1
00:00:01,590 --> 00:00:03,791
‫- روفس ترنر » یه شکارچیه »
‫- یکی از دوستای توئه ؟

2
00:00:03,875 --> 00:00:04,959
‫اوه خوبه! خونه ای

3
00:00:05,043 --> 00:00:06,510
‫ببین باید بهم کمک کنی یه جسد رو دفن کنم

4
00:00:06,578 --> 00:00:08,012
‫یه چیزیه که « سمیول » این اواخر انجام می داده

5
00:00:08,079 --> 00:00:09,880
‫چیزا رو شکار می کرده و یه جایی می برده

6
00:00:09,931 --> 00:00:11,098
‫ازشون واسه اطلاعات بازجویی می کرده

7
00:00:11,183 --> 00:00:12,190
‫بازجویی ؟

8
00:00:12,250 --> 00:00:14,250
‫منظورت همون شکنجه هست دیگه ؟

9
00:00:15,520 --> 00:00:17,638
‫تو به ما خیانت کردی ؟

10
00:00:17,722 --> 00:00:19,857
‫شما ها مثلاً با من چه نسبتی دارین ؟

11
00:00:19,924 --> 00:00:21,192
‫بهت میگم که کی هستم

12
00:00:21,259 --> 00:00:22,726
‫من کسی هستم که هیچوقت دوست نداری ببینیش

13
00:00:22,777 --> 00:00:24,895
‫چون دفعه بعدی که من رو ببینی

14
00:00:24,946 --> 00:00:27,198
‫واسه کشتنت اومدم

15
00:00:27,265 --> 00:00:28,115
‫- هی
‫- سلام

16
00:00:28,200 --> 00:00:29,733
‫گوین کمبل » دختر عموی سوم »

17
00:00:29,784 --> 00:00:31,485
‫اونا هم مثل ما شکارچی بزرگ شدن

18
00:00:31,570 --> 00:00:33,037
‫فکر کنم اسم برزخ به گوشتون خورده باشه

19
00:00:33,104 --> 00:00:36,407
‫همش درباره ی اینه که یه چیزی رو وارد این دنیا کنه

20
00:00:36,458 --> 00:00:38,275
‫- مثلاً چی ؟
‫- دارم روش کار می کنم

21
00:00:38,276 --> 00:00:39,343
‫خب لااقل یه راهنمایی که می تونی کنی

22
00:00:39,377 --> 00:00:40,878
‫یه اسمی ازش پیدا کردم
‫" مادر همه هیولا ها "

23
00:00:40,945 --> 00:00:42,246
‫خیلی کار داریم

24
00:00:42,297 --> 00:00:44,582
‫بیاین شروع کنیم

25
00:01:03,101 --> 00:01:04,018
‫ببخشید

26
00:01:05,015 --> 00:01:06,382
‫ترسوندمت ؟

27
00:01:09,019 --> 00:01:11,387
‫حالت خوبه ؟

28
00:01:11,438 --> 00:01:12,905
‫به نظر میاد یه ذره...

29
00:01:12,990 --> 00:01:15,357
‫خب با یه سواری موافقم

30
00:01:18,579 --> 00:01:20,362
‫باشه

31
00:01:22,166 --> 00:01:23,866
‫اسمت چیه عزیز جان ؟

32
00:01:23,917 --> 00:01:26,919
‫- « ایو »
‫- من « ریک » هستم

33
00:01:27,004 --> 00:01:28,070
‫خب تا کجا میری « ایو » ؟

34
00:01:28,122 --> 00:01:30,590
‫تا هر جا که تو دلت بخواد

35
00:01:37,181 --> 00:01:38,131
‫« هی هی « ایو

36
00:01:38,215 --> 00:01:41,217
‫ببین تو دختر خیلی خوشگلی هستی

37
00:01:41,268 --> 00:01:42,885
‫ولی برای تو این کار درستی نیست

38
00:01:42,936 --> 00:01:43,919
‫مطمئن باش

39
00:01:43,971 --> 00:01:46,087
‫پس چی برای من درسته ؟

40
00:01:49,059 --> 00:01:52,361
‫این حس تهی ای که تو در درونت داری

41
00:01:52,429 --> 00:01:54,113
‫یه حس طلبیدن برای اونه

42
00:01:54,198 --> 00:01:55,898
‫میدونی که " عیسی " فقط یه انسان بود ؟

43
00:01:55,949 --> 00:01:57,984
‫آره ، ولی اون همچنین فرزند خداوند بود

44
00:01:58,068 --> 00:01:59,819
‫اونو فرسناد چون ما رو دوست داره

45
00:01:59,903 --> 00:02:02,503
‫- خدا هیچ اهمیتی به تو نمیده
‫- البته که میده

46
00:02:02,606 --> 00:02:05,274
‫خدای تو ، تو رو خلق کرد و بعدش رهات کرد

47
00:02:05,325 --> 00:02:08,828
‫در نتیجه تو دعا می کنی.

48
00:02:08,912 --> 00:02:10,630
‫نشانه هایی می بینی که وجودیتی ندارن

49
00:02:10,714 --> 00:02:14,217
‫ولی حقیقت اینه که اخرالزمان شما ها شروع شد و تموم شد

50
00:02:14,284 --> 00:02:16,302
‫و شما ها حتی اصلاً متوجه هم نشدید

51
00:02:16,386 --> 00:02:20,423
‫یک مادر هیچوقت اون طوری که خدای شما فرزندانشو رها کرد این کارو نمی کنه

52
00:02:20,474 --> 00:02:21,841
‫خواهی دید

53
00:02:21,925 --> 00:02:23,426
‫چیو میبینم ؟

54
00:02:23,477 --> 00:02:25,344
‫می تونم یه رازی رو بهت بگم ؟

55
00:03:07,272 --> 00:03:11,090
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

56
00:03:12,272 --> 00:03:14,090
‫مترجم : معین. ج

57
00:03:15,729 --> 00:03:19,482
‫BOBBY: I've been getting blasts
‫from hunters all week.

58
00:03:19,533 --> 00:03:21,050
‫لونه ی خون آشام ها

59
00:03:21,118 --> 00:03:23,953
‫پارتی رقص گرگینه ها

60
00:03:24,020 --> 00:03:26,188
‫شیش تا تغییر شکل دهنده

61
00:03:26,240 --> 00:03:28,291
‫دو شکارچی کشته شدن تا بتونن از پسشون بر بیان

62
00:03:28,358 --> 00:03:30,693
‫غول ها ، غول ها

63
00:03:30,744 --> 00:03:33,546
‫اینجا هم که میز غذا غول ها و " ریث ها " بوده

64
00:03:33,630 --> 00:03:35,631
‫من اینطور فکر میکنم یا این رویداد ها همینطور ختم میشه به بزرگراه هشتادم ؟

65
00:03:35,699 --> 00:03:37,533
‫دقیقاً همینطوره

66
00:03:37,584 --> 00:03:39,868
‫انگار هیولاها دارن راهپیمایی میکنن

67
00:03:39,920 --> 00:03:41,887
‫آره ، اما به سمت کجا دارن راهپیمایی می کنن ؟

68
00:03:43,257 --> 00:03:44,540
‫چیه ؟

69
00:03:44,591 --> 00:03:46,676
‫یه یارو مغز خونوادشو ریخته بیرون

70
00:03:52,149 --> 00:03:55,384
‫همونطور که به پلیس ها گفتم

71
00:03:55,435 --> 00:03:57,219
‫من بیهوش شدم

72
00:03:57,271 --> 00:03:59,872
‫خب به ما چیزایی رو که یادت میاد رو بگو

73
00:03:59,940 --> 00:04:01,890
‫طبق روال همیشگیم داشتم رانندگی می کردم

74
00:04:01,942 --> 00:04:05,962
‫و بعدش تو کامیونم سر کار بیدار شدم

75
00:04:06,029 --> 00:04:07,446
‫و سر کارت کجاست ؟

76
00:04:07,531 --> 00:04:09,365
‫" تو یه کارخونه ی کنسرو سازی تو " استارلایت

77
00:04:09,416 --> 00:04:12,802
‫یادم نیست که چی شد سر از اونجا در اُوردم

78
00:04:12,869 --> 00:04:15,087
‫واسه همین زنگ زدم به خونه

79
00:04:15,172 --> 00:04:18,758
‫وقتی کسی گوشی بر نداشت

80
00:04:18,842 --> 00:04:21,544
‫خودم... رفتم اونجا و دیدم...

81
00:04:21,595 --> 00:04:23,679
‫قبل از اینکه بیهوش بشی متوجه چیز غیر عادی ای نشدی ؟

82
00:04:23,747 --> 00:04:27,300
‫بوی غیر عادی ای... هر چیزی که غیر معمولی بوده باشه

83
00:04:27,384 --> 00:04:29,852
‫نه یه شب معمولی بود

84
00:04:29,919 --> 00:04:32,388
‫من یه دختره رو سوار کرده بودم

85
00:04:32,439 --> 00:04:34,757
‫اون پیاده شد

86
00:04:34,808 --> 00:04:37,393
‫فکر کنم... پیاده شد

87
00:04:37,444 --> 00:04:39,428
‫چیز دیگه ای هست که بهمون بگی ؟

88
00:04:39,479 --> 00:04:41,147
‫قسم میخورم که نمیخواستم اینطوری بشه

89
00:04:41,231 --> 00:04:44,433
‫من اونا رو دوست داشتم

90
00:04:47,704 --> 00:04:49,288
‫خب ، تسخیر شیطان بود یا روح ؟

91
00:04:49,373 --> 00:04:50,990
‫فکر می کردم مربوط به هیولا ها بود

92
00:04:51,074 --> 00:04:52,441
‫خیلی خب اینو ببینیم

93
00:04:52,492 --> 00:04:54,493
‫کامیون متوقف میشه

94
00:04:57,047 --> 00:04:58,663
‫اون خودشه

95
00:05:00,967 --> 00:05:03,085
‫سلـــام!

96
00:05:07,007 --> 00:05:08,825
‫کابوس لعنتی! این دیگه چی بود

97
00:05:08,827 --> 00:05:09,965
‫« بابی ؟ »

98
00:05:09,976 --> 00:05:12,061
‫من که تا به حال چنین چیزی به عمرم ندیدم

99
00:05:12,128 --> 00:05:14,597
‫تمامی اون غول ها و خوش آشام ها تو بزرگراه هشتادم

100
00:05:14,648 --> 00:05:16,882
‫شاید همشون دارن میان که روز مادر رو تبریک بگن!

101
00:05:23,139 --> 00:05:25,139
‫خب اگه این همون مامانی بزرگه باشه

102
00:05:25,140 --> 00:05:26,807
‫یا هر چیز دیگه ای که هست

103
00:05:26,896 --> 00:05:28,536
‫ما هیچی از اینکه چطور میشه کشتش نمیدونیم

104
00:05:28,547 --> 00:05:31,016
‫خب اگه گذرمون بهش خورد تکلیف چیه ؟
‫بهش نمک بپاشیم و دست به دعا باشیم ؟!

105
00:05:31,067 --> 00:05:33,551
‫نه راهمون رو کج می کنیم و در میریم چون این واسه سرمون زیادیه

106
00:05:33,552 --> 00:05:35,552
‫منظورم اینه که بهتره یه اطلاعات حسابی از این هرزه گیر بیاریم

107
00:05:35,554 --> 00:05:37,055
‫قبل از اینکه باهاش رو به رو بشیم

108
00:05:37,106 --> 00:05:38,273
‫هی بریم

109
00:05:41,393 --> 00:05:42,527
‫عجله واسه چی ؟

110
00:05:42,578 --> 00:05:45,247
‫یه یارو تو کارخونه کنسرو سازی درگیری ایجاد کرده

111
00:05:45,331 --> 00:05:47,899
‫خیلی خب من میرم ، شما ها اینجا به تحقیق ادامه بدین

112
00:05:58,628 --> 00:06:01,246
‫ببخشید

113
00:06:10,756 --> 00:06:12,891
‫مأمور « ویلیس » از اف بی آی هستم

114
00:06:12,942 --> 00:06:14,392
‫- چند نفر اونجان ؟
‫- شیش نفر مُردن

115
00:06:14,443 --> 00:06:16,061
‫چی شده ؟
‫- این طور که به نظر میاد یه یارو وارد میشه

116
00:06:16,112 --> 00:06:18,429
‫یه تفنگ شکاری در میاره و به همه شلیک می کنه

117
00:06:18,481 --> 00:06:19,948
‫کاپیتان این شون مأمور...

118
00:06:20,032 --> 00:06:21,650
‫همایش مأمور های فدراله تو شهر یا خبر دیگه ایه ؟

119
00:06:21,734 --> 00:06:23,118
‫ببخشید ؟!

120
00:06:23,202 --> 00:06:24,619
‫مأمور « ویلیس » ؟!

121
00:06:24,704 --> 00:06:27,605
‫درست میگم ؟

122
00:06:27,657 --> 00:06:29,407
‫مأمور

123
00:06:29,475 --> 00:06:32,577
‫من به این زودی انتظار دیدنتون رو نداشتم

124
00:06:32,628 --> 00:06:34,946
‫خب ظاهراً از مرکز با شما تماس نگرفتن

125
00:06:34,997 --> 00:06:38,633
‫آقایون ما رو می بخشید ؟

126
00:06:38,718 --> 00:06:41,503
‫تو اینجا چه غلطی می کنی « روفس » ؟

127
00:06:41,587 --> 00:06:44,089
‫مثل خودت داشتم اتفاقات دیوونه وار این اطراف رو بررسی می کردم

128
00:06:44,140 --> 00:06:46,391
‫که هردومون رو درست وسط این قضیه کشوند

129
00:06:46,458 --> 00:06:47,626
‫درسته

130
00:06:47,693 --> 00:06:50,011
‫می تونیم با مجرم صحبت کنیم ؟

131
00:06:50,096 --> 00:06:51,596
‫خب میتونیم یه امتحانی بکنیم

132
00:06:51,647 --> 00:06:53,849
‫ولی مطمئن نیستم که اون بتونه جوابی بهمون بده

133
00:06:53,933 --> 00:06:56,634
‫پلیسا هشت تا تیر زدن بهش!

134
00:06:56,686 --> 00:06:59,321
‫خب...

135
00:06:59,405 --> 00:07:01,406
‫خب چی ؟

136
00:07:01,473 --> 00:07:04,024
‫رو این قضیه همکاری نیکنیم یا نه ؟

137
00:07:04,810 --> 00:07:06,945
‫بیخیال بابا ، تعمیر موشک که نیست

138
00:07:06,996 --> 00:07:08,146
‫حالا که اینجا هستیم بیا ترتیبشو بدیم

139
00:07:08,197 --> 00:07:10,832
‫مثل قدیما

140
00:07:10,917 --> 00:07:12,200
‫به شرطی که من رانندگی کنم

141
00:07:13,920 --> 00:07:15,287
‫عمراً!

142
00:07:23,246 --> 00:07:25,160
‫خب تو فکر میکنی این مادر نمیدونم چی چی

143
00:07:25,181 --> 00:07:27,098
‫پشت این قضیه هست « بابی » ؟

144
00:07:27,166 --> 00:07:28,800
‫این طور که به نظر میرسه

145
00:07:28,851 --> 00:07:30,719
‫اینا یه سری آدم هستن که یه دفعه عصبانی شدن

146
00:07:30,803 --> 00:07:32,687
‫این آخه چه ربطی می تونه به هیولا ها داشته باشه

147
00:07:32,772 --> 00:07:36,191
‫نمیدونم ، واسه همینه که داریم بدنشو جر میدیم!

148
00:07:41,680 --> 00:07:44,515
‫یکی از اون گوش پاک کن ها رو بده بهم

149
00:07:55,962 --> 00:08:00,031
‫چی پیدا کردی ؟

150
00:08:00,082 --> 00:08:02,883
‫یه " اکتوئه " ؟|

151
00:08:05,871 --> 00:08:08,340
‫اینکه اکتو نیست

152
00:08:09,892 --> 00:08:12,644
‫این دیگه چه کوفتیه ؟

153
00:08:12,711 --> 00:08:14,813
‫یه چیز جدیده

154
00:08:14,880 --> 00:08:18,266
‫« جدیده ؟ هیچ چیز جدیدی وجود نداره « بابی

155
00:08:18,351 --> 00:08:19,717
‫خب یه چیزی که هست

156
00:08:21,354 --> 00:08:23,605
‫بقیه قربانی ها

157
00:08:23,689 --> 00:08:25,774
‫یه چیز مشترک داشتن...

158
00:08:25,858 --> 00:08:28,743
‫همشون تو یه کارخونه تو « کنری » کار می کردن

159
00:08:44,677 --> 00:08:48,413
‫وقتی کسی دست تو ماشن نمیده واسه چی اصلاً تصدیق رانندگی داری!

160
00:08:48,464 --> 00:08:50,765
‫ببین کی اومده

161
00:08:50,850 --> 00:08:52,684
‫« باعث خوشحالیه که می بینیمت « روفس

162
00:08:52,751 --> 00:08:53,768
‫باورم نمیشه

163
00:08:53,853 --> 00:08:55,220
‫دیگه باید براتون کسل کننده شده باشه که

164
00:08:55,271 --> 00:08:57,689
‫با این برج زهر مار تنهایی سر و کله بزنین!

165
00:08:57,756 --> 00:08:58,974
‫انقدر تابلوئه ؟

166
00:08:59,058 --> 00:09:00,725
‫چطوره شما سه تا یه اتاق گیر بیارین ؟

167
00:09:00,776 --> 00:09:03,361
‫- همه وسایلشون رو گرفتن ؟
‫- آره

168
00:09:03,429 --> 00:09:04,595
‫بریم ببینیم چی میشه

169
00:09:45,821 --> 00:09:47,939
‫- گوئین » ؟ »
‫- «دین »

170
00:09:55,414 --> 00:09:56,981
‫به " دفعه بعدی " خوش اومدی!

171
00:09:57,033 --> 00:09:58,166
‫نه نه نه نه! صبر کن!

172
00:09:58,250 --> 00:09:59,984
‫- بهش گفته بودم که می کشمش!
‫- یه لحظه وایسا

173
00:10:04,090 --> 00:10:05,373
‫به گمونم همدیگه رو می شناسین

174
00:10:05,458 --> 00:10:08,376
‫- اون پدربزرگمونه
‫- اوه!

175
00:10:08,461 --> 00:10:10,662
‫پس یکی باید بعضیا رو بغل کنه

176
00:10:10,730 --> 00:10:11,880
‫چرا اینجائی ؟

177
00:10:11,964 --> 00:10:14,165
‫داریم رو یه چی کار میکنیم ؛ شما ها چطور ؟

178
00:10:14,216 --> 00:10:15,350
‫به تو هیچ ربطی نداره!

179
00:10:15,434 --> 00:10:16,718
‫سم » ، « دین » رو ببر بیرون یه هوایی بخوره »

180
00:10:16,802 --> 00:10:18,686
‫- حتماً شوخیت گرفته
‫- ببین « دین » ، چیزی نیست

181
00:10:18,771 --> 00:10:20,838
‫چطور چیزی نیست ؟

182
00:10:30,182 --> 00:10:32,683
‫- تو چه مرگته ؟
‫- ببین شاید اون یه چیزایی بدونه

183
00:10:32,735 --> 00:10:34,569
‫- تو هیچی یادت نمیاد که اون چه کارایی کرد ولی من یادمه
‫- می دونم

184
00:10:34,653 --> 00:10:36,871
‫نمیگم که نکشیش ، میگم فعلاً کاری نکن

185
00:10:47,666 --> 00:10:50,385
‫خب... پس « سمیول » توئی

186
00:10:50,469 --> 00:10:53,037
‫تو باید همون یاروئی باشی که خودشو جای پدر اونا زده

187
00:10:53,089 --> 00:10:55,173
‫بالاخره یکی باید جای خالیشو پر می کرد

188
00:10:57,860 --> 00:11:00,478
‫« سم »

189
00:11:00,546 --> 00:11:02,397
‫سرحال به نظر میای

190
00:11:02,481 --> 00:11:04,398
‫چاق سلامتی رو بذار واسه بعد باشه ؟

191
00:11:06,001 --> 00:11:06,935
‫به نظر تغییر کردی

192
00:11:07,019 --> 00:11:08,937
‫روحمو پس گرفتم

193
00:11:09,021 --> 00:11:10,221
‫اون طور که شنیدم هیچ تشکری هم به تو بدهکار نیستم

194
00:11:10,272 --> 00:11:12,223
‫اون طور که شنیدی ؟

195
00:11:13,659 --> 00:11:15,893
‫پس یادت نمیاد

196
00:11:15,945 --> 00:11:17,562
‫به اندازه کافی یادم میاد

197
00:11:17,613 --> 00:11:21,666
‫واقعاً شرمندم که این جمع گرم عاشقانه رو به هم میزنم

198
00:11:21,733 --> 00:11:24,085
‫چطوره بریم سر اصل مطلب هان ؟

199
00:11:24,170 --> 00:11:26,237
‫چطوره بهمون بگی دارین چی رو شکار می کنین ؟

200
00:11:30,543 --> 00:11:32,927
‫یه جونور که از برزخ اومده

201
00:11:33,012 --> 00:11:34,579
‫خودش رو « ایو » معرفی کرده

202
00:11:34,630 --> 00:11:36,297
‫- ایو » ؟ »
‫- آره

203
00:11:36,382 --> 00:11:38,933
‫اونا مادر صداش می زنن

204
00:11:39,018 --> 00:11:41,886
‫اون ده هزار سال پیش هم اینجا بود

205
00:11:41,937 --> 00:11:43,354
‫هر هیولایی که پاشو رو زمین گذاشته

206
00:11:43,422 --> 00:11:45,390
‫جریاناتش به اون ختم میشه

207
00:11:45,441 --> 00:11:46,975
‫و حالا اون برگشته

208
00:11:47,059 --> 00:11:48,526
‫تو اینارو چطوری میدونی ؟

209
00:11:48,594 --> 00:11:50,395
‫تو حتی نصف چیزایی رو که من میدونم رو نمیدونی بچه

210
00:11:50,446 --> 00:11:53,314
‫تو حتی تا این اواخر نمی دونستی ما وجود داریم

211
00:11:53,399 --> 00:11:56,267
‫ولی حالا که میدونم نوه هات رو جلوی غول های گرسنه انداختی

212
00:11:56,318 --> 00:11:58,236
‫فکر کنم به اندازه کافی بدونم

213
00:11:58,287 --> 00:12:01,101
‫- تو چی کار کردی ؟
‫- دین » بهش دروغ گفت »

214
00:12:01,173 --> 00:12:05,757
‫- چطوره خودت از دین بپرسی
‫- همین کارو هم می کنم

215
00:12:12,585 --> 00:12:14,719
‫« دین »

216
00:12:14,786 --> 00:12:17,670
‫- حقیقت داره ؟
‫- چی ؟

217
00:12:17,673 --> 00:12:19,557
‫واقعاً « سمیول » شما ها رو...

218
00:12:19,625 --> 00:12:21,976
‫می خواست بکشه ؟ آره درسته

219
00:12:22,061 --> 00:12:24,812
‫حتی پلک هم نزد

220
00:12:24,897 --> 00:12:27,065
‫این شخصیت واقعی آدمیه که داری باهاش کار می کنی

221
00:12:27,132 --> 00:12:28,816
‫اون هیچ چیزی درباره اینها بهم نگفت

222
00:12:28,901 --> 00:12:30,301
‫من نمی دونستم

223
00:12:31,987 --> 00:12:33,655
‫می دونم

224
00:12:36,075 --> 00:12:38,443
‫راستش یه چیزی هست که باید بهت بگم

225
00:12:38,494 --> 00:12:39,477
‫چی ؟

226
00:12:56,128 --> 00:12:58,379
‫بابی » ببین می تونی یه جور جلوی خونریزیش رو نگه داری »

227
00:13:09,233 --> 00:13:10,716
‫یالا دختر!

228
00:13:12,269 --> 00:13:13,269
‫یالا!

229
00:13:15,556 --> 00:13:17,941
‫یالا!

230
00:13:21,195 --> 00:13:22,529
‫اون دیگه مُرده

231
00:13:24,782 --> 00:13:26,032
‫لعنتی

232
00:13:29,770 --> 00:13:33,306
‫متأسفم... البته اگه برات مهمه!

233
00:13:33,374 --> 00:13:34,707
‫گور بابای تو واسم مهمه!

234
00:13:41,048 --> 00:13:43,199
‫اون...

235
00:13:43,267 --> 00:13:44,767
‫آره

236
00:13:44,852 --> 00:13:46,603
‫- دین » کجاست ؟ »
‫- نتونستم پیداش کنم

237
00:13:46,687 --> 00:13:49,489
‫« هر چیزی که تو وجود اون آدما رفت حتماً رفته تو بدن « دین

238
00:13:49,557 --> 00:13:53,860
‫روفس » به « سمیول » کمک کن جسدش یه جایی بذارین »

239
00:13:53,927 --> 00:13:56,145
‫منو « سم » هم اینجا نگهبانی میدیم

240
00:13:56,230 --> 00:13:59,115
‫باید « دین » رو زودتر از اینکه اون پیدامون کنه ، پیداش کنیم

241
00:14:01,285 --> 00:14:04,487
‫« باید زنده پیداش کنیم « سمیول

242
00:14:04,572 --> 00:14:06,155
‫وگرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم

243
00:15:18,195 --> 00:15:20,563
‫دین » اون چیز لعنتی رو بذار زمین »

244
00:15:23,484 --> 00:15:26,569
‫بذارش زمین

245
00:15:26,654 --> 00:15:29,088
‫« تو در حال حاضر کمترین درجه اهمیت رو داری « روفس

246
00:15:30,491 --> 00:15:32,292
‫هی هی هی ، با هر دو تون هستم

247
00:15:32,359 --> 00:15:34,043
‫"کون لق تو و "با هر دوتون هستمت!
‫- اصلاً رو مود خوبی نیستم

248
00:15:34,128 --> 00:15:36,829
‫همین الان یه " هرپی " ۱۲ اینچی از گوشم اومد بیرون|

249
00:15:36,880 --> 00:15:39,749
‫- چی ؟
‫- شنیدی که چی گفتم

250
00:15:39,833 --> 00:15:41,050
‫فقط یادمه که رو زمین بیدار شدم

251
00:15:41,135 --> 00:15:45,922
‫درست همون لحظه ای که این کرمه داشت از گوشم بیرون میومد

252
00:15:46,006 --> 00:15:48,341
‫از گوشم اومد بیرون و رفت تو اون هواکش

253
00:15:48,392 --> 00:15:50,059
‫حالا بهم میگین اینجا چه خبره ؟

254
00:15:50,144 --> 00:15:52,995
‫تو « گوین » رو کشتی ، این خبره

255
00:15:54,398 --> 00:15:56,215
‫ما داشتیم فقط تو راهرو با هم حرف می زدیم

256
00:15:56,283 --> 00:15:57,934
‫این آخرین چیزیه که یادم میاد

257
00:15:58,018 --> 00:16:00,385
‫اون چیز باید پریده باشه تو بدنم

258
00:16:00,854 --> 00:16:04,056
‫خب پس الان با یه هیولایی سر و کار داریم که میاد تو بدن ؟

259
00:16:04,108 --> 00:16:06,109
‫مثل یه کرم خانی که استروئید مصرف کرده باشه|!

260
00:16:06,193 --> 00:16:08,661
‫یعنی یه چیز مثل انگل ؟ چیزی که کنترل بدنت رو بدست میگیره

261
00:16:08,729 --> 00:16:10,029
‫کرم میاد تو بدنت از اون طرف هم میاد بیرون

262
00:16:10,080 --> 00:16:13,166
‫تسخیر هیولا ها ؟! این دیگه خیلی شاعرانست!

263
00:16:13,233 --> 00:16:15,618
‫یا اون چیز هنوز تو تنته و ما به یه کلمه از حرفت نمی تونیم اطمینان کنیم

264
00:16:15,703 --> 00:16:18,836
‫- تو تنم نیست
‫- گوشات رو بررسی کن

265
00:16:18,872 --> 00:16:20,923
‫یعنی چی گوشام رو بررسی کنم ؟!

266
00:16:21,008 --> 00:16:22,375
‫واسه چی بررسیشون کنم ؟

267
00:16:22,426 --> 00:16:24,510
‫هی! چی؟

268
00:16:24,578 --> 00:16:26,295
‫چطوره اول واسم یه نوشیدنی بخری!

269
00:16:26,380 --> 00:16:29,048
‫تو قرار دوم برات میخرم!
‫اوه آره راست میگه

270
00:16:29,099 --> 00:16:30,683
‫چیو راست میگم ؟ یعنی چی ؟

271
00:16:30,751 --> 00:16:32,084
‫یعنی اینکه کرمه تو تنت بود تا اینجا راست گفتی

272
00:16:32,136 --> 00:16:34,020
‫- یا اینکه هنوز هم هست
‫- دیگه تو تنم نیست

273
00:16:34,087 --> 00:16:35,388
‫باشه

274
00:16:35,439 --> 00:16:37,607
‫- همگی تفنگاتون رو بدین
‫- چی ؟

275
00:16:37,691 --> 00:16:40,026
‫« هی هی هی ، یه دقیقه به چیزی که گفتی فکر کن « بابی

276
00:16:40,093 --> 00:16:42,094
‫ما نمیدونیم که کی تو مغزش اون

277
00:16:42,146 --> 00:16:43,563
‫کرم خان لعنتی رو داره یا نداره

278
00:16:43,614 --> 00:16:44,647
‫تو بدن من دیگه نیست

279
00:16:44,732 --> 00:16:45,865
‫منم نگفتم که هست

280
00:16:45,932 --> 00:16:48,818
‫موضوع اینجاست که نمی دونیم تو بدن کیه

281
00:16:48,902 --> 00:16:51,404
‫میتونه تو بدن هر کدوم از ما ها باشه

282
00:16:51,455 --> 00:16:54,741
‫پس بهترین کاری که می تونیم بکنیم اینه که کار رو واسه اون کرمه سخت کنیم

283
00:16:54,792 --> 00:16:57,994
‫تا دیر تر سرمون رو به باد بدیم

284
00:17:27,241 --> 00:17:30,359
‫منتظری یکی برات دعوتنامه کتبی ارسال کنه « کمبل » ؟!

285
00:17:51,348 --> 00:17:53,216
‫خیلی خب

286
00:17:53,300 --> 00:17:56,602
‫باید وقت بذاریم تا یه نقشه بکشیم

287
00:17:56,670 --> 00:17:59,639
‫نقشه ؟

288
00:17:59,690 --> 00:18:00,840
‫رو چه حسابی ؟

289
00:18:00,891 --> 00:18:02,525
‫یه چند تا زنگ میزنم

290
00:18:02,609 --> 00:18:04,977
‫ببینم تا به حال کسی از چیزی مثل این چیزی شنیده یا نه

291
00:18:05,028 --> 00:18:07,947
‫« دیتو »

292
00:18:08,014 --> 00:18:10,366
‫احتمالاً باید یه چیز بدرد بخوری بدونه

293
00:18:10,451 --> 00:18:12,902
‫« لعنت به تو « کالارد

294
00:18:12,986 --> 00:18:15,521
‫نه بهت که گفته بودم

295
00:18:19,192 --> 00:18:21,077
‫لعنتی

296
00:18:33,590 --> 00:18:35,708
‫آروم باش

297
00:18:35,759 --> 00:18:37,677
‫میخوام برم دستشوئی

298
00:18:37,728 --> 00:18:40,212
‫مگه اینکه بخوای موقع شاشیدن اونجام رو برام نگه داری؟!

299
00:18:58,899 --> 00:19:01,734
‫من که یه کامیون پر از مزخرف دستگیرم شد

300
00:19:01,785 --> 00:19:05,705
‫منم چیزی گیر نیوردم ، به « ویلی » زنگ زدی ؟

301
00:19:05,756 --> 00:19:07,290
‫البته که زدم فکر می کنی احمقم ؟

302
00:19:07,374 --> 00:19:09,509
‫راج » چطور ؟ »

303
00:19:09,576 --> 00:19:10,927
‫دیگه باهام نمیخواد حرف بزنه!

304
00:19:11,011 --> 00:19:12,244
‫آره با منم همینطور!

305
00:19:12,296 --> 00:19:15,932
‫خیلی خب ، نقشه دوم

306
00:19:18,051 --> 00:19:19,519
‫پس بریم اون چیزی لعنتی رو بگیریمش

307
00:19:19,586 --> 00:19:21,020
‫و بعدش چی کار کنیم ؟

308
00:19:21,087 --> 00:19:24,924
‫خب یا همینطوری دست رو دست بذاریم
‫یا اینکه بریم باهاش درگیر بشیم ببینیم چی پیش میاد

309
00:19:24,975 --> 00:19:27,042
‫مثل قضیه " اوماها " ؟

310
00:19:28,195 --> 00:19:29,529
‫می دونی چیه ؟

311
00:19:29,596 --> 00:19:32,198
‫گور پدرت واسه اینکه حرفشو وسط کشوندی

312
00:19:32,265 --> 00:19:34,099
‫واقعاً دیگه این کارت سطح پائینه

313
00:19:52,302 --> 00:19:54,670
‫چیه ؟

314
00:19:54,755 --> 00:19:58,007
‫هیچی... داشتم به این فکر میکردم که شبا چطوری میخوابی ؟

315
00:19:58,091 --> 00:19:59,642
‫مثل یه نوزاد شیر خواره ، ممنون که پرسیدی

316
00:19:59,726 --> 00:20:01,677
‫« تو ما رو انداختی جلو « کرولی

317
00:20:01,762 --> 00:20:05,765
‫درسته ولی حالا دیگه چه کاری از دستم بر میاد

318
00:20:05,816 --> 00:20:07,967
‫باید شما ها رو واسه اینکه میخواین منو بکشین سرزنش کنم ؟

319
00:20:08,018 --> 00:20:09,986
‫البته که نه « دین » ، کاری که من کردم...

320
00:20:13,941 --> 00:20:17,076
‫بابتش عذرخواهی نمی کنم

321
00:20:17,143 --> 00:20:20,363
‫کاری که کردم دیگه تموم شده
‫واسه خون ریخته شده گریه نمی کنم

322
00:20:20,447 --> 00:20:24,200
‫پس واقعاً میتونی به زندگیت ادامه بدی مثل اینکه...

323
00:20:24,284 --> 00:20:26,035
‫حالا چون تو این لحظه دکتر « جکیل » شدی

324
00:20:26,119 --> 00:20:27,486
‫دلیل نمیشه که منو بخوای سرزنش کنی

325
00:20:27,537 --> 00:20:29,205
‫یادت نره که ما یک سال رو با هم کار می کردیم

326
00:20:29,289 --> 00:20:32,208
‫آره درسته ، ما از یک خونیم و بازم با این وجود تا ما رو فروختی

327
00:20:32,292 --> 00:20:36,328
‫مطمئن باش کاری که من کردم قابل قیاس با کارائی که تو می کردی نیست

328
00:20:36,380 --> 00:20:38,931
‫تازه صحبت سر یک بار اتفاق هم نیست

329
00:20:38,999 --> 00:20:40,165
‫خیلی خب بگو چی کار کردم

330
00:20:40,217 --> 00:20:42,367
‫نه « سم » بیخیال

331
00:20:43,670 --> 00:20:45,638
‫تنها دلیلی که تو الان زنده ای

332
00:20:45,689 --> 00:20:47,473
‫واسه اینه که ما داریم رو یه موضوع کار میکنیم

333
00:20:47,524 --> 00:20:51,844
‫به محض اینکه ترتیب اون چیز رو بدیم تو بعدی هستی

334
00:20:55,032 --> 00:20:57,149
‫خیلی خب پس

335
00:20:57,200 --> 00:20:58,684
‫حالا می بینیم

336
00:21:08,545 --> 00:21:09,996
‫صدای شلیک شنیدم

337
00:21:10,047 --> 00:21:12,665
‫« سمیول »

338
00:21:12,716 --> 00:21:16,335
‫« من دیگه تفنگم رو میخوام « بابی

339
00:21:16,386 --> 00:21:18,254
‫- جدی میگی ؟!
‫- آره

340
00:21:24,645 --> 00:21:27,313
‫خودتو سرزنش نکن

341
00:21:27,380 --> 00:21:28,597
‫نقشت همچین بد هم نبود

342
00:21:28,682 --> 00:21:30,933
‫به غیر از اینکه یه هیولا

343
00:21:31,018 --> 00:21:32,768
‫هیچوقت همه تفنگاش رو بهمون نمیداد

344
00:21:32,853 --> 00:21:34,070
‫خفه شو

345
00:21:34,154 --> 00:21:35,721
‫گمش کردیم

346
00:21:38,575 --> 00:21:41,160
‫- خب نقشه چیه ؟
‫- پیش هم می مونیم

347
00:21:41,227 --> 00:21:43,728
‫باید حواسمون باشه که ببینیم تو بدن کی میره

348
00:22:02,432 --> 00:22:04,433
‫صبر کن ، اینجا رو ببین

349
00:22:21,952 --> 00:22:24,487
‫یه تلست

350
00:22:24,571 --> 00:22:25,938
‫لعنت بهش

351
00:22:40,837 --> 00:22:42,138
‫« دین »

352
00:22:42,222 --> 00:22:43,472
‫« سم »

353
00:22:43,557 --> 00:22:44,957
‫لعنتی

354
00:22:47,928 --> 00:22:48,761
‫حروم زاده

355
00:22:48,812 --> 00:22:49,678
‫- « دین »
‫- « سم »

356
00:22:49,763 --> 00:22:51,263
‫من از اون طرف میرم باشه ؟

357
00:22:51,314 --> 00:22:52,231
‫باشه ، مواظب خودت باش

358
00:22:52,298 --> 00:22:53,599
‫باشه

359
00:22:56,186 --> 00:22:58,104
‫بیا

360
00:23:14,755 --> 00:23:17,656
‫تکون نخور

361
00:23:17,707 --> 00:23:18,674
‫« سم »

362
00:23:18,759 --> 00:23:20,993
‫تفنگت رو بذار زمین

363
00:23:22,379 --> 00:23:25,330
‫میخوای چی کار کنی پسرم ؟

364
00:23:25,382 --> 00:23:27,499
‫تو به من شلیک نمی کنی

365
00:23:27,551 --> 00:23:29,552
‫دیگه روحت رو پس گرفتی

366
00:23:29,636 --> 00:23:30,936
‫میخوای به خانواده خودت شلیک کنی ؟

367
00:23:31,004 --> 00:23:32,337
‫من اگه جات بودم از یه لغت دیگه ای به جای " خانواده " استفاده می کردم

368
00:23:32,389 --> 00:23:33,889
‫یه چیز دیگه بگو

369
00:23:33,974 --> 00:23:35,691
‫مری » هنوزم دختر منه »

370
00:23:35,776 --> 00:23:37,342
‫گفتم تکون نخور

371
00:23:37,394 --> 00:23:38,694
‫تو هنوز اسمت رو بعد از من گذاشتن

372
00:23:38,779 --> 00:23:40,679
‫گفتم تکون نخور

373
00:23:43,650 --> 00:23:45,201
‫« اینجا منو تو تنهاییم « سم

374
00:23:47,020 --> 00:23:49,705
‫هنوزم میخوای بدونی تو تعطیلات تابستون چی کارا کردی ؟

375
00:23:49,790 --> 00:23:52,374
‫من همه چیزو دربارش بهت میگم

376
00:23:52,459 --> 00:23:54,710
‫داری میمیری که بدونی مگه نه ؟

377
00:23:54,795 --> 00:23:57,329
‫آره همینطوره

378
00:24:00,033 --> 00:24:01,867
‫خیلی خب پس بیا اینا رو بذاریم زمین و حرف بزنیم

379
00:24:01,918 --> 00:24:02,701
‫سر جات وایستا

380
00:24:02,752 --> 00:24:03,669
‫« چیزی نیست « سم

381
00:24:31,315 --> 00:24:32,518
‫« سم »

382
00:24:33,701 --> 00:24:35,698
‫« سم »

383
00:24:37,071 --> 00:24:38,255
‫خدا رو شکر

384
00:24:43,411 --> 00:24:46,346
‫« تفنگت رو بنداز زمین « سم

385
00:24:56,574 --> 00:24:57,557
‫من خودمم

386
00:24:57,608 --> 00:24:59,559
‫باشه

387
00:24:59,610 --> 00:25:01,228
‫« خیلی خوبه « سم

388
00:25:01,279 --> 00:25:07,117
‫فقط محض اطمینان باید بهت دستبند بزنم تا مطمئن بشیم

389
00:25:07,201 --> 00:25:08,752
‫متوجهی که؟ مگه نه؟

390
00:25:08,820 --> 00:25:10,770
‫توی بدن اونه

391
00:25:10,822 --> 00:25:11,988
‫مطمئنی ؟

392
00:25:14,592 --> 00:25:16,660
‫آره آره ، فکر کنم

393
00:25:16,728 --> 00:25:20,364
‫بعد از اینکه کشتیش دیدی چیزی ازش بیاد بیرون ؟

394
00:25:30,141 --> 00:25:32,342
‫بگو که چیزی پیدا کردی

395
00:25:32,427 --> 00:25:34,811
‫چی ؟

396
00:25:34,896 --> 00:25:37,514
‫چی ؟

397
00:25:37,598 --> 00:25:40,000
‫پس یعنی... موقعی که کشتمش اون هیولا نبود ؟

398
00:25:42,870 --> 00:25:44,905
‫فقط یه راه داره که بفهمیم

399
00:25:44,972 --> 00:25:46,990
‫بابی » تو ماشین اَره جمجمه بُر داری ؟ »

400
00:25:47,075 --> 00:25:48,191
‫معلومه که دارم

401
00:25:48,276 --> 00:25:49,509
‫تنها اونجا نمیری

402
00:25:49,577 --> 00:25:51,278
‫اوه نه ، تنها نمیره

403
00:25:51,329 --> 00:25:54,164
‫ما باهم میریم چند تا وسیله بیاریم

404
00:25:54,248 --> 00:25:56,416
‫و ببینیم میتونیم برق اینجا رو راه اندازی کنیم یا نه

405
00:25:56,484 --> 00:25:58,335
‫و از تو و تو میخوام که...

406
00:25:58,419 --> 00:26:01,321
‫خیلی خب از تو و تو میخوام که مواظی اون و اون باشین...

407
00:26:01,372 --> 00:26:03,173
‫اَه ، اصلاً اگه چیزی از کسی بیرون اومد

408
00:26:03,257 --> 00:26:04,458
‫یکی یه کاری بکنه!

409
00:26:04,509 --> 00:26:07,761
‫باشه ، نگران نباش ، من حواسم به « سمیول » هست

410
00:26:07,828 --> 00:26:09,179
‫دین » هم حواسش به من هست »

411
00:26:30,985 --> 00:26:33,120
‫میدونی که کار درست رو کردی

412
00:26:34,739 --> 00:26:39,409
‫منظورت در شرایطیه که من خودم باشم و هیولائه تو بدن اون باشه

413
00:26:41,062 --> 00:26:43,580
‫این چیز لعنتی داره سه طرفه بازیمون میده

414
00:26:43,648 --> 00:26:45,832
‫من فقط فرض می کنم که تو خودتی

415
00:26:45,900 --> 00:26:48,868
‫پس میشه اینو باز کنی ؟

416
00:26:51,556 --> 00:26:54,040
‫نه تا وقتی که اون کرم رو از سرش بیرون بیاریم

417
00:26:56,260 --> 00:26:57,544
‫نمیدونم

418
00:26:57,595 --> 00:27:00,680
‫من به زور به یادش میارم

419
00:27:00,731 --> 00:27:05,152
‫و حتی چیزای محوی رو که ازش یادمه خاطرات خوبی نیستن...

420
00:27:05,219 --> 00:27:08,221
‫و کاری که باهامون کرد...

421
00:27:08,272 --> 00:27:09,256
‫ولی...

422
00:27:09,323 --> 00:27:11,224
‫ولی هم داره ؟

423
00:27:11,275 --> 00:27:15,162
‫نمیتونم کارش کنم همش این میاد به ذهنم که

424
00:27:15,229 --> 00:27:18,229
‫اگه مامان زنده بود و میدید با پدرش چی کار کردم چی می گفت

425
00:27:21,068 --> 00:27:24,454
‫میدونی اگه مامان زنده بود چی می گفت ؟

426
00:27:24,539 --> 00:27:27,207
‫میگفت دلیل نمیشه چون که از یک خون هستین یه خانواده هم باشین

427
00:27:27,275 --> 00:27:29,759
‫باید لیاقتش رو داشته باشی

428
00:27:40,555 --> 00:27:43,690
‫خیلی خب...

429
00:27:43,757 --> 00:27:45,141
‫بیاین دکتر بازی کنیم!

430
00:27:48,863 --> 00:27:50,647
‫- میخواین یه سر برین هوا بخورین ؟
‫- نه راحتیم

431
00:27:50,731 --> 00:27:52,899
‫ما میخوایم مغز پدربزرگتون رو باز کنیم

432
00:27:52,950 --> 00:27:54,100
‫بهتره برین یه هوایی بخورین

433
00:28:18,809 --> 00:28:21,311
‫این دیگه چه کوفتیه ؟ یازم شیرجه زدی تو آشغالا ؟

434
00:28:21,395 --> 00:28:22,679
‫چیه مگه ؟! هنوز کار می کنه!

435
00:28:22,763 --> 00:28:24,064
‫آره حتماً

436
00:28:24,131 --> 00:28:27,234
‫امیدوارم

437
00:28:27,301 --> 00:28:30,654
‫گوش کن « روفس » داشتم فکر می کردم

438
00:28:30,738 --> 00:28:32,355
‫آره شگفتی ها هیچوقت تمومی ندارن

439
00:28:32,440 --> 00:28:36,159
‫یه دقه لال شو میخوام یه چیزی بگم

440
00:28:38,329 --> 00:28:42,499
‫قضیه " اوماها " تقصیر من بود

441
00:28:42,617 --> 00:28:45,085
‫نه ، این طور نیست

442
00:28:45,152 --> 00:28:46,870
‫نه ، من باید به حرفت گوش می دادم

443
00:28:46,954 --> 00:28:48,922
‫« خب این کارو که باید همیشه بکنی « بابی

444
00:28:50,591 --> 00:28:53,460
‫بذار این حرفمو بیرون بریزم

445
00:28:53,511 --> 00:28:56,296
‫بابی » ما قبلاً هم درباره این موضوع صحبت کردیم »

446
00:28:56,347 --> 00:28:59,432
‫نه نکردیم ف من هیچوت ازت معذرت خواهی نکردم

447
00:28:59,500 --> 00:29:01,801
‫تو اونو به خاطر من از دست دادی...

448
00:29:01,852 --> 00:29:05,838
‫بابی » ، گفتم قبلاً دربارش صحبت کردیم »

449
00:29:05,890 --> 00:29:09,676
‫و تو می تونی تمام روز رو زر بزنی

450
00:29:09,727 --> 00:29:11,845
‫ولی هیچ چیزیو تغییر نمیده

451
00:29:17,702 --> 00:29:21,538
‫من هرگز واسه اتفاقی که افتاد نمی بخشمت

452
00:29:23,023 --> 00:29:25,292
‫گرفتی ؟

453
00:29:25,359 --> 00:29:28,211
‫هرگز

454
00:29:30,498 --> 00:29:32,632
‫پس موضوع صحبت رو عوض کن

455
00:30:05,533 --> 00:30:06,566
‫« دین »

456
00:30:09,133 --> 00:30:10,966
‫یا عیسی!

457
00:30:36,447 --> 00:30:37,731
‫بابی » حالت خوبه ؟ »

458
00:30:37,782 --> 00:30:39,983
‫هی حالت خوبه ؟

459
00:30:40,067 --> 00:30:41,067
‫بیدار شو

460
00:30:41,118 --> 00:30:41,934
‫چیزی نیست من پیشتم

461
00:30:41,986 --> 00:30:42,935
‫بلند شو

462
00:30:42,987 --> 00:30:45,989
‫حالت خوبه ؟

463
00:30:46,073 --> 00:30:48,074
‫این زندگی اون دنیام نمیتونه باشه

464
00:30:48,125 --> 00:30:49,776
‫چون هر سه تاتون توش هستین!

465
00:30:49,827 --> 00:30:51,911
‫چی شد ؟

466
00:30:51,962 --> 00:30:54,547
‫وقتی ما رفتیم اون رو میز مرده بود

467
00:30:54,615 --> 00:30:56,733
‫آره تا وقتی که زنده شد

468
00:30:56,801 --> 00:30:59,169
‫پس چطور شد که دوبار مُرد ؟

469
00:30:59,253 --> 00:31:00,420
‫بابی » انداختش رو اون پریز برق »

470
00:31:00,471 --> 00:31:01,588
‫فکر کنم سیمش لخت بود

471
00:31:01,639 --> 00:31:05,175
‫برق گرفتتش و ترتیبش داده شد

472
00:31:05,259 --> 00:31:07,477
‫بعد اون چیزه از گوشش اومد بیرون

473
00:31:07,561 --> 00:31:09,512
‫لااقل دیگه میدونیم چی نقطه ضعفشه

474
00:31:09,597 --> 00:31:11,130
‫الکتریسیته

475
00:31:11,182 --> 00:31:13,800
‫آره ، ولی حالا سوأل دیگه اینه که اون کجا رفت ؟

476
00:31:13,851 --> 00:31:15,852
‫- شما دیدینش ؟
‫- نه

477
00:31:15,936 --> 00:31:17,821
‫- شما دو تا بیهوش شده بودید
‫- آره

478
00:31:17,905 --> 00:31:22,308
‫خب یا اینطوریه که فرار کرده

479
00:31:23,728 --> 00:31:27,480
‫یا... تو بدن یکی از شما ها رفته

480
00:31:27,531 --> 00:31:29,032
‫نه ما ها به هوش بودیم

481
00:31:29,116 --> 00:31:31,818
‫- حواستون به همدیگه بود ؟
‫- آره

482
00:31:31,869 --> 00:31:34,421
‫تمام مدت رو ؟

483
00:31:34,488 --> 00:31:36,372
‫بستگی داره منظورت از تمام مدت چقدر باشه

484
00:31:36,457 --> 00:31:38,842
‫درست عین همون چیزی که گفتم

485
00:31:38,926 --> 00:31:42,512
‫خیلی خب چطور گوشامون رو چک کنیم ؟

486
00:31:48,669 --> 00:31:50,336
‫هیچی

487
00:31:54,442 --> 00:31:57,343
‫شاید رفته باشه

488
00:31:57,394 --> 00:31:59,345
‫نه

489
00:31:59,413 --> 00:32:01,397
‫ممکنه دیگه فهمیده باشه و ردش رو پوشونده باشه

490
00:32:01,482 --> 00:32:03,733
‫خیلی خب بیاین دیگه صد در صد مطمئن بشیم

491
00:32:03,818 --> 00:32:05,351
‫چطوری ؟

492
00:32:14,712 --> 00:32:16,079
‫وصلی

493
00:32:16,163 --> 00:32:18,548
‫باشه

494
00:32:31,295 --> 00:32:32,595
‫خیلی خب

495
00:32:37,935 --> 00:32:39,185
‫آره

496
00:32:42,022 --> 00:32:43,573
‫خب...

497
00:32:43,657 --> 00:32:47,577
‫من یه دکتر نیستم ولی دیگه این رو مُرده میدونم

498
00:32:47,661 --> 00:32:50,330
‫خیلی خب ، کی میخواد اول امتحان کنه ؟

499
00:32:51,949 --> 00:32:54,501
‫- من
‫- مطمئنی ؟

500
00:32:54,568 --> 00:32:55,869
‫زودتر بزن قبل از اینکه به شک...

501
00:32:57,955 --> 00:33:00,290
‫حروم...

502
00:33:01,375 --> 00:33:05,011
‫چه حالی داد!

503
00:33:05,078 --> 00:33:06,129
‫میخوای من واسه تو رو...

504
00:33:14,421 --> 00:33:15,388
‫خیلی خب

505
00:33:15,439 --> 00:33:16,306
‫آره

506
00:33:19,777 --> 00:33:20,777
‫نه متأسفم

507
00:33:20,861 --> 00:33:22,946
‫بهونه ای در کار نیست « روفس » زودباش

508
00:33:23,030 --> 00:33:25,982
‫- من تو بدنم دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب دارم
‫- پس بهتره دعا کنی جنسش خوب باشه!

509
00:33:26,066 --> 00:33:28,034
‫از کی تا به حال تو دستگاه ضربان قلب داری ؟

510
00:33:28,101 --> 00:33:30,370
‫از وقتی که " بوش " رئیس جمهور بود

511
00:33:30,437 --> 00:33:32,855
‫جهت اطلاعت هم بگم یکی از پاهام سه تا انگشت داره!

512
00:33:34,325 --> 00:33:36,308
‫خیلی خوب زودباش فقط سریع تر انجامش بده

513
00:33:39,463 --> 00:33:41,247
‫خدا!

514
00:33:41,298 --> 00:33:42,332
‫ای خدا!

515
00:33:42,449 --> 00:33:45,168
‫لعنتی!

516
00:33:45,252 --> 00:33:47,337
‫- حالت خوبه ؟
‫- معلومه که خوب نیستم!

517
00:33:47,421 --> 00:33:48,755
‫بدش به من

518
00:33:48,806 --> 00:33:51,090
‫خیلی خب

519
00:33:51,141 --> 00:33:52,342
‫نوبت منه

520
00:33:52,426 --> 00:33:56,679
‫خب تو بدن من که نیست میتونین انجامش بدین

521
00:33:56,764 --> 00:33:58,982
‫باشه پس تکون نخور بابی

522
00:33:59,066 --> 00:34:00,483
‫باشه حتماً

523
00:34:00,568 --> 00:34:01,985
‫- سریع انجامش میدم
‫- مشکلی نیست

524
00:34:02,069 --> 00:34:03,353
‫خیلی خب پس بیا انجامش بدیم

525
00:34:03,437 --> 00:34:05,321
‫« فقط یه لحظه صبر کن « روفس

526
00:34:05,406 --> 00:34:09,025
‫یه لحظه که چیزی نیست

527
00:34:09,109 --> 00:34:10,860
‫من بابیم

528
00:34:10,945 --> 00:34:12,078
‫آره جون خودت

529
00:34:13,747 --> 00:34:15,498
‫« بابی »!

530
00:34:17,257 --> 00:34:19,498
‫« روفس »

531
00:34:32,999 --> 00:34:35,367
‫بابی » ما دو نفریم و تو یک نفر »

532
00:34:55,405 --> 00:34:58,023
‫چه خبرا هرپی کوچولو ؟

533
00:35:03,863 --> 00:35:05,397
‫چرا درباره هرپی ها هی حرف میزنی ؟!

534
00:35:05,448 --> 00:35:07,215
‫چی؟!

535
00:35:07,733 --> 00:35:08,700
‫کی حرف زدم؟! خفه شو

536
00:35:09,953 --> 00:35:11,754
‫خفه شو!

537
00:35:13,873 --> 00:35:16,792
‫حتی فکر فرار هم به سرت نزنه

538
00:35:16,876 --> 00:35:19,545
‫چون کوچیکترین شکاف این اتاق رو بستیم

539
00:35:19,596 --> 00:35:20,846
‫پس راحت باش

540
00:35:20,913 --> 00:35:22,247
‫راحت هستم

541
00:35:22,298 --> 00:35:25,684
‫اینجا راحته

542
00:35:25,752 --> 00:35:29,721
‫و تو این یاروئه رو دست داری مگه نه ؟

543
00:35:29,789 --> 00:35:34,860
‫واقعاً میخوای منو بکشی و اونو هم به کشتن بدی ؟

544
00:35:34,927 --> 00:35:37,946
‫به اندازه کافی امروز رفیق رفقات رو از دست ندادی ؟

545
00:35:38,031 --> 00:35:39,281
‫ما کاریو میکنیم که باید بکنیم

546
00:35:39,365 --> 00:35:41,700
‫و چند تا سوأل ازت داریم

547
00:35:41,767 --> 00:35:43,402
‫پس میتونی بهمون جواب بدی

548
00:35:43,453 --> 00:35:46,271
‫یا ما میتونیم یه مقدار تو رو برشته کنیم

549
00:35:46,322 --> 00:35:50,876
‫بپرس ، منتظر سوأل کردن بودم

550
00:35:50,943 --> 00:35:52,911
‫این حرفت یعنی چی ؟

551
00:35:52,962 --> 00:35:56,748
‫یعنی چیزی واسه پنهان کردن ندارم

552
00:35:56,800 --> 00:35:58,050
‫تو چی هستی ؟

553
00:35:58,117 --> 00:36:00,719
‫تو حتی اسم من رو هم نمیدونی

554
00:36:00,786 --> 00:36:03,672
‫من این دور و برا یه موجود جدیدم

555
00:36:03,756 --> 00:36:06,475
‫ایو » خودش شخصاً منو به وجود اُورد »

556
00:36:16,102 --> 00:36:18,604
‫این « ایو » هرزه کیه ؟

557
00:36:18,655 --> 00:36:21,306
‫مادر همه ی ما ها

558
00:36:21,357 --> 00:36:24,293
‫و پایان زندگی همه ی شما ها

559
00:36:24,360 --> 00:36:26,111
‫وقتی که کارش تموم بشه

560
00:36:26,162 --> 00:36:29,998
‫تعداد موجودات تو دنیا از انسان ها بیشتر میشه

561
00:36:30,083 --> 00:36:32,784
‫دیگه باید برین تو خودکار زندگی کنین

562
00:36:32,836 --> 00:36:36,371
‫ما دیگه از گوشت شما ها به عنوان گوشت گوساله استفاده می کنیم

563
00:36:36,456 --> 00:36:38,373
‫و نقش تو از این جریانات چیه ؟

564
00:36:38,458 --> 00:36:40,175
‫آخه حمله کردن به چند تا راننده کامیون چه کمکی بهتون می کنه ؟

565
00:36:40,260 --> 00:36:41,793
‫فکر می کنین من اینجام

566
00:36:41,845 --> 00:36:44,963
‫تا به چند تا کاگر کارخونه حمله کنم ؟

567
00:36:45,014 --> 00:36:46,548
‫ما شما رو به اینجا کشوندیم

568
00:36:46,616 --> 00:36:47,516
‫چرا ؟

569
00:36:47,600 --> 00:36:50,469
‫اون براتون یه پیغامی داره

570
00:36:50,520 --> 00:36:52,304
‫که این جوریاست ؟ خب چیه ؟

571
00:36:52,355 --> 00:36:55,057
‫همتون می میرید

572
00:36:55,141 --> 00:36:59,278
‫اون عصبانیه و اینجاست

573
00:36:59,345 --> 00:37:02,231
‫و چیزی انتظارتون رو نمیکشه جز درد و رنج

574
00:37:02,315 --> 00:37:06,068
‫برای شما ها از اینجا به بعد

575
00:37:06,152 --> 00:37:08,820
‫خب جواب منم اینه

576
00:37:13,159 --> 00:37:14,960
‫« دین »

577
00:37:15,027 --> 00:37:16,962
‫« دین »

578
00:37:19,415 --> 00:37:22,551
‫به نظرت چقدر دیگه می تونه تحمل کنه

579
00:37:22,635 --> 00:37:27,506
‫نمی تونین بدون اینکه به اون آسیبی بزنین منو بکشین

580
00:37:31,811 --> 00:37:33,812
‫خب پس باید کاریو بکنیم که

581
00:37:33,879 --> 00:37:35,814
‫اگه « بابی » خودش بود ازمون می خواست بکنیم

582
00:37:49,895 --> 00:37:51,697
‫دیگه راه فراری نداره کثافت

583
00:37:55,401 --> 00:37:57,703
‫بابی » دووم بیار »

584
00:38:16,689 --> 00:38:17,589
‫« بابی »

585
00:38:17,640 --> 00:38:18,890
‫اون...

586
00:38:24,814 --> 00:38:26,615
‫« بابی »

587
00:38:28,768 --> 00:38:31,153
‫نفس نمی کشه

588
00:38:53,772 --> 00:38:54,772
‫باید بگم که

589
00:38:54,800 --> 00:38:57,134
‫هیچوقت نفهمیدم دین و مذهب « روفس » چی بود

590
00:38:57,144 --> 00:38:59,979
‫خب اون آدم پاکی نبود

591
00:39:00,063 --> 00:39:01,981
‫هر وقت موقع دفن کردن یه جسد میشد

592
00:39:02,065 --> 00:39:05,699
‫می گفت روز تعطیل من مرخصیم

593
00:39:11,792 --> 00:39:15,211
‫میدونین یه کار ساده داشتم

594
00:39:15,278 --> 00:39:19,715
‫یه مکانیکی داشتم

595
00:39:19,783 --> 00:39:23,502
‫بعد زنم تسخیر شد

596
00:39:23,587 --> 00:39:27,073
‫حسابی از من عصبانی بود

597
00:39:27,140 --> 00:39:31,060
‫من بهش چاقو زدم و هیچی جلوشو نتونست بگیره

598
00:39:31,127 --> 00:39:35,898
‫چیز بعدی که میدونم اینه که « روفس » اومد

599
00:39:35,965 --> 00:39:37,800
‫روش آب مقدس ریخت

600
00:39:37,868 --> 00:39:40,970
‫و به سرعتی اون شیطان رو فرستاد جهنم

601
00:39:43,357 --> 00:39:45,241
‫که من واسه کشتنش باعث راه درازی رو می رفتم

602
00:39:45,308 --> 00:39:48,494
‫ولی...

603
00:39:48,578 --> 00:39:52,164
‫روفس » همه چیز رو ماست مالی کرد »

604
00:39:54,334 --> 00:39:57,486
‫به من یکی دو تا چیز درباره ی

605
00:39:57,537 --> 00:40:01,957
‫اینکه چه چیزایی اون بیرون میتونن باشن یاد داد

606
00:40:02,009 --> 00:40:04,660
‫خیلی زود بعدش ما رفیق شدیم و با هم شکار می کردیم

607
00:40:04,711 --> 00:40:06,879
‫واسه یه چهار سالی با هم بودیم

608
00:40:06,963 --> 00:40:10,666
‫یه چیز مثل موقعیتی که شما دو تا گاگول دارین

609
00:40:10,717 --> 00:40:12,435
‫بعدش چی شد ؟

610
00:40:15,355 --> 00:40:17,840
‫قضیه " اوماها " اتفاق افتاد

611
00:40:17,891 --> 00:40:21,677
‫تقصیر من بود

612
00:40:21,728 --> 00:40:23,779
‫و اون هیچوقت هم فراموش نکرد

613
00:40:23,847 --> 00:40:25,398
‫خب باید می کرد

614
00:40:25,482 --> 00:40:26,949
‫« تو نمیدونی من چی کار کردم « دین

615
00:40:27,016 --> 00:40:28,617
‫مهم نیست

616
00:40:28,685 --> 00:40:30,903
‫منظورت چیه مهم نیس...

617
00:40:30,987 --> 00:40:33,856
‫منظورم اینه در پایان روز شما دو تا مثل خانواده هستین برای هم

618
00:40:33,907 --> 00:40:37,176
‫زندگی خودش کوتاهه و زندگی ما شکارچیا از همه کوتاه تر

619
00:40:37,244 --> 00:40:40,546
‫و اگه بخوایم این طوری سپریش کنیم

620
00:40:40,630 --> 00:40:43,799
‫بالاخره یه چیزی پیش میاد

621
00:40:43,867 --> 00:40:46,034
‫و وقتی ترتیب من داده بشه

622
00:40:46,086 --> 00:40:48,971
‫فقط محض اطلاعتون میگم ، هیچ مشکلی بینمون نیست

623
00:40:49,038 --> 00:40:51,390
‫یه عذرخواهی برای همه کسائی که

624
00:40:51,475 --> 00:40:52,808
‫توی این مدت خرابکاری به بار اُوردن

625
00:40:52,876 --> 00:40:54,543
‫« بعضی از ما ها خیلی خراب کاری به بار اُوردیم « دین

626
00:40:54,594 --> 00:40:57,012
‫خب کاریه که شده

627
00:41:01,601 --> 00:41:02,485
‫باشه

628
00:41:45,808 --> 00:41:48,295
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

629
00:41:49,308 --> 00:41:51,495
‫مترجم : معین. ج

