﻿1
00:01:59,453 --> 00:02:01,955
‫ما تحقیقات و آزمایشات گسترده‌ای

2
00:02:02,748 --> 00:02:05,250
‫در مورد محدودیت‌های بدن انسان انجام دادیم

3
00:02:08,000 --> 00:02:10,000
‫«نمونه‌ی 871»

4
00:02:23,560 --> 00:02:27,981
‫در طی یکی از اون آزمایش‌ها اتفاقی
‫وجود انگل ناجین رو کشف کردیم

5
00:03:20,659 --> 00:03:23,954
‫پس همه‌اش تصادفی بود؟

6
00:03:25,247 --> 00:03:29,292
‫مثل پنی‌سیلین که اتفاقی کشف شد

7
00:03:29,376 --> 00:03:34,339
‫دقیقاً مثل اینکه چطور کشف تصادفی اون کپک

8
00:03:34,423 --> 00:03:36,466
‫مسیر تاریخ بیماری‌های انسانی رو تغییر داد

9
00:03:36,467 --> 00:03:38,467
‫«گزارش آزمایشات»

10
00:03:38,510 --> 00:03:43,849
‫کشف ناجین هم بشریت رو
‫به مرحله بعدی تکامل سوق میده

11
00:03:43,932 --> 00:03:45,809
‫منظورت توانایی التیامـه؟

12
00:03:47,018 --> 00:03:48,018
‫شاید

13
00:03:49,521 --> 00:03:52,065
‫ولی ما معتقدیم پتانسیل بیشتری داره

14
00:03:53,650 --> 00:03:54,735
‫که اینطور

15
00:03:56,069 --> 00:03:58,155
‫ممنون بابت توضیح‌تون

16
00:04:01,950 --> 00:04:07,289
‫مدیر ایچیرو به زودی برمی‌گرده ژاپن

17
00:04:09,958 --> 00:04:13,128
‫می‌تونی به جای اون
‫رئیس بیمارستان اونگ‌سئونگ بشی

18
00:04:13,879 --> 00:04:16,715
‫و آزمایشات فعلی‌ـت رو تکمیل کنی

19
00:04:17,716 --> 00:04:21,678
‫من با تمام توان ازت پشتیبانی می‌کنم

20
00:04:25,766 --> 00:04:30,270
‫نمی‌تونم تضمین کنم چقدر زمان می‌بره
‫یا چقدر بودجه نیازه

21
00:04:31,438 --> 00:04:33,231
‫فعلاً هیچی قطعی نیست

22
00:04:33,315 --> 00:04:34,900
‫مهم نیست

23
00:04:35,859 --> 00:04:39,362
‫هر چی باشه، من فقط سیشین رو می‌خوام

24
00:04:40,530 --> 00:04:43,450
‫وظیفه‌ات اینـه که کاری کنی
‫کاملاً مطیع من باشه

25
00:04:44,826 --> 00:04:46,411
‫فقط همین کار رو باید انجام بدی

26
00:05:41,174 --> 00:05:42,425
‫آقای ایشیکاوا

27
00:05:47,722 --> 00:05:50,600
‫خب، پس همه‌اش کار تو بود؟

28
00:05:56,273 --> 00:05:58,441
‫طی سه روز گذشته با این حالت

29
00:05:59,234 --> 00:06:01,653
‫ول می‌چرخیدی و مردم رو می‌کُشتی؟

30
00:06:02,737 --> 00:06:04,072
‫آقای ایشیکاوا

31
00:06:07,367 --> 00:06:10,996
‫چه بلایی سر تو اومده، آکیکو؟

32
00:06:13,248 --> 00:06:15,000
‫کمکم کنید، آقای ایشیکاوا

33
00:06:26,094 --> 00:06:27,512
‫برگرد به بیمارستان اونگ‌سئونگ

34
00:06:29,764 --> 00:06:32,267
‫بیشتر از ده نفر رو به قتل رسوندی

35
00:06:32,809 --> 00:06:36,146
‫به هر حال اعدام میشی، آکیکو

36
00:06:43,486 --> 00:06:44,696
‫بچه چی؟

37
00:06:46,156 --> 00:06:47,324
‫بچه‌مون...

38
00:06:47,407 --> 00:06:48,450
‫خودت رو نگاه کن!

39
00:06:50,619 --> 00:06:53,663
‫چطور هنوز می‌تونی توقع داشته باشی
‫که اون بچه رو مال خودم بدونم؟

40
00:06:56,541 --> 00:06:59,252
‫اوضاع رو برام از این سخت‌تر نکن، آکیکو

41
00:07:09,346 --> 00:07:10,555
‫خودت برو داخل

42
00:07:12,432 --> 00:07:16,102
‫این آخرین لطفیـه که می‌تونم در حقت بکنم

43
00:07:19,648 --> 00:07:21,566
‫معطل نکن و برو داخل

44
00:07:25,320 --> 00:07:26,321
‫همین الان!

45
00:07:35,080 --> 00:07:36,206
‫چیکار داری می‌کنی؟

46
00:08:36,349 --> 00:08:37,600
‫کمیسر!

47
00:08:37,684 --> 00:08:39,019
‫کمیسر ایشیکاوا!

48
00:08:40,311 --> 00:08:41,604
‫ببریدش داخل ماشین!

49
00:08:42,731 --> 00:08:45,400
‫کمیسر! طاقت بیارید!

50
00:09:01,082 --> 00:09:04,419
‫«هیولای گئونگ‌سئونگ»
‫«میانِ شکارچی و طعمه»

51
00:09:04,502 --> 00:09:07,088
‫قسمت 9: بی‌رحمی

52
00:09:07,089 --> 00:09:17,089
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

53
00:09:33,239 --> 00:09:34,239
‫پدر

54
00:09:45,126 --> 00:09:46,294
‫دارم میام داخل

55
00:10:19,410 --> 00:10:20,495
‫چائه‌اوک

56
00:10:21,704 --> 00:10:24,457
‫من میرم جایی که مادرت هست

57
00:10:26,751 --> 00:10:28,503
‫آهای! تو کی هستی؟

58
00:10:29,003 --> 00:10:30,004
‫ایست!

59
00:10:31,297 --> 00:10:32,882
‫بایست وگرنه شلیک می‌کنیم!

60
00:10:37,512 --> 00:10:39,347
‫اومدم اینجا همسرم رو پیدا کنم

61
00:10:41,641 --> 00:10:43,935
‫برید به اونی که اسمش کاتوئـه بگید که

62
00:10:45,979 --> 00:10:49,566
‫سیشینی که داره توی آزمایشگاه
‫زیرزمینی روش آزمایش می‌کنه

63
00:10:51,401 --> 00:10:52,443
‫همسر منـه

64
00:10:54,571 --> 00:10:59,117
‫من آخرین وظیفه‌ام رو به‌عنوان
‫شوهرش به انجام می‌رسونم

65
00:11:00,451 --> 00:11:01,870
‫پس، چائه‌اوک

66
00:11:03,246 --> 00:11:05,290
‫برو دنبال زندگیت

67
00:11:06,833 --> 00:11:07,833
‫خواهش می‌کنم

68
00:11:08,585 --> 00:11:11,004
‫قدر زندگیت رو بدون

69
00:11:35,361 --> 00:11:37,780
‫سرهنگ کاتو، اون مرد رو آوردیم

70
00:11:54,464 --> 00:11:56,674
‫تو شوهر سیشین هستی؟

71
00:11:57,717 --> 00:11:58,760
‫بله

72
00:12:01,721 --> 00:12:03,514
‫بذارید همسرم رو ببینم

73
00:12:42,804 --> 00:12:44,514
‫ده ساله ندیدیش، درسته؟

74
00:12:47,433 --> 00:12:48,434
‫چه حسی داره

75
00:12:49,394 --> 00:12:50,895
‫که دوباره بعد از ده سال

76
00:12:52,730 --> 00:12:54,732
‫زنت رو ببینی؟

77
00:12:55,525 --> 00:12:57,360
‫ای حروم‌زاده‌ی بدجنس

78
00:12:59,779 --> 00:13:00,779
‫چطور...

79
00:13:02,448 --> 00:13:03,449
‫چطور تونستید

80
00:13:05,326 --> 00:13:07,453
‫حروم‌زاده‌ها!

81
00:13:08,162 --> 00:13:09,497
‫تخم سگ‌ها!

82
00:13:09,580 --> 00:13:11,082
‫ولم کنید! ولم کنید!

83
00:13:11,874 --> 00:13:13,209
‫حروم‌زاده‌ها!

84
00:13:14,419 --> 00:13:17,463
‫تخم سگ‌ها، چطور تونستید
‫همچین کاری بکنید؟

85
00:13:17,547 --> 00:13:19,048
‫چطور تونستید؟!

86
00:14:01,799 --> 00:14:03,551
‫تونستیم با غذا آرومش کنیم

87
00:14:04,135 --> 00:14:07,096
‫ولی حالا باید چیکار کنیم؟
‫دوباره داره وحشی میشه

88
00:14:08,931 --> 00:14:09,932
‫گمونم

89
00:14:11,142 --> 00:14:16,314
‫هیچ راهی نیست جز اینکه
‫دخترش رو پیدا کنیم

90
00:14:34,248 --> 00:14:35,416
‫چیکار کنیم؟

91
00:14:35,917 --> 00:14:38,002
‫نمی‌تونیم چشم‌مون رو
‫روی این قضیه ببندیم

92
00:14:38,795 --> 00:14:42,965
‫حتی اگه می‌خواستیم کمکش کنیم،
‫کار خاصی از دستمون بر نمی‌اومد

93
00:14:51,891 --> 00:14:53,476
‫باید یه راهی پیدا کنیم

94
00:14:54,185 --> 00:14:56,521
‫نمی‌تونی به بیمارستان اونگ‌سئونگ برگردی

95
00:14:57,146 --> 00:14:59,315
‫حتی فکرشم نکن، باشه؟

96
00:15:05,571 --> 00:15:06,739
‫اینجا رو نگاه!

97
00:15:07,281 --> 00:15:10,076
‫آخه چرا باید همچین کار
‫شرورانه‌ای انجام بدید؟

98
00:15:10,159 --> 00:15:14,122
‫بیمارستان واسه مداووای مردمـه،
‫نه ارتکاب همچین جنایت‌هایی

99
00:15:15,331 --> 00:15:16,332
‫خب

100
00:15:17,417 --> 00:15:21,921
‫من واقعاً در جریان اتفاقات اونجا نیستم

101
00:15:22,004 --> 00:15:25,091
‫حالا که می‌دونی!
‫پس سعی کن یه راهی پیدا کنی!

102
00:15:25,174 --> 00:15:27,677
‫ناسلامتی افسر پلیسی

103
00:15:27,760 --> 00:15:30,972
‫متوجه یه عمل مجرمانه شدی!
‫قراره همینطوری دست روی دست بذاری؟

104
00:15:32,014 --> 00:15:36,269
‫من فقط از دستورات تبعیت می‌کنم،
‫پس حتی اگه می‌خواستم کاری هم بکنم،

105
00:15:36,853 --> 00:15:39,689
‫قدرت چندانی ندارم

106
00:15:40,606 --> 00:15:41,607
‫خیلی به درد نخوری!

107
00:15:41,691 --> 00:15:45,236
‫این واست بهانه میشه که چشم
‫روی اعمال نادرست‌شون ببندی؟

108
00:15:45,319 --> 00:15:46,404
‫ببخشید...

109
00:15:46,487 --> 00:15:48,781
‫شاید اینجا اداره‌ی امور دست شماها باشه

110
00:15:48,865 --> 00:15:51,993
‫ولی انسانیت هم یه حد و مرزی داره!

111
00:15:52,076 --> 00:15:55,329
‫اگه حد و مرزت رو نمی‌شناسی،
‫چطوری به خودت میگی انسان؟

112
00:15:55,413 --> 00:15:58,666
‫فرقت با حیوون چیه؟

113
00:16:00,793 --> 00:16:02,128
‫حق با شماست

114
00:16:04,380 --> 00:16:08,468
‫بیاید تا وقتی این مسئله حل نشده
‫خانه‌ی گنجینه‌ی طلایی رو بسته نگه داریم

115
00:16:10,219 --> 00:16:13,723
‫بعلاوه اگه آقای گو رو به
‫یه جای دیگه منتقل کنیم امنیتش بیشتره

116
00:16:14,557 --> 00:16:15,641
‫نقشه‌ات چیه؟

117
00:16:15,725 --> 00:16:20,521
‫وقتی مشکلی پیش میاد،
‫باید توی نطفه‌ خفه‌اش کنی

118
00:16:21,772 --> 00:16:22,815
‫ارباب!

119
00:16:22,899 --> 00:16:26,736
‫من دقیقاً دیدم توی
‫بیمارستان اونگ‌سئونگ چه خبره

120
00:16:28,362 --> 00:16:33,367
‫اتفاقی که اونجا داره میفته
‫نباید واسه هیچ انسانی پیش بیاد

121
00:16:35,536 --> 00:16:38,289
‫ولی شرط می‌بندم اونا
‫جلوی دنیا انکارش می‌کنن

122
00:16:39,290 --> 00:16:44,128
‫و میگن اصلاً همچین کارهایی نکردن،
‫اصلاً از این خبرها نبوده

123
00:16:47,173 --> 00:16:49,967
‫میونگ‌جا کلی آدم کُشت، ولی ببینید

124
00:16:51,010 --> 00:16:53,012
‫حتی یه روزنامه هم از قتل‌ها ننوشت

125
00:16:55,056 --> 00:16:56,474
‫نحوه‌ی کارشون این شکلیـه

126
00:16:57,183 --> 00:17:00,394
‫طوری لاپوشونی می‌کنن که
‫انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده

127
00:17:00,478 --> 00:17:01,478
‫ولی قربان...

128
00:17:01,521 --> 00:17:04,065
‫به قول خودت، مرز
‫حق و باطل خیلی مشخصـه

129
00:17:05,816 --> 00:17:09,195
‫اگه الان چشم‌پوشی کنیم
‫چون فعلاً به ما مربوط نیست،

130
00:17:09,820 --> 00:17:14,075
‫اون‌وقت در نهایت همین بلا سر همه‌مون میاد

131
00:17:19,121 --> 00:17:20,122
‫بهمون بگو

132
00:17:22,208 --> 00:17:24,210
‫که کمکی ازت برمیاد؟

133
00:17:28,256 --> 00:17:32,218
‫متأسفانه کار خاصی از دست ما برنمیاد

134
00:17:32,301 --> 00:17:35,680
‫زخم‌های صورت و سرخرگ
‫کاروتیدش خیلی عمیق و وسیع هستن

135
00:17:35,763 --> 00:17:38,015
‫و نمی‌تونیم جلوی خونریزی رو بگیریم

136
00:17:38,975 --> 00:17:41,686
‫- تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
‫- جلوی خونریزی رو بگیرید!

137
00:17:41,769 --> 00:17:44,814
‫- ولی اگه خونریزی ادامه پیدا کنه...
‫- بازم گاز بیار! حالا!

138
00:17:46,065 --> 00:17:48,109
‫از گفتنش خیلی متأسفم

139
00:17:49,151 --> 00:17:51,821
‫شاید به صبح نرسه، بانو مائدا

140
00:17:53,030 --> 00:17:56,450
‫خب، مایه‌ی تأسفـه

141
00:17:57,368 --> 00:17:58,286
‫ببخشید؟

142
00:17:58,369 --> 00:17:59,954
‫به هر حال

143
00:18:00,663 --> 00:18:03,291
‫لطفاً به همسرم خوب برسید

144
00:18:03,374 --> 00:18:04,374
‫شب بخیر

145
00:18:24,020 --> 00:18:25,062
‫پیداش کردم

146
00:18:40,703 --> 00:18:43,247
‫بانو مائدا، یه پیغام از آقای شیرو دارید

147
00:19:33,130 --> 00:19:34,215
‫چیکار داشتی می‌کردی؟

148
00:19:35,508 --> 00:19:36,509
‫می‌دونی

149
00:19:37,593 --> 00:19:38,678
‫فقط تماشا می‌کردم

150
00:19:55,319 --> 00:19:58,447
‫از این بالا دنیا خیلی آروم به نظر میاد، نه؟

151
00:19:59,532 --> 00:20:00,700
‫هیچ دردی نیست

152
00:20:02,034 --> 00:20:03,035
‫مرگی نیست

153
00:20:05,663 --> 00:20:07,373
‫و هیچ بی‌عدالتی‌ای

154
00:20:08,290 --> 00:20:09,917
‫همه جا ساکتـه

155
00:20:15,715 --> 00:20:18,300
‫الان دیدن حقایق توی این تاریکی سختـه

156
00:20:19,552 --> 00:20:21,137
‫ولی مطمئنم همه

157
00:20:22,805 --> 00:20:25,558
‫با تمام وجود، منتظرن این شب تموم بشه

158
00:20:30,730 --> 00:20:31,939
‫میونگ‌جا چطور؟

159
00:20:32,815 --> 00:20:34,066
‫چه بلایی سر اون اومد؟

160
00:20:34,734 --> 00:20:37,445
‫انگار برگردوندنش بیمارستان اونگ‌سئونگ

161
00:20:38,070 --> 00:20:41,782
‫و ایشیکاوا هم به شدت مجروح شده

162
00:20:50,958 --> 00:20:53,919
‫پس پدر و میونگ‌جا هر دو
‫برگشتن به اون بیمارستان

163
00:20:59,592 --> 00:21:00,760
‫یعنی ممکنه...

164
00:21:04,472 --> 00:21:07,308
‫هیچ کاری ازمون برنیاد که جلوشون رو بگیریم؟

165
00:21:16,942 --> 00:21:18,944
‫میشه باهام بیای؟

166
00:21:19,445 --> 00:21:20,946
‫باید یه چیزی نشونت بدم

167
00:21:41,133 --> 00:21:42,551
‫اینا چیه؟

168
00:21:42,635 --> 00:21:44,303
‫این کلکسیون منـه

169
00:21:46,055 --> 00:21:48,516
‫بعضی از اینا رو گرو گذاشتن و
‫دیگه کسی نیومد پس‌شون بگیره

170
00:21:49,141 --> 00:21:51,477
‫و بقیه رو هم خودم خریدم

171
00:21:51,560 --> 00:21:53,479
‫روال کار مغازه‌ی گرو فروشی همینـه دیگه

172
00:21:54,146 --> 00:21:56,982
‫هر کالایی که میاد، قصه‌ی خودش رو داره

173
00:22:00,319 --> 00:22:01,319
‫آره

174
00:22:02,154 --> 00:22:05,991
‫اون گرامافون واسه وانگ سوبوک،
‫جنده‌ی اهل پیونگ‌یانگ بود

175
00:22:08,744 --> 00:22:09,744
‫و...

176
00:22:10,579 --> 00:22:13,082
‫اون کُتی که اونجا آویزونـه

177
00:22:13,165 --> 00:22:16,919
‫آقای یونگ دونگ‌جو گرو گذاشتش
‫تا بتونه واسه دانش‌آموزاش غذا بخره

178
00:22:17,795 --> 00:22:20,714
‫ولی نتونست برگرده که پسش بگیره

179
00:22:22,258 --> 00:22:25,010
‫و این اثر هنری «نا های‌سئوک»ـه

180
00:22:26,428 --> 00:22:29,932
‫اون یه نابغه بود که تابلوش توی
‫نمایشگاه هنری چوسان نمایش داده شد

181
00:22:30,933 --> 00:22:34,520
‫گمونم زندگی یه هنرمند خیلی بخور و نمیره

182
00:22:34,603 --> 00:22:38,232
‫خانم ناوول به خاطر اینکه قیمتش
‫رو خیلی بالا تعیین کردم، توبیخم کرد

183
00:22:39,024 --> 00:22:40,693
‫ولی من از نقاشی‌هاش خوشم میاد

184
00:22:43,571 --> 00:22:45,698
‫راستش چند تا دیگه از آثارش رو هم دارم

185
00:22:54,498 --> 00:22:55,666
‫میشه

186
00:22:57,543 --> 00:22:58,794
‫دستت رو بدی بهم؟

187
00:23:20,482 --> 00:23:24,361
‫این دستبند رو از یه کشیش آمریکایی خریدم

188
00:23:25,779 --> 00:23:28,365
‫به سنگی که وسطشـه میگن عقیق

189
00:23:29,325 --> 00:23:32,661
‫شنیدم توی اروپا بهش میگن سنگ شانس

190
00:23:35,998 --> 00:23:36,998
‫بفرما

191
00:23:38,375 --> 00:23:41,712
‫از این به بعد فقط خوش‌شانسی میاری

192
00:23:53,432 --> 00:23:55,768
‫کلی چیز جالب دیگه هم دارم

193
00:23:56,268 --> 00:23:59,438
‫بعداً که وقت داشتیم می‌تونیم
‫یه نگاهی بهشون بندازیم

194
00:23:59,521 --> 00:24:00,521
‫بیا

195
00:24:01,690 --> 00:24:03,442
‫یه قولی به هم بدیم

196
00:24:09,365 --> 00:24:12,534
‫اگه هر کدوم‌مون زودتر مُرد

197
00:24:15,829 --> 00:24:18,165
‫اونی که زنده مونده باید اون یکی رو

198
00:24:20,709 --> 00:24:22,127
‫به یاد داشته باشه

199
00:24:24,380 --> 00:24:25,381
‫نظرت چیه؟

200
00:24:34,306 --> 00:24:36,475
‫من زیاد بابت مُردن ناراحت نیستم

201
00:24:41,605 --> 00:24:45,275
‫ولی اگه هیچکس توی این دنیا
‫نباشه که منو به یاد بیاره

202
00:24:50,322 --> 00:24:51,782
‫این باعث میشه حس کنم کمی

203
00:24:54,243 --> 00:24:55,661
‫تنها و بی‌کس هستم

204
00:25:02,835 --> 00:25:06,255
‫شرمنده، ولی کار به اونجاها نمی‌کشه

205
00:25:09,800 --> 00:25:11,135
‫چون ما دو نفر

206
00:25:12,845 --> 00:25:15,931
‫در کنار هم هستیم، حتی توی خوشی‌ها

207
00:25:22,396 --> 00:25:23,689
‫واقعاً فکر می‌کنی

208
00:25:28,277 --> 00:25:30,279
‫اون خوشی‌ها از راه می‌رسن؟

209
00:25:35,701 --> 00:25:36,701
‫آره

210
00:25:38,871 --> 00:25:40,080
‫حواسم هست

211
00:25:42,624 --> 00:25:44,376
‫که اون دوران شادی رو تجربه کنیم

212
00:25:46,503 --> 00:25:47,503
‫پس

213
00:26:06,356 --> 00:26:07,356
‫باهام بمون

214
00:26:10,110 --> 00:26:11,278
‫کنارم...

215
00:26:13,822 --> 00:26:14,907
‫بمون

216
00:28:18,447 --> 00:28:19,656
‫به سلامت

217
00:28:20,365 --> 00:28:21,700
‫مراقب خودتون باشید

218
00:28:43,972 --> 00:28:45,807
‫حواست به مغازه باشه

219
00:28:46,433 --> 00:28:47,893
‫یادت نره درها رو قفل کنی

220
00:28:48,852 --> 00:28:50,604
‫چشم. خدانگهدار

221
00:29:40,696 --> 00:29:41,696
‫ته‌سانگ!

222
00:29:47,202 --> 00:29:48,202
‫پس در امانی

223
00:29:49,162 --> 00:29:50,414
‫خدا رو شکر

224
00:29:50,497 --> 00:29:51,748
‫چقدر خیالم راحت شد

225
00:30:58,607 --> 00:31:00,359
‫از صمیم قلب تسلیت میگم

226
00:31:06,156 --> 00:31:08,408
‫متأسفانه چاره‌ی دیگه‌ای ندارم، آقای ایشیکاوا

227
00:31:08,992 --> 00:31:11,578
‫باید این کار رو بکنم
‫تا موقعیتم رو در اینجا حفظ کنم

228
00:31:11,661 --> 00:31:15,499
‫لطفاً از بانو مائدا شاکی باش

229
00:31:16,458 --> 00:31:18,460
‫همه‌ی اینا طبق خواسته‌ی اونـه

230
00:31:19,378 --> 00:31:20,378
‫نه

231
00:31:21,797 --> 00:31:22,964
‫نه

232
00:31:27,386 --> 00:31:28,887
‫کمکم کنید

233
00:31:48,949 --> 00:31:53,912
‫می‌خوام مرگ شوهرم شرافتمندانه‌تر باشه

234
00:31:55,664 --> 00:31:57,874
‫یه کمیسر مقام دولتی

235
00:31:58,542 --> 00:32:01,211
‫که به دست یه جنده‌ی چوسانی کُشته شده

236
00:32:01,294 --> 00:32:05,257
‫تصور کنید که چقدر واسه
‫نیروی پلیس مایه‌ی آبروریزیـه

237
00:32:06,174 --> 00:32:07,174
‫بله، خانم

238
00:32:11,972 --> 00:32:14,683
‫«کمیسر ایشیکاوا حین دستگیری
‫قاتل سریالی چوسانی جانش را از دست داد»

239
00:32:14,766 --> 00:32:17,018
‫ایشیکاوا امروز صبح مُرده

240
00:32:18,019 --> 00:32:20,856
‫دوباره یه چوسانی شده آدم بده‌ی ماجرا

241
00:32:22,607 --> 00:32:24,568
‫همیشه الگوش همینـه، نه؟

242
00:32:25,360 --> 00:32:29,030
‫پنهان‌کاری می‌کنن، حقایق رو تحریف می‌کنن
‫تا اشتباهات خودشون رو لاپوشونی کنن

243
00:32:30,365 --> 00:32:34,703
‫و اگه اینا جواب نده، دوباره
‫میرن سراغ مردم چوسان

244
00:32:35,579 --> 00:32:37,080
‫به زلزله‌ی کانتو فکر کنید

245
00:32:37,164 --> 00:32:39,749
‫ما نبودیم چیکار می‌کردن؟

246
00:32:40,417 --> 00:32:42,586
‫هر وقت هر چی میشه ما رو سرزنش می‌کنن

247
00:32:44,129 --> 00:32:46,590
‫مثل همیشه سراغ یکی از این دو روش میرن

248
00:32:47,132 --> 00:32:49,384
‫یا می‌ندازن گردن شهروندان بی‌گناه

249
00:32:49,468 --> 00:32:52,429
‫یا می‌ندازن گردن ما

250
00:32:54,931 --> 00:32:57,893
‫چرا ما؟ مگه چه جرمی مرتکب شدیم؟

251
00:32:57,976 --> 00:33:00,187
‫گمونم جرم‌مون زیادی دونستنـه

252
00:33:00,687 --> 00:33:05,400
‫راجع به آزمایشگاه زیرزمینی توی بیمارستان،
‫اتفاقات اونجا و حتی میونگ‌جا

253
00:33:07,694 --> 00:33:10,947
‫خب، نقشه‌ات چیه؟

254
00:33:14,117 --> 00:33:15,118
‫بگو

255
00:33:16,161 --> 00:33:20,248
‫مطمئنم این موقع صدام زدی بیام
‫چون یه نقشه‌ای توی سرت داری

256
00:33:25,128 --> 00:33:27,088
‫حالا یکی هست که می‌خوام ازش محافظت بشه

257
00:33:28,590 --> 00:33:29,591
‫واسه همین

258
00:33:31,760 --> 00:33:36,598
‫می‌خوام خودم هم وارد معرکه بشم

259
00:33:41,478 --> 00:33:43,813
‫می‌دونی واقعاً از چی می‌ترسم؟

260
00:33:47,817 --> 00:33:49,611
‫داشتن یه رویا

261
00:33:51,112 --> 00:33:53,114
‫توی این دنیای لاعلاج

262
00:33:56,034 --> 00:33:58,745
‫مدیر ایچیرو، سفر بی‌خطر

263
00:34:08,672 --> 00:34:09,798
‫هم‌رزم کوون

264
00:34:27,857 --> 00:34:32,028
‫می‌ترسم اون امید واهی باورم رو ضعیف کنه

265
00:34:33,238 --> 00:34:36,074
‫و شاید موقع انجام کاری که لازمـه دودل بشم

266
00:34:38,201 --> 00:34:39,911
‫از همین می‌ترسم

267
00:34:42,497 --> 00:34:44,499
‫واسه همین فعلاً ازت خداحافظی می‌کنم

268
00:34:53,425 --> 00:34:54,509
‫ممنونم

269
00:34:56,428 --> 00:34:58,013
‫ممنونم، ارباب جانگ

270
00:35:01,641 --> 00:35:03,476
‫همیشه به یادت هستم

271
00:35:04,144 --> 00:35:05,478
‫وایسا، صبر کن!

272
00:35:06,521 --> 00:35:07,772
‫بدرود

273
00:35:09,024 --> 00:35:10,025
‫وایسا!

274
00:35:14,362 --> 00:35:15,488
‫می‌دونی من

275
00:35:16,615 --> 00:35:19,367
‫بیشتر از همه از چی می‌ترسم؟

276
00:35:20,869 --> 00:35:24,372
‫از دست دادنِ اونایی که
‫دلم نمی‌خواد از دستشون بدم

277
00:35:26,791 --> 00:35:28,335
‫مدیر ایچیرو تیر خورده!

278
00:35:28,418 --> 00:35:30,170
‫بگیریدش!

279
00:36:30,000 --> 00:36:40,000
‫«دیجــــی موویـــــز»

280
00:37:13,273 --> 00:37:14,482
‫چی گفتی؟

281
00:37:15,442 --> 00:37:17,527
‫با دینامیتی که داری

282
00:37:17,610 --> 00:37:20,071
‫چندتا بمب می‌تونی بسازی؟

283
00:37:20,155 --> 00:37:21,698
‫چرا می‌پرسی؟

284
00:37:22,365 --> 00:37:24,200
‫می‌خوای به انقلابی‌ها ملحق بشی؟

285
00:37:24,784 --> 00:37:27,746
‫متأسفانه دیگه اون مراسم برگزار نمیشه

286
00:37:29,622 --> 00:37:30,457
‫چی؟

287
00:37:30,540 --> 00:37:34,377
‫ظاهراً مراسم ختم ایشیکاوا
‫توسط مقامات دولتی میزبانی میشه

288
00:37:34,878 --> 00:37:37,380
‫اون مراسم فعلاً عقب افتاده

289
00:37:38,298 --> 00:37:39,549
‫مُوثقـه؟

290
00:37:39,632 --> 00:37:42,302
‫ما هنوز هیچی در این باره از منابع‌مون نشنیدیم

291
00:37:42,385 --> 00:37:45,013
‫این اطلاعات از داخل بهم رسیده،
‫پس مطمئنم

292
00:37:45,555 --> 00:37:48,808
‫درستیش رو ضمانت می‌کنم

293
00:37:49,976 --> 00:37:52,979
‫در این صورت، چرا از بمب‌ها پرسیدی؟

294
00:37:53,062 --> 00:37:54,647
‫شورش دیگه الان شکست خورده

295
00:37:54,731 --> 00:37:58,276
‫امیدوار بودم زودتر از بمب‌ها استفاده بشه

296
00:37:58,943 --> 00:38:02,405
‫پس نیومدی اینجا که کمکمون کنی،
‫اومدی بمب‌ها رو واسه خودت برداری

297
00:38:02,489 --> 00:38:05,325
‫فراموشش کن. به قدر کافی شنیدم

298
00:38:06,201 --> 00:38:07,243
‫لطفاً از اینجا برو

299
00:38:08,745 --> 00:38:11,122
‫می‌خوای چطور از بمب‌ها استفاده کنی؟

300
00:38:11,206 --> 00:38:13,249
‫- هم‌رزم لی
‫- بیمارستان اونگ‌سئونگ

301
00:38:17,378 --> 00:38:18,463
‫نقشه‌ام...

302
00:38:21,132 --> 00:38:22,717
‫اینـه که از روی نقشه محوش کنم

303
00:38:29,516 --> 00:38:30,517
‫سرهنگ کاتو!

304
00:38:31,726 --> 00:38:32,726
‫قربان!

305
00:38:57,210 --> 00:38:58,795
‫یه مشکلی داریم، ارباب جانگ

306
00:39:00,296 --> 00:39:02,298
‫راجع به اون کارآگاهـه، یون چائه‌اوک

307
00:39:03,842 --> 00:39:05,468
‫دردسر درست کرده

308
00:40:04,777 --> 00:40:06,779
‫چی شده؟ نمونه کجاست؟

309
00:40:06,863 --> 00:40:08,031
‫نمی‌بینیمش

310
00:40:08,114 --> 00:40:12,118
‫یه ساعت بود زیر نظر داشتیمش،
‫ولی هیچ حرکتی نداشت

311
00:40:25,798 --> 00:40:26,883
‫و آسانسور؟

312
00:40:26,966 --> 00:40:28,092
‫بسته شده

313
00:40:28,760 --> 00:40:31,012
‫این تنها راه برای رسیدن به طبقات بالاییـه

314
00:40:31,095 --> 00:40:33,973
‫که یعنی نمونه باید هنوز اون پایین باشه

315
00:40:40,313 --> 00:40:41,648
‫منظورت چیه؟

316
00:40:41,731 --> 00:40:43,483
‫چائه‌اوک ناپدید شده؟ کجا رفته؟

317
00:40:44,943 --> 00:40:46,110
‫من هم نمی‌دونم

318
00:40:46,778 --> 00:40:49,781
‫بعد اینکه اون زن به مدیر ایچیرو شلیک کرد

319
00:40:50,281 --> 00:40:52,700
‫پلیس‌هایی که نزدیکش بودن
‫بلافاصله افتادن دنبالش

320
00:40:53,660 --> 00:40:54,827
‫ولی بعدش اون ناپدید شد

321
00:40:55,411 --> 00:40:57,872
‫پلیس‌های کلانتری جونگنو و اداره‌ی کل

322
00:40:57,956 --> 00:41:00,583
‫از بون‌جئونگ تا جونگنو دارن دنبالش می‌گردن

323
00:41:01,167 --> 00:41:03,044
‫ولی پیداش نکردن

324
00:41:05,421 --> 00:41:08,299
‫دستور دادن مغازه‌ی تو هم بازرسی بشه

325
00:41:10,677 --> 00:41:11,928
‫- پیداش کنید!
‫- بله قربان!

326
00:41:12,011 --> 00:41:13,596
‫زود باشید! اینجا رو بگردید!

327
00:41:13,680 --> 00:41:14,847
‫بله قربان!

328
00:41:17,392 --> 00:41:18,601
‫چیکار دارید می‌کنید؟

329
00:41:35,243 --> 00:41:36,327
‫وضعیت داره

330
00:41:37,203 --> 00:41:39,163
‫از بد به بدتر تبدیل میشه

331
00:41:39,998 --> 00:41:42,125
‫شاید این آخرین باریـه که می‌تونم

332
00:41:44,002 --> 00:41:45,920
‫همچین اطلاعاتی بهت بدم، آقای جانگ

333
00:41:49,507 --> 00:41:50,508
‫ممنون

334
00:41:51,009 --> 00:41:53,428
‫چیزی که بهم گفتی خیلی مفید بود

335
00:41:54,012 --> 00:41:55,012
‫بهتره بری

336
00:41:57,223 --> 00:41:59,809
‫بهتره یه مدت نزدیک من آفتابی نشی

337
00:42:00,309 --> 00:42:01,310
‫متوجهی؟

338
00:42:09,485 --> 00:42:11,070
‫مراقب باش، آقای جانگ

339
00:42:11,154 --> 00:42:12,739
‫یه دست نامرئی

340
00:42:14,532 --> 00:42:16,867
‫داره همه چی رو کنترل می‌کنه

341
00:42:26,127 --> 00:42:28,588
‫تو رئیس پلیسی و چطور گذاشتی
‫همچین اتفاقی بیفته؟

342
00:42:29,088 --> 00:42:33,134
‫وسط روز روشن جلوی خونه‌ی
‫بانو مائدا تیراندازی شده

343
00:42:33,217 --> 00:42:34,469
‫اونم وقتی عزاداره؟

344
00:42:34,552 --> 00:42:38,639
‫از صمیم قلب عذر می‌خوام!
‫باید بیشتر مراقب می‌بودیم.

345
00:42:38,723 --> 00:42:42,393
‫این نه تنها یه عمل خصمانه علیه
‫تمام کساییـه که الان اینجا حضور دارن

346
00:42:42,477 --> 00:42:44,187
‫بلکه به وضوح یه اقدام تروریستیـه

347
00:42:45,146 --> 00:42:48,900
‫باید بفهمی زیر سر کی بوده!

348
00:42:49,734 --> 00:42:54,947
‫از این فرصت واسه پاکسازی اون شورشی‌های
‫چوسانی توی گیونگ‌سئونگ استفاده کنید

349
00:42:55,823 --> 00:42:58,618
‫هر کسی دردسرسازه باید ترتیبش داده بشه!

350
00:42:58,701 --> 00:43:00,078
‫- درسته!
‫- آره!

351
00:43:00,161 --> 00:43:02,580
‫- نمی‌تونیم بذاریم این وضع ادامه پیدا کنه
‫- بیاید از شرشون خلاص بشیم!

352
00:43:06,501 --> 00:43:07,501
‫الو؟

353
00:43:08,503 --> 00:43:09,503
‫شیرو؟

354
00:43:14,383 --> 00:43:15,551
‫چی شده؟

355
00:43:17,011 --> 00:43:20,264
‫قول دادی دست از سر خانه گنجینه طلایی برداری

356
00:43:21,432 --> 00:43:24,602
‫گفتی فقط لازمـه بهت بگم
‫اون دختر کاراگاه کجاست

357
00:43:24,685 --> 00:43:28,106
‫ولی پلیس‌ها اومدن و
‫اینجا رو زیر و رو کردن

358
00:43:28,773 --> 00:43:31,442
‫نه، دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم

359
00:43:32,193 --> 00:43:35,321
‫من نیستم. فقط پولم رو بهم بدید

360
00:43:37,365 --> 00:43:41,035
‫قول دادید منو سوار کشتی کنید برم توکیو

361
00:43:41,619 --> 00:43:43,454
‫الان وقتش نیست

362
00:43:43,538 --> 00:43:44,789
‫بعداً حرف می‌زنیم

363
00:43:46,165 --> 00:43:48,334
‫الو؟

364
00:44:03,683 --> 00:44:04,683
‫آقای گو

365
00:44:10,064 --> 00:44:11,649
‫هنوز تکون نمی‌خوره؟

366
00:44:13,151 --> 00:44:14,151
‫نه قربان

367
00:44:15,695 --> 00:44:16,779
‫براش طعمه بندازید

368
00:44:16,863 --> 00:44:19,157
‫دیگه نمونه‌ی آزمایشی نداریم، قربان

369
00:44:21,284 --> 00:44:22,535
‫هنوز یکی داریم

370
00:44:34,672 --> 00:44:36,841
‫آهای. بیا بیرون

371
00:44:45,349 --> 00:44:46,349
‫آهای!

372
00:44:47,268 --> 00:44:48,268
‫آهای!

373
00:44:49,937 --> 00:44:50,938
‫بیا کمک

374
00:46:04,178 --> 00:46:05,596
‫یوکیکو مائدا؟

375
00:46:06,222 --> 00:46:07,222
‫عزیزم

376
00:46:08,975 --> 00:46:11,018
‫پس می‌دونی من کی‌ام

377
00:46:12,561 --> 00:46:14,397
‫خانم یون چائه‌اوک

378
00:46:23,364 --> 00:46:24,448
‫عجیبـه

379
00:46:24,949 --> 00:46:29,036
‫افسران ژاپنی یهویی ساکت شدن

380
00:46:38,337 --> 00:46:40,548
‫روزنامه! روزنامه بخرید

381
00:46:41,132 --> 00:46:42,842
‫روزنامه!

382
00:46:44,635 --> 00:46:45,886
‫روزنامه بخرید!

383
00:46:46,470 --> 00:46:47,471
‫روزنامه!

384
00:46:48,639 --> 00:46:50,057
‫و پاسگاه پلیس جونگنو؟

385
00:46:50,141 --> 00:46:54,520
‫ظاهراً اونا هم جای یون چائه‌اوک رو پیدا نکردن

386
00:46:57,064 --> 00:47:00,401
‫پس چرا اینقدر ساکت شدن؟

387
00:47:01,193 --> 00:47:05,114
‫در حالت عادی، الان باید شهر زیر و رو می‌شد

388
00:47:05,197 --> 00:47:08,409
‫هر چی که هست، به نظرم
‫با قبلاً فرق داره

389
00:47:09,160 --> 00:47:11,454
‫بعلاوه مرگِ ایچیرو رو هم علنی نکردن

390
00:47:14,623 --> 00:47:15,458
‫ارباب

391
00:47:15,541 --> 00:47:17,126
‫خانم ناوول. چطور پیش رفت؟

392
00:47:17,626 --> 00:47:18,878
‫خوب

393
00:47:25,176 --> 00:47:29,221
‫ولی گمونم باید برید طبقه پایین

394
00:47:29,305 --> 00:47:30,973
‫یه نفر اومده دیدن‌تون

395
00:48:01,003 --> 00:48:02,004
‫خیلی‌خب پس

396
00:48:03,089 --> 00:48:04,256
‫شما دو نفر رو تنها می‌ذارم

397
00:48:24,527 --> 00:48:25,528
‫واسه چی اومده اینجا؟

398
00:48:25,611 --> 00:48:26,695
‫مطمئن نیستم

399
00:48:28,280 --> 00:48:30,783
‫همینطوری نشستن به همدیگه زل زدن

400
00:48:31,659 --> 00:48:36,539
‫وایسا، بیم او رو نمی‌بینم.
‫کجا رفته؟

401
00:48:37,289 --> 00:48:38,289
‫ولش کن

402
00:48:39,875 --> 00:48:41,293
‫دیگه برنمی‌گرده

403
00:48:51,262 --> 00:48:53,097
‫اون زن، خانم ناوول

404
00:48:54,557 --> 00:48:55,975
‫قابل اعتماده؟

405
00:48:58,227 --> 00:49:00,604
‫از وقتی بچه بودم برام مثل خانواده‌ بوده

406
00:49:02,106 --> 00:49:05,401
‫چون مثل خانواده‌ هستن دلیل نمیشه
‫بتونی بهشون اعتماد کنی

407
00:49:06,569 --> 00:49:10,698
‫نباید به راحتی به آدما اعتماد کنی

408
00:49:12,158 --> 00:49:14,368
‫اونا از سر بدجنس بودن‌شون بهت خیانت نمی‌کنن

409
00:49:14,452 --> 00:49:17,329
‫از سر ضعف‌شون بهت خیانت می‌کنن

410
00:49:18,914 --> 00:49:22,585
‫و اکثر انسان‌ها ضعیفن

411
00:49:29,133 --> 00:49:30,968
‫دلیل اومدن‌تون چیه؟

412
00:49:31,051 --> 00:49:34,096
‫الکی منتظر نباش

413
00:49:36,182 --> 00:49:39,727
‫خانم یون چائه‌اوک دیگه برنمی‌گرده

414
00:49:42,480 --> 00:49:43,314
‫منظورت چیه؟

415
00:49:43,397 --> 00:49:44,648
‫بهت که گفتم

416
00:49:45,483 --> 00:49:48,694
‫علت خیانت شرارت نیست،
‫بلکه ضعفـه

417
00:49:51,572 --> 00:49:53,782
‫اون زن اونقدر قوی نیست که

418
00:49:55,034 --> 00:49:56,410
‫پشتت بایسته

419
00:49:57,411 --> 00:49:58,746
‫می‌دونی کجاست؟

420
00:50:00,664 --> 00:50:01,999
‫اون کجاست؟

421
00:50:03,918 --> 00:50:05,461
‫بانو مائدا!

422
00:50:06,504 --> 00:50:07,504
‫مُرده

423
00:50:11,550 --> 00:50:12,801
‫و حدس بزن چی شده

424
00:50:12,885 --> 00:50:18,265
‫قبل اینکه بری بیمارستان اونگ‌سئونگ
‫خیلی بیشتر ازت خوشم می‌اومد

425
00:50:19,099 --> 00:50:22,436
‫انگار قبلاً می‌دونستی
‫سودت کجاست و ضررت کجا

426
00:50:23,103 --> 00:50:24,188
‫ساده‌لوح شدی

427
00:50:25,606 --> 00:50:26,857
‫قبلاً قوی‌تر بودی

428
00:50:30,694 --> 00:50:31,694
‫لطفاً

429
00:50:32,571 --> 00:50:34,240
‫به حالت قبلیت برگرد

430
00:50:35,616 --> 00:50:38,661
‫ایشیکاوا، آکیکو و
‫اون بیمارستان رو فراموش کن

431
00:50:39,828 --> 00:50:41,247
‫حتی یون چائه‌اوک رو

432
00:50:42,373 --> 00:50:43,832
‫اون زن رو به فراموشی بسپر

433
00:50:45,376 --> 00:50:47,253
‫مثل قبل زندگیت رو بکن

434
00:50:48,379 --> 00:50:50,881
‫انگار که آب از آب تکون نخورده

435
00:50:52,800 --> 00:50:56,136
‫اگه این کار رو بکنی،
‫خودت و خانه گنجینه طلایی

436
00:50:57,763 --> 00:50:59,056
‫در امان هستید

437
00:51:03,269 --> 00:51:04,853
‫مراقب باش، آقای جانگ!

438
00:51:04,937 --> 00:51:06,480
‫یه دست نامرئی

439
00:51:08,274 --> 00:51:10,775
‫همه چی رو کنترل می‌کنه

440
00:51:12,987 --> 00:51:14,154
‫تو از کجا فهمیدی؟

441
00:51:17,032 --> 00:51:18,617
‫من از همه‌ی نفوذم

442
00:51:19,577 --> 00:51:23,497
‫توی بون‌جئونگ و جونگنو استفاده کردم،
‫ولی نتونستم هیچ ردی ازش پیدا کنم،

443
00:51:23,581 --> 00:51:24,582
‫پس چطور

444
00:51:26,709 --> 00:51:30,212
‫چطور از مرگش خبر داری؟

445
00:51:33,173 --> 00:51:34,675
‫اگه به خاطر من نبود

446
00:51:36,093 --> 00:51:38,095
‫تا الان دستگیر شده بودی

447
00:51:39,513 --> 00:51:43,058
‫این مسئله که رابطه‌ی نزدیکی با زنی که
‫به مدیر ایچیرو شلیک کرد داشتی

448
00:51:44,226 --> 00:51:47,062
‫واسه شورشی تلقی کردنت کافیـه

449
00:51:48,272 --> 00:51:49,315
‫پس

450
00:51:50,441 --> 00:51:52,776
‫دیگه هیچ کار خطرناکی نکن

451
00:51:53,611 --> 00:51:54,445
‫آقای جانگ

452
00:51:54,528 --> 00:51:56,363
‫یون چائه‌اوک کجاست؟

453
00:51:56,447 --> 00:51:58,907
‫بهت که گفتم. اون مُرده

454
00:51:58,991 --> 00:52:00,826
‫پس بذار جسدش رو ببینم

455
00:52:00,909 --> 00:52:02,036
‫بس کن

456
00:52:04,038 --> 00:52:05,706
‫اینقدر ناامیدم نکن

457
00:52:07,875 --> 00:52:09,710
‫نمی‌خوام دشمن بشیم

458
00:52:09,793 --> 00:52:11,003
‫یون چائه‌اوک!

459
00:52:13,505 --> 00:52:14,673
‫کجاست؟

460
00:52:18,427 --> 00:52:22,097
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینیش

461
00:52:54,546 --> 00:52:57,841
‫برام مهم نیست چیکار کردی.
‫پیداش می‌کنم.

462
00:52:58,634 --> 00:53:02,971
‫چه مُرده باشه یا نه،
‫به هر قیمتی پیداش می‌کنم!

463
00:53:08,686 --> 00:53:11,814
‫داری میگی قصد داری علیه من اقدام کنی؟

464
00:53:11,897 --> 00:53:15,401
‫چطور یکی مثل من می‌تونه
‫حریف یکی مثل تو بشه؟

465
00:53:16,819 --> 00:53:20,406
‫شما یه شهروند ژاپنی هستید
‫که قدرت یه خانواده‌ی اشرافی پشت‌تونـه...

466
00:53:20,489 --> 00:53:22,074
‫اگه این رو می‌دونی، پس ساکت باش

467
00:53:23,492 --> 00:53:25,160
‫اینطوری در امانی

468
00:53:25,244 --> 00:53:26,328
‫در هر صورت!

469
00:53:29,123 --> 00:53:30,374
‫پای یون چائه‌اوک وسطـه

470
00:53:32,376 --> 00:53:34,878
‫شاید یه گروفروشی فَکستنی داشته باشم

471
00:53:35,379 --> 00:53:37,631
‫شاید زندگی پر افتخاری نداشته باشم

472
00:53:37,715 --> 00:53:41,343
‫سراغ هر کاری رفتم تا امرار معاش کنم،
‫ولی یه بار توی زندگیم

473
00:53:42,261 --> 00:53:45,597
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم،
‫حتی اگه مجبور بشم همه چیزم رو فدا کنم

474
00:53:45,681 --> 00:53:46,849
‫خب؟

475
00:53:48,892 --> 00:53:51,103
‫حاضری تا کجا علیه من پیش بری؟

476
00:53:51,812 --> 00:53:52,980
‫با چه قدرتی؟

477
00:53:54,898 --> 00:54:00,237
‫امیدوارم با اون آشغال‌هایی که
‫پشتت وایستادن نباشه

478
00:54:00,320 --> 00:54:03,323
‫حرف دهنت رو بفهم.
‫اینا خانواده‌ام هستن!

479
00:54:03,407 --> 00:54:08,078
‫اصلاً می‌دونی اینا چطوری بهت خیانت کردن؟

480
00:54:08,746 --> 00:54:11,623
‫اون زن، خانم ناوول،
‫که خیال می‌کنی خانواده‌اتـه

481
00:54:12,416 --> 00:54:15,002
‫خیلی وقت پیش زیرآب مادرت رو زد

482
00:54:16,336 --> 00:54:19,757
‫مادرم هم اونجا بود

483
00:54:19,840 --> 00:54:21,592
‫ندیدیش؟

484
00:54:22,092 --> 00:54:25,262
‫اسمش سیم سان‌دئوکـه

485
00:54:27,639 --> 00:54:29,224
‫می‌شناسیش؟

486
00:54:30,017 --> 00:54:30,851
‫نه

487
00:54:30,934 --> 00:54:33,103
‫اسمش رو هم نشنیدی؟

488
00:54:34,354 --> 00:54:35,439
‫نشنیدم

489
00:54:45,115 --> 00:54:48,202
‫سیم سون‌دئوک

490
00:54:58,045 --> 00:54:59,463
‫اون مرد، گو گاپ‌پیونگ

491
00:55:00,339 --> 00:55:03,675
‫اخیراً حین شکنجه‌ی پلیس
‫بهت خیانت کرد

492
00:55:03,759 --> 00:55:06,178
‫من...

493
00:55:10,265 --> 00:55:12,267
‫همه چی رو بهتون میگم

494
00:55:13,560 --> 00:55:14,561
‫همه چی رو

495
00:55:19,483 --> 00:55:20,734
‫و اون بچه، بیم او؟

496
00:55:21,235 --> 00:55:24,488
‫واسه پیدا کردن مادرش که وقتی
‫بچه بود ولش کرده و فرار کرده ژاپن

497
00:55:25,322 --> 00:55:26,698
‫بهت خیانت کرد

498
00:55:27,449 --> 00:55:29,868
‫واسه یه بلیط دوزاری به ژاپن تو رو فروخت

499
00:55:30,577 --> 00:55:33,580
‫حتی با اینکه مثل خانواده باهاش برخورد کردی

500
00:55:34,957 --> 00:55:36,959
‫و اون به اصطلاح دوستت؟

501
00:55:37,835 --> 00:55:42,381
‫فقط چند ساعت طول کشید که اعتراف کنه
‫تو و دوستات شورشی‌های اصلی بودید

502
00:55:44,132 --> 00:55:48,637
‫وقتی انسان‌ها اینقدر رقت‌انگیز ضعیفن،
‫همین کار رو می‌کنن

503
00:55:50,013 --> 00:55:53,976
‫به هر دری می‌زنن که خودشون رو نجات بدن
‫و لطف‌هایی که بهشون شده رو از یاد می‌برن

504
00:55:54,059 --> 00:55:55,602
‫اونا اصلاً اخلاق سرشون نمیشه

505
00:55:56,937 --> 00:55:57,938
‫با این‌حال

506
00:55:58,897 --> 00:56:01,525
‫گفتی می‌خوای با اون آشغال‌ها چیکار کنی؟

507
00:56:03,068 --> 00:56:04,403
‫علیه من صف‌آرایی کنی؟

508
00:56:06,154 --> 00:56:09,741
‫وقتی که فقط من بی‌وقفه پشتت بودم،
‫حتی توی همین لحظه؟

509
00:56:11,410 --> 00:56:13,036
‫میگی به من خیانت می‌کنی؟

510
00:56:14,371 --> 00:56:16,999
‫منظورت همینـه، آقای جانگ؟

511
00:56:28,886 --> 00:56:29,886
‫باشه

512
00:56:32,055 --> 00:56:33,640
‫شاید حق با تو باشه

513
00:56:36,727 --> 00:56:37,727
‫ولی

514
00:56:38,812 --> 00:56:39,813
‫می‌دونستی؟

515
00:56:41,732 --> 00:56:43,150
‫اگه به خاطر آدمای کثیفی مثل تو نبود

516
00:56:44,985 --> 00:56:46,945
‫هیچ کدوم این افراد

517
00:56:48,196 --> 00:56:49,781
‫خیانت نمی‌کردن

518
00:56:53,577 --> 00:56:55,203
‫اگه شرایط جور دیگه‌ای بود

519
00:56:56,997 --> 00:56:58,749
‫سر از زندان در نمی‌آوردن و

520
00:56:58,832 --> 00:57:02,336
‫تا سر حد مرگ کتک نمی‌خوردن
‫تا به دوستاشون خیانت کنن

521
00:57:03,086 --> 00:57:07,382
‫بدن‌شون سوزونده نمی‌شد و
‫ناخن‌هاشون رو نمی‌کشیدن

522
00:57:07,466 --> 00:57:12,137
‫و مجبور نمی‌شدن تسلیم بشن و
‫اسم دوستاشون رو لو بدن

523
00:57:13,221 --> 00:57:15,724
‫و بقیه‌ی عمرشون رو غرق در
‫عذاب وجدان زندگی کنن

524
00:57:16,642 --> 00:57:18,393
‫ولی علی‌رغم همه اینا

525
00:57:19,353 --> 00:57:22,105
‫اونا دارن با چنگ و دندون
‫می‌جنگن تا با این درد زندگی کنن

526
00:57:24,024 --> 00:57:27,819
‫چون باید نجات پیدا کنن،
‫مهم نیست چقدر تحقیرآمیز و شرم‌آوره!

527
00:57:29,947 --> 00:57:31,365
‫ما باید جون سالم به در ببریم

528
00:57:32,616 --> 00:57:35,494
‫وگرنه هیچکس یادش نمی‌مونه که چی کشیدیم

529
00:57:39,373 --> 00:57:41,875
‫پس غلط می‌کنی بهشون بگی آشغال

530
00:57:44,336 --> 00:57:45,545
‫حتی یه نفرشون هم

531
00:57:47,714 --> 00:57:51,301
‫حقشون نیست که
‫امثال تو بهشون بگن آشغال

532
00:58:04,773 --> 00:58:05,774
‫پس

533
00:58:07,901 --> 00:58:08,944
‫انتخابت اینـه

534
00:58:11,321 --> 00:58:12,322
‫دقیقاً

535
00:58:15,158 --> 00:58:16,201
‫انتخاب من اینـه

536
00:58:19,830 --> 00:58:21,123
‫ختم کلام

537
00:58:23,458 --> 00:58:24,668
‫بانو مائدا

538
00:58:51,778 --> 00:58:52,779
‫بریم داخل

539
00:58:54,781 --> 00:58:55,781
‫شب...

540
00:58:57,367 --> 00:58:58,452
‫هنوز سرده

541
00:59:31,818 --> 00:59:32,818
‫ارباب!

542
00:59:34,237 --> 00:59:35,237
‫ارباب!

543
00:59:35,989 --> 00:59:36,990
‫ارباب

544
00:59:39,076 --> 00:59:40,077
‫من...

545
00:59:42,913 --> 00:59:44,915
‫من اون بیرون چی گفتم؟

546
00:59:48,168 --> 00:59:49,377
‫فقط خودت بودی

547
00:59:52,089 --> 00:59:54,091
‫هر حرفی که باید گفته می‌شد رو گفتی

548
00:59:56,051 --> 00:59:57,094
‫فقط وایسا

549
00:59:59,930 --> 01:00:01,515
‫من سرنخ...

550
01:00:04,434 --> 01:00:06,103
‫محل یون چائه‌اوک رو پیدا می‌کنم

551
01:00:09,606 --> 01:00:12,150
‫قبل مرگم

552
01:00:24,121 --> 01:00:25,163
‫ته‌سانگ

553
01:00:28,291 --> 01:00:29,709
‫کِی فهمیدی؟

554
01:00:31,962 --> 01:00:32,963
‫که من

555
01:00:35,841 --> 01:00:37,134
‫اسم مادرت رو

556
01:00:40,178 --> 01:00:41,471
‫لو دادم؟

557
01:00:43,765 --> 01:00:44,765
‫کمی...

558
01:00:49,855 --> 01:00:52,065
‫بعد از فوت شدن مادرم

559
01:00:57,070 --> 01:00:58,070
‫ولی تو

560
01:01:00,740 --> 01:01:01,740
‫با این‌حال

561
01:01:02,909 --> 01:01:04,494
‫منو پیش خودت راه دادی؟

562
01:01:09,666 --> 01:01:12,335
‫چون فکر نمی‌کردم تقصیر توئـه

563
01:01:26,683 --> 01:01:28,018
‫نگران نباش

564
01:01:31,188 --> 01:01:32,480
‫آقای گو رو که می‌شناسی

565
01:01:33,315 --> 01:01:35,317
‫وقتی تصمیم بگیره یه کاری رو بکنه

566
01:01:37,110 --> 01:01:39,362
‫همیشه دست پر برمی‌گرده

567
01:01:42,073 --> 01:01:43,158
‫بیا صبر کنیم

568
01:01:47,120 --> 01:01:48,622
‫اگه حقیقت داشته باشه چی؟

569
01:01:53,585 --> 01:01:54,961
‫اگه واقعاً مُرده باشی چی؟

570
01:02:22,030 --> 01:02:23,198
‫طعمه حاضره؟

571
01:02:23,281 --> 01:02:25,784
‫بانو مائدا یه زن چوسانی برامون فرستاده

572
01:02:40,000 --> 01:02:50,000
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

