‫﻿۱
00:00:02,080 --> 00:00:03,830
‫اسم من اولیور کویین ـه.

2
00:00:03,840 --> 00:00:05,159
‫بعد از شش ماه توی جهنم...

3
00:00:05,160 --> 00:00:06,811
‫از زندان آزاد شدم و به خونه برگشتم...

4
00:00:06,880 --> 00:00:08,822
‫و فقط یه هدف دارم...

5
00:00:08,840 --> 00:00:11,657
‫شهرمو نحات بدم
‫اما اوضاع تغییر کرده.

6
00:00:11,720 --> 00:00:13,442
‫به جای خارج از محدوده‌ی قانون عمل کردن...

7
00:00:13,520 --> 00:00:15,872
‫حالا با پلیس همکاری میکنم.

8
00:00:15,960 --> 00:00:18,510
‫من دیگه زندانی ۴۵۸۷ نیستم.

9
00:00:18,520 --> 00:00:19,966
‫من بار دیگه...

10
00:00:20,040 --> 00:00:22,166
‫گرین ارو هستم.

11
00:00:22,240 --> 00:00:23,918
‫آنچه در ارو گذشت...

12
00:00:24,000 --> 00:00:25,511
‫همیشه یه دانته دیگه هم هست.

13
00:00:25,520 --> 00:00:27,687
‫همیشه یه دلیل منطقی برای
‫مصالحه کردن هست...

14
00:00:27,760 --> 00:00:29,289
‫اما من دیگه این کار رو نمیکنم.

15
00:00:29,360 --> 00:00:32,124
‫- نادیده گرفتن راه‌حل درستی نیست.
‫- خب، من نادیده نمیگیرم.

16
00:00:32,200 --> 00:00:33,831
‫میخوام شانس خودمو امتحان کنم.

17
00:00:33,920 --> 00:00:35,666
‫رفتم نمرات میان‌ترمت رو چک کردم.

18
00:00:35,720 --> 00:00:37,994
‫و هیچ اثری از نتایج امتحانات ندیدم
‫چون اصلا امتحان ندادی.

19
00:00:38,080 --> 00:00:40,150
‫- چرا؟
‫- چون اخراج شدم.

20
00:00:40,160 --> 00:00:42,845
‫پس با نگاه کردن اون مستند
‫اینجا رو پیدا کردی؟

21
00:00:42,920 --> 00:00:45,238
‫شورشیا باعث مرگ استار سیتی شدن...

22
00:00:45,320 --> 00:00:47,830
‫و دقیقا همون چیزی بودن
‫که لیاقتشو داشتن.

23
00:00:47,840 --> 00:00:49,064
‫ما حالا دسترسی بی‌قیدوبند...

24
00:00:49,120 --> 00:00:51,667
‫به تمام برنامه‌ی امنیتی آرچر دسترسی داریم.

25
00:00:51,760 --> 00:00:52,970
‫بیا بمبها رو پیدا کنیم.

26
00:01:28,880 --> 00:01:30,759
‫- زود میری خونه؟
‫- هنوز نه.

27
00:01:30,840 --> 00:01:32,139
‫صبح می‌بینمت.

28
00:02:26,920 --> 00:02:29,717
‫چی نوشته؟

29
00:02:29,800 --> 00:02:31,391
‫هیچی.

30
00:02:31,400 --> 00:02:33,155
‫فقط یه بچه‌ی بامزه خواسته سربه‌سرمون بذاره.

31
00:02:46,900 --> 00:02:51,900
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

32
00:02:52,100 --> 00:02:55,100
‫ترجمه از: داوود ، امیرعلی
‫illusion , highbury

33
00:02:55,840 --> 00:02:58,148
‫تا حالا شده با پدرومادرت به مشکل بربخوری؟

34
00:02:58,160 --> 00:03:00,524
‫آره، همیشه، چرا؟

35
00:03:00,600 --> 00:03:03,319
‫چون ویلیام نباید پنکیک بخوره.

36
00:03:03,320 --> 00:03:05,770
‫ویلیام باید بهمون
‫بگه چرا اخراج شده...

37
00:03:05,840 --> 00:03:07,789
‫و چرا بهمون دروغ گفته.

38
00:03:07,800 --> 00:03:09,563
‫- بعد از پنکیک یا...
‫- نه.

39
00:03:09,640 --> 00:03:10,863
‫باشه.

40
00:03:16,080 --> 00:03:18,475
‫- حاضری حرف بزنی؟
‫- در مورد چی؟

41
00:03:18,560 --> 00:03:19,911
‫چرا اخراج شدی.

42
00:03:19,920 --> 00:03:21,768
‫زود باش ویل، میدونی که میتونی...

43
00:03:21,840 --> 00:03:23,776
‫در مورد هر چی حرف بزنی، لطفا.

44
00:03:23,840 --> 00:03:26,690
‫موضوع مهمی نیست.
‫فقط دعوا کردم.

45
00:03:26,760 --> 00:03:28,132
‫فکر میکردم بهم افتخار میکنی.

46
00:03:28,200 --> 00:03:30,040
‫همونطور که گفتی یه راست دماغشو زدم.

47
00:03:30,120 --> 00:03:31,750
‫کی بهش گفتی
‫یه راست دماغ رو بزنه؟

48
00:03:31,760 --> 00:03:33,141
‫یه سال پیش بود...

49
00:03:33,200 --> 00:03:36,140
‫و بهت یاد دادم چطوری
‫از خودت دفاع کنی، دستت درد نکنه.

50
00:03:36,240 --> 00:03:38,030
‫رفیق، تو که با کسی دعوا نمیکردی.

51
00:03:38,040 --> 00:03:39,332
‫چرا اصلا براتون مهمه؟

52
00:03:39,400 --> 00:03:40,697
‫هر بار که با هم حرف زدیم، بهم گفتی...

53
00:03:40,760 --> 00:03:41,791
‫چقدر مدرسه‌ـتو دوست داری...

54
00:03:41,840 --> 00:03:44,075
‫چقدر دوستای جدید
‫و کلاستو دوست داری.

55
00:03:44,200 --> 00:03:45,576
‫متوجه چی نشدم؟

56
00:03:45,640 --> 00:03:47,231
‫شاید برای یه بارم
‫شده باید بپرسی احساسم چیه...

57
00:03:47,240 --> 00:03:49,389
‫اما تو نظر بقیه‌ی آدما رو نمیپرسی.

58
00:03:49,400 --> 00:03:51,150
‫در مورد همه چی خودت تصمیم میگیری...

59
00:03:51,160 --> 00:03:52,528
‫مثل اینکه تصمیم گرفتی بری زندان....

60
00:03:52,600 --> 00:03:54,590
‫به جای اینکه مراقب خانواده‌ـت باشی!

61
00:03:54,600 --> 00:03:57,445
‫فکر نکنم منصفانه باشه، اما اشکالی نداره.

62
00:03:57,520 --> 00:03:59,940
‫ویلیام تو اخراج شدی...

63
00:04:00,000 --> 00:04:02,552
‫و تو مرد جوان، باید درک کنی...

64
00:04:02,640 --> 00:04:06,197
‫که در زندگی باید مسئولیت کارایی که میکنی رو...

65
00:04:06,280 --> 00:04:07,446
‫قبول کنی.

66
00:04:07,520 --> 00:04:09,426
‫جدی؟ دیگه خسته شدم.

67
00:04:11,800 --> 00:04:13,729
‫ویلیام. هی.

68
00:04:13,800 --> 00:04:16,606
‫ویلیام. هنوز حرفمون تموم نشده.

69
00:04:18,240 --> 00:04:20,426
‫خوب پیش رفت.

70
00:04:20,440 --> 00:04:22,752
‫لعنتی! هنوزم نتونستم بفهمم...

71
00:04:22,760 --> 00:04:24,192
‫فلیسیتی اون بمبها رو کجا کار گذاشته.

72
00:04:24,200 --> 00:04:26,342
‫خب، تقریبا مطمئنم که
‫با ضربه زدن به اون چیز...

73
00:04:26,440 --> 00:04:28,242
‫باعث نمیشه بهتر کار کنه.

74
00:04:28,320 --> 00:04:30,203
‫بااینحال حس بهتری بهم میده.

75
00:04:30,280 --> 00:04:32,045
‫برنامه‌ی آرچر
‫مثلا باید همه چیزو ببینه...

76
00:04:32,120 --> 00:04:33,939
‫اما وقتی هیچی رو نمی‌بینه
‫به چه دردی میخوره؟

77
00:04:36,920 --> 00:04:38,551
‫دیگه وقتش شده بود.

78
00:04:38,640 --> 00:04:40,595
‫الگوریتمهات بدرد نمیخوره.

79
00:04:40,680 --> 00:04:43,644
‫منم از دیدنت خوشحال شدم.
‫بدش به من.

80
00:04:43,720 --> 00:04:45,432
‫آرچر بهمون کمک نمیکنه که این یعنی...

81
00:04:45,520 --> 00:04:47,940
‫بلک‌استار تنها سرنخمون
‫برای پیدا کردن اون بمبهاست.

82
00:04:48,000 --> 00:04:50,058
‫شما بچه‌ها تونستین ردشو بگیرین؟

83
00:04:50,080 --> 00:04:52,006
‫چند روز گذشته رو
‫صرف گشتن تمام شهر کردم...

84
00:04:52,080 --> 00:04:54,148
‫اما خوب میدونه چطوری یه شبح باشه.

85
00:04:54,160 --> 00:04:56,213
‫با وضعی که الان شهر داره
‫کار خیلی آسونیه.

86
00:04:56,280 --> 00:04:58,125
‫باشه، مشکل از الگوریتم من نیست.

87
00:04:58,200 --> 00:05:00,599
‫برنامه‌ی آرچر برای
‫زیرنظر گرفتن "گلیدز" طراحی شده بود...

88
00:05:00,680 --> 00:05:02,072
‫اما استار سیتی ده برابر بزرگتره...

89
00:05:02,080 --> 00:05:03,914
‫و زیرساختهای فناوریش نصفه.

90
00:05:04,000 --> 00:05:05,457
‫پس برای زیرنظر گرفتن
‫منطقه‌ی بزرگ نظارت کمتری لازمه.

91
00:05:05,560 --> 00:05:06,582
‫حتی اگه اینم درست باشه...

92
00:05:06,640 --> 00:05:08,337
‫نقشه‌ی بمب خیلی عظیم بود.

93
00:05:08,360 --> 00:05:09,629
‫باید یه چیزی پیدا میکردیم.

94
00:05:09,680 --> 00:05:11,546
‫خب، نه اگه
‫بمبها هنوز کار نذاشته شده باشن.

95
00:05:11,640 --> 00:05:13,974
‫خب، شاید فلیسیتی اونا رو یه جایی...

96
00:05:14,080 --> 00:05:15,292
‫دور از دسترس انبار کرده...

97
00:05:15,360 --> 00:05:16,928
‫یه جایی که به فکر هیچکس نمیرسه.

98
00:05:17,000 --> 00:05:18,938
‫فکر کنم همچین جایی رو بشناسم.

99
00:05:22,120 --> 00:05:24,842
‫این واقعا دور از دسترسه.

100
00:05:24,920 --> 00:05:29,630
‫خدایا. فکر میکردم
‫اینجا خیلی باحال بوده.

101
00:05:29,640 --> 00:05:32,200
‫باورم نمیشه هنوز سروپاست.

102
00:05:32,280 --> 00:05:34,683
‫باورم نمیشه بابام
‫قبلا به اینجا میگفت خونه.

103
00:05:34,760 --> 00:05:38,071
‫آره، خب خیلی وقته
‫که اینجا خونه‌ی کسی نبوده.

104
00:05:38,160 --> 00:05:40,119
‫یکی اینجا بوده.

105
00:05:42,680 --> 00:05:43,785


106
00:05:43,840 --> 00:05:45,279
‫یکی هنوز اینجاست.

107
00:05:45,360 --> 00:05:47,135
‫بهت گفتم به جای خوبی ختم نمیشه.

108
00:05:55,040 --> 00:05:56,538
‫اون چیه، از طرفدارای آرگوس؟

109
00:05:56,600 --> 00:05:59,040
‫نه، نه چندان.

110
00:05:59,120 --> 00:06:03,161
‫اوه، از اون چیزای ناجور که میگن
‫میدونم تابستون قبل چه کار کردی ـه.

111
00:06:03,240 --> 00:06:05,990
‫- میخوای رد دی.ان.ای ازش بگیرم؟
‫- نه، قبلا این کار رو کردم.

112
00:06:06,000 --> 00:06:08,802
‫به عاوه به خاطر این
‫نگفتم بیای اینجا.

113
00:06:08,880 --> 00:06:10,791
‫جستجوی دانته چطور پیش میره؟

114
00:06:10,800 --> 00:06:12,982
‫خوبه. تونستیم
‫شماره‌ای که به دیاز زنگ زده رو ردگیری کنیم.

115
00:06:13,064 --> 00:06:15,483
‫متعلق به رابط دانته در
‫مصر ـه، یه یارو به اسم ویرجیل.

116
00:06:15,555 --> 00:06:17,531
‫اگه بتونیم اونو بازداشت کنیم دانته رو گرفتیم.

117
00:06:17,541 --> 00:06:21,565
‫عالیه! و باید به خاطرش
‫از تو ممنون باشیم.

118
00:06:21,648 --> 00:06:23,161
‫کارت عالی بود کرتیس.

119
00:06:23,243 --> 00:06:25,950
‫خیلی حیفه که نمیتونم
‫برای آزمایشگاه پاداشم اینجا باشم.

120
00:06:25,960 --> 00:06:27,410
‫منظورت از این حرفا چیه؟

121
00:06:27,480 --> 00:06:29,621
‫راه خوبی برای گفتنش نیست...

122
00:06:29,631 --> 00:06:33,242
‫اما یه شغل در موسسه‌ی
‫انسان‌دوستانه‌ی کوهلر در دی.سی بهم پیشنهاد شده.

123
00:06:33,322 --> 00:06:34,962
‫میتونستم از فناوری استفاده کنم...

124
00:06:35,042 --> 00:06:37,043
‫تا به مردم سرتاسر دنیا کمک کنم.

125
00:06:37,123 --> 00:06:39,214
‫کرتیس، میدونم که چندان
‫از عملیات روح خوشحال نیستی...

126
00:06:39,294 --> 00:06:41,254
‫اما امیدوار بودم بتونیم
‫این شرایط رو پشت‌سر بذاریم.

127
00:06:41,334 --> 00:06:42,925
‫به علاوه، کاری که اینجا برای آرگوس انجام میدی...

128
00:06:43,005 --> 00:06:44,635
‫به خیلی از آدما در
‫سرتاسر دنیا کمک میکنه.

129
00:06:44,715 --> 00:06:48,476
‫میدونم که بهش باور داری جان.

130
00:06:48,486 --> 00:06:49,986
‫فقط من چندان مطمئن نیستم.

131
00:06:58,909 --> 00:07:01,279
‫مهم اینه که ارتباط چشمی رو حفظ کنی.

132
00:07:01,359 --> 00:07:03,170
‫حمله‌گر روی
‫نقاط ضعف‌ـت تمرکز میکنه.

133
00:07:03,240 --> 00:07:04,989
‫در این صورت، فقط آسیب می‌بینی.

134
00:07:05,069 --> 00:07:06,649
‫پس اونا رو به طرف خودت میکشونی...

135
00:07:06,729 --> 00:07:10,208
‫و به محض اینکه خوب نزدیک شدن ضربه میزنی.

136
00:07:10,288 --> 00:07:14,104
‫آره! خیلی خوبه.
‫استعدادشو داری.

137
00:07:14,114 --> 00:07:16,013
‫ممنون که بهم یاد میدی عمه دیانا.

138
00:07:16,093 --> 00:07:18,587
‫خیلی حال میده که یاد
‫بگیری حال بقیه رو از بلک کاناری بگیری.

139
00:07:18,667 --> 00:07:21,569
‫اینقدر بزنش تا دیگه چیزی ازش نمونه...

140
00:07:21,579 --> 00:07:24,730
‫و سروان دریک بهت
‫پست معاونت هم میده.

141
00:07:24,800 --> 00:07:27,170
‫بهتر نیست توی اتاقت به لگد و مشت زدن ادامه بدی؟

142
00:07:27,250 --> 00:07:28,674
‫- باشه.
‫- آفرین.

143
00:07:32,608 --> 00:07:35,028
‫دیدم وقتی زویی حرف از بلک کاناری زد...

144
00:07:35,108 --> 00:07:37,598
‫قیافه‌ت چه شکلی شد.

145
00:07:37,668 --> 00:07:39,799
‫هنوزم نتونستی با بیرون اومدن کنار بیای؟

146
00:07:39,869 --> 00:07:41,671
‫خب، مسئله اینه که تمام افراد نزدیکمون...

147
00:07:41,751 --> 00:07:43,285
‫هویت مخفی منو میدونستن...

148
00:07:43,364 --> 00:07:45,326
‫اما حالا همه میدونن...

149
00:07:45,406 --> 00:07:48,812
‫پلیسای اداره، همه.

150
00:07:48,822 --> 00:07:53,463
‫نمیدونم. شاید نگرانم
‫حالا که این راز فاش شده...

151
00:07:53,473 --> 00:07:55,246
‫رفتار مردم باهام فرق کنه.

152
00:07:55,326 --> 00:07:56,959
‫آره خب، شاید
‫فکر خوبی باشه که من و تیم...

153
00:07:57,039 --> 00:07:59,857
‫فعلا یه سر به اداره‌ی پلیس بزنیم...

154
00:07:59,937 --> 00:08:01,560
‫تا شاید بتونم سر چند نفر رو بشکنم.

155
00:08:01,640 --> 00:08:03,073
‫ممنون.

156
00:08:03,153 --> 00:08:05,897
‫هی از زمانی که سروان شدی...

157
00:08:05,907 --> 00:08:08,843
‫پدر خودتو دراوردی تا
‫احترام  و اعتماد اونا رو جلب کنی...

158
00:08:08,853 --> 00:08:10,820
‫پس به هر کاری که میکنی ادامه بده...

159
00:08:10,901 --> 00:08:13,312
‫و نگران آدمای کینه‌ای نباش چون اونا از هر چیزی متنفرن...

160
00:08:13,393 --> 00:08:17,015
‫مثل کسی که اینو برام گذاشته.

161
00:08:18,508 --> 00:08:20,879
‫- کی اینو گذاشتن؟
‫- دیشب.

162
00:08:20,949 --> 00:08:22,644
‫فکر کردم یه شوخی مسخره و احمقانه‌س...

163
00:08:22,654 --> 00:08:25,761
‫برای اینکه دارم با تو و اداره‌ی پلیس کار میکنم.

164
00:08:25,772 --> 00:08:27,941
‫- لعنتی.
‫- چی، برای تو هم فرستادن؟

165
00:08:28,021 --> 00:08:30,513
‫برای لورل هم فرستادن.
‫داشتیم کسی که فرستادش رو دنبال میکردیم.

166
00:08:30,594 --> 00:08:32,359
‫فکر میکردیم به خاطر پرونده‌ای
‫باشه که داشتیم روش کار میکردیم...

167
00:08:32,440 --> 00:08:33,979
‫اما اگه برای تو هم فرستادن...

168
00:08:34,052 --> 00:08:35,800
‫کسی چه میدونی هدف بعدی کیه؟

169
00:08:54,303 --> 00:08:56,654


170
00:08:56,737 --> 00:08:59,472
‫برگرد عقب!

171
00:08:59,483 --> 00:09:02,603
‫چه خبره؟
‫نمیتونم تکوت بخورم.

172
00:09:02,686 --> 00:09:05,463
‫بس کن، خواهش میکنم بس کن.

173
00:09:05,536 --> 00:09:07,679
‫هر چیزی بخوای بهت میدم.

174
00:09:09,374 --> 00:09:12,661
‫چرا این کار رو میکنی؟

175
00:09:12,671 --> 00:09:13,847


176
00:09:20,202 --> 00:09:22,386
‫وای! چقدر خون.

177
00:09:22,459 --> 00:09:25,766
‫فکر میکردم کالنز
‫به خاطر کمک به دیاز افتاده زندان.

178
00:09:25,777 --> 00:09:27,670
‫آره، خب به ظاهر
‫وکیل خیلی خوبی داشته...

179
00:09:27,680 --> 00:09:29,840
‫چون یه ماه پیش اومده بیرون.

180
00:09:29,920 --> 00:09:31,840
‫احتمالش هست
‫این ربطی به دو جسدی که...

181
00:09:31,920 --> 00:09:34,771
‫هفته پیش دنبالشون میگشتیم داشته باشه؟

182
00:09:34,840 --> 00:09:36,839
‫کالنز هم مثل اون دو تا دیگه گلوش بریده شده.

183
00:09:36,920 --> 00:09:38,700
‫خب، تنها تفاوتش اینه که کالنز...

184
00:09:38,720 --> 00:09:41,690
‫تنها قربانی بوده که یکی
‫از این یادداشتها رو به جا گذاشته.

185
00:09:41,760 --> 00:09:43,213
‫به نظرت آشناست؟

186
00:09:43,284 --> 00:09:44,858
‫با خانواده‌ی قربانیان دیگه حرف زدم...

187
00:09:44,939 --> 00:09:46,483
‫و اونا هم این یادداشت رو گرفتن.

188
00:09:46,554 --> 00:09:48,423
‫- فقط به پلیس چیزی نگفتن.
‫- درسته.

189
00:09:48,495 --> 00:09:50,668
‫عجب روز اول معرکه‌ای توی این کار میشه.

190
00:09:50,750 --> 00:09:52,832
‫آره، ما رو نگاه، داریم دوباره با هم کار میکنیم...

191
00:09:52,903 --> 00:09:54,569
‫یه روانی جانی افتاده دنبالمون.

192
00:09:54,640 --> 00:09:55,900
‫حس میکنم دوشنبه‌ شده.

193
00:09:55,960 --> 00:09:56,983
‫لورل چی؟

194
00:09:57,040 --> 00:09:58,956
‫گفتی اونم یه یادداشت گرفته.

195
00:09:59,033 --> 00:10:00,911
‫درسته، اما حالش خوبه.
‫تمام هفته توی یه کنفرانس در دی.سی ـه.

196
00:10:00,988 --> 00:10:03,824
‫باشه، خب صبر کن ببینم.
‫تو، من، لورل، رنه همگی یادداشت گرفتیم.

197
00:10:03,833 --> 00:10:05,826
‫- کرتیس و اولیور نه.
‫- نگران من نباشین.

198
00:10:05,903 --> 00:10:07,915
‫من اصلا از این کارش ناراحت نشدم.

199
00:10:07,982 --> 00:10:10,866
‫خب، الانم میدونیم که این
‫قاتل فقط کسایی که توی تیم بودن رو هدف نگرفته.

200
00:10:10,943 --> 00:10:12,380
‫کالنز مخالف شورشیا بود...

201
00:10:12,457 --> 00:10:13,856
‫و اونا دو تا قربانی دیگه رو نمیشناسیم.

202
00:10:13,932 --> 00:10:15,341
‫باید یه ارتباطی باشه.

203
00:10:15,418 --> 00:10:16,855
‫فقط باید صبور باشیم و پیداش کنیم.

204
00:10:16,931 --> 00:10:18,493
‫شاید این کمک کنه.

205
00:10:18,570 --> 00:10:19,902
‫گزارش کالبدشکافی کالنز.

206
00:10:21,722 --> 00:10:25,172
‫سمی در کار نیست.
‫هیچ اثری از زخم در اثر مقاومت نیست.

207
00:10:25,239 --> 00:10:26,963
‫پس یعنی مقاومت نکرده.

208
00:10:27,040 --> 00:10:28,082
‫این روش قتل خیلی آشناست.

209
00:10:28,120 --> 00:10:29,572
‫وقتی توی سنترال سیتی مامور مخفی بودم...

210
00:10:29,640 --> 00:10:31,628
‫افراد بخش جنایی
‫دنبال یه قاتل زنجیره‌ای بودن...

211
00:10:31,720 --> 00:10:33,847
‫که الگوی خیلی مشابهی داشت...

212
00:10:33,940 --> 00:10:37,240
‫گلوی قربانیانی که
‫مقاومت نکرده بودن رو بریده بود.

213
00:10:37,333 --> 00:10:38,949
‫برم به سروان سینگ زنگ بزنم.

214
00:10:46,689 --> 00:10:49,025
‫چه عجب بیدار شدی کیسه‌ی پول.

215
00:10:52,360 --> 00:10:53,653


216
00:10:58,972 --> 00:11:01,905
‫اگه بهم دست بزنی، دستتو از جا میکنم.

217
00:11:01,974 --> 00:11:04,013
‫تقریبا یادم رفته بود که تو چیزی نیستی به جز...

218
00:11:04,092 --> 00:11:05,842
‫یه دختر نازپرورده از گلیدز...

219
00:11:05,922 --> 00:11:07,910
‫که با شورشیا خوش‌لباس بازی میکنه.

220
00:11:07,920 --> 00:11:09,408
‫چی میخوای؟

221
00:11:09,480 --> 00:11:11,530
‫کدهای دسترسی به آرچر.

222
00:11:11,600 --> 00:11:13,680
‫برو به جهنم.

223
00:11:13,760 --> 00:11:15,085
‫خب، بیا یه راه دیگه رو امتحان کنیم.

224
00:11:15,160 --> 00:11:16,628
‫صبر کن! صبر کن صبر کن.

225
00:11:16,640 --> 00:11:18,325
‫همین الان کدها رو بده.

226
00:11:18,400 --> 00:11:19,626
‫دهنتو ببند ویلیام.

227
00:11:19,680 --> 00:11:21,392
‫پس اسمت اینه.

228
00:11:21,475 --> 00:11:24,523
‫باشه، ویلیام.
‫تو اصلا اینجا چه غلطی میکنی؟

229
00:11:24,533 --> 00:11:26,965
‫چه جالب، منم میخواستم
‫همین سوالو ازت بپرسم.

230
00:11:27,049 --> 00:11:28,959
‫میخوای بهم بگی چقدر دل‌وجرات داری؟

231
00:11:29,042 --> 00:11:31,745
‫حتی اگه کدها رو بهت
‫بدم بازم ما رو میکشی...

232
00:11:31,829 --> 00:11:34,877
‫درست همونطور که فلیسیتی رو کشتی، همونطور
‫که بقیه‌ی آدمای شهر رو میکشی...

233
00:11:34,960 --> 00:11:36,612
‫پس فایده‌ی حرف زدن چیه؟

234
00:11:36,680 --> 00:11:40,242
‫یکی میخواد شهر رو منفجر کنه اما اون من نیستم.

235
00:11:40,320 --> 00:11:42,969
‫و مطمئنم که من فلیسیتی رو نکشتم.

236
00:11:43,040 --> 00:11:45,051
‫پس کار کی بوده؟

237
00:11:45,120 --> 00:11:47,797
‫در مورد حرفی که زدی...

238
00:11:47,807 --> 00:11:49,744
‫در مورد اینکه میخوای
‫یه کار متفاوت انجام بدی.

239
00:11:49,754 --> 00:11:51,681
‫باشه، یهو مضطرب شدم
‫که میخوای از این حرفا به کجا برسی.

240
00:11:51,691 --> 00:11:53,668
‫نیازی نیست.

241
00:11:53,749 --> 00:11:56,335
‫فقط با لیا حرف زدم
‫و هر دو موافقیم...

242
00:11:56,416 --> 00:12:01,071
‫که کرتیس، نمیتونیم آدمی
‫با استعداد تو رو از دست بدیم...

243
00:12:01,152 --> 00:12:04,245
‫پس آرگوس میخواد تو رو...

244
00:12:04,326 --> 00:12:07,084
‫رییس بخش فناوری و تحقیقاتش کنه.

245
00:12:07,165 --> 00:12:09,193
‫میخوای من رییس کل بخش باشم؟

246
00:12:09,274 --> 00:12:11,485
‫تمام بخش.
‫تو میتونی آینده‌ی آرگوس رو...

247
00:12:11,566 --> 00:12:13,635
‫شکل بدی کرتیس...

248
00:12:13,716 --> 00:12:15,957
‫و میتونی تصمیماتی رو بگیری
‫که دوست داری.

249
00:12:16,038 --> 00:12:18,421
‫- نمیدونم چی بگم.
‫- بگو که قبولش میکنی.

250
00:12:18,502 --> 00:12:20,398
‫فقط اینجا تو استار سیتی بمون.

251
00:12:20,480 --> 00:12:21,970
‫میتونی با تیم کار کنی.

252
00:12:21,980 --> 00:12:24,759
‫فکر کنم بهترینها رو از هر دو دنیا داری.

253
00:12:24,840 --> 00:12:26,915
‫بهش فکر کن.

254
00:12:32,952 --> 00:12:34,909
‫سروان سینگ، ممنون
‫که بهم زنگ زدین.

255
00:12:34,988 --> 00:12:37,824
‫زودتر زنگ میزدم اما
‫یه جور خل‌وچل ابرانسانی...

256
00:12:37,903 --> 00:12:40,096
‫بهترین افراد سنترال سیتی رو به بیمارستان فرستاده...

257
00:12:40,165 --> 00:12:42,359
‫قبل از ایتکه فلش و تیمش
‫بتونن جلوشونو بگیرن...

258
00:12:42,438 --> 00:12:45,531
‫البته نه اینکه ابرانسانها مشکلی داشته باشن.

259
00:12:45,610 --> 00:12:47,546
‫قصد توهین کردن نداشتم دیانا.

260
00:12:47,625 --> 00:12:49,365
‫خب، منم چنین برداشتی نکردم.

261
00:12:49,444 --> 00:12:51,222
‫و اونوقت من اینجا فکر میکردم که...

262
00:12:51,232 --> 00:12:52,754
‫مشکل سروان بودن رو در اینجا حل کردم.

263
00:12:52,833 --> 00:12:55,510
‫یادته وقتی بلاک‌باستر و تیمش...

264
00:12:55,590 --> 00:12:57,111
‫سعی کردن عملیاتشونو گسترش بدن...

265
00:12:57,190 --> 00:12:59,087
‫و از بلادهیون به سنترال سیتی برسونن؟

266
00:12:59,166 --> 00:13:01,073
‫و تقریبا یه جنگ قلمرویی
‫بین تمام خانواده‌های جنایتکار پیش اومد؟

267
00:13:01,143 --> 00:13:02,427
‫- آره.
‫- اما اینطور نشد...

268
00:13:02,506 --> 00:13:04,413
‫چون یک پلیس مخفی...

269
00:13:04,492 --> 00:13:06,389
‫اینقدر جرات و هوش داشت
‫تا بهشون نفوذ کنه...

270
00:13:06,468 --> 00:13:08,198
‫و نذاره یه حمام خون توی تمام شهر به راه بیافته.

271
00:13:08,207 --> 00:13:09,640
‫اگه کسی بدونه چطوری...

272
00:13:09,719 --> 00:13:11,824
‫قلب و ذهن آدما رو بدست بیاره، اون آدم فقط تویی دیانا.

273
00:13:11,834 --> 00:13:14,630
‫فقط باید به خودت ایمان داشته باشی.

274
00:13:14,640 --> 00:13:16,131
‫من که دارم.

275
00:13:16,201 --> 00:13:17,911
‫خب بریم سراغ اون پرونده.

276
00:13:22,913 --> 00:13:26,691
‫پدرت میخواد امشب چیلی مشهورشو درست کنه.

277
00:13:26,770 --> 00:13:29,147
‫واقعا فکر میکنی با درست کردن
‫شام میتونه همه چیزو حل کنه؟

278
00:13:29,216 --> 00:13:31,175
‫خب، میخواد چیلی مخصوصشو درست کنه.

279
00:13:31,255 --> 00:13:33,293
‫مطمئنم که میتونه مشکل صلح جهانی رو حل کنه.

280
00:13:35,580 --> 00:13:38,394
‫- بذار ببینمش.
‫- غیرممکنه.

281
00:13:38,464 --> 00:13:39,846
‫راستش حل کردن مکعب روبیک...

282
00:13:39,925 --> 00:13:41,794
‫خیلی  شبیه  اجرا کردن یک الگوریتم ـه.

283
00:13:41,804 --> 00:13:44,827
‫راستش، الگوی مورد علاقه‌م یه مکعب...

284
00:13:44,907 --> 00:13:46,239
‫داخل یه مکعب دیگه‌س.

285
00:13:48,755 --> 00:13:52,195
‫- خیلی باحاله.
‫- آره، ممنون.

286
00:13:52,274 --> 00:13:55,725
‫گرین ارو همین الان از در ورودی وارد شد.

287
00:13:55,804 --> 00:13:58,131


288
00:13:58,210 --> 00:14:00,119
‫- گرین ارو؟
‫- میدونی، فکر کردم...

289
00:14:00,199 --> 00:14:02,317
‫یکم شخصیت به سیستم امنیتی بدم.

290
00:14:02,396 --> 00:14:04,514
‫سلام رفیق.

291
00:14:04,594 --> 00:14:06,920
‫کمکم میکنی این کیفها رو باز کنم.

292
00:14:07,000 --> 00:14:09,011
‫نمیخوام.

293
00:14:09,081 --> 00:14:11,133
‫باشه، شما دو تا رو تنها میذارم.

294
00:14:11,213 --> 00:14:13,064
‫اونا رو بده به من.
‫ممنون.

295
00:14:16,226 --> 00:14:19,688
‫ویلیام می‌فهمم که چرا
‫قبلا از دستم عصبانی بودی.

296
00:14:19,768 --> 00:14:22,369
‫حق هم داری از دستم عصبانی باشی، باشه؟

297
00:14:27,152 --> 00:14:29,924
‫بچه‌ی سرسختی هستی.

298
00:14:30,004 --> 00:14:34,887
‫و گاهی‌اوقات یادم میره که
‫هنوز بچه‌ای...

299
00:14:36,938 --> 00:14:40,430
‫که در دو سال گذشته در چهار مختلف زندگی کردی.

300
00:14:40,440 --> 00:14:43,062
‫واقعا سخته.
‫یکی از دلایل بسیاری که چرا...

301
00:14:43,142 --> 00:14:47,024
‫فلیسیتی و من فکر میکنیم
‫باید اینجا پیش ما برگردی...

302
00:14:47,105 --> 00:14:48,956
‫و باهامون زندگی کنی.

303
00:14:51,297 --> 00:14:54,339
‫،هشدار، هشدار
‫آدم ناشناس دم در.

304
00:14:56,080 --> 00:14:57,536
‫تو...

305
00:15:11,280 --> 00:15:13,225
‫آقا و خانم کلیتون؟

306
00:15:15,000 --> 00:15:16,023
‫شما اینجا چه کار میکنین؟

307
00:15:16,080 --> 00:15:18,768
‫نوه‌ـمون بهمون زنگ زد.

308
00:15:25,480 --> 00:15:28,962
‫باشه، عذر میخوام.
‫درک میکنم و ممنونم...

309
00:15:29,000 --> 00:15:32,205
‫که بعد از تمام اتفاقهایی که افتاده...

310
00:15:32,280 --> 00:15:34,194
‫شما دو تا هنوزم نگرانین...

311
00:15:34,280 --> 00:15:37,761
‫اما بهتون اطمینان میدیم که با گذر زمان...

312
00:15:37,840 --> 00:15:40,878
‫همه چیز خیلی بهتر و باثبات‌تر میشه باشه؟

313
00:15:40,960 --> 00:15:42,407
‫- همینطوری میشه...
‫- درسته.

314
00:15:42,480 --> 00:15:45,600
‫چون اونو با خودمون میبریم.

315
00:15:45,680 --> 00:15:47,254
‫تقاضای سرپرستی دادیم.

316
00:15:47,320 --> 00:15:50,144
‫نه، نمیتونین این کار رو بکنین.

317
00:15:50,240 --> 00:15:54,304
‫ویلیام، باید
‫تنهایی با پدرومادربزرگت حرف بزنی.

318
00:16:00,200 --> 00:16:01,900
‫اولیور، یه پرونده ساده و راحته.

319
00:16:01,960 --> 00:16:03,458
‫تو متهم سابقه‌داری.

320
00:16:03,540 --> 00:16:05,659
‫بیشتر زندگیش کنارش نبودی...

321
00:16:05,669 --> 00:16:08,462
‫و وقتی پیدات شد...

322
00:16:08,543 --> 00:16:12,803
‫،دزدیده شد
‫از ترس یه آدم خلافکار به مخفیگاه فرستاده شد.

323
00:16:12,813 --> 00:16:14,209
‫من پدرشم فرانک.

324
00:16:14,291 --> 00:16:15,819
‫شاید پدر خونیش باشی...

325
00:16:15,901 --> 00:16:19,518
‫اما تو لیاقت اینو
‫که سرپرست ویلیام باشی رو نداری...

326
00:16:19,600 --> 00:16:21,418
‫هیچکدومتون ندارین.

327
00:16:21,428 --> 00:16:23,397
‫باید مدتها قبل این کار رو میکردیم.

328
00:16:23,468 --> 00:16:26,134
‫بله عزیزم.

329
00:16:26,205 --> 00:16:28,709
‫اگه سامانتا هم بود
‫همینو براش میخواست.

330
00:16:28,790 --> 00:16:31,406
‫ویلیام پسر منه.
‫فلیسیتی درست مثل...

331
00:16:31,486 --> 00:16:32,870
‫پسر خودش باهاش رفتار میکنه...

332
00:16:32,880 --> 00:16:33,915
‫و هیچکس...

333
00:16:35,200 --> 00:16:37,895
‫نمیتونه اونو ازمون بگیره.

334
00:16:37,960 --> 00:16:39,477
‫هیچکس.

335
00:16:43,560 --> 00:16:45,378
‫از بیهوش‌کننده متنفرم.

336
00:16:45,440 --> 00:16:46,692
‫بقیه کجان؟

337
00:16:46,760 --> 00:16:50,753
‫هی، تو!
‫دوستامون کجان؟

338
00:16:50,840 --> 00:16:52,927
‫پیش بلک‌استارن.

339
00:16:53,000 --> 00:16:54,964
‫هی، یه سوالاتی باید بپرسه.

340
00:16:55,040 --> 00:16:57,466
‫ما چی؟

341
00:16:57,476 --> 00:17:00,725
‫الانم هر چیزی
‫که لازمه در موردتون میدونم...

342
00:17:00,805 --> 00:17:04,615
‫و شماها بهتره
‫کاری توی این یکی دخالت نکنین.

343
00:17:04,695 --> 00:17:08,686
‫صبر کن، من تو رو میشناسم.

344
00:17:10,169 --> 00:17:12,365
‫میشناسیش؟

345
00:17:12,435 --> 00:17:16,997
‫و تو هم میشناسیش.
‫تو کانر هاوک ـی...

346
00:17:17,067 --> 00:17:18,551
‫پسر جان دیگل.

347
00:17:21,880 --> 00:17:23,352
‫ممنون دیانا.

348
00:17:26,037 --> 00:17:28,533
‫اگه چیزی میخواستی بهم زنگ بزن باشه؟

349
00:17:28,612 --> 00:17:29,816
‫باشه.

350
00:17:31,546 --> 00:17:33,754
‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

351
00:17:33,823 --> 00:17:36,986
‫چرا؟ انگار که میخوای دوباره
‫بری شهر رو نجات بدی.

352
00:17:36,996 --> 00:17:41,550
‫ویلیام بیا اینجا و بگیر بشین.

353
00:17:48,760 --> 00:17:50,393
‫چیه؟

354
00:17:50,474 --> 00:17:52,287
‫پدرومادربزرگت میخوان تو رو ازم بگیرن.

355
00:17:52,357 --> 00:17:55,033
‫اصلا امکان نداره بذارم این اتفاق بیافته...

356
00:17:55,113 --> 00:17:59,552
‫اما نمیتونم تحمل کنم که هر بار
‫که از دستم عصبانی شدی...

357
00:17:59,622 --> 00:18:01,216
‫تلفن رو برداری بهم پشت کنی.

358
00:18:01,296 --> 00:18:02,929
‫این تنها کاری بود
‫که باعث شد به حرفم گوش کنی.

359
00:18:03,009 --> 00:18:04,492
‫فکر میکنی گوش نمیکنم؟

360
00:18:04,563 --> 00:18:07,619
‫از وقتی که برگشتی تمام
‫حرفایی وحشتناکی که بهم گفتی رو...

361
00:18:07,689 --> 00:18:10,505
‫شنیدم و با تمام وجود حسش کردم!

362
00:18:13,000 --> 00:18:15,296
‫بیخیال، دارم تمام تلاشمو میکنم.

363
00:18:15,306 --> 00:18:17,102
‫مشکل همینه چون
‫هر وقت نزدیکم هستی...

364
00:18:17,112 --> 00:18:18,692
‫همیشه اوضاع بدتر میشه!

365
00:18:18,770 --> 00:18:20,547
‫می‌خوای یه زندگی عادی
‫برام فراهم کنی؟

366
00:18:20,625 --> 00:18:23,441
‫بله! همه‌ی چیزی که تا حالا
‫تلاش کردم اینه!

367
00:18:23,520 --> 00:18:25,539
‫واسه همین...
‫ازت خواستم

368
00:18:25,549 --> 00:18:27,885
‫برگردی این‌جا و همراه
‫من و فلیسیتی زندگی کنی.

369
00:18:27,967 --> 00:18:30,375
‫این یه زندگی عادی نیست!
‫می‌خوام برم با پدر و مادر بزرگم زندگی کنم!

370
00:18:36,513 --> 00:18:38,829
‫هشت قتل در مدت
‫دو ماه.

371
00:18:38,900 --> 00:18:40,929
‫و مطمئناً با همون قاتل
‫سر و کار داریم؟

372
00:18:41,011 --> 00:18:43,952
‫آره. آنالیزهای زخم همون زاویه‌ی ورود

373
00:18:44,034 --> 00:18:46,473
‫در تمام قتل‌های این‌جا و
‫سنترال سیتی رو تأیید می‌کنن.

374
00:18:46,555 --> 00:18:51,186
‫سؤال این‌جاست چرا پا شده
‫عیاشی‌هاش رو به این‌جا آورده؟

375
00:18:51,268 --> 00:18:53,830
‫آره. اون واقعاً یه قطعه‌ی گم‌شده
‫از معماست، درسته؟

376
00:18:53,840 --> 00:18:55,020
‫به نظر من

377
00:18:55,080 --> 00:18:57,604
‫هیچ ارتباط واضحی بین
‫قربانی‌ها نیست.

378
00:18:57,680 --> 00:18:59,708
‫راستش، شاید هست.

379
00:18:59,778 --> 00:19:02,337
‫همگی در خون‌شون سطوح
‫منیزیم بالایی داشتن.

380
00:19:02,408 --> 00:19:04,726
‫ولی سم شناسی‌شون
‫چیزی رو نشون نداده.

381
00:19:04,806 --> 00:19:07,988
‫خب، چون خود منیزیم بیشتر
‫،یه چیز خطرناک نیست

382
00:19:08,058 --> 00:19:10,427
‫ولی اگه با سطوح تقلیل یافته‌ی
‫،گلبول‌های قرمز خون ترکیبش کنی

383
00:19:10,497 --> 00:19:13,177
‫یه موادی ساخته میشه
‫به نام میواکوریم.

384
00:19:13,258 --> 00:19:15,898
‫یه عامل جلوگیری کننده‌ی
‫عصبی عضلانیه.

385
00:19:15,978 --> 00:19:18,618
‫سروان سینگ گفت به نظر می‌اومده
‫قربانی‌ها بی‌حرکت شدن.

386
00:19:18,628 --> 00:19:20,334
‫چون بهشون
‫دارو خورونده.

387
00:19:20,414 --> 00:19:22,221
‫میواکوریم به شدت نایابه.

388
00:19:22,291 --> 00:19:24,309
‫در واقع، تو ماه گذشته فقط یه محموله

389
00:19:24,319 --> 00:19:26,999
‫به استار سیتی فرستاده شده به یه
‫خونه‌ی خالی از سکنه در محله‌ی گلیدز

390
00:19:27,079 --> 00:19:29,669
‫که آدرسش به نام
‫یه فرد نامعلومه.

391
00:19:38,873 --> 00:19:41,392
‫- هی، نکن، کورتیس.
‫- واسه چی؟

392
00:19:41,402 --> 00:19:43,490
‫اگه یه نفر اون چیز رو در حال
‫پرواز کردن ببینه چی؟

393
00:19:43,560 --> 00:19:45,341
‫بهتره یه تابلوی نئونی بیاریم

394
00:19:45,360 --> 00:19:48,441
‫که روش نوشته، "سلام، قاتل.
‫".ما اومدیم

395
00:19:50,640 --> 00:19:52,735
‫داشتی می‌گفتی، رنه؟

396
00:19:52,745 --> 00:19:54,520
‫کورتیس، رنه، شما برید طبقه‌ی بالا.

397
00:19:54,530 --> 00:19:57,761
‫من و داینا این پایین رو
‫امن می‌کنیم.

398
00:19:57,838 --> 00:20:02,242
‫پخش بشیم؟ چیه؟ شماها تا حالا
‫فیلم ترسناک ندیدین؟

399
00:20:02,320 --> 00:20:03,468
‫صبرکن، رنه!

400
00:22:11,520 --> 00:22:12,621
‫رنه.

401
00:22:12,680 --> 00:22:13,926
‫اون‌طوری نیا پشت سرم!

402
00:22:14,000 --> 00:22:16,243
‫ببخشید. اون چی بود؟

403
00:22:26,720 --> 00:22:28,592
‫روانی‌مون تو اسلب‌ساید بوده؟

404
00:24:11,640 --> 00:24:12,798


405
00:24:12,880 --> 00:24:14,805


406
00:24:17,000 --> 00:24:19,393
‫باید به حرفم گوش می‌کردین.

407
00:24:32,520 --> 00:24:36,341
‫- داینا.
‫- داینا، کجایی؟

408
00:24:36,440 --> 00:24:38,398
‫داینا، می‌خوام جواب بدی.
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

409
00:24:38,480 --> 00:24:40,575
‫داینا، کجایی؟

410
00:24:42,480 --> 00:24:44,785
‫خدای من.

411
00:24:44,840 --> 00:24:47,679
‫داینا.
‫باید جلوی خون‌ریزی رو بگیریم.

412
00:24:47,680 --> 00:24:48,931
‫باید یه آمبولانس خبر کنیم.

413
00:24:48,960 --> 00:24:50,107
‫به موقع نمی‌رسن.

414
00:24:50,200 --> 00:24:52,286
‫چیزیت نمیشه. دی!

415
00:24:52,306 --> 00:24:55,068
‫خیلی عمیقه.
‫کاری ازم ساخته نیست.

416
00:24:55,069 --> 00:24:57,319
‫- چی؟!
‫- شاید من بتونم کاری بکنم.

417
00:24:57,400 --> 00:24:58,182
‫در حال کار روی یه
‫نمونه اولیه‌ی جدید بودم...

418
00:24:58,183 --> 00:25:00,719
‫لیزرهای نیمه فروسرخ که شاید بتونن
‫زخم رو بسوزونن.

419
00:25:00,720 --> 00:25:03,286
‫- شاید بتونن یا حتماً می‌تونن؟
‫- ،نمی‌دونم

420
00:25:03,366 --> 00:25:05,000
‫ولی تنها راه بستن زخم
‫اینه اول بسوزونیمش.

421
00:25:05,010 --> 00:25:06,354
‫- ولی تا حالا امتحانش نکردم!
‫- انجامش بده! انجامش بده!

422
00:25:06,424 --> 00:25:08,600
‫باشه.

423
00:25:08,680 --> 00:25:11,659
‫- بهم بگو کِی.
‫- الان.

424
00:25:15,579 --> 00:25:17,144
‫باشه.
‫تموم شد.

425
00:25:19,480 --> 00:25:21,405
‫نبض داره.

426
00:25:21,485 --> 00:25:23,080
‫موفق شدی.

427
00:25:23,160 --> 00:25:24,794
‫قوی باش، داینا.

428
00:25:31,260 --> 00:25:33,275
‫با نحوه‌ی برخوردت با اون چیلی
‫برداشت می‌کنم

429
00:25:33,285 --> 00:25:35,069
‫صحبت‌تون
‫خیلی خوب پیش نرفت.

430
00:25:35,149 --> 00:25:36,703
‫می‌خواد بره با پدر و مادر بزرگش
‫زندگی کنه.

431
00:25:36,783 --> 00:25:38,628
‫- و فکر می‌کنی که...
‫- فکر می‌کنم مسخره است

432
00:25:38,638 --> 00:25:40,803
‫چون ما خانواده‌اش هستیم و
‫ما چیزی هستیم که براش بهتریم!

433
00:25:40,873 --> 00:25:42,678
‫ببخشید.

434
00:25:42,688 --> 00:25:44,392
‫خب، از وقتی از اسلب‌ساید خارج شدی

435
00:25:44,472 --> 00:25:46,998
‫همه بزرگ شدیم و خیلی
‫،تغییر کردیم

436
00:25:47,069 --> 00:25:49,164
‫و به این فکر می‌کردم
‫شاید من و تو باید

437
00:25:49,174 --> 00:25:51,680
‫بیشتر به این فکر کنیم که
‫ویلیام چی نیاز داره.

438
00:25:51,760 --> 00:25:55,815
‫باید بهم بگی...

439
00:25:55,886 --> 00:25:59,870
‫صادقانه باور داری دور از ما
‫اوضاعش بهتر میشه یا نه.

440
00:25:59,951 --> 00:26:03,337
‫فکر می‌کنم حالا که دوباره داری با

441
00:26:03,347 --> 00:26:06,388
‫پلیس استار سیتی و تیم
‫کماندار کار می‌کنی

442
00:26:06,469 --> 00:26:11,375
‫دقیقاً یه زندگی عادی
‫براش فراهم نمی‌کنیم و...

443
00:26:11,446 --> 00:26:14,335
‫فقط می‌خوام براش پدر بهتری باشم
‫نسبت به پدری‌ای که برای خودم شده.

444
00:26:14,346 --> 00:26:16,920
‫الانش هم داری با فراهم کردن زندگی‌ای
‫که لایقشه پدری بهتری می‌کنی...

445
00:26:19,444 --> 00:26:21,178
‫حتی اگه قلب‌هامون رو بشکنه.

446
00:26:26,713 --> 00:26:29,338
‫اگه تو فلیسیتی رو
‫نکشتی، پس کی کشته؟

447
00:26:29,419 --> 00:26:33,150
‫هیچکس.
‫فلیسیتی هنوز زنده است.

448
00:26:33,160 --> 00:26:34,270
‫از کجا می‌دونی؟

449
00:26:34,320 --> 00:26:36,101
‫فقط می‌دونم.

450
00:26:36,110 --> 00:26:38,431
‫واسه همین به آرچر نیاز دارم...
‫که فلیسیتی رو پیدا کنم.

451
00:26:38,450 --> 00:26:40,109
‫به حرفش گوش نکن.
‫اون یه دروغگوئه.

452
00:26:40,174 --> 00:26:42,169
‫هر حرفی می‌زنه تا...

453
00:26:42,244 --> 00:26:43,447
‫نیاز نبود اون‌کار رو بکنی.

454
00:26:43,465 --> 00:26:44,780
‫نه، ولی ازش لذت بردم.

455
00:26:46,840 --> 00:26:50,066
‫حالا... اون کدها چطور؟

456
00:26:50,141 --> 00:26:53,003
‫تنها بعد از این‌که بهم بگی چرا
‫دنبال فلیسیتی می‌گردی.

457
00:26:53,089 --> 00:26:56,047
‫بیا فقط بگیم
‫به همدیگه مدیون هستیم.

458
00:26:56,122 --> 00:27:00,248
‫چیزی که متوجه نمیشم تویی.

459
00:27:00,259 --> 00:27:02,885
‫تو مثل بقیه‌ی اون‌ها
‫آرزوی قهرمان شدن تو سرت نیست.

460
00:27:02,960 --> 00:27:04,752
‫،مشخصه ثروتمندی

461
00:27:04,831 --> 00:27:08,998
‫به قدری که نیاز نباشه اطراف
‫استار سیتی پرسه بزنی.

462
00:27:09,077 --> 00:27:11,759
‫پس از این قضیه چی عایدت میشه؟

463
00:27:11,839 --> 00:27:15,976
‫رو راست بگم...
‫نمی‌دونم.

464
00:27:16,045 --> 00:27:18,084
‫شاید رسیدن به خاتمه، که
‫از فلیسیتی بپرسم

465
00:27:18,153 --> 00:27:19,777
‫چرا از زندگیم ناپدید شد

466
00:27:19,787 --> 00:27:22,162
‫که یهو الان بیاد
‫باهام ارتباط برقرار کنه.

467
00:27:22,241 --> 00:27:23,983
‫چی، با همدیگه قرار می‌ذاشتید
‫یا همچین چیزی؟

468
00:27:24,063 --> 00:27:26,102
‫،خدا نکنه. من هم‌جنس‌گرام
‫و اون مامانمه.

469
00:27:28,200 --> 00:27:30,436
‫مادر ناتنی.

470
00:27:30,520 --> 00:27:33,581
‫اُلیور کوئین پدرته؟

471
00:27:33,600 --> 00:27:35,481
‫چیزی ازشون فهمیدی؟

472
00:27:35,520 --> 00:27:37,281
‫باید مراقب بقیه باشی.

473
00:27:41,080 --> 00:27:44,041


474
00:27:44,120 --> 00:27:45,908


475
00:27:52,520 --> 00:27:54,116


476
00:28:03,840 --> 00:28:05,206
‫- محکم بچسب.
‫- چی؟

477
00:28:05,280 --> 00:28:06,651


478
00:28:25,080 --> 00:28:26,143
‫روی!

479
00:28:29,240 --> 00:28:31,792
‫کمان رو بنداز.

480
00:28:31,880 --> 00:28:32,885
‫اول تو بنداز.

481
00:28:39,440 --> 00:28:41,030
‫به آمبولانس زنگ زدم.
‫دارن میان.

482
00:28:41,040 --> 00:28:42,568
‫هر لحظه می‌رسن.

483
00:28:42,640 --> 00:28:44,111
‫دی، دی، آروم باش.

484
00:28:44,120 --> 00:28:45,602
‫کمک تو راهه.
‫لازم نیست حرف بزنی.

485
00:28:45,680 --> 00:28:49,483
‫اُلیور.
‫اُلیور.

486
00:28:49,560 --> 00:28:50,796
‫اُلیور.

487
00:29:05,000 --> 00:29:07,135
‫یعنی چی؟

488
00:29:07,205 --> 00:29:09,984
‫اسلب‌ساید. طبقه‌ی بالا
‫تو کمد یه لباس فرم پیدا کردیم.

489
00:29:10,065 --> 00:29:11,716
‫لابد این یارو
‫همراه اُلیور تو زندان بوده.

490
00:29:11,797 --> 00:29:13,730
‫،پس تمام این‌ها، یادداشت‌ها
‫قتل‌ها...

491
00:29:15,160 --> 00:29:16,935
‫درباره‌ی اُلیوره.

492
00:29:17,012 --> 00:29:20,329
‫مطمئناً از شام‌هامون در هوپ اسپرینگز
‫بهتره، هی، ویلیام؟

493
00:29:20,406 --> 00:29:21,832
‫،جز این‌که وقتی اون‌جا غذا خوردیم

494
00:29:21,900 --> 00:29:23,771
‫واقعاً می‌تونستم غذام رو ببینم.

495
00:29:23,839 --> 00:29:26,564
‫آره. مطمئنم دارن روی این کار می‌کنن
‫خیلی زود برق رو دوباره وصل کنن.

496
00:29:26,632 --> 00:29:29,386
‫این توفان دیوونه کننده است.

497
00:29:29,464 --> 00:29:31,743
‫فکر می‌کردم چیلی من
‫غذای موردعلاقه‌ات باشه، رفیق.

498
00:29:31,820 --> 00:29:33,634
‫- خیلی فلفلیه.
‫- منظورت چیه؟

499
00:29:33,711 --> 00:29:35,864
‫بی‌نقصه.
‫مطلقاً خوشمزه است.

500
00:29:35,932 --> 00:29:38,172
‫درواقع، اگه لطفاً ظرف غذا رو بهم بدی
‫بازم می‌خورم.

501
00:29:38,240 --> 00:29:40,269
‫نمی‌تونم.

502
00:29:40,280 --> 00:29:42,215
‫فلیسیتی...

503
00:29:42,280 --> 00:29:43,949
‫نمی‌تونم واقعاً تکون بخورم.

504
00:29:44,040 --> 00:29:45,590
‫منم.

505
00:29:45,600 --> 00:29:47,453
‫اون چه صداییه؟

506
00:29:50,400 --> 00:29:52,327
‫بابا، چه خبره؟

507
00:30:10,240 --> 00:30:13,991
‫نگران نباش، اُلیور.
‫منم.

508
00:30:18,440 --> 00:30:22,836
‫فقط خیلی خوشحالم که
‫دوباره می‌بینم‌تون.

509
00:30:22,960 --> 00:30:26,784
‫از ملاقات باهات خیلی خوشحالم، ویلیام.

510
00:30:26,849 --> 00:30:31,969
‫من استنلی دوور هستم.
‫بهترین دوست بابات.

511
00:30:32,454 --> 00:30:34,020
‫استنلی، به پسرم صدمه نزن.

512
00:30:34,095 --> 00:30:37,200
‫بهش صدمه بزنم؟
‫نمی‌خوام به هیچ‌کدوم‌تون صدمه بزنم.

513
00:30:37,275 --> 00:30:40,707
‫فقط... می‌خوام حرف بزنم.

514
00:30:40,781 --> 00:30:42,535
‫واسه همین
‫بهتون دارو دادم...

515
00:30:42,600 --> 00:30:45,439
‫تا به حرفم گوش کنید.

516
00:30:45,520 --> 00:30:48,393
‫چه جور دارویی؟

517
00:30:48,463 --> 00:30:51,396
‫نگران نباش.
‫عوارضش موقتی هستن.

518
00:30:51,466 --> 00:30:55,266
‫قبلاً وقتی بچه بودم همیشه
‫این مواد رو تزریق بدنم می‌کردن.

519
00:30:55,336 --> 00:30:58,249
‫بابام یه دکتر بود.

520
00:30:58,259 --> 00:30:59,756
‫گفتی می‌خوای حرف بزنی، استنلی.

521
00:30:59,835 --> 00:31:01,541
‫می‌خوای درباره‌ی چی حرف بزنی؟

522
00:31:01,611 --> 00:31:04,035
‫فقط باید بهت هشدار بدم

523
00:31:04,105 --> 00:31:08,245
‫چون اون آدم‌ها، تو رو
‫مثل من درک نمی‌کنن.

524
00:31:08,269 --> 00:31:10,264
‫نباید حرف‌هاشون رو باور کنی.

525
00:31:10,320 --> 00:31:12,033
‫کدوم آدم‌ها؟

526
00:31:12,101 --> 00:31:14,466
‫آدم‌هایی که خودشون رو
‫دوست‌هات می‌دونن.

527
00:31:14,544 --> 00:31:15,926
‫،براشون هشدار فرستادم

528
00:31:16,004 --> 00:31:17,377
‫ولی گوش ندادن.

529
00:31:17,386 --> 00:31:19,323
‫هشدار؟

530
00:31:19,343 --> 00:31:21,562
‫چه جور هشداری؟
‫مثل یادداشت‌ها؟

531
00:31:21,640 --> 00:31:23,708
‫آره.

532
00:31:23,800 --> 00:31:26,247
‫تو قاتل استار سیتی هستی.

533
00:31:26,320 --> 00:31:31,038
‫این‌طوری صدام نزن.

534
00:31:31,120 --> 00:31:34,669
‫متأسفم.
‫اُلیور، ببخشید.

535
00:31:34,680 --> 00:31:38,962
‫فقط خیلی از اون اسم متنفرک.

536
00:31:39,040 --> 00:31:43,879
‫ببین. این بار
‫خبری از حقه نیست، باشه؟

537
00:31:43,960 --> 00:31:48,510
‫فقط واقعاً می‌خوام
‫به حرفم گوش کنی.

538
00:31:48,520 --> 00:31:54,677
‫باشه.
‫،خیلی خب، استنلی

539
00:31:54,760 --> 00:31:56,796
‫این بین ماست...

540
00:31:58,714 --> 00:32:01,402
‫پس ازت می‌خوام بذاری
‫زن و پسرم برن.

541
00:32:01,481 --> 00:32:05,603
‫نمی‌تونم چون این مردم اون بیرون
‫،می‌خوان بهتون صدمه بزنن

542
00:32:05,613 --> 00:32:07,995
‫به همه‌تون.

543
00:32:08,074 --> 00:32:11,060
‫کاش می‌دونستی مجبور شدم چه
‫کارهاییی برای محافظت ازتون بکنم.

544
00:32:13,560 --> 00:32:15,844
‫ولی می‌دونم اگه تو هم بودی
‫همین‌کار رو برام می‌کردی.

545
00:32:18,147 --> 00:32:20,371
‫خوشم میاد... که با پلیس
‫کار می‌کنی.

546
00:32:20,440 --> 00:32:22,284
‫همه خوش‌شون نمیاد.

547
00:32:22,360 --> 00:32:24,550
‫افرادی اون بیرون هستن که حرف‌های

548
00:32:24,560 --> 00:32:26,088
‫بدی درباره‌ات می‌زنن.

549
00:32:26,160 --> 00:32:28,187
‫می‌خوان بهت صدمه بزنن.

550
00:32:28,200 --> 00:32:30,832
‫مثل اون عضو انجمن شهرداری‌ای
‫که با دیاز کار می‌کنه.

551
00:32:34,360 --> 00:32:37,842
‫بعضی‌ها
‫حق‌شون زندگی کردن نیست.

552
00:32:37,920 --> 00:32:40,204
‫بیخیال، استنلی.

553
00:32:40,280 --> 00:32:42,126
‫هم‌تیمی‌هام
‫هرگز بهم صدمه نمی‌زنن.

554
00:32:42,200 --> 00:32:44,528
‫،ولی بازم برات بد هستن

555
00:32:44,600 --> 00:32:46,713
‫،حتی بدتر چون درکت نمی‌کنن

556
00:32:46,800 --> 00:32:49,742
‫،مثل من درکت نمی‌کنن

557
00:32:49,760 --> 00:32:52,478
‫و فقط وقت داشتم
‫یکی‌شون رو درست کنم.

558
00:32:52,560 --> 00:32:53,996
‫"درست کنی؟"

559
00:32:54,080 --> 00:32:55,910
‫سروان پلیس.

560
00:32:55,920 --> 00:32:57,257
‫قناری سیاه.

561
00:32:57,320 --> 00:32:59,277
‫چی‌کارش کردی؟

562
00:32:59,360 --> 00:33:03,058
‫مهم نیست

563
00:33:03,080 --> 00:33:04,741
‫چون الان
‫،باهمدیگه هستیم

564
00:33:04,821 --> 00:33:07,413
‫و می‌تونیم به یه جای جدید بریم
‫و یه تیم جدید باشیم!

565
00:33:10,254 --> 00:33:12,666
‫ولی درباره‌ی اون مطمئن نیستم

566
00:33:12,736 --> 00:33:15,498
‫چون فکر نمی‌کنم به حرف‌هام
‫گوش کرده باشه.

567
00:33:15,578 --> 00:33:16,878
‫هی، استنلی!

568
00:33:16,958 --> 00:33:19,590
‫داره... گوش میده.

569
00:33:19,600 --> 00:33:21,631
‫فقط یکم ترسیده، باشه؟

570
00:33:21,711 --> 00:33:24,513
‫البته. قبلاً می‌ترسیدم

571
00:33:24,593 --> 00:33:27,355
‫وقتی بابام بهم دارو می‌داد.

572
00:33:27,435 --> 00:33:30,947
‫هر موقع شیطونی می‌کردم یا
‫گوش نمی‌کردم

573
00:33:31,027 --> 00:33:33,448
‫،بهم دارو می‌داد

574
00:33:33,458 --> 00:33:35,960
‫و واسه همین وقتی
‫نمی‌تونستم حرکت کنم

575
00:33:36,040 --> 00:33:38,687
‫،و وقتی مجبور بودم گوش کنم

576
00:33:38,760 --> 00:33:40,646
‫درستم می‌کرد.

577
00:33:40,720 --> 00:33:43,142
‫بابت قبلاً بهت صدمه می‌زده؟

578
00:33:43,223 --> 00:33:48,178
‫فقط داشت کاری که فکر می‌کرد
‫برام درسته رو انجام می‌داد.

579
00:33:48,258 --> 00:33:49,977
‫مادرم هم این‌طور فکر می‌کرد.

580
00:33:50,057 --> 00:33:54,882
‫،برادر بزرگم
‫،سعی کرد ازم محافظت کنه

581
00:33:54,962 --> 00:33:58,530
‫سعی کرد به جای من
‫،تنبیه بشخ

582
00:33:58,611 --> 00:34:00,339
‫ولی فقط بدترش کرد.

583
00:34:10,531 --> 00:34:13,375
‫،دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

584
00:34:13,456 --> 00:34:18,019
‫و یکم دارو به والدینم دادم.

585
00:34:18,099 --> 00:34:19,747
‫درست‌شون کردم.

586
00:34:23,255 --> 00:34:28,080
‫همه باید گاهی
‫،برگردن پیش والدین‌شون

587
00:34:28,160 --> 00:34:30,670
‫درسته، ویلیام؟

588
00:34:30,680 --> 00:34:32,313
‫درسته، رفیق؟

589
00:34:32,400 --> 00:34:35,002
‫استنلی، گفتی برادرت.

590
00:34:35,080 --> 00:34:36,264
‫الان برادرت کجاست؟

591
00:34:36,320 --> 00:34:39,315
‫وقتی فهمید
‫،براش چی‌کار کردم

592
00:34:39,400 --> 00:34:41,927
‫ناراحت شد.

593
00:34:42,000 --> 00:34:44,219
‫نمی‌دونم چرا.

594
00:34:44,300 --> 00:34:49,130
‫می‌خواست من رو
‫،به آسایشگاه آرکهام بفرسته

595
00:34:49,210 --> 00:34:52,765
‫پس مجبور شدم به اون هم
‫یکم دارو بدم.

596
00:34:52,845 --> 00:34:55,315
‫باید درستش می‌کردم.

597
00:34:55,396 --> 00:34:57,374
‫برادر خودت رو کشتی؟

598
00:34:57,444 --> 00:35:00,929
‫چاره‌ای نداشتم.

599
00:35:01,009 --> 00:35:03,610
‫،اگه فقط به حرفم گوش کرده بود

600
00:35:03,690 --> 00:35:06,040
‫مجبور نمی‌بودم
‫،انجامش بدم

601
00:35:06,050 --> 00:35:08,098
‫و هیچ‌کدوم این اتفاقات
‫هرگز نمی‌افتاد...

602
00:35:10,559 --> 00:35:12,587
‫ولی کم‌کم دارم فکر می‌کنم تو هم

603
00:35:12,657 --> 00:35:15,640
‫به حرفم گوش نمی‌کنی، اُلیور.

604
00:35:15,720 --> 00:35:17,569
‫معلومه!

605
00:35:17,640 --> 00:35:21,366
‫و باید ازم... عذرخواهی می‌کردی

606
00:35:21,436 --> 00:35:23,529
‫،که در اسلب‌ساید باهام بدجنس بودی

607
00:35:23,609 --> 00:35:26,494
‫،ولی نکردی
‫پس کم‌کم دارم فکر می‌کنم

608
00:35:26,564 --> 00:35:28,537
‫تو هم فقط شبیه بقیه هستی

609
00:35:28,547 --> 00:35:32,002
‫و لایق...
‫محافظت من نیستی.

610
00:35:35,308 --> 00:35:37,441
‫متأسفم که این‌طوری
‫حس می‌کنی، استنلی.

611
00:35:39,915 --> 00:35:43,460
‫تو دقیقاً مثل پدرت هستی، استنلی.

612
00:35:43,540 --> 00:35:46,595
‫اشتباه می‌کنی.
‫من شبیه اون نیستم.

613
00:35:49,640 --> 00:35:52,350
‫راست میگی، درسته.

614
00:35:52,360 --> 00:35:55,350
‫بدتری.

615
00:35:55,360 --> 00:35:57,871
‫تو قاتل استار سیتی هستی.

616
00:35:57,880 --> 00:36:00,959
‫گفتم از اون اسم متنفرم!

617
00:36:01,040 --> 00:36:02,512
‫ویلیام.

618
00:36:02,520 --> 00:36:04,023


619
00:36:10,880 --> 00:36:12,167
‫حال‌تون خوبه؟

620
00:36:12,240 --> 00:36:14,774
‫الان آره.

621
00:36:20,184 --> 00:36:21,715
‫سلام.
‫داینا الان داره جراحی میشه.

622
00:36:21,792 --> 00:36:23,632
‫،دکترها گفتن حالش خوب میشه

623
00:36:23,720 --> 00:36:26,216
‫گرچه هنوز بابت صداش
‫خیلی مطمئن نیستن.

624
00:36:26,574 --> 00:36:28,414
‫پلیس استار سیتی دوور رو دستگیر کرده.

625
00:36:28,491 --> 00:36:30,474
‫فردا دوباره به اسلب‌ساید
‫انتقالش میدن.

626
00:36:30,562 --> 00:36:32,083
‫چند بار
‫این کار رو کرده؟

627
00:36:32,171 --> 00:36:34,110
‫حداقل سه بار تا جایی که می‌دونیم.

628
00:36:34,187 --> 00:36:36,313
‫همیشه در مورد
‫،یه جور شکل برادر بزرگ‌تره

629
00:36:36,402 --> 00:36:38,153
‫کسی که تحسینش می‌کنه.

630
00:36:38,231 --> 00:36:40,093
‫استنلی با کشتن اون‌هایی
‫که فکر می‌کنه

631
00:36:40,170 --> 00:36:42,792
‫براشون بد هستن شروع می‌کنه
‫و نه تنها دشمنان

632
00:36:42,880 --> 00:36:44,377
‫بلکه همین‌طور دوست‌ها.

633
00:36:44,459 --> 00:36:48,274
‫،سعی داره تحت تأثیر قرارشون بده
‫،خودش رو عزیز کنه

634
00:36:48,356 --> 00:36:50,838
‫،و وقتی جواب نده
‫میشن هدف بعدیش.

635
00:36:50,920 --> 00:36:52,363
‫ولی شما خوبید؟

636
00:36:52,442 --> 00:36:54,181
‫تا این‌جا آره.
‫اگه ردی از

637
00:36:54,191 --> 00:36:56,118
‫،داروهایی که توی بدن‌مون هست باشه
‫دکترها در گالن‌ها خوبی که الان

638
00:36:56,197 --> 00:36:58,094
‫ازمون کشیدن
‫پیداش خواهند کرد.

639
00:36:58,173 --> 00:37:01,365
‫میرم به ویلیام سر بزنم
‫و مرخصش کنم.

640
00:37:04,409 --> 00:37:06,761
‫از آرگوسه.
‫باید بریم.

641
00:37:06,840 --> 00:37:08,658
‫راستش، جان...

642
00:37:10,911 --> 00:37:13,430
‫می‌خوای اون موقعیت
‫تو واشنگتن رو قبول کنی.

643
00:37:13,500 --> 00:37:15,861
‫ببین. می‌دونم آرگوس
‫،خیلی کارهای خوب می‌کنه

644
00:37:15,930 --> 00:37:19,033
‫ولی هرگز روی نحوه‌ی انجامش
‫باهاشون به توافق نخواهم رسید.

645
00:37:19,112 --> 00:37:21,957
‫،باید کاری که برات درسته رو انجام بدی

646
00:37:22,036 --> 00:37:24,971
‫ولی دلم برات تنگ میشه، کورتیس.

647
00:37:25,040 --> 00:37:26,360
‫منم همین‌طور.

648
00:37:32,837 --> 00:37:36,444
‫ببخشید بهت نگفتم.
‫فقط با وجود جریانات اخیر...

649
00:37:36,524 --> 00:37:38,751
‫رنه قبلاً لوت داده بود.

650
00:37:38,821 --> 00:37:40,806
‫بیشتر امیدوار بودم گریه و زاری کنی.

651
00:37:40,816 --> 00:37:42,317
‫یا بگی خیلی دلم برات تنگ میشه.

652
00:37:42,327 --> 00:37:43,959
‫بگی تو اون نیمه‌ی دیگه‌ام هستی که هرگز
‫جایگزینش نخواهم کرد.

653
00:37:44,029 --> 00:37:46,356
‫آره، ولی خیلی خوشحالم بالأخره

654
00:37:46,367 --> 00:37:47,988
‫داری کاری رو می‌کنی
‫که دلت می‌‌خواد.

655
00:37:47,999 --> 00:37:50,849
‫فکر می‌کنم وقتشه
‫تو هم این‌کار رو انجام بدی.

656
00:37:50,920 --> 00:37:52,711
‫- آره.
‫- با وکیلم حرف زدم.

657
00:37:52,790 --> 00:37:54,354
‫قراره یه سری اسناد حقوقی
‫آماده کنن.

658
00:37:54,433 --> 00:37:58,441
‫تمام مالکیت هلیکس رو
‫به تو واگذار می‌کنم.

659
00:37:58,520 --> 00:37:59,889
‫لازم نیست اون‌کار رو بکنی.

660
00:37:59,960 --> 00:38:01,470
‫می‌خوام.

661
00:38:01,480 --> 00:38:03,668
‫،هلیکس ایده‌ی تو بود

662
00:38:03,680 --> 00:38:05,379
‫،و عاشق کار کردن باهات هستم

663
00:38:05,440 --> 00:38:07,821
‫ولی حس می‌کنم
‫تو هم در کشمکش هستی

664
00:38:07,920 --> 00:38:09,923
‫که هدفت رو پیدا کنی.

665
00:38:10,000 --> 00:38:11,137
‫آره.

666
00:38:11,200 --> 00:38:14,741
‫شاید همین باشه.

667
00:38:14,760 --> 00:38:19,538
‫شاید فلیسیتی اسموک
‫این‌طوری دنیا رو تغییر میده.

668
00:38:19,600 --> 00:38:22,908
‫خب، راست میگی.

669
00:38:22,920 --> 00:38:25,015
‫واقعاً قراره دلم برات تنگ بشه.

670
00:38:32,160 --> 00:38:33,432
‫سلام.

671
00:38:33,440 --> 00:38:35,177
‫میریم خونه؟

672
00:38:36,600 --> 00:38:40,316
‫خب، بستگی داره.

673
00:38:40,400 --> 00:38:42,244
‫می‌خوای بری خونه؟

674
00:38:42,320 --> 00:38:43,593
‫منظورت چیه؟

675
00:38:43,640 --> 00:38:46,405
‫منظورم اینه راست میگی

676
00:38:46,480 --> 00:38:49,550
‫هرگز ازت نپرسیدم
‫چی می‌خواستی.

677
00:38:51,400 --> 00:38:52,787
‫پس حالا دارم می‌پرسم.

678
00:38:54,680 --> 00:38:56,687
‫می‌خوای بیای خونه

679
00:38:56,760 --> 00:38:59,763
‫و با ما زندگی کنی؟

680
00:38:59,840 --> 00:39:04,055
‫یا می‌خوای بری و با پدر و مادر بزرگت
‫زندگی کنی؟

681
00:39:06,480 --> 00:39:08,655
‫فقط یه زندگی عادی می‌خوام.

682
00:39:08,720 --> 00:39:10,913
‫منم این رو برات می‌خوام.

683
00:39:13,040 --> 00:39:15,059
‫گفتم می‌تونم...

684
00:39:15,120 --> 00:39:17,569
‫برات فراهمش کنم...

685
00:39:19,680 --> 00:39:21,606
‫،خصوصاً چون
‫،می‌دونی

686
00:39:21,680 --> 00:39:23,574
‫ماسکم رو برداشتم.

687
00:39:26,080 --> 00:39:30,495
‫،بعد از اتفاق امشب
‫می‌بینم که...

688
00:39:32,880 --> 00:39:38,440
‫عادی ممکنه هرگز
‫یه احتمال واقعی نباشه.

689
00:39:38,520 --> 00:39:40,500
‫نمی‌خوام دست از قهرمان بودن برداری.

690
00:39:40,560 --> 00:39:43,382
‫می‌دونم شهر بهت نیاز داره.

691
00:39:43,480 --> 00:39:47,489
‫فقط فکر می‌کنم
‫،حداقل برای فعلاً

692
00:39:47,560 --> 00:39:50,819
‫شاید برام بهتر باشه
‫در سنترال سیتی باشم.

693
00:39:50,920 --> 00:39:52,639
‫باشه.

694
00:39:54,680 --> 00:39:56,136
‫پس همین کار رو خواهیم کرد.

695
00:40:01,000 --> 00:40:02,215
‫،زمستون اون‌جا خیلی سرد میشه

696
00:40:02,280 --> 00:40:03,632
‫،پس برات حدود سه تا کت می‌فرستم

697
00:40:03,640 --> 00:40:05,550
‫و دستکش و یه کلاه.

698
00:40:05,640 --> 00:40:08,189
‫مطمئناً یه کلاه لازم داری.

699
00:40:08,280 --> 00:40:10,173


700
00:40:10,240 --> 00:40:12,030
‫خیلی دلم برات تنگ میشه.

701
00:40:12,040 --> 00:40:13,639
‫منم دلم برات تنگ میشه.

702
00:40:21,360 --> 00:40:24,398
‫گوش کن، مرد جوان.

703
00:40:24,480 --> 00:40:27,960
‫،هر جا هستی
‫همیشه قراره بابات باشم.

704
00:40:28,040 --> 00:40:31,829
‫پس همیشه حرف می‌زنیم...

705
00:40:31,840 --> 00:40:33,629
‫و قول میدم هر موقع تو و

706
00:40:33,639 --> 00:40:35,262
‫پدر و مادر بزرگت

707
00:40:35,340 --> 00:40:37,824
‫مشکلی نداشتن
‫بیام دیدنت.

708
00:40:39,261 --> 00:40:41,207
‫فقط باید قول بدی که...

709
00:40:41,285 --> 00:40:43,583
‫اگه چیزی، هر چیزی نیاز داشتی...

710
00:40:43,661 --> 00:40:47,162
‫بهم زنگ بزنی، باشه؟

711
00:40:47,240 --> 00:40:49,348
‫- حتماً.
‫- همیشه در استار سیتی

712
00:40:49,440 --> 00:40:54,350
‫کنار ما دو نفر
‫خونه‌ای خواهی داشت.

713
00:40:54,360 --> 00:40:55,947
‫دوست دارم، ویلیام.

714
00:40:55,960 --> 00:40:57,341
‫منم دوست دارم، بابا.

715
00:41:05,600 --> 00:41:08,484
‫،سلام. دکتر شوارتز
‫اوضاع روبراهه؟

716
00:41:08,560 --> 00:41:10,133
‫خوبه. فکر می‌کردم
‫یکی از اون تماس‌هاست

717
00:41:10,200 --> 00:41:12,971
‫،که میگی
‫بیماری تا کبد پخش شده،" و"...

718
00:41:18,400 --> 00:41:19,854
‫و چی؟

719
00:41:22,640 --> 00:41:24,023
‫نمی‌تونی برنده بشی.

720
00:41:26,760 --> 00:41:28,452
‫چاقوی کوفتی رو بنداز.

721
00:41:28,520 --> 00:41:31,680
‫زودباش! بهم دلیلی نده
‫که این ماشه رو بکشم.

722
00:41:34,320 --> 00:41:37,342
‫قرار نیست بهم شلیک کنی.

723
00:41:39,040 --> 00:41:40,572
‫مطمئنی؟

724
00:41:40,640 --> 00:41:42,600
‫آره...

725
00:41:42,680 --> 00:41:46,275
‫چون اسم من میا اسموک‌ـه.

726
00:41:46,360 --> 00:41:48,672
‫من دختر فلیسیتی اسموک هستم

727
00:41:48,760 --> 00:41:50,618
‫و خواهرت.

728
00:41:50,942 --> 00:41:53,942
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

729
00:41:54,100 --> 00:41:59,100
‫ترجمه از: داوود ، امیرعلی
‫illusion , highbury

