1
00:00:01,046 --> 00:00:03,570
‫ساعت ۶ صبح در نیویورک...

2
00:00:03,572 --> 00:00:07,180
‫بازار بورس وال‌استریت سقوط کرد
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: واژگون شد ]</font>

3
00:00:07,182 --> 00:00:09,358
‫روز جمعه به مایکل گفتم که این اتفاق می‌اُفته

4
00:00:09,360 --> 00:00:11,920
‫ما هم قطعاً سوار اون لوکوموتیو بودیم

5
00:00:14,040 --> 00:00:16,878
‫اما تو باید به نداهایی که
‫می‌شنوی، گوش بدی

6
00:00:22,280 --> 00:00:24,838
‫«من «موزلی» هستم، «آزوالد موزلی

7
00:00:24,840 --> 00:00:26,478
‫بله، می‌دونم شما کی هستین

8
00:00:26,480 --> 00:00:28,800
‫شما توجه من رو به خودتون جلب کردین

9
00:00:30,080 --> 00:00:33,038
‫«آقای شلبی؟ آقای «لویـت
‫«از روزنامۀ «تایمزِ لندن

10
00:00:33,040 --> 00:00:36,038
‫من ده سال پیش در روزنامۀ
‫عصر بیرمنگام یک خبرنگار بودم

11
00:00:36,040 --> 00:00:40,078
‫،و صد البته، برای کسی که در اون شهر شاغل بود
‫غیرممکن بود که با اسم شما آشنایی نداشته باشه

12
00:00:40,080 --> 00:00:42,838
‫و با... آوازه‌تون

13
00:00:42,840 --> 00:00:45,998
‫روزنامۀ پیرو حزب محافظه‌کارـت
‫بیشتر از چی واهمه داره؟

14
00:00:46,000 --> 00:00:49,600
‫تحول یا انقلاب؟

15
00:01:02,500 --> 00:01:06,500
‫♪ Anna Calvi - Rider To The Sea ♪

16
00:02:18,000 --> 00:02:22,000
‫♪ Anna Calvi - Papi Pacify ♪

17
00:02:45,000 --> 00:02:49,333
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">توماس شلبیِ صاحب نشان لیاقت</font> »

18
00:02:49,400 --> 00:02:52,500
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">به زمین بنگر و بذرهایی که کاشته‌ای را نظاره کن</font> »

19
00:05:19,760 --> 00:05:23,800
‫بابا! تلفن باهات کار داره!

20
00:05:28,760 --> 00:05:32,120
‫بابا! تلفن باهات کار داره!

21
00:05:33,160 --> 00:05:34,640
‫چارلی!

22
00:05:35,720 --> 00:05:39,158
‫چارلی! وایسا!

23
00:05:39,160 --> 00:05:40,800
‫چارلی!

24
00:05:56,280 --> 00:05:58,840
‫تندتر، آقا اسبه، تندتر!

25
00:06:04,280 --> 00:06:08,318
‫- بابا، تلفن باهات کار داره
‫- پسر خوب

26
00:06:08,320 --> 00:06:10,198
‫پسر خوب

27
00:06:10,200 --> 00:06:12,278
‫برمی‌گردی خونه؟

28
00:06:12,280 --> 00:06:17,118
‫،و... هرکی که پشت تلفنه
‫،متصدی شماره‌ش رو داره

29
00:06:17,120 --> 00:06:19,598
‫خودم باهاش تماس می‌گیرم، خب؟

30
00:06:22,520 --> 00:06:25,638
‫اوه، ببین، چارلی. باید
‫تمرین ویولن داشته باشی

31
00:06:25,640 --> 00:06:27,158
‫خانم میلیگان‌ـه

32
00:06:27,160 --> 00:06:28,600
‫برو

33
00:06:29,480 --> 00:06:30,758
‫و، چارلی!

34
00:06:30,760 --> 00:06:33,278
‫چارلی، باسروصدا بزن

35
00:06:33,280 --> 00:06:35,440
‫ممکنه صدای ترق‌توروق بشنوی

36
00:06:36,120 --> 00:06:37,840
‫برو

37
00:08:29,880 --> 00:08:31,518
‫آقای شلبی؟

38
00:08:31,520 --> 00:08:33,718
‫مگی، بله، خودم‌ـم

39
00:08:33,720 --> 00:08:36,038
‫- بله، آقای شلبی
‫- من الآن یه تماس از دست دادم

40
00:08:36,040 --> 00:08:37,438
‫از کجا بود؟

41
00:08:37,440 --> 00:08:39,158
‫بلفاست

42
00:08:39,160 --> 00:08:42,598
‫بلفاست. کجای بلفاست؟

43
00:08:42,600 --> 00:08:44,718
‫آم... مطمئن نیستم

44
00:08:44,720 --> 00:08:46,558
‫شماره‌ش رو داری؟

45
00:08:46,560 --> 00:08:48,400
‫آره

46
00:08:50,440 --> 00:08:52,478
‫آره، می‌تونی وصل‌ـم کنی؟

47
00:09:00,120 --> 00:09:01,720
‫تامی، باور نکـ...

48
00:09:06,920 --> 00:09:09,038
‫آقای شلبی

49
00:09:09,040 --> 00:09:12,598
‫اسم من سروان سویینگ‌ـه، از
‫شش بخش اشغالی» تماس می‌گیرم»

50
00:09:12,600 --> 00:09:18,638
‫و افرادی از سمت دیگۀ شهر کوچک
‫ترگل‌ورگل‌مون هستن که مُردۀ شما رو می‌خوان

51
00:09:18,640 --> 00:09:24,598
‫این رو هم باید بدونید که این
‫،پسرک، این مایکله، هم‌خون‌تون

52
00:09:24,600 --> 00:09:28,318
‫توی اسکلۀ بلفاست سوار کشتی
‫،اِس‌اِس مونرو» توی اتاقک‌ـش بود»

53
00:09:28,320 --> 00:09:31,038
‫داشت با همون افرادی که مُردۀ
‫شما رو می‌خوان، معامله می‌کرد

54
00:09:31,040 --> 00:09:32,078
‫تامی، دروغ می‌گن!

55
00:09:32,080 --> 00:09:36,000
‫حالا، اگه می‌خواید، می‌تونیم همین الآن
‫و همین‌جا یه گلوله بکّاریم توی مغزش...

56
00:09:36,640 --> 00:09:39,480
‫یا این‌که می‌تونیم بفرستیم‌ـش خونه، و
‫خودتون می‌تونید بهش رسیدگی کنید

57
00:09:45,000 --> 00:09:47,040
‫بفرستیدش خونه

58
00:09:47,880 --> 00:09:49,678
‫بسیارخب، آقای شلبی

59
00:09:49,680 --> 00:09:55,333
‫ولی در جریان باشید که این هم‌خون‌تون
‫«داشت با نماینده‌هایی از شهرستان «تایرون

60
00:09:55,334 --> 00:10:00,598
‫و نیروهای داوطلب اولسترِ «گلاسکو» راجع به این‌که چطور
‫بعد از این‌که پاهای شما رو منفجر کردن، زمین‌های مسابقات

61
00:10:00,600 --> 00:10:03,320
‫- اسب‌دوانی رو تقسیم کنن
‫- تامی، دروغ می‌گن!

62
00:10:05,400 --> 00:10:06,920
‫و اجازه هست بپرسم...

63
00:10:07,680 --> 00:10:09,960
‫چرا دارید این لطف رو در حق من می‌کنید؟

64
00:10:12,800 --> 00:10:19,958
‫چون، آقای شلبی، توسط افرادی در بالاترین سطوح بهمون
‫،اطلاع داده شده که، از زمان گرَوش‌تون به جامعه‌گرایی

65
00:10:19,960 --> 00:10:22,518
‫شما الآن در دستۀ «فرشتگان» هستید
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: در طرف حق هستید ]</font>

66
00:10:22,520 --> 00:10:26,080
‫و فرشتگان می‌تونن به کار ما بیان

67
00:10:51,680 --> 00:10:53,360
‫بیا

68
00:11:01,240 --> 00:11:05,280
‫آقای شلبی، مدرس ویولین می‌خواد بدونه
‫که صدای اون‌همه ترق‌توروق واسه چی بود

69
00:11:05,960 --> 00:11:07,398
‫آتش‌بازی

70
00:11:07,400 --> 00:11:09,480
‫داشتم واسه شنبه امتحان‌شون می‌کردم

71
00:11:12,320 --> 00:11:15,520
‫به دکتر قول دادید تا تاریک
‫نشده این‌کارو نمی‌کنید

72
00:11:16,360 --> 00:11:18,640
‫اوه، نسبتاً تاریکه، فرانسیس

73
00:11:21,480 --> 00:11:26,438
‫همچنین، خانم شلبی و روبی
‫امشب واسه شام تشریف میارن؟

74
00:11:26,440 --> 00:11:28,160
‫نمی‌دونم

75
00:11:37,120 --> 00:11:38,600
‫بابا؟

76
00:11:39,240 --> 00:11:43,400
‫- امروز صبح یه چیزی یاد گرفتم
‫- واقعاً؟

77
00:11:45,840 --> 00:11:47,520
‫منم همین‌طور

78
00:11:48,400 --> 00:11:50,200
‫حالا چی یاد گرفتی، پسرم؟

79
00:12:12,680 --> 00:12:15,918
‫بیا قال‌ـش رو بکّنیم.
‫من باید به قطارم برسم

80
00:12:15,920 --> 00:12:19,038
‫- تو برو به قطارت برس، تام. من می‌تونم
‫به این رسیدگی کنم                        - هی

81
00:12:19,040 --> 00:12:22,160
‫برش دارید!

82
00:12:41,800 --> 00:12:43,280
‫برو خونه

83
00:12:45,440 --> 00:12:46,918
‫بیا این‌جا ببینم

84
00:12:46,920 --> 00:12:49,158
‫این رو تن‌ـت کن

85
00:12:49,160 --> 00:12:53,920
‫بفرما. اون‌جا رو باش، خیلی بهت
‫میاد. بپیچ دور خودت گرم شی

86
00:13:04,880 --> 00:13:06,718
‫اه!

87
00:13:06,720 --> 00:13:08,320
‫پاشو

88
00:13:09,160 --> 00:13:11,278
‫آفتاب در اومده

89
00:13:11,280 --> 00:13:12,398
‫این‌جا چی‌کار می‌کنید؟

90
00:13:12,400 --> 00:13:14,840
‫وقت وامونده‌مون رو سر تو حروم می‌کنیم

91
00:13:18,800 --> 00:13:20,518
‫بگیر بشین، فین

92
00:13:20,520 --> 00:13:23,000
‫بگیر بشین

93
00:13:29,560 --> 00:13:31,240
‫من چی‌کار باید بکنم...

94
00:13:32,080 --> 00:13:34,318
‫که گوش‌ـت بهم بدهکار بشه؟

95
00:13:34,320 --> 00:13:37,438
‫تو گلوله خوردی

96
00:13:37,440 --> 00:13:40,920
‫اسلحه‌به‌دست توی خیابون‌ها می‌چرخی

97
00:13:42,080 --> 00:13:44,000
‫یه نفر باید این‌کارو بکنه دیگه

98
00:13:46,160 --> 00:13:48,678
‫فین، ما واسه اون‌جور کارها آدم داریم

99
00:13:48,680 --> 00:13:52,438
‫سرباز داریم. سروان و سرجوخه داریم

100
00:13:52,440 --> 00:13:54,160
‫خب، پس، من چی‌ام؟

101
00:13:55,200 --> 00:13:56,438
‫من چی‌ام»؟ خدایا»

102
00:13:56,440 --> 00:13:59,718
‫آره، من چی‌ام، تام، هان؟

103
00:13:59,720 --> 00:14:02,518
‫من برادری‌ام که هیچ‌وقت براش وقت نداشتی

104
00:14:02,520 --> 00:14:05,118
‫تو یه ژنرال‌ـی، فین

105
00:14:05,120 --> 00:14:09,718
‫متوجه‌ای؟ تو یه شلبی
‫وامونده‌ای، پس یه ژنرال‌ـی

106
00:14:09,720 --> 00:14:14,160
‫بار آخری که یه ژنرال رو نزدیک خون
‫و استفراغ دیدی کِی بود؟ هان؟

107
00:14:15,080 --> 00:14:17,398
‫راست می‌گه

108
00:14:17,400 --> 00:14:19,278
‫تو همچین کسی هستی

109
00:14:19,280 --> 00:14:21,798
‫پس پاشو وایسا، سرباز

110
00:14:21,800 --> 00:14:23,518
‫بجنب، پاشو وایسا

111
00:14:23,520 --> 00:14:26,238
‫فکر کردم همین الآن گفتید من یه ژنرال‌ـم

112
00:14:26,240 --> 00:14:27,998
‫من همین الآن گفتم که هستی

113
00:14:28,000 --> 00:14:29,478
‫پس تن لش‌ـت رو بلند کن وایسا!

114
00:14:29,480 --> 00:14:31,278
‫آرتور...

115
00:14:31,280 --> 00:14:33,678
‫فین. فین

116
00:14:33,680 --> 00:14:39,038
‫این رو ببین. این گلوله‌ایه که
‫آبراما گُلد ازت کشید بیرون

117
00:14:39,040 --> 00:14:41,920
‫اولین و آخرین‌ـش

118
00:14:42,880 --> 00:14:45,800
‫اولین و آخرین‌ـش

119
00:14:50,400 --> 00:14:52,120
‫گم‌ـش نکن

120
00:14:52,960 --> 00:14:55,798
‫برو خودت رو ترتمیز کن، لباس تن‌ـت کن

121
00:14:55,800 --> 00:14:57,558
‫یه کت‌شلوار درست‌حسابی

122
00:14:57,560 --> 00:15:00,400
‫یه دردسری دارم که از دردسر دور نگه‌ت می‌داره

123
00:15:01,640 --> 00:15:04,198
‫- اوه، و... تام...
‫- بله؟

124
00:15:04,200 --> 00:15:08,078
‫حالا که این‌جائی... من
‫با این دختره آشنا شدم

125
00:15:08,080 --> 00:15:12,798
‫- و دلم می‌خواد ازدواج کنم
‫- گُه نخور. برو لباس‌ـت رو عوض کن. بجنب، تکون بخور. برو!

126
00:15:12,800 --> 00:15:16,478
‫فین، این دختره که سعی داری تحت
‫تأثیر قرارش بدی، ازش برام بگو

127
00:15:17,400 --> 00:15:18,918
‫از سبک زندگی‌مون خوش‌ـش میاد

128
00:15:18,920 --> 00:15:21,158
‫از سبک زندگی‌مون خوش‌ـش میاد، هان؟

129
00:15:21,160 --> 00:15:26,080
‫خب، یکی رو پیدا کن که از سبک زندگی‌مون بیزار باشه. آرتور
‫رو ببین، اون همچین کاری کرد. حالا رئیس هیئت مدیره‌ست

130
00:15:28,320 --> 00:15:30,120
‫بجنب. دست بجنبون

131
00:15:30,800 --> 00:15:31,958
‫آرتور؟

132
00:15:31,960 --> 00:15:35,960
‫لیزی و روبی، هنوز خونۀ توئن؟

133
00:15:38,480 --> 00:15:40,558
‫آره، تام، هنوز اون‌جان

134
00:15:40,560 --> 00:15:45,040
‫،لیزی امروز میاد خونه، خودش گفت
‫پس... چند ساعت دیگه میاد خونه

135
00:15:45,680 --> 00:15:48,478
‫هوم. از من حرفی می‌زنه؟

136
00:15:48,480 --> 00:15:51,438
‫منظورم اینه، اونا خیلی حرف
‫می‌زنن، زن‌ها رو که می‌شناسی

137
00:15:51,440 --> 00:15:54,438
‫،آشپزخونه و، می‌دونی
‫بچه‌ها می‌دوئن این‌ور اون‌ور

138
00:15:54,440 --> 00:15:56,558
‫من... من زیاد بهشون توجه نمی‌کنم، تام

139
00:15:56,560 --> 00:15:58,880
‫- نصف اوقات گوش نمی‌دم چی می‌گن
‫- آره

140
00:15:59,680 --> 00:16:01,560
‫خب، هرچی که می‌گه، واقعیته

141
00:16:05,280 --> 00:16:07,000
‫خب...

142
00:16:08,920 --> 00:16:10,238
‫تو از این سبک زندگی خوش‌ـت میاد، تامی

143
00:16:10,240 --> 00:16:12,318
‫من از این سبک زندگی وامونده خوش‌ـم نمیاد

144
00:16:12,320 --> 00:16:16,880
‫،من از این زندگی وامونده خوش‌ـم نمیاد
‫خوش‌ـم نمیاد که مایکل امروز برمی‌گرده

145
00:16:19,920 --> 00:16:22,238
‫قطار ساعت سه از لیورپول می‌رسه

146
00:16:22,240 --> 00:16:23,638
‫پالی اون‌جا خواهد بود

147
00:16:23,640 --> 00:16:25,200
‫یه اسلحه بردار

148
00:16:25,880 --> 00:16:29,558
‫به ماس بگو ایستگاه رو از پاسبون‌ها
‫خالی کنه. می‌شنوی چی می‌گم؟

149
00:16:29,560 --> 00:16:31,040
‫بله، قربان

150
00:16:32,960 --> 00:16:35,200
‫هی، تامی

151
00:16:36,480 --> 00:16:38,880
‫اما یه چیز رو شنیدم که می‌گن

152
00:16:39,720 --> 00:16:43,078
‫در حد حرف بود، می‌دونی، می‌گفتن که...

153
00:16:43,080 --> 00:16:46,678
‫تو... تو نمی‌خوابی یا یه همچین چیزی

154
00:16:46,680 --> 00:16:48,600
‫نمی‌تونی بخوابی

155
00:16:50,240 --> 00:16:53,840
‫وقتی می‌خوابم، رؤیا می‌بینم

156
00:16:54,680 --> 00:16:58,598
‫و توی رؤیام، یه نفر تاج‌ـم رو می‌خواد

157
00:16:58,600 --> 00:17:01,400
‫فکر کنم ممکنه مایکل باشه

158
00:17:02,080 --> 00:17:04,240
‫ساعت سه بهم زنگ بزن

159
00:17:10,920 --> 00:17:15,318
‫آرتور، اون گلوله رو می‌ذارم روی یه گردن‌بند
‫و بعنوان یه یادآور می‌ندازم‌ـش گردن‌ـم

160
00:17:15,320 --> 00:17:16,998
‫آرتور؟

161
00:17:17,000 --> 00:17:19,478
‫- شنیدم
‫- برام دردسر داری دیگه؟

162
00:17:19,480 --> 00:17:21,400
‫- آره
‫- آره؟

163
00:17:36,000 --> 00:17:38,758
‫آقای شلبی... پلیس این‌جاست که ببینن‌تون

164
00:17:38,760 --> 00:17:40,278
‫ورود پلیس به این‌جا ممنوع‌ـه

165
00:17:40,280 --> 00:17:43,720
‫لباس فرم تن‌ـش نیست و گفت
‫که موضوع خیلی غیررسمی‌ایه

166
00:17:48,800 --> 00:17:51,438
‫عصرتون بخیر. کسی براتون یه فنجون چای آورد؟

167
00:17:51,440 --> 00:17:52,878
‫نه، من راحت‌ـم، آقای شلبی

168
00:17:52,880 --> 00:17:54,600
‫- این موضوع وقت زیادی نمی‌گیره
‫- خوبه

169
00:17:55,240 --> 00:17:57,238
‫پنج دقیقه وقت دارید

170
00:17:57,240 --> 00:18:01,798
‫آقای شلبی، دو روز پیش
‫یه تیراندازی صورت گرفت

171
00:18:01,800 --> 00:18:03,638
‫یک نفر مُرد

172
00:18:03,640 --> 00:18:05,480
‫قتل بود

173
00:18:07,160 --> 00:18:08,640
‫«در «مِیدا وِیل

174
00:18:09,640 --> 00:18:11,160
‫از بین این‌همه مکان

175
00:18:13,520 --> 00:18:15,760
‫- فامیلی‌ـش «لویت» بود
‫- آها

176
00:18:18,000 --> 00:18:19,960
‫روزنامه‌نگار بود

177
00:18:30,360 --> 00:18:33,478
‫شب قبلی که تیر بخوره، اومد این‌جا به دیدن شما

178
00:18:33,480 --> 00:18:37,958
‫ما یک جواز ورود به مجلس عوام و اسم
‫شما رو در دفتر یادنگاشت‌ـش پیدا کردیم

179
00:18:37,960 --> 00:18:42,800
‫کنجکاو بودم بدونم که کارش در این‌جا چی بود

180
00:18:43,680 --> 00:18:45,280
‫و من کنجکاوم بدونم که...

181
00:18:46,000 --> 00:18:48,400
‫کار شما در این‌جا چیه

182
00:18:49,840 --> 00:18:52,718
‫طبق دفتر یادنگاشت‌‌ـش، شما
‫از بیرمنگام می‌شناختیدش

183
00:18:52,720 --> 00:18:54,400
‫اسم‌تون؟

184
00:18:55,240 --> 00:18:56,398
‫استکر

185
00:18:56,400 --> 00:18:58,640
‫استکر. خیلی‌خب

186
00:19:00,640 --> 00:19:03,918
‫آقای شلبی، آقای لویت هم‌جنس‌باز بود

187
00:19:03,920 --> 00:19:06,038
‫ممکنه بعضی‌ها فکر کنن که کار یکی از
‫دوستان هم‌جنس‌بازـش بوده باشه

188
00:19:06,040 --> 00:19:13,358
‫آقای استکر، این حس بهم دست داده که، با
‫کمی تحریک، شما می‌تونی خیلی سمج باشی

189
00:19:13,360 --> 00:19:15,678
‫تنها در محدودۀ اختیارات‌ـم

190
00:19:15,680 --> 00:19:21,678
‫خب، پاسبان ارشدت، وایت، عقاید واضحی
‫دربارۀ سماجت داره، که با من به اشتراک گذاشته

191
00:19:21,680 --> 00:19:22,838
‫آقای شلبی...

192
00:19:22,840 --> 00:19:26,598
‫،ایشون از سماجت خوش‌ـش میاد
‫مثل من. و از دقت و موشکافی

193
00:19:26,600 --> 00:19:28,280
‫اما از سبک‌سری نه

194
00:19:29,440 --> 00:19:35,678
‫مردی که در «مِیدا وِیل» با مردهای
‫دیگه توی پارک قدم می‌زنه، می‌میره

195
00:19:35,680 --> 00:19:37,918
‫و شما میای سراغ من؟

196
00:19:37,920 --> 00:19:41,238
‫بعلاوۀ دفتر یادنگاشت‌ـش، دفترچۀ
‫یادداشت‌ـش رو هم در اختیار داریم

197
00:19:43,360 --> 00:19:46,480
‫وقت‌تون به سر رسیده، آقای استکر

198
00:19:55,320 --> 00:19:57,000
‫ممنون

199
00:19:58,000 --> 00:20:02,000
‫♪ The Darts (U.S.) - Love U ۲ Death ♪

200
00:20:36,600 --> 00:20:38,160
‫سلام، مامان

201
00:20:40,360 --> 00:20:42,360
‫این جینائه

202
00:20:43,040 --> 00:20:44,960
‫جینا گِری

203
00:20:46,240 --> 00:20:48,520
‫ناخدا روی کشتی عقدمون کرد

204
00:20:51,080 --> 00:20:52,838
‫همسرمه، مامان. حداقل بهش نگاه کن

205
00:20:52,840 --> 00:20:57,000
‫تامی گفت ازت بخوام که حقیقت رو بهم بگی

206
00:20:57,640 --> 00:20:59,678
‫ما ۱۵ روزه که در حال سفرـیم، خانم گِری

207
00:20:59,680 --> 00:21:04,318
‫- شاید بتونیم یه وقت دیگه در این باره صحبت کنیم
‫- بله. بیاید بریم خونه، اون‌وقت می‌تونیم صحبت کنیم

208
00:21:04,320 --> 00:21:08,798
‫تا حقیقت رو به من نگی، خونه‌ای نداری

209
00:21:08,800 --> 00:21:10,358
‫این‌جا؟

210
00:21:10,360 --> 00:21:12,111
‫آره

211
00:21:14,920 --> 00:21:16,720
‫مایکل!

212
00:21:19,080 --> 00:21:20,880
‫سلام، عزیزم

213
00:21:22,000 --> 00:21:25,440
‫به بیرمنگام خوش اومدی، هان؟

214
00:21:26,360 --> 00:21:28,600
‫مایکل؟

215
00:21:29,640 --> 00:21:31,280
‫باشه

216
00:21:33,080 --> 00:21:35,318
‫کشتی‌مون بلفاست لنگر انداخت

217
00:21:35,320 --> 00:21:38,078
‫- بعدش دو نفر از کشتی پیاده‌ام کردن
‫- به زور تفنگ

218
00:21:38,080 --> 00:21:40,238
‫دارم با پسرم صحبت می‌کنم

219
00:21:40,240 --> 00:21:41,840
‫کون لق‌ـت

220
00:21:42,920 --> 00:21:44,718
‫کون لق تو هم کرده، آرتور

221
00:21:44,720 --> 00:21:49,720
‫این همسر وامونده‌ـمه. میارم‌ـش خونه، به این؟

222
00:21:52,080 --> 00:21:54,800
‫بیا، جینا

223
00:21:57,600 --> 00:22:00,278
‫خب، حالا دیگه کجا، هان؟ هوم؟

224
00:22:00,280 --> 00:22:02,118
‫حداقل من رو معرفی کن

225
00:22:02,120 --> 00:22:04,438
‫- عذر می‌خوام
‫- این رو ببین

226
00:22:04,440 --> 00:22:06,478
‫این رو ببین

227
00:22:06,480 --> 00:22:08,518
‫اینه، جینا

228
00:22:08,520 --> 00:22:11,798
‫ایل‌وتبار واموندۀ من اینه

229
00:22:11,800 --> 00:22:14,078
‫می‌خوای حقیقت رو بدونی، آرتور؟

230
00:22:14,080 --> 00:22:15,880
‫تو می‌خوای حقیقت رو بدونی، مامان؟

231
00:22:16,640 --> 00:22:22,480
‫من به خانوادۀ وامونده‌ام خیانت نکردم!

232
00:22:23,320 --> 00:22:25,840
‫حالا، مامان...

233
00:22:26,760 --> 00:22:28,320
‫من می‌خوام برم خونه

234
00:22:29,680 --> 00:22:33,040
‫یه سوئیت توی هتل «میدلند» برات رزرو کردم

235
00:22:34,080 --> 00:22:36,558
‫دستور تامی بود دیگه، آره؟

236
00:22:36,560 --> 00:22:40,160
‫«می‌دونی، هتل «میدلند
‫پادشاهی کوچولوی تامی‌ـه

237
00:22:41,160 --> 00:22:44,238
‫جایی که تمام باربرها حواس‌شون
‫،رو شش‌دُنگ جمع نگه می‌دارن

238
00:22:44,240 --> 00:22:47,838
‫جایی که تمام دخترهای متصدی
‫تلفن‌خونه، تماس‌های من رو گزارش می‌کنن

239
00:22:47,840 --> 00:22:54,238
‫آره، خب، چرا به چشم... قرنطینه
‫بهش نگاه نمی‌کنی، مایکل، هان؟

240
00:22:54,240 --> 00:22:58,160
‫عین سگ باهات تا می‌کنیم، هوم؟

241
00:22:59,400 --> 00:23:00,998
‫عین سگ‌های بدبو

242
00:23:01,000 --> 00:23:02,720
‫عین سگ‌های بوگندو

243
00:23:03,280 --> 00:23:08,118
‫تا زمانی که بفهمیم ریگی
‫توی کفش‌ـت نیست، هوم؟

244
00:23:08,120 --> 00:23:10,198
‫کون لق‌ـت، آرتور

245
00:23:10,200 --> 00:23:12,118
‫برو کنار، آرتور

246
00:23:12,120 --> 00:23:14,120
‫نه، پال

247
00:23:21,480 --> 00:23:22,718
‫بیخیال، عزیزم

248
00:23:22,720 --> 00:23:24,558
‫اونا رو فراموش کن

249
00:23:24,560 --> 00:23:27,758
‫برو زنگ بزن تامی، بهش بگو

250
00:23:27,760 --> 00:23:30,598
‫پالی می‌گه مایکل داره راست‌ـش رو می‌گه

251
00:23:30,600 --> 00:23:33,238
‫عیب نداره. فراموش‌شون کن

252
00:23:33,240 --> 00:23:35,320
‫خیلی‌خب، پال

253
00:23:36,960 --> 00:23:38,998
‫کت و پالتوی قشنگیه

254
00:23:39,000 --> 00:23:41,240
‫رنگ شتریه، درسته؟
‫<font color="#ffff۸۰">[ قهوه‌ای کم‌رنگ ]</font>

255
00:23:43,640 --> 00:23:45,080
‫اوه

256
00:23:46,400 --> 00:23:51,120
‫به خانواده خوش اومدی، جینا گِری

257
00:23:53,760 --> 00:24:00,598
‫من تلاش آقای رَولی در لایحۀ تحصیل برای افزایش
‫سن ترک تحصیل به ۱۵ سالگی رو تحسین می‌کنم

258
00:24:00,600 --> 00:24:02,798
‫همچنین حمایت خودم رو از...

259
00:24:03,000 --> 00:24:07,000
‫♪ Nadine Shah - Evil ♪

260
00:24:18,000 --> 00:24:20,638
‫در رابطه با ارزیابی...
‫استطاعت مالی از هر نوعی

261
00:24:20,640 --> 00:24:22,358
‫- ما جزء مردم‌ـیم...
‫- آره!

262
00:24:22,360 --> 00:24:25,438
‫- دیگه بس‌مونه...
‫- آره!

263
00:24:25,440 --> 00:24:28,558
‫«ما جزء مردم‌ـیم، و دیگه بس‌مونه»

264
00:24:28,560 --> 00:24:30,720
‫پیشنهاد من در حمایت از اصلاحیه‌ست
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به پیشنهادی که در مجلس داده ]
‫[ می‌شود تا بر روی آن رأی‌گیری شود</font>

265
00:24:46,040 --> 00:24:47,680
‫آقای شلبی

266
00:24:48,920 --> 00:24:52,760
‫باید بگم، شما توی مجلس مثل
‫یک پرندۀ آوازخوان چَهچَه می‌زنی

267
00:24:54,000 --> 00:24:56,238
‫و این فنچ زیبا کیه؟

268
00:24:56,240 --> 00:24:57,278
‫خواهرم

269
00:24:57,280 --> 00:24:58,438
‫که بارداره

270
00:24:58,440 --> 00:24:59,718
‫و خطرناک

271
00:24:59,720 --> 00:25:02,398
‫اوه، ما خطرناکی رو خیلی دوست داریم

272
00:25:02,400 --> 00:25:03,918
‫ما کیه؟

273
00:25:03,920 --> 00:25:06,358
‫،اسم جمع‌ـه

274
00:25:06,360 --> 00:25:10,111
‫در این مورد، گروهی از آدم‌هایی که
‫،بی‌قرار و جوان هستن رو توصیف می‌کنه

275
00:25:10,112 --> 00:25:13,520
‫و، همون‌طور که گفتم، خطرناکی
‫رو خیلی دوست دارن

276
00:25:14,800 --> 00:25:18,560
‫آقای شلبی، شما اسبی به اون اسم داشتی
‫<font color="#ffff۸۰">[ دنجروس»: اشاره به قسمت ۴ از فصل ۴» ]</font>

277
00:25:20,280 --> 00:25:21,758
‫ویسکی. ایرلندی

278
00:25:21,760 --> 00:25:24,278
‫از بطری من براشون بریز

279
00:25:24,280 --> 00:25:27,758
‫یه دونه هم برای خودم.
‫راست‌ـش، خود بطری رو بیار

280
00:25:27,760 --> 00:25:28,838
‫و خانم؟

281
00:25:28,840 --> 00:25:30,478
‫تشنه نیست

282
00:25:30,480 --> 00:25:32,560
‫قضیۀ اسبه رو از کجا می‌دونید؟

283
00:25:34,000 --> 00:25:36,480
‫ما یه آشنای مشترک داریم

284
00:25:37,120 --> 00:25:38,358
‫مِی کارلتون

285
00:25:38,360 --> 00:25:42,600
‫:وقتی در مورد شما جویا شدم، گفت
‫«اوه، خدای من، از کجا شروع کنم؟»

286
00:25:43,560 --> 00:25:46,078
‫و چرا داشتید در مورد من جویا می‌شدید؟

287
00:25:46,080 --> 00:25:48,638
‫،چون، همون‌طور که گفتم

288
00:25:48,640 --> 00:25:50,920
‫من خطرناکی رو خیلی دوست دارم

289
00:25:51,560 --> 00:25:53,358
‫و از کجا شروع کرد؟

290
00:25:53,360 --> 00:25:56,888
‫می‌دونید، من کمی امیدوار بودم که
‫شاید این دیدار رو تنهایی صورت بدیم

291
00:25:56,900 --> 00:25:58,958
‫خواهرم مشاور سیاسی منه

292
00:25:58,960 --> 00:26:02,438
‫و الآن مشاوره‌ام «با آقای
‫موزلی دیدار نکن» بود

293
00:26:02,440 --> 00:26:04,358
‫چون خطرناک‌ـم؟

294
00:26:04,360 --> 00:26:06,358
‫نه

295
00:26:06,360 --> 00:26:09,118
‫چیه که بی‌قرارشید، آقای موزلی؟

296
00:26:09,120 --> 00:26:13,280
‫من بی‌قرار ویسکی وامونده‌مـم

297
00:26:15,400 --> 00:26:17,080
‫بنت!

298
00:26:18,920 --> 00:26:24,918
‫مِی کارلتون جوری دربارۀ شما حرف زد که تصور می‌کنم
‫،یه نفر دربارۀ جشنی که به زور یادشه ممکنه حرف بزنه

299
00:26:24,920 --> 00:26:31,318
‫جایی که ماشین رو می‌کّوبی به لونۀ کفتر، و
‫سه روز کامل رو با شامپاین و کوکائین می‌گذرونی

300
00:26:31,320 --> 00:26:32,958
‫می‌دونید، از اون نوع جشن‌ها

301
00:26:32,960 --> 00:26:35,440
‫فقط سه روز؟

302
00:26:36,320 --> 00:26:37,880
‫هوم

303
00:26:41,400 --> 00:26:44,758
‫خواهرم بر ضد دیدار با شما توصیه کرد

304
00:26:44,760 --> 00:26:49,640
‫چون به نظر می‌رسه که شما
‫دارید از حزب فاصله می‌گیرید...

305
00:26:50,720 --> 00:26:52,918
‫به یه سمت دیگه

306
00:26:52,920 --> 00:26:55,238
‫و چه سمتی؟

307
00:26:55,240 --> 00:26:57,478
‫به سمت فاشیسم

308
00:26:57,480 --> 00:27:02,080
‫«ما جزء مردم‌ـیم، و دیگه بس‌مونه»

309
00:27:03,560 --> 00:27:05,720
‫از نظرم اون عالی بود

310
00:27:06,560 --> 00:27:10,038
‫شما به کدوم سمت دارید می‌رید، آقای شلبی؟

311
00:27:10,040 --> 00:27:12,878
‫من انقلاب خودم هستم

312
00:27:12,880 --> 00:27:16,000
‫و ایرلندی رو به اسکاتلندی ترجیح می‌دید

313
00:27:17,480 --> 00:27:18,838
‫بنده هم همین‌طور

314
00:27:18,840 --> 00:27:22,838
‫مثل تمام چیزهای مربوط
‫به ایرلند... بغرنج‌ـه

315
00:27:22,840 --> 00:27:24,320
‫بله؟

316
00:27:31,160 --> 00:27:33,240
‫اوه!

317
00:27:33,880 --> 00:27:36,918
‫موضع شما نسبت به «سؤال
‫ایرلندی» چیه، آقای شلبی؟

318
00:27:36,920 --> 00:27:39,758
‫تابحال نپرسیدم‌ـش

319
00:27:39,760 --> 00:27:42,078
‫پس شاید وقت‌ـش باشه که بپرسید

320
00:27:42,080 --> 00:27:46,998
‫تامی، من جزء مردم‌ـم و دیگه بس‌ـمه

321
00:27:47,000 --> 00:27:49,678
‫ما دنبال کسی هستیم که صحبتی رو با...

322
00:27:49,680 --> 00:27:55,038
‫عاملین به‌خصوصی در بلفاست که ما به‌طور
‫رسمی مذاکراتی باهاشون نداریم، آغاز کنه

323
00:27:55,040 --> 00:27:58,598
‫من سرـم با چَهچَه‌زدن در
‫مجلس بیش از حد شلوغ‌ـه

324
00:27:58,600 --> 00:28:01,160
‫شامل ترفیع می‌شه

325
00:28:02,360 --> 00:28:06,200
‫از یک وزیر دون‌پایه به دوک‌نشینِ لنکستر

326
00:28:06,840 --> 00:28:08,678
‫بیرمنگام به من مربوط می‌شه

327
00:28:08,680 --> 00:28:14,080
‫ایرلند حوصله‌ام رو سر می‌بره.
‫ممنون بابت ویسکی، آقای موزلی

328
00:28:20,600 --> 00:28:22,518
‫هوم

329
00:28:22,520 --> 00:28:24,758
‫اون دیگه مربوط به چی بود؟

330
00:28:24,760 --> 00:28:27,918
‫ایرلند. از صبح تا حالا کلاً روز ملی ایرلند بوده

331
00:28:27,920 --> 00:28:28,958
‫منظورت چیه؟

332
00:28:28,960 --> 00:28:35,278
‫ایدا، برو خونه و شروع کن به تماس‌گرفتن با هرکی که وقتی
‫بوستون بودی با شرکت انحصاری شلبی بده‌بستون داشت

333
00:28:35,280 --> 00:28:36,880
‫در مورد مایکل ازشون بپرس

334
00:28:38,200 --> 00:28:40,318
‫در مورد چی‌ـش ازشون بپرسم؟

335
00:28:40,320 --> 00:28:45,518
‫- کی رو می‌دیده، با کی دیدار داشته، چه معاملاتی کرده
‫- چرا؟

336
00:28:45,520 --> 00:28:50,198
‫خصوصاً در مورد آدم‌هایی که از گلاسکو و
‫بلفاست باهاشون دیدار کرده ازشون بپرس

337
00:28:50,200 --> 00:28:53,678
‫تامی، چرا با من برنمی‌گردی، هان؟

338
00:28:53,680 --> 00:28:55,678
‫می‌تونی با کارل شطرنج بازی کنی

339
00:28:55,680 --> 00:28:57,638
‫،من چندتا تماس می‌گیرم
‫تو هم می‌تونی گوش بدی

340
00:28:57,640 --> 00:28:58,718
‫فردا بری خونه

341
00:28:58,720 --> 00:29:01,438
‫اون حروم‌زاده شروع می‌کنه به
‫صحبت راجع به ویسکی ایرلندی

342
00:29:01,440 --> 00:29:02,798
‫اون چه پُخی سرش می‌شه؟ هان؟

343
00:29:02,800 --> 00:29:05,758
‫از من بیشتر سرش می‌شه، تامی.
‫از چی حرف می‌زنی؟

344
00:29:05,760 --> 00:29:09,038
‫دارم از یه صندلی خالی حرف می‌زنم، ایدا

345
00:29:09,040 --> 00:29:11,358
‫صندلی من. تخت پادشاهی من

346
00:29:11,360 --> 00:29:15,558
‫،مردم فکر کنن قراره سقوط کنم
‫رفتارشون دوروبرـت تغییر می‌کنه

347
00:29:15,560 --> 00:29:17,038
‫کی همچین فکری می‌کنه؟

348
00:29:17,040 --> 00:29:19,318
‫شروع می‌کنن به حلقه‌زدن

349
00:29:19,320 --> 00:29:21,438
‫کی قراره تخت پادشاهی رو بگیره، هان؟

350
00:29:21,440 --> 00:29:26,840
‫،لیندا، اون یه خرده واسه آرتور می‌خواد
‫آبراما گُلد، افراد شمال، مایکل...

351
00:29:31,040 --> 00:29:34,318
‫فقط برو خونه، چندتا تماس بگیر

352
00:29:34,320 --> 00:29:36,318
‫فکر کنم پروتستان‌ها دارن میان

353
00:29:36,320 --> 00:29:38,760
‫من باید برگردم بیرمنگام

354
00:29:51,240 --> 00:29:52,958
‫پالی

355
00:29:52,960 --> 00:29:54,880
‫مسلح‌ـید؟

356
00:29:55,800 --> 00:29:57,838
‫آره

357
00:29:57,840 --> 00:29:59,158
‫آره

358
00:29:59,160 --> 00:30:04,118
‫،لطفاً گذاشتن اسلحه‌تون پشت بار رو در نظر می‌گیرید
‫محض احتیاط که اگه یه وقت احساسات شدت گرفت؟

359
00:30:04,120 --> 00:30:06,120
‫پشت بار، پال، هان؟

360
00:30:06,920 --> 00:30:09,160
‫پشت بار خودم، آره؟

361
00:30:15,600 --> 00:30:17,080
‫من اون‌جا ترجیح‌ـش می‌دم

362
00:30:19,320 --> 00:30:21,480
‫توماس؟

363
00:30:29,280 --> 00:30:31,158
‫من دیشب یه رؤیا...

364
00:30:31,160 --> 00:30:35,040
‫راجع به یه گربۀ سیاه دیدم، پال

365
00:30:36,480 --> 00:30:41,798
‫رؤیا راجع به گربۀ سیاه یعنی این‌که یه خائن در
‫نزدیکی‌هاست. خودت بودی که این رو یادم دادی

366
00:30:41,800 --> 00:30:44,318
‫گربۀ سیاه می‌تونه معانی زیادی داشته باشه

367
00:30:44,320 --> 00:30:46,878
‫می‌تونه به معنای این باشه که
‫داری به خودت صدمه می‌زنی

368
00:30:46,880 --> 00:30:48,440
‫به خودت خیانت می‌کنی

369
00:30:49,480 --> 00:30:52,120
‫چیزهایی می‌بینی، توماس؟

370
00:30:54,080 --> 00:30:55,718
‫آره، می‌بینم

371
00:30:57,040 --> 00:30:59,880
‫آره، می‌بینم. خیلی واضح

372
00:31:01,160 --> 00:31:03,400
‫از هر سمت‌وسویی میاد

373
00:31:17,240 --> 00:31:18,760
‫تامی

374
00:31:19,800 --> 00:31:22,120
‫دوست دارم تو رو با همسرم آشنا کنم

375
00:31:23,760 --> 00:31:26,358
‫همچنین دوست دارم یه چیزی بگم

376
00:31:26,360 --> 00:31:28,998
‫- بشین، مایکل
‫- من بهت خیانت کردم

377
00:31:29,000 --> 00:31:31,758
‫- مایکل
‫- ولی تنها توی دل‌ـم

378
00:31:31,760 --> 00:31:33,558
‫،زمانی بود

379
00:31:33,560 --> 00:31:35,118
‫،توی آمریکا

380
00:31:35,120 --> 00:31:37,558
‫و کُلی پول توی اون بانک بود

381
00:31:37,560 --> 00:31:41,838
‫و شک داشتم که می‌تونم... می‌تونم
‫بذارم برم یا نه، نقل مکان کنم به کالیفرنیا

382
00:31:41,840 --> 00:31:44,280
‫یه نفر گفت که بهتره توی
‫سینما سرمایه‌گذاری کنم

383
00:31:45,120 --> 00:31:46,680
‫توی هالیوود

384
00:31:47,480 --> 00:31:49,360
‫ولی جینا جلوـم رو گرفت

385
00:31:50,240 --> 00:31:53,640
‫- جینا گفت...
‫- گفتم بگیر بشین، مایکل

386
00:32:01,960 --> 00:32:03,440
‫حالا، بهم بگو...

387
00:32:04,760 --> 00:32:09,160
‫روی اون کشتی توی لنگرگاه بلفاست چی شد

388
00:32:11,680 --> 00:32:15,038
‫توی سفر برگشت از نیویورک عقد کردیم

389
00:32:15,040 --> 00:32:16,918
‫ولی باید یه شاهد پیدا می‌کردیم

390
00:32:16,920 --> 00:32:18,238
‫یه متصدی
‫<font color="#ffff۸۰">[ متصدی امور مالی کشتی ]</font>

391
00:32:18,240 --> 00:32:19,758
‫اهل بلفاست بود

392
00:32:19,760 --> 00:32:20,958
‫با هم صمیمی شدیم

393
00:32:20,960 --> 00:32:23,080
‫زمانی که کشتی لنگر انداخت چی شد؟

394
00:32:24,600 --> 00:32:29,238
‫این متصدیه رفیق‌هایی داشت که توی شهرستان
‫تایرون» یه کارخونۀ مشروب‌سازی رو اداره می‌کردن»

395
00:32:29,240 --> 00:32:31,718
‫دنبال یه راهی بودن که جنس‌هاشون رو وارد آمریکا کنن

396
00:32:31,720 --> 00:32:34,478
‫،بنابراین من گفتم: «خیلی‌خب
‫«دعوت‌شون کن سوار کشتی شن

397
00:32:34,480 --> 00:32:37,878
‫موقعی که سوار شدن، متوجه
‫شدم که ویسکی درست نمی‌کنن

398
00:32:37,880 --> 00:32:39,838
‫اسکاتلندی بودن. اهل گلاسکو

399
00:32:39,840 --> 00:32:42,518
‫یه کلمه از گُهی که داشتن
‫می‌خوردن رو هم نتونستم بفهمم

400
00:32:42,520 --> 00:32:45,158
‫شروع کردن به فحاشی

401
00:32:45,160 --> 00:32:47,200
‫بنابراین از جینا خواستم که از اون‌جا بره

402
00:32:47,840 --> 00:32:50,878
‫اون موقع بود که شروع
‫کردن به صحبت راجع به تو، تام

403
00:32:50,880 --> 00:32:54,478
‫،گفتن که تامی شلبی یه قدرت فرسوده‌ست

404
00:32:54,480 --> 00:33:00,118
‫که سیاست روـش تأثیر گذاشته...
‫،که از لحاظ عقلی فرسوده‌ست

405
00:33:00,120 --> 00:33:04,918
‫که حالا وقت خوبی برای تصاحب قدرته و این‌که
‫دل‌ـم می‌خواد نقشی توش داشته باشم یا نه

406
00:33:04,920 --> 00:33:09,238
‫از قضیۀ پولی که توی آمریکا از دست دادیم
‫خبر داشتن. گفتن که من رو مقصر می‌دونی

407
00:33:09,240 --> 00:33:12,040
‫که یه گلوله داری که اسم من روـش حک شده

408
00:33:14,080 --> 00:33:15,678
‫تو چی گفتی، مایکل؟

409
00:33:15,680 --> 00:33:18,158
‫فرصت نکردم چیزی بگم

410
00:33:18,160 --> 00:33:20,158
‫پاسبون‌ها سوار کشتی شدن

411
00:33:20,160 --> 00:33:23,160
‫خب، من فکر می‌کردم پاسبون‌ـن. اونا...

412
00:33:24,200 --> 00:33:25,878
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند بودن

413
00:33:25,880 --> 00:33:27,480
‫دقیقاً

414
00:33:32,880 --> 00:33:36,240
‫و افراد اولیه که اهل گلاسکو بودن؟

415
00:33:37,600 --> 00:33:43,080
‫فرماندۀ ارتش جمهوری‌خواه ایرلند گفت که اون
‫گلاسکویی‌ها اسم‌شون «پسران بیلی» بود

416
00:33:43,640 --> 00:33:45,158
‫پسران بیلیِ وامونده

417
00:33:45,160 --> 00:33:47,318
‫من نمی‌دونم پسران بیلی چه خرهایی هستن

418
00:33:47,320 --> 00:33:53,158
‫هر مردی توی معدن زغال‌سنگ، توی هر کارخونۀ
‫کشتی‌سازیِ شرق گلاسکو رو مدیریت می‌کنن

419
00:33:53,160 --> 00:33:57,238
‫با بلفاست، با «نیروهای داوطلب اولستر» در رابطه‌ان
‫<font color="#ffff۸۰">[ یک نیروی شبه‌نظامی سلطنت‌طلب ]</font>

420
00:33:57,240 --> 00:33:59,198
‫دارودستۀ تیغ‌کِش پروتستان
‫<font color="#ffff۸۰">[ Glasgow razor gangs ]</font>

421
00:33:59,200 --> 00:34:02,158
‫یه دستی هم توی سیاست دارن

422
00:34:02,160 --> 00:34:06,598
‫می‌دونی، زور بازو واسه تظاهرات فاشیستی

423
00:34:06,600 --> 00:34:09,398
‫ولی تو که معامله‌ای نکردی، مایکل؟

424
00:34:09,400 --> 00:34:11,518
‫حتی نمی‌دونستی کی‌ان؟

425
00:34:11,520 --> 00:34:14,680
‫من بیش از حد فکرم مشغول این
‫بود که خبر خوب رو بهت بدم

426
00:34:15,920 --> 00:34:20,120
‫دلیل این‌که من و جینا روی کشتی
‫عقد کردیم این بود که جینا بارداره

427
00:34:21,160 --> 00:34:23,480
‫قراره مادربزرگ بشی

428
00:34:31,480 --> 00:34:33,200
‫خیلی‌خب، مایکل

429
00:34:34,360 --> 00:34:35,838
‫حرف‌ـت رو باور می‌کنم

430
00:34:35,840 --> 00:34:37,600
‫خوش برگشتی

431
00:34:38,440 --> 00:34:39,960
‫به میمنت و مبارکی

432
00:34:40,680 --> 00:34:42,758
‫فقط یادت باشه...

433
00:34:42,760 --> 00:34:47,358
‫بچۀ متولدنشده‌ت شاهد چیزیه که گفتی

434
00:34:47,360 --> 00:34:49,918
‫- توماس!
‫- و بر همون اساس متولد می‌شه
‫<font color="#ffff۸۰">احتمالاً اشاره به خرافات کولی‌ها دارد که اگر دروغ ]
‫[ گفته باشد، بچه‌اش نفرین‌شده متولد می‌شود</font>

435
00:34:49,920 --> 00:34:51,038
‫حرومی!

436
00:34:51,040 --> 00:34:54,518
‫کدوم گوری می‌ری، هوم؟

437
00:34:54,520 --> 00:34:56,880
‫هار شدی، هوم؟

438
00:34:58,920 --> 00:35:04,038
‫- آزادی که گورت رو گم کنی، مایکل
‫- حروم‌زادۀ کثیف

439
00:35:04,040 --> 00:35:07,958
‫ولی آزاد نیستی، مایکل، هستی؟

440
00:35:07,960 --> 00:35:10,198
‫تو کُلی پول از این شرکت به باد دادی

441
00:35:10,200 --> 00:35:19,638
‫بهت گفتم بفروشی... ولی دست نگه داشتی، و
‫حالا ازت می‌خوام چیزی که بهم بدهکاری رو پس بدی

442
00:35:19,640 --> 00:35:23,918
‫،کارهایی هست که می‌تونی انجام بدی
‫ریسک‌هایی هست که می‌تونی بکنی

443
00:35:23,920 --> 00:35:28,920
‫ما قبلاً ارتباط نزدیکی با هم داشتیم. حالا می‌خوام
‫رابطۀ حتی نزدیک‌تری نسبت به قبل باهام داشته باشی

444
00:35:30,120 --> 00:35:32,600
‫مایکل، عزیزم

445
00:35:33,840 --> 00:35:35,640
‫پسرخاله‌ت رو ببین

446
00:35:36,440 --> 00:35:38,240
‫توی دردسره، هان؟

447
00:35:39,240 --> 00:35:41,000
‫بهت احتیاج داره

448
00:35:43,360 --> 00:35:45,720
‫بیا، عزیزم، بیا بریم

449
00:36:10,040 --> 00:36:12,040
‫رو نیست که دختره داره، نه؟

450
00:36:13,560 --> 00:36:15,758
‫جیمیِ هار
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: جیمیِ دیوانه ]</font>

451
00:36:15,760 --> 00:36:18,280
‫داره میاد جنوب

452
00:36:22,600 --> 00:36:24,238
‫دیگه اون‌قدرها دیوانه نیست

453
00:36:24,240 --> 00:36:26,720
‫امروزه جاهای مهمی دوست و رفیق داره

454
00:36:29,440 --> 00:36:32,040
‫رؤیای راجع به گربۀ سیاه
‫هیچ‌وقت اشتباه نیست، برادر

455
00:37:23,880 --> 00:37:28,638
‫♪ درود، درود، ما «پسران بیلی» هستیم ♪

456
00:37:28,640 --> 00:37:32,478
‫♪ درود، درود، ما «پسران بیلی» هستیم ♪

457
00:37:32,480 --> 00:37:35,238
‫♪ ما تا زانو غرق در خون «فنیان»‌ها هستیم ♪
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به اعضای سازمان برادری جمهوری‌خواه ]
‫ایرلند که در دهۀ ۱۸۶۰ در ایرلند و نیویورک فعالیت
‫داشتند. «فنیان» همچنین واژه‌ای خوارکننده برای
‫[ خطاب‌کردن ملی‌گرایان کاتولیست یا ایرلندی هم بود</font>

458
00:37:35,240 --> 00:37:37,038
‫♪ تسلیم شوید وگرنه خواهید مُرد ♪

459
00:37:37,040 --> 00:37:41,280
‫♪ ما پسرانِ بیلیِ «بریگتن دِری» هستیم ♪

460
00:37:43,880 --> 00:37:46,640
‫نخودافکن رو بنداز، پسرم

461
00:37:50,800 --> 00:37:55,238
‫یه خلنگ شکسته تمام نفرین‌های
‫کولیانه رو متوقف می‌کنه، آقای گُلد

462
00:37:55,240 --> 00:37:59,118
‫اه!

463
00:38:00,080 --> 00:38:01,918
‫شما کدوم خرهایی هستید؟

464
00:38:01,920 --> 00:38:03,918
‫آهنگ من رو نشنیدی؟

465
00:38:03,920 --> 00:38:07,880
‫این آقایون محترم «پسران بیلی» هستن

466
00:38:10,680 --> 00:38:12,840
‫و من؟

467
00:38:16,080 --> 00:38:17,318
‫من جیمی‌ام

468
00:38:17,320 --> 00:38:20,118
‫اه، تُف، گُه بگیرن

469
00:38:20,120 --> 00:38:21,438
‫خوبه

470
00:38:21,440 --> 00:38:24,038
‫دهن‌ـت از کار افتاد، در نتیجه نمی‌تونی حرف بزنی

471
00:38:24,040 --> 00:38:26,638
‫ولی لازم هم نیست حرف بزنی

472
00:38:26,640 --> 00:38:29,800
‫جسم‌ـت می‌شه مایۀ عبرت

473
00:38:30,560 --> 00:38:35,798
‫شما در مقام به‌خصوصی برای آقای توماس
‫شلبیِ صاحب نشان لیاقت کار می‌کنید

474
00:38:35,800 --> 00:38:37,560
‫درست می‌گم؟

475
00:38:43,560 --> 00:38:45,480
‫شنیدم مبارز‌ـی

476
00:38:47,040 --> 00:38:48,480
‫بهترین

477
00:38:49,800 --> 00:38:52,918
‫ولی روزهای مبارزه‌ت به سر رسیده

478
00:38:55,000 --> 00:38:58,718
‫چون لازمه که آقای شلبی متوجه بشه...

479
00:38:58,720 --> 00:39:02,118
‫که بهترین‌ـش...

480
00:39:02,120 --> 00:39:06,958
‫کافی... نیست

481
00:39:57,280 --> 00:39:58,720
‫بانی!

482
00:39:59,560 --> 00:40:02,320
‫بدرود، پسرک مبارز. خوب مُردی

483
00:40:12,320 --> 00:40:14,518
‫بانی...

484
00:40:14,520 --> 00:40:16,560
‫بانی!

485
00:40:29,920 --> 00:40:33,840
‫به تامی شلبی بگو وقت‌ـشه که سهیم بشه

486
00:40:35,640 --> 00:40:38,678
‫ما تمام زمین‌های اسب‌دوانی
‫تا «ناتینگهام» رو صاحب می‌شیم

487
00:40:38,680 --> 00:40:40,960
‫چلتنهام» رو هم می‌گیریم»

488
00:40:42,000 --> 00:40:49,320
‫وگرنه، توماس شلبی‌ـه که مصلوب
‫می‌شه، و خبری از رستاخیز نخواهد بود

489
00:40:52,440 --> 00:40:54,560
‫بیاید، پسرا

490
00:41:19,000 --> 00:41:21,078
‫♪ ولی وقتی گریه می‌کنی ♪

491
00:41:21,080 --> 00:41:24,198
‫♪ بارون رو به بارش در میاری ♪

492
00:41:24,200 --> 00:41:27,958
‫♪ ...پس دست از گریه بکِش ♪

493
00:41:38,800 --> 00:41:42,160
‫خانم‌ها و آقایون، من یه استراحت
‫کوتاه می‌کنم. متشکر

494
00:41:43,120 --> 00:41:45,400
‫آره. مرد خوب

495
00:41:51,720 --> 00:41:57,000
‫زیبا بود، بیلی، زیبا بود. واقعاً
‫قشنگ بود. واقعاً قشنگ بود. هوم؟

496
00:42:00,920 --> 00:42:04,358
‫واقعاً معنی‌دار بود، می‌دونی؟
‫آهنگ بی‌غل‌وغشی بود

497
00:42:04,360 --> 00:42:07,198
‫ازش خوش‌ـم میاد. واقعاً می‌گم

498
00:42:07,200 --> 00:42:11,720
‫پسرا، اینی که این‌جاست «بیلی گِرِید»ـه

499
00:42:12,520 --> 00:42:14,440
‫مردی که داشتم ازش براتون می‌گفتم

500
00:42:16,120 --> 00:42:18,880
‫- بیلی، این داداش کوچیکه‌ام، فین‌ـه
‫- سلام

501
00:42:19,880 --> 00:42:22,878
‫یه پیک برو بالا، بیلی

502
00:42:22,880 --> 00:42:24,278
‫نمی‌تونم، صدام...

503
00:42:24,280 --> 00:42:26,718
‫برو بالا، بیل

504
00:42:26,720 --> 00:42:28,400
‫آره

505
00:42:29,080 --> 00:42:30,680
‫آره

506
00:42:35,400 --> 00:42:37,680
‫شماها یادتون نمیاد...

507
00:42:38,360 --> 00:42:42,758
‫ولی من زمانی که این بیلی از توی زمین
‫فوتبال امرار معاش می‌کرد رو یادمه

508
00:42:43,400 --> 00:42:45,998
‫اوه، آره، اون مال خیلی وقت پیشه، آقای شلبی

509
00:42:46,000 --> 00:42:48,040
‫- آره، عجب پای چپی داشتی، نه؟
‫- آره

510
00:42:49,080 --> 00:42:54,078
‫و بعدش چی شدی؟ سرمربی، درسته؟ هوم؟

511
00:42:54,080 --> 00:42:56,758
‫خب، آره، و حالا خواننده‌ام

512
00:42:56,760 --> 00:42:58,998
‫واقعاً؟

513
00:42:59,000 --> 00:43:04,038
‫هر تیم فوتبالی در انگلستان
‫بیلی گِرید رو می‌شناسه

514
00:43:04,040 --> 00:43:07,918
‫بیلی هم یه چندتا آشنا
‫داره. مگه نه، بیل، هان؟ هوم؟

515
00:43:07,920 --> 00:43:10,600
‫- یکی دوتایی
‫- به کار میاد

516
00:43:11,320 --> 00:43:13,798
‫خیلی به کار میاد

517
00:43:13,800 --> 00:43:17,798
‫ولی چی‌کار می‌کنی، بیل، هان؟ هوم؟

518
00:43:17,800 --> 00:43:26,158
‫این‌جائی، توی مِی‌خونه‌های عن‌دونی بیرمنگام آواز
‫می‌خونی، یا هر پُخ دیگه‌ای که اسم‌ـش رو می‌ذاری

519
00:43:28,600 --> 00:43:31,320
‫راه خوبی واسه امرار معاش نیست، پسرا

520
00:43:31,960 --> 00:43:34,278
‫- خوارکننده‌ست
‫- دوست‌ـش دارم

521
00:43:34,280 --> 00:43:36,880
‫واقعاً، دوست‌ـش دارم

522
00:43:37,600 --> 00:43:42,598
‫و ضمناً ممنون ازتون که من رو امشب دعوت کردید
‫این‌جا. واقعاً سپاسگزارم، پس خیلی ممنون

523
00:43:42,600 --> 00:43:44,158
‫از من تشکر نکن

524
00:43:44,160 --> 00:43:46,520
‫من دعوت‌ـت نکردم این‌جا که آواز بخونی

525
00:43:48,200 --> 00:43:52,718
‫اگه بخوام موسیقی گوش کنم، یه
‫صفحۀ «آل جولسون» می‌خرم. هوم؟
‫<font color="#ffff۸۰">خواننده، هنرپیشه و کمدین آمریکایی ]
‫[ که در دهۀ ۱۹۲۰ شهرت زیادی داشت</font>

526
00:43:52,720 --> 00:43:54,998
‫من باشم چنین کاری می‌کنم

527
00:43:55,000 --> 00:43:57,438
‫خوانندۀ واقعی، می‌دونی؟

528
00:43:57,440 --> 00:44:01,280
‫آهنگ داشته باشه. هم‌نوایی داشته باشه

529
00:44:02,920 --> 00:44:06,080
‫پس چی می‌خواید... دقیقاً؟

530
00:44:09,320 --> 00:44:13,600
‫فین ماهیت پیشنهادم رو توضیح می‌ده

531
00:44:14,720 --> 00:44:16,918
‫به حرف‌ـش گوش می‌کنی، مگه نه، بیل، هان؟

532
00:44:16,920 --> 00:44:19,758
‫- با دقت، مگه نه؟
‫- آره، البته، البته

533
00:44:19,760 --> 00:44:24,560
‫چون عسایا که این‌جاست، اگه گوش نکنی
‫عواقب وامونده‌ش رو بهت نشون می‌ده

534
00:44:26,600 --> 00:44:28,280
‫خیلی‌خب؟

535
00:44:30,920 --> 00:44:33,640
‫با بطری تنهات می‌ذارم، هوم؟

536
00:44:47,280 --> 00:44:49,398
‫چه پیشنهادی؟

537
00:44:49,400 --> 00:45:00,038
‫صحیح، کاری که ازت می‌خوام، بیلی، اینه که بغل هرکدوم
‫از اون تیم‌های فوتبال یه اسم و یه شماره بنویسی، خب؟

538
00:45:00,040 --> 00:45:01,838
‫- چرا؟
‫- چرا؟

539
00:45:01,840 --> 00:45:04,078
‫امروزه ملت دوست دارن روی
‫اون‌جور چیزها شرط‌بندی کنن

540
00:45:04,080 --> 00:45:06,158
‫- ما یه بنگاه شرط‌بندی‌ایم
‫- می‌دونم کی هستید

541
00:45:06,160 --> 00:45:10,038
‫واسه از پیش تعیین‌کردن نتیجۀ مسابقۀ اسب‌دوانی، به
‫اونی که شانس بردش کمه یه خرده کوکائین می‌دی

542
00:45:10,040 --> 00:45:14,720
‫- یا پیغمبر!                  - واسه از پیش تعیین‌کردن
‫نتیجۀ یه بازی فوتبال، ۲۰ پوند می‌دی به دروازه‌بان

543
00:45:25,680 --> 00:45:28,678
‫تو الآن دیگه یه «پیکی بلایندر»ـی، بیلی

544
00:45:28,680 --> 00:45:30,280
‫هوم؟

545
00:45:38,000 --> 00:45:40,440
‫چی داری اون‌جا؟

546
00:45:41,560 --> 00:45:43,444
‫یه نامه نوشتم

547
00:45:43,445 --> 00:45:44,840
‫اوه

548
00:45:47,520 --> 00:45:48,998
‫واسه چی؟

549
00:45:49,000 --> 00:45:50,878
‫واسه تو

550
00:45:50,880 --> 00:45:53,360
‫لیزی هم یه دونه برای تامی نوشته

551
00:45:55,760 --> 00:45:57,440
‫خب...

552
00:45:58,120 --> 00:45:59,558
‫می‌تونم بخونم‌ـش؟

553
00:45:59,560 --> 00:46:01,400
‫هنوز تموم نشده

554
00:46:02,280 --> 00:46:04,880
‫دارم بخش‌هایی که وقتی مست
‫بودم نوشتم رو پاک می‌کنم

555
00:46:06,160 --> 00:46:08,198
‫راستی، الکل رو گذاشتم کنار

556
00:46:08,200 --> 00:46:11,480
‫شیشه‌های کوکائین تو رو
‫هم خالی کردم توی مستراح

557
00:46:12,560 --> 00:46:14,438
‫موقعی که مست بودم، زیادی بهت سخت گرفتم

558
00:46:14,440 --> 00:46:16,400
‫تقـ... تقصیر تو نیست

559
00:46:21,160 --> 00:46:22,960
‫پس...

560
00:46:24,680 --> 00:46:26,558
‫نامه راجع به منه، آره؟

561
00:46:26,560 --> 00:46:28,080
‫آره

562
00:46:28,920 --> 00:46:31,160
‫- هوم
‫- و راجع به من

563
00:46:31,960 --> 00:46:34,320
‫راجع به آینده. راجع به شرکت

564
00:46:35,920 --> 00:46:37,118
‫من و لیزی...

565
00:46:37,120 --> 00:46:42,478
‫- چند ساعت گذشته رو نشستید این‌جا و اوضاع رو
‫بدتر کردید، هوم؟        - آره، و یه برنامه‌ای ریختیم

566
00:46:42,480 --> 00:46:44,638
‫اوه، برنامه ریختید، هان؟

567
00:46:44,640 --> 00:46:48,398
‫لیزی می‌گه تامی اگه همین‌جوری پیش بره، دو
‫سال دیگه بیشتر زنده نمی‌مونه. زیاده‌روی کرده

568
00:46:48,400 --> 00:46:50,078
‫لیزی همچین چیزی می‌گه، هوم؟

569
00:46:50,080 --> 00:46:51,358
‫جداً؟

570
00:46:51,360 --> 00:46:54,118
‫خب، چقدر زیاده‌روی کرده، هوم، لیندا؟ چقدر؟

571
00:46:54,120 --> 00:46:56,438
‫کُل پول قانونی رو توی آمریکا از دست داده

572
00:46:56,440 --> 00:46:58,798
‫نه. نه، اون کار مایکل بود

573
00:46:58,800 --> 00:47:01,798
‫توی مسابقات اسب‌دوانی تبانی می‌کنه.
‫توی مسابقات فوتبال تبانی می‌کنه

574
00:47:01,800 --> 00:47:08,158
‫در نتیجۀ بحران مالی، شرکت انحصاری شلبی
‫باید منابع درآمد نقدی دیگه‌ای پیدا کنه

575
00:47:08,160 --> 00:47:09,958
‫تامی رفت به محلۀ چینی‌ها

576
00:47:09,960 --> 00:47:13,558
‫داره کمونیست‌ها رو می‌فروشه
‫به سازمان اطلاعات بریتانیا

577
00:47:13,560 --> 00:47:16,438
‫و تمام مدت، هر روز، بیشتر
‫و بیشتر معروف می‌شه

578
00:47:16,440 --> 00:47:20,038
‫- ولی عیبی نداره. چون اگه هرکس یه دودوتا چهارتای ساده بکنه...
‫- « <font color="#ff۰۰۰۰">قتل شوکّه‌کنندۀ روزنامه‌نگار بیرمنگامی</font> :عنوان روزنامه »

579
00:47:20,040 --> 00:47:21,358
‫اون کار ما نبود

580
00:47:21,360 --> 00:47:23,038
‫کار ما نیست!

581
00:47:23,040 --> 00:47:25,918
‫بالأخره گندش در میاد، آرتور!
‫همین‌جوری نمی‌مونه

582
00:47:25,920 --> 00:47:28,398
‫- خودت هم می‌دونی
‫- اوه، جداً؟ اون‌وقت تو چی می‌دونی، هان؟

583
00:47:28,400 --> 00:47:30,078
‫فکر همه‌جاش رو کردید

584
00:47:30,080 --> 00:47:32,238
‫تو و لیزی وامونده، هان؟

585
00:47:32,240 --> 00:47:35,958
‫همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کردید، درسته؟

586
00:47:35,960 --> 00:47:42,238
‫و من بهت می‌گم، کُل کاری که قراره
‫بکنی، اینه که همسر خوبی باشی

587
00:47:42,240 --> 00:47:45,038
‫آره، مثل زوج‌های بی‌عیب‌ونقص

588
00:47:45,040 --> 00:47:47,158
‫می‌ریم بالا، هوم؟

589
00:47:47,160 --> 00:47:49,878
‫می‌ریم بالا

590
00:47:49,880 --> 00:47:52,840
‫آره، عشق‌بازی می‌کنیم، هوم؟

591
00:48:03,040 --> 00:48:06,960
‫من روزم رو صرف نوشتن دو تا نامه و
‫تصمیم‌گیری واسه این‌که کدوم رو بدم کردم

592
00:48:08,600 --> 00:48:10,880
‫مثل این‌که باید اون‌یکی رو بدم

593
00:48:13,200 --> 00:48:14,920
‫کدوم‌یکی؟

594
00:48:15,480 --> 00:48:17,880
‫کدوم‌یکی؟!

595
00:48:20,520 --> 00:48:22,440
‫با نامه‌ام چی‌کار کردی؟

596
00:48:34,280 --> 00:48:35,880
‫سوزوندم‌ـش

597
00:48:37,520 --> 00:48:39,120
‫آرتور هم همین‌کارو کرد

598
00:48:40,840 --> 00:48:43,800
‫- قبل‌ـش خوندی‌ـش؟
‫- بله

599
00:48:44,560 --> 00:48:46,280
‫بیشتر از کاریه که آرتور انجام داد

600
00:48:51,680 --> 00:48:54,160
‫این‌که املا بلد نبودی هم کمکی نکرد

601
00:48:55,360 --> 00:48:57,400
‫زیادی زود ترک تحصیل کردم

602
00:48:58,160 --> 00:49:00,318
‫قسمت مربوط به وکلا رو خوندی؟

603
00:49:00,320 --> 00:49:02,120
‫دل‌ـت می‌خواد سکس کنی؟

604
00:49:02,920 --> 00:49:04,480
‫فکر نمی‌کردم بخوای

605
00:49:06,680 --> 00:49:08,760
‫- نمی‌خوای غذا بخوری؟
‫- نه

606
00:49:09,520 --> 00:49:11,280
‫- تماس داری؟
‫- آره

607
00:49:19,720 --> 00:49:22,120
‫امروز تولد روبی‌ـه، تامی

608
00:49:25,120 --> 00:49:28,078
‫می‌دونی چرا بردم‌ـش خونۀ آرتور؟

609
00:49:28,080 --> 00:49:30,280
‫چون گفت که ازت می‌ترسه

610
00:49:31,640 --> 00:49:34,800
‫مواقعی که می‌دونه نمیای
‫خونه، یه بچۀ دیگه می‌شه

611
00:49:36,480 --> 00:49:38,118
‫ولی کیک خریدم

612
00:49:38,120 --> 00:49:40,518
‫و می‌خوام اون‌جا باشی

613
00:49:40,520 --> 00:49:42,200
‫توی اتاق پذیرایی‌ایم

614
00:49:46,320 --> 00:49:47,760
‫لیزی...

615
00:49:52,840 --> 00:49:54,600
‫من توی یه اتاق‌ـم...

616
00:49:55,560 --> 00:49:58,040
‫و اونا دارن میان سراغ‌ـم

617
00:49:59,760 --> 00:50:01,920
‫اشکال نداره. دل‌ـم می‌خواد بیان

618
00:50:03,360 --> 00:50:05,480
‫آخرین چیزی که می‌خوام سکوته

619
00:50:07,280 --> 00:50:10,800
‫اون‌جا وایسادم، در سکوت، و یه نفر می‌گه...

620
00:50:13,240 --> 00:50:15,798
‫«شرمنده بابت اون‌همه سرصدا»

621
00:50:15,800 --> 00:50:19,680
‫«شرمنده بابت اون‌همه... گردوخاک»

622
00:50:20,280 --> 00:50:22,478
‫«شرمنده بابت اون‌همه گل‌ولای»

623
00:50:22,480 --> 00:50:24,960
‫«و اون‌همه خون وامونده»

624
00:50:26,080 --> 00:50:30,960
‫و تو می‌گی: «شرمنده نباش. شرمنده نباش.
‫«الآن دیگه تنها کاریه که از دست‌ـم بر میاد

625
00:50:35,000 --> 00:50:37,560
‫می‌خوای این رو بنویسم؟

626
00:50:39,880 --> 00:50:42,280
‫می‌خوای یه نامۀ وامونده برات بنویسم؟

627
00:50:44,720 --> 00:50:46,960
‫من و آرتور نمی‌تونیم یادداشت‌ـش کنیم...

628
00:50:48,000 --> 00:50:51,160
‫چون کلمات وامونده‌ش رو ابداع نکردن

629
00:50:54,120 --> 00:50:56,840
‫ما کلمات وامونده‌ش رو نداریم

630
00:50:59,840 --> 00:51:01,560
‫و بدترین چیز اینه که...

631
00:51:03,240 --> 00:51:05,200
‫می‌تونستیم بمونیم سر درس‌ومشق

632
00:51:06,080 --> 00:51:08,600
‫ولی داوطلب شدیم

633
00:51:10,200 --> 00:51:12,760
‫هنوزم کلمات وامونده‌ش رو نداریم

634
00:51:21,640 --> 00:51:26,038
‫اگه تصمیم گرفتی مرحوم بشی، تامی، چه
‫،به دست خودت، چه به دست یه نفر دیگه

635
00:51:26,040 --> 00:51:29,040
‫کسی که جات رو می‌گیره، من‌ـم

636
00:51:29,880 --> 00:51:31,158
‫از لحاظ قانونی

637
00:51:31,160 --> 00:51:32,918
‫از لحاظ مالی

638
00:51:32,920 --> 00:51:34,440
‫از همه لحاظ

639
00:51:35,240 --> 00:51:37,480
‫باید بدونم چیزی باقی می‌مونه یا نه

640
00:51:38,240 --> 00:51:41,840
‫،خب، می‌دونی، لیزی، توی مغزم
‫همچنان بابت‌ـش بهت پول می‌دم، پس...

641
00:51:42,680 --> 00:51:44,720
‫با من موفق باشی

642
00:51:51,920 --> 00:51:53,960
‫کار دارم

643
00:52:18,560 --> 00:52:21,998
‫♪ تولدت مبارک ♪

644
00:52:22,000 --> 00:52:26,118
‫♪ ...تولدت مبارک ♪

645
00:52:26,120 --> 00:52:28,520
‫آره، می‌خوام چندتا سؤال ازت بپرسم...

646
00:52:29,280 --> 00:52:31,880
‫راجع به شبی که با مایکل گِری دیدار کردی

647
00:52:38,840 --> 00:52:40,478
‫یه آرزو کن

648
00:52:40,480 --> 00:52:42,520
‫آره!

649
00:53:07,280 --> 00:53:09,398
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، یالا، بیاید
‫بریم توی تخت‌خواب. سریع

650
00:53:09,400 --> 00:53:10,918
‫چرا؟ کی داره میاد؟

651
00:53:10,920 --> 00:53:14,560
‫قضیه همینه، چارلز، نمی‌دونیم. هیچ‌وقت نمی‌دونیم

652
00:53:35,400 --> 00:53:37,000
‫تامی!

653
00:53:39,320 --> 00:53:41,478
‫- از ماشین وامونده پیاده شو
‫- نزن!

654
00:53:41,480 --> 00:53:45,520
‫همین الآن از ماشین وامونده
‫پیاده شو، وگرنه شلیک می‌کنم!

655
00:53:53,840 --> 00:54:00,318
‫اگه دنبال خائن‌ـی، این هم از
‫یه دونه‌ش... با دنده‌های خردشده

656
00:54:00,320 --> 00:54:03,558
‫یارو دیوانه شده، تام!

657
00:54:03,560 --> 00:54:05,718
‫این کار توئه؟

658
00:54:05,720 --> 00:54:08,120
‫با یک دست و یه چکش

659
00:54:08,760 --> 00:54:13,000
‫و دردی سهمگین... و خشمی سهمگین!

660
00:54:15,520 --> 00:54:17,360
‫اونا کشتن‌ـش

661
00:54:19,120 --> 00:54:20,680
‫پسرم رو!

662
00:54:21,240 --> 00:54:27,000
‫بهش شلیک کردن و گذاشتن‌ـش
‫روی یه صلیب وامونده، و اون مُرده!

663
00:54:27,600 --> 00:54:29,360
‫کی اون‌کارو کرد؟

664
00:54:42,000 --> 00:54:45,358
‫- فقط جانی‌داگز و هم‌خون‌ـش می‌دونستن ما کجا اردو زدیم
‫- « <font color="#ff۰۰۰۰">بفرمان پسران بیلی</font> »

665
00:54:45,360 --> 00:54:48,038
‫،نه، تام. نه. به خدا قسم
‫من هرگز به کسی نگفتم

666
00:54:48,040 --> 00:54:50,678
‫- گوربه‌گور شو!
‫- من هرگز به کسی نگفتم

667
00:54:50,680 --> 00:54:53,958
‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟! پسر وامونده‌ام!

668
00:54:56,560 --> 00:54:58,198
‫اونا ازم گرفتن‌ـش!

669
00:54:58,200 --> 00:55:01,718
‫تنها... پسرم رو!

670
00:55:01,720 --> 00:55:02,998
‫جانی!

671
00:55:03,000 --> 00:55:04,678
‫تامی!

672
00:55:04,680 --> 00:55:06,558
‫کتف‌ـت خرد شده

673
00:55:06,560 --> 00:55:08,998
‫اگه روبه‌راه‌ـش نکنی، دست‌ـت رو از دست می‌دی

674
00:55:09,000 --> 00:55:11,558
‫اون رفته! بی‌همه‌چیزها کشتن‌ـش!

675
00:55:11,560 --> 00:55:14,598
‫پسر وامونده‌ام! هم‌خون وامونده‌ام!

676
00:55:14,600 --> 00:55:16,078
‫گوش کن چی می‌گم!

677
00:55:16,080 --> 00:55:20,840
‫یه مرد یک‌دست چطور می‌تونه
‫انتقام مرگ پسرش رو بگیره، هان؟

678
00:55:26,160 --> 00:55:28,760
‫پسرم رو به صلیب کشیدن...

679
00:55:30,560 --> 00:55:32,160
‫به‌خاطر تو

680
00:55:40,200 --> 00:55:44,558
‫از خونۀ من دور شید! همه‌تون!

681
00:55:44,560 --> 00:55:48,358
‫از بچه‌ام دور شید!

682
00:55:48,360 --> 00:55:50,798
‫این‌جا خونۀ منه

683
00:55:50,800 --> 00:55:53,078
‫و نمی‌خوام برگردی

684
00:55:53,080 --> 00:55:55,600
‫نمی‌خوام برگردی!

685
00:56:13,600 --> 00:56:16,960
‫اگه می‌خوای با «پسران بیلی» درگیر
‫بشی، زندۀ من رو احتیاج داری

686
00:56:18,800 --> 00:56:21,440
‫همه به من احتیاج دارن

687
00:56:23,960 --> 00:56:29,120
‫آمبولانس خبر کن، وگرنه یه مرد
‫دست‌ـش رو از دست می‌ده

688
00:56:48,560 --> 00:56:50,238
‫بیا، جانی

689
00:56:50,240 --> 00:56:52,920
‫بیا

690
00:56:55,080 --> 00:56:56,600
‫تام...

691
00:56:58,520 --> 00:57:00,678
‫من گربۀ سیاه نیستم

692
00:57:00,680 --> 00:57:02,960
‫می‌دونم، جانی. می‌دونم

693
00:57:04,160 --> 00:57:07,038
‫،توی کُل دنیا، از بین تمام آدم‌ها

694
00:57:07,040 --> 00:57:09,400
‫می‌دونم که تنها به تو می‌تونم اعتماد کنم

695
00:57:10,870 --> 00:57:12,950
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">بفرمان پسران بیلی</font> »

696
00:57:12,951 --> 00:57:17,950
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

697
00:57:17,955 --> 00:57:21,955
‫@RaylanGivensSubs

