‫﻿۱
00:00:01,967 --> 00:00:04,318
‫اسم من، الیور کویین ـه

2
00:00:04,962 --> 00:00:06,922
‫،بعد از گذروندن پنج سال تو یه جزیره جهنمی

3
00:00:06,924 --> 00:00:09,781
‫من فقط با یک هدف به خونه برگشته‌ام

4
00:00:09,783 --> 00:00:12,225
‫تا شهرم ـو نجات بدم

5
00:00:12,227 --> 00:00:16,397
‫،اما برای انجام این کار
‫نمی‌تونم مثل گذشته یک قاتل باشم

6
00:00:16,399 --> 00:00:20,720
‫،برای احترام به یاد و خاطره‌ی دوستم
‫باید شخص دیگه‌ای باشم

7
00:00:20,722 --> 00:00:25,540
‫باید چیز دیگه‌ای باشم

8
00:00:25,542 --> 00:00:27,702
‫آنچه در "پیکان‌دار" گذشت...

9
00:00:29,283 --> 00:00:31,060
‫آیوو، شدو رو کشت

10
00:00:31,062 --> 00:00:32,522
‫چون من انتخاب کردم تو رو نجات بدم

11
00:00:32,524 --> 00:00:35,465
‫مردی که شدو رو کشت هنوز اون بیرونه

12
00:00:35,467 --> 00:00:38,091
‫خیلی اینطوری نمی‌مونه. چون ما می‌خوایم کشتی رو تصرف کنیم

13
00:00:38,093 --> 00:00:39,604
‫مرلین پدر تیاست

14
00:00:39,606 --> 00:00:41,666
‫اما من فکر کردم شما حق دارین خودتون به الیور بگین

15
00:00:41,668 --> 00:00:44,475
‫من به پسرم هیچی نمیگم

16
00:00:44,477 --> 00:00:47,734
‫تیا نباید هیچوقت درباره‌ی مرلین بفهمه

17
00:00:47,736 --> 00:00:49,762
‫از الان، ما هیچ رابطه‌ای با هم نداریم

18
00:00:49,764 --> 00:00:51,745
‫دیگه تموم شد

19
00:00:51,746 --> 00:00:52,963
‫عزیزم، حالت خوبه؟

20
00:00:53,681 --> 00:00:55,624
‫تک تک مشکلاتی که توی زندگی‌های ما

21
00:00:55,626 --> 00:00:58,400
‫به وجود اومده تقصیر توئـه
‫حالا برو بیرون

22
00:00:58,402 --> 00:01:00,760
‫- متاسفم
‫- گفتم برو بیرون

23
00:01:11,783 --> 00:01:12,995
‫شش ثانیه‌ی بعد

24
00:01:12,997 --> 00:01:14,309
‫نگهبان‌های لابی

25
00:01:14,311 --> 00:01:16,602
‫شیفتشون عوض میشه

26
00:01:16,604 --> 00:01:21,141
‫بعد از اون برید به سمت آسانسورها

27
00:01:23,220 --> 00:01:25,962
‫دریافت شد

28
00:01:41,705 --> 00:01:43,399
‫حالا، یادتون باشه چی بهتون گفتم...

29
00:01:43,401 --> 00:01:45,847
‫زمان‌بندی، مهم‌ترین چیزه

30
00:01:57,200 --> 00:01:59,691
‫با سرعت ۱.۳ متر بر ثانیه حرکت کنید

31
00:01:59,693 --> 00:02:02,035
‫شش ثانیه تا هدف

32
00:02:02,037 --> 00:02:04,312
‫پنج ... چهار...

33
00:02:07,174 --> 00:02:10,347
‫الان وقتشه، آقایون

34
00:02:15,202 --> 00:02:17,661
‫شناساگر اثر انگشت داره
‫نمی‌تونم بازش کنم

35
00:02:17,663 --> 00:02:19,773
‫من می‌تونم

36
00:02:25,060 --> 00:02:29,548
‫شما ۵.۳ ثانیه وقت دارید تا
‫از پله‌های شرقی پایین برید

37
00:02:29,550 --> 00:02:32,240
‫وایسید!

38
00:02:32,242 --> 00:02:33,953
‫ما داریم چه غلطی میکنیم؟

39
00:02:33,955 --> 00:02:35,615
‫چیزی که براش اومدیم رو گرفتیم

40
00:02:35,617 --> 00:02:37,694
‫اون گفت صبر کنیم

41
00:02:37,696 --> 00:02:40,552
‫این وسط؟
‫بیخیالش

42
00:02:44,842 --> 00:02:47,002
‫این کار رو نکن
‫این کار رو نکن!

43
00:02:49,282 --> 00:02:52,489
‫نگهبان ما رو دید!

44
00:02:52,491 --> 00:02:55,547
‫پلیس؟ باید چند نفر رو بفرستید اینجا

45
00:02:55,549 --> 00:02:59,005
‫بالا، طبقه سوم.
‫طبقه سوم!

46
00:03:04,775 --> 00:03:07,234
‫اونا به پلیس خبر دادن

47
00:03:07,236 --> 00:03:10,442
‫تا ۲۲ ثانیه‌ی دیگه از لابی شرقی خارج بشید

48
00:03:15,265 --> 00:03:17,457
‫پلیس!
‫اسلحه‌هاتون رو بزارید زمین!

49
00:03:19,953 --> 00:03:21,646
‫"والکزک"!

50
00:03:21,648 --> 00:03:24,772
‫،دلتا-چارلی ۵۲ به مرکز
‫نیاز به نیروی کمکی دارم در مرکز شهر

51
00:03:44,222 --> 00:03:47,382
‫قدرت دست مردم است

52
00:03:47,383 --> 00:03:49,238
‫ارائه‌ای از تـیـم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم

53
00:03:49,240 --> 00:03:52,850
‫مترجمین
‫(Dunham) و مـحـمـد  (Breakingbad) کـیـارش

54
00:03:52,851 --> 00:03:57,837
‫wWw.BreakingBadSub.tk
‫mohammad.dunham@gmail

55
00:04:06,066 --> 00:04:07,729
‫دیگ!

56
00:04:07,731 --> 00:04:09,093
‫سارا، واقعا متاسفم

57
00:04:09,095 --> 00:04:11,205
‫چیزی نیست، من خوبم

58
00:04:11,207 --> 00:04:14,134
‫بزار ببینم
‫بزار ببینم

59
00:04:16,530 --> 00:04:19,623
‫خونریزی داره، اما عمیق نیست

60
00:04:19,625 --> 00:04:22,735
‫چه خوب، بیشتر از این جا برای زخم ندارم

61
00:04:22,737 --> 00:04:25,313
‫حالا که صحبتش شد...
‫اون زخم خمپاره‌س؟

62
00:04:25,315 --> 00:04:27,143
‫آره، ماده‌ی منفجره‌ی دست‌ساز
‫توی استان پکتیکای افغانستان

63
00:04:27,145 --> 00:04:28,341
‫خوب تشخیص دادی

64
00:04:28,343 --> 00:04:29,871
‫زخم‌ها رو خوب میشناسم

65
00:04:29,873 --> 00:04:31,220
‫نارنجک توی الجزایر

66
00:04:31,222 --> 00:04:33,016
‫هیچوقت نارنجک بهم نخورده

67
00:04:33,018 --> 00:04:34,513
‫اون همه زخم داری
‫اونوقت نارنجک بهت نخورده؟

68
00:04:34,515 --> 00:04:36,211
‫پیکان، چاقو، چاقو

69
00:04:36,213 --> 00:04:37,374
‫،یه عالمه گلوله
‫نارنجک هیچی

70
00:04:37,376 --> 00:04:38,822
‫من یه زخم گلوله جدید دارم

71
00:04:38,824 --> 00:04:40,453
‫،نه میلیمتری
‫درست اینجا

72
00:04:40,455 --> 00:04:42,815
‫،کالیبر ۳۸. من بیشتر زخم شمشیر دارم
‫و یه زخم نیزه

73
00:04:42,817 --> 00:04:44,944
‫منم یه جای زخم دارم

74
00:04:44,946 --> 00:04:46,858
‫توی دهنم

75
00:04:46,860 --> 00:04:48,854
‫وقتی ۱۶ سالم بود دندون عقلم رو کشیدن

76
00:04:48,856 --> 00:04:52,764
‫سه‌تا بخیه خورد.
‫خیلی به هم فشار میاوردن

77
00:04:52,766 --> 00:04:54,427
‫تو هنوز هم خیلی نازی

78
00:04:54,429 --> 00:04:56,507
‫ما دیگه باید بریم
‫تو نباید برای مهمونی

79
00:04:56,509 --> 00:04:58,553
‫بازگشت به خونه‌ی خودت دیر کنی

80
00:04:58,555 --> 00:05:01,165
‫لازم نبود برام مهمونی بگیری، الی

81
00:05:01,167 --> 00:05:02,961
‫،سارا، وقتی که آدم از مرگ برمیگرده
‫براش مهمونی میگیرن

82
00:05:02,963 --> 00:05:04,492
‫این یکی از رسوم خانواده‌ی کویین ـه

83
00:05:04,494 --> 00:05:06,156
‫نمیدونم که با نگه داشتن کینه تا ابد

84
00:05:06,158 --> 00:05:07,536
‫که رسم خانواده‌ی لنس ـه

85
00:05:07,538 --> 00:05:08,984
‫چجوری جور میشه

86
00:05:08,986 --> 00:05:11,479
‫- اون سر عقل میاد
‫- شاید

87
00:05:11,481 --> 00:05:12,926
‫و شاید ما باید روابط

88
00:05:12,928 --> 00:05:14,391
‫بین خودم و خودت رو

89
00:05:14,393 --> 00:05:16,687
‫بین خودمون نگه داریم
‫به خاطر لورل

90
00:05:16,689 --> 00:05:19,082
‫درک میکنم

91
00:05:19,084 --> 00:05:20,347
‫من از لیان یو و ناندا پاربت جون سالم به در بردم

92
00:05:20,349 --> 00:05:22,410
‫فکر کنم بتونم با یه مهمونی سر شب کنار بیام

93
00:05:22,412 --> 00:05:24,406
‫انقدر مطمئن نباش

94
00:05:30,995 --> 00:05:33,440
‫ما هیچوقت موفق نمیشیم

95
00:05:33,442 --> 00:05:37,683
‫آیوو تمام مدت هشت‌تا
‫نگهبان مسلح روی عرشه داره

96
00:05:37,685 --> 00:05:39,679
‫به محض این که ما رو ببینن، مردیم

97
00:05:39,681 --> 00:05:42,124
‫فرض کنیم که بتونیم از پس نگهبان‌ها بربیایم

98
00:05:42,126 --> 00:05:44,088
‫چجوری میخوایم اونقدر نزدیک کشتی بشیم
‫که بتونیم سوار شیم؟

99
00:05:44,090 --> 00:05:45,634
‫شاید تونستیم یه قایق بسازیم

100
00:05:45,636 --> 00:05:47,531
‫هفته‌ها طول میکشه که
‫چوب مناسب جمع کنیم

101
00:05:47,533 --> 00:05:48,912
‫اونقدر وقت نداریم

102
00:05:48,914 --> 00:05:50,633
‫من ۲۶۴ روز ــه که توی این جزیره‌م

103
00:05:50,635 --> 00:05:53,257
‫- تنها چیزی که دارم، وقته
‫- خفه شین

104
00:05:53,259 --> 00:05:54,645
‫لازم نیست ازم طرفداری کنی، الی

105
00:05:54,647 --> 00:05:56,851
‫چی؟ نه، هردوتون خفه شین

106
00:05:56,853 --> 00:05:58,657
‫گوش کنین

107
00:05:58,659 --> 00:06:00,412
‫میشنوین؟

108
00:06:05,346 --> 00:06:07,516
‫- هی!
‫- هی!

109
00:06:07,518 --> 00:06:10,024
‫هی!

110
00:06:10,026 --> 00:06:12,063
‫- هی، این پایین!
‫- کمک!

111
00:06:18,383 --> 00:06:21,892
‫تو گذاشتی ما جلوی دوربین‌های امنیتی بمونیم

112
00:06:21,894 --> 00:06:24,800
‫نگهبان‌ها میتونستن ما رو بکشن

113
00:06:24,802 --> 00:06:27,609
‫گوش میدی یا نه؟

114
00:06:27,611 --> 00:06:31,420
‫،اگه فقط به سادگی، همونطور که بهت گفتم
‫پنج ثانیه‌ی دیگه صبر میکردی

115
00:06:31,422 --> 00:06:33,259
‫هیچ کس نمی‌مرد

116
00:06:33,261 --> 00:06:36,936
‫ببخشید. نمیخواستم ده تا
‫بیست سال زندان روی مهارت تو توی شمردن

117
00:06:36,938 --> 00:06:38,808
‫شرط بندی کنم

118
00:06:38,810 --> 00:06:40,897
‫قدرتمندترین مبارزان"

119
00:06:40,899 --> 00:06:42,986
‫این دو هستند...
‫زمان و صبر.

120
00:06:42,988 --> 00:06:44,524
‫چی؟

121
00:06:44,526 --> 00:06:46,998
‫از کتاب "جنگ و صلح" ــه

122
00:06:47,000 --> 00:06:48,838
‫‏‏‏‏۱۴۴۰
‫صفحه ـست

123
00:06:48,840 --> 00:06:50,709
‫،مدتی طول میکشه
‫اما ارزش خوندن رو داره

124
00:06:50,711 --> 00:06:54,989
‫تولستوی" میدونست که صبر خلاصه‌ی قدرت ـه"

125
00:06:54,991 --> 00:06:58,616
‫برای این که خاموش بایستی باید شکیبا باشی

126
00:06:58,618 --> 00:07:00,873
‫درست انگار که اگه بیجا حرکت کنی

127
00:07:00,875 --> 00:07:03,413
‫نشانه‌ی سستی یا بزدلی ــه!

128
00:07:03,415 --> 00:07:05,084
‫ببین

129
00:07:05,086 --> 00:07:07,526
‫ما کار رو انجام دادیم.
‫تو به من بدهکاری

130
00:07:14,246 --> 00:07:16,786
‫من به یه مرده هیچی بدهکار نیستم

131
00:07:37,648 --> 00:07:41,357
‫بیایید تو.
‫بیایید تو، بیایید تو

132
00:07:42,964 --> 00:07:45,871
‫به خونه خوش اومدی، سارا

133
00:07:50,352 --> 00:07:53,409
‫من خیلی خوشحالم که اینجایی
‫بیا بریم

134
00:07:57,205 --> 00:08:00,129
‫اوه، سارا، این سین ـه

135
00:08:00,131 --> 00:08:01,801
‫صبرکن، شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟

136
00:08:01,803 --> 00:08:03,227
‫اوه، نه.
‫نمیشناسیم

137
00:08:03,954 --> 00:08:05,525
‫درسته...

138
00:08:05,550 --> 00:08:07,611
‫من عاشق وقتیم که مردم از مرگ برمیگردن

139
00:08:07,636 --> 00:08:09,107
‫میدونید

140
00:08:09,108 --> 00:08:10,660
‫عشق زامبی ــم کلا

141
00:08:12,785 --> 00:08:13,953
‫روی

142
00:08:13,955 --> 00:08:15,424
‫سارا

143
00:08:15,426 --> 00:08:17,062
‫بیا بریم

144
00:08:17,064 --> 00:08:19,268
‫ببخشید

145
00:08:23,450 --> 00:08:27,092
‫لورل، الی هستم
‫امیدوارم به مهمونی بیای

146
00:08:27,094 --> 00:08:29,800
‫شنیدم که ممکنه تو
‫یه کم از سارا عصبانی باشی

147
00:08:29,802 --> 00:08:34,948
‫و من... اون خواهرته، و...
‫و یه خواهر بیشتر نداری

148
00:08:34,950 --> 00:08:36,703
‫میدونی؟

149
00:08:36,705 --> 00:08:37,957
‫خدافظ

150
00:08:37,959 --> 00:08:39,829
‫سلام

151
00:08:39,831 --> 00:08:41,818
‫لورل نمیاد

152
00:08:41,820 --> 00:08:43,383
‫خب، شاید فقط به زمان نیاز داره

153
00:08:43,385 --> 00:08:45,182
‫آره

154
00:08:45,184 --> 00:08:48,147
‫آره، منم به زمان نیاز داشتم

155
00:08:48,149 --> 00:08:50,279
‫وقتی تو برگشتی، من...

156
00:08:50,281 --> 00:08:52,411
‫خب، خیلی باهات تند و زننده برخورد کردم

157
00:08:52,413 --> 00:08:55,609
‫آقای لنس، شما... لازم نیست که...

158
00:08:55,611 --> 00:08:57,558
‫چرا، لازمه

159
00:08:57,560 --> 00:08:59,656
‫وقتی که تو و سارا سوار قایق پدرت شدید

160
00:08:59,658 --> 00:09:01,572
‫،فقط یه بچه بودید
‫هردوتون

161
00:09:01,574 --> 00:09:06,118
‫و چه اون برمیگشت، چه...

162
00:09:06,120 --> 00:09:09,666
‫من زیاده‌روی کردم

163
00:09:10,732 --> 00:09:13,197
‫تو یه قاتل نیستی، الیور

164
00:09:23,940 --> 00:09:25,638
‫آره، بریم

165
00:09:27,806 --> 00:09:30,335
‫من خیلی برات خوشحالم، دینا

166
00:09:30,337 --> 00:09:33,217
‫اون پنج سالی که الیور گم شده بود

167
00:09:33,219 --> 00:09:36,798
‫انگار که...
‫قسمتی از وجودم رو از دست داده بودم

168
00:09:36,800 --> 00:09:38,430
‫من دقیقا منظورت رو درک میکنم

169
00:09:38,432 --> 00:09:40,095
‫اوه، مغذرت میخوام

170
00:09:40,097 --> 00:09:42,761
‫البته

171
00:09:42,763 --> 00:09:46,324
‫فکر نمیکردم اینجا باشی

172
00:09:46,326 --> 00:09:48,790
‫اینجا خونه‌ی منه

173
00:09:48,792 --> 00:09:51,954
‫و اگه نمیخوای تظاهر کنی که
‫مادر و پسر هستیم

174
00:09:51,956 --> 00:09:55,252
‫توی خونه‌ی من مهمونی نگیر

175
00:09:55,254 --> 00:09:58,200
‫مامان؟

176
00:09:58,202 --> 00:10:00,448
‫همه‌چیز بین تو و الی مرتبه؟

177
00:10:00,450 --> 00:10:03,329
‫بله، البته

178
00:10:06,478 --> 00:10:08,410
‫سلام

179
00:10:08,412 --> 00:10:10,441
‫سلام

180
00:10:10,443 --> 00:10:15,355
‫میدونی، من هنوز نمیتونم کاملا باور کنم

181
00:10:15,357 --> 00:10:18,302
‫من هیچوقت فکر نمیکردم سارا واقعا

182
00:10:18,304 --> 00:10:20,484
‫برگرده پیش ما، کوئنتین

183
00:10:23,984 --> 00:10:26,630
‫آره، میدونم

184
00:10:29,463 --> 00:10:33,560
‫معذرت میخوام. لنس

185
00:10:33,562 --> 00:10:38,223
‫الان خودم رو میرسونم

186
00:10:38,225 --> 00:10:40,055
‫از اداره بود

187
00:10:40,057 --> 00:10:42,337
‫یه قتل توی گلیدز اتفاق افتاده، و من...

188
00:10:42,339 --> 00:10:45,284
‫- من باید برم
‫- باشه

189
00:10:54,964 --> 00:10:56,443
‫دارم میام

190
00:10:56,445 --> 00:10:58,493
‫از کجا میدونستی برای چی تماس میگیرم؟

191
00:10:58,495 --> 00:11:00,741
‫چون با کارآگاه لنس هم همین تماس گرفته شد

192
00:11:06,822 --> 00:11:09,601
‫چیه، الان دیگه سر هر صحنه‌ی جرم میاین؟

193
00:11:09,603 --> 00:11:11,101
‫دیدم که رفتی

194
00:11:12,901 --> 00:11:16,314
‫واحد بررسی صحنه‌ی جرم اینو از یه جسد بیرون کشیده
‫که من میدونم اسمش "ادی والکزک" ــه

195
00:11:16,316 --> 00:11:18,479
‫من تا حالا همچین چاقویی ندیدم

196
00:11:18,481 --> 00:11:21,027
‫،این چاقو نیست
‫عقربه‌ی دقیقه شمار ـه

197
00:11:21,029 --> 00:11:23,692
‫مثه عقربه‌ی دقیقه شمار ساعت

198
00:11:23,694 --> 00:11:26,890
‫سوابق چند سال پیش واکزک رو بیرون کشیدم

199
00:11:26,892 --> 00:11:28,689
‫امروز صبح، اون و یه همدست در یه

200
00:11:28,691 --> 00:11:30,487
‫سرقت و قتل شرکت داشتن

201
00:11:30,489 --> 00:11:32,018
‫چی دزدیدن؟

202
00:11:32,020 --> 00:11:33,300
‫یه جور وسیله با فناوری پیشرفته

203
00:11:33,302 --> 00:11:36,511
‫بهش میگن شاهکلید

204
00:11:36,513 --> 00:11:38,292
‫چی شد؟ میدونی چیه؟

205
00:11:38,294 --> 00:11:41,070
‫قرار بود که به ارتش توی شکستن
‫کدهای سازمان‌های جاسوسی خارجی

206
00:11:41,072 --> 00:11:42,734
‫کمک کنه

207
00:11:42,736 --> 00:11:44,648
‫فلیسیتی اسموک
‫توی شرکت‌های تلفیقی کویین کار میکنه

208
00:11:44,650 --> 00:11:47,609
‫و گفت که اونا روی چیزی مشابه اون کار میکردن...

209
00:11:47,611 --> 00:11:49,307
‫اما الیور کویین پروژه رو تعطیل کرد وقتی که

210
00:11:49,309 --> 00:11:52,152
‫- فهمید میشه چه استفاده‌ای ازش کرد
‫- چه استفاده‌ای؟

211
00:11:52,154 --> 00:11:54,099
‫میشه اصلاحش کرد تا
‫گاو صندوق یه بانک رو باز کنه

212
00:11:54,101 --> 00:11:56,678
‫- گاو صندوق هر بانکی رو
‫- خیلی خب، گوش کن...

213
00:11:56,680 --> 00:11:58,591
‫والکزک در بهترین حالت یه دزد خرده‌پائـه

214
00:11:58,593 --> 00:12:00,588
‫منظورم اینه که، من حتی شک دارم
‫بدونه چجوری از این چیز استفاده کنه

215
00:12:00,590 --> 00:12:03,467
‫چه برسه به این که بخواد
‫وارد جایی مثه کورد بشه و چیزی بدزده

216
00:12:03,469 --> 00:12:05,464
‫والکزک فقط کار رو انجام داد

217
00:12:05,466 --> 00:12:08,659
‫باید کسی که نقشه رو کشیده پیدا کنیم

218
00:12:23,978 --> 00:12:26,838
‫پات رو درست بزار

219
00:12:26,840 --> 00:12:29,967
‫پایه‌ی محکم

220
00:12:29,969 --> 00:12:31,847
‫برابره با مشت محکم

221
00:12:35,092 --> 00:12:36,873
‫خوب بود

222
00:12:36,875 --> 00:12:39,202
‫،این برای دفاع از خوده
‫من وینگ چان رو پیشنهاد میکنم

223
00:12:39,204 --> 00:12:40,815
‫از قدرت حریفت علیه خودش استفاده میکنه

224
00:12:40,817 --> 00:12:43,661
‫برای همین برای آدمای کوچیک‌تر ایده‌آل‌تره...

225
00:12:43,663 --> 00:12:45,242
‫مثه ما

226
00:12:45,244 --> 00:12:47,821
‫به نظر میرسه خوب میتونی از خودت مرافبت کنی

227
00:12:47,823 --> 00:12:50,234
‫تو حالت خوبه؟

228
00:12:50,236 --> 00:12:53,263
‫شاه کلید چی شد؟

229
00:12:54,178 --> 00:12:56,973
‫و این چیه...
‫تو پوشیدی؟

230
00:12:56,975 --> 00:12:59,336
‫فکر کردم یه کم...

231
00:12:59,338 --> 00:13:01,716
‫دارم همدست های شناخته شده‌ی واکزک رو
‫با آشکارسازهای ویژه‌ی لیست افراد

232
00:13:01,717 --> 00:13:03,546
‫تحت نظر آژانس امنیت ملی مطابقت میدم

233
00:13:03,548 --> 00:13:04,960
‫اما زمان میبره

234
00:13:04,962 --> 00:13:06,242
‫که نداریم

235
00:13:06,244 --> 00:13:07,938
‫خیلی خب، شاه کلید فقط یه کدشکن نیست

236
00:13:07,940 --> 00:13:09,952
‫اگه دست آدمای بدی بیفته، یه اسلحه‌س

237
00:13:09,954 --> 00:13:11,001
‫هرکسی که والکزک رو کشته

238
00:13:11,026 --> 00:13:13,418
‫علاوه بر پیدا کردن راه‌های چندش‌آور
‫برای استفاده از قطعات ساعت

239
00:13:13,815 --> 00:13:15,759
‫خیلی خوب بلده ردش رو گم و گور کنه

240
00:13:15,761 --> 00:13:17,473
‫خوش به حال ما.
‫پیدا کردن رد

241
00:13:17,475 --> 00:13:19,520
‫مهارت خودته

242
00:13:19,522 --> 00:13:22,249
‫آره، درسته

243
00:13:37,557 --> 00:13:40,568
‫البته که خرابه

244
00:13:46,810 --> 00:13:49,055
‫زیاد زنده نمیمونه

245
00:13:49,057 --> 00:13:51,418
‫توی لاشه‌ی هواپیما لوازم پزشکی داری؟

246
00:13:51,420 --> 00:13:53,798
‫- یه... یه مقداری هست
‫- برو پس

247
00:13:53,800 --> 00:13:55,628
‫من چیزیم نمیشه

248
00:13:59,322 --> 00:14:01,402
‫سلام

249
00:14:01,404 --> 00:14:04,696
‫واقعا دارم پشیمون میشم که بهت کلید دادم

250
00:14:06,279 --> 00:14:08,199
‫ببخشید که مهمونی رو پیچوندم

251
00:14:08,201 --> 00:14:10,287
‫میدونستم که آفتابی نمیشی

252
00:14:10,289 --> 00:14:13,327
‫بالاخره، یکی منو درک میکنه

253
00:14:13,329 --> 00:14:15,248
‫خب دیگه، اونقدر هم نه

254
00:14:15,250 --> 00:14:17,588
‫اما درک میکنم که وقتی سارا نگفت هنوز زنده‌س

255
00:14:17,590 --> 00:14:19,810
‫میتونست دردناک باشه

256
00:14:19,812 --> 00:14:21,430
‫چون برای منم دردناک بود

257
00:14:21,432 --> 00:14:24,220
‫"احساس میکنم الان میخوای بگی "اما

258
00:14:24,222 --> 00:14:27,360
‫اما، بله، اما میخوام که تو گذشت کنی

259
00:14:27,362 --> 00:14:30,419
‫لورل

260
00:14:30,421 --> 00:14:31,905
‫یه شام خانوادگی

261
00:14:31,907 --> 00:14:34,979
‫یه شانس برای آشتی کردن

262
00:14:34,981 --> 00:14:37,051
‫من نمیخوام با سارا آشتی کنم

263
00:14:37,053 --> 00:14:39,173
‫من درباره‌ی تو و سارا صحبت نمیکنم

264
00:14:39,175 --> 00:14:41,561
‫من درباره‌ی...

265
00:14:41,563 --> 00:14:43,098
‫خودم و مادرت صحبت میکنم

266
00:14:43,100 --> 00:14:45,855
‫منظورت چیه؟

267
00:14:45,857 --> 00:14:47,208
‫نمیدونم چجوری توصیفش کنم

268
00:14:47,210 --> 00:14:50,717
‫انگار یه، امم... علامت‌هایی بود

269
00:14:50,719 --> 00:14:53,474
‫و یه احساساتی

270
00:14:53,476 --> 00:14:55,394
‫و من دقیقاً مطمئن نیستم چه خبره

271
00:14:55,396 --> 00:14:57,149
‫اما با خودم گفتم اگه
‫همه مثه یه خانواده کنار هم باشیم

272
00:14:57,151 --> 00:15:00,239
‫شاید یادش بیفته که ما چقدر خوشحال بودیم

273
00:15:00,241 --> 00:15:02,244
‫میدونی؟

274
00:15:02,246 --> 00:15:03,965
‫منظورم اینه که، نمیدونم، شاید این...

275
00:15:03,967 --> 00:15:05,618
‫این احمقانه‌س؟

276
00:15:05,620 --> 00:15:08,491
‫نه، این...

277
00:15:09,965 --> 00:15:11,466
‫دلتا-چارلی ۵۲ به گوشم

278
00:15:11,468 --> 00:15:12,887
‫‏‏‏۴۱۵ در جریانه

279
00:15:12,889 --> 00:15:14,974
‫"بانک "ویدمیر.
‫ستوان تمام واحدها رو درخواست کرده

280
00:15:14,976 --> 00:15:17,197
‫دلتا-چارلی ۵۲ عازم میشم

281
00:15:17,199 --> 00:15:19,685
‫من باید برم

282
00:15:21,207 --> 00:15:23,695
‫امشب

283
00:15:23,697 --> 00:15:24,831
‫‏۸:۳۰

284
00:15:24,833 --> 00:15:27,755
‫- به همه بگو بیان اینجا
‫- چی؟

285
00:15:27,757 --> 00:15:30,228
‫خب، خونه‌ی تو خیلی کوچیکه

286
00:15:30,230 --> 00:15:32,767
‫و ناراحت نشی، اما خیلی به هم ریخته‌س، پس...

287
00:15:32,769 --> 00:15:35,824
‫- اوه، عزیزم
‫- باشه

288
00:15:35,826 --> 00:15:37,495
‫دوسِت دارم، عزیزم

289
00:15:37,497 --> 00:15:39,667
‫باشه

290
00:15:41,958 --> 00:15:45,079
‫- دستگاه وصل شد
‫- ۳.۲ ثانیه

291
00:15:48,640 --> 00:15:51,395
‫تا اونجایی که میتونید توی ۹۰ ثانیه پول جمع کنید

292
00:15:58,212 --> 00:16:00,082
‫بسه! برید بیرون!

293
00:16:00,084 --> 00:16:01,252
‫ما هنوز ۲۰ ثانیه وقت داریم

294
00:16:01,254 --> 00:16:03,257
‫نه، ندارین

295
00:16:03,259 --> 00:16:05,144
‫زودباش!

296
00:16:08,019 --> 00:16:09,906
‫اونا رفتن!

297
00:16:09,908 --> 00:16:11,809
‫فکر کنم من بدونم کجا رفتن

298
00:16:11,811 --> 00:16:13,614
‫شاه کلید روی یه سیگنال وایرلس او.اف.دی.ام کار میکنه

299
00:16:13,616 --> 00:16:14,951
‫من یه سیگنال ارتباطی گرفتم

300
00:16:14,953 --> 00:16:16,321
‫توی کوچه‌ی کنار بانک

301
00:16:16,323 --> 00:16:18,677
‫اما شما اونجا نمیرید

302
00:16:18,679 --> 00:16:20,243
‫اون چی بود؟

303
00:16:20,245 --> 00:16:22,504
‫اون ارتباطاتمون رو هک کرده

304
00:16:22,506 --> 00:16:25,886
‫ممکنه همدستان من به سمت کوچه برن

305
00:16:25,888 --> 00:16:28,443
‫اما اتوبوس ۹:۱۰ حومه‌ی گلیدز

306
00:16:28,445 --> 00:16:32,122
‫تا چند دقیقه‌ی دیگه با
‫قطار سریع‌السیر باربری استارلایت تصادف میکنه

307
00:16:35,373 --> 00:16:37,979
‫،وای خدایا، راست میگه
‫"اتوبوس داره میره به سمت ریل توی "امهِرست

308
00:16:37,981 --> 00:16:41,064
‫با توجه به محاسبات من، تو نمیتونی در یک لحظه توی دو مکان باشی

309
00:16:41,066 --> 00:16:43,242
‫اون نمیدونه ما دو نفریم

310
00:16:52,581 --> 00:16:55,417
‫زود باشید!
‫زود باشید!

311
00:17:05,070 --> 00:17:06,949
‫اون توی شبکه‌ی سازمان حمل ونقل ــه!

312
00:17:06,951 --> 00:17:09,028
‫اون... اون سیستم هشدار دهنده رو هک کرده

313
00:17:09,030 --> 00:17:11,833
‫من... من نمیتونم باهاش مقابله کنم

314
00:17:11,834 --> 00:17:13,433
‫اون اتوبوس‌ها رادیو دارن

315
00:17:13,435 --> 00:17:14,918
‫میتونی وارد شی و بهشون هشدار بدی؟

316
00:17:14,920 --> 00:17:17,194
‫نه، اون منو بیرون نگه میداره

317
00:17:54,099 --> 00:17:57,266
‫،فکر کنم تا وقتی رسانه‌ها یه لقب انتخاب نکنن
‫واقعی به حساب نمیاد

318
00:17:57,268 --> 00:17:59,460
‫من چجوری بدون متصدی بار
‫باید یه مشروب فروشی رو اداره کنم؟

319
00:17:59,462 --> 00:18:01,077
‫در ضمن، تو چجوری میتونی استعفا بدی

320
00:18:01,079 --> 00:18:02,513
‫و به من خبر ندی؟

321
00:18:02,515 --> 00:18:06,176
‫،نخیر، یه ساعت قبل از باز کردن
‫خبر دادن حساب نمیشه مندی

322
00:18:07,545 --> 00:18:10,134
‫میتونم یه ثانیه باهات حرف بزنم؟

323
00:18:10,136 --> 00:18:14,094
‫من برم دستشویی دختر خانوما

324
00:18:16,900 --> 00:18:18,895
‫همه‌چی مرتبه؟

325
00:18:18,897 --> 00:18:20,297
‫تو بهم بگو

326
00:18:20,299 --> 00:18:21,486
‫به غیر از شب مهمونی

327
00:18:21,488 --> 00:18:22,854
‫کل هفته توی خونه ندیدمت

328
00:18:22,856 --> 00:18:24,505
‫مشغول بودم

329
00:18:24,507 --> 00:18:26,929
‫مدیر اجرایی بودن باعث میشه
‫خیلی وقت آزاد نداشته باشم

330
00:18:26,931 --> 00:18:29,850
‫آره، به نظر من که تو داری از مامان دوری میکنی

331
00:18:29,852 --> 00:18:31,681
‫من از مامان دوری نمیکنم

332
00:18:31,683 --> 00:18:34,073
‫تو خیلی خوش شانسی که
‫برای زندگی کردن نباید دروغ بگی

333
00:18:34,075 --> 00:18:35,509
‫تیا

334
00:18:35,511 --> 00:18:37,867
‫همه‌چیز مرتبه

335
00:18:37,869 --> 00:18:40,920
‫میدونی، همین اسرار بودن که
‫از اول این خانواده رو از هم جدا کردن، الی

336
00:18:40,922 --> 00:18:43,098
‫اسپیدی، اسپیدی. واقعا میگم

337
00:18:43,100 --> 00:18:46,067
‫همه‌چیز مرتبه

338
00:18:54,531 --> 00:18:56,543
‫ما چی میدونیم؟

339
00:18:56,545 --> 00:18:58,111
‫اون فرکانسمون رو هک کرد

340
00:18:58,113 --> 00:18:59,925
‫یه جوری کنترل از راه دور رو به دست گرفت

341
00:18:59,927 --> 00:19:02,285
‫اما من فایروالمون رو ارتقا دادم

342
00:19:02,287 --> 00:19:04,792
‫،الان دیگه نمیتونه توی گوشی‌هامون صحبت کنه
‫حتی اگه یه آر.پی.جی داشته باشه

343
00:19:04,794 --> 00:19:06,739
‫میدونی...
‫از لحاظ کامپیوتری منظورم بود

344
00:19:06,741 --> 00:19:08,587
‫خوبه

345
00:19:08,589 --> 00:19:11,144
‫فکر کنم ممکنه چیزی داشته باشم که
‫کمکمون کنه ردش رو پیدا کنیم

346
00:19:11,146 --> 00:19:13,090
‫میتونم بفرستش به آزمایشگاه

347
00:19:13,092 --> 00:19:15,301
‫من یه سال توی کشتی
‫درباره‌ی خلاف قاعدگی‌های ژنتیکی خونی مطالعه داشتم

348
00:19:15,303 --> 00:19:17,908
‫یه جورایی با میکروسکوپ آشنایی دارم

349
00:19:17,910 --> 00:19:20,960
‫سلول‌ها به میزان قابل توجهی آسیب دیدن

350
00:19:20,962 --> 00:19:23,642
‫و مقدار پلاکت‌های خونی به شدت پایینه

351
00:19:23,644 --> 00:19:25,683
‫،فلیسیتی
‫میتونم از کامپیوترت استفاده کنم؟

352
00:19:29,765 --> 00:19:31,903
‫"سندرم "مک گرگور
‫یه نقص ژنتیکی ــه

353
00:19:31,905 --> 00:19:34,009
‫که باعث میشه توی
‫ریه‌ها مایعات تولید بشه

354
00:19:34,011 --> 00:19:38,123
‫و منجر میشه به کمبود اکسیژن
‫و نارسایی چندتا از ارگان‌های بدن

355
00:19:38,125 --> 00:19:39,637
‫آخر خط ــه

356
00:19:39,639 --> 00:19:41,479
‫اما سندروم ممکنه یه راهی برای شناساییش بهمون بده

357
00:19:41,481 --> 00:19:43,212
‫افرادی که این سندروم رو داشته باشن خیلی کمیابن

358
00:19:43,213 --> 00:19:44,741
‫و کسایی که علاوه بر اون توی علوم کاپیوتری

359
00:19:44,766 --> 00:19:46,126
‫مدرک داشته باشن، کمیاب‌ترن

360
00:19:46,681 --> 00:19:49,641
‫"ویلیام تاکمن"
‫مهندس رمزگذاری سابق در

361
00:19:49,643 --> 00:19:51,813
‫داشته باش اینو...
‫مجموعه شرکت‌های کورد

362
00:19:51,815 --> 00:19:54,380
‫هدفش چیه؟ قبل از این که
‫بتونه اون همه پول‌ رو خرج کنه میمیره

363
00:19:56,224 --> 00:19:58,478
‫اون پول‌ها رو برای خودش نمیدزده

364
00:19:58,480 --> 00:20:01,324
‫برای خانوادش میخواد.
‫برای خواهرش در واقع

365
00:20:01,326 --> 00:20:03,858
‫اون بیماری فیبروز سیستیک داره
‫و باید پیوند ریه بزنه

366
00:20:03,860 --> 00:20:05,849
‫یه آدرس بده، لطفا

367
00:20:05,851 --> 00:20:07,940
‫خیابون نلسون، شماره‌ی ۵۲

368
00:20:16,744 --> 00:20:21,400
‫بنظر نمیاد اینجا مسکونی باشه

369
00:20:21,402 --> 00:20:22,880
‫هستش

370
00:20:22,882 --> 00:20:25,086
‫"اینم کاروان "تاکمن

371
00:20:47,729 --> 00:20:51,628
‫تاکمن" اینجا نیست"
‫فقط یه دستگاه هست

372
00:20:51,630 --> 00:20:55,690
‫هر چیزی که اون کاروان داره مخابره میکنه
‫درست مطابق با اونی هست که "تاکمن" برای بانک استفاده کرد

373
00:20:55,694 --> 00:20:58,210
‫- میتونی ردیابی ـش کنی ؟
‫- دارم میکنم

374
00:20:58,212 --> 00:21:02,551
‫دارم پیداش میکنم...
‫که برمیگرده به شبکه خودمون

375
00:21:04,190 --> 00:21:06,200
‫تاکمن" هک من رو دور زده"
‫این یه تله ـست

376
00:21:06,275 --> 00:21:08,527
‫اون ... داره سعی میکنه
‫به شبکه ـمون نفوذ کنه

377
00:21:08,529 --> 00:21:10,995
‫سعی نمی‌کنم که نفوذ کنم

378
00:21:10,997 --> 00:21:12,822
‫نفوذ کردم

379
00:21:13,893 --> 00:21:17,084
‫کجایی ؟

380
00:21:17,086 --> 00:21:19,782
‫خونه ای ؟

381
00:21:21,445 --> 00:21:23,007
‫در امانی ؟

382
00:21:23,009 --> 00:21:25,245
‫جایی که فکر می‌کنی امن ـه...

383
00:21:25,247 --> 00:21:28,455
‫جایی که پنجره ای برای نفوذ نداره

384
00:21:28,457 --> 00:21:31,038
‫شاید زیرزمین ؟

385
00:21:31,040 --> 00:21:35,283
‫فکر می‌کنی کسی پیدات نمی‌کنه ؟

386
00:21:35,285 --> 00:21:38,080
‫فکر می‌کنی دست کسی بهت نمی‌رسه

387
00:21:38,082 --> 00:21:40,944
‫در پناه اون سوراخی که توش قایم شدی ؟

388
00:21:40,946 --> 00:21:42,589
‫فلیسیتی...

389
00:21:42,591 --> 00:21:44,696
‫ولی من میتونم

390
00:21:59,006 --> 00:22:00,192
‫وضع چقدر بده ؟

391
00:22:00,193 --> 00:22:03,973
‫تاکمن" از شاهکلید برای نفوذ"
‫به دیواردفاعی ـمون استفاده کرده

392
00:22:04,076 --> 00:22:06,015
‫و سیستم امنیت ـیمون
‫رو دوباره کدنویسی کرده

393
00:22:06,017 --> 00:22:08,418
‫دراصل، دستور خودکشی به سیستم داده

394
00:22:08,420 --> 00:22:10,458
‫و همینطور هم شده

395
00:22:10,460 --> 00:22:12,005
‫آفرین بر تو، شاه ساعت

396
00:22:12,007 --> 00:22:15,067
‫"سارا قبل این که آدمای "تاکمن
‫پول رو ببرن جلوشون رو گرفته

397
00:22:15,067 --> 00:22:18,817
‫"واسه همین "تاکمن
‫میره دنبال یه هدف دیگه

398
00:22:18,819 --> 00:22:22,536
‫شاید بهتر باشه
‫خودمون هدف رو بهش بدیم

399
00:22:22,538 --> 00:22:25,367
‫میشه زنگ بزنی به والتر

400
00:22:25,369 --> 00:22:27,275
‫و پونصد هزار سهم از سهام ـش رو

401
00:22:27,277 --> 00:22:30,007
‫بصورت نقد بذاریدش تو صندوق امانات من
‫تو بانک ملی استارلینگ

402
00:22:30,009 --> 00:22:31,948
‫و ازش بخواه که همین امشب اینکارو کنه

403
00:22:31,950 --> 00:22:35,042
‫اگه "تاکمن" بخواد یه دستبرد دیگه بزنه...

404
00:22:35,044 --> 00:22:38,662
‫چه کسی بهتر از الیور کویین برای سرقت کردن ؟

405
00:22:38,664 --> 00:22:40,275
‫و اگه طعمه رو نگیره چی ؟

406
00:22:40,277 --> 00:22:43,072
‫راست میگی
‫بکنش هشتصد هزار سهم

407
00:22:43,074 --> 00:22:44,751
‫- باشه
‫- من چیکار میتونم بکنم ؟

408
00:22:44,753 --> 00:22:46,034
‫برو به شامت برس

409
00:22:46,036 --> 00:22:47,924
‫خانواده ـت احتمالاً منتظرن

410
00:22:47,926 --> 00:22:49,880
‫درسته

411
00:22:49,882 --> 00:22:52,579
‫شام ـِ خونه لورل

412
00:22:52,581 --> 00:22:54,637
‫این مهم تره

413
00:22:54,639 --> 00:22:57,269
‫اینجا کاری ازت برنمیاد، سارا

414
00:22:57,271 --> 00:22:59,631
‫خانوادت هم مهم ـن

415
00:22:59,633 --> 00:23:01,688
‫- آره
‫- هی

416
00:23:03,309 --> 00:23:04,623
‫باید بری

417
00:23:04,625 --> 00:23:08,099
‫تو هم باهام میای ؟

418
00:23:08,101 --> 00:23:09,886
‫چی ؟

419
00:23:09,888 --> 00:23:12,282
‫میدونم که خودم خواستم یه مدتی باهم باشیم

420
00:23:12,284 --> 00:23:14,576
‫فقط ... یکم دستپاچه ام

421
00:23:14,578 --> 00:23:18,152
‫یعنی، آخرین باری که لورل رو دیدم
‫،خیلی خوب پیش نرفت

422
00:23:18,154 --> 00:23:19,940
‫و...

423
00:23:19,942 --> 00:23:22,471
‫خیلی خوب میشه اگه تنها نرم

424
00:23:22,473 --> 00:23:25,676
‫فکرکنم باید اینجا بمونم

425
00:23:25,678 --> 00:23:28,138
‫و فکر می‌کنی دقیقاً چه کمکی اینجا ازت برمیاد ؟

426
00:23:30,973 --> 00:23:32,187
‫اگه بهمون نیاز شد، زنگ بزن

427
00:23:32,189 --> 00:23:34,380
‫باشه

428
00:23:36,506 --> 00:23:39,069
‫این تقصیر تو نیست، فیلیسیتی

429
00:23:39,071 --> 00:23:41,228
‫جداً؟
‫کدوم یکی از شما

430
00:23:41,230 --> 00:23:43,759
‫مسئول سیستم امنیتی هستید ؟

431
00:23:43,761 --> 00:23:45,175
‫،شاید اگه سارا مسئول بود

432
00:23:45,177 --> 00:23:49,292
‫اینطوری به فنا نمی‌رفتیم

433
00:23:49,294 --> 00:23:50,844
‫،میدونم که درموردش صحبت نکردیم

434
00:23:50,846 --> 00:23:52,868
‫ولی باید سخت بوده باشه که
‫اونهارو باهم میبینی

435
00:23:52,870 --> 00:23:54,926
‫در مورد باهم بودن نیست

436
00:23:54,928 --> 00:23:58,469
‫درمورد خودم ـه
‫سارا میتونه خون رو آنالیز کنه

437
00:23:58,471 --> 00:24:02,281
‫میتونه مبارزه کنه
‫میتونه هرکاری بکنه

438
00:24:02,283 --> 00:24:04,575
‫و تنها چیزی که انتظار می‌رفت من توش خوب باشم

439
00:24:04,577 --> 00:24:06,566
‫بطور فجیحی درش شکست خوردم

440
00:24:06,568 --> 00:24:10,580
‫و وقتی اون رو دارید
‫به من چه نیازی هست ؟

441
00:24:10,582 --> 00:24:13,447
‫چون تو غیرقابل تعویض هستی، فلیسیتی

442
00:24:19,016 --> 00:24:22,220
‫خیلی کار دارم

443
00:24:33,186 --> 00:24:36,726
‫لارل، سارا اومد

444
00:24:44,993 --> 00:24:46,409
‫اوه

445
00:24:46,411 --> 00:24:47,623
‫سلام، مامان

446
00:24:47,625 --> 00:24:49,918
‫سلام

447
00:24:49,920 --> 00:24:52,077
‫الیور، ممنون

448
00:24:52,079 --> 00:24:53,595
‫خیلی خوشگل ـند

449
00:24:53,597 --> 00:24:55,831
‫ممنون

450
00:24:55,833 --> 00:24:58,200
‫هی

451
00:24:58,202 --> 00:25:00,402
‫فکر نکنم فامیلی توهم "لنس" باشه

452
00:25:00,404 --> 00:25:03,138
‫خب، آره، واقعاً نمیخواستم
‫شام خانوادگی ـتون رو خراب کنم

453
00:25:03,140 --> 00:25:05,607
‫ولی ... سارا و من بهم برخوردیم

454
00:25:05,609 --> 00:25:07,142
‫و اون گفتش

455
00:25:07,144 --> 00:25:10,677
‫و بهش گفتم خوراک مرغ های بابا چقدر معرکه هستن

456
00:25:10,681 --> 00:25:12,848
‫درواقع ... شرمنده!

457
00:25:12,850 --> 00:25:15,317
‫ما ... ما ... الیور

458
00:25:15,319 --> 00:25:17,119
‫سلام، آقای لنس

459
00:25:19,255 --> 00:25:22,290
‫،خب، ما پیتزا داریم
‫متأسفم

460
00:25:22,292 --> 00:25:24,126
‫یه اتفاقی تو آشپزخونه افتاد

461
00:25:24,128 --> 00:25:27,293
‫و فکر نکنم تا شیش سال دیگه بتونین از فِـر استفاده کنین

462
00:25:27,297 --> 00:25:29,664
‫یه تیکه میخواین ؟

463
00:25:29,666 --> 00:25:31,833
‫آره، داشتم از مرغ ها یه برج میساختم...

464
00:25:31,835 --> 00:25:33,501
‫چیده بودمشون رو هم و...

465
00:25:33,503 --> 00:25:36,104
‫هنوز هم درس می‌دید، خانم لنس ؟

466
00:25:36,106 --> 00:25:38,273
‫بله، همینطوره
‫تاریخ یونان و قرون وسطی رو آموزش میدم

467
00:25:38,275 --> 00:25:40,842
‫- تو دانشگاه شهر مرکزی
‫- واو

468
00:25:40,844 --> 00:25:42,844
‫خب پس باید زودتر مطلع ـشون کنی

469
00:25:42,846 --> 00:25:44,612
‫از چی مطلع ـشون کنم ؟

470
00:25:44,614 --> 00:25:46,648
‫خب، منظورم اینه که داری
‫به استارلینگ برمی‌گردی، درسته ؟

471
00:25:46,650 --> 00:25:48,516
‫نه

472
00:25:48,518 --> 00:25:51,219
‫به استارلینگ برنمی‌گردم، کوانتین

473
00:25:51,221 --> 00:25:52,654
‫خب، سارا برگشته

474
00:25:52,656 --> 00:25:54,956
‫،من توی شهرمرکزی یه زندگی جدید دارم

475
00:25:54,958 --> 00:25:57,559
‫و، ام...
‫یه شغل خیلی خوب دارم

476
00:25:57,561 --> 00:25:59,427
‫خب، کار اینجا هم گیر میاد

477
00:26:02,765 --> 00:26:05,233
‫بیشتر از یه شغل

478
00:26:05,235 --> 00:26:07,735
‫ام...

479
00:26:07,737 --> 00:26:10,505
‫یه نفر دیگه رو دارم

480
00:26:11,774 --> 00:26:13,274
‫اوه

481
00:26:13,276 --> 00:26:14,976
‫تبریک می‌گم

482
00:26:14,978 --> 00:26:17,178
‫،میدونی
‫خیلی عالیه، مامان

483
00:26:17,180 --> 00:26:19,714
‫لیاقتش رو داری که شاد باشی

484
00:26:19,716 --> 00:26:22,250
‫- همه دارن
‫- آره

485
00:26:26,722 --> 00:26:28,623
‫اوه

486
00:26:28,625 --> 00:26:32,627
‫حتماً شوخی ـتون گرفته

487
00:26:32,629 --> 00:26:34,762
‫چی ؟

488
00:26:34,764 --> 00:26:38,132
‫یه هفته نیست که برگشتی

489
00:26:39,903 --> 00:26:42,870
‫و حتی انکارش هم نمی‌کنید

490
00:26:42,872 --> 00:26:45,740
‫این ... پیچیده ـست

491
00:26:45,742 --> 00:26:49,310
‫حتماً همینطوره
‫پیچیدگی ـش تویی

492
00:26:49,312 --> 00:26:50,778
‫لارل، خواهش میکنم

493
00:26:50,780 --> 00:26:52,179
‫بابا، توهم دست کمی از اونها نداری

494
00:26:52,181 --> 00:26:54,215
‫،یعنی، چی پیش خودت فکر کردی
‫اینکه مامان واسه شیش سال

495
00:26:54,217 --> 00:26:56,883
‫- یه گوشه منتظر می‌شینه تا براش مرغ بپزی
‫- لورل بسه!

496
00:26:56,886 --> 00:26:58,886
‫و یهویی عاشق و دلباخته ـت میشه ؟

497
00:26:58,888 --> 00:27:01,021
‫بسه، باشه ؟
‫- آره، میدونی، دیگه بسه!

498
00:27:01,023 --> 00:27:04,091
‫وقتی غذاتون تموم شد
‫خودتون همدیگه رو بدرقه کنین

499
00:27:10,565 --> 00:27:12,733
‫کیف پولم

500
00:27:12,735 --> 00:27:14,902
‫خیل خب

501
00:27:24,179 --> 00:27:25,733
‫اون دخترم ـه

502
00:27:25,735 --> 00:27:28,082
‫دوازده سالشه

503
00:27:28,084 --> 00:27:30,629
‫باید باهاش صحبت کنم

504
00:27:30,631 --> 00:27:32,547
‫بیسیم ـت شکسته

505
00:27:36,354 --> 00:27:40,449
‫مادرش درست وقتی که
‫دیگه به پوشک نیاز نداشت مُـرد

506
00:27:40,456 --> 00:27:42,704
‫بخاطر سرطان

507
00:27:42,706 --> 00:27:44,457
‫و بدون من...

508
00:27:44,459 --> 00:27:47,104
‫کسی رو نداره که مراقبش باشه

509
00:27:47,106 --> 00:27:49,089
‫پس...

510
00:27:52,232 --> 00:27:55,374
‫میدونم که تو رو نمی‌شناسم

511
00:27:55,376 --> 00:27:58,154
‫و میدونم که تو هم منو نمی‌شناسی

512
00:27:58,156 --> 00:28:01,428
‫ولی...

513
00:28:01,430 --> 00:28:04,869
‫خواهش میکنم مراقب دخترم باش

514
00:28:04,871 --> 00:28:06,953
‫خواهش میکنم

515
00:28:14,530 --> 00:28:16,548
‫هی!

516
00:28:16,550 --> 00:28:18,202
‫تو باورنکردنی هستی!

517
00:28:18,204 --> 00:28:22,593
‫کلی واسم موعظه کردی که
‫چقدر به بهتر کردن رابطه ـم با سارا نیاز دارم

518
00:28:22,604 --> 00:28:24,520
‫وقتی که همه آتیش ها زیر سر خودت بوده

519
00:28:24,522 --> 00:28:26,174
‫با کردن اون

520
00:28:26,176 --> 00:28:28,127
‫و حالا دوباره داری اینکارو میکنی

521
00:28:28,128 --> 00:28:30,707
‫،درست میگی
‫همش تقصیر من ـه

522
00:28:30,709 --> 00:28:32,592
‫آره، آره همینطوره

523
00:28:32,594 --> 00:28:34,776
‫و از دست دادن کارت

524
00:28:34,778 --> 00:28:37,191
‫،مصرف قرص
‫،مست کردن

525
00:28:37,193 --> 00:28:38,846
‫اینا هم تقصیر من ـه؟

526
00:28:38,848 --> 00:28:40,499
‫تقصیر خانوادته ؟

527
00:28:40,501 --> 00:28:42,716
‫یا میخوای تامی رو مقصر بدونی که مُـرد ؟

528
00:28:42,718 --> 00:28:44,105
‫لعنت به تو، الیور

529
00:28:44,107 --> 00:28:46,719
‫من سرهرچیزی پشتت واستادم

530
00:28:46,721 --> 00:28:48,638
‫،سر رانندگی هنگام مستی ـت
‫،از دست دادن کارت

531
00:28:48,640 --> 00:28:50,457
‫و لارل، من نگران حالت بودم حتی موقعی که

532
00:28:50,459 --> 00:28:53,236
‫داشتی برای گرفتن حکم اعدام مادرم تلاش می‌کردی!

533
00:28:53,238 --> 00:28:55,552
‫آره، حتماً از اون مردهای بامرام  هستی

534
00:28:55,554 --> 00:28:58,166
‫لورل، فکر می‌کنی تنها کسی هستی که
‫داری زمان سختی رو سپری میکنی؟

535
00:28:58,168 --> 00:29:00,416
‫فکر می‌کنی تنها کسی هستی
‫که مشکل خانوادگی داری ؟

536
00:29:00,418 --> 00:29:03,492
‫تو ... روحت هم خبر نداره

537
00:29:03,494 --> 00:29:06,072
‫که الان خانواده من چه مشکلاتی داره

538
00:29:08,191 --> 00:29:12,722
‫ولی من هنوز اینجا ایستادم

539
00:29:12,724 --> 00:29:17,155
‫و تو هنوز داری هر کسی رو بجز خودت
‫مقصر میدونی

540
00:29:17,157 --> 00:29:19,702
‫تموم شد ؟

541
00:29:22,879 --> 00:29:25,558
‫آره

542
00:29:25,560 --> 00:29:29,230
‫آره، تموم شد

543
00:29:29,232 --> 00:29:33,200
‫این تقصیر ها رو به گردن گرفتن

544
00:29:33,202 --> 00:29:36,641
‫و به گردن کشیدن

545
00:29:37,932 --> 00:29:41,305
‫چرا نمیری مشروب بخوری ؟

546
00:29:43,456 --> 00:29:45,341
‫برو...

547
00:29:45,343 --> 00:29:47,723
‫برو به وردن

548
00:29:47,725 --> 00:29:50,965
‫بذار به حساب من

549
00:29:55,002 --> 00:29:58,607
‫نصف عمرم رو عاشقت بودم

550
00:30:02,710 --> 00:30:05,058
‫ولی دیگه تموم شد

551
00:30:22,090 --> 00:30:23,136
‫فلیسیتی رو دیدین ؟

552
00:30:23,139 --> 00:30:25,315
‫نه، واستا، چطور ؟

553
00:30:25,316 --> 00:30:27,370
‫رفته بودم سربخت منبع انرژی خورشیدی
‫وقتی برگشتم دیدم رفته

554
00:30:27,372 --> 00:30:29,360
‫و چند ساعتی میشه که ندیدمش

555
00:30:33,010 --> 00:30:34,634
‫هی

556
00:30:34,636 --> 00:30:36,824
‫تاکمن" طعمه رو گرفت"
‫پولی که تو صندوق والتر گذاشتی

557
00:30:36,825 --> 00:30:39,310
‫دارم یه سیگنال از بانک ملی استارلینگ می‌گ‍یرم

558
00:30:39,312 --> 00:30:42,462
‫صبرکن، تو از کجا میدونی؟

559
00:30:42,464 --> 00:30:46,044
‫- چون که اینجام
‫- چی ؟

560
00:31:06,710 --> 00:31:08,831
‫آه!

561
00:31:08,833 --> 00:31:10,988
‫اهــم

562
00:31:10,990 --> 00:31:13,940
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- تاکمن" رو تعقیب می‌کنم"

563
00:31:13,942 --> 00:31:15,996
‫کامپیوترهامون رو سوزونده
‫سعی کردم از کامپیوتر بانک

564
00:31:15,998 --> 00:31:17,489
‫رد شاهکلید رو پیدا بزنم

565
00:31:17,491 --> 00:31:18,914
‫و اون ژاکت واسه چیه ؟

566
00:31:18,916 --> 00:31:21,170
‫سردم بود

567
00:31:21,172 --> 00:31:23,194
‫دیگل، از اینجا ببرش

568
00:31:25,616 --> 00:31:27,240
‫تاکمن"، سیستم امنیتی بانک رو از کار انداخته"

569
00:31:27,242 --> 00:31:29,728
‫دوباره فعالش میکنم

570
00:31:31,620 --> 00:31:33,741
‫دارن راه خروجمون رو می‌بندن

571
00:31:33,743 --> 00:31:36,560
‫بسپارش به من

572
00:31:38,020 --> 00:31:39,645
‫سیگنال "تاکمن" قوی ـه

573
00:31:39,647 --> 00:31:41,270
‫- اون اینجاست، نزدیک ـه
‫- پیداش کن فلیسیتی

574
00:31:41,272 --> 00:31:43,128
‫احتیاجی نیست

575
00:31:43,130 --> 00:31:45,085
‫خودم بهت میگم که دقیقاً کجام

576
00:31:45,087 --> 00:31:48,004
‫،من همه جا هستم
‫ولی در این لحظه، بیشتر به فکر

577
00:31:48,006 --> 00:31:49,662
‫زیر زمین هستم

578
00:31:49,664 --> 00:31:52,548
‫مخصوصاً فکر خط لوله اصلی گاز

579
00:31:55,999 --> 00:31:57,424
‫،اوه، خدای‌من
‫انتقال گاز رو متوقف کرده

580
00:31:57,426 --> 00:31:58,916
‫و چرا این خبر بدی ـه ؟

581
00:31:58,918 --> 00:32:00,276
‫تجمع گاز میتونه باعث انفجار بشه

582
00:32:00,278 --> 00:32:02,001
‫همینطوره، کل محوطه رو می‌فرسته رو هوا

583
00:32:02,003 --> 00:32:03,560
‫نه، نمی‌فرسته

584
00:32:33,380 --> 00:32:36,032
‫صبر کن، "تاکمن" دستش ـو رو کرده

585
00:32:36,034 --> 00:32:38,420
‫لوله اصلى گاز به شبکه شهری وصله

586
00:32:38,422 --> 00:32:40,178
‫و یعنی چی الان ؟

587
00:32:40,180 --> 00:32:43,329
‫اوه، واسه اینکه بتونه
‫مارو بفرسته رو هوا

588
00:32:43,331 --> 00:32:44,921
‫راهی بهم داده تا بتونم ردش رو پیدا کنم

589
00:32:44,923 --> 00:32:46,945
‫حالا مفهوم بود

590
00:33:09,334 --> 00:33:11,622
‫چه اتفاقی داره میافته ؟

591
00:33:23,033 --> 00:33:25,751
‫مراقب باش!

592
00:33:28,638 --> 00:33:31,125
‫تو حتی نمی‌دونی
‫چرا دارم اینکارو میکنم

593
00:33:32,619 --> 00:33:35,272
‫پول رو واسه خودم نمی‎‌خوام!

594
00:33:35,274 --> 00:33:36,963
‫دارم اینکارو واسه اون انجام میدم!

595
00:33:36,965 --> 00:33:38,920
‫دلیل نمیشه

596
00:33:38,922 --> 00:33:41,905
‫- مگس های زمان
‫- وقت فراره

597
00:33:46,649 --> 00:33:48,439
‫اون دیگه چی بود ؟

598
00:33:48,441 --> 00:33:50,363
‫گوشی ـش

599
00:33:50,365 --> 00:33:55,335
‫همون ویروسی رو توش آپلود کردم
‫که برای سیستم ما ازش استفاده کرده بود

600
00:33:55,340 --> 00:33:57,882
‫نکشتم ـش که ،درسته ؟

601
00:33:57,884 --> 00:33:59,567
‫زدی ناکارش کردی

602
00:34:04,657 --> 00:34:07,002
‫- انجامش دادیم
‫- تو انجامش دادی

603
00:34:16,473 --> 00:34:19,050
‫مطمئنی که نمیخوای بری بیمارستان ؟

604
00:34:19,052 --> 00:34:22,320
‫اوهوم، شما هیچوقت به بیمارستان نمی‌رید

605
00:34:22,322 --> 00:34:26,913
‫درضمن، دیگ بهم آسپرین داده

606
00:34:28,336 --> 00:34:31,142
‫- آسپرین ؟
‫- اکسی کدون

607
00:34:31,144 --> 00:34:36,788
‫،اگه تو انقدر شجاع نبودی
‫الان اینجا نبودم

608
00:34:36,794 --> 00:34:38,741
‫کاری نکردم که

609
00:34:38,743 --> 00:34:41,186
‫همیشه دوست داشتم که
‫بگم بخاطر یکی گلوله خوردم

610
00:34:41,188 --> 00:34:42,838
‫و حالا می‌تونم

611
00:34:42,840 --> 00:34:45,217
‫پس راستش من باید از تو تشکر کنم

612
00:34:45,219 --> 00:34:47,365
‫تموم شد

613
00:34:48,919 --> 00:34:51,461
‫بدک نیست، ولی جای زخمش میمونه

614
00:34:51,463 --> 00:34:53,906
‫زخم خودم!

615
00:34:58,929 --> 00:35:02,067
‫حالت خوبه ؟

616
00:35:02,069 --> 00:35:03,852
‫دیگل اشاره کرد که ممکنه تو

617
00:35:03,854 --> 00:35:06,693
‫یکم احساس...
‫طرد شده کرده باشی

618
00:35:06,695 --> 00:35:09,700
‫چی ؟
‫نه

619
00:35:12,277 --> 00:35:14,292
‫من فقط...

620
00:35:14,294 --> 00:35:16,473
‫قبلاً دخترت بودم

621
00:35:17,498 --> 00:35:20,602
‫منظورم دوست دخترت نیست

622
00:35:20,604 --> 00:35:23,345
‫دخترت

623
00:35:23,347 --> 00:35:25,856
‫میدونم که مثل هم هستن

624
00:35:25,858 --> 00:35:29,953
‫ولی واسه من
‫باهم فرق دارن

625
00:35:31,871 --> 00:35:33,917
‫هی

626
00:35:33,919 --> 00:35:35,900
‫تو همیشه دختر من بودی، فلیسیتی

627
00:35:42,608 --> 00:35:45,680
‫میتونم یکی دیگه از اون آسپرین ها بخورم ؟

628
00:35:50,900 --> 00:35:52,948
‫سلام

629
00:35:52,950 --> 00:35:55,261
‫اینو امتحان کن

630
00:36:01,375 --> 00:36:03,884
‫خوبه، هان ؟

631
00:36:03,886 --> 00:36:06,098
‫خیلی خوبه

632
00:36:07,323 --> 00:36:11,808
‫و این پشت در حال میکس کردن
‫چیکار می‌کنی ؟

633
00:36:11,816 --> 00:36:14,094
‫تیا استخدامم کرد

634
00:36:14,096 --> 00:36:17,001
‫من متصدی جدید بار ـم

635
00:36:18,853 --> 00:36:21,231
‫تو کالج متصدی بودم و ام...

636
00:36:21,233 --> 00:36:26,642
‫وقتی که عضویت تو گروه قاتل های بین‌المللی تو رزومه آدم باشه
‫کار پیدا کردن یه ذره سخته

637
00:36:26,651 --> 00:36:28,664
‫مطمئن ـم کارت عالیه

638
00:36:33,555 --> 00:36:35,701
‫باید برم خونه

639
00:36:35,703 --> 00:36:36,858
‫همه چی مرتبه ؟

640
00:36:36,860 --> 00:36:38,709
‫امیدوارم

641
00:36:48,786 --> 00:36:51,693
‫میتونی بری

642
00:36:51,695 --> 00:36:54,831
‫نیومدم بکُشمش یا چیز دیگه ای

643
00:37:04,976 --> 00:37:07,717
‫یادمه قبلاً متصدی بار بودی

644
00:37:07,719 --> 00:37:11,516
‫تو بار "اسکیوی" با...

645
00:37:11,518 --> 00:37:15,382
‫پوسته بادام زمینی
‫کل زمین رو پر کرده بود

646
00:37:15,384 --> 00:37:17,035
‫آره، فراموشی

647
00:37:17,037 --> 00:37:19,248
‫درسته

648
00:37:19,250 --> 00:37:23,081
‫نیومدم اینجا که چیزی بخورم

649
00:37:23,083 --> 00:37:26,789
‫پس چرا اینجایی ؟

650
00:37:26,791 --> 00:37:30,230
‫چون که فهمیدم که...

651
00:37:30,232 --> 00:37:34,640
‫که منم باهات توی اون قایق بودم

652
00:37:34,642 --> 00:37:36,711
‫و...

653
00:37:36,713 --> 00:37:39,718
‫خیلی آروم

654
00:37:39,720 --> 00:37:42,859
‫تو این همه سال غرق شدم

655
00:37:45,900 --> 00:37:49,641
‫و بعد هر دلشکستگی

656
00:37:49,643 --> 00:37:52,547
‫،یا هر شکست‌

657
00:37:52,549 --> 00:37:55,454
‫یا از دست دادن کسی...

658
00:37:55,456 --> 00:37:58,694
‫بیشتر توی این آب تاریک فرو میرفتم

659
00:38:00,165 --> 00:38:04,107
‫و بعد وقتی تو رو دیدم که

660
00:38:04,109 --> 00:38:06,445
‫انقدر زیبا بودی

661
00:38:06,447 --> 00:38:09,084
‫و سرزنده بودی

662
00:38:09,086 --> 00:38:15,764
‫فهمیدم که من دیگه اینطوری نیستم

663
00:38:19,208 --> 00:38:23,918
‫پس خواهش میکنم...

664
00:38:23,920 --> 00:38:26,658
‫از من متنفر نباش، سارا

665
00:38:28,796 --> 00:38:30,500
‫خواهش میکنم

666
00:38:39,154 --> 00:38:41,825
‫دلم برات تنگ شده بود

667
00:38:52,784 --> 00:38:55,589
‫فکر می‌کردم چیزی نمیتونه گریه ـت رو دربیاره

668
00:38:55,591 --> 00:38:59,131
‫فکر کنم اونقدر که فکرمی‌کردی قوی نیستم

669
00:39:05,113 --> 00:39:07,182
‫پس...

670
00:39:07,184 --> 00:39:10,022
‫حالا واسه چی اشک میریختی ؟

671
00:39:10,024 --> 00:39:12,060
‫من...

672
00:39:12,062 --> 00:39:15,067
‫پیش خواهر ـم بودم

673
00:39:15,069 --> 00:39:17,539
‫و خوب بود

674
00:39:19,077 --> 00:39:20,881
‫خوبه

675
00:39:20,883 --> 00:39:23,319
‫هی، لورل خواهر بزرگتر منه

676
00:39:23,321 --> 00:39:25,423
‫ولی هنوز واسه یه خواهر کوچیکتر جا دارم

677
00:39:25,425 --> 00:39:27,662
‫خوبه

678
00:39:27,664 --> 00:39:31,270
‫نمی‌دونم بدون تو چیکار می‌کردم

679
00:39:33,510 --> 00:39:35,747
‫خب، لازم نیست که بفهمی

680
00:39:37,118 --> 00:39:39,923
‫میرم روی رو پیدا کنم

681
00:39:58,165 --> 00:40:00,937
‫آوردیم

682
00:40:00,939 --> 00:40:03,677
‫خیلی دیرشده

683
00:40:03,679 --> 00:40:05,815
‫مُـرده

684
00:40:06,752 --> 00:40:10,024
‫همه اینجا می‌میریم

685
00:40:10,026 --> 00:40:12,563
‫درست مثل اون

686
00:40:14,235 --> 00:40:17,207
‫نه، نمی‌میریم

687
00:40:21,819 --> 00:40:25,058
‫فکر کنم یه راه برای
‫نزدیک شدن به کشتی پیدا کردم

688
00:40:27,031 --> 00:40:28,867
‫چتر نجات

689
00:40:56,096 --> 00:40:57,231
‫تیا!

690
00:40:57,233 --> 00:41:00,271
‫،الیور
‫چی شده ؟

691
00:41:00,273 --> 00:41:02,209
‫همه چی مرتب ـه ؟

692
00:41:02,211 --> 00:41:04,514
‫تیا، بهم پیامک داد که
‫یه وضع اورژانسی تو خونه پیش اومده

693
00:41:04,516 --> 00:41:06,652
‫وضع اورژانسی پیش نیومده
‫وسط یه جلسه ام

694
00:41:06,654 --> 00:41:07,821
‫و تیا هم اینجا نیست

695
00:41:07,823 --> 00:41:09,926
‫خب پس چرا...

696
00:41:11,431 --> 00:41:14,035
‫- باورم نمیشه همچین کاری کرده
‫- چیکار ؟

697
00:41:14,037 --> 00:41:16,909
‫مجبورمون کرد باهم صحبت کنیم
‫سرد بودن ماباهم رو احساس کرده

698
00:41:16,911 --> 00:41:18,513
‫و تو چی بهش گفتی ؟

699
00:41:18,515 --> 00:41:20,383
‫هیچ چی

700
00:41:20,385 --> 00:41:23,390
‫برای محافظت از اون

701
00:41:23,392 --> 00:41:25,094
‫نه تو!

702
00:41:25,096 --> 00:41:28,535
‫خانم، کویین
‫همه چی مرتبه ؟

703
00:41:28,537 --> 00:41:29,871
‫بله ، متشکر

704
00:41:29,873 --> 00:41:33,813
‫آه، پسرم همین الان رسید

705
00:41:33,815 --> 00:41:37,689
‫الیور، میخوام با آقای
‫اسلید ویلسون آشنا بشی

706
00:41:44,405 --> 00:41:47,745
‫از دیدنتون خوشحال شدم...

707
00:41:47,747 --> 00:41:49,783
‫آقای کویین

708
00:41:49,808 --> 00:41:54,814
‫مترجمین
‫(Dunham) و مـحـمـد  (Breakingbad) کـیـارش
‫تیم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم

