1
00:00:00,500 --> 00:00:04,040
‫دخترت از دست رفت،
‫پسرت پیدا شد. اون مال توئه

2
00:00:04,041 --> 00:00:05,490
‫وادنی بار‌وول؟

3
00:00:08,100 --> 00:00:14,199
‫حالا که تعهدت رو ثابت کردی
‫رسما می‌تونی کالاهات رو به بوستون صادر کنی

4
00:00:14,200 --> 00:00:17,160
‫جک میگه چند هفته دیگه بگذره
‫از اینجا آزاد میشه

5
00:00:17,200 --> 00:00:19,400
‫ماجراهات رو این طرف کانال هم تعریف می‌کنن

6
00:00:19,440 --> 00:00:22,720
‫قبلا خودت راه می‌رفتی،
‫الان عصا به دست شدی

7
00:00:22,760 --> 00:00:24,840
‫اگه دو هفته مصرف نکنی،

8
00:00:24,880 --> 00:00:26,520
‫بازم واسه لیندا نامه می‌نویسم

9
00:00:26,560 --> 00:00:28,720
‫اخیراً بهتون حمله دست نداده؟

10
00:00:28,760 --> 00:00:31,560
‫این توبرکولوماست
‫و متأسفانه قابل جراحی نیست

11
00:00:33,260 --> 00:00:36,260
 

12
00:00:36,261 --> 00:00:39,261
 

13
00:01:54,280 --> 00:01:55,920
‫آقای شلبی

14
00:01:55,960 --> 00:01:58,320
‫فقط بخاطر این به برادرتون تریاک دادم...

15
00:01:58,360 --> 00:02:00,080
‫چون منو تو دردسر بزرگی انداخته بود

16
00:02:00,120 --> 00:02:01,800
‫به همسرم حمله کرد

17
00:02:09,560 --> 00:02:12,440
‫یه فنجون چای سبز می‌خوام، لطفاً

18
00:02:24,120 --> 00:02:26,360
‫برام ده سال طول کشید
‫که این تجارت رو بسازم

19
00:02:26,400 --> 00:02:29,160
‫اگه به حرفم گوش بدی
‫واسه تجارتت مشکلی پیش نمیاد

20
00:02:32,960 --> 00:02:35,040
‫تو انبارت چقدر تریاک داری؟

21
00:02:36,600 --> 00:02:38,680
‫دو کیلو

22
00:02:38,720 --> 00:02:40,120
‫برام بیارش

23
00:02:41,720 --> 00:02:44,280
‫پنج دقیقه تا تموم شدن زمان وقت داری

24
00:03:16,120 --> 00:03:18,080
‫به عنوان نماینده مجلسِ...

25
00:03:20,600 --> 00:03:23,320
‫این منطقه...

26
00:03:23,360 --> 00:03:25,840
‫وظیفه دارم
‫در قبال آسایش رأی دهنده‌هام...

27
00:03:25,880 --> 00:03:28,440
‫- مسئولیت پذیر باشم
‫- آقای شلبی، ساعتش هنوز داره کار می‌کنه

28
00:03:28,480 --> 00:03:32,600
‫مصرف تریاک برای سلامتی خیلی مضره

29
00:03:32,640 --> 00:03:34,720
‫زن‌ها اونو به بچه‌هاشون میدن

30
00:03:34,760 --> 00:03:37,240
‫تا وقتی میرن تو کارخونه کار کنن،
‫اونا رو تنها بذارن

31
00:03:37,280 --> 00:03:39,880
‫مردها بخاطر این‌که معتاد شدن
‫کارشون رو از دست میدن

32
00:03:41,760 --> 00:03:44,360
‫از الان به بعد

33
00:03:44,400 --> 00:03:48,000
‫فقط سیگار، کیک و چای می‌فروشین

34
00:03:49,280 --> 00:03:51,920
‫اگه بازم بشنوم دارین تریاک می‌فروشین،

35
00:03:51,960 --> 00:03:54,800
‫زمان براتون خیلی زود به پایان میرسه.
‫می‌فهمی چی میگم؟

36
00:03:54,840 --> 00:03:57,440
‫بله، می‌فهمم.
‫از کارم دست میکشم

37
00:03:57,480 --> 00:03:59,480
‫آقای شلبی،
‫ساعتش هنوز داره کار می‌کنه

38
00:04:00,440 --> 00:04:02,110
‫[فکر نکنم بمبش واقعی باشه]

39
00:04:06,280 --> 00:04:08,920
‫لطفاً...

40
00:04:08,960 --> 00:04:12,520
‫به مشتری‌ها و تأمین کننده‌هات بگو

41
00:04:12,560 --> 00:04:14,720
‫از الان به بعد

42
00:04:14,760 --> 00:04:17,880
‫خبری از تریاک...

43
00:04:17,920 --> 00:04:22,360
‫توی «اسمال هیث» و «بوردزلی» نیست

44
00:04:22,400 --> 00:04:24,080
‫ممنون بابت چای

45
00:04:36,000 --> 00:04:39,780
‫[دیدی؟ گفتم که بمبش واقعی نیست]

46
00:05:02,120 --> 00:05:03,800
‫الان می‌تونی بهشون اجازه بدی رد بشن

47
00:05:03,840 --> 00:05:05,600
‫بله، آقای شلبی

48
00:05:07,600 --> 00:05:11,120
‫به بارها و صاحبان کافیه
‫در خیابون مونتاگ بگو...

49
00:05:11,160 --> 00:05:13,240
‫اگه بازم مواد مخدر بفروشن،

50
00:05:13,280 --> 00:05:15,080
‫خیابون مونتاگی از بین میره

51
00:05:15,120 --> 00:05:17,280
‫اونو خراب می‌کنم
‫و به جاش آپارتمان می‌سازم

52
00:05:17,320 --> 00:05:20,080
‫به دستور شورای منطقه شهری بیرمنگام

53
00:05:23,800 --> 00:05:33,700
‫زیرنویس از
‫کیارش نعمت گرگانی و عرفـان مـرادی

54
00:05:34,640 --> 00:05:37,360
‫شرمنده دیر کردم،
‫خیابون مونتاگ رو بسته بودن

55
00:05:37,400 --> 00:05:39,760
‫حتماً بنزین آتیش گرفته یا...

56
00:05:44,600 --> 00:05:46,600
‫صحیح.
‫خوب میشه اگه فقط یه اتفاق...

57
00:05:46,640 --> 00:05:49,200
‫توی بیرمنگام بیوفته
‫و تقصیر ما نباشه

58
00:05:53,880 --> 00:05:57,160
‫همه‌تون رو امروز اینجا جمع کردم
‫چون یه خبری براتون دارم

59
00:05:57,200 --> 00:05:59,440
‫و به کل خانواده مربوط میشه

60
00:06:00,760 --> 00:06:02,520
‫اول،

61
00:06:02,560 --> 00:06:05,720
‫می‌خوام ورود همسر جدید فین، مری رو...

62
00:06:05,760 --> 00:06:08,080
‫به خانواده، تبریک بگم

63
00:06:09,760 --> 00:06:14,160
‫خب، خیلی خوشحالم که واسه این
‫از خواب بیدار شدم

64
00:06:14,200 --> 00:06:15,960
‫یه...

65
00:06:16,000 --> 00:06:17,840
‫خبر دیگه هم هست

66
00:06:17,880 --> 00:06:18,960
‫جانی

67
00:06:19,000 --> 00:06:20,520
‫تام

68
00:06:21,760 --> 00:06:24,440
‫بیا، بیا، عجله کن

69
00:06:31,080 --> 00:06:33,960
‫دوستان...

70
00:06:34,000 --> 00:06:37,120
‫این ارازمسه

71
00:06:37,160 --> 00:06:39,440
‫هیچکس منو به این اسم صدا نمیزنه

72
00:06:39,480 --> 00:06:42,440
‫صداش میزنن دوک

73
00:06:43,880 --> 00:06:47,920
‫20سال پیش،
‫توی جشنواره اپلبی...

74
00:06:47,960 --> 00:06:49,320
‫با یه دختر آشنا شدم

75
00:06:49,360 --> 00:06:51,360
‫زیر یه درخت فندق باهم خوابیدیم

76
00:06:52,440 --> 00:06:55,440
‫نه ماه بعد، این پسر به دنیا اومد

77
00:06:58,360 --> 00:07:00,560
‫این پسرمه

78
00:07:00,600 --> 00:07:03,000
‫مادرش توی مسافرت مُرد

79
00:07:03,040 --> 00:07:05,360
‫و من تا الان ازش بی‌خبر بودم

80
00:07:05,400 --> 00:07:09,440
‫ولی دارم سعی می‌کنم
‫که به زندگی یه جور دیگه نگاه کنم

81
00:07:11,480 --> 00:07:14,560
‫بچه یه چیز باارزشه

82
00:07:15,960 --> 00:07:17,320
‫پس می‌خوام بیارمش توی...

83
00:07:17,360 --> 00:07:19,720
‫می‌خوای با یه بشکن
‫اونو بیاری تو خانواده

84
00:07:19,760 --> 00:07:23,000
‫نه، میارمش زیر سایه خودم

85
00:07:23,040 --> 00:07:26,360
‫باید عضویت تو خانواده رو بدست بیاره

86
00:07:26,400 --> 00:07:28,680
‫برای الان، خوش اومدی، پسر.
‫بیا بشین

87
00:07:28,720 --> 00:07:30,480
‫یالا، اینجا بشین

88
00:07:36,920 --> 00:07:39,520
‫مرتکب چندین اشتباه شدم

89
00:07:39,560 --> 00:07:42,040
‫بعضی‌ها رو می‌تونم درست کنم

90
00:07:42,080 --> 00:07:43,400
‫و بعضی‌ها رو نه

91
00:07:44,480 --> 00:07:46,280
‫می‌تونم بعضی زخم‌ها رو خوب کنم

92
00:07:46,320 --> 00:07:48,520
‫ولی فقط زخم جدید درست می‌کنی

93
00:07:50,040 --> 00:07:51,240
‫بگذریم...

94
00:07:52,440 --> 00:07:54,600
‫کار امروزم همین بود

95
00:07:54,640 --> 00:07:56,640
‫واسه ویسکی خیلی زوده؟

96
00:08:03,720 --> 00:08:05,840
‫بیا

97
00:08:05,880 --> 00:08:08,360
‫صبحونه شلبی واسه تو، پسر

98
00:08:08,400 --> 00:08:10,440
‫من مشروب نمیخورم

99
00:08:10,480 --> 00:08:12,160
‫و شلبی هم نیستم، باشه؟

100
00:08:12,200 --> 00:08:14,560
‫من یه دوکم
‫[عنوان اشرافی]

101
00:08:16,000 --> 00:08:17,480
‫تو شلبی هستی

102
00:08:17,520 --> 00:08:19,680
‫نگران نباش

103
00:08:19,720 --> 00:08:22,520
‫فکر کنم واسه رام کردن این

104
00:08:22,560 --> 00:08:25,080
‫به یه طناب و قوی نیاز داریم، تام

105
00:08:25,120 --> 00:08:27,200
‫آرتور، مغازه رو باز کن

106
00:08:27,240 --> 00:08:30,120
‫این بچه رو بذار پای تخته
‫تا شانس‌ها رو بنویسه

107
00:08:30,160 --> 00:08:32,640
‫من نوشتن بلد نیستن

108
00:08:32,680 --> 00:08:35,200
‫این بچه رو بذار پای تخته
‫تا گچ‌ها رو جارو کنه

109
00:08:38,200 --> 00:08:39,960
‫یالا، پسر

110
00:08:40,000 --> 00:08:41,720
‫بیا

111
00:08:59,520 --> 00:09:02,560
‫لیزی، بیا بریم

112
00:09:08,920 --> 00:09:11,240
‫پدرم دوک کرانه ساکون بود

113
00:09:11,280 --> 00:09:13,080
‫و مادرم ملکه رم بود

114
00:09:13,120 --> 00:09:15,760
‫کی اینو بهت گفته؟
‫مادرت؟

115
00:09:15,800 --> 00:09:18,360
‫به آدما اجازه نمیدم در مورد مادرم حرف بزنن

116
00:09:20,800 --> 00:09:22,440
‫کار خوبی می‌کنی

117
00:09:22,480 --> 00:09:25,160
‫خب، بیا یه بررسی بکنیم،
‫نه خوندن بلدی،

118
00:09:25,200 --> 00:09:27,560
‫نه نوشتن بلدی،
‫نمیشه اینو کاری کرد

119
00:09:27,600 --> 00:09:30,000
‫چیکار می‌تونی بکنی؟

120
00:09:30,040 --> 00:09:31,880
‫می‌تونم ساعت رو بگم

121
00:09:31,920 --> 00:09:33,280
‫می‌تونی ساعت رو بگی

122
00:09:33,320 --> 00:09:35,480
‫هی، اون می‌تونه ساعت رو بگه

123
00:09:35,520 --> 00:09:37,080
‫خیلی باهوش نیست؟

124
00:09:38,360 --> 00:09:40,800
‫بیشتر از کاری که تو می‌تونی انجام بدی

125
00:09:43,280 --> 00:09:45,480
‫چی بهم گفتی؟

126
00:09:46,600 --> 00:09:48,640
‫ساعت چنده، آقای شلبی؟

127
00:09:52,440 --> 00:09:54,120
‫این‌کارو می‌تونم بکنم

128
00:09:54,160 --> 00:09:57,160
‫ای حرومی

129
00:09:58,440 --> 00:10:00,680
‫بیا، نگه‌اش دار

130
00:10:00,720 --> 00:10:02,880
‫واسه اینکه در آینده دیر نکنی

131
00:10:30,600 --> 00:10:33,880
‫تو قلبت بخششی واسه آرتور شلبی هست؟

132
00:10:35,160 --> 00:10:36,680
‫نه

133
00:10:39,880 --> 00:10:42,280
‫ولی شاید از سمت خدا ببخشی باشه

134
00:10:44,840 --> 00:10:47,280
‫و تو کار خدا رو انجام میدی؟

135
00:10:47,320 --> 00:10:50,160
‫خدا به تو هم توجه داره، تایمی

136
00:10:50,200 --> 00:10:54,240
‫و خدا در تمام مراحل زندگیت باهاته

137
00:10:57,600 --> 00:10:59,800
‫شاید دیگه لازم نباشه
‫زیاد منو همراهی کنه

138
00:11:13,920 --> 00:11:15,320
‫بهم بگو، لیندا

139
00:11:17,120 --> 00:11:20,400
‫خدا به من توجه داره

140
00:11:20,440 --> 00:11:22,160
‫یا به پولم؟

141
00:11:26,760 --> 00:11:28,800
‫به گمونم یه بنیاد خیریه راه انداختی

142
00:11:28,840 --> 00:11:32,120
‫و اون بنیاد خیریه
‫کارهای زیادی در سراسر دنیا انجام میده

143
00:11:32,160 --> 00:11:34,200
‫ولی در این زمان بحران مالی

144
00:11:34,240 --> 00:11:36,200
‫گیر آوردن سرمایه سخته

145
00:11:36,240 --> 00:11:40,040
‫پس شاید برنامه خدات
‫یه برنامه کارآمد باشه

146
00:11:40,080 --> 00:11:43,440
‫شاید از من بخواد
‫به بنیاد خیریه‌ات...

147
00:11:43,480 --> 00:11:45,400
‫کمک کنم

148
00:11:45,440 --> 00:11:48,800
‫در عوض، اون ازت می‌خواد...

149
00:11:48,840 --> 00:11:52,320
‫در مسیر درست شدن برادرم
‫بهش کمک کنی

150
00:11:52,360 --> 00:11:54,680
‫حالا، می‌دونم در این جای مقدس

151
00:11:54,720 --> 00:11:56,920
‫هیچوقت نمی‌پرسی اون پول چقدره

152
00:11:56,960 --> 00:11:59,480
‫پس خودم بهت میگم

153
00:11:59,520 --> 00:12:02,840
‫برای خیریه‌ات یه چک ده هزار دلاری می‌نویسم

154
00:12:02,880 --> 00:12:05,200
‫خدا رو شکر

155
00:12:05,240 --> 00:12:08,000
‫اگه فقط قبول کنی به آرتور کمک کنی

156
00:12:11,040 --> 00:12:15,800
‫باید هوای کل خانواده رو داشته باشم

157
00:12:15,840 --> 00:12:17,520
‫قبول می‌کنی؟

158
00:12:20,480 --> 00:12:24,480
‫پولت برای امور خیریه
‫در سراسر جهان خرج میشه

159
00:12:24,520 --> 00:12:26,600
‫و تمام کارها به اسم تو انجام میشه

160
00:12:29,880 --> 00:12:32,480
‫ولی فقط قبول می‌کنم بهش کمک کنم

161
00:12:32,520 --> 00:12:34,560
‫نه اینکه باهاش بخوابم

162
00:12:34,600 --> 00:12:36,840
‫نه

163
00:12:36,880 --> 00:12:39,720
‫نه، فکر کنم بحث در مورد این لطف

164
00:12:39,760 --> 00:12:42,040
‫مقدار زیادی زمان بخواد

165
00:12:43,560 --> 00:12:45,480
‫و من الان یه قرار دارم

166
00:12:47,080 --> 00:12:48,840
‫خدا پشت و پناهت باشه

167
00:12:55,160 --> 00:12:59,000
‫[بندر لیورپول]

168
00:13:11,520 --> 00:13:14,240
‫بابت سوءتفاهم قبلی عذر می‌خوام

169
00:13:15,880 --> 00:13:18,080
‫برادرم باهاش کنار اومد

170
00:13:24,240 --> 00:13:26,240
‫برای کاری که انجام دادی

171
00:13:27,920 --> 00:13:30,680
‫با وجود اینکه وسوسه شدم تسلیم بشم

172
00:13:30,720 --> 00:13:33,520
‫یکی از دلایلی که برادرم داره برمیگرده،

173
00:13:33,560 --> 00:13:36,360
‫بخاطر توئه،
‫تو باهاش حرف زدی

174
00:13:36,400 --> 00:13:37,800
‫به عنوان یه همرزم

175
00:13:37,840 --> 00:13:39,640
‫جنگ هنوز مدیون شماست

176
00:13:39,680 --> 00:13:41,200
‫هنوزم از اون کارها می‌کنی...

177
00:13:41,240 --> 00:13:42,720
‫تامی شلبی، نماینده مجلس؟

178
00:13:44,080 --> 00:13:47,800
‫آقای استگ، می‌دونی،
‫من می‌تونم از آدمایی مثل تو استفاده کنم

179
00:13:50,280 --> 00:13:53,160
‫من دوستانی دارم
‫که به سلاح نیاز دارن

180
00:13:54,680 --> 00:13:56,440
‫بزودی یه محموله مسلسل دستی تامسن...

181
00:13:56,480 --> 00:14:01,200
‫از بوستون به اینجا میاد

182
00:14:01,240 --> 00:14:04,240
‫ازت می‌خوام اون سلاح‌ها رو
‫خالی و انبارشون کنی

183
00:14:06,120 --> 00:14:08,560
‫مهمات هم هست...

184
00:14:09,920 --> 00:14:11,120
‫مثل این

185
00:14:12,240 --> 00:14:14,600
‫بهش نگاه کن

186
00:14:14,640 --> 00:14:18,720
‫و می‌خوام به همون اندازه
‫که از مواد مراقبت می‌کردی...

187
00:14:18,760 --> 00:14:20,360
‫از سلاح و مهمات هم مراقبت کنی

188
00:14:21,600 --> 00:14:22,640
‫متوجه‌ای؟

189
00:14:23,760 --> 00:14:25,720
‫قبلاً،

190
00:14:25,760 --> 00:14:30,440
‫تمام واردات و صادراتم
‫از بندر بلفاست انجام میشد

191
00:14:30,480 --> 00:14:32,120
‫حالا که داریم با بوستون کار می‌کنیم

192
00:14:34,840 --> 00:14:38,840
‫تو فکر این بودم
‫که خط تجهیزاتم رو به لیورپول انتقال بدم

193
00:14:40,040 --> 00:14:41,480
‫آدم پولداری میشی

194
00:14:45,400 --> 00:14:47,400
‫تشکر نمی‌کنی؟

195
00:14:59,970 --> 00:15:02,570
‫[استگ]

196
00:15:05,280 --> 00:15:06,600
‫تشکر

197
00:15:11,640 --> 00:15:13,320
‫کارت همینه، آقای شلبی؟

198
00:15:15,120 --> 00:15:17,400
‫بخاطر همین ادامه میدی؟

199
00:15:17,440 --> 00:15:19,480
‫تا مردم رو مجبور کنی ازت تشکر کنن؟

200
00:15:21,000 --> 00:15:23,120
‫می‌تونی به اینا خاتمه بدی

201
00:15:23,160 --> 00:15:25,520
‫می‌تونی همچی رو بس کنی

202
00:15:25,560 --> 00:15:28,960
‫می‌تونی مثل یه مرد فانی عادی زندگی کنی

203
00:15:29,000 --> 00:15:31,400
‫روی سنگ قبرت می‌نویسن...

204
00:15:31,440 --> 00:15:33,000
‫"یه مرد فانی معمولی"

205
00:15:34,840 --> 00:15:36,440
‫ولی در عوض

206
00:15:36,480 --> 00:15:39,960
‫میچرخی و از مردم
‫"لطفاً" و "ممنون"

207
00:15:40,000 --> 00:15:43,120
‫و "شرمنده"
‫و "منو ببخش، آقای شلبی" جمع می‌کنی

208
00:15:45,000 --> 00:15:46,360
‫همه اینا بخاطر اینه؟

209
00:15:49,200 --> 00:15:50,280
‫می‌خوای بدونی؟

210
00:15:51,680 --> 00:15:53,360
‫می‌خوای بدونی واسه چی...

211
00:15:54,920 --> 00:15:56,520
‫این همه سال ادامه دادم؟

212
00:15:57,960 --> 00:15:59,320
‫تا بتونم این‌کارو بکنم

213
00:16:04,160 --> 00:16:05,840
‫و بعد...

214
00:16:06,920 --> 00:16:08,280
‫این‌کارو بکنم

215
00:16:12,760 --> 00:16:14,160
‫حسش می‌کنی؟

216
00:16:16,000 --> 00:16:17,280
‫حسش می‌کنم

217
00:16:19,880 --> 00:16:21,560
‫حس مواد حتی به این نزدیک هم نیست

218
00:16:25,960 --> 00:16:27,320
‫بزودی، آقای استگ...

219
00:16:29,040 --> 00:16:31,320
‫وقتی آخرین کارم تموم بشه

220
00:16:33,960 --> 00:16:35,160
‫دقیقاً...

221
00:16:36,720 --> 00:16:38,280
‫یه مرد فانی عادی میشم

222
00:16:41,560 --> 00:16:42,720
‫روز خوبی داشته باشی

223
00:16:49,800 --> 00:16:53,320
‫آرتور، با داور مشکل داریم

224
00:16:53,360 --> 00:16:54,840
‫رشوه رو قبول نمی‌کنه

225
00:16:54,880 --> 00:16:56,560
‫یه آدم مذهبیه

226
00:16:56,600 --> 00:16:58,320
‫خدای من

227
00:17:00,960 --> 00:17:03,560
‫حالا که تامی اینجا نیست
‫تو مسئول شرط بندی هستی، آرتور

228
00:17:03,600 --> 00:17:05,600
‫چیکار کنیم؟

229
00:17:05,640 --> 00:17:07,880
‫"و به او گفتند،

230
00:17:07,920 --> 00:17:11,560
‫"که ممکن است اتهامی علیه او داشته باشند"

231
00:17:11,600 --> 00:17:12,840
‫آرتور،

232
00:17:12,880 --> 00:17:15,160
‫این داور تهدید کرده که میره پیش پلیس

233
00:17:15,200 --> 00:17:16,280
‫"مسیح

234
00:17:17,440 --> 00:17:19,240
‫خم شد"

235
00:17:19,280 --> 00:17:22,520
‫"و با یک انشگت روی زمین نوشت..."

236
00:17:22,560 --> 00:17:24,920
‫آرتور، برادر...

237
00:17:26,760 --> 00:17:28,600
‫مردم دارن بهت میخندن

238
00:17:31,480 --> 00:17:34,880
‫خب، بازم به داور مذهبی‌مون زنگ زدم

239
00:17:34,920 --> 00:17:37,280
‫اون اساساً بهم گفت که برم گم بشم

240
00:17:37,320 --> 00:17:38,800
‫راستش نه اساساً

241
00:17:38,840 --> 00:17:42,120
‫دقیقاً بهم گفت که برم گم بشم

242
00:17:42,160 --> 00:17:45,720
‫واقعاً؟
‫تو می‌دونی؟

243
00:17:45,760 --> 00:17:47,000
‫محض رضای خدا

244
00:17:47,040 --> 00:17:50,440
‫- می‌دونی روی زمین چی نوشت؟
‫- نه

245
00:17:50,480 --> 00:17:53,100
‫- می‌دونی؟ نه نمی‌دونی، مگه نه؟
‫- نه، نمی‌دونم

246
00:17:53,110 --> 00:17:54,680
‫بیلی، تو می‌دونی چی رو زمین نوشت؟

247
00:17:54,720 --> 00:17:56,240
‫من...

248
00:17:57,160 --> 00:17:59,360
‫می‌دونی مسیح روی زمین چی نوشت؟

249
00:17:59,400 --> 00:18:00,800
‫خم شد،

250
00:18:00,840 --> 00:18:04,040
‫و با یه انشگت،
‫روی زمین تخمی نوشت

251
00:18:04,080 --> 00:18:06,040
‫می‌دونی؟
‫می‌دونی چی نوشت؟

252
00:18:06,080 --> 00:18:08,320
‫- یالا، بیلی
‫- نه

253
00:18:08,360 --> 00:18:10,240
‫آرتور، باید چیکار کنیم؟

254
00:18:11,640 --> 00:18:13,800
‫برو و داور رو بیار پیشم

255
00:18:13,840 --> 00:18:16,000
‫اون داور مادرجنده رو بیار پیشم

256
00:19:25,280 --> 00:19:26,960
‫می‌دونم با ما اینجاست

257
00:19:29,960 --> 00:19:31,280
‫همیشه

258
00:19:37,160 --> 00:19:39,000
‫ولی بازم فقط من و تو تنهاییم

259
00:19:47,440 --> 00:19:50,520
‫فکر کردم بهتر میشه
‫اگه یه جای دیگه باشیم

260
00:19:53,120 --> 00:19:55,240
‫دیگه از اون خونه متنفرم

261
00:19:55,280 --> 00:19:57,440
‫باید منفجرش کنیم

262
00:20:07,840 --> 00:20:10,320
‫یه زمانی بود
‫که می‌گفتیم بعد سکس حرفی نباشه

263
00:20:10,360 --> 00:20:13,320
‫چون لازم نبود چیزی بگیم

264
00:20:17,480 --> 00:20:19,560
‫ولی حالا واقعاً حرفی برای گفتن نداریم

265
00:20:24,920 --> 00:20:26,240
‫یه کار هست

266
00:20:30,040 --> 00:20:31,720
‫چه کاری؟

267
00:20:35,480 --> 00:20:36,800
‫آمریکایی

268
00:20:38,640 --> 00:20:40,200
‫داره میاد بیرمنگام

269
00:20:41,160 --> 00:20:43,160
‫سر راهش می‌خواد بیاد لیورپول

270
00:20:44,560 --> 00:20:46,880
‫فردا شب پیش ما می‌مونه

271
00:20:46,920 --> 00:20:48,480
‫فرانسیس می‌دونه

272
00:20:48,520 --> 00:20:49,880
‫داره یه منو درست می‌کنه

273
00:20:53,640 --> 00:20:55,240
‫و بعد...

274
00:20:56,680 --> 00:20:58,720
‫باید یه حرکت بکنیم

275
00:21:01,840 --> 00:21:03,840
‫می‌خوای بدونی اون حرکت چیه، لیزی؟

276
00:21:06,680 --> 00:21:07,760
‫نه

277
00:21:10,040 --> 00:21:11,320
‫به اندازی کافی می‌دونم

278
00:21:15,360 --> 00:21:17,200
‫کتاب پشیمونی‌هات

279
00:21:22,000 --> 00:21:24,360
‫23، 24

280
00:21:24,400 --> 00:21:26,160
‫52، 55

281
00:21:28,480 --> 00:21:30,360
‫رمز گاوصندق

282
00:21:34,160 --> 00:21:35,400
‫پیشمانی

283
00:21:36,960 --> 00:21:38,840
‫و من اونجام

284
00:21:38,880 --> 00:21:41,040
‫توی اون لیستم

285
00:21:41,080 --> 00:21:44,120
‫بالای اون لیستم

286
00:21:49,800 --> 00:21:50,920
‫آره

287
00:21:52,160 --> 00:21:53,520
‫آره، هستی

288
00:21:57,040 --> 00:21:58,800
‫پشیمونم که باهات ازدواج کردم، لیزی

289
00:22:02,520 --> 00:22:04,360
‫چون دردی زیادی برات ساختم

290
00:22:05,800 --> 00:22:08,920
‫درد زیادی برات ساختم.
‫روبی

291
00:22:11,520 --> 00:22:13,160
‫و بقیه دردهای که قراره
‫در آینده ساخته بشه

292
00:22:16,680 --> 00:22:17,760
‫وقتی باهام ازدواج کردی،

293
00:22:17,800 --> 00:22:20,280
‫با یه مرد و یه نفرین ازدواج کردی

294
00:22:21,440 --> 00:22:22,960
‫تو سرنوشتم شریک شدی

295
00:22:26,400 --> 00:22:27,800
‫از این پشیمونم

296
00:22:32,440 --> 00:22:33,880
‫ولی اینو بدون لیزی

297
00:22:35,560 --> 00:22:37,280
‫در این لحظه،

298
00:22:37,320 --> 00:22:38,760
‫در این اتاق،

299
00:22:41,360 --> 00:22:42,640
‫من دوستت دارم

300
00:22:50,320 --> 00:22:52,880
‫بنظر میاد توی یه جعبه‌ای،

301
00:22:52,920 --> 00:22:55,320
‫و من نمی‌دونم توی این جعبه چیه

302
00:22:58,760 --> 00:23:02,120
‫هیچوقت منو توی دلت راه ندادی

303
00:23:04,840 --> 00:23:07,080
‫حتی با وجود اینکه رمزش رو بلدم

304
00:23:46,560 --> 00:23:48,800
‫خودشه، آره؟

305
00:23:48,840 --> 00:23:52,280
‫کسی که دوست داره
‫اوضاع رو سخت کنه، ها؟

306
00:23:52,320 --> 00:23:55,040
‫وقتی از اینجا برم بیرون
‫مستقیم میرم پیش پلیس

307
00:23:55,080 --> 00:23:57,480
‫- واقعاً؟
‫- این مرد واسم اسلحه کشید

308
00:23:57,520 --> 00:23:59,560
‫- کی؟ اون؟
‫- آره

309
00:24:01,160 --> 00:24:03,480
‫خب، بیا به پلیس زنگ بزنیم

310
00:24:03,520 --> 00:24:07,880
‫نگران نباش.
‫باهم حلش می‌کنیم

311
00:24:07,920 --> 00:24:11,600
‫الو؟
‫بله، پلیس رو واسم بگیر

312
00:24:11,640 --> 00:24:14,160
‫گزارش یه مرد رو
‫با یه هفت تیر توی محله «واتری لین» میدم

313
00:24:15,280 --> 00:24:16,680
‫بیا

314
00:24:16,720 --> 00:24:18,720
‫سراغ سربازرس ماس رو بگیر

315
00:24:18,760 --> 00:24:23,680
‫رئیس پلیس ماس

316
00:24:23,720 --> 00:24:28,600
‫اون مسئول محله «واتری لین»
‫و «بوردزلی گرین»ـه

317
00:24:28,640 --> 00:24:30,040
‫درسته

318
00:24:30,080 --> 00:24:31,280
‫و اینو می‌بینی؟

319
00:24:33,920 --> 00:24:36,040
‫اسناد شرط بندیش با ماست

320
00:24:37,280 --> 00:24:41,120
‫از مسابقات فوتبال کلی پول در میاره

321
00:24:42,120 --> 00:24:45,840
‫چون ما قبل بازی
‫نتایج رو بهش میدیم

322
00:24:55,800 --> 00:24:57,760
‫بعدازظهر روز شنبه،

323
00:24:57,800 --> 00:25:00,040
‫این سوت رو میگیری
‫و توش فوت می‌کنی

324
00:25:00,080 --> 00:25:01,920
‫تو دقایق آخر
‫واسه بیرمنگام سیتی...

325
00:25:01,960 --> 00:25:03,200
‫یه پنالتی میگیری

326
00:25:03,240 --> 00:25:05,680
‫دروازه‌بان میذاره پنالتی گل بشه،

327
00:25:05,720 --> 00:25:08,560
‫و بیرمنگام سیتی یک بر صفر
‫برنده بازی میشه

328
00:25:08,600 --> 00:25:10,080
‫فقط کافیه این کارو بکنی

329
00:25:18,240 --> 00:25:19,280
‫نه

330
00:25:20,640 --> 00:25:22,600
‫این‌کارو نمی‌کنم

331
00:25:22,640 --> 00:25:25,080
‫اگه پلیس گوش نده
‫میرم پیش روزنامه‌ها

332
00:25:25,120 --> 00:25:27,240
‫من نمیترسم

333
00:25:29,560 --> 00:25:31,320
‫توی فرانسه بودم

334
00:25:31,360 --> 00:25:32,880
‫به تامی زنگ بزن، آرتور

335
00:25:34,160 --> 00:25:36,000
‫تو خفه شو

336
00:25:36,040 --> 00:25:40,240
‫من به تامی زنگ نمیزنم.
‫خودم حلش می‌کنم، باشه؟

337
00:25:40,280 --> 00:25:43,040
‫- من میرم
‫- تو هیچ‌جا نمیری

338
00:25:43,080 --> 00:25:45,240
‫وقتشه یکی از ما جلوی شما وایسه

339
00:25:45,280 --> 00:25:46,920
‫اتفاقی که داره میوفته درست نیست

340
00:25:48,120 --> 00:25:50,840
‫من قبول نمی‌کنم واسه تقلب پول بگیرم

341
00:25:50,880 --> 00:25:52,560
‫لعنتی

342
00:25:52,600 --> 00:25:55,640
‫توی فرانسه دویدم سمت جبهه دشمن

343
00:25:55,680 --> 00:25:57,200
‫و اصلاً نمی‌ترسیدم

344
00:25:59,560 --> 00:26:01,160
‫من نمی‌ترسم

345
00:26:01,200 --> 00:26:03,480
‫من کار بدی نمی‌کنم

346
00:26:04,760 --> 00:26:06,680
‫چیزهای بدی زیادی دیدم

347
00:26:08,480 --> 00:26:10,360
‫کتک زدن فرقی توش ایجاد نمی‌کنه

348
00:26:12,000 --> 00:26:13,560
‫می‌دونم،

349
00:26:13,600 --> 00:26:16,160
‫چون می‌تونی توی چشمات ببینمش

350
00:26:16,200 --> 00:26:18,040
‫لعنتی

351
00:26:18,080 --> 00:26:21,240
‫در نیمه زمستان تاریک...

352
00:26:21,280 --> 00:26:23,000
‫خدای بزرگ

353
00:26:23,040 --> 00:26:24,600
‫آه!

354
00:26:24,640 --> 00:26:26,320
‫درسته، بیلی

355
00:26:26,360 --> 00:26:28,680
‫به اندازه کافی توی خانواده بودی

356
00:26:28,720 --> 00:26:31,480
‫آره.
‫وقتشه تو هم دستت به خون آلوده بشه

357
00:26:31,520 --> 00:26:34,560
‫- آرتور، نمی‌تونی این‌کارو بکنی
‫- به اندازه کافی با ما بودی

358
00:26:34,600 --> 00:26:36,760
‫لعنتی آرتور، خدای من

359
00:26:36,800 --> 00:26:39,400
‫نمیشه این مرد باشه.
‫آرتور، خواهش می‌کنم

360
00:26:39,440 --> 00:26:41,800
‫امروز یا دو نفر میمیرن، بیلی...

361
00:26:41,840 --> 00:26:43,680
‫یا یک نفر.
‫خودت تصمیم بگیر

362
00:26:45,080 --> 00:26:46,720
‫تو ازش متنفری، بیلی.
‫ازش متنفری

363
00:26:47,760 --> 00:26:49,160
‫اونو نمی‌شناسی، بیلی

364
00:26:49,200 --> 00:26:51,000
‫داره بهت میخنده

365
00:26:51,040 --> 00:26:52,440
‫یالا، ازش متنفری

366
00:26:52,480 --> 00:26:54,280
‫به چشماش نگاه کن

367
00:26:54,320 --> 00:26:55,360
‫به چشماش نگاه کن

368
00:26:55,400 --> 00:26:57,360
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم
‫- به چشماش نگاه کن

369
00:26:57,400 --> 00:27:00,560
‫متأسفم... متأسفم

370
00:27:14,360 --> 00:27:16,120
‫بسه، بسه، بسه، بسه

371
00:27:18,040 --> 00:27:19,240
‫خیلی‌خب. بیا ببینم بیلی بی

372
00:27:19,280 --> 00:27:20,800
‫بیا ببینم، آروم باش...

373
00:27:20,840 --> 00:27:23,640
‫آروم باش، آروم باش...

374
00:27:23,680 --> 00:27:26,400
‫چیزی نیست. چیزی نیست
‫چیزی نیست. چیزی نیست

375
00:27:28,120 --> 00:27:30,520
‫یه نگاهی به خودت بنداز

376
00:27:30,560 --> 00:27:32,120
‫یه نگاهی به خودت بنداز

377
00:27:32,160 --> 00:27:33,280
‫ها؟

378
00:27:35,160 --> 00:27:37,440
‫دیگه خونی شدی بیلی

379
00:27:39,240 --> 00:27:40,560
‫دیگه خونی شدی

380
00:27:42,280 --> 00:27:44,760
‫دیگه قرار نیست بری بهشت

381
00:27:44,800 --> 00:27:46,280
‫راهت نمی‌دن

382
00:27:50,840 --> 00:27:53,280
‫آیزیا، ببرش کارخونه ذوب

383
00:27:53,320 --> 00:27:55,120
‫بگو با آقای پچز کار داری، خب؟

384
00:27:55,160 --> 00:27:57,560
‫بگو واسه کوره‌تون سوخت آوردیم

385
00:29:27,080 --> 00:29:28,360
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

386
00:29:31,000 --> 00:29:32,240
‫آخ! آخ!

387
00:29:35,240 --> 00:29:37,040
‫- شنیدم...
‫- خواهش می‌کنم

388
00:29:37,080 --> 00:29:40,360
‫خبرچین تأسیسات شلبی جناب‌عالی هستی

389
00:29:42,120 --> 00:29:44,160
‫من هم همون خری هستم...

390
00:29:44,200 --> 00:29:46,400
‫که دیگه قراره براش کار کنی

391
00:29:46,440 --> 00:29:48,440
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم...

392
00:29:48,480 --> 00:29:51,840
‫باید یه سری کار برام انجام بدی
‫و می‌خوام شیرفهمت کنم...

393
00:29:51,880 --> 00:29:53,160
‫- می‌خوام شیرفهمت کنم...
‫- آخ! آخ!

394
00:29:53,200 --> 00:29:57,200
‫که اصلا تو کارم شوخی ندارم

395
00:29:58,480 --> 00:30:01,440
‫آخه شغلم قبلا از همین کارها بوده

396
00:30:02,480 --> 00:30:05,240
‫می‌شه گفت گاهی اوقات هم دلم براش تنگ می‌شه

397
00:30:06,280 --> 00:30:09,360
‫دل من هم عین آقای شلبی
‫واسه شوکی که زیر...

398
00:30:09,400 --> 00:30:11,520
‫پوست سر آدم جاری می‌شه، تنگ می‌شه

399
00:30:11,560 --> 00:30:14,800
‫دلم واسه طعم فلز گرفتن سر انگشتم تنگ می‌شه

400
00:30:15,880 --> 00:30:17,800
‫می‌خوام دستورالعملی در اختیارت بذارم

401
00:30:17,840 --> 00:30:19,680
‫اگه هر کاری گفتم بکنی،

402
00:30:19,720 --> 00:30:21,600
‫مرد می‌مونی

403
00:30:21,640 --> 00:30:23,040
‫ولی اگه شکست بخوری،

404
00:30:23,080 --> 00:30:25,600
‫آدم می‌فرستم که تخمت رو
‫تو بشقاب چینی...

405
00:30:25,640 --> 00:30:26,800
‫واسه خودت سرو کنن

406
00:30:29,520 --> 00:30:31,080
‫هر کاری بگین می‌کنم

407
00:30:32,760 --> 00:30:35,080
‫تصمیمی اتخاذ شده

408
00:30:35,120 --> 00:30:38,080
‫قراره همکارانم ترتیب تامی شلبی رو بدن

409
00:30:38,120 --> 00:30:43,040
‫تو هم قراره برادرش، آرتور رو تقدیممون کنی

410
00:30:43,080 --> 00:30:45,000
‫فهمیدی؟

411
00:30:45,040 --> 00:30:48,200
‫آره... آره. آره بابا. خواهش می‌کنم

412
00:30:52,960 --> 00:30:56,040
‫تنها راه نجاتت از مرگ به شیوه ایتالیایی،

413
00:30:56,080 --> 00:30:58,800
‫جمع‌آوری اطلاعات از آرتور شلبیه

414
00:30:58,840 --> 00:31:01,440
‫آخه از ایتالیایی‌ها یاد گرفته بودم...

415
00:31:01,480 --> 00:31:03,880
‫آدم تخمش رو بیش از خدا،

416
00:31:03,920 --> 00:31:05,800
‫بیش از بچه‌هاش،
‫بیش از همسرش،

417
00:31:07,560 --> 00:31:09,640
‫بیش از مادرش
‫و بیش از هر چیزی دوست داره

418
00:32:06,720 --> 00:32:08,160
‫وای...

419
00:32:21,000 --> 00:32:22,320
‫سلام آرتور

420
00:32:34,000 --> 00:32:35,800
‫به نظرم بهتره عبادت کنیم

421
00:32:38,040 --> 00:32:39,520
‫این‌جوری شروع می‌کنیم

422
00:32:39,560 --> 00:32:42,040
‫دوست داری عبادت کنیم؟

423
00:32:42,080 --> 00:32:45,680
‫نسخه دوم «ندامت‌نامه» رو انتخاب کردم
‫که با خوندنش عبادت کنیم

424
00:32:47,160 --> 00:32:49,680
‫یعنی الان دیگه کاتولیک شدی لیندا؟

425
00:32:49,720 --> 00:32:52,560
‫خودت کاتولیکی دیگه
‫کوئیکرها عبادت نمی‌کنن

426
00:32:54,720 --> 00:32:57,760
‫سرت رو خم کن و چشمت رو ببند آرتور

427
00:32:59,920 --> 00:33:01,120
‫حالا بخونش و عبادت کن

428
00:33:01,160 --> 00:33:02,800
‫خودت از بچگی حفظیش دیگه

429
00:33:02,840 --> 00:33:05,600
‫وای، ولی ذهنم از بس آت و آشغال
‫خوردم ضعیف شده...

430
00:33:05,640 --> 00:33:07,160
‫و مغزم کلی سـ...

431
00:33:07,200 --> 00:33:08,640
‫کلی سوراخ سوراخ شده

432
00:33:11,440 --> 00:33:13,280
‫لیندا، خواهش می‌کنم

433
00:33:14,880 --> 00:33:17,800
‫یادته دیگه آرتور
‫عین آهنگ می‌مونه

434
00:33:17,840 --> 00:33:18,960
‫آره

435
00:33:20,200 --> 00:33:21,440
‫یادته

436
00:33:21,480 --> 00:33:23,000
‫باهمدیگه به خاطرش میاریم

437
00:33:23,040 --> 00:33:25,640
‫با به یاد آوردن متنش،
‫روحت سریع‌تر پاک می‌شه

438
00:33:27,240 --> 00:33:28,520
‫من اولش رو می‌خونم

439
00:33:31,040 --> 00:33:34,840
‫خداوندا، گناهانم را ببخش، گناهانم را ببخش

440
00:33:34,880 --> 00:33:36,240
‫گناهان جوانی‌ام را ببخش

441
00:33:37,280 --> 00:33:38,520
‫گناهان جوانی‌ام را ببخش،

442
00:33:38,560 --> 00:33:40,120
‫گناهان کنونی‌ام را ببخش،

443
00:33:40,160 --> 00:33:41,440
‫گناهان روحم را ببخش

444
00:33:43,120 --> 00:33:45,040
‫گناهان جسمم را ببخش

445
00:33:46,480 --> 00:33:49,200
‫گناهانی که ازشان باخبرم
‫و گناهانی را که ازشان بی‌خبرم ببخش

446
00:33:50,480 --> 00:33:52,800
‫گناهانی را که مدت‌هاست
‫مخفی کرده‌ام ببخش

447
00:33:52,840 --> 00:33:55,000
‫ببـ...

448
00:33:55,040 --> 00:33:56,320
‫ببخش

449
00:34:16,760 --> 00:34:18,080
‫مچش رو در حین سرقت ماشین گرفتم

450
00:34:19,080 --> 00:34:21,320
‫از مرکز شرط‌بندی هم کلی پول نقد سرقت کرده

451
00:34:34,600 --> 00:34:36,760
‫مال هر کی رو می‌خوای بدزد،

452
00:34:36,800 --> 00:34:37,960
‫ولی مال من رو ندزد

453
00:34:40,440 --> 00:34:41,760
‫بیا

454
00:34:43,800 --> 00:34:47,400
‫با قطار برو هر گورستانی که می‌خوای بری
‫برو ببینم

455
00:34:47,440 --> 00:34:49,160
‫- قطار سوار نمی‌شم
‫- واقعا؟

456
00:34:52,600 --> 00:34:54,360
‫خب، کرلی یه ارابه دو چرخه داره

457
00:34:55,760 --> 00:34:57,080
‫مگه من اسب کولی‌هام؟

458
00:34:57,120 --> 00:34:59,040
‫باید چهار چرخه باشه

459
00:34:59,080 --> 00:35:01,480
‫یه اسب هم می‌خوام
‫که بشه از تپه‌ها بالا رفت

460
00:35:04,760 --> 00:35:06,800
‫از کدوم تپه‌ها بالا بری؟

461
00:35:06,840 --> 00:35:09,440
‫از همه‌شون
‫کل تپه‌های انگلستان رو می‌گم

462
00:35:14,680 --> 00:35:15,720
‫واسه چی می‌خوای بری؟

463
00:35:20,120 --> 00:35:22,080
‫از کارم تو مرکز شرط‌بندی خوشم نیومد

464
00:35:26,080 --> 00:35:27,440
‫خب، شنیدی که چی گفت چارلی

465
00:35:28,600 --> 00:35:31,480
‫ارابه چهار چرخه قدیمی بابام رو
‫با دو کره اسب قوی بیار

466
00:35:31,520 --> 00:35:33,480
‫خیلی‌خب

467
00:35:33,520 --> 00:35:36,280
‫کرلی! بیا اینجا

468
00:35:41,800 --> 00:35:43,480
‫می‌خوای تا نرفتی،

469
00:35:43,520 --> 00:35:45,560
‫بدونی زندگیت واقعا از چه قراره؟

470
00:35:47,480 --> 00:35:49,360
‫نه. کیه که دلش بخواد بدونه؟

471
00:35:51,520 --> 00:35:53,000
‫خب، من که می‌گم
‫زندگیت از چه قراره

472
00:35:54,080 --> 00:35:55,680
‫مادرت بهار اون سال
‫تو نمایشگاه «اپلبی»...

473
00:35:55,720 --> 00:35:57,800
‫ساعت و زنجیرم رو دزدیده بود

474
00:35:57,840 --> 00:35:59,560
‫جد اندر جد دزد هستین

475
00:36:00,680 --> 00:36:04,520
‫عبارت «کرانه ساکسون‌ها» رو ساعته حک شده بود

476
00:36:04,560 --> 00:36:07,400
‫خودم تو دوران کودکیم
‫از یه آدم مست دزدیده بودمش

477
00:36:08,840 --> 00:36:09,880
‫حدس می‌زنم بهت گفته بود...

478
00:36:09,920 --> 00:36:11,880
‫بابات دوک کرانه ساکسون‌ها بوده

479
00:36:11,920 --> 00:36:13,560
‫خب...

480
00:36:13,600 --> 00:36:15,720
‫دوکه خودم بودم،

481
00:36:15,760 --> 00:36:17,800
‫ساعت خودم بود

482
00:36:17,840 --> 00:36:19,040
‫من پدرتم

483
00:36:21,600 --> 00:36:22,640
‫حقیقت از این قراره

484
00:36:23,880 --> 00:36:25,040
‫باباش که خبردار شد،

485
00:36:25,080 --> 00:36:26,800
‫با تفنگ شکاری به سینه‌ام شلیک کرد

486
00:36:28,560 --> 00:36:31,088
‫داستان یه زخم، یه ساعت سرقتی...

487
00:36:31,112 --> 00:36:33,640
‫و روایت دروغینش رو
‫برات تعریف کردم

488
00:36:35,360 --> 00:36:37,080
‫هرچی لازم بود قبل از راهی شدنت...

489
00:36:37,120 --> 00:36:38,640
‫از خودت بدونی رو بهت گفتم

490
00:36:51,400 --> 00:36:53,440
‫ازمه بهم گفته بود ارواح باهات حال می‌کنن

491
00:36:55,160 --> 00:36:57,000
‫گفته بود روحیه‌مون رو به ارث بردی

492
00:36:57,040 --> 00:36:59,720
‫سعی کرده بود من رو هم
‫عین اسب‌هاشون بفروشه، مگه نه؟

493
00:37:00,760 --> 00:37:03,040
‫چقدر بابتم داده بود؟

494
00:37:03,080 --> 00:37:06,560
‫طلا دیگه به درد من نمی‌خوره

495
00:37:06,600 --> 00:37:08,520
‫ولی اگه واقعا اسب باشی،

496
00:37:08,560 --> 00:37:10,320
‫اینجا به دردت می‌خوره

497
00:37:11,760 --> 00:37:12,880
‫کرلی!

498
00:37:15,160 --> 00:37:16,680
‫کرلی. بجنب دیگه

499
00:37:17,680 --> 00:37:19,400
‫پسره می‌خواد از تپه‌ها بالا بره

500
00:37:22,480 --> 00:37:23,760
‫ساعته رو یادمه

501
00:37:26,440 --> 00:37:28,000
‫عه، جدی؟

502
00:37:29,360 --> 00:37:31,120
‫قبلا رو قلبش می‌انداختش

503
00:37:34,240 --> 00:37:36,160
‫با جسدش دفنش کردیم

504
00:37:39,520 --> 00:37:43,080
‫تام. چرخ راستی و جلویی
‫ارابه قدیمیه داغون شده تام

505
00:37:43,120 --> 00:37:44,440
‫بدجوری نم گرفته و پوسیده

506
00:37:45,760 --> 00:37:47,040
‫یه چرخ دیگه براش بذار کرلی

507
00:37:49,680 --> 00:37:51,080
‫باشه

508
00:37:53,720 --> 00:37:55,160
‫اینجا ارابه تعمیر می‌کنن

509
00:37:56,920 --> 00:37:59,600
‫خانواده‌های کاردرستی از نیو فورست میان...

510
00:37:59,640 --> 00:38:01,600
‫که واگن‌هاشون رو قبل از نمایشگاه‌ها...

511
00:38:01,640 --> 00:38:03,840
‫تعمیر کنن و اسب تازه‌نفس بگیرن

512
00:38:07,080 --> 00:38:09,520
‫آره. آره، از اینجا خوشم میاد

513
00:38:10,760 --> 00:38:12,520
‫بیشتر از مرکز شرط‌بندیه خوشم میاد

514
00:38:15,480 --> 00:38:17,520
‫چطور مگه؟

515
00:38:17,560 --> 00:38:19,280
‫به خاطر ملت می‌گم

516
00:38:19,320 --> 00:38:20,920
‫ملت بدجوری رو اعصابم می‌رن

517
00:38:23,080 --> 00:38:25,000
‫اون مرکز شرط‌بندیه خیلی شلوغه

518
00:38:26,640 --> 00:38:29,200
‫فعلا که اینجا دو نفر بیشتر ندیدم

519
00:38:29,240 --> 00:38:30,920
‫آها

520
00:38:30,960 --> 00:38:32,240
‫چارلی و کرلی اینجان،

521
00:38:32,280 --> 00:38:34,080
‫بقیه‌اش سگ و اسبه

522
00:38:34,120 --> 00:38:35,760
‫کرلی خودش هم نیمه‌اسبه

523
00:38:37,200 --> 00:38:38,480
‫سگ اشکال نداره

524
00:38:39,600 --> 00:38:41,400
‫توهین نباشه، ولی اسب‌ها
‫از انسان‌ها بهترن

525
00:38:44,840 --> 00:38:47,280
‫کسی که کار با اسب‌ها رو بلد باشه،
‫می‌تونه اینجا مشغول به کار بشه

526
00:38:50,880 --> 00:38:52,080
‫ناشناس باشم

527
00:38:53,280 --> 00:38:55,080
‫می‌خوام کلا ناشناس باشم

528
00:38:56,000 --> 00:38:58,000
‫خب، اینجا به درد ناشناس بودن هم می‌خوره

529
00:38:58,040 --> 00:38:59,200
‫اینجا هیچ‌کس بقیه رو نمی‌شناسه

530
00:39:01,240 --> 00:39:03,320
‫آقا.
‫یه دقیقه چرخ جدید نذارین

531
00:39:05,440 --> 00:39:06,680
‫در اون صورت، کجا ساکن می‌شم؟

532
00:39:08,360 --> 00:39:11,520
‫با باقی اسب‌های نر تو اصطبل می‌خوابی دیگه

533
00:39:12,680 --> 00:39:14,640
‫حالا که فین ازدواج کرده،

534
00:39:14,680 --> 00:39:16,680
‫این اطراف کلی دختر هست

535
00:39:16,720 --> 00:39:19,880
‫پدرهای اکثرشون مسلح نیستن

536
00:39:23,680 --> 00:39:26,000
‫برات آینده‌ای در نظر گرفتم دوک

537
00:39:28,320 --> 00:39:29,560
‫شما که خودتون پسر دارین

538
00:39:31,680 --> 00:39:33,240
‫کسب و کار من دو رو داره

539
00:39:34,440 --> 00:39:35,800
‫یه روی لطیف داره
‫و یه روی شوم

540
00:39:36,840 --> 00:39:38,800
‫باید هر کدومشون رو به یکی بسپارم

541
00:39:39,800 --> 00:39:41,480
‫روی شومش هم به من می‌رسه، مگه نه؟

542
00:39:43,000 --> 00:39:45,680
‫متوجه شدم آدم خودش تصمیم نمی‌گیره
‫کدومش بهش می‌رسه

543
00:39:47,480 --> 00:39:48,680
‫افراد شوم همدیگه رو تشخیص می‌دن

544
00:39:50,280 --> 00:39:52,640
‫ضمنا، باید به زودی
‫کارهای لطیف و شومم رو...

545
00:39:53,880 --> 00:39:55,480
‫به سرانجام برسونم

546
00:39:57,360 --> 00:40:02,880
‫کرلی؟ به جناب دوک
‫کرانه ساکسون‌ها یه بیل بده

547
00:40:02,920 --> 00:40:04,720
‫بگو تاپاله‌ها رو بیل بزنه

548
00:40:06,120 --> 00:40:08,040
‫قایقه رو هم بنزین بزن

549
00:40:08,080 --> 00:40:10,120
‫می‌رم سولیهال خانمی رو ببینم

550
00:40:49,840 --> 00:40:51,000
‫یه نگاهی بهش بنداز

551
00:40:52,520 --> 00:40:55,520
‫حالا فرض کن ده نفر روش ساکن شده باشن

552
00:40:57,440 --> 00:40:59,000
‫بیا تو. یه نگاهی به داخلش هم بنداز

553
00:41:05,120 --> 00:41:08,080
‫صندوق «گینس» بابت ساخت و ساز...

554
00:41:08,120 --> 00:41:12,240
‫مساکن خیریه تو دو ناحیه اطراف...

555
00:41:12,280 --> 00:41:16,120
‫کانال‌های بین لندن، بیرمنگام...

556
00:41:16,160 --> 00:41:17,880
‫و لیورپول، جوابم رو داد

557
00:41:17,920 --> 00:41:21,680
‫یکی از نواحی ساخت و سازش همین‌جاست

558
00:41:22,840 --> 00:41:25,960
‫جوازش رو گرفتم
‫فقط باید پولش رو جور کنیم

559
00:41:28,320 --> 00:41:31,680
‫خودم می‌دونم دیگه با شوهرت،
‫برایان گینس، صمیمی نیستی،

560
00:41:31,720 --> 00:41:34,360
‫ولی متوجه شدم هنوز هم...

561
00:41:34,400 --> 00:41:36,600
‫تو خاندان گینس نفوذ داری

562
00:41:36,640 --> 00:41:39,360
‫شاید اگه حمایت کنی،
‫راحت‌تر تصمیم بگیرن

563
00:41:39,400 --> 00:41:40,840
‫کمکم می‌کنی؟

564
00:41:50,520 --> 00:41:52,560
‫تو هتلی به فاصله یک و نیم کیلومتری اینجا
‫یه سوئیت رزرو کردم

565
00:41:54,120 --> 00:41:55,680
‫راننده‌ام می‌رسوندمون اونجا

566
00:41:57,760 --> 00:41:59,600
‫ظاهرت با چنین لباسی خیلی مناسبه؛

567
00:41:59,640 --> 00:42:01,400
‫عین کارگرها لباس پوشیدی

568
00:42:01,440 --> 00:42:03,240
‫احتمالا آدرس انبار ذغال سنگ رو بهت می‌دن...

569
00:42:03,280 --> 00:42:05,320
‫که بارت رو تحویل بدی

570
00:42:05,360 --> 00:42:07,760
‫آره، احتمالا می‌دن

571
00:42:10,760 --> 00:42:12,800
‫آزوالد که همسرت رو کرده،

572
00:42:12,840 --> 00:42:15,680
‫من پیشنهاد می‌کنم
‫تعادل و تناسب رو رعایت کنیم

573
00:42:16,760 --> 00:42:18,000
‫منصفانه است دیگه

574
00:42:22,000 --> 00:42:23,280
‫یعنی فرض کنم...

575
00:42:24,280 --> 00:42:25,680
‫ازم حمایت می‌کنی؟

576
00:42:29,880 --> 00:42:34,000
‫ما که دنبال مساکن خیریه نیستیم،
‫دنبال تغییر دادن دنیاییم

577
00:42:34,040 --> 00:42:36,840
‫باید جور دیگه‌ای اعتماد داشته باشیم

578
00:42:36,880 --> 00:42:38,320
‫باید کاملا به هم اعتماد داشته باشیم

579
00:42:39,560 --> 00:42:41,360
‫کار مهمی در پیش داریم

580
00:42:43,520 --> 00:42:45,240
‫دروغ جسمانی خیلی...

581
00:42:45,280 --> 00:42:46,840
‫از دروغ کلامی دشوارتره

582
00:42:48,280 --> 00:42:49,560
‫متوجه شدم همین‌طوره

583
00:42:57,640 --> 00:42:59,400
‫من اکثرا هر کاری بخوام می‌کنم

584
00:43:00,760 --> 00:43:03,360
‫گاهی اوقات هم در راه رسیدن
‫به هدفمون کارهایی می‌کنم

585
00:43:03,400 --> 00:43:05,000
‫این دفعه، جفتشون صادقن

586
00:43:08,200 --> 00:43:09,440
‫بیا

587
00:43:35,880 --> 00:43:37,960
‫صرفا جهت شفاف‌سازی کامل می‌گم...

588
00:43:38,000 --> 00:43:39,560
‫که چنین کاری...

589
00:43:39,600 --> 00:43:42,040
‫از نظر نخبه‌سالاران
‫عین دست دادن می‌مونه

590
00:43:45,320 --> 00:43:46,560
‫خلاصه که...

591
00:43:47,880 --> 00:43:49,080
‫خوش اومدی

592
00:46:34,160 --> 00:46:35,960
‫اگه چنین کاری بکنی،

593
00:46:37,560 --> 00:46:41,120
‫باید احتمال وقوع جنگ رو در نظر بگیری

594
00:46:46,720 --> 00:46:48,040
‫این وقایع از جاه‌طلبی...

595
00:46:48,080 --> 00:46:50,080
‫و راهبردهای یه نفر سرچشمه گرفتن

596
00:46:53,960 --> 00:46:57,160
‫تو این خانواده جنگی صورت می‌گیره

597
00:46:57,200 --> 00:46:59,360
‫یکیتون هم می‌میره

598
00:47:24,840 --> 00:47:28,520
‫باید زود بریم که به اولین قطار
‫لیورپول برسیم، باشه؟

599
00:47:28,560 --> 00:47:30,040
‫باشه

600
00:47:30,080 --> 00:47:32,360
‫پس غذات رو زود بخور
‫و زود تمومش کن

601
00:47:37,520 --> 00:47:39,240
‫رمز گاوصندوقمون رو عوض کردی

602
00:47:40,440 --> 00:47:41,760
‫واسه چی؟

603
00:47:42,760 --> 00:47:44,080
‫موضوع جدیدی رو مخفی کردی؟

604
00:47:45,280 --> 00:47:47,680
‫حالا که کسب و کار جدیدمون راه افتاده،

605
00:47:47,720 --> 00:47:50,760
‫نمی‌شه یه سری مسائل رو...

606
00:47:50,800 --> 00:47:52,480
‫با کسی در میون بذارم

607
00:47:52,520 --> 00:47:54,520
‫چه مسائلی رو می‌گی؟

608
00:47:59,760 --> 00:48:01,200
‫چه قرصی خوردی؟

609
00:48:01,240 --> 00:48:03,120
‫دکتر تجویز کرده

610
00:48:03,160 --> 00:48:04,680
‫قرص ضد درده؟

611
00:48:04,720 --> 00:48:07,640
‫- آره
‫- کجات درد می‌کنه؟

612
00:48:07,680 --> 00:48:09,720
‫ضد کل دردهای احتمالیه دیگه لیزی

613
00:48:33,040 --> 00:48:35,800
‫ازت می‌خوام هر وقت آمادگیش رو داشتی،

614
00:48:35,840 --> 00:48:37,080
‫کل جریانات رو برام تعریف کنی

615
00:48:40,080 --> 00:48:41,960
‫حس می‌کنم شمارش معکوس تموم شده...

616
00:48:42,000 --> 00:48:44,120
‫و منتظرم بمبه منفجر بشه

617
00:48:48,360 --> 00:48:50,160
‫الان عین سکوت بینش می‌مونه

618
00:48:56,480 --> 00:48:57,960
‫تامی؟

619
00:49:06,200 --> 00:49:08,240
‫شرایط زندگیمون دیگه همین شکلیه

620
00:49:10,200 --> 00:49:11,840
‫از همه‌چی که خبردار شدم،

621
00:49:13,440 --> 00:49:15,280
‫همه‌چی رو بهت می‌گم

622
00:49:32,240 --> 00:49:34,280
‫نه بابا، جینا داره سنگ تموم می‌ذاره

623
00:49:34,320 --> 00:49:36,960
‫می‌ره «هرودز»، مواد می‌زنه،
‫با اشرافیان می‌گرده...

624
00:49:37,000 --> 00:49:39,000
‫و کلا نخبه‌سالاری انگلستانی‌ها رو عملی کرده

625
00:49:39,040 --> 00:49:40,760
‫گور بابای شراب...
‫ویسکی بیار

626
00:49:40,800 --> 00:49:42,800
‫شلبی، ویسکی می‌خوری؟

627
00:49:42,840 --> 00:49:44,040
‫من همون شراب می‌خورم

628
00:49:44,080 --> 00:49:47,160
‫گور بابای شراب، بیشتر ویسکی بیار
‫دارم جشن می‌گیرم‌ها

629
00:49:47,200 --> 00:49:50,520
‫بابت رفتنم از این جزیره کوفتی جشن می‌گیرم

630
00:49:50,560 --> 00:49:51,960
‫خصوصیت اصلی انگلستان اینه...

631
00:49:52,000 --> 00:49:54,400
‫که پول رایجتون اسکناس نیست

632
00:49:54,440 --> 00:49:57,200
‫نه بابا. خیلی وقته که از اسکناس خسته شدین

633
00:49:58,320 --> 00:49:59,840
‫آخه فهمیدین هر کسی
‫می‌تونه پول داشته باشه،

634
00:49:59,880 --> 00:50:00,960
‫حتی می‌شه...

635
00:50:04,200 --> 00:50:06,880
‫وسط گل و لای هم پول پیدا کرد

636
00:50:06,920 --> 00:50:09,280
‫می‌شه پول رو ساخت

637
00:50:09,320 --> 00:50:11,600
‫آقای شلبی، می‌شه پول رو دزدید، مگه نه؟

638
00:50:12,960 --> 00:50:16,360
‫پول رایج اینجا خونه

639
00:50:18,720 --> 00:50:21,360
‫آقای شلبی هم این موضوع رو
‫بهتر از هر کسی می‌دونه

640
00:50:21,400 --> 00:50:22,960
‫خون اینجا حکم شراب داره،

641
00:50:23,000 --> 00:50:26,160
‫عین همین بطری شراب قدیمی می‌مونه
‫عین آرمش می‌مونه،

642
00:50:26,200 --> 00:50:29,160
‫عین محیط و انگوری می‌مونه
‫که به تولید شرابه ختم می‌شه

643
00:50:29,200 --> 00:50:31,800
‫بطری شیشه‌ای دورش به چه دردی می‌خوره؟

644
00:50:31,840 --> 00:50:34,360
‫تو هم عین آمریکایی‌ها هستی دوست عزیزم

645
00:50:34,400 --> 00:50:36,640
‫بطریه رو می‌شکنی،

646
00:50:36,680 --> 00:50:38,080
‫خونه رو می‌ریزی...

647
00:50:38,120 --> 00:50:40,240
‫و پول رایجشون رو در راه
‫رسیدن به هدفت خرج می‌کنی

648
00:50:41,800 --> 00:50:42,960
‫درست نمی‌گم؟

649
00:50:45,240 --> 00:50:47,680
‫وقتی اومدی آمریکا،

650
00:50:47,720 --> 00:50:49,880
‫یه سری چیزها رو نشونت می‌دم

651
00:50:49,920 --> 00:50:51,240
‫قراره بری آمریکا؟

652
00:50:53,720 --> 00:50:57,320
‫می‌رم کانادا که پول
‫محموله‌مون رو بگیرم لیزی

653
00:50:57,360 --> 00:50:58,600
‫باید شخصا برم

654
00:51:00,280 --> 00:51:02,160
‫خب، کی باهات میاد؟

655
00:51:02,200 --> 00:51:04,760
‫مایکل اونجا هست و هواش رو داره

656
00:51:04,800 --> 00:51:07,680
‫باز هم می‌ری سفر تامی؟

657
00:51:07,720 --> 00:51:09,360
‫پای پنج میلیون دلار وسطه‌ها خانم شلبی

658
00:51:09,400 --> 00:51:11,440
‫به نظرتون نمی‌ارزه آدم به خاطرش
‫سفر کوتاهی داشته باشه؟

659
00:51:15,400 --> 00:51:18,920
‫راستش، ویسکی واقعا
‫آدم رو به حرف میاره آقای نلسون؛

660
00:51:18,960 --> 00:51:22,280
‫گاهی اوقات هم آدم رو
‫به شدت سخنور می‌کنه

661
00:51:24,440 --> 00:51:28,360
‫ولی پنج میلیون دلار
‫واقعا یه پا میراثه...

662
00:51:30,320 --> 00:51:31,640
‫آقای نلسون

663
00:51:33,600 --> 00:51:37,360
‫ضمنا، وقتی برگشتم،
‫از همه‌چی خبردار شدم

664
00:51:39,840 --> 00:51:44,840
‫با دیدنت خیلی یاد خودم می‌افتم توماس شلبی

665
00:51:46,400 --> 00:51:49,520
‫آینده خوش و درخشانی در انتظارته

666
00:51:53,000 --> 00:51:55,640
‫آقای شلبی، ماشینی داره میاد تو محوطه خونه

667
00:51:55,680 --> 00:51:57,200
‫ماشین رولز رویسه

668
00:51:57,240 --> 00:51:58,720
‫باز هم مهمون داشتین؟

669
00:52:00,760 --> 00:52:01,960
‫نه.

670
00:52:08,840 --> 00:52:10,320
‫عذر می‌خوام

671
00:52:18,600 --> 00:52:20,920
‫داشتیم می‌رفتیم
‫حوزه انتخاباتیم تو اسمت‌ویک،

672
00:52:20,960 --> 00:52:23,360
‫ولی شنیدم دوست آمریکاییمون
‫اومده بیرمنگام...

673
00:52:23,400 --> 00:52:25,160
‫و داره میاد اینجا،

674
00:52:25,200 --> 00:52:28,840
‫این شد که ما هم اومدیم
‫تا واسه آخرین بار خداحافظی کنیم

675
00:52:31,920 --> 00:52:34,520
‫شامپاین بخوریم
‫اتفاقات خوب زیادی افتاده

676
00:52:42,800 --> 00:52:45,040
‫نه که مطمئن نبوده باشم
‫آقای شلبی به نحو احسن...

677
00:52:45,080 --> 00:52:47,880
‫بدرقه‌تون می‌کنه،
‫ولی حس کردم...

678
00:52:47,920 --> 00:52:50,480
‫از اون‌جایی که به راحتی می‌تونن...

679
00:52:50,520 --> 00:52:53,960
‫تلگراف، سیم‌کشی‌ها و نامه‌ها رو بقاپن،

680
00:52:54,000 --> 00:52:55,348
‫شاید بهتر باشه
‫شامپاینی بخوریم...

681
00:52:55,372 --> 00:52:56,720
‫و دستاوردهامون
‫در طی سفرتون رو...

682
00:52:56,760 --> 00:52:58,240
‫دور همدیگه تأیید کنیم.

683
00:52:59,360 --> 00:53:00,944
‫صمیمیتی که این‌قدر سریع...

684
00:53:00,968 --> 00:53:02,920
‫بینمون شکل گرفته خارق‌العاده است

685
00:53:02,960 --> 00:53:05,600
‫مثلث‌های متعددی تو این اتاق شکل گرفته

686
00:53:05,640 --> 00:53:08,960
‫همگیمون، به جز آقای نلسون،
‫رأس مثلثی محسوب می‌شیم

687
00:53:10,520 --> 00:53:12,560
‫آخه من رأس کدوم مثلثم؟

688
00:53:12,600 --> 00:53:16,720
‫آقای نلسون، به کل اهدافتون رسیدین؟

689
00:53:16,760 --> 00:53:19,080
‫مطمئن شدم آینده اروپا...

690
00:53:19,120 --> 00:53:21,720
‫دست امثال خودتونه

691
00:53:21,760 --> 00:53:25,960
‫خب، حالا دیگه می‌تونیم
‫بحث اضطراری بین واشینگتن،

692
00:53:26,000 --> 00:53:28,880
‫روم و برلین رو به راه بندازیم

693
00:53:30,400 --> 00:53:33,200
‫احتمالا سفر دو هفته‌ایتون
‫روند تاریخ رو تغییر داده باشه

694
00:53:34,640 --> 00:53:36,160
‫همگی به اهدافمون رسیدیم دیگه

695
00:53:36,200 --> 00:53:37,760
‫درسته

696
00:53:37,800 --> 00:53:41,480
‫من هم به هدفی که از بدو مشاهده‌اش
‫دنبالش بودم، رسیدم

697
00:53:46,720 --> 00:53:50,040
‫الیزابت، خیلی خوش‌شانسی...

698
00:53:51,160 --> 00:53:54,840
‫که تجربه یک‌باره‌ی من رو
‫هر روز تجربه می‌کنی

699
00:54:17,960 --> 00:54:19,360
‫عذر می‌خوایم آقای نلسون،

700
00:54:19,400 --> 00:54:21,160
‫باید حتما به این مسئله رسیدگی می‌کردیم

701
00:54:26,920 --> 00:54:28,000
‫توماس

702
00:54:29,880 --> 00:54:31,800
‫اصلا خوشمون نمیاد
‫این‌قدر دهن‌لق باشیم،

703
00:54:31,840 --> 00:54:35,080
‫ولی خودمون که بارها بهت گفته بودیم،

704
00:54:35,120 --> 00:54:39,960
‫اگه می‌خوای تو دوران کنونی
‫که مملو از مجلات پر زرق و برق...

705
00:54:40,000 --> 00:54:42,440
‫و عکس‌های اجتماعیه،
‫دنبال قدرت باشی،

706
00:54:42,480 --> 00:54:44,400
‫دیر یا زود مجبور می‌شی
‫همسر مناسب‌تری...

707
00:54:44,440 --> 00:54:45,520
‫انتخاب کنی

708
00:54:47,200 --> 00:54:49,120
‫زنی با سابقه لیزی...

709
00:54:49,160 --> 00:54:51,600
‫و کارهایی که کرده
‫اصلا مناسب نیست

710
00:54:54,280 --> 00:54:56,240
‫لیاقتت رو نداره آقای شلبی.

711
00:55:20,400 --> 00:55:22,240
‫راستش، درست می‌گی...

712
00:55:23,640 --> 00:55:24,680
‫موزلی

713
00:55:28,080 --> 00:55:29,680
‫درست می‌گی، لیاقتش من نیستم

714
00:55:34,680 --> 00:55:36,160
‫لیاقتش چنین آدمی نیست

715
00:55:38,800 --> 00:55:41,400
‫لیاقتش آدمی که در آینده می‌شم نیست

716
00:55:41,440 --> 00:55:44,080
‫مگه چه آدمی می‌شی؟

717
00:55:44,120 --> 00:55:47,000
‫حقیقت از این قراره که جای من دور همین میزه

718
00:55:47,040 --> 00:55:48,720
‫جام پیش کثافت‌هایی چون شماست

719
00:55:50,920 --> 00:55:52,360
‫ولی جای اون اینجا نیست

720
00:55:55,560 --> 00:55:57,800
‫آخه هرچقدر هم سعی کنم بروز ندم،

721
00:55:59,240 --> 00:56:01,360
‫من هم یکی عین خودتونم دیگه

722
00:56:06,360 --> 00:56:08,680
‫پایان داستان که از این
‫غم‌انگیزتر نمی‌شه، مگه نه؟

723
00:57:09,080 --> 00:57:12,400
‫از طرف همسرتون، جینا،
‫و جک نلسون اومدم

724
00:57:12,440 --> 00:57:15,000
‫آقای نلسون آماده‌ان آزادتون کنن

725
00:57:16,120 --> 00:57:18,720
‫ولی قبلش باید جواب سوالشون رو بدین

726
00:57:20,480 --> 00:57:21,800
‫اگه جوابتون مثبت باشه،

727
00:57:23,360 --> 00:57:24,480
‫آزاد می‌شین

728
00:57:26,960 --> 00:57:28,160
‫اگه جوابتون منفی باشه،

729
00:57:29,440 --> 00:57:30,680
‫اینجا می‌مونین

730
00:57:33,960 --> 00:57:35,480
‫با مادرم مشورت کردم

731
00:57:36,600 --> 00:57:37,880
‫مادرتون که مرده

732
00:57:40,480 --> 00:57:42,240
‫در هر صورت، باهاش مشورت کردم

733
00:57:45,840 --> 00:57:46,880
‫جوابم هم مثبته

734
00:57:48,840 --> 00:57:49,880
‫قصد دارم بعد از آزادیم...

735
00:57:49,920 --> 00:57:51,760
‫تامی شلبی رو بکشم

736
00:57:54,500 --> 00:58:01,500
‫زیرنویس از
‫کیارش نعمت گرگانی و عرفـان مـرادی

737
00:58:01,524 --> 00:58:06,524
‫تلگرام ما
‫erfan: @Sub_Hub
‫kiarash: @realKiarashNg

738
00:58:06,548 --> 00:58:11,548
 

739
00:58:11,572 --> 00:58:16,572
 

