1
00:00:02,507 --> 00:00:04,958
‫هر دوی شما قبلاً مردهای بد دیدین

2
00:00:04,960 --> 00:00:07,478
‫مردی که قراره باهاش
‫ملاقات کنیم، خودِ شیطان‌ـه

3
00:00:07,480 --> 00:00:09,038
‫مایکل گِری

4
00:00:09,040 --> 00:00:12,158
‫تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
‫احمق‌بازی در آمریکا به باد دادی

5
00:00:12,160 --> 00:00:17,158
‫و آرتور شلبیِ عزیز بیچاره... نگران
‫اینه که همسرش هیچ‌وقت برنگرده

6
00:00:17,166 --> 00:00:19,800
‫وقت این هم فرا می‌رسه

7
00:00:19,801 --> 00:00:23,640
‫یه گلوله هست، و روـش
‫اسم مک‌کاورن حک شده

8
00:00:27,333 --> 00:00:31,078
‫خواستار جنگ‌ـی...
‫جنگ هم گیرت میاد

9
00:00:31,080 --> 00:00:32,798
‫من با «دوستان» صحبت کردم

10
00:00:32,800 --> 00:00:34,598
‫یکی از «دوستان» یه مَرده

11
00:00:34,600 --> 00:00:37,678
‫بدون چشم‌ـهاش می‌میره

12
00:00:37,680 --> 00:00:40,158
‫این دست‌ها متعلق به شیطان‌ـه

13
00:00:40,160 --> 00:00:44,120
‫به محض این‌که بچه‌ام اولین نفس‌ـش رو
‫بکشه... من و تو دیگه کاری با هم نداریم

14
00:00:45,280 --> 00:00:47,198
‫و تو پادشاه می‌شی

15
00:00:55,500 --> 00:00:59,000
‫♪ Anna Calvi - Papi Pacify ♪

16
00:01:13,560 --> 00:01:15,000
‫شاد یا غمگین، تامی؟

17
00:01:41,040 --> 00:01:42,320
‫آقای شلبی

18
00:01:44,560 --> 00:01:48,600
‫گلوله‌های من بی‌قرار این هستن
‫که وارد سرِ کولیانه‌ت بشن

19
00:01:50,920 --> 00:01:53,638
‫♪ ما تا زانو غرق در خون «فنیان»‌ها هستیم ♪

20
00:01:53,640 --> 00:01:56,238
‫♪ تسلیم شوید وگرنه خواهید مُرد ♪

21
00:01:56,240 --> 00:02:00,318
‫♪ ما پسرانِ بیلیِ «بریگتن دِری» هستیم ♪

22
00:02:35,160 --> 00:02:37,278
‫می‌دونید، باعث افسوس‌ـه

23
00:02:37,280 --> 00:02:39,560
‫من دنبال این بودم که شما رو بکُشم

24
00:02:40,600 --> 00:02:43,280
‫پشت یه صف خیلی طولانی ایستادید
‫<font color="#ffff۸۰">[ خیلی‌ها هستن که می‌خوان من رو بکُشن ]</font>

25
00:02:44,720 --> 00:02:46,960
‫پرچم سفید من، پرچم آتش‌بس‌ـه

26
00:02:48,080 --> 00:02:50,080
‫ولی پرچم شما بیشتر پرچم تسلیم‌شدن‌ـه

27
00:02:51,840 --> 00:02:57,038
‫،هر چی که شما بگی، آقای مک‌کاورن
‫رنگ‌ها یکسان هستن، نتیجه هم یکسان‌ـه

28
00:02:57,040 --> 00:02:59,238
‫معتقدم که ما دوستان مشترکی داریم

29
00:02:59,240 --> 00:03:00,798
‫بهتره جنگ‌ـمون رو موکول کنیم به بعد

30
00:03:00,800 --> 00:03:03,318
‫برادرتون یه نارنجک دستی برای من به‌جا گذاشت

31
00:03:03,320 --> 00:03:04,758
‫گفت از جانب‌ـش عذرخواهی کنم

32
00:03:04,760 --> 00:03:07,758
‫شما برای من مین‌های زمینی گذاشتید

33
00:03:07,760 --> 00:03:10,678
‫که من هم به‌خاطرش عذر می‌خوام

34
00:03:10,680 --> 00:03:12,838
‫پس آتش‌بس

35
00:03:12,840 --> 00:03:17,678
‫پیام‌تون می‌گفت که شما می‌خواید
‫آتش‌بس بین‌ـمون رو با یه تجارت تضمین کنید

36
00:03:17,680 --> 00:03:21,318
‫از اون‌جایی که من و شما مردانی با منافع
‫،و شبکه‌های توزیع مشابه هستیم

37
00:03:21,320 --> 00:03:26,198
‫پیش خودم گفتم شاید بتونیم از توافق موقت‌ـمون
‫در جهت سود مشترک استفاده کنیم

38
00:03:26,200 --> 00:03:31,158
‫شما در یه محوطۀ پُر از ضایعات فلزی و کالاهای دزدی
‫ایستادید و مثل یه سیاست‌مدار صحبت می‌کنید

39
00:03:31,160 --> 00:03:34,078
‫نه، هیچ چیزی این‌جا دزدی نیست، آقای مک‌کاورن

40
00:03:34,080 --> 00:03:36,520
‫چارلی صرفاً وسایل رو قبل از
‫این که گُم بشن، پیدا می‌کنه

41
00:03:39,040 --> 00:03:42,838
‫ماهیت معامله در پیشنهادم توضیح داده شده

42
00:03:42,840 --> 00:03:50,038
‫من براتون یه سوئیت در هتل «میدلند» رزرو کردم. اگر
‫هر چیزی توی این شهر نیاز داشتید، فقط اسم من رو بیارید

43
00:03:50,040 --> 00:03:52,200
‫پس می‌خواید من رو تحت تأثیر
‫قرار بدید، آقای شلبی؟

44
00:03:53,440 --> 00:03:55,200
‫عسایا

45
00:03:58,000 --> 00:04:06,598
‫همچنین توی پاکت یه چک ۵۰۰ پوندی هست؛ برای همسرتون.
‫،می‌تونه ازش برای خرید یه لباس مشکی استفاده کنه

46
00:04:06,600 --> 00:04:12,678
‫یک اسب مشکی با یال‌های مشکی کرایه کنه، تا یه
‫گاری مشکی که جنازه‌تون داخل‌ـش هست رو بِکشه

47
00:04:12,680 --> 00:04:15,600
‫در صورتی که مفاد آتش‌بس رو نقض کنید

48
00:04:16,880 --> 00:04:20,960
‫حالا، لطفاً، توی شهری که مفتخر به
‫نمایندگی‌ـش هستم، خوش بگذرونید

49
00:04:44,760 --> 00:04:49,798
‫«این هفته، موفق شدم با افرادی در تیم‌های «یورک» و «لینکلن‌سیتی
‫ارتباط برقرار کنم. منظورم اینه که اونا تیم‌هایی هستن که می‌بازن

50
00:04:49,800 --> 00:04:52,198
‫متقاعدشون کردم

51
00:04:52,200 --> 00:04:54,358
‫درست، یالا، یالا، عجله نکن

52
00:04:54,360 --> 00:04:57,118
‫همم

53
00:04:57,120 --> 00:04:59,678
‫با دروازه‌بان‌هاشون ارتباط برقرار کردم.
‫همه‌شون گفتن ۵ پوند کافی‌ـه

54
00:04:59,680 --> 00:05:01,640
‫من...

55
00:05:03,640 --> 00:05:09,878
‫به اعضای تیم «ترانمره راورز» نامه نوشتم، چون
‫تلفنی که توی خونۀ من گذاشتین، دیگه کار نمی‌کنه

56
00:05:09,880 --> 00:05:12,998
‫- پس من به یه تلفن دیگه نیاز دارم
‫- باشه

57
00:05:13,000 --> 00:05:22,078
‫به محض این‌که درست‌ـش کردیم، بعد همۀ اسامی
‫و شماره‌های داورهای لیگ دستۀ اول رو خواهیم داشت

58
00:05:22,080 --> 00:05:24,638
‫- لیگ دستۀ اول؟
‫- آره

59
00:05:24,640 --> 00:05:27,518
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی

60
00:05:27,520 --> 00:05:29,478
‫یالا، یالا، یالا

61
00:05:29,480 --> 00:05:32,358
‫گوش کن، گوش کن چی می‌گم. بیخیال

62
00:05:32,360 --> 00:05:34,118
‫نیازی به اون نیست، همم؟

63
00:05:34,120 --> 00:05:35,398
‫آره

64
00:05:35,400 --> 00:05:38,038
‫ما بهت نیاز داریم تا بفهمی
‫اونا از چی خوش‌ـشون میاد

65
00:05:38,040 --> 00:05:40,120
‫می‌دونی، چی به هیجان‌شون میاره

66
00:05:41,200 --> 00:05:44,678
‫چون خیلی‌هاشون مرفه‌ان. یه
‫پنج پوندی براشون هیچی نیست

67
00:05:44,680 --> 00:05:47,038
‫ما بهت نیاز داریم که بفهمی اونا
‫واقعاً دوست دارن چه بازی‌ای کنن

68
00:05:47,040 --> 00:05:48,358
‫بله

69
00:05:48,360 --> 00:05:50,558
‫ببین، چون می‌تونیم همون رو بهشون عرضه کنیم

70
00:05:50,560 --> 00:05:52,278
‫اوه، آره. شرکت انحصاری شلبی...

71
00:05:52,280 --> 00:05:57,078
‫ما می‌تونیم همۀ چیزهای دوست‌داشتنی‌ای
‫که آدم‌ها دوست دارن رو بهشون عرضه کنیم

72
00:05:57,080 --> 00:05:58,558
‫هممم؟

73
00:05:58,560 --> 00:06:03,880
‫ما همچنین می‌تونیم محافظت از چیزهایی
‫که دوست ندارن رو بهشون عرضه کنیم

74
00:06:05,040 --> 00:06:10,200
‫اگر یه وقت دست‌تون به
‫خانوادۀ من بخوره... هر وقتی...

75
00:06:12,840 --> 00:06:15,118
‫یورک

76
00:06:15,120 --> 00:06:16,960
‫لینکلن

77
00:06:20,400 --> 00:06:22,878
‫ترانمره راورز، همم؟

78
00:06:22,880 --> 00:06:24,400
‫اوهوم

79
00:06:26,280 --> 00:06:28,480
‫- خداحافظ، فین
‫- خداحافظ، برادر

80
00:06:30,840 --> 00:06:32,480
‫گُه توش

81
00:06:50,840 --> 00:06:55,760
‫چیزی نیست، خانم کانرز.
‫می‌تونین ادامه بدین. برادرم‌ـه

82
00:06:57,400 --> 00:07:00,158
‫خب بهم بگین چطور اتفاق افتاد؟

83
00:07:00,160 --> 00:07:03,078
‫اونا طبقۀ پایین خوابیده بودن

84
00:07:03,080 --> 00:07:10,280
‫،و بعد شوهرم مست‌وپاتیل... از مِی‌خونۀ «مارکویس» اومد خونه
‫با این‌که تازه هم شغل‌ـش رو از دست داده. ما هیچ پولی نداریم

85
00:07:11,440 --> 00:07:13,840
‫بگذریم، اون اومد توی تخت‌خواب

86
00:07:14,920 --> 00:07:18,158
‫ولی طبقۀ پایین، اونا حتماً یه
‫صدایی شنیدن. بیدار شدن

87
00:07:18,160 --> 00:07:20,040
‫شروع کردن به سروصداکردن

88
00:07:21,520 --> 00:07:26,320
‫اونا شوهرم رو بیدار کردن، و...
‫وقتی اون مست‌ـه، نباید بیدارش کنی

89
00:07:27,680 --> 00:07:29,960
‫و بعدش چی شد، خانم کانرز؟

90
00:07:31,640 --> 00:07:33,158
‫اون...

91
00:07:33,160 --> 00:07:34,998
‫اون...

92
00:07:35,000 --> 00:07:36,440
‫اون رفت طبقۀ پایین

93
00:07:38,960 --> 00:07:41,878
‫اونا رو کُشت

94
00:07:41,880 --> 00:07:44,598
‫خفه‌شون کرد، هر ۳‌تاشون رو

95
00:07:46,240 --> 00:07:52,998
‫و شما... شما، شما امروز جنازه‌شون
‫رو با خودتون آوردین این‌جا؟

96
00:07:53,000 --> 00:07:55,080
‫به‌عنوان مدرک، آقای شلبی

97
00:08:08,600 --> 00:08:12,040
‫آوازخوندن اونا تنها چیز قشنگ توی زندگی من بود

98
00:08:13,800 --> 00:08:16,600
‫برام مهم نیست که شوهرم کتک‌ـم می‌زنه...

99
00:08:18,040 --> 00:08:19,560
‫ولی این نه

100
00:08:21,880 --> 00:08:23,278
‫خانم کانرز

101
00:08:23,280 --> 00:08:25,558
‫ما آدرس شما رو داریم

102
00:08:25,560 --> 00:08:28,638
‫با شوهرـتون صحبت خواهیم کرد

103
00:08:28,640 --> 00:08:34,598
‫«این برادرم که این‌جاست امروز به بازار «بول رینگ
‫می‌ره، و برای شما سه تا سحرۀ طلایی جدید می‌خره
‫<font color="#ffff۸۰">[ مرکز خریدی بزرگ در مرکز بیرمنگام که «بالرینگ» هم خطاب می‌شود ]</font>

104
00:08:34,600 --> 00:08:40,518
‫- و دم درب خونه‌تون بهتون تحویل می‌ده
‫- با همون رنگ و... می‌دونین، همون پرها

105
00:08:40,520 --> 00:08:43,480
‫:اسم ۳تای جدید رو می‌ذارم
‫توماس، آرتور و فین

106
00:08:44,760 --> 00:08:46,598
‫این باعث می‌شه شوهرم درنگ کنه

107
00:08:46,600 --> 00:08:48,360
‫حتی وقتی مست باشه

108
00:08:49,480 --> 00:08:50,840
‫روز به‌خیر، آقای شلبی

109
00:08:52,000 --> 00:08:53,518
‫مراقب خودتون باشین، خانم کانرز

110
00:08:53,520 --> 00:08:54,680
‫خداحافظ

111
00:08:58,560 --> 00:09:02,958
‫من نمی‌دونم چطور این کار رو
‫می‌کنی، تام. واقعاً نمی‌دونم!

112
00:09:02,960 --> 00:09:05,480
‫یاد می‌گیری، آرتور

113
00:09:06,680 --> 00:09:13,678
‫اون زن، طبقۀ پایین خونه‌ش فقط دو تا اتاق داره.
‫شوهرش شغل‌ـش رو از دست داده و اون رو کتک می‌زنه

114
00:09:13,680 --> 00:09:20,040
‫و با این وجود، چیزی که اون رو وادار به ملاقات
‫با نمایندۀ مجلس‌ـش می‌کنه، فنچ‌هاش هستن

115
00:09:21,960 --> 00:09:24,078
‫حالا، به اون می‌گن سیاست، آرتور

116
00:09:24,080 --> 00:09:25,838
‫باب علاقۀ من نیست

117
00:09:25,840 --> 00:09:27,118
‫بگذریم، ببین

118
00:09:27,120 --> 00:09:28,678
‫لیست بازنده‌ها

119
00:09:28,680 --> 00:09:30,758
‫چقدر از فوتبال به دست آوردیم؟

120
00:09:30,760 --> 00:09:34,238
‫این هفته ده هزار پوند.
‫فین آینده‌دار نشون می‌ده، تام

121
00:09:34,240 --> 00:09:37,920
‫شاید بهتر باشه بذاریم‌ـش روی
‫مسابقات اسب‌دوانی. فقط یه ایده‌ست

122
00:09:40,760 --> 00:09:42,198
‫- فین؟
‫- بله؟

123
00:09:42,200 --> 00:09:44,640
‫- سفارش وقت نهارـت
‫- بیارش داخل

124
00:09:51,800 --> 00:09:54,720
‫تامی، نفر بعدی می‌خواد هر دوی شما رو ببینه

125
00:09:56,440 --> 00:09:59,080
‫- چهره‌ش رو می‌شناسی؟
‫- نه، چینی‌ـه

126
00:10:00,440 --> 00:10:02,240
‫یه چینی توی مِی‌خونۀ ما؟

127
00:10:05,920 --> 00:10:07,040
‫تام...

128
00:10:08,320 --> 00:10:09,560
‫خیلی‌خب

129
00:10:11,040 --> 00:10:12,480
‫به آرومی، میکی، بذار بیاد داخل

130
00:10:15,920 --> 00:10:20,680
‫سه‌تا پرندۀ کوچولو، هان؟
‫تامی، فین و آرتور

131
00:10:27,880 --> 00:10:30,160
‫آقای توماس

132
00:10:32,520 --> 00:10:35,198
‫آقای آرتور

133
00:10:41,920 --> 00:10:44,000
‫اسم من «برلیانت چانگ»ـه
‫<font color="#ffff۸۰">[ چانگِ زیرک ]</font>

134
00:10:46,120 --> 00:10:50,038
‫برلیانت چانگ که مُرده

135
00:10:50,040 --> 00:10:51,760
‫شاید

136
00:10:53,120 --> 00:10:56,198
‫بعضی وقت‌ها برام سؤال می‌شه
‫که: «آیا این‌جا بهشت‌ـه»؟

137
00:10:59,120 --> 00:11:01,678
‫بوـش که به بهشت نمی‌خوره...

138
00:11:01,680 --> 00:11:04,360
‫پس باید بگم که زنده مونده‌ام

139
00:11:07,880 --> 00:11:10,720
‫- مگی چی شد پس؟
‫- از من خوش‌ـت نمیاد؟

140
00:11:13,240 --> 00:11:15,080
‫من از همه‌چیز خوش‌ـم میاد

141
00:11:17,520 --> 00:11:21,480
‫من از گاییدن همه‌چیز خوش‌ـم میاد

142
00:11:27,840 --> 00:11:31,120
‫بهتره جواب تلفن رو بدین، آقای شلبی

143
00:11:35,240 --> 00:11:37,358
‫میکی، اون تلفن رو همین‌الآن بیار این‌جا

144
00:11:40,160 --> 00:11:41,358
‫الو؟

145
00:11:41,360 --> 00:11:43,200
‫آرتور، آرتور

146
00:11:45,040 --> 00:11:48,998
‫من یه خانم رو همراه یه اسلحه
‫به دفتر برادر کوچیکه‌تون فرستادم

147
00:11:49,000 --> 00:11:51,000
‫- روبه‌راهی، فین
‫- روبه‌راه‌ـم، روبه‌راه‌ـم

148
00:11:53,600 --> 00:11:55,440
‫چه کوفتی داره اتفاق می‌اُفته؟

149
00:11:59,440 --> 00:12:01,960
‫می‌خوای دوباره بمیری، چانگ؟ ها؟

150
00:12:04,040 --> 00:12:05,318
‫خوبه

151
00:12:05,320 --> 00:12:07,318
‫اسلحه‌ها نشونه گرفته شدن

152
00:12:07,320 --> 00:12:09,878
‫حالا همۀ ما متمرکزـیم

153
00:12:09,880 --> 00:12:11,798
‫لحظه، الآن خالص‌ـه

154
00:12:11,800 --> 00:12:14,158
‫خلوص ضرورتی نداره

155
00:12:14,160 --> 00:12:16,878
‫خودنمایی ضرورتی نداره

156
00:12:16,880 --> 00:12:19,080
‫اونا گفتن: «تامی شلبی...

157
00:12:20,160 --> 00:12:22,400
‫«اون در به کوبیده‌شدن نیاز پیدا می‌کنه

158
00:12:24,400 --> 00:12:27,000
‫وقتی از اون در اومدی داخل، باز بود

159
00:12:28,320 --> 00:12:33,838
‫نیازی نیست برای جلب توجه من، کاری
‫انجام بدی. حالا، دقیقاً چی می‌خوای؟

160
00:12:39,240 --> 00:12:41,880
‫آتیش داری، آقای شلبی؟

161
00:12:46,320 --> 00:12:50,198
‫اگر اتفاقی برای برادرم بی‌اُفته، چانگ...

162
00:12:50,200 --> 00:12:52,440
‫تو می‌میری

163
00:13:06,080 --> 00:13:10,000
‫اگر امروز این‌جا بمیری، ما جنازه‌ـت رو دمر با دست‌های
‫قطع‌شده چال می‌کنیم. مستقیم می‌ری جهنم

164
00:13:10,001 --> 00:13:14,840
‫آئین و تشریفات برام اهمیتی نداره.
‫من آدم خرد‌گرایی هستم، آقای شلبی

165
00:13:16,000 --> 00:13:21,360
‫خب، به دوست‌ـت پشت تلفن بگو اسلحه‌اش
‫رو بذاره زمین تا ما بتونیم صحبت کنیم

166
00:13:27,760 --> 00:13:29,918
‫شلیک نکن، برادر

167
00:13:29,920 --> 00:13:31,680
‫شلیک نکن

168
00:13:35,720 --> 00:13:37,078
‫من روبه‌راه‌ـم

169
00:13:37,080 --> 00:13:38,758
‫اون به سقف شلیک کرد

170
00:13:38,760 --> 00:13:40,758
‫فین روبه‌راه‌ـه

171
00:13:40,760 --> 00:13:42,080
‫فین سالم‌ـه

172
00:13:49,640 --> 00:13:52,398
‫دستورت رو بهم بگو!

173
00:13:52,400 --> 00:13:55,198
‫دستورت رو بهم بگو، تامی!
‫آره یا نه؟

174
00:13:55,200 --> 00:13:57,120
‫آروم باش

175
00:13:59,520 --> 00:14:01,920
‫گفتم، آروم باش

176
00:14:16,240 --> 00:14:20,080
‫می‌تونم یه چیزی از جیب‌ـم در بیارم، آقای شلبی؟

177
00:14:52,720 --> 00:14:57,398
‫این خالص‌ترین مُرفین‌ـیه
‫که تا حالا وارد اروپا شده

178
00:14:57,400 --> 00:15:01,518
‫نه نمکی، نه آردی، نه دروغی

179
00:15:01,520 --> 00:15:03,560
‫حقیقت خالص

180
00:15:04,600 --> 00:15:09,278
‫از یه کشتی به اسم «کپیتال» اومده، از شانگهای

181
00:15:09,280 --> 00:15:11,758
‫یک هفته پیش در «پاپلار» پهلو گرفت
‫<font color="#ffff۸۰">[ ناحیه‌ای در لندن ]</font>

182
00:15:11,760 --> 00:15:17,920
‫کارگرهای بارانداز به زور اسلحه نگه داشته شده بودن.
‫چینی‌ها زیر نور فانوس‌ها، بار کشتی رو خالی کردن

183
00:15:19,280 --> 00:15:24,238
‫یه سرکارگر در اسکله تخمین زد
‫که حدود ۷ تُن جنس بوده

184
00:15:24,240 --> 00:15:27,280
‫من همون موقع یه یادداشت برداشتم

185
00:15:31,040 --> 00:15:33,238
‫با همون سرکارگر صحبت کردم

186
00:15:33,240 --> 00:15:35,758
‫و به این نتیجه رسیدم که...

187
00:15:35,760 --> 00:15:39,040
‫هفت تُن کریستال مُرفین خالص، ارزشی...

188
00:15:41,120 --> 00:15:49,238
‫حدود یک میلیون و ۱۹۰ هزار پوند
‫در بازارهای بین‌المللی داره

189
00:15:53,080 --> 00:15:55,000
‫رکود بزرگ، همم؟

190
00:15:56,360 --> 00:15:58,198
‫وال‌استریت

191
00:15:58,200 --> 00:16:00,960
‫حالا همه‌ـمون گوش‌به‌زنگِ فرصت‌ها هستیم

192
00:16:06,720 --> 00:16:09,888
‫- چه کوفتی داره اتفاق می‌اُفته؟
‫- چه بازی‌ای داری در میاری؟

193
00:16:09,889 --> 00:16:13,478
‫فین، ما در حال پیش‌بُرد یک تجارت هستیم

194
00:16:13,480 --> 00:16:15,400
‫اون زن یه اسلحه روی سرِ وامونده‌ام گذاشت!

195
00:16:16,760 --> 00:16:18,598
‫اما شلوارت خُشکه

196
00:16:18,600 --> 00:16:19,878
‫به خودت نشاشیدی

197
00:16:19,880 --> 00:16:22,038
‫- به خودش نشاشیده، آرتور
‫- آفرین، فین

198
00:16:22,040 --> 00:16:25,598
‫تو یه مشاجره با یه خانم داشتی
‫و به خودت نشاشیدی

199
00:16:25,600 --> 00:16:29,118
‫و این آرتور که این‌جاست بهم می‌گه که باید
‫تو رو بذاریم روی مسابقات اسب‌دوانی

200
00:16:29,120 --> 00:16:31,878
‫- در نهایت امروز داره به یه روز خوب برای
‫تو تبدیل می‌شه، فین      - اون رو بده بهم!

201
00:16:31,880 --> 00:16:33,558
‫هی!

202
00:16:33,560 --> 00:16:37,118
‫همیشه‌ جنده‌هایی که میاری رو دم در تفتیش کن

203
00:16:37,120 --> 00:16:39,358
‫اگر اون جنده رو توی خیابون
‫ببینم، زخمی‌ـش می‌کنم

204
00:16:39,360 --> 00:16:41,718
‫آره، خیلی‌خب، باشه، یالا

205
00:16:47,480 --> 00:16:49,400
‫این یه هدیه‌ست، آقای شلبی

206
00:16:52,360 --> 00:16:54,400
‫نشانه‌ای از حسن نیت

207
00:17:04,520 --> 00:17:06,680
‫می‌ندازم‌ـش توی کانال آب

208
00:17:09,040 --> 00:17:11,920
‫هدف کانال‌ها هستن. درسته، چانگ؟

209
00:17:12,944 --> 00:17:15,944
‫♪ Jehnny Beth - I'm The Man ♪

210
00:17:38,760 --> 00:17:42,118
‫ببخشید که جلسه رو این‌جا برگزار کردم. اما
‫موقعیت مکانی هم بخشی از معامله‌ـست

211
00:17:42,120 --> 00:17:45,198
‫چه معاملۀ وامونده‌ای؟

212
00:17:45,200 --> 00:17:48,158
‫چه حسی داره که دوباره
‫توی لجن پابرهنه باشی، پال؟

213
00:17:48,160 --> 00:17:50,918
‫حس جوونی بهم می‌ده.
‫چه معاملۀ وامونده‌ای؟

214
00:17:50,920 --> 00:17:54,158
‫چهار قایق. چهار روز

215
00:17:54,160 --> 00:18:02,918
‫از کانال «گرند یونیون» از «پاپلار» تا این‌جا. نیمی از محموله
‫زغال‌سنگ‌ـه و در زیر زغال‌سنگ‌ها، کریستال مُرفین خالص

216
00:18:02,920 --> 00:18:05,118
‫مُرفین؟

217
00:18:05,120 --> 00:18:07,478
‫من علیه‌ـش رأی می‌دم

218
00:18:07,480 --> 00:18:11,758
‫اونا نمی‌تونن از جاده‌ها برن، چون راننده‌های
‫چینی توسط پلیس متوقف می‌شن

219
00:18:11,760 --> 00:18:15,558
‫اونا نیاز دارن که از لندن خارج‌ـشون کنن، چون
‫تمام انبارها توسط گمرک، تجسس می‌شن

220
00:18:15,560 --> 00:18:18,998
‫هفت تُن برای سن‌فرانسیسکو‌ئه

221
00:18:19,000 --> 00:18:22,078
‫ولی کشتی‌ای که قراره از لیورپول به
‫اون‌جا بره تا هفت روز دیگه حرکت نمی‌کنه

222
00:18:22,080 --> 00:18:24,238
‫اونا به یه جای امن برای نگه‌داشتن‌ـشون نیاز دارن

223
00:18:24,240 --> 00:18:28,078
‫تنها کاری که ما باید انجام بدیم اینه که از طریق
‫کانال بیاریم‌ـشون و یه هفته این‌جا نگه‌ـشون داریم

224
00:18:28,080 --> 00:18:31,438
‫،اما ما با چینی‌ها سروکله نمی‌زنیم
‫تام. بابا همیشه این رو می‌گفت

225
00:18:31,440 --> 00:18:37,638
‫،از خودت بپرس، اون در عوضِ روندن چهار قایق توی کانال
‫بدون این‌که هیچ ایست بازرسی‌ای جلوـش رو بگیره

226
00:18:37,640 --> 00:18:39,600
‫بیخیال ۲۵۰هزار پوند می‌شد؟

227
00:18:41,440 --> 00:18:43,878
‫من علیه‌ـش رأی می‌دم، تام. هوم؟

228
00:18:43,880 --> 00:18:45,478
‫پالی؟

229
00:18:45,480 --> 00:18:48,118
‫‏‏‏۲۵۰هزار پوند

230
00:18:48,120 --> 00:18:51,838
‫این نصف اون پولی‌ـه که
‫مایکل در شیکاگو از دست داد

231
00:18:51,840 --> 00:18:54,998
‫من ازش درخواست می‌کنم که
‫مسئولیت این کار رو برعهده بگیره

232
00:18:55,000 --> 00:18:58,238
‫جایگاه مایکل دوباره در شرکت تثبیت می‌شه؟

233
00:18:58,240 --> 00:19:00,520
‫زمان قرنطینه‌ـش تمام می‌شه

234
00:19:05,960 --> 00:19:07,438
‫درباره‌ـش فکر کن، برادر

235
00:19:07,440 --> 00:19:12,360
‫چهار قایق که از شکاف این‌جا راهی
‫می‌شن، با بوی دود زغال و گوشت کبابی

236
00:19:14,240 --> 00:19:21,358
‫و تو به کدوم یکی از رفیق‌های کولی چارلی برای یه
‫محموله به ارزش یک میلیون پوند اعتماد داری، تام؟
‫<font color="#ffff۸۰">دیدیکوی» به کولی‌هایی گفته می‌شود که مخلوطی» ]
‫[ از خون رمانیایی و غیر رمانیایی در رگ‌های خود دارند</font>

237
00:19:21,360 --> 00:19:24,960
‫من قبلاً تدارک کار رو دیدم. باید به
‫یه جلسه برم. بیاید رأی‌گیری کنیم

238
00:19:26,480 --> 00:19:28,840
‫افراد موافق

239
00:19:38,440 --> 00:19:45,478
‫پیشنهاد تصویب شد. آرتور، به چارلی بگو قبل از تاریک
‫شدن هوا، ۴تا قایق و ۴ تُن زغال سنگ لازم داریم

240
00:19:45,480 --> 00:19:46,960
‫اونا امشب به سمت جنوب حرکت می‌کنن

241
00:19:48,440 --> 00:19:53,038
‫«و یادت نره بری بازار «بول رینگ
‫و اون سه‌تا فنچ رو بگیری، آرتور

242
00:19:53,040 --> 00:19:54,240
‫بله، تامی

243
00:19:55,240 --> 00:19:56,520
‫گُه بگیرن!

244
00:20:11,280 --> 00:20:13,480
‫چی شنیدی، پال؟

245
00:20:14,880 --> 00:20:17,200
‫مردی که ناکارش کردی، رفت پیش پلیس...

246
00:20:19,040 --> 00:20:20,440
‫ولی ما قضیه رو فیصله دادیم

247
00:20:23,760 --> 00:20:24,840
‫لیندا باهاش بود؟

248
00:20:26,440 --> 00:20:29,598
‫اگر بوده، تقصیر توئه، آرتور

249
00:20:29,600 --> 00:20:33,398
‫اما اونا گفتن صورت‌ـش ان‌قدر بد بریده
‫شده بوده که سخته بهش نگاه کنی

250
00:20:33,400 --> 00:20:35,880
‫پس من که می‌گم نه

251
00:20:36,880 --> 00:20:42,238
‫این رو هم می‌گم که وقت‌ـش
‫رسیده که بیخیال لیندا بشی

252
00:20:42,240 --> 00:20:44,360
‫یکی دیگه رو پیدا کن...

253
00:20:45,480 --> 00:20:47,960
‫که شاید بتونه آتش درونی‌ـت رو خاموش کنه

254
00:20:59,960 --> 00:21:01,760
‫ولی نمی‌تونم، پال

255
00:21:04,240 --> 00:21:06,080
‫منِ وامونده نمی‌تونم!

256
00:21:09,640 --> 00:21:11,240
‫و موضوع همین‌ـه

257
00:21:12,640 --> 00:21:15,080
‫موضوع همین‌ـه

258
00:21:29,080 --> 00:21:30,798
‫ویسکی؟

259
00:21:30,800 --> 00:21:32,080
‫ممنون، نه

260
00:21:43,440 --> 00:21:47,958
‫بنا به دلایلی که نمی‌تونم فاش کنم، من
‫باید جیمی مک‌کاورن رو زنده نگه دارم

261
00:21:47,960 --> 00:21:51,198
‫ولی من دیگه یه زمان و مکان
‫برای قتل‌ـش در نظر گرفتم

262
00:21:51,200 --> 00:21:53,558
‫می‌دونی؟

263
00:21:53,560 --> 00:21:57,078
‫یه کوچۀ باریک کنار یه رستوران ساحلی

264
00:21:57,080 --> 00:22:00,438
‫یه دختر به اسم کارن، که از جیمی
‫متنفرـه، لوـش خواهد داد

265
00:22:00,440 --> 00:22:05,318
‫صدای جرثقیل‌ها و بالاکِش‌ها هم هست
‫که پیچیدن صدای شلیک رو پوشش بده

266
00:22:05,320 --> 00:22:07,798
‫یه بنتلی هم دارم که باهاش فرار کنم

267
00:22:07,800 --> 00:22:09,998
‫جنگ با «پسران بیلی» به بعد موکول شده

268
00:22:10,000 --> 00:22:16,358
‫ما آتش‌بس اعلام کردیم. قراره با هم تجارت کنیم.
‫وقتی اون تجارت به پایان رسید، اون مال توئه

269
00:22:16,360 --> 00:22:21,038
‫می‌تونی انتقام مرگ پسرت رو به هر
‫روشی که صلاح می‌دونی، بگیری

270
00:22:21,040 --> 00:22:23,078
‫منظورت اینه هر وقت که «تــو» بگی

271
00:22:23,080 --> 00:22:28,200
‫،وقتی اون ثانیه‌شمار کوچیکی که داری رو چک کنی
‫همون که باهاش چرخش زمین رو هم کنترل می‌کنی

272
00:22:29,240 --> 00:22:31,438
‫آره

273
00:22:31,440 --> 00:22:33,478
‫و بعدش تو ازدواج می‌کنی
‫و سروسامون می‌گیری

274
00:22:33,480 --> 00:22:35,760
‫ازدواج؟ ازدواج با کی، آقای شلبی؟

275
00:22:38,240 --> 00:22:40,478
‫فقط اجازه بده متوجه صحبت‌ـت بشم

276
00:22:40,480 --> 00:22:43,600
‫منظورت اینه که پالی بخشی از این توافق‌ـه؟

277
00:22:44,880 --> 00:22:46,640
‫آره

278
00:22:50,280 --> 00:22:54,238
‫خب، یا خداوند آسمانی، تامی
‫شلبیِ صاحب نشان لیاقت

279
00:22:54,240 --> 00:22:56,678
‫خودشیفتگی تو حدی نداره؟

280
00:22:56,680 --> 00:23:00,000
‫به گمون‌ـم این روزها بهش می‌گن
‫عزت نفس». من کتاب می‌خونم»

281
00:23:00,001 --> 00:23:08,558
‫روی تخت پادشاهی‌ـت می‌شینی و به پالی گِری، کسی که ازت
‫بسیار سَرتره فرمان می‌دی که کِی می‌تونه ازدواج کنه و کِی نمی‌تونه

282
00:23:08,560 --> 00:23:10,958
‫اوه، نه، اون تحت فرمان خودشه

283
00:23:10,960 --> 00:23:13,118
‫اون راهبردهای خاص خودش رو داره

284
00:23:13,120 --> 00:23:14,918
‫و ما هم‌خون هستیم

285
00:23:14,920 --> 00:23:19,758
‫اون با تو ازدواج خواهد کرد، ولی فقط اگر قبول کنی
‫که هر گونه حمله به مک‌کاورن رو به بعد موکول کنی

286
00:23:19,760 --> 00:23:21,558
‫تا این تجارت به پایان برسه

287
00:23:21,560 --> 00:23:25,998
‫پس اون یه عروس کولی جوون‌ متعلق به
‫توئه که می‌خوای دودستی تقدیم‌ـش کنی

288
00:23:26,000 --> 00:23:29,798
‫البته که جوون‌ـه، وقتی پابرهنه
‫روی سنگ‌فرش‌ها باشه

289
00:23:29,800 --> 00:23:36,333
‫پس جهیزیه چی می‌شه، آقای شلبی؟ اگر قراره همه‌چی طبق رسم و رسوم
‫انجام بشه، خب، می‌دونی، چندتا کُرّه اسب رنگارنگ هم اضافه کن یا...

290
00:23:36,334 --> 00:23:38,598
‫یه مراسم توی خونۀ من برگزار می‌شه

291
00:23:38,600 --> 00:23:40,238
‫تو هم دعوتی

292
00:23:40,240 --> 00:23:43,198
‫پالی هم اون‌جا خواهد بود

293
00:23:43,200 --> 00:23:47,878
‫شمع و ویولن و رقص هم هست

294
00:23:47,880 --> 00:23:53,358
‫پالی می‌خواد که به روش درست‌ـش ازش خواستگاری
‫کنی، و بعد اون بهت شرایط پذیرفتن درخواست رو می‌گه

295
00:23:53,360 --> 00:23:56,480
‫دعوت از تو برای این منظور، ایدۀ پالی بود

296
00:24:03,160 --> 00:24:06,278
‫- نمی‌تونی بخونی؟
‫- نمی‌خونم

297
00:24:06,280 --> 00:24:09,398
‫- دریاچۀ قو»ـه»
‫- رقص باله؟    - آره
‫<font color="#ffff۸۰">[ یکی از مشهورترین و پُرنمایش‌ترین باله‌های جهان ]</font>

298
00:24:09,400 --> 00:24:11,718
‫ظاهراً در مورد عشق‌ـه

299
00:24:11,720 --> 00:24:14,118
‫پالی می‌گه که، فعلاً...

300
00:24:14,120 --> 00:24:15,640
‫عشق باید بتونه خون‌خواهی رو مغلوب کنه

301
00:24:21,300 --> 00:24:24,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">توماس شلبیِ صاحب نشان لیاقت، نمایندۀ مجلس</font> »
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">شما را به اجرای خصوصی «دریاچۀ قو» دعوت می‌نماید</font>

302
00:24:33,500 --> 00:24:37,500
‫♪ Hotel Lux - The Last Hangman ♪

303
00:24:38,960 --> 00:24:46,598
‫در نتیجۀ طمع و زیاده‌خواهیِ تعداد کمی از
‫بانک‌داران، سرمایه‌گذاران و دیگر قماربازان سُست‌عنصر

304
00:24:46,600 --> 00:24:53,358
‫این سند جامع، استدعای مداخلۀ حکومت
‫،در تمامی نواحی زندگی اقتصادی داره

305
00:24:53,360 --> 00:25:00,518
‫به منزلۀ نه‌تنها جامعه‌گرایی، بلکه
‫پروراندن جامعه‌گرایی ملی نوین هست

306
00:25:02,040 --> 00:25:08,958
‫و من معتقدم... معتقدم که رهبران حزب
‫خودم بسیار نابخرد بودن که ردّش کردن

307
00:25:52,080 --> 00:25:56,878
‫آخه چجوری یه گروه باله رو متقاعد
‫کردید که بیان به خونۀ کوفتی‌تون؟

308
00:25:56,880 --> 00:26:02,318
‫یه گروه رقص مستقله که تعهد داره
‫باله رو برای مردم به ارمغان بیاره

309
00:26:02,320 --> 00:26:04,158
‫فلسفه‌مون یکیه

310
00:26:04,160 --> 00:26:05,438
‫من یه حامی‌ام

311
00:26:07,000 --> 00:26:09,600
‫کُلی هم پول بهشون دادم

312
00:26:10,760 --> 00:26:11,960
‫اوه

313
00:26:14,040 --> 00:26:17,680
‫و این تاریخ، روز تولد همسرتونه

314
00:26:19,600 --> 00:26:21,558
‫آره

315
00:26:21,560 --> 00:26:23,640
‫جشن واسه اونه

316
00:26:26,080 --> 00:26:28,280
‫و باله دوست داره، همسرتون؟

317
00:26:35,360 --> 00:26:38,038
‫چرا نداشته باشه؟

318
00:26:38,040 --> 00:26:39,558
‫آخه...

319
00:26:39,560 --> 00:26:42,222
‫خب، می‌دونید، من یه
‫تحقیقاتی درباره‌ش کردم

320
00:26:43,840 --> 00:26:45,558
‫دربارۀ گذشته‌ش

321
00:26:45,560 --> 00:26:48,680
‫اگه می‌خواید یه کادو براش
‫بخرید، الماس دوست داره

322
00:26:53,880 --> 00:26:58,878
‫حالا که قراره با همدیگه دنیا رو فتح
‫کنیم، باید رمز و رازی بین‌مون نباشه

323
00:26:58,880 --> 00:27:01,320
‫باید از نقاط ضعف همدیگه باخبر باشیم

324
00:27:03,520 --> 00:27:06,080
‫زن‌تون زندگی جالب توجه‌ای داشته

325
00:27:08,160 --> 00:27:13,080
‫شاید حتی ممکن باشه که، زمانی که مرد جوانی در
‫بیرمنگام بودم، اتفاقی باهاش ملاقات کرده باشم
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: آب‌ـم رو پاشیده باشم سر و روـش ]</font>

326
00:27:15,080 --> 00:27:18,600
‫من و دوست‌هام بعضی وقت‌ها
‫می‌رفتیم به کاباره‌های جنوب شهر

327
00:27:19,600 --> 00:27:23,360
‫خب، اگه بجاش میارید، شاید بتونید
‫راجع به گذشته‌ها حرف بزنید، هان؟

328
00:27:25,240 --> 00:27:30,720
‫شاید، اگه قبلاً با هم آشنا شده باشیم، من و
‫زن‌تون حتی بتونیم آشنایی‌مون رو از سر بگیریم

329
00:27:32,800 --> 00:27:34,960
‫من دعوت‌ـم که شب رو بمونم، درسته؟

330
00:27:36,960 --> 00:27:40,400
‫من هم تحقیقاتی کردم، جناب آزوالد

331
00:27:42,120 --> 00:27:43,278
‫آره

332
00:27:43,280 --> 00:27:51,878
‫دربارۀ زن و خواهر کوچیکۀ زن‌تون، و
‫،نامادری زن‌تون، بانو کورزون تحقیق کردم

333
00:27:51,880 --> 00:27:54,558
‫که همه‌شون رو می‌کنید

334
00:27:54,560 --> 00:27:58,800
‫اگر چنین چیزهایی روی یک قایق باریک اتفاق
‫میوفتاد، پای کلیسا به ماجرا باز می‌شد

335
00:28:00,480 --> 00:28:02,438
‫اما...

336
00:28:02,440 --> 00:28:04,680
‫روی یه قایق باریک اتفاق نمیوفته

337
00:28:06,120 --> 00:28:11,478
‫نه. توی آپارتمان‌تون صورت
‫،می‌گیره، توی عمارت اربابی‌تون

338
00:28:11,480 --> 00:28:16,840
‫،بعضی وقت‌ها حتی در دفترتون
‫این‌جا در مجلس عوام

339
00:28:17,840 --> 00:28:20,358
‫،پس خبری از رمز و راز نیست. و، بله

340
00:28:20,360 --> 00:28:27,238
‫بله، شما دعوت‌ـید که شب رو به همراه هرکس از
‫اعضای خانواده‌تون که عنایت‌تون رو جلب می‌کنه بمونید

341
00:28:27,240 --> 00:28:31,520
‫حالا، اگه موردی نداره، من داشتم
‫می‌رفتم، باید درِ دفترم رو قفل کنم

342
00:28:42,160 --> 00:28:43,800
‫راست‌ـش، تنها میام

343
00:28:45,360 --> 00:28:48,278
‫آدم در جامعه، طبق مهمان‌نوازی‌ـش قضاوت می‌شه

344
00:28:48,280 --> 00:28:50,120
‫من توقع ماجراجویی دارم

345
00:29:00,960 --> 00:29:04,918
‫چه عیاش‌هایی هستیم، مگه نه؟

346
00:29:04,920 --> 00:29:07,598
‫به‌مانند پرنده‌های آوازخوان
‫در مجلس چَهچَه می‌زنیم

347
00:29:07,600 --> 00:29:12,360
‫و بعد، بعد از اون، خودمون رو در جسم
‫هرکس که ترجیح می‌دیم، تسکین می‌دیم

348
00:29:15,480 --> 00:29:18,640
‫دو مردی که برای آن‌ها منع، ممنوع‌ـه

349
00:29:20,480 --> 00:29:22,760
‫باید جشن جذابی بشه

350
00:30:03,720 --> 00:30:07,238
‫باید به نداهایی که
‫می‌شنوی، گوش بدی

351
00:30:07,240 --> 00:30:08,958
‫کاری که بهت می‌گن رو انجام بدی

352
00:30:11,680 --> 00:30:14,840
‫دیگه حتی مجبور نیستی چراغ رو
‫برای احضار غول چراغ جادو بمالی

353
00:30:17,320 --> 00:30:19,240
‫به‌خاطر سنگ آبی نبود، تامی
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به قسمت دوم از فصل سوم و گردن‌بند گریس که دوشس ]
‫[ تاتیانا گفت توسط یک کولی نفرین شده و سپس به گریس شلیک شد</font>

354
00:30:20,680 --> 00:30:22,800
‫به‌خاطر تو بود

355
00:30:24,120 --> 00:30:27,040
‫به‌خاطر تو بود

356
00:31:40,200 --> 00:31:41,638
‫کیه؟

357
00:31:41,640 --> 00:31:45,160
‫ماشین تامی‌ـه بیرون.
‫خودشه. من می‌رم در رو باز کنم

358
00:31:53,040 --> 00:31:54,558
‫چی شده؟

359
00:31:54,560 --> 00:31:56,878
‫چیزی نشده. روبه‌راه‌ـم

360
00:31:56,880 --> 00:31:59,160
‫بیا تو

361
00:32:01,120 --> 00:32:02,558
‫نوشیدنی می‌خوای؟

362
00:32:02,560 --> 00:32:04,718
‫- نه
‫- نه؟

363
00:32:04,720 --> 00:32:11,038
‫نه. واسه مأمور اطلاعاتی، دربارۀ
‫گفت‌وگوها با موزلی اطلاعات دارم

364
00:32:11,040 --> 00:32:14,598
‫قصد داره پیشنهاداتی در خصوص
‫کارهای ساختمان‌سازی مطرح کنه

365
00:32:14,600 --> 00:32:16,758
‫اون...

366
00:32:16,760 --> 00:32:19,838
‫می‌خواد کمونیست‌ها حزب
‫،جدیدش رو برادرانه در نظر بگیرن

367
00:32:19,840 --> 00:32:23,438
‫که یعنی فعالیت‌هاش حالا بخشی
‫از اختیارات رسمی‌ـته؟ آره؟

368
00:32:23,440 --> 00:32:26,398
‫آقای شلبی، ساعت ۲ نصف شبه. شما
‫هر زمانی می‌تونید گزارش‌تون رو بدید

369
00:32:26,400 --> 00:32:29,000
‫- چرا امشب رو نمی‌مونی؟
‫- نه

370
00:32:32,920 --> 00:32:34,878
‫شما دو نفر رو تنها...

371
00:32:34,880 --> 00:32:36,598
‫بله، شب‌بخیر

372
00:32:51,240 --> 00:32:55,038
‫من امشب روی یه پل ایستادم، ایدا

373
00:32:55,040 --> 00:32:56,360
‫و به پایین نگاه کردم

374
00:32:58,080 --> 00:33:02,798
‫و گریس اون‌جا بود... اما هنوز زنده بود

375
00:33:02,800 --> 00:33:04,758
‫تام، همچنان مخلوط افیون مصرف می‌کنی؟
‫<font color="#ffff۸۰">[ شربت تریاک ]</font>

376
00:33:04,760 --> 00:33:06,880
‫اسم قایقه «ژانویه» بود

377
00:33:09,080 --> 00:33:10,798
‫قایق بابامون

378
00:33:10,800 --> 00:33:13,558
‫قایقی که من روـش به دنیا اومدم.
‫ما هیچ‌وقت هیچی نداشتیم

379
00:33:13,560 --> 00:33:15,880
‫ما هیچ‌وقت هیچی نداشتیم.
‫و هیچ‌وقت نخواهیم داشت

380
00:33:19,600 --> 00:33:22,718
‫دکتر بروک گفت که تو اصلاً سر
‫قرار ملاقات‌ـت حاضر نشدی، تام

381
00:33:22,720 --> 00:33:24,278
‫نه

382
00:33:24,280 --> 00:33:27,078
‫چیزی توی دفتر‌ودستک‌ـش وجود
‫نداره که به درد مردی مثل من بخوره

383
00:33:27,080 --> 00:33:29,958
‫اونا از احساس گناه حرف می‌زنن. خب؟

384
00:33:29,960 --> 00:33:31,998
‫احساس گناه! کدوم احساس گناه؟

385
00:33:32,000 --> 00:33:34,798
‫- قایق مشکیه
‫- نه. نه، قضیه اون نیست

386
00:33:34,800 --> 00:33:41,038
‫قضیه اون نیست. اون درست گفت. موزلی
‫درست گفت. اون گفت: «منع برای ما ممنوع‌ـه.

387
00:33:41,040 --> 00:33:44,958
‫ما می‌تونیم هر کاری بکنیم.
‫«هیچی نمی‌تونه جلومون رو بگیره

388
00:33:44,960 --> 00:33:47,640
‫ولی بخشی ازم هست
‫که با خودم غریبه‌ست

389
00:33:49,480 --> 00:33:51,080
‫و هی خودم رو اون‌جا پیدا می‌کنم

390
00:33:53,040 --> 00:33:55,160
‫و فقط «ژانویه» می‌تونه من رو دور کنه

391
00:33:59,040 --> 00:34:01,320
‫دست‌کم بازم دکترها رو امتحان می‌کنی، تام؟

392
00:34:05,440 --> 00:34:07,718
‫خب، پس حداقل مُرفین‌ـت رو بنداز دور

393
00:34:07,720 --> 00:34:09,358
‫اونه که باعث خیالات‌ـت می‌شه

394
00:34:09,360 --> 00:34:11,118
‫فقط... بندازش دور

395
00:34:11,120 --> 00:34:13,777
‫موقعی که باشه، عامل وسوسه‌ست. باشه؟

396
00:34:13,778 --> 00:34:15,520
‫چقدر برات مونده؟

397
00:34:16,720 --> 00:34:18,158
‫هفت تُن

398
00:34:18,160 --> 00:34:21,440
‫- هفت تُن؟
‫- آره

399
00:34:26,880 --> 00:34:28,600
‫متنفرم که ته بکشه، ایدا

400
00:34:40,360 --> 00:34:42,280
‫یه لطفی در حق‌ـم می‌کنی؟

401
00:34:44,720 --> 00:34:47,518
‫،زمانی که اون بچه‌ت به دنیا اومد

402
00:34:47,520 --> 00:34:50,080
‫از من دور نگه‌ش دار

403
00:35:05,120 --> 00:35:06,998
‫بالۀ وامونده

404
00:35:07,000 --> 00:35:09,838
‫می‌خواد یه نفر رو تحت تأثیر قرار بده

405
00:35:09,840 --> 00:35:11,598
‫و من دعوت‌ـم؟

406
00:35:11,600 --> 00:35:12,840
‫تو و جینا

407
00:35:14,640 --> 00:35:17,438
‫چرا؟

408
00:35:17,440 --> 00:35:20,760
‫چون می‌خواد این فرصت رو
‫بهت بده که درست برگردی

409
00:35:32,440 --> 00:35:34,998
‫- ترابری زغال‌سنگ؟
‫- آره

410
00:35:35,000 --> 00:35:39,080
‫تامی می‌خواد اون حساب‌وکتاب‌ها
‫رو از سر بگیری و مدیرعامل بشی

411
00:35:40,080 --> 00:35:43,640
‫پس از دیترویت برگشتم
‫که زغال بدم دست مردم؟

412
00:35:45,160 --> 00:35:51,238
‫،اولین تحویل عازم سن‌فرانسیسکوئه
‫ولی اگه نتیجه‌بخش باشه...

413
00:35:51,240 --> 00:35:53,960
‫تامی فکر می‌کنه می‌تونه
‫همین‌جا براش توزیع پیدا کنه

414
00:35:56,280 --> 00:35:59,200
‫و این... این زغال...

415
00:36:00,360 --> 00:36:02,280
‫- سفیدِ یک‌دست‌ـه؟
‫- نه

416
00:36:03,520 --> 00:36:04,920
‫قهوه‌ای طلایی‌ـه

417
00:36:07,560 --> 00:36:08,600
‫گُه بگیرن

418
00:36:11,760 --> 00:36:14,158
‫این فرصت‌ـته، مایکل

419
00:36:14,160 --> 00:36:21,720
‫توی این بیشتر از تمام بخش‌های
‫دیگۀ کارمون روی همدیگه، پوله

420
00:36:35,040 --> 00:36:37,278
‫تامی می‌دونه مُرفین با آدم چی می‌کنه

421
00:36:37,280 --> 00:36:39,878
‫تامی می‌دونه ویسکی با آدم چی می‌کنه

422
00:36:39,880 --> 00:36:42,000
‫واسه فروش‌ـش یه نشان لیاقت گرفت

423
00:36:45,520 --> 00:36:47,080
‫با جینا صحبت می‌کنم

424
00:36:48,440 --> 00:36:51,038
‫چی می‌کنی؟

425
00:36:51,040 --> 00:36:52,960
‫با همسرم مشورت می‌کنم

426
00:36:54,320 --> 00:36:56,958
‫پدرت یه مدت کوتاه این کار رو اداره کرد

427
00:36:56,960 --> 00:36:58,878
‫سال ۱۹۰۱

428
00:36:58,880 --> 00:37:00,758
‫و زغال حمل می‌کرد. زغال واقعی

429
00:37:00,760 --> 00:37:02,518
‫فقط زغال

430
00:37:02,520 --> 00:37:08,878
‫و ناخن‌هاش و پلک‌هاش و گوش‌هاش
‫باهاش سیاه شده بودن

431
00:37:08,880 --> 00:37:13,558
‫و کاسب‌کارها یه قیمت بهشون پیشنهاد
‫،می‌دادن و بعد نصف اون قیمت رو می‌دادن

432
00:37:13,560 --> 00:37:15,478
‫چون زورشون می‌رسید

433
00:37:15,480 --> 00:37:18,160
‫و اون اشتباه بود، مایکل

434
00:37:41,800 --> 00:37:46,320
‫دست‌هات رو ببر لاش، کاری کن بره لای پوست‌ـت...

435
00:37:47,920 --> 00:37:51,440
‫و بعد ببین جینا می‌ذاره دست بهش بزنی یا نه

436
00:37:59,280 --> 00:38:03,400
‫به نظرم قهوه‌ای طلایی بیشتر به سلیقه‌ش می‌خوره

437
00:38:05,560 --> 00:38:08,760
‫مخصوصاً وقتی بهش بگی چقدر قراره در بیاری

438
00:38:30,560 --> 00:38:36,318
‫حالا که با هم بده‌بستون داریم، باید بپرسم، با
‫کدوم پا توپ رو شوت می‌کنید، آقای شلبی؟

439
00:38:36,320 --> 00:38:38,718
‫من دینی ندارم

440
00:38:38,720 --> 00:38:40,280
‫بعضی شب‌ها، آرزو می‌کنم که داشتم

441
00:38:41,480 --> 00:38:43,638
‫از قوم‌وخویش‌ـه؟

442
00:38:43,640 --> 00:38:46,118
‫آره

443
00:38:46,120 --> 00:38:48,678
‫و اون مرد ساده؟

444
00:38:48,680 --> 00:38:51,200
‫اون خیلی کم‌تر از اونی که در ابتدا
‫ممکنه فکر کنی، ساده‌ست

445
00:38:53,080 --> 00:38:55,120
‫بهشون اعتماد دارید؟

446
00:39:00,440 --> 00:39:03,318
‫صحیح. پس من به اندازۀ یه قایق برمی‌دارم

447
00:39:03,320 --> 00:39:04,718
‫نه

448
00:39:04,720 --> 00:39:08,558
‫واسه شروع ۱۰ گونی، تا
‫بتونی بازار رو محک بزنی

449
00:39:08,560 --> 00:39:10,758
‫بعدش به اندازۀ یه قایق معامله می‌کنیم

450
00:39:10,760 --> 00:39:13,438
‫هزینۀ بارگیری هم نقدی حساب می‌شه

451
00:39:13,440 --> 00:39:16,118
‫ده هزار پوند

452
00:39:16,120 --> 00:39:18,558
‫برای اون مبلغ، باید چک بدم

453
00:39:18,560 --> 00:39:20,160
‫من چک قبول نمی‌کنم

454
00:39:23,360 --> 00:39:24,760
‫چک می‌دم

455
00:39:28,360 --> 00:39:33,760
‫،اگه مورد ضمانت دوست‌مون در لندن
‫آقای موزلی باشه، چک قبول می‌کنم

456
00:39:46,080 --> 00:39:51,440
‫خب، کی فکرش رو می‌کرد من با نخاله‌های
‫کاتولیک کولی وامونده دادوستد کنم؟

457
00:39:53,760 --> 00:39:57,118
‫آره، کی فکرش رو می‌کرد، هان، چارلی؟

458
00:39:57,120 --> 00:39:59,318
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

459
00:39:59,320 --> 00:40:01,158
‫آره، ولی روال‌ـید

460
00:40:01,160 --> 00:40:05,558
‫آره، تا وقتی روال‌ـم که دیگه روال نباشم

461
00:40:05,560 --> 00:40:07,680
‫بعدش دیگه واقعاً روال نیستم

462
00:40:09,240 --> 00:40:11,520
‫تحویل واسه هفت روز دیگه‌ست

463
00:40:13,880 --> 00:40:15,278
‫اگه چک تضمین بشه

464
00:40:15,280 --> 00:40:21,678
‫دوست‌های چینی‌تون توقع ندارن ۷ تُنی که از لندن
‫خارج می‌شه، وقتی می‌رسه لیورپول، هنوز ۷ تُن باشه؟

465
00:40:21,680 --> 00:40:24,118
‫اون رو بسپرید به من، آقای مک‌کاورن

466
00:40:24,120 --> 00:40:26,958
‫اوه، منظورتون اینه به قدری جسورید
‫که از چینی‌ها دزدی کنید؟

467
00:40:30,000 --> 00:40:33,160
‫یه‌جور آرزوی مرگ دارید، آقای شلبی؟

468
00:40:51,440 --> 00:40:54,160
‫شبی با قبیله‌ای از کولی‌ها

469
00:40:57,080 --> 00:40:59,760
‫وقتی باروبُنه رو باز کردی، باید یه
‫دختر برات تدارک دیده شده باشه

470
00:41:01,160 --> 00:41:05,640
‫آقای شلبی یک جامعه‌گراست، و به
‫برابری خدمات برای تمام طبقات اعتقاد داره

471
00:41:16,320 --> 00:41:20,358
‫طبق دعوت‌نامه، سر ساعت
‫نُه یه وقفه صورت می‌گیره

472
00:41:20,360 --> 00:41:22,720
‫می‌گی که احساس خستگی
‫می‌کنی، و ما راهی می‌شیم

473
00:41:23,760 --> 00:41:27,838
‫خب، اگه یه دوک دیدی، من رو بهش معرفی کن

474
00:41:27,840 --> 00:41:29,958
‫خدای من، بالأخره!

475
00:41:29,960 --> 00:41:31,920
‫یه چیزی که راجع به انگلستان دوست داری

476
00:41:34,960 --> 00:41:37,760
‫جینا، یه پیشنهاد بهم داده شده

477
00:41:40,360 --> 00:41:42,678
‫که برگردم به شرکت

478
00:41:42,680 --> 00:41:47,038
‫مایکل، ما توافق کردیم، بچه
‫نیویورک به دنیا میاد. یادته؟

479
00:41:47,040 --> 00:41:48,280
‫کارش ترابری‌ـه

480
00:41:49,400 --> 00:41:51,000
‫تأمین. حمل‌ونقل

481
00:41:53,280 --> 00:41:55,280
‫مُرفین

482
00:41:58,400 --> 00:42:00,840
‫- تامی با ... ارتباط برقرار کرده
‫- تامی!

483
00:42:02,320 --> 00:42:07,080
‫تامی با تأمین‌کننده‌های چینی‌ای که در تپه‌های
‫افغانستان کشتزار دارن، ارتباط برقرار کرده

484
00:42:08,160 --> 00:42:10,120
‫کیفیت خالص

485
00:42:11,200 --> 00:42:14,240
‫ما محموله می‌گیریم و
‫می‌فرستیم‌ـش به سرتاسر اروپا

486
00:42:15,960 --> 00:42:17,720
‫منظورت هروئین‌ـه؟

487
00:42:19,040 --> 00:42:20,920
‫آره

488
00:42:23,080 --> 00:42:25,998
‫و تو چقدر در میاری؟

489
00:42:26,000 --> 00:42:31,758
‫تخمین محتاطانه‌ش سالی سه تا محموله
‫،از شانگهای‌ـه، هر محموله ۷ تُن

490
00:42:31,760 --> 00:42:34,518
‫درآمد احتمالی تقریباً یک میلیون پونده

491
00:42:34,520 --> 00:42:37,318
‫سالانه

492
00:42:37,320 --> 00:42:38,960
‫شرکت سه میلیون پوند در میاره

493
00:42:43,080 --> 00:42:46,518
‫می‌تونیم هر موقع دل‌مون خواست بریم نیویورک

494
00:42:46,520 --> 00:42:48,600
‫سوار بر هواپیمای واموندۀ خودمون

495
00:42:51,480 --> 00:42:54,678
‫- همیشه باید برگردیم، درسته؟
‫- آره

496
00:42:54,680 --> 00:42:56,680
‫واسه سالی یه میلیون پوند، برمی‌گردیم

497
00:42:59,680 --> 00:43:02,358
‫اگه گیر بیوفتی چی می‌شه؟

498
00:43:02,360 --> 00:43:05,278
‫تامی دوست‌وآشنا داره

499
00:43:05,280 --> 00:43:08,440
‫،اگه جلوی کشتی گرفته بشه
‫چینی‌هان که اعدام می‌شن

500
00:43:11,240 --> 00:43:12,880
‫بهش فکر کن، جینا

501
00:43:14,520 --> 00:43:16,400
‫وقتی اسباب‌کشی کنیم خونۀ خودمون...

502
00:43:17,560 --> 00:43:21,400
‫اتاق سرگرمی‌مون دو برابر این‌جا می‌شه

503
00:43:25,320 --> 00:43:27,280
‫واقعاً می‌شه؟

504
00:43:30,120 --> 00:43:35,200
‫مجلات می‌گن که توی دهۀ ۱۹۳۰
‫همه‌ش خطوط صاف، و سادگیه

505
00:43:36,760 --> 00:43:38,920
‫دکو مُرده
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به «آرت دکو» یا «هنر تزئینی»؛ سبک و ]
‫[ جنبشی هنری در معماری، هنرهای تجسمی و طراحی</font>

506
00:43:41,400 --> 00:43:44,200
‫بضاعت‌مون به اندازۀ دوک‌ها و دوشس‌ها می‌شه

507
00:43:46,120 --> 00:43:47,878
‫و شاید...

508
00:43:47,880 --> 00:43:49,840
‫شاید یکی‌دوتا شاهدخت

509
00:43:51,600 --> 00:43:53,960
‫و نقاشی روی دیوار از تو می‌شه

510
00:43:55,560 --> 00:43:58,758
‫،چون تامی شلبی دیگه رفته

511
00:43:58,760 --> 00:44:01,240
‫و مایکل گِری مونده که باله رو ترتیب بده

512
00:44:03,600 --> 00:44:05,640
‫تامی کجا می‌ره؟

513
00:44:06,960 --> 00:44:09,120
‫جایی که بیشتر از هر جای دیگه‌ای می‌خواد بره

514
00:44:11,560 --> 00:44:13,000
‫اه

515
00:44:14,600 --> 00:44:16,678
‫اون‌جا

516
00:44:16,680 --> 00:44:18,958
‫یه لرد

517
00:44:18,960 --> 00:44:22,040
‫راست‌ـش، فکر کنم آقای موزلی یه «بارونت» باشه
‫<font color="#ffff۸۰">[ «لقبی اشرافی بالاتر از «نایت/سلحشور» و پایین‌تر از «بارون  ]</font>

518
00:44:28,280 --> 00:44:30,640
‫اصلاً تامی کدوم خراب‌شده‌ایه؟

519
00:44:46,000 --> 00:44:47,198
‫تامی...

520
00:44:47,200 --> 00:44:49,678
‫خونۀ خودمه

521
00:44:49,680 --> 00:44:51,078
‫زن خودمه

522
00:44:52,560 --> 00:44:54,680
‫معطل‌شون می‌ذاریم

523
00:44:58,120 --> 00:45:00,040
‫جناب آزوالد

524
00:45:01,640 --> 00:45:04,358
‫حضورم اعلام نمی‌شه؟

525
00:45:04,360 --> 00:45:09,198
‫آقای شلبی ازم خواستن که بهتون بگم که
‫ایشون سرشون با مهیاسازی پذیرایی شلوغ‌ـه

526
00:45:09,200 --> 00:45:11,080
‫و به‌زودی بهتون ملحق می‌شن

527
00:45:12,560 --> 00:45:15,638
‫،در این بین، و مدت‌زمانی که منتظر هستید

528
00:45:15,640 --> 00:45:18,320
‫ما مُرفین، کوکائین و شراب برندی داریم

529
00:45:20,200 --> 00:45:26,240
‫،من مُرفین یا کوکائین مصرف نمی‌کنم
‫و برندی مال بعد از شام‌ـه، نه قبل‌ـش

530
00:45:27,800 --> 00:45:31,558
‫من همچنین گزینه‌هایی برای انتهای شب دارم

531
00:45:31,560 --> 00:45:35,080
‫متوجه خواهید شد که دوشیزه‌ها
‫برچسب اسم به لباس خواهند داشت

532
00:45:36,360 --> 00:45:42,158
‫ما اون‌ها رو به‌طور ویژه... برای مهمان‌هایی
‫استخدام کردیم که شب رو می‌مونن

533
00:45:42,160 --> 00:45:44,678
‫تمام چیزها در دسترسه...

534
00:45:44,680 --> 00:45:46,800
‫به‌جز رقاص‌های باله

535
00:45:49,280 --> 00:45:51,080
‫و می‌تونم بپرسم شما کی هستید؟

536
00:45:53,160 --> 00:45:55,720
‫من ملکه‌ای در میان کولی‌ها هستم

537
00:45:57,040 --> 00:45:59,480
‫و من هم در دسترس نیستم

538
00:46:09,000 --> 00:46:10,638
‫لیزی

539
00:46:10,640 --> 00:46:13,878
‫یه چیزی هست که راجع به امشب بهت نگفتم

540
00:46:13,880 --> 00:46:15,958
‫یه چیزی راجع به مهمون‌مون

541
00:46:15,960 --> 00:46:17,320
‫موزلی

542
00:46:19,920 --> 00:46:21,798
‫احتمال‌ـش هست که...

543
00:46:21,800 --> 00:46:23,798
‫که قبلاً باهاش دیدار کرده باشی

544
00:46:23,800 --> 00:46:25,440
‫قبل از کِی؟

545
00:46:27,000 --> 00:46:29,480
‫قبل از این‌که کسی که هستی بشی

546
00:46:31,960 --> 00:46:34,958
‫اصلاً اون رو یادته؟

547
00:46:34,960 --> 00:46:36,680
‫اون تو رو یادشه؟

548
00:46:38,600 --> 00:46:41,678
‫،تنها چیزی که یادمه اینه که
‫شامپاین زیادی نوشیدم

549
00:46:41,680 --> 00:46:43,360
‫و پول نقد نمی‌گرفتم

550
00:46:46,600 --> 00:46:48,480
‫لیزی...

551
00:46:50,720 --> 00:46:55,558
‫یه کپه جنازه هست... که شناوره

552
00:46:55,560 --> 00:46:58,558
‫بذار برن، لیزی

553
00:46:58,560 --> 00:47:00,560
‫ول‌شون کن برن

554
00:47:03,800 --> 00:47:05,838
‫پس واسه همین من رو آوردی این‌جا

555
00:47:05,840 --> 00:47:07,560
‫تا ادعای مالکیت کنی

556
00:47:09,480 --> 00:47:11,680
‫آره

557
00:47:14,480 --> 00:47:16,400
‫خب، به گمونم یه شروع‌ـه واسه خودش

558
00:47:18,440 --> 00:47:23,880
‫دست وامونده‌ش بهت بخوره
‫شکار جانی‌داگز می‌شه

559
00:47:29,000 --> 00:47:30,880
‫زمانی که رسیدم، بی‌رغبت بودید

560
00:47:38,840 --> 00:47:43,518
‫در جامعه، به پیشواز مهمان
‫می‌رن، معطل‌ـش نمی‌ذارن...

561
00:47:43,520 --> 00:47:45,798
‫که مثل یه سگ بی‌صحاب چرخ بزنه

562
00:47:47,320 --> 00:47:52,158
‫،قبل از این‌که به دیگران ملحق بشیم
‫یه خرده کار دارم. یه امضا لازم دارم

563
00:47:52,160 --> 00:47:57,718
‫ضمناً، قضیۀ برندی‌تون قبل از شام موجب تفریح و
‫سرگرمی منه، اما هیچ‌کدوم از دوشیزه‌ها جذاب نیستن

564
00:47:57,720 --> 00:47:59,920
‫و من از مصرف مواد بیزارـم

565
00:48:01,800 --> 00:48:04,000
‫راهبردهاتون خیلی واضح‌ـن

566
00:48:05,280 --> 00:48:11,078
‫من درگیر یک معامله با جیمی
‫مک‌کاورن‌ـم، آشناتون از شمال

567
00:48:11,080 --> 00:48:13,118
‫روح‌ـمم خبر نداره کی رو می‌گید

568
00:48:13,120 --> 00:48:15,998
‫بهش اعتماد ندارم. می‌خواد چک بده

569
00:48:16,000 --> 00:48:20,958
‫امضاتون رو به‌عنوان ضامن اون معامله، در صورت
‫این‌که چک‌ـش نتونه محترم شمرده بشه لازم دارم
‫<font color="#ffff۸۰">[ اصطلاحی به معنای برگشت‌خوردن چک ]</font>

570
00:48:20,960 --> 00:48:23,478
‫مبلغ معامله ده هزار پونده

571
00:48:23,480 --> 00:48:25,278
‫و چی داره ازتون می‌خره؟

572
00:48:25,280 --> 00:48:26,718
‫یه کارخونۀ تقطیر مشروب جین

573
00:48:26,720 --> 00:48:29,558
‫داره یه قدیمی‌ـش رو ازم می‌خره.
‫من هم یه جدیدش رو می‌خرم

574
00:48:29,560 --> 00:48:31,000
‫هوم

575
00:48:34,160 --> 00:48:38,558
‫پس، نه‌تنها آتش‌بس برقراره، بلکه
‫عملاً دارید با هم بده‌بستون می‌کنید

576
00:48:38,560 --> 00:48:41,200
‫آره. اما همچنان به چک‌هاش اعتماد ندارم

577
00:48:44,000 --> 00:48:48,958
‫اگه واسه ضمانت چکِ این مرد امضا
‫بدم، اثباتی بر ارتباط بین من و اونه

578
00:48:48,960 --> 00:48:51,240
‫یه چیزیه که بعداً می‌تونید
‫ازش بر علیه‌ام استفاده کنید

579
00:48:53,240 --> 00:48:55,640
‫چرا باید بخوام علیه‌تون اقدامی بکنم؟

580
00:49:12,240 --> 00:49:14,360
‫نسبت به نقاط ضعف من کنجکاوید

581
00:49:16,480 --> 00:49:21,440
‫و پی بردید که کوکائین
‫نیست، دوشیزه‌ها نیستن

582
00:49:30,720 --> 00:49:37,080
‫ولی حالا پی می‌برید که نقطه‌ضعف من، تمایل به
‫اعتماد به آدم‌هاست. خودکار خدمت‌تون هست؟

583
00:49:53,120 --> 00:49:56,318
‫آقای شلبی

584
00:49:56,320 --> 00:49:58,838
‫،می‌دونم که تحصیلات کلاسیک نداشتید

585
00:49:58,840 --> 00:50:03,598
‫ولی الآن متوجه شدم که شما تعادل بی‌نقصی
‫بین خدایان «دیونیسوس» و «آپولو» هستید
‫<font color="#ffff۸۰">از خدایان اساطیر یونان؛ به ترتیب ]
‫[ (خدای شراب، و خدای روشنایی (خورشید</font>

586
00:50:03,600 --> 00:50:07,360
‫جنون نامعقولی که تحت
‫کنترل منطق و خودکاوی‌ـه

587
00:50:10,840 --> 00:50:13,838
‫با کار فردریک نیچه آشنایی دارید؟

588
00:50:13,840 --> 00:50:15,798
‫- نه
‫- فروید؟

589
00:50:15,800 --> 00:50:18,040
‫- بله
‫- اه

590
00:50:23,680 --> 00:50:25,878
‫بفرمایید

591
00:50:25,880 --> 00:50:27,800
‫ضمانت اعتمادتون

592
00:50:29,000 --> 00:50:32,320
‫حالا، شاید بتونید من رو با
‫همسر شگفت‌انگیزتون آشنا کنید

593
00:50:37,200 --> 00:50:39,198
‫پس، خبر داشتی؟

594
00:50:39,200 --> 00:50:40,998
‫از چی؟

595
00:50:41,000 --> 00:50:45,278
‫اوه، این‌که مهمون ویژۀ امشب ممکنه
‫موقعی که میزبان کاباره بودی کرده باشدت؟

596
00:50:45,280 --> 00:50:46,600
‫آره

597
00:50:48,360 --> 00:50:53,640
‫لیزی، اگه قرار باشه هر مردی که باهاش بودی
‫رو از لیست مهمون‌هامون خط بزنیم...

598
00:50:56,240 --> 00:50:58,278
‫- آره یا نه؟
‫- آره

599
00:50:58,280 --> 00:50:59,680
‫گندش بزنن

600
00:51:03,240 --> 00:51:06,798
‫جناب آزوالد، ایشون همسر من، الیزابت‌ـه

601
00:51:06,800 --> 00:51:08,720
‫لیزی، جناب آزوالد موزلی

602
00:51:11,160 --> 00:51:13,358
‫،از اون‌جایی که به نظر می‌رسه همه‌مون می‌دونیم

603
00:51:13,360 --> 00:51:19,358
‫،و از اون‌جایی که دانایی به آدم اختیار می‌ده
‫،مطمئن‌ـم، آقای شلبی، در راستای رابطۀ صادقانه‌مون

604
00:51:19,360 --> 00:51:23,920
‫ناراحت نمی‌شید اگر بگم که یک
‫بطری شامپاین و شبی مفید بود

605
00:51:26,000 --> 00:51:28,800
‫راست‌ـش، شبی هدررفته بود

606
00:51:30,960 --> 00:51:33,118
‫برای شامپاین و برندی‌ای که برام خریدید!

607
00:51:33,120 --> 00:51:37,798
‫اون‌طور که خاطرم هست، مشروب بود
‫که کمی زودهنگام شما رو به خواب برد

608
00:51:37,800 --> 00:51:42,400
‫خانم‌ها و آقایون، رقص الآن شروع می‌شه

609
00:51:46,880 --> 00:51:48,918
‫آقای موزلی!

610
00:51:48,920 --> 00:51:51,838
‫اگه اجازه بدید، به سلامتی بنوشیم

611
00:51:51,840 --> 00:51:56,758
‫به سلامتی پایان معامله‌مون، و آغاز چیزی بیشتر

612
00:51:56,760 --> 00:51:58,880
‫تولدت مبارک، لیزی

613
00:52:02,720 --> 00:52:04,560
‫از این طرف

614
00:52:08,500 --> 00:52:12,500
‫♪ Max Richter - Dona Nobis Pacem ۲ ♪

615
00:53:19,500 --> 00:53:23,500
‫♪ Max Richter - Dona Nobis Pacem ۱ ♪

616
00:53:31,840 --> 00:53:35,078
‫،پالی گِری، ملکۀ کولی

617
00:53:35,080 --> 00:53:39,440
‫با منِ رعیتِ بی‌بضاعت ازدواج می‌کنی؟

618
00:54:36,280 --> 00:54:40,520
‫بیا قبل از این‌که قو بمیره، سکس کنیم

619
00:55:11,400 --> 00:55:14,480
‫شنیدم مناسبتی خانوادگی بود

620
00:55:18,360 --> 00:55:20,878
‫ببین، متأسفم، لیندا

621
00:55:20,880 --> 00:55:25,680
‫حیوونِ درون‌ـم... بیرون میاد
‫و من نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

622
00:55:28,000 --> 00:55:29,438
‫گُه بگیرن، لیندا

623
00:55:29,440 --> 00:55:31,278
‫بدون تو، نمی...

624
00:55:31,280 --> 00:55:33,320
‫بیا داخل، لطفاً

625
00:55:35,240 --> 00:55:37,438
‫اسم‌ـش فردریک بود

626
00:55:37,440 --> 00:55:39,798
‫تنها کاری که کردیم حرف‌زدن بود، آرتور

627
00:55:39,800 --> 00:55:41,400
‫اون فقط گوش داد

628
00:55:42,560 --> 00:55:44,640
‫و حالا صورتی نداره

629
00:55:52,640 --> 00:55:56,160
‫اون همون‌قدر که تو باطناً زشتی، ظاهراً زشته

630
00:56:04,960 --> 00:56:09,640
‫الهی که شما پیکی بلایندرها
‫همه‌تون توی جهنم وامونده بپوسید

631
00:56:21,160 --> 00:56:23,880
‫آرتور...

632
00:56:53,000 --> 00:56:58,000
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

633
00:56:58,111 --> 00:57:01,111
‫@RaylanGivensSubs

