1
00:00:01,000 --> 00:00:05,260
‫دزدی از کارخونه، داری این رو میگی
‫تو هرگز نباید خودت رو درگیر همچین چیزی می‌‌کردی، تام

2
00:00:05,310 --> 00:00:08,500
‫شب ۲۱ ژوئن، یک اعتصاب کلی به تمام شهر...

3
00:00:08,550 --> 00:00:09,540
‫خبر داده میشه

4
00:00:09,590 --> 00:00:11,980
‫از کجا بدونیم که این مرد احمق
‫وقتی که کار رو انجام دادیم...

5
00:00:12,030 --> 00:00:14,860
‫- الماس‌ها رو بهمون میده؟
‫- نمی‌دونیم، ولی اون یه مسئله‌ی جداست

6
00:00:14,910 --> 00:00:17,180
‫وقتی این کار تموم شد، دیگه همه‌چی تمومه...

7
00:00:17,230 --> 00:00:20,460
‫و بعدش تو و آرتور
‫می‌تونین یه زندگی جدید رو شروع کنید

8
00:00:20,510 --> 00:00:22,540
‫پس سه ‌تا سردابه زیر این خونه‌‌ست

9
00:00:22,591 --> 00:00:25,061
‫یه تونل اینجا هست که از زیر رود
‫به سمت اتاق امنِ...

10
00:00:25,111 --> 00:00:26,861
‫زیرزمینی خونه، رد میشه

11
00:00:26,911 --> 00:00:30,621
‫ما تونلی می‌خوایم که از اینجا رد بشه
‫و مستقیماً به اتاق امن، راه پیدا کنه

12
00:00:30,671 --> 00:00:33,611
‫باید در مورد اون کشیش، باهات صحبت کنم

13
00:00:37,191 --> 00:00:39,941
‫خودم بهش شلیک می‌کنم، تامی

14
00:00:39,991 --> 00:00:43,191
‫به خدا قسم، اگه پسر من
‫ماشه رو بکشه...

15
00:00:44,712 --> 00:00:47,752
‫کل این تشکیلات رو
‫جلوی چشم‌هات، نابود می‌کنم

16
00:01:27,994 --> 00:01:35,494
‫تــرجــمــه از هــومــن و ارســـلان
‫<font color=#۸۰۰۰FF>Arsalan.H</font> & <font color=#FF۰۰۰۰>Raylan Givens</font>

17
00:01:36,634 --> 00:01:40,304
‫به افتتاحیه‌ی موسسه‌ی «گریس شلبی» برای کودکانِ...

18
00:01:40,355 --> 00:01:43,155
‫فقیر بی‌سرپرست، خوش آمدید

19
00:01:44,475 --> 00:01:48,785
‫تمایل دارم از شما دعوت کنم
‫که همراه من، از مردی تشکر کنید...

20
00:01:48,835 --> 00:01:52,585
‫که باعث شد این موسسه، به واقعیت بپیونده

21
00:01:52,635 --> 00:01:54,775
‫خانم‌ها و آقایون...

22
00:01:55,355 --> 00:01:57,155
‫آقای توماس شلبی

23
00:02:01,276 --> 00:02:03,306
‫سخنرانی کن

24
00:02:03,356 --> 00:02:05,636
‫یالا، سخنرانی کن

25
00:02:14,516 --> 00:02:16,466
‫حرف‌ـت رو بزن، تام

26
00:02:16,516 --> 00:02:18,116
‫حرف‌ـت رو بزن، تام

27
00:02:27,117 --> 00:02:30,467
‫امروز نیومدم اینجا که سخنرانی کنم
‫ولی این رو میگم...

28
00:02:30,517 --> 00:02:33,147
‫این بچه‌ها الان دیگه در امان هستن

29
00:02:33,197 --> 00:02:36,387
‫با مراقبت ما، در امان خواهند بود

30
00:02:36,437 --> 00:02:40,067
‫چون ما هم از همون خیابون‌های سردی میایم
‫که اونا هم توش بودن

31
00:02:40,118 --> 00:02:44,188
‫و با مراقبت ما، دیگه اونا مجبور نخواهند بود
‫که با کشتی، به کشورهای مستعمره فرستاده بشن

32
00:02:44,238 --> 00:02:48,028
‫یا از بستگان‌ـشون جدا بشن

33
00:02:48,078 --> 00:02:51,478
‫یا مجبور بشن به شکل‌های مختلف
‫برای مردم کار کنن

34
00:02:52,598 --> 00:02:55,108
‫اونا اینجا بزرگ خواهند شد، توی خونه

35
00:02:55,158 --> 00:02:56,428
‫و بهشون عشق ورزیده میشه

36
00:02:58,599 --> 00:03:00,479
‫در بیرمنگام

37
00:03:02,119 --> 00:03:04,149
‫چون اینجا، شهر ماست

38
00:03:04,199 --> 00:03:06,739
‫به‌فرمان پیکی بلایندرها

39
00:03:25,240 --> 00:03:28,960
‫حالا بیاین سرود «ناپیدای فنا ناپذیر» رو بخونیم

40
00:03:42,561 --> 00:03:44,561
‫می‌شنوی، گریس؟

41
00:03:49,041 --> 00:03:51,391
‫دعوت‌نشدن من در این رخداد...

42
00:03:51,441 --> 00:03:55,041
‫مشخصاً یه اشتباه سهوی
‫از جانب شما بوده، آقای شلبی

43
00:03:56,321 --> 00:03:58,471
‫ولی ببین، من کلیدها رو دارم

44
00:03:58,522 --> 00:04:00,872
‫یه دفتر برای خودم اختصاص دادم

45
00:04:00,922 --> 00:04:03,432
‫همین‌جا، دو در بعد از خیابون

46
00:04:03,482 --> 00:04:05,112
‫این تنها اتاقی‌ـه که اجاق...

47
00:04:05,162 --> 00:04:07,832
‫و پنجره‌ای با شمایل مسیح داره

48
00:04:08,322 --> 00:04:09,792
‫آقای شلبی؟

49
00:04:10,842 --> 00:04:12,952
‫این تنها اتاقی‌ـه که
‫پنجره‌ای با شمایل مسیح...

50
00:04:13,002 --> 00:04:16,002
‫به رنگ نارنجی و قرمز داره
‫اون، دفتر من خواهد بود

51
00:04:16,282 --> 00:04:19,882
‫و من اونا رو برای اعتراف کردن
‫به کلیسای «سنت آلوویشوس» می‌برم

52
00:04:20,923 --> 00:04:23,433
‫متوجه هستید که این کلیدها...

53
00:04:23,483 --> 00:04:26,223
‫بخشی از معاملات گسترده‌ی ما بوده؟

54
00:04:33,043 --> 00:04:37,043
‫در ۲۴ساعت آینده، شما دقیقاً همون‌کاری رو
‫که بهتون گفته شده، انجام میدین

55
00:04:38,204 --> 00:04:40,944
‫از نقشه منحرف نمیشین
‫و شکست هم نمی‌خورین

56
00:04:50,484 --> 00:04:52,624
‫یالا، بچه‌ها

57
00:04:53,724 --> 00:04:55,194
‫آروم باشین

58
00:05:09,125 --> 00:05:11,155
‫شهردار ازت می‌خواد
‫که بیای و کیک بخوری

59
00:05:11,205 --> 00:05:13,145
‫و یه مقدار چای بنوشی

60
00:05:37,167 --> 00:05:39,507
‫تامی میگه شاد باشید و لبخند بزنید

61
00:05:41,527 --> 00:05:43,757
‫- باید به خاطر قطارها باشه
‫- روبـن نیومده؟

62
00:05:43,807 --> 00:05:46,797
‫مهمان دیگه‌ای از لندن می‌شناسی
‫که هنوز نرسیده باشه؟

63
00:05:46,847 --> 00:05:48,877
‫چندتایی، فکر کنم. آره

64
00:05:48,927 --> 00:05:52,117
‫پال، من الان دیگه حقوق‌بگیر شرکت هستم
‫پس باید با مردم صحبت کنم

65
00:05:52,167 --> 00:05:56,597
‫پس شما طی چهار سال، از صنعت سوارکاری
‫به صنعت ماشینی، تغییر رویه دادید

66
00:05:56,648 --> 00:05:59,118
‫وقتی به نیویورک برسید
‫هزینه‌های بیشتری باید بپردازید

67
00:05:59,168 --> 00:06:01,358
‫باید اومدن پیش ما، از طریق بوستون رو
‫مد نظر قرار بدین

68
00:06:01,408 --> 00:06:04,238
‫همین‌الان با جانی‌داگز صحبت کردم
‫اون گفت که تونل به خاک‌ رس برخورد کرده

69
00:06:04,288 --> 00:06:05,918
‫- سرعت‌ـش رو کم کرده
‫- چه‌قدر مونده؟

70
00:06:05,968 --> 00:06:07,518
‫دو روز مونده تا به دیوار برسن

71
00:06:07,568 --> 00:06:09,398
‫بهش بگو یه چاهک حفر کنه
‫تا باعث خشک‌شدن خاک بشه

72
00:06:09,448 --> 00:06:11,838
‫اون خواست که اگه می‌تونی بری اون‌پایین
‫و خودت یه نگاه بهش بندازی، تام

73
00:06:11,888 --> 00:06:14,758
‫بهش گفتم که اسب‌های وحشی
‫تو رو ناامید نمی‌کنن

74
00:06:14,809 --> 00:06:18,799
‫آقای شلبی، دوست دارم این رو بگم
‫که ای‌کاش همسر گرامی‌ـتون رو قبل از این‌که...

75
00:06:18,849 --> 00:06:22,479
‫ایشون رو از دست بدیم، دیده بودم
‫و می‌خوام در روز، یک ساعت از وقت هر کدوم از خانم‌ها رو...

76
00:06:22,529 --> 00:06:25,959
‫به دوختن لباس زمستانی
‫برای این بچه‌های کوچولو، اختصاص بدم

77
00:06:26,009 --> 00:06:28,599
‫با منشی من، دوشیزه استارک؛ صحبت کنید
‫همون که کلاه قهوه‌ای پوشیده

78
00:06:28,649 --> 00:06:29,959
‫ایشون از برنامه‌ی روزانه‌ی من
‫باخبر هستن

79
00:06:30,009 --> 00:06:32,599
‫لعنتی، تام. نمی‌دونم چطور
‫این‌کار رو می‌کنی. یه نفر دیگه!

80
00:06:32,649 --> 00:06:33,719
‫- آقای شلبی؟
‫- بله

81
00:06:33,769 --> 00:06:36,399
‫اوه، پسر کوچولوی شما
‫دقیقاً شبیه خودتون‌ـه

82
00:06:36,450 --> 00:06:38,720
‫آره، یه کوچولوی حقه‌بازـه، مگه نه؟

83
00:06:38,770 --> 00:06:42,160
‫آقای شلبی، خیلی باعث ناراحتی شما میشه
‫اگه برای چند لحظه، وقت شما رو بگیرم؟

84
00:06:42,210 --> 00:06:44,680
‫نه، نه. اصلاً باعث ناراحتی‌ نیست

85
00:06:44,730 --> 00:06:46,160
‫تامی، ببخشید
‫اون تو رو می‌خواد

86
00:06:46,210 --> 00:06:50,440
‫بیا اینجا، چارلی
‫پسر کوچولو

87
00:06:50,490 --> 00:06:55,520
‫خیلی خوبه که ببینی یه مرد
‫بچه‌اش رو بین مردم، بغل می‌کنه

88
00:06:55,571 --> 00:06:59,121
‫«از طرف اعضای موسسه‌ی «زنان بیوه‌ی جنگ موسیلی...
‫[ موسیلی: یکی از مناطق حاشیه‌ایِ شهر بیرمنگام ]

89
00:06:59,171 --> 00:07:01,801
‫«ساخته‌ی درست آقای «ویـزلـو
‫«از «ریختگری ویـزلـو

90
00:07:01,851 --> 00:07:03,321
‫اون رو نگاه کن

91
00:07:03,371 --> 00:07:05,961
‫از تصویر اسب‌ـتون که
‫توی مسابقات «دربــی» شرکت کرده

92
00:07:06,011 --> 00:07:07,801
‫لطف کردین
‫خیلی از شما ممنونم

93
00:07:07,851 --> 00:07:10,521
‫- راز گریس
‫- خیلی ممنونم

94
00:07:10,571 --> 00:07:12,681
‫میشه این رو برای ما نگه دارید...

95
00:07:12,731 --> 00:07:15,831
‫تا بتونیم یه عکس
‫برای نشریه بگیریم؟

96
00:07:19,172 --> 00:07:21,172
‫خیلی ممنون

97
00:07:22,292 --> 00:07:25,792
‫- ممنونم، آقای شلبی
‫- خواهش می‌کنم

98
00:07:26,812 --> 00:07:31,522
‫برای وقتی که گذاشتین ممنونم، خانم‌ها
‫ممنون، به خاطر وقت‌ـتون ممنون

99
00:07:31,572 --> 00:07:33,042
‫ممنون

100
00:07:37,773 --> 00:07:39,003
‫چارلز کجاست، آیدا؟

101
00:07:39,053 --> 00:07:42,643
‫- دادمش دست خودت
‫- کجاست؟    -نمی‌دونم

102
00:07:42,693 --> 00:07:44,483
‫پسرها

103
00:07:44,533 --> 00:07:45,803
‫چارلی رو ندیدین؟

104
00:07:45,853 --> 00:07:46,843
‫ندیدمش

105
00:07:46,893 --> 00:07:48,483
‫صبر کن، داشت بازی می‌کرد، مگه نه؟

106
00:07:48,533 --> 00:07:50,643
‫پال، چارلز کجاست؟

107
00:07:50,693 --> 00:07:53,843
‫- لیزی، چارلی کجاست؟
‫- نمی‌دونم

108
00:07:53,894 --> 00:07:54,964
‫اون کجاست؟

109
00:07:55,014 --> 00:07:56,244
‫در پشتی، آشپزخونه

110
00:07:56,294 --> 00:07:57,924
‫«برو به خیابون «بلـیک
‫جایی که ماشین‌ها هستن

111
00:07:57,974 --> 00:08:00,804
‫تامی، یه نفر میگه یه پرستار رو دیده
‫که اون رو از در پشتی، بُرده بیرون

112
00:08:00,854 --> 00:08:03,594
‫- لعنتی        -کدوم در؟
‫- نمی‌دونم، برو

113
00:08:15,855 --> 00:08:17,045
‫- آرتور
‫- چیه؟

114
00:08:17,095 --> 00:08:19,365
‫یه نفر، یه زن و یه بچه رو دیده
‫که داشتن سوار یه ماشین می‌شدن

115
00:08:19,415 --> 00:08:20,885
‫لعنتی

116
00:08:26,095 --> 00:08:27,855
‫چارلی

117
00:08:29,775 --> 00:08:31,485
‫چارلی

118
00:08:31,535 --> 00:08:32,725
‫چارلی

119
00:08:32,776 --> 00:08:34,046
‫جان

120
00:08:35,016 --> 00:08:36,526
‫- اون کجاست؟
‫- جان

121
00:08:36,576 --> 00:08:38,766
‫- برو «مـاس» رو پیدا کن
‫- آرتور، اون کجاست؟

122
00:08:38,816 --> 00:08:41,726
‫- تمام معابر رو ببندین
‫- اون کجاست؟

123
00:08:41,776 --> 00:08:43,686
‫- بهم بگو
‫- یه نفر اون رو بُرده

124
00:08:43,736 --> 00:08:45,166
‫خیلی‌خب...

125
00:08:45,216 --> 00:08:47,406
‫گوش کن، اونا توی یه ماشین گذاشتنش

126
00:08:47,456 --> 00:08:50,366
‫توی یه ماشین گذاشتنش
‫و به سمت جنوب، حرکت کردن

127
00:08:50,416 --> 00:08:52,366
‫راه‌بند و هدف‌یاب داریم

128
00:08:52,417 --> 00:08:54,287
‫- خودم درستش می‌کنم، تمام آدم‌هامون رو...
‫- آره

129
00:08:54,337 --> 00:08:56,247
‫بین معابر بین اینجا و «مـیـپـل» می‌ذارم

130
00:08:56,297 --> 00:08:57,567
‫- خب؟
‫- همین‌کار رو بکن

131
00:08:57,617 --> 00:08:59,287
‫تو باید به دفتر بری

132
00:08:59,337 --> 00:09:01,127
‫- باید بشینی پشت تلفن
‫- آره

133
00:09:01,177 --> 00:09:02,607
‫هر کس که اون رو بُرده، تماس می‌گیره

134
00:09:02,657 --> 00:09:03,927
‫پالی

135
00:09:04,897 --> 00:09:09,367
‫بریم، پال. کنار تلفن بشینید
‫من و جان، جاده‌ها رو پوشش میدیم

136
00:09:09,417 --> 00:09:12,287
‫به مایکل توی دوراهی «مـیپـل» نیاز دارم

137
00:09:13,378 --> 00:09:16,378
‫به «مــاس» نیاز داریم
‫که تمام جاده‌های جنوب رو ببنده

138
00:09:20,858 --> 00:09:22,728
‫مـاس» رو بیار پشت خط»

139
00:09:22,778 --> 00:09:24,318
‫کجا رفته؟

140
00:09:30,018 --> 00:09:32,168
‫- تامی
‫- کار اوناست

141
00:09:32,219 --> 00:09:33,929
‫- کی‌ها؟
‫- کار خودشون‌ـه

142
00:09:33,979 --> 00:09:36,929
‫ببین، ممکنه فقط یه زن معمولی بوده باشه
‫بعضی وقت‌ها، زن‌ها دیوونه میشن...

143
00:09:36,979 --> 00:09:39,089
‫نه، کار اوناست

144
00:09:39,139 --> 00:09:41,279
‫تلفن رو شکوندی؟

145
00:09:45,859 --> 00:09:47,489
‫آره، تلفن رو شکوندی

146
00:09:47,539 --> 00:09:49,249
‫مشکلی نیست
‫یه تلفن دیگه هم داریم

147
00:09:49,299 --> 00:09:51,299
‫- تامی؟
‫- آیدا؟

148
00:09:52,620 --> 00:09:54,250
‫یه نفر بیرون‌ـه
‫یه کشیش

149
00:09:54,300 --> 00:09:57,380
‫همین‌جا بمون، پال
‫همین‌جا بمون و هیچ‌ کاری نکن

150
00:10:11,101 --> 00:10:12,901
‫پسرت پیش ماست

151
00:10:13,541 --> 00:10:15,281
‫سوار ماشین شو

152
00:10:22,101 --> 00:10:23,651
‫اول...

153
00:10:23,701 --> 00:10:25,131
‫جاش امن‌ـه؟

154
00:10:25,181 --> 00:10:27,251
‫البته که جاش امن‌ـه

155
00:10:27,301 --> 00:10:29,641
‫همه‌ی بچه‌ها برای من
‫عزیز هستن

156
00:10:30,302 --> 00:10:32,532
‫همه‌ی کارت‌ها، دست توئه
‫[ یعنی الان همه‌چی دست توئه ]

157
00:10:32,582 --> 00:10:36,092
‫بهم بگو ازم می‌خوای چه‌ کاری انجام بدم
‫و من حتماً انجامش میدم

158
00:10:36,142 --> 00:10:38,132
‫تا حالا یکی از ماشین‌های غول‌پیکر رو روندی؟

159
00:10:38,182 --> 00:10:40,612
‫دارم ازت می‌خوام
‫که اوضاع رو درست کنی

160
00:10:40,662 --> 00:10:42,212
‫این رو امانت گرفتم

161
00:10:42,262 --> 00:10:44,252
‫از یه لـُرد...

162
00:10:44,302 --> 00:10:46,852
‫برای مدتی که این کار انجام بشه

163
00:10:46,902 --> 00:10:51,812
‫من بدون‌شک، کاری که ازم می‌خوای رو
‫بدون چون و چرا، انجام میدم

164
00:10:51,863 --> 00:10:54,863
‫ما مجبور شدیم
‫که همچین کار بدی رو انجام بدیم

165
00:10:55,623 --> 00:10:57,613
‫بهت اخطار داده بودیم
‫که اگه از نقشه، منحرف بشی...

166
00:10:57,663 --> 00:11:00,133
‫پسرت در خطر قرار خواهد گرفت

167
00:11:01,063 --> 00:11:03,413
‫- این تو بودی که اشتباه کردی، می‌فهمی؟
‫- آره

168
00:11:03,463 --> 00:11:05,973
‫چه اشتباهی کردی؟
‫اصلاً خودت می‌دونی؟

169
00:11:06,023 --> 00:11:08,563
‫بهم بگو ازم می‌خوای چی‌کار کنم

170
00:11:08,904 --> 00:11:12,014
‫- تو با دشمنان ما، یه قرار گذاشتی
‫- من هر کاری که بخوای، انجام میدم

171
00:11:12,064 --> 00:11:13,534
‫پشت سر ما، یه کارهایی کردی...

172
00:11:13,584 --> 00:11:16,784
‫تا جلوی روس‌ها رو بگیری
‫که قطار رو منفجر نکنن

173
00:11:19,344 --> 00:11:22,014
‫ولی اشکالی نداره
‫اشکال نداره

174
00:11:22,064 --> 00:11:24,464
‫ما اشتباه تو رو اصلاح کردیم

175
00:11:25,184 --> 00:11:27,694
‫از من می‌پرسی
‫«باید چی‌کار کنم؟»

176
00:11:27,744 --> 00:11:31,024
‫خب، این کاری‌ـه که باید انجام بدی
‫توئه دورگه‌ی عوضی...

177
00:11:35,905 --> 00:11:38,255
‫از اونجا که بلشویک‌ها
‫دیگه قرار نیست قطار رو منفجر کنن...

178
00:11:38,305 --> 00:11:40,975
‫خودت باید اون قطار رو منفجر کنی

179
00:11:42,665 --> 00:11:45,295
‫همیشه مهم همون انفجار بوده

180
00:11:45,345 --> 00:11:46,455
‫از همون اول

181
00:11:46,505 --> 00:11:49,095
‫انفجار، خشم

182
00:11:49,146 --> 00:11:50,686
‫متوجهی؟

183
00:11:52,466 --> 00:11:55,736
‫اونا یادداشت‌ها و تکه‌‌هایی هستن
‫که باید به عنوان یه اعلامیه‌ی رسمی...

184
00:11:55,786 --> 00:11:59,456
‫از طرف سفارت شوروی، پخش کنی

185
00:11:59,506 --> 00:12:02,656
‫- اونا رو پخش می‌کنم، این‌کار رو می‌کنم
‫- خوبه

186
00:12:02,706 --> 00:12:06,256
‫«دوستان ما در روزنامه‌های «تایمز
‫و «دیـلـی‌مـیـل» بقیه‌ی کارها رو انجام میدن

187
00:12:06,306 --> 00:12:09,736
‫و به محض این‌که دولت بریتانیا
‫روابط دیپلماتیک خودش رو...

188
00:12:09,787 --> 00:12:13,347
‫با جماهیر شوروی قطع کرد
‫ماموریت ما به سرانجام رسیده

189
00:12:14,347 --> 00:12:17,347
‫تو بخشی از یه ماجراجویی خوب، خواهی بود

190
00:12:18,587 --> 00:12:22,897
‫برای این‌که خشم عمومی رو برانگیخته کنیم
‫باید تعدادی از مردم، توی اون انفجار بمیرن

191
00:12:22,947 --> 00:12:24,417
‫چند نفر؟

192
00:12:25,747 --> 00:12:27,827
‫بیا بگیم..
‫شش نفر

193
00:12:29,668 --> 00:12:32,668
‫کارکنان راه‌آهن
‫یا کارگرهای کارخونه

194
00:12:38,948 --> 00:12:44,708
‫بعدش من می‌خوام که یک ساعت بعد از انفجار
‫پسرم رو بهم برگردونید

195
00:12:45,828 --> 00:12:47,858
‫اوه، حالا دیگه شرط هم می‌ذاری، آره؟

196
00:12:47,909 --> 00:12:49,899
‫باید اول، مسائل رو بین خودمون حل کنیم

197
00:12:49,949 --> 00:12:52,949
‫هنوز کارم باهات تموم نشده، آقای شلبی

198
00:12:54,549 --> 00:12:57,349
‫همچنین شنیدیم که دارین یه تونل، حفر می‌کنین

199
00:12:58,549 --> 00:13:01,589
‫برای دست‌یابی به سنگ‌های
‫باارزشِ زیر خونه‌ی «وایـلــدرنس» راه زیرزمینی می‌زنید

200
00:13:05,109 --> 00:13:08,579
‫بهم گفته شده که اونا
‫یه تخم‌مرغ «فبرج» توی اتاق امن‌ـشون دارن

201
00:13:08,630 --> 00:13:11,630
‫«تخم‌مرغ «لـیلـی از دره
‫ساخته شده در سال ۱۸۹۸

202
00:13:13,030 --> 00:13:16,500
‫یکی از «رفقای عجیب» یه زن داره
‫که از تخم‌مرغ‌های فبرج، خیلی خوشش میاد

203
00:13:16,550 --> 00:13:20,270
‫- می‌خواد برای تولد زن‌ـش، اون رو بهش هدیه بده
‫- پس اون رو بهش میدیم

204
00:13:21,670 --> 00:13:24,460
‫و «اتحادیه‌ی اقتصادی» تمام جواهراتی رو که می‌دزدی، برمی‌داره

205
00:13:24,510 --> 00:13:27,180
‫تا هزینه‌های زیادی رو که متحمل میشیم، پوشش بده

206
00:13:28,511 --> 00:13:31,701
‫جنگ علیه کمونیسم، ارزون نیست
‫تو که می‌دونی

207
00:13:31,751 --> 00:13:35,941
‫- پس اگه می‌خوای پسرت رو ببینی...
‫- تمام جواهرات رو بهتون میدم

208
00:13:35,991 --> 00:13:37,591
‫اول یه انفجار

209
00:13:38,351 --> 00:13:42,701
‫بعدش تمام چیز‌هایی رو که دزدیدی
‫تا سپیده‌دم، به دفترت بیار

210
00:13:42,751 --> 00:13:44,101
‫نه

211
00:13:44,151 --> 00:13:48,061
‫نه، من نمی‌تونم جواهرات رو
‫تا سپیده‌دم بیارم

212
00:13:48,112 --> 00:13:49,222
‫تونل به خاک رس، برخورد کرده

213
00:13:49,272 --> 00:13:53,022
‫«اگه ساعت کلیسای «سنت اندرو
‫در شب سرقت، به پنج برسه...

214
00:13:53,072 --> 00:13:55,542
‫و ما به چیزی که می‌خواستیم، نرسیده باشیم...

215
00:13:55,592 --> 00:13:58,462
‫اون ساعت، برای مرگ پسر تو
‫به صدا در خواهد اومد

216
00:14:01,152 --> 00:14:03,622
‫حالا از ماشین من
‫گمشو بیرون

217
00:14:16,793 --> 00:14:18,463
‫- لیندا کجاست؟
‫- پیش ازمه

218
00:14:18,513 --> 00:14:21,183
‫کیسه‌ی آب ازمه پاره شده
‫همین‌الان پیشش بودم

219
00:14:21,233 --> 00:14:24,263
‫- دویدن این‌طرف و اون‌طرف، باعث شد
‫کیسه‌ی آب‌ـش پاره شه
‫- فین کجاست؟

220
00:14:24,313 --> 00:14:26,543
‫با چند تا از جوون‌ها
‫بیرون داره دنبال رایلی می‌گرده

221
00:14:26,594 --> 00:14:27,624
‫نتونستیم پیداش کنیم

222
00:14:27,674 --> 00:14:29,104
‫باید بدونم که کی، حرف زده

223
00:14:29,154 --> 00:14:31,704
‫دشمن‌های ما، همه‌چی رو می‌دونن
‫همه‌چی رو

224
00:14:31,754 --> 00:14:34,864
‫باید بدونم که کی درباره‌ی کسب و کار
‫بیرون از خانواده حرف زده

225
00:14:34,914 --> 00:14:37,384
‫باید بدونم که کی حرف زده
‫و با کی‌ها حرف زده، همین‌الان

226
00:14:37,434 --> 00:14:38,464
‫تامی، گوش کن

227
00:14:38,514 --> 00:14:40,384
‫زن تو، آرتور؟

228
00:14:42,194 --> 00:14:44,264
‫باید به خودم بگم که تو...

229
00:14:44,314 --> 00:14:46,824
‫الان درست فکر نمی‌کنی

230
00:14:46,875 --> 00:14:48,945
‫ذهن‌ـت آشفته‌ست

231
00:14:48,995 --> 00:14:52,745
‫یا ازمه برای کوکائین
‫به پول نیاز داره، آره جان؟

232
00:14:52,795 --> 00:14:53,785
‫لعنتی

233
00:14:53,835 --> 00:14:55,665
‫یهویی برگشتی به خانواده، آره آیدا؟

234
00:14:55,715 --> 00:14:59,745
‫غافلگیر کننده‌ست، یهو پیدات شد
‫به دستور کی؟

235
00:14:59,795 --> 00:15:01,545
‫تامی، این‌کارها کمکی
‫به پیدا شدن اون نمی‌کنه

236
00:15:01,595 --> 00:15:03,785
‫و تو اون نقاش‌ـت

237
00:15:03,835 --> 00:15:05,265
‫اون گفت که تو رو می‌شناسه

238
00:15:05,316 --> 00:15:06,626
‫مسائل، گسترش پیدا کردن

239
00:15:06,676 --> 00:15:08,386
‫تو حرف زدی

240
00:15:08,436 --> 00:15:12,226
‫اگه کسی درباره‌ی تونل
‫با کس دیگه‌ای حرف زده...

241
00:15:12,276 --> 00:15:14,586
‫من باید بدونم
‫و باید همین‌الان بدونم

242
00:15:14,636 --> 00:15:17,106
‫اون حفارهای تو چی؟

243
00:15:17,156 --> 00:15:18,506
‫توی می‌خونه، مشروب می‌خورن

244
00:15:18,556 --> 00:15:21,746
‫- من با تمام وجود به اون مردها اعتماد دارم
‫- بیشتر از ما، بهشون اعتماد داری

245
00:15:21,796 --> 00:15:24,626
‫آره، از یک ساعت پیش تا الان، آره

246
00:15:24,677 --> 00:15:26,787
‫پس مایکل توی این بازجویی، کجاست؟

247
00:15:26,837 --> 00:15:29,427
‫- مایکل رو وارد این موضوع نکن
‫- نه، اون باید اینجا باشه

248
00:15:29,477 --> 00:15:30,747
‫من حتی اون رو نمی‌شناسم

249
00:15:30,797 --> 00:15:33,267
‫تو چه مدت‌ـه که اون رو می‌شناسی؟
‫فقط سه سال

250
00:15:33,317 --> 00:15:35,987
‫- اون کسی نیست که بهش تهمت بزنی
‫- من حتی اون پسر رو نمی‌شناسم

251
00:15:36,037 --> 00:15:39,077
‫«من هرگز درباره‌ی تخم‌مرغ «لیلی در دره
‫به مایکل، چیزی نگفتم

252
00:15:40,917 --> 00:15:44,717
‫تنها کسایی که راجع به تخم‌مرغ فبرج
‫بهشون گفتم، الان توی این اتاق هستن

253
00:15:49,478 --> 00:15:52,878
‫تامی، می‌خوام این رو بدونی
‫من به خاطر عشق...

254
00:15:55,718 --> 00:15:57,718
‫و عقل و درایت برگشتم

255
00:16:01,838 --> 00:16:04,708
‫و ازمه نیازی به پول بیشتر نداره

256
00:16:10,199 --> 00:16:12,539
‫اگه زن من رو وارد این ماجرا کنی...

257
00:16:13,479 --> 00:16:16,479
‫یعنی بعد از این‌که این ‌کار تموم شد
‫باید یه صحبتی با هم بکنیم

258
00:16:21,159 --> 00:16:22,749
‫جان، آرتور

259
00:16:22,799 --> 00:16:25,269
‫من تا فردا ظهر
‫به پنجاه تا دینامیت نوع بی.اس.ای...

260
00:16:25,320 --> 00:16:27,230
‫و سیصد متر کابل...

261
00:16:27,280 --> 00:16:30,150
‫و شش چاشنی، نیاز دارم

262
00:16:31,600 --> 00:16:33,910
‫این مدرک‌ـه
‫می‌خوام اونا رو پخش کنید

263
00:16:33,960 --> 00:16:37,460
‫قراره یه قطار رو منفجر کنیم
‫مردم قراره بمیرن

264
00:16:54,601 --> 00:16:57,401
‫روبـن» و من، درباره‌ی خیلی چیزها حرف زدیم»...

265
00:16:59,801 --> 00:17:01,941
‫ولی نه در این‌مورد، هیچ‌وقت

266
00:17:03,362 --> 00:17:06,352
‫تامی، ببخشید که دیر کردم
‫ما همه‌جا رو گشتیم

267
00:17:06,402 --> 00:17:09,112
‫«تمام مسیر رو تا «هــی‌میلز
‫ولی هیچی نبود

268
00:17:09,162 --> 00:17:12,792
‫چهار بشکه بنزین بذار پشت ماشین من
‫و برام بیارش اینجا

269
00:17:12,842 --> 00:17:15,272
‫سیگارها و یه فانوس رو بذار توی جعبه

270
00:17:15,322 --> 00:17:17,792
‫و مایکل رو پیدا کن، بهش نیاز دارم

271
00:17:19,402 --> 00:17:21,672
‫آیدا گفت که «روبن» بهت شراب قرمز داده بوده

272
00:17:21,722 --> 00:17:24,072
‫و تصور می‌کنم نصف چیزهایی
‫که راجع‌بهشون صحبت کردی رو یادت نمیاد

273
00:17:24,123 --> 00:17:26,863
‫اون هیچ‌وقت علاقمند به کسب و کار نبود

274
00:17:27,083 --> 00:17:29,483
‫اون توی مراسم عروسی من
‫پیش تو اومد

275
00:17:31,603 --> 00:17:34,143
‫دنبال‌ـت کرد، تو رو طلبید

276
00:17:35,803 --> 00:17:39,123
‫چرا یه همچین مرد باسوادی
‫باید چنین کاری بکنه؟

277
00:17:41,924 --> 00:17:44,034
‫منظورت اینه با یه زنی مثل من؟

278
00:17:44,084 --> 00:17:45,284
‫آره

279
00:17:49,564 --> 00:17:52,964
‫من درباره‌ی همه‌ی شما فکر کردم
‫و حس می‌کنم کار اون باشه

280
00:17:54,444 --> 00:17:57,844
‫یه امکان دیگه هم وجود داره
‫ولی کار خودش‌ـه

281
00:19:04,128 --> 00:19:05,728
‫لعنتی

282
00:19:13,568 --> 00:19:15,598
‫ازت خواستم که تنها و غیر مسلح بیای

283
00:19:15,648 --> 00:19:18,198
‫آره، خب
‫من تنها جایی نمیرم، درسته؟

284
00:19:18,248 --> 00:19:20,158
‫و نگران این چوب‌دستی هم نباش

285
00:19:20,209 --> 00:19:21,639
‫فقط به خاطر سیاتیک‌ـه

286
00:19:21,689 --> 00:19:25,159
‫همیشه بین تابستون و زمستون
‫بازی در میاره

287
00:19:25,209 --> 00:19:26,919
‫برام چی داری، الفی؟

288
00:19:26,969 --> 00:19:28,559
‫برای چی من رو کشوندی اینجا؟

289
00:19:28,609 --> 00:19:31,119
‫توی راه جایی هستم
‫باید سریع برم

290
00:19:31,169 --> 00:19:32,719
‫برام چی داری؟

291
00:19:32,769 --> 00:19:37,039
‫خب، با توجه به این‌که
‫حاضر بودی که هزینه‌ی گزافـی...

292
00:19:37,089 --> 00:19:41,679
‫برای این اطلاعات بپردازی
‫تصمیم گرفتم به خاطر پول، بهت بها بدم

293
00:19:41,730 --> 00:19:45,440
‫پس این، اسم آدم‌هایی‌ـه که توی انگلستان...

294
00:19:45,490 --> 00:19:49,600
‫اگه یه تخم‌مرغ فبرج داشتم
‫پیش‌ـشون می‌رفتم

295
00:19:49,650 --> 00:19:51,200
‫بفرمایید

296
00:19:51,250 --> 00:19:54,280
‫و این هم اسم تمام آدم‌هایی‌ـه...

297
00:19:54,330 --> 00:19:56,240
‫که تخم‌مرغ فبرج قدیمی رو می‌خرن...

298
00:19:56,290 --> 00:19:58,760
‫حتی اگه بدونن
‫که اون یه جنس دزدی‌ـه

299
00:19:58,810 --> 00:20:00,560
‫آره؟

300
00:20:00,611 --> 00:20:03,321
‫بعد یاد اون سؤال‌های شک‌برانگیزت
‫که فقط مخصوص کولی‌هاست، افتادم

301
00:20:03,371 --> 00:20:05,961
‫چیزی نمی‌پرسم، ولی...

302
00:20:06,011 --> 00:20:10,601
‫این هم لیست آدم‌هایی‌ـه که
‫فقط به خاطر علاقه‌ی زن‌هاشون...

303
00:20:10,651 --> 00:20:13,321
‫یه تخم‌مرغ فبرج می‌خرن

304
00:20:22,052 --> 00:20:24,042
‫اوه بله، ممنون، آقای شلبی

305
00:20:24,092 --> 00:20:26,632
‫کار کردن با تو، خیلی دوست‌داشتنی‌ـه

306
00:20:43,573 --> 00:20:47,123
‫- یه اسم رو توی لیست ننوشتی، الفی
‫- واقعاً؟               -آره

307
00:20:47,173 --> 00:20:49,723
‫قبلاً از آدم‌هام توی حرفه‌ی جواهرسازی، سؤال پرسیدم

308
00:20:49,773 --> 00:20:51,773
‫دلال‌های باتجربه

309
00:20:52,093 --> 00:20:54,883
‫اونا بهم گفتن که فقط سه تا مرد توی بریتانیا هست...

310
00:20:54,933 --> 00:20:57,123
‫که زن‌هاشون به تخم‌مرغ فبرج، علاقمند هستن...

311
00:20:57,173 --> 00:20:58,683
‫و باعث میشه
‫مشتری‌های خوبی باشن

312
00:20:58,734 --> 00:21:01,404
‫- ولی تو ثروتمندترین‌ـشون رو توی این لیست ننوشتی
‫- آره، خب...

313
00:21:01,454 --> 00:21:03,764
‫اگه خودت می‌دونستی
‫پس چرا من رو این همه راه...

314
00:21:03,814 --> 00:21:06,964
‫- به اینجا کشوندی، رفیق؟
‫- به دو دلیل

315
00:21:07,014 --> 00:21:08,484
‫دلیل اول

316
00:21:08,534 --> 00:21:11,924
‫با جا انداختن اسمی که مطمئناً می‌دونی...

317
00:21:11,974 --> 00:21:15,524
‫«به من ثابت شد که تو با «رفقای عجیب
‫یه روابطی داری

318
00:21:15,574 --> 00:21:18,484
‫این تو بودی که درباره‌ی تونل، بهشون گفتی

319
00:21:18,535 --> 00:21:21,615
‫تو کسی بودی
‫که درباره‌ی قرار با روس‌ها، بهشون گفتی

320
00:21:22,975 --> 00:21:24,565
‫دلیل دوم

321
00:21:24,615 --> 00:21:27,605
‫اسمی که تو توی لیست، جا انداختی
‫باید دشمن من باشه...

322
00:21:27,655 --> 00:21:29,925
‫وگرنه ازش محافظت نمی‌کردی

323
00:21:29,975 --> 00:21:31,765
‫اون، حالا مردی‌ـه که می‌تونم ازش استفاده کنم

324
00:21:31,815 --> 00:21:34,285
‫گوش کن، عزیزدلم
‫تو نمی‌تونی یه مرد رو...

325
00:21:34,335 --> 00:21:35,885
‫تو اطلاعات رو دادی

326
00:21:35,935 --> 00:21:37,525
‫در ازای یه سهم از...

327
00:21:37,576 --> 00:21:40,006
‫تامی، یه چیزهایی توی اون خزانه بود...

328
00:21:40,056 --> 00:21:42,046
‫که خود خدا، شخصاً
‫باهام صحبت کرد و بهم گفت...

329
00:21:42,096 --> 00:21:44,286
‫«الفی، قرار بوده که تو این چیزها رو داشته باشی»

330
00:21:44,336 --> 00:21:46,886
‫- تو خط قرمزها رو رد کردی، الفی
‫- چه کوفتی؟

331
00:21:46,936 --> 00:21:48,846
‫- خط قرمزها رو رد کردی
‫- خط قرمزها؟

332
00:21:48,896 --> 00:21:50,896
‫اونا دارن از پسرم سوءاستفاده می‌کنن

333
00:21:56,056 --> 00:21:57,526
‫توئه لعنتی، می‌دونستی؟

334
00:21:57,577 --> 00:21:59,607
‫آره، می‌دونستم
‫می‌دونی؟

335
00:21:59,657 --> 00:22:03,497
‫ولی لعنت به من
‫چون برای من هیچ تفاوتی نداشت، رفیق

336
00:22:10,697 --> 00:22:13,007
‫لعنت بهت، تامی

337
00:22:15,337 --> 00:22:19,207
‫اوه، محض رضای خدا...
‫چه خبره؟

338
00:22:23,578 --> 00:22:26,048
‫مشکل‌ـت چیه، تامی؟

339
00:22:26,098 --> 00:22:29,168
‫- ها؟ داری خیلی عصبی میشی، مگه نه؟
‫- آره، خیلی عصبی شدم...

340
00:22:29,218 --> 00:22:31,648
‫این توی مغز لعنتی توئه، رفیق

341
00:22:31,698 --> 00:22:34,288
‫این حرومزاده، حقـش‌ـه

342
00:22:34,338 --> 00:22:36,008
‫این توی مغز لعنتی توئه، رفیق

343
00:22:36,058 --> 00:22:38,048
‫می‌دونم که این حرومزاده، حقـش‌ـه

344
00:22:38,099 --> 00:22:40,129
‫خودم می‌دونم

345
00:22:40,179 --> 00:22:43,569
‫ولی اگه الان اون رو بُکشی
‫پیمان صلح با مافیای لندن...

346
00:22:43,619 --> 00:22:46,489
‫- نابود میشه، خیلی‌خب؟
‫- مایکل، مایکل...

347
00:22:46,539 --> 00:22:50,059
‫تو نگران پیمان صلح نباش، بچه
‫چون دیگه از بین رفته

348
00:22:51,659 --> 00:22:53,209
‫تو نمی‌خواد نگران چیزی باشی...

349
00:22:53,259 --> 00:22:55,249
‫وقتی پای بزرگتر‌ها، وسط کشیده میشه
‫پسرهای ترسناک لندنی...

350
00:22:55,299 --> 00:22:57,289
‫تو کدوم طرف هستی، الفی؟

351
00:22:57,340 --> 00:23:00,340
‫درحال حاضر به یه‌ورمـم نیست، بچه! خب؟

352
00:23:01,740 --> 00:23:06,380
‫نمی‌خوام اون به خاطر یه پیمان صلـحِ وامونده
‫از جون من بگذره!

353
00:23:08,260 --> 00:23:14,090
‫می‌خوام اقرار کنه که خشمـش، توجیه نشده ـست!

354
00:23:14,140 --> 00:23:16,450
‫می‌خوام اقرار کنه که

355
00:23:16,501 --> 00:23:18,611
‫با شمشیر بجنگی

356
00:23:18,661 --> 00:23:20,651
‫توسط همون شمشیر می‌میری، تامی

357
00:23:20,701 --> 00:23:23,491
‫خب، چیه، اونا پسرتو ازت گرفتن، گرفتن، آره؟

358
00:23:23,541 --> 00:23:25,411
‫اونا پسرتو دراختیار دارن

359
00:23:25,461 --> 00:23:29,161
‫و من باید از چه خط قرمزی بگذرم؟!

360
00:23:31,981 --> 00:23:33,571
‫چندتا پدر، خب؟

361
00:23:33,621 --> 00:23:37,491
‫چندتا پسر، آره، زخمی کردی، کشتی، به قتل رسوندی؟

362
00:23:37,542 --> 00:23:39,732
‫آدم کشتی... بی‌گناه و گناهکار

363
00:23:39,782 --> 00:23:42,982
‫مستقیم فرستادیـشون به جهنم، مگه نه؟! مثل من!

364
00:23:44,302 --> 00:23:46,572
‫وایستادی اونجا...

365
00:23:47,302 --> 00:23:48,932
‫منو قضاوت می‌کنی؟!

366
00:23:48,982 --> 00:23:53,302
‫اونجا وایستادی و در مورد رد شدن از
‫خط قرمزها با من حرف می‌زنی؟

367
00:23:55,743 --> 00:23:57,693
‫اگه اون ماشه رو بکشی، خب

368
00:23:57,743 --> 00:24:01,133
‫اون ماشه رو به یه دلیل قابل احترام، می‌کـِشی

369
00:24:01,183 --> 00:24:05,413
‫مثل یه مرد قابل احترام
‫نه مثل یه شهروند عادی که

370
00:24:05,463 --> 00:24:07,453
‫وضعیت شرارت‌آمیزِ...

371
00:24:07,503 --> 00:24:10,173
‫دنیای ما رو درک نمی‌کنه، رفیق

372
00:24:12,103 --> 00:24:13,933
‫ببین، تامی

373
00:24:13,983 --> 00:24:17,583
‫کشتن الفی سالامونز، کمکی نمی‌کنه

374
00:24:19,264 --> 00:24:21,804
‫خیلی به ضرر کسب و کار میشه

375
00:24:24,664 --> 00:24:26,264
‫مایکل...

376
00:24:29,104 --> 00:24:31,054
‫برو با بازرس ماس، تماس بگیر

377
00:24:31,104 --> 00:24:33,104
‫بهش بگو پالمرـه

378
00:24:38,865 --> 00:24:40,665
‫خوب گفتی، الفی

379
00:24:41,945 --> 00:24:43,615
‫خوب گفتی

380
00:24:49,945 --> 00:24:53,305
‫- هر چند، از قضیه‌ی پسرت خبر نداشتم
‫- می‌دونم

381
00:24:54,786 --> 00:24:56,226
‫دیدم

382
00:25:16,587 --> 00:25:17,857
‫سلام؟

383
00:25:47,468 --> 00:25:49,068
‫خدای بزرگ...

384
00:25:56,709 --> 00:25:58,109
‫پالی...

385
00:25:59,389 --> 00:26:01,389
‫چرا نیومدی؟

386
00:26:03,309 --> 00:26:06,859
‫دیشب می‌خواستم برم
‫سوار قطار بشم، ولی بعدش...

387
00:26:06,909 --> 00:26:10,189
‫متوجه شدم، صرفاً آماده‌ی ورود به زندگی تو، نبودم

388
00:26:11,989 --> 00:26:14,659
‫- خدای بزرگ، دارم می‌لرزم...
‫- خوبه

389
00:26:17,350 --> 00:26:20,750
‫ولی حالا، آماده‌ام. تمام شب رو
‫داشتم دنبالـت می‌گشتم

390
00:26:22,470 --> 00:26:25,770
‫پالی، هر چیزی که بهت گفته شده
‫حقیقت نداره

391
00:26:42,471 --> 00:26:44,611
‫اون نگارگری، اشتباه بود

392
00:26:49,191 --> 00:26:51,531
‫اون خیلی از خودش مطمئن بود

393
00:26:55,112 --> 00:26:56,712
‫و من نیستم

394
00:27:00,072 --> 00:27:01,812
‫دیگه نیستم...

395
00:27:04,352 --> 00:27:06,352
‫می‌تونم یه بار دیگه نگارگری کنم

396
00:27:11,033 --> 00:27:12,633
‫اوه، پالی...

397
00:27:16,753 --> 00:27:18,953
‫من چه گهی دارم می‌خورم؟

398
00:27:23,873 --> 00:27:25,823
‫من یه زندگی کسل‌کننده می‌خوام

399
00:27:25,873 --> 00:27:28,583
‫تو رو می‌خوام
‫تو رو می‌خوام

400
00:27:28,633 --> 00:27:29,903
‫تو رو می‌خوام

401
00:27:29,953 --> 00:27:33,993
‫می‌خوام توی یه لباسی که از یه مغازه خریدم
‫ازم نگارگری کنی

402
00:27:36,194 --> 00:27:37,934
‫ما یه زندگی داریم؟

403
00:27:41,674 --> 00:27:43,214
‫آره فکر کنم

404
00:27:51,515 --> 00:27:52,955
‫الو؟

405
00:28:01,675 --> 00:28:06,505
‫می‌خوام مشاور حقوقیـم رو ببینم! این حق رو دارم
‫که مشاور حقوقیـم اینجا باشه!

406
00:28:06,555 --> 00:28:09,835
‫گیلبرت پالمر، می‌خوام در مورد یه بچه‌ی مفقود شده
‫باهات صحبت کنم

407
00:28:11,676 --> 00:28:14,426
‫ما پیکی بلایندرها هستیم

408
00:28:14,476 --> 00:28:16,666
‫اون کجاست؟

409
00:28:16,716 --> 00:28:18,346
‫نفس عمیق بکش

410
00:28:19,396 --> 00:28:20,996
‫کجاست؟

411
00:28:40,797 --> 00:28:42,547
‫- جانی!
‫- تامی؟

412
00:28:42,597 --> 00:28:44,427
‫اینجا چه گهی می‌خوری، تامی؟

413
00:28:44,477 --> 00:28:47,227
‫اونا پسرمو گرفتن، جانی
‫همه‌چیز عوض شده

414
00:28:47,277 --> 00:28:49,667
‫باید تا قبل از نیمه‌شب، حفاری رو کامل کنم
‫وگرنه پسرمو از دست میدم

415
00:28:49,718 --> 00:28:50,988
‫می‌شنوی؟

416
00:28:51,038 --> 00:28:53,468
‫خودت نمی‌ری دنبال چارلز؟

417
00:28:53,518 --> 00:28:54,858
‫تامی؟!

418
00:29:30,080 --> 00:29:31,680
‫من...

419
00:29:32,440 --> 00:29:35,440
‫امروز صبح، من با تامی توی جاده بودم

420
00:29:37,720 --> 00:29:39,460
‫من یه آدم رو کشتم

421
00:29:40,000 --> 00:29:41,950
‫اون به حفاظت احتیاج داشت
‫منم تنها کسی بودم که اون داشت

422
00:29:42,000 --> 00:29:44,200
‫خب، چی بهت داد؟

423
00:29:46,920 --> 00:29:49,270
‫گفت واسه تیررسِ نزدیک، خوبه

424
00:29:49,321 --> 00:29:51,631
‫با «اسمیت و ویسون» من، بهتر عمل می‌کنی
‫[ نام نوعی هفت‌تیر ]

425
00:29:51,681 --> 00:29:53,881
‫نه، نه. الان دیگه این مال منه

426
00:29:54,401 --> 00:29:56,471
‫حس می‌کنم بخشی از دستـمه

427
00:29:56,881 --> 00:29:58,881
‫به کجاش شلیک کردی؟

428
00:30:00,281 --> 00:30:01,911
‫از کنار به سرـش، شلیک کردم

429
00:30:01,961 --> 00:30:03,751
‫وقتی مرد، چه حالی داشتی؟

430
00:30:03,801 --> 00:30:06,141
‫تامی گفت، کارمو خوب انجام دادم

431
00:30:06,561 --> 00:30:09,661
‫اینجا، جاییه ‌که فکر می‌کنیم چارلی رو نگه داشتن

432
00:30:11,242 --> 00:30:12,712
‫اونا انتظار هیچکسی رو ندارن

433
00:30:12,762 --> 00:30:15,682
‫پس... اون باید تنها باشه

434
00:30:22,602 --> 00:30:24,942
‫دوتا مرد خوب اونجان

435
00:30:26,482 --> 00:30:28,482
‫کاری که می‌گن رو انجام بده

436
00:30:29,483 --> 00:30:32,083
‫ولی من شلیک می‌کنم، خیلی‌خب؟

437
00:30:32,883 --> 00:30:34,793
‫آره، تو هم می‌تونی اونجا باشی

438
00:30:34,843 --> 00:30:37,313
‫ولی اگه اونا شلیک کنن، بهتره

439
00:30:38,283 --> 00:30:41,223
‫ببین، اینا افراد باتجربه‌ای هستن، مایکل

440
00:30:44,003 --> 00:30:46,673
‫وقتی مطمئن شدی بچه در امانه...

441
00:30:46,963 --> 00:30:48,393
‫با فین تماس بگیر

442
00:30:48,444 --> 00:30:49,914
‫بسیارخب

443
00:30:57,524 --> 00:30:59,194
‫یالا، پسرا

444
00:31:26,966 --> 00:31:28,766
‫سلام علیکم

445
00:31:31,366 --> 00:31:33,566
‫بفرما. چطوره؟

446
00:31:34,406 --> 00:31:36,756
‫از قاشق خوشـت میاد، از یه قاشق براق؟

447
00:31:36,806 --> 00:31:39,606
‫دوست داری قاشق رو نگه داری؟

448
00:31:50,927 --> 00:31:52,597
‫همه برید بیرون، پسرا!

449
00:31:52,647 --> 00:31:54,677
‫اعتصاب سرخود!

450
00:32:04,407 --> 00:32:06,447
‫این لوکوموتیو...

451
00:32:09,048 --> 00:32:11,968
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه، جفت میشه

452
00:32:13,768 --> 00:32:16,708
‫اگه تا سر ساعت ده، خبری بهمون نرسه...

453
00:32:18,528 --> 00:32:20,328
‫می‌فرستیمـش هوا

454
00:32:22,688 --> 00:32:25,088
‫مردانی سوار قطار هستن، آرتور

455
00:32:25,849 --> 00:32:27,359
‫آره

456
00:32:27,409 --> 00:32:29,679
‫شش نفر سوار قطارـن، چارلی

457
00:32:29,769 --> 00:32:30,999
‫راننده

458
00:32:31,049 --> 00:32:32,729
‫سوخت‌رسان...

459
00:32:34,329 --> 00:32:36,799
‫چهار نفر که خودم انتخابـشون کردم

460
00:32:40,729 --> 00:32:43,129
‫من و جان، اون مردها رو انتخاب کردیم

461
00:32:45,690 --> 00:32:48,690
‫پس، من و جان هستیم که دکمه رو می‌زنیم

462
00:32:54,130 --> 00:32:56,670
‫باقیـتون می‌تونید برید خونه

463
00:33:01,410 --> 00:33:03,000
‫تامی! تامی!

464
00:33:03,050 --> 00:33:05,920
‫داره می‌لرزه، کمک کن

465
00:33:06,931 --> 00:33:08,721
‫ببرش بیرون. ببرش بیرون!

466
00:33:08,771 --> 00:33:10,441
‫خیلی‌خب. دارم می‌برمـش بیرون

467
00:33:10,491 --> 00:33:12,491
‫باید تکون بخوریم! همین الان!

468
00:33:50,733 --> 00:33:52,403
‫شما همینجا منتظر بمونید

469
00:33:54,733 --> 00:33:56,733
‫من قتل رو انجام میدم

470
00:33:59,813 --> 00:34:01,953
‫این یه دستـوره

471
00:34:27,815 --> 00:34:30,085
‫خیلی داری سریع انجامـش میدی، توماس!

472
00:34:38,935 --> 00:34:40,125
‫به الوار بیشتری احتیاج داریم!

473
00:34:40,175 --> 00:34:41,685
‫محتاطانه انجامـش بده
‫من میرم

474
00:34:41,735 --> 00:34:44,005
‫توماس خیلی خیسـه! لجنـه!

475
00:34:44,056 --> 00:34:46,796
‫محتاطانه انجامـش بده و من میرم!

476
00:34:48,376 --> 00:34:49,516
‫خیلی‌خب

477
00:35:54,459 --> 00:35:57,209
‫به نظرت چی کار داری می‌کنی، پسر؟

478
00:36:00,819 --> 00:36:02,489
‫خواهش می‌کنم، شلیک...

479
00:36:02,540 --> 00:36:04,650
‫خواهش می‌کنم، شلیک نکن...

480
00:36:05,700 --> 00:36:06,890
‫خواهش می‌کنم، شلیک نکن

481
00:36:06,940 --> 00:36:09,740
‫خواهش می‌کنم، شلیک نکن. خواهش می‌کنم...

482
00:36:23,021 --> 00:36:24,131
‫خائن!

483
00:36:24,181 --> 00:36:26,851
‫به نظرت چی کار داری می‌کنی، هان؟

484
00:36:27,901 --> 00:36:31,001
‫هیچ می‌دونی داری سربه‌سر کی می‌ذاری؟!

485
00:36:47,062 --> 00:36:48,732
‫زمان زیادی نداریم

486
00:36:48,782 --> 00:36:51,812
‫جونـتو می‌گیرم، خب؟

487
00:36:57,382 --> 00:36:58,852
‫بیا بریم!

488
00:37:08,623 --> 00:37:10,763
‫تو یه کولی حرومزاده‌ای

489
00:37:32,424 --> 00:37:34,894
‫کی می‌خواد جاش توی بهشت باشه، نه؟

490
00:37:35,384 --> 00:37:38,854
‫کی می‌خواد توی بهشت باشه، وقتی میشه
‫آدم‌ها رو فرستاد به جهنـمِ وامونده؟

491
00:37:40,405 --> 00:37:41,745
‫هـی...

492
00:37:41,825 --> 00:37:43,495
‫من انجامـش میدم، آرتور

493
00:37:43,545 --> 00:37:45,095
‫هان؟

494
00:37:45,145 --> 00:37:46,255
‫من انجامـش میدم

495
00:37:46,305 --> 00:37:47,445
‫نه!

496
00:37:48,345 --> 00:37:49,975
‫- خودم جونـشو می‌گیرم
‫- نه!

497
00:37:50,025 --> 00:37:52,135
‫این حرومزاده مال خودمه!

498
00:37:52,185 --> 00:37:53,785
‫برو با فین تماس بگیر!

499
00:37:57,025 --> 00:37:59,165
‫به تامی گفتم من انجامـش میدم

500
00:38:00,426 --> 00:38:02,456
‫پس، من انجامـش میدم

501
00:38:14,826 --> 00:38:16,816
‫آرتور، صبر کن!

502
00:38:16,866 --> 00:38:18,606
‫چارلی در امانه!

503
00:39:15,629 --> 00:39:17,369
‫چیزی نیست

504
00:40:15,272 --> 00:40:17,272
‫بذار باهاش صحبت کنم

505
00:40:18,543 --> 00:40:20,283
‫الو، چارلی؟

506
00:40:20,993 --> 00:40:22,783
‫الو، چارلی

507
00:40:22,833 --> 00:40:24,633
‫صدامو می‌شنوی؟

508
00:40:25,753 --> 00:40:27,033
‫آره

509
00:40:28,273 --> 00:40:30,623
‫آره، برو بخواب

510
00:40:30,673 --> 00:40:32,143
‫پسر خوب

511
00:41:10,835 --> 00:41:13,235
‫کدوم گوری بودی؟

512
00:41:14,235 --> 00:41:16,435
‫توی «میپل» بودم

513
00:41:17,276 --> 00:41:19,546
‫یه مشکلاتی وجود داشت

514
00:41:21,916 --> 00:41:23,516
‫نمی‌تونم بمونم

515
00:41:28,836 --> 00:41:30,576
‫نمی‌تونی بمونی؟

516
00:41:32,116 --> 00:41:34,116
‫تامی به کمکـم احتیاج داره

517
00:41:36,037 --> 00:41:38,027
‫کار خونوادگیـه

518
00:41:38,077 --> 00:41:40,107
‫- نه، نه... خواهش می‌کنم...
‫- متأسفم

519
00:41:40,157 --> 00:41:41,677
‫خواهش می‌کنم...

520
00:42:13,798 --> 00:42:16,338
‫- کجاست؟
‫- طبقه‌ی بالاست

521
00:43:18,322 --> 00:43:22,032
‫آقای شلبی، ایشون
‫آقای سیلک هستند

522
00:43:22,082 --> 00:43:25,352
‫از طرف خریداران پاریسی به اینجا اومدن

523
00:43:25,402 --> 00:43:27,802
‫باید مرغوبیت رو تأیید کنن

524
00:43:30,962 --> 00:43:35,362
‫طی این چند ماه گذشته، کسب و کار با شما
‫باعث لذت بود

525
00:43:44,603 --> 00:43:48,103
‫آدم که از خانواده ـش دزدی نمی‌کنه، می‌کنه؟

526
00:43:49,803 --> 00:43:52,513
‫اون مجموعه اکثرش برای مادرم بود، به هر حال

527
00:43:52,563 --> 00:43:54,593
‫بیشتر مال منـه، تا مال اونا

528
00:43:54,644 --> 00:43:56,234
‫و اونا هرگز نمی‌فروختنـش

529
00:43:56,284 --> 00:44:00,124
‫- سر یه آرمان از دست رفته، حرومـش می‌کردن
‫- شما به یه تونل نیاز داشتی

530
00:44:01,604 --> 00:44:04,514
‫به امضاتون نیاز دارم تا این فروش، قانونی بشه

531
00:44:04,564 --> 00:44:07,074
‫تایید شد

532
00:44:07,124 --> 00:44:10,724
‫مجموعه‌ی اصلی دوک الگزاندر پتروویچ

533
00:44:12,725 --> 00:44:16,435
‫برای به‌وجود آوردن یه صورت‌حساب قانونی از فروش
‫و رد کردن این از مرز

534
00:44:16,485 --> 00:44:20,475
‫به یه مدرک قانونی با امضای خود شما، نیاز دارم

535
00:44:20,525 --> 00:44:23,795
‫با نام خانوادگی، در حضور من

536
00:44:23,845 --> 00:44:26,195
‫همونطور که توافق کردیم
‫نصف برای تونل

537
00:44:26,245 --> 00:44:28,385
‫نصف برای امضا

538
00:44:29,165 --> 00:44:30,395
‫کجا می‌رین؟

539
00:44:30,445 --> 00:44:31,785
‫وین
‫[ شهر وین: پایتخت اتریش ]

540
00:44:33,286 --> 00:44:35,686
‫اونجا یه مرد منتظر منه

541
00:44:36,366 --> 00:44:37,596
‫مرد بی‌چاره!

542
00:44:37,646 --> 00:44:39,436
‫شما چی؟

543
00:44:39,486 --> 00:44:41,086
‫بیرمنگام

544
00:44:42,126 --> 00:44:44,526
‫میرم یه اسب مسابقه بخرم

545
00:44:45,326 --> 00:44:47,326
‫میدم آموزشـش بدن

546
00:45:17,008 --> 00:45:20,408
‫همچنین... پنج‌هزار پوند برای سکس

547
00:45:39,409 --> 00:45:43,809
‫و پنج‌هزار پوند هم برای کمک کردن بهت
‫تا به سوگ از دست دادن همسرت، پایان بدی

548
00:45:53,170 --> 00:45:55,510
‫تو حتی نزدیک هم نشدی

549
00:45:58,090 --> 00:46:00,430
‫مدارک مشکلی نداره

550
00:46:01,050 --> 00:46:03,480
‫حالا فقط برای منشأ، به امضاتون نیاز دارم

551
00:46:03,530 --> 00:46:05,800
‫البته. من یه قلم دارم...

552
00:46:16,851 --> 00:46:19,591
‫در خونه، این جواهر خیلی بدتر از این به‌نظر می‌رسیدن

553
00:46:20,811 --> 00:46:23,351
‫به خاطر اینکه همه‌شون نفرین شده‌ان

554
00:46:24,011 --> 00:46:25,921
‫مثل ما...

555
00:46:25,971 --> 00:46:27,571
‫آقای شلبی

556
00:46:30,172 --> 00:46:32,972
‫هر وقت اومدی به وین، بیا به دیدن من

557
00:47:02,053 --> 00:47:04,243
‫بله، بله!

558
00:47:44,895 --> 00:47:46,695
‫قبل از اینکه شروع کنم...

559
00:47:48,976 --> 00:47:52,276
‫می‌خوام بدونید که من مرتکب یه اشتباه شدم

560
00:47:55,496 --> 00:47:57,436
‫من مرتکب یه اشتباه شدم...

561
00:47:58,416 --> 00:48:01,416
‫و می‌خوام از همه‌تون عذرخواهی کنم

562
00:48:02,416 --> 00:48:03,926
‫آرتور

563
00:48:03,976 --> 00:48:07,096
‫تو در مورد درگیر شدن توی کار روس‌ها
‫بهم هشدار دادی...

564
00:48:08,857 --> 00:48:10,207
‫و حق داشتی

565
00:48:10,257 --> 00:48:11,537
‫هوم

566
00:48:12,817 --> 00:48:14,767
‫من به همسرت شک کردم

567
00:48:14,817 --> 00:48:16,817
‫به اون خاطر، معذرت می‌خوام

568
00:48:17,377 --> 00:48:21,617
‫لیندا، من سه‌هزارتا هم بهش اضافه کردم
‫به امید اینکه منو ببخشی

569
00:48:31,298 --> 00:48:33,098
‫معذرت‌خواهیـت، پذیرفته شد

570
00:48:37,898 --> 00:48:39,808
‫ازمه، به تو هم شک کردم

571
00:48:39,858 --> 00:48:42,808
‫حالا، جان، جون آدم‌های بی‌گناهی رو گرفته
‫که روی وجدانـش سنگینی می‌کنه

572
00:48:42,858 --> 00:48:45,648
‫- کارهای مردونه‌ی روزمره...
‫- آره، بسیارخب، ازمه. فهمیدیم...

573
00:48:45,698 --> 00:48:47,968
‫نه، درست میگه

574
00:48:48,019 --> 00:48:52,019
‫و قراره اون بار روی وجدان تو و آرتور، سنگینی کنه

575
00:48:53,699 --> 00:48:56,569
‫ولی، امیدوارم اون خونه‌ای که می‌تونید
‫با این پول، بخرید

576
00:48:56,619 --> 00:48:58,759
‫بتونه تبدیل به مکانِ تفکر و

577
00:48:59,699 --> 00:49:01,499
‫عبادت بشه

578
00:49:02,219 --> 00:49:04,159
‫چه بسا، رستگاری

579
00:49:09,060 --> 00:49:11,610
‫چارلی، برای ابزار از دست رفته‌، اجناس خطرناک

580
00:49:11,660 --> 00:49:14,450
‫و حرف‌های خردمندانه‌ی کرلی

581
00:49:14,500 --> 00:49:17,060
‫جانی، برای تخته چوب و مسکن موقت

582
00:49:19,220 --> 00:49:20,740
‫لیزی...

583
00:49:26,460 --> 00:49:28,300
‫مایکل

584
00:49:29,381 --> 00:49:31,181
‫برای قتل‌ها

585
00:49:32,021 --> 00:49:34,051
‫پنج‌تا برای زخمی کردن و پنج‌تا برای شلیک

586
00:49:34,101 --> 00:49:35,851
‫- نه، تامی، نه...
‫- چیه؟!

587
00:49:35,901 --> 00:49:37,811
‫بهم بگو، هان؟

588
00:49:37,861 --> 00:49:39,661
‫من چنین آدمی هستم!

589
00:49:41,181 --> 00:49:44,331
‫و این تمام چیزیـه که می‌تونم
‫در ازای چیزی که بهم میدین، بهتون بدم

590
00:49:44,381 --> 00:49:47,021
‫به خاطر قلب و روحـتـون

591
00:49:51,462 --> 00:49:54,622
‫دیروز، تقریباً پسرم رو از دست داده بودم

592
00:49:56,982 --> 00:49:59,652
‫تو باید اینو درک کنی

593
00:50:00,782 --> 00:50:02,932
‫واسه چی؟

594
00:50:02,982 --> 00:50:04,652
‫واسه چی؟ واسه این؟

595
00:50:04,702 --> 00:50:06,302
‫واسه این ...؟!

596
00:50:08,103 --> 00:50:11,773
‫و می‌دونم می‌خواید بهتون بگم که عوض میشم

597
00:50:11,823 --> 00:50:13,733
‫که این کسب و کار وامونده، تغییر می‌کنه

598
00:50:13,783 --> 00:50:16,013
‫ولی طی چند روز گذشته، یه چیزی فهمیدم

599
00:50:16,063 --> 00:50:19,423
‫اون حرومزاده‌ها. اون حرومزاده‌ها...

600
00:50:21,023 --> 00:50:23,253
‫بدتر از ما هستن

601
00:50:23,303 --> 00:50:25,973
‫سیاستمدارها، قاضی‌های وامونده

602
00:50:26,024 --> 00:50:28,934
‫ارباب‌ها و همسرانـشون
‫اونا بدتر از ما هستن

603
00:50:28,984 --> 00:50:32,454
‫و اونا هرگز ما رو به کاخ‌هاشون راه نمیدن

604
00:50:32,504 --> 00:50:35,304
‫صرف نظر از اینکه چقدر طبق قانون عمل کنیم...

605
00:50:36,304 --> 00:50:37,814
‫به خاطر آدمایی که هستیم

606
00:50:37,864 --> 00:50:40,894
‫به خاطر آدمایی که هستیم
‫به خاطر ریشه‌ی وامونده ـمون

607
00:50:40,944 --> 00:50:42,334
‫درست نیست، آیدا؟

608
00:50:42,384 --> 00:50:44,304
‫آیدامون می‌دونه

609
00:50:45,625 --> 00:50:48,175
‫اون در مورد تحول، هوش زیادی داره

610
00:50:48,225 --> 00:50:51,545
‫و می‌دونه که آدم باید هر چیزی رو که می‌خواد
‫به روش خودش به‌دست بیاره

611
00:50:54,745 --> 00:50:58,895
‫لیزی، می‌خوام همه بدونن، اون پول

612
00:50:58,945 --> 00:51:01,945
‫برای تو بود، چون
‫بعضی شب‌ها، تو بودی...

613
00:51:03,265 --> 00:51:06,425
‫که جلوی شکسته شدن قلب من رو می‌گرفتی
‫کس دیگه‌ای نبود

614
00:51:10,266 --> 00:51:13,766
‫و بقیه‌تون، شیلینگ پادشاه رو می‌گیرید
‫[ واحد پول انگلستان که تا سال ۱۹۷۱ کاربرد داشت ]

615
00:51:15,906 --> 00:51:18,706
‫شیلینـگِ وامونده‌ی پادشاه رو می‌گیرید

616
00:51:19,466 --> 00:51:21,456
‫وقتی شیلینگ پادشاه رو بگیرید

617
00:51:21,506 --> 00:51:23,906
‫پادشاه ازتون انتظار داره براش آدم بکشید

618
00:51:25,787 --> 00:51:27,257
‫درسته، آرتور؟

619
00:51:27,307 --> 00:51:28,577
‫آره

620
00:51:29,547 --> 00:51:32,147
‫روال کار همینه، درسته، جان؟

621
00:51:38,227 --> 00:51:39,827
‫درسته

622
00:51:40,947 --> 00:51:43,187
‫درسته، پال

623
00:51:44,508 --> 00:51:46,508
‫کاملاً درسته

624
00:51:50,028 --> 00:51:51,428
‫تامی...

625
00:51:53,068 --> 00:51:55,138
‫تو دوران بدی رو پشت سر گذاشتی

626
00:51:55,748 --> 00:51:57,418
‫ما درک می‌کنیم

627
00:51:59,828 --> 00:52:02,228
‫پس، یه موقع دیگه...

628
00:52:04,949 --> 00:52:07,489
‫زمانی‌که همه‌مون بهبود پیدا کردیم...

629
00:52:08,669 --> 00:52:10,899
‫دلم می‌خواد...

630
00:52:10,949 --> 00:52:13,019
‫یک دیدگاه ثانویه...

631
00:52:13,069 --> 00:52:15,229
‫از آینده‌ی شرکتِ...

632
00:52:16,829 --> 00:52:20,389
‫انحصاری شلبی رو به خانواده پیشنهاد کنم

633
00:52:22,869 --> 00:52:24,949
‫یه دیدگاه امیدبخش‌تر

634
00:52:29,990 --> 00:52:32,180
‫که من به شخصه، خیلی دوست دارم این ایده رو بشنوم

635
00:52:32,230 --> 00:52:34,380
‫منم همینطور

636
00:52:34,430 --> 00:52:36,670
‫منم همینطور

637
00:52:42,630 --> 00:52:44,380
‫یالا، آرتور

638
00:52:44,431 --> 00:52:47,531
‫قطارِ به مقصد لنگرگاه
‫تا یک ساعت دیگه، راه میوفته

639
00:52:48,071 --> 00:52:51,261
‫بعدش سوار قایق به مسیر نیویورک می‌شیم

640
00:52:51,311 --> 00:52:53,711
‫و همه‌ی این مسائل رو به گذشته می‌سپاریم

641
00:53:28,033 --> 00:53:30,553
‫پس من میرم، تام

642
00:53:36,273 --> 00:53:38,073
‫می‌بینمـت، هان؟

643
00:53:40,393 --> 00:53:42,463
‫می‌بینمـت، برادر

644
00:53:51,754 --> 00:53:53,314
‫خدافظ، کرلی

645
00:53:55,154 --> 00:53:58,264
‫می‌تونی بری، ولی زیاد دور نمیشی، آرتور

646
00:53:58,314 --> 00:53:59,904
‫اه...

647
00:53:59,954 --> 00:54:01,584
‫باشه، تام

648
00:54:01,635 --> 00:54:03,975
‫دیشب با ماس، صحبت کردم

649
00:54:04,835 --> 00:54:07,305
‫بهم گفت که رئیس پلیس بیرمنگام

650
00:54:07,355 --> 00:54:10,625
‫یه حکم بازداشت برات، صادر کرده

651
00:54:10,675 --> 00:54:12,145
‫قتل

652
00:54:12,195 --> 00:54:13,625
‫فتنه‌انگیزی

653
00:54:13,675 --> 00:54:16,145
‫توطئه با هدف انفجار

654
00:54:16,675 --> 00:54:19,265
‫جان، سراغ تو هم میان

655
00:54:19,315 --> 00:54:20,985
‫قتل

656
00:54:21,035 --> 00:54:23,465
‫توطئه با هدف انفجار

657
00:54:23,516 --> 00:54:25,546
‫- مایکل...
‫- یعنی چی؟

658
00:54:25,596 --> 00:54:27,786
‫قتل کشیش هیوز

659
00:54:27,836 --> 00:54:29,236
‫پالی...

660
00:54:30,756 --> 00:54:33,066
‫یه لحظه صبر کن، در مورد چی داری گه می‌خوری ...؟

661
00:54:33,116 --> 00:54:36,506
‫قتل سربازرس چستر کمپل

662
00:54:36,556 --> 00:54:40,466
‫- چرا بهمون نگفتی؟
‫- افرادی که دیشب بهشون خیانت کردیم
‫می‌خوان ما رو از پا دربیارن

663
00:54:40,516 --> 00:54:43,386
‫اونا پلیس رو توی مشتـشون دارن
‫اونا قاضی‌ها رو توی مشتـشون دارن

664
00:54:43,437 --> 00:54:46,467
‫اونا هیئت منصفه رو توی مشتـشون دارن
‫اونا زندان‌ها رو توی مشتـشون دارن

665
00:54:46,517 --> 00:54:49,827
‫ولی اونا دولت منتخب رو توی مشتـشون ندارن

666
00:54:49,877 --> 00:54:51,747
‫- گوش کنید چی میگم!
‫- چرا قبلاً بهمون نگفتی؟!

667
00:54:51,797 --> 00:54:53,587
‫- تو برادر منی!
‫- گوش کنید چی میگم...

668
00:54:53,637 --> 00:54:55,387
‫پس من یه معامله کردم...

669
00:54:55,437 --> 00:54:59,027
‫- اونا دارـمون می‌زنن!
‫- در ازای دادن مدرک برعلیه اونا

670
00:54:59,077 --> 00:55:02,227
‫- دارمون می‌زنن!
‫- ترتیب همه‌‌ش داده شده

671
00:55:02,278 --> 00:55:05,068
‫لیزی، پول رو جمع کن و ببرش توی زیرزمین

672
00:55:05,118 --> 00:55:08,308
‫به موقعـش، همه‌تون پولـتونو می‌گیرید

673
00:55:08,358 --> 00:55:10,948
‫وقتی پلیس اومد، مقاومت نکنید

674
00:55:10,998 --> 00:55:14,068
‫- باهاشون می‌رید و هیچ حرفی نمی‌زنید...
‫- آرتور!

675
00:55:14,118 --> 00:55:16,708
‫آرتور، من یه معامله‌ با افرادی حتی

676
00:55:16,758 --> 00:55:19,228
‫- قدرتمندتر از دشمنانـمون، انجام دادم
‫- آرتور!

677
00:55:19,278 --> 00:55:20,708
‫بهم اعتماد کن، برادر

678
00:55:20,759 --> 00:55:21,899
‫هان؟

679
00:55:22,599 --> 00:55:24,109
‫بهم اعتماد می‌کنی؟

680
00:55:24,159 --> 00:55:26,549
‫- لیندا! لیندا...
‫- عمداً این‌کارو کردی!

681
00:55:26,599 --> 00:55:29,709
‫این‌کارو کردی تا مانع رفتن ما بشی!

682
00:55:29,759 --> 00:55:31,069
‫بیا اینجا. بیا اینجا

683
00:55:31,119 --> 00:55:32,629
‫تنها چیزی که می‌دونم، باید فرار کنیم

684
00:55:32,679 --> 00:55:34,419
‫باید فرار کنیم

685
00:55:39,599 --> 00:55:41,549
‫کــون لـقــت!

686
00:55:42,500 --> 00:55:46,500
‫♪ Radiohead - Life in a Glasshouse ♪

687
00:57:11,000 --> 00:57:20,000
‫ترجمه و زیرنویس از
‫<font color=#۸۰۰۰FF>Arsalan.H</font> & <font color=#FF۰۰۰۰>Raylan Givens</font></font>

688
00:57:30,800 --> 00:57:33,080
‫« پــــایـــان فـــصـــل ســـــــوم »

