1
00:00:01,043 --> 00:00:02,793
‫التماستون می‌کنم، بذارین خودم برم.

2
00:00:02,876 --> 00:00:05,251
‫- ویلو رو با هم نجات می‌دیم.
‫- کیت رو هم نجات می‌دیم.

3
00:00:05,334 --> 00:00:07,126
‫باقی اسراشون رو هم نجات می‌دیم.

4
00:00:07,750 --> 00:00:10,000
‫[آنچه گذشت]

5
00:00:10,084 --> 00:00:13,584
‫- تو ویلویی.
‫- ولی تو مادمارتیگان نیستی.

6
00:00:13,668 --> 00:00:14,751
‫سلام.

7
00:00:14,834 --> 00:00:18,418
‫الورا دانان کدومتونه؟

8
00:00:23,043 --> 00:00:24,876
‫مادمارتیگان بعد از بیست سال پیدام کرد...

9
00:00:24,959 --> 00:00:26,918
‫و ازم خواست تو ماجراجویی دیگه‌ای
‫بهش ملحق بشم.

10
00:00:27,001 --> 00:00:29,334
‫- می‌خواست «زره» رو پیدا کنه.
‫- ایناهاش.

11
00:00:29,418 --> 00:00:31,334
‫«مصاص» رو وصل کردم،
‫ولی هیچی نشد.

12
00:00:31,418 --> 00:00:34,168
‫فقط از یه طریق می‌شه فهمید
‫واسه تو کار می‌کنه یا نه بچه.

13
00:00:34,751 --> 00:00:37,293
‫کیت. صدام رو می‌شنوی؟

14
00:00:37,376 --> 00:00:39,918
‫پدرت رفت با موجودات اون پایین مبارزه کنه،

15
00:00:40,001 --> 00:00:43,376
‫آخه معتقد بود یکی از شما
‫از مهم‌ترین چیز این بالا محافظت می‌کنه.

16
00:00:43,459 --> 00:00:44,959
‫مهم‌ترین چیزمون چیه؟

17
00:00:45,043 --> 00:00:46,626
‫الورا دانانه.

18
00:00:46,709 --> 00:00:48,084
‫حالا دیگه از اینجا برو.

19
00:00:51,459 --> 00:00:52,626
‫می‌تونستم برگردونمش...

20
00:00:52,709 --> 00:00:57,501
‫و بالاخره می‌تونستم بفهمم واسه چی
‫همیشه تو رو به من ترجیح می‌داد!

21
00:00:58,876 --> 00:01:00,043
‫بهت الهام شد.

22
00:01:00,126 --> 00:01:01,834
‫شاهد مبارزه‌اش با «عجوزه» بودی.

23
00:01:01,918 --> 00:01:06,584
‫هر کاری هم بکنم، باید بمیره
‫تا دنیامون نجات پیدا کنه.

24
00:01:06,668 --> 00:01:08,043
‫کسی اونجا نیست؟

25
00:01:08,959 --> 00:01:10,376
‫کسی نیست؟

26
00:01:11,043 --> 00:01:12,959
‫نمی‌خوای...

27
00:01:13,626 --> 00:01:14,793
‫آزادم کنی؟

28
00:01:26,000 --> 00:01:33,200
‫[ویلو]

29
00:01:33,400 --> 00:01:38,300
‫[فصل هفتم]
‫[آن‌سوی دریای متلاطم]

30
00:01:45,168 --> 00:01:46,168
‫چند وقته؟

31
00:01:48,959 --> 00:01:50,501
‫نور تغییر می‌کنه.

32
00:01:50,584 --> 00:01:51,876
‫آب و هوا... ابـ...

33
00:01:51,959 --> 00:01:54,709
‫ابرها خیلی سریع حرکت می‌کنن.

34
00:01:57,543 --> 00:01:58,876
‫خورشید اصلا غروب نمی‌کنه،

35
00:02:00,918 --> 00:02:02,293
‫روز اصلا به اتمام نمی‌رسه.

36
00:02:03,168 --> 00:02:05,126
‫بالاخره می‌رسه.

37
00:02:08,376 --> 00:02:09,501
‫از کجا می‌دونی؟

38
00:02:09,584 --> 00:02:11,668
‫آخه هیچی ابدی نیست.

39
00:02:17,834 --> 00:02:20,543
‫مشکلی نداره، می‌تونی بخوریش.

40
00:02:20,626 --> 00:02:24,918
‫نمی‌دونم چرا این رنگیه،
‫ولی خیلی خوشمزه است.

41
00:02:25,001 --> 00:02:26,418
‫خودت خوردیش؟

42
00:02:29,334 --> 00:02:30,626
‫اوهوم.

43
00:02:55,751 --> 00:02:57,543
‫خب، اهل کجایی؟

44
00:02:58,793 --> 00:02:59,793
‫اهل کشمیرم.

45
00:03:00,126 --> 00:03:01,376
‫عه، واقعا؟

46
00:03:01,459 --> 00:03:02,751
‫من اهل تیر آسلینم.

47
00:03:05,501 --> 00:03:08,418
‫- قلمروی تو «دره» است...
‫- خودم می‌دونم کجاست.

48
00:03:08,501 --> 00:03:10,376
‫آها. درسته. چرا که نه؟

49
00:03:14,543 --> 00:03:18,168
‫راستش، من شاهزاده تیر آسلینم.

50
00:03:18,668 --> 00:03:19,709
‫تبریک می‌گم.

51
00:03:20,459 --> 00:03:22,293
‫نه بابا. نمی... نمی...

52
00:03:22,376 --> 00:03:24,918
‫منظورم این بود که احتمالا
‫واسه همین اینجام.

53
00:03:25,001 --> 00:03:26,168
‫جنگ راه انداختین؟

54
00:03:26,251 --> 00:03:27,293
‫نه.

55
00:03:27,376 --> 00:03:30,126
‫یا...
‫خب، قبل از رفتنم که جنگی در جریان نبود.

56
00:03:31,334 --> 00:03:33,126
‫خب، پس کی دزدیدتت؟

57
00:03:34,459 --> 00:03:36,751
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

58
00:03:38,209 --> 00:03:41,876
‫کلی فرصت داشتم که بهش فکر کنم،
‫ولی به نتیجه بهتری نرسیدم.

59
00:03:42,459 --> 00:03:45,334
‫یا شاید هم اسیر کسل‌کننده‌ترین
‫کابوس تاریخ شدم.

60
00:03:45,418 --> 00:03:46,626
‫حداقل کسل‌کننده بود، ولی بعدش...

61
00:03:46,709 --> 00:03:48,168
‫بعدش چی شد؟

62
00:03:49,209 --> 00:03:51,001
‫اِم، هیچی. چیزی نشد.

63
00:03:52,584 --> 00:03:56,084
‫ببین شاهزاده خوش‌بخت شلخته‌نژاد،

64
00:03:56,584 --> 00:03:58,126
‫نمی‌دونم تو خونه خودتون
‫به چه شرایطی عادت داری،

65
00:03:58,209 --> 00:03:59,834
‫ولی من از خنگول‌های کاخ نیستم
‫که صرفا...

66
00:03:59,918 --> 00:04:01,543
‫نگاه بهم بندازی و دلم بلرزه.

67
00:04:01,626 --> 00:04:03,501
‫آها، آره... نه.
‫گمون نمی‌کردم...

68
00:04:03,584 --> 00:04:07,126
‫که چی؟ که دختر باشم
‫که باید تو رویای مسخره‌ات نجاتش بدی؟

69
00:04:07,209 --> 00:04:09,001
‫- نه!
‫- کمی گپ بزنی...

70
00:04:09,084 --> 00:04:11,376
‫و کنایی صحبت کنی
‫که ببینی پایه‌ام یا نه؟

71
00:04:11,459 --> 00:04:12,918
‫بعدش اعتراف می‌کنی
‫نقاط ضعفی داری.

72
00:04:13,001 --> 00:04:16,043
‫«عه، آدم تک‌بعدی‌ای نیست،
‫همدلی سرش می‌شه، به حرف‌هام هم گوش می‌ده.»

73
00:04:16,126 --> 00:04:18,501
‫بعدش هم یهو می‌بینیم
‫داریم رو چمن غل می‌خوریم.

74
00:04:18,584 --> 00:04:19,834
‫خیلی‌خب، نه. مـ...

75
00:04:19,918 --> 00:04:22,959
‫این‌قدر چنین مسیری رو طی کردم
‫که بدونم از مقصدش خوشم نمیاد.

76
00:04:23,043 --> 00:04:25,001
‫من صرفا می‌خوام از اینجا برم.

77
00:04:28,376 --> 00:04:31,459
‫اسمم اریکه.

78
00:04:31,543 --> 00:04:32,876
‫اصلا برام مهم نیست.

79
00:04:32,959 --> 00:04:35,501
‫ضمنا، راستش، فعلا با کسی هستم، اینه که...

80
00:04:35,584 --> 00:04:36,793
‫خوش به حالت.

81
00:04:36,876 --> 00:04:38,459
‫آره. آره، آره. حرف نداره.

82
00:04:38,543 --> 00:04:40,168
‫از کارکنان...

83
00:04:42,584 --> 00:04:43,834
‫ببین، گوش کن.

84
00:04:44,834 --> 00:04:47,043
‫من هم عین خودت
‫می‌خوام از اینجا برم،

85
00:04:47,126 --> 00:04:48,834
‫ولی تقریبا مطمئنم
‫تا موجوداتی...

86
00:04:48,918 --> 00:04:50,751
‫که آوردنمون اینجا برنگردن،
‫همین‌جا اسیریم.

87
00:04:52,043 --> 00:04:53,126
‫دیده بودیشون؟

88
00:04:56,626 --> 00:04:57,626
‫هیولا بودن.

89
00:05:00,043 --> 00:05:02,251
‫ولی از وقتی اومدم اینجا
‫کسی رو ندیدم.

90
00:05:03,376 --> 00:05:06,001
‫- کسی جز خودت رو ندیدم.
‫- یعنی سعی کردی بری؟

91
00:05:06,084 --> 00:05:09,293
‫آره. چندین هفته راه رفتم.

92
00:05:13,001 --> 00:05:14,876
‫ولی شهر به طریقی...

93
00:05:14,959 --> 00:05:18,084
‫من رو کشوند...

94
00:05:19,418 --> 00:05:20,418
‫چیه؟

95
00:05:22,084 --> 00:05:23,251
‫کیت!

96
00:05:25,543 --> 00:05:26,543
‫طاقت بیار!

97
00:05:32,626 --> 00:05:37,459
‫وانتاژ آبور تورماخ!
‫وانتاژ آبور تورماخ!

98
00:05:38,834 --> 00:05:39,834
‫کیت!

99
00:05:39,959 --> 00:05:41,668
‫- وانتاژ آبور تورماخ!
‫- کیت!

100
00:05:41,751 --> 00:05:43,001
‫- وانتاژ آبور تورماخ!
‫- کیت!

101
00:05:43,084 --> 00:05:45,751
‫وانتاژ آبور تورماخ!

102
00:05:45,834 --> 00:05:48,668
‫وانتاژ آبور تورماخ!

103
00:05:53,751 --> 00:05:55,584
‫کیت!

104
00:05:55,668 --> 00:05:56,709
‫چیزی نیست.

105
00:05:56,793 --> 00:05:58,709
‫هوات رو دارم. هوات رو دارم.

106
00:05:59,668 --> 00:06:01,043
‫زنده‌ای. چیزی نیست.

107
00:06:02,459 --> 00:06:04,543
‫بیای.

108
00:06:06,793 --> 00:06:07,834
‫بیاین!

109
00:06:56,876 --> 00:06:58,251
‫بهتره امتحانش کنی.

110
00:06:58,334 --> 00:07:00,334
‫- چی؟
‫- ببین کار می‌کنه یا نه.

111
00:07:01,376 --> 00:07:02,418
‫آها، یعنی همین‌جوری...

112
00:07:03,376 --> 00:07:04,418
‫نه، نه، نه.

113
00:07:05,209 --> 00:07:07,459
‫آدم که همین‌جوری چنین کاری نمی‌کنه.

114
00:07:08,084 --> 00:07:09,626
‫باید لحظه مناسبی عملیش کنه،

115
00:07:10,709 --> 00:07:15,709
‫مثلا موقع حمله به غار ماری عظیم‌الجثه
‫یا مقابله با «دلالان مرگ».

116
00:07:17,543 --> 00:07:21,001
‫یا موقع سر زدن به مادر
‫بعد از دو سال دوری.

117
00:07:22,001 --> 00:07:23,959
‫واقعا بهتره سری به مادرم بزنم.

118
00:07:36,126 --> 00:07:37,709
‫به «دریای متلاطم» رسیدیم.

119
00:07:37,793 --> 00:07:41,168
‫نقشه‌ها اینجا به اتمام می‌رسن
‫و آخرین آزمونمون شروع می‌شه.

120
00:07:42,209 --> 00:07:43,251
‫آزمونمون از چه قراره؟

121
00:07:44,334 --> 00:07:46,043
‫باید با پای پیاده ازش رد بشیم.

122
00:07:47,668 --> 00:07:48,668
‫ولی واقعا مجبوریم؟

123
00:07:48,751 --> 00:07:51,418
‫آخه هیچ‌کسی که واردش شده،
‫تا حالا برنگشته.

124
00:07:51,501 --> 00:07:55,001
‫تنها راه رسیدن به «شهر باستانی»،
‫رد شدن از دریاست.

125
00:07:55,084 --> 00:07:56,376
‫پس بریم دیگه.

126
00:07:56,459 --> 00:07:57,834
‫نه.

127
00:07:57,918 --> 00:07:59,084
‫باید استراحت کنی.

128
00:07:59,168 --> 00:08:00,251
‫حالم خوبه.

129
00:08:08,959 --> 00:08:10,084
‫کیت.

130
00:08:11,834 --> 00:08:13,584
‫به نظرم بهتره همه‌مون
‫کمی استراحت کنیم.

131
00:08:15,084 --> 00:08:16,418
‫باید ذخایرمون رو تأمین کنیم.

132
00:08:17,168 --> 00:08:19,959
‫آب و غذا لازم داریم،
‫باید خودمون رو جایی خشک کنیم.

133
00:08:36,376 --> 00:08:37,418
‫آهای؟

134
00:08:39,251 --> 00:08:40,459
‫کسی خونه نیست؟

135
00:08:42,668 --> 00:08:43,668
‫آهای؟

136
00:08:45,334 --> 00:08:46,459
‫کسی اینجا نیست؟

137
00:08:48,251 --> 00:08:49,293
‫حالم خوبه.

138
00:08:51,001 --> 00:08:53,834
‫فقط سرم گیج رفت.

139
00:09:08,626 --> 00:09:11,043
‫لابد بدتر از این هم می‌شه مرد.

140
00:09:14,168 --> 00:09:15,168
‫چیه؟

141
00:09:15,251 --> 00:09:17,626
‫وای خدا.

142
00:09:17,709 --> 00:09:18,793
‫دارم خواب می‌بینم،

143
00:09:18,876 --> 00:09:22,709
‫شما هم توهمات خیالم هستین.

144
00:09:23,376 --> 00:09:25,543
‫- متأسفانه نیستیم.
‫- ثابت کنین.

145
00:09:27,043 --> 00:09:28,209
‫ثابت کنیم واقعی هستیم؟

146
00:09:30,251 --> 00:09:31,626
‫نمی‌تونین، مگه نه؟

147
00:09:32,751 --> 00:09:36,084
‫شاید هم خودم توهم خیالتون باشم.

148
00:09:36,168 --> 00:09:41,084
‫شاید هم همه‌مون اشباحی
‫تو خواب خدایی کینه‌جو باشیم...

149
00:09:41,168 --> 00:09:43,751
‫که سوءهاضمه گرفته.

150
00:09:48,543 --> 00:09:50,876
‫- وای!
‫- بفرما. آفرین. آروم باش.

151
00:09:52,251 --> 00:09:55,418
‫- وای. آدم احساس رهایی می‌کنه، مگه نه؟
‫- از چی؟

152
00:09:55,501 --> 00:09:57,001
‫از این که مهم نیست.

153
00:09:58,084 --> 00:10:00,334
‫هیچی مهم نیست.

154
00:10:01,751 --> 00:10:03,126
‫سکه دارین؟

155
00:10:03,918 --> 00:10:09,168
‫من طلا دارم، مقداری جواهر،
‫الماس، یاقوت و یاقوت کبود هم دارم.

156
00:10:10,043 --> 00:10:12,459
‫ضمنا، اصلا تو مهمانسرای خوبی
‫ساکن نشدیم.

157
00:10:15,793 --> 00:10:17,876
‫به جز فصل شکار خرچنگ‌های غول‌پیکر،

158
00:10:17,959 --> 00:10:20,376
‫مشتری خاصی ندارم،

159
00:10:20,793 --> 00:10:23,793
‫البته تعداد همون‌ها هم کمتر شده.

160
00:10:25,626 --> 00:10:28,084
‫- اون چیه؟
‫- یه گِل‌وجوده.

161
00:10:36,334 --> 00:10:39,126
‫با سورتمه زب در خدمتتون هستم.

162
00:10:39,209 --> 00:10:44,584
‫می‌تونین باهاش تو خلیج‌ها و جزایر کوچک...

163
00:10:44,668 --> 00:10:47,501
‫«ساحل شرقی» گشت و گذار کنین.

164
00:10:47,584 --> 00:10:49,918
‫خب، اِم، اگه بخوایم
‫باهاش دورتر بریم چی؟

165
00:10:51,043 --> 00:10:52,626
‫ظاهرا ویلو خیلی ثروتمنده، اینه که...

166
00:10:54,501 --> 00:10:55,959
‫آره، چقدر می‌فروشینش؟

167
00:10:58,001 --> 00:11:00,793
‫بیاین بعد از شام صحبت کنیم.

168
00:11:00,918 --> 00:11:04,209
‫اِم... ظاهرا بد نیست
‫غذای گرمی بخورین.

169
00:11:04,293 --> 00:11:08,709
‫از شانس خوبتون،
‫آشپزی من حرف نداره.

170
00:11:14,793 --> 00:11:16,918
‫نوش جان.

171
00:11:22,209 --> 00:11:24,376
‫- هوم!
‫- اِم...

172
00:11:24,459 --> 00:11:26,668
‫- نمک ندارین؟
‫- نمک؟

173
00:11:36,418 --> 00:11:37,459
‫هوم.

174
00:11:39,668 --> 00:11:40,834
‫نمک.

175
00:11:40,918 --> 00:11:42,043
‫ایناهاش.

176
00:11:42,126 --> 00:11:44,459
‫می‌دونین چیه، اصلا نمک کم نداره.

177
00:11:44,543 --> 00:11:45,834
‫قطعا نمک کم داره.

178
00:11:45,918 --> 00:11:46,959
‫ببخشید.

179
00:11:53,793 --> 00:11:54,876
‫اهل کشمیرین؟

180
00:11:56,251 --> 00:11:57,959
‫آره. رفتی؟

181
00:11:58,043 --> 00:11:59,168
‫خیلی وقت پیش رفته بودم.

182
00:11:59,251 --> 00:12:02,126
‫شخصی به نام فیل رو اونجا ندیده بودی؟

183
00:12:02,209 --> 00:12:03,626
‫اِم...

184
00:12:04,376 --> 00:12:06,668
‫- به خاطر نمیارم.
‫- خوبه.

185
00:12:07,376 --> 00:12:09,043
‫خیلی بی‌شعوره.

186
00:12:12,209 --> 00:12:14,001
‫واسه چی تک و تنها اینجایین؟

187
00:12:14,793 --> 00:12:19,084
‫اِم، خب، من جنگجو بودم.

188
00:12:20,334 --> 00:12:22,334
‫پهلوان کشمیر بودم.

189
00:12:23,293 --> 00:12:26,626
‫یکی از سه پهلوانی بودم
‫که واسه نجات شاهدختی...

190
00:12:27,459 --> 00:12:33,001
‫که شخص خبیث قدرتمندی اسیرش کرده بود
‫و خودم عاشقش بودم، اعزام کرده بودن.

191
00:12:34,584 --> 00:12:37,709
‫البته خودش نامزد...

192
00:12:39,001 --> 00:12:40,043
‫نامزد کی بود؟

193
00:12:40,126 --> 00:12:41,959
‫نه، نه، وایستین ببینم.

194
00:12:43,376 --> 00:12:45,168
‫اون ماجراجویی دیگه‌ای بود.

195
00:12:46,209 --> 00:12:49,668
‫این دفعه می‌خواستیم
‫حوضی افسون‌شده رو پیدا کنیم...

196
00:12:49,751 --> 00:12:52,918
‫که هر کی از آبش می‌خورد...

197
00:12:53,001 --> 00:12:55,001
‫نه، این هم ماجراجویی دیگه‌ای بود.

198
00:12:55,668 --> 00:12:57,584
‫نمی‌دونی مشغول چه ماجراجویی‌ای بودی؟

199
00:12:57,668 --> 00:13:01,793
‫خب، کلی ماجراجویی و نبرد تجربه کردم...

200
00:13:01,876 --> 00:13:04,668
‫و کلی آدم سر تاج و تخت رقابت می‌کردن،

201
00:13:04,751 --> 00:13:09,001
‫گاهی اوقات همه‌شون رو
‫با هم قاطی می‌کنم.

202
00:13:09,668 --> 00:13:11,168
‫خب، چی یادته؟

203
00:13:11,501 --> 00:13:15,251
‫آها. چندین سال تو «دریای متلاطم» می‌گشتیم.

204
00:13:16,543 --> 00:13:20,334
‫چکمه‌هامون پوسیده شده بودن
‫و شمشیرهامون تو غلافشون زنگ زده بودن.

205
00:13:21,793 --> 00:13:26,584
‫بالاخره یادمون رفت کی هستیم
‫و دنبال چی می‌گردیم.

206
00:13:27,918 --> 00:13:32,001
‫در نهایت هم با هم دشمن شدیم.

207
00:13:33,834 --> 00:13:36,084
‫همدیگه رو به قتل رسوندیم.

208
00:13:40,793 --> 00:13:42,626
‫اون طرف «دریای متلاطم» چه خبره؟

209
00:13:42,709 --> 00:13:47,834
‫بعضی‌ها می‌گن آدم تهش
‫به لبه دنیا می‌رسه و می‌افته پایین.

210
00:13:49,834 --> 00:13:52,209
‫بقیه می‌گن لویاتانی...

211
00:13:53,001 --> 00:13:58,251
‫چنان هیولاپیکر وجود داره
‫که آدم با دیدنش هم دیوانه می‌شه.

212
00:13:59,793 --> 00:14:01,834
‫ولی خودم از حقیقت خبر دارم...

213
00:14:04,418 --> 00:14:06,001
‫اون طرفش هیچی نیست.

214
00:14:08,709 --> 00:14:12,793
‫دریا تا ابد ادامه داره.

215
00:14:18,751 --> 00:14:22,209
‫صرفا چون خودت چیزی پیدا نکردی،
‫دلیل نمی‌شه چیزی نباشه.

216
00:14:24,834 --> 00:14:26,043
‫هست.

217
00:14:26,126 --> 00:14:27,626
‫لابد می‌فهمیم دیگه.

218
00:14:27,709 --> 00:14:28,709
‫آره.

219
00:14:30,584 --> 00:14:31,626
‫می‌فهمیم.

220
00:14:33,209 --> 00:14:35,293
‫وقتی داشتم غرق می‌شدم،
‫اریک رو دیده بودم.

221
00:14:35,376 --> 00:14:37,709
‫«عجوزه» داشت می‌رفت سراغش.

222
00:14:39,293 --> 00:14:40,918
‫گمون کنم فرصتش رو به اتمامه.

223
00:15:12,543 --> 00:15:13,959
‫آهای، دختر جدیده!

224
00:15:14,959 --> 00:15:16,001
‫کجایی؟

225
00:15:48,918 --> 00:15:52,793
‫خارق‌العاده است.

226
00:15:54,876 --> 00:15:57,334
‫- بیا، بیا بریم.
‫- واسه چی؟ اون پایین چه خبره؟

227
00:15:58,001 --> 00:15:59,293
‫نمی‌دونم، فقط...

228
00:16:02,626 --> 00:16:04,376
‫فقط می‌دونم بهتره اینجا نباشیم.

229
00:16:04,459 --> 00:16:05,876
‫اگه این شکلی خارج بشیم چی؟

230
00:16:06,251 --> 00:16:07,376
‫شاید تنها راه خروجمون باشه.

231
00:16:07,459 --> 00:16:09,293
‫نیست، خب؟

232
00:16:11,251 --> 00:16:13,834
‫ولی اگه امتحان نکنیم،
‫چطوری مطمئن بشیم؟

233
00:16:17,376 --> 00:16:18,584
‫هر کاری می‌خوای بکن.

234
00:16:25,709 --> 00:16:28,001
‫وایستا! ببخشید.

235
00:16:32,168 --> 00:16:34,459
‫فقط خواهش می‌کنم...

236
00:16:38,293 --> 00:16:40,751
‫از اون پله‌ها پایین نرو.

237
00:16:43,584 --> 00:16:45,126
‫نمی‌رم. قول می‌دم.

238
00:16:48,459 --> 00:16:49,543
‫من همین الان...

239
00:16:50,626 --> 00:16:51,668
‫چیه؟

240
00:17:07,084 --> 00:17:09,543
‫گمون کنم احتمالا فهمیده باشم
‫واسه چی اینجاییم.

241
00:17:11,168 --> 00:17:12,959
‫چقدر از کشمیر اطلاعات داری؟

242
00:17:13,043 --> 00:17:14,543
‫در حد بقیه.

243
00:17:14,626 --> 00:17:19,668
‫«انجمن پهلوانان» دارین، «برج عاج» دارین
‫و خیابون‌هاتون رو با سنگ ماه فرش کردین.

244
00:17:19,751 --> 00:17:20,876
‫خیلی قشنگه.

245
00:17:21,709 --> 00:17:24,293
‫دیوارهای بلندی داریم
‫که امنیت و انفرادمون رو تأمین می‌کنن.

246
00:17:25,418 --> 00:17:26,459
‫قوانینی داریم...

247
00:17:27,126 --> 00:17:29,793
‫که اگه ازشون پیروی کنیم،
‫هیچ نیازی پیدا نمی‌کنیم.

248
00:17:31,001 --> 00:17:32,084
‫البته به جز...

249
00:17:33,376 --> 00:17:34,626
‫چی؟

250
00:17:34,709 --> 00:17:36,584
‫شایعه شده بود
‫فرقه‌ای سری وجود داره...

251
00:17:36,668 --> 00:17:39,209
‫که جادوی خونین باستانی‌ای به نام...

252
00:17:40,376 --> 00:17:41,959
‫«فرقه اژدها» رو می‌پرستیدن.

253
00:17:43,334 --> 00:17:45,293
‫اولش اغتشاشاتی جزئی ایجاد می‌کردن.

254
00:17:45,376 --> 00:17:49,334
‫هتک حرمت می‌کردن، آتش راه می‌انداختن،
‫مقصرشون معلوم نمی‌شد،

255
00:17:50,418 --> 00:17:52,334
‫ولی همیشه نشانشون رو ثبت می‌کردن.

256
00:17:54,876 --> 00:17:56,876
‫یه شب به زور وارد برجمون شدن،

257
00:17:56,959 --> 00:17:59,001
‫نگهبانان رو کشتن
‫و شاهدختمون رو ربودن.

258
00:17:59,084 --> 00:18:00,876
‫چرا؟ که چی بشه؟
‫به قدرت برسن؟

259
00:18:00,959 --> 00:18:02,668
‫شاید. نمی‌دونم.

260
00:18:04,584 --> 00:18:05,668
‫بعدش اینجا به هوش اومدم.

261
00:18:09,668 --> 00:18:11,709
‫تو که وقتی بهت گفتم شاهزاده‌ام،
‫خیلی بی‌رحمانه برخورد کردی!

262
00:18:11,793 --> 00:18:13,251
‫- مغرورانه گفته بودی.
‫- نه‌خیر!

263
00:18:13,334 --> 00:18:16,209
‫«بنده شاهزاده تیر آسلینم.
‫می‌خوای لباس چرک‌هات رو به عضلاتم بمالی؟»

264
00:18:16,293 --> 00:18:18,959
‫اِم، راستش، نـ...
‫اولا، من این شکلی حرف نمی‌زنم.

265
00:18:19,043 --> 00:18:20,959
‫- چرا، می‌شه گفت می‌زنی.
‫- دوما... نمی‌شه گفت می‌زنم.

266
00:18:21,043 --> 00:18:23,251
‫چرا، می‌زنی، ولی اون‌قدر که انتظار داشتم
‫نفرت‌انگیز نیستی.

267
00:18:26,209 --> 00:18:29,834
‫- هنوز هم قرار نیست لب بگیریم.
‫- من که اصلا تو فکرش نبودم.

268
00:18:29,918 --> 00:18:32,168
‫معلومه که بودی.
‫همین الان هم تو فکرشی.

269
00:18:47,584 --> 00:18:49,084
‫صبحانه میل ندارین؟

270
00:18:49,168 --> 00:18:52,001
‫می‌تونم براتون نیمرو درست کنم، زحمتی نیست.

271
00:18:54,543 --> 00:18:58,501
‫خب، هر غذایی که لازم نداری رو می‌بریم،
‫ولی باید راه بیفتیم.

272
00:18:59,168 --> 00:19:01,084
‫چی؟ کجا برین؟

273
00:19:01,959 --> 00:19:03,501
‫می‌ریم اون طرف «دریای متلاطم».

274
00:19:03,584 --> 00:19:06,793
‫شما که اصلا شرایط سفر کردن ندارین.

275
00:19:06,876 --> 00:19:08,126
‫کوتوله‌تون هم نداره.

276
00:19:08,959 --> 00:19:10,751
‫بمونین، تجدید قوا کنین.

277
00:19:11,709 --> 00:19:13,001
‫حالت خوبه؟

278
00:19:13,168 --> 00:19:15,084
‫راستی. هوا قراره خراب بشه.

279
00:19:15,168 --> 00:19:16,584
‫بهتره صبر کنین بگذره.

280
00:19:18,126 --> 00:19:20,709
‫می‌دونین چیه؟
‫شاید درست بگه.

281
00:19:20,793 --> 00:19:23,376
‫چه بدونم، وقتی قراره
‫تا ابد تو «دریای متلاطم»...

282
00:19:23,459 --> 00:19:26,751
‫سفر کنیم، یه روز دیرتر
‫راه افتادن چه فرقی می‌کنه؟

283
00:19:27,959 --> 00:19:29,001
‫اشکالی نداره.

284
00:19:30,418 --> 00:19:31,501
‫می‌تونی بمونی.

285
00:19:32,543 --> 00:19:34,043
‫بهت نیازی نداریم.

286
00:19:34,126 --> 00:19:35,834
‫خب، کی می‌خواد نیمروش هم‌زده باشه؟

287
00:19:38,084 --> 00:19:39,543
‫خب، می‌گفتی هم‌زده نباشه.

288
00:19:39,626 --> 00:19:41,251
‫باید زودتر از اینجا بریم!

289
00:19:48,084 --> 00:19:49,126
‫ای بابا، بسه دیگه!

290
00:19:52,459 --> 00:19:53,501
‫بجنبین، بلند شین!

291
00:19:53,584 --> 00:19:55,043
‫بجنبین! سوار بشین.

292
00:19:55,126 --> 00:19:56,168
‫تکون بخورین احمق‌ها!

293
00:20:00,626 --> 00:20:02,501
‫برو! برو!

294
00:20:03,209 --> 00:20:04,251
‫برو!

295
00:20:04,876 --> 00:20:07,293
‫برو!

296
00:20:07,376 --> 00:20:08,876
‫برو ببینم موجود گلی.

297
00:20:08,959 --> 00:20:10,376
‫عین برق و باد برو.

298
00:20:15,959 --> 00:20:17,793
‫نگران نباشین. بابا جونتون آکج داره.

299
00:20:24,001 --> 00:20:25,209
‫تندتر برو!

300
00:20:29,626 --> 00:20:31,043
‫ها؟

301
00:20:32,376 --> 00:20:34,459
‫بورمن، «مصاص» رو وصل کن!

302
00:20:34,543 --> 00:20:36,043
‫- نه‌خیر!
‫- چرا که نه؟

303
00:20:36,126 --> 00:20:38,959
‫آخه باید لحظه مناسبی وصلش کنم.
‫الان مناسب نیست.

304
00:20:44,793 --> 00:20:47,001
‫- الورا، چوبدستیه رو دربیار!
‫- چیکار کنم؟

305
00:20:47,084 --> 00:20:50,251
‫کل احساسات عشق، فداکاری
‫و از خود گذشتگیت رو جمع کن و...

306
00:20:50,334 --> 00:20:52,168
‫فوراک لیتراک!

307
00:20:52,251 --> 00:20:53,293
‫بد نبود.

308
00:21:04,418 --> 00:21:05,543
‫فوراک لیتراک!

309
00:21:06,168 --> 00:21:07,168
‫برو کنار بورمن!

310
00:21:15,834 --> 00:21:17,501
‫وای.

311
00:21:23,959 --> 00:21:25,251
‫از شرش خلاص شو بورمن!

312
00:21:35,834 --> 00:21:37,126
‫وانو اکسپارتره!

313
00:21:47,543 --> 00:21:48,876
‫الورا، نه!

314
00:21:49,834 --> 00:21:50,834
‫الورا!

315
00:22:06,668 --> 00:22:08,001
‫داره میاد سراغم.

316
00:22:21,251 --> 00:22:22,751
‫تا حالا برات تعریف کرده بودم یه بار...

317
00:22:22,834 --> 00:22:25,751
‫صاریغ گرفتم، ولی بعدش معلوم شد تشی بوده؟

318
00:22:25,834 --> 00:22:27,876
‫بعدش مجبور شدن سی‌تا تیغ از پام دربیارن.

319
00:22:27,959 --> 00:22:29,334
‫تو که گفتی بودی سه تیغ بود.

320
00:22:29,418 --> 00:22:31,626
‫نه، قطعا بیش از سه تیغ بود.

321
00:22:31,709 --> 00:22:33,626
‫می‌خوام بگم هر بار
‫که یکیشون رو بیرون می‌کشیدن،

322
00:22:33,709 --> 00:22:36,584
‫به روش یکسانی دردش رو خنثی می‌کردن.

323
00:22:39,043 --> 00:22:40,084
‫آخ!

324
00:22:40,168 --> 00:22:41,709
‫آخ!

325
00:22:42,543 --> 00:22:44,418
‫خب، الان دیگه خیلی مسخره می‌شه.

326
00:22:44,501 --> 00:22:46,084
‫بهش گفتم: «بیا باهام زندگی کن.»

327
00:22:46,168 --> 00:22:48,126
‫اون هم گفت:
‫«خودت می‌خوای بیام باهات زندگی کنم؟»

328
00:22:48,209 --> 00:22:51,668
‫من هم گفتم: «اگه می‌خوای باهام زندگی کنی،
‫می‌تونی باهام زندگی کنی.»

329
00:22:51,751 --> 00:22:52,918
‫ولی راستش،

330
00:22:53,001 --> 00:22:55,376
‫گمون کنم فهمیده بود
‫که نمی‌خوام باهام زندگی کنه، اینه که...

331
00:22:56,043 --> 00:22:57,293
‫باید توقف کنیم.

332
00:22:57,376 --> 00:23:01,001
‫این گِل‌وجوده بی‌رمق شده.

333
00:23:01,084 --> 00:23:06,168
‫نمی‌دونم گِل‌وجودها استراحت می‌کنن یا نه،
‫ولی باید یه کاری بکنه که دوباره سرحال بشه.

334
00:23:06,876 --> 00:23:08,209
‫عین خودمونن پسر.

335
00:23:08,918 --> 00:23:09,959
‫باید جفت‌گیری کنن.

336
00:23:21,001 --> 00:23:24,501
‫خیلی‌خب، بیا، باید غذا بخوری.

337
00:23:26,376 --> 00:23:30,168
‫اگه زحمتی نیست،
‫موقع غذا دادن دستم رو گاز نگیر.

338
00:23:32,584 --> 00:23:35,001
‫آفرین. چیزی نیست.

339
00:23:40,251 --> 00:23:41,501
‫آخی!

340
00:23:44,959 --> 00:23:46,709
‫اسمت رو کنث می‌ذارم،

341
00:23:46,793 --> 00:23:49,876
‫اسم شخصیت اصلی نمایش‌نامه لوده‌گری
‫عاشقانه‌ام هم همینه.

342
00:23:52,043 --> 00:23:54,626
‫کارت امروز خارق‌العاده بود.

343
00:23:54,709 --> 00:23:56,418
‫چی دستت بود؟

344
00:23:56,501 --> 00:23:57,501
‫آها.

345
00:23:58,543 --> 00:23:59,668
‫فلوت خودم بود.

346
00:24:01,168 --> 00:24:02,751
‫راستش، غریزی بود.

347
00:24:02,834 --> 00:24:05,126
‫از تمرینات خودت و الورا
‫به گوشم خورده بود.

348
00:24:05,751 --> 00:24:09,793
‫اشیاء ارزشمند می‌تونن ابزار جادو باشن،
‫ولی خود جادو تو وجود آدمه.

349
00:24:11,834 --> 00:24:12,876
‫آهای.

350
00:24:14,001 --> 00:24:15,126
‫باید تمرین کنیم.

351
00:24:18,543 --> 00:24:20,418
‫خب، امروز رو سورتمه چی شده بود؟

352
00:24:21,251 --> 00:24:22,793
‫- خشکم زده بود.
‫- واسه چی؟

353
00:24:25,668 --> 00:24:27,876
‫- مهم نیست.
‫- خب، چیکار می‌کنی؟

354
00:24:29,043 --> 00:24:32,626
‫کل عشق و احساسات مسخره دلم رو...

355
00:24:32,709 --> 00:24:34,668
‫جمع کرده و از چوبدستی شلیکشون می‌کنم.

356
00:24:34,751 --> 00:24:35,793
‫خیلی‌خب.

357
00:24:40,584 --> 00:24:42,418
‫راستش، دشمنت بهت نمی‌گه کی بهش...

358
00:24:42,501 --> 00:24:44,043
‫کاتوت لونانور!

359
00:24:50,751 --> 00:24:51,751
‫خوبه.

360
00:24:52,418 --> 00:24:54,793
‫خب، چه درسی گرفتیم؟

361
00:24:55,459 --> 00:24:57,043
‫که کمی بدجنسی؟

362
00:24:57,126 --> 00:24:58,209
‫آره.

363
00:24:58,293 --> 00:25:00,793
‫به علاوه، باید یاد بگیری
‫قبل از حمله، دفاع کنی.

364
00:25:01,459 --> 00:25:05,709
‫«هیدر توآتا» طلسم سپر ساده‌ایه
‫که اکثر طلسم‌ها رو دفع می‌کنه.

365
00:25:05,793 --> 00:25:08,043
‫ضمنا، باید عین کل جادوها،
‫با تمام وجود اجراش کنی.

366
00:25:09,543 --> 00:25:14,959
‫یادت باشه، حواست ساده‌دلی، نیت
‫و مهم‌تر از همه نفست باشه.

367
00:25:20,459 --> 00:25:21,459
‫تمرکز کن.

368
00:25:22,543 --> 00:25:24,334
‫آوالوریوم لانوش!

369
00:25:24,418 --> 00:25:25,459
‫هیدر تواتا!

370
00:25:28,793 --> 00:25:29,834
‫خطا رفت.

371
00:25:29,918 --> 00:25:32,501
‫وقتی داری با دشمنی واقعی
‫مبارزه می‌کنی،

372
00:25:32,584 --> 00:25:35,209
‫باید آمادگی هر چیزی رو داشته باشی.

373
00:26:01,209 --> 00:26:02,251
‫بلند شو.

374
00:26:11,709 --> 00:26:12,751
‫باهام بیا.

375
00:26:13,418 --> 00:26:14,459
‫خیلی‌خب.

376
00:26:14,876 --> 00:26:15,918
‫کجا می‌ریم؟

377
00:26:19,001 --> 00:26:21,168
‫می‌خوای مبارزه کنیم؟ الان؟

378
00:26:21,251 --> 00:26:24,126
‫فقط الورا نباید واسه مبارزه آماده بشه.

379
00:26:26,043 --> 00:26:29,626
‫این دفعه حق نداری
‫تعمدا ضعیف عمل کنی.

380
00:26:42,584 --> 00:26:44,126
‫حواست رو جمع کن ببینم.

381
00:26:44,209 --> 00:26:46,834
‫حواست به رقابت‌های مسخره‌ات نباشه،
‫حواست به کارت باشه.

382
00:28:18,959 --> 00:28:20,334
‫خودم می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

383
00:28:20,918 --> 00:28:22,043
‫چیکار می‌کنم؟

384
00:28:22,126 --> 00:28:23,126
‫داری نقشه مینتا» رو عملی می‌کنی.

385
00:28:28,918 --> 00:28:33,126
‫حریفت خیال می‌کنه می‌شناسدت،
‫خیال می‌کنه می‌تونه حرکت بعدیت رو حدس بزنه؛

386
00:28:33,793 --> 00:28:36,168
‫ولی تو مدام برعکس حدس‌هاش عمل می‌کنی.

387
00:28:41,251 --> 00:28:42,793
‫ظاهرا حریفش خیلی سرخورده می‌شه.

388
00:28:44,293 --> 00:28:46,376
‫آره، ممکنه سرخورده بشه.

389
00:28:46,459 --> 00:28:49,751
‫مخصوصا اگه چند وقتی
‫مشتاق مبارزه با طرف بوده باشه،

390
00:28:49,834 --> 00:28:52,293
‫ولی شرایط اصلا مهیا نبوده باشه.

391
00:28:54,043 --> 00:28:55,876
‫شاید به همین خاطر اشتباهی کنه...

392
00:28:55,959 --> 00:28:59,751
‫یا مقابل واقعه‌ای
‫غیرقابل انتظار آسیب‌پذیر باشه.

393
00:29:03,709 --> 00:29:05,626
‫- راهبردش همینه.
‫- عاشقتم.

394
00:29:11,209 --> 00:29:12,293
‫بی‌شرفانه مبارزه می‌کنی.

395
00:29:13,251 --> 00:29:14,293
‫بالاخره تن دادی.

396
00:29:16,584 --> 00:29:17,876
‫جدی می‌گم،

397
00:29:20,126 --> 00:29:21,126
‫واقعا عاشقتم.

398
00:29:22,376 --> 00:29:23,376
‫واقعا؟

399
00:29:24,334 --> 00:29:25,376
‫واقعا.

400
00:29:26,709 --> 00:29:28,668
‫پس خفه شو و عشقت رو نشون بده.

401
00:29:48,209 --> 00:29:49,668
‫هنوز هم تمام توانت رو
‫به کار نمی‌گیری.

402
00:29:49,751 --> 00:29:51,709
‫باید اعماق وجودت رو در نظر بگیری.

403
00:29:51,793 --> 00:29:54,043
‫احساسات و تخیلت رو به کار بگیر.

404
00:29:54,126 --> 00:29:55,459
‫می‌خوای «عجوزه» رو شکست بدی؟

405
00:29:55,543 --> 00:29:57,626
‫خب، نشونم بده دیگه.
‫منتظر چی هستی؟

406
00:29:57,709 --> 00:29:59,293
‫- بس کن.
‫- چی رو بس کنم؟

407
00:30:01,501 --> 00:30:03,459
‫این‌قدر تحریکم نکن.

408
00:30:03,543 --> 00:30:04,584
‫اثر نمی‌کنه.

409
00:30:04,668 --> 00:30:06,459
‫اون‌وقت نادیده گرفتن
‫احساساتت اثر می‌کنه؟

410
00:30:06,543 --> 00:30:08,751
‫نمی‌خوام بلایی سرت بیارم.

411
00:30:08,834 --> 00:30:10,209
‫می‌خوای چیکار کنی؟

412
00:30:10,293 --> 00:30:11,751
‫- می‌خوام اریک رو نجات بدم.
‫- واسه چی؟

413
00:30:13,834 --> 00:30:15,126
‫چون عاشقشم.

414
00:30:15,209 --> 00:30:16,501
‫واسه چی عاشقشی؟

415
00:30:17,709 --> 00:30:19,668
‫عاشق لبخند نازشی؟
‫عاشق شاهزاده بودنشی؟

416
00:30:19,751 --> 00:30:23,293
‫شاید هم چون کل دخترها دنبالش بودن
‫و تو رو انتخاب کرده، عاشقشی.

417
00:30:23,376 --> 00:30:24,543
‫باهام مهربون بود.

418
00:30:24,626 --> 00:30:27,293
‫یعنی کس دیگه‌ای تا حالا
‫باهات مهربون نبوده؟

419
00:30:27,376 --> 00:30:29,626
‫هیچ‌کدوم از کارکنان اصطبل
‫بهت لبخند نزده بودن؟

420
00:30:30,293 --> 00:30:31,959
‫می‌خوای چی بگم؟

421
00:30:32,043 --> 00:30:34,209
‫شک، حسادت، غرور و عطشت...

422
00:30:34,293 --> 00:30:36,418
‫رو قبول کن،

423
00:30:36,501 --> 00:30:38,959
‫آخه در غیر این صورت،
‫نمی‌تونی بهشون چیره بشی.

424
00:30:39,043 --> 00:30:40,709
‫می‌خوام صادق باشی.

425
00:30:40,793 --> 00:30:43,251
‫فانگی یاگوث.

426
00:30:43,334 --> 00:30:44,334
‫فانگی یاگوث.

427
00:30:48,293 --> 00:30:50,126
‫ویلو! نه!

428
00:30:51,334 --> 00:30:53,209
‫ویلو! ویلو!

429
00:31:03,543 --> 00:31:06,626
‫می‌شه بپرسم اصلا از کجا بدونیم
‫داریم درست می‌ریم؟

430
00:31:10,376 --> 00:31:13,793
‫شما همه متوجه شدین روز داره طولانی‌تر
‫و شب کوتاه‌تر می‌شه؟

431
00:31:15,793 --> 00:31:16,876
‫آره.

432
00:31:16,959 --> 00:31:19,084
‫ضمنا، غذامون رو به اتمامه.

433
00:31:19,168 --> 00:31:20,793
‫- آها.
‫- می‌خواین برگردین؟

434
00:31:20,876 --> 00:31:23,001
‫- آره، من می‌خوام.
‫- نه.

435
00:31:26,043 --> 00:31:29,001
‫طلسمی که بهم شلیک کردی ناکاتوسی بود.

436
00:31:29,084 --> 00:31:30,334
‫واقعا؟

437
00:31:30,418 --> 00:31:31,459
‫آره.

438
00:31:31,876 --> 00:31:33,001
‫از کجا یاد گرفته بودیش؟

439
00:31:34,668 --> 00:31:35,918
‫ناکمار یاد گرفته بودمش.

440
00:31:36,334 --> 00:31:37,418
‫تو «مالاتریوم» نوشته بود.

441
00:31:38,251 --> 00:31:40,543
‫«عجوزه« قبل از تولدت
‫هم ازت می‌ترسید.

442
00:31:40,626 --> 00:31:43,459
‫سعی می‌کنه اراده‌ات رو تضعیف کنه
‫و به بازیت بگیره.

443
00:31:43,543 --> 00:31:47,251
‫- چطوری؟
‫- به تو که ربطی نداره، مگه نه؟

444
00:31:47,334 --> 00:31:48,668
‫اگه موفق بشه، داره.

445
00:31:50,418 --> 00:31:51,793
‫فقط من رو به مقصد برسونین.

446
00:31:52,918 --> 00:31:53,959
‫بعدش چی می‌شه؟

447
00:31:55,293 --> 00:31:56,834
‫جادوگره رو می‌کشم.

448
00:32:08,501 --> 00:32:09,959
‫خوشحال نبودم.

449
00:32:10,043 --> 00:32:12,043
‫- چرا نبودی؟
‫- باید می‌بودم.

450
00:32:12,834 --> 00:32:14,376
‫هرچی می‌خواستم داشتم،

451
00:32:14,459 --> 00:32:19,334
‫ولی هیچی جلودار حسم نبود
‫که انگار یه جای کار می‌لنگه.

452
00:32:19,418 --> 00:32:20,501
‫یه جای کار چی می‌لنگه؟

453
00:32:22,126 --> 00:32:23,334
‫یه جای کار کشمیر.

454
00:32:23,418 --> 00:32:28,001
‫قوانینمون رو در راستای تفکرات،
‫گفتار و خواسته‌ها می‌گم.

455
00:32:28,959 --> 00:32:30,918
‫اگه خواسته دیگه‌ای داشتم چی؟

456
00:32:31,001 --> 00:32:32,834
‫اگه خواسته‌ام مجاز نبود چی؟

457
00:32:32,918 --> 00:32:34,209
‫اگه خطرناک بود چی؟

458
00:32:34,293 --> 00:32:37,168
‫خب، آدم نباید صرفا
‫به خاطر انتظارات دیگران کاری کنه.

459
00:32:37,251 --> 00:32:38,834
‫تو طبق انتظارات دیگران عمل نمی‌کنی؟

460
00:32:40,334 --> 00:32:41,876
‫از من انتظاری ندارن.

461
00:32:42,543 --> 00:32:44,584
‫- خب، می‌خوای چیکار کنی؟
‫- چه بدونم.

462
00:32:45,709 --> 00:32:47,584
‫با کبوتر ازدواج می‌کنم،
‫تشکیل خانواده می‌دم.

463
00:32:47,668 --> 00:32:49,584
‫- کبوتر؟
‫- اسم واقعیش برون‌هیلداست.

464
00:32:49,668 --> 00:32:51,293
‫- خودم کبوتر صداش می‌کنم.
‫- که این‌طور.

465
00:32:51,376 --> 00:32:52,709
‫بعدش از قلمرومون دفاع می‌کنم.

466
00:32:52,793 --> 00:32:57,709
‫از قلمرومون دفاع می‌کنم
‫و بهترین برادر،

467
00:32:57,793 --> 00:33:01,001
‫شوهر و پدری می‌شم
‫که از دستم بربیاد.

468
00:33:01,084 --> 00:33:04,418
‫آخه افراد شریف چنین کاری می‌کنن، مگه نه؟

469
00:33:05,168 --> 00:33:07,418
‫- خودت چی می‌خوای؟
‫- می‌خوام رها باشم.

470
00:33:07,501 --> 00:33:10,584
‫می‌خوام طبق امیالم عمل کنم
‫و افکارم رو بیان کنم.

471
00:33:12,001 --> 00:33:13,084
‫راستش، اِم...

472
00:33:28,126 --> 00:33:29,334
‫نمی‌تونم.

473
00:33:29,418 --> 00:33:31,376
‫- درسته، کار احمقانه‌ای بود.
‫- نمی‌تونم.

474
00:33:31,459 --> 00:33:32,918
‫- نه.
‫- شرمنده‌ام.

475
00:33:33,959 --> 00:33:35,668
‫نه، نه، نه، شرمنده نباش.
‫شرمنده نباش.

476
00:33:36,334 --> 00:33:38,543
‫- من واقعا عاشق...
‫- کبوتری.

477
00:33:38,626 --> 00:33:39,709
‫درسته، درسته.

478
00:33:40,668 --> 00:33:44,043
‫درسته، باید برگردم پیشش.

479
00:33:47,126 --> 00:33:50,793
‫گمون کنم راه احتمالی
‫خونه رفتنت رو بلد باشم.

480
00:33:55,043 --> 00:33:56,751
‫من قبل از این که برسی،
‫اینجا بودم.

481
00:33:57,918 --> 00:33:59,459
‫راستش، خیلی وقته اینجام.

482
00:34:01,084 --> 00:34:04,293
‫چون مرتکب اشتباهاتی شده بودم،
‫از دستت قایم شده بودم.

483
00:34:05,126 --> 00:34:06,543
‫به شخص نامناسبی
‫اعتماد کرده بودم...

484
00:34:06,626 --> 00:34:09,126
‫و باید اطمینان حاصل می‌کردم
‫تو قابل اعتمادی.

485
00:34:10,751 --> 00:34:12,043
‫من هم قبلا عین خودت بودم،

486
00:34:12,668 --> 00:34:16,043
‫اسیر ترس‌ها و دروغ‌هایی بودم
‫که باید از ذهنم بیرون می‌کردم.

487
00:34:16,126 --> 00:34:20,168
‫خودت من رو آوردی اینجا.

488
00:34:20,251 --> 00:34:23,126
‫- داری وحشت می‌کنی.
‫- آره، وحشت کردم. کمی وحشت کردم.

489
00:34:23,209 --> 00:34:24,459
‫طبیعیه.

490
00:34:24,543 --> 00:34:25,834
‫همیشه همین‌طوری شروع می‌شه.

491
00:34:25,918 --> 00:34:26,959
‫چی شروع می‌شه؟

492
00:34:27,043 --> 00:34:30,751
‫آدم خیال می‌کنه فرق
‫واقعیات و غیرواقعیات رو تشخیص می‌ده،

493
00:34:32,168 --> 00:34:34,543
‫فرق نور و تاریکی رو تشخیص می‌ده،

494
00:34:35,668 --> 00:34:37,834
‫فرق خیر و شر رو تشخیص می‌ده.

495
00:34:37,918 --> 00:34:39,293
‫وای خدایا.

496
00:34:39,376 --> 00:34:43,668
‫حالا هرچی می‌دونی رو فراموش کن...

497
00:34:44,876 --> 00:34:46,043
‫و باهام بیا.

498
00:34:58,834 --> 00:35:00,418
‫صدای پدرم رو شنیده بودم.

499
00:35:01,876 --> 00:35:03,209
‫داشت صدام می‌کرد.

500
00:35:03,876 --> 00:35:05,001
‫کی شنیدی؟

501
00:35:05,084 --> 00:35:06,376
‫صداش از نور...

502
00:35:07,751 --> 00:35:08,959
‫پشت در می‌اومد.

503
00:35:20,376 --> 00:35:21,418
‫اژدهائه چیه؟

504
00:35:27,209 --> 00:35:29,751
‫اگه جادو رو جریان خون دنیا در نظر بگیریم،

505
00:35:31,043 --> 00:35:33,043
‫اژدهائه ازش تغذیه می‌کنه.

506
00:35:33,709 --> 00:35:37,959
‫خیلی وقت پیش زیر سطح دنیامون
‫اسیر شده،

507
00:35:38,043 --> 00:35:40,959
‫خوابیده و منتظره.

508
00:35:43,209 --> 00:35:44,459
‫وقتی بیدار بشه چی می‌شه؟

509
00:35:56,376 --> 00:36:00,793
‫بابا! الان خیلی بهت نیاز دارم.

510
00:36:00,876 --> 00:36:03,334
‫قدرتم در حدی نبود
‫که نذارم وارد بشه.

511
00:36:04,001 --> 00:36:05,334
‫خواهش می‌کنم.

512
00:36:05,418 --> 00:36:06,626
‫بیدار شو!

513
00:36:11,543 --> 00:36:12,959
‫ببخشید. داشتی خواب می‌دیدی.

514
00:36:14,293 --> 00:36:15,293
‫خواب نبود.

515
00:36:16,001 --> 00:36:17,209
‫چند وقته من هم همین‌طوری شدم.

516
00:36:18,043 --> 00:36:20,043
‫مدام خواب یکسانی می‌بینم.

517
00:36:20,126 --> 00:36:21,251
‫چه خوابی می‌بینی؟

518
00:36:21,334 --> 00:36:23,751
‫تو مراسم ازدواجی شرکت کردم.
‫لخت مادرزادم.

519
00:36:24,834 --> 00:36:26,126
‫همه مسخره‌ام می‌کنن.

520
00:36:26,876 --> 00:36:28,209
‫ولی اصلا منطقی نیست،

521
00:36:28,293 --> 00:36:30,918
‫آخه بدن برهنه من فوق‌العاده است.

522
00:36:31,626 --> 00:36:34,543
‫- ضمنا، عضلات خیلی قشنگی رو...
‫- خیلی‌خب، ادامه نده.

523
00:36:54,959 --> 00:36:56,209
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

524
00:36:58,959 --> 00:37:02,876
‫انگار هرچی جلوتر می‌ریم،
‫افسرده‌تر می‌شه.

525
00:37:07,334 --> 00:37:08,793
‫گمون کنم داریم نزدیک می‌شیم.

526
00:37:09,709 --> 00:37:10,959
‫داریم به شهره می‌رسیم.

527
00:37:12,084 --> 00:37:13,793
‫گمون کنم شاید حس می‌کنه.

528
00:37:13,876 --> 00:37:15,334
‫عه، بس کن. بس کن.

529
00:37:17,459 --> 00:37:18,501
‫چیکار نکنم؟

530
00:37:18,584 --> 00:37:19,626
‫نخارون.

531
00:37:20,418 --> 00:37:21,834
‫این‌طوری بدتر می‌شه.

532
00:37:34,834 --> 00:37:40,543
‫گمون کنم دلم بخواد
‫کمی باهاش تنها باشم.

533
00:37:54,084 --> 00:37:55,168
‫بابا!

534
00:37:58,001 --> 00:37:59,876
‫الان خیلی بهت نیاز دارم.

535
00:38:09,834 --> 00:38:11,043
‫به نظرت چقدر دیگه مونده؟

536
00:38:11,126 --> 00:38:13,501
‫ببین، گفتم می‌رسیم
‫و قراره برسیم.

537
00:38:14,626 --> 00:38:16,418
‫صرفا می‌خواستم مطمئن بشم
‫هنوز به حرفت باور داری.

538
00:38:17,793 --> 00:38:19,376
‫خیلی وقته اینجاییم.

539
00:38:19,459 --> 00:38:20,543
‫چند هفته است...

540
00:38:22,293 --> 00:38:23,334
‫شاید چند ماه باشه.

541
00:38:23,418 --> 00:38:25,001
‫دیگه تشخیص نمی‌دم.

542
00:38:25,084 --> 00:38:26,126
‫خودت تشخیص می‌دی؟

543
00:38:27,084 --> 00:38:28,251
‫نه.

544
00:38:35,626 --> 00:38:36,959
‫دلم واسه میمز تنگ شده.

545
00:38:40,084 --> 00:38:42,918
‫اگه الان می‌تونستی باهاش صحبت کنی،
‫بهش چی می‌گفتی؟

546
00:38:44,293 --> 00:38:45,459
‫می‌گفتم طاقت بیار عزیزکم.

547
00:38:47,459 --> 00:38:48,626
‫زود میام خونه.

548
00:39:16,126 --> 00:39:17,168
‫بهتره بخوابی.

549
00:39:17,668 --> 00:39:18,751
‫خسته نیستم.

550
00:39:19,918 --> 00:39:21,418
‫اگه ضعیف باشی،
‫به درد کسی نمی‌خوری.

551
00:39:31,209 --> 00:39:32,918
‫من نذاشتم...

552
00:39:34,584 --> 00:39:35,626
‫بری دنبال پدرت.

553
00:39:44,834 --> 00:39:46,709
‫- ولی جونم رو نجات دادی.
‫- آره.

554
00:39:52,543 --> 00:39:58,084
‫من نمی‌دونم مادمارتیگان
‫واسه چی چنین کارهایی کرده بود.

555
00:40:02,668 --> 00:40:04,293
‫حتی خاطره‌ای ازش یادم نیست.

556
00:40:06,418 --> 00:40:10,126
‫ولی گمون نمی‌کنم
‫من رو بهت ترجیح داده بوده باشه.

557
00:40:14,084 --> 00:40:17,209
‫گمون نمی‌کنم با تمام وجودش...

558
00:40:20,043 --> 00:40:21,459
‫دوستت نداشته بوده باشه.

559
00:40:35,293 --> 00:40:36,584
‫بهت حسودیم می‌شد.

560
00:40:40,084 --> 00:40:43,168
‫به خاطر برگزیده بودنت
‫و برگزیده نبودن خودم نبود،

561
00:40:43,251 --> 00:40:49,626
‫به خاطر رفتار ملت...

562
00:40:52,334 --> 00:40:54,834
‫هیچ‌کدوم از خواسته‌های من
‫ذاتی نصیبم نشدن.

563
00:41:00,209 --> 00:41:01,501
‫چه خواسته‌ای داشتی؟

564
00:41:03,376 --> 00:41:04,418
‫می‌خواستم شجاع باشم.

565
00:41:07,376 --> 00:41:08,459
‫می‌خواستم دوستم داشته باشم.

566
00:41:11,084 --> 00:41:12,668
‫نمی‌خواستم شاهدخت باشم.

567
00:41:15,084 --> 00:41:16,334
‫چه بامزه.

568
00:41:18,793 --> 00:41:20,043
‫می‌شه گفت من می‌خواستم باشم.

569
00:41:36,293 --> 00:41:37,626
‫من لایقشم.

570
00:42:17,043 --> 00:42:20,626
‫دانو، دانو، گرینان لوآتا.

571
00:42:21,751 --> 00:42:24,918
‫میمز، صدام رو بشنو.

572
00:42:25,876 --> 00:42:27,251
‫باهام صحبت کن.

573
00:42:28,418 --> 00:42:29,459
‫بابا؟

574
00:42:35,293 --> 00:42:37,709
‫سلام میمز، حالت خوبه؟

575
00:42:37,793 --> 00:42:39,084
‫در امانی؟

576
00:42:40,043 --> 00:42:41,293
‫حالم خوبه.

577
00:42:42,626 --> 00:42:43,751
‫خیلی نگرانت بودم.

578
00:42:44,918 --> 00:42:45,959
‫بهم الهام شده بود.

579
00:42:46,876 --> 00:42:48,501
‫سایلاس اومد خونه.

580
00:42:50,709 --> 00:42:51,876
‫خب...

581
00:42:53,043 --> 00:42:54,251
‫سایلاس که مرده.

582
00:42:56,251 --> 00:42:57,376
‫ما خبر نداشتیم.

583
00:42:59,459 --> 00:43:00,959
‫راهش دادیم.

584
00:43:01,626 --> 00:43:03,709
‫تو نبودی که ازمون محافظت کنی.

585
00:43:03,793 --> 00:43:06,501
‫باز رفته بودی ماجراجویی.

586
00:43:06,584 --> 00:43:08,293
‫عین دفعه پیش.

587
00:43:09,251 --> 00:43:11,376
‫ماجراجوییت چطور پیش می‌ره بابا؟

588
00:43:14,126 --> 00:43:15,584
‫بهت خوش می‌گذره؟

589
00:43:18,876 --> 00:43:20,793
‫آهای، داری خواب می‌بینی.
‫داری خواب می‌بینی.

590
00:43:21,459 --> 00:43:23,043
‫- باید برم خونه.
‫- نمی‌شه.

591
00:43:24,126 --> 00:43:26,293
‫بهت نیاز داریم.
‫خودم بهت نیاز دارم.

592
00:43:26,376 --> 00:43:28,668
‫وقتی کایا بهم نیاز داشت،
‫پیشش نبودم.

593
00:43:28,751 --> 00:43:30,918
‫تا بخوام برگردم،
‫کار از کار گذشته بود.

594
00:43:31,001 --> 00:43:32,626
‫رانون می‌گفت تقصیر خودمه.

595
00:43:32,709 --> 00:43:34,626
‫واسه همین فرار کرد.

596
00:43:34,709 --> 00:43:36,168
‫کسی جز میمز برام نمونده.

597
00:43:36,251 --> 00:43:37,501
‫کار «عجوزه» است.

598
00:43:37,584 --> 00:43:39,334
‫داره سعی می‌کنه جدامون کنه،

599
00:43:39,418 --> 00:43:41,834
‫آخه از توانایی گروه متحدمون می‌ترسه.

600
00:43:41,918 --> 00:43:44,834
‫- از کجا می‌دونی واقعی نیست؟
‫- نمی‌فهمی؟ ها؟

601
00:43:44,918 --> 00:43:47,876
‫- به کشتنمون دادی!
‫- مجبور بودم. چاره‌ای نداشتم.

602
00:43:47,959 --> 00:43:49,209
‫چیکار کرد؟

603
00:43:49,293 --> 00:43:52,043
‫- کنث رو آزاد کرد.
‫- مریض شده بود!

604
00:43:52,126 --> 00:43:53,668
‫اگه آزادش نمی‌کردم، می‌مرد!

605
00:43:53,751 --> 00:43:56,043
‫واقعا؟ خب، حالا خودمون می‌میریم.

606
00:43:56,126 --> 00:43:57,668
‫تا چند صد فرسنگ هیچی نیست.

607
00:43:57,751 --> 00:44:00,584
‫نه می‌تونیم پیش بریم،
‫نه می‌تونیم برگردیم.

608
00:44:00,668 --> 00:44:03,668
‫هیچی هم طبق برنامه پیش نرفته!

609
00:44:06,209 --> 00:44:07,459
‫باید پیاده بریم.

610
00:44:09,543 --> 00:44:11,043
‫خودت گفته بودی.

611
00:44:11,126 --> 00:44:12,793
‫پیاده ازش رد می‌شیم.

612
00:44:13,834 --> 00:44:15,959
‫تا کی پیاده بریم؟
‫تا از گرسنگی بمیریم؟

613
00:44:17,834 --> 00:44:19,418
‫دیگه زیاد نمونده.

614
00:44:19,501 --> 00:44:20,668
‫نزدیک شدیم.

615
00:45:13,751 --> 00:45:15,126
‫هر کاری بخوای می‌کنم.

616
00:45:19,376 --> 00:45:20,543
‫نترس.

617
00:45:23,126 --> 00:45:24,418
‫دیگه هوات رو داریم.

618
00:45:43,293 --> 00:45:44,501
‫داریم می‌رسیم.

619
00:45:46,376 --> 00:45:49,918
‫نمی‌دونستم باید چقدر راه بریم.

620
00:45:59,501 --> 00:46:02,209
‫مادرت قبل از حرکت بهم گفته بود
‫اصلا حاضر نیستی تسلیم بشی...

621
00:46:03,168 --> 00:46:06,209
‫و ممکنه وقتش برسه
‫که مجبور بشم ببرمت خونه.

622
00:46:07,709 --> 00:46:09,043
‫به نظرت الان وقتش رسیده؟

623
00:46:12,876 --> 00:46:13,918
‫نه.

624
00:46:14,793 --> 00:46:17,209
‫به نظرم خودت باید چنین تصمیمی بگیری.

625
00:46:30,043 --> 00:46:31,084
‫ببین.

626
00:46:33,209 --> 00:46:34,626
‫تو هم اون رو می‌بینی؟

627
00:46:34,709 --> 00:46:36,168
‫چی رو می‌گی؟
‫همون جمجمه عظیم‌الجثه رو می‌گی؟

628
00:46:37,376 --> 00:46:38,459
‫آره.

629
00:46:39,001 --> 00:46:40,043
‫خواستم مطمئن بشم.

630
00:46:42,543 --> 00:46:44,251
‫من کسی که خیال می‌کردم نیستم گری.

631
00:46:45,501 --> 00:46:46,668
‫کی هستی؟

632
00:46:51,418 --> 00:46:52,501
‫هیچی نیستم.

633
00:47:10,751 --> 00:47:11,834
‫حالت خوبه؟

634
00:47:16,084 --> 00:47:17,126
‫بامزه است.

635
00:47:17,834 --> 00:47:21,501
‫وقتی بچه بودم، موقع بازی
‫ادای ساحران رو درمی‌آوردم.

636
00:47:23,209 --> 00:47:26,001
‫به دنیاهای غریب سفر
‫و با هیولاها مبارزه می‌کردم.

637
00:47:27,251 --> 00:47:31,376
‫اصلا خیال نمی‌کردم واقعا چنین کاری بکنم،
‫چه برسه که بخوام همراه الورا دانان باشم.

638
00:47:40,584 --> 00:47:44,334
‫خودم می‌دونم وقتی به شهر برسیم،
‫اریک رو نجات می‌دی...

639
00:47:44,418 --> 00:47:47,209
‫و با همدیگه می‌رین سر زندگیتون.

640
00:47:48,084 --> 00:47:49,459
‫آخه عاشقشی.

641
00:47:49,543 --> 00:47:56,168
‫من هم عاشق اریک نیستم،
‫ولی عاشق توئم.

642
00:47:58,584 --> 00:47:59,751
‫گریدون...

643
00:47:59,834 --> 00:48:00,959
‫اشکالی نداره.

644
00:48:01,043 --> 00:48:02,876
‫ازت نمی‌خوام تو هم عاشقم باشی.

645
00:48:02,959 --> 00:48:06,543
‫صرفا می‌خواستم بهت بگم،
‫آخه اگه نبودی،

646
00:48:06,626 --> 00:48:09,209
‫اصلا همون آدمی که همیشه می‌خواستم نمی‌شدم.

647
00:48:36,709 --> 00:48:37,751
‫وای!

648
00:48:37,834 --> 00:48:39,126
‫وای خدایا.

649
00:48:43,043 --> 00:48:44,209
‫امکان نداره.

650
00:48:46,543 --> 00:48:48,501
‫شاید یه جایی اشتباه پیچیدیم.

651
00:48:48,584 --> 00:48:51,168
‫آها، آره، باید می‌رفتیم سمت چپ.

652
00:48:52,584 --> 00:48:55,043
‫ما که از دریا رد شدیم.
‫آزمونمون رو پشت سر گذاشتیم.

653
00:48:55,126 --> 00:48:57,293
‫شهره باید همین‌جا باشه.

654
00:48:57,376 --> 00:48:58,584
‫نیست.

655
00:48:58,668 --> 00:48:59,709
‫باید باشه!

656
00:49:01,084 --> 00:49:02,251
‫من برمی‌گردم.

657
00:49:03,793 --> 00:49:05,209
‫آره، من هم برمی‌گردم.

658
00:49:07,084 --> 00:49:08,918
‫تا می‌تونستیم پیش رفتیم الورا.

659
00:49:10,084 --> 00:49:11,126
‫نه‌خیر.

660
00:49:11,209 --> 00:49:13,084
‫تهش این‌طوری نمی‌شه.

661
00:49:14,168 --> 00:49:15,168
‫چطوری می‌شه؟

662
00:49:19,918 --> 00:49:21,834
‫تو «شهر باستانی» تموم می‌شه.

663
00:49:21,918 --> 00:49:25,501
‫چوبدستیه می‌شکنه، خودم هم...

664
00:49:29,126 --> 00:49:30,168
‫می‌میرم.

665
00:49:31,459 --> 00:49:32,501
‫چی؟

666
00:49:33,168 --> 00:49:35,793
‫این وقایع سال‌ها پیش
‫به ویلو الهام شده بود.

667
00:49:37,126 --> 00:49:40,084
‫سورشا واسه همین
‫نمی‌خواست آموزشم بده.

668
00:49:42,709 --> 00:49:43,959
‫واسه همین سعی کرد مخفیم کنه.

669
00:49:45,126 --> 00:49:47,668
‫آخه اگه با «عجوزه» مبارزه کنم،
‫این‌طوری می‌شه.

670
00:49:51,293 --> 00:49:52,418
‫مگه نه؟

671
00:49:54,376 --> 00:49:55,793
‫از کجا می‌دونستی؟

672
00:49:58,376 --> 00:49:59,584
‫خودش نشونم داد.

673
00:50:00,293 --> 00:50:02,918
‫«عجوزه» رو می‌گی؟
‫باهاش در ارتباط بودی؟

674
00:50:03,001 --> 00:50:05,043
‫چه عالی. واقعا عالی شد.

675
00:50:05,126 --> 00:50:06,626
‫خودش ما رو کشوند اینجا.

676
00:50:06,709 --> 00:50:08,251
‫خیال می‌کردم می‌تونم تغییرش بدم.

677
00:50:08,918 --> 00:50:10,459
‫ولی من ساحر قدرتمندی نیستم.

678
00:50:13,168 --> 00:50:15,209
‫کشاورز خوش‌شانسی بیش نیستم.

679
00:50:18,168 --> 00:50:20,293
‫دیگه نمی‌تونم فیلم بازی کنم.

680
00:50:20,834 --> 00:50:23,126
‫من هم نمی‌تونم.

681
00:50:25,209 --> 00:50:27,626
‫نمی‌خوام الورا دانان باشم.

682
00:50:30,376 --> 00:50:32,209
‫فقط می‌خوام برم خونه.

683
00:50:44,043 --> 00:50:45,084
‫خب، شرایط دشواریه.

684
00:50:51,709 --> 00:50:52,751
‫ترسیدی.

685
00:50:55,793 --> 00:50:56,834
‫من هم ترسیدم.

686
00:50:59,334 --> 00:51:00,668
‫ولی می‌دونی چیه؟

687
00:51:03,584 --> 00:51:07,501
‫ترسم حق نداره جام تصمیم بگیره.

688
00:51:09,168 --> 00:51:13,001
‫حق نداره شخصیتم رو تعریف کنه.

689
00:51:15,043 --> 00:51:17,043
‫بهش چنین قدرتی نمی‌دم.

690
00:51:23,168 --> 00:51:24,626
‫به خودت می‌دم.

691
00:51:29,418 --> 00:51:34,168
‫من کل عمرم به هیچی باور نداشتم.

692
00:51:37,709 --> 00:51:39,334
‫ولی به تو باور دارم.

693
00:51:39,418 --> 00:51:42,376
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

694
00:51:42,459 --> 00:51:43,709
‫چرا، می‌دونی.

695
00:51:45,793 --> 00:51:47,043
‫جفتمون می‌دونیم.

696
00:51:53,334 --> 00:51:54,459
‫نگاهی به اطرافتون بندازین.

697
00:51:54,543 --> 00:51:57,001
‫تموم شد.
‫فقط می‌شه برگشت.

698
00:52:07,251 --> 00:52:09,293
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

699
00:52:15,501 --> 00:52:17,293
‫با همدیگه می‌ریم.

700
00:53:10,126 --> 00:53:11,251
‫بانوی من؟

701
00:54:15,000 --> 00:54:30,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

702
00:54:38,834 --> 00:54:39,876
‫چه دلهره‌آور.

703
00:54:41,001 --> 00:54:42,043
‫خیلی دلهره‌آوره.

704
00:54:45,000 --> 00:54:52,000
 

705
00:54:52,200 --> 00:54:59,200
‫ 