﻿1
00:00:00,351 --> 00:00:06,551
‫مترجم
‫<font color="#00f5ff">مـهـدی تـرابـی</font>

2
00:00:08,375 --> 00:00:10,255
‫شب ترسناکی دیگر

3
00:00:10,333 --> 00:00:14,291
‫در ساختمان شادی و سرگرمی،
‫قسمت مبارزات کارگران داشتیم.

4
00:00:14,375 --> 00:00:18,000
‫دالف لیزرهاک خائن
‫با کمک گروه‌های دو‌رگه‌ی وحشی

5
00:00:18,083 --> 00:00:20,708
‫این شب رو تبدیل به یکم حمام خون کردن.

6
00:00:20,791 --> 00:00:22,500
‫به صورتی کاملا شوکه‌کننده

7
00:00:22,583 --> 00:00:26,291
‫لیزرهاک تونست با
‫رئیس زندان سوپر مکس فرار کنه.

8
00:00:26,375 --> 00:00:29,958
‫که ایشون قبلا یکی از محترم‌ترین
‫اعضای نیروی عدن بودن.

9
00:00:31,125 --> 00:00:35,208
‫ولی مطمئن باشید  که
‫گروه نیجی 6 و بقیه‌ی قهرمانان عدن...

10
00:00:35,291 --> 00:00:36,291
‫آخر کارشون رو کردن.

11
00:00:36,875 --> 00:00:39,958
‫کار این مادر‌جنده‌ها رو باور نمی‌کنم.

12
00:00:40,458 --> 00:00:43,583
‫من رو... جایگزین کردن.

13
00:00:45,416 --> 00:00:49,250
‫وای خداجون!
‫چه گوهی بخورم؟ چه گوهـ...

14
00:00:54,791 --> 00:00:56,375
‫ببـــ... ببخشید.

15
00:00:56,458 --> 00:00:59,041
‫خب؟ متوجه شدم.
‫دیگه تکرار نمیشه، قسم می‌خورم.

16
00:00:59,125 --> 00:01:02,125
‫اگه دنبال حقیقتی.
‫با قورباغه حرف بزن.

17
00:01:02,916 --> 00:01:03,958
‫من...

18
00:01:04,458 --> 00:01:06,125
‫چی؟ الو؟

19
00:01:06,208 --> 00:01:07,291
‫این دیگه...

20
00:01:07,375 --> 00:01:10,666
‫اگه دنبال حقیقتی
‫با قورباغه حرف بزن.

21
00:01:10,750 --> 00:01:11,750
‫یعنی چی آخه؟

22
00:01:11,833 --> 00:01:15,583
‫همچنین امروز جلسه‌ی رسیدگی
‫به بولفراگ هم مشخص میشه

23
00:01:15,666 --> 00:01:18,333
‫شریک جرم دالف لیزرهاک.

24
00:01:18,416 --> 00:01:21,041
‫در حال حاضر در ساختمان دادگستری
‫مگاسیتی 1 زندانیه...

25
00:01:21,125 --> 00:01:22,625
‫با قورباغه صحبت کنم؟

26
00:01:24,083 --> 00:01:25,791
‫ای تُف توش!

27
00:01:40,685 --> 00:01:45,515
‫«<font color="#cc39d6"><i>کاپیتان لیزرهاک</i></font>»
‫«یک اژدهای خونین»

28
00:01:59,875 --> 00:02:04,291
‫خب... عدن در حال برنامه‌ریزی یک حمله‌ست
‫تا ویستلند جدید رو پس بگیره،

29
00:02:04,375 --> 00:02:09,500
‫و چه سورپرایزی!
‫تو تنها امید منی که نذاری وارد بشن.

30
00:02:09,583 --> 00:02:14,833
‫آخه مگه میشه دختری که هم
‫به من هم به پدرش خیانت کرد این کار رو بکنه؟

31
00:02:14,916 --> 00:02:17,000
‫دهنتُ!

32
00:02:18,041 --> 00:02:19,708
‫خیلی رو داری، سارا کوچولو.

33
00:02:19,791 --> 00:02:22,583
‫بیخیال هالوی.
‫تو داستان من رو شنیدی،‌ نه؟

34
00:02:22,666 --> 00:02:23,875
‫من فقط بچه بودم.

35
00:02:24,375 --> 00:02:26,416
‫از اون موقع من راه خودم
‫رو به حکومت عدن پیدا کردم

36
00:02:26,500 --> 00:02:28,333
‫تا از درون نابودش کنم.

37
00:02:28,416 --> 00:02:31,250
‫به خدا که علناً برای من پاپوش
‫دوختن که دشمن حکومتم.

38
00:02:31,333 --> 00:02:34,000
‫آره، یه خیانت دیگه.

39
00:02:34,083 --> 00:02:37,291
‫دیگه عادت بدی شده برات!

40
00:02:37,375 --> 00:02:39,708
‫ببین هالوی، وقت برای این کارا نداریم.

41
00:02:39,791 --> 00:02:41,208
‫می‌تونم کمکت کنم.

42
00:02:41,291 --> 00:02:44,125
‫من تاکتیک‌های عدن رو بلدم.
‫من لیزرهاک رو دارم.

43
00:02:44,208 --> 00:02:45,583
‫با هم...

44
00:02:45,666 --> 00:02:48,000
‫اوه سارا فیشر کوچولو...

45
00:02:48,083 --> 00:02:52,958
‫من داستانت رو شنیدم
‫ولی چیزی جز یه مسخره‌بازی کوچولو و خوب نیست.

46
00:02:55,041 --> 00:03:00,041
‫احتمالا باید کله‌‌ی کوفتیت رو قطع کنم
‫و جسدت رو به عنوان حُسن نیّت به عدن بدم.

47
00:03:00,125 --> 00:03:02,458
‫معلومه که می‌تونی.
‫به نظرت بعدش چی میشه؟

48
00:03:02,541 --> 00:03:05,375
‫من عدن رو می‌شناسم.
‫من خواسته‌هاشون رو انجام دادم.

49
00:03:05,458 --> 00:03:06,458
‫دقیقا.

50
00:03:07,875 --> 00:03:10,666
‫به خوبی می‌دونم که به عدن وفاداری.

51
00:03:10,750 --> 00:03:15,291
‫سال‌‌هاست که این عذاب رو دارم حس می کنم
‫و الان وقتشه که تقاص پس بدی.

52
00:03:15,375 --> 00:03:21,208
‫وقتشه قدرت واقعی پایگاه واقعیت مجازی رو تجربه کنی.

53
00:03:41,333 --> 00:03:43,708
‫به جنگ ویستلند خوش اومدی.

54
00:03:43,791 --> 00:03:45,875
‫قرار از نگاه من ببینیش.

55
00:03:46,791 --> 00:03:49,916
‫قراره ببینی چه بهایی
‫جنگ با عدن داره.

56
00:03:56,958 --> 00:03:57,958
‫فیشر؟

57
00:04:00,333 --> 00:04:01,333
‫فیشر!

58
00:04:02,125 --> 00:04:04,250
‫من کدوم گوری‌ام؟

59
00:04:17,125 --> 00:04:18,125
‫این دیگه...

60
00:04:50,541 --> 00:04:53,041
‫عه اومدی!
‫اینم از مارگاریتای شما!

61
00:04:59,333 --> 00:05:02,125
‫خب... خوب طولش دادی.

62
00:05:07,131 --> 00:05:08,214
‫الکس؟

63
00:05:08,346 --> 00:05:11,673
‫«در حال بارگیری...»

64
00:05:25,208 --> 00:05:27,083
‫چه غلطی داری می‌کنی ریمن؟

65
00:05:28,875 --> 00:05:30,208
‫اوه بیخیال.

66
00:05:34,291 --> 00:05:36,583
‫حق نداری این کار رو بکنی.
‫باید اجازه بدی...

67
00:05:36,666 --> 00:05:39,267
‫لازم نیست کاری بکنم.
‫حالا بتمرگ و خفه‌خون بگیر.

68
00:05:39,291 --> 00:05:40,851
‫گناه‌کار.

69
00:05:40,916 --> 00:05:41,916
‫بعدی.

70
00:05:50,333 --> 00:05:51,958
‫وایستا..

71
00:05:52,041 --> 00:05:54,875
‫کسی حق نداره بره داخل.
‫دستور از گروه نیجی 6.

72
00:05:54,958 --> 00:05:56,583
‫خیلی‌خب، ببینید.

73
00:05:56,666 --> 00:05:57,666
‫

74
00:06:00,416 --> 00:06:02,500
‫سرکار، وقت برای این کار ندارم.

75
00:06:02,583 --> 00:06:05,916
‫باید تا قبل از ساعت 3
‫با این تروریست کوفتی مصاحبه کنم.

76
00:06:06,000 --> 00:06:07,250
‫می‌دونی؟ قبل محاکمه؟

77
00:06:07,333 --> 00:06:08,333
‫هوی!

78
00:06:09,291 --> 00:06:11,333
‫من خبر نداشتم.

79
00:06:11,416 --> 00:06:14,059
‫- باید ببینم که...
‫- تازه با قرمز بیرون از اینجا صحبت کردم.

80
00:06:14,083 --> 00:06:15,958
‫توی جلسه‌ی کوتاه صبح برنامه‌ریزی شد.

81
00:06:16,041 --> 00:06:17,875
‫دستورات هیئت مدیره‌ست داداش.

82
00:06:17,958 --> 00:06:19,791
‫ولی لطفا، لطفا، راحت باش.

83
00:06:19,875 --> 00:06:23,375
‫به هر حال قرمز آدم دوست‌داشتنی
‫و فهمیده‌ایه، نه؟

84
00:06:24,583 --> 00:06:25,416
‫

85
00:06:25,500 --> 00:06:28,458
‫باشه، باشه، خواهش می کنم ریمن،
‫به کسی نگی.

86
00:06:29,541 --> 00:06:30,666
‫ردیفه داداش.

87
00:06:32,833 --> 00:06:35,541
‫عجب!
‫ریمن چه آدم گلیه.

88
00:07:11,291 --> 00:07:12,625
‫بابا؟

89
00:07:21,083 --> 00:07:22,083
‫بابا!

90
00:07:36,083 --> 00:07:37,833
‫نه!

91
00:07:41,666 --> 00:07:43,166
‫نه!

92
00:07:51,000 --> 00:07:52,500
‫بابا!

93
00:07:53,083 --> 00:07:54,083
‫بابا!

94
00:07:55,750 --> 00:07:56,750
‫لطفا نکشش!

95
00:08:21,708 --> 00:08:24,750
‫خوب بود!
‫می‌خوری؟ وایستا...

96
00:08:25,250 --> 00:08:26,916
‫استوایی یا پرتقالی؟

97
00:08:30,708 --> 00:08:34,291
‫خیلی‌خب... سر صبح یه
‫پیام عجیبی دستم رسید...

98
00:08:34,375 --> 00:08:38,208
‫« اگه دنبال حقیقتی با قورباغه حرف بزن.»
‫کی فرستاده؟

99
00:08:38,291 --> 00:08:39,500
‫کار تو بود؟ معنیش چیه؟

100
00:08:39,583 --> 00:08:41,208
‫نه... نه والا.

101
00:08:41,291 --> 00:08:44,291
‫ولی اینجا کار زیادی نمی‌تونم بکنم
‫اگه بخوای می‌تونیم صحبت کنیم.

102
00:08:44,375 --> 00:08:47,000
‫حتی اگه در مورد
‫پسر معروف عدن باشه.

103
00:08:47,625 --> 00:08:49,458
‫بچه که بودم برنامه‌ت رو
‫نگاه می‌کردم، می‌دونی؟

104
00:08:49,541 --> 00:08:51,208
‫خب.. باید یه چیزی بدونی.

105
00:08:51,291 --> 00:08:53,958
‫آره اون روز توی تلویزیون شاید
‫خط قرمز رو رد کرده باشم

106
00:08:54,041 --> 00:08:57,291
‫یه لحظه یه چیزی غیر از متن رو گفتم.
‫ولی آخه اخراج؟

107
00:08:57,375 --> 00:08:59,041
‫نمیشه اینطوری کارم رو تموم کنن.

108
00:08:59,125 --> 00:09:00,958
‫حتما یه کاری هست که
‫تو می‌تونی انجام بدی.

109
00:09:01,041 --> 00:09:02,500
‫این انصاف نیست!

110
00:09:03,708 --> 00:09:05,666
‫اوه، انصاف نیست، آره.

111
00:09:06,500 --> 00:09:10,666
‫وقتی دیشب نیروی پلیستون به رفیقم
‫پیج شلیک کرد منم همین فکر رو کردم.

112
00:09:10,750 --> 00:09:13,791
‫آخه خب تو تروریستی.
‫انتظار چی داشتی؟

113
00:09:13,875 --> 00:09:15,791
‫همینو به خودت بگو رفیق.

114
00:09:15,875 --> 00:09:19,291
‫از دیدن یه تروریست انتظار چی داشتی؟

115
00:09:19,375 --> 00:09:20,375
‫آره.

116
00:09:21,375 --> 00:09:23,291
‫این کار اشتباه بود.
‫باید برم.

117
00:09:25,416 --> 00:09:27,458
‫حق داشتی ناراحت باشی.

118
00:09:28,458 --> 00:09:30,375
‫اون روز دیدمت.

119
00:09:30,458 --> 00:09:34,666
‫بین اون همه دروغی که داشتی راجع به
‫ما و همه چیز نشخوار می‌‌کردی

120
00:09:34,750 --> 00:09:36,541
‫یه لحظه‌ی واقعی وجود داشت.

121
00:09:36,625 --> 00:09:38,750
‫و بخاطر همین تو رو پس زدن، نه؟

122
00:09:40,625 --> 00:09:41,625
‫خب...

123
00:09:42,500 --> 00:09:44,166
‫استوایی یا پرتقالی؟

124
00:09:45,404 --> 00:09:49,358
‫« در حال بارگیری...»

125
00:09:51,333 --> 00:09:52,333
‫تو مردی.

126
00:09:54,333 --> 00:09:55,333
‫خودم کشتمت.

127
00:09:55,375 --> 00:09:57,833
‫زیبایی این مکان به همینه.

128
00:09:57,916 --> 00:10:00,750
‫آسمون همیشه آبیه
‫مگر اینکه خودت نخوای.

129
00:10:00,833 --> 00:10:04,458
‫فقط مارگاریتا با لیموی مکزیکی می‌زنن.
‫این یکیش خوبه.

130
00:10:04,541 --> 00:10:09,250
‫و مرگ هم دست خودته.

131
00:10:10,666 --> 00:10:12,083
‫وای خدا.

132
00:10:13,291 --> 00:10:14,333
‫این واقعی نیست.

133
00:10:14,416 --> 00:10:15,583
‫دقیقا.

134
00:10:21,416 --> 00:10:24,083
‫به رؤیات خوش اومدی لیزرهاک.

135
00:10:28,875 --> 00:10:29,875
‫رؤیای من؟

136
00:10:36,791 --> 00:10:38,666
‫الان این ایده‌ی تو
‫به منظور رشوه‌ست؟

137
00:10:39,708 --> 00:10:42,166
‫این ایده‌ی من نیست لیزرهاک.

138
00:10:42,250 --> 00:10:45,791
‫واقعیت مجازی فقط چیزی رو به تو
‫میده که عمیقا خواستارشی.

139
00:10:45,875 --> 00:10:51,208
‫یه زندگی بدون چرخه‌ی خشونت،
‫عذاب و انتقام.

140
00:10:51,291 --> 00:10:54,416
‫یه زندگی اروم.
‫بدون خیانت.

141
00:11:00,791 --> 00:11:01,916
‫سلام بچه‌ها.

142
00:11:02,000 --> 00:11:04,541
‫بازی می‌‌کنید؟ دو نفر کم داریم.

143
00:11:04,625 --> 00:11:06,708
‫- آره عالیه.
‫- جید.

144
00:11:07,416 --> 00:11:08,541
‫دالف؟

145
00:11:08,625 --> 00:11:11,000
‫میای؟ می‌زنم دهنت رو سرویس می‌کنم.

146
00:11:11,791 --> 00:11:13,000
‫اوه، بیا عزیزم.

147
00:11:13,083 --> 00:11:15,833
‫آره،‌ بیا،
‫آ‌خرین باری که خوش گذروندی کی بود؟

148
00:11:15,916 --> 00:11:17,083
‫راست می‌گن.

149
00:11:19,375 --> 00:11:21,250
‫به نظرم حقته یه کوچولو استراحت کنی.

150
00:11:31,583 --> 00:11:32,583
‫شیر توش!

151
00:11:41,458 --> 00:11:43,958
‫وقتی... هم‌سن تو بودم،

152
00:11:44,041 --> 00:11:47,166
‫فکر می‌کردم بورسیه‌ی تحصیلی
‫زندگیم رو از این رو به اون رو می‌کنه.

153
00:11:48,083 --> 00:11:52,000
‫جالبه که باور به چیزی داریم
‫که ازش هیچی نمی‌دونیم.

154
00:11:52,083 --> 00:11:57,583
‫واقعا فکر می‌کردم مدرک مثل پلیه که
‫من رو با چیزی که اونا باهاش به دنیا اومدن وصل می‌کنه.

155
00:11:58,125 --> 00:12:02,458
‫واقعیتش... یه بار که سابقه‌ت خراب بشه
‫تا ابد همین‌طور خراب می‌مونی.

156
00:12:02,541 --> 00:12:06,875
‫تا اینکه عدن از خاکستری که قبلا بود
‫برخاست و قول یه...

157
00:12:08,000 --> 00:12:12,000
‫دیگه لازم نیست تبلیغ عدن رو به خوردم بدی، جناب.

158
00:12:12,083 --> 00:12:13,375
‫مخصوصا به من.

159
00:12:13,458 --> 00:12:15,416
‫من چیزی به خوردت نمی‌دم.

160
00:12:15,500 --> 00:12:18,000
‫اگه عدن نبود من الان اینجا نبودم.

161
00:12:18,083 --> 00:12:21,583
‫بدون اونا من هیچی نیستم!
‫اونا زندگیم رو نجات دادن!

162
00:12:23,208 --> 00:12:25,083
‫تو برای خودت جنگیدی جناب

163
00:12:25,166 --> 00:12:28,958
‫و عدن هم بخاطر همین اخراجت کرد،
‫مثل بقیه‌ی ماها.

164
00:12:29,041 --> 00:12:31,208
‫چقدر دیگه مونده تا به تو بگن تروریست؟

165
00:12:31,291 --> 00:12:33,166
‫من تروریست نیستم!

166
00:12:33,250 --> 00:12:35,333
‫چرا باید عدن همچین کاری بکنه؟

167
00:12:35,416 --> 00:12:39,333
‫لابد زندگی توی حباب خودت حال میده.

168
00:12:40,000 --> 00:12:41,708
‫اوه، حرف از حباب شد.

169
00:12:41,791 --> 00:12:44,458
‫به نظرم حالا فهمیدم دنبال چی هستی جناب.

170
00:12:44,541 --> 00:12:45,375
‫واقعا؟

171
00:12:45,458 --> 00:12:47,666
‫و متأسفانه ازت خوشش نمیاد.

172
00:12:55,375 --> 00:12:56,375
‫چی؟

173
00:12:58,416 --> 00:13:01,541
‫یه روز زیبای دیگه در عدن.

174
00:13:01,625 --> 00:13:06,458
‫به لطف درآمد بنیادین همگانی،
‫فقر یک درصد کمتر شده!

175
00:13:06,541 --> 00:13:07,625
‫وای خداجون!

176
00:13:07,708 --> 00:13:09,875
‫این یک نظارت گسترده‌ست

177
00:13:09,958 --> 00:13:12,208
‫و اگه فراتر از حد خودمون نریم،
‫محکوم به سکوتیم.

178
00:13:12,291 --> 00:13:14,916
‫عجب!
‫همیشه اینقدر پیاز داغش رو زیاد می‌کنه؟

179
00:13:15,000 --> 00:13:18,750
‫شهروندان، آسوده بخوابید چون
‫پلیس عدن همیشه بیداره.

180
00:13:18,833 --> 00:13:20,458
‫امکان... نداره.

181
00:13:20,541 --> 00:13:22,166
‫من بچه‌ی ریمن‌ام!

182
00:13:24,250 --> 00:13:25,250
‫نه.

183
00:13:26,000 --> 00:13:27,208
‫ولی اینا بچه‌های کوچیک‌اند.

184
00:13:27,291 --> 00:13:31,208
‫عدن مکانی امن برای همه‌ست.
‫انسان‌ها و دورگه‌ها یک جور حساب می‌‌شن.

185
00:13:31,291 --> 00:13:32,166
‫نه!

186
00:13:32,250 --> 00:13:34,892
‫زمانش که برسه ریمن باید بابت
‫کاری که کرده جواب بده!

187
00:13:34,916 --> 00:13:38,125
‫مردم هم قاضی هم هیئت جوری
‫و هم اجرا‌ کننده‌ی حکم خواهند بود.

188
00:13:43,791 --> 00:13:47,000
‫من چی‌کار کردم؟
‫من یه هیولام!

189
00:13:47,083 --> 00:13:54,333
‫وقتی پذیرش حقیقت سخت باشه مردم هر چیز دیگه‌ای رو باور می‌کنن.
‫عدن یه چهره‌ی دوستانه رو می‌‌خواست که تبلیغشون رو بکنه.

190
00:13:55,041 --> 00:13:57,708
‫از من... سوء استفاده کردن؟

191
00:13:57,791 --> 00:14:00,583
‫دروغ گفتن تا از
‫دارایی‌های خودشون محافظت کنن.

192
00:14:00,666 --> 00:14:03,916
‫اگه کسی اعتراض کنه
‫ساکتش می‌کنن.

193
00:14:04,000 --> 00:14:07,333
‫باید... مراقب باشی، دوست من.

194
00:14:07,416 --> 00:14:08,291
‫مراقب باشم؟

195
00:14:08,375 --> 00:14:10,708
‫چرا؟ من توی خطرم؟

196
00:14:11,958 --> 00:14:14,958
‫خب، خب، خب...
‫اینجا چی داریم؟

197
00:14:16,833 --> 00:14:19,250
‫کل عالم رو دنبالت گشتم.

198
00:14:19,833 --> 00:14:22,000
‫بیگانه‌ی کثیف آشغال.

199
00:14:26,458 --> 00:14:27,708
‫تکون نخور!

200
00:14:31,291 --> 00:14:32,541
‫ترسو!

201
00:14:32,625 --> 00:14:33,833
‫تو یکی خفه!

202
00:14:33,916 --> 00:14:36,291
‫تو هم راه بیفت.
‫تو رو می‌بریم به دادگاه.

203
00:14:36,375 --> 00:14:38,833
‫تاریخ با افراد عادل
‫خوب برخورد می‌کنه.

204
00:14:38,916 --> 00:14:41,958
‫به اونجاش هم می‌رسیم، خب؟

205
00:14:43,833 --> 00:14:44,708
‫لعنتی!

206
00:14:47,791 --> 00:14:50,083
‫کدوم گوری رفت؟

207
00:14:52,000 --> 00:14:54,791
‫لعنتی!

208
00:15:05,125 --> 00:15:06,500
‫دلم برای این تنگ شده بود.

209
00:15:07,041 --> 00:15:09,166
‫آره، منم همینطور.

210
00:15:10,916 --> 00:15:11,916
‫می‌دونی...

211
00:15:13,500 --> 00:15:14,875
‫همیشه همینو می‌خواستم.

212
00:15:16,750 --> 00:15:20,625
‫می‌خواستم تو، خودمون
‫توی همچین موقعیتی باشیم.

213
00:15:23,416 --> 00:15:27,791
‫- ولی تو رفتی و گند زدی به همه چیز.
‫- می‌دونم، ببخشید.

214
00:15:30,166 --> 00:15:32,083
‫خیلی عصبانی بودم.

215
00:15:33,458 --> 00:15:36,291
‫فکر می‌کردم کشتن تو
‫شرایط رو خیلی بهتر کنه ولی...

216
00:15:36,375 --> 00:15:37,375
‫نکرد.

217
00:15:38,750 --> 00:15:39,791
‫کاملا برعکس شد.

218
00:15:42,666 --> 00:15:44,500
‫به نظرم باید حرفش رو گوش می‌دادم.

219
00:15:45,833 --> 00:15:46,833
‫کی؟

220
00:15:50,041 --> 00:15:53,458
‫مزخرف‌ترین قاتلی که
‫تابه‌حال توی عمرم دیدم.

221
00:15:56,458 --> 00:15:57,666
‫همچنین مهربونترین.

222
00:16:00,000 --> 00:16:03,666
‫گفت حواست باشه که مسیر انتقام چطوریه.

223
00:16:04,291 --> 00:16:06,333
‫حرفای جالبی زده.

224
00:16:07,041 --> 00:16:08,166
‫الان کجاست؟

225
00:16:11,208 --> 00:16:12,208
‫نمی‌دونم.

226
00:16:13,833 --> 00:16:15,875
‫به گمونم که...

227
00:16:16,708 --> 00:16:19,000
‫مرده؟ شاید.

228
00:16:19,833 --> 00:16:22,500
‫یا شایدم اون قورباغه نیازت داره.

229
00:16:24,666 --> 00:16:25,666
‫من...

230
00:16:31,791 --> 00:16:33,416
‫باید برگردم به مگاسیتی.

231
00:16:34,333 --> 00:16:36,041
‫و همه‌ی اینا رو رها می‌کنی؟

232
00:16:38,250 --> 00:16:40,791
‫فکر کردم بیرون از اینجا چیزی برات نیست.

233
00:16:43,000 --> 00:16:44,000
‫آره.

234
00:16:44,708 --> 00:16:46,500
‫چیز زیادی اون بیرون برای من نیست.

235
00:16:47,416 --> 00:16:49,000
‫ولی مسئله راجع به من نیست.

236
00:16:50,791 --> 00:16:52,541
‫یه نفر رو تنها گذاشتم.

237
00:16:59,333 --> 00:17:01,000
‫اوه لیزرهاک.

238
00:17:02,666 --> 00:17:04,041
‫درست مثل اون صحبت می‌کنی.

239
00:17:05,000 --> 00:17:06,916
‫سم فیشر پیر و خوب.

240
00:17:07,000 --> 00:17:10,041
‫همیشه به آدما ایمان داشت، می‌دونی که.

241
00:17:10,125 --> 00:17:12,333
‫حتی به دختر دیوونه‌ش.

242
00:17:13,500 --> 00:17:15,708
‫من قبلا مثل تو فکر می‌کردم هالوی.

243
00:17:18,500 --> 00:17:20,416
‫ولی باید یه سری‌ سختی‌ها
‫رو به جون بخریم.

244
00:17:21,750 --> 00:17:23,500
‫و سارا فیشر هم سختی‌های خودش رو داشته.

245
00:17:25,458 --> 00:17:27,208
‫شاید بمب توی مغزم گذاشته باشه

246
00:17:27,291 --> 00:17:31,041
‫ولی در نهایت
‫به نظرم آدم خوبیه.

247
00:17:36,083 --> 00:17:39,875
‫خب... سفر سختی پیشه رو داری لیزرهاک.

248
00:17:40,875 --> 00:17:43,083
‫امیدوارم چیزی رو که دنبالش پیدا کنی.

249
00:17:45,583 --> 00:17:47,041
‫قدم به قدم پیش میرم.

250
00:17:48,500 --> 00:17:49,500
‫آره.

251
00:17:51,416 --> 00:17:53,166
‫قدم به قدم پیش برو.

252
00:18:20,583 --> 00:18:22,375
‫موفق باشی فیشر.

253
00:19:06,208 --> 00:19:07,750
‫این واقعی نیستم.

254
00:19:08,666 --> 00:19:10,625
‫- این...
‫- آره، همچین اتفاقی افتاد.

255
00:19:10,708 --> 00:19:12,625
‫این واقعیتیه که ما ساختیم.

256
00:19:14,791 --> 00:19:16,208
‫خب سارا

257
00:19:16,958 --> 00:19:19,375
‫خواسته‌ی واقعیت از اومدن به اینجا چی بود؟

258
00:19:20,625 --> 00:19:22,500
‫بگو ببینم...
‫منم سریع تمومش می‌کنم.

259
00:19:22,583 --> 00:19:24,041
‫من حقیقت رو بهت گفتم!

260
00:19:24,125 --> 00:19:26,958
‫دروغ می‌گی!
‫باورت نمی‌کنم.

261
00:19:27,875 --> 00:19:29,000
‫معلومه که باور نمی‌کنی.

262
00:19:30,375 --> 00:19:31,541
‫فکر کنم هیچ‌وقت نکنی.

263
00:19:33,208 --> 00:19:36,208
‫حالا می‌تونی منو شکنجه بدی.
‫منو بکشی.

264
00:19:37,000 --> 00:19:39,208
‫اشکالی نداره.
‫حقمه.

265
00:19:41,125 --> 00:19:43,291
‫ولی خواهشا باور کن وقتی میگم...

266
00:19:45,458 --> 00:19:47,625
‫بابت کاری که باهات کردم متأسفم.

267
00:19:53,375 --> 00:19:54,375
‫متأسفم.

268
00:20:12,458 --> 00:20:15,916
‫خب، خب، خب...
‫سارا فیشر کوچولو.

269
00:20:16,625 --> 00:20:19,458
‫خیلی مشتاق بودم ببینم همونجوری که

270
00:20:19,541 --> 00:20:23,500
‫باعث عذاب من و بابات شدی،
‫باعث عذابت بشم

271
00:20:23,583 --> 00:20:26,625
‫تا اینکه خسته بشم و یه گلوله
‫توی مغزت خالی کنم.

272
00:20:38,916 --> 00:20:40,416
‫چرا نظرت رو عوض کردی؟

273
00:20:40,500 --> 00:20:44,500
‫بذار بگیم یه سرباز سایبری‌
‫ضمانتت رو کرد

274
00:20:44,583 --> 00:20:50,291
‫و باعث شد بفهمم که
‫شاید آدما می‌تونن عوض بشن.

275
00:20:51,500 --> 00:20:53,458
‫- لیزرهاک؟
‫- آره.

276
00:20:54,291 --> 00:20:58,458
‫مطمئنم الان تو راه مگاسیتیه
‫تا قورباغه‌ش رو نجات بده.

277
00:20:58,541 --> 00:20:59,625
‫آدم خوبیه.

278
00:21:00,708 --> 00:21:01,875
‫آره.

279
00:21:01,958 --> 00:21:06,041
‫سارا کوچولو،
‫اگه بالأخره داری حقیقت رو میگی

280
00:21:06,125 --> 00:21:10,291
‫اگه نیروهای عدن توی راهن که
‫پایگاه واقعیت مجازی رو بگیرن

281
00:21:11,958 --> 00:21:13,541
‫به نظرم که کلی کار داریم.

282
00:21:19,125 --> 00:21:20,625
‫آره، راست می‌گی.

283
00:21:22,708 --> 00:21:24,750
‫اینجا کار ناتموم دارم.

284
00:21:25,750 --> 00:21:27,083
‫ها؟ این دیگه...

285
00:21:29,000 --> 00:21:30,416
‫ویروس؟

286
00:21:31,250 --> 00:21:32,250
‫زنیکه‌ی جنده!

287
00:21:40,958 --> 00:21:42,333
‫جدی میگم هالوی

288
00:21:42,416 --> 00:21:46,291
‫باید بیشتر مراقب باشی که چه کسی رو
‫به واقعیت مجازی عزیزت وصل می‌کنی.

289
00:21:46,375 --> 00:21:48,041
‫می‌دونی مردم چی‌ می‌گن...

290
00:21:48,125 --> 00:21:50,933
‫آدم عاقل هیچ‌وقت

291
00:21:50,958 --> 00:21:53,855
‫از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشه.

292
00:21:53,879 --> 00:22:00,979
‫مترجم
‫<font color="#00f5ff">مـهـدی تـرابـی</font>

