای که باعث میشد
.‫از باگوان دور شم

397
00:24:16,747 --> 00:24:21,418
...‫آغازِ یک مسیرِ طولانی بود

398
00:24:22,795 --> 00:24:25,047
.‫برای شکستنِ این طلسم

399
00:24:25,130 --> 00:24:27,758
‫باگوان شری راجنیش وقتِ
.‫محاکمه شدنش در دادگاه رسیده

400
00:24:27,841 --> 00:24:30,552
‫"ریچارد دریپر" به عنوان وکیل به همه‌ی
،‫استدلال‌های توی دادگاه درمورد پرونده راجنیش

401
00:24:30,636 --> 00:24:33,263
.‫را در حضورِ قاضی فدرال گوش داده

402
00:24:33,347 --> 00:24:36,183
‫و ریچارد خلاصه‌ای از اتفاقاتی
.‫که قراره رخ بده رو به ما بگو

403
00:24:36,266 --> 00:24:37,559
.‫اوه، خیلی چیزای زیادیه مارک

404
00:24:37,643 --> 00:24:41,980
‫بطورِ قانونی قراره چالش بزرگی برای
.‫وکلا باشه

405
00:24:43,273 --> 00:24:46,276
...‫بعد از اینکه اوشو به پورتلند برگشت

406
00:24:47,444 --> 00:24:52,199
‫من و بقیه‌ی وکلایی که در این
‫پرونده‌ی مهاجرتی دخیل بودیم

407
00:24:52,282 --> 00:24:53,992
.‫تصمیم گرفتیم باهاش حرف بزنیم

408
00:24:54,827 --> 00:24:59,790
‫و من گفتم "این افراد توی این زمینه
،‫از قانون متخصصن

409
00:24:59,873 --> 00:25:01,041
"‫چرا از زبون خودشون نمیشنوی؟

410
00:25:02,292 --> 00:25:04,962
.‫و اساسا همشون یه چیز و گفتن

411
00:25:05,045 --> 00:25:07,798
‫"میدونید این ضعیفترین
.‫پرونده‌ایه که تو عمرمون دیدیم

412
00:25:07,881 --> 00:25:11,635
‫فکر نکنم تا حالا چنین پرونده‌ای با چنین
،‫مدارکِ کمی دیده باشم

413
00:25:11,719 --> 00:25:14,513
.‫که تصمیم گرفته باشن پیگیریش کنن

414
00:25:14,596 --> 00:25:17,307
:‫و اوشو به من نگاه کرد و گفت
"‫"نیرن، نظرِ تو چیه ؟

415
00:25:19,518 --> 00:25:20,519
...‫و من گفتم

416
00:25:21,562 --> 00:25:25,441
،‫"اولا، اگه با این موضوع مقابله کنی

417
00:25:25,524 --> 00:25:29,737
‫شش هفته کامل باید هرروز، هر دقیقه‌ـت و
،‫توی دفتر دولت فدرال بگذرونی

418
00:25:31,029 --> 00:25:32,364
.‫و بعدش موفق خواهی شد

419
00:25:32,990 --> 00:25:36,660
،‫ولی بعد از اینکه موفق شدی
‫اگه دولت ایالت متحده

420
00:25:36,744 --> 00:25:38,746
‫همه اینکارارو برنامه ریزی کرده بود

421
00:25:38,829 --> 00:25:42,666
،‫تا تو و انجمنت رو زمین بزنه

422
00:25:43,500 --> 00:25:45,419
.‫مطمئن باش بیخیال نمیشن

423
00:25:45,502 --> 00:25:50,758
‫انقدر میان سراغت تا بالاخره
.‫زمین بخوری

424
00:25:50,841 --> 00:25:56,764
‫و پیشنهادِ من اینه که بذار باهاشون
".‫قرارداد کنیم و بعدش تو اینجارو ترک کنی

425
00:25:56,847 --> 00:25:59,391
،‫و اوشو مثل همیشه عقب نشست

426
00:26:02,811 --> 00:26:05,105
.‫چند دقیقه نشست و فکر کرد

427
00:26:06,315 --> 00:26:08,484
،‫و بعدش گفت
،‫"اگه باهاش مقابله میکنن

428
00:26:08,567 --> 00:26:12,696
،‫اگه واقعا باهام مقابله میکنن
.‫من حاضرم که به دادگاهِ عالی برم

429
00:26:16,533 --> 00:26:18,786
.‫ولی بدنم تحملشو نداره

430
00:26:19,912 --> 00:26:24,625
‫بدنم تحمل این چیزایی

431
00:26:24,708 --> 00:26:27,628
.‫که منو بهشون محکوم کردن و نداره

432
00:26:29,004 --> 00:26:30,005
‫

433
00:26:31,381 --> 00:26:33,175
".‫قرارداد کنید و من میرم

434
00:26:40,724 --> 00:26:42,643
،‫در این روز نمایشی

435
00:26:42,726 --> 00:26:45,896
‫باگوان امروز ظهر به پورتلند اومد و
‫مستقیم به دادگاه ایالت متحده رفت

436
00:26:45,979 --> 00:26:47,773
.‫او به همراه 4 نفر از وکلایش بود

437
00:26:52,194 --> 00:26:55,030
،‫اون روزها
.‫نقاش‌های دادگاه طرح هایی کشیدن

438
00:26:57,407 --> 00:27:02,704
‫یه حضورِ سنگینی از هاله‌ی
.‫تاریکی وجود داشت

439
00:27:04,081 --> 00:27:08,377
‫و راجنیشی‌هایی که در دادگاه حضور داشتن
.‫این رو در پشتِ من تشکیل داده بودن

440
00:27:12,422 --> 00:27:14,758
‫نقاش دادگاه، وقتی که تموم شده بود

441
00:27:14,842 --> 00:27:18,846
‫بهم گفت که این حس ترسی که
‫توی دادگاه حس کرده بود

442
00:27:18,929 --> 00:27:23,016
‫فقط با یکی از تجربیاتش مشابه بود

443
00:27:23,100 --> 00:27:25,811
.‫اونم بخاطرِ حضور با آیت‌الله خامنه‌ای بود

444
00:27:28,438 --> 00:27:30,983
.‫با اخبار غافلگیر کننده‌ای در خدمتِ شما هستیم

445
00:27:31,066 --> 00:27:33,485
‫بزرگترین خبر این است که چند ساعتِ پیش

446
00:27:33,569 --> 00:27:34,611
،‫در دادگاهِ فدرال پورتلند

447
00:27:34,695 --> 00:27:37,614
‫باگوان شری راجنیش اعتراف به
‫اتهاماتِ کلاهبرداری مهاجرتی کرد

448
00:27:37,698 --> 00:27:39,199
.‫و همینطور با خارج شدنش از کشور موافقت کرد

449
00:27:42,828 --> 00:27:44,705
‫حب مایک و شیرلی، این صحنه‌ی به یاد موندنی

450
00:27:44,788 --> 00:27:45,747
.‫در دادگاه فدراله

451
00:27:45,831 --> 00:27:49,001
‫چارلز ترنر، وکیل ایالت متحده
‫همچنان در حال مصاحبه کردن با گزارشگران

452
00:27:49,084 --> 00:27:50,502
.‫درمورد مفاد پیمان است

453
00:27:50,586 --> 00:27:53,380
.‫اتهاماتِ امروزی که در برابر قاضی "ادوارد لوی" بیان شد

454
00:27:53,463 --> 00:27:57,801
‫باگوان گفت که "دیگر نمیخواهم دوباره به
".‫ایالتِ متحده برگردم

455
00:28:00,512 --> 00:28:02,848
‫حالا ما در تلاشیم که به وکیل ایالت
‫متحده، چارلز ترنر نزدیکتر بشیم

456
00:28:02,931 --> 00:28:05,017
‫که همچنان در حالِ سخنرانی درمورد
‫نتایجِ دادگاهِ

457
00:28:05,100 --> 00:28:07,311
.‫امروزه
.‫بذارید ببینیم میتونیم نزدیک بشیم

458
00:28:08,020 --> 00:28:09,771
.‫میشه دوباره بهمون بگید ؟ ما نبودیم

459
00:28:09,855 --> 00:28:12,357
.‫- لابد دارید شوخی میکنید
.‫- آره، ولی جدیم

460
00:28:12,441 --> 00:28:15,652
‫من به این استشهادیه احساس
‫خیلی خوبی دارم

461
00:28:15,736 --> 00:28:18,655
‫چون احساس میکنم کاملا
.‫به نفعِ مردمه

462
00:28:18,739 --> 00:28:22,034
‫من تحقیقات جمع آوری شده
‫توسط این اداره رو اثبات کردم

463
00:28:22,117 --> 00:28:25,245
.‫و این اعتراف به گناهِ عمومی راجنیش است

464
00:28:25,329 --> 00:28:27,039
‫قطعا تعدادی از اعضای دولت هستند

465
00:28:27,122 --> 00:28:30,167
‫که علاقمندند این محاکمه بطورِ
.‫تمام و کمال انجام بشه

466
00:28:30,250 --> 00:28:31,585
...‫خب مدافعین نمیتونن

467
00:28:31,668 --> 00:28:34,588
‫ما نمیتونم مدافع رو مجبور کنیم محاکمه بشه
.‫وقتی خودش اعتراف میکنه

468
00:28:36,131 --> 00:28:37,382
‫همه‌ی این عزیزان

469
00:28:37,466 --> 00:28:41,470
‫حداقل برای چهار سال در این
.‫مورد درگیر بودن

470
00:28:41,553 --> 00:28:47,100
‫و به نتیجه‌ای کاملا خشنودانه و موفقی
.‫در این پروسه دست یافتیم

471
00:28:47,184 --> 00:28:49,561
،‫"کتی" میخوام از آقای ترنر یه سوالی بپرسم
‫هنوز اونجا هستن ؟

472
00:28:49,645 --> 00:28:50,812
.‫- بله
‫- خب

473
00:28:50,896 --> 00:28:52,564
.‫آقای ترنر سوالِ من اینه

474
00:28:52,648 --> 00:28:56,360
،‫اگه چیزی که میخواستید
،‫این بوده که باگوان از کشور خارج بشه

475
00:28:56,443 --> 00:28:58,487
،‫چرا همون اول نذاشتید که بره

476
00:28:58,570 --> 00:29:00,322
‫همون چند هفته پیش روزِ یکشنبه ؟

477
00:29:00,405 --> 00:29:02,407
.‫خب این طریقه‌ای نیست که به کار میگیریم

478
00:29:02,491 --> 00:29:06,036
‫کسی که وارد این کشور شده
‫و مرتکب همین جرمی

479
00:29:06,119 --> 00:29:08,538
،‫که باگوان شری راجنیشی انجام داده بود بشه

480
00:29:08,622 --> 00:29:14,294
‫اینکه بذاریم بعنوان پناهنده از اینجا خارج بشه
‫و از مسئولیت‌های خودمون شونه خالی کنیم

481
00:29:14,378 --> 00:29:16,338
‫کاملا با سوگندِ شغلمون
.‫در تضاده

482
00:29:16,421 --> 00:29:18,048
.‫مطلقا نمیتونستیم اینکارو بکنیم

483
00:29:18,131 --> 00:29:20,592
.‫من هیچوقت اجازه همچین کاری رو نمیدادم

484
00:29:20,676 --> 00:29:22,552
‫قانون‌هایی که تصویب شده رو

485
00:29:22,636 --> 00:29:27,224
‫در یک جریان دموکراسی
.‫همه باید رعابت کنن

486
00:29:27,849 --> 00:29:31,728
‫توی این قانون هیچ استثنایی وجود
‫نداره که بگه مجبور نیستی به قانون احترام بذاری

487
00:29:31,812 --> 00:29:34,523
‫اگه به اندازه کافی باهوش باشی که بتونی
.‫قبلِ اینکه بگیرنت فرار کنی

488
00:29:34,606 --> 00:29:37,818
‫و شهروندان این ایالت باید میدیدن

489
00:29:37,901 --> 00:29:41,238
‫که دولت ازش میخواد که جوابگو باشه

490
00:29:41,321 --> 00:29:43,115
.‫درست مثلِ همه

491
00:29:47,536 --> 00:29:49,329
.‫بااندازه کافی دور هست
.‫یکم برید عقبتر، لطفا

492
00:29:49,413 --> 00:29:50,539
‫شما کی هستید ؟

493
00:29:50,622 --> 00:29:52,874
.‫- لطفا یکم عقب‌تر برید
‫- خانم شما کی هستید ؟

494
00:29:52,958 --> 00:29:59,548
.‫و اون شب، سوارِ جت شد و رفت

495
00:30:01,800 --> 00:30:04,303
.‫هیچکدوم از پیروانش به ما نگفتن که کجا میخواد بره

496
00:30:04,386 --> 00:30:07,806
.‫تقریبا نزدیک 10 تا 12 سانیاسین توی هواپیمان

497
00:30:07,889 --> 00:30:12,352
.‫اونا جعبه‌ها و چمدانهای مختلفی رو توی هواپیما گذاشتن

498
00:30:51,183 --> 00:30:53,727
،‫قبل از اینکه باگوان سوار هواپیما بشه، برای همه دست تکون داد

499
00:30:53,810 --> 00:30:56,855
‫در یک حالتِ سنتی دستهاش و کنارِ هم گذاشت
،‫و لبخند زد

500
00:30:56,938 --> 00:30:58,774
.‫و بعد برگشت و سوارِ هواپیما شد

501
00:31:00,108 --> 00:31:02,944
‫در حال حاضر ما خبر نداریم که
.‫هواپیما به کجا پرواز میکنه

502
00:31:03,028 --> 00:31:06,948
‫تنها چیزی که میدونیم اینه که
.‫باگوان در حالِ ترک کشوره

503
00:31:55,455 --> 00:31:58,625
‫من فکر میکردم که قراره یه شرایطی
‫رو وضع کنن

504
00:31:58,708 --> 00:32:00,836
.‫و انگار به این سمت هم پیش میرفتیم

505
00:32:00,919 --> 00:32:06,591
‫اما صبح که بیدار شدم دیدم همش
.‫فکر واهی بوده و داره میره

506
00:32:06,675 --> 00:32:08,552
.‫- احساسِ خوبیه که بالاخره از دستش خلاص شدیم
.‫- واقعا احساسِ خوبیه

507
00:32:08,635 --> 00:32:12,305
...‫- فقط
.‫- آره، تموم شد

508
00:32:12,389 --> 00:32:14,766
.‫من خیلی خوشحالم، واقها

509
00:32:14,850 --> 00:32:17,018
،‫خوشحالم که رفته
.‫و امیدوارم که هیچوقت برنگرده

510
00:32:17,102 --> 00:32:19,688
‫و امیدوارم که همه‌ی پیروانش هم
.‫باهاش برن

511
00:32:21,314 --> 00:32:24,609
،‫وقتی خبرو شنیدم
.‫تنها کاری که کردم این بود که نفسِ راحتی کشیدم

512
00:32:24,693 --> 00:32:25,735
.‫ما خسته شدیم

513
00:32:26,862 --> 00:32:28,864
‫این بهترین اتفاقیه که
.‫میتونست بیفته

514
00:32:28,947 --> 00:32:30,031
.‫فکر میکنم که عالی شده

515
00:32:30,115 --> 00:32:34,995
‫امیدوارم کمپش یا هرچیزی که
،‫این شهرِ راجنیش پورام هست

516
00:32:36,455 --> 00:32:39,958
.‫فقط وسایلشونو جمع کنن و برن
.‫ازشون خوشم نمیاد

517
00:32:40,041 --> 00:32:41,084
.‫آدمای زیادی رو ترسونده بود

518
00:32:41,168 --> 00:32:45,046
‫و کاملا متقلب بوده
‫و بالاخره هم به متقلب بودنش اعتراف کرد

519
00:32:45,130 --> 00:32:47,507
.‫و دمش و گذاشت روی کولش و رفت

520
00:32:47,591 --> 00:32:50,802
‫فکر کنم وقتش رسیده و در زمانِ مناسبی
،‫هم این اتفاق افتاده

521
00:32:50,886 --> 00:32:52,304
.‫روز شکرگزاری

522
00:32:52,387 --> 00:32:53,638
.‫و ما خیلی سپاسگزاریم

523
00:32:53,722 --> 00:32:57,476
‫من کاملا مطمئنم که دستانِ خداوند
.‫در این کار دخیل بوده

524
00:32:57,559 --> 00:33:00,979
.‫آمریکا هیچ جایی برای چنین افرادی نداره

525
00:33:14,034 --> 00:33:17,370
،‫اونا چند نفری شروع کردن به رفتن

526
00:33:19,414 --> 00:33:21,374
،‫ماشین‌هاشون پر از وسایلشون

527
00:33:21,458 --> 00:33:23,126
.‫و مقصدشون نامشخص بود

528
00:33:23,210 --> 00:33:24,669
‫از اینکه داری میری چه احساسی داری ؟

529
00:33:24,753 --> 00:33:26,630
‫دلت برای اینجا تنگ میشه ؟

530
00:33:26,713 --> 00:33:28,798
.‫همین الانشم دلم تنگ شده

531
00:33:40,352 --> 00:33:42,270
.‫خیلی ناگهان و سریع اتفاق افتاد

532
00:33:43,188 --> 00:33:44,231
.‫عجیب بود

533
00:33:44,314 --> 00:33:46,066
‫فکر میکنی اول همه ترسیدن ؟

534
00:33:46,149 --> 00:33:50,278
...‫آره خب اگه بخوان از ریشه بزننت

535
00:33:55,867 --> 00:33:56,868
.‫سخته

536
00:33:58,119 --> 00:33:59,037
.‫موفق باشی

537
00:34:07,337 --> 00:34:09,923
‫پیروانش ادعا میکنند که بخششون
.‫در حالِ تعطیل شدنه

538
00:34:10,507 --> 00:34:13,802
.‫بیخیال، من تا آخرش میمونم داداش

539
00:34:13,885 --> 00:34:18,390
‫به هیچ وجه نمیرم مگه اینکه اینجارو قانونی بفروشن

540
00:34:18,473 --> 00:34:21,601
."‫و همه بگن "بیا بریم گنگ

541
00:34:21,685 --> 00:34:24,479
.‫فقط همین
.‫در غیر اینصورت هیچ جایی نمیرم و میمونم

542
00:34:25,897 --> 00:34:29,609
.‫میمونم تا همه آماده‌ی رفتن بشن

543
00:34:36,157 --> 00:34:37,826
"‫امروز در اتوبوس "اسپنسر ویلیامز

544
00:34:37,909 --> 00:34:42,789
‫کسی که یک سالِ پیش بخاطر راجنیش
.‫پورام از واشنگتن رفت حضور داشت

545
00:34:42,872 --> 00:34:44,082
.‫دلم برای اینجا تنگ میشه داداش

546
00:34:45,166 --> 00:34:46,835
.‫دلم برای مردمِ اینجا هم تنگ میشه

547
00:34:46,918 --> 00:34:49,170
.‫لعنتی، عاشقشم

548
00:34:50,839 --> 00:34:54,259
،‫من همچنان شهردار بودم
‫و اساسا مسئول این بودم که

549
00:34:54,342 --> 00:34:57,387
.‫تا جاییکه میتونم شرایط و تغییر بدم

550
00:34:57,929 --> 00:34:59,639
.‫وقعا یه جورایی به وضعیت بحرانیی رسیده بودیم

551
00:35:00,515 --> 00:35:02,100
‫کلی استرس داشتم

552
00:35:02,183 --> 00:35:04,477
‫برای اینکه تلاش کرده بودم
‫با همه‌ی این درگیری ها بجنگم

553
00:35:04,561 --> 00:35:07,397
.‫بدونِ وجود هیچ راهنمایی

554
00:35:07,480 --> 00:35:10,734
‫واقعا همه‌چیز تموم شده

555
00:35:11,192 --> 00:35:13,194
.‫باگوان داره میره

556
00:35:13,278 --> 00:35:19,200
‫اثراتِ این حملات قانونیِ دولت فدرال و ایالتی

557
00:35:19,284 --> 00:35:21,119
‫برروی این انجمن شرایطی رو بوجود آورده

558
00:35:21,202 --> 00:35:25,665
‫که دیگه از لحاظ اقتصادی، احساسی، روحی

559
00:35:25,749 --> 00:35:30,503
.‫یا معقولانه هم جای موندنی وجود نداره

560
00:35:30,587 --> 00:35:35,258
‫و منو ایزابل هم به یه کلبه
.‫توی کوهستان کوچ کردیم

561
00:35:37,886 --> 00:35:41,181
،‫ایزابل بهم گفت که باید بره

562
00:35:41,264 --> 00:35:43,183
،‫من خودم، از وقتی که باگوان رفت

563
00:35:43,266 --> 00:35:46,561
‫فکر نمیکردم که بتونیم توی همچین جایی
‫زندگی کنیم، میدونید ؟

564
00:35:46,645 --> 00:35:48,647
.‫مردم، ما جنگجو نیستیم

565
00:35:49,397 --> 00:35:52,442
‫جایی زندگی میکنیم که
.‫اصلا کسی از حضورمون خوشحال نیست

566
00:35:53,485 --> 00:35:55,570
"!‫و من گفتم "باشه، منم باهات میام

567
00:35:55,654 --> 00:35:57,947
.‫و ما رفتیم و اینجوری شد

568
00:36:02,535 --> 00:36:08,958
‫توی مرتفعات، من تجربه‌ی دوست داشته شدن
.‫و پذیرفته شدن رو داشتم

569
00:36:09,709 --> 00:36:11,211
.‫کاملا

570
00:36:11,294 --> 00:36:13,421
.‫برای اولین بار توی زندگیم

571
00:36:15,048 --> 00:36:18,593
.‫بذارید بهتون بگم... واقعا چیزِ ارزشمندیه

572
00:36:20,595 --> 00:36:22,889
.‫خیلی غمگین بودم

573
00:36:24,057 --> 00:36:27,435
.‫احساسِ طرد شدن داشتم

574
00:36:27,519 --> 00:36:28,520
...‫من

575
00:36:30,814 --> 00:36:32,732
"‫من فکر میکردم که، "چه اتفاقی افتاد یهو؟

576
00:36:32,816 --> 00:36:35,110
‫خب میخوام بگم که سرگرمِ جنگیدن بودیم

577
00:36:35,193 --> 00:36:39,239
‫که یهو، وقتش که رسید من
.‫تونستم واقعا هضمش کنم

578
00:36:43,034 --> 00:36:48,415
،‫و چون ما خیلی بی تجربه بودیم
.‫این اتفاق مثل یه انفجار بود

579
00:36:49,874 --> 00:36:52,293
...‫میدونید، ترک کردنِ باغچه‌ـمون

580
00:36:54,838 --> 00:36:56,047
...‫و خونه‌هامون

581
00:36:57,424 --> 00:36:59,884
‫و همینطور دریاچه‌ای
...‫که ساخته بودیم

582
00:37:04,389 --> 00:37:05,724
...‫یادمه که

583
00:37:08,810 --> 00:37:11,271
...‫همه همیشه حس و حالِ خوبی داشتن

584
00:37:13,940 --> 00:37:15,442
.‫و همیشه خندون بودن

585
00:37:18,445 --> 00:37:23,867
‫و تشخیصِ اینکه چه هدیه‌ی بزرگی
...‫که روی این کره‌ی خاکی زنده باشی

586
00:37:24,951 --> 00:37:25,952
.‫خب، یه شهری بود واسه خودش

587
00:37:26,035 --> 00:37:31,624
‫ما واقعا موفق شده بودیم، شهری رو ساخته بودیم
.‫که پر از شور و نشاط بود

588
00:37:32,292 --> 00:37:36,004
.‫آدمای واقعی زندگی واقعیی داشتن

589
00:37:38,548 --> 00:37:41,259
،‫و دقیقا وسطِ زمستون

590
00:37:41,342 --> 00:37:46,765
‫ترکش کردیم و اینو میدونستیم که
...‫اینجا قراره متروکه بشه

591
00:37:56,399 --> 00:38:00,153
...‫واقعا به طرزِ عجیبی لحظه‌ی باور نکردنیی بود

592
00:38:01,404 --> 00:38:05,742
‫با تاثیراتِ گسترده‌ای که روی
.‫تک تکِ لحظاتِ زندگیم گذاشت

593
00:38:05,825 --> 00:38:07,202
،‫زود باشید
.‫همگی به دوربین نگاه کنید

594
00:38:10,747 --> 00:38:12,165
.‫آره

595
00:38:12,248 --> 00:38:14,167
.‫باشه

596
00:38:14,250 --> 00:38:16,211
،‫در همین حال در شهرِ کوچکِ آنتلوپ

597
00:38:16,294 --> 00:38:18,254
‫ساکنینِ قدیمیِ این شهر درحالِ
‫مشاهده‌ی عزیمتشون از شهر

598
00:38:18,338 --> 00:38:20,256
.‫با حسِ خوشحالی و آسایش بودن

599
00:38:22,342 --> 00:38:25,678
،‫برای چند سالِ اخیر
‫آنتلوپ شهرِ راجنیشی ها شده بود

600
00:38:25,762 --> 00:38:28,556
‫و حالا همه‌ی تابلوهای
.‫خوشامدگوییِ راجنیشی‌ها برداشته شده بود

601
00:38:28,640 --> 00:38:30,308
.‫شهر دوباره آنتلوپ شده بود

602
00:38:31,142 --> 00:38:33,686
‫

603
00:38:38,233 --> 00:38:41,444
،‫در آنتلوپ
‫امروز روزِ کوبیدن و

604
00:38:41,528 --> 00:38:42,529
.‫دوباره از نو ساختن بود

605
00:38:45,657 --> 00:38:50,286
‫خب بنظرم همه از این موضوع که تابلوهارو
.‫برداشته بودن خیلی خوشحال بودن

606
00:38:50,370 --> 00:38:53,498
‫مردم حس میکردن که بالاخره شهرشون
...‫رو پس گرفتن

607
00:38:55,625 --> 00:38:56,876
.‫واقعا هم همینطور بود

608
00:38:56,960 --> 00:38:59,420
‫

609
00:38:59,504 --> 00:39:01,381
‫

610
00:39:02,340 --> 00:39:03,508
‫

611
00:39:05,802 --> 00:39:07,595
.‫ما همه آماده‌ی جشن گرفتن بودیم

612
00:39:07,679 --> 00:39:10,139
...‫- خدای من، میدونید دیگه
.‫- آره

613
00:39:10,223 --> 00:39:12,016
.‫- از دستش خلاص شده بودیم
.‫- میخواستیم جشنِ بزرگی به پا کنیم

614
00:39:23,987 --> 00:39:28,283
‫حتی وقتی که ساکنِ اینجایی هم
.‫باور خیلی سخته

615
00:39:28,366 --> 00:39:32,954
‫حتما یکم زمان میبره تا
.‫تا بشه باور کرد که چه اتفاقی افتاده

616
00:39:34,706 --> 00:39:37,125
‫بیشتر از 40 حامیِ شهر دالاس

617
00:39:37,208 --> 00:39:40,253
‫وظیفه داشتند که دولتِ جدیدی
.‫که قرار بود شکل بگیره رو بسنجن

618
00:39:40,336 --> 00:39:44,132
‫و من از قانون اساسی ایالت متحده
.‫آمریکا را حمایت خواهم کرد

619
00:39:44,215 --> 00:39:48,177
،‫چند سال پیش
‫ما حتی رویای چنین اتفاقی رو که

620
00:39:48,261 --> 00:39:53,808
‫میتونست برای جامعه‌ی کوچیکمون
.‫بیفته رو هم نمیتونستیم داشته باشیم

621
00:39:54,434 --> 00:39:56,269
.‫ولی نمیتونم توی گذشته زندگی کنیم

622
00:39:58,021 --> 00:40:02,483
‫خب همه‌ی اتفاقاتی رو که ما
،‫با راجنیشی‌ها پشت سر گذاشتیم

623
00:40:02,567 --> 00:40:06,446
‫شبیهِ یه بازیِ
.‫بسکتبال یا فوتبال بوده

624
00:40:10,325 --> 00:40:12,744
،‫یکی میبره
.‫یکی دیگه هم میبازه

625
00:40:13,703 --> 00:40:17,582
،‫وقتی همه‌چیز به پایان میرسه
،‫وقتی فصل تموم میشه

626
00:40:18,666 --> 00:40:20,126
.‫قهرمان تاجگذاری میشه

627
00:40:22,211 --> 00:40:23,880
.‫البته که ما بردیم

628
00:40:25,048 --> 00:40:26,966
‫بیرونِ اداره پست

629
00:40:27,050 --> 00:40:32,263
‫یه میله پرچم و یک مجسمه‌ی
.‫کوچیکی از آنتلوپ وجود داره

630
00:40:32,347 --> 00:40:34,724
‫و به جامعه اهدا شده

631
00:40:34,807 --> 00:40:39,020
‫بخاطرِ ایستادگی کردن زیر همه‌ی
.‫این فشارهایی که متحمل شدیم

632
00:40:42,857 --> 00:40:45,068
:"‫یه نقل قول از "ادموند برک

633
00:40:45,151 --> 00:40:50,365
،‫"تنها چیزی که برای پیروزی شیطان لازم است
".‫این است که افراد خوب کاری نکنند

634
00:40:50,448 --> 00:40:52,867
‫این شرایطِ یادآورِ همیشگیِ وقتیه که

635
00:40:52,951 --> 00:40:57,288
،‫حالا که آنتلوپ رو پس گرفتیم
.‫نباید فراموش کنیم که نزدیک بود از دستش بدیم

636
00:40:58,957 --> 00:41:03,461
‫و من به دنبالِ روزیم که حضورِ
‫راجنیشی کلا فراموش بشه

637
00:41:03,544 --> 00:41:05,088
.‫وقتی که وارد شهر میشم و این میله پرچم رو میبینم

638
00:41:06,089 --> 00:41:10,343
،‫از نظرِ من
.‫شما هیجانات رو از دست دادید

639
00:41:12,470 --> 00:41:14,055
‫به دلایلی نمیدونم چرا

640
00:41:14,138 --> 00:41:18,184
!‫ولی من عاشقِ جنگیدنم

641
00:41:19,602 --> 00:41:22,313
.‫آنتلوپ دیگه مثلِ قبل نشد

642
00:41:23,356 --> 00:41:26,275
‫خب، میدونید که خیلی از مردم اینجارو ترک کردن

643
00:41:26,359 --> 00:41:29,779
.‫و بقیه هم قرار نبود تبدیل به آدمی که بودن بشن

644
00:41:29,862 --> 00:41:31,990
.‫دیگه مثل قبل متحد نیستیم

645
00:41:32,073 --> 00:41:35,368
.‫حتی یه ذره هم مثل قبلش نیست

646
00:41:36,869 --> 00:41:38,204
.‫کافه‌ها و مغازه‌ها تعطیل شده بودن

647
00:41:39,789 --> 00:41:43,292
‫میدونید، قبلِ همه‌ی اون جنجال‌ها
.‫اینجا یه مدرسه هم داشت

648
00:41:44,085 --> 00:41:46,879
.‫میدونید، زمان در حالِ گذرـه

649
00:41:47,755 --> 00:41:52,218
.‫ناخوشایندترین دوره از زندگیِ من بود

650
00:41:52,301 --> 00:41:57,515
‫و فقط دوست داشتم که فراموشش کنم و
.‫دیگه با هیچکس راجع بهش حرفی نزنم

651
00:41:57,598 --> 00:41:59,684
‫و نمیخوام مردم رو ببینم وقتی که

652
00:41:59,767 --> 00:42:03,730
،".‫بهم میگن "اوه، اسمتو یادمه
."‫"توهم توی این موضوع دخیل بودی؟

653
00:42:03,813 --> 00:42:07,400
.‫فکر نمیکنم اصلا ارزشش و هم داشته باشن

654
00:42:10,528 --> 00:42:11,404
.‫نه

655
00:42:15,867 --> 00:42:17,285
.‫این اولین مصاحبه‌ی شماست

656
00:42:17,368 --> 00:42:20,997
‫فرصتِ شما برای صحبت کردن
.‫با مردمِ اورگن

657
00:42:21,080 --> 00:42:22,540
‫داری منو به چالش میکشی ؟

658
00:42:22,623 --> 00:42:24,250
...‫من به چالش میکشمتون که به دوربین نگاه کنید

659
00:42:24,333 --> 00:42:26,252
‫واقعا برای انجام اینکار داری به چالشم میکشی ؟

660
00:42:26,335 --> 00:42:28,296
،‫فقط دارم میپرسم
،‫بعد از این یک سالی که اینجا بودید

661
00:42:28,379 --> 00:42:31,299
‫به عقب برگردید و به
.‫همه‌ی چیزهایی که اتفاق افتاد فکر کنید

662
00:42:32,008 --> 00:42:36,512
.‫- امروز به تجربیاتتون فکر کنید
‫- باشه، من به مردم اورگن میگم که

663
00:42:37,638 --> 00:42:40,016
،‫شما باگوان رو نفهمیدید

664
00:42:40,099 --> 00:42:43,561
‫همینطور آموزه‌هاش و
.‫همینطور شیلارو هم نفهمیدید

665
00:42:43,644 --> 00:42:48,983
‫شما از راجنیشی‌ها، کسب و کارشون و هوششون
.‫محروم شدید

666
00:42:49,067 --> 00:42:55,782
‫و همینطور مهارت خاصشون
.‫در جشن و پایکوبی

667
00:42:56,866 --> 00:43:01,454
‫من به شما بیشتر میخندم

668
00:43:01,537 --> 00:43:06,751
‫تا مردمی که میگن از زندانی
.‫بودنِ شیلا خوشحالن

669
00:43:06,834 --> 00:43:07,835
.‫نه

670
00:43:10,213 --> 00:43:12,924
‫آیا بخاطر اتفاقاتی که
،‫در اورگن پیش اومد متاسفید

671
00:43:13,007 --> 00:43:14,300
،‫بخاطر بیماریِ مردم

672
00:43:14,383 --> 00:43:17,178
‫و همه‌ی مردمی که بخاطر این موضوعات
‫آسیب دیدن ؟ احساسِ پشیمونی دارید ؟

673
00:43:17,261 --> 00:43:20,431
‫مردم در همه جای دنیا
.‫هرروزه مریض میشن

674
00:43:20,515 --> 00:43:22,058
‫چرا من باید احساسِ ندامت کنم ؟

675
00:43:22,892 --> 00:43:27,188
‫من برای اشتباه کردنِ
.‫مردم اورگن احساسِ بدی دارم

676
00:43:27,271 --> 00:43:33,694
،‫در رفتاری که با سیاه پوستان، سرخپوستانِ آمریکایی
‫مورمونیسم‌ها، کاتولیکها

677
00:43:33,778 --> 00:43:36,864
‫و بقیه‌ی اقلیتهایی که تا به امروز
.‫کردند

678
00:43:36,948 --> 00:43:38,491
.‫واسه این احساسِ بدی دارم

679
00:43:39,242 --> 00:43:41,869
‫اما
.‫من هیچوقت ادعای تغییر انسانیت نداشتم

680
00:43:41,953 --> 00:43:43,204
.‫هنوزم ندارم

681
00:43:45,414 --> 00:43:48,876
‫حرف زیادی درمورد وقتی
.‫که توی زندان بودم ندارم

682
00:43:52,296 --> 00:43:56,217
‫یادتون باشه، من جریمه‌ای که از طرفِ دولت

683
00:43:57,677 --> 00:44:03,141
‫آمریکا شده بودم رو
.‫تمام و کمال پرداخت کردم

684
00:44:05,977 --> 00:44:10,690
،‫در کشور سوئیس آمریکا
‫افراد وقتی که جرایم خودشون رو پرداخت میکنن

685
00:44:10,773 --> 00:44:15,862
.‫دیگه مجرم شناخته نمیشن

686
00:44:22,994 --> 00:44:26,164
‫باگوان شری راجنیش اعلام کرد
.‫که قصد داره در هند زندگی کنه

687
00:44:26,747 --> 00:44:28,541
‫با اتفاقاتِ دیروز
‫در فرودگاه دهلی

688
00:44:28,624 --> 00:44:30,918
‫مشخص شد که باگوان همچنان
.‫در هند پیروان خود را دارد

689
00:44:31,002 --> 00:44:34,714
،‫باگوان به پیروانش گفت که "اگر می‌توانند مرا آزار بدهند
".‫پس حتما شمارا هم میتوانند آزار بدهند

690
00:44:34,797 --> 00:44:39,093
‫باگوان، راجنیش‌پورام را تجربه‌ای
.‫ناموفق خواند

691
00:44:41,053 --> 00:44:42,471
.‫بالاخره به هند برگشت

692
00:45:04,869 --> 00:45:09,540
،‫و وقتی که به شهر "پونا" رفت
.‫مردم شروع کردن به رفتن به هند

693
00:45:12,501 --> 00:45:16,130
‫پس منم به هند رفتم چون
‫همچنان میخواستم که نزدیکش باشم

694
00:45:16,213 --> 00:45:18,633
.‫و واقعا هم جای خوبی برای زندگی بود

695
00:45:23,137 --> 00:45:25,640
.‫به دلایلی گفت، "من اون نیستم

696
00:45:26,515 --> 00:45:29,602
.‫من دیگه باگوان نیستم
".‫من هیچکسی نیستم

697
00:45:30,645 --> 00:45:34,482
،‫و بعدش مردم براش نامه نوشتن و گفتن
".‫"خب حداقل باید به چیزی صدات کنیم

698
00:45:34,565 --> 00:45:36,108
‫خب، "شاهزاده ؟

699
00:45:39,528 --> 00:45:42,531
.‫و یکی از پیشنهادات اسمِ "اوشو" بود

700
00:45:43,574 --> 00:45:45,576
.‫اوشو ریشه ژاپنی داره

701
00:45:45,660 --> 00:45:47,036
.‫به معنای آموزگار

702
00:45:48,204 --> 00:45:52,833
‫تو به معلمت و اربابت میتونستی
."‫بگی "اوشو

703
00:45:58,506 --> 00:46:01,759
،‫همیشه نحیف بود

704
00:46:01,842 --> 00:46:06,305
‫و پوستش خیلی شفاف بود، میدونید ؟

705
00:46:07,556 --> 00:46:09,225
.‫انگار که اصلا وجود نداشت

706
00:46:13,104 --> 00:46:14,772
.‫دوباره از حرف زدن اجتناب میکرد

707
00:46:15,147 --> 00:46:16,983
.‫و دیگر هم هیچ سخنرانیی نمیکرد

708
00:46:17,066 --> 00:46:18,526
...‫میومد بیرون

709
00:46:20,277 --> 00:46:21,362
...‫با مردم احوالپرسی میکرد

710
00:46:26,659 --> 00:46:28,285
،‫و به سمتِ بالکن میرفت

711
00:46:28,369 --> 00:46:33,165
،‫و درحالیکه به سمتِشون می‌ایستاد
.‫براشون دعا میکرد

712
00:46:46,762 --> 00:46:49,557
‫و در اون لحظه
،‫من سه ردیف عقبتر نشسته بودم

713
00:46:49,640 --> 00:46:52,810
.‫و ایشون یکم می لرزید

714
00:46:54,270 --> 00:47:00,484
‫و اونموقع میتونستم ببینم که
.‫پاهاش لبه‌ی بالکنه

715
00:47:02,486 --> 00:47:06,991
،‫و من واقعا خواستارِ زنده بودنش بودم

716
00:47:07,074 --> 00:47:13,414
.‫سعی میکردم انرژیِ زندگی خودم رو بهش بدم

717
00:47:16,709 --> 00:47:19,211
!‫اوشو

718
00:47:19,295 --> 00:47:21,297
...‫و روزِ بعد

719
00:47:22,048 --> 00:47:26,469
.‫همه به تالارِ بودا فراخوانده شده بودن

720
00:47:34,852 --> 00:47:38,856
‫دیروز صبح فهمیده بودم ک
.‫روحِ اوشو داره بدنش رو رها میکنه

721
00:47:39,523 --> 00:47:43,277
‫و ما روی تخت نشستیم و
.‫ایشون آخرین کلماتش رو گفت

722
00:47:46,447 --> 00:47:49,617
".‫گفت، "رویای من ترکت میکنم

723
00:47:54,205 --> 00:47:59,460
‫و بعدش به آرومی دراز کشید و ما
،‫کنارش نشسته بودیم درحالیکه نبضش رو داشتم

724
00:48:04,423 --> 00:48:05,925
.‫به آرومی محو شد

725
00:48:09,762 --> 00:48:13,599
،‫وقتی که خیلی ضعیف شده بود
."‫بهش گفتم، "اوشو، فکر کنم وقتش رسیده

726
00:48:14,642 --> 00:48:18,145
‫و فقط سرش رو به آرومی تکون داد
.‫و چشمانش رو برای آخرین بار بست

727
00:48:45,714 --> 00:48:50,886
...‫جسدش رو آورده بودن... توی تالارِ بودا

728
00:49:00,646 --> 00:49:02,731
.‫گذاشته بودنش روی بالکن

729
00:49:08,737 --> 00:49:11,991
!‫اوشو

730
00:49:22,543 --> 00:49:25,629
‫چیزهای دیگه‌ای هم گفت که
،‫بهتون اعلام خواهیم کرد

731
00:49:25,713 --> 00:49:27,590
‫ولی الان بذارید فقط بگم که

732
00:49:27,673 --> 00:49:31,385
‫هنگامِ مرگ دقیقا همونطوری بود
.‫که انتظارشو داشتید، فوق‌العاده

733
00:49:49,778 --> 00:49:55,242
.‫و بعدش به سمتِ گردنه‌ی آتیش بردنش

734
00:49:55,326 --> 00:50:00,956
‫اجتماعِ زیادی که
.‫جسد رو حمل میکردن

735
00:50:23,520 --> 00:50:28,943
،‫و من هم اونجا بودم
.‫سوختنِ جسدش رو میدیدم

736
00:50:41,413 --> 00:50:45,251
.‫عجب موهبتی... بود

737
00:50:48,504 --> 00:50:49,838
.‫عجب موهبتی

738
00:51:22,037 --> 00:51:26,083
‫وقتی شنیدم باگوانی که امروزه
...‫به اوشو شناخته میشه، از دنیا رفته

739
00:51:28,669 --> 00:51:30,754
.‫به طرزِ عجیبی بی تفاوت بودم

740
00:51:31,714 --> 00:51:34,925
.‫چیزی در درونم وجود داشت

741
00:51:37,469 --> 00:51:41,056
‫زندان بودم و حالا
.‫در حالِ برگشت به خونم بودم

742
00:51:42,057 --> 00:51:45,769
‫من 43 سالم بود ولی
.‫همچنان بچه بودم

743
00:51:47,229 --> 00:51:49,940
...‫خانوادم منو به آغوش کشیدن

744
00:51:51,525 --> 00:51:53,319
...‫فقط نگهم داشتن

745
00:51:54,320 --> 00:51:55,696
.‫و با خودشون به خونه بردن

746
00:51:56,905 --> 00:51:58,615
،‫خیلی نگذشته بود که

747
00:51:58,699 --> 00:52:03,412
‫یه مغازه آبمیوه فروشی توی آلمان
.‫به اسم "سفتلن" باز کردم

748
00:52:04,705 --> 00:52:07,333
.‫با همسرم "جورج" توی همین مغازه آشنا شدم

749
00:52:09,585 --> 00:52:13,756
.‫و کم کم دوباره به طبیعت برگشتم

750
00:52:20,679 --> 00:52:24,058
،‫در همین زمان، خارج از آلمان

751
00:52:24,141 --> 00:52:28,896
‫همچنان حکم دستگیری درموردِ من
.‫وجود داشت

752
00:52:28,979 --> 00:52:34,568
.‫پرونده قتل آقای ترنر باز موند

753
00:52:36,070 --> 00:52:37,863
‫اتهامات مبنی بر این است که زنی

754
00:52:37,946 --> 00:52:41,116
‫نقشه‌ی قتلِ وکیلِ چارلز ترنر، وکیل بخش
.‫قضاییِ اسبقِ اورگن رو طراحی کرده

755
00:52:42,117 --> 00:52:46,455
‫اگر حقیقت داشته باشد، این خانم
.‫به حبس ابد در زندان ایالت متحده محکوم خواهد شد

756
00:52:47,498 --> 00:52:50,000
،‫اما در اون زمان

757
00:52:50,084 --> 00:52:53,295
.‫من ثباتی رو داشتم که تا بحال وجود نداشته

758
00:52:53,379 --> 00:52:59,551
،‫من تا وقتی که در آلمان میموندم
.‫از اتهاماتِ آمریکا تبرئه بودم

759
00:53:01,261 --> 00:53:02,262
...‫و یک روز

760
00:53:03,847 --> 00:53:06,850
.‫نصفِ شب تلفن به صدا دراومد

761
00:53:07,559 --> 00:53:09,478
.‫عروسم بود

762
00:53:09,561 --> 00:53:13,107
".‫"جین" که گفت، "پیتر توی بیمارستانه

763
00:53:15,943 --> 00:53:19,363
‫اولین لحظه‌ای بود که شنیدم
...‫پسرم تومورِ مغزی داره

764
00:53:20,114 --> 00:53:21,907
.‫و اینکه ممکنه از دنیا بره

765
00:53:22,408 --> 00:53:24,493
.‫کاملا شوکه شده بودم

766
00:53:25,661 --> 00:53:32,501
.‫اما حکم دادگاه جوری بود که نباید به استرالیا برای دیدنِ پسرِ رو به مرگم برم

767
00:53:33,710 --> 00:53:35,504
.‫باید به آمریکا میرفتم

768
00:53:35,587 --> 00:53:38,090
‫باید از دادگاه طلبِ ببخشش میکردم

769
00:53:38,173 --> 00:53:41,427
.‫که هیچ تضمینی برای قبول شدنش وجود نداشت

770
00:53:41,510 --> 00:53:46,640
‫میخواستم آزاد باشم تا بتونم در چنین
.‫مواقعی به دیدنِ بچه‌هام برم

771
00:53:48,475 --> 00:53:50,769
‫منو جورج به فرودگاهِ فرانکفورت رفتیم

772
00:53:50,853 --> 00:53:52,938
.‫و سوارِ هواپیمای پورتلند شدیم

773
00:53:55,149 --> 00:53:58,152
.‫با همدیگه تا دادگاه رفتیم

774
00:53:58,235 --> 00:53:59,862
.‫اون روز بارون میبارید

775
00:54:00,779 --> 00:54:03,282
.‫من خیلی خیلی متمرکز بودم

776
00:54:04,158 --> 00:54:09,580
‫دادگاه قصد داشت که منو
،‫محکوم به حبس کنه

777
00:54:09,663 --> 00:54:15,210
‫ولی من میدونستم که حتما
.‫باید اینکارو انجام بدم

778
00:54:16,545 --> 00:54:18,547
،‫وقتی دادگاه شروع شد

779
00:54:18,630 --> 00:54:20,507
‫اولین وکیل سخنرانی کرد

780
00:54:20,591 --> 00:54:25,220
‫و از قاضی خواست که بطورِ
.‫مناسبی منو محکوم کنه

781
00:54:25,304 --> 00:54:27,055
.‫بعدش نوبت من شد برای صحبت کردن

782
00:54:27,723 --> 00:54:31,602
‫احساس کردم باید به کاری
.‫که کردم اعتراف کنم

783
00:54:33,103 --> 00:54:34,646
.‫بیانه‌ـم رو خوندم

784
00:54:36,064 --> 00:54:40,611
.‫و بعدش وقتِ صدورِ حکم رسید

785
00:54:43,363 --> 00:54:49,328
‫قاضی "مارش" کفت که عدالت قویتر از بخشش‌ـه

786
00:54:49,411 --> 00:54:50,871
.‫و شکی در این موضوع نیست

787
00:54:51,955 --> 00:54:57,503
.‫اما گاهی اوقات بخشش مسلط بر عدالت میشه

788
00:54:59,087 --> 00:55:01,798
.‫و چنین پرونده‌ای رو قبلا هم داشتیم

789
00:55:03,592 --> 00:55:08,597
.‫و بالاخره منو به حبس تعلیقی محکوم کرد

790
00:55:13,227 --> 00:55:14,228
.‫آزاد شده بودم

791
00:55:15,938 --> 00:55:17,856
.‫آزاد شده بودم

792
00:55:19,274 --> 00:55:20,234
،‫و درمیانِ اشک‌هایم

793
00:55:20,317 --> 00:55:24,863
‫میتونستم ببینم که همه‌ی افرادی
.‫که توی دادگاه بودن، خوشحال بودن

794
00:55:25,364 --> 00:55:29,826
،‫مامورین اف‌بی‌آی اومدن پیشم و بهم دست دادن

795
00:55:29,910 --> 00:55:35,249
."‫و گفتن، "تبریک میگیم خانم "استورک"، لیاقتش رو داشتید

796
00:55:35,874 --> 00:55:38,043
.‫در اون لحظه دیگه مجرم نبودم

797
00:55:39,670 --> 00:55:45,133
‫زنِ آزادی بودم به همراه
...‫پسرم که در حالِ مرگ بود

798
00:55:46,051 --> 00:55:48,887
...‫و این همه رو به هم نزدیک کرد

799
00:55:50,347 --> 00:55:53,058
.‫در مسیری انسانی

800
00:55:55,686 --> 00:55:57,771
...‫حتی امروزم که به این موضوع فکر میکنم

801
00:56:00,440 --> 00:56:02,526
.‫بله، اشک در چشمام حلقه میزنه

802
00:56:03,694 --> 00:56:07,614
‫شگفت‌انگیزترین تجربه‌ای بود

803
00:56:07,698 --> 00:56:12,327
‫که وقتی فهمیدم همه‌ی افرادی که اون روز در دادگاه بودن

804
00:56:12,411 --> 00:56:18,208
‫از اینکه من تونستم به همراهِ فرزندم برم
.‫و هنگامِ مرگش در کنارش باشم، خوشحال بودن

805
00:56:30,178 --> 00:56:34,224
،‫بعد از زندان
.‫باید دوباره روی پاهام می‌ایستادم

806
00:56:37,352 --> 00:56:40,814
.‫باید یه راهی برای زنده موندن پیدا میکردم

807
00:56:43,734 --> 00:56:49,114
،‫وقتی که باگوان رو ترک کردم
.‫از جامعه‌ی سانیاسین‌ها هم فاصله گرفتم

808
00:56:51,450 --> 00:56:53,243
.‫از ریاکاری دوری کردم

809
00:56:55,704 --> 00:57:02,502
‫وقتش رسیده بود پیروانِ سانیاسینِ
...‫باگوان چشماشون و وا کنن

810
00:57:03,587 --> 00:57:09,176
‫و ببینن که چه اتفاقی برای
.‫باگوان افتاده

811
00:57:09,259 --> 00:57:11,720
.‫باگوان به مرگِ طبیعی نمرده بود

812
00:57:13,972 --> 00:57:17,309
،‫دکتری که گواهی فوتش رو نوشته بود

813
00:57:19,186 --> 00:57:22,147
.‫حس کرد که به علتِ مصرف بیش از حد دارو بوده

814
00:57:27,235 --> 00:57:31,698
،‫حدود 9 ماه پیش
...‫اوشو یه حلقه‌ی داخلی ایجاد کرده بود

815
00:57:32,240 --> 00:57:34,743
.‫گروهی از سانیاسین‌ها که الان به 20 نفر رسیده بود

816
00:57:34,826 --> 00:57:37,204
.‫حلقه‌ی داخلی، جانشینش میتونست باشه

817
00:57:39,039 --> 00:57:42,042
...‫اینا افرادی بودن که بهش مواد میدادن

818
00:57:43,835 --> 00:57:49,091
‫و کسانی که به خاطر ثروتش
.‫ازش دزدی میکردن

819
00:57:52,344 --> 00:57:56,431
‫مسئولیت شماست که
.‫از باگوان مراقبت کنید

820
00:57:56,515 --> 00:58:01,061
.‫حداقل در دوره‌ی من، امنیت داشت

821
00:58:03,230 --> 00:58:08,860
.‫ولی جامعه‌ی سانیاسینِ قبلی بود

822
00:58:10,696 --> 00:58:17,369
،‫برخلاف چیزی که مردمِ دنیا فکر میکنن
.‫من تونستم روی پاهام وایسم

823
00:58:24,126 --> 00:58:28,588
،‫من با بیماران اسکیزوفرنیا تا مجنون‌ها کار کردم

824
00:58:28,672 --> 00:58:31,216
،‫از بیماری پارکینسون گرفته تا آلزایمر

825
00:58:31,299 --> 00:58:34,428
.‫و همینطور مجنونهای کوچیک و بزرگ

826
00:58:35,971 --> 00:58:38,932
.‫نمیخواستم کسی افرادِ پیر و پس بزنه

827
00:58:41,810 --> 00:58:44,312
‫چه چیزی از باگوان یاد گرفته بودم ؟

828
00:58:47,107 --> 00:58:52,404
‫چطور میتونم از آموزه‌هاش در
‫زندگیِ روزمره‌ـم استفاده کنم ؟

829
00:58:55,073 --> 00:58:56,867
...‫این جامعه

830
00:58:56,950 --> 00:59:00,370
.‫این چیزی بود که من از باگوان آموخته بودم

831
00:59:02,622 --> 00:59:04,041
.‫ما باهم غذا میخوریم

832
00:59:05,542 --> 00:59:08,211
...‫ما آهنگ میخونیم، می‌رقصیم

833
00:59:10,839 --> 00:59:14,092
.‫و در آسایش در این خونه میخوابیم

834
00:59:14,885 --> 00:59:20,640
‫همه میتونن توی خونه‌ی من پیر بشن
/‫و تا آخرین لحظه اینجا بمونن

835
00:59:27,189 --> 00:59:29,858
...‫بهتری راهی بود که

836
00:59:30,901 --> 00:59:34,738
.‫میشد بخاطر ماهیت‌ـمون شکرگزار باشیم

837
00:59:37,074 --> 00:59:39,409
،‫ما به عنوان یک سانیاسنی

838
00:59:39,493 --> 00:59:43,705
.‫باید همه‌ی افراد سرتاسر جهان رو هوشیار کنیم

839
00:59:44,998 --> 00:59:50,295
.‫اینجوری بود که رویای باگوان پرورش داده میشد

840
00:59:56,426 --> 01:00:00,263
‫هنوزم مجامعی وجود داره که
.‫به خودش و آموزه‌هاش رو وفادارن

841
01:00:01,515 --> 01:00:02,891
...‫آمریکای جنوی

842
01:00:04,309 --> 01:00:05,143
،‫اروپا

843
01:00:05,685 --> 01:00:06,895
.‫و آسیا

844
01:00:08,688 --> 01:00:12,859
‫کتاب‌هاش بطور چشمگیری
.‫در حالِ گسترش پیدا کردنه

845
01:00:12,943 --> 01:00:15,445
.‫تقریبا به 50 زبانِ زنده‌ی دنیا چاپ شده

846
01:00:16,488 --> 01:00:19,825
.‫در سال گذشته نزدیک به 1000 کتاب ازش نوشته شده

847
01:00:21,743 --> 01:00:25,413
...‫امروز جوانان در شهر پونا گردهم اومدن

848
01:00:26,164 --> 01:00:28,917
...‫برای یادگیری مدیتیشن‌های باگوان

849
01:00:29,668 --> 01:00:31,461
.‫و رقصیدن در تالارِ بودا

850
01:00:33,922 --> 01:00:38,009
،‫یه روز کامل برای مدیتیشن ها در اختیار داریم

851
01:00:38,093 --> 01:00:41,930
،‫همیشه و هرروزه
.‫از صبح تا شب

852
01:00:43,306 --> 01:00:49,396
.‫پس هنرِش و آموزه‌هاش زنده خواهد ماند

853
01:00:52,607 --> 01:00:55,443
.‫بنظر من همش دغل بازیه

854
01:00:56,903 --> 01:01:00,031
‫میدونید، از همون روز اول میدونستم
.‫که یه چیزی مثل سرکیسه کردنه

855
01:01:01,867 --> 01:01:03,660
.‫بنظرم مردِ متقلبی بود

856
01:01:05,078 --> 01:01:06,830
‫اینا توی هند نشسته بودن

857
01:01:08,738 --> 01:01:10,035
‫و دیدن این اروپایی‌های جوونِ پولدار

858
01:01:10,125 --> 01:01:13,378
.‫دورِ خودشون به دنبالِ خدا میگردن

859
01:01:15,130 --> 01:01:18,717
‫و وقتی که دیدن این افراد کلی پول توی چنته‌ـشون دارن

860
01:01:18,800 --> 01:01:22,804
...‫واسه همین اینکارارو کردن و باگوان و خلق کردن

861
01:01:23,847 --> 01:01:27,642
‫و فهمیدن که سرکیسه کردنشون
.‫همچینم کارِ سختی نبوده

862
01:01:27,726 --> 01:01:29,728
.‫مردم نیاز به یه باور دارن
.‫تمایل دارن که متعلق به چیزی باشن

863
01:01:29,811 --> 01:01:31,354
،‫میخوان که فکر کنن، میدونید

864
01:01:31,438 --> 01:01:35,358
‫من فکر میکنم سکس داشتنِ هرروزه‌ـم
.‫باعث میشه که به بهشت برم

865
01:01:41,031 --> 01:01:42,616
.‫به هر حال، این نظریه‌ی منه

866
01:01:43,200 --> 01:01:46,745
،‫بعد از اینکه راجنیشی ها رفتن
..."‫آقایی به اسم "دنیس واسنگتن

867
01:01:46,828 --> 01:01:50,790
.‫یه توسعه دهنده‌ی میلیاردر از ایالت مونتاناست

868
01:01:51,333 --> 01:01:55,754
.‫راجنیش پورام رو خرید و یه مرکز "یانگ‌لایف" تبدیلش کرد

869
01:01:56,838 --> 01:01:59,299
.‫یه نهاد مسیحی برای جوون‌هاست

870
01:01:59,382 --> 01:02:02,260
.‫بهشون کمپ میگن
.‫از نظر من که بیشتر شبیه پاتوقه

871
01:02:18,818 --> 01:02:23,740
‫از آزادیِ سکس توی راجنیش پورام
.‫رسیدن به ممنوعیتِ سکس توی یانگ‌لایف

872
01:02:23,823 --> 01:02:28,453
.‫اونا درموردِ جوونا خیلی محوریتی روی پرهیز از همه‌چیز دارن

873
01:02:28,536 --> 01:02:30,372
.‫یه جورایی مثل مکتب تفکره

874
01:02:30,455 --> 01:02:32,290
.‫خیلی خوب نیستن

875
01:02:32,374 --> 01:02:34,918
.‫ولی همسایه‌های بهترین نسبت به راجنیشیها

876
01:02:36,544 --> 01:02:38,713
.‫توی صورتِ آدم اسلحه نمیکشن

877
01:02:42,259 --> 01:02:43,969
.‫اونا با ترسِ مردم تجارت میکنن

878
01:02:44,844 --> 01:02:50,350
‫و با تعریف گروه به اینکه میتونن بترسن
.‫و متنفر باشن اینکارو میکنن

879
01:02:51,643 --> 01:02:56,106
‫و بعدش کاملا خود حقیقیِ آدم رو
.‫اشتباهی نشون میدن

880
01:02:57,857 --> 01:02:59,901
.‫فکر میکنم که ایالت متحده شکست خورده

881
01:03:00,986 --> 01:03:04,990
‫ایالت متحده از شناخت بهترین مردی
.‫که تا بحال میشناختم شکست خورده

882
01:03:06,199 --> 01:03:09,995
‫فکر میکنم آمریکا در تشخیص موهبتی که به این کشور

883
01:03:10,078 --> 01:03:12,998
.‫و دنیا ارائه داده شکست خورده

884
01:03:13,081 --> 01:03:14,666
.‫فکر میکنم داستان غم انگیزیه

885
01:03:17,043 --> 01:03:19,337
،‫از لحاظِ سیاسی و حقوقی

886
01:03:19,421 --> 01:03:24,926
‫من تنها کسی هستم که میدونم
‫میشه در ژرفا هم باهم مشترک باشیم، میدونید ؟

887
01:03:29,389 --> 01:03:32,267
‫گاهی وقتا سخت و دردآورد هست

888
01:03:32,350 --> 01:03:36,813
‫که درمورد اتفاقاتی که برای
.‫اوشو توی ایالت متحده اتفاق افتاد حرف بزنیم

889
01:03:38,064 --> 01:03:41,026
‫مشخصا من خیلی دوستش داشتم

890
01:03:41,109 --> 01:03:43,403
.‫و خودم رو وقف جامعه کرده بودم

891
01:03:46,239 --> 01:03:50,493
‫و مجبور بودیم که خیلی سخت کار کنیم

892
01:03:50,577 --> 01:03:57,250
.‫تا الهاماتش و درمورد دگرگونیِ این سیاره آشکار کنیم

893
01:04:00,920 --> 01:04:02,130
...‫قبل مرگش

894
01:04:03,631 --> 01:04:05,467
.‫بهم گفتن که اوشو میخواد باهام حرف بزنه

895
01:04:06,634 --> 01:04:08,053
...‫و من رفتم پیش

896
01:04:09,137 --> 01:04:14,893
‫و گفتش، " اسم منو با نوشتن یک کتاب و

897
01:04:14,976 --> 01:04:17,228
‫گفتن حقیقت درمورد اتفاقاتی
".‫که افتاد برای مردم آمریکا تبرئه کن

898
01:04:19,272 --> 01:04:20,315
...‫و

899
01:04:24,319 --> 01:04:27,822
‫زمان زیادی طول کشید
،‫و بالا و پایینهای زیادی داشت

900
01:04:27,906 --> 01:04:32,369
،‫و اینکاریه که دارم انجامش میدم
.‫الان دارم کتاب و به آخر میرسونم

901
01:04:44,881 --> 01:04:47,926
‫و حرفی که میخوام به مردم بزنم اینه
.‫که سعی کنن به سفر برن

902
01:04:50,470 --> 01:04:52,222
.‫حقیقت پشت ابر نمیمونه

903
01:04:58,269 --> 01:05:00,855
.‫او همیشه بزرگ خواهد ماند

904
01:05:05,735 --> 01:05:06,861
،‫سفرتون رو شروع کنید

905
01:05:08,780 --> 01:05:10,240
.‫و زندگیتون تغییر خواهد کرد

906
01:05:19,582 --> 01:05:23,253
‫باگوان همیشه داستان‌هایی درمورد
‫سازنده‌ی ذن تعریف میکرد

907
01:05:23,336 --> 01:05:30,051
‫میگفت که پیروانش رو آماده‌ی
،‫هدایت شدن می‌دید

908
01:05:31,177 --> 01:05:33,805
.‫با یه چوب بهش ضربه زدن و کشتنش

909
01:05:34,472 --> 01:05:39,144
،‫اما قبل از مرگش
.‫هدایت شده بود

910
01:05:40,395 --> 01:05:43,731
،‫و من دوباره و دوباره از خودم میپرسم

911
01:05:44,858 --> 01:05:47,068
‫"آیا من شانسم رو در مقابلِ اربابم از دست دادم ؟

912
01:05:47,152 --> 01:05:48,403
...‫آیا من فرار کردم

913
01:05:49,821 --> 01:05:54,117
‫و منتظرِ لحظه‌ی که قراره بوده
‫هدایت بشم نشدم ؟

914
01:05:54,200 --> 01:06:01,040
‫سالهای سال طول کشید تا
‫بتونم اعتمادش رو کسب کنم

915
01:06:02,625 --> 01:06:04,335
.‫که یه جورایی هم شکست خوردم

916
01:06:05,837 --> 01:06:11,217
‫با همه‌ی این تفاسیر، من
.‫یه عکس از پیله‌ی کرم ابریشم دارم

917
01:06:12,010 --> 01:06:15,346
‫اگه تا حالا دیده باشید که
،‫چطور یه پروانه از پیله‌ـش متولد میشه

918
01:06:15,430 --> 01:06:17,390
،‫یه فرآیندِ سختیه

919
01:06:18,266 --> 01:06:19,893
،‫زور میزنه و حرکت میکنه

920
01:06:19,976 --> 01:06:26,900
‫و این پیله به بدنِ پروانه چسبیده

921
01:06:26,983 --> 01:06:32,322
،‫تا اینکه آخرین حرکتش رو میزنه

922
01:06:32,405 --> 01:06:34,199
.‫و با آخرین فشار موفق میشه

923
01:06:37,285 --> 01:06:42,207
‫مثل چیه ؟
‫تا حالا از جنبه‌ی دیگه‌ای بهش نگاه کردید ؟

924
01:06:42,290 --> 01:06:45,710
‫چیزی که امروز بهش پی بردم اینه
.‫که چقدر خانواده مهمه

925
01:06:45,793 --> 01:06:48,171
،‫خونوادم همیشه در کنارم بودن
.‫با توجه به هر شرایطی دوستم داشتن

926
01:06:48,254 --> 01:06:49,756
،‫همسرم در کنارم ایستادگی کرد

927
01:06:49,839 --> 01:06:54,135
‫و بچه‌هام شجاعت و قدرتِ زیادی رو در پشت
،‫سر گذاشتنِ همه‌ی اون اتفاقات نشون دادن

928
01:06:54,219 --> 01:06:57,555
‫تا چنین افرادِ شگفت‌انگیزی که الان
.‫هستن، بشن

929
01:07:05,146 --> 01:07:07,106
.‫باید خودم به تنهایی زندگیم و بگذرونم

930
01:07:07,857 --> 01:07:13,363
،‫و در این تنهایی‌ام
.‫باید به خودِ واقعیم بنگرم

931
01:07:13,446 --> 01:07:14,656
‫که چه کسی هستم ؟

932
01:07:16,574 --> 01:07:17,951
‫چه هستم ؟

933
01:07:18,660 --> 01:07:19,953
‫چرا اینگونه هستم ؟

934
01:07:21,371 --> 01:07:26,709
‫موضوع سرِ خوب و بد، درست و غلط
.‫و سفید و سیاه نیست

935
01:07:26,793 --> 01:07:33,216
‫البته، من نمیدونم وقتی بمیرم
.‫به بهشت میرم یا جهنم

936
01:07:33,299 --> 01:07:34,592
.‫ولی اصلا اهمیتی نداره

937
01:07:34,676 --> 01:07:38,179
،‫هرجایی که برم
.‫بهشتِ خودم رو می‌سازم

938
01:07:49,065 --> 01:07:50,358
.‫من قدرتم رو دوست دارم

939
01:07:51,109 --> 01:07:52,026
‫چرا نداشته باشم ؟

940
01:07:53,403 --> 01:07:56,823
.‫باگوان قدرتمند بودن رو بهم یاد داد

941
01:07:58,449 --> 01:08:01,119
‫و فکر میکنید میخوام این
‫قدرتم رو هدر بدم ؟

942
01:08:01,143 --> 01:08:07,143
 

943
01:08:07,167 --> 01:08:13,967
 

944
01:08:14,090 --> 01:08:15,341
...‫دوست دارم بگم که

945
01:08:16,509 --> 01:08:18,803
،‫جامعه‌ی سانیاسین

946
01:08:18,886 --> 01:08:25,143
‫شما دارید همه‌ی آزمایشاتِ اورگن رو خنثی میکنید

947
01:08:25,810 --> 01:08:30,523
.‫با حذف کردنش از زندگینامه‌ی باگوان

948
01:08:31,482 --> 01:08:35,069
‫رویایِ همیشگیش این بوده که
.‫جامعه‌ی جدیدی رو پایه گذاری کنه

949
01:08:36,279 --> 01:08:42,744
‫و ما این جامعه‌ی زیبایی رو که بمدت
.‫چهار سال در آن زندگی کردیم رو بوجود آوردیم

950
01:08:43,953 --> 01:08:47,248
‫با تمرکز کردن و شرمسار بودن

951
01:08:48,041 --> 01:08:53,046
.‫از شایعات، باگوان رو از بین نبرید

952
01:08:54,255 --> 01:09:00,511
‫فراموش نکنید که تک تک ما
.بخشی این شایعات بودیم

953
01:09:05,058 --> 01:09:06,142
‫تموم شد ؟

954
01:09:06,145 --> 01:09:09,771
<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: نهــــــال ::»</font>
<font color="#0080ff">|^| iredprincess |^|</font>

955
01:09:09,854 --> 01:09:12,815
!‫فکر میکردم هیچوقت قرار نیست تموم بشه

956
01:09:16,778 --> 01:09:19,822
.‫قطعا همه‌ـمون باید یه چیزی بنوشیم

957
01:09:19,906 --> 01:09:21,324
.خیله‌خب

