1
00:00:01,500 --> 00:00:02,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Peaky Blinders"</font>

2
00:00:02,972 --> 00:00:05,197
‫وقتی به چیزی که خواستم رسیدم

3
00:00:05,598 --> 00:00:11,796
‫- بهت میگم تفنگ‌ها کجان
‫- باید چی‌کار کنم ؟
‫- بهش نزدیک بشو و بفهم که تفنگ‌ها کجان

4
00:00:14,036 --> 00:00:17,675
‫اونایی که می‌خوان اعتصاب کنن
‫دستاشون رو بلند کنن

5
00:00:17,676 --> 00:00:20,195
‫فرِدی تورن" جزو نفرات اول لیست منه"

6
00:00:20,196 --> 00:00:22,915
‫- پس خطش بزن
‫- بخش از معامله ـمون می‌کنمش

7
00:00:22,916 --> 00:00:25,035
‫اونا به جهنم

8
00:00:25,036 --> 00:00:27,475
‫هر چی بیشتر سعی کنن جلوی ما رو بگیرن
‫من دیوونه‌تر میشم

9
00:00:27,476 --> 00:00:30,675
‫همچین وقت‌هایی وجود یه کمونیست داخل خونواده
‫برای کسب و کار خیلی بده

10
00:00:30,676 --> 00:00:31,796
‫باید از شهر بری

11
00:00:34,396 --> 00:00:37,755
‫شما هم با "لــــی"ها جنگ و دعوا دارین
‫درست میگم آقای "کیمبر" ؟

12
00:00:37,756 --> 00:00:40,556
‫باهم می‌تونیم شکستشون بدیم
‫اما تنهایی شاید نتونیم

13
00:01:02,196 --> 00:01:03,596
‫داره بزرگ میشه

14
00:01:05,476 --> 00:01:07,956
‫- با اینکه چاق ـم بازم دوستم داری ؟
‫- نه ؟
‫- هیچی ؟

15
00:01:26,799 --> 00:01:29,278
‫خب ، لندن چطور بود ؟

16
00:01:29,279 --> 00:01:31,198
‫شورشِ مردم داغونش کرده

17
00:01:31,199 --> 00:01:33,638
‫اسکله‌های "پاپلار" همه اعتصاب کردن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسکله‌هایی در لندن)</font>

18
00:01:33,639 --> 00:01:35,959
‫دوستامون چیزی رو که
‫خواسته بودیم بهمون دادن ؟

19
00:01:39,039 --> 00:01:41,438
‫- چقدره ؟
‫- ۲۰۰لیره

20
00:01:41,439 --> 00:01:43,238
‫کی اومد سرِ قرار ؟

21
00:01:43,239 --> 00:01:45,638
‫یه رابط از سفارتِ روسیه

22
00:01:45,639 --> 00:01:47,159
‫توی یک رستورانِ چینی

23
00:01:48,399 --> 00:01:50,878
‫انقلابِ ما بین‌المللی شده

24
00:01:50,879 --> 00:01:52,119
‫و هر روز هم بزرگتر میشه

25
00:01:52,500 --> 00:01:53,500
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

26
00:01:54,500 --> 00:02:00,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۱ : قسمت ۴</font>

27
00:02:01,100 --> 00:02:02,100
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

28
00:02:07,262 --> 00:02:10,998
‫ارمیا"..."ارمیا" ، چه خبر شده ؟"

29
00:02:11,199 --> 00:02:13,798
‫خواهرت و "فـرِدی" امروز صبح برگشتن

30
00:02:13,799 --> 00:02:15,798
‫سعی کردم دنبالشون کنم

31
00:02:15,799 --> 00:02:18,438
‫اما "فــرِدی" استادِ مخفی شدن ـه

32
00:02:18,439 --> 00:02:20,478
‫مثلِ یک ماهی ــه

33
00:02:20,479 --> 00:02:22,439
‫پس به ماهیگیریت ادامه بده ، خب ؟

34
00:02:43,200 --> 00:02:46,100
‫تا پسرِ سرِ موقعیت قرار نگرفته
‫همینجا می‌مونیم

35
00:02:48,639 --> 00:02:51,399
‫- آخرین رای‌گیری
‫- با پولِ قرضی ــت شرط نبند چارلی

36
00:02:53,239 --> 00:02:55,638
‫دیگه شروع شد آقایون

37
00:02:55,639 --> 00:02:56,479
‫شرط بندی تموم شد

38
00:02:58,519 --> 00:03:00,678
‫- من سرِ وقت اومده بودم
‫- تمومه

39
00:03:00,679 --> 00:03:02,438
‫بهم اخطار دادن . به این شرط نیاز دارم

40
00:03:02,439 --> 00:03:04,278
‫- مسابقه شروع شده
‫- خواهش می‌کنم

41
00:03:04,279 --> 00:03:06,118
‫نه

42
00:03:06,119 --> 00:03:07,278
‫باشه

43
00:03:07,279 --> 00:03:08,758
‫بندازینش بیرون

44
00:03:08,759 --> 00:03:12,479
‫- گفتم نمیشه . حالا بزن به چاک
‫- باشه ، باشه . میرم

45
00:03:29,279 --> 00:03:31,399
‫شب خوش رفقا . فردا می‌بینمتون

46
00:03:52,439 --> 00:03:53,478
‫روز خوبیه

47
00:03:53,479 --> 00:03:54,558
‫جـان" کجاست ؟"

48
00:03:54,559 --> 00:03:56,478
‫"تو میخونه‌ی "گریسـون

49
00:03:56,479 --> 00:03:59,159
‫گفتش می‌خواد برای یه موضوع
‫مربوط به خونواده ما رو ببینه

50
00:04:00,279 --> 00:04:01,718
‫بعد اینکه حرفاشو زد

51
00:04:01,719 --> 00:04:04,558
‫برمیگرده و با "اسکودبوت" از اینجا مراقبت می‌کنن

52
00:04:04,559 --> 00:04:08,639
‫- اسکودبوت" ، "جان" ۱۰ دقیقه‌ی دیگه اینجاست"
‫- پنج دقیقه

53
00:04:37,799 --> 00:04:38,799
‫صبر کن

54
00:04:46,879 --> 00:04:47,999
‫آفرین پسر

55
00:05:06,319 --> 00:05:07,319
‫"جـان"

56
00:05:18,119 --> 00:05:19,719
‫بندازش . بندازش

57
00:05:22,039 --> 00:05:24,398
‫"به‌خاطر جریان "چلتنهام

58
00:05:24,399 --> 00:05:27,318
‫فقط چیزی که مالِ ماست رو برمیگردونیم

59
00:05:27,319 --> 00:05:29,439
‫اینجا پُرِ پوله . همه جا رو بگردین

60
00:05:36,159 --> 00:05:38,198
‫خب "جان" ، الان فقط...نه

61
00:05:38,199 --> 00:05:40,918
‫الان فقط یه نفر داره
‫از خونه نگهبانی میده

62
00:05:40,919 --> 00:05:42,159
‫مشکل ــت چیه ؟

63
00:05:44,639 --> 00:05:48,398
‫پال" ، میدونی که از وقتی "مارتا" مُرده"
‫اوضاع احوالم چطور بوده

64
00:05:48,399 --> 00:05:50,398
‫خدا اول خوب‌ها رو می‌بره

65
00:05:50,399 --> 00:05:54,559
‫حقیقتش اینه که بچه‌هام
‫دیگه پدرمو درآوردن

66
00:05:56,079 --> 00:05:58,399
‫همیشه با پابرهنه با سگ‌ها
‫اینو اونور میرن

67
00:06:00,359 --> 00:06:02,958
‫پال" ، ده شیلینگ بهش بده چندتا کفش بخره"
‫همین بود "جان" ؟

68
00:06:02,959 --> 00:06:05,439
‫تامی ، بدون تو بهتر می‌تونستیم اینو حل کنیم

69
00:06:07,399 --> 00:06:08,599
‫خب ، منظورت چیه ؟

70
00:06:10,719 --> 00:06:13,379
‫بچه‌ها مادر می‌خوان

71
00:06:16,439 --> 00:06:18,439
‫برای همین می‌خوام ازدواج کنم

72
00:06:19,759 --> 00:06:22,158
‫این دخترِ بیچاره میدونه
‫می‌خوای باهاش ازدواج کنی

73
00:06:22,159 --> 00:06:25,318
‫یا می‌خوای یهو بهش بگی ؟

74
00:06:25,319 --> 00:06:28,718
‫ازش خواستگاری کردم
‫و اونم بله رو گفته

75
00:06:28,719 --> 00:06:32,259
‫یه گلوله توپ قراره فرود بیاد و منفجر بشه

76
00:06:35,439 --> 00:06:38,399
‫اون "لیزی استارک"ــه

77
00:06:42,639 --> 00:06:45,198
‫جان" ، "لیزی استارک" زنِ قوی ـه"

78
00:06:45,199 --> 00:06:48,478
‫مطمئنم بهترین خدماتش رو
‫به مشتری‌هاش ارائه میده

79
00:06:48,479 --> 00:06:50,038
‫نمی‌خوام اون کلمه رو بشنوم

80
00:06:50,039 --> 00:06:53,558
‫فهمیدی ؟ اون کلمه رو نگو

81
00:06:53,559 --> 00:06:54,879
‫کدوم کلمه رو میگی "جان" ؟

82
00:06:56,199 --> 00:06:57,598
‫خودت میدونی چه کلمه‌ای رو میگم

83
00:06:57,599 --> 00:06:59,478
‫همه میدونن که

84
00:06:59,479 --> 00:07:01,998
‫همه می‌تونن برن به درک

85
00:07:01,999 --> 00:07:04,598
‫منظورت "جنده" ـست یا "فاحشه" ؟

86
00:07:04,599 --> 00:07:06,438
‫اون یکی دیگه چی ؟

87
00:07:06,439 --> 00:07:08,878
‫خب ، از الان بگم که

88
00:07:08,879 --> 00:07:11,558
‫"اگه هر کس یه بار دیگه بهش بگه "جنده

89
00:07:11,559 --> 00:07:14,038
‫لوله‌ی هفت تیرم رو میزارم توی دهنش

90
00:07:14,039 --> 00:07:17,758
‫و یه کاری می‌کنم اون کلمه
‫دوباره از همون گلوش به سمتِ سینه ـش بره

91
00:07:17,759 --> 00:07:21,118
‫مردها و کیرهاشون هیچ‌وقت
‫دست از متحیر کردن من برنمیدارن

92
00:07:21,119 --> 00:07:24,478
‫جان" ، "لیزی استارک" تو عمرش"
‫یه روز هم ایستاده کار نکرده

93
00:07:24,479 --> 00:07:27,478
‫اون تغییر کرده . مردم تغییر می‌کنن

94
00:07:27,479 --> 00:07:29,918
‫مثلاً مذهبشون

95
00:07:29,919 --> 00:07:32,678
‫اون "لیزی استارک" مذهب سرش میشه ؟

96
00:07:32,679 --> 00:07:35,998
‫نه . مذهب سرش نمیشه اما...

97
00:07:35,999 --> 00:07:38,198
‫اون منو دوست داره

98
00:07:38,199 --> 00:07:42,039
‫گوش کن تامی
‫من بدونِ دعای خیر تو این‌کار رو نمی‌کنم

99
00:07:43,759 --> 00:07:45,799
‫بین تمام مردمِ دنیا

100
00:07:47,559 --> 00:07:49,359
‫می‌خوام که تو

101
00:07:50,999 --> 00:07:52,078
‫اینو به عنوان شجاعت ببینی

102
00:07:52,079 --> 00:07:53,518
‫آره ، شجاعت ـه . خیلی هم درسته

103
00:07:53,519 --> 00:07:56,638
‫این شجاعت چیزیه که هیچ مردی
‫تا حالا انجامش نداده

104
00:07:56,639 --> 00:08:00,918
‫"و با "لیزی استارک" "جان
‫کاری که می‌کنی اصلا اسمش شجاعت نیست

105
00:08:00,919 --> 00:08:02,919
‫ببین تامی ، بهش به عنوان عضو جدید
‫خانواده خوشامد بگو

106
00:08:04,199 --> 00:08:06,159
‫به عنوان کسی که زندگی سختی داشته

107
00:08:07,759 --> 00:08:09,719
‫ببین ، من به یکی نیاز دارم

108
00:08:11,759 --> 00:08:14,758
‫بچه‌ها به یکی نیاز دارن

109
00:08:14,759 --> 00:08:17,158
‫تامی ، دخلمون اومد

110
00:08:17,159 --> 00:08:18,359
‫چی ؟

111
00:08:25,559 --> 00:08:27,878
‫چه اتفاق کوفتی اینجا افتاده ؟

112
00:08:27,879 --> 00:08:29,719
‫لــی"ها همه ـشون"

113
00:08:31,039 --> 00:08:33,879
‫برادرزاده‌ها ، پسرعمو ها ، حتی حرومزاده‌هاشون

114
00:08:34,959 --> 00:08:37,839
‫هر چیزی که به دستشون رسیده رو بردن

115
00:08:39,839 --> 00:08:40,959
‫۴تا صندوق پول

116
00:08:43,199 --> 00:08:44,558
‫اینو جا گذاشتن

117
00:08:44,559 --> 00:08:47,558
‫سیم‌چین...چرا باید یه سیم‌چین جا بذارن ؟

118
00:08:47,559 --> 00:08:48,639
‫کسی تکون نخوره

119
00:08:51,279 --> 00:08:53,438
‫فکر کنم دوستامون دارن بازی می‌کنن

120
00:08:53,439 --> 00:08:57,039
‫- بازیِ چی ؟
‫- عمه "پال" ، به چیزی دست نزن

121
00:08:59,519 --> 00:09:01,079
‫اراسموس لـــی" توی فرانسه بود"

122
00:09:02,279 --> 00:09:03,319
‫گُه

123
00:09:07,999 --> 00:09:10,039
‫وقتی که منطقه رو به آلمان‌ها باختیم

124
00:09:12,079 --> 00:09:14,879
‫تله‌های انفجاری ـمون رو اونجا گذاشتیم
‫با سیم عمل می‌کردن

125
00:09:16,239 --> 00:09:19,159
‫به عنوان یه شوخی
‫سیم‌چین‌ها رو جا گذاشتیم

126
00:09:20,759 --> 00:09:24,479
‫- اینجا باید یه نارنجک دستی باشه
‫- مسیحِ مقدس

127
00:09:26,039 --> 00:09:27,599
‫که به یک سیم وصل شده

128
00:09:30,159 --> 00:09:33,999
‫هیچ صندلی رو تکون ندین
‫یا دری رو باز نکنین

129
00:09:37,879 --> 00:09:39,599
‫آروم "جان" . آروم

130
00:09:41,439 --> 00:09:43,439
‫نه . اینجا نیست پسرا

131
00:09:45,599 --> 00:09:48,358
‫اگه اینجا بود تا الان ترکیده بود

132
00:09:48,359 --> 00:09:51,639
‫"روی اون گلوله که "اراسموس
‫فرستاده بود اسمِ من بود

133
00:09:53,159 --> 00:09:54,439
‫فقط داره برامون تله می‌سازه

134
00:09:57,959 --> 00:09:59,839
‫اما این تله رو فقط برای من درست کرده

135
00:10:13,119 --> 00:10:14,279
‫"فین"

136
00:10:16,039 --> 00:10:17,639
‫"همونجایی که هستی بمون "فین

137
00:10:19,559 --> 00:10:20,999
‫داشتم تظاهر می‌کردم که تو هستم

138
00:10:24,039 --> 00:10:26,118
‫از کدوم در سوار شدی "فــین" ؟

139
00:10:26,119 --> 00:10:27,639
‫هیچ‌کدوم . از بالا اومدم

140
00:10:29,839 --> 00:10:34,719
‫می‌خوام از همونجا هم بیای بیرون . باشه ؟

141
00:10:36,639 --> 00:10:37,799
‫"نه ، نه . "فین

142
00:10:39,439 --> 00:10:40,879
‫برین کنار

143
00:10:45,839 --> 00:10:48,479
‫چی شد ؟ شما خوبین ؟
‫اون می‌تونست همه ـمون رو بکشه

144
00:11:03,799 --> 00:11:07,438
‫نباید دیگه تظاهر کنی که مثل منی

145
00:11:07,439 --> 00:11:09,239
‫باشه ؟ باشه ؟

146
00:11:46,559 --> 00:11:48,239
‫دَه دقیقه برات باهاش جور کردم

147
00:11:50,879 --> 00:11:52,278
‫حداقل می‌تونی یه تشکر بکنی

148
00:11:52,279 --> 00:11:55,319
‫این‌روزها دیدنِ پاپ از این آسون‌ترـه

149
00:12:25,799 --> 00:12:28,278
‫دستات رو بزار روی انجیل

150
00:12:28,279 --> 00:12:29,399
‫اعتقادی بهش ندارم

151
00:12:31,119 --> 00:12:32,639
‫به‌هرحال تا اینجا نیومدم که دروغ بگم

152
00:12:34,399 --> 00:12:35,959
‫این جنگ داره همه ـمون رو داغون می‌کنه

153
00:12:38,500 --> 00:12:40,700
‫یک بچه تقریباً مرده بود

154
00:12:43,600 --> 00:12:44,100
‫یک بچه

155
00:12:44,199 --> 00:12:46,278
‫همه ـتون بچه‌این

156
00:12:46,279 --> 00:12:48,118
‫حرفم رو زدم

157
00:12:48,119 --> 00:12:50,599
‫آدمات خواستن منو بکشن
‫موفق نشدن

158
00:12:55,500 --> 00:12:58,500
‫من با یه پیشنهاد اومدم اینجا

159
00:13:01,700 --> 00:13:03,600
‫فکر می‌کردم باهم هم‌پیمان هستین

160
00:13:04,100 --> 00:13:06,400
‫می‌خوام بهش خیانت کنم

161
00:13:06,437 --> 00:13:08,998
‫تعجبی نیست چرا انجیل رو لمس نکردی

162
00:13:08,999 --> 00:13:11,678
‫- بلندپروازی‌هایی دارم
‫- می‌خوای جاشو با ما عوض کنی

163
00:13:11,679 --> 00:13:13,238
‫به پسرات نیاز دارم

164
00:13:13,239 --> 00:13:14,518
‫برای چی ؟

165
00:13:14,519 --> 00:13:16,678
‫کیمبر" هیچی نمی‌فهمه"

166
00:13:16,679 --> 00:13:19,038
‫حسابدارش مسابقه‌ها رو اداره می‌کنه

167
00:13:19,039 --> 00:13:22,079
‫دارم چندتا آدم زرنگ جمع می‌کنم
‫اما چندتا آدم قوی هم لازم دارم

168
00:13:23,399 --> 00:13:25,958
‫پسرات باید اینو بدونن

169
00:13:25,959 --> 00:13:28,518
‫ما یکی از برنده‌های ۳تا مسابقه‌ایم

170
00:13:28,519 --> 00:13:30,558
‫حتی قبل از اینکه مسابقات شروع بشه

171
00:13:30,559 --> 00:13:32,638
‫احتیاجی هم به جادو جمبل نیست

172
00:13:32,639 --> 00:13:33,918
‫به چیزی که میگم یقین دارم

173
00:13:33,919 --> 00:13:36,478
‫اومدی میگی که می‌خوای
‫یکی رو زمین بزنی

174
00:13:36,479 --> 00:13:38,599
‫در همین حال بهم میگی
‫که باید بهت اعتماد کنم

175
00:13:41,639 --> 00:13:44,199
‫از سمتِ مادری ما خویشاوندیم

176
00:13:47,700 --> 00:13:51,200
‫بیا درباره مسائل خونوادگی حرف بزنیم

177
00:13:59,719 --> 00:14:00,959
‫می‌تونی پشتم رو بکشی آیدا ؟

178
00:14:04,399 --> 00:14:05,519
‫آیدا ؟

179
00:14:07,759 --> 00:14:09,718
‫میدونم توی پاکت چی بود

180
00:14:09,719 --> 00:14:12,318
‫دیدم پول بود

181
00:14:12,319 --> 00:14:16,318
‫اون یارو هم که توی لندن دیدیم
‫و گفتی که فرانسویه

182
00:14:16,319 --> 00:14:18,718
‫اون روسی بود
‫"احمق که نیستم "فرِدی

183
00:14:18,719 --> 00:14:21,278
‫چطوریه که خطراتش مالِ توئه

184
00:14:21,279 --> 00:14:23,998
‫ولی پول‌ها گیر "استنلی چپمن" میاد؟

185
00:14:23,999 --> 00:14:25,119
‫حتماً یه دلیلی داره

186
00:14:26,519 --> 00:14:28,078
‫چشم‌هات کور شده

187
00:14:28,079 --> 00:14:30,438
‫اگه برادرهات ربطی با این موضوع داشته باشن
‫حتما کور میشم

188
00:14:30,439 --> 00:14:33,158
‫ربطی به اونا نداره
‫این موضوع راجع به توئه

189
00:14:33,159 --> 00:14:36,459
‫و من و این

190
00:14:39,999 --> 00:14:41,659
‫"تو خیالبافی "فرِدی

191
00:14:43,559 --> 00:14:47,598
‫پولا رو عروس می‌کنی
‫درحالیکه خودمون داریم اینجا می‌پوسیم

192
00:14:47,599 --> 00:14:49,339
‫و همیشه هم از انقلاب میگی

193
00:14:50,839 --> 00:14:52,119
‫باید بدونم

194
00:14:55,999 --> 00:14:58,279
‫تو به کی وفاداری "فــرِدی" ؟

195
00:15:01,399 --> 00:15:02,919
‫گفتم "به کی وفاداری" ؟

196
00:15:42,759 --> 00:15:44,799
‫تو ربطی با این موضوع داشتی؟

197
00:15:46,319 --> 00:15:48,918
‫از یکی از آشناها سراغ یه آدرس رو گرفتم

198
00:15:48,919 --> 00:15:51,718
‫گفتش فقط به صورت فرد ناشناس بهم میدتش

199
00:15:51,719 --> 00:15:54,159
‫از عواقبش می‌ترسید

200
00:15:55,399 --> 00:15:59,359
‫- آدرس کی هست ؟
‫- تامی ، دوست دارم بهت یک استراتژی پیشنهاد کنم

201
00:16:20,959 --> 00:16:24,039
‫تو پیغامت نوشته بودی یه آدرس برام داری

202
00:16:28,919 --> 00:16:30,399
‫یه خبر از طرف یه ناشناس

203
00:16:31,839 --> 00:16:33,639
‫"آدرسِ "استنلی چپمن

204
00:16:35,679 --> 00:16:37,958
‫بهم قولِ "فـرِدی تورن" رو داده بودی

205
00:16:37,959 --> 00:16:41,478
‫- به جای "فـرِدی تورن" اینو میدم بهت
‫- معامله بی‌معامله

206
00:16:41,479 --> 00:16:45,479
‫بازرس ، "استنلی چپمن" هدف بزرگتری
‫از "فرِدی تـورن" ــه

207
00:16:48,479 --> 00:16:50,999
‫درحال حاضر ۲۰۰ لیره پول نقد
‫تو دست و بالش داره

208
00:16:52,039 --> 00:16:55,359
‫که توسط دولت روسیه
‫به حزب کمونیست‌ها داده شده

209
00:16:57,239 --> 00:16:58,838
‫درسته

210
00:16:58,839 --> 00:17:01,118
‫چمپن" ریگ تو کفشش داره"

211
00:17:01,119 --> 00:17:02,639
‫و تو فقط باید پیداش کنی

212
00:17:04,039 --> 00:17:06,119
‫اگه حرفی بزنه تو مدرکت رو پیدا می‌کنی

213
00:17:07,799 --> 00:17:09,159
‫حتی شاید اون مدال رو گرفتی

214
00:17:10,959 --> 00:17:12,439
‫حالا

215
00:17:13,719 --> 00:17:15,679
‫قبل از اینکه آدرس رو بهت بدم

216
00:17:17,039 --> 00:17:18,319
‫می‌خوام قول بدی

217
00:17:19,839 --> 00:17:24,119
‫که میزاری "فرِدی تورن" و خواهرم
‫شهر رو ترک کنن

218
00:17:27,879 --> 00:17:29,919
‫باشه . قول میدم

219
00:17:35,759 --> 00:17:38,198
‫قراردادِ متارکه‌ی جنگ ـمون
‫برای جفت ـمون

220
00:17:38,199 --> 00:17:39,859
‫پربار بوده بازرس

221
00:17:41,759 --> 00:17:44,398
‫من اطلاعات و امنیت

222
00:17:44,399 --> 00:17:46,679
‫گیرم میاد و تو...

223
00:17:48,479 --> 00:17:49,599
‫خب...

224
00:17:50,879 --> 00:17:52,399
‫تو هم "بلشویک"ها گیرت میاد

225
00:17:57,199 --> 00:17:58,879
‫فشار کار هم زیاد شده

226
00:18:01,799 --> 00:18:05,599
‫متاسفانه صبر آقای "چرچیل" تموم شده

227
00:18:07,399 --> 00:18:08,399
‫و می‌ترسم که...

228
00:18:10,759 --> 00:18:13,039
‫اگه اون اسلحه‌های دزدی رو بهم پس ندی

229
00:18:14,519 --> 00:18:16,678
‫من جایگزین میشم

230
00:18:16,679 --> 00:18:19,238
‫مطمئناً اون‌موقع پایانِ کارِ من فرا میرسه

231
00:18:19,239 --> 00:18:21,838
‫هر وقت کارم با "کیمبر" تموم شد

232
00:18:21,839 --> 00:18:24,118
‫تفنگ‌ها هم برمیگرده
‫قرارمون همین بود

233
00:18:24,119 --> 00:18:26,339
‫پس من کاملاً در اختیار توئم

234
00:18:28,599 --> 00:18:29,879
‫همه کارت‌ها دست توئه

235
00:18:31,399 --> 00:18:35,398
‫اما امیدوارم تا قبل از اینکه

236
00:18:35,399 --> 00:18:39,558
‫تفنگ‌ها رو بهم برگردونی
‫حکمِ جایگزینی ـم صادر نشه

237
00:18:39,559 --> 00:18:41,399
‫اینو به‌خاطر خودت میگم چون...

238
00:18:43,119 --> 00:18:46,519
‫اگه اخراج بشم و تقصیرِ تو هم باشه

239
00:18:49,119 --> 00:18:51,119
‫کاری می‌کنم که مرغ‌های آسمون برات گریه کنن

240
00:18:53,959 --> 00:18:56,199
‫من خیلی کینه‌ای هستم

241
00:18:58,319 --> 00:19:01,758
‫مثلاً آخرین روزی که قدرت تو دستامه

242
00:19:01,759 --> 00:19:05,678
‫سرِ تو و برادرهای تفاله ـت رو می‌بینم

243
00:19:05,679 --> 00:19:08,999
‫که با تبر و نیزه داغ میشن

244
00:19:11,559 --> 00:19:12,639
‫خواهرت هم همینطور

245
00:19:14,199 --> 00:19:17,199
‫اون بچه‌ی توی شکمش
‫هم هیچ تاثیری روی من نمیذاره

246
00:19:18,479 --> 00:19:20,039
‫"فقط برادر کوچکت "فــین

247
00:19:21,279 --> 00:19:23,279
‫صدمه‌ای نمی‌بینه

248
00:19:24,399 --> 00:19:28,918
‫اون به عنوان یک نوجوون دستگیر میشه

249
00:19:28,919 --> 00:19:31,319
‫و به قسمت زندان بزرگسالان میره

250
00:19:32,679 --> 00:19:36,359
‫که اونجا پسرایی مثل اون طرفدار زیادی دارن

251
00:19:38,359 --> 00:19:41,279
‫"واقعاً که چه روز تاریکی خواهد بود آقای "شلبی

252
00:19:43,079 --> 00:19:45,959
‫اگه قبل از تصمیم ـت
‫حکم اخراجی من بیاد

253
00:19:47,279 --> 00:19:48,359
‫فهمیدی ؟

254
00:19:51,439 --> 00:19:52,719
‫اینم بدون که...

255
00:19:55,399 --> 00:19:56,919
‫زمان داره می‌گذره

256
00:20:45,799 --> 00:20:49,279
‫"پلیسه "استنلـی" . پاشو "استنلی

257
00:20:51,919 --> 00:20:54,159
‫- شما بازداشتین
‫- حرومزاده‌ها

258
00:21:04,239 --> 00:21:05,519
‫ببین چی پیدا کردیم

259
00:21:07,479 --> 00:21:09,959
‫"به نظر میرسه که "استنلی چپمن
‫واقعاً ریگ تو کفشش داره

260
00:21:19,999 --> 00:21:21,159
‫"آقای "چپمن

261
00:21:22,879 --> 00:21:23,959
‫به گاییدن رفتی

262
00:21:39,199 --> 00:21:42,559
‫هنوز اعتراف نمی‌کنه که از کجا اومده

263
00:21:44,799 --> 00:21:48,959
‫مطمئنم با یک نوع اجبار
‫اون هر چیزی رو که میدونه بهمون میگه

264
00:21:50,319 --> 00:21:52,919
‫"مثلاً محل استقرارِ "فـرِدی تورن

265
00:21:54,199 --> 00:21:56,519
‫- قربان ؟
‫- صورتت مثل یه عکس شده

266
00:21:57,599 --> 00:21:59,758
‫فکر می‌کردم معامله کردین

267
00:21:59,759 --> 00:22:01,558
‫همین فکر رو می‌کردی

268
00:22:01,559 --> 00:22:02,959
‫خب ، شما قول دادین

269
00:22:04,279 --> 00:22:05,439
‫قول دادم ؟

270
00:22:09,479 --> 00:22:12,878
‫مردم ابله روزگار به چه
‫چیزایی فکر می‌کنن

271
00:22:12,879 --> 00:22:14,919
‫به کی قول دادم ؟

272
00:22:16,399 --> 00:22:17,799
‫به "پیکی بلایندرز" ؟

273
00:22:19,879 --> 00:22:22,958
‫حالا برین و از آقای "چپمن" بازجویی کنین

274
00:22:22,959 --> 00:22:26,039
‫تا بگه "فرِدی تورن" و همسرش
‫کجا قایـم شدن

275
00:22:27,679 --> 00:22:30,599
‫منبع اون پول در درجه‌ی دوم اهمیت داره

276
00:22:32,759 --> 00:22:35,959
‫فکر می‌کنی مبارزه‌ی من
‫با "شلبـی" شخصی شده ؟

277
00:22:37,319 --> 00:22:39,198
‫درسته

278
00:22:39,199 --> 00:22:41,319
‫"به قولِ لندنی‌ها "زدی تو خال

279
00:22:42,879 --> 00:22:47,038
‫حالا برو و از آقای "چپمن" بازجویی کن

280
00:22:47,039 --> 00:22:49,919
‫و اصلاً هم باهاش ملایم رفتار نکن

281
00:22:51,399 --> 00:22:52,559
‫بله قربان

282
00:23:24,879 --> 00:23:26,319
‫امروز تولدشه

283
00:23:29,279 --> 00:23:30,399
‫میدونم که هیچ‌وقت یادت نمیره

284
00:23:31,359 --> 00:23:34,118
‫پس خوش به حالم که تو پاسبون نیستی

285
00:23:34,119 --> 00:23:35,478
‫چی می‌خوای ؟

286
00:23:35,479 --> 00:23:36,439
‫اومدم بهت هشدار بدم

287
00:23:38,479 --> 00:23:40,918
‫استنلی چپمن" رو گرفتن"

288
00:23:40,919 --> 00:23:43,838
‫از کجا میدونی ؟
‫پلیس این اطلاعات رو لـو نمیده

289
00:23:43,839 --> 00:23:47,958
‫میدونم چون من و تامی لوش دادیم
‫تامی یه معامله کرده

290
00:23:47,959 --> 00:23:52,158
‫در عوض عبور از مرز امن برای تو و آیدا
‫اون "استنلـی" و پول‌ها رو بهش داده

291
00:23:52,159 --> 00:23:53,359
‫پول ؟ کدوم پول ؟

292
00:23:57,039 --> 00:23:59,599
‫- که بهت درباره‌ی پول گفت ؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی ؟

293
00:24:01,719 --> 00:24:04,878
‫آره . ایده‌ی آیدا بود
‫برای بیرون اومدن از اون

294
00:24:04,879 --> 00:24:07,559
‫سوراخ موش که توش نگه ـش میداری
‫اینقدر بیچاره شده

295
00:24:10,039 --> 00:24:13,398
‫براش مهم نبود که بفهمی . فقط نمی‌خواست
‫وقتی اینو می‌فهمی اینجا باشه

296
00:24:13,399 --> 00:24:16,238
‫بعضی وقت‌ها زن‌ها باید امور رو دست بگیرن
‫مثل موقع جنگ

297
00:24:16,239 --> 00:24:18,478
‫شما "شلبی"‌ها کوفتی
‫فکر می‌کنین کی هستین؟

298
00:24:18,479 --> 00:24:20,639
‫روی قبر مادرت ناسزا نگو

299
00:24:22,879 --> 00:24:25,518
‫سازِ خودتون رو میزنین
‫و انتظار دارین تمام مردم هم باهاش برقصن

300
00:24:25,519 --> 00:24:28,678
‫"برای این چیزا وقت نداری "فـرِدی

301
00:24:28,679 --> 00:24:30,718
‫شما برای من معامله کردین ؟

302
00:24:30,719 --> 00:24:32,838
‫خودت رو گنده نکن . به‌خاطر آیدا کردیم

303
00:24:32,839 --> 00:24:35,758
‫و فکر می‌کنی این پاسبونه
‫رو حرف ـش می‌مونه ؟

304
00:24:35,759 --> 00:24:39,118
‫اگه بمونه جات امن ـه
‫اگه نمونه "چپمن" لوت میده

305
00:24:39,119 --> 00:24:41,679
‫در هر صورت باید از شهر بری

306
00:24:42,919 --> 00:24:45,158
‫- چقدر مرتب
‫- پس برو

307
00:24:45,159 --> 00:24:47,758
‫به جز اینکه یه اشتباهی کردی

308
00:24:47,759 --> 00:24:51,558
‫استنلی" نمی‌تونه آدرس منو لو بده"
‫چون نمیدونه من کجام

309
00:24:51,559 --> 00:24:53,278
‫اینطوریاست

310
00:24:53,279 --> 00:24:55,079
‫هیچ‌کدوممون آدرس‌های همدیگه رو بلد نیست

311
00:24:56,479 --> 00:24:58,359
‫تو فقط وقت ـت رو تلف کردی

312
00:25:00,199 --> 00:25:04,358
‫اونو برای اطلاعاتی که نداره
‫میزنن و میزنن

313
00:25:04,359 --> 00:25:07,359
‫شما فقط حکم مرگ یک
‫مردِ خوب رو امضا کردین

314
00:25:09,679 --> 00:25:11,118
‫پس نمیری

315
00:25:11,119 --> 00:25:13,518
‫نه . به هیچ وجه نمیرم

316
00:25:13,519 --> 00:25:17,439
‫اگه می‌خواین از بیرمنگهام برم بیرون
‫باید تو یه تابوت چوبی باشه

317
00:25:22,759 --> 00:25:25,519
‫دستت رو روی آیدای ما بلند بکنی
‫خودم میذارمت توی اون تابوت چوبی

318
00:25:36,759 --> 00:25:38,679
‫"بچه‌ی کله شقی بزرگ کردی "آیرین

319
00:26:06,839 --> 00:26:09,639
‫شما گفتین ادامه بدم
‫می‌خواستم تمومش کنم

320
00:26:10,839 --> 00:26:12,959
‫یه‌جور مرض داره

321
00:26:18,559 --> 00:26:19,959
‫تو هم کشتیش ؟

322
00:26:21,679 --> 00:26:22,999
‫بهت آدرسی داد ؟

323
00:26:24,279 --> 00:26:27,038
‫چِت شده ؟ اون از پله‌ها افتاده

324
00:26:27,039 --> 00:26:29,598
‫اینجا "بلفستِ" خراب شده نیست

325
00:26:29,599 --> 00:26:32,958
‫هنوز نه ولی اگه مردایی مثل
‫این راهشون رو پیدا کنن به زودی میشه

326
00:26:32,959 --> 00:26:37,559
‫پس چندتا پله پیدا کن و ازش پرتش کن پایین
‫و بعدش مامورهای تشخیص علت مرگ رو خبر کن

327
00:26:39,679 --> 00:26:41,758
‫از "گرِیسون" استفاده کن

328
00:26:41,759 --> 00:26:43,398
‫اگه سوال بی‌موردی پرسید

329
00:26:43,399 --> 00:26:45,879
‫درباره‌ی رفاه و آسایش معشوقه‌ـش
‫تو "سالتلِی" ازش بپرس

330
00:26:46,919 --> 00:26:48,039
‫همین خفه‌ـش می‌کنه

331
00:26:54,639 --> 00:26:57,558
‫حالم بد میشه وقتی فکر می‌کنم که
‫قبلا تو همچین آشغالدونی زندگی می‌کردم

332
00:26:57,559 --> 00:26:59,358
‫حیوون‌های لعنتی

333
00:26:59,359 --> 00:27:01,719
‫ولی "شلبی"‌ها واقعا دارن یه کار
‫خارق‌العاده برامون انجام میدن

334
00:27:03,559 --> 00:27:05,838
‫الان ۸تا مسابقه‌ای میشه که
‫حتی یه پنی هم از

335
00:27:05,839 --> 00:27:07,838
‫دفترهای شرط بندی از دست ندادیم

336
00:27:07,839 --> 00:27:09,278
‫شرط بندی‌ها داره خوب پیش میره

337
00:27:09,279 --> 00:27:10,879
‫پس یه استخون برای سگ ـه میندازیم

338
00:27:12,319 --> 00:27:13,359
‫فکر کنم

339
00:27:19,879 --> 00:27:23,639
‫آقای "کیمبر" ، آقای رابرتز
‫بیاین و یه نگاه به اطراف بندازین

340
00:27:31,199 --> 00:27:32,558
‫بعد از شما

341
00:27:32,559 --> 00:27:33,678
‫"بجنب "فرِد

342
00:27:33,679 --> 00:27:36,398
‫با این غذای که برای ناهار خوردی
‫میشه نصف بیرمنگهام رو سیر کرد

343
00:27:36,399 --> 00:27:38,399
‫برگرد سر کارِت

344
00:27:41,159 --> 00:27:43,278
‫شنیدیم که "لـــی‌"ها بهتون حمله کردن

345
00:27:43,279 --> 00:27:45,959
‫"نباید به شایعه‌ها گوش کنین آقای "کیمبر
‫از اینطرف

346
00:27:49,119 --> 00:27:50,319
‫کار و کاسبی خوبه

347
00:27:51,559 --> 00:27:54,478
‫مخصوصا از وقتی که قبل از اینکه
‫احتمالات رو تعیین کنی

348
00:27:54,479 --> 00:27:58,079
‫- میدونی که کدوم اسب برنده میشه
‫- به‌خاطر اطلاعاتتون خیلی ازتون ممنونیم

349
00:28:00,679 --> 00:28:02,279
‫درسته . حالا کجان؟

350
00:28:03,399 --> 00:28:07,719
‫جان" ، "لوولاک" ، "اسکودبوت" ، بیاین اینجا"

351
00:28:11,439 --> 00:28:13,278
‫این تیم من ـه

352
00:28:13,279 --> 00:28:17,238
‫"طبق میل شما عمل می‌کنن آقای "کیمبر

353
00:28:17,239 --> 00:28:19,398
‫جان" مسئول حساب کتاب ماست"
‫اسکودبوت پول‌ها رو تحویل می‌گیره

354
00:28:19,399 --> 00:28:21,519
‫و البته محافظین خودمون رو میاریم

355
00:28:24,839 --> 00:28:28,719
‫واریک" ، شنبه آینده حداقل پنجاه یارد"
‫با چادر آبجو فاصله داشته باشین

356
00:28:55,759 --> 00:28:56,799
‫آقایون

357
00:28:58,279 --> 00:28:59,279
‫و بانو

358
00:29:00,999 --> 00:29:05,238
‫تو دست‌هام یه جواز شرط بندی قانونی دارم

359
00:29:05,239 --> 00:29:06,599
‫بوسیله‌ی هیئت نظارت صادر شده

360
00:29:08,839 --> 00:29:15,119
‫خونواده‌ی "شلبی" اولین قدم قانونی شرط بندی خودشو برداشت

361
00:29:22,759 --> 00:29:24,838
‫"خیلی عالی شد "پال

362
00:29:24,839 --> 00:29:26,959
‫- مبارک باشه
‫- بفرما

363
00:29:28,959 --> 00:29:30,518
‫مبارک باشه

364
00:29:30,519 --> 00:29:33,239
‫سی ، چهل ، پنجاه

365
00:29:40,839 --> 00:29:43,758
‫این سیگارها بوی عجیبی دارن آرتور

366
00:29:43,759 --> 00:29:47,758
‫بوی آب فاسد شده رو میدن
‫و اینو نگاه کن

367
00:29:47,759 --> 00:29:50,198
‫موش‌ها بعضی‌هاشو خوردن

368
00:29:50,199 --> 00:29:51,918
‫دزدیده هستن ، مگه نه؟

369
00:29:51,919 --> 00:29:55,478
‫- سوال نپرس
‫- به‌خاطر اینکه تو یه قایق نگهشون داشتی بو میدن

370
00:29:55,479 --> 00:29:58,679
‫آخه تو چکار داری؟ حالا می‌تونی بیای
‫و حساب کتابم رو بررسی کنی لطفا؟

371
00:30:04,399 --> 00:30:07,398
‫میدونی ، باید اینجا رو از اول راه بندازی

372
00:30:07,399 --> 00:30:10,998
‫به‌طور مناسب انجامش بده
‫این سیگارها به درد فروش نمی‌خوره

373
00:30:10,999 --> 00:30:12,678
‫بوی "گالیپولی" رو میدن

374
00:30:12,679 --> 00:30:14,918
‫باید یه جا برای انبار کردنشون پیدا کنی

375
00:30:14,919 --> 00:30:16,719
‫باید یه جا دور از دسترس پاسبون‌ها باشه

376
00:30:17,879 --> 00:30:20,679
‫- ولی موش‌ها چی؟
‫- "همه باراندازها موش دارن "گرِیس

377
00:30:22,479 --> 00:30:25,559
‫- اگه بذارینشون تو یه انبار خشک چه اشکالی داره مگه؟
‫- دستور تامی ـه

378
00:30:27,639 --> 00:30:31,839
‫- چه دستوری؟
‫- همیشه کالاهای قاچاق رو نزدیک یه بارانداز نگه دارین

379
00:30:33,239 --> 00:30:34,478
‫مگه قایق‌ها رو نمی‌گردن؟

380
00:30:34,479 --> 00:30:37,358
‫تو انشعاب‌ها می‌بندیمشون

381
00:30:37,359 --> 00:30:39,558
‫برای همین چندتا راه فرار داریم

382
00:30:39,559 --> 00:30:43,079
‫برای یه مایل اصلا عقبو نگاه نمی‌کنیم
‫تا بتونیم اون آشغال‌ها رو سریع جابجا کنیم

383
00:30:44,479 --> 00:30:46,918
‫برادرت از قانون تبعیت نمی‌کنه
‫ولی برای خودش قانون‌هایی داره

384
00:30:46,919 --> 00:30:48,199
‫برادرت عجب مرد دقیق و باهوشیه

385
00:30:49,519 --> 00:30:51,599
‫- حساب کتابم درسته؟
‫- الان دیگه درسته

386
00:30:54,559 --> 00:30:56,118
‫یک

387
00:30:56,119 --> 00:30:57,758
‫دو

388
00:30:57,759 --> 00:30:59,599
‫سه و چهار

389
00:31:01,479 --> 00:31:03,199
‫و تک تکشون رو می‌گردیم

390
00:31:10,599 --> 00:31:14,519
‫خواهش می‌کنم خدایا
‫بذار اون چیزی که دنبالشم رو اینجا پیدا کنم

391
00:31:29,719 --> 00:31:33,279
‫یه دونه گلوله هم پیدا نشد قربان
‫فقط سیگار و ویسکی

392
00:31:43,759 --> 00:31:46,279
‫آرتور بهم گفت که داشتی درباره اینکه چطور

393
00:31:47,639 --> 00:31:50,278
‫کار و کاسبی‌مون رو اداره می‌کنیم سوال می‌پرسیدی

394
00:31:50,279 --> 00:31:52,838
‫و اینکه مشروب‌هامون رو از کجا میاریم
‫و کجا نگهشون میداریم

395
00:31:52,839 --> 00:31:54,199
‫فقط دارم سعی می‌کنم که کمک کنم

396
00:31:57,759 --> 00:31:58,999
‫بیا من و تو بریم قدم بزنیم

397
00:32:00,559 --> 00:32:02,119
‫- به کجا؟
‫- بجنب

398
00:32:12,239 --> 00:32:13,199
‫چرا اینجا؟

399
00:32:15,839 --> 00:32:18,439
‫تو یه دختر کاتولیک هستی ، مگه نه؟

400
00:32:19,999 --> 00:32:25,039
‫- آره
‫- خب پس میدونی که
‫مردم برای اعتراف کردن میان اینجا

401
00:32:26,639 --> 00:32:27,959
‫بعد از شما

402
00:32:39,079 --> 00:32:40,199
‫"خب ، اینم از این "گرِیس

403
00:32:42,319 --> 00:32:43,319
‫من اعتراف می‌کنم

404
00:32:45,839 --> 00:32:46,959
‫به یکی نیاز دارم

405
00:32:49,439 --> 00:32:52,078
‫کیمبر" یه مشاور داره به اسم رابرتز"

406
00:32:52,079 --> 00:32:53,798
‫خوب حرف میزنه

407
00:32:53,799 --> 00:32:56,038
‫حساب کتاب‌ها رو انجام میده

408
00:32:56,039 --> 00:33:00,159
‫- بخش قانونی کاسبی رو اداره می‌کنه
‫- و تو یکی مثل رابرتز می‌خوای

409
00:33:01,919 --> 00:33:05,838
‫- آرتور بهم میگه که تو عقلت خوب کار می‌کنه
‫- من نه حسابدارم و نه وکیل

410
00:33:05,839 --> 00:33:06,799
‫نه

411
00:33:08,239 --> 00:33:11,799
‫نه ولی تو یه چیزی هستی که من لارم دارم
‫کلاس داری

412
00:33:14,319 --> 00:33:17,118
‫یکی رو می‌خوام که تو جلسات مهم
‫خوب به نظر برسه

413
00:33:17,119 --> 00:33:18,758
‫"اِپسون" ، "اَسکات"

414
00:33:18,759 --> 00:33:21,918
‫- این یه مصاحبه برای گرفتن شغل ـه؟
‫- آرتور میگه با اعداد خوب کار می‌کنی

415
00:33:21,919 --> 00:33:24,439
‫خب ، این بی‌ربطه
‫خودش هیچی سرش نمیشه

416
00:33:25,999 --> 00:33:28,479
‫- تو نظم حساب‌ها رو حفظ می‌کنی
‫- اونا پرهرج و مرج بودن

417
00:33:29,679 --> 00:33:30,999
‫ولی تو یه دروغگویی

418
00:33:36,999 --> 00:33:38,878
‫هیچ دختر کاتولیکی وقتی وارد کلیسا میشه

419
00:33:38,879 --> 00:33:40,559
‫یادش نمیره تا علامت صلیب رو بکشه

420
00:33:43,119 --> 00:33:44,278
‫تو خیلی باهوش و دقیقی

421
00:33:44,279 --> 00:33:47,638
‫اول درباره‌ی اون میخونه که
‫توش کار می‌کردی بهم دروغ گفتی

422
00:33:47,639 --> 00:33:49,639
‫حالا می‌فهمم که یه پروتستان هستی

423
00:33:52,559 --> 00:33:53,638
‫مگه برات مهمه؟

424
00:33:53,639 --> 00:33:55,518
‫نه

425
00:33:55,519 --> 00:33:56,639
‫دروغ گفتم تا جا باز کنم

426
00:33:58,439 --> 00:34:01,398
‫تو مثل کسی که انگار داره بهش فکر می‌کنه
‫مشروب میریزی

427
00:34:01,399 --> 00:34:04,479
‫- این مصاحبه نیست . یه بازجویی ـه
‫- بشین

428
00:34:10,919 --> 00:34:12,159
‫"ببین "گرِیس

429
00:34:13,999 --> 00:34:17,639
‫تو سر از جایی درآوردی که بهش تعلق نداری
‫حالا به هر دلیلی که می‌خواد باشه

430
00:34:19,199 --> 00:34:21,719
‫- از بخت و اقبال من ـه
‫- و شاید مال من

431
00:34:28,319 --> 00:34:32,438
‫- میدونی که بیشتر کارهایی که می‌کنم غیرقانونیه
‫- کور که نیستم

432
00:34:32,439 --> 00:34:35,599
‫و با این وجود هنوز می‌خوای برای من کار کنی؟

433
00:34:37,599 --> 00:34:38,799
‫داری شغلو بهم پیشنهاد میدی؟

434
00:34:43,799 --> 00:34:44,879
‫پس من قبول می‌کنم

435
00:34:46,759 --> 00:34:48,999
‫یه چیز دیگه هم هست که باید بدونی

436
00:34:50,279 --> 00:34:53,079
‫مهم‌ترین جزئیات درباره‌ی دلیل اینکه
‫چرا می‌خوام برای من کار کنی

437
00:35:14,359 --> 00:35:15,399
‫نااُمیدم کردی

438
00:35:19,359 --> 00:35:20,439
‫استعفا میدی؟

439
00:35:23,199 --> 00:35:24,039
‫نه

440
00:35:25,399 --> 00:35:27,439
‫اشتیاقم برایی کار تازه بیشتر هم شد

441
00:35:34,279 --> 00:35:36,079
‫فردا اطراف رو بهت نشون میدم

442
00:35:48,959 --> 00:35:51,519
‫"لیزی"...سلام "لیزی"

443
00:35:53,839 --> 00:35:56,478
‫اون کیف به نظر سنگین میاد . بپر بالا

444
00:35:56,479 --> 00:35:57,638
‫برای بچه‌هاست

445
00:35:57,639 --> 00:35:59,438
‫از بچه‌ها خوشت میاد؟

446
00:35:59,439 --> 00:36:02,199
‫- آره
‫- خوبه چون "جان" ۴تاشو داره

447
00:36:04,159 --> 00:36:07,399
‫اشکال نداره . نمی‌خوام با حرف زدن منصرفت کنم

448
00:36:23,799 --> 00:36:25,998
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

449
00:36:25,999 --> 00:36:27,918
‫مخالف این‌کار نیستی؟

450
00:36:27,919 --> 00:36:29,798
‫جان برای خودش مردی شده

451
00:36:29,799 --> 00:36:31,879
‫و تو هم برای خودت زن بالغی هستی

452
00:36:36,199 --> 00:36:38,238
‫"حالا "لیزی

453
00:36:38,239 --> 00:36:41,399
‫از وقتی که از فرانسه برگشتم
‫وقت‌های زیادی اومدم پیشت

454
00:36:43,479 --> 00:36:46,359
‫- تامی ، تو که بهش نگفتی؟
‫- نه . بهش نگفتم

455
00:36:47,679 --> 00:36:48,959
‫همونطور که تو بهش نگفتی

456
00:36:50,639 --> 00:36:53,278
‫حالا بگو چرا بهش نمیگی "لیزی"؟

457
00:36:53,279 --> 00:36:55,358
‫چرا بهش نمیگی که

458
00:36:55,359 --> 00:36:58,159
‫تو این دو سال اخیر داشتی
‫به برادرش حال میدادی؟

459
00:36:59,839 --> 00:37:01,679
‫چون گذشته دیگه گذشته

460
00:37:03,239 --> 00:37:05,439
‫نمی‌خوام از دستش بدم . مرد خوبیه

461
00:37:06,639 --> 00:37:10,478
‫من هم منتظر بودم همین جواب رو ازت بشنوم
‫گذشته دیگه گذشته

462
00:37:10,479 --> 00:37:13,998
‫میدونی ، "جان" ما میگه که تو عوض شدی
‫و من حرفشو باور می‌کنم

463
00:37:13,999 --> 00:37:16,199
‫و این خوبه . تغییر خوبه

464
00:37:18,519 --> 00:37:20,719
‫بهم گفتن که الان دیگه زمونه عوض شده

465
00:37:24,279 --> 00:37:27,918
‫پس برای هردوتاتون آرزوی خوشبختی می‌کنم

466
00:37:27,919 --> 00:37:32,079
‫و می‌خوام اینو به عنوان
‫کادو عروسی من در نظر بگیری

467
00:37:33,719 --> 00:37:35,999
‫و وداع ما با لذت‌های گذشته

468
00:37:49,079 --> 00:37:50,479
‫منظورت اینه که

469
00:37:51,639 --> 00:37:53,119
‫برای آخرین‌بار؟

470
00:37:55,199 --> 00:37:57,119
‫برای آخرین‌بار ، من و تو

471
00:38:00,759 --> 00:38:01,999
‫هشت لیره خیلی پول ـه

472
00:38:22,559 --> 00:38:23,639
‫پس حالا کجا باید بریم؟

473
00:38:26,759 --> 00:38:28,399
‫تامی ، بریم خونه‌ی من؟

474
00:38:32,479 --> 00:38:34,599
‫پس گذشته واقعا نگذشته

475
00:38:37,559 --> 00:38:39,878
‫"می‌تونی پولو نگه داری "لیزی
‫فقط از ماشین پیاده بشو

476
00:38:39,879 --> 00:38:43,399
‫- تامی ،‌خواهش می‌کنم
‫- پیاده بشو
‫- دوستش دارم "تامی" . جدی میگم

477
00:38:45,239 --> 00:38:46,959
‫جدی میگم

478
00:38:54,639 --> 00:38:56,479
‫جان" خودش تصمیمش رو می‌گیره"

479
00:38:57,719 --> 00:38:59,399
‫ولی حقیقت رو باید بدونه

480
00:39:01,799 --> 00:39:04,119
‫برادرت ده برابر از تو مردترـه

481
00:39:16,639 --> 00:39:18,399
‫در این مورد هیچ شکی ندارم

482
00:39:38,079 --> 00:39:39,319
‫مشخصه که احمق نیست

483
00:39:40,519 --> 00:39:44,558
‫- تنها چیزی که پیدا کردیم تنباکو دزدی و ویسکی بود
‫- که همونجا ولشون کردین دیگه

484
00:39:44,559 --> 00:39:46,078
‫البته

485
00:39:46,079 --> 00:39:47,599
‫من هیچ‌وقت تو رو در معرض خطر قرار نمیدم

486
00:39:52,759 --> 00:39:54,239
‫"داری کارِتو عالی انجام میدی "گرِیس

487
00:39:56,359 --> 00:40:00,439
‫- داشتم رو آرتور کار می‌کردم . اون راحت‌ترـه
‫- از تامی؟
‫- آره

488
00:40:01,799 --> 00:40:02,799
‫هوش کمتری داره

489
00:40:04,079 --> 00:40:05,998
‫بله

490
00:40:05,999 --> 00:40:09,279
‫- این کلمه‌ایه که برای توماس ازش استفاده می‌کنی؟
‫- حرف خودتون ـه

491
00:40:11,719 --> 00:40:12,799
‫بهم ترفیع داده

492
00:40:14,199 --> 00:40:16,639
‫می‌خواد منشی و حسابدارش باشم

493
00:40:18,999 --> 00:40:21,319
‫یه گانگستر قاتل که منشی داره

494
00:40:22,519 --> 00:40:26,198
‫ادعای این اراذل و اوباش خیلی هیجان‌انگیزه

495
00:40:26,199 --> 00:40:27,878
‫مگه نه؟

496
00:40:27,879 --> 00:40:29,239
‫بله . کاملا هیجان‌انگیزه

497
00:40:32,999 --> 00:40:36,558
‫معلومه که حسابی خاطرخواه ـت شده

498
00:40:36,559 --> 00:40:39,198
‫فکر می‌کردم بابتش خوشحال میشین

499
00:40:39,199 --> 00:40:41,518
‫فقط امیدوارم یادت باشه که با کی سر و کار داری

500
00:40:41,519 --> 00:40:44,239
‫یه مرد که گوش ملت رو می‌بُره
‫و زبونشون رو از دهنشون میاره بیرون

501
00:40:45,439 --> 00:40:46,559
‫میدونم کیه قربان

502
00:40:49,479 --> 00:40:53,959
‫"سختی کارهای جاسوسی "گرِیس
‫اینه که یادت باشه که کی هستی

503
00:40:55,719 --> 00:40:58,519
‫من با خبرهای خوب اومدم اینجا
‫اون‌وقت این حرف‌ها رو تحویلم میدین

504
00:41:01,279 --> 00:41:02,839
‫"گرِیس"

505
00:41:20,919 --> 00:41:23,998
‫تامی ، می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

506
00:41:23,999 --> 00:41:25,798
‫می‌خوام ماشینو قرض بگیرم

507
00:41:25,799 --> 00:41:28,958
‫می‌خوام "لیزی" و بچه‌ها رو ببرم
‫بیرون شهر دور بدم

508
00:41:28,959 --> 00:41:32,039
‫- می‌خوایم گرفتن جواز رو جشن بگیریم
‫- "مشکلی نیست "جان

509
00:41:34,079 --> 00:41:35,319
‫کلیدها رو می‌خوام

510
00:41:37,639 --> 00:41:39,519
‫ببین "جان" ، تو برادر منی

511
00:41:41,559 --> 00:41:43,679
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

512
00:41:45,559 --> 00:41:49,038
‫دیروز روی صندلی جلوی اون ماشین

513
00:41:49,039 --> 00:41:50,639
‫یه‌کم پول به "لیزی" پیشنهاد دادم

514
00:41:52,079 --> 00:41:54,999
‫"و "جان" ، اون گفت : "باشه . بریم

515
00:41:57,639 --> 00:41:59,198
‫حالا بدون این حقیقت ـه

516
00:41:59,199 --> 00:42:00,998
‫تو هر کاری که دلت می‌خواد رو انجام بده

517
00:42:00,999 --> 00:42:02,478
‫کلیدها رو بردار

518
00:42:02,479 --> 00:42:05,238
‫لیزی" رو ببر بیرون شهر تو روستاها"

519
00:42:05,239 --> 00:42:07,119
‫اگه می‌خوای باهاش عروسی کن

520
00:42:09,159 --> 00:42:10,559
‫ولی باید بدونی که

521
00:42:11,999 --> 00:42:13,639
‫"گفتش "باشه

522
00:42:56,599 --> 00:42:58,079
‫یه لیوان دیگه بیار

523
00:43:08,279 --> 00:43:09,399
‫میشه یه پیک بزنیم به سلامتی؟

524
00:43:10,759 --> 00:43:12,998
‫من ایرلندی هستم
‫می‌تونم یه میلیون پیک به سلامتی بزنم

525
00:43:12,999 --> 00:43:16,078
‫به سلامتی نیم ساعت کامل تو بهشت بودن

526
00:43:16,079 --> 00:43:18,319
‫قبل اینکه شیطون بفهمه که مُردی

527
00:43:24,479 --> 00:43:26,198
‫چیو جشن می‌گیریم؟

528
00:43:26,199 --> 00:43:28,639
‫قرارداد استخدام

529
00:43:30,599 --> 00:43:33,718
‫"دفتردار محدودیت‌های برادران "شلبی

530
00:43:33,719 --> 00:43:35,199
‫"از اون کلمه خوشم نمیاد..."محدودیت

531
00:43:36,279 --> 00:43:39,239
‫- برای اینکه قابل احترام باشی
‫باید محدودیت‌های داشته باشی
‫- همین منو نگران می‌کنه

532
00:43:42,039 --> 00:43:43,079
‫تلفن رو وصل کردم

533
00:43:45,359 --> 00:43:46,399
‫اون پشت ـه

534
00:43:49,119 --> 00:43:52,119
‫اگه یکی دیگه رو بشناسیم که تلفن داشته باشه
‫می‌تونیم بهش زنگ بزنیم

535
00:43:54,479 --> 00:43:55,879
‫و از اونجایی که داریم جشن می‌گیریم

536
00:43:57,799 --> 00:44:00,839
‫من اینو از مغازه‌ی شعبه‌ی "رکهام" گرفتم

537
00:44:04,559 --> 00:44:05,519
‫میشه بازش کنی؟

538
00:44:07,479 --> 00:44:09,118
‫نه

539
00:44:09,119 --> 00:44:10,479
‫نگهش دار برای یه مناسبت ویژه

540
00:44:12,919 --> 00:44:15,518
‫خب ، اولین کارِت برای شرکت

541
00:44:15,519 --> 00:44:18,158
‫می‌خوام اینو برسونی دست خواهرم

542
00:44:18,159 --> 00:44:19,318
‫چند وقتیه ندیدمش؟

543
00:44:19,319 --> 00:44:21,479
‫هیچکی ندیده‌ـش . از دست من قایم شده

544
00:44:23,919 --> 00:44:27,758
‫بهم گفتن که میره به یه حموم عمومی
‫"تو خیابون "مانتیگو

545
00:44:27,759 --> 00:44:29,718
‫تو روزهایی که فقط مخصوص زن‌هاست

546
00:44:29,719 --> 00:44:32,478
‫با تغییر قیافه میره پس برای همین
‫یه نفر رو می‌خوام که داخل باشه

547
00:44:32,479 --> 00:44:33,519
‫چیو باید بهش بدم؟

548
00:44:36,559 --> 00:44:40,558
‫یه دعوت‌نامه‌ست . به یه مناسبت خونوادگی
‫می‌خوام اونجا باشه

549
00:44:40,559 --> 00:44:42,918
‫پس بهش بگو هیچ دعوایی در کار نیست

550
00:44:42,919 --> 00:44:44,399
‫باید یه طعمه برای تله رو بهش بدم؟

551
00:44:45,759 --> 00:44:47,918
‫اگه به اون قرارداد نگاه کرده باشی

552
00:44:47,919 --> 00:44:50,798
‫فکر کنم می‌فهمی که چیزی درباره‌ی
‫سوال کردن داخلش نوشته نشده

553
00:44:50,799 --> 00:44:52,639
‫فقط دعوت‌نامه رو بده بهش

554
00:44:53,999 --> 00:44:55,999
‫و اون چیز رو بذار تو گنجه تا خودم بهت بگم

555
00:45:38,719 --> 00:45:42,638
‫- "چه غلطی می‌کنی "جان؟
‫- حتی نتونستم روشنش کنم
‫حتی این‌کار هم نتونستم بکنم

556
00:45:42,639 --> 00:45:45,998
‫- چرا می‌خوای اونو بکشی؟
‫- به همون دلیلی که تو می‌کشی

557
00:45:45,999 --> 00:45:46,999
‫سر درد

558
00:45:58,199 --> 00:45:59,239
‫با لیزی حرف زدم

559
00:46:00,559 --> 00:46:01,759
‫چیزی که بهم گفتی رو بهش گفتم

560
00:46:04,599 --> 00:46:07,199
‫: بهم گفت که
‫«برادرت تامی یه دروغگوی کثیف ـه »

561
00:46:08,679 --> 00:46:11,558
‫ولی بعدش با خواهرش و دختر عموش حرف زدم

562
00:46:11,559 --> 00:46:12,779
‫یه چندتا پیک مشروب براشون خریدم

563
00:46:14,559 --> 00:46:18,399
‫گفتن "فقط یه چندتا مشتری همیشگی داره
‫"فقط همین

564
00:46:20,159 --> 00:46:22,078
‫برای دور نگه داشتن گرگ‌ها از در خونه "

565
00:46:22,079 --> 00:46:24,999
‫"هنوز چندتا مشتری همیشگی داره

566
00:46:26,519 --> 00:46:28,159
‫حتما فکر می‌کنی من یه احمقم

567
00:46:38,639 --> 00:46:41,478
‫فکر می‌کنم تو اولین "شلبی" تاریخ هستی

568
00:46:41,479 --> 00:46:43,239
‫که برای هر چیزی یه مجوز قانونی داره

569
00:46:46,239 --> 00:46:48,119
‫پدربزرگمون چی میگفت؟

570
00:46:49,239 --> 00:46:50,839
‫داره تو قبرش می‌چرخه دور خودش

571
00:46:52,199 --> 00:46:55,238
‫" پول حلال لعنتی؟ "

572
00:46:55,239 --> 00:46:57,678
‫" تو این خونه؟ اینجا؟ "

573
00:46:57,679 --> 00:47:00,279
‫وقتی بچه بودیم همیشه اداشو درمیاوردی

574
00:47:04,239 --> 00:47:05,319
‫"الان که دیگه بچه نیستیم "جان

575
00:47:08,679 --> 00:47:11,519
‫ولی هنوز باید از هم مواظبت کنیم . درسته؟

576
00:47:14,039 --> 00:47:14,999
‫آره

577
00:47:16,479 --> 00:47:18,478
‫آره

578
00:47:18,479 --> 00:47:21,759
‫بجنب ، برو خونه . یه‌کم بخواب

579
00:47:23,639 --> 00:47:25,878
‫فردا روز بزرگی داریم

580
00:47:25,879 --> 00:47:26,919
‫جدی؟

581
00:47:28,639 --> 00:47:31,439
‫فردا جنگمون با "لـــی"ها رو یه بار
‫برای همیشه تموم می‌کنیم

582
00:47:33,599 --> 00:47:35,159
‫- از کی؟
‫- از همین الان

583
00:47:37,279 --> 00:47:38,479
‫فردا ساعت ده

584
00:47:41,039 --> 00:47:42,199
‫آماده‌ی هر چیزی باش

585
00:47:50,919 --> 00:47:51,919
‫اینم از پسرها

586
00:47:55,639 --> 00:47:56,679
‫آماده‌این پسرها؟

587
00:47:58,079 --> 00:48:01,279
‫- جان" ، آماده‌ای؟"
‫- آره ، آره . حالم خوبه
‫- یه پیک بزن

588
00:48:10,199 --> 00:48:13,958
‫چیه؟ چرا همه‌تون به من زل زدین؟ چیه؟

589
00:48:13,959 --> 00:48:15,079
‫خوبه . بزن بریم

590
00:48:17,279 --> 00:48:18,479
‫چیه؟

591
00:48:29,439 --> 00:48:32,559
‫تامی ، نقشه‌ات چیه؟ ما تو تیررسیم

592
00:48:36,319 --> 00:48:37,319
‫"جان"

593
00:48:38,679 --> 00:48:42,199
‫قبل اینکه بریم تو نبرد
‫یه چیزی هست که لازمت میشه

594
00:48:44,999 --> 00:48:46,399
‫داری چه غلطی می‌کنی تامی؟

595
00:48:49,119 --> 00:48:51,278
‫لبخند بزن "جان" . یه عروسی ـه

596
00:48:51,279 --> 00:48:54,359
‫- عروسی کدوم بی‌پدری؟
‫- حالا اگه بهت می‌گفتیم به هیچ وجه نمیومدی

597
00:48:55,559 --> 00:48:59,158
‫یه دختر تو خونواده‌ی "لــی" هست
‫که یه ذره قاطی داره

598
00:48:59,159 --> 00:49:01,399
‫- و می‌خواد شوهرش بده
‫- لعنتی

599
00:49:03,319 --> 00:49:06,278
‫- "جان"
‫- حق نداری این‌کار رو بکنی تامی

600
00:49:06,279 --> 00:49:07,839
‫گوش کن ببین چی میگم
‫گوش کن ببین چی میگم

601
00:49:10,319 --> 00:49:13,199
‫یه دختر که شوهر می‌خواد
‫یه مرد که زن می‌خواد

602
00:49:14,919 --> 00:49:19,798
‫تامی ، من با یه قارچ‌چین تخم حروم عروسی نمی‌کنم

603
00:49:19,799 --> 00:49:21,559
‫آقا "جانی" ، بیخیال . گوش کن

604
00:49:23,559 --> 00:49:25,078
‫من از قبل دیگه نامزدت کردم

605
00:49:25,079 --> 00:49:28,758
‫پس اگه الان پا پس بذاری
‫یه جنگ تمام عیار

606
00:49:28,759 --> 00:49:31,838
‫اینجا به پا میشه که
‫"باعث میشه "سام
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(رودخانه‌ای در فرانسه محل جنگ جهانی اول)</font>

607
00:49:31,839 --> 00:49:34,758
‫طوری میشه که "سام" در برابر این
‫یه زنگ تفریح به حساب بیاد

608
00:49:34,759 --> 00:49:37,438
‫ولی اگه باهاش عروسی کنی

609
00:49:37,439 --> 00:49:40,998
‫"خونواده‌ی ما و خونواده‌ی "لـــی
‫برای همیشه باهم متحد میشن

610
00:49:40,999 --> 00:49:43,719
‫و این جنگ تموم میشه
‫"به خودت بستگی داره "جان

611
00:49:44,799 --> 00:49:45,799
‫جنگ

612
00:49:47,679 --> 00:49:48,679
‫یا صلح؟

613
00:49:51,399 --> 00:49:52,759
‫ولم کن بینم

614
00:50:06,199 --> 00:50:09,599
‫خوبه . باید اندازه‌ی جهیزیه‌ـش رو ببینی

615
00:50:10,759 --> 00:50:12,798
‫چی چیش؟

616
00:50:12,799 --> 00:50:14,019
‫پدرش یه ماشین نو بهت میده

617
00:50:23,399 --> 00:50:24,599
‫خوبه؟

618
00:50:31,479 --> 00:50:32,399
‫خوبه

619
00:50:40,879 --> 00:50:42,038
‫اینم از خانم

620
00:50:42,039 --> 00:50:43,998
‫بهتره که زیر ۵۰ سالش باشه

621
00:50:43,999 --> 00:50:46,519
‫بیا اینجا . برو

622
00:50:55,759 --> 00:50:58,518
‫امروز اینجا جمع شدیم تا ازدواج

623
00:50:58,519 --> 00:51:01,399
‫این مرد و این زن را برگزار کنیم

624
00:51:03,239 --> 00:51:04,718
‫خوب به نظر میرسی

625
00:51:04,719 --> 00:51:06,399
‫و سازگاری و باهم بودن

626
00:51:09,959 --> 00:51:12,918
‫که بوسیله‌ی قدرت و حضور
‫این دو خانواده‌ای که در اطراف ما هستن

627
00:51:12,919 --> 00:51:14,399
‫به رسمیت شناخته می‌شود

628
00:51:17,519 --> 00:51:21,598
‫آیا شما "جان مایکل شلبی" از ما "مارتا لی" را

629
00:51:21,599 --> 00:51:24,398
‫- به همسری خود قبول می‌کنید؟
‫- دعوتنامه‌ام به دستت رسید؟

630
00:51:24,399 --> 00:51:25,559
‫گرِیس" گفت یه حقیقتی در کاره"

631
00:51:27,239 --> 00:51:28,319
‫روز خونوادگی

632
00:51:30,679 --> 00:51:32,558
‫شوهرت نتونست خودشو برسونه؟

633
00:51:32,559 --> 00:51:34,718
‫باهام حرف نمیزنه

634
00:51:34,719 --> 00:51:37,318
‫و وقتی هم حرف میزنه بهم میگه
‫یه "شلبی" تخم حروم

635
00:51:37,319 --> 00:51:39,398
‫با این وجود که الان یه "تورن" هستم

636
00:51:39,399 --> 00:51:41,158
‫تورن" ـی که طرف من ـه . اینکه حتمیه"

637
00:51:44,119 --> 00:51:45,119
‫خدای من ، تامی

638
00:51:46,959 --> 00:51:48,518
‫تحسینش می‌کنی ، مگه نه؟

639
00:51:48,519 --> 00:51:51,078
‫یه بخش دیگه از مراسم باقی می‌مونه

640
00:51:51,079 --> 00:51:53,119
‫آمیختن خون ۲تا خانواده

641
00:51:54,719 --> 00:51:57,439
‫جایی که ۲تا خانواده تبدیل میشن به یک خانواده

642
00:52:00,479 --> 00:52:02,119
‫اکنون شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم

643
00:52:03,679 --> 00:52:06,158
‫بجنب "جان" . عروس رو ببوس . باشه؟

644
00:53:03,879 --> 00:53:05,278
‫و دوباره

645
00:53:05,279 --> 00:53:07,878
‫باید به آیدا بگی که آروم بگیره

646
00:53:07,879 --> 00:53:10,078
‫فکر می‌کنی به حرف من گوش میده؟

647
00:53:10,079 --> 00:53:13,118
‫سعی کردم جلوشو بگیرم ولی مشروب خورده

648
00:53:13,119 --> 00:53:16,278
‫چند هفته تو اون زیرزمین تنگ گیر افتاده بود
‫دیگه چه انتظاری میشه داشت

649
00:53:16,279 --> 00:53:17,838
‫خیلی داره زیاده‌روی می‌کنه

650
00:53:17,839 --> 00:53:19,878
‫یا میسح...تامی ، خواهش می‌کنم

651
00:53:19,879 --> 00:53:23,039
‫بسته دیگه . بجنب . بسته

652
00:53:24,239 --> 00:53:28,358
‫- خیله خب آیدا ، بیا بگیر بشین
‫- "بیا و نگاه کن "اِزما

653
00:53:28,359 --> 00:53:31,918
‫بیا و به خونواده‌ای که بهش ملحق شدی نگاه کن
‫بیا و به مردی که اداره ش می‌کنه نگاه کن

654
00:53:31,919 --> 00:53:37,318
‫برای برادرش زن انتخاب می‌کنه
‫خواهرشو مثل یه موش تعقیب می‌کنه

655
00:53:37,319 --> 00:53:39,758
‫و سعی می‌کنه شوهر خواهرشو بکشه

656
00:53:39,759 --> 00:53:43,398
‫- آیدا ، کافیه
‫- و الان نمیذاره من برای خودم برقصم

657
00:53:43,399 --> 00:53:46,318
‫- حتی تو یه عروسی کیری هم نمیذاره برقصم
‫- بشونینش

658
00:53:46,319 --> 00:53:48,079
‫آروم باش آیدا . آیدا ، آروم باش

659
00:53:50,479 --> 00:53:52,198
‫یا مقدسات

660
00:53:52,199 --> 00:53:53,918
‫کیسه آبش پاره شد . باشه

661
00:53:53,919 --> 00:53:57,399
‫- الان نه آیدا
‫- لعنت بر شیطون . اصلا وقت‌شناس نیستی

662
00:54:09,639 --> 00:54:11,678
‫آروم ببرینش بالا . آروم و آهسته

663
00:54:11,679 --> 00:54:13,118
‫داستان زندگی کیری توـه آرتور

664
00:54:13,119 --> 00:54:14,799
‫درسته . رسیدیم

665
00:54:17,879 --> 00:54:18,839
‫بجنب

666
00:54:20,799 --> 00:54:23,078
‫ماشین قشنگیه "جان" . چطوره؟

667
00:54:23,079 --> 00:54:24,838
‫آره ، قشنگه . خیلی روونه

668
00:54:24,839 --> 00:54:27,878
‫خواهرتون اون داخل داره میزاد
‫و اون‌وقت شما دارین درباره ماشین کوفتی حرف میزنین

669
00:54:27,879 --> 00:54:30,558
‫- مگه ما مردها الان می‌تونیم چکار کنیم "پال"؟
‫- به غیر اینکه مست کنیم

670
00:54:30,559 --> 00:54:32,639
‫- خوبه . بجنبین
‫- یه مرد باید اینجا باشه

671
00:54:37,399 --> 00:54:40,159
‫راست میگی "پال" . "فرِدی" باید اینجا باشه

672
00:54:41,639 --> 00:54:44,038
‫چیزی که داخل اون سینه می‌شنوم احساسات ـه؟

673
00:54:44,039 --> 00:54:47,078
‫حقیقت تا طلوع خورشید معلوم میشه
‫سوگند می‌خورم

674
00:54:47,079 --> 00:54:48,758
‫به "فرِدی" بگو جاش امنه

675
00:54:48,759 --> 00:54:52,399
‫- آیدا
‫- خیله خب پسرها ، بریم جشن بگیریم

676
00:54:56,279 --> 00:54:58,839
‫ادامه بده . خوبه . فشار بده

677
00:55:04,799 --> 00:55:07,478
‫فکر کنم چرخیده باشه

678
00:55:07,479 --> 00:55:08,759
‫من ۳تا خواهر رو اینجوری به دنیا آوردم

679
00:55:11,279 --> 00:55:12,478
‫آره . فکر کنم حق با تو باشه

680
00:55:12,479 --> 00:55:15,398
‫- باید رو به جلو حرکتش بدیم
‫- بجنب آیدا

681
00:55:15,399 --> 00:55:16,399
‫خیله خب ، زودباش

682
00:55:18,159 --> 00:55:20,319
‫دیگه چیزی نمونده عزیزم

683
00:55:21,399 --> 00:55:24,118
‫فشار بده . دو ، سه

684
00:55:24,119 --> 00:55:25,119
‫۲تا زن زیبا

685
00:55:26,759 --> 00:55:30,638
‫باید برم . باید برم
‫شب عروسیه امشب

686
00:55:30,639 --> 00:55:32,398
‫نه . بشین

687
00:55:32,399 --> 00:55:34,998
‫وقتی یه بچه داره دنیا میاد
‫نباید پیش زن‌ها باشی

688
00:55:34,999 --> 00:55:36,038
‫یکی دیگه بیار

689
00:55:36,039 --> 00:55:39,278
‫خب ، فکر می‌کنین شوهرش نصیحیتت رو
‫گوش می‌کنه و دیگه پیداش نمیشه؟

690
00:55:39,279 --> 00:55:43,198
‫نه . "فرِدی" خودشو میرسونه
‫هیچی نمی‌تونه جلوشو بگیره

691
00:55:43,199 --> 00:55:45,558
‫تامی گفت اشکال نداره که اونجا باشه

692
00:55:45,559 --> 00:55:47,358
‫درست نمیگم تامی؟

693
00:55:47,359 --> 00:55:49,039
‫درسته . امشب خیلی مهربون شدم

694
00:55:54,559 --> 00:55:56,718
‫یه چیزی رو میدونی "جانی" جون؟

695
00:55:56,719 --> 00:56:00,558
‫فکر کنم اون پیشخدمت دوست‌داشتنی ـه

696
00:56:00,559 --> 00:56:03,398
‫پیشخدمت خوشکل که همین الان از اینجا رفت

697
00:56:03,399 --> 00:56:05,998
‫باعث شده برادرمون خیلی نرم و مهربون بشه

698
00:56:05,999 --> 00:56:06,879
‫به سلامتیش

699
00:56:22,759 --> 00:56:23,719
‫آیدا

700
00:56:28,559 --> 00:56:29,679
‫زودباشین . باز کنین

701
00:56:34,159 --> 00:56:35,679
‫دیگه تموم شد عزیزم

702
00:56:39,799 --> 00:56:41,239
‫خیلی قشنگه

703
00:56:45,519 --> 00:56:47,279
‫"پسرـه "فرِدی

704
00:56:54,399 --> 00:56:56,159
‫یه پسر بچه . خیلی قشنگه

705
00:57:08,319 --> 00:57:09,159
‫آفرین

706
00:57:10,799 --> 00:57:12,999
‫به دنیا خوش اومدی پسرم

707
00:57:14,799 --> 00:57:16,958
‫خوش اومدی

708
00:57:16,959 --> 00:57:18,199
‫باز کنین . پلیس

709
00:57:19,799 --> 00:57:21,318
‫فرِدی"؟"

710
00:57:21,319 --> 00:57:23,838
‫نمی‌تونین بیاین اینجا . یه بچه تازه به دنیا اومده

711
00:57:23,839 --> 00:57:24,999
‫فرِدی"؟"

712
00:57:26,999 --> 00:57:29,438
‫"بهش صدمه نزنین . "فرِدی

713
00:57:29,439 --> 00:57:31,678
‫دارین اذیتش می‌کنین . تنهاش بذارین

714
00:57:31,679 --> 00:57:34,518
‫دارین منو از بچه‌ام دور می‌کنین

715
00:57:34,519 --> 00:57:36,319
‫- آیدا
‫- "فرِدی"

716
00:57:52,479 --> 00:57:55,319
‫الان می‌خوای اون شامپاین رو باز کنم؟

717
00:57:57,159 --> 00:57:58,279
‫پسر ـه

718
00:57:59,679 --> 00:58:01,038
‫پال"؟ "پال"؟"

719
00:58:02,879 --> 00:58:04,958
‫"پال" ، "پال"

720
00:58:04,959 --> 00:58:07,918
‫ولی پلیس اومد و پدر بچه رو برد

721
00:58:07,919 --> 00:58:09,879
‫جرات نداری اینجوری نگام کنی

722
00:58:18,599 --> 00:58:20,639
‫دروغگو

723
00:58:29,400 --> 00:58:30,400
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

724
00:58:31,400 --> 00:58:32,400
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

