‫﻿۱
00:00:02,040 --> 00:00:03,380
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,520 --> 00:00:06,069
‫گلکسی یک
‫از ما افراد و سلاح بیشتری داره.

3
00:00:06,080 --> 00:00:08,796
‫اگه میخوای شرایط برابر بشه
‫برون بیرون و تا میتونی بجنگ.

4
00:00:16,360 --> 00:00:18,631
‫دایانا تو رو فرستاد.

5
00:00:18,640 --> 00:00:20,185
‫اینو به فلیسیتی بده.

6
00:00:35,160 --> 00:00:40,080
‫شما نظامیها مثل ساعتهای سوییسی هستین.
‫همیشه به موقع میاین. نشونم بده.

7
00:00:40,160 --> 00:00:42,094
‫نشونم بده چی داری.

8
00:00:59,560 --> 00:01:01,006
‫امیکو کجاست؟

9
00:01:01,080 --> 00:01:02,400
‫خب، اگه اینو بهت گفته بودم آقای کویین...

10
00:01:02,480 --> 00:01:04,159
‫سر منو قطع کرده بود.

11
00:01:04,240 --> 00:01:06,771
‫و راستش این بخش
‫از خودمو دوست دارم نگه دارم.

12
00:01:41,440 --> 00:01:43,578
‫ویرجیل چقدر راحت از دست آدم میره.

13
00:01:43,640 --> 00:01:45,951
‫حداقل الان میدونم
‫که سعی داره چی بدست بیاره.

14
00:01:48,040 --> 00:01:50,029
‫درایو خزانه آرگوس...

15
00:01:50,040 --> 00:01:52,412
‫برای اسناد نظارتی
‫کد سه مرحله‌ای داره.

16
00:01:52,520 --> 00:01:54,056
‫اگه کسی تو سازمان داره...

17
00:01:54,120 --> 00:01:55,333
‫اطلاعات طبقه‌بندی شده
‫به حلقه‌ی نهم میده...

18
00:01:55,400 --> 00:01:56,720
‫درسته. اما اگه بالاخره میدونیم...

19
00:01:56,800 --> 00:01:59,030
‫که اونا چه نقشه‌ای دارن...

20
00:01:59,040 --> 00:02:01,353
‫شاید کمکم کنه امیکو رو پیدا کنم.

21
00:02:01,440 --> 00:02:04,574
‫و گفتی به هیچ پشتیبانی نیاز نداری.

22
00:02:04,640 --> 00:02:05,880
‫آره، خب ما ویرجیل رو گم کردیم...

23
00:02:05,960 --> 00:02:07,511
‫اما چیزی که دنبالش بود رو گیر اوردیم.

24
00:02:07,520 --> 00:02:09,570
‫انگار این درایو بهترین
‫سرنخمون در پیدا کردن امیکو ـه...

25
00:02:09,680 --> 00:02:10,908
‫حداقل تا وقتی آرچر درست بشه.

26
00:02:10,960 --> 00:02:12,560
‫آلینا شبانه‌روز کار میکنه...

27
00:02:12,640 --> 00:02:13,712
‫تا آرچر رو برگردونه و راه بندازه...

28
00:02:13,720 --> 00:02:16,665
‫و وقتی راه بیافته
‫میتونیم امیکو رو پیدا کنیم.

29
00:02:16,680 --> 00:02:18,616
‫و در نهایت بهش بگیم
‫که دانته مادرشو کشته.

30
00:02:18,680 --> 00:02:20,560
‫و امیدوارم در مورد حلقه‌ی نهم...

31
00:02:20,640 --> 00:02:21,991
‫سر عقل بیاد.

32
00:02:22,000 --> 00:02:23,431
‫خب همین برای من کافیه...

33
00:02:23,440 --> 00:02:24,606
‫تا علیه سازمان شروری بشم...

34
00:02:24,680 --> 00:02:25,954
‫که منو از بچگی بزرگ کرده.

35
00:02:27,520 --> 00:02:29,374
‫- لعنتی!
‫- چیه؟ چی شده؟

36
00:02:29,440 --> 00:02:30,653
‫درایو یه نرم‌افزار امنیتی داره...

37
00:02:30,720 --> 00:02:31,993
‫که تمام فایلها رو سوزوند تا احتمالا نذاره...

38
00:02:32,080 --> 00:02:33,468
‫یکی مثل من کاری رو بکنه...

39
00:02:33,560 --> 00:02:35,169
‫که میخواستم بکنم.

40
00:02:35,240 --> 00:02:37,951
‫اما اینا قوانین
‫رمزگذاری آرگوس نیستن.

41
00:02:38,040 --> 00:02:40,123
‫حتما یکی دیگه برای این
‫درایو برنامه امنیتی نوشته.

42
00:02:40,200 --> 00:02:41,855
‫صبر کن اگه آرگوس نیست پس کیه؟

43
00:02:41,920 --> 00:02:43,863
‫خب، اینقدر سرورهای دولتی رو هک کردم...

44
00:02:43,960 --> 00:02:45,312
‫که بدونم این مال وزارت دفاع ـه.

45
00:02:45,360 --> 00:02:47,386
‫نه اینکه دیگه این کار رو بکنم
‫چون با پلیس کار میکنم.

46
00:02:47,400 --> 00:02:48,756
‫اما این مال وزارت دفاعه.

47
00:02:48,838 --> 00:02:50,234
‫حلقه‌ی نهم از سازمان اطلاعات دفاع...

48
00:02:50,246 --> 00:02:51,469
‫چی میخواد؟

49
00:02:51,480 --> 00:02:52,505
‫باید بفهمیم.

50
00:02:52,560 --> 00:02:54,105
‫تو با رییس آرگوس ازدواج کردی.

51
00:02:54,120 --> 00:02:55,202
‫شاید اون بتونه کمک کنه.

52
00:02:55,240 --> 00:02:57,318
‫آره، خب هر پرسشی از
‫آرگوس توجه همه رو جلب میکنه...

53
00:02:57,400 --> 00:03:00,202
‫و باعث میشه لایلا از
‫اینی که هست بیشتر تو چشم باشه.

54
00:03:00,320 --> 00:03:03,946
‫فکر کنم یه رابط قدیمی
‫تو سازمان اطلاعات داشته باشم.

55
00:03:04,040 --> 00:03:05,272
‫یه ژنرال.

56
00:03:05,280 --> 00:03:07,819
‫ژنرال الان خدمتتون میرسن آقایون.

57
00:03:12,800 --> 00:03:15,028
‫هی، جریان چیه؟

58
00:03:15,040 --> 00:03:16,074
‫طوری وانمود میکنی که انگار...

59
00:03:16,120 --> 00:03:17,148
‫اومدیم دفتر مدیر مدرسه.

60
00:03:17,200 --> 00:03:18,789
‫این یارو میتونه خیلی سرسخت و لجوج باشه.

61
00:03:18,800 --> 00:03:20,293
‫فقط بذار من حرف بزنم.

62
00:03:20,360 --> 00:03:22,310
‫از کجا میشناسیش؟

63
00:03:22,320 --> 00:03:26,906
‫باید بگم تعجب
‫کردم خبری ازت شنیدم جان.

64
00:03:26,920 --> 00:03:28,668
‫خب قربان اگه واقعا خیلی مهم نبود...

65
00:03:28,720 --> 00:03:31,163
‫تماس نمی‌گرفتم.

66
00:03:31,240 --> 00:03:35,046
‫نه، فکر میکنم نمی‌گرفتی.

67
00:03:35,120 --> 00:03:36,692
‫شما باید اولیور کویین باشین...

68
00:03:36,760 --> 00:03:38,777
‫همون گرین ارو افسانه‌ای.

69
00:03:38,880 --> 00:03:40,479
‫من ژنرال استوارتم.

70
00:03:40,560 --> 00:03:41,587
‫از آشنایی‌تون مفتخرم ژنرال استوارت.

71
00:03:41,640 --> 00:03:42,699
‫ممنون که وقتتونو بهمون دادین.

72
00:03:42,760 --> 00:03:45,405
‫نمیخوام بهت دروغ بگم پسرم.
‫همیشه طرفدارت نبودم.

73
00:03:45,480 --> 00:03:46,943
‫اما از وقتی از زندان بیرون اومدی...

74
00:03:47,000 --> 00:03:49,546
‫به نظر میاد حسابی
‫تغییر کردی و من به همین احترام میذارم.

75
00:03:49,680 --> 00:03:50,832
‫ممنون قربان.

76
00:03:50,880 --> 00:03:52,020
‫قربان، تماس گرفتیم چون امیدوار بودیم...

77
00:03:52,080 --> 00:03:53,258
‫بتونین بهمون بگین چی تو این درایو ـه.

78
00:03:53,320 --> 00:03:55,948
‫از کجا اوردینش؟

79
00:03:55,960 --> 00:03:58,520
‫یه معامله بین یه مامور آرگوس...

80
00:03:58,600 --> 00:04:02,475
‫و مردی که برای گروهی به نام حلقه‌ی نهم
‫کار میکنه رو قطع کردیم.

81
00:04:02,560 --> 00:04:04,042
‫حامیان تروریست هستن.

82
00:04:04,120 --> 00:04:05,397
‫شنیدم فقط یه شایعه بودن.

83
00:04:05,480 --> 00:04:07,747
‫نه قربان خیلی هم واقعی هستن.

84
00:04:07,760 --> 00:04:09,695
‫و دلایل داریم که
‫در حال برنامه‌ریزی کاری هستن.

85
00:04:09,760 --> 00:04:11,798
‫امیدوار بودیم
‫شما اطلاعاتی رو داشته باشین که بتونین به ما...

86
00:04:11,880 --> 00:04:13,142
‫و پلی استار سیتی بدین.

87
00:04:13,240 --> 00:04:15,670
‫متاسفانه نمیتونم.

88
00:04:15,680 --> 00:04:18,320
‫اما حتی اگه داشتم جان...

89
00:04:18,400 --> 00:04:20,480
‫نمیتونم به این راحتی
‫اطلاعات طبقه‌بندی شده رو به کسی بدم...

90
00:04:20,560 --> 00:04:22,200
‫نه بدون درجه امنیتی مناسب...

91
00:04:22,280 --> 00:04:24,600
‫که از وقتی آرگوس رو ترک کردی
‫چنین چیزی نداری.

92
00:04:24,680 --> 00:04:26,116
‫البته. اما قربان بازم امیدوار بودیم که شاید...

93
00:04:26,200 --> 00:04:27,530
‫شما بتونین...

94
00:04:27,600 --> 00:04:29,753
‫در مسیری بودی که
‫قرار بود به پنتاگون برسه...

95
00:04:29,840 --> 00:04:32,160
‫شاید حتی یه شغل
‫در ستاد مشترک گیر می‌اوردی.

96
00:04:32,240 --> 00:04:33,678
‫حالا کجایی؟

97
00:04:33,760 --> 00:04:35,758
‫با پلیسا کاری میکنی
‫با شورشیا بازی میکنی؟

98
00:04:35,760 --> 00:04:39,197
‫این که کار نشد.
‫بن بسته. بهت برنخوره.

99
00:04:39,280 --> 00:04:41,646
‫حتی مطمئن نبودم که
‫حواست به من بوده یا نه.

100
00:04:41,720 --> 00:04:44,192
‫قربان من دلایل خودمو
‫برای ترک آرگوس داشتم.

101
00:04:44,280 --> 00:04:45,739
‫برای محافظت از همسرت ترکش کردی.

102
00:04:45,760 --> 00:04:48,348
‫میدونم از چیزی که فکر میکنی بهتری.

103
00:04:48,360 --> 00:04:51,389
‫و متاسفم که بگم راهتو گم کردی.

104
00:04:51,400 --> 00:04:54,833
‫برای کارم آرگوس رو ترک نکردم.

105
00:04:54,920 --> 00:04:58,048
‫برای محافظت از خانواده‌ـم ترکش کردم.

106
00:04:58,160 --> 00:04:59,401
‫و این چیزی نیست که شما درکش کنین...

107
00:04:59,440 --> 00:05:01,189
‫مگه نه قربان؟

108
00:05:01,200 --> 00:05:03,851
‫جان، بهتره بریم.

109
00:05:13,040 --> 00:05:14,746
‫دوباره از وقتی که دادین ممنونم ژنرال.

110
00:05:14,800 --> 00:05:17,317
‫من همیشه برای خانواده‌م وقت دارم.

111
00:05:17,400 --> 00:05:18,921
‫ببخشید؟

112
00:05:19,000 --> 00:05:23,510
‫جان بهت نگفته.
‫من پدرخونده‌ـشم.

113
00:05:24,100 --> 00:05:31,600
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

114
00:05:31,800 --> 00:05:34,800
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »

115
00:05:34,920 --> 00:05:38,187
‫لعنتی!

116
00:05:39,800 --> 00:05:41,798
‫خب، فکر کنم لازم نیست
‫بپرسم اوضاع چطوری پیش میره.

117
00:05:41,880 --> 00:05:44,706
‫خب، خیلی خوشحالم
‫که هر دو با لورل آشنا شدین...

118
00:05:44,720 --> 00:05:47,430
‫جیغش واقعا
‫کار این کلاه رو ساخته.

119
00:05:47,440 --> 00:05:49,230
‫تو سنگر اوضاع چطور پیش رفت؟

120
00:05:49,240 --> 00:05:51,909
‫خوب. بمبهایی که از
‫گلکسی یک دزدیدیم الان جاشون امنه.

121
00:05:51,920 --> 00:05:53,720
‫ری و دایانا دارن منطقه رو می‌بندن...

122
00:05:53,800 --> 00:05:55,291
‫چون ممکنه بیان دنبالشون.

123
00:05:55,360 --> 00:05:56,997
‫و ویلیام داره مطمئن میشن منفجر نشن...

124
00:05:57,080 --> 00:05:59,159
‫تا وقتی که خب ما بخوایم.

125
00:05:59,240 --> 00:06:01,421
‫اگرچه شاید بیشتر بدرد بخوره...

126
00:06:01,520 --> 00:06:03,090
‫و بیاد بهت کمک کنه؟

127
00:06:03,170 --> 00:06:04,740
‫این کلاه داخلش...

128
00:06:04,750 --> 00:06:06,340
‫با شبکه‌ی بسیار پیچیده و...

129
00:06:06,419 --> 00:06:07,911
‫نمایشگر شبکیه‌ای پوشیده شده و من نمیتونم...

130
00:06:07,921 --> 00:06:09,313
‫بفهمم چرا تا وقتی
‫درستش کنم و راه بندازمش.

131
00:06:09,382 --> 00:06:11,288
‫فکر میکنی به چی برسی؟

132
00:06:11,299 --> 00:06:13,303
‫امیدوارانه به هر برنامه‌ای
‫که گلکسی یک داره...

133
00:06:13,383 --> 00:06:14,834
‫تا اگر شهر رو منفجر نکردن این کار رو بکنن.

134
00:06:14,913 --> 00:06:16,681
‫خب، نمیشه راحت
‫از نفوذیمون سوال کنیم؟

135
00:06:16,760 --> 00:06:18,140
‫نه، نمیتونیم با رنه تماس بگیریم...

136
00:06:18,219 --> 00:06:19,248
‫تا وقتی که از زویی اجازه گرفته باشیم.

137
00:06:19,326 --> 00:06:20,939
‫الان تو شهرداری گلیدز هستن...

138
00:06:21,017 --> 00:06:23,777
‫و نمیخوایم پوششونو خراب کنیم.

139
00:06:23,787 --> 00:06:26,001
‫باشه، خب چطوری این
‫تیکه آشغالو راه بندازیم؟

140
00:06:26,080 --> 00:06:27,715
‫ماژول قدرت با آلیاژی ساخته شده...

141
00:06:27,796 --> 00:06:29,621
‫که مختص به گلکسی یک ـه.

142
00:06:29,702 --> 00:06:31,457
‫دارم سعی میکنم دورش بزنم...

143
00:06:31,538 --> 00:06:33,383
‫اما بدون این ماده واقعا نمیشه.

144
00:06:33,453 --> 00:06:34,700
‫صبر کن. فکر کردم این کلاه...

145
00:06:34,780 --> 00:06:36,240
‫یه جور نمونه‌ی منحصر به‌فرده.

146
00:06:36,322 --> 00:06:37,608
‫تا جایی که ما میدونیم. اما
‫ماژول قدرت ساده نیست...

147
00:06:37,680 --> 00:06:39,324
‫که یعنی باید یه نفر رو پیدا کنیم.

148
00:06:39,402 --> 00:06:41,174
‫باشه، دشمن مردم شماره یک، محکم بشین.

149
00:06:41,243 --> 00:06:42,976
‫میدونم کجا برم.
‫تا یه ساعت دیگه برمیگردم.

150
00:06:43,055 --> 00:06:44,256
‫هر کسی که تو کار
‫فناوری سلاح‌های مخفی باشه...

151
00:06:44,334 --> 00:06:45,821
‫رفتارش دوستانه نیست.

152
00:06:45,900 --> 00:06:47,081
‫پشتیبانی لازم داری.

153
00:06:47,160 --> 00:06:48,969
‫بهتره در امان باشم تا متاسف.

154
00:06:50,800 --> 00:06:52,269
‫زود باش بیا.

155
00:06:54,128 --> 00:06:55,771
‫فلیسیتی اسموک حالا
‫وارد اسموک تک میشه.

156
00:06:55,844 --> 00:06:59,069
‫دلم برای صدای قشنگت تنگ شده بود.

157
00:06:59,141 --> 00:07:00,835
‫میدونی که آدم واقعی نیست درسته؟

158
00:07:00,907 --> 00:07:03,474
‫معلومه که نیست.

159
00:07:03,557 --> 00:07:05,118
‫نه. فقط خیلی خوشحالم
‫که تونستیم...

160
00:07:05,190 --> 00:07:06,905
‫دوباره ساختن برنامه رو از نو شروع کنیم.

161
00:07:06,987 --> 00:07:08,887
‫حس بدی داره که آرچر
‫رو به یک تبلت محدود کنیم...

162
00:07:08,960 --> 00:07:10,234
‫حتی اگه موقتی باشه.

163
00:07:10,315 --> 00:07:12,095
‫لیاقت اینو داره که بالهاشو باز کنه...

164
00:07:12,167 --> 00:07:14,189
‫درست بعد از اینکه
‫خواهر ناتنی اولیور رو پیدا کردیم.

165
00:07:14,270 --> 00:07:16,485
‫حرف از باز کردن بالها شد...

166
00:07:16,556 --> 00:07:18,669
‫فکر کنم راهی پیدا کردم تا
‫به اوج گرفتن اسموک تک کمک کنم.

167
00:07:18,680 --> 00:07:20,340
‫جدی؟

168
00:07:20,407 --> 00:07:21,543
‫آره، یکی به خریدن شرکت علاقه نشون داده.

169
00:07:21,610 --> 00:07:22,974
‫فقط تو، من و آرچریم.

170
00:07:23,051 --> 00:07:24,091
‫خب کی میتونه به همچین چیزی علاقه نشون بده؟

171
00:07:24,158 --> 00:07:25,511
‫دکتر ویل مگنوس.

172
00:07:25,520 --> 00:07:30,732
‫چی؟ همون دکتر ویل مگنوس معروف؟

173
00:07:31,865 --> 00:07:33,477
‫بزرگترین چهره‌ی...

174
00:07:33,547 --> 00:07:35,476
‫دنیای مهندسی رباتیک.

175
00:07:35,547 --> 00:07:36,800
‫وقتی مدیر اجرایی پالمر تک بودم...

176
00:07:36,879 --> 00:07:38,411
‫حتی تماسهای منو جواب نمیداد.

177
00:07:38,490 --> 00:07:40,609
‫دوستم در آزمایشگاه مگنوس
‫میگه که آرچر...

178
00:07:40,688 --> 00:07:43,264
‫میتونه واقعا به دکتر مگنوس کمک کنه
‫ای.آی.اسشو بسازه.

179
00:07:43,275 --> 00:07:46,000
‫میتونم یه قرار ملاقات بذارم.

180
00:07:46,080 --> 00:07:47,607
‫آزمایشگاه‌های مگنوس بهترین استانداردها رو...

181
00:07:47,677 --> 00:07:49,525
‫در بخش تحقیق و توسعه دارن.

182
00:07:49,596 --> 00:07:51,032
‫خدای من. با حمایت اونا
‫میتونیم آرچر رو گسترش بدیم...

183
00:07:51,103 --> 00:07:52,539
‫تا چیزی بیشتر از
‫یه سیستم ردیاب ژنتیکی بشه...

184
00:07:52,620 --> 00:07:54,588
‫یا نظارتی برای پلیس استار سیتی.

185
00:07:54,668 --> 00:07:56,486
‫خب میتونه یه سیستم نظارتی
‫بزرگتر و بهتر بشه. خب...

186
00:07:56,567 --> 00:07:57,993
‫شانسی برای عوض کردن دنیاست.

187
00:07:59,360 --> 00:08:01,653
‫هشدار. ورود مزاحم.

188
00:08:01,720 --> 00:08:03,663
‫هشدار. ورود مزاحم.

189
00:08:07,911 --> 00:08:09,833
‫زمان کم داریم رفقا.
‫باید سریع بریم بیرون.

190
00:08:09,914 --> 00:08:13,098
‫دنبال دستگاهی بگردین
‫که بیشترین برق رو مصرف میکنه.

191
00:08:31,970 --> 00:08:35,566
‫تو یه تبلت مخفی شده.
‫چه جالب.

192
00:08:37,239 --> 00:08:38,951
‫تبلت رو بذار زمین، به افرادت بگو برن...

193
00:08:39,032 --> 00:08:41,174
‫تا بذارم زنده بمونی.

194
00:08:50,280 --> 00:08:52,186
‫فلیسیتی!

195
00:08:52,196 --> 00:08:55,689
‫ببخشید عزیزم. هیچکس نمیتونه.

196
00:08:55,759 --> 00:08:58,942
‫گلوله از پس کیبورد برمیاد عزیزم.

197
00:09:10,760 --> 00:09:12,097
‫اینا دیگه کین؟

198
00:09:18,560 --> 00:09:21,548
‫الان در امانید؟

199
00:09:21,560 --> 00:09:23,148
‫دنبال من نبودن.

200
00:09:23,200 --> 00:09:26,039
‫خدای من. رفتش.

201
00:09:26,044 --> 00:09:28,204
‫امکان نداره برده باشنش، بردن؟

202
00:09:28,217 --> 00:09:31,074
‫حلقه‌ی نهم آرچر رو داره.

203
00:09:34,011 --> 00:09:35,907
‫بعدش یه یارو ایرلندی دیوونه اومد تو...

204
00:09:35,920 --> 00:09:37,358
‫و آلینا و من سعی کردیم
‫باهاشون دربیافتیم...

205
00:09:37,360 --> 00:09:40,054
‫اما بعدش دی.آی.ای از سقف
‫اومد تو و همه‌ـشونو گرفت.

206
00:09:40,400 --> 00:09:41,932
‫- آرچر چی؟
‫- ویرجیل باهاش فرار کرد.

207
00:09:42,280 --> 00:09:44,000
‫پسش میگیریم.
‫خوشحالم که حالت خوبه.

208
00:09:44,080 --> 00:09:45,290
‫از کجا در مورد آرچر فهمیدن؟

209
00:09:45,373 --> 00:09:47,906
‫یه حدس برات میزنم، امیکو.

210
00:09:50,922 --> 00:09:53,505
‫ببخشید که افرادم سریعتر
‫اونجا نیومدن خانم اسموک.

211
00:09:53,589 --> 00:09:56,317
‫به نظر میاد حلقه‌ی نهم
‫یه قدم از ما هم جلوتره.

212
00:09:56,399 --> 00:09:58,635
‫شما باید ژنرال استوارت باشین...

213
00:09:58,717 --> 00:10:02,009
‫یا همون پدرخونده که جان به نزدیکترین
‫دوستاش چیزی در موردش نگفته.

214
00:10:02,092 --> 00:10:04,758
‫پس شماها اینجا کار میکنین.

215
00:10:04,840 --> 00:10:06,317
‫تحسین‌برانگیزه.

216
00:10:09,780 --> 00:10:12,472
‫چطوری افرادتون سر از
‫اسموک تک دراوردن ژنرال؟

217
00:10:12,553 --> 00:10:14,415
‫چند ماه قبل، دی.آی.ای خبری از...

218
00:10:14,425 --> 00:10:15,771
‫یک نفوذی حلقه‌ی نهم
‫داخل آرگوس گرفت.

219
00:10:15,782 --> 00:10:17,462
‫از اون موقع تصمیم گرفتیم...

220
00:10:17,543 --> 00:10:19,141
‫فعالیتشونو دنبال کنیم، از جمله...

221
00:10:19,152 --> 00:10:22,097
‫دزدی اون درایو که ما رو...

222
00:10:22,179 --> 00:10:24,001
‫به دوستتون ویرجیل رسوند.

223
00:10:24,081 --> 00:10:26,571
‫صبر کن وایستا ببینم فکر کردم
‫گفتی هیچ خبری نداری.

224
00:10:26,582 --> 00:10:28,858
‫گفتم نمیتونم بهت چیزی بگم.

225
00:10:28,929 --> 00:10:33,281
‫بااینحال بازم دروغ به حساب میاد ژنرال.

226
00:10:33,363 --> 00:10:36,329
‫متاسفم جان اما محرمانه بود.

227
00:10:36,400 --> 00:10:38,691
‫چی تو درایو بود؟

228
00:10:38,701 --> 00:10:40,962
‫لیستی از مامورانی
‫که در عملیات داریم...

229
00:10:41,041 --> 00:10:43,520
‫ماموران ویژه با
‫درجه امنیتی بسیار بالا.

230
00:10:43,540 --> 00:10:44,889
‫به خاطر همین امیکو آرچر رو گرفته...

231
00:10:44,968 --> 00:10:46,297
‫تا بتونه اونا رو پیدا کنه...

232
00:10:46,307 --> 00:10:47,794
‫و بعدش به چیزی
‫که میدونن دسترسی پیدا کنه...

233
00:10:47,874 --> 00:10:49,451
‫که خیلی راحت میتونه...

234
00:10:49,520 --> 00:10:51,526
‫با داشتن دی.ان.ای هر کسی انجامش بده.

235
00:10:51,600 --> 00:10:54,151
‫تنها زمان لازمه تا تمام
‫افراد لیست رو پیدا کنن.

236
00:10:54,216 --> 00:10:55,926
‫باید مطمئن بشیم
‫که اون ماموران در امانن.

237
00:10:56,000 --> 00:10:57,473
‫پروتکلها رو اجرا میکنیم.

238
00:10:57,484 --> 00:10:59,383
‫به مامورام میگن به خونه‌ی امن برن.

239
00:10:59,466 --> 00:11:02,184
‫ژنرال استوارت هستم.
‫باید تخلیه رو شروع کنیم.

240
00:11:06,853 --> 00:11:09,717
‫اولیور قبل از اینکه شروع کنی...

241
00:11:09,800 --> 00:11:11,506
‫من خوبم مرد.

242
00:11:11,574 --> 00:11:13,968
‫دومین باری که سلسله مراتب فرماندهی رو...

243
00:11:13,978 --> 00:11:15,383
‫در مورد یه ژنرال ۴ ستاره شکستی.

244
00:11:15,461 --> 00:11:17,040
‫اون شبیه تو نیست جان.

245
00:11:17,050 --> 00:11:18,620
‫انتظار داری بله قربانگوی اون مرد باشم؟

246
00:11:18,688 --> 00:11:23,350
‫میدونی، دوست دارم بدونم
‫چرا نمیخوای باشی.

247
00:11:23,360 --> 00:11:24,482
‫و...

248
00:11:26,133 --> 00:11:28,896
‫دوست دارم بدونم چرا هیچوقت...

249
00:11:28,907 --> 00:11:31,618
‫هرگز نگفتی که پدرخونده داری.

250
00:11:31,701 --> 00:11:33,352
‫نیازی نمیدیدم که بگم.

251
00:11:33,436 --> 00:11:35,949
‫اون مرد از زمانی که خونه رو ترک کردم...

252
00:11:36,032 --> 00:11:38,432
‫و به ارتش ملحق شدم تو زندگیم نبوده.

253
00:11:38,515 --> 00:11:39,990
‫باشه، من تازه دیدمش.

254
00:11:40,073 --> 00:11:41,330
‫من فقط یه برداشت اولیه ازش دارم...

255
00:11:41,403 --> 00:11:42,846
‫و برداشت اولیه‌م اینه که...

256
00:11:42,919 --> 00:11:44,830
‫چندان آدم بدی هم به نظر نمیاد.

257
00:11:44,841 --> 00:11:47,967
‫اولیور وقتی اولین بار با ژنرال آشنا شدم...

258
00:11:48,040 --> 00:11:50,529
‫یه ستوان بود...

259
00:11:50,539 --> 00:11:54,537
‫همکار پدرم در
‫یه عملیات مخفیانه نظامی بود...

260
00:11:54,546 --> 00:11:56,459
‫تا یه شورش در ولاتوا رو سرکوب کنه.

261
00:11:56,469 --> 00:11:58,554
‫عملیات بد پیش رفت.

262
00:11:58,621 --> 00:12:00,476
‫واحدشون گیر افتاد...

263
00:12:00,553 --> 00:12:02,552
‫و زیر آتش سنگین شورشیان به زمین گیر شد.

264
00:12:02,562 --> 00:12:06,675
‫بابام موند تا
‫اونا رو معطل کنه.

265
00:12:06,752 --> 00:12:09,683
‫تمام یگان رو نجات داد.
‫استوارت زنده موند.

266
00:12:09,760 --> 00:12:11,266
‫پدرم نموند.

267
00:12:11,320 --> 00:12:15,043
‫پس به خاطر مرگ پدرت مقصر میدونیش؟

268
00:12:15,160 --> 00:12:18,855
‫عملیات اون بود.
‫اون باید میموند.

269
00:12:18,920 --> 00:12:21,695
‫شش ماه بعد...

270
00:12:21,800 --> 00:12:23,573
‫برای شام اومد خونه.

271
00:12:23,640 --> 00:12:24,846
‫شش ماه اولیور.

272
00:12:24,920 --> 00:12:26,378
‫نمیدونستم.

273
00:12:26,460 --> 00:12:27,795
‫خیلی بد بود که...

274
00:12:27,805 --> 00:12:30,198
‫یهو تو زندگیمون ظاهر شد...

275
00:12:30,280 --> 00:12:32,159
‫وقتی اون و مامانم ازدواج کردن...

276
00:12:32,241 --> 00:12:34,305
‫کاری کرد که من و اندی...

277
00:12:34,315 --> 00:12:37,641
‫تمرینهای بقای اسپارتان
‫که مخصوص نیروی دریایی ـه رو انجام بدی.

278
00:12:37,724 --> 00:12:39,787
‫یعنی چقدر میتونیم تو سرما دوام بیاریم...

279
00:12:39,859 --> 00:12:42,139
‫سعی کنیم راهمونو تو جنگل بدون
‫قطب‌نما پیدا کنیم.

280
00:12:42,221 --> 00:12:43,648
‫اسمشو عشق سخت میذاشت.

281
00:12:46,287 --> 00:12:48,094
‫میگفت براش مهم نیست
‫ما چه حسی بهش داشته باشیم...

282
00:12:48,166 --> 00:12:49,634
‫تا وقتی که ما رو قوی کنه.

283
00:12:49,716 --> 00:12:51,995
‫نمیدونم.
‫اگه اینقدر قوی بوده...

284
00:12:52,078 --> 00:12:55,158
‫چطور تونسته اولین قانون ارتش رو زیرپا بذاره...

285
00:12:55,240 --> 00:12:58,026
‫و پدرمو جا بذاره؟

286
00:13:03,509 --> 00:13:05,878
‫- ممنون. یکی بهت بدهکارم.
‫- خواهش میکنم.

287
00:13:07,613 --> 00:13:09,180
‫سرنخی داری؟

288
00:13:09,259 --> 00:13:11,202
‫بالاخره یکی از حرف زدن نمیترسه.

289
00:13:11,282 --> 00:13:13,641
‫یه یارویی اینجاست
‫که کالاهای گلکسی رو دادوستد میکنه.

290
00:13:13,721 --> 00:13:15,009
‫تنها مشکل اینه که...

291
00:13:15,088 --> 00:13:17,942
‫در منطقه‌ی دث‌استروک ـه.

292
00:13:18,023 --> 00:13:21,333
‫خب مشکل‌ساز نیست. بهم اعتماد کن.

293
00:13:21,344 --> 00:13:23,068
‫بهت اعتماد کنم؟

294
00:13:23,148 --> 00:13:24,486
‫خنده‌داره.

295
00:13:24,566 --> 00:13:26,052
‫باشه. میخوای اصلا بیخیال من بشی؟

296
00:13:26,123 --> 00:13:27,540
‫شک دارم.

297
00:13:27,610 --> 00:13:30,058
‫،عالیه. خب
‫بهتره بذاری من حلش کنم.

298
00:13:30,137 --> 00:13:33,031
‫تو پشتیبانی هستی یادته؟

299
00:13:33,112 --> 00:13:35,143
‫پس هوامو داشته باش.

300
00:13:35,223 --> 00:13:38,415
‫هی، یه دستفروش اونجاست
‫که باید باهاش حرف بزنیم.

301
00:13:38,495 --> 00:13:40,646
‫و چرا باید همینطوری بذارم بری تو؟

302
00:13:40,726 --> 00:13:43,630
‫چون اگه نذاری حسابتو میرسم.

303
00:13:45,812 --> 00:13:48,875
‫باشه. اصلا لازم نیست.

304
00:13:48,954 --> 00:13:50,361
‫من نشان دارم.

305
00:13:50,441 --> 00:13:53,831
‫- از طرف کی؟
‫- رییست.

306
00:13:53,911 --> 00:13:55,705
‫ببینش.

307
00:14:01,080 --> 00:14:03,012
‫جی.جی رو از کجا میشناسی؟

308
00:14:03,022 --> 00:14:04,994
‫فقط باید بدونی که میشناسمش.

309
00:14:05,015 --> 00:14:06,580
‫مشکلی نداریم؟

310
00:14:11,360 --> 00:14:12,940
‫هی.

311
00:14:12,951 --> 00:14:14,441
‫جی.جی کدوم خری بود؟

312
00:14:14,522 --> 00:14:16,877
‫برادرمه، جان جونیور.

313
00:14:16,958 --> 00:14:20,078
‫جان دیگل یه پسر تو نایت‌واچ داره...

314
00:14:20,088 --> 00:14:23,060
‫و یه پسر دیگه که رییس
‫خلافکارای دس‌استروکه.

315
00:14:23,071 --> 00:14:24,890
‫حتما شامهای خانوادگی جالبی کنار هم دارین.

316
00:14:24,970 --> 00:14:26,629
‫خب، وقتی بچه بود از پدرومادرم متنفر بود...

317
00:14:26,700 --> 00:14:28,200
‫و اونا هم انتظاراتی ازمون داشتن.

318
00:14:28,211 --> 00:14:30,318
‫به خاطر همین خوشحالم بالاخره...

319
00:14:30,399 --> 00:14:31,809
‫حقیقتو در مورد خانواده‌ت فهمیدی.

320
00:14:31,890 --> 00:14:33,510
‫ببین، مدتهاست که...

321
00:14:33,520 --> 00:14:35,001
‫میخواستم حقیقتو بهت بگم.

322
00:14:35,012 --> 00:14:37,337
‫دیگه چی در موردت نمیدونم؟

323
00:14:37,407 --> 00:14:39,444
‫چقدر وقت داری؟

324
00:14:45,868 --> 00:14:47,945
‫نمیدونم اون اسلحه از این تمیزتر بشه یا نه.

325
00:14:48,025 --> 00:14:49,347
‫فقط میخوام آماده باشم.

326
00:14:49,427 --> 00:14:51,096
‫نباید در مورد حلقه‌ی نهم خطا ازم سر بزنه.

327
00:14:51,177 --> 00:14:53,493
‫- و امیکو؟
‫- /مگه چی شده

328
00:14:53,572 --> 00:14:55,401
‫خب میدونم شما دو تا نزدیک بودین...

329
00:14:55,411 --> 00:14:56,902
‫و از وقتی که حسابی
‫شر شده هیچی نگفتی.

330
00:14:56,982 --> 00:15:00,262
‫مطمئن نیستم کلا شر باشه.

331
00:15:00,343 --> 00:15:02,211
‫وقتی تو فرودگاه بودیم...

332
00:15:02,292 --> 00:15:04,199
‫لحظه‌ای پیش اومد
‫که امیکو و من...

333
00:15:04,280 --> 00:15:06,673
‫تنها بودیم و...

334
00:15:06,755 --> 00:15:08,703
‫اون دست بالا رو داشت.

335
00:15:08,774 --> 00:15:10,389
‫فکر کردم می‌میرم.

336
00:15:10,461 --> 00:15:12,530
‫خب، باید مرده باشم...

337
00:15:12,612 --> 00:15:14,551
‫اما گذاشت برم.

338
00:15:14,632 --> 00:15:16,167
‫و این چی بهت میگه؟

339
00:15:16,238 --> 00:15:18,601
‫نمیدونم. اما نباید به این سادگی بگی...

340
00:15:18,683 --> 00:15:20,207
‫تمام وجودش بده.

341
00:15:20,289 --> 00:15:21,722
‫خب همگی مسیرهایی رو رفتیم...

342
00:15:21,804 --> 00:15:23,237
‫که بعدش پشیمون شدیم.

343
00:15:23,248 --> 00:15:24,874
‫لعنتی، اگه لورل بتونه خودشو رها کنه...

344
00:15:24,955 --> 00:15:27,358
‫پس شاید امیکو هم بتونه.

345
00:15:27,439 --> 00:15:29,509
‫مشکل داریم افراد.

346
00:15:29,520 --> 00:15:31,078
‫چی شده؟

347
00:15:31,090 --> 00:15:32,872
‫همین الان تلفنی با
‫اطلاعات حرف میزدم.

348
00:15:32,955 --> 00:15:36,052
‫تمام مامورانمون جاشون مشخصه به جز یکی...

349
00:15:36,135 --> 00:15:38,223
‫یه مامور مخفی به اسم جولین سیسان.

350
00:15:38,305 --> 00:15:39,843
‫باید تو خونه‌ی امن باشه...

351
00:15:39,855 --> 00:15:41,709
‫اما از وقتی که خبرش اعلام شده
‫جوابی نداده.

352
00:15:41,720 --> 00:15:43,329
‫خونه‌ی امن کجاست؟

353
00:15:43,400 --> 00:15:44,429
‫‏‏۳۰مایلی شمال شرقی اینجا.

354
00:15:44,440 --> 00:15:46,221
‫میریم سراغش.

355
00:15:46,232 --> 00:15:47,595
‫ماموران دیگه رو بررسی میکنم تا ببینم...

356
00:15:47,673 --> 00:15:49,192
‫منم باهات میام.

357
00:15:51,423 --> 00:15:52,961
‫یکی باید حواست بهت باشه.

358
00:15:53,040 --> 00:15:55,649
‫فکر میکنی سعی دارم گمراهت کنم؟

359
00:15:55,728 --> 00:15:58,201
‫یه بار که گولم زدی درسته؟

360
00:15:58,280 --> 00:16:00,242
‫اصلا منصفانه نیست جان.

361
00:16:00,320 --> 00:16:03,400
‫اشکالی نداره. میتونی بیای.

362
00:16:03,421 --> 00:16:05,001
‫دنبالم بیا.

363
00:16:11,534 --> 00:16:13,875
‫اینجا خوکدونی ـه.

364
00:16:13,885 --> 00:16:16,384
‫یا بدجور شلخته‌س...

365
00:16:16,465 --> 00:16:18,845
‫یا یکی اینطوریش کرده.

366
00:16:18,916 --> 00:16:20,566
‫اورواچ، اثری از مهمونامون هست؟

367
00:16:20,637 --> 00:16:24,308
‫دارم سه تا سیگنال
‫گرمایی می‌بینم که داخل هستن.

368
00:16:26,899 --> 00:16:29,070
‫زود باشین افراد!

369
00:16:29,080 --> 00:16:30,646
‫چه خبر شده؟

370
00:16:30,656 --> 00:16:32,391
‫- تو جولین سیسان هستی؟
‫- آره.

371
00:16:32,472 --> 00:16:34,687
‫پس چرا گیرنده‌ـتو جواب ندادی؟

372
00:16:37,899 --> 00:16:40,393
‫چون درست وسط یه عملیاتم...

373
00:16:40,474 --> 00:16:42,519
‫و شما سه تا الان خرابش کردین.

374
00:16:45,872 --> 00:16:48,037
‫اورواچ اثری از امیکو...

375
00:16:48,057 --> 00:16:49,663
‫یا حلقه‌ی نهم نیست.

376
00:16:49,742 --> 00:16:52,126
‫اگه این یارو هدف نیست پس کیه؟

377
00:16:56,527 --> 00:16:58,492
‫اونا ماموران منن.

378
00:17:04,200 --> 00:17:05,921
‫اورواچ، افرادی مردن.

379
00:17:06,007 --> 00:17:07,760
‫حلقه‌ی نهم میدونسته داریم میایم.

380
00:17:21,658 --> 00:17:25,914
‫ژنرال، داشتیم دنبال تو میگشتیم.

381
00:17:32,807 --> 00:17:34,968
‫دارم سعی میکنم کلاه‌خود اسپارتان
‫جان رو ردگیری کنم اما خاموشه.

382
00:17:35,045 --> 00:17:37,833
‫معلومه یه نقشه‌ی استادانه
‫بوده تا ژنرال استوارت رو بیرون بکشه.

383
00:17:37,835 --> 00:17:39,853
‫باید هر چه سریعتر اون و جان رو پیدا کنیم.

384
00:17:39,874 --> 00:17:42,035
‫برای هر دوشون حکم جستجو صادر میکنم.

385
00:17:42,036 --> 00:17:43,385
‫خبرشو در اطراف گلیدز پخش میکنم...

386
00:17:43,397 --> 00:17:45,503
‫شاید امیکو با
‫شنل قدیمی خودشو نشون بده.

387
00:17:45,590 --> 00:17:47,729
‫یا فقط امیکو رو پیدا میکنیم
‫و تمام این چیزا تموم میشه.

388
00:17:47,806 --> 00:17:50,193
‫پیداش میکنیم.
‫قبلا بدون آرچرم افراد رو پیدا کردیم.

389
00:17:50,280 --> 00:17:51,747
‫جان و پدرخونده‌ـشو پیدا میکنیم...

390
00:17:51,828 --> 00:17:53,405
‫و بعدش خواهرتو پیدا میکنیم.

391
00:17:53,415 --> 00:17:55,862
‫دزدیدن یه ژنرال ۴ ستاره برای حلقه‌ی نهم...

392
00:17:55,943 --> 00:17:57,421
‫حرکت خطرناکیه...

393
00:17:57,491 --> 00:17:59,238
‫به خصوص اگه پنتاگون هم دنبالشون باشه.

394
00:17:59,247 --> 00:18:00,985
‫پس چرا؟ چرا انجامش دادن؟

395
00:18:01,065 --> 00:18:02,443
‫نمیدونم. باید بیشتر
‫در مورد شخصیتش بفهمیم...

396
00:18:02,524 --> 00:18:04,031
‫که چرا اونو اینقدر مهم میکنه.

397
00:18:04,112 --> 00:18:06,818
‫تصور میکردم که پرونده‌هاش
‫خیلی خیلی محرمانه‌ن.

398
00:18:06,897 --> 00:18:08,315
‫خیلی خیلی محرمانه به نظر
‫خیلی خیلی جالب میاد.

399
00:18:08,396 --> 00:18:10,333
‫من هستم.

400
00:18:19,082 --> 00:18:20,479
‫ژنرال؟

401
00:18:20,560 --> 00:18:23,366
‫جان"، حالت خوبه؟"

402
00:18:23,447 --> 00:18:24,619
‫آره، تو چی؟

403
00:18:24,700 --> 00:18:27,176
‫بدتر از اینام سرم اومده.

404
00:18:27,246 --> 00:18:28,719
‫فکر میکنی کجاییم؟

405
00:18:28,800 --> 00:18:30,939
‫نمیدونم.

406
00:18:31,019 --> 00:18:33,937
‫شاید خونه‌ی امن حلقه‌ی نهم. نمیدونم.

407
00:18:34,018 --> 00:18:37,686
‫حتما متوجه شدن من
‫افتادم دنبالشون.

408
00:18:37,757 --> 00:18:39,766
‫باید از اینجا هر طور شده بریم بیرون.

409
00:18:42,594 --> 00:18:45,392
‫با قدرت اراده که نمی‌تونی
‫اونا رو بشکونی، جان.

410
00:18:45,474 --> 00:18:47,442
‫هیچ‌کدوم از چیزایی که
‫بهت یاد دادمُ یادت نمیاد؟

411
00:18:47,512 --> 00:18:49,861
‫چطور ممکنه فراموش‌شون کنم؟

412
00:18:52,291 --> 00:18:54,399
‫،می‌دونم بهت سخت می‌گرفتم، پسرم

413
00:18:54,480 --> 00:18:56,701
‫ولی می‌خواستم که آماده بشی.

414
00:18:56,771 --> 00:18:58,282
‫جواب هم داد.

415
00:18:58,291 --> 00:18:59,872
‫حالا ببین چی شدی.

416
00:18:59,943 --> 00:19:05,755
‫،خدایی؟ گرفتن‌مون
‫و احتمالاً همین‌جا می‌میریم.

417
00:19:05,826 --> 00:19:08,256
‫هنوز نمردیم.

418
00:19:10,629 --> 00:19:12,480
‫کلاهت چی؟

419
00:19:12,560 --> 00:19:15,644
‫آره. آره، ممکنه جواب بده.

420
00:19:15,725 --> 00:19:17,257
‫،اگه خودمونُ برسونیم بهش
‫،می‌تونه برای بقیه سیگنال بفرسته

421
00:19:17,339 --> 00:19:18,942
‫و موقعیت‌مونُ بهمون بگه.

422
00:19:29,921 --> 00:19:34,740
‫وقت‌شه که بریم یه
‫گپی با هم بزنیم، ژنرال.

423
00:19:52,162 --> 00:19:53,490
‫- هی.
‫- جانم.

424
00:19:56,159 --> 00:19:57,670
‫- دست مریزاد.
‫- مرسی.

425
00:19:57,681 --> 00:19:59,365
‫خیله‌خب. چیزی توی فایل هست

426
00:19:59,375 --> 00:20:01,231
‫که کمک‌مون کنه پیداشون کنیم؟

427
00:20:01,313 --> 00:20:03,718
‫نه. ولی کُلی اطلاعات راجب این‌که
‫چرا حقۀ نهم می‌خوانش هست.

428
00:20:03,800 --> 00:20:05,553
‫باشه.

429
00:20:05,623 --> 00:20:07,505
‫فرماندۀ گردان نخست شناسایی
‫با سه مدال افتخار

430
00:20:07,576 --> 00:20:09,917
‫در طول جنگ خندق، که بعدش

431
00:20:09,927 --> 00:20:12,069
‫که بعدش به مقام فرماندهی
‫،تکاوران دریایی منصوب شد

432
00:20:12,090 --> 00:20:14,530
‫و بعد سرپرست رؤسای ستاد مشترک.

433
00:20:14,601 --> 00:20:16,184
‫یعنی طرف یه قهرمان آمریکایی واقعی‌‍ه.

434
00:20:16,265 --> 00:20:19,842
‫از نظر جان که این‌طوری نیست.
‫جان ژنرال استوارت رو

435
00:20:19,922 --> 00:20:23,459
‫به‌خاطر مرگ پدرش در مأموریتی

436
00:20:23,539 --> 00:20:25,371
‫که جفت‌شون تو ولاتوا مشغولش بودن
‫مقصر می‌دونه.

437
00:20:25,382 --> 00:20:27,205
‫آها، آره. این برای قهر کردن

438
00:20:27,285 --> 00:20:29,865
‫،یکی مثل جان کافیه
‫،و این‌که چرا چیزی ازش بهمون نگه

439
00:20:29,946 --> 00:20:31,609
‫ولی حقیقت نداره.

440
00:20:31,680 --> 00:20:33,381
‫کجاش؟

441
00:20:33,461 --> 00:20:35,093
‫،طبق حساب رسمی پنتاگون

442
00:20:35,173 --> 00:20:36,618
‫مأموریت ولاتوا انقدر موفقیت‌آمیز بوده

443
00:20:36,629 --> 00:20:38,005
‫که ژنرال جدی‌جدی مدتی

444
00:20:38,085 --> 00:20:39,530
‫به‌عنوان رئیس "دارپا" منصوب شد.
‫[ آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفتهٔ دفاعی ]

445
00:20:39,600 --> 00:20:42,855
‫ولی اگه... مأموریته
‫،انقدر موفقیت‌آمیز بوده

446
00:20:42,865 --> 00:20:45,225
‫چرا درموردش به جان دروغ گفته؟

447
00:20:45,305 --> 00:20:46,799
‫که ازش محافظت کنه؟

448
00:20:49,427 --> 00:20:52,702
‫از دفعۀ آخری که همدیگه رو دیدیم
‫خیلی می‌گذره، مأمور دیگل.

449
00:20:52,713 --> 00:20:53,804
‫برو به جهنم.

450
00:20:53,884 --> 00:20:55,408
‫یه لحظه صبر کن.

451
00:20:55,419 --> 00:20:57,248
‫کدهای پروژۀ سیگنوس ایکس ۱ رو می‌خوام.

452
00:20:57,327 --> 00:20:59,589
‫اسم من ژنرال رُی استوارت‌‍ه.

453
00:20:59,600 --> 00:21:02,844
‫،به شماره سریال ۴۹۸۰۰۳۱۴۵

454
00:21:02,920 --> 00:21:04,388
‫تکاوران دریایی ایالات متحده.

455
00:21:04,480 --> 00:21:08,415
‫بله، بله. ارتش به‌خوبی
‫،بهتون آموزش داده

456
00:21:08,435 --> 00:21:12,231
‫ولی بالأخره تسلیم می‌شید.

457
00:21:14,259 --> 00:21:16,504
‫ولش کن!
‫ولش کن!

458
00:21:16,575 --> 00:21:18,870
‫حالا بیا از اول امتحان کنیم، ژنرال.

459
00:21:18,950 --> 00:21:20,937
‫کدهای پروژۀ سیگنوس ایکس ۱.

460
00:21:21,018 --> 00:21:23,670
‫اسم من ژنرال رُی استوارت‌‍ه.

461
00:21:23,680 --> 00:21:27,175
‫به شماره سریال ۴۹۸۰۰۳۱۴۵...

462
00:21:27,245 --> 00:21:29,117
‫بسه بابا! به گمونم مجبوریم راه سخت

463
00:21:29,188 --> 00:21:31,278
‫رو پیش بگیریم.

464
00:21:33,470 --> 00:21:35,182
‫ولش کن.

465
00:21:35,193 --> 00:21:36,795
‫این ماجرا هیچ ربطی به اون نداره.

466
00:21:36,806 --> 00:21:38,289
‫کدها رو بهم بده و گرنه...

467
00:21:38,310 --> 00:21:40,301
‫هیچی بهش نگو.

468
00:21:42,124 --> 00:21:47,849
‫نکن. بسه!
‫بهت میگم. نکن.

469
00:21:47,920 --> 00:21:51,775
5693016

470
00:21:51,786 --> 00:21:54,290
‫دیدی خیلی سخت نبود؟

471
00:22:01,541 --> 00:22:03,303
‫حالت خوبه، جان؟

472
00:22:03,314 --> 00:22:05,397
‫چرا کد رو بهش دادی؟

473
00:22:07,181 --> 00:22:10,115
‫یه تشکر خشک و خالیم کفاف می‌کنه.

474
00:22:10,186 --> 00:22:11,988
‫اصلاً سیگنوس ایکس ۱ چه کوفتی هست؟

475
00:22:12,009 --> 00:22:14,011
‫چیزی که اصلاً دل‌مون نمی‌خواد
‫حلقۀ نهم ازش بو ببره.

476
00:22:14,082 --> 00:22:16,225
‫حالا بیا از اینجا فلنگُ ببندیم.

477
00:22:17,808 --> 00:22:19,851
‫یه کاتر روی میزه.

478
00:22:19,932 --> 00:22:21,824
‫خودم بهترشُ دارم.

479
00:22:29,737 --> 00:22:31,549
‫داری چی کار می‌کنی؟

480
00:22:31,630 --> 00:22:34,213
‫جدی هیچ کدوم از درس‌هایی که
‫بهت دادمُ یادت نیست، نه؟

481
00:22:34,224 --> 00:22:37,529
‫،با فشار واردۀ کافی با گام ثابت

482
00:22:37,600 --> 00:22:41,641
‫بند کفش می‌تونه پلاستیک رو ببُره.

483
00:23:00,612 --> 00:23:02,839
‫لعنتی. خاموشه.

484
00:23:05,300 --> 00:23:07,204
‫چطوره یکم بهش توان بدیم؟

485
00:23:13,133 --> 00:23:15,914
‫کلاه جان همین‌الان روشن شد.

486
00:23:15,986 --> 00:23:18,555
‫مورس کد... پیام اضطراری.
‫آدرسش؟

487
00:23:18,627 --> 00:23:20,067
‫".یه انباری توی منطقۀ "میت‌پکینگ

488
00:23:20,139 --> 00:23:21,393
‫به تیم خبر بده.

489
00:23:24,880 --> 00:23:26,437
‫امن‌‍ه.

490
00:23:32,160 --> 00:23:33,884
‫می‌دونی، ممکنه به‌خاطر دادن
‫اون اطلاعات به دانته

491
00:23:33,967 --> 00:23:35,618
‫کارت به دادگاه نظامی کشیده بشه.

492
00:23:35,701 --> 00:23:37,175
‫ریسک ضروری‌ای بود.

493
00:23:37,186 --> 00:23:39,647
‫آدم سربازشُ ول نمی‌کنه.

494
00:23:42,981 --> 00:23:46,055
‫دیر یا زود، یکی رو می‌فرستن دنبال‌مون.

495
00:24:16,097 --> 00:24:18,371
‫بدوئید بزنیم به چاک.

496
00:24:22,723 --> 00:24:24,457
‫حتماً خیلی می‌سوزه

497
00:24:24,529 --> 00:24:26,710
‫آره، بدتر از اینا کشیدم.

498
00:24:26,783 --> 00:24:29,347
‫حلقۀ نهم از شما چی می‌خواد، ژنرال؟

499
00:24:29,431 --> 00:24:31,902
‫کد دسترسی به یه سلاح آزمایشی
‫که تو دورانی که

500
00:24:31,985 --> 00:24:33,563
‫رئیس دارپا بودم روش نظارت داشتم...

501
00:24:33,637 --> 00:24:35,807
‫سیگنوس ایکس ۱.

502
00:24:35,880 --> 00:24:38,237
‫پروژه کنسل شد چون زیادی خطرناک

503
00:24:38,320 --> 00:24:40,212
‫و نامتعادل بود.

504
00:24:40,222 --> 00:24:42,866
‫هدف‌مون مهندسی ژنتیکی باکتری‌هایی بود

505
00:24:42,946 --> 00:24:44,848
‫که پس‌ماند شکافت هسته‌ای
‫رو مصرف کنن.

506
00:24:44,928 --> 00:24:46,582
‫پس یعنی یه سلاح زیستی‌‍ه

507
00:24:46,652 --> 00:24:47,899
‫به معنی واقعی کلمه می‌تونه
‫هر چیزی رو ببلعه.

508
00:24:47,979 --> 00:24:49,920
‫وحشتناکه.

509
00:24:50,000 --> 00:24:51,354
‫اگه همچین سلاحی بیفته
‫تو دستای حلقۀ نهم، ما...

510
00:24:51,436 --> 00:24:54,236
‫نمیفته. جلوشونُ می‌گیریم.

511
00:24:54,316 --> 00:24:56,624
‫مشکل اینجاست
‫که نمی‌دونم کجاست.

512
00:24:56,695 --> 00:24:57,627
‫آرچر.

513
00:24:57,709 --> 00:24:59,214
‫عالی شد.

514
00:24:59,294 --> 00:25:00,860
‫می‌خوان از

515
00:25:00,941 --> 00:25:02,697
‫اطلاعاتی که از مأمورا گرفتن استفاده کنن

516
00:25:02,707 --> 00:25:06,130
‫تا دی‌ان‌ای آدمایی که توی ساخت
‫سیگنوس ایکس ۱ نقش داشتن رو پیدا کنن.

517
00:25:06,200 --> 00:25:07,766
‫اون دی‌ان‌ای هم می‌تونه

518
00:25:07,777 --> 00:25:09,254
‫آدرس دقیق اون اسلحه رو براشون پیدا کنه.

519
00:25:09,324 --> 00:25:11,589
‫،اگه بتونم سیگنال آرچر رو دنبال کنم

520
00:25:11,669 --> 00:25:13,688
‫اون وقت می‌تونم...

521
00:25:13,767 --> 00:25:15,175
‫موقعیت‌شونُ برامون پیدا کنه.

522
00:25:15,255 --> 00:25:16,900
‫انگار داریم دی‌ان‌ای یه دستگاه
‫ردیاب دی‌ان‌ای رو ردیابی می‌کنیم.

523
00:25:16,979 --> 00:25:18,614
‫چه فراانسانی‌‍ه.

524
00:25:18,693 --> 00:25:20,142
‫با به محض این‌که آرچر رو
‫دوباره فعال کنن آماده باشیم.

525
00:25:20,211 --> 00:25:21,994
‫تنها راه موقعیت‌یابی شناسه‌ش همینه.

526
00:25:22,073 --> 00:25:23,639
‫آره، مثل یکی از اون فیلمای اف‌بی‌آیی که

527
00:25:23,719 --> 00:25:24,950
‫باید آدم‌ربا رو پای تلفن معطل کنی

528
00:25:24,960 --> 00:25:26,612
‫تا رد تماس رو بزنی.

529
00:25:26,696 --> 00:25:27,866
‫آره، منتها اون آدم‌ربائه
‫،همون فناوری‌ایه که من اختراع کردم

530
00:25:27,948 --> 00:25:29,959
‫که باعث می‌شه آرزو کنم
‫اصلاً همچین کاری نمی‌کردم.

531
00:25:30,033 --> 00:25:31,367
‫پس معروف‌شدنِ "اسموک تک" به‌وسیلۀ آرچر چی شد؟

532
00:25:31,449 --> 00:25:32,660
‫خب، این واسه قبل از این بود

533
00:25:32,742 --> 00:25:34,621
‫بفهمم چه کارای بدی
‫از دستش ساخته‌ست.

534
00:25:34,703 --> 00:25:36,376
‫من می‌خواستم یه‌چیزی بسازم
‫،که به نجاتِ شهر کمک کنه

535
00:25:36,459 --> 00:25:38,605
‫و به‌جاش دستگاهی ساختم که
‫بتونه نابودش کنه.

536
00:25:38,687 --> 00:25:42,157
‫وای، خدا. من یه دانشمند دیوانه‌ام.

537
00:25:42,240 --> 00:25:43,981
‫وای خدا، نه.
‫خیلی بدتر این حرفاست.

538
00:25:43,991 --> 00:25:46,168
‫وای خدایا. وای خدایا.
‫شدم مثل بابام.

539
00:25:46,248 --> 00:25:48,068
‫من دوستی‌اتم که تجربۀ واقعی

540
00:25:48,147 --> 00:25:50,215
‫در حیطۀ کار کردن با
‫،نابغه‌های شرور داره

541
00:25:50,285 --> 00:25:51,620
‫و باید به حرفم اعتماد کنی.

542
00:25:51,700 --> 00:25:53,481
‫تو یکی از اون نوابغ نیستی، باشه؟

543
00:25:53,560 --> 00:25:55,318
‫باشه.

544
00:25:55,389 --> 00:25:58,435
‫حالا می‌گی واقعاً چی داره آزارت میده؟

545
00:25:58,506 --> 00:26:02,811
‫،من عاشق تیم اَروئم
‫ولی کافی نیستش.

546
00:26:02,881 --> 00:26:04,559
‫باید یه کار جداگانه بکنم.

547
00:26:04,629 --> 00:26:05,887
‫باید یه کار جداگانه‌ای بکنم

548
00:26:05,968 --> 00:26:07,267
‫،که بتونه به کارهای قهرمانانه ادامه بده

549
00:26:07,336 --> 00:26:09,264
‫و آرچر هم قرار بود همین باشه.

550
00:26:09,345 --> 00:26:10,643
‫می‌دونی، یه‌جوری که تأثیرم
‫،رو روی دنیا بذارم

551
00:26:10,653 --> 00:26:12,981
‫و نه به‌عنوان اورواچ.

552
00:26:13,061 --> 00:26:14,309
‫با عنوان خودم.

553
00:26:14,320 --> 00:26:15,488
‫خب...

554
00:26:16,908 --> 00:26:18,399
‫هنوزم این امکان وجود داره.

555
00:26:18,474 --> 00:26:20,008
‫،فقط باید آرچر رو پس بگیریم

556
00:26:20,092 --> 00:26:21,928
‫،و وقتی این کارو کردیم
‫فقط باید ببینی چطوری

557
00:26:22,001 --> 00:26:25,101
‫مطمئن شی که خلقت زیبات

558
00:26:25,112 --> 00:26:27,157
‫همون‌طوری که خودت می‌خواستی
‫ازش استفاده بشه.

559
00:26:29,276 --> 00:26:31,645
‫تو می‌تونی، اسموک.

560
00:26:37,061 --> 00:26:39,044
‫معمولاً اونی که میره تنهایی

561
00:26:39,118 --> 00:26:41,299
‫محو افق می‌شه، منم.

562
00:26:44,984 --> 00:26:46,684
‫معمولاً همین‌طوره.

563
00:26:46,757 --> 00:26:49,168
‫معمولاً اونی که مشکلای
‫پسر پدری داره، منم.

564
00:26:49,240 --> 00:26:51,963
‫اولیور، الان جون یه ملتی در خطره

565
00:26:52,041 --> 00:26:54,035
‫چون پدرخوانده‌م نتونست
‫باهام صادق باشه.

566
00:26:54,113 --> 00:26:57,449
‫والا... تعجب می‌کنم که
‫نمی‌بینی تو چه موقعیتی قرار داره.

567
00:26:57,519 --> 00:27:00,135
‫می‌دونی، اون در نوک
‫پایگان فرماندهی قرار داره.

568
00:27:00,203 --> 00:27:02,722
‫،جان دیگلی که من می‌شناسم
‫هم دقیقاً

569
00:27:02,732 --> 00:27:04,424
‫همین کارو می‌کرد.

570
00:27:04,502 --> 00:27:06,612
‫اولیور، انگاری تو طرف اونی، پسر.

571
00:27:06,623 --> 00:27:10,192
‫من طرف توئم، ولی دارم به آدمی نگاه می‌کنم

572
00:27:10,270 --> 00:27:13,111
‫که دوسِت داره، و
‫می‌خواسته ازت محافظت کنه.

573
00:27:13,188 --> 00:27:16,039
‫راستشُ بخوای، حق داره که
‫یه‌کم بیشتر بهش اعتماد کنی.

574
00:27:20,280 --> 00:27:22,334
‫این چیه؟

575
00:27:22,413 --> 00:27:23,936
‫اینا پرونده‌های سانسورنشده‌ی

576
00:27:23,947 --> 00:27:27,132
‫مأموریت "ولاتوا"ـه.

577
00:27:27,142 --> 00:27:30,907
‫پدرت در حین نجات‌دادن یگانش شهید نشده.

578
00:27:30,918 --> 00:27:35,224
‫طبق این پرونده، به‌خاطر بی‌احتیاطی مُرده.

579
00:27:37,013 --> 00:27:38,939
‫و دو تا از مأمورین نیروی دریایی
‫رو هم با خودش کشته.

580
00:27:38,960 --> 00:27:41,615
‫تنها دلیلی که سربازا
‫از اونجا نجات پیدا کردن

581
00:27:41,683 --> 00:27:43,000
‫ژنرال استوارت بوده.

582
00:27:43,080 --> 00:27:44,815
‫محاله.

583
00:27:44,886 --> 00:27:46,753
‫همه‌ی اطلاعات همون‌جاست.

584
00:27:46,833 --> 00:27:49,447
‫متأسفم که از من این رو شنیدی، جان.

585
00:27:57,197 --> 00:28:00,637
‫یک عدد ماژول قدرت گلکسی یک.

586
00:28:00,718 --> 00:28:02,231
‫به گمونم داشتن یه برادر

587
00:28:02,251 --> 00:28:04,088
‫سرکردۀ خلافکارا و مایۀ ننگ خانواده
‫نکته‌ی مثبتی هم داره.

588
00:28:04,099 --> 00:28:06,277
‫هوم. این‌طور که معلومه
‫شبیه رفیقای منه.

589
00:28:06,358 --> 00:28:07,791
‫کِی معرف حضورش می‌شم؟

590
00:28:07,802 --> 00:28:11,958
‫نمی‌دونم. یه سالی می‌شه
‫،جی‌جی" رو ندیدم"

591
00:28:12,040 --> 00:28:13,579
‫شایدم بیشتر.

592
00:28:15,138 --> 00:28:17,184
‫جالبیش اینه اون قبلاً بهترین دوستم بود.

593
00:28:19,161 --> 00:28:20,701
‫چی شد؟

594
00:28:20,780 --> 00:28:24,882
‫با بابام دعواشون شد.

595
00:28:24,962 --> 00:28:26,422
‫به گمونم منم این وسط گیر کردم.

596
00:28:26,503 --> 00:28:28,241
‫و این داستان دث‌استروک هم

597
00:28:28,320 --> 00:28:30,405
‫یه راهی برای شورش‌کردن بود.

598
00:28:30,476 --> 00:28:34,161
‫فقط فکر می‌کردم یه‌روزی ازش خسته شه.

599
00:28:34,240 --> 00:28:36,365
‫ولی سعی کردم باهاش تماس بگیرم.

600
00:28:36,435 --> 00:28:39,176
‫در نهایت، فکر کنم فقط یادِ

601
00:28:39,187 --> 00:28:41,302
‫اون‌چیزی می‌نداختمش که
‫مامان و بابام ازش انتظار داشتن.

602
00:28:44,680 --> 00:28:46,087
‫متأسفم.

603
00:28:46,160 --> 00:28:47,685
‫تقصیر تو که نیست.

604
00:28:47,760 --> 00:28:50,341
‫نه. فقط...

605
00:28:50,424 --> 00:28:54,164
‫انقدر به‌خاطر دروغ گفتن بهم
‫از دستت عصبانی شدم که...

606
00:28:54,246 --> 00:28:55,851
‫اصلاً به این فکر نکردم که

607
00:28:55,861 --> 00:28:57,893
‫،حتماً چه‌قدرت برات سخت بوده

608
00:28:57,976 --> 00:29:02,549
‫و این‌که کسی رو هم نداشتی
‫که این چیزا رو باهاش در میون بذاری.

609
00:29:02,631 --> 00:29:05,304
‫می‌دونی، منظورم این زندگیه.

610
00:29:05,386 --> 00:29:08,029
‫در حق جفت‌مون نامردی بود.

611
00:29:09,960 --> 00:29:11,341
‫هی.

612
00:29:11,400 --> 00:29:13,066
‫جی‌جی یه پیغامی برات داره.

613
00:29:22,360 --> 00:29:23,584
‫هی!

614
00:29:33,214 --> 00:29:34,680
‫از این طرف. بدو!

615
00:29:36,678 --> 00:29:38,324
‫بیا اینجا!

616
00:29:48,908 --> 00:29:50,935
‫اهم. دیگه بریم.

617
00:29:52,552 --> 00:29:54,229
‫هی بچه‌ها، اسلحه رو پیدا کردیم.

618
00:29:54,240 --> 00:29:55,857
‫خب، در واقع حلقۀ نهم
‫با استفاده از آرچر پیداش کرد.

619
00:29:55,867 --> 00:29:57,493
‫من و فلیسیتی هم دنبال‌شون کردیم

620
00:29:57,571 --> 00:29:59,276
‫،و پناهگاه‌شونُ پیدا کردیم
‫همون جایی که نگه‌ش داشته‌ن.

621
00:29:59,354 --> 00:30:00,854
‫آره، این قشنگ یه انبار مخفی اسلحه‌ست.

622
00:30:00,932 --> 00:30:02,686
‫باشه خب، حالا که می‌دونیم
‫،قراره کجا بریم

623
00:30:02,696 --> 00:30:04,479
‫فقط باید بفهمیم چطوری
‫آرچر رو دور بزنیم.

624
00:30:04,557 --> 00:30:05,940
‫،به محض این‌که وارد اونجا بشید

625
00:30:05,950 --> 00:30:07,411
‫حلقۀ نهم می‌فهمه که اونجایید.

626
00:30:07,480 --> 00:30:08,775
‫پس یعنی نمی‌تونیم غافلگیرشون کنیم.

627
00:30:08,880 --> 00:30:09,889
‫تیمم رو خبر می‌کنم.

628
00:30:09,960 --> 00:30:11,314
‫نه. صبر کن.

629
00:30:16,120 --> 00:30:18,255
‫بسپرش به عهدۀ ما.

630
00:30:18,360 --> 00:30:20,260
‫اطاعت.

631
00:30:22,240 --> 00:30:24,101
‫برو بریم.

632
00:30:56,360 --> 00:30:58,830
‫حرف نداره.

633
00:30:58,910 --> 00:31:01,330
‫نفوذ به محوطه شناسایی شد.

634
00:31:01,411 --> 00:31:03,962
‫در حال اسکن دی‌ان‌ای متجاوزین.
‫در حال شناسایی.

635
00:31:04,043 --> 00:31:06,094
‫برادرت و دوستاشن.

636
00:31:06,103 --> 00:31:07,514
‫جلوشونُ بگیرید.

637
00:31:09,525 --> 00:31:11,235
‫اورواچ، موقعیتی از امیکو داری؟

638
00:31:11,306 --> 00:31:12,726
‫،دوربین‌های بیرونی رو هک کردم

639
00:31:12,736 --> 00:31:14,227
‫ولی حتماً از قبل رفته داخل.

640
00:31:14,237 --> 00:31:16,187
‫بدون آرچر، انگار دارم کورکورانه میرم تو.

641
00:31:16,268 --> 00:31:17,987
‫مگه این تقویت‌کننده‌ها واسه همین نیستن؟

642
00:31:18,068 --> 00:31:19,778
‫،آره. همین که تقویت‌کننده‌های سیگنال رو نصب کنید

643
00:31:19,849 --> 00:31:21,079
‫می‌تونم دوباره کنترل آرچر
‫رو بدست بگیرم

644
00:31:21,160 --> 00:31:22,174
‫و امیکو رو پیدا کنم.

645
00:31:22,240 --> 00:31:23,295
‫برو خواهرتُ پیدا کن.

646
00:31:23,376 --> 00:31:24,828
‫ما تقویت‌کننده‌ها رو جاساز می‌کنیم.

647
00:31:35,394 --> 00:31:37,150
‫اولیور، مهمون داری.

648
00:31:41,453 --> 00:31:43,158
‫آرچر روی موقعیت‌هامون قفل کرده.

649
00:31:43,240 --> 00:31:44,776
‫تقویت‌کننده‌ها به کجا رسید؟

650
00:31:44,853 --> 00:31:46,785
‫تقویت‌کننده‌ها نصب و فعال شدن.

651
00:31:46,854 --> 00:31:48,148
‫کارتُ بکن، اورواچ.

652
00:31:49,646 --> 00:31:53,230
‫اتصال برقرار شد.

653
00:31:53,307 --> 00:31:54,717
‫کار نمی‌کنه.

654
00:31:56,293 --> 00:31:57,984
‫نمی‌تونم فایروال‌شونُ دور بزنم.

655
00:31:57,993 --> 00:32:00,157
‫صبر کن. اجازۀ دسترسی به برنامۀ خودت
‫رو بهت نمی‌دن؟ آخه چطوری؟

656
00:32:00,235 --> 00:32:01,452
‫،نمی‌دونم، ولی هر کاری که کردن
‫نمی‌تونم کنترل آرچر رو پس بگیرم.

657
00:32:01,520 --> 00:32:02,898
‫سرتُ بدزد!

658
00:32:06,307 --> 00:32:08,858
‫یه مسیر خروجی می‌خوایم! همین‌الان!

659
00:32:11,493 --> 00:32:14,095
‫بیشتر ساختمان‌های با سطح امنیتی
‫یک‌جور نقشۀ کلی دارن.

660
00:32:14,166 --> 00:32:16,514
‫باید یه دری نزدیک موقعیت‌تون باشه

661
00:32:16,524 --> 00:32:18,146
‫که بخوره به یه تونل خروجی.

662
00:32:19,760 --> 00:32:21,226
‫مطمئنی؟!

663
00:32:21,304 --> 00:32:22,154
‫اعتماد کن.

664
00:32:22,232 --> 00:32:25,017
‫بریم! بریم!

665
00:32:37,049 --> 00:32:39,287
‫جامون امنه، ژنرال. ممنونم.

666
00:32:39,365 --> 00:32:41,935
‫امیکو داره با اسلحه
‫میره سمت پارکینگ.

667
00:32:43,451 --> 00:32:45,034
‫چه غلطی می‌کنی؟

668
00:32:45,112 --> 00:32:47,711
‫دارم به یه پروتکل انهدام خودکار آلوده‌ش می‌کنم.

669
00:32:47,790 --> 00:32:49,187
‫تنها دلیلی که تونستیم به

670
00:32:49,198 --> 00:32:50,576
‫آرچر دسترسی پیدا کنیم
‫اون تقویت‌کننده‌ها بودن.

671
00:32:50,654 --> 00:32:52,042
‫،اگه حلقۀ نهم اونا رو پیدا کنه

672
00:32:52,120 --> 00:32:53,742
‫شاید دیگه دسترسی به آرچر محال بشه.

673
00:32:53,752 --> 00:32:55,457
‫خب، پس زحمت‌ها و میراثت چی می‌شه پس؟

674
00:32:55,468 --> 00:32:57,737
‫به گمونم باید یکی دیگه بسازم دیگه.

675
00:32:59,236 --> 00:33:00,981
‫آغازِ پروتکل انهدام؟
‫خیر - بله

676
00:33:16,065 --> 00:33:17,727
‫آرچر غیر فعال شد.

677
00:33:17,810 --> 00:33:20,130
‫مهم نیست. چیزی که
‫به‌خاطر اومده بودیمُ برداشتیم.

678
00:33:20,141 --> 00:33:21,886
‫اسلحه رو بردار و برو.

679
00:33:21,897 --> 00:33:23,694
‫من و برادرم یه کار ناتموم داریم.

680
00:33:29,967 --> 00:33:32,544
‫امیکو!

681
00:33:32,626 --> 00:33:34,567
‫باید به حرفم گوش بدی.

682
00:33:49,240 --> 00:33:51,956
‫به این حرفم گوش کن.

683
00:33:52,040 --> 00:33:54,103
‫دانته داشته بهت دروغ می‌گفته.

684
00:33:54,160 --> 00:33:55,927
‫اون مادرت رو کشت.

685
00:33:56,008 --> 00:33:58,357
‫دروغ‌گو.

686
00:34:32,310 --> 00:34:34,623
‫گوش کن به من.

687
00:34:34,703 --> 00:34:36,245
‫اون تمام این نقشه‌ها رو عملی کرد.

688
00:34:36,326 --> 00:34:39,640
‫با منابع حلقۀ نهم هم
‫قضیه رو لاپوشونی کرد.

689
00:34:39,711 --> 00:34:44,528
‫اون گمراهت کرد.
‫اصلاً اهمیتی بهت نمیده.

690
00:34:47,492 --> 00:34:49,415
‫ولی من میدم.

691
00:34:59,600 --> 00:35:02,652
‫امیکو.

692
00:35:02,663 --> 00:35:04,128
‫بهت گفتم که بری.

693
00:35:04,140 --> 00:35:06,549
‫منم گفتم تنهات نمی‌ذارم.

694
00:35:18,217 --> 00:35:22,632
‫،فعلاً بین خبر خوب و بد گیر کردیم

695
00:35:22,636 --> 00:35:24,722
‫،خبر خوب اینه که من آرچر رو نابود کردم

696
00:35:24,812 --> 00:35:27,309
‫که باورم نمی‌شه دارم
‫خبر خوب حسابش می‌کنم.

697
00:35:27,320 --> 00:35:29,400
‫خبر بدم اینه که حلقۀ نهم

698
00:35:29,481 --> 00:35:31,159
‫با یه سلاح زیستی خیلی خطرناک در رفت.

699
00:35:31,170 --> 00:35:33,591
‫اوضاع با امیکو چطور پیش رفت؟

700
00:35:33,672 --> 00:35:35,359
‫،بهش گفتم که دانته مادرشُ کشته

701
00:35:35,440 --> 00:35:37,151
‫و هیچ تفاوتی ایجاد نشد.

702
00:35:37,222 --> 00:35:40,193
‫به گمونم خبر بد این راند رو می‌بره.

703
00:35:40,204 --> 00:35:42,155
‫باید قدم بعدی‌مونُ برنامه‌ریزی کنیم.

704
00:35:42,236 --> 00:35:43,125
‫قدم بعدی چیه؟

705
00:35:43,207 --> 00:35:47,710
‫اول باید ببینیم حلقۀ نهم
‫سیگنوس ایکس ۱ رو برای چی می‌خواد.

706
00:35:47,720 --> 00:35:50,552
‫با این قضیه رو پیش
‫بالادستی‌های دی.آی.اِی مطرح کنم.

707
00:35:50,563 --> 00:35:53,134
‫ممنون.

708
00:35:53,145 --> 00:35:54,936
‫تا بیرون باهات میام.

709
00:35:58,520 --> 00:35:59,987
‫هی.

710
00:36:00,064 --> 00:36:02,762
‫می‌دونم چه‌قدر می‌خواستی
‫نقشۀ اولیور جواب بده.

711
00:36:02,842 --> 00:36:04,630
‫شاید باید خدا رو شکر کنم
‫که بالأخره می‌تونم

712
00:36:04,654 --> 00:36:07,368
‫- اون‌روی واقعی امیکو رو ببینم.
‫- شاید.

713
00:36:07,378 --> 00:36:09,411
‫ولی باعث نمی‌شه ساده‌تر بشه.

714
00:36:09,491 --> 00:36:13,011
‫هی می‌گما... می‌خواستم ازت تشکر کنم.

715
00:36:14,800 --> 00:36:16,611
‫می‌دونم که...

716
00:36:16,622 --> 00:36:18,246
‫می‌دونم اوضاع برات سخت کردم.

717
00:36:18,330 --> 00:36:21,093
‫از ۱۸ سالگی‌ت به این‌ور
‫این بیشترین وقتیه

718
00:36:21,104 --> 00:36:22,739
‫که با هم گذروندیم.

719
00:36:22,811 --> 00:36:26,972
‫،هر چه‌قدرم که باورش سخت باشه
‫براش خدا رو شکر می‌کنم.

720
00:36:26,983 --> 00:36:29,571
‫آره، خودم یه دست گلف رو

721
00:36:29,642 --> 00:36:33,958
‫به آدم‌ربایی و... شکنجه ترجیح می‌دادم.

722
00:36:34,042 --> 00:36:37,674
‫،می‌دونم که شاید با من هم‌نظر نباشی

723
00:36:37,685 --> 00:36:42,000
‫ولی تو همیشه پسر من می‌مونی.

724
00:36:42,084 --> 00:36:46,317
‫،اولیور حقیقت راجب ولاتوا

725
00:36:46,400 --> 00:36:49,583
‫و پدرم رو بهم گفت.

726
00:36:49,658 --> 00:36:51,603
‫چرا گذاشتی یه دروغ رو باور کنم؟

727
00:36:51,678 --> 00:36:54,442
‫گذاشتی ازت نفرت پیدا کنم.

728
00:36:56,910 --> 00:36:59,525
‫هر بچه‌ای حق داره که باور داشته باشه

729
00:36:59,600 --> 00:37:01,451
‫پدرش یک قهرمانه.

730
00:37:01,532 --> 00:37:04,577
‫،و با باور به این موضوع
‫خودت هم تبدیل به یه قهرمان شدی.

731
00:37:04,587 --> 00:37:08,331
‫،اگه می‌تونست امروز ببیندت

732
00:37:08,412 --> 00:37:10,576
‫می‌دونم که خیلی بهت افتخار می‌کرد.

733
00:37:17,953 --> 00:37:20,199
‫اگه من الان قهرمانم...

734
00:37:22,556 --> 00:37:24,538
‫همه‌ش بخاطر شما بود...

735
00:37:26,320 --> 00:37:28,402
‫آقا.

736
00:37:47,040 --> 00:37:48,815
‫- جان.
‫- بله، قربان.

737
00:37:48,880 --> 00:37:50,817
‫به مادرت زنگ بزن.

738
00:37:54,424 --> 00:37:56,003
‫بالأخره فهمیدم که نکتۀ مثبت

739
00:37:56,084 --> 00:37:59,531
‫ماجرای نابودکردن تنها محصول سالم‌مون

740
00:37:59,612 --> 00:38:01,479
‫اینه که قراره کلی پول سرور
‫صرفه‌جویی کنیم

741
00:38:01,559 --> 00:38:02,939
‫چون آرچر خیلی پر مصرف بود.

742
00:38:04,560 --> 00:38:06,130
‫یه چس‌خنده هم نزدی.

743
00:38:06,212 --> 00:38:07,751
‫به گمونم خیلی حس و حال

744
00:38:07,834 --> 00:38:09,639
‫،طنز تلخ رو ندارم والا

745
00:38:09,721 --> 00:38:11,055
‫با این قضیۀ نابودشدنِ
‫تنها محصول سالم‌مون دیگه.

746
00:38:11,138 --> 00:38:13,877
‫ببخشید که غاز طلامونُ نابود کردم.

747
00:38:13,960 --> 00:38:16,783
‫تخم‌مرغ طلا. غاز؟

748
00:38:16,860 --> 00:38:18,523
‫می‌دونی، می‌تونیم بازسازیش کنیم.

749
00:38:18,591 --> 00:38:22,516
‫بهتر و ضد سرقت‌ترش کنیم.

750
00:38:25,126 --> 00:38:28,355
‫،وقتی داشتی کد انهدام خودکار رو آپلود می‌کردی

751
00:38:28,432 --> 00:38:31,623
‫من "روت کدِ" آرچر رو کپی کردم.

752
00:38:31,700 --> 00:38:37,829
‫،ولی با اون کد و یادداشت‌های تو
‫می‌تونیم از اول شروع کنیم.

753
00:38:37,840 --> 00:38:39,920
‫نه. ممنونم ازت.

754
00:38:39,930 --> 00:38:41,960
‫،ولی تا موقعی‌که آرچر وجود داشته باشه

755
00:38:42,040 --> 00:38:44,680
‫ممکنه تو دستای بد آدمی بیفته. و...

756
00:38:44,760 --> 00:38:47,020
‫،نمی‌دونم میراثم قراره چی باشه

757
00:38:47,090 --> 00:38:48,930
‫ولی نباید همچین چیزی باشه.

758
00:38:49,000 --> 00:38:50,187
‫خب، این شبیه حرفای کسی می‌مونه

759
00:38:50,260 --> 00:38:51,749
‫که هنوز پیشنهاد دکتر مگنوس رو نشنیده.

760
00:38:53,363 --> 00:38:56,309
‫آروم بابا. می‌دونم.

761
00:38:56,321 --> 00:38:58,174
‫میراث از پول مهمتره.

762
00:38:58,257 --> 00:38:59,830
‫وای، چه خوب که تو مدیر ارشد فناوری‌ای
‫،و مدیر ارشد مالی نیستی

763
00:38:59,840 --> 00:39:01,018
‫چون مدیر ارشد مالی انقدر با خون‌سردی

764
00:39:01,080 --> 00:39:04,150
‫با دیلیت‌شدن تنها دارایی‌مون برخورد نمی‌کرد.

765
00:39:04,160 --> 00:39:06,361
‫یه سؤالی دارم.
‫اصلاً ما مدیر ارشد مالی داریم؟

766
00:39:06,440 --> 00:39:08,243
‫نه. یه سؤال دیگه، اصلاً نیاز داریم؟

767
00:39:08,320 --> 00:39:10,115
‫هوم، فکر کنم باید بریم سراغ

768
00:39:10,200 --> 00:39:11,990
‫،فکر کردن به پروژۀ بعدی‌مون

769
00:39:12,000 --> 00:39:13,724
‫که برامون کُلی پول‌ساز بشه.

770
00:39:13,800 --> 00:39:15,797
‫آره. پروژه‌ای که هم به مردم کمک کنه

771
00:39:15,880 --> 00:39:18,561
‫ولی به کشتار جمعی هم ختم نشه.

772
00:39:18,640 --> 00:39:19,823
‫خب اگه چاره‌ای نیست دیگه.

773
00:39:19,880 --> 00:39:22,706
‫بله، نیست. باید این‌کارو بکنیم.

774
00:39:22,720 --> 00:39:25,728
‫هی، حالا در هر حال باید
‫بگم که اورواچ بودن

775
00:39:25,800 --> 00:39:27,351
‫تنها میراثت نمی‌شه.

776
00:39:27,360 --> 00:39:33,106
‫میراثت اون کاری می‌شه که اینجا
‫توی شرکت "اسموک تک" می‌کنی.

777
00:39:33,120 --> 00:39:35,638
‫چون تقدیر آرچر نبود که
‫دنیا رو دستخوش تغییر کنه.

778
00:39:35,680 --> 00:39:38,590
‫تقدیر توئه... فلیسیتی اسموک.

779
00:39:38,600 --> 00:39:39,951
‫ممنون.

780
00:39:52,280 --> 00:39:53,610
‫،خیله‌خب، کلاه خانم

781
00:39:53,680 --> 00:39:55,569
‫نشون‌مون بده چی داری قایم می‌کنی.

782
00:39:55,640 --> 00:39:57,610
‫و این شما و این هیچی.

783
00:40:01,320 --> 00:40:02,634
‫انگاری کار کرد.

784
00:40:02,720 --> 00:40:04,015
‫محال ممکنه.

785
00:40:04,080 --> 00:40:05,112
‫چیه؟

786
00:40:05,160 --> 00:40:07,019
‫این کلاه‌ایمنی ماهواره‌ی
‫شبکۀ خیلی گسترده‌تریه.

787
00:40:07,120 --> 00:40:09,016
‫گلکسی یک تونست آرچر رو گسترش بده.

788
00:40:09,040 --> 00:40:11,243
‫صبر کن. می‌دونم بزرگ‌تر شدنِ داداش بزرگه

789
00:40:11,320 --> 00:40:15,002
‫همچین عالی نیست، ولی مگه
‫آرچر صرفاً یه برنامۀ نظارتی نیست؟

790
00:40:15,080 --> 00:40:16,144
‫نه، نه اگه مسلحش کنی.

791
00:40:16,160 --> 00:40:17,233
‫سر کردن این کلاه‌ها مثل

792
00:40:17,240 --> 00:40:18,434
‫پوشیدن یه حس ششم با نیروی هوش منصوعی‌‍ه.

793
00:40:18,440 --> 00:40:21,284
‫حالا اینُ بزنید تنگ قدرت و چابکیِ
‫تقویت‌شده با تکنولوژی.

794
00:40:21,400 --> 00:40:23,270
‫یکی از اون سربازا تونست

795
00:40:23,280 --> 00:40:24,796
‫نصف قناری‌ها رو بکشه.

796
00:40:24,880 --> 00:40:28,477
‫هیچکسی دیگه جلودارِ
‫یک ارتش ازشون نیست.

797
00:40:37,880 --> 00:40:40,078
‫،به‌دست آوردن اون اسلحه برد بزرگی بود

798
00:40:40,160 --> 00:40:42,748
‫ولی اولیور کویین هنوزم
‫برامون تهدید حساب می‌شه.

799
00:40:42,840 --> 00:40:44,643
‫باید قبل از این‌که فاز آخر نقشه

800
00:40:44,720 --> 00:40:47,246
‫رو به خطر بندازه
‫به حساب برادرت برسی.

801
00:40:47,360 --> 00:40:50,863
‫کاملاً موافقم.

802
00:40:50,920 --> 00:40:53,220
‫ولی اول بریم سراغ کارای مهم‌تر.

803
00:40:55,560 --> 00:40:59,477
‫،تو به من دروغ گفتی
‫،بهم خیانت کردی

804
00:40:59,560 --> 00:41:01,531
‫و مادرم رو کشتی.

805
00:41:01,588 --> 00:41:02,588
‫نه.

806
00:41:03,600 --> 00:41:06,483
‫امیکو، تو متوجه نیستی.

807
00:41:06,560 --> 00:41:09,310
‫انقدر دروغ نگو...

808
00:41:09,320 --> 00:41:12,363
‫- آی!
‫- و دلیلشُ بهم بگو.

809
00:41:12,440 --> 00:41:15,747
‫اون آخرین یادآور زندگی سابقت بود.

810
00:41:15,760 --> 00:41:17,689
‫مادرت داشت ضعیفت می‌کرد

811
00:41:17,760 --> 00:41:19,311
‫درست مثل پدرت.

812
00:41:19,320 --> 00:41:22,542
‫و من می‌خواستم که قوی باشی

813
00:41:22,640 --> 00:41:24,344
‫تا حلقۀ نهم رو رهبری کنی.

814
00:41:24,400 --> 00:41:27,280
‫اون تنها عضو خانواده‌م بود.

815
00:41:27,360 --> 00:41:29,112
‫نه، خانواده‌ت ماییم.

816
00:41:29,200 --> 00:41:32,264
‫نمی‌فهمی؟
‫اون کارو به‌خاطر تو کردم.

817
00:41:35,240 --> 00:41:40,240
‫اینم به‌خاطر مادرمه.

818
00:41:40,240 --> 00:41:42,044
‫تو جهنم بپوسی.

819
00:41:45,100 --> 00:41:53,100
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

820
00:41:55,100 --> 00:42:00,100
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »

