1
00:00:02,362 --> 00:00:04,305
‫« سلام « دین
‫چی میخوای ؟

2
00:00:04,505 --> 00:00:05,405
‫« قفس « لوسیفر

3
00:00:05,461 --> 00:00:07,137
‫روح « سم » اون تو گیر کرده

4
00:00:07,286 --> 00:00:10,499
‫من نمی تونم خاطرات جهنم « سم » رو پاک کنم
‫ولی می تونم پشت یه دیواره نگهش دارم

5
00:00:10,623 --> 00:00:12,019
‫خاطرات وحشتناکی هستن

6
00:00:12,850 --> 00:00:15,249
‫مطمئن باش که دلت نمیخواد بدونی چه بلایی میتونن سرش بیارن

7
00:00:18,194 --> 00:00:19,645
‫مرگ " گفت که می تونه یه دیواره درست کنه "

8
00:00:19,729 --> 00:00:21,263
‫که باعث میشه خاطرات جهنم رو به یاد نیاری

9
00:00:21,336 --> 00:00:23,837
‫- این کارو نکن
‫- رو دیوار خط ننداز!

10
00:00:26,524 --> 00:00:28,058
‫« باید بهم می گفتی « دین

11
00:00:28,143 --> 00:00:30,110
‫- قرار نبود بدونی
‫- که چی کار کردم ؟

12
00:00:30,178 --> 00:00:32,146
‫در حق « بابی » ؟ در حق تو ؟

13
00:00:32,197 --> 00:00:33,781
‫البته که باید بدونم

14
00:00:33,848 --> 00:00:36,900
‫ببین « سم » ، " مرگ " به همین راحتی فقط روحتو تو تنت نکرد

15
00:00:36,985 --> 00:00:38,869
‫اون یه دیواره ی عظیم تو ذهنت قرار داد

16
00:00:38,953 --> 00:00:40,287
‫بین تو و چیز هایی که به یادشون نمیاری

17
00:00:40,355 --> 00:00:41,572
‫و مطمئن باش وقتی میگم

18
00:00:41,656 --> 00:00:43,707
‫چیزهایی که نمیدونی ، ممکنه به کشتنت بدن

19
00:00:43,792 --> 00:00:45,576
‫- شوخی بردار نیست
‫- ولی من باید کارهامو جبران کنم

20
00:00:45,660 --> 00:00:47,861
‫پس باید بدونم در گذشتم چی کارا کردم

21
00:00:47,912 --> 00:00:49,797
‫ولی نمیدونی این کار چقدر می تونه خطرناک باشه

22
00:00:49,864 --> 00:00:52,750
‫من بهت هشدار داده بودم که اون چیز رو در بدنش قرار ندی

23
00:00:52,834 --> 00:00:54,534
‫خب پس باید چی کار می کردم ؟

24
00:00:54,586 --> 00:00:58,172
‫بذار بهت بگم وقتی روحشو دست زدم چی احساس کردم

25
00:00:58,223 --> 00:01:00,891
‫مثل این می موند که زنده زنده پوستشو کنده باشن

26
00:01:00,975 --> 00:01:02,709
‫اگه می خواستی برادرت رو به کشتن بدی

27
00:01:02,761 --> 00:01:04,345
‫باید به طور درست این کارو می کردی

28
00:01:41,716 --> 00:01:42,933
‫- حالت خوبه ؟
‫- آره

29
00:01:43,017 --> 00:01:44,051
‫بازوت چطوره ؟

30
00:01:44,102 --> 00:01:45,853
‫تا از شهر بیرون بریم دووم میاره

31
00:01:45,920 --> 00:01:47,604
‫فقط خونریزی نکن باشه ؟

32
00:01:47,689 --> 00:01:48,972
‫خب آره خودمم همین قصد رو دارم

33
00:02:03,104 --> 00:02:05,489
‫پلیسه

34
00:02:28,012 --> 00:02:29,813
‫عصر بخیر معاون

35
00:02:29,898 --> 00:02:31,181
‫« مأمور « رورک » ، مأمور « واینِند

36
00:02:31,266 --> 00:02:32,966
‫ممکنه از ماشین پیاده شین ؟

37
00:02:36,688 --> 00:02:37,988
‫داریم میریم اداره

38
00:02:38,072 --> 00:02:39,406
‫همه چی مرتبه ؟

39
00:02:39,474 --> 00:02:41,825
‫نه ، نمیتونم با کلانتر « دابز » تماس برقرار کنم

40
00:02:41,910 --> 00:02:43,243
‫نمیتونم با هیچ کسی ارتباط برقرار کنم!

41
00:02:43,311 --> 00:02:44,311
‫ما خودمون زودتر با « دابز » مکالمه داشتیم فکر کنم...

42
00:02:44,362 --> 00:02:45,529
‫اون خونه ؟!

43
00:02:49,334 --> 00:02:51,251
‫هی ، ببین آرامشت رو حفظ کن

44
00:02:51,319 --> 00:02:53,153
‫- شما ها با من میاین
‫- خیلی خب

45
00:02:53,204 --> 00:02:54,488
‫ما با ماشین خودمون دنبالت میایم

46
00:02:54,539 --> 00:02:56,123
‫فکر نکنم!

47
00:02:56,174 --> 00:02:58,375
‫برین تو ماشینم یا بازداشتین!

48
00:02:58,460 --> 00:03:00,160
‫میخوای دو تا مأمور فدرال رو دستگیر کنی ؟!

49
00:03:00,211 --> 00:03:02,596
‫جداً ؟!

50
00:03:04,215 --> 00:03:05,299
‫شبت خوش!

51
00:03:05,350 --> 00:03:06,717
‫اگه فکر می کنی که...

52
00:03:29,657 --> 00:03:31,291
‫فکر نمی کنی راه های خونسردانه تری هم بود

53
00:03:31,359 --> 00:03:32,526
‫که می تونستیم انجام بدیم ؟!

54
00:03:32,577 --> 00:03:34,127
‫مگه مهمه واسمون ؟

55
00:03:35,246 --> 00:03:37,030
‫بریم

56
00:03:54,482 --> 00:03:58,317
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

57
00:03:58,485 --> 00:04:01,520
‫مترجم : معین. ج

58
00:04:09,460 --> 00:04:11,377
‫داری چی تماشا می کنی ؟

59
00:04:11,462 --> 00:04:13,046
‫هیچی... داشتم می دیدم تو این مدت که نبودم چه خبر بود

60
00:04:13,130 --> 00:04:16,165
‫میگم « مل گیبسون » حسابی این یه سال اخیر فعال شده ها!

61
00:04:16,217 --> 00:04:17,984
‫یا تسخیرش کردن!

62
00:04:18,052 --> 00:04:20,303
‫جدی میگما یه دقه بهش فکر کن!

63
00:04:20,354 --> 00:04:22,555
‫خب... داشتم با « بابی » حرف میزدم

64
00:04:22,640 --> 00:04:24,107
‫اِ ؟ خب ؟

65
00:04:24,174 --> 00:04:26,309
‫خبر جدیدی هم از این قضیه " مادر هیولا ها " دستگیرش شده ؟

66
00:04:26,360 --> 00:04:28,228
‫نه چیز به درد بخوری پیدا نکرده

67
00:04:28,312 --> 00:04:29,946
‫گفت همه چی آرومه

68
00:04:32,817 --> 00:04:35,068
‫آروم مثل آروم عادی یا آروم غیر عادی ؟!

69
00:04:35,152 --> 00:04:36,653
‫آخه کی هیچوقت شده همه چی آروم عادی باشه ؟!

70
00:04:36,704 --> 00:04:38,538
‫راست میگی

71
00:04:41,742 --> 00:04:43,192
‫چیه ؟

72
00:04:47,331 --> 00:04:49,916
‫اینا چیه دیگه ؟ مختصات جائیه ؟ کی فرستاده ؟

73
00:04:50,000 --> 00:04:51,584
‫نمیدونم

74
00:04:59,393 --> 00:05:01,394
‫خب ؟

75
00:05:01,478 --> 00:05:03,229
‫جزیره رُود, بریستول

76
00:05:03,314 --> 00:05:06,382
‫جائیکه سه تا زن هفته گذشته ناپدید شدن

77
00:05:06,433 --> 00:05:11,020
‫این طور که به نظر میرسه قربانیا یه دفعه تو هوا ناپدید شدن

78
00:05:11,071 --> 00:05:14,157
‫ممکنه یه چی باشه ، پیغام رو کی داده ؟

79
00:05:14,224 --> 00:05:15,441
‫نمیدونم خودش همینطوری اومد

80
00:05:15,526 --> 00:05:17,660
‫- یعنی کی میتونه باشه ؟
‫- ممکنه یه شکارچی دیگه باشه

81
00:05:17,728 --> 00:05:19,612
‫شاید احتیاج به کمک داره که موضوع رو به ما گفته

82
00:05:19,697 --> 00:05:21,531
‫خدا میدونه من چقدر شکارچی میشناسم

83
00:05:21,582 --> 00:05:23,283
‫اون موقع که داشتم با " کمبل " ها همکاری میکردم میدونی که...

84
00:05:23,367 --> 00:05:24,567
‫ولی فکر کنم که باید بریم

85
00:05:24,618 --> 00:05:26,619
‫هی صبر کن ، یعنی همه چی رو نادیده بگیریم ؟

86
00:05:26,704 --> 00:05:28,755
‫رفیق تو که ۲ دقیقه پیش کاری نمی کردی!

87
00:05:29,741 --> 00:05:31,710
‫تو یه مختصات مشکوک بهت ارسال شده

88
00:05:31,759 --> 00:05:34,510
‫از یک فرد ناشناخته از یه جای مرموز

89
00:05:34,578 --> 00:05:36,462
‫اینا اصلاً واسه تو به معنی هشدار نیست ؟

90
00:05:36,547 --> 00:05:38,414
‫نمیدونم ، ممکنه

91
00:05:38,465 --> 00:05:41,350
‫ولی همه اینا دلیل نمیشه که ما موضوع مفقود شدن دختر ها رو نادیده بگیریم

92
00:05:41,886 --> 00:05:43,636
‫درسته ؟

93
00:05:45,222 --> 00:05:47,523
‫باشه یه سَری میزنیم

94
00:05:47,591 --> 00:05:50,109
‫ولی اگه اوضاع خیت شد میزنیم به چاک باشه ؟

95
00:05:50,194 --> 00:05:51,093
‫باشه

96
00:06:17,221 --> 00:06:18,721
‫چی شده ؟

97
00:06:20,674 --> 00:06:22,225
‫هیچی

98
00:06:33,320 --> 00:06:35,738
‫خب این بابائه تنها الگوش دزدیدن زن های مو مشکیه

99
00:06:37,691 --> 00:06:39,525
‫این یکی میخوره بهش که خیلی مَشت باشه!

100
00:06:39,610 --> 00:06:42,912
‫« همه چیز را از چشمان می شود مشاهده کرد « سم!

101
00:06:42,980 --> 00:06:44,414
‫می بینی ؟

102
00:06:44,481 --> 00:06:47,033
‫باشه ، به غیر از این " دیدگان " عمیقی که میگی

103
00:06:47,117 --> 00:06:49,202
‫این زنا هیچ وجه مشترکی با هم ندارن

104
00:06:49,286 --> 00:06:52,455
‫شغل های متفاوت ، دوستان متفاوت ، همه چیشون فرق داره

105
00:06:52,506 --> 00:06:53,790
‫پس ارتباطشون با هم چیه ؟

106
00:06:53,841 --> 00:06:55,758
‫- چمیدونم
‫چطوره تو سر از قضیه در بیاری ؟

107
00:06:55,826 --> 00:06:57,660
‫" منم یه سر میرم " عَرشه ریدن!!

108
00:07:09,857 --> 00:07:11,691
‫« مأمور « رُورک

109
00:07:11,775 --> 00:07:13,676
‫باعث خرسندیه که دوباره می بینمتون

110
00:07:13,727 --> 00:07:15,945
‫و همچنین

111
00:07:16,013 --> 00:07:18,281
‫اوه شما که همسر بنده رو یادتونه ؟

112
00:07:18,348 --> 00:07:20,199
‫بله درسته

113
00:07:20,284 --> 00:07:22,535
‫- « دان »
‫- البته ، بله

114
00:07:22,619 --> 00:07:25,354
‫خب...

115
00:07:25,406 --> 00:07:29,358
‫واسه این برگشتین چون دوباره شروع شده نه ؟ مفقودی ها رو میگم

116
00:07:31,628 --> 00:07:33,746
‫بله بله ، درسته

117
00:07:33,831 --> 00:07:36,866
‫پس اگه یکی از شما چیزی شنید

118
00:07:36,917 --> 00:07:38,301
‫منو مطلع کنید

119
00:07:54,234 --> 00:07:55,651
‫همکارتون کجاست ؟

120
00:07:57,220 --> 00:07:58,571
‫اون یارو کچل گنده هه

121
00:07:58,655 --> 00:08:00,606
‫مأمور « واینند » اسمش بود درسته ؟

122
00:08:00,691 --> 00:08:03,059
‫- بله مأمور « واینند » بودش
‫- درمان اعتیاد سکس

123
00:08:03,110 --> 00:08:06,112
‫شما هم درباره این عروسکا شنیدید نه ؟!

124
00:08:06,196 --> 00:08:07,914
‫ایشون همکار جدید من هستند

125
00:08:07,998 --> 00:08:09,082
‫سلام ، از دیدنتون خوشحالم

126
00:08:09,166 --> 00:08:12,085
‫سلام چطورین ؟

127
00:08:12,169 --> 00:08:14,454
‫خب... مأمور ما دیگه کم کم باید...

128
00:08:14,538 --> 00:08:16,005
‫بله بله البته

129
00:08:16,073 --> 00:08:19,342
‫اوه البته از صحبت باهاتون خوشحال شدم

130
00:08:19,409 --> 00:08:22,011
‫منم همینطور

131
00:08:30,104 --> 00:08:30,803
‫بهم دستبند بزن

132
00:08:34,892 --> 00:08:35,975
‫اون دیگه چی بود ؟

133
00:08:37,311 --> 00:08:38,528
‫با نگاش بهت آمار داد!

134
00:08:40,147 --> 00:08:42,815
‫فکر کنم منو « سمیول » تو این شهر قبلاً رو یه پرونده کار کردیم

135
00:08:44,151 --> 00:08:45,201
‫نه بابا ؟

136
00:08:51,992 --> 00:08:53,626
‫بدو ، زودتر باس بزنیم به چاک

137
00:08:58,966 --> 00:09:01,501
‫هی سریع تر باش دیگه

138
00:09:01,585 --> 00:09:03,719
‫« ما نمیتونیم بریم « دین

139
00:09:03,787 --> 00:09:05,888
‫البته که میتونیم

140
00:09:05,956 --> 00:09:08,307
‫نه گوش کن ، پنج تا مرد ۱ سال پیش ناپدید شدن

141
00:09:08,392 --> 00:09:09,842
‫جسد هاشون هم پیدا نشده

142
00:09:09,927 --> 00:09:12,145
‫این باید همون چیزی باشه که منو « سمیول » واسش اینجا اومدیم

143
00:09:12,229 --> 00:09:13,846
‫عالیه! خب حالا چه فرقی میکنه؟

144
00:09:13,931 --> 00:09:15,765
‫یه سال پیش پنج تا مرد گم شدن

145
00:09:15,816 --> 00:09:17,984
‫و حالا هم این زنا دارن ناپدید میشن

146
00:09:18,068 --> 00:09:19,685
‫یه کاسه ای زیر نیم کاسست

147
00:09:19,770 --> 00:09:22,271
‫پس اینطوریه که یا ما نتونستیم جلوشو بگیریم

148
00:09:22,322 --> 00:09:24,640
‫یا فکر کردیم که جلوشو گرفتیم و تموم شده

149
00:09:24,691 --> 00:09:26,993
‫باشه ، ولی چرا باید جنسیتشون فرق کنه ؟

150
00:09:27,077 --> 00:09:29,195
‫اول مردا حالا هم دختر جیگر ها ؟

151
00:09:29,279 --> 00:09:30,646
‫این کلاً انگیزه متفاوتیه

152
00:09:30,697 --> 00:09:31,831
‫نمیدونم کی میدونه

153
00:09:31,915 --> 00:09:33,449
‫مهم اینه که اینجا هنوز یه خبرائیه

154
00:09:33,500 --> 00:09:35,284
‫باشه به « بابی » زنگ میزنیم خودش رسیدگی می کنه

155
00:09:35,335 --> 00:09:36,502
‫چرا ؟ خودمون از عهدش بر میایم

156
00:09:36,587 --> 00:09:38,171
‫جدی میگی ؟

157
00:09:38,255 --> 00:09:39,655
‫سم یه دلیلی هست که

158
00:09:39,706 --> 00:09:42,758
‫شکارچیا دوباره به شهری که قبلاً توش بودن سفر نمی کنن

159
00:09:42,759 --> 00:09:44,909
‫چون ما الگومون این طوریه که کارای انجام شده رو پشت سر بذاریم و بریم

160
00:09:44,928 --> 00:09:47,096
‫آره موافقم ، یکی از قانون های پدره

161
00:09:47,164 --> 00:09:49,298
‫یه چیزیو که به کارت گند میزنه دو بار استفاده نمی کنی

162
00:09:49,349 --> 00:09:51,601
‫- همه این کارو میکنن
‫- ولی ما نه

163
00:09:53,137 --> 00:09:54,220
‫خودت میدونی منظورم چیه!

164
00:09:54,304 --> 00:09:55,671
‫باشه ببین

165
00:09:55,722 --> 00:09:58,174
‫این موجود هنوز به خاطر من زندست مگه نه ؟

166
00:09:58,225 --> 00:09:59,392
‫منظورم اینه که من ولش کردم

167
00:09:59,476 --> 00:10:02,127
‫" بابا همچنین اینم گفته بود که " کاریو که شروع کردی تموم کن

168
00:10:02,863 --> 00:10:04,447
‫باشه میفهمم

169
00:10:04,514 --> 00:10:06,065
‫- جدی ؟
‫- آره

170
00:10:06,150 --> 00:10:08,284
‫تو از این می ترسی که حافظم طوریش بشه

171
00:10:08,351 --> 00:10:10,486
‫و من به حدی به این دیواره ضربه وارد کنم

172
00:10:10,537 --> 00:10:11,988
‫که جهنم مثل سیل بپاشه بیرون مگه نه ؟

173
00:10:12,039 --> 00:10:13,706
‫و بعدش من نقش بر زمین میشم

174
00:10:13,774 --> 00:10:14,857
‫این قضیه شوخی نیست

175
00:10:14,908 --> 00:10:17,526
‫باشه میدونم

176
00:10:17,578 --> 00:10:21,214
‫ولی گوش کن ، اتفاقی که اینجا داره میوفته

177
00:10:21,298 --> 00:10:24,250
‫واسه اینه که من یه گندی زدم

178
00:10:24,334 --> 00:10:25,868
‫به یه طرز خیلی بدی

179
00:10:25,919 --> 00:10:29,222
‫پس هر کسی که دزدیده میشه ، هر کی که میمیره

180
00:10:29,306 --> 00:10:30,673
‫خونش به گردن منه

181
00:10:30,724 --> 00:10:33,309
‫باید جلوشو بگیرم

182
00:10:33,376 --> 00:10:35,695
‫تو هم اگه جای من بودی همین کارو می کردی

183
00:10:41,185 --> 00:10:42,768
‫خیلی خب

184
00:10:42,853 --> 00:10:44,520
‫من این مو مشکیا رو پیگیری می کنم

185
00:10:44,571 --> 00:10:46,272
‫تو هم ببین از پرس و جو از پلیسا چی دستگیرت میشه

186
00:10:46,356 --> 00:10:49,692
‫پس تو و « نیکُل » واسه مدت طولانی ای هم اتاقی بودین ؟

187
00:10:49,743 --> 00:10:52,061
‫از کالج به این ور ولی بهترین دوست همدیگه بودیم

188
00:10:53,280 --> 00:10:54,830
‫تمام این قضیه خیلی عجیبه

189
00:10:56,583 --> 00:10:59,035
‫شما تو پیدا کردنش به نتیجه ای نرسیدین ؟

190
00:10:59,086 --> 00:11:01,070
‫ما هر کاری که ازمون بر بیاد داریم میکنیم

191
00:11:04,741 --> 00:11:07,409
‫خب ؛ گفتی که تو اون شبی که « نیکُل » غیبش زد تو همراش بودی

192
00:11:07,461 --> 00:11:09,378
‫چیزی هم گفته بود ؟

193
00:11:09,429 --> 00:11:11,047
‫هیچی

194
00:11:11,098 --> 00:11:13,082
‫عین همون چیزی که به پلیسا گفتم

195
00:11:13,133 --> 00:11:14,717
‫ای کاش پیزی برا گفتن بود

196
00:11:23,810 --> 00:11:25,928
‫اینو از کجا گرفتید ؟

197
00:11:25,979 --> 00:11:27,797
‫اونو « نیکل » از یه یاروی " اف بی آی " گرفت

198
00:11:29,032 --> 00:11:30,149
‫مأمور « رُورک » ؟

199
00:11:30,234 --> 00:11:31,901
‫قدش تا اینجا ها میشد ؟

200
00:11:31,952 --> 00:11:33,402
‫آره خودشه

201
00:11:33,453 --> 00:11:35,655
‫یکی از مردایی که سال پیش غیبش زد

202
00:11:35,739 --> 00:11:37,206
‫تو ساختمون ما زندگی می کرد

203
00:11:37,274 --> 00:11:39,125
‫درسته

204
00:11:39,209 --> 00:11:42,078
‫مأمور « رُورک » هم دربارش ازمون سوأل می پرسید به گمونم

205
00:11:42,129 --> 00:11:43,079
‫به گمونت ؟

206
00:11:43,130 --> 00:11:45,248
‫پس یعـ... یعنی اینجا اومدش ؟

207
00:11:45,299 --> 00:11:48,217
‫آره یه چند باری اینجا اومد

208
00:11:49,970 --> 00:11:51,504
‫که اینطور

209
00:11:51,588 --> 00:11:53,339
‫برای...

210
00:11:53,423 --> 00:11:54,974
‫« صحبت کردن با « نیکل

211
00:11:55,058 --> 00:11:56,809
‫درسته

212
00:11:56,893 --> 00:11:59,845
‫و شما چطور...

213
00:11:59,930 --> 00:12:01,564
‫رابطه ی بین اونا رو توضیف میکنید ؟!

214
00:12:01,631 --> 00:12:03,599
‫رابطه ؟ نه اونا رابطه ای...

215
00:12:03,650 --> 00:12:04,934
‫فقط نوع...

216
00:12:04,985 --> 00:12:06,752
‫یا حالت گفتگویی که با هم میکردن چطوری بود ؟

217
00:12:08,488 --> 00:12:10,573
‫خب... بلند بود

218
00:12:12,075 --> 00:12:14,076
‫و...

219
00:12:14,144 --> 00:12:16,696
‫ورزشکارانه!

220
00:12:32,012 --> 00:12:33,662
‫همونجا وایسا!

221
00:12:33,714 --> 00:12:34,680
‫همون جا وایسا!

222
00:12:36,133 --> 00:12:37,300
‫دستاتو بذار جایی که بتونم ببینم

223
00:12:37,351 --> 00:12:39,468
‫برو تو ماشینم یا بازداشتی

224
00:12:44,474 --> 00:12:45,941
‫ببین... نه قربان...

225
00:12:46,009 --> 00:12:47,276
‫لطفاً یه لحظه دست نگه دار

226
00:12:47,344 --> 00:12:48,728
‫یه سوء تفاهمی شده

227
00:12:56,737 --> 00:12:59,355
‫پسر تو خیلی کله شقی

228
00:12:59,406 --> 00:13:01,857
‫بعد از کاری که کردی دوباره برگشتی اینجا ؟

229
00:13:01,908 --> 00:13:03,826
‫ببین یه سوء تفاهمی شده

230
00:13:03,877 --> 00:13:05,661
‫تو هیچ مأمور لعنتی ای نیستی فهمیدی ؟

231
00:13:05,712 --> 00:13:07,713
‫- اف بی آی تا به حال اسمی از تو نشنیده
‫- فقط گوش کن

232
00:13:07,798 --> 00:13:09,365
‫جسد ها کجان ؟

233
00:13:09,416 --> 00:13:12,251
‫مادر ها میخوان عزیزانشون رو دفن کنن

234
00:13:12,336 --> 00:13:13,469
‫نمـیدونم

235
00:13:13,536 --> 00:13:14,754
‫کلانتر « دابز » کجاست ؟

236
00:13:14,838 --> 00:13:16,172
‫نمیدونم

237
00:13:16,223 --> 00:13:19,558
‫تو از شهر بیرون رفته بودی سر تا پات هم خونی

238
00:13:19,643 --> 00:13:23,012
‫و اوه بله! در هین این کار هم مغز منو حسابی ریختی بیرون!

239
00:13:23,063 --> 00:13:25,263
‫و جداً ازم انتظار داری که این چرندیات رو باور کنم ؟

240
00:13:26,266 --> 00:13:29,101
‫باورت میشه که من هیچکدوم از این کار ها رو یادم نمیاد ؟

241
00:13:29,186 --> 00:13:30,219
‫نه

242
00:13:30,270 --> 00:13:32,438
‫ولی موفق باشی با گفتن این حرفات به قاضی!

243
00:14:01,301 --> 00:14:03,602
‫چه بلایی سر شوهر من اومد ؟

244
00:14:09,192 --> 00:14:10,226
‫نمـ... نمیدونم

245
00:14:10,293 --> 00:14:11,560
‫به من دروغ نگو

246
00:14:11,611 --> 00:14:13,479
‫« من میدونم تو کی هستی « سم

247
00:14:13,563 --> 00:14:14,997
‫میدونم چی کاره ای

248
00:14:15,065 --> 00:14:17,066
‫چی ؟

249
00:14:19,069 --> 00:14:20,186
‫میدونی ؟

250
00:14:27,911 --> 00:14:30,946
‫بذار درست متوجه بشم ، یعنی الان شما ها مأمور فدرال نیستید ؟

251
00:14:30,997 --> 00:14:33,966
‫واقعاً چیزا رو شکار می کنید ؟

252
00:14:34,050 --> 00:14:35,918
‫- میدونیم این قضیه واسه شما چجوری به نظر میرسه
‫- بعید میدونم که بدونی

253
00:14:35,969 --> 00:14:37,586
‫« تو اون صحنه های جنایت رو دیده بودی « رُی

254
00:14:37,637 --> 00:14:40,289
‫واقعاً فکر میکنی اون بلا ها رو یه " انسان " می تونست سر اون آدما بیاره ؟

255
00:14:40,340 --> 00:14:41,674
‫چیزی که داری میگی غیر ممکنه

256
00:14:41,758 --> 00:14:43,792
‫متأسفم ولی متوجه نمیشم

257
00:14:43,844 --> 00:14:45,261
‫ایشون چه ربطی به این قضیایا داره ؟

258
00:14:46,813 --> 00:14:47,730
‫اون همسر منه

259
00:14:51,935 --> 00:14:54,186
‫اون با من در ایستگاه کلانتری کار میکنه

260
00:14:54,271 --> 00:14:56,538
‫اگه چنین چیزایی رو میخوای به من بگی اون هم باید بشنوه

261
00:14:59,493 --> 00:15:01,727
‫خیلی خب ، ازمون میخواین چی کار کنیم ؟

262
00:15:05,148 --> 00:15:07,816
‫همسرتون ، اون کلانتره

263
00:15:07,868 --> 00:15:10,786
‫کلانتر " بود " تا موقعی که ناپدید شد

264
00:15:10,837 --> 00:15:12,204
‫و بعدشم تو هم غیبت زد

265
00:15:12,289 --> 00:15:14,323
‫من چه فکری باید می کردی ؟

266
00:15:14,374 --> 00:15:17,426
‫یا اینکه اون موجود شوهرم رو کشت یا اینکه تو کشتیش

267
00:15:22,265 --> 00:15:23,966
‫من فقط میخوام بدونم چه اتفاقی افتاد

268
00:15:25,969 --> 00:15:28,521
‫منم همینطور ، باور کن

269
00:15:28,605 --> 00:15:31,640
‫یه اتفاقی برای من افتاد

270
00:15:31,691 --> 00:15:34,477
‫من از اینکه اینجا بوده باشم هیچ خاطره ای ندارم

271
00:15:34,478 --> 00:15:36,028
‫مگه سریال " روز های زندگیه " که این چرت و پرتا رو سر هم میکنی ؟

272
00:15:36,029 --> 00:15:37,799
‫یعنی داری بهم میگی یه جور بیماری فراموشی گرفتی ؟

273
00:15:37,814 --> 00:15:39,104
‫اگه من هیچ کدوم از این چیزا رو میدونستم

274
00:15:39,115 --> 00:15:41,217
‫اصلاً پامو تو این ایستگاه کلانتری میذاشتم ؟

275
00:15:42,536 --> 00:15:43,569
‫متأسفم

276
00:15:43,653 --> 00:15:45,221
‫ولی من حتی اسم تو رو نمیدونم

277
00:15:46,456 --> 00:15:48,207
‫اگه این یه جور بازیه که در اُوردی

278
00:15:48,291 --> 00:15:50,910
‫یا خیلی خیلی زرنگی یا احمق

279
00:15:50,994 --> 00:15:52,328
‫من دارم حقیقت رو میگم

280
00:15:55,465 --> 00:15:57,750
‫ببین...

281
00:15:57,834 --> 00:16:01,303
‫نمیدونم چه اتفاقی برای شوهرت افتاد

282
00:16:01,371 --> 00:16:02,922
‫ولی میتونم سر از ماجرا در بیارم

283
00:16:04,591 --> 00:16:05,841
‫چطوری ؟

284
00:16:05,892 --> 00:16:09,228
‫اگه تو واقعاً منو میشناسی پس باید بدونی که من کارم اینه

285
00:16:09,312 --> 00:16:10,813
‫واقعاً چیزیو یادت نمیاد ؟

286
00:16:12,599 --> 00:16:14,099
‫نه چیزی یادم نمیاد

287
00:16:24,744 --> 00:16:26,245
‫من « برنا دابز » هستم

288
00:16:26,329 --> 00:16:28,447
‫« برنا »...

289
00:16:30,584 --> 00:16:33,619
‫من بابت اتفاقی که برای شوهرت افتاد متأسفم

290
00:16:35,738 --> 00:16:39,508
‫ولی می تونم جواب هایی که دنبالشی رو پیدا کنم

291
00:16:39,576 --> 00:16:41,293
‫ولی نه از تو این بازداشتگاه

292
00:16:56,726 --> 00:16:58,978
‫بیا ، کمکم کن طناب پیدا کنیم

293
00:16:59,062 --> 00:17:00,813
‫اگه میخوایم قضیه طوری جلوه بده که فرار کردی

294
00:17:00,897 --> 00:17:02,281
‫باید منو ببندی

295
00:17:13,159 --> 00:17:14,410
‫چیه ؟

296
00:17:14,461 --> 00:17:17,345
‫« چیزای جعبه ای با گذشت زمان کیفیتشون بهتر نمیشه « دان

297
00:18:11,642 --> 00:18:13,476
‫« هی « سم

298
00:18:13,560 --> 00:18:15,394
‫خب چه حسی داره که دوباره فراری باشی ؟

299
00:18:16,196 --> 00:18:17,516
‫" متنفرم از اینکه بگم " بهت که گفته بودم

300
00:18:17,564 --> 00:18:19,399
‫" تو عاشق اینی که بگی " بهت که گفته بودم

301
00:18:19,450 --> 00:18:21,651
‫" راستش همینطوره ، من عاشق اینم که بگم " بهت که گفته بودم!

302
00:18:21,735 --> 00:18:24,770
‫خب من از این چشم خوشگله « مگی » یه چیزایی دستگیرم شد

303
00:18:24,771 --> 00:18:26,038
‫معلوم شد که شما دوتا همدیگه رو می شناختید

304
00:18:26,040 --> 00:18:27,373
‫چی؟

305
00:18:27,441 --> 00:18:29,492
‫طبق کتاب مقدس! همین تازه با هم اتاقیش داشتم حرف میزدم

306
00:18:29,576 --> 00:18:31,828
‫باید اعتراف کنم پس واقعاً کارت درست بود!

307
00:18:31,912 --> 00:18:35,081
‫حالا بدون روح یا با روح بودنت به کنار واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم!

308
00:18:38,335 --> 00:18:40,619
‫یکی دیگه مفقود شده

309
00:18:40,671 --> 00:18:43,306
‫باشه ، من میرم ، تو همین جا بمون

310
00:18:43,390 --> 00:18:44,424
‫آره باشه

311
00:18:44,475 --> 00:18:45,758
‫- سم » ؟ »
‫- چیه ؟

312
00:18:45,809 --> 00:18:46,893
‫همین جا بمون!

313
00:18:46,960 --> 00:18:48,177
‫باشه! برو!

314
00:19:04,028 --> 00:19:05,695
‫ممنون از وقتتون

315
00:19:05,779 --> 00:19:07,113
‫روش کار میکنیم

316
00:19:07,164 --> 00:19:09,665
‫بله ، ممنون

317
00:19:14,488 --> 00:19:15,855
‫سم » جواب تلفنو بده لعنتی »

318
00:19:15,923 --> 00:19:17,924
‫من ارتباط بین این دخترا رو پیدا کردم

319
00:19:17,991 --> 00:19:20,159
‫همشون با یه یارو خوابیدن

320
00:19:20,227 --> 00:19:21,494
‫تو!

321
00:19:21,545 --> 00:19:23,513
‫« طرف ، تویی « سم

322
00:19:23,597 --> 00:19:25,882
‫اس ام اس ها ، قربانیا ، همش

323
00:19:25,966 --> 00:19:28,468
‫یه تله واسه توئه

324
00:19:28,519 --> 00:19:30,836
‫بهم زنگ بزن

325
00:19:41,782 --> 00:19:43,015
‫ببخشید ، ببخشید

326
00:19:43,067 --> 00:19:44,200
‫تو نباید اینجا باشی

327
00:19:44,284 --> 00:19:46,018
‫باشه... فقط گوش کن

328
00:19:46,070 --> 00:19:47,286
‫چه اتفاقی واسه « دبی هریس » افتاد ؟&gt;

329
00:19:47,354 --> 00:19:50,189
‫کـی ؟!

330
00:19:50,240 --> 00:19:52,158
‫من گذاشتم تو در بری حالا اون غیبش زده

331
00:19:52,209 --> 00:19:54,460
‫و تو فکر میکنی من بلایی سرش اُوردم ؟

332
00:19:54,528 --> 00:19:56,796
‫نمیدونم به چی فکر کنم

333
00:19:56,863 --> 00:19:59,048
‫ببین من به کمکت احتیاج دارم

334
00:19:59,133 --> 00:20:00,967
‫شوخیت گرفته ؟

335
00:20:02,369 --> 00:20:04,203
‫من به پرونده هایی که شوهرت داشت احتیاج دارم

336
00:20:04,254 --> 00:20:06,205
‫همونایی که درباره مفقودی های پارسال بود

337
00:20:06,256 --> 00:20:07,507
‫پس برو به ایستگاه پیداشون کن

338
00:20:08,809 --> 00:20:10,593
‫اونجا نیستن

339
00:20:10,677 --> 00:20:13,879
‫من دزدکی رفتم اونجا و گشتم ولی نیستن

340
00:20:13,931 --> 00:20:16,899
‫و طبق نظریه ای که داشتم فکر کنم بدونم پرونده ها دست کی بود

341
00:20:16,984 --> 00:20:20,653
‫« ببین ما هر دومون یه چیز رو میخوایم « برنا

342
00:20:20,720 --> 00:20:22,188
‫قول میدم

343
00:20:22,239 --> 00:20:24,240
‫ما رفتیم که ببینم پارسال چه اتفاقی افتاد

344
00:20:24,324 --> 00:20:26,842
‫و میخوایم جلوی اتفاقی که الان داره میوفته رو بگیریم

345
00:20:31,949 --> 00:20:33,449
‫پرونده ها طبقه بالا هستن

346
00:20:35,953 --> 00:20:37,837
‫من الان میام

347
00:20:43,460 --> 00:20:44,510
‫بریم

348
00:20:53,187 --> 00:20:56,439
‫پس شما ها همیشه در حال سفرید ؟

349
00:20:56,523 --> 00:20:57,807
‫یعنی فقط بند و بساط رو جمع میکنید و میرید ؟

350
00:20:57,891 --> 00:20:59,609
‫براتون سخت نیست ؟

351
00:20:59,693 --> 00:21:01,594
‫نه تا وقتی جوون باشی ، حتی عالیم هست

352
00:21:01,645 --> 00:21:04,480
‫ولی وقتی خانواده تشکیل بدی سخت میشه

353
00:21:04,565 --> 00:21:06,065
‫دینا » باردار شده بود »

354
00:21:06,116 --> 00:21:07,967
‫و ما نمی دونستیم که چی کار کنیم

355
00:21:08,035 --> 00:21:10,453
‫« ولی « مری

356
00:21:10,537 --> 00:21:12,471
‫مثل یه هدیه الهی بود

357
00:21:14,992 --> 00:21:16,826
‫بازم آبجو تو گاراج دهست

358
00:21:16,910 --> 00:21:18,494
‫نه تو بشین خودم میارم

359
00:21:21,615 --> 00:21:22,632
‫اون خیلی دلش برا اون تنگه

360
00:21:23,967 --> 00:21:25,468
‫میدونین حداقل شما ها همدیگه رو دارین

361
00:21:25,552 --> 00:21:27,953
‫خب راستش وقتی بچه بودم منو « سمیول » زیاد باهم نبودیم

362
00:21:28,005 --> 00:21:30,623
‫بیشتر رابطمون شبیه رابطه ی کاریه

363
00:21:30,674 --> 00:21:32,975
‫هیچ خانواده ی دیگه ای نداری ؟

364
00:21:35,729 --> 00:21:36,812
‫خانواده فقط باعث عقب افتادن کارا میشه

365
00:21:36,897 --> 00:21:38,514
‫سم » ؟ »

366
00:21:38,582 --> 00:21:41,234
‫سم » ؟ »!

367
00:21:41,301 --> 00:21:42,985
‫حالت خوبه ؟

368
00:21:43,070 --> 00:21:44,237
‫آره آره

369
00:21:44,304 --> 00:21:47,740
‫خب بگو ببینم چی پیدا کردی ؟

370
00:22:22,643 --> 00:22:25,027
‫بهترین حدسی که میشه زد اینه که کاره یه " ارَکنی " هست|

371
00:22:25,112 --> 00:22:26,845
‫- تا حالا اصلاً این موجود رودیدی ؟
‫- هیچکی ندیده

372
00:22:26,897 --> 00:22:28,997
‫آخرین بار بیرون از جزیره " کریت " که ۲۰۰۰ سال پیش بوده ، دیده شده

373
00:22:29,015 --> 00:22:31,067
‫پس اصلاً چه اطلاعاتی درباره اینا داریم ؟
‫- هیچی

374
00:22:31,151 --> 00:22:32,485
‫فقط چندین حدس

375
00:22:32,536 --> 00:22:34,904
‫و یه تصویر غیر شفاف روی یه گلدون یونانی

376
00:22:34,988 --> 00:22:36,572
‫آره!

377
00:22:41,545 --> 00:22:43,462
‫پس از قرار معلوم هیچ سرنخی واسه کشتن این موجود نداریم ؟

378
00:22:43,530 --> 00:22:45,298
‫به گمونم باید باهاش مواجه بشیم تا یه چیزی دستگیرمون بشه

379
00:22:45,365 --> 00:22:47,883
‫خب من یه نظر دارم که حداقل این موجوده کجا میتونه باشه

380
00:22:47,968 --> 00:22:50,836
‫تا به اینجا تمامی قربانی ها مردای اطراف ۳۰ سال بودن

381
00:22:50,887 --> 00:22:53,005
‫و همشون در شعاع ۲ مایلی مفقود شدن

382
00:22:53,056 --> 00:22:54,757
‫پس باید بریم بیرون تو چمنزار دنبالش بگردیم ؟

383
00:22:54,841 --> 00:22:56,008
‫نه این کار وقت تلف کردنه

384
00:22:56,059 --> 00:22:57,426
‫چون این محوطه همش پراکندگی های بیرون شهریه

385
00:22:57,511 --> 00:22:58,811
‫حداقلش صد ها خونه هست

386
00:22:58,878 --> 00:23:00,146
‫ممکنه هر جایی باشه

387
00:23:01,765 --> 00:23:03,349
‫- " پارک " لونلی پاین
‫- آره

388
00:23:03,400 --> 00:23:05,234
‫من میگم یه کاری کنیم که این چیز خودش طرف ما بیاد

389
00:23:05,319 --> 00:23:06,435
‫خب چطوری این کارو کنیم ؟

390
00:23:12,909 --> 00:23:14,944
‫هی « برنا » مشکلی نداره اگه

391
00:23:15,028 --> 00:23:17,747
‫iمن این چیزا رو واسه چند ساعتی قرض بگیرم ؟

392
00:23:17,831 --> 00:23:21,367
‫نه... به گمونم

393
00:23:22,836 --> 00:23:26,005
‫تو واقعاً « رُی » رو به یاد نمیاری مگه نه ؟

394
00:23:31,278 --> 00:23:33,162
‫اون مرد خوبی بود

395
00:23:37,601 --> 00:23:39,602
‫من دیگه با این قضیه که اون مرده کنار اومدم

396
00:23:39,686 --> 00:23:41,520
‫این کارو کردم

397
00:23:41,588 --> 00:23:43,222
‫ولی فقط میخوام بدونم که چی شد

398
00:23:46,443 --> 00:23:48,811
‫مطمئنم که مثل یه قهرمان مرد

399
00:24:47,371 --> 00:24:49,505
‫نزدیک بود شلیک کنم بهت...

400
00:24:49,589 --> 00:24:50,456
‫دوباره!

401
00:24:50,507 --> 00:24:51,590
‫چی شده ؟

402
00:24:51,658 --> 00:24:53,042
‫فکر کردم که میای اینجا باهاش حرف بزنی

403
00:24:53,126 --> 00:24:54,427
‫بهت که گفتم خونه بمونی

404
00:24:54,494 --> 00:24:57,012
‫پیغامم رو گرفتی ؟

405
00:24:57,097 --> 00:24:58,764
‫بیا ، باید تو رو از اینجا دور کنیم

406
00:25:09,394 --> 00:25:10,614
‫خب تا اینجا رو که میدونیم با یه هیولا سر و کار داریم

407
00:25:10,614 --> 00:25:11,814
‫که انگشت شصت داره

408
00:25:11,998 --> 00:25:13,298
‫که باهاش کلی اس ام اس میده!

409
00:25:13,367 --> 00:25:16,002
‫و اینم میدونیم که مشخصاً فقط تو رو میخواد بکشه

410
00:25:16,087 --> 00:25:17,304
‫چیزی میشه از این سرنخ ها فهمید ؟!

411
00:25:17,383 --> 00:25:18,467
‫" یه " ارکنیه

412
00:25:20,266 --> 00:25:21,900
‫یه چی چیه ؟!

413
00:25:23,383 --> 00:25:25,100
‫من به یاد اُوردم

414
00:25:25,185 --> 00:25:26,852
‫به یاد اُوردی ؟

415
00:25:26,903 --> 00:25:28,588
‫ببخشید

416
00:25:28,657 --> 00:25:29,991
‫دیگه چیا یادت اومد ؟

417
00:25:30,075 --> 00:25:31,609
‫نگران نباش باشه ؟ ربطی به جهنم نداره

418
00:25:32,094 --> 00:25:34,145
‫- آره تا الان اینطوره!
‫- میگی چی کار کنم « دین » ؟

419
00:25:34,212 --> 00:25:35,697
‫این خاطره ها خودشون همینطور یادم میان

420
00:25:35,764 --> 00:25:37,048
‫شاید طبیعیه که این طوری بشه

421
00:25:37,099 --> 00:25:38,834
‫- جمع کن بریم
‫- نه نمیریم

422
00:25:38,917 --> 00:25:40,701
‫ما تنها شکارچی های رو این کره زمین نیستیم

423
00:25:40,769 --> 00:25:41,987
‫میتونیم به « بابی » زنگ بزنیم

424
00:25:42,057 --> 00:25:44,357
‫- اون و « روفس » می تونن بیان و قال قضیه رو بکنن
‫- چطوری ؟

425
00:25:44,358 --> 00:25:45,591
‫همون طور که خودت گفتی ممکنه هر کسی باشه

426
00:25:45,602 --> 00:25:47,672
‫- ما که هیچ سرنخی از چیزی نداریم
‫- اینو می دونیم که این موجوده از تو متنفره

427
00:25:47,673 --> 00:25:49,457
‫میدونم کی این کارو کرد

428
00:25:49,508 --> 00:25:52,310
‫ولی... یادم نمیاد

429
00:25:53,071 --> 00:25:55,118
‫« بعید می دونم تو متوجه خطری که تهدیدت میکنه باشی « سم

430
00:25:55,218 --> 00:25:56,635
‫- آره میدونم
‫- جداً ؟

431
00:25:56,686 --> 00:25:58,603
‫متوجهی که هر دفعه که رو اون دیوار با این کارات خط میندازی

432
00:25:58,671 --> 00:26:00,272
‫چقدر واست خطرناکه ؟|

433
00:26:00,339 --> 00:26:01,723
‫ببین « دین » میدونم که نگران منی باشه ؟

434
00:26:01,808 --> 00:26:03,525
‫و میدونم که فکر میکنی چی ممکنه بشه

435
00:26:03,609 --> 00:26:05,176
‫ولی میدونی چیه ؟ یا میشه یا نمیشه

436
00:26:05,228 --> 00:26:06,561
‫ببین من دیگه کم کم دارم فکر می کنم که

437
00:26:06,646 --> 00:26:09,013
‫ممکنه کارای خیلی وحشتناکی تو این شهر کرده باشم

438
00:26:09,065 --> 00:26:11,015
‫و واسه همینم برام مهم نیست که این کار خطرناکه

439
00:26:11,067 --> 00:26:12,484
‫من باید کارامو جبران کنم

440
00:26:12,535 --> 00:26:14,402
‫چون الان دیگه وجدان دارم

441
00:26:14,487 --> 00:26:16,621
‫و نمیذاره که همینطوری همه چی رو ول کنم

442
00:26:18,658 --> 00:26:21,576
‫من اینجا می مونم

443
00:26:21,661 --> 00:26:23,962
‫و ازت میخوام کمکم کنی

444
00:26:32,872 --> 00:26:33,972
‫باشه

445
00:26:34,039 --> 00:26:35,423
‫چرا که نه

446
00:26:37,093 --> 00:26:39,310
‫خب پس بیا یه کار کنیم که همه چی یادت بیاد باشه ؟

447
00:26:45,685 --> 00:26:48,603
‫پس واسه این برگشتی چون مفقودی ها دوباره شروع شده ؟

448
00:26:48,688 --> 00:26:51,606
‫شما ها مأمور فدرال نیستید ، واقعاً چیزا رو شکار میکنید ؟

449
00:26:52,992 --> 00:26:54,075
‫تو واقعاً یادت نمیاد ؟

450
00:26:56,412 --> 00:26:59,063
‫از این چشم خوشگله « مکگی » یه چیزی دستگیرم شده

451
00:26:59,115 --> 00:27:01,282
‫معلوم شد که شما ها همدیگه رو می شناختید

452
00:27:20,436 --> 00:27:21,603
‫حالت خوبه ؟

453
00:27:27,610 --> 00:27:29,644
‫« آره تا یه ساعت دیگه بیا پارک " لونلی پاین " ، ممنون « رُی

454
00:27:29,729 --> 00:27:31,863
‫خیلی خب

455
00:27:31,931 --> 00:27:33,264
‫از این کار مطمئنی ؟

456
00:27:33,316 --> 00:27:35,534
‫ارکنی " ها از مرد های ۳۰ ساله واسه غذا استفاده می کنن "

457
00:27:35,601 --> 00:27:37,536
‫ما هم طعمه ای احتیاج داریم که با هدفمون یکی باشه

458
00:27:37,603 --> 00:27:39,037
‫من واسه طعمه شدن خیلی جوونم ، تو هم خیلی پیری

459
00:27:39,104 --> 00:27:41,940
‫هشتاد و نه و خوردی!

460
00:27:41,991 --> 00:27:44,442
‫من هنوز عقیده دارم که « رُی » رو از برناممون در جریان بذاریم

461
00:27:44,493 --> 00:27:46,578
‫ما یه عکس العمل باورکردنی میخوایم یا نه ؟

462
00:27:46,629 --> 00:27:47,796
‫اگه یه اتفاقی بیوفته چی ؟

463
00:27:47,880 --> 00:27:49,331
‫رُی » مرد گنده ایه از پسش بر میاد »

464
00:27:49,415 --> 00:27:50,782
‫بهم اعتماد کن

465
00:27:50,833 --> 00:27:52,634
‫فقط... این روشی نیست که من کارامو انجام میدادم

466
00:27:52,718 --> 00:27:54,052
‫فهمیدم

467
00:27:56,005 --> 00:27:57,855
‫به زمان ما خوش اومدی ، بریم

468
00:28:05,464 --> 00:28:07,232
‫باید امیدوار باشیم که این موجود گشنش باشه

469
00:28:35,494 --> 00:28:36,661
‫بیا جدا شیم دنبالش بریم

470
00:28:36,712 --> 00:28:37,963
‫نه نه صبر کن ، دیگه دیر شده

471
00:28:38,014 --> 00:28:39,347
‫- بریم
‫- « رفتن « سمیول

472
00:28:39,432 --> 00:28:41,850
‫من ردیاب تلفن « رُی » رو فعال کردم

473
00:28:41,934 --> 00:28:43,718
‫میشی انگلیسی حرف بزنی ؟!!

474
00:28:43,803 --> 00:28:46,170
‫میتونیم تعقیبشون کنیم به هرجایی که میرن

475
00:28:46,222 --> 00:28:48,473
‫پس یعنی « رُی » واسه تو در نقش یه قربانی به حساب میاد ؟

476
00:28:48,524 --> 00:28:49,691
‫یه طعمه واسه عنکبوت ؟

477
00:28:49,775 --> 00:28:52,060
‫نه نه البته که ، این نقشه دوم من بود

478
00:28:52,144 --> 00:28:55,146
‫خدای من ، پسر تو خیلی سرد و سنگ دلی

479
00:28:55,197 --> 00:28:56,448
‫می دونستی ؟

480
00:28:56,515 --> 00:28:57,449
‫بریم

481
00:30:04,266 --> 00:30:06,601
‫حروم زاده ی بیچاره

482
00:30:16,479 --> 00:30:19,364
‫کمکم کن

483
00:30:25,538 --> 00:30:29,240
‫من نمی تونم...

484
00:30:32,962 --> 00:30:34,996
‫رُی » اون کجاست ؟ »

485
00:31:09,506 --> 00:31:11,440
‫خب به گمونم سر بریدن روش اثر می کنه!

486
00:31:21,160 --> 00:31:24,212
‫حالت خوب میشه فقط دووم بیار

487
00:31:24,296 --> 00:31:26,264
‫ما برات کمک میاریم

488
00:31:28,884 --> 00:31:30,835
‫گوش کن ، اگه بتونیم سریع به بیمارستان برسونیمش

489
00:31:30,886 --> 00:31:32,720
‫- به اون کمکی نمیشه کرد
‫- چی ؟

490
00:31:32,805 --> 00:31:36,057
‫درباره " ارکنی " مطمئن نیستم ولی اینو درباره عنکبوت ها میدنم که

491
00:31:36,142 --> 00:31:38,509
‫یک گاز سمی ازشون برای طعمه میتونه مرگ بار باشه

492
00:31:38,561 --> 00:31:42,013
‫به این آدما نگاه کن ، سم اون موجود داره زنده زنده می کشتشون

493
00:31:42,064 --> 00:31:44,365
‫- همین الانش آدمای مرده متحرک به حساب میان
‫- خب منظورت چیه ؟

494
00:31:44,450 --> 00:31:46,701
‫دارم میگم که از بدبختیش راحتش کنیم

495
00:31:52,408 --> 00:31:55,827
‫سم » خواهش می کنم »

496
00:31:55,878 --> 00:31:59,197
‫کشتن این موجود جون خیلیا رو نجات داد

497
00:31:59,198 --> 00:32:01,132
‫- بدون کمک تو نمی تونستیم از پس این کار بر بیایم
‫- نــه

498
00:32:01,167 --> 00:32:02,584
‫تو یه قهرمانی

499
00:32:31,780 --> 00:32:33,031
‫نمیتونیم همینطور اجساد رو اینجا ول کنیم

500
00:32:33,082 --> 00:32:35,083
‫بنزین رو بیار

501
00:32:39,088 --> 00:32:40,538
‫میدونم که چی شد

502
00:32:58,474 --> 00:33:00,141
‫رُی » ؟ »

503
00:33:07,432 --> 00:33:09,567
‫دوستت دارم

504
00:33:13,072 --> 00:33:14,939
‫میخوای به « برنا » چی بگی ؟

505
00:33:14,990 --> 00:33:16,241
‫« آروم باش « دین

506
00:33:16,292 --> 00:33:18,276
‫« هی « برنا » منم « سم

507
00:33:18,327 --> 00:33:19,794
‫فقط زنگ زدم ببینم حالت چطوره

508
00:33:19,879 --> 00:33:21,880
‫آره ، البته که میتونم یه سر بیام

509
00:33:21,947 --> 00:33:25,266
‫باشه ، خداحافظ

510
00:33:25,334 --> 00:33:28,253
‫چی می گفت ؟

511
00:33:28,304 --> 00:33:29,587
‫ازم میخواد یه سر برم پیشش

512
00:33:29,638 --> 00:33:30,838
‫واسه چی ؟

513
00:33:30,923 --> 00:33:33,157
‫گفت چیز مهمی نیست

514
00:33:33,225 --> 00:33:36,311
‫از تن صداش میتونم بگم که تو بد دردسریه

515
00:33:54,496 --> 00:33:55,697
‫دین » از در پشتی برو »

516
00:33:57,616 --> 00:33:59,200
‫« سم »

517
00:33:59,285 --> 00:34:01,169
‫تو آلونک چراغ روشنه

518
00:34:12,381 --> 00:34:15,582
‫حس عنکبوتیم به جنب و جوش افتاده|

519
00:34:16,835 --> 00:34:17,685
‫سم »؟ »

520
00:34:17,770 --> 00:34:20,688
‫برنا » ؟ »

521
00:34:28,981 --> 00:34:30,815
‫کاری که با « رُی » کردی...

522
00:34:32,618 --> 00:34:34,369
‫حقیقت داره ؟

523
00:34:46,632 --> 00:34:48,499
‫« جواب سوألش رو بده « سم

524
00:35:10,626 --> 00:35:13,411
‫« باید اعتراف کنی که خوش تیپ شدم « سم

525
00:35:14,830 --> 00:35:18,166
‫البته به غیر از اون یادگاری کوچولو که بهم دادی

526
00:35:18,217 --> 00:35:20,001
‫باشه تو بُردی ، من اینجام

527
00:35:21,754 --> 00:35:22,921
‫بذار « برنا » بره

528
00:35:23,005 --> 00:35:25,974
‫این قضیه ربطی به اون نداره

529
00:35:26,041 --> 00:35:28,726
‫تو برگشتی این اطراف

530
00:35:28,811 --> 00:35:31,379
‫و شروع کردی به چاق سلامتی با زن من ؟

531
00:35:31,430 --> 00:35:33,334
‫و فکر میکنی این قضیه ربطی به اون نداره ؟

532
00:35:34,383 --> 00:35:39,154
‫ولی بعدش فکر کردی من دیگه بین راهت نیستم نه ؟

533
00:35:39,221 --> 00:35:42,557
‫« باید بگم که خیلی چیزا رو اشتباه فهمیدی « سم

534
00:35:42,608 --> 00:35:46,411
‫مثل اون چیزی که منو طرفش به عنوان طعه انداختی

535
00:35:46,495 --> 00:35:48,696
‫تو فکر کردی اون واسه تغذیه این کارا رو میکنه

536
00:35:48,747 --> 00:35:50,731
‫- اون تولید کثل می کرد
‫- آره

537
00:35:50,783 --> 00:35:53,368
‫اون چیز داشت از ما ها واسه تخم ریزی استفاده می کرد

538
00:35:53,419 --> 00:35:55,420
‫و به گمونم منم خوب به کارش میومدم

539
00:35:55,504 --> 00:35:57,939
‫منو و بقیه اون حروم زاده های بدبخت

540
00:35:58,007 --> 00:36:00,941
‫اون گازمون می گرفت و مارو به چیزی که خودش بود تبدیل می کرد

541
00:36:05,214 --> 00:36:07,081
‫وقتی که بهم شلیک کردی

542
00:36:07,132 --> 00:36:09,801
‫من انسان نبودم

543
00:36:09,885 --> 00:36:11,719
‫نه دیگه

544
00:36:11,787 --> 00:36:14,189
‫واسه همین گلوله ها آسیبی بهم نرسوند

545
00:36:18,027 --> 00:36:20,645
‫و همچنین آتیش

546
00:36:20,729 --> 00:36:24,816
‫پس بعد از اینکه تو رفتی ما فرار کردیم

547
00:36:26,285 --> 00:36:29,237
‫من واسه ماه ها قایم شده بودم و از گشنگی داشتم می مردم

548
00:36:29,288 --> 00:36:31,539
‫ولی میدونی چی بهم امید زنده موندن می داد ؟

549
00:36:34,293 --> 00:36:37,445
‫هر شب خواب این رو می دیدم که گلوت رو پاره می کنم

550
00:36:37,496 --> 00:36:40,415
‫فکر کردم که دیگه یا چراغ نئون دارم راهنماییت می کنم

551
00:36:40,482 --> 00:36:41,583
‫اس ام اس ها

552
00:36:41,634 --> 00:36:43,885
‫دزدیدن اون دخترایی که تو باهاشون خوابیده بودی

553
00:36:43,952 --> 00:36:45,887
‫انقدر دیگه راهنماییت کرده بودم

554
00:36:45,954 --> 00:36:48,122
‫نمیدونستم چطوری آخه نمی فهمی!

555
00:36:50,226 --> 00:36:52,510
‫و بعدش « برنا » بهم گفت که بیماری حافظه داری

556
00:36:52,595 --> 00:36:55,597
‫دیگه بهتر از این نمیشه

557
00:36:55,664 --> 00:36:57,298
‫اونا کجان « رُی » ؟

558
00:36:57,349 --> 00:36:58,799
‫زنا ؟

559
00:36:58,851 --> 00:37:01,802
‫همشون یه جایی پراکنده شدن

560
00:37:01,854 --> 00:37:03,638
‫اونا دیگه مثل من شدن

561
00:37:03,689 --> 00:37:07,642
‫یه هیولا رو کشتی و باعث بوجود اومدن خیلیای دیگه شدی

562
00:37:07,710 --> 00:37:10,328
‫تبریک میگم

563
00:37:10,412 --> 00:37:12,780
‫تنها سوأل اینه که تو رو بکشم

564
00:37:14,283 --> 00:37:16,317
‫یا تبدیلت کنم ؟....

565
00:37:27,846 --> 00:37:30,548
‫نـه! « رُی »! دست نگه دار

566
00:38:12,445 --> 00:38:14,930
‫« برنا »...

567
00:38:14,981 --> 00:38:18,901
‫من خیلی متأسفم

568
00:38:23,873 --> 00:38:26,441
‫« برنا »...

569
00:38:45,311 --> 00:38:48,313
‫خوبی ؟

570
00:38:48,398 --> 00:38:50,666
‫راست می گفتی

571
00:38:50,734 --> 00:38:54,403
‫نباید بر می گشتیم اینجا

572
00:38:54,471 --> 00:38:57,322
‫خب تو مرد عنکبوتی رو که کشتی!

573
00:38:58,942 --> 00:39:02,644
‫پس داری میگی کاری که من اونجا کردم ، کار خوبی بود ؟

574
00:39:02,712 --> 00:39:04,196
‫- من دارم میگم که
‫- چی میگی ؟

575
00:39:08,168 --> 00:39:10,285
‫سم » اینو باید بفهمی که »...

576
00:39:10,336 --> 00:39:12,438
‫که تمام کارای سال گذشتت

577
00:39:12,505 --> 00:39:14,590
‫همش ، هیچ کدومش تو نبودی

578
00:39:16,810 --> 00:39:19,778
‫بیا مثل کریستال این قضیه رو شفافش کنیم

579
00:39:19,846 --> 00:39:21,213
‫همش " من " بودم

580
00:39:26,269 --> 00:39:28,470
‫خب... ، نوشیدنی ای چیزی میخوای ؟

581
00:39:28,538 --> 00:39:30,773
‫حالا دیگه پیش خدمت منم شدی ؟!

582
00:39:30,840 --> 00:39:33,392
‫من فقط دارم سرحالت می کنم هرزه بازی در نیار!

583
00:39:36,096 --> 00:39:38,313
‫من خوبم

584
00:39:40,200 --> 00:39:42,534
‫آره ، ظاهرت خوب نشون میده

585
00:39:42,619 --> 00:39:45,988
‫تنها حرف من اینه که همه چی درست میشه

586
00:39:46,039 --> 00:39:47,573
‫« نمی دونم « دین

587
00:39:47,657 --> 00:39:50,025
‫اگه من اینجا چنین کاری کردم دیگه خدا میدونه که...

588
00:39:52,295 --> 00:39:54,213
‫سمی » ؟ »

589
00:39:54,297 --> 00:39:55,330
‫سمی » ؟ »!

590
00:39:56,666 --> 00:39:57,666
‫سمی » باهام حرف بزن »

591
00:40:10,282 --> 00:40:11,802
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

592
00:40:12,566 --> 00:40:15,526
‫مترجم : معین. ج

