1
00:00:02,000 --> 00:00:03,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Peaky Blinders"</font>

2
00:00:03,281 --> 00:00:06,436
‫اون یه سربازرس ـه
‫حدس میزنم که اومده سراغ کمونیست‌ها

3
00:00:06,912 --> 00:00:09,268
‫پس این پاسبون کاری به ما نداره . درسته؟

4
00:00:12,480 --> 00:00:16,319
‫می‌خوام برداشت‌تون از این موضوع این باشه
‫که من دارم خودمو به شما معرفی می‌کنم

5
00:00:16,320 --> 00:00:18,999
‫گفتش آقای "چرچیل" فرستادتش به بیرمنگهام

6
00:00:19,000 --> 00:00:21,519
‫موضوع یه چیزی درباره یه دزدیه

7
00:00:21,520 --> 00:00:24,319
‫توماس ، تو یه دلال شرط بندی هستی
‫احمق نیستی

8
00:00:24,320 --> 00:00:26,519
‫اگه اون تفنگ‌ها رو به کسی بفروشی
‫که ازشون استفاده کنه

9
00:00:26,520 --> 00:00:28,319
‫دارت میزنن

10
00:00:28,320 --> 00:00:30,719
‫من فقط یک قورباغه‌ی کمونیستِ بیچاره ـم
‫که فقط بلدم وراجی کنم

11
00:00:30,720 --> 00:00:34,519
‫من با تو هستم چون تو تنها مردی هستی
‫که از اونا نمی‌ترسه

12
00:00:34,520 --> 00:00:37,839
‫تنها فرقی که من با تو دارم "فـرِدی" اینه که

13
00:00:37,840 --> 00:00:40,759
‫بعضی وقت‌ها اسب‌های من
‫شانسِ بردن دارن

14
00:00:40,760 --> 00:00:42,399
‫تامـی

15
00:00:42,400 --> 00:00:44,600
‫حالا دیگه تو مسابقه دست می‌بری؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نتیجه‌ی از قبل تعیین شده = Fixed A Rac)</font>

16
00:00:44,880 --> 00:00:46,680
‫من به‌خاطر کار پیشخدمت میخونه اومدم

17
00:00:49,320 --> 00:00:50,440
‫تو موقعیت قرار گرفتی؟

18
00:00:51,720 --> 00:00:52,720
‫بله قربان

19
00:01:50,120 --> 00:01:52,080
‫فکر کردم گفتی میریم نمایشگاه

20
00:01:53,880 --> 00:01:56,599
‫اول باید یه کاری بکنیم . یالا

21
00:01:56,600 --> 00:01:57,959
‫مغزتم با خودت بیار

22
00:01:57,960 --> 00:01:59,840
‫- کارِ چی ؟
‫- به خانواده‌ی "لـی" مربوط میشه

23
00:02:01,000 --> 00:02:02,199
‫تـامی

24
00:02:02,200 --> 00:02:03,799
‫"جانی داگز"

25
00:02:03,800 --> 00:02:05,399
‫اوضاعت چطوره تامی ؟

26
00:02:05,400 --> 00:02:08,039
‫کاری بهتر از دود کردن سیگارهای شهر هم مگه هست؟

27
00:02:08,040 --> 00:02:10,359
‫فکر می‌کردم دیگه برای خودت آدم گنده‌ای شدی

28
00:02:10,360 --> 00:02:11,639
‫سرم شلوغ بوده

29
00:02:11,640 --> 00:02:14,159
‫حالا دیگه با خانواده‌ی "لـی" هستم

30
00:02:14,160 --> 00:02:15,679
‫قبلاً شنیدم

31
00:02:15,680 --> 00:02:17,799
‫من ترجیح میدم بینِ خوک‌ها زندگی کنم

32
00:02:17,800 --> 00:02:20,319
‫بیخیال تامی . دعوا راه نندازی

33
00:02:20,320 --> 00:02:22,599
‫از وقتی از فرانسه اومدی
‫اولین‌بارِ میری نمایشگاه ؟

34
00:02:22,600 --> 00:02:25,800
‫تو رو چه به فرانسه ترسوی حرومزاده ؟

35
00:02:27,560 --> 00:02:28,959
‫اینم اسب ـست

36
00:02:28,960 --> 00:02:30,400
‫اینم ماشینه

37
00:02:44,640 --> 00:02:47,439
‫یه دقیقه صبر کن

38
00:02:47,440 --> 00:02:50,479
‫تو ماشین خانواده رو با یک
‫اسبِ بی‌ارزش مبادله نمی‌کنی

39
00:02:50,480 --> 00:02:52,599
‫معلومه که مبادله نمی‌کنیم

40
00:02:53,760 --> 00:02:54,719
‫این دیوونه‌بازیه

41
00:02:54,720 --> 00:02:56,120
‫بیا شیر یا خط کنیم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اینجا منظور اینه که اگه دوطرف سکه)
‫(به یک صورت اومد مبادله انجام میشه</font>

42
00:02:57,700 --> 00:02:58,700
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

43
00:02:59,700 --> 00:03:05,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۱ : قسمت ۲</font>

44
00:03:06,300 --> 00:03:07,300
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

45
00:03:16,600 --> 00:03:17,759
‫بفرما

46
00:03:17,760 --> 00:03:19,620
‫میدونستم ‍

47
00:03:19,694 --> 00:03:21,333
‫تو یه احمقی تامی

48
00:03:21,334 --> 00:03:23,293
‫خفه‌شو آرتور . من بُردم

49
00:03:23,294 --> 00:03:27,453
‫به "جانی" قول دادم اگه باخت بزارم
‫یه دور با ماشین بزنه

50
00:03:27,454 --> 00:03:28,694
‫خیلی خب

51
00:03:33,734 --> 00:03:35,974
‫شما پسرای "لـی" دارین
‫به برادرِ من میخندین ؟

52
00:03:38,134 --> 00:03:39,454
‫همینطوره ؟

53
00:03:40,734 --> 00:03:42,373
‫تامی

54
00:03:42,374 --> 00:03:44,133
‫- تامی
‫- ازتون سوال کردم

55
00:03:44,134 --> 00:03:46,293
‫بیخیال شو تامی . دارن شوخی می‌کنن

56
00:03:46,294 --> 00:03:49,053
‫خانواده ـت رو از اینجا ببر
‫و قبل از اینکه جنگ راه بندازن

57
00:03:49,054 --> 00:03:50,934
‫برو نمایشگاه و حالشو ببر . باشه ؟

58
00:03:51,300 --> 00:03:56,500
‫برین . اینا آدمای خوبی هستن
‫بابابزرگش شاه بوده

59
00:03:56,500 --> 00:03:59,200
‫بابابزرگش شاه بوده

60
00:03:59,374 --> 00:04:01,654
‫آره ولی مادرش یک فاحشه‌ی رومانیایی بود

61
00:05:28,614 --> 00:05:32,093
‫قبل از اینکه آبجوهای دیشبشون
‫تبدیل به شاش بشه و اون هیولاها

62
00:05:32,094 --> 00:05:35,253
‫از خواب بیدار بشن دستگیرشون می‌کنیم

63
00:05:35,254 --> 00:05:37,893
‫همه جارو بررسی می‌کنیم

64
00:05:37,894 --> 00:05:41,733
‫هر تفنگ و گلوله‌ای برای بازرسی شدن
‫باید آورده بشه پیش من

65
00:05:41,734 --> 00:05:43,733
‫حالا...

66
00:05:43,734 --> 00:05:44,934
‫برین سرِ موقعیت‌هاتون

67
00:06:13,614 --> 00:06:15,854
‫نزن . ولم کن

68
00:06:22,094 --> 00:06:23,214
‫"فــرِدی"

69
00:06:28,814 --> 00:06:30,653
‫مطمئنی برادرات رفتن نمایشگاه ؟

70
00:06:30,654 --> 00:06:32,773
‫اگه اونا باشن در نمیزنن که

71
00:06:32,774 --> 00:06:33,894
‫"آقای "تورن

72
00:06:34,894 --> 00:06:36,173
‫چی شده ؟

73
00:06:36,174 --> 00:06:38,134
‫پلیس داره کمونیست‌ها رو دستگیر می‌کنه

74
00:06:39,414 --> 00:06:42,213
‫بیا آیدا . اگه پلیس پیدام کنه
‫کارمون تمومه

75
00:06:42,214 --> 00:06:43,534
‫لعنتی

76
00:06:44,854 --> 00:06:47,214
‫- فـرِدی تورن" ، در رو باز کن"
‫- آیدا

77
00:07:05,814 --> 00:07:08,373
‫باید بپری آیدا . می‌گیرمت

78
00:07:08,374 --> 00:07:09,654
‫عجله کن

79
00:07:17,534 --> 00:07:18,893
‫اینو نگاه کن

80
00:07:18,894 --> 00:07:20,813
‫نسخه‌ی قرصِ آهن

81
00:07:20,814 --> 00:07:22,774
‫برای "آیدا شلبی" ـه لعنتی

82
00:07:26,334 --> 00:07:29,253
‫خانمِ "داناوان" ، باید یه کاری برام بکنین

83
00:07:29,254 --> 00:07:31,253
‫- سریع بیا تو
‫- من نه . اون میاد تو

84
00:07:31,254 --> 00:07:32,893
‫مسیحِ بزرگ ، اینکه دخترِ "شلبی" ـهاست

85
00:07:32,894 --> 00:07:34,693
‫"اونو با من ندیدین خانم "داناوان

86
00:07:34,694 --> 00:07:37,413
‫بهش چایی بدین و تا پلیس‌ها نرفتن
‫باید تو باشه

87
00:07:37,414 --> 00:07:40,373
‫اون خواهر "پیکی بلایندرز"های شیطانیه

88
00:07:40,374 --> 00:07:42,093
‫به‌هرحال اون یک فرشته ـست

89
00:07:42,094 --> 00:07:43,773
‫بیا آیدا

90
00:07:43,774 --> 00:07:45,373
‫می‌خوای چی‌کار کنی "فِرِدی" ؟

91
00:07:45,374 --> 00:07:47,494
‫من ؟ یه مدت می‌خوام از شهر برم

92
00:08:05,414 --> 00:08:06,934
‫یک جنتلمن کلاهش رو درمیاره

93
00:08:09,294 --> 00:08:10,374
‫و پیپش رو هم میزاره کنار

94
00:08:19,454 --> 00:08:21,173
‫می‌بینم که مامورت فقط
‫وقتی جرات دارن بیان اینجا

95
00:08:21,174 --> 00:08:22,974
‫که میدونن پسرا رفتن نمایشگاه

96
00:08:24,174 --> 00:08:25,454
‫منظورت برادرزاده‌هات

97
00:08:26,614 --> 00:08:28,413
‫با تفنگ‌ها و تیغ‌هاشونه ؟

98
00:08:28,414 --> 00:08:30,334
‫برای اونا داری شمع روشن می‌کنی ؟

99
00:08:31,774 --> 00:08:33,693
‫نه

100
00:08:33,694 --> 00:08:36,213
‫دارم برای اون سربازهایی شمع روشن می‌کنم

101
00:08:36,214 --> 00:08:37,854
‫که جونشون رو توی فرانسه از دست دادن

102
00:08:39,214 --> 00:08:40,374
‫یه لیست ازشون اسم داریم

103
00:08:42,734 --> 00:08:43,734
‫ببین

104
00:08:49,294 --> 00:08:52,854
‫"شنیدم تو نتونستی به فرانسه بری بازرس "کمپبل

105
00:08:56,134 --> 00:08:57,454
‫از من خبر داری

106
00:08:59,494 --> 00:09:00,574
‫منم درباره‌ی تو چیزی میدونم

107
00:09:04,534 --> 00:09:06,813
‫دنبالِ جامِ مقدس می‌گردین ؟

108
00:09:06,814 --> 00:09:08,973
‫یه‌جورایی

109
00:09:08,974 --> 00:09:11,973
‫دارم دنبال جامِ مقدس می‌گردم

110
00:09:11,974 --> 00:09:14,933
‫یه چیز باارزش ، یه چیزِ دزدیده شده

111
00:09:14,934 --> 00:09:16,854
‫احتمالاً تو میدونی دارم درباره‌ی چی حرف میزنم

112
00:09:20,294 --> 00:09:22,813
‫ببخشید . وقتی به سمتِ دیوار

113
00:09:22,814 --> 00:09:24,094
‫هُلم دادین منظورتون رو بد برداشت کردم

114
00:09:37,374 --> 00:09:39,534
‫اینجا رو بررسی کنین

115
00:09:42,694 --> 00:09:45,213
‫آرتور شلبی" گفت شما می‌تونین کمک کنین"

116
00:09:45,214 --> 00:09:47,853
‫وقتی نمیدونیم دنبال چی می‌گردین
‫چطوری انتظارِ کمک دارین ؟

117
00:09:47,854 --> 00:09:50,933
‫اما من فهمیدم که با آدمِ اشتباهی صحبت کردم

118
00:09:50,934 --> 00:09:53,494
‫دفعه بعدی با رئیس ـتون صحبت می‌کنم

119
00:09:55,014 --> 00:09:59,013
‫چای خوریِ "لیکی" ، جمعه ساعتِ دَه

120
00:09:59,014 --> 00:10:01,454
‫و منظورم از رئیس توماس بود

121
00:10:07,014 --> 00:10:08,054
‫یالا

122
00:10:34,454 --> 00:10:36,974
‫اینجا چه اتفاقِ کوفتی افتاده ؟

123
00:10:39,454 --> 00:10:40,653
‫یا مسیح

124
00:10:40,654 --> 00:10:42,853
‫پاسبون به همه گفته
‫که آرتور وقتی دستگیر شده بوده

125
00:10:42,854 --> 00:10:44,173
‫اینو تایید کرده

126
00:10:44,174 --> 00:10:45,693
‫"اونا میگن "پیکی بلایندرز

127
00:10:45,694 --> 00:10:48,493
‫رفتن به نمایشگاه تا بزارن
‫اون مامورا اون‌کار رو بکنن

128
00:10:48,494 --> 00:10:52,533
‫من هیچ‌وقت به اون پاسبون چیزی نمیگم
‫که به اسب‌های کوفتی ـم آسیب بزنه

129
00:10:52,534 --> 00:10:54,933
‫خیله خب ، به کدوم میخونه‌ها حمله کردن؟

130
00:10:54,934 --> 00:10:57,133
‫"میخونه‌های "اسلحه‌ها زنجیر مرزبان

131
00:10:57,134 --> 00:10:58,893
‫همه اونایی که به شما پول میدن
‫تا ازشون محافظت کنین

132
00:10:58,894 --> 00:11:00,934
‫تنها جایی که باهاش کاری نداشتن
‫میخونه "گریسون" بود

133
00:11:03,054 --> 00:11:04,774
‫مطمئن بشین که مردم فکر کنن
‫دارین مسئله رو حل می‌کنین

134
00:11:05,894 --> 00:11:07,214
‫پاسبونه زرنگیه

135
00:11:09,054 --> 00:11:10,333
‫خب ، برین دیگه

136
00:11:10,334 --> 00:11:12,333
‫آبجوتونو بخورین و برین بیرون

137
00:11:12,334 --> 00:11:14,853
‫بهتره برین به ملت نشون بدین
‫که هنوزم قدرت دستِ ماست

138
00:11:14,854 --> 00:11:17,373
‫به صاحبِ میخونه هم یه‌کم پول بدین

139
00:11:17,374 --> 00:11:19,573
‫به چندتا از سربازا هم پول بدین
‫که اونجا رو تعمیر کنن

140
00:11:19,574 --> 00:11:21,453
‫هی "نیپِر" ، اون بسته رو بده بهم

141
00:11:21,454 --> 00:11:23,293
‫تو چی تامی ؟

142
00:11:23,294 --> 00:11:26,293
‫باید برم خونه چارلی تا اسب رو آماده کنم

143
00:11:26,294 --> 00:11:27,774
‫انگار پاهاش آسیب دیده

144
00:11:31,974 --> 00:11:33,334
‫بقیه باید ببیننتون

145
00:11:42,174 --> 00:11:44,214
‫۲تامون میدونیم اونا دنبال چی هستن

146
00:11:50,334 --> 00:11:52,213
‫روزنامه‌ها رو نمیخونی

147
00:11:52,214 --> 00:11:54,213
‫روزنامه‌های مربوط به مسابقه رو میخونم

148
00:11:54,214 --> 00:11:56,493
‫بزار حدسم رو بهت بگم

149
00:11:56,494 --> 00:11:59,493
‫مطمئنم احتمالِ وجودِ یک
‫انقلاب سه به یک ـه

150
00:11:59,494 --> 00:12:01,173
‫روی این شرط نمی‌بندم

151
00:12:01,174 --> 00:12:03,533
‫ولی اون پاسبون شرط می‌بنده

152
00:12:03,534 --> 00:12:05,894
‫تا اون تفنگ‌ها رو پس نگیره آروممون نمیزاره

153
00:12:14,094 --> 00:12:15,534
‫باهات حرف زده "پال"؟

154
00:12:17,414 --> 00:12:18,374
‫تو کلیسا

155
00:12:19,774 --> 00:12:21,534
‫می‌خواست آیدا رو پیدا کنه ؟

156
00:12:23,134 --> 00:12:25,174
‫اون خوابیده بود

157
00:12:27,814 --> 00:12:29,374
‫کجا خوابیده بود "پال" ؟

158
00:12:31,494 --> 00:12:33,694
‫فکر می‌کردم مسائل زن‌ها برات مهم نیست

159
00:12:39,774 --> 00:12:41,893
‫میدونه تو رئیسی

160
00:12:41,894 --> 00:12:43,014
‫می‌خواد ببینت

161
00:12:49,814 --> 00:12:51,173
‫باهاش صحبت می‌کنی ؟

162
00:12:51,174 --> 00:12:52,214
‫نه

163
00:12:53,934 --> 00:12:55,854
‫وقتی تحت فشاری نباید با کسی مذاکره کنی

164
00:12:58,494 --> 00:13:00,174
‫باید به سمتش هجوم ببری

165
00:13:17,094 --> 00:13:18,933
‫چی‌کار می‌کنی "فین" کوچولو ؟

166
00:13:18,934 --> 00:13:20,054
‫قراره آتش‌بازی کنیم

167
00:13:22,614 --> 00:13:24,213
‫دو سکه برای عکسی که از شاه دارین

168
00:13:24,214 --> 00:13:25,373
‫چی ؟

169
00:13:25,374 --> 00:13:26,374
‫بیارش کوچه‌ی آبخیز

170
00:13:27,694 --> 00:13:29,653
‫- عالیه "فین" کوچولو
‫- "عالیه "اسکود

171
00:13:29,654 --> 00:13:31,174
‫مسیر ورودی بسته شد دوستان

172
00:13:32,414 --> 00:13:35,213
‫سریع . سعی کن مسیرت رو باز کنی

173
00:13:35,214 --> 00:13:37,333
‫سریع آقایون

174
00:13:48,934 --> 00:13:50,574
‫بندازینش تو آتش پسرا

175
00:13:55,494 --> 00:13:57,814
‫امیدوارم بدونی داری چی‌کار می‌کنی

176
00:14:18,414 --> 00:14:21,973
‫من خبرنگاریم که از طرف روزنامه‌ی
‫عصر بیرمنگهام" فرستاده شدم"

177
00:14:21,974 --> 00:14:23,054
‫یه تماسِ تلفنی بهم شد

178
00:14:24,214 --> 00:14:26,853
‫"از طرف یکی به نام "توماس شلبی

179
00:14:26,854 --> 00:14:27,774
‫بیا

180
00:14:30,294 --> 00:14:32,733
‫راه بدین ملت

181
00:14:32,734 --> 00:14:34,533
‫تامی

182
00:14:34,534 --> 00:14:37,293
‫- عقب‌تر واستین مردم
‫- شما آقای "شلبی" هستین ؟

183
00:14:37,294 --> 00:14:38,854
‫- همه برین عقب لطفاً
‫- خودمم

184
00:14:42,254 --> 00:14:44,133
‫شما گفتی از ما محافظت میشه

185
00:14:44,134 --> 00:14:45,214
‫ازت محافظت میشه

186
00:14:46,694 --> 00:14:48,573
‫چی شده ؟

187
00:14:48,574 --> 00:14:50,774
‫می‌خوام یه چیزایی بنویسی

188
00:14:52,654 --> 00:14:54,333
‫اول از همه

189
00:14:54,334 --> 00:14:57,573
‫مردم اینجا به شاه ـشون بی‌وفا نیستن

190
00:14:57,574 --> 00:14:59,693
‫برعکسِ اینه

191
00:14:59,694 --> 00:15:02,093
‫ما نمی‌خوایم شاهِ محبوبمون

192
00:15:02,094 --> 00:15:04,693
‫چیزایی که به ما گذشته رو ببینه

193
00:15:04,694 --> 00:15:06,493
‫برای همین داریم عکس‌هاش رو نابود می‌کنیم

194
00:15:06,494 --> 00:15:07,894
‫خب ، چرا دارین می‌سوزونینشون ؟

195
00:15:09,334 --> 00:15:12,213
‫ما به‌خاطر شاه ـمون تا جهنم هم رفتیم

196
00:15:12,214 --> 00:15:15,293
‫در کنارِ شعله‌های جنگ راه رفتیم
‫همه ـش رو بنویس

197
00:15:15,294 --> 00:15:17,814
‫حالا هم توی خونه‌ی خودمون
‫بهمون حمله شده

198
00:15:18,974 --> 00:15:22,373
‫"پاسبون‌های جدیدی از "بلفست
‫پاشون رو توی خونه‌ی ما گذاشتن

199
00:15:22,374 --> 00:15:23,973
‫و با زن‌هامون بد رفتاری می‌کنن

200
00:15:23,974 --> 00:15:27,573
‫فکر نمی‌کنیم شاه ـمون بخواد
‫این چیزا رو ببینه

201
00:15:27,574 --> 00:15:30,933
‫آتش رو روشن کردیم تا هشدار بدیم

202
00:15:30,934 --> 00:15:34,333
‫می‌تونم بپرسم به عنوانِ چه مقامی
‫دارین این حرف‌ها رو میزنی ؟

203
00:15:34,334 --> 00:15:35,214
‫مقامی ندارم

204
00:15:36,374 --> 00:15:38,013
‫من یک آدم معمولیم

205
00:15:38,014 --> 00:15:40,054
‫چندتا مدال شجاعت در "سام" گرفتم
‫<font color="#ff۰۰۰۰">(رودخانه‌ای در جنوب فرانسه)</font>

206
00:15:41,294 --> 00:15:43,934
‫می‌خوام توی روزنامه ـت بنویسی
‫اینجا داره چی می‌گذره

207
00:15:45,854 --> 00:15:46,814
‫حالا برو

208
00:15:57,054 --> 00:15:57,974
‫بیا تو

209
00:16:01,294 --> 00:16:02,573
‫یک...

210
00:16:02,574 --> 00:16:06,293
‫از خطِ لندن یک تماس تلفنی دارین قربان

211
00:16:06,294 --> 00:16:08,933
‫جداً ؟ تقریباً نیمه‌شبِ

212
00:16:08,934 --> 00:16:11,294
‫آقای "وینستون چرچیل"ـه قربان

213
00:16:24,334 --> 00:16:25,373
‫بله قربان ؟

214
00:16:25,374 --> 00:16:27,053
‫بازرس "کمپبل" ؟

215
00:16:27,054 --> 00:16:29,653
‫شنیدم توی شهر یک آتش بزرگ بوده

216
00:16:29,654 --> 00:16:33,213
‫حدود ساعت ۹ بهم اطلاع دادن که
‫یه آتش کوچک توی کوچه‌ی "واتری" بوده

217
00:16:33,214 --> 00:16:35,893
‫ولی مطمئناً مشکلی برای
‫شما به‌وجود نمیاره قربان

218
00:16:35,894 --> 00:16:38,773
‫اما متاسفانه برام مشکل‌ساز شده

219
00:16:38,774 --> 00:16:42,213
‫نیم ساعت پیش از طرفِ
‫"سردبیر روزنامه‌ی "عصر بیرمنگهام

220
00:16:42,214 --> 00:16:45,374
‫پیامِ تلگرافی اومد

221
00:16:46,494 --> 00:16:50,253
‫به نظر میرسه یکی از خبرنگارهاشون

222
00:16:50,254 --> 00:16:53,413
‫رو دعوت کردن اونجا و اون دیده
‫که دارن عکس‌های شاه رو آتش میزنن

223
00:16:53,414 --> 00:16:54,414
‫عکس‌های شاه ؟

224
00:16:55,534 --> 00:16:59,693
‫هر گزارش خبری که تو روزنامه‌ها
‫باعث ریختن آبروی اعلیحضرت میشه

225
00:16:59,694 --> 00:17:01,573
‫همیشه اول بهشون مراجعه میشه

226
00:17:01,574 --> 00:17:04,213
‫و به عنوان یه روال همیشگی
‫به وزارت کشور خبر داده میشه

227
00:17:04,214 --> 00:17:07,853
‫من سریعاً میرم اونجا
‫و اونا رو دستگیر می‌کنم

228
00:17:07,854 --> 00:17:11,333
‫نه . تو اونا رو دستگیر نمی‌کنی

229
00:17:11,334 --> 00:17:13,693
‫اگه دستگیرشون بکنی
‫باید اونا رو محاکمه بکنی

230
00:17:13,694 --> 00:17:17,413
‫و وقتی محاکمه ـشون بکنی
‫روزنامه‌ها بازم گزارش می‌نوسین

231
00:17:17,414 --> 00:17:21,493
‫که همه چیز به سوزوندن
‫عکس‌های شاه برمیگرده

232
00:17:21,494 --> 00:17:26,933
‫من با یک دلیلِ مشخص
‫تو رو به بیرمنگهام فرستادم

233
00:17:26,934 --> 00:17:30,613
‫به اون اسلحه‌های دزدیده شده نزدیک شدی ؟

234
00:17:30,614 --> 00:17:32,213
‫مداوم داریم پیشرفت می‌کنیم

235
00:17:32,214 --> 00:17:36,013
‫- "ما نتیجه می‌خوایم . شب بخیر آقای "کمپبل
‫- قربان

236
00:17:36,014 --> 00:17:39,133
‫می‌تونم بپرسم توی اون گزارش‌ها

237
00:17:39,134 --> 00:17:41,573
‫اسمی برده شده ؟

238
00:17:41,574 --> 00:17:44,053
‫فقط یک آقای "توماس شلبی" نامی

239
00:17:44,054 --> 00:17:47,014
‫همچنین گزارش دادن اون یک قهرمانِ جنگی ـه

240
00:17:57,534 --> 00:17:58,574
‫چه خوب که اومدی پیشمون

241
00:17:59,814 --> 00:18:01,774
‫- بقیه‌ی روز کجا بودی ؟
‫- تو تخت

242
00:18:02,854 --> 00:18:04,653
‫نتونستم بخوابم

243
00:18:04,654 --> 00:18:06,773
‫بعدش نتونستم بیدار بشم

244
00:18:06,774 --> 00:18:08,974
‫بعدش سردم شد و رفتم تا بشاشم

245
00:18:10,214 --> 00:18:13,213
‫بعدش با یک خرس توی قایق بودم

246
00:18:13,214 --> 00:18:15,013
‫اما همه ـش خواب بود

247
00:18:15,014 --> 00:18:16,014
‫بعدش گشنه شدم

248
00:18:17,294 --> 00:18:18,934
‫چرا روزنامه میخونی ؟

249
00:18:20,574 --> 00:18:21,773
‫چرا نخونم ؟

250
00:18:21,774 --> 00:18:23,493
‫تا حالا ندیده بودم روزنامه بخونی

251
00:18:23,494 --> 00:18:25,853
‫فقط دیدم داری باهاشون
‫آتش روشن می‌کنی

252
00:18:25,854 --> 00:18:28,133
‫کارگرهای کارخونه اعتصاب کردن

253
00:18:28,134 --> 00:18:30,213
‫معدنچی‌ها اعتصاب کردن

254
00:18:30,214 --> 00:18:33,014
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند هم
‫داره بچه‌های مارو می‌کشه . روزی ۱۰تا

255
00:18:37,174 --> 00:18:38,893
‫چیه ؟

256
00:18:38,894 --> 00:18:40,493
‫بلند شو

257
00:18:40,494 --> 00:18:41,773
‫چرا ؟

258
00:18:41,774 --> 00:18:42,894
‫بلند شو

259
00:18:49,334 --> 00:18:50,454
‫بچرخ

260
00:18:52,694 --> 00:18:54,693
‫چی‌کار می‌کنی ؟

261
00:18:54,694 --> 00:18:55,814
‫آیدا

262
00:18:57,374 --> 00:18:58,734
‫چند وقته پریود نشدی ؟

263
00:19:02,134 --> 00:19:03,094
‫یک هفته

264
00:19:05,414 --> 00:19:06,694
‫پنج هفته

265
00:19:07,774 --> 00:19:10,614
‫آخر هفته‌ها رو هم حساب کنی ۷ هفته
‫فکر می‌کنم مالِ کم‌خونیه

266
00:19:11,734 --> 00:19:14,053
‫چندتا قرص گرفتم

267
00:19:14,054 --> 00:19:15,054
‫تاثیری هم داشتن ؟

268
00:19:18,814 --> 00:19:19,894
‫نه

269
00:19:29,654 --> 00:19:31,294
‫می‌تونی لباست رو بپوشی عزیزم

270
00:19:32,294 --> 00:19:34,174
‫خب ، حامله ـم یا نه ؟

271
00:19:41,054 --> 00:19:43,973
‫راه برو آیدا . اگه یکی ما رو اینجا ببینه
‫از موضوع بو می‌بره

272
00:19:43,974 --> 00:19:45,613
‫"هنوز مشکلم حل نشده عمه "پال

273
00:19:45,614 --> 00:19:47,333
‫بریم خونه درباره ـش صحبت می‌کنیم

274
00:19:47,334 --> 00:19:49,214
‫ولم کن وگرنه قسم می‌خورم جیغ می‌کشم

275
00:19:54,094 --> 00:19:56,693
‫باشه . اگه می‌خوای تو خیابون
‫جیغ بکشی بکش

276
00:19:56,694 --> 00:19:58,293
‫بچه مالِ کیه؟

277
00:19:58,294 --> 00:20:02,053
‫اگه بهت بگم تو هم به اونا میگی
‫اونا هم تکه تکه ـش می‌کنن

278
00:20:02,054 --> 00:20:03,614
‫اگه باهات ازدواج بکنه این‌کار رو نمی‌کنن

279
00:20:06,534 --> 00:20:07,654
‫باهات ازدواج می‌کنه ؟

280
00:20:09,574 --> 00:20:11,173
‫نمیدونم . نمیدونم کجاست

281
00:20:11,174 --> 00:20:13,893
‫- خدای من ، آیدا
‫- اون رفته ولی گفت برمیگرده

282
00:20:13,894 --> 00:20:15,813
‫آره ولی همه‌ی مردا میگن برمیگردن

283
00:20:15,814 --> 00:20:18,414
‫اون اینطوری نیست . اون مرد خوبیه
‫بهم قول داد

284
00:20:19,934 --> 00:20:22,334
‫"اون برمیگرده عمه "پال
‫میدونم که برمیگرده

285
00:20:31,054 --> 00:20:32,933
‫"اسب اسپانیایی رو برام بیار "کرلی

286
00:20:32,934 --> 00:20:35,333
‫آره تام . اسبِ اسپانیایی

287
00:20:35,334 --> 00:20:38,534
‫اون قشنگه تام
‫آره ، آره . قشنگه تام

288
00:20:44,654 --> 00:20:46,614
‫حیوونِ خوبی گیرت اومده توماس

289
00:20:48,334 --> 00:20:51,294
‫اما ارزشش رو داشت با خانواده‌ی
‫لـی" در بیوفتی ؟"

290
00:21:03,774 --> 00:21:04,934
‫محض اطلاعت

291
00:21:06,854 --> 00:21:09,334
‫خاندان "لــی" اعلامِ جنگ کردن

292
00:21:15,654 --> 00:21:16,894
‫اول تفنگ‌ها ، حالا هم این

293
00:21:19,854 --> 00:21:21,974
‫مسئله‌ی تفنگ‌ها علنی نشده

294
00:21:23,854 --> 00:21:24,814
‫درسته ؟

295
00:21:27,614 --> 00:21:30,614
‫تامی

296
00:21:33,254 --> 00:21:35,493
‫مواظب حرف زدنت باش

297
00:21:35,494 --> 00:21:36,574
‫منو ببخش عمو

298
00:21:42,174 --> 00:21:45,214
‫توماس شلبی" با تمامِ"
‫دنیای لعنتی در افتاده . درسته ؟

299
00:22:11,974 --> 00:22:14,054
‫آروم

300
00:22:16,454 --> 00:22:17,454
‫آروم باش

301
00:22:20,774 --> 00:22:22,333
‫آروم باش پسر

302
00:22:26,214 --> 00:22:28,973
‫قبلاً توی فرانسه می‌گفتیم...

303
00:22:28,974 --> 00:22:32,493
‫قبلاً توی فرانسه می‌گفتیم
‫این صدا از اتاقِ موسیقی داره میاد

304
00:22:32,494 --> 00:22:35,453
‫فقط صدای ترومبون و شیپوره

305
00:22:35,454 --> 00:22:37,654
‫فقط صداست

306
00:22:39,494 --> 00:22:42,094
‫فقط صداست . فقط صداست

307
00:22:43,654 --> 00:22:45,413
‫بهش عادت می‌کنی

308
00:22:45,414 --> 00:22:48,053
‫فقط صداست پسرِ خوب

309
00:22:48,054 --> 00:22:49,214
‫پسرِ خوب

310
00:23:02,294 --> 00:23:04,094
‫اونجات درد می‌کنه پسر ؟

311
00:23:09,254 --> 00:23:10,734
‫"می‌بخشید آقای "شلبی

312
00:23:13,654 --> 00:23:15,333
‫به‌هرحال من "گریس"ـم

313
00:23:15,334 --> 00:23:16,334
‫میدونم کی هستی

314
00:23:18,934 --> 00:23:20,573
‫اسم اون چیه ؟

315
00:23:20,574 --> 00:23:21,894
‫اسمی نداره

316
00:23:22,894 --> 00:23:24,294
‫بیچاره . حق داره یه اسم داشته باشه

317
00:23:25,774 --> 00:23:27,534
‫چیزی می‌خواین به من بگین ؟

318
00:23:31,014 --> 00:23:33,334
‫اون‌شب که شما اومدین
‫میخونه و من داشتم میخوندم

319
00:23:34,974 --> 00:23:36,694
‫گفتین اجازه آواز خوندن نداشتم

320
00:23:38,734 --> 00:23:41,934
‫من می‌خوام هفته‌ای یه شب
‫اونجا آوازخونی داشته باشیم

321
00:23:43,894 --> 00:23:46,173
‫فکر می‌کنم برای همه خوب باشه

322
00:23:46,174 --> 00:23:47,174
‫شنبه شب‌ها

323
00:23:49,494 --> 00:23:51,294
‫هری می‌ترسید از شما درخواست کنه پس...

324
00:23:53,014 --> 00:23:53,854
‫اما تو نمی‌ترسی

325
00:23:57,334 --> 00:23:58,334
‫می‌ترسم

326
00:23:59,854 --> 00:24:01,094
‫اما دوست دارم بخونم

327
00:24:04,574 --> 00:24:06,773
‫مثل یکی از اون
‫دختر پولدارایی هستی

328
00:24:06,774 --> 00:24:08,714
‫که از "دوبلین" برای مسابقات میاد

329
00:24:09,694 --> 00:24:10,694
‫شما از اسب‌ها خوشتون میاد ؟

330
00:24:13,894 --> 00:24:15,933
‫نظرت با یه‌کم پول اضافی چیه ؟

331
00:24:15,934 --> 00:24:16,814
‫تا چه کاری باشه

332
00:24:19,534 --> 00:24:20,614
‫یه لباس خوب بپوش

333
00:24:22,174 --> 00:24:23,814
‫می‌خوام ببرمت مسابقات

334
00:24:33,134 --> 00:24:34,693
‫پسر مونگان" دو به یک جلوست"

335
00:24:34,694 --> 00:24:37,093
‫قبل از اینکه مساوی بشن
‫رای‌هاتونو بدین

336
00:24:37,094 --> 00:24:40,853
‫"به نظر میرسه هنوزم شانس داریم "جان
‫۸تا رای از "راک‌فری" کم میشه

337
00:24:40,854 --> 00:24:43,453
‫- این مالِ توئه
‫- ممنون رفیق

338
00:24:43,454 --> 00:24:45,133
‫شرط ببندین

339
00:24:45,134 --> 00:24:47,133
‫۲۰ ۱به

340
00:24:47,134 --> 00:24:49,653
‫بگیر ببرش جایِ دوقلوها ، خب ؟

341
00:24:49,654 --> 00:24:51,773
‫تا ۱۰ کم شد

342
00:24:51,774 --> 00:24:53,333
‫دو برابر ؟

343
00:24:53,334 --> 00:24:56,413
‫"خب "پسر مونگان
‫باید رای بیاری پسر

344
00:24:56,414 --> 00:24:58,373
‫چون الاناست که رای‌ها مساوی بشه

345
00:24:58,374 --> 00:25:01,134
‫خوبه

346
00:25:05,134 --> 00:25:08,133
‫"بهتون گفتم...ببخشید آقای "شلبی

347
00:25:08,134 --> 00:25:09,534
‫برین

348
00:25:17,934 --> 00:25:19,773
‫چه خبرا آقای "شلبی" ؟

349
00:25:19,774 --> 00:25:21,973
‫- سلام فرانک ، پات چطوره ؟
‫- بد نیست

350
00:25:21,974 --> 00:25:24,054
‫خوبه . خوشحال شدم دیدمت

351
00:25:25,974 --> 00:25:28,493
‫صبح بخیر چارلی

352
00:25:28,494 --> 00:25:30,413
‫خب "اسکودبوت" ، اوضاع چطوره ؟

353
00:25:30,414 --> 00:25:32,253
‫- خوبه تامی
‫- خیلی خوبه

354
00:25:32,254 --> 00:25:34,973
‫تامی ، همه برای "پسر مونگان" اومدن اینجا

355
00:25:34,974 --> 00:25:36,973
‫"همینو می‌خواستم بشنوم "جانی

356
00:25:36,974 --> 00:25:38,334
‫عمه "پال" هم می‌خواست ببینت

357
00:26:44,294 --> 00:26:46,054
‫اسمِ طرف رو بهم بگو آیدا

358
00:26:47,614 --> 00:26:49,254
‫"رادولف والِنتینو"

359
00:27:09,694 --> 00:27:12,933
‫بیرون . همه بیرون

360
00:27:12,934 --> 00:27:14,654
‫برین . حالا

361
00:27:18,214 --> 00:27:20,094
‫میگم اسمِ بی‌پدرمادرش رو بگو

362
00:27:24,014 --> 00:27:26,374
‫فرِدی تورن" ـه لعنتی"

363
00:27:28,814 --> 00:27:30,333
‫آره

364
00:27:30,334 --> 00:27:31,933
‫بهترین دوستِ دورانِ مدرسه ـت

365
00:27:31,934 --> 00:27:34,733
‫مردی که جونت رو توی فرانسه نجات داد

366
00:27:34,734 --> 00:27:36,493
‫برو

367
00:27:36,494 --> 00:27:37,653
‫برو تیکه تیکه ـش کن

368
00:27:37,654 --> 00:27:39,574
‫اونقدر تیکه تیکه کن که مثل
‫سگ ضجه بزنه

369
00:27:42,694 --> 00:27:45,453
‫منم یه "شلبی" ـم

370
00:27:45,454 --> 00:27:47,374
‫فیلمِ تُخمی ـم رو پخش کن

371
00:28:21,174 --> 00:28:23,214
‫پسر مونگان" بالاخره باخت"

372
00:28:25,534 --> 00:28:26,614
‫سومین‌بار شانس نیاورد

373
00:28:28,574 --> 00:28:30,253
‫از طرف کل مردم شهر پول گیرمون اومد

374
00:28:30,254 --> 00:28:32,494
‫آره ولی پول مردم این اطراف رو برگردون

375
00:28:33,694 --> 00:28:35,693
‫محبوبیتت رو دوباره بخر

376
00:28:35,694 --> 00:28:37,693
‫از قبل این‌کار رو کردم

377
00:28:37,694 --> 00:28:38,534
‫فکر می‌کردم این‌کار رو بکنی

378
00:28:40,094 --> 00:28:43,054
‫"و بدون اجازه‌ی بیلی "کیمبر
‫تو این مسابقه دست بردی؟

379
00:28:45,014 --> 00:28:47,813
‫مشخصه که خوب بهت درس ندادم

380
00:28:47,814 --> 00:28:50,213
‫: قانون شماره اول
‫با سنگین وزن‌تر از خودت در نمیوفتی

381
00:28:50,214 --> 00:28:52,013
‫راحت میشه ترتیب "بیلی کیمبر" رو داد

382
00:28:52,014 --> 00:28:55,773
‫کی گفته؟ آقای تامی و مجلس یه نفره‌اش اینو گفته

383
00:28:55,774 --> 00:28:57,853
‫من پنج سال این کسب و کار رو اداره کردم

384
00:28:57,854 --> 00:29:00,773
‫آره . وقتی من برای جنگ رفته بودم . یادته؟

385
00:29:00,774 --> 00:29:02,693
‫جایی که چیزایی یاد گرفتم مثل

386
00:29:02,694 --> 00:29:04,334
‫وقتی دشمنت ضعیفه باید حمله کنی

387
00:29:06,254 --> 00:29:08,814
‫فکر کردم اومدی اینجا که درباره
‫موضوعات خونوادگی حرف بزنیم

388
00:29:10,014 --> 00:29:11,533
‫خودم ترتیبشو میدم

389
00:29:11,534 --> 00:29:14,094
‫- تو فعلا سرت مشغول تصرف دنیائه
‫- "پالی"

390
00:29:15,494 --> 00:29:17,374
‫اگه درباره‌ی آیدائه باید بدونم

391
00:29:25,254 --> 00:29:27,174
‫آیدا ازت می‌خواد که این نامه رو
‫"برسونی دست "فرِدی

392
00:29:29,094 --> 00:29:31,333
‫می‌خواد "فرِدی" بدونه که داره بچه‌شو دنیا میاره

393
00:29:31,334 --> 00:29:33,534
‫اون لیاقت یه فرصت رو داره
‫که کار درست رو انجام بده

394
00:29:34,734 --> 00:29:35,974
‫من میگم یه شانس بهش بدیم

395
00:29:42,254 --> 00:29:44,853
‫برای زنی که با مردها زندگی سختی رو تجربه کرده

396
00:29:44,854 --> 00:29:46,414
‫هنوز پر از رومانس هستی ، مگه نه؟

397
00:29:48,334 --> 00:29:50,653
‫فکر می‌کنی "فرِدی" تو آیدای ما چی می‌بینه؟

398
00:29:50,654 --> 00:29:52,293
‫- این به خود "فرِدی" مربوط میشه
‫- نه

399
00:29:52,294 --> 00:29:54,253
‫نه . من بهت میگم اون چی می‌بینه

400
00:29:54,254 --> 00:29:58,333
‫مسلسل و "رایفل" و مهمات

401
00:29:58,334 --> 00:30:00,173
‫و یه انقلاب باشکوه می‌بینه

402
00:30:00,174 --> 00:30:03,013
‫واقعا از چی "فرِدی" خوشت نمیاد؟

403
00:30:03,014 --> 00:30:04,973
‫اون با یه مرد فراری زندگی خوبی پیش روش نیست

404
00:30:04,974 --> 00:30:07,094
‫اگه نمی‌تونی این قضیه رو ببینی
‫پس چیز زیادی نمیشه ازت انتظار داشت

405
00:30:12,774 --> 00:30:14,934
‫لعنت بهشون برای کاری که تو فرانسه باهات کردن

406
00:30:18,094 --> 00:30:20,534
‫به آیدا بگو که "فرِدی" رفت آمریکا

407
00:30:21,814 --> 00:30:23,773
‫یا روسیه

408
00:30:23,774 --> 00:30:25,293
‫پالی" ، اصلا برا آیدا خوب نیست"

409
00:30:25,294 --> 00:30:27,413
‫که تنهایی یه بچه به دنیا بیاره

410
00:30:27,414 --> 00:30:28,573
‫پال" ، گوش کن"

411
00:30:28,574 --> 00:30:30,933
‫حقیقت اینه که
‫اگه به‌خاطر این حقیقت که خودت

412
00:30:30,934 --> 00:30:33,054
‫میدونی که من درست میگم نبود
‫با اون چیز منو میزدی

413
00:30:39,414 --> 00:30:42,373
‫فکر کردم یکی داره در میزنه

414
00:30:42,374 --> 00:30:43,694
‫دیگه نتونستم بخوابم

415
00:30:47,654 --> 00:30:48,974
‫هر چی دیرتر فراموشش کنی

416
00:30:50,174 --> 00:30:51,334
‫تحملش سخت‌تر میشه

417
00:30:59,214 --> 00:31:01,453
‫باور کن

418
00:31:01,454 --> 00:31:02,534
‫میدونم چطوریه

419
00:31:05,014 --> 00:31:06,214
‫من ۱۶ سالم بود

420
00:31:09,494 --> 00:31:10,894
‫و جراتش رو نداشتم که به کسی بگم

421
00:31:12,254 --> 00:31:14,533
‫پالی"،  "فرِدی" برمیگرده"

422
00:31:14,534 --> 00:31:16,334
‫سرآخر خودم انجامش دادم

423
00:31:18,814 --> 00:31:21,093
‫با خودم اون‌کار رو کردم

424
00:31:21,094 --> 00:31:22,414
‫و تقریبا جونمو از دست دادم

425
00:31:24,134 --> 00:31:26,413
‫و اون برنگشت

426
00:31:26,414 --> 00:31:28,134
‫هیچ‌وقت برنمیگردن . چرا باید برگردن؟

427
00:31:29,454 --> 00:31:31,213
‫خودت که کلمات رو می‌شناسی

428
00:31:31,214 --> 00:31:32,373
‫تو میشی جنده

429
00:31:32,374 --> 00:31:34,413
‫بچه هم میشه حرومزاده

430
00:31:34,414 --> 00:31:36,854
‫ولی هیچ کلمه‌ای برای مردی که برنگرده نیست

431
00:31:40,774 --> 00:31:42,733
‫یه روز

432
00:31:42,734 --> 00:31:44,054
‫تو روز عروسی ـت

433
00:31:45,254 --> 00:31:47,054
‫یه مرد خوب تو آغوشت هست

434
00:31:48,294 --> 00:31:50,653
‫'و بهم میگی : " 'پالی

435
00:31:50,654 --> 00:31:53,094
‫" ممنون به‌خاطر عقل سلیم

436
00:32:02,534 --> 00:32:03,934
‫این زن تو "کاردیف"ـه

437
00:32:05,694 --> 00:32:07,054
‫فردا با قطار میریم

438
00:32:11,254 --> 00:32:13,774
‫بعدش برای درمون برو به قلعه

439
00:33:07,294 --> 00:33:12,694
‫اینجا رو انتخاب کردم
‫چون خارج از حوزه قدرت هردوتامون ـه

440
00:33:14,374 --> 00:33:15,734
‫چایی می‌خوای؟

441
00:33:17,934 --> 00:33:20,093
‫سربازرس ، من به دعوت‌تون جواب دادم

442
00:33:20,094 --> 00:33:23,333
‫چون می‌خواستم که همدیگه رو درک کنیم

443
00:33:23,334 --> 00:33:24,814
‫من یه کاسب هستم

444
00:33:25,894 --> 00:33:28,214
‫می‌خوام کسب و کارم موفق باشه

445
00:33:29,254 --> 00:33:32,893
‫و من می‌خوام شهرم در آرامش باشه

446
00:33:32,894 --> 00:33:35,974
‫خب ، این شهر در آرامش ـه
‫کسب و کار می‌تونه رونق پیدا کنه

447
00:33:37,414 --> 00:33:39,694
‫پس ما تو یه جبهه هستیم؟

448
00:33:40,814 --> 00:33:43,174
‫فکر کنم شاید بتونیم باشیم

449
00:33:54,734 --> 00:33:59,054
‫چطور می‌تونیم تو یه جبهه باشیم
‫وقتی من همچین چیزهایی می‌بینم؟

450
00:34:00,694 --> 00:34:08,133
‫افرادم اینو تو اتاق خواب
‫یه کمونیست شناخته شده پیدا کردن

451
00:34:08,134 --> 00:34:10,854
‫اسم خواهرت روشه

452
00:34:12,374 --> 00:34:16,093
‫واضحه که داشته تو تختش می‌خوابیده

453
00:34:16,094 --> 00:34:21,333
‫شما هم دستتون با یه کمونیست
‫تو یه کاسه‌ست آقای "شلبی"؟

454
00:34:21,334 --> 00:34:24,373
‫من توی وهم و هوس اونا سهیم نیستم

455
00:34:24,374 --> 00:34:29,453
‫و برای جریان خواهرم از قبل
‫ترتیب این قضیه رو دادم

456
00:34:29,454 --> 00:34:32,814
‫- فرِدی تورن" جزو نفرات اول لیست منه"
‫- پس خطش بزن

457
00:34:34,054 --> 00:34:36,254
‫اون دیگه برنمیگرده به شهر

458
00:34:37,734 --> 00:34:39,974
‫می‌کُنمش بخشی از معامله‌مون

459
00:34:41,454 --> 00:34:43,094
‫کدوم معامله؟

460
00:34:47,334 --> 00:34:51,453
‫از الان به بعد تو و مامورهای ویژه‌ات
‫کاری به کسب و کار من ندارین

461
00:34:51,454 --> 00:34:55,013
‫دیگه به قلمرو ما تاخت و تاز نمی‌کنین
‫دیگه میخونه‌ها رو داغون نمی‌کنین

462
00:34:55,014 --> 00:34:56,773
‫و دیگه کسایی که برای من کار می‌کنن رو
‫عوض نمی‌کنی

463
00:34:56,774 --> 00:35:00,093
‫چشمت رو به روی کل عملیات
‫قماربازی من می‌بندی

464
00:35:00,094 --> 00:35:03,773
‫همچنین می‌خوام کار رو بسط بدم

465
00:35:03,774 --> 00:35:05,773
‫به سوی مسیر مسابقه

466
00:35:05,774 --> 00:35:09,013
‫می‌خوام با "بیلی کیمبر" کار کنم

467
00:35:09,014 --> 00:35:12,693
‫اون بیشتر شرط بندی‌های قانونی
‫بیرون لندن رو اداره می‌کنه

468
00:35:12,694 --> 00:35:15,093
‫پلیس‌ها رو خریده

469
00:35:15,094 --> 00:35:18,413
‫می‌خوام به سربازرس توی "گلسترشیر" بگی

470
00:35:18,414 --> 00:35:23,814
‫وقتی من حرکتم رو کردم این مردها
‫نباید به من کاری داشته باشم

471
00:35:26,054 --> 00:35:27,173
‫ببخشید

472
00:35:27,174 --> 00:35:28,773
‫فکر نکنم خودکار داشته باشم

473
00:35:28,774 --> 00:35:31,494
‫تا بتونم این لیست بلند بالای
‫خواسته‌ها رو بنویسم

474
00:35:35,174 --> 00:35:37,534
‫و در عوض چی گیر من میاد؟

475
00:35:39,094 --> 00:35:41,134
‫چیزی که داری دنبالش می‌گردی دست منه

476
00:35:46,534 --> 00:35:48,614
‫تفنگ‌ها دست منه

477
00:35:50,414 --> 00:35:52,053
‫کدوم تفنگ‌ها؟

478
00:35:52,054 --> 00:35:54,374
‫- من برای بازی اینجا نیومدم
‫- صبر کن . صبر کن

479
00:36:05,774 --> 00:36:07,533
‫۲۵تا مسلسل لوئیس

480
00:36:07,534 --> 00:36:11,173
‫۵۰تا "کارابین" ، ۱۰هزار گلوله مهمات

481
00:36:11,174 --> 00:36:13,613
‫همه‌شون توی جعبه و عازم لیبی

482
00:36:13,614 --> 00:36:16,734
‫از انبار گالوانیزه‌ی کارخونه‌ی بیرمنگهام دزدیده شدن

483
00:36:17,934 --> 00:36:21,253
‫حدس میزنم شما رو فرستادن بیرمنگهام
‫تا اون تفنگ‌ها رو پیدا کنین

484
00:36:21,254 --> 00:36:24,254
‫خب ، اونا پیش من هستن

485
00:36:26,774 --> 00:36:30,333
‫به افرادی که بهشون اعتماد دارم گفتم که
‫اگه من به هر دلیلی

486
00:36:30,334 --> 00:36:34,413
‫توسط پلیس بازداشت شدم
‫اون تفنگ‌ها رو بفرستن لیورپول

487
00:36:34,414 --> 00:36:37,093
‫"از اونجا مستقیم فرستاده میشن به "بلفست

488
00:36:37,094 --> 00:36:41,253
‫و به ارتش جمهوری‌خواه ایرلند فروخته میشن

489
00:36:41,254 --> 00:36:44,093
‫همه‌ی زحمت‌هایی که کشیدین نقش بر آب میشه

490
00:36:44,094 --> 00:36:46,653
‫تک تک تفنگ‌های دزدیده شده
‫شماره خورده وعلامت زده‌ست

491
00:36:46,654 --> 00:36:48,933
‫اگه بفروشمشون به ارتش جمهوری‌خواه
‫خیلی طول نمی‌کشه

492
00:36:48,934 --> 00:36:51,053
‫تا آقای "چرچ" از این قضیه خبردار بشه

493
00:36:51,054 --> 00:36:53,053
‫تصور می‌کنم برای سوخته شدن عکس‌های شاه

494
00:36:53,054 --> 00:36:55,573
‫به اندازه‌ی کافی براتون دردسر درست شده

495
00:36:55,574 --> 00:36:57,853
‫اون فقط یه حرکت کوچیک بود

496
00:36:57,854 --> 00:37:03,374
‫"اگه اون تفنگ‌ها برسن به "بلفست
‫زندگیت به عنوان مرد قانون دیگه تموم میشه

497
00:37:04,854 --> 00:37:07,813
‫وقتی به چیزی که بهت گفتم می‌خوام رسیدم

498
00:37:07,814 --> 00:37:10,533
‫بهت خبر میدم که کجا می‌تونی تفنگ‌ها رو پیدا کنی

499
00:37:10,534 --> 00:37:14,134
‫میشی قهرمان . احتمالا یه مدال هم گیرت میاد

500
00:37:16,414 --> 00:37:18,653
‫من مرد منصفی هستم

501
00:37:18,654 --> 00:37:20,654
‫اینم یه پیشنهاد منصفانه‌ست

502
00:37:22,454 --> 00:37:24,014
‫معامله قبوله؟

503
00:37:32,574 --> 00:37:34,653
‫یه جواب می‌خوام

504
00:37:34,654 --> 00:37:35,694
‫همین الان

505
00:37:40,694 --> 00:37:42,374
‫خیله خب

506
00:37:44,454 --> 00:37:47,734
‫ولی ترجیح میدم که به‌خاطرش باهم دست ندیم

507
00:38:01,094 --> 00:38:04,533
‫حالا چرا من باید با مردی دست بدم که حتی

508
00:38:04,534 --> 00:38:06,134
‫برای کشور خودش هم نجنگیده؟

509
00:38:50,054 --> 00:38:51,054
‫"گریس"

510
00:38:57,134 --> 00:38:59,974
‫اطلاعات جدیدی دارم

511
00:39:02,974 --> 00:39:06,333
‫الان دیگه "توماس شلبی" اول ، وسط

512
00:39:06,334 --> 00:39:08,934
‫و آخر ماموریت توئـه

513
00:39:20,454 --> 00:39:21,974
‫خب ، باید چکار کنم؟

514
00:39:23,774 --> 00:39:28,253
‫این مساله به اندازه‌ی وقتی که
‫یه پدر دخترش رو می‌فرسته به

515
00:39:28,254 --> 00:39:30,814
‫یه جنده‌خونه منو عذاب میده ولی...

516
00:39:33,174 --> 00:39:38,213
‫مهم نیست که چقدر ممکنه زننده باشه
‫باید هر کاری که

517
00:39:38,214 --> 00:39:43,853
‫می‌تونی بکنی تا بهش نزدیک بشی و...

518
00:39:43,854 --> 00:39:46,054
‫بفهمی که اون تفنگ‌ها کجا قایم شدن

519
00:39:48,974 --> 00:39:52,214
‫البته وقتی میگم هر کاری
‫منظورم این نیست که...

520
00:39:53,694 --> 00:39:57,014
‫به هر روشی منو دست‌کم گرفتین

521
00:40:05,894 --> 00:40:07,294
‫بیا

522
00:40:18,094 --> 00:40:21,333
‫الان داری از طرف پادشاه توی

523
00:40:21,334 --> 00:40:23,334
‫یه ماموریت نظامی عمل می‌کنی

524
00:40:24,894 --> 00:40:28,534
‫ای‌کاش شرایط باعث انتخاب تو نمی‌شدن

525
00:40:30,094 --> 00:40:33,053
‫من برای همین چیزا آموزش دیدم

526
00:40:33,054 --> 00:40:35,054
‫شیفتم دیگه داره دیر میشه

527
00:40:39,334 --> 00:40:41,014
‫"گریس"

528
00:40:42,334 --> 00:40:44,254
‫قلبم همراه توئه

529
00:41:43,414 --> 00:41:45,893
‫تام ، تام

530
00:41:45,894 --> 00:41:50,214
‫تام...بهتره خیلی زود بیای تام

531
00:42:17,174 --> 00:42:18,733
‫کرلی" ، بهم بگو"

532
00:42:18,734 --> 00:42:20,134
‫یه نفرین ـه تام

533
00:42:23,254 --> 00:42:25,053
‫"کرلی" ، "کرلی" ، "کرلی"

534
00:42:25,054 --> 00:42:26,973
‫"کرلی" ، "کرلی"

535
00:42:26,974 --> 00:42:28,253
‫بهم بگو

536
00:42:28,254 --> 00:42:31,133
‫کرلی" ، بهم بگو که اسب چشه؟"

537
00:42:31,134 --> 00:42:33,213
‫داخل نمایشگاه تو احساس بدی خریدیش

538
00:42:33,214 --> 00:42:35,173
‫لـی"ها یه دونه شوم تو سُم ـش گذاشتن"

539
00:42:35,174 --> 00:42:37,574
‫و یه زن پیر رو مجبور کردن که
‫یه طلسم بخونه براش

540
00:42:41,974 --> 00:42:44,334
‫پس اون "لـی"های حرومزاده نفرینش کردن

541
00:42:45,654 --> 00:42:49,213
‫هر چیزی که هست
‫میگه به پاهای دیگه هم سرایت می‌کنه

542
00:42:49,214 --> 00:42:52,213
‫حدس میزنم تا فردا به قلبش برسه

543
00:42:52,214 --> 00:42:56,414
‫تا حالا دوبار همچین نفرین‌هایی دیدم
‫نمیشه باطلشون کرد تام . نمیشه

544
00:42:57,454 --> 00:42:59,533
‫بهت گفته بودم تامی

545
00:42:59,534 --> 00:43:02,694
‫دشمن‌های بهتری هستن که به جای
‫این کولی‌های خونخوار میشه برای خودمون درست کنیم

546
00:43:06,454 --> 00:43:07,494
‫برین بیرون

547
00:43:09,014 --> 00:43:10,894
‫"برو بیرون "کرلی

548
00:43:16,494 --> 00:43:17,934
‫متاسفم

549
00:43:56,974 --> 00:43:58,933
‫"تعطیل کردیم آقای "شلبی

550
00:43:58,934 --> 00:44:00,934
‫فقط یه نوشیدنی برام بیار

551
00:44:14,414 --> 00:44:16,294
‫می‌خواین تنهاتون بذارم؟

552
00:44:17,854 --> 00:44:20,533
‫اومدم اینجا که یکی پیشم باشه

553
00:44:20,534 --> 00:44:22,333
‫هری کجاست؟

554
00:44:22,334 --> 00:44:23,814
‫امشب رو رفت استراحت کنه

555
00:44:26,214 --> 00:44:28,534
‫رفت سینما

556
00:44:35,374 --> 00:44:36,974
‫اسب زیباتون چطوره؟

557
00:44:46,934 --> 00:44:48,934
‫همین الان یه گلوله تو مغزش خالی کردم

558
00:44:53,134 --> 00:44:54,414
‫چلاق شده بود؟

559
00:44:57,614 --> 00:45:00,014
‫بد بهم نگاه کرد

560
00:45:01,214 --> 00:45:04,814
‫"فکر خوبی نیست که به "تامی شلبی
‫بد نگاه کنی

561
00:45:09,694 --> 00:45:12,053
‫- خیلی حیف شد
‫- آره

562
00:45:12,054 --> 00:45:14,334
‫واقعا هم حیف شد

563
00:45:20,454 --> 00:45:22,054
‫میدونی ، تو فرانسه...

564
00:45:26,734 --> 00:45:29,694
‫تو فرانسه به دیدن کشته شدن
‫مردها عادت کرده بودم

565
00:45:31,174 --> 00:45:33,974
‫هیچ‌وقت به دیدن مُردن اسب‌ها عادت نکردم

566
00:45:35,534 --> 00:45:37,454
‫اونا خیلی بد می‌میرن

567
00:45:43,854 --> 00:45:47,053
‫همونطور که خواسته بودین
‫یه لباس خوب پیدا کردم

568
00:45:47,054 --> 00:45:48,534
‫ممنون

569
00:45:50,894 --> 00:45:53,254
‫دارین درباره‌ی "چلتنهام" صحبت می‌کنین؟

570
00:46:00,414 --> 00:46:03,013
‫چلتنهام" محل برگزاری مسابقات بزرگ ـه ، مگه نه؟"

571
00:46:03,014 --> 00:46:04,493
‫شاه هم میاد اونجا

572
00:46:04,494 --> 00:46:05,893
‫شاه جورج؟

573
00:46:05,894 --> 00:46:06,854
‫نه

574
00:46:08,094 --> 00:46:09,933
‫"شاه "بیلی کیمبر

575
00:46:09,934 --> 00:46:11,574
‫و همه‌ی افرادش

576
00:46:14,014 --> 00:46:16,013
‫و باید چکار کنم؟

577
00:46:16,014 --> 00:46:18,574
‫برای دو سکه طلا هر کاری که
‫ازت خواستم می‌کنی

578
00:46:20,014 --> 00:46:21,734
‫۳تا می‌خوام

579
00:46:23,174 --> 00:46:26,494
‫اگه قراره یه شاه رو ببینم
‫لباس ارزون نمی‌پوشم

580
00:46:30,014 --> 00:46:32,173
‫و ازتون خواستم که بذارین بخونم

581
00:46:32,174 --> 00:46:33,774
‫اونم الان بخشی از معامله‌ست

582
00:46:35,054 --> 00:46:36,454
‫از کی تا حالا؟

583
00:46:38,414 --> 00:46:40,454
‫از وقتی که تقریبا لبخند زدین

584
00:46:44,934 --> 00:46:47,653
‫شب‌های شنبه ، آروم و بی‌آلایش

585
00:46:47,654 --> 00:46:50,093
‫همه می‌تونن آهنگ‌هاشون رو بخونن
‫درست مثل همون کاری که تو "دوبلین" می‌کنیم

586
00:46:50,094 --> 00:46:52,453
‫تو هیچ‌وقت تو "دوبلین" کار نکردی

587
00:46:52,454 --> 00:46:54,973
‫پس بهم دروغ نگو

588
00:46:54,974 --> 00:46:58,773
‫درباره اون میخونه که می‌گفتی قبلا
‫توش کار می‌کردی پرس و جو کردم

589
00:46:58,774 --> 00:47:01,293
‫دوستام که اونجا هستن

590
00:47:01,294 --> 00:47:03,494
‫هیچ‌کدومشون تو رو نمی‌شناختن

591
00:47:09,614 --> 00:47:12,013
‫حدس من اینه که

592
00:47:12,014 --> 00:47:16,054
‫تو یه دختری از یه خانواده‌ی ممتاز
‫که خودشو حامله کرد

593
00:47:19,494 --> 00:47:21,533
‫چیزی نیست که بخوام بدونم

594
00:47:21,534 --> 00:47:26,173
‫و آوردن یه بچه به دنیا اونم تنهایی
‫زندگیت رو نابود کرد

595
00:47:26,174 --> 00:47:27,374
‫درسته؟

596
00:47:31,294 --> 00:47:33,293
‫پس درست میگم

597
00:47:33,294 --> 00:47:35,973
‫و خاله "پالی" اشتباه می‌کنه

598
00:47:35,974 --> 00:47:38,293
‫درباره چی درست میگین؟

599
00:47:38,294 --> 00:47:39,934
‫مهم نیست

600
00:47:41,134 --> 00:47:43,773
‫به نظر برای شما مهم باشه

601
00:47:43,774 --> 00:47:46,214
‫مربوط به خونواده میشه

602
00:47:49,414 --> 00:47:51,294
‫شما که راز منو به کسی نمیگین؟

603
00:47:52,574 --> 00:47:55,214
‫فکر می‌کنی من با مردم درد و دل می‌کنم؟

604
00:47:58,734 --> 00:48:00,494
‫خب ، چی میخونی حالا؟

605
00:48:02,294 --> 00:48:04,454
‫- هر چیزی که بخواین
‫- درسته

606
00:48:05,654 --> 00:48:07,174
‫برو بالای صندلی

607
00:48:16,454 --> 00:48:18,134
‫شاد یا غمناک؟

608
00:48:21,494 --> 00:48:22,894
‫غمناک

609
00:48:24,294 --> 00:48:25,613
‫باشه

610
00:48:25,614 --> 00:48:29,853
‫ولی بهتون هشدار میدم
‫قلبتون رو به درد میاره

611
00:48:29,854 --> 00:48:31,734
‫همین الانش هم به درد اومده

612
00:50:09,494 --> 00:50:12,653
‫- حالت خوبه؟
‫- آره . خوبم

613
00:50:12,654 --> 00:50:16,613
‫فکر کنم یه واگن اونجا هست که خالیه ولی...

614
00:50:16,614 --> 00:50:18,214
‫یا میسح

615
00:50:19,374 --> 00:50:21,493
‫فرِدی"؟"

616
00:50:21,494 --> 00:50:23,174
‫برگشتی؟

617
00:50:25,614 --> 00:50:27,493
‫یه هشدار برام فرستاده بودن

618
00:50:27,494 --> 00:50:29,093
‫فرِدی" ، تامی می‌کُشت‌ـت

619
00:50:29,094 --> 00:50:31,173
‫خود تامی بهم هشدار داد

620
00:50:31,174 --> 00:50:34,213
‫شاید بالاخره یه ذره‌ای عطوفت توش باشه

621
00:50:34,214 --> 00:50:36,573
‫تامی یه پیام برام فرستاد

622
00:50:36,574 --> 00:50:41,213
‫«گفت : «از شهر برو . اونم با خودت ببر

623
00:50:41,214 --> 00:50:42,814
‫پس

624
00:50:45,974 --> 00:50:47,894
‫"آیدا شلبی"

625
00:50:50,574 --> 00:50:52,014
‫با من ازدواج می‌کنی؟

626
00:50:53,454 --> 00:50:56,574
‫بله

627
00:50:58,174 --> 00:50:59,574
‫بله

628
00:51:14,854 --> 00:51:18,213
‫خیله خب ، سوار قطار لعنتی بشین
‫و از اینجا برین

629
00:51:18,214 --> 00:51:20,733
‫- زودباش . هردوتاتون
‫- فرِدی" ، بجنب"

630
00:51:20,734 --> 00:51:25,173
‫فرِدی" ، "کاردیف" هم خوبه"
‫هر جایی به غیر از اینجا خوبه

631
00:51:25,174 --> 00:51:27,454
‫قرار نیست جایی بریم آیدا

632
00:51:28,974 --> 00:51:33,093
‫همینجا می‌مونیم و همینجا عروسی می‌کنیم

633
00:51:33,094 --> 00:51:35,254
‫من از "تامی شلبی" نمی‌ترسم

634
00:51:57,814 --> 00:52:00,493
‫این ورق‌ها رو بُر بزن . شرایط ـه بازی
‫هستش "جانی" جون

635
00:52:00,494 --> 00:52:02,253
‫برو با فنلاندی‌ها بازی کن

636
00:52:02,254 --> 00:52:03,653
‫ویسکی هم می‌خواین براتون بیارم؟

637
00:52:03,654 --> 00:52:05,733
‫نه . فقط آبجو

638
00:52:05,734 --> 00:52:08,854
‫چرا ویسکی نمی‌خوری تامی؟
‫مگه منتظر دردسر هستی؟

639
00:52:11,374 --> 00:52:15,053
‫یا عیسی مسیح تامی ، چی کوفتی باعث شد
‫بذاری آهنگ بخونن؟

640
00:52:15,054 --> 00:52:17,493
‫صداشون جوریه که انگار اون بیرون
‫دارن گربه خفه می‌کنن

641
00:52:17,494 --> 00:52:20,573
‫خیله خب ، ۲۰تا برای بازی . بجنبین

642
00:52:20,574 --> 00:52:24,613
‫حالا چی باعث شد نظرت رو عوض کنی تامی؟

643
00:52:24,614 --> 00:52:27,813
‫آره . منظورم اینه که
‫دیگه وقتش بود تامی

644
00:52:27,814 --> 00:52:29,853
‫وقت چی بود؟

645
00:52:29,854 --> 00:52:32,413
‫وقت اینکه یه زن برای خودت انتخاب کنی

646
00:52:32,414 --> 00:52:34,573
‫فقط این دست لعنتی رو بازی کن

647
00:52:34,574 --> 00:52:38,533
‫تو همینجوری که هستی بمون تامی
‫یادت باشه که بابا همیشه چی میگفت

648
00:52:38,534 --> 00:52:40,493
‫زن‌های سریع و اسب‌های کُند»

649
00:52:40,494 --> 00:52:43,493
‫«زندگیت رو داغون می‌کنن

650
00:52:43,494 --> 00:52:45,133
‫پاسبون‌ها

651
00:52:45,134 --> 00:52:46,454
‫نه

652
00:53:08,294 --> 00:53:10,653
‫یا مقدسات

653
00:53:10,654 --> 00:53:12,134
‫بیلی کیمبر"ـه"

654
00:53:21,134 --> 00:53:24,134
‫اینجا مردی به اسم "شلبی" هست؟

655
00:53:31,014 --> 00:53:35,374
‫گفتم اینجا مردی به اسم "شلبی" هست؟

656
00:53:41,494 --> 00:53:43,293
‫هری ، برای این مردا یه نوشیدنی بیار

657
00:53:43,294 --> 00:53:45,494
‫بقیه برن خونه‌هاشون

658
00:53:58,334 --> 00:54:00,013
‫تو هم برو خونه

659
00:54:00,014 --> 00:54:02,774
‫- ولی آقای "فنتون" گفت که...
‫- گفتم برو خونه

660
00:54:05,374 --> 00:54:09,053
‫من هیچ‌وقت با بودن زن‌ها تو میخونه‌ها موافق نبودم
‫ولی وقتی اینجوری نگات می‌کنن...

661
00:54:09,054 --> 00:54:14,013
‫گفتی با مردی به اسم "شلبی" کار داری
‫الان ۳تاش جلو روت هستن

662
00:54:14,014 --> 00:54:17,013
‫درسته . هیچ‌وقت اسمتون هم نشنیده بودم
‫بعدش درباره‌تون شنیدم

663
00:54:17,014 --> 00:54:20,454
‫یه دارو دسته رومانیایی تیغ به دست
‫پیش خودم فکر کردم که چی؟

664
00:54:21,534 --> 00:54:23,813
‫ولی بعدش دورم زدین

665
00:54:23,814 --> 00:54:26,534
‫حالا توجه کامل منو به خودتون جلب کردین

666
00:54:28,334 --> 00:54:32,173
‫ضمنا من با کی حرف میزنم؟ رییس کیه؟

667
00:54:32,174 --> 00:54:33,613
‫خب ، من برادر بزرگه هستم

668
00:54:33,614 --> 00:54:36,333
‫مشخصه

669
00:54:36,334 --> 00:54:37,934
‫داری به برادرم میخندی؟

670
00:54:40,614 --> 00:54:43,133
‫درسته . اون بزرگترـه هست و تو هم کوچیکترـه

671
00:54:43,134 --> 00:54:45,773
‫به من گفتن که اسم رییستون تامی ـه
‫و حدس میزنم که تو باشی

672
00:54:45,774 --> 00:54:48,934
‫چون طوری بالا و پایین منو نگاه می‌کنی
‫انگار من یه زن هرزه هستم

673
00:54:50,414 --> 00:54:52,294
‫می‌خوام بدونم چی می‌خوای

674
00:54:53,494 --> 00:54:55,933
‫یه سری الگوهای شرط بندی مشکوک
‫توی "کمپتون پارک" دیده شده

675
00:54:55,934 --> 00:54:58,613
‫"یه اسب به اسم "پسر مونگان

676
00:54:58,614 --> 00:55:01,853
‫۲بار با اختلاف زیاد برنده شد و بعدش آخر شد

677
00:55:01,854 --> 00:55:04,013
‫اونم با یه شرط ۳هزار لیره‌ای

678
00:55:04,014 --> 00:55:05,854
‫من دارم با کدوم‌ـتون حرف میزنم؟

679
00:55:06,934 --> 00:55:08,173
‫کدوم یکی از شما رییس ـه؟

680
00:55:08,174 --> 00:55:09,933
‫من مشاور و حسابدار آقای "کیمبر" هستم

681
00:55:09,934 --> 00:55:11,813
‫و منِ کُسکش رییسم . باشه؟

682
00:55:11,814 --> 00:55:16,413
‫درسته . خوش و بش دیگه کافیه
‫شما بدون اجازه‌ی من تو یه مسابقه دست بردین

683
00:55:16,414 --> 00:55:21,293
‫شما تفاله‌های کولی
‫که با مقرری جنگ این پیرزن‌های

684
00:55:21,294 --> 00:55:23,373
‫بدبخت بیوه محله "گریسون" زندگی می‌کنین

685
00:55:23,374 --> 00:55:24,773
‫سطح شما اینه

686
00:55:24,774 --> 00:55:28,333
‫من "بیلی کیمبر" هستم
‫من مسابقه‌ها رو برگزار می‌کنم

687
00:55:28,334 --> 00:55:29,493
‫و شما تو کی از اونها دست بردین

688
00:55:29,494 --> 00:55:32,014
‫برای همین می‌خوام بچسبونمتون به دیوار
‫و ببندمتون به رگبار

689
00:55:33,414 --> 00:55:35,294
‫"آقای "کیمبر

690
00:55:39,094 --> 00:55:40,454
‫اینو نگاه کنین

691
00:55:42,134 --> 00:55:44,933
‫اسم من روش نوشته

692
00:55:44,934 --> 00:55:46,294
‫از طرف خونواده‌ی "لـی" فرستاده شده

693
00:55:47,774 --> 00:55:50,854
‫"شما هم با خونواده‌ی "لـی
‫سر جنگ دارین درست میگم؟

694
00:55:54,774 --> 00:55:57,613
‫اون‌ها دارن به دفترهای شرط بندی شما
‫حمله می‌کنن و پولتون رو برمیدارن

695
00:55:57,614 --> 00:55:59,613
‫افرادتون نمی‌تونن اونا رو کنترل کنن

696
00:55:59,614 --> 00:56:01,054
‫به کمک نیاز دارین

697
00:56:02,574 --> 00:56:06,133
‫شاید قبل اینکه تصمیم خاصی بگیریم بهتر باشه

698
00:56:06,134 --> 00:56:08,893
‫به حرف‌های آقای "شلبی" گوش کنیم

699
00:56:08,894 --> 00:56:12,973
‫درسته . "لـی"ها خیلی دارن تو نمایشگاه حرف میزنن

700
00:56:12,974 --> 00:56:14,413
‫اونا قوم و خویش زیادی دارن

701
00:56:14,414 --> 00:56:16,533
‫اونا میگن که مسیر مسابقه
‫طعمه‌ی چرب و نرمیه

702
00:56:16,534 --> 00:56:18,573
‫چون پلیس سرش با این حمله‌ها گرم ـه

703
00:56:18,574 --> 00:56:22,533
‫حالا ما رابط‌هایی داریم
‫میدونیم که چطور عمل می‌کنن

704
00:56:22,534 --> 00:56:25,573
‫شما نیرو دارین

705
00:56:25,574 --> 00:56:28,694
‫باهم می‌تونیم شکستشون بدیم
‫به‌صورت جدا شاید نتونیم

706
00:56:30,854 --> 00:56:34,973
‫آقای "کیمبر" ، شاید بهتر باشه یه مدتی
‫برای عکس‌العمل فکر کنیم

707
00:56:34,974 --> 00:56:38,573
‫یحتمل برای یه ملاقات دیگه برنامه‌ریزی کنیم

708
00:56:38,574 --> 00:56:41,213
‫"من شما رو تحسین می‌کنم آقای "کیمبر

709
00:56:41,214 --> 00:56:46,213
‫شما با دست خالی شروع کردین
‫و یه کسب و کار قانونی راه انداختین

710
00:56:46,214 --> 00:56:50,334
‫برای من افتخار بزرگیه که
‫"با شما کار کنم آقای "کیمبر

711
00:56:52,494 --> 00:56:54,413
‫کسی با من کار نمی‌کنه

712
00:56:54,414 --> 00:56:56,814
‫ملت برای من کار می‌کنن

713
00:57:01,414 --> 00:57:03,494
‫برش‌دار کولی

714
00:57:13,614 --> 00:57:16,054
‫بشین . بشین سرجات

715
00:57:23,894 --> 00:57:25,653
‫این برای سقف‌تون

716
00:57:25,654 --> 00:57:27,534
‫"ممنون آقای "کیمبر

717
00:57:31,414 --> 00:57:33,773
‫ما توی "چَلتنهام" هستیم

718
00:57:33,774 --> 00:57:35,334
‫منم همینطور

719
00:57:56,374 --> 00:57:59,013
‫پس از قصد با خونواده "لـی" درگیر شدی

720
00:57:59,014 --> 00:58:03,253
‫"تامی ، ما نمی‌تونیم با "بیلی کیمبر
‫تخم حروم در بیوفتیم

721
00:58:03,254 --> 00:58:05,573
‫برو موهات رو یه مدل مناسب بزن رفیق

722
00:58:05,574 --> 00:58:07,414
‫میریم مسابقات

723
00:58:08,400 --> 00:58:09,400
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

724
00:58:10,400 --> 00:58:11,400
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

