1
00:00:38,935 --> 00:00:43,196
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

2
00:00:50,475 --> 00:00:53,428
(پانزده روز قبل)

3
00:01:26,511 --> 00:01:28,721
(روز ایمو)

4
00:01:28,722 --> 00:01:31,111
(شاهزاده دوون با پادشاه در)
(دونگیونگجین دیدار کردند)

5
00:01:45,280 --> 00:01:48,824
<i>(روز ایمو)</i>

6
00:01:48,825 --> 00:01:52,065
<i>(شاهزاده دوون)</i>

7
00:02:13,934 --> 00:02:15,093
<i>در روز ایمو</i>

8
00:02:15,094 --> 00:02:17,394
<i>شاهزاده دوون با پادشاه در دونگیونگجین</i>

9
00:02:17,395 --> 00:02:19,030
<i> دیدار کردند</i>

10
00:02:20,899 --> 00:02:23,409
<i>‫من کسی هستم که بازرسی باید</i>

11
00:02:24,736 --> 00:02:26,204
‫دنبالش باشه

12
00:02:27,155 --> 00:02:29,332
‫من به اون غربی کمک کردم

13
00:02:29,616 --> 00:02:31,793
‫من بودم که کمکش کردم پنهان بشه

14
00:02:32,744 --> 00:02:35,255
‫و من بودم که کمکش کردم از
‫قصر فرار کنه

15
00:02:37,040 --> 00:02:38,341
‫پس کسی که باید

16
00:02:40,919 --> 00:02:42,252
‫مجازات کنید من هستم

17
00:02:42,253 --> 00:02:45,306
‫چطور یه شاهزاده میتونه به
‫یه وحشی غربی کمک کرده؟

18
00:02:49,094 --> 00:02:51,427
(پادشاه پرسیدند چطور یک شاهزاده)
(میتواند به یک وحشی غربی کمک کند)

19
00:02:56,518 --> 00:02:59,779
‫واسه همین هیچوقت لیاقت
‫شاهزاده بودن رو نداشتی

20
00:03:00,230 --> 00:03:02,991
‫شاید به اسم شاهزاده باشی

21
00:03:03,483 --> 00:03:05,952
‫ولی نمیتونی رگ و ریشه کثیفت
‫رو پنهان کنی

22
00:03:12,409 --> 00:03:15,003
باید برم قصر. آماده شو

23
00:03:15,078 --> 00:03:16,462
چشم

24
00:03:35,557 --> 00:03:38,067
روز به روز سرسختتر میشی

25
00:03:38,643 --> 00:03:41,487
رَد میکردم، اما مدام اصرار میکردی
همراتم نوشیدنی بنوشی

26
00:03:42,397 --> 00:03:45,158
به خاطر بدخلقی‌ام دوستان زیادی ندارم

27
00:03:45,984 --> 00:03:47,618
لطفاً درک کنید، عالیجناب

28
00:03:56,327 --> 00:03:58,087
لطفاً اجازه بدین لیوانتون رو پُر کنم

29
00:03:59,205 --> 00:04:00,590
نه، ممنون

30
00:04:01,541 --> 00:04:03,584
امروز حال مزاجی خوبی نداشتم

31
00:04:03,585 --> 00:04:05,219
بذار من برات بریزم

32
00:04:17,307 --> 00:04:19,475
عالیجناب، از اینکه بنوشید

33
00:04:19,476 --> 00:04:21,361
و کلامی بگید که نباید میترسید؟

34
00:04:22,979 --> 00:04:24,739
منظورت چیه؟

35
00:04:25,815 --> 00:04:28,284
چیزی ندارم ازت پنهان کنم

36
00:04:30,528 --> 00:04:34,499
پس حقیقت رو بگید

37
00:04:34,657 --> 00:04:37,919
هنوز به سوالی که دفعه پیش
ازتون پرسیدم جواب ندادید

38
00:04:39,704 --> 00:04:42,206
پرسیده بودم در مورد شاهزاده دوون چیزی رو

39
00:04:42,207 --> 00:04:45,176
از من پنهان میکنید یا خیر، عالیجناب

40
00:04:49,297 --> 00:04:51,933
میگن الکل باعث میشه ترس رو فراموش کنی

41
00:04:52,258 --> 00:04:54,394
چطور جرات میکنی چنین حرفهایی بزنی؟

42
00:04:54,552 --> 00:04:57,596
از دنیا مخفیش کردم چون
هنوز راه زیادی برای آموزش داره

43
00:04:57,597 --> 00:05:00,149
اینکار رو برای حمایت ازش میکنم
چون من، به عنوان پدرش

44
00:05:00,391 --> 00:05:02,726
نگرانم درموردش بد بگن

45
00:05:02,727 --> 00:05:04,987
چطور چنین چیزی سردرگمت کرده؟

46
00:05:07,232 --> 00:05:11,327
آینده‌اش بی نهایت نگرانم میکنه

47
00:05:12,403 --> 00:05:14,789
بیشتر از این بهم استرس وارد نکن

48
00:05:17,617 --> 00:05:19,544
نگران نباشید، عالیجناب

49
00:05:20,203 --> 00:05:22,246
فکر میکنم شاهزاده دوون

50
00:05:22,247 --> 00:05:24,924
‫بزرگی و هوش بسیار بالایی دارن

51
00:05:28,211 --> 00:05:29,962
از دستور سلطنتی اجتناب کردند

52
00:05:29,963 --> 00:05:32,723
و وحشی غربی رو از قصر خارج کردن

53
00:05:33,049 --> 00:05:36,602
چنین شخصی رو نمیشه عادی دونست

54
00:05:42,684 --> 00:05:46,487
‫وقتشه شاهزاده دوون
‫رو ول کنید

55
00:05:47,230 --> 00:05:50,700
سکوت طولانی مدت شایعاتی رو به همراه میاره

56
00:06:14,549 --> 00:06:17,259
!لطفاً، خودتون رو جمع کنین

57
00:06:17,260 --> 00:06:19,520
ای خدا، نمیشه... اونجا

58
00:06:20,805 --> 00:06:22,523
سول‌گوم -
بله -

59
00:06:22,557 --> 00:06:24,275
میشه صفحه رو عوض کنی؟

60
00:06:24,893 --> 00:06:26,235
عجبا

61
00:06:26,311 --> 00:06:29,313
مثل توله سگایی شدی که
تو شبدرا گیر افتادن

62
00:06:29,314 --> 00:06:32,825
کل روز رو میخوای با لباس خواب دراز بکشی؟

63
00:06:33,359 --> 00:06:37,830
بعد از مدتها اولین روز تعطیلمه
چرا خودم رو ول نکنم؟

64
00:06:38,823 --> 00:06:40,407
چیزی ازم نپرس

65
00:06:40,408 --> 00:06:43,127
امروز دست به سیاه و سفید نمیزنم

66
00:06:44,412 --> 00:06:49,374
بازم، حداقل باید از جات بلند شی

67
00:06:49,375 --> 00:06:52,011
و بری یه دوری بزنی

68
00:06:52,337 --> 00:06:54,263
بیا، بنشین

69
00:06:54,881 --> 00:06:57,642
بهتره بعداً ازم نخوای شونه‌هات رو بمالم

70
00:06:57,759 --> 00:06:59,352
باشه، بابا

71
00:07:00,929 --> 00:07:03,189
عین مورخ یانگ رو اعصابی

72
00:07:07,352 --> 00:07:09,362
دراز نکشیا

73
00:07:45,265 --> 00:07:47,066
اینجا چکار میکنین، سرورم؟

74
00:07:47,976 --> 00:07:49,351
گفتی روز استراحتته

75
00:07:49,352 --> 00:07:51,979
برای همینم من اومدم تا ببینمت

76
00:07:51,980 --> 00:07:53,531
هیچکس داخل نیست، نه؟

77
00:07:56,859 --> 00:07:58,077
اینجا اتاق خانومیه

78
00:07:58,361 --> 00:08:00,121
نمیتونید تو روز روشن وارد شید

79
00:08:00,488 --> 00:08:03,874
پس شب برگردم بیام؟

80
00:08:07,996 --> 00:08:09,422
بفرمایید

81
00:08:38,651 --> 00:08:41,162
میتونید بیاید داخل

82
00:09:02,633 --> 00:09:04,894
چرا انقدر با دقت نگاه میکنید؟

83
00:09:05,803 --> 00:09:07,730
اولین باری نیست که اینجا میاید

84
00:09:08,014 --> 00:09:09,690
اما این دفعه، حس متفاوتی داره

85
00:09:09,974 --> 00:09:11,901
اون موقع فقط اتاق کارآموز گو بود

86
00:09:12,435 --> 00:09:14,236
ولی الان اتاق زنمه

87
00:09:17,732 --> 00:09:19,742
زنم"؟" -
اشتباه میکنم؟ -

88
00:09:20,777 --> 00:09:23,862
فکر میکردم چنین حسی

89
00:09:23,863 --> 00:09:25,956
به همدیگه داریم

90
00:09:27,075 --> 00:09:28,501
مطمئن نیستم

91
00:09:28,701 --> 00:09:31,587
فکر نمیکنین هنوز خیلی زوده که

92
00:09:31,913 --> 00:09:34,498
که بگیم به همدیگه تعلق داریم؟

93
00:09:34,499 --> 00:09:36,133
چکار کنم

94
00:09:36,959 --> 00:09:38,844
تا همچین فکری نکنی؟

95
00:09:47,053 --> 00:09:48,646
اینکار رو؟

96
00:09:51,516 --> 00:09:52,817
...یا

97
00:09:57,105 --> 00:09:58,614
این چطوره؟

98
00:10:05,696 --> 00:10:09,125
‫امروز واقعاً بد اخلاق شدین

99
00:10:09,659 --> 00:10:12,962
‫خیلی مصمم به نظر میاین

100
00:10:13,454 --> 00:10:15,047
اگه مصمم باشم

101
00:10:15,873 --> 00:10:17,466
چکار میکنی؟

102
00:10:19,794 --> 00:10:21,762
شما چه فکری میکنین؟

103
00:10:23,089 --> 00:10:24,765
باید در رو قفل کنم

104
00:10:28,511 --> 00:10:30,563
دوست دارم هر روز اینطوری ببینمت

105
00:10:32,515 --> 00:10:34,483
جایی بیرون از قصر

106
00:10:34,976 --> 00:10:36,861
بدون هیچ کتابچه یا لباس فرمی

107
00:10:37,812 --> 00:10:39,739
خارج از عناوین مورخ و شاهزاده

108
00:10:41,190 --> 00:10:42,616
...فقط

109
00:10:43,776 --> 00:10:45,077
همینطوری

110
00:10:52,160 --> 00:10:56,088
در کوهستان پشت خونه، کلبه‌ای هست

111
00:10:57,331 --> 00:10:59,091
که منظره زیبایی داره

112
00:11:02,462 --> 00:11:04,847
هیچکسی اونجا نمیره

113
00:11:05,548 --> 00:11:08,642
برای همینم اگه یکدفعه ببری
سرو‌کله‌اش پیدا بشه

114
00:11:09,886 --> 00:11:11,562
یا رعد و برق بهش بزنه کسی نمیفهمه

115
00:11:29,906 --> 00:11:32,583
مورخ سونگ هنوز نیومده؟

116
00:11:32,783 --> 00:11:34,835
زمان شروع کار شده

117
00:11:35,703 --> 00:11:36,828
بیا صبر کنیم

118
00:11:36,829 --> 00:11:39,497
هیچوقت به خاطر خماری دیر نیومده

119
00:11:39,498 --> 00:11:40,832
مطمئنم دلیل داره

120
00:11:40,833 --> 00:11:43,501
مثلاً چه دلیلی؟

121
00:11:43,502 --> 00:11:45,471
حرفی نزده بودن

122
00:11:45,546 --> 00:11:48,506
دفعه پیش حتی با تب شدیدی که داشتن اومدن

123
00:11:48,507 --> 00:11:50,518
و تا پایان آخر روز هم کارشون رو میکردن

124
00:11:51,469 --> 00:11:52,937
درسته

125
00:11:53,095 --> 00:11:54,554
برم خونه‌شون؟

126
00:11:54,555 --> 00:11:56,357
نه، لازم نیست

127
00:11:56,891 --> 00:11:58,651
مورخ کیم -
بله؟ -

128
00:11:59,810 --> 00:12:01,070
چشم

129
00:12:06,817 --> 00:12:09,995
چرا امروز انقدر بداخلاقه؟

130
00:12:15,159 --> 00:12:18,754
به زودی تصمیم رسمی رو صادر میکنم

131
00:12:19,288 --> 00:12:21,549
بهشون بگید تا اون موقع کار رو متوقف کنن

132
00:12:21,916 --> 00:12:23,467
چشم، ولیعهد

133
00:12:28,339 --> 00:12:31,892
این دادخواست رو مورخ مین از
دفتر احکام سلطنتی ارائه دادن

134
00:12:35,638 --> 00:12:38,014
"من مورخ مین اوون از دفتر احکام سلطنتی"

135
00:12:38,015 --> 00:12:41,735
خواهان استیضاح مورخ رده نهم"
"سونگ سه‌وان هستم

136
00:12:44,355 --> 00:12:45,689
"سونگ سه‌وان"

137
00:12:45,690 --> 00:12:48,233
با اشاعه اطلاعات مندرج در"
"دفتر سوابق مورخین زیر دستش

138
00:12:48,234 --> 00:12:50,110
"به اعتمادشان خیانت کرد"

139
00:12:50,111 --> 00:12:53,071
در نتیجه مایه ننگ دفتر"
"احکام سلطنتی به شمار میاید

140
00:12:53,072 --> 00:12:55,416
خواهان مجازاتی شایسته کار"
"نابخشودنی او هستم

141
00:12:57,118 --> 00:12:58,785
چی؟ چه خبره؟

142
00:12:58,786 --> 00:13:02,256
چطور یک مورخ میتونه
خواستار استیضاح همکارش بشه؟

143
00:13:02,707 --> 00:13:04,925
ادامه بده

144
00:13:05,167 --> 00:13:06,969
دقیقاً چه خطایی ازش سر زده بوده؟

145
00:13:07,712 --> 00:13:10,347
خب، تمومه -
چی؟ -

146
00:13:11,507 --> 00:13:14,509
مورخ مین، چرا خودتون توضیح نمیدید؟

147
00:13:14,510 --> 00:13:16,645
باید دقیقاً بدونیم چکار کرده

148
00:13:16,679 --> 00:13:19,481
تا بتونیم تصمیم بگیریم

149
00:13:24,645 --> 00:13:26,363
درخواست مورخ مین رو

150
00:13:29,608 --> 00:13:31,452
قبول میکنم

151
00:13:37,950 --> 00:13:40,336
‫مورخ سونگ سه‌وان رو اخراج
‫و تبعید کنید

152
00:13:40,536 --> 00:13:43,130
به جایی که 500 ری* از شهر فاصله داشته باشه
(حدود 200 کیلومتر)

153
00:13:43,414 --> 00:13:45,373
ولی ولیعهد، فکر نمیکنید

154
00:13:45,374 --> 00:13:47,968
باید اول بدونیم جرمش چی
بوده بعد استیضاحش کنیم

155
00:13:48,294 --> 00:13:50,337
...حداقل باید بدونیم به کی و چی

156
00:13:50,338 --> 00:13:51,504
پس میگید

157
00:13:51,505 --> 00:13:55,017
مورخ مین تمام چیزهایی که در
اون دفتر سوابق نوشته شده رو بلند بخونه؟

158
00:13:59,889 --> 00:14:01,931
علاقه به دونستن چیزهایی که مورخین مینویسن

159
00:14:01,932 --> 00:14:04,985
جرمی مانند اشاعه اطلاعات
درون اون دفتر ثبت‌هاست

160
00:14:05,353 --> 00:14:09,823
پس لطفاً دیگه بحثی در این مورد نباشه

161
00:14:10,566 --> 00:14:12,201
لطفاً دادخواست بعدی رو بخون

162
00:14:24,163 --> 00:14:26,548
هی، مورخ یانگ -
خدای من -

163
00:14:28,250 --> 00:14:29,843
سلام رو ولش کن

164
00:14:30,169 --> 00:14:32,346
بگو ببینم

165
00:14:32,546 --> 00:14:35,641
مورخ سونگ چه اطلاعاتی رو افشا کرده؟

166
00:14:35,675 --> 00:14:38,385
بله؟ منظورتون چیه؟

167
00:14:38,386 --> 00:14:41,855
عجبا. منم تو دفتر احکام سلطنتیما
بازی در نیار

168
00:14:42,056 --> 00:14:43,515
در مورد دادخواست

169
00:14:43,516 --> 00:14:45,725
مورخ مین برای استیضاح میگم

170
00:14:45,726 --> 00:14:48,737
مطمئنم جزئیاتش رو خوب میدونی

171
00:14:49,105 --> 00:14:50,572
استیضاح"؟"

172
00:14:53,275 --> 00:14:54,451
...بب

173
00:14:54,902 --> 00:14:57,287
چی گفتید؟

174
00:14:57,571 --> 00:14:58,747
...کی

175
00:14:58,823 --> 00:15:00,791
کی اینکار رو کرده؟
دادخواست استیضاح؟

176
00:15:11,627 --> 00:15:13,303
مورخ مین

177
00:15:17,758 --> 00:15:20,552
درسته؟

178
00:15:20,553 --> 00:15:22,896
تو دادخواست استیضاح مورخ سونگ رو دادی؟

179
00:15:24,432 --> 00:15:26,775
!به گوشم رسیده. زودباش جوابم رو بده

180
00:15:27,435 --> 00:15:28,736
بله

181
00:15:31,355 --> 00:15:33,323
من دادخواست دادم تا مورخ سونگ استیضاح بشه

182
00:15:37,695 --> 00:15:39,496
چرا یک کلمه هم به من نگفتی

183
00:15:39,780 --> 00:15:40,947
برای چی اینکارو کردی؟

184
00:15:40,948 --> 00:15:42,782
مورخ سونگ مگه چکار کرده بود؟

185
00:15:42,783 --> 00:15:46,003
ولیعهد صحبت در این مورد رو ممنوع کردن

186
00:15:46,954 --> 00:15:48,288
پس نپرسید

187
00:15:48,289 --> 00:15:50,039
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

188
00:15:50,040 --> 00:15:51,791
!زندگی و آینده یکی از مورخین رو خراب کردی

189
00:15:51,792 --> 00:15:53,635
بذارین توضیح بده

190
00:15:53,961 --> 00:15:55,879
مطمئنم دلیلی داره

191
00:15:55,880 --> 00:15:57,714
هر دلیلیم داشته باشه
یه اشتباهه ساده‌ست

192
00:15:57,715 --> 00:15:59,549
وقتی کارآموز گو رو گرفته بودن

193
00:15:59,550 --> 00:16:01,134
اعتصاب کردیم

194
00:16:01,135 --> 00:16:02,343
هرکاری میتونستی کردی

195
00:16:02,344 --> 00:16:05,439
اما مورخ سونگ
درخواست استیضاح براش نوشتی؟

196
00:16:05,973 --> 00:16:08,025
چطور میتونی با همکارت همچین کاری کنی؟

197
00:16:08,267 --> 00:16:10,769
خیلی بی عاطفه‌ای

198
00:16:10,770 --> 00:16:13,646
میدونی که درخواست استیضاح چطوریه

199
00:16:13,647 --> 00:16:17,117
این دفعه نمیتونم ساکت بمونم

200
00:16:17,318 --> 00:16:19,652
!بریم اعتراض کنیم

201
00:16:19,653 --> 00:16:20,954
بدرد نمیخوره

202
00:16:21,614 --> 00:16:23,248
مهم نیست چقدر عصبانی هستین

203
00:16:24,116 --> 00:16:26,543
این حقیقت که جرمی مرتکب شده رو تغییر نمیده

204
00:16:27,119 --> 00:16:29,379
مورخ مین -
برگردین سر کارتون -

205
00:16:35,419 --> 00:16:37,596
فکر کرده فقط با صداقت کارها پیش میره؟

206
00:16:38,130 --> 00:16:40,516
!حالا دیگه از کار کردن باهاش میترسیم

207
00:16:53,062 --> 00:16:54,530
مورخ مین

208
00:17:00,861 --> 00:17:02,329
به خاطر نوک سودانگه؟

209
00:17:05,324 --> 00:17:07,709
به نظرم تنها دلیلش همینه

210
00:17:08,994 --> 00:17:10,420
مورخ سونگ

211
00:17:11,080 --> 00:17:13,090
در مورد اتفاقاتی که تو
نوک سودانگ افتاده بود میدونست

212
00:17:14,291 --> 00:17:15,676
...ایشون

213
00:17:16,752 --> 00:17:18,554
به کسی در این مورد چیزی گفتن، نه؟

214
00:17:20,381 --> 00:17:22,391
برای همین نبود که کاتولیک‌ها آزاد شدن؟

215
00:17:22,675 --> 00:17:24,017
نشنیدی؟

216
00:17:24,593 --> 00:17:27,521
...ولیعهد صحبت در این مورد رو -
پس من رو هم مجازات کنید -

217
00:17:34,353 --> 00:17:35,895
اگر مورخ سونگ

218
00:17:35,896 --> 00:17:38,532
به خاطر نجات جون مردم
از فرمان سلطنتی اطاعت نکردند

219
00:17:39,525 --> 00:17:42,035
پس من هم باید مجازات شم

220
00:17:44,363 --> 00:17:46,823
من هم در مورد مخفی شدن

221
00:17:46,824 --> 00:17:48,750
وحشی غربی

222
00:17:49,034 --> 00:17:50,335
در نوک سودانگ هیچی نگفتم

223
00:17:51,745 --> 00:17:53,255
این دو مورد فرق دارن

224
00:17:54,832 --> 00:17:56,833
تو صادقانه وظیفه‌ات رو
به عنوان مورخ انجام دادی

225
00:17:56,834 --> 00:17:59,502
در حالی که اون از خطی که نباید رد شد

226
00:17:59,503 --> 00:18:01,555
روش‌هامون ممکنه متفاوت باشه

227
00:18:01,755 --> 00:18:03,298
اما هدفمون یکی بوده

228
00:18:03,299 --> 00:18:05,100
هنوز نمی فهمی

229
00:18:05,968 --> 00:18:07,811
چقدر تفاوت داره؟

230
00:18:12,349 --> 00:18:14,276
اون دفتر ثبت‌ها شمشیر دولبه‌ان

231
00:18:14,768 --> 00:18:17,854
اگر ما، مورخین، بتونیم زندگی
بیگناهان رو با کمک اونا نجات بدیم

232
00:18:17,855 --> 00:18:21,200
همینطور هم میتونه برای کشتنشون استفاده شه

233
00:18:22,443 --> 00:18:26,330
برای همینم، دفتر ثبت نباید به عنوان
‫سلاح استفاده بشه. هرچقدرم هدفت خوب باشه

234
00:18:27,323 --> 00:18:30,542
این اساسی ترین قانونمونه
که ازش پیروی میکنیم

235
00:18:31,410 --> 00:18:33,045
حتی اگر به قیمت جونمون باشه

236
00:18:34,538 --> 00:18:36,215
حالا

237
00:18:36,916 --> 00:18:38,508
فهمیدی؟

238
00:18:45,966 --> 00:18:47,267
نه

239
00:18:48,344 --> 00:18:50,187
نمیخوام بفهمم

240
00:18:51,597 --> 00:18:53,148
چطور میتونین قوانین رو

241
00:18:53,891 --> 00:18:55,692
بالاتر از مردم بدونین؟

242
00:19:01,106 --> 00:19:02,783
با اجازه دیگه میرم

243
00:19:28,342 --> 00:19:29,685
طفلکی

244
00:19:29,969 --> 00:19:33,021
حرفای مورخ مین براش مثل قانون بود
حتی مهمتر از تعالیم کنفسیوس

245
00:19:33,389 --> 00:19:35,274
اما مورخ مین از پشت بهش خنجر زد

246
00:19:35,933 --> 00:19:40,228
همونطور که میگن، اعتماد بلای جونه

247
00:19:40,229 --> 00:19:43,523
از اینا گذشته، مورخ مین پسر مشاور دوم دولته

248
00:19:43,524 --> 00:19:45,858
مطمئنم براش یه سری مورخ موقتی هستیم

249
00:19:45,859 --> 00:19:48,778
مورخ یک، مورخ دو، و مورخ سه

250
00:19:48,779 --> 00:19:51,364
تا پنج سال دیگه حتی اسمامونم یادش نمیاد

251
00:19:51,365 --> 00:19:54,126
بیاین دیگه نه حرفش رو بزنیم نه کاری کنیم

252
00:19:54,451 --> 00:19:56,244
بیاین یکم پول روی هم بذاریم براش، خب؟

253
00:19:56,245 --> 00:19:58,880
شنیدم دار و ندارش رو خرج داروهای پدرش کرده

254
00:19:59,915 --> 00:20:03,593
نمیدونم میتونه یه خونه
خوب تو تبعیدگاهش بگیره یا نه

255
00:20:03,877 --> 00:20:05,712
ای بابا، همین رو بگو

256
00:20:05,713 --> 00:20:07,556
همینطورم باید چندتا برده بخره

257
00:20:07,965 --> 00:20:10,142
حتماً هزینه‌های زیادی متحمل میشه

258
00:20:57,806 --> 00:20:59,316
کارآموز سونگ

259
00:20:59,683 --> 00:21:02,518
تو چرا همراهی نمیکنی؟

260
00:21:02,519 --> 00:21:03,811
خانواده ثروتمندی داری

261
00:21:03,812 --> 00:21:07,273
بهتره نگی دستت خالیه

262
00:21:07,274 --> 00:21:10,744
چرا

263
00:21:11,153 --> 00:21:12,621
انقدر کوته فکرین؟

264
00:21:14,531 --> 00:21:18,794
اصلاً به این فکر نکردین مورخ سونگ ممکنه

265
00:21:19,787 --> 00:21:21,755
واقعاً اشتباه کرده باشه؟ -
چی؟ -

266
00:21:22,331 --> 00:21:24,508
ببینم... حتماً یه چیزایی میدونی

267
00:21:24,792 --> 00:21:26,093
لازم نیست بشنویم

268
00:21:26,376 --> 00:21:29,087
احتمالا چیزهای کوچیکی گفته اما به

269
00:21:29,088 --> 00:21:31,255
افشا اطلاعات دفتر ثبت متهم شده

270
00:21:31,256 --> 00:21:33,725
ولیعهد رو تهدید کرده

271
00:21:36,720 --> 00:21:38,638
ولیعهد رو تهدید کرد

272
00:21:38,639 --> 00:21:40,774
اگر کاتولیکها رو آزاد نکنن

273
00:21:41,141 --> 00:21:42,818
اطلاعات داخل دفتر ثبت رو

274
00:21:43,227 --> 00:21:44,986
افشا میکنه

275
00:21:45,187 --> 00:21:48,115
این اشتباهیه که مورخ سونگ کرده

276
00:21:50,442 --> 00:21:52,244
انقدر چرت نگو

277
00:21:52,528 --> 00:21:54,663
این خیانت بزرگی محسوب میشه

278
00:21:54,822 --> 00:21:56,781
چرا بخواد همچین کاری به
...خاطر کاتولیک‌ها کنه

279
00:21:56,782 --> 00:21:58,783
چرا بخواد همچین کاری کنه؟

280
00:21:58,784 --> 00:22:01,545
مشخصه، یکی از اوناست

281
00:22:02,371 --> 00:22:03,880
دیوونگیه

282
00:22:06,708 --> 00:22:09,043
هی، از کجا فهمیدی؟

283
00:22:09,044 --> 00:22:10,846
خود مورخ سونگ بهت گفت؟

284
00:22:11,088 --> 00:22:14,132
دیروز مورخ مین قبل از اینکه از قصر برن

285
00:22:14,133 --> 00:22:17,894
به دونگیونگجین اومدن

286
00:22:24,143 --> 00:22:27,654
<i>از ولیعهد به خاطر رفتاری که
مورخ سونگ داشته عذرخواهی کردن</i>

287
00:22:27,980 --> 00:22:31,116
<i>و التماس کردن تا مورخ سونگ رو نکشن</i>

288
00:22:32,067 --> 00:22:34,286
ولیعهد درخواست مورخ مین رو قبول کردن

289
00:22:34,903 --> 00:22:37,831
برای همین مورخ سونگ
به جای مجازات سخت

290
00:22:38,323 --> 00:22:39,958
فقط تبعید شدن

291
00:22:46,290 --> 00:22:47,748
کارآموز سونگ

292
00:22:47,749 --> 00:22:50,594
باید زودتر میگفتی

293
00:22:50,878 --> 00:22:54,088
قبل از اینکه پررو بازی در آوردنم -
اینکه چیزی نیست -

294
00:22:54,089 --> 00:22:55,923
سرش داد زدم و تو روش وایسادم

295
00:22:55,924 --> 00:22:57,350
بازم شما دوتا

296
00:22:58,051 --> 00:22:59,936
خیلی بهتر از مورخ هوانگ بودین

297
00:23:00,429 --> 00:23:02,430
با چشماش داشت مورخ مین رو میخورد

298
00:23:02,431 --> 00:23:03,982
درسته، درسته

299
00:23:07,519 --> 00:23:10,271
چش بوده؟

300
00:23:10,272 --> 00:23:12,356
کافی بود بهمون بگه

301
00:23:12,357 --> 00:23:15,952
چرا با سکوتش دیوونه‌مون کرد؟

302
00:23:16,153 --> 00:23:18,246
تا حالا نشناختینش؟

303
00:23:18,530 --> 00:23:22,334
حاضره تحقیر بشه تا پشت سر کسی حرف بزنه

304
00:23:22,492 --> 00:23:25,587
بهتون گفتم حتماً دلیلی داره

305
00:23:44,598 --> 00:23:45,941
مورخ مین

306
00:23:58,028 --> 00:24:00,580
ببخشید چیز زیادی تو خونه ندارم

307
00:24:01,114 --> 00:24:03,583
اگه میدونستم تشریف میارید
کمی گوشت میخریدم

308
00:24:11,833 --> 00:24:13,385
بگیر

309
00:24:14,127 --> 00:24:16,179
برای سفر کمکت میکنه

310
00:24:24,721 --> 00:24:27,023
حق ندارم قبولش کنم

311
00:24:28,141 --> 00:24:29,484
مورخ سونگ

312
00:24:30,852 --> 00:24:32,445
همینطوری میخوای

313
00:24:33,438 --> 00:24:35,573
به ناراحت کردنم ادامه بدی؟

314
00:24:40,779 --> 00:24:42,163
ممنونم

315
00:24:42,864 --> 00:24:44,332
مورخ مین

316
00:24:45,826 --> 00:24:48,878
خودم رو مُرده فرض میکردم

317
00:24:49,371 --> 00:24:50,755
به لطف شما، میتونم زندگی کنم

318
00:24:52,207 --> 00:24:56,052
کار من نبود
ولیعهدت تصمیم گرفتن زندگیت رو ببخشن

319
00:25:00,048 --> 00:25:01,975
زندگی تو تبعید راحت نیست

320
00:25:03,301 --> 00:25:04,853
اما تحمل کن

321
00:25:05,929 --> 00:25:07,689
دفترمون

322
00:25:08,140 --> 00:25:09,316
تنها جایی نیست که بتونی کارکنی

323
00:25:10,976 --> 00:25:13,236
خیلی زود میتونی برگردی قصر

324
00:25:18,025 --> 00:25:19,409
نه

325
00:25:19,735 --> 00:25:21,703
دیگه نمیخوام برای دولت کار کنم

326
00:25:24,114 --> 00:25:26,875
تو جوانی فقط درس خوندم
تا بتونم برای دولت کار کنم

327
00:25:26,908 --> 00:25:30,420
بعد از اینکه مورخ شدم
تنها کارم پُر کردن دفتر ثبت بود

328
00:25:31,329 --> 00:25:35,175
حالا میخوام به جای اینکه سرم تو
کتابها باشه تو دنیای واقعی زندگی کنم

329
00:25:36,501 --> 00:25:38,678
میخوام به مردم نوشتن یاد بدم

330
00:25:39,046 --> 00:25:40,722
و در امور کمکشون کنم

331
00:25:41,256 --> 00:25:44,133
پول زیادی در نمیارم، اما به قدری در میارم

332
00:25:44,134 --> 00:25:45,935
که بتونم از خانواده‌ام حمایت کنم

333
00:25:50,724 --> 00:25:52,525
الان هدفت اینه؟

334
00:25:56,104 --> 00:25:58,156
منظورم اینکه بهت ایمان دارم

335
00:26:01,651 --> 00:26:03,953
به اندازه کافی برات ارزشمنده

336
00:26:04,654 --> 00:26:06,581
که زندگی قبلیت رو رها کنی

337
00:26:08,658 --> 00:26:10,543
و بدون چشم داشتی به زندگی قبلیت ادامه بدی؟

338
00:26:13,080 --> 00:26:14,672
انقدرها هم نه

339
00:26:16,041 --> 00:26:17,384
برای همین

340
00:26:17,959 --> 00:26:19,969
میخوام با تمام توانم ازش حمایت کنم

341
00:26:25,801 --> 00:26:27,852
به خاطر گناهانم دارم میرم

342
00:26:28,470 --> 00:26:30,271
اما اگر مشکلی باهاش ندارین

343
00:26:30,472 --> 00:26:33,525
دوست دارم هرچند وقت یکبار
باهاتون در ارتباط باشم

344
00:26:38,271 --> 00:26:39,572
البته

345
00:26:40,398 --> 00:26:43,368
منتظر نامه‌هات هستم
هر وقت خواستی برام نامه بنویس

346
00:26:48,990 --> 00:26:50,333
بذار برات بریزم

347
00:26:59,751 --> 00:27:01,052
به سلامتی

348
00:27:09,344 --> 00:27:11,646
به سلامت، مورخ مین

349
00:27:46,006 --> 00:27:47,515
امروزم هیچی عایدم نشد

350
00:27:50,844 --> 00:27:52,020
!خوش اومدین

351
00:27:56,099 --> 00:27:58,651
دنبال چیز خاصی میگردین، آقا؟

352
00:28:00,979 --> 00:28:02,322
...خب -
بله -

353
00:28:09,529 --> 00:28:12,165
دنبال کتابیم که باید با احتیاط

354
00:28:14,034 --> 00:28:16,118
تخصصمه، قربان

355
00:28:16,119 --> 00:28:17,921
!جای درستی اومدین

356
00:28:18,455 --> 00:28:21,674
تو اتاق عقبی کتابهای این چنینی داریم

357
00:28:21,833 --> 00:28:24,886
خدای من. اشکال نداره، قربان

358
00:28:25,170 --> 00:28:29,015
طرح‌ها فوق‌العاده‌ان

359
00:28:36,139 --> 00:28:39,734
بیاین محتاط باشیم، لطفاً

360
00:28:44,856 --> 00:28:46,616
و این چیزی نیست که دنبالشم

361
00:28:59,704 --> 00:29:03,633
وقتی میدونید داخلش چیه
چرا دنبال همچین کتابی هستید

362
00:29:04,167 --> 00:29:06,427
خدایا، قلبم داره تند تند میزنه

363
00:29:06,711 --> 00:29:08,012
بفرمایید

364
00:29:10,006 --> 00:29:11,432
ممنون -
خواهش میکنم -

365
00:29:11,633 --> 00:29:13,184
صبرکنید، قربان

366
00:29:14,344 --> 00:29:17,888
هیچوقت نباید در مورد این کتاب چیزی بگید

367
00:29:17,889 --> 00:29:22,151
اگر چنین کاری کنید، جونمون رو
از دست میدیم. میفهمید که؟

368
00:29:36,283 --> 00:29:39,076
(معنی واقعی پروردگار آسمانها)

369
00:29:39,077 --> 00:29:43,704
("بشارت مسیح")

370
00:29:48,051 --> 00:29:52,099
"Parnaz - El_A" :مترجم

371
00:29:53,909 --> 00:29:56,295
نه

372
00:29:56,579 --> 00:29:59,465
عذرخواهی خالی جواب نمیده

373
00:30:00,750 --> 00:30:03,293
مورخ هوانگ باید زانو بزنین

374
00:30:03,294 --> 00:30:06,597
بعد وقتی خشمم فروکش کرد

375
00:30:06,881 --> 00:30:08,298
...من و هونگ‌ایک

376
00:30:08,299 --> 00:30:10,675
چطور انتظار داری خودم
تنهایی جلوش زانو بزنم؟

377
00:30:10,676 --> 00:30:13,979
پس من اینکارو رو بکنم؟
قبلاً مقامم ازش بالاتر بود

378
00:30:15,806 --> 00:30:18,233
فقط کافیه همه چیز رو تو چشمامون بریزیم

379
00:30:18,309 --> 00:30:20,611
خیلی عجیبه، ولی همچین
چیزی نرمش میکنه

380
00:30:21,937 --> 00:30:24,782
چی میگی؟
میتونی جلوی اونا هم گریه کنه، نه؟

381
00:30:25,316 --> 00:30:27,034
بله؟

382
00:30:27,485 --> 00:30:30,487
همچین کارایی نمیتونم بکنم -
هی، الانمش داری میکنی؟ -

383
00:30:30,488 --> 00:30:33,156
همینو ادامه بده
به یه چیز ناراحت کننده فکر کن

384
00:30:33,157 --> 00:30:35,334
ناراحت باش -
زنت از دستت خیلی عصبانیه -

385
00:30:35,826 --> 00:30:37,377
همسرت زدتت

386
00:30:37,870 --> 00:30:40,255
انداختت بیرون

387
00:30:44,084 --> 00:30:47,304
ببخشیدا، اما مورخ مین همین الان اومدن

388
00:30:48,297 --> 00:30:51,141
...مورخ مین -
!خدای من، مورخ مین -

389
00:30:52,927 --> 00:30:55,261
چیه؟ -
خیلی معذرت میخوام -

390
00:30:55,262 --> 00:30:57,764
لطفاً اینکار رو به مشاور دوم نگید

391
00:30:57,765 --> 00:30:58,941
موضوع چیه؟

392
00:30:59,433 --> 00:31:01,360
همه چی رو شنیدم

393
00:31:01,435 --> 00:31:03,978
اصلاً نمیدونستم مورخ سونگ
همچین کاری کرده بوده

394
00:31:03,979 --> 00:31:05,572
خدای من

395
00:31:07,817 --> 00:31:11,078
احمق. به عنوان مورخ هیچ غروری نداری؟

396
00:31:11,445 --> 00:31:13,372
مورخ مین، امیدوارم

397
00:31:14,114 --> 00:31:17,376
یادت مونده باشه از همون اول همراهت بودم

398
00:31:17,451 --> 00:31:20,838
فقط برای یک لحظه کوتاه
آراممشم رو از دست دادم

399
00:31:21,622 --> 00:31:23,090
‫منم همینطور

400
00:31:23,123 --> 00:31:25,717
‫فقط میخواستم به عنوان ارشد سابقتون

401
00:31:26,001 --> 00:31:27,970
‫یه نصیحتی کرده باشم

402
00:31:28,420 --> 00:31:31,014
‫من مثل جانگ گون
‫بهتون از پشت خنجر نزدم

403
00:31:32,174 --> 00:31:33,642
‫قربان

404
00:31:37,304 --> 00:31:40,524
‫نگران نباشید مهم نیست

405
00:31:43,185 --> 00:31:44,528
‫جدی میگید؟

406
00:31:44,812 --> 00:31:47,656
‫پس پیش مشاور دوم ازمون
‫شکایت نمیکنید درسته؟

407
00:31:47,982 --> 00:31:49,616
‫معلومه داره الکی میگه

408
00:31:50,860 --> 00:31:53,486
‫بیا یه مشت ازش بخور
‫تا این قضیه رو تموم کنیم

409
00:31:53,487 --> 00:31:55,789
‫- بله؟
‫- عصبانیتش خالی میشه

410
00:31:56,073 --> 00:31:58,366
‫آره بذار فقط یه مشت بهت
‫بزنه و تموم میشه

411
00:31:58,367 --> 00:32:00,919
‫بیخیال جانگ گون
‫مثل اسمت زندگی کن

412
00:32:01,287 --> 00:32:03,964
‫تقصیر من نیست که
‫معنی اسمم ژنراله

413
00:32:04,248 --> 00:32:06,508
‫کل زندگیم فقط درس خوندم

414
00:32:07,293 --> 00:32:10,253
‫الان رفتار مورخ مین مهم نیست

415
00:32:10,254 --> 00:32:13,673
‫باید ازش قول بگیریم که هرگز
‫به مشاور دوم چیزی نمیگه

416
00:32:13,674 --> 00:32:15,184
‫و بعدش مورخ مین

417
00:32:16,260 --> 00:32:19,104
‫- چی...
‫- چرا از چشماتون استفاده نمیکنید؟

418
00:32:19,388 --> 00:32:20,597
‫رفتش

419
00:32:20,598 --> 00:32:23,233
‫پس چرا از دهنت استفاده نکردی؟
‫باید بهمون میگفتی!

420
00:32:23,934 --> 00:32:27,070
‫مورخ کیم باید اول گریه میکردی!

421
00:32:27,187 --> 00:32:29,114
‫باید تمرکز میکردی

422
00:32:30,065 --> 00:32:32,492
‫- چرا حواست نبود؟
‫- همش تقصیر توئه!

423
00:32:35,321 --> 00:32:37,497
‫چرا من رو سرزنش میکنید؟

424
00:32:39,909 --> 00:32:41,710
‫باید الان اینکار رو میکردی!

425
00:32:53,881 --> 00:32:55,349
‫مورخ مین!

426
00:33:00,262 --> 00:33:01,563
‫چیه؟

427
00:33:03,098 --> 00:33:04,608
‫بابت رفتار دیروزم

428
00:33:04,892 --> 00:33:06,235
‫عذر میخوام

429
00:33:07,770 --> 00:33:10,572
‫بدون دونستن کل داستان
‫عصبانی شدم

430
00:33:11,273 --> 00:33:12,908
‫نیازی به عذرخواهی نیست

431
00:33:13,192 --> 00:33:14,743
‫همین که فهمیدی کافیه

432
00:33:15,444 --> 00:33:17,579
‫فقط دارم بخاطر عصبانی شدنم
‫عذرخواهی میکنم

433
00:33:19,323 --> 00:33:22,542
‫منظورم این نیست
‫که حرف شما رو درک میکنم

434
00:33:23,619 --> 00:33:24,869
‫منظورت چیه؟

435
00:33:24,870 --> 00:33:26,704
‫گفتید دفتر ثبت نباید به عنوان
‫سلاح استفاده بشه

436
00:33:26,705 --> 00:33:28,840
‫هر چقدر هم که نیت خوبی داشته باشیم

437
00:33:30,334 --> 00:33:32,219
‫هنوزم با این مسئله موافق نیستم

438
00:33:33,629 --> 00:33:36,932
‫اگه لازم بشه کسی رو نجات بدم

439
00:33:37,466 --> 00:33:39,935
‫بدون تردید ازش استفاده میکنم

440
00:33:41,971 --> 00:33:44,898
‫فکر میکنی من اجازه میدم؟

441
00:33:46,976 --> 00:33:49,644
‫اون موقع میتونید دادگاهیم کنید

442
00:33:49,645 --> 00:33:52,072
‫- تو...
‫- واسه دبیر سلطنتیه درسته؟

443
00:33:54,441 --> 00:33:55,784
‫اون...

444
00:34:02,700 --> 00:34:04,251
‫گو هه‌ریونگ

445
00:34:14,503 --> 00:34:16,221
‫شما برید

446
00:34:27,433 --> 00:34:29,526
‫گفتی هنوز یه کاری
‫هست که باید انجام بدی

447
00:34:30,978 --> 00:34:33,530
‫- موهوا
‫- معنی حرفم این نیست که میبخشمت

448
00:34:33,814 --> 00:34:36,366
‫ولی منم مثل تو

449
00:34:38,193 --> 00:34:39,953
‫هنوز باید یه کاری رو انجام بدم

450
00:34:48,245 --> 00:34:49,546
‫کارآموز هو

451
00:34:51,999 --> 00:34:53,332
‫چرا اینقدر زود برگشتی؟

452
00:34:53,333 --> 00:34:56,970
‫چون ملکه گفتن میخوان
‫استراحت کنن

453
00:34:57,212 --> 00:34:58,388
‫تو چی؟

454
00:34:58,672 --> 00:35:02,142
‫شهبانو بزرگ هم رفتن بیرون

455
00:35:02,259 --> 00:35:04,936
‫یعنی میتونیم...

456
00:35:07,097 --> 00:35:08,523
‫بریم

457
00:35:17,357 --> 00:35:19,743
‫چرا بی خبر اومدین اینجا؟

458
00:35:20,402 --> 00:35:22,287
‫اینجا پر از حشره‌ست

459
00:35:23,363 --> 00:35:26,958
‫وقتی داخل هستیم
‫میخوای همه چیز رو بنویسی

460
00:35:27,159 --> 00:35:30,453
‫واسه همین دارم زندگی خصوصی
‫و کاریت رو جدا میکنم

461
00:35:30,454 --> 00:35:31,963
‫از الان به بعد

462
00:35:33,540 --> 00:35:35,133
‫وقت شخصیمونه

463
00:35:37,294 --> 00:35:40,639
‫مورخ توی قصر وقت شخصی نداره

464
00:35:40,798 --> 00:35:42,599
‫قبل از اینکه همه چیز رو بنویسم

465
00:35:42,883 --> 00:35:44,393
‫محترمانه میگم پسش بدین

466
00:35:45,344 --> 00:35:47,270
‫چی مینویسی؟

467
00:35:48,138 --> 00:35:52,109
‫شاهزاده دوون عاشق
‫یک مورخ زن بود

468
00:35:52,518 --> 00:35:54,611
‫و اون رو به یه جای متروکه برد؟

469
00:36:14,706 --> 00:36:16,133
‫منشی یی؟

470
00:36:16,500 --> 00:36:17,968
‫منشی یی؟

471
00:36:20,921 --> 00:36:22,347
‫شاهزاده دوون؟

472
00:36:36,979 --> 00:36:38,697
‫چطور تونستید اینکار رو
‫با ما بکنید؟

473
00:36:38,981 --> 00:36:40,657
‫ما مورخیم کارآموز گو

474
00:36:40,941 --> 00:36:42,108
‫مگه به عنوان مورخ

475
00:36:42,109 --> 00:36:44,694
‫نباید همه رازهامون
‫رو بهم بگیم؟

476
00:36:44,695 --> 00:36:47,196
‫چطور تونستید پشت سر ما
‫عشق بازی کنید؟

477
00:36:47,197 --> 00:36:49,708
‫باور نکردنیه، واقعاً بهم برخورد

478
00:36:50,576 --> 00:36:52,535
‫خوب داستان چیه؟

479
00:36:52,536 --> 00:36:53,837
‫از کی عاشق...

480
00:36:54,955 --> 00:36:58,967
‫منظورم اینه که از کی
‫همدیگر رو دوست دارید؟

481
00:36:59,751 --> 00:37:02,336
‫کارآموز هو اینطور نیست...

482
00:37:02,337 --> 00:37:03,889
‫من که

483
00:37:04,256 --> 00:37:07,309
‫از روز اولی که هم رو دیدیم

484
00:37:09,094 --> 00:37:12,230
‫پس اون موقع دوستش داشتید؟

485
00:37:12,556 --> 00:37:13,690
‫صبر کن ببینم

486
00:37:15,684 --> 00:37:18,153
‫دست همدیگر رو گرفتید؟

487
00:37:18,437 --> 00:37:21,239
‫همدیگر رو... همدیگر رو بوسیدین؟

488
00:37:21,940 --> 00:37:23,941
‫نه اصلاً

489
00:37:23,942 --> 00:37:25,952
‫همچین اتفاقی نیوفتاده

490
00:37:27,362 --> 00:37:28,914
‫سرورم!

491
00:37:31,658 --> 00:37:34,461
‫ما که لو رفتیم
‫چرا باید دروغ بگیم؟

492
00:37:35,412 --> 00:37:38,372
‫برگردید دفتر احکام سلطنتی
‫و به همه بگید

493
00:37:38,373 --> 00:37:40,249
‫گو هه‌ریونگ یه نفر رو داره

494
00:37:40,250 --> 00:37:42,043
‫پس حتی توی چشماش نگاه نکنن

495
00:37:42,044 --> 00:37:43,836
‫یا به دورهمی دعوتش نکنن

496
00:37:43,837 --> 00:37:46,005
‫حتماً بذارن راحت کارش رو
‫انجام بده

497
00:37:46,006 --> 00:37:48,475
‫و سر وقت بره خونه

498
00:37:49,009 --> 00:37:52,678
‫میگید خبرش رو پخش کنیم؟
‫قصدتون چیه؟

499
00:37:52,679 --> 00:37:55,389
‫- قصدم؟
‫- بله، بذارید رک بگم

500
00:37:55,390 --> 00:37:58,017
‫شما میتونید باهاش خوش بگذرونید
‫و برید درسته؟

501
00:37:58,018 --> 00:38:00,978
‫ولی واسه کارآموز گو مسئله
‫مرگ و زندگیه

502
00:38:00,979 --> 00:38:03,648
‫ممکنه نتونه ازدواج کنه
‫و یا حتی از قصر اخراج بشه

503
00:38:03,649 --> 00:38:06,493
‫درست میگه
‫زندگی کارآموز گو چی؟

504
00:38:06,777 --> 00:38:11,248
‫مسئولیت زندگی این دختر
‫مظلوم رو شما به عهده میگیرید؟

505
00:38:11,365 --> 00:38:13,616
‫خانم ها لطفاً آروم باشید...

506
00:38:13,617 --> 00:38:15,502
‫باورم نمیشه دارم این
‫حرف ها رو میشنوم

507
00:38:17,537 --> 00:38:18,713
‫شما دوتا!

508
00:38:18,997 --> 00:38:21,707
‫این دختر مظلوم؟ چه مزخرفاتی

509
00:38:21,708 --> 00:38:24,794
‫اون اول اغواش کرد
‫چرا شاهزاده باید مسئولیت قبول کنه؟

510
00:38:24,795 --> 00:38:25,711
‫اغوا؟

511
00:38:25,712 --> 00:38:28,473
‫- چی؟ اغواش کرد؟
‫- بله

512
00:38:28,799 --> 00:38:33,144
‫نمیدونم کارآموز گو بیرون قصر
‫چطوری زندگی کرده

513
00:38:33,345 --> 00:38:37,265
‫ولی شاهزاده زندگی مسخره اشون
‫رو مثل یه احمق

514
00:38:37,266 --> 00:38:40,559
‫با خوندن کتاب توی نوک سودانگ گذرونده
‫هیچی از زن ها نمیفهمن

515
00:38:40,560 --> 00:38:43,688
‫- باشه؟
‫- ببینید من اونقدرها بد نیستم...

516
00:38:43,689 --> 00:38:44,730
‫چی دارید میگید؟

517
00:38:44,731 --> 00:38:46,524
‫میخواید بگید کارآموز گو بیرون قصر

518
00:38:46,525 --> 00:38:49,369
‫به هر مردی که رسیده
‫باهاش قرار گذاشته؟

519
00:38:49,403 --> 00:38:50,829
‫چشم ندارید؟

520
00:38:51,655 --> 00:38:53,281
‫ببینید چقدر خوشگله

521
00:38:53,282 --> 00:38:55,658
‫مطمئنم مردها خونه شون رو
‫میفروشن که باهاش قرار بذارن

522
00:38:55,659 --> 00:38:57,034
‫نمیذارن از دست بره!

523
00:38:57,035 --> 00:38:59,504
‫چون نمیشناسیدش میگید

524
00:38:59,663 --> 00:39:02,290
‫هرکسی نمیتونه به کارآموز گو
‫عزیز ما بخاطر اخلاق بدش

525
00:39:02,291 --> 00:39:03,541
‫نزدیک بشه

526
00:39:03,542 --> 00:39:06,627
‫تقریباً مجبور شده بود تا سن 26 سالگی
‫مثل پیرزن ها زندگی کنه

527
00:39:06,628 --> 00:39:08,045
‫چطور جرات میکنید اینطوری
‫بهش توهین کنید؟

528
00:39:08,046 --> 00:39:11,299
‫درضمن مگه شاهزاده زشت هستن؟

529
00:39:11,300 --> 00:39:13,384
‫با یه نگاه میشه فهمید
‫چقدر خوش قیافه هستن

530
00:39:13,385 --> 00:39:16,929
‫مطمئنم همه بانوان قصر
‫عاشقش شدن

531
00:39:16,930 --> 00:39:17,972
‫چی گفتید؟

532
00:39:17,973 --> 00:39:20,016
‫چطور جرات میکنید اینطوری
‫با ما حرف بزنید؟

533
00:39:20,017 --> 00:39:21,600
‫شما شروع کردین!

534
00:39:21,601 --> 00:39:24,562
‫هی! ما حداقل ده سال بیشتر
‫از شما توی این قصر کار کردیم!

535
00:39:24,563 --> 00:39:27,023
‫که چی؟ ما واسه کار توی قصر
‫امتحان دادیم!

536
00:39:27,024 --> 00:39:28,983
‫هیچی جز بانوان قصر نیستید!

537
00:39:28,984 --> 00:39:31,485
‫- چی؟ هیچی جز بانوان قصر؟
‫- بله هیچی نیستید

538
00:39:31,486 --> 00:39:33,413
‫- هیچی؟
‫- هیچی؟

539
00:39:34,448 --> 00:39:37,241
‫- بیا اینجا!
‫- هی!

540
00:39:37,242 --> 00:39:38,409
‫- من مورخم!
‫- هی!

541
00:39:38,410 --> 00:39:41,120
‫- هی بس کنید!
‫- دختره لوس!

542
00:39:41,121 --> 00:39:43,372
‫- ولم کن!
‫- چطور جرات میکنی؟

543
00:39:43,373 --> 00:39:45,416
‫- لعنت به تو!
‫- دختره لوس

544
00:39:45,417 --> 00:39:48,470
‫- فکر میکنی کی هستی؟
‫- هی!

545
00:39:51,298 --> 00:39:53,516
‫چکار دارید میکنید؟

546
00:39:53,633 --> 00:39:55,101
‫برید کنار، برید کنار!

547
00:39:56,553 --> 00:39:57,937
‫چتون شده؟

548
00:40:00,724 --> 00:40:05,311
‫نزاع گروهی وسط قصر داخلی؟

549
00:40:05,312 --> 00:40:08,647
‫اگه یه نفر مثل خواجه پارک دهن گشاد
‫شما رو میدید چی؟

550
00:40:08,648 --> 00:40:11,108
‫میخواستید بذارید کل کشور
‫بفهمن که

551
00:40:11,109 --> 00:40:14,653
‫شاهزاده دوون و مورخ زن عاشق
‫همدیگه شدن؟

552
00:40:14,654 --> 00:40:18,741
‫طوری حرف میزدن انگار شاهزاده
‫هیولان

553
00:40:18,742 --> 00:40:20,460
‫نمیتونستیم چیزی نگیم

554
00:40:20,660 --> 00:40:24,455
‫فقط شش نفر توی دنیا میتونن
‫پشت شاهزاده بد دهنی کنن

555
00:40:24,456 --> 00:40:27,217
‫عالیجناب، ولیعهد
‫شهبانو، شهبانوی بزرگ

556
00:40:27,542 --> 00:40:29,260
‫و ما دوتا

557
00:40:29,669 --> 00:40:32,838
‫هنوز نفهمیدین اشتباهتون چی بوده؟

558
00:40:32,839 --> 00:40:35,725
‫دیدین؟ بهتون گفتم بس کنید

559
00:40:37,219 --> 00:40:40,021
‫شما هم کار خوبی نکردین

560
00:40:41,973 --> 00:40:45,860
‫همینطور که در جریانید
‫اینجا توی نوک سودانگ اتاق دارید

561
00:40:46,186 --> 00:40:49,772
‫چرا باید اونطوری توی فضای باز
‫باهاش قدم میزدین

562
00:40:49,773 --> 00:40:53,901
‫وقتی میتونستید اینجا توی این اتاق
‫باهاش وقت بگذرونید؟

563
00:40:53,902 --> 00:40:55,036
‫چرا؟

564
00:40:56,655 --> 00:40:59,365
‫خدا رو شکر که مچتون
‫رو همکارهاش گرفتن

565
00:40:59,366 --> 00:41:02,293
‫اگه اون بانو چویی وراج مچتون
‫رو گرفت

566
00:41:02,369 --> 00:41:05,413
‫شهبانوی بزرگ کارآموز گو
‫رو به قصرش احضار میکرد

567
00:41:05,414 --> 00:41:07,006
‫و بدون اینکه کسی بفهمه

568
00:41:08,458 --> 00:41:09,667
‫خدای من

569
00:41:09,668 --> 00:41:12,336
‫نمیدونم من اینجا خواجه ام

570
00:41:12,337 --> 00:41:14,973
‫یا پرستار کودک که داره که
‫از سه تا بچه مراقبت میکنه

571
00:41:15,632 --> 00:41:17,934
‫اینطوری پیش بره زود میمیرم

572
00:41:19,136 --> 00:41:20,437
‫سامبو

573
00:41:20,679 --> 00:41:23,273
‫من که دعوا نکردم

574
00:41:27,978 --> 00:41:29,571
‫- خدای من
‫- خدا

575
00:41:33,984 --> 00:41:35,702
‫چرا قیافه تون اینطوریه؟

576
00:41:35,902 --> 00:41:38,747
‫- بانوان دربار دوباره اذیتتون کردن؟
‫- کارآموز گو...

577
00:41:44,786 --> 00:41:46,838
‫چیزی نیست

578
00:41:46,955 --> 00:41:51,634
‫فقط چون هوا خیلی خوبه
‫اعصابم خورده

579
00:41:52,627 --> 00:41:53,803
‫کارآموز گو

580
00:41:54,880 --> 00:41:56,139
‫بیاین خصوصی حرف بزنیم

581
00:42:04,598 --> 00:42:07,275
‫حس میکنم دعواشون شده

582
00:42:07,809 --> 00:42:11,446
‫شاید اون دعوا هنوز ادامه داره

583
00:42:13,190 --> 00:42:14,365
‫خدا

584
00:42:14,399 --> 00:42:15,700
‫خدا!

585
00:42:18,737 --> 00:42:21,530
‫واقعا خوشحال نیستم

586
00:42:21,531 --> 00:42:24,876
‫برام مهم نیست شاهزاده ست
‫چطور جرات میکنه به کارآموز گو نظر داشته باشه؟

587
00:42:26,077 --> 00:42:27,828
‫راستش رو بهمون بگو

588
00:42:27,829 --> 00:42:30,206
‫تهدید شدی؟

589
00:42:30,207 --> 00:42:32,592
‫مجبورت کردن باهاش قرار بذاری؟

590
00:42:32,709 --> 00:42:36,003
... ‫ببینم از مقامش سواستفاده کرده که

591
00:42:36,004 --> 00:42:39,098
‫بغلت کنه و تماس فیزیکی
‫برقرار کنه؟

592
00:42:40,759 --> 00:42:43,728
‫نه، من بودم که اول...

593
00:42:49,935 --> 00:42:51,277
‫چون دوستشون دارم

594
00:42:51,686 --> 00:42:53,571
‫باهاشون قرار میذارم

595
00:42:55,106 --> 00:42:58,117
‫اخه چیه اون رو دوست داری؟

596
00:42:58,193 --> 00:43:01,287
‫یه نگاه به اطرافیانش
‫برای شناختش کافیه

597
00:43:01,571 --> 00:43:05,658
‫بانوان خدمتکارش بی ادب
‫و بی فرهنگن

598
00:43:05,659 --> 00:43:09,712
‫احتمالاً از کسی که بهش
‫خدمت میکنن یاد گرفتن

599
00:43:09,829 --> 00:43:11,789
‫وقتی وانمود میکردن منشیه

600
00:43:11,790 --> 00:43:14,250
‫خیلی خنگ و ضعیف بود

601
00:43:14,251 --> 00:43:16,511
‫اصلاً جذاب نبود

602
00:43:18,964 --> 00:43:21,224
‫منظورت چیه جذاب نبود؟

603
00:43:21,800 --> 00:43:24,218
‫مهربون و با ملاحظه‌ست

604
00:43:24,219 --> 00:43:26,095
‫لبخند خیلی مظلومی داره

605
00:43:26,096 --> 00:43:28,064
‫وقتی مطالعه میکنه خیلی جدیه

606
00:43:28,557 --> 00:43:30,808
‫و وقتی خوابه قیافه خیلی
‫آرومی داره

607
00:43:30,809 --> 00:43:32,443
‫وقتی خوابه؟

608
00:43:36,523 --> 00:43:41,828
‫کارآموز گو تو از کجا میدونی
‫وقتی خوابه قیافه اش چطوریه؟

609
00:43:42,737 --> 00:43:44,455
‫امکان نداره

610
00:43:45,198 --> 00:43:46,624
‫به این زودی؟

611
00:43:48,243 --> 00:43:51,954
‫بد برداشت نکنید
‫روز مراسم گیونگ شین

612
00:43:51,955 --> 00:43:55,165
‫بگو چرا اون شب یهو
‫ناپدید شدی

613
00:43:55,166 --> 00:43:56,843
‫باورم نمیشه به این زودی
‫اینکار رو کردین

614
00:43:57,627 --> 00:43:59,262
‫- خدای من
‫- نه...

615
00:43:59,629 --> 00:44:02,640
‫هیچ اتفاقی نیوفتاد
اصلاً هیچ اتفاقی نیوفتاد

616
00:44:03,300 --> 00:44:05,727
‫اصلاً سعی نکن قسر در بری

617
00:44:06,011 --> 00:44:09,814
‫بهتره همه چیز رو با
‫جزئیات بهمون بگی

618
00:44:10,181 --> 00:44:13,985
‫نگاه توی چشماش، طرز لمس کردن
‫و حرکاتش

619
00:44:14,352 --> 00:44:16,571
‫همه چیز رو بهمون بگو

620
00:44:17,480 --> 00:44:18,740
‫خدای من

621
00:44:19,024 --> 00:44:21,743
‫- بیا اینجا
‫- بگیرش

622
00:44:22,485 --> 00:44:23,944
‫زود باش

623
00:44:23,945 --> 00:44:25,821
‫خدای من، فقط روی دستش خوابیدم

624
00:44:25,822 --> 00:44:28,282
‫- چکار کردی؟
‫- زود باش بهمون بگو

625
00:44:28,283 --> 00:44:30,451
‫کاری نکردیم
‫فقط از دستش به جای بالش استفاده کردم

626
00:44:30,452 --> 00:44:31,878
‫به جای بالش روی دستش خوابیده

627
00:44:45,759 --> 00:44:47,685
‫چه اتفاقی افتاد؟ همه چیز رو توضیح دادی؟

628
00:44:48,261 --> 00:44:49,896
‫اصلاً نپرسید

629
00:44:49,929 --> 00:44:52,815
‫توی کتابخونه حبسم کردن و
‫ازم بازجویی کردن

630
00:44:53,933 --> 00:44:55,318
‫متاسفم

631
00:44:55,477 --> 00:44:57,612
‫نمیخواستم توی دردسر بندازمت

632
00:44:58,605 --> 00:45:00,481
‫اگه قرار بود اینطوری
‫عذرخواهی کنید

633
00:45:00,482 --> 00:45:02,149
‫چرا باید بهشون میگفتید

634
00:45:02,150 --> 00:45:04,234
‫که از روز اولی که همدیگر
‫رو دیدیم دوستم دارید؟

635
00:45:04,235 --> 00:45:05,787
‫گفتم چون

636
00:45:06,821 --> 00:45:08,414
‫هیچکس از اطرافیانت

637
00:45:09,157 --> 00:45:10,958
‫درباره رابطه ما نمیدونه

638
00:45:12,494 --> 00:45:14,962
‫انگار داشتی وجودم رو
‫راز نگه میداشتی

639
00:45:15,789 --> 00:45:17,465
‫و من خوشم نیومد

640
00:45:22,962 --> 00:45:24,597
‫راستش بهتر شد

641
00:45:27,050 --> 00:45:31,437
‫حالا میتونم راحت درباره شما
‫بدون اینکه راز نگهش دارم صحبت کنم

642
00:45:32,180 --> 00:45:34,065
‫پس اگه یه وقت ناراحتم کنید

643
00:45:34,474 --> 00:45:37,101
‫پشت سرتون حرف میزنم
‫و بد دهنی میکنم

644
00:45:37,102 --> 00:45:40,571
‫من پاک‌ترین و نجیب‌ترین مردی
‫هستم که میتونی پیدا کنی

645
00:45:41,439 --> 00:45:43,658
‫باید ببینیم راست میگید یا نه

646
00:46:09,300 --> 00:46:10,643
‫این رو ثبت نکن

647
00:46:39,644 --> 00:46:44,644
‫

648
00:47:13,698 --> 00:47:15,082
‫شهبانوی بزرگ

649
00:47:16,117 --> 00:47:17,910
‫اومدی

650
00:47:17,911 --> 00:47:20,213
‫اتفاقی افتاده؟

651
00:47:20,455 --> 00:47:22,256
‫به نظر توی فکر هستید

652
00:47:23,124 --> 00:47:24,383
‫نه

653
00:47:25,585 --> 00:47:29,931
‫خیلی وقته اینطوری از
‫قصر بیرون نیومده بودم

654
00:47:31,132 --> 00:47:33,351
‫خنده دار نیست؟

655
00:47:33,635 --> 00:47:35,552
‫چند سال گذشته

656
00:47:35,553 --> 00:47:38,856
‫برای من خیلی سخت و دشوار بوده

657
00:47:39,349 --> 00:47:44,111
‫ولی دنیا به نظر خیلی ساکت و آرومه

658
00:47:45,980 --> 00:47:47,490
‫شهبانوی بزرگ

659
00:47:50,026 --> 00:47:53,412
‫فکر کنم حالا که از قصر اومدم
‫بیرون یخورده احساساتی شدم

660
00:47:57,450 --> 00:48:01,045
‫خوب بگو ببینم، چیزی رو که
‫خواستم آوردی؟

661
00:48:06,793 --> 00:48:11,213
‫نامه ایه که دومینیک
‫برای برادر کوچکترش نوشته

662
00:48:11,214 --> 00:48:14,809
‫توی اون نامه درباره اوضاع
‫سوره‌وون  نوشته

663
00:48:17,512 --> 00:48:19,021
‫ایکاش

664
00:48:19,430 --> 00:48:23,109
‫این نامه بیست سال
‫پیش به دستم رسیده بود

665
00:48:23,643 --> 00:48:25,570
‫هنوز خیلی دیر نشده

666
00:48:26,271 --> 00:48:29,073
‫هنوز خیلی سالم و قدرتمند هستید

667
00:48:29,399 --> 00:48:30,741
‫آره

668
00:48:31,901 --> 00:48:34,161
‫اون روز به زودی میرسه

669
00:48:35,196 --> 00:48:36,330
‫ممنون

670
00:48:37,282 --> 00:48:38,708
‫خواهش میکنم شهبانوی بزرگ

671
00:48:40,034 --> 00:48:41,377
‫در ضمن

672
00:48:41,578 --> 00:48:43,838
‫باید یه چیزی بهتون بگم

673
00:48:44,581 --> 00:48:47,624
‫چند وقت پیش که
‫رفتم خونه بازرس سوم گو

674
00:48:47,625 --> 00:48:50,094
‫خواهرش رو اونجا دیدم

675
00:48:50,169 --> 00:48:51,762
‫شهبانوی بزرگ

676
00:48:55,008 --> 00:48:57,143
‫یه پیغام از قصر اومده

677
00:49:07,353 --> 00:49:10,406
‫عالیجناب
‫شهبانوی بزرگ اومدن

678
00:49:20,867 --> 00:49:22,209
‫شهبانوی بزرگ

679
00:49:34,547 --> 00:49:36,641
‫شنیدم رفته بودین بیرون

680
00:49:37,258 --> 00:49:40,177
‫اگر میخواین هوا بخورید
‫میتونید در ویلای سلطنتی اقامت کنید

681
00:49:40,178 --> 00:49:44,190
‫دلیلی برای رفتن از قصر ندارم

682
00:49:45,141 --> 00:49:48,694
‫قصد ندارم از قصر برم
‫پس منتظر نباشید

683
00:49:50,730 --> 00:49:53,199
‫شنیدم میخواستید با من صحبت کنید

684
00:49:53,858 --> 00:49:55,534
‫چی شده؟

685
00:49:56,903 --> 00:49:58,371
‫مسئله اینه که

686
00:49:59,697 --> 00:50:02,041
‫میخوام درباره ازدواج شاهزاده
‫دوون صحبت کنم

687
00:50:03,117 --> 00:50:04,961
‫- ازدواجش؟
‫- بله

688
00:50:05,745 --> 00:50:08,205
‫شاهزاده دوون الان بیست سالشه

689
00:50:08,206 --> 00:50:10,424
افراد زیادی نظاره‌گرن

690
00:50:10,541 --> 00:50:13,928
‫و نمیتونیم بذاریم تا آخر
‫عمر مجرد باشه

691
00:50:14,504 --> 00:50:17,431
‫لطفاً اجازه بدین ازدواج کنه

692
00:50:19,509 --> 00:50:22,520
‫البته

693
00:50:26,516 --> 00:50:30,277
‫راستش در موردش فکر میکردم

694
00:50:30,478 --> 00:50:33,647
‫شاهزاده دوون دیگه یک
‫مرد بالغه

695
00:50:33,648 --> 00:50:37,243
‫پس وقتشه یه همسر خوب
‫برای خودش پیدا کنه

696
00:50:57,004 --> 00:50:59,381
‫بانوی من
‫اگه کاریچونگ بزنید

697
00:50:59,382 --> 00:51:02,018
‫مشاور دوم قطعاً دخالت میکنه

698
00:51:02,343 --> 00:51:05,563
‫چرا اجازه ازدواج شاهزاده
‫دوون رو دادین؟

699
00:51:05,847 --> 00:51:08,598
‫درضمن اگر از قصر برن

700
00:51:08,599 --> 00:51:10,225
‫نمیتونیم امنیت شون
‫رو تضمین کنیم

701
00:51:10,226 --> 00:51:13,404
‫فکر میکنی خودم نمیدونم؟

702
00:51:14,856 --> 00:51:17,274
‫من فقط اجازه ازدواج شاهزاده
‫دوون رو دادم

703
00:51:17,275 --> 00:51:20,578
‫به این معنی نیست که پادشاه
‫میتونه همسرش رو انتخاب کنه

704
00:51:23,781 --> 00:51:26,625
‫میخوام برای ارباب سو باک سون

705
00:51:27,660 --> 00:51:29,712
‫نامه بفرستی

706
00:51:30,037 --> 00:51:31,422
‫بله بانوی من

707
00:51:50,892 --> 00:51:54,570
‫واقعاً الان به خودم افتخار میکنم

708
00:51:54,645 --> 00:51:57,439
‫خیلی بهم سخت گذشت که

709
00:51:57,440 --> 00:51:59,024
‫اون راز پیش خودم نگه دارم

710
00:51:59,025 --> 00:52:00,859
‫واقعاً میخواستم به یه نفر بگم که

711
00:52:00,860 --> 00:52:03,028
‫شاهزاده دوون و کارآموز گو
‫باهم قرار میذارن

712
00:52:03,029 --> 00:52:06,624
‫ولی جلوی خودم رو گرفتم
‫و پیش خودم نگهش داشتم

713
00:52:07,450 --> 00:52:10,920
‫مطمئنی به کسی نگفتی؟

714
00:52:10,953 --> 00:52:12,630
‫به سگم گفتم

715
00:52:14,373 --> 00:52:17,125
‫درک میکنی چی میگم درسته؟

716
00:52:17,126 --> 00:52:19,711
‫بله واقعاً بهت افتخار میکنم

717
00:52:19,712 --> 00:52:22,765
‫خیلی بهت حسودیم میشه کارآموز گو

718
00:52:23,966 --> 00:52:26,426
‫بدم میاد هر روز صبح بیام سرکار

719
00:52:26,427 --> 00:52:27,803
‫ولی این واسه تو کار نیست

720
00:52:27,804 --> 00:52:31,941
‫میای اینجا که با عشقت وقت بگذرونی

721
00:52:33,309 --> 00:52:36,686
‫حقیقت نداره
‫وقتی پای کار میاد وسط خیلی جدی ام

722
00:52:36,687 --> 00:52:39,564
‫به عنوان یه مورخ میرم
‫اونجا که تاریخ رو بنویسم...

723
00:52:39,565 --> 00:52:41,650
‫البته که داری تاریخ رو مینوسی

724
00:52:41,651 --> 00:52:44,078
‫تاریخ رابطه عاشقانه بین
‫یک زن و مرد

725
00:52:48,199 --> 00:52:50,876
‫وقت رفتنه، دیگه باید برم

726
00:52:51,828 --> 00:52:52,994
‫حتماً خجالت میکشه

727
00:52:52,995 --> 00:52:54,296
‫- آره بریم
‫- بریم

728
00:52:55,498 --> 00:52:57,675
‫سرورم!

729
00:52:58,209 --> 00:52:59,593
‫سرورم!

730
00:53:00,419 --> 00:53:02,888
‫سرورم!

731
00:53:07,593 --> 00:53:10,095
‫میشه هر دفعه که میخوای
‫باهام صحبت کنی

732
00:53:10,096 --> 00:53:12,106
‫اینقدر بلند اسمم رو داد نزنی

733
00:53:12,431 --> 00:53:14,140
‫هر دفعه که داد میزنی میترسم

734
00:53:14,141 --> 00:53:16,193
‫ایندفعه

735
00:53:16,269 --> 00:53:18,863
‫موضوع خیلی مهمیه

736
00:53:19,313 --> 00:53:22,158
‫شنیدم میخوان عروسی سلطنتی بگیرن

737
00:53:22,525 --> 00:53:25,161
‫عروسی سلطنتی؟
‫کی داره ازدواج میکنه؟

738
00:53:25,236 --> 00:53:26,862
‫فکر میکنید کی؟

739
00:53:26,863 --> 00:53:32,126
‫فقط یک نفر هست که توی
‫خانواده سلطنتی در سن ازدواجه

740
00:53:37,123 --> 00:53:38,874
‫من؟ شاهزاده دوون؟

741
00:53:38,875 --> 00:53:41,626
‫بله! عروسی شماست، سرورم!

742
00:53:41,627 --> 00:53:45,306
‫عالیجناب دستور دادن
‫مقدمات ازدواجتون رو فراهم کنن

743
00:54:02,148 --> 00:54:03,782
‫گو هه‌ریونگ

744
00:54:11,866 --> 00:54:13,334
‫تبریک میگم

745
00:54:28,215 --> 00:54:29,516
‫گو هه‌ریونگ

746
00:54:30,176 --> 00:54:31,477
‫گو هه‌ریونگ

747
00:54:33,596 --> 00:54:36,690
‫چرا داری بهم تبریک میگی؟
‫احمقانه‌ست

748
00:54:38,017 --> 00:54:39,401
‫خیلی وقته میخواین

749
00:54:40,353 --> 00:54:43,155
‫از قصر برید

750
00:54:43,606 --> 00:54:46,149
‫آرزتون بالاخره برآورده شده پس باید...

751
00:54:46,150 --> 00:54:48,360
‫نمیخواستم اینطوری از قصر برم

752
00:54:48,361 --> 00:54:49,703
‫میخواستم تو

753
00:54:54,158 --> 00:54:55,793
‫نگران نباش

754
00:54:56,202 --> 00:55:00,005
‫نمیخوام با کس دیگه ای ازدواج کنم

755
00:55:04,377 --> 00:55:05,719
‫اگه تو هم

756
00:55:06,462 --> 00:55:08,806
‫همین حس رو داری

757
00:55:09,006 --> 00:55:10,516
‫اگه منم همین حس رو داشته باشم چی؟

758
00:55:13,719 --> 00:55:16,522
‫عواقب احساساتم

759
00:55:17,765 --> 00:55:20,859
‫قراره من رو تا آخر عمر به عنوان
‫همسر شما خونه نشین کنه؟

760
00:56:29,086 --> 00:56:31,555
‫- کاریچونگ ؟
‫- بله سرورم

761
00:56:31,797 --> 00:56:33,673
‫کاریچونگ فردا نصب میشه

762
00:56:33,674 --> 00:56:35,893
‫بعد شروع به انتخاب
‫نامزد مناسب میکنن

763
00:56:37,219 --> 00:56:39,605
‫باشه، میتونی بری

764
00:56:46,645 --> 00:56:49,281
‫چی ناراحتتون کرده سرورم؟

765
00:56:50,649 --> 00:56:53,535
‫خبر خوشحال کننده ایه

766
00:56:53,903 --> 00:56:56,246
‫ولی به نظر ناراحت میاین

767
00:56:57,865 --> 00:57:00,876
‫ازدواج در خانواده سلطنتی
‫اتفاق خوشحال کننده ای نیست

768
00:57:02,912 --> 00:57:06,790
‫محاسبات چیزیه که از هم
‫نصیبتون میشه

769
00:57:06,791 --> 00:57:09,218
‫فقط سیاسته انجام کار درسته

770
00:57:10,294 --> 00:57:14,390
‫و اینطوری یه نفر مجبور میشه
‫مثل یه مهره شطرنج زندگی کنه

771
00:57:16,592 --> 00:57:17,935
‫آره

772
00:57:18,928 --> 00:57:21,522
‫چون از نجیب زاده ها هستی
‫باید خبر داشته باشی

773
00:57:21,889 --> 00:57:25,317
‫اگه مورخ نمیشدی
‫همین اتفاق برای تو میوفتاد

774
00:57:28,229 --> 00:57:29,405
‫اما

775
00:57:30,815 --> 00:57:32,440
‫هنوزم یه فرصت داری

776
00:57:32,441 --> 00:57:35,285
‫لازم نیست چون مشاور دوم کمکت کرده
‫مورخ بشی

777
00:57:35,444 --> 00:57:38,080
‫از دستوراتش اطاعت کنی

778
00:57:55,798 --> 00:57:58,767
‫- جناب
‫- اومدی

779
00:57:59,051 --> 00:58:01,428
‫چرا اینقدر ناگهانی داریم
‫کاریچونگ نصب میکنیم؟

780
00:58:01,429 --> 00:58:04,055
‫میدونی که عالیجناب
‫میتونه چقدر دمدمی مزاج باشه

781
00:58:04,056 --> 00:58:06,474
‫کسی رو از یه خانواده
‫مناسب پیدا کردی؟

782
00:58:06,475 --> 00:58:10,061
‫بله دارم به همه خانواده هایی که
‫میشناسم نامه میزنم

783
00:58:10,062 --> 00:58:11,864
‫ولی کار راحتی نیست

784
00:58:12,731 --> 00:58:15,075
‫شاهزاده دوون شاید
‫شاهزاده باشه

785
00:58:15,151 --> 00:58:18,403
‫ولی همه میدونن که عالیجناب
‫ازشون نفرت داره

786
00:58:18,404 --> 00:58:22,040
‫کی میاد دخترش رو به
‫همچین آدمی بده؟

787
00:58:22,241 --> 00:58:23,667
‫درست میگی

788
00:58:24,910 --> 00:58:28,538
‫جناب بیاین فقط یه
‫فرد مناسب پیدا کنیم

789
00:58:28,539 --> 00:58:29,965
‫و تمومش کنیم

790
00:58:30,749 --> 00:58:33,385
‫نه، نیازی نیست خودتون
‫رو به زحمت بندازید

791
00:58:36,338 --> 00:58:39,141
‫شخص مناسب رو سراغ دارم

792
00:58:40,259 --> 00:58:42,770
‫چی؟ جناب

793
00:58:43,512 --> 00:58:45,355
‫منظورتون که...

794
00:58:50,728 --> 00:58:52,029
‫سرورم

795
00:58:58,694 --> 00:59:00,496
‫کجا رفتن؟

796
00:59:03,866 --> 00:59:05,250
‫سرورم!

797
00:59:16,837 --> 00:59:18,597
‫خیلی خوب

798
00:59:19,089 --> 00:59:21,424
‫بیاین بعد از راهی کردن
‫مورخ سونگ نوشیدنی بخوریم

799
00:59:21,425 --> 00:59:23,185
‫امشب مورخ هونگ مهمون میکنه

800
00:59:23,469 --> 00:59:26,054
‫یخورده ناهار خوردم که
‫بتونم از ضیافت اصلی لذت ببرم

801
00:59:26,055 --> 00:59:27,439
‫آفرین

802
00:59:33,562 --> 00:59:36,731
‫منشی یی اینجا چکار میکنی؟

803
00:59:36,732 --> 00:59:38,283
‫- سرورم
‫- سرورم

804
00:59:41,320 --> 00:59:42,704
‫چی گفتید؟

805
00:59:53,499 --> 00:59:55,008
‫دنبالم بیا

806
00:59:57,711 --> 00:59:59,003
‫کار امروزم تموم شده

807
00:59:59,004 --> 01:00:01,640
‫میخوای به زور ببرمت بیرون؟

808
01:00:25,614 --> 01:00:28,876
‫چه اتفاقی افتاد؟

809
01:00:42,464 --> 01:00:45,684
‫بانوی من، شاهزاده دوون اومدن

810
01:00:49,138 --> 01:00:50,647
‫بگو بیاد داخل

811
01:01:03,902 --> 01:01:05,871
‫خوش آمدی شاهزاده دوون

812
01:01:10,242 --> 01:01:12,044
‫حالتون چطوره؟

813
01:01:12,369 --> 01:01:15,380
‫مثل همیشه

814
01:01:16,373 --> 01:01:18,258
‫بیا بشین

815
01:01:27,384 --> 01:01:31,813
‫نمیدونستم اینقدر عجله داری

816
01:01:32,056 --> 01:01:34,641
‫تا درباره عروسی شنیدی

817
01:01:34,642 --> 01:01:37,694
‫با عجله اومدی دیدنم؟

818
01:01:38,729 --> 01:01:40,113
‫خیر

819
01:01:42,900 --> 01:01:44,159
‫اومدم

820
01:01:44,860 --> 01:01:47,079
‫ازتون خواهشی بکنم

821
01:01:53,619 --> 01:01:55,504
‫لطفاً دستور پیدا کردن
‫همسر برای من رو لغو کنید

822
01:01:56,455 --> 01:01:58,340
‫و ازدواجم رو به تعویق بندازید

823
01:02:00,669 --> 01:02:02,470
‫شاهزاده دوون

824
01:02:02,753 --> 01:02:05,097
‫من عاشق یه نفر دیگه ام

825
01:02:12,596 --> 01:02:14,898
‫خیلی دوستش دارم

826
01:02:16,892 --> 01:02:19,277
‫و نمیخوام با کس دیگه ای بجز اون

827
01:02:22,481 --> 01:02:24,366
‫ازدواج کنم

828
01:02:44,713 --> 01:02:50,457
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

829
01:02:51,062 --> 01:02:56,745
"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد"
@persiandreamteam

830
01:03:03,522 --> 01:03:05,440
<i>‫مشخصات دخترش رو فرستاده</i>

831
01:03:05,441 --> 01:03:07,233
<i>‫چرا اون خانواده باید شاهزاده
‫دوون رو بخواد؟</i>

832
01:03:07,234 --> 01:03:09,277
<i>‫مطمئنم قصد بدی داره</i>

833
01:03:09,278 --> 01:03:11,195
<i>‫لطفاً نگران نباشید</i>

834
01:03:11,196 --> 01:03:12,613
<i>‫برعکس یه نفر، من قصد ندارم</i>

835
01:03:12,614 --> 01:03:15,074
<i>‫دخترم رو برای قدرت و مقام بفروشم</i>

836
01:03:15,075 --> 01:03:17,833
<i>‫این همون سونگ ساهیه که میشناسیم؟</i>

837
01:03:17,834 --> 01:03:20,496
<i>‫اسمتون توی لیست همسر آینده
‫شاهزاده دوونه</i>

838
01:03:20,497 --> 01:03:21,706
<i>‫میترسید یه نفر</i>

839
01:03:21,707 --> 01:03:24,083
<i>‫عضو خانواده سلطنتی بشه
‫میدونم چی تو سرتونه</i>

840
01:03:24,084 --> 01:03:25,585
<i>‫واقعاً باهوش هستید</i>

841
01:03:25,586 --> 01:03:29,297
<i>‫فقط میخواستم احساساتم</i>

842
01:03:29,298 --> 01:03:31,591
<i>‫برای آخرین بار به
‫حرف هات گوش میدم</i>

843
01:03:31,592 --> 01:03:33,760
<i>‫خیلی شبیه عالیجناب هستن</i>

844
01:03:33,761 --> 01:03:35,937
<i>‫هه‌ریونگ هم تو رو نمیبخشه</i>

845
01:03:36,018 --> 01:03:38,571
<i>‫چقدر میدونه؟</i>

846
01:03:38,599 --> 01:03:40,692
<i>‫دستور پادشاهه
‫باید اطاعت کنید</i>

847
01:03:40,950 --> 01:03:42,334
<i>‫قید همه چیز رو</i>

848
01:03:42,802 --> 01:03:44,395
<i>‫میزنم</i>

849
01:03:46,106 --> 01:03:48,450
‫

