1
00:00:37,735 --> 00:00:41,996
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

2
00:00:43,452 --> 00:00:46,312
-= قسمت 18 =-

3
00:00:49,541 --> 00:00:50,800
پس

4
00:00:51,835 --> 00:00:54,846
مدام خواب پادشاه خلع شده رو میدیدن؟

5
00:00:55,881 --> 00:00:57,223
احتمالاً

6
00:00:57,674 --> 00:00:59,476
تا حالا تصویری ازش ندیده بودم

7
00:01:02,179 --> 00:01:05,690
از کجا فهمیدی هودام بوده؟

8
00:01:06,183 --> 00:01:07,650
قبلاً دیده بودیش؟

9
00:01:11,855 --> 00:01:14,574
چیزیه که نمیتونی بگی؟

10
00:01:18,236 --> 00:01:20,872
تا حالا در این مورد با کسی حرف نزده بودم

11
00:01:22,282 --> 00:01:23,541
اما

12
00:01:24,367 --> 00:01:28,546
دیگه نمیخوام وانمود کنم چیزی نمیدونم

13
00:01:33,877 --> 00:01:35,929
بیست سال پیش پدرم به

14
00:01:36,880 --> 00:01:38,598
جرم خیانت مُرد

15
00:01:40,926 --> 00:01:44,229
برای همینم، برادرم، یکی از شاگردای پدرم

16
00:01:45,472 --> 00:01:48,733
برای نجاتم بردم چینگ

17
00:01:50,185 --> 00:01:53,238
و از اون موقع به بعد با اسم
گو هه‌ریونگ زندگی کردم

18
00:01:55,524 --> 00:01:57,158
...پس تو

19
00:01:57,567 --> 00:01:58,868
بله

20
00:02:00,278 --> 00:02:02,914
بیست ساله فراریم

21
00:02:04,991 --> 00:02:06,417
...چطور

22
00:02:07,786 --> 00:02:09,754
این اتفاق افتاد؟

23
00:02:12,415 --> 00:02:14,425
منم کامل نمیدونم

24
00:02:14,793 --> 00:02:18,304
فقط میدونم رئیس جایی به اسم سوره‌وون بود

25
00:02:18,678 --> 00:02:21,898
و شنیدم خیانتی کرده بود که تقاصش رو داد

26
00:02:23,944 --> 00:02:28,499
<i>بیست سال پیش در سوره‌وون پزشکی خوندم</i>

27
00:02:30,141 --> 00:02:31,985
...سوره‌وون

28
00:02:33,061 --> 00:02:34,737
در موردش شنیدم

29
00:02:35,021 --> 00:02:37,365
اون پزشک زن گفت اونجا آموزش دیده

30
00:02:37,941 --> 00:02:41,494
گفت با استادش در مورد آبله
کوبی با گاو مطالعه کرده

31
00:02:43,196 --> 00:02:44,497
بله

32
00:02:47,659 --> 00:02:49,043
...یونگان

33
00:02:50,328 --> 00:02:52,755
حتماً اسم مستعار پدر من بوده

34
00:02:58,128 --> 00:03:00,221
خودم هم باورم نمیشه

35
00:03:03,633 --> 00:03:05,393
به عنوان تنها دخترش

36
00:03:07,765 --> 00:03:09,609
نتونستم نوشته‌هاش رو تشخیص بدم

37
00:03:29,075 --> 00:03:30,460
اگه برات خیلی سخته

38
00:03:32,078 --> 00:03:33,922
دیگه چیزی نگو

39
00:03:35,749 --> 00:03:37,050
نه

40
00:03:39,085 --> 00:03:40,970
حتی اگر سخت هم باشه باید در موردش فکر کنم

41
00:03:41,463 --> 00:03:43,139
تمام این سالها

42
00:03:44,925 --> 00:03:47,810
فکر میکردم پدرم ناعادلانه مُرده

43
00:03:48,845 --> 00:03:51,231
چون یکی بهش خیانت کرده

44
00:03:53,141 --> 00:03:56,611
اما اگر هودام اون موقع پادشاه بوده

45
00:03:59,314 --> 00:04:03,451
چرا اجازه دادن اتهام نادرستی به پدرم بزنن؟

46
00:04:06,571 --> 00:04:09,082
انقدر با هم مراوده داشتند که
پادشاه بارها به سوره‌وون رفته بوده

47
00:04:12,035 --> 00:04:13,795
سالها

48
00:04:14,829 --> 00:04:16,256
پدرم

49
00:04:17,582 --> 00:04:19,384
و سوره‌وون

50
00:04:21,169 --> 00:04:23,429
رو در قلبم مخفی کردم

51
00:04:25,006 --> 00:04:28,434
جوری زندگی کردم انگار چیزی نمیدونم

52
00:04:30,428 --> 00:04:33,690
خودم رو با اینکه آرزوی پدرم

53
00:04:34,432 --> 00:04:36,567
فراموش کردن و ادامه دادن هست دلداری میدادم

54
00:04:39,187 --> 00:04:41,322
اما دیگه نمیخوام چنین کاری کنم

55
00:04:44,401 --> 00:04:46,911
میخوام دقیقاً بدونم چه اتهامی پدرم زدن

56
00:04:48,405 --> 00:04:50,623
چه اتفاقی در سوره‌وون افتاده

57
00:04:52,659 --> 00:04:54,043
و چرا هودام

58
00:04:54,703 --> 00:04:56,337
خلع شد

59
00:04:57,706 --> 00:04:59,132
میخوام بدونم

60
00:05:01,209 --> 00:05:02,677
و درکشون کنم

61
00:05:09,050 --> 00:05:10,601
منم همینطور

62
00:05:11,094 --> 00:05:12,937
میخوام همه این چیزا رو

63
00:05:15,390 --> 00:05:17,066
بفهمم

64
00:05:21,146 --> 00:05:22,613
!سرورم

65
00:05:25,358 --> 00:05:26,784
!سرورم

66
00:05:27,068 --> 00:05:29,662
نگران شدم اتفاقی براتون افتاده باشه

67
00:05:29,779 --> 00:05:32,206
اینجا چکار میکنید؟ باید استراحت کنید

68
00:05:32,490 --> 00:05:34,334
میخواستم برگردم

69
00:05:52,969 --> 00:05:54,228
عجله کنید، بریم

70
00:06:09,444 --> 00:06:12,205
بفرمایید تو

71
00:06:18,369 --> 00:06:21,339
همین الان بسترتون رو پهن میکنم

72
00:06:21,748 --> 00:06:25,417
هرچقدر بیشتر استراحت کنید زودتر خوب میشید

73
00:06:25,418 --> 00:06:26,761
خواجه هو

74
00:06:31,758 --> 00:06:34,602
بله -
تو قبل از تولدم -

75
00:06:35,303 --> 00:06:36,720
در قصر کار میکردی، نه؟

76
00:06:36,721 --> 00:06:38,856
بله، سرورم. درسته

77
00:06:39,557 --> 00:06:41,859
...چرا -
یادته -

78
00:06:43,686 --> 00:06:45,780
روز تولدم چه اتفاقی افتاد؟

79
00:06:49,651 --> 00:06:52,954
خدای من، بله، البته

80
00:06:53,780 --> 00:06:58,116
عالیجناب بسیار خوشحال بودند که
پسری به خاندان سلطنتی اضافه شده

81
00:06:58,117 --> 00:07:01,870
شهربانو و شهربانو بزرگ هم همینطور

82
00:07:01,871 --> 00:07:05,758
همه در قصر خوشحال و شاد بودن

83
00:07:10,004 --> 00:07:12,431
شهربانو بزرگ خوشحال بودن؟

84
00:07:15,343 --> 00:07:16,686
بااینکه

85
00:07:19,055 --> 00:07:21,274
پسرشون، پادشاه خلع شده
همون روز از دنیا رفتن؟

86
00:07:26,354 --> 00:07:28,197
چرا دروغ میگی؟

87
00:07:28,523 --> 00:07:30,450
چی رو ازم مخفی میکنی؟

88
00:07:35,446 --> 00:07:37,406
سرورم -
به قصر بر میگردم -

89
00:07:37,407 --> 00:07:38,541
دنبالم نیا

90
00:07:40,451 --> 00:07:41,836
!نه، نباید برید

91
00:07:42,078 --> 00:07:44,672
!حالتون به اندازه کافی خوب نیست! سرورم

92
00:07:46,583 --> 00:07:47,925
سرورم

93
00:08:01,264 --> 00:08:03,640
<i>‫بخاطر داشتن پسری مثل تو</i>

94
00:08:03,641 --> 00:08:06,444
<i>‫بعد از مرگ جرات روبرو شدن با
‫پادشاهان قبلی رو ندارم</i>

95
00:08:06,811 --> 00:08:09,280
<i>‫تو از هر کسی که تا حالا تو این
‫قصر زندگی کرده</i>

96
00:08:09,564 --> 00:08:11,574
<i>‫فاسدتر و بدجنس تری!</i>

97
00:08:14,736 --> 00:08:16,120
<i>ریم</i>

98
00:08:25,121 --> 00:08:26,839
!سرورم

99
00:08:55,860 --> 00:08:58,028
<i>تو سومون‌جیک ، دختر هویونی؟</i>

100
00:08:58,029 --> 00:09:01,290
<i>‫بله، شما کی هستید قربان؟</i>

101
00:09:01,574 --> 00:09:02,708
<i>من؟</i>

102
00:09:07,580 --> 00:09:10,132
<i>‫میتونی هودام صدام کنی</i>

103
00:09:10,750 --> 00:09:12,051
<i>‫بیا</i>

104
00:09:13,294 --> 00:09:16,588
اما چیزی که میخواستم

105
00:09:16,589 --> 00:09:19,308
یک کتاب دیگه بود، نه این

106
00:09:19,592 --> 00:09:20,726
واقعاً؟

107
00:09:22,220 --> 00:09:24,346
پس خودت میخوای پیداش کنی؟

108
00:09:24,347 --> 00:09:25,940
بله

109
00:09:31,312 --> 00:09:34,115
میخوام اون یکی رو هم بخونم -
چی؟ -

110
00:09:34,941 --> 00:09:37,243
اوه، باشه. حتماً

111
00:09:44,701 --> 00:09:46,085
عالیجناب

112
00:09:47,078 --> 00:09:49,329
اومدی، یونگان

113
00:09:49,330 --> 00:09:50,715
پدرت برگشته

114
00:09:52,375 --> 00:09:54,960
سلام، استاد هودام

115
00:09:54,961 --> 00:09:57,221
برگشتین، پدر

116
00:10:08,558 --> 00:10:09,859
پدر

117
00:10:24,255 --> 00:10:26,896
دوون برگشته قصر؟

118
00:10:26,897 --> 00:10:29,532
بله، شهربانو بزرگ
نمیدونم چه چیزی رو فهمیدن

119
00:10:30,246 --> 00:10:33,549
اما خیلی ناگهانی در مورد سال گیونگو پرسیدن

120
00:10:57,648 --> 00:11:00,368
اینجا رو تمیز کنید -
چشم -

121
00:11:11,120 --> 00:11:13,172
تمام منطقه رو گشتیم

122
00:11:13,456 --> 00:11:15,374
اما چیزی پیدا نکردیم

123
00:11:15,375 --> 00:11:19,762
احتمالاً آموزش دیده بودن

124
00:11:22,632 --> 00:11:24,308
نگران نباشید، ولیعهد

125
00:11:24,550 --> 00:11:27,395
سربازها رو روانه گشت کامل میکنیم

126
00:11:27,678 --> 00:11:30,680
خیلی زود جاشون رو پیدا میکنیم

127
00:11:30,681 --> 00:11:32,024
نه، لازم نیست

128
00:11:32,058 --> 00:11:33,401
جستجو رو متوقف کنین

129
00:11:33,684 --> 00:11:37,229
ولیعهد، سعی کردن به شاهزاده
دوون آسیب برسونن

130
00:11:37,230 --> 00:11:39,949
باید دنبالشون بریم و بفهمیم
کی بهشون دستور داده

131
00:11:40,733 --> 00:11:41,909
...اینکه

132
00:11:48,616 --> 00:11:50,200
سربازها داخل شهر باشن

133
00:11:50,201 --> 00:11:53,045
فقط باعث وحشت مردم میشه

134
00:11:53,663 --> 00:11:56,123
فعلاً به سربازها دستور بازگشت بده

135
00:11:56,124 --> 00:11:57,716
خودم رسیدگی میکنم

136
00:12:08,803 --> 00:12:10,438
!ایست

137
00:12:59,979 --> 00:13:01,948
<i>چی رو گم کرده؟
این همه هیاهو برای چیه؟</i>

138
00:13:01,949 --> 00:13:04,733
<i>واقعاً درمورد دربار سلطنتی چیزی نمیدونید؟</i>

139
00:13:04,734 --> 00:13:06,651
این سندی است که سوابق تاریخی
را با هم ادغام می کند

140
00:13:06,652 --> 00:13:09,079
<i>سندی ترکیبی از سوابق تاریخی
سوابق روزانه دبیرخانه و بقیه چیزاست</i>

141
00:13:11,490 --> 00:13:12,917
درسته، سوابق روزانه

142
00:13:18,789 --> 00:13:22,134
شما کی هستید؟
چرا دنبال سوابق میگردید؟

143
00:13:25,029 --> 00:13:26,163
شاهزاده دوون هستم

144
00:13:26,881 --> 00:13:28,098
سرورم

145
00:13:28,274 --> 00:13:29,642
لازمه

146
00:13:29,643 --> 00:13:31,152
کاری برام بکنی

147
00:13:35,348 --> 00:13:36,607
شهربانو بزرگ

148
00:13:38,809 --> 00:13:40,528
...اوضاع

149
00:13:51,697 --> 00:13:53,541
چیزی در این مورد نمیدونم

150
00:13:54,992 --> 00:13:56,877
رابطه خونی‌ای نداریم

151
00:13:57,203 --> 00:13:59,955
اما نزدیک به پنجاه ساله
به عنوان پسرتون زندگی میکنم

152
00:13:59,956 --> 00:14:03,500
کی چنین کاری با مادرش میکنه؟

153
00:14:03,501 --> 00:14:08,138
پس چرا ایک‌پیونگ هنوز زنده‌ست؟

154
00:14:10,007 --> 00:14:12,184
بگو ببینم، عالیجناب

155
00:14:12,551 --> 00:14:14,719
مشخصاً مشاور دوم تنها فردی

156
00:14:14,720 --> 00:14:18,566
در این کشوره که چنین کاری ازش ساخته‌ست
...پس چرا

157
00:14:19,141 --> 00:14:22,861
اون مرد هنوز زنده‌ست؟

158
00:14:24,355 --> 00:14:26,031
نمیتونم تنها با سوءظن

159
00:14:26,691 --> 00:14:28,900
و بدون مدرک مجازاتش کنم

160
00:14:28,901 --> 00:14:30,286
اینطور نیست

161
00:14:31,153 --> 00:14:34,322
چشمهات رو روی کارهایی که میکنه میبندی

162
00:14:34,323 --> 00:14:36,667
چون هدفتون مشترکه

163
00:14:36,742 --> 00:14:38,410
حتی الان

164
00:14:38,411 --> 00:14:42,256
‫احتمالاً ناراحتی که شاهزاده دوون

165
00:14:42,748 --> 00:14:44,374
‫با تیر کشته نشد

166
00:14:44,375 --> 00:14:45,375
شهربانو بزرگ

167
00:14:45,376 --> 00:14:48,804
‫بهتره فراموش نکنی چه
‫قولی بهم دادی

168
00:14:49,922 --> 00:14:52,141
مجبورم واضحتر بگم

169
00:14:53,884 --> 00:14:57,021
اگر اتفاق بدی برای دوون بیفته

170
00:14:57,513 --> 00:15:00,223
خودم رو حلق آویز میکنم

171
00:15:00,224 --> 00:15:01,442
اونوقت نسلهای آینده

172
00:15:01,726 --> 00:15:03,602
از تو به عنوان پادشاهی که مادرش رو کشت

173
00:15:03,603 --> 00:15:05,654
یاد خواهند کرد

174
00:15:06,731 --> 00:15:08,282
احساساتم

175
00:15:10,026 --> 00:15:13,120
مثل بیست سال پیشه

176
00:15:15,114 --> 00:15:17,666
هیچ تغییری نکرده

177
00:15:24,957 --> 00:15:26,884
همه چیز مرتبه؟

178
00:15:27,126 --> 00:15:29,386
بله، نمیتونن پیدامون کنن

179
00:15:30,296 --> 00:15:32,556
شاهزاده چطوره؟ -
نگران نباش -

180
00:15:32,965 --> 00:15:36,176
زخمشون عمیق نیست
به زودی خوب میشن

181
00:15:36,177 --> 00:15:37,594
متأسفم

182
00:15:37,595 --> 00:15:39,271
برید استراحت کنید

183
00:15:39,639 --> 00:15:40,856
خسته نباشید

184
00:15:45,853 --> 00:15:50,074
‫شنیدم شایعه شده حمله کار
‫مشاور دوم بوده

185
00:15:50,358 --> 00:15:51,575
آره

186
00:15:51,776 --> 00:15:55,162
همونطور که انتظار داشتیم، پادشاه
هم به مین ایک‌پیونک مشکوک شده

187
00:15:56,197 --> 00:15:59,833
‫رابطه شون به زودی
‫به پایان میرسه

188
00:16:03,412 --> 00:16:04,663
مراقب باش

189
00:16:04,664 --> 00:16:07,424
اگر بفهمن با ما همراه شدی

190
00:16:07,500 --> 00:16:10,085
فوراً میکشنت

191
00:16:10,086 --> 00:16:12,346
از زندگیم دست کشیدم

192
00:16:13,923 --> 00:16:15,808
خیلی وقته

193
00:16:38,322 --> 00:16:40,407
خانم، اینجا چکار میکنین؟

194
00:16:40,408 --> 00:16:42,042
رخت خوابتون آماده‌ست

195
00:16:42,076 --> 00:16:45,161
گفتی برادرم خارج از شهر کار داشته، درسته؟

196
00:16:45,162 --> 00:16:47,756
بله -
و سه روزی هم هست نیومده -

197
00:16:48,416 --> 00:16:49,717
بله

198
00:16:50,042 --> 00:16:51,885
چیزی شده؟

199
00:16:58,843 --> 00:17:02,604
خانم، با اتاق خالی چکار دارین؟

200
00:18:26,639 --> 00:18:27,940
کاغذ اخبار؟

201
00:18:28,140 --> 00:18:32,027
(کاغذ اخبار)

202
00:18:32,269 --> 00:18:34,780
‫مورخی که سوابق روزانه اش
‫رو تحویل نداد؟

203
00:18:36,649 --> 00:18:38,283
جاگیونگ چرا

204
00:18:38,984 --> 00:18:41,245
این کاغذ اخبار رو نگه داشته؟

205
00:18:43,489 --> 00:18:46,241
"روز سیمیو، ماه جونگه و سال گیونگو"

206
00:18:46,242 --> 00:18:48,252
<i>مورخ رتبه اول کیم ایل‌موک</i>

207
00:18:48,869 --> 00:18:51,120
<i>از ارائه سوابق روزانه نوشته
شده خود به ایل‌گیچونگ سر باز زد</i>

208
00:18:52,915 --> 00:18:55,509
"روز سینچوک، ماه جونگه و سال گیونگو"

209
00:18:56,210 --> 00:18:58,470
<i>مورخ رتبه اول کیم ایل‌موک</i>

210
00:18:58,963 --> 00:19:01,098
<i>محکوم به قطع سر شد</i>

211
00:19:08,347 --> 00:19:11,391
کارآموز گو، باید به کتابخونه
بری و یکم استراحت کنی

212
00:19:11,392 --> 00:19:14,060
باورم نمیشه بعد از اینکه نزدیک
بود بمیره پاشده اومده سر کار

213
00:19:14,061 --> 00:19:15,529
دیوونه نیست؟

214
00:19:15,813 --> 00:19:17,573
حالم خوبه

215
00:19:17,857 --> 00:19:21,827
از فرق سر تا نوک پا، کاملاً خوبم

216
00:19:26,991 --> 00:19:30,711
خب، دیروز کی رفت نوک‌سودانگ؟

217
00:19:32,204 --> 00:19:35,456
خب فعلاً هیچ مورخی حق نداره
به نوک‌سودانگ نزدیک بشه

218
00:19:35,457 --> 00:19:39,136
شاهزاده باید استراحت کنن و فکر
میکنن ما باعث ناراحتیشون میشیم

219
00:19:43,507 --> 00:19:45,592
اوه، بالاخره اومدی

220
00:19:45,593 --> 00:19:48,896
دردسر ساز بدشانس

221
00:19:49,638 --> 00:19:53,975
انگار یک قدمم نباید از
دفتر احکام بذاری بیرون

222
00:19:53,976 --> 00:19:56,778
میری بدجور نگرانم میکنی -
بله -

223
00:19:56,979 --> 00:19:58,363
خوشحالم برگشتی

224
00:20:09,074 --> 00:20:11,335
مورخ مین -
بله -

225
00:20:11,660 --> 00:20:13,128
شما

226
00:20:13,412 --> 00:20:16,006
‫مورخی به اسم کیم ایل‌‌موک میشناسید؟

227
00:20:17,541 --> 00:20:18,717
مورخ کیم ایل‌موک ؟

228
00:20:20,127 --> 00:20:22,554
تو از کجا میشناسیش؟

229
00:20:23,130 --> 00:20:24,348
کیم ایل‌موک ؟

230
00:20:24,882 --> 00:20:27,467
کی هست؟ -
قبلاً بهتون گفته بودم -

231
00:20:27,468 --> 00:20:32,272
مورخ ارشدم که مثل ببر زخمی بود

232
00:20:32,932 --> 00:20:34,599
شنیدم خیلی سخت کوش بوده

233
00:20:34,600 --> 00:20:38,227
همیشه آخرای شب میرفت خونه‌اش

234
00:20:38,228 --> 00:20:39,655
و آفتاب نزده بر میگشت

235
00:20:40,022 --> 00:20:45,026
هر وقت جلسات سلطنتی برگزار میشد
سه چهار دفتر رو پر میکرد

236
00:20:45,027 --> 00:20:47,654
پس چطوره که در مورد همچین مورخ شگفت‌انگیزی

237
00:20:47,655 --> 00:20:50,207
تا الان چیزی نمیدونستیم؟

238
00:20:50,658 --> 00:20:52,533
خیلی دوست دارم ببینمش

239
00:20:52,534 --> 00:20:55,045
و یاد بگیرم چطور میشه
سوابق روزانه رو ثبت کرد

240
00:20:55,788 --> 00:20:57,381
مُرده

241
00:20:57,706 --> 00:20:59,624
سوابق روزانه پادشاه خلع شده رو

242
00:20:59,625 --> 00:21:01,843
به ایل‌گیوچونگ نداد

243
00:21:02,211 --> 00:21:03,553
و سرش رو قطع کردن

244
00:21:03,837 --> 00:21:06,890
چی؟ چرا یه مورخ سوابق روزانه رو نداده؟

245
00:21:07,174 --> 00:21:09,893
به چه دلیلی؟ -
هیچکی نمیدونه -

246
00:21:10,094 --> 00:21:13,012
برای همینم مردم فکر کردن اصلاً نوشته نشده

247
00:21:13,013 --> 00:21:14,973
یا جابه‌جاش کردن

248
00:21:14,974 --> 00:21:17,067
فقط شایعاته سرش

249
00:21:18,936 --> 00:21:20,654
حالا چی شد همچین سوالی کردی؟

250
00:21:23,065 --> 00:21:25,692
اسمش رو شنیدم و کنجکاویم گُل کرد

251
00:21:25,693 --> 00:21:27,494
در موردش حرفی نزن

252
00:21:27,861 --> 00:21:29,871
فقط از دادن سوابق امتنا نکرده

253
00:21:30,114 --> 00:21:32,916
به جرم خیانت کشتنش

254
00:21:33,325 --> 00:21:35,294
ممکنه سوءتفاهم ایجاد کنی

255
00:21:37,997 --> 00:21:39,506
فهمیدم

256
00:21:55,389 --> 00:21:57,284
<i>من فقط یک دلیل می توانم پیدا کنم</i>

257
00:21:57,285 --> 00:21:58,878
<i>‫چون</i>

258
00:22:01,687 --> 00:22:03,604
<i>‫به آرامگاه پادشاه عزل شده رفتم</i>

259
00:22:03,605 --> 00:22:06,408
<i>‫مهمتر از اون توسط پدرم
‫بخاطر خیانت به کشور</i>

260
00:22:09,486 --> 00:22:11,079
<i>‫به مرگ محکوم شد</i>

261
00:22:11,363 --> 00:22:12,581
<i>‫ولیعهد</i>

262
00:22:12,865 --> 00:22:16,701
<i>‫فکر نکن که همه چیز رو میدونی</i>

263
00:22:16,702 --> 00:22:21,089
<i>‫هر چیزی که میشنوی حقیقت نیست</i>

264
00:22:23,333 --> 00:22:24,593
ولیعهد

265
00:22:25,878 --> 00:22:27,929
چیزی که خواسته بودید

266
00:22:28,255 --> 00:22:29,598
عالیه، ممنون

267
00:22:30,299 --> 00:22:32,601
اما کاتب بهم گفت

268
00:22:33,218 --> 00:22:34,761
که شاهزاه دوون

269
00:22:34,762 --> 00:22:37,981
هم دنبال مدارک اون سال میگشتن

270
00:22:39,224 --> 00:22:40,567
دوون؟

271
00:22:52,112 --> 00:22:54,581
جین -
در مورد پادشاه خلع شده -

272
00:22:54,740 --> 00:22:58,070
لازم نیست پیگیری کنی
همینطور هم نباید

273
00:22:58,071 --> 00:23:01,374
در مورد پادشاه خلع شده نیست در مورد خودمه

274
00:23:01,538 --> 00:23:04,719
چی میخوای بدونی؟ چی تو فکرت میگذره؟

275
00:23:04,720 --> 00:23:06,355
اینکه

276
00:23:07,377 --> 00:23:09,513
ممکنه من و اون ربطی به هم داشته باشیم؟

277
00:23:10,047 --> 00:23:11,389
ریم

278
00:23:13,258 --> 00:23:15,185
تو هم میدونستی؟

279
00:23:16,386 --> 00:23:18,980
روز مونجین، ماه گاپسین و سال گیونگو

280
00:23:21,683 --> 00:23:23,693
روزی که به دنیا آمدم

281
00:23:25,604 --> 00:23:27,114
عالیجناب کودتا کردن

282
00:23:29,024 --> 00:23:31,660
درسته،‌ در موردش شنیدم

283
00:23:32,277 --> 00:23:35,321
اما هیچ معنی‌ای نمیده

284
00:23:35,322 --> 00:23:36,665
...اون فقط

285
00:23:37,115 --> 00:23:39,751
تصادفی بوده -
اگه اینطوریه -

286
00:23:41,745 --> 00:23:43,588
چرا در دفتر احکام

287
00:23:45,165 --> 00:23:48,009
سلطنتی چیزی در مورد تولدم وجود نداره؟

288
00:23:50,879 --> 00:23:53,047
سوابق فرامین عالیجناب هست

289
00:23:53,048 --> 00:23:55,433
اینکه با کمک مقام‌های بلند
پایه کودتا کردن هست

290
00:23:56,051 --> 00:23:59,136
و اینکه تو و مادرت برای زندگی به قصر اومدین

291
00:23:59,137 --> 00:24:01,106
اما نتونستم هیچ اسمی

292
00:24:02,766 --> 00:24:04,192
...از خودم

293
00:24:05,143 --> 00:24:06,987
در سوابق روزانه پیدا کنم

294
00:24:09,147 --> 00:24:10,407
...این یعنی

295
00:24:11,233 --> 00:24:12,534
...خب

296
00:24:13,777 --> 00:24:17,080
وقتی عالیجناب خودشون رو
برای شورش آماده میکردن

297
00:24:17,322 --> 00:24:20,208
شهربانو مدتی خونه والدینشون موندن

298
00:24:20,492 --> 00:24:23,003
اونجا به دنیا اومدی و بعداً به قصر آوردنت

299
00:24:23,287 --> 00:24:26,173
برای همینم هیچ سابقه‌ای از تولدت ثبت نشده

300
00:24:26,331 --> 00:24:29,134
بیرون قصر بوده -
پس این سوالم رو جواب بده -

301
00:24:30,586 --> 00:24:32,053
تا به حال شهربانو رو

302
00:24:34,631 --> 00:24:37,642
وقتی من رو باردار بودن دیدی؟

303
00:24:46,310 --> 00:24:48,737
بله

304
00:24:49,438 --> 00:24:51,731
ایشون برات لباس میدوختن

305
00:24:51,732 --> 00:24:53,742
و حتی اسم هم برات انتخاب کرده بودن

306
00:24:54,151 --> 00:24:56,536
من،‌ پدر شاه و شهربانو

307
00:24:56,653 --> 00:25:00,081
روزی که دیدیمت خیلی هیجانزده بودیم

308
00:25:00,240 --> 00:25:02,167
واضح این رو یادمه

309
00:25:04,828 --> 00:25:06,129
جین

310
00:25:09,666 --> 00:25:11,134
...پس دیگه

311
00:25:12,169 --> 00:25:13,887
شک نکن

312
00:25:16,715 --> 00:25:19,267
تو عضوی از خانواده‌مونی

313
00:25:20,844 --> 00:25:22,395
و تنها برادرم

314
00:25:22,763 --> 00:25:25,857
این چیزیه که هیچوقت عوض نمیشه

315
00:25:34,441 --> 00:25:35,784
ریم

316
00:26:02,427 --> 00:26:04,229
سرورم -
به عالیجناب ورودم رو اعلام کنید -

317
00:26:08,809 --> 00:26:10,402
عالیجناب

318
00:26:11,019 --> 00:26:13,613
عالیجناب شاهزاده دوون به دیدنتون اومدن

319
00:26:14,314 --> 00:26:16,366
امروز حالم خوب نیست

320
00:26:16,650 --> 00:26:18,118
بگو یک روز دیگه بیاد

321
00:26:20,195 --> 00:26:23,665
سرورم، به اقامتگاهتون برگردید

322
00:26:26,493 --> 00:26:27,877
پدر شاه

323
00:26:29,162 --> 00:26:30,922
لطفاً اجازه بدید

324
00:26:31,206 --> 00:26:32,632
سوالی ازتون دارم

325
00:26:34,376 --> 00:26:35,927
...من

326
00:26:37,504 --> 00:26:39,306
تیر خوردم

327
00:26:42,175 --> 00:26:43,601
‫نمیخواین بدونین

328
00:26:46,138 --> 00:26:47,897
حالم خوبه یا نه؟

329
00:27:09,703 --> 00:27:11,087
من باید

330
00:27:11,496 --> 00:27:13,798
امروز باهاتون صحبت کنم،‌ پدر شاه

331
00:27:15,417 --> 00:27:17,010
اینجا میمونم

332
00:27:17,919 --> 00:27:19,512
تا اجازه بدید

333
00:27:51,953 --> 00:27:53,380
شهربانو بزرگ

334
00:28:31,576 --> 00:28:33,086
سرورم

335
00:28:34,162 --> 00:28:35,463
...هنوز

336
00:28:35,997 --> 00:28:38,091
به طور کامل سلامتیتون
رو به دست نیاوردید

337
00:28:41,128 --> 00:28:42,720
لطفاً بلند شید

338
00:28:57,269 --> 00:28:58,570
پس

339
00:28:59,104 --> 00:29:01,865
منم اینجا میمونم

340
00:29:02,607 --> 00:29:03,742
کارآموز گو

341
00:29:04,693 --> 00:29:07,495
عالیجناب تشریف فرما میشوند

342
00:29:23,378 --> 00:29:26,347
میبینم که سرسختانه با
مورخ زن در کنارت اینجا موندی

343
00:29:27,591 --> 00:29:30,101
چرا انقدر شلوغش کردی؟

344
00:29:30,427 --> 00:29:32,595
نمیدونم چی میخوای بدونی

345
00:29:32,596 --> 00:29:35,815
اما امروز نه میخوام باهات حرف بزنم
نه چیزی دارم که بهت بگم

346
00:29:41,730 --> 00:29:44,616
!دوون -
پدرشاه، تا به حال -

347
00:29:47,068 --> 00:29:48,453
دوستم داشتید

348
00:29:51,865 --> 00:29:53,875
حتی برای یک لحظه کوتاه؟

349
00:30:02,667 --> 00:30:03,959
‫منظورت چیه؟

350
00:30:03,960 --> 00:30:05,762
‫تا حالا شده

351
00:30:07,130 --> 00:30:10,600
‫بهم فکر کنید یا دلتنگم بشید
‫حتی برای یک دفعه؟

352
00:30:11,843 --> 00:30:14,479
‫تا حالا شده علاقه ای به
‫من داشته باشید؟

353
00:30:17,766 --> 00:30:19,609
‫دارم میپرسم

354
00:30:22,812 --> 00:30:24,155
‫تا حالا شده...

355
00:30:33,281 --> 00:30:34,958
‫واقعاً به من به چشم

356
00:30:35,575 --> 00:30:37,085
‫پسرتون نگاه کنید

357
00:31:00,141 --> 00:31:01,776
‫ببریدش به اقامتگاهش

358
00:31:03,144 --> 00:31:04,487
‫پدرشاه

359
00:34:04,343 --> 00:34:08,548
"Parnaz - El_A" :مترجم

360
00:34:09,623 --> 00:34:12,399
‫

361
00:34:34,397 --> 00:34:35,606
کاغذ اخبار؟

362
00:34:35,607 --> 00:34:37,441
‫(کاغذ اخبار)

363
00:34:37,442 --> 00:34:39,032
‫(کیم ایل‌موک سوابق روزانه اش رو تحویل نداد)

364
00:34:39,033 --> 00:34:40,694
<i>در موردش حرفی نزن</i>

365
00:34:40,695 --> 00:34:42,663
<i>فقط از دادن سوابق امتنا نکرده</i>

366
00:34:42,831 --> 00:34:45,425
<i>به جرم خیانت کشتنش</i>

367
00:34:46,418 --> 00:34:47,802
‫مورخی که

368
00:34:48,753 --> 00:34:50,346
‫سوابق روزانه اش رو تحویل نداد

369
00:34:58,513 --> 00:34:59,856
‫چی؟

370
00:35:00,473 --> 00:35:01,733
‫کتاب های تاریخ شخصی؟

371
00:35:02,309 --> 00:35:03,392
‫بله

372
00:35:03,393 --> 00:35:06,779
‫کتاب هایی که نوشته مورخین شخصی
‫هستن نه مورخین سلطنتی

373
00:35:08,064 --> 00:35:10,065
‫اگه مورخی

374
00:35:10,066 --> 00:35:12,860
‫چرا توی خیابون ها دنبال
‫تاریخ میگردی؟

375
00:35:12,861 --> 00:35:14,829
‫توی اون کتاب ها چیزی جز
‫شایعه نیست

376
00:35:15,113 --> 00:35:17,540
‫برام مهم نیست اگه توش شایعه
‫و دروغ نوشته شده باشه

377
00:35:18,533 --> 00:35:21,461
‫کتابی مال سال

378
00:35:22,287 --> 00:35:23,838
‫گیونگو دارید؟

379
00:35:23,913 --> 00:35:26,257
‫بذار ببینم، سال...

380
00:35:26,724 --> 00:35:28,731
‫چی؟ سال چی؟

381
00:35:29,252 --> 00:35:32,639
‫میخوای دوباره من رو
‫توی دردسر بندازی؟

382
00:35:33,006 --> 00:35:37,018
‫همه کتاب های شخصی که توی
‫اون سال نوشته شدن ممنوعه ان

383
00:35:37,844 --> 00:35:41,189
‫نباید کتاب های اون سال رو بفروشیم
‫تو هم نباید دنبالشون بگردی

384
00:35:41,556 --> 00:35:42,723
‫همه‌شون ممنوعه‌ان؟

385
00:35:42,724 --> 00:35:46,435
‫شایعات زیادی درباره پادشاه
‫عزل شده پخش شده بود

386
00:35:46,436 --> 00:35:48,812
‫مردم رو به سوره‌وون برد

387
00:35:48,813 --> 00:35:51,616
‫و به قصد کشت شکم هاشون شکافت

388
00:35:52,025 --> 00:35:55,578
‫و ظاهراً با غربی های وحشی هم
‫در ارتباط بوده

389
00:35:55,862 --> 00:35:58,873
‫بگذریم، اون کتاب ها رو
‫توی بقیه کتاب فروشی هم پیدا نمیکنی

390
00:35:59,157 --> 00:36:01,834
‫پس دنبالش نگرد

391
00:36:22,555 --> 00:36:25,149
‫داری خودت رو آماده میکنی
‫بری قصر؟

392
00:36:25,433 --> 00:36:27,902
‫خیلی وقته نبودم

393
00:36:29,479 --> 00:36:32,481
‫باید از مورخی استعفا بدی

394
00:36:32,482 --> 00:36:36,244
‫باید برای همیشه مورخی رو بذاری کنار
‫و مشاور دوم قطع رابطه کنی

395
00:36:38,029 --> 00:36:39,780
‫چرا یهویی این حرف رو میزنید؟

396
00:36:39,781 --> 00:36:41,457
‫فکر میکنی چرا؟

397
00:36:41,616 --> 00:36:43,668
‫نمیتونم اجازه بدم ادامه بدی
‫واسه همین

398
00:36:43,952 --> 00:36:45,828
‫وقتی رفتی دفتر احکام سلطنتی

399
00:36:45,829 --> 00:36:47,463
‫و به عنوان نامزد ازدواج معرفی شدی

400
00:36:47,622 --> 00:36:50,299
‫فهمیدم یه نقشه ای توی سرته

401
00:36:51,251 --> 00:36:52,459
‫خدای من

402
00:36:52,460 --> 00:36:55,054
‫مشاور دوم زن پسرش رو
‫به کشتن داد

403
00:36:55,088 --> 00:36:57,390
‫از کجا میخواد بدونه دختر من
‫چقدر عزیزه؟

404
00:36:58,174 --> 00:37:01,644
‫بگذریم، از این به بعد باید با
‫مین ایک‌پیونگ قطع رابطه کنی

405
00:37:02,178 --> 00:37:04,480
‫یه راهی پیدا میکنم قضیه
‫رو جمع کنم

406
00:37:04,764 --> 00:37:06,232
‫پدر

407
00:37:06,766 --> 00:37:09,527
‫میتونم از خودم محافظت کنم

408
00:37:11,020 --> 00:37:12,822
‫و حتی مشاور دوم هم

409
00:37:14,899 --> 00:37:16,701
‫نتونست کاری باهام بکنه

410
00:37:18,069 --> 00:37:19,620
‫اگه دهنم رو باز کنم

411
00:37:20,155 --> 00:37:21,998
‫زنده نمیمونه که فردا رو ببینه

412
00:38:36,815 --> 00:38:38,157
‫اینها چی هستن؟

413
00:38:38,858 --> 00:38:40,034
‫کتاب ممنوعه

414
00:39:12,100 --> 00:39:15,069
‫مشاور، این همون کتابیه که گفتید

415
00:39:15,353 --> 00:39:17,780
‫سریع بذاریدشون رو زمین!
‫این کتاب ممنوعه‌ست

416
00:39:18,064 --> 00:39:20,283
‫ - کتاب ممنوعه؟
‫ - کتاب ممنوعه‌ست

417
00:39:25,613 --> 00:39:29,292
‫ادای احترام کنید

418
00:39:38,418 --> 00:39:39,551
‫(داستان هو‌دام)

419
00:39:44,507 --> 00:39:46,592
‫(داستان هو‌دام)

420
00:39:46,812 --> 00:39:48,405
‫این واسه چی اینجاست؟

421
00:39:51,014 --> 00:39:52,481
‫کی این رو اینجا گذاشته؟

422
00:40:26,215 --> 00:40:27,769
‫(داستان هو‌دام)

423
00:40:29,385 --> 00:40:31,799
‫(داستان هو‌دام)

424
00:40:53,618 --> 00:40:55,670
‫داستان هو‌دام؟

425
00:40:58,081 --> 00:41:01,050
‫چی گفتن؟
‫واسه همه یکیه؟

426
00:41:01,334 --> 00:41:03,585
‫بله دبیرخانه سلطنتی
‫دفتر مشاورین مخصوص

427
00:41:03,586 --> 00:41:05,629
‫دفتر بازرسی اخلاقی
‫دفتر بازرسی کل

428
00:41:05,630 --> 00:41:08,006
‫سونگ کیون کوان
‫و دفتر وزرا

429
00:41:08,007 --> 00:41:09,558
‫همه این کتاب ها رو دارن

430
00:41:11,811 --> 00:41:14,318
‫کدوم روانی همچین کاری میکنه؟

431
00:41:14,639 --> 00:41:17,650
‫چرا یه نفر باید رونوشت های
‫این داستان توی کل قصر پخش کنه؟

432
00:41:18,142 --> 00:41:21,404
‫قبول دارم؟ دوست دارم بدونم
‫درباره چیه

433
00:41:21,896 --> 00:41:25,190
‫این کتاب توی لیست های ممنوعه‌ست

434
00:41:25,191 --> 00:41:27,243
‫بخونیش توی دردسر میوفتی

435
00:41:27,568 --> 00:41:29,861
‫همه دارن میخونن

436
00:41:29,862 --> 00:41:32,364
‫حتی با نگاه کردن بهش مضطرب میشم

437
00:41:32,365 --> 00:41:34,533
‫فقط ببرشون به دبیرخانه سلطنتی

438
00:41:34,534 --> 00:41:37,295
‫بهشون بگو به کتاب ها دست هم نزدیم

439
00:41:37,829 --> 00:41:39,171
‫من میبرم

440
00:41:58,808 --> 00:42:01,444
<i>‫دنبال کتابی به اسم داستان هو‌دام بودم</i>

441
00:42:02,270 --> 00:42:04,572
<i>‫الان کتاب ممنوعه شده
‫واسه همین نمیتونم گیرش بیارم</i>

442
00:42:21,904 --> 00:42:24,017
‫(داستان هو‌دام)

443
00:42:29,505 --> 00:42:30,845
‫(داستان هو‌دام)

444
00:42:36,262 --> 00:42:39,190
‫ - همه رونوشت ها رو جمع کردین؟
‫ - بله عالیجناب

445
00:42:39,599 --> 00:42:42,934
‫ولی خیلی از مقامات کتاب رو خوندن

446
00:42:42,935 --> 00:42:44,904
‫پس همه‌شون دستگیر کنید!

447
00:42:46,314 --> 00:42:48,324
‫هرکسی که درباره کتاب ممنوعه حرف بزنه

448
00:42:48,733 --> 00:42:51,327
‫به میخ بکشید و زبونشون رو قطع کنید

449
00:42:51,652 --> 00:42:54,705
‫عالیجناب لطفاً آروم باشید

450
00:42:54,822 --> 00:42:59,335
‫عالیجناب باید کسانی رو مجازات
‫کنید که کتاب رو پخش کردن

451
00:42:59,494 --> 00:43:01,170
‫نه کسانی رو که کتاب رو خوندن

452
00:43:02,205 --> 00:43:06,300
‫به علاوه، خودتون میدونید
‫کار کیه

453
00:43:13,132 --> 00:43:15,267
‫مشاور دوم، مراقب حرف
‫زدنت باش

454
00:43:15,635 --> 00:43:17,094
‫منظورت چیه میدونم کار کیه؟

455
00:43:17,095 --> 00:43:21,774
‫داستان هو‌دام فقط یه کتاب داستانه
‫که قبلاً در خیابان ها پخش شده بود

456
00:43:23,101 --> 00:43:25,778
‫هرکس که این کتاب رو بخونه
‫در موردش صحبت کنه

457
00:43:26,062 --> 00:43:27,938
‫احمقی بیش نیست

458
00:43:27,939 --> 00:43:30,357
‫و هر کسی که این کتاب ممنوعه
‫رو به قصر آورده

459
00:43:30,358 --> 00:43:32,076
‫و حکومت شما رو زیر سوال برده

460
00:43:32,443 --> 00:43:34,870
‫حتماً باید به شدت مجازات باشه عالیجناب

461
00:43:38,991 --> 00:43:42,628
‫امیدوارم درست قضاوت کنید و
‫تصمیم درست رو بگیرید

462
00:43:59,178 --> 00:44:02,398
‫قربان، چرا پای شهربانوی بزرگ
رو وسط کشیدین؟

463
00:44:02,598 --> 00:44:06,184
‫میدونید که عالیجناب نمیتونه
‫کاری با اون بکنه

464
00:44:06,185 --> 00:44:09,572
‫بی اراده بودنش دلیل این اتفاقاته

465
00:44:10,189 --> 00:44:13,066
‫داره کارهای شهربانوی بزرگ رو ندید میگیره
‫حتی وقتی میخواد از پشت بهش خنجر بزنه

466
00:44:13,067 --> 00:44:15,527
‫قبل از ورود عالیجناب یه نگاهی
‫به کتاب انداختم و فهمیدم

467
00:44:15,528 --> 00:44:17,955
‫که خیلی چیزها با جزئیات نوشته شده

468
00:44:18,114 --> 00:44:19,573
‫فکر میکنید شهربانوی بزرگ

469
00:44:19,574 --> 00:44:22,492
‫سوابق روزانه مورخ کیم ایل‌موک رو پیدا کرده؟

470
00:44:22,493 --> 00:44:24,828
‫کل کشور رو بیست سال گشتیم

471
00:44:24,829 --> 00:44:26,329
‫ولی نتونستیم چیزی پیدا کنیم

472
00:44:26,330 --> 00:44:29,633
‫محاله تونسته باشه ناگهانی اونا رو پیدا کنه

473
00:44:33,546 --> 00:44:36,432
‫نوشته های کتاب تفاوت زیادی
‫با حقیقت نداره

474
00:44:38,843 --> 00:44:42,220
‫واسه همین نمیفهمم چرا پدرم
‫اینقدر سر این کتاب ناراحته

475
00:44:42,221 --> 00:44:46,150
‫خوب، مدرسه سوره‌وون که در
‫کتاب بهش اشاره شده

476
00:44:46,225 --> 00:44:49,945
‫در واقع در دنیای واقعی
‫توسط پادشاه عزل شده

477
00:44:49,979 --> 00:44:52,907
‫ - بیست سال پیش تاسیس شده
‫ - پادشاه عزل شده؟

478
00:44:54,066 --> 00:44:58,245
‫پس داری میگی هو‌دام همون
‫پادشاه عزل شده‌ست

479
00:44:58,779 --> 00:45:01,874
‫متاسفانه بله

480
00:45:04,785 --> 00:45:08,839
‫ولی این داستان با حقیقت خیلی
‫فرق داره

481
00:45:09,123 --> 00:45:11,884
‫دقیق از جزئیات اتفاقات
‫اون موقع با خبر نیستم

482
00:45:12,168 --> 00:45:14,553
‫ولی یادمه همه میگفتن

483
00:45:14,670 --> 00:45:18,006
‫پادشاه عزل شده مدرسه ای
‫به اسم سوره‌وون تاسیس کرده

484
00:45:18,007 --> 00:45:20,216
‫و به رعیت ها و زن ها
‫درباره کاتولیک آموزش میداده

485
00:45:20,217 --> 00:45:22,344
‫و میگفتن همش مراسم های عجیب

486
00:45:22,345 --> 00:45:24,855
‫برپا میکرده و مردم میکشته
‫و حتی شکنجه میداده

487
00:45:26,223 --> 00:45:27,691
‫ولی

488
00:45:28,184 --> 00:45:30,903
‫همه اون شایعات حقیقت داشتن؟

489
00:45:31,896 --> 00:45:33,864
‫البته که حقیقت داشتن

490
00:45:34,231 --> 00:45:36,075
‫تاریخ میگه عالیجناب

491
00:45:36,275 --> 00:45:39,119
‫لشکرکشی کردن که جلوی شرارت های
‫پادشاه عزل شده ایستادگی کنن

492
00:45:39,445 --> 00:45:41,455
‫و بالاخره کشورمون رو نجات دادن

493
00:45:51,582 --> 00:45:53,541
‫(داستان هو‌دام)

494
00:45:53,542 --> 00:45:55,229
‫(در گذشته ای نه چندان دور...)

495
00:46:05,096 --> 00:46:07,022
‫در گذشته ای نه چندان دور

496
00:46:07,932 --> 00:46:10,025
‫دانشمندی به اسم هو‌دام زندگی میکرد

497
00:46:11,227 --> 00:46:13,612
‫هو‌دام مطالعه رو دوست داشت

498
00:46:14,814 --> 00:46:16,282
‫و برای دیگران اهمیت قائل بود

499
00:46:17,316 --> 00:46:19,493
‫و از صمیم قلب کشورش
‫رو دوست داشت

500
00:46:21,278 --> 00:46:26,292
‫ولی دنیای بیرون خیلی سریع
‫درحال تغییر بود

501
00:46:26,659 --> 00:46:31,005
‫کشورهای غربی آروم شروع به
‫تاثیرگذاری روی شرق کردن

502
00:46:31,580 --> 00:46:34,582
‫هودام مطمئن بود که دین کنفوسیوسی
‫که به مدت 400 سال

503
00:46:34,583 --> 00:46:36,635
‫ستون چوسان بود

504
00:46:36,794 --> 00:46:39,221
‫دیگه نمیتونست از چوسان
‫محافظت کنه

505
00:46:40,881 --> 00:46:43,809
‫این کشور به تغییر احتیاج داشت

506
00:46:45,261 --> 00:46:48,722
‫بنابراین او و دوستش یونگان با همکاری
‫همدیگه هدفشون رو دنبال کردن

507
00:46:48,723 --> 00:46:51,489
‫(هو‌دام و یونگان)
‫(از اینجا همه چیز شروع شد)

508
00:46:53,144 --> 00:46:55,738
‫و اینگونه سوره‌وون تاسیس شد

509
00:46:57,189 --> 00:46:59,658
‫کلمات چینی به معنی
‫طلوع خورشید و رسیدن بودن

510
00:47:00,151 --> 00:47:01,869
‫جایی که خورشید طلوع میکنه

511
00:47:03,738 --> 00:47:06,248
‫محلی که پر از امید و جوانی بود

512
00:47:06,532 --> 00:47:08,876
‫امید اینکه چوسان به زودی به
‫یک شروع جدید خوش آمد میگه

513
00:47:09,160 --> 00:47:11,003
‫درون دیوارهای سوره‌وون

514
00:47:11,370 --> 00:47:12,880
‫مردم از قشر و جنسیتی

515
00:47:13,622 --> 00:47:16,008
‫باهم برابری داشتن

516
00:47:17,501 --> 00:47:20,378
‫هرکسی که استعداد داشت میتونست
‫به سوره‌وون ملحق بشه

517
00:47:20,379 --> 00:47:21,880
‫و با بقیه یاد بگیره

518
00:47:21,881 --> 00:47:24,257
‫این چیه؟

519
00:47:24,258 --> 00:47:27,728
‫شب و روز دانش پژوه ها
‫همیشه مشغول خوندن کتاب هاشون بود

520
00:47:27,928 --> 00:47:30,439
‫ - نگاه کنید
‫ - چی میگه؟

521
00:47:31,515 --> 00:47:34,610
‫داره درباره قلب انسان
‫بهمون آموزش میده

522
00:47:35,186 --> 00:47:36,603
‫همش دست توئه

523
00:47:36,604 --> 00:47:39,823
‫راهنما و مسیر آینده همدیگه بودن

524
00:47:40,316 --> 00:47:42,743
‫همه‌شون رویای یک آینده رو داشتن

525
00:47:45,529 --> 00:47:48,749
‫جای واقعاً زیبایی بود

526
00:47:49,825 --> 00:47:53,212
‫اما نگاه بقیه به سوره‌وون خیلی
‫فرق داشت

527
00:47:53,245 --> 00:47:55,413
‫به چشم اونها سوره‌وون جایی
‫بود که رعیت ها با زن ها هم کلام میشدن

528
00:47:55,414 --> 00:47:56,748
‫و جایی بود که

529
00:47:56,749 --> 00:47:59,885
‫مردم دور هم جمع شده بودن
‫که زبان وحشی ها رو یاد بگیرن

530
00:48:00,336 --> 00:48:02,763
‫هیچکس نتونست درکشون کنه

531
00:48:03,631 --> 00:48:05,557
‫سوءتفاهم ها تبدیل شایعات شد

532
00:48:05,800 --> 00:48:08,468
‫و شایعات تبدیل به حقیقت

533
00:48:08,469 --> 00:48:11,387
‫ - عالیجناب!
‫ - عالیجناب!

534
00:48:11,388 --> 00:48:13,816
‫در نهایت مردم به سوره‌وون پشت کردن

535
00:48:19,817 --> 00:48:24,817
‫

536
00:48:30,407 --> 00:48:33,460
‫دانش پژوه‌های جوان سوره‌وون
‫که پر از امید بودند

537
00:48:34,620 --> 00:48:35,954
‫همه در نا امیدی

538
00:48:35,955 --> 00:48:37,965
‫کشته شدن

539
00:48:39,625 --> 00:48:41,009
‫بیا اینجا!

540
00:48:41,544 --> 00:48:42,928
‫نه!

541
00:49:01,957 --> 00:49:04,351
‫(سوره‌وون)

542
00:49:04,400 --> 00:49:06,201
‫هو‌دام و یونگان هم

543
00:49:08,571 --> 00:49:10,539
‫اون شب جونشون رو از
‫دست دادن

544
00:49:13,200 --> 00:49:15,294
‫اونها رویای قدرتمند شدن داشتن

545
00:49:15,911 --> 00:49:18,172
‫تا بتونیم از کشورمون محافظت کنیم

546
00:49:19,748 --> 00:49:23,927
‫اما رویای اونها در تاریکی ناپدید شد

547
00:49:25,296 --> 00:49:26,638
‫نتونستن

548
00:49:27,423 --> 00:49:29,641
‫به یک شروع جدید خوش آمد بگن

549
00:49:34,138 --> 00:49:38,598
‫(به یک شروع جدید خوش آمد بگن)

550
00:50:16,972 --> 00:50:19,483
‫(داستان هو‌دام)

551
00:50:21,936 --> 00:50:23,362
‫در موردش فکر کردم

552
00:50:25,064 --> 00:50:27,866
‫و فهمیدم شما تنها کسی
‫هستید که ممکنه

553
00:50:28,817 --> 00:50:30,536
‫اینقدر در مورد سوره‌وون بدونه

554
00:50:32,613 --> 00:50:34,206
‫شما

555
00:50:35,783 --> 00:50:37,376
‫این کتاب رو نوشتید درسته؟

556
00:50:41,205 --> 00:50:44,633
‫چقدر از این کتاب واقعیه
‫و چقدرش تخیلیه؟

557
00:50:46,794 --> 00:50:48,470
‫اگه هو‌دام پادشاه عزل شده‌ست

558
00:50:48,796 --> 00:50:50,597
‫و یونگان پدرمه

559
00:50:52,341 --> 00:50:54,851
‫معنیش اینه که پادشاه فعلی
‫و زیردستاش

560
00:50:55,678 --> 00:50:57,980
‫براشون پاپوش درست کردن؟

561
00:50:59,306 --> 00:51:00,932
‫نمیخوام تو قاطی داستان ماجرا بشی

562
00:51:00,933 --> 00:51:02,985
‫چرا بهم نگفتید؟

563
00:51:05,354 --> 00:51:06,947
‫حتی بدون اینکه بدونم

564
00:51:08,691 --> 00:51:11,159
‫هر روز توی قصر کار کردم

565
00:51:20,786 --> 00:51:23,380
‫جلوی ورودی قصر با اون
‫پزشک زن دیدمتون

566
00:51:26,208 --> 00:51:28,093
‫میخواین چکار کنید؟

567
00:51:29,670 --> 00:51:32,598
‫کمکت میکنم فردا صبح سوار
‫یه قایق به مقصد چینگ بشی

568
00:51:32,840 --> 00:51:34,349
‫ - یه مدت اونجا بمون
‫ - نه

569
00:51:35,259 --> 00:51:37,844
‫ - دیگه فرار نمیکنم
‫ - هه‌ریونگ

570
00:51:37,845 --> 00:51:39,896
‫بیست سال پیش در روز
‫اون حادثه

571
00:51:40,472 --> 00:51:43,483
‫پدرم باهام خداحافظی کرد
‫و مثل بقیه روزها رفت سر کار

572
00:51:44,351 --> 00:51:45,777
‫و بعدش

573
00:51:47,354 --> 00:51:49,615
‫هرگز برنگشت

574
00:51:55,279 --> 00:51:58,373
‫نمیتونم شما رو هم مثل اون از دست بدم

575
00:52:17,092 --> 00:52:18,810
‫پس لطفاً بهم بگید

576
00:52:20,596 --> 00:52:22,731
‫قضیه چیه؟

577
00:52:24,141 --> 00:52:26,318
‫و چه کمکی از دستم برمیاد؟

578
00:52:27,019 --> 00:52:28,737
‫تنها کاری که میتونی بکنی

579
00:52:29,897 --> 00:52:32,815
‫ - اینه که زنده بمونی
‫ - برادر!

580
00:52:32,816 --> 00:52:35,109
‫این قولی بود که به پدرت دادم

581
00:52:35,110 --> 00:52:38,413
‫قول دادم که نجاتت بدم
‫و اجازه ندم اونها بهت صدمه ای بزنن

582
00:52:38,697 --> 00:52:40,040
‫پس خواهش میکنم

583
00:52:40,741 --> 00:52:43,293
‫نمیخوام قاطی این داستان بشی

584
00:53:18,737 --> 00:53:22,557
(دفتر ثبت مشخصات)

585
00:53:29,748 --> 00:53:31,594
‫(کیم ایل‌موک)

586
00:53:40,259 --> 00:53:42,477
‫روز شینچوک، ماه جونگه

587
00:54:04,074 --> 00:54:05,333
‫حالتون...

588
00:54:05,701 --> 00:54:07,085
‫چطوره؟

589
00:54:08,662 --> 00:54:10,046
‫خوبم

590
00:54:13,167 --> 00:54:14,718
‫داستان هو‌دام

591
00:54:15,502 --> 00:54:17,095
‫رو خوندی؟

592
00:54:17,921 --> 00:54:20,098
‫ - بله
‫ - نظرت چیه؟

593
00:54:21,216 --> 00:54:22,893
‫به نوشته های

594
00:54:24,052 --> 00:54:25,604
‫کتاب باور داری؟

595
00:54:26,305 --> 00:54:27,647
‫با خاطراتی که

596
00:54:28,807 --> 00:54:31,318
‫از سوره‌وون و پدرم دارم

597
00:54:31,894 --> 00:54:33,403
‫همزمانه

598
00:54:34,188 --> 00:54:37,282
‫ولی اگه کل کتاب

599
00:54:38,442 --> 00:54:40,952
‫ - حقیقت داشته باشه...
‫ - یعنی پادشاه

600
00:54:42,446 --> 00:54:45,749
‫پدر بیگناه تو و دانش پژوه‌های
‫سوره‌وون رو کشته

601
00:54:46,074 --> 00:54:49,002
‫و تخت پادشاهی رو از پادشاه
‫عزل شده دزدیده

602
00:54:54,374 --> 00:54:57,177
‫ولی هنوزم میخوام حقیقت رو بفهمم

603
00:54:58,212 --> 00:55:01,223
‫دبیرخانه سلطنتی هیچی
‫درباره تولدم ثبت نکرده

604
00:55:02,257 --> 00:55:04,726
‫و هیچکس حتی پادشاه
‫برادرم و سامبو

605
00:55:05,010 --> 00:55:07,062
‫چیزی درباره اون روز بهم نمیگن

606
00:55:07,262 --> 00:55:08,772
‫ولی هنوزم باید درباره

607
00:55:10,098 --> 00:55:12,275
‫اتفاقی که روز تولدم افتاد

608
00:55:15,062 --> 00:55:16,863
‫و مرگ پادشاه عزل شده بفهمم

609
00:55:18,857 --> 00:55:22,077
‫میتونید با حقیقت کنار بیاین؟

610
00:55:23,111 --> 00:55:24,412
‫بله

611
00:55:25,030 --> 00:55:27,457
‫شاید نخوام حقیقت رو باور کنم

612
00:55:28,492 --> 00:55:30,418
‫ولی بالاخره آماده ام

613
00:55:31,578 --> 00:55:32,921
‫که باهاش روبرو بشم

614
00:55:38,293 --> 00:55:39,803
‫در سال گیونگو

615
00:55:40,921 --> 00:55:42,764
‫مورخی به نام کیم ایل‌موک

616
00:55:43,674 --> 00:55:47,435
‫بخاطر تحویل ندادن سوابق روزانه اش
‫اعدام شد

617
00:55:48,414 --> 00:55:49,882
‫و شایعه شد که

618
00:55:50,129 --> 00:55:53,763
‫مخفیانه سوابقشو رو جایی پنهان کرده

619
00:55:53,764 --> 00:55:55,316
‫داری میگی سوابق روزانه

620
00:55:55,686 --> 00:55:57,737
‫بیست سال پیش

621
00:55:58,355 --> 00:55:59,698
‫هنوز موجوده؟

622
00:56:00,857 --> 00:56:02,158
‫بله

623
00:56:02,734 --> 00:56:04,119
‫احتمالش

624
00:56:05,362 --> 00:56:06,788
خیلی زیاده

625
00:56:27,342 --> 00:56:29,311
‫ - همینجاست؟
‫ - بله

626
00:56:30,053 --> 00:56:32,606
‫اون موقع هشت تا مورخ بودن

627
00:56:33,098 --> 00:56:34,983
‫بعد از اینکه کیم ایل‌موک اعدام شد

628
00:56:35,017 --> 00:56:36,902
‫سه تاشون استعفا دادن

629
00:56:37,686 --> 00:56:39,029
‫و بین اون سه نفر

630
00:56:39,563 --> 00:56:41,865
‫فقط این شخص زنده‌ست

631
00:56:45,068 --> 00:56:46,578
‫کسی داخل هست؟

632
00:56:52,784 --> 00:56:54,169
‫شما کی هستید؟

633
00:56:56,622 --> 00:56:59,507
‫مورخ زن هستم
‫اومدم ازتون یه چیزی بپرسم

634
00:57:00,000 --> 00:57:02,177
‫به اندازه کافی آزارم ندادین؟

635
00:57:02,461 --> 00:57:04,679
‫هنوز چیزی ازم میخواین؟

636
00:57:04,963 --> 00:57:07,548
‫چند دفعه باید بهتون بگم که
‫من چیزی نمیدونم؟

637
00:57:07,549 --> 00:57:08,892
‫هیچی نمیدونم!

638
00:57:09,343 --> 00:57:13,229
‫به مشاور دومتون بگید

639
00:57:13,555 --> 00:57:17,692
‫که من هرگز سوابق روزانه
‫مورخ کیم رو ندیدم

640
00:57:18,352 --> 00:57:21,488
‫و بگید که من فقط یه آدم
‫بد دهنم که همش مشروب میخوره

641
00:57:21,920 --> 00:57:26,057
‫بگید که هیچی ندارم بهش بگم

642
00:57:29,404 --> 00:57:30,789
‫سوره‌وون رو

643
00:57:31,482 --> 00:57:32,950
‫یادتون میاد؟

644
00:57:36,912 --> 00:57:38,338
‫من دختر

645
00:57:39,498 --> 00:57:41,341
‫سومون جیک هستم که

646
00:57:42,209 --> 00:57:44,052
‫قبلاً استاد سوره‌وون بود

647
00:57:49,132 --> 00:57:51,851
‫اومدم چون میخوام بفهمم

648
00:57:52,552 --> 00:57:54,312
‫چه اتفاقی برای پدرم افتاد

649
00:58:05,524 --> 00:58:07,534
‫ببخشید که نمیتونم خوب
‫ازتون پذیرایی کنم

650
00:58:08,110 --> 00:58:09,494
‫نه خواهش مکینم

651
00:58:10,779 --> 00:58:11,955
‫فکر کنم

652
00:58:12,656 --> 00:58:14,198
‫زمان واقعاً مثل باد میگذره

653
00:58:14,199 --> 00:58:16,867
‫انگار همین دیروز بود که
‫پدرت

654
00:58:16,868 --> 00:58:19,629
‫پز به دنیا اومدن دخترش
‫رو میداد

655
00:58:19,663 --> 00:58:21,956
‫پدرم رو میشناختید؟

656
00:58:21,957 --> 00:58:23,883
‫وقتی من سونگ کیون کوان
‫دانشجو بودم

657
00:58:24,292 --> 00:58:25,885
‫پدرت مسئول اونجا بود

658
00:58:26,503 --> 00:58:29,463
‫خیلی آدم عجیبی بود
‫ولی همیشه باهوش بود

659
00:58:29,464 --> 00:58:30,974
‫خیلی چیزها ازش یاد گرفتم

660
00:58:31,383 --> 00:58:35,437
‫ولی واقعاً چیز زیادی
‫درباره سوره‌وون نمیدونم

661
00:58:35,721 --> 00:58:37,388
‫هر وقت اسم سوره‌وون میومد

662
00:58:37,389 --> 00:58:39,858
‫خدمتگزارنش آشوب به پا میکردن

663
00:58:40,267 --> 00:58:42,193
‫واسه همین عالیجناب زیاد
‫در موردش صحبت نمیکردن

664
00:58:42,602 --> 00:58:45,363
‫هر وقت میرفت اونجا
‫فقط مورخ کیم رو با خودش میبرد

665
00:58:45,981 --> 00:58:47,657
‫منظورتون

666
00:58:48,817 --> 00:58:51,786
‫مورخ اول کیم ایل‌موک که

667
00:58:52,529 --> 00:58:55,081
‫بخاطر تحویل ندادن سوابق روزانه اش
‫فوت شد؟

668
00:58:55,657 --> 00:58:58,376
‫آره، فکر کنم در موردش
‫تحقیق کردی

669
00:59:00,211 --> 00:59:01,846
‫دبیرخانه سلطنتی

670
00:59:02,414 --> 00:59:04,174
‫چطوری ثبتش کرده بود؟

671
00:59:04,458 --> 00:59:07,093
‫چیزی درباره بازجویی
‫ننوشته بودن

672
00:59:07,794 --> 00:59:10,930
‫فقط خوندم که با تحویل ندادن
‫سوابق روزانه

673
00:59:13,300 --> 00:59:15,977
‫تاریخ کشورمون رو لکه دار کرد

674
00:59:18,138 --> 00:59:19,898
‫تاریخ کشورمون رو لکه دار کرد؟

675
00:59:20,599 --> 00:59:22,391
‫اون همچین آدمی نبود

676
00:59:22,392 --> 00:59:24,694
‫چون بزدل بودیم کنار کشیدیم

677
00:59:25,687 --> 00:59:27,489
‫ولی اون تا لحظه آخر

678
00:59:29,274 --> 00:59:30,524
‫مورخ باقی موند

679
00:59:30,525 --> 00:59:33,444
‫مورخ مین فردا صبح
‫اعدام میشید

680
00:59:33,445 --> 00:59:35,038
‫لطفاً اینقدر لجباز نباشید

681
00:59:35,072 --> 00:59:37,198
‫فقط بهشون بگید سوابق روزانه تون
‫رو کجا قایم کردین

682
00:59:37,199 --> 00:59:41,127
‫قول دادن اگه بهشون بگید
‫زندگیتون رو ببخشن

683
00:59:43,163 --> 00:59:46,007
‫مین ایک‌پیونگ یه گروه برای عزل
‫پادشاه تشکیل داده

684
00:59:46,083 --> 00:59:49,302
‫شما باید زنده بمونید که
‫ما بتونیم به نوشتن تاریخ ادامه بدیم

685
00:59:50,378 --> 00:59:52,013
‫مورخ شیم

686
00:59:54,549 --> 00:59:55,975
‫هنوزم نمیفهمی؟

687
00:59:56,676 --> 00:59:59,729
‫خدمتگزارانی که به پادشاه خیانت کردن

688
01:00:00,514 --> 01:00:02,941
‫و مورخینی که تسلیم قدرت شدن

689
01:00:03,350 --> 01:00:06,194
‫دست به دست هم میدن
‫که تاریخ رو تحریف کنن

690
01:00:06,770 --> 01:00:10,198
‫و سوابق روزانه ما به نفع خودشون
‫دستکاری میشه

691
01:00:10,524 --> 01:00:15,078
‫واسه همین باید از سوابق روزانه ام
‫دفاع کنم

692
01:00:16,488 --> 01:00:17,997
‫با فدا کردن زندگیم

693
01:00:19,074 --> 01:00:20,959
‫از حقیقت دفاع میکنم

694
01:00:21,701 --> 01:00:23,128
‫مورخ کیم

695
01:00:23,870 --> 01:00:26,339
‫اگه بیشتر از این بمونی
‫گیر میوفتی، باید بری

696
01:00:29,793 --> 01:00:31,261
‫مورخ کیم

697
01:00:33,755 --> 01:00:35,098
‫مورخ شیم

698
01:00:35,799 --> 01:00:37,183
‫بیا نزدیکتر

699
01:00:42,597 --> 01:00:44,023
‫یه روز

700
01:00:44,599 --> 01:00:48,486
‫برو به جزیره جنگل سبز

701
01:00:49,437 --> 01:00:51,156
‫اونجا میتونی حقیقت پیدا کنی

702
01:01:06,496 --> 01:01:08,798
‫برو به جزیره جنگل سبز

703
01:01:09,624 --> 01:01:11,217
‫اونجا میتونی حقیقت پیدا کنی؟

704
01:01:14,504 --> 01:01:16,097
‫معنیش چیه؟

705
01:01:17,924 --> 01:01:19,008
‫منم نمیدونم

706
01:01:19,009 --> 01:01:21,728
‫به نظر جاییه که سوابق روزانه اش
‫رو قایم کرده

707
01:01:22,262 --> 01:01:23,938
‫ولی هنوزم نمیدونم کجاست

708
01:01:31,438 --> 01:01:32,906
‫سرورم

709
01:01:44,868 --> 01:01:46,377
‫سرورم

710
01:01:47,996 --> 01:01:49,756
‫چی شده؟

711
01:01:50,707 --> 01:01:53,334
‫احیاناً چیزی فهمیدین؟

712
01:01:53,335 --> 01:01:55,220
‫تا حالا به معنی

713
01:01:55,962 --> 01:01:57,722
‫نوک سودانگ فکر کردی؟

714
01:01:59,174 --> 01:02:00,892
‫معنی نوک سودانگ؟

715
01:02:04,679 --> 01:02:07,859
‫(نوک سودانگ)

716
01:02:10,268 --> 01:02:14,348
‫(نوک سودانگ)

717
01:02:14,773 --> 01:02:16,115
‫جزیره

718
01:02:16,733 --> 01:02:18,284
‫سبز

719
01:02:18,568 --> 01:02:20,569
‫جزیره جنگل سبز

720
01:02:20,570 --> 01:02:24,350
‫(نوک سودانگ)

721
01:02:26,034 --> 01:02:27,502
‫نوکسو

722
01:02:35,794 --> 01:02:40,134
‫(نوک سودانگ)

723
01:02:46,404 --> 01:02:51,753
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

724
01:02:51,753 --> 01:02:55,689
"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد"
@persiandreamteam

725
01:03:03,113 --> 01:03:06,323
<i>‫داری میگی شهربانوی بزرگ
‫داستان هو‌دام رو پخش کردن؟</i>

726
01:03:06,324 --> 01:03:09,102
<i>‫ممکنه دیگه اون آدمی که همیشه
‫فکر میکردی هستم نباشم</i>

727
01:03:09,103 --> 01:03:12,865
<i>‫هیچی عوض نمیشه
‫شما همیشه برای من همون آدم هستید</i>

728
01:03:12,866 --> 01:03:14,626
<i>‫عجیبه که هیچوقت نمیپوسه</i>

729
01:03:14,729 --> 01:03:16,375
<i>‫کی تعویضش کردین؟</i>

730
01:03:16,376 --> 01:03:19,003
<i>‫سوابق روزانه مورخ کیم ایل‌موک
‫رو پیدا کردم</i>

731
01:03:19,004 --> 01:03:21,171
<i>‫ - نه اینکار رو نکن
‫ - اجازه اش رو نمیدم</i>

732
01:03:21,172 --> 01:03:23,424
<i>‫مطمئنید بخاطر این نیست که
‫پدرتون دخیل بوده؟</i>

733
01:03:23,425 --> 01:03:26,510
<i>‫تصمیم با مورخینه که چکار کنن</i>

734
01:03:26,511 --> 01:03:28,345
<i>‫برای بهتر شدن نبود
‫خیانت بود</i>

735
01:03:28,346 --> 01:03:31,316
<i>‫یه نفر کل نوشته های نامه
‫رو تغییر داده</i>

736
01:03:31,516 --> 01:03:33,767
<i>‫یه شاهد میگه سوابق روزانه ساختگیه</i>

737
01:03:33,768 --> 01:03:35,519
<i>‫و سوابق روزانه اصلی رو
‫برای اثباتش داریم</i>

738
01:03:35,520 --> 01:03:38,698
<i>‫دادخواست از طرف کارآموز
‫گو هه‌ریونگه</i>

