1
00:00:02,805 --> 00:00:04,972
‫آره ، فکر کنم اینا پسرای « جان وینچستر » باشن

2
00:00:06,141 --> 00:00:08,342
‫« سلام ، من « اِلن » هستم ، اینم دخترم « جوئه

3
00:00:08,510 --> 00:00:10,645
‫حسابی باید ادبتون کنم!

4
00:00:10,713 --> 00:00:12,212
‫بهتره منو بذاری شماره گیری تند رو گوشیت بچه جون

5
00:00:12,213 --> 00:00:13,112
‫چشم خانم

6
00:00:13,113 --> 00:00:14,512
‫« اونا سگ های جهنمی هستن « دین

7
00:00:14,513 --> 00:00:15,498
‫ما میذاریم سگ ها وارد بشن

8
00:00:15,500 --> 00:00:18,430
‫شما ها هم از این فرصت استفاده کنین و به ساختمون بغلی فرار کنین

9
00:00:18,436 --> 00:00:20,103
‫و منم اینجا آمادم که دکمه رو فشار بدم

10
00:00:20,171 --> 00:00:22,639
‫اگه من بتونم فرصتی داشته باشم که ترتیب « لوسیفر » رو بدیم
‫پس باید از این فرصت استفاده کرد

11
00:00:22,707 --> 00:00:24,240
‫من اینجا تنها ولت نمی کنم

12
00:00:29,213 --> 00:00:31,514
‫- اون بالا یه جنگ تمدنی شده
‫- می دونم

13
00:00:31,582 --> 00:00:34,084
‫اگه من بتونم « رافائل » رو شکست بدم همه چیز تموم میشه

14
00:00:34,151 --> 00:00:35,618
‫کاری که تو کردی خیلی خیلی از یه شورش ساده بزرگتر بود

15
00:00:35,686 --> 00:00:36,986
‫تو تمام فیلنامه ی سرنوشت رو پاره کرده

16
00:00:37,054 --> 00:00:38,655
‫و تک تک صفحاتش رو برای هممون سوزوندی

17
00:00:38,723 --> 00:00:40,490
‫تو هیچ می دونی روح ها چقدر ارزشمند هستن ؟

18
00:00:40,558 --> 00:00:42,692
‫نگه دارنده ی چه قدرتی هستن ؟

19
00:00:42,760 --> 00:00:44,094
‫تا به حال این مرد رو دیدید ؟

20
00:00:44,161 --> 00:00:45,328
‫- « روفس ترنر »
‫- نه

21
00:00:45,396 --> 00:00:46,396
‫من کمکی ازت نخواستم

22
00:00:46,464 --> 00:00:47,497
‫تا به حال اون عوضی رو ندیدم

23
00:00:47,565 --> 00:00:49,032
‫منم اجازت رو نخواستم

24
00:00:49,100 --> 00:00:50,266
‫مثل زمان های قدیم

25
00:00:50,334 --> 00:00:52,635
‫به شرطی که من رانندگی کنم

26
00:00:52,703 --> 00:00:55,905
‫- تو چی هستی ؟
‫ایو » شخصاً منو به وجود اُورده »

27
00:00:55,973 --> 00:00:58,575
‫مادر همه ی ماها...

28
00:00:58,642 --> 00:01:00,243
‫اون برات یه پیغامی داره...

29
00:01:07,050 --> 00:01:08,385
‫تقصیر من بود

30
00:01:42,486 --> 00:01:44,521
‫آشغال لعنتی

31
00:02:47,786 --> 00:02:50,923
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

32
00:02:52,486 --> 00:02:53,923
‫متـرجم : معیـن. ج

33
00:03:17,014 --> 00:03:19,247
‫- یه چیزی بگو!
‫- تو بگو!

34
00:03:19,783 --> 00:03:21,751
‫نه تو بگو!

35
00:03:35,633 --> 00:03:37,500
‫شما دوتا میخواین همینطوری اونجا وایستین

36
00:03:37,568 --> 00:03:40,303
‫مثه دخترای زشتی که تو مجلس رقص
‫یه گوشه میرن یا بالاخره یه زری میزنین ؟

37
00:03:40,371 --> 00:03:43,172
‫این یارو « ایو » مادر همه ی نمیدونم چی چی

38
00:03:43,240 --> 00:03:45,041
‫خود به خود ترتیبش داده نمیشه

39
00:03:46,877 --> 00:03:47,977
‫شما دوتا چه مرگتونه ؟

40
00:03:49,847 --> 00:03:51,714
‫بابی » تو چند روزه که نخوابیدی »

41
00:03:51,782 --> 00:03:54,150
‫به موقعش هم میخوابم ، چیه ؟ مگه زنمی ؟!

42
00:03:54,218 --> 00:03:56,686
‫من فقط دارم میگم که... میدونی...

43
00:03:56,754 --> 00:03:59,289
‫یه پنج دقیقه استراحت کردن چیز بدی نیست

44
00:03:59,356 --> 00:04:00,256
‫واسه کی ؟

45
00:04:00,324 --> 00:04:01,925
‫« ببین « بابی

46
00:04:01,992 --> 00:04:05,161
‫برای... برای هممون سخت بود

47
00:04:05,229 --> 00:04:06,596
‫اینکه ببینیم « روفس » اون طوری از بینمون رفت

48
00:04:06,664 --> 00:04:07,764
‫شما فکر می کنین...

49
00:04:10,167 --> 00:04:12,168
‫ربطی به « روفس » نداره

50
00:04:12,236 --> 00:04:14,237
‫بابی » ما میدونیم اون برات در حد یه رفیق ساده نبود »

51
00:04:14,305 --> 00:04:16,973
‫میدونین من از کی میدونستم ترتیب « روفس » دادست ؟

52
00:04:17,041 --> 00:04:18,408
‫همون اولین روزی که دیدمش!

53
00:04:18,475 --> 00:04:20,443
‫تنها سوأل این بود که کی زودتر میمیره ، من یا اون ؟

54
00:04:20,511 --> 00:04:22,579
‫حالا شماها میخواین اونجا وایستین و منو مشاوره روانشناسی کنین ؟

55
00:04:22,646 --> 00:04:24,147
‫یا میرین برام یه فنجون قهوه بیارین ؟

56
00:04:25,516 --> 00:04:29,116
‫ایرلندی درستش کن|!

57
00:04:31,522 --> 00:04:33,222
‫خب اون که حالش عالیه

58
00:04:33,290 --> 00:04:36,059
‫آره انگار اصلاً این قضایا هیچ ربطی به « روفس » نداره

59
00:04:36,126 --> 00:04:37,727
‫خب میخوای چی کار کنی ؟

60
00:04:37,795 --> 00:04:39,395
‫منظورم اینه همینطوری که نمی تونیم اینجا بشینیم

61
00:04:39,463 --> 00:04:41,230
‫تا ببینیم از کبدش بالاخره میرینه بیرون یا نه!

62
00:04:41,298 --> 00:04:43,900
‫خب... یه جوری میتونیم از خونه بیاریمش بیرون

63
00:04:43,968 --> 00:04:45,068
‫یه موردی هست

64
00:04:45,135 --> 00:04:46,803
‫جدی ؟ چیه ؟

65
00:04:46,870 --> 00:04:48,738
‫ببین

66
00:04:48,806 --> 00:04:50,607
‫" چستر ، پنسلوینیا "

67
00:04:50,674 --> 00:04:53,443
‫سه نفر همشون به طرز وحشتناکی

68
00:04:53,510 --> 00:04:54,777
‫ترتیبشون داده شده

69
00:04:54,845 --> 00:04:57,447
‫آخرین قربانی هم توسط در گاراج خونش کلش قطع شده

70
00:04:57,514 --> 00:04:59,215
‫و همشون هم خویشاوند همدیگن

71
00:04:59,283 --> 00:05:01,351
‫- خب چی فکر می کنی ؟ نفرین خانوداگی ؟
‫- ممکنه

72
00:05:01,418 --> 00:05:02,652
‫هی غُر غُرو

73
00:05:04,755 --> 00:05:06,089
‫تو...

74
00:05:06,156 --> 00:05:08,925
‫من حال و حوصله اینا رو ندارم ولم کنین

75
00:05:08,993 --> 00:05:11,995
‫فقط... از خونم برین بیرون ، با جفتتونم

76
00:05:12,062 --> 00:05:13,796
‫دارین دیوونم میکنین

77
00:05:13,864 --> 00:05:15,497
‫« بابی »

78
00:05:15,565 --> 00:05:16,899
‫همین حالا!

79
00:05:16,967 --> 00:05:19,235
‫محض رضای خدا

80
00:05:40,224 --> 00:05:42,425
‫شاید بهتر باشه صبر کنیم تا برگرده

81
00:05:42,493 --> 00:05:43,993
‫رفیق اون همین تازه از جاده زنگ زد

82
00:05:44,061 --> 00:05:45,595
‫گفت زود میرسه دیگه

83
00:05:45,663 --> 00:05:47,063
‫تو واقعاً میخوای اینجا باشی و اونو تماشا کنی که

84
00:05:47,131 --> 00:05:48,564
‫هی به خاطر کاراش سر ما قور بزنه ؟

85
00:05:48,632 --> 00:05:50,433
‫آره آره رانندگی کن!

86
00:06:04,548 --> 00:06:05,948
‫چـــ... چی

87
00:06:06,016 --> 00:06:08,451
‫بگو که تموم این مدت رو مشروب نمیخوردی

88
00:06:08,519 --> 00:06:10,586
‫تو از اون بچه ها هم بدتری ، من مشغول به کارم

89
00:06:10,654 --> 00:06:11,988
‫خدای من

90
00:06:12,056 --> 00:06:14,891
‫من واسه یک هفته نباشم اینجا کاملاً به باد میره

91
00:06:14,958 --> 00:06:17,060
‫« چت شده « بابی سینگر

92
00:06:17,127 --> 00:06:19,662
‫یه خودکار بیار تا لیست مشکلاتمو بگم!

93
00:06:19,730 --> 00:06:21,831
‫میدونی تمام تنت بوی الکل میده

94
00:06:21,899 --> 00:06:24,367
‫خودتم بوی گل نمیدی!

95
00:06:24,435 --> 00:06:26,335
‫خب من با « جو » سرگرم شکار بودم

96
00:06:26,403 --> 00:06:27,570
‫بهونه تو چیه ؟

97
00:06:27,638 --> 00:06:29,906
‫اگه به بهونه احتیاج داشته باشم یه دونه خوبش رو دارم

98
00:06:35,479 --> 00:06:36,646
‫می دونم

99
00:06:36,714 --> 00:06:39,882
‫خیلی متأسفم

100
00:06:39,950 --> 00:06:41,651
‫روفس برای من هم خیلی عزیز بود

101
00:06:45,723 --> 00:06:47,990
‫برو یه آبی به دست و صورتت بزن منم یه چیزی درست میکنم بخوریم

102
00:06:48,058 --> 00:06:50,827
‫تا به حال کسی بهت گفته خیلی رو اعصابی ؟!

103
00:06:53,664 --> 00:06:55,098
‫واسه همینه که باهام ازدواج کردی

104
00:06:55,165 --> 00:06:57,166
‫برو

105
00:06:57,234 --> 00:06:59,602
‫« به من دستور نده « اِلن!

106
00:07:16,587 --> 00:07:18,287
‫حتی یه چراغش هم روشن نشد

107
00:07:18,355 --> 00:07:22,325
‫پس کار یه روح انتقام جو نیست

108
00:07:22,392 --> 00:07:23,659
‫پس چیه ؟

109
00:07:36,240 --> 00:07:37,707
‫چی پیدا کردی ؟

110
00:07:41,345 --> 00:07:42,612
‫اون چیه دیگه ؟ نخ تزئینی کریسمسه ؟

111
00:07:42,679 --> 00:07:43,546
‫نمیدونم

112
00:07:53,023 --> 00:07:54,657
‫طلائه

113
00:07:54,725 --> 00:07:56,459
‫منظورت طلای واقعیه ؟!

114
00:07:56,527 --> 00:07:57,827
‫چرا یه یارو مثل اون باید طلا داشته باشه

115
00:07:57,895 --> 00:07:59,896
‫که کف گاراجش افتاده باشه

116
00:07:59,963 --> 00:08:01,264
‫نمی دونم

117
00:08:01,331 --> 00:08:04,433
‫یه ریگی به کفش این خانواده هست

118
00:08:04,501 --> 00:08:07,336
‫منظورم اینه که تصادف ها همین طوری تصادفاً اتفاق نمیفتن!

119
00:08:08,405 --> 00:08:10,306
‫اَه میدونی منظورم چیه دیگه!

120
00:08:10,374 --> 00:08:13,442
‫خیلی خب چطوره من برم ببینم تاریخچه این خانواده چطوریه

121
00:08:13,510 --> 00:08:15,044
‫تو هم به مورد بعدی یه سری بزنی

122
00:08:15,112 --> 00:08:16,978
‫آره

123
00:08:19,283 --> 00:08:22,151
‫روند های اولیه دادگه واسه گواهی...

124
00:08:22,219 --> 00:08:24,287
‫نه من بهت گفته بودم ۳ بعد از ظهر

125
00:08:24,354 --> 00:08:25,822
‫نه مشتری های معمولیم هستن

126
00:08:25,889 --> 00:08:28,090
‫مامان دیگه باید برم

127
00:08:30,160 --> 00:08:32,929
‫عذرمیخوام گفتین از کدوم بخشین ؟

128
00:08:32,996 --> 00:08:34,297
‫از بخش شجرنامه ی دانشگاه

129
00:08:34,364 --> 00:08:35,998
‫ما داریم یه مطالعه رو خانواده های این اطراف انجام میدیم

130
00:08:36,066 --> 00:08:37,433
‫و خوانده ی « روسو » که شما باشین خیلی زیادن

131
00:08:37,501 --> 00:08:38,835
‫آره... میدونی چیه ؟

132
00:08:38,902 --> 00:08:41,103
‫باید بهت بگم که من الان فوق العاده سرم شلوغه

133
00:08:41,171 --> 00:08:42,872
‫آره مطمئنم که هفته خیلی سختی رو پشت سر گذاشتی

134
00:08:42,940 --> 00:08:44,340
‫من درباره تراجدی هایی که این اواخر براتون رخ داد خوندم

135
00:08:44,408 --> 00:08:45,942
‫پسر عموتون بود درسته ؟

136
00:08:46,009 --> 00:08:47,543
‫بله ، مایه تأسفه

137
00:08:47,611 --> 00:08:51,314
‫ولی من اونقدر ها هم به خانوادم نزدیک نیستم پس...

138
00:08:51,381 --> 00:08:52,982
‫این کار شما خیلی وقت گیره ؟

139
00:08:53,050 --> 00:08:54,951
‫نه ، پنج دقیقه ، فقط پنج دقیقه طول می کشه

140
00:08:55,018 --> 00:08:56,319
‫میتونید به من بگید که...

141
00:08:56,386 --> 00:08:58,788
‫چیز به درد بخوری که بشه واسه
‫این تحقیق از « روسو » ها پیدا کرد وجود داره یا نه ؟

142
00:08:58,856 --> 00:09:00,690
‫به درد بخور ؟ نه

143
00:09:00,757 --> 00:09:02,859
‫منظورم یه چیز در حد معمولیه

144
00:09:02,926 --> 00:09:04,393
‫چیز خاصشون اینه که ایتالی هستن

145
00:09:04,461 --> 00:09:05,695
‫متوجهم

146
00:09:05,762 --> 00:09:10,066
‫هیچ کسشون تا به حال کشته شده ؟
‫یا در جنگ مجروح شده ؟

147
00:09:10,133 --> 00:09:14,303
‫یا... گونه های دیگه ی خشونت ؟

148
00:09:14,371 --> 00:09:16,672
‫منظورت چیه ؟

149
00:09:16,740 --> 00:09:20,109
‫مثل یه چیزی که به قدری بد باشه
‫که نسل های بعدی این خانواده رو لکه دار کنه

150
00:09:22,145 --> 00:09:23,279
‫نه

151
00:09:24,681 --> 00:09:26,215
‫خوبه ، چیز خوبه!

152
00:09:27,317 --> 00:09:29,251
‫کسی تو این خانواده بَرده نبود ؟

153
00:09:30,254 --> 00:09:31,254
‫چی ؟!

154
00:09:31,321 --> 00:09:32,622
‫یه سوأل عادیه

155
00:09:32,689 --> 00:09:35,057
‫هیچ کسی از این خانواده به " نازی " ها مربوط میشه ؟

156
00:09:35,425 --> 00:09:36,726
‫ببخشید ؟!

157
00:09:36,793 --> 00:09:39,094
‫تا به حال شده مادربزرگت یه کولی رو آزار داده باشه ؟

158
00:09:40,030 --> 00:09:42,131
‫خیلی خب میدونی چیه ؟

159
00:09:42,199 --> 00:09:44,166
‫من نمیدونم چه نوع مطالعه ای رو داری انجام میدی

160
00:09:44,234 --> 00:09:46,435
‫ولی هر چی بود الان دیگه تموم شد پس اگه میشه...

161
00:09:46,503 --> 00:09:48,204
‫خیلی خب ، من میرم سر اصل مطلب

162
00:09:48,272 --> 00:09:50,873
‫طندگیت در خطره

163
00:09:50,941 --> 00:09:52,909
‫چی ؟! یعنی چی ؟ این یه تهدیده ؟

164
00:09:52,976 --> 00:09:54,176
‫داری تهدیدم می کنی ؟!

165
00:09:54,244 --> 00:09:56,178
‫نه نه نه ، من تهدیدت نمی کنم

166
00:09:56,246 --> 00:09:58,114
‫من فقط به طور ساده دارم میگم که...

167
00:09:58,181 --> 00:10:00,449
‫اگه مواظب خودت نباشی به زودی میمیری

168
00:10:01,885 --> 00:10:03,386
‫از ادارم گمشو بیرون!

169
00:10:03,453 --> 00:10:04,954
‫- باشه
‫- همین حالا!

170
00:10:09,860 --> 00:10:11,093
‫- هی
‫- « سم »

171
00:10:12,596 --> 00:10:14,063
‫چیزی پیدا کردی ؟

172
00:10:14,131 --> 00:10:15,998
‫یه مشت چرت و پرت ، تو چی ؟

173
00:10:16,066 --> 00:10:18,768
‫چیز خاصی گیرم نیومد ، جد خانوادشون تو کالابرا به دنیا اومدن

174
00:10:18,835 --> 00:10:21,103
‫در سال ۱۹۱۲ اومدن اینجا و از اون موقع اینجا موندن

175
00:10:21,104 --> 00:10:23,134
‫چی ؟ پس هیچ سر اسب قطع شده ای تو تختشون نبود ؟|!

176
00:10:23,140 --> 00:10:25,107
‫واسه چهار نسل جلو اسب هاشون رو نرده کشی کردن

177
00:10:26,410 --> 00:10:28,010
‫اگه این آدما مثل خانواده والتون ها بودن|

178
00:10:28,078 --> 00:10:29,545
‫پس چرا دارن هی کشته میشن ؟

179
00:10:32,182 --> 00:10:34,550
‫کوبا " چطوره ؟ "

180
00:10:34,618 --> 00:10:36,719
‫این موقع سال اونجا خیلی قشنگه

181
00:10:36,787 --> 00:10:39,088
‫کازینوی جدیدی که « دانولد ترامپ » اونجا افتتاح کرده
‫هم فوق العادست

182
00:10:39,156 --> 00:10:41,757
‫نگران بچه ها نباش ، اونجا یه استخر موج سواری هم داره

183
00:10:41,825 --> 00:10:43,426
‫اوه! حتماً! آره

184
00:11:01,511 --> 00:11:04,847
‫ببین اگه تو سیگار و سیرک و این چیزا رو دوست داری

185
00:11:04,915 --> 00:11:06,449
‫باید یه سر بری " هاوانا " رو ببینی

186
00:11:09,987 --> 00:11:11,587
‫من تبلیغات شاتنر رو دیدم

187
00:11:11,655 --> 00:11:13,389
‫ولی میدونی اونا فقط چی کم دارن ؟

188
00:11:13,457 --> 00:11:16,225
‫سرویس دهی شخصی

189
00:11:16,293 --> 00:11:19,795
‫باشه ، من جرئیاتش رو برات میل میکنم

190
00:11:19,863 --> 00:11:20,796
‫تو هم همینطور

191
00:12:55,627 --> 00:12:56,793
‫« اَن ویتینگ »

192
00:12:56,861 --> 00:12:58,829
‫مطمئنی که از خانواده « روسو » ها نیست ؟

193
00:12:58,897 --> 00:13:01,131
‫شاید از شجرنامه دختر عمو ها برداشته شده باشه

194
00:13:01,199 --> 00:13:03,667
‫نه من تاریخچه رو دوبار چک کردم ، هیچ ارتباطی باهاشون نداره

195
00:13:06,104 --> 00:13:09,239
‫اگه این جریانات طلسم خانوادگی نباشه پس چی چیه ؟

196
00:13:09,307 --> 00:13:10,240
‫منم تو همین فکرم

197
00:13:11,308 --> 00:13:12,309
‫من که چیزی پیدا نکردم

198
00:13:17,282 --> 00:13:18,382
‫صبر کن

199
00:13:24,122 --> 00:13:25,289
‫شاید یه چیزی پیدا کرده باشم

200
00:13:30,528 --> 00:13:32,296
‫خب ما یه تیکه دیگه از اینو پیدا کردیم

201
00:13:32,363 --> 00:13:33,764
‫نمیدونم یه نخ براق

202
00:13:33,831 --> 00:13:35,065
‫ترسمم از همین بود

203
00:13:35,133 --> 00:13:36,533
‫چرا ؟ چی شده ؟

204
00:13:36,601 --> 00:13:40,070
‫این اتفاق های تصادفی مثل اینکه جاهای دیگه هم داره میوفته

205
00:13:40,138 --> 00:13:41,505
‫تا الان ۷۵ نفر

206
00:13:41,572 --> 00:13:44,308
‫جو » و همکاراش تو " کالیفرنیا " مشغول به کارن »

207
00:13:44,375 --> 00:13:45,676
‫هی هی هی

208
00:13:45,743 --> 00:13:47,544
‫خویشاوند خونی هستن ؟

209
00:13:47,612 --> 00:13:48,679
‫بعضیاشون آره بعضی ها هم نه

210
00:13:48,746 --> 00:13:50,480
‫اون هم با یه مورد مشابه مثل تو سر و کار داره

211
00:13:50,548 --> 00:13:53,016
‫یه مشت جسد و نخ های طلائی رنگ

212
00:13:53,084 --> 00:13:55,085
‫- خب معنی اینها چیه ؟
‫- نمیدونم

213
00:13:55,153 --> 00:13:56,787
‫بابی » داره روش کار می کنه »

214
00:13:58,623 --> 00:14:00,657
‫راستی حالش چطوره ؟

215
00:14:00,725 --> 00:14:02,025
‫نگران نباش

216
00:14:02,093 --> 00:14:04,227
‫دارم حسابی از همه چی قدغنش می کنم

217
00:14:04,295 --> 00:14:06,964
‫کی ازت خواست ؟! برو به درک!

218
00:14:07,031 --> 00:14:08,398
‫شنیدم چی گفت

219
00:14:08,466 --> 00:14:09,933
‫حالش خوب میشه

220
00:14:10,001 --> 00:14:11,702
‫خودت خوبی ؟

221
00:14:11,769 --> 00:14:13,437
‫اوه عزیزم ، خیلی خوبی که می پرسی

222
00:14:13,504 --> 00:14:16,373
‫منو که می شناسی فقط نگران شما پسرام

223
00:14:16,441 --> 00:14:17,507
‫آره خب...

224
00:14:17,575 --> 00:14:19,076
‫خیلی خب ، پس همه ی این اجساد

225
00:14:19,143 --> 00:14:20,344
‫چیزی هست که به هم ربطشون بده ؟

226
00:14:20,411 --> 00:14:22,746
‫خب واقعیتش ، من یه چیزی رو پیدا کردم

227
00:14:22,814 --> 00:14:24,114
‫ولی نمیدونم چه میشه ازش سرهم کرد

228
00:14:24,182 --> 00:14:25,549
‫بگو

229
00:14:25,616 --> 00:14:28,185
‫خب یه مورد عجیبه و خیلی هم سخت پنهون شده بود

230
00:14:28,252 --> 00:14:30,487
‫ولی منو بابی از پسش بر اومدیم

231
00:14:30,555 --> 00:14:33,757
‫شجرنامه خانوادگی همه ی قربانی ها

232
00:14:33,825 --> 00:14:36,660
‫همشون تو یک سال مشابه به آمریکا اومدن

233
00:14:36,728 --> 00:14:37,794
‫آره ، سال ۱۹۱۲ اومدن

234
00:14:37,862 --> 00:14:39,563
‫ولی اینجاش عجیب ترین جای قضیه هست

235
00:14:39,630 --> 00:14:41,665
‫همشون با یه کشتی سفر کردن

236
00:14:41,733 --> 00:14:43,000
‫- جداً ؟
‫- آره

237
00:14:43,067 --> 00:14:45,969
‫خیلی خب ، حالا این کشتی چه چیز بخصوصی داره ؟

238
00:14:46,037 --> 00:14:48,705
‫هیچی ، فقط یه کشتی بود
‫استفاده ای که از هر کشتی میشه رو داشت

239
00:14:48,773 --> 00:14:50,874
‫اسم کشتی چی بود ؟

240
00:14:50,942 --> 00:14:53,377
‫" تایتانیک "
‫تا به حال اسمشو شنیدی ؟

241
00:14:53,444 --> 00:14:54,411
‫نه

242
00:14:54,479 --> 00:14:56,046
‫آره منم نشنیدم

243
00:14:56,114 --> 00:14:58,181
‫بازم می گردم

244
00:14:58,249 --> 00:14:59,549
‫خیلی خب

245
00:15:03,454 --> 00:15:05,655
‫اسم " تایتانیک " برات آشناست ؟

246
00:15:05,723 --> 00:15:07,190
‫" تایتانیک "

247
00:15:09,560 --> 00:15:10,894
‫نه

248
00:15:15,800 --> 00:15:17,000
‫کشتی " تایتانیک " یکی

249
00:15:17,068 --> 00:15:19,503
‫از بزرگترین کشتی های مسافربری در دنیا بود

250
00:15:19,570 --> 00:15:21,405
‫وقتی که اولین سفر خودش رو

251
00:15:21,472 --> 00:15:23,507
‫از شمال آتلانتیک تو سال ۱۹۱۲ شروع کرد

252
00:15:23,574 --> 00:15:25,075
‫خب پس چه چیزی خاصی درباره این کشتی هست ؟

253
00:15:25,143 --> 00:15:26,243
‫یه کشتیه که سفرش رو کرده

254
00:15:26,310 --> 00:15:27,878
‫آره نمیدونم

255
00:15:27,945 --> 00:15:30,147
‫Um...

256
00:15:30,214 --> 00:15:32,149
‫به نظر میاد از طرف کشتی یه تماس اضطراری داشتن

257
00:15:32,216 --> 00:15:33,550
‫کشتی نزدیک بود به یه یخ شناور برخود کنه

258
00:15:33,618 --> 00:15:35,385
‫نزدیک بود ؟ خب بعد چی شد ؟

259
00:15:35,453 --> 00:15:37,187
‫بعدش...

260
00:15:37,255 --> 00:15:39,689
‫مثل اینکه کمک ناخدای اولی به موقع یخ رو تشخیص داد

261
00:15:39,757 --> 00:15:43,226
‫خوش به حالش! خب چیز دیگه ای هم هست ؟

262
00:15:43,294 --> 00:15:44,528
‫یه لحظه صبر کن

263
00:15:44,595 --> 00:15:46,063
‫چیه ؟

264
00:15:46,130 --> 00:15:50,100
‫اسم کمک نا خدای اول ، آی پی فریلی|

265
00:15:51,436 --> 00:15:53,470
‫خب اسمش که مشکوک نمیزنه

266
00:15:53,538 --> 00:15:55,672
‫خب عکسی هم از این بابا هست ؟

267
00:15:59,510 --> 00:16:02,278
‫حتماً شوخیت گرفته

268
00:16:02,814 --> 00:16:03,613
‫ببینم

269
00:16:09,587 --> 00:16:11,720
‫« بلدازار »

270
00:16:25,570 --> 00:16:29,306
‫پسرا پسرا پسرا ، چه کاری ازم ساختست ؟

271
00:16:29,373 --> 00:16:30,874
‫ما باید صحبت کنیم

272
00:16:30,942 --> 00:16:32,509
‫« به نظر ناخوش احوال میای « دین

273
00:16:32,577 --> 00:16:34,744
‫قضیه کشتی چیه ؟

274
00:16:34,812 --> 00:16:35,745
‫کدوم کشتی ؟

275
00:16:35,813 --> 00:16:36,780
‫" کشتی " تایتانیک

276
00:16:37,882 --> 00:16:39,483
‫" آره " تایتانیک

277
00:16:39,550 --> 00:16:42,819
‫خب قرار بود کشتی غرق بشه ولی من نجاتش دادم

278
00:16:44,122 --> 00:16:45,255
‫چی ؟

279
00:16:45,323 --> 00:16:48,358
‫قرار بود به یه یخ شناور خیلی بزرگ برخورد کنه

280
00:16:48,426 --> 00:16:50,927
‫منم رفتم به عمق آب و

281
00:16:50,995 --> 00:16:51,995
‫نجاتش دادم

282
00:16:52,063 --> 00:16:53,797
‫سوأل دیگه ای دارید که بتونم بهتون جواب بدم ؟

283
00:16:53,865 --> 00:16:55,165
‫چرا ؟

284
00:16:55,233 --> 00:16:56,199
‫چی چرا ؟

285
00:16:56,267 --> 00:16:58,001
‫چرا کشتیه رو از غرق شدن نجات دادی ؟

286
00:16:58,069 --> 00:17:00,003
‫چون از فیلمش بدم میومد

287
00:17:00,071 --> 00:17:03,039
‫- کدوم فیلم ؟
‫- دقیقاً

288
00:17:03,107 --> 00:17:06,543
‫صبر کن ، پس یعنی تو کشتی به اون گنده ای رو واسه این نجات دادی

289
00:17:06,611 --> 00:17:08,512
‫به خاطر اون آهنگ وحشتناکی
‫که " سلن دیون " واسه فیلم خونده

290
00:17:08,579 --> 00:17:10,013
‫هر وقت گوشش میدادم دلم می خواست خودمو بزنم

291
00:17:10,081 --> 00:17:11,715
‫سلن دیون " کیه دیگه ؟ "!

292
00:17:11,782 --> 00:17:14,184
‫یه خواننده بدبخت بیچارست
‫که یه جایی تو کاناده مشغول به کاره

293
00:17:14,252 --> 00:17:15,819
‫و این قضیه بهتره بین خودمون بمونه لطفاً

294
00:17:15,887 --> 00:17:18,021
‫خب من فکر نمی کردم چنین کاری ممکنه

295
00:17:18,089 --> 00:17:20,090
‫فکر می کردم نمیشه تاریخ رو تغییر داد

296
00:17:20,158 --> 00:17:21,691
‫اوه مگه متوجه نشدید ؟

297
00:17:21,759 --> 00:17:24,194
‫دیگه قانونی وجود نداره بچه ها

298
00:17:27,732 --> 00:17:28,965
‫این جرأتی که داری

299
00:17:29,033 --> 00:17:32,068
‫یعنی تو یه کشتی غول پیکر رو از غرق شدن نجات دادی

300
00:17:32,136 --> 00:17:34,137
‫بیخیال... من جون مردم رو نجات دادم

301
00:17:34,205 --> 00:17:36,106
‫فکر می کردم شما عاشق این کارا هستین!

302
00:17:36,174 --> 00:17:37,908
‫آره ولی حالا اون مردم و بچه هاشون

303
00:17:37,975 --> 00:17:39,609
‫و نوه ی بچه هاشون

304
00:17:39,677 --> 00:17:42,145
‫همشون باید تحت تأثیر این کاری که کردی قرار گرفته باشن

305
00:17:42,213 --> 00:17:43,947
‫همه چیز تغییر کرد

306
00:17:44,015 --> 00:17:46,049
‫تو با این کارت تمام تاریخ رو تغییر دادی

307
00:17:46,117 --> 00:17:47,117
‫رفیق رفیق

308
00:17:47,185 --> 00:17:48,919
‫قانون شماره ۱ ، از این اصطلاحات " کوچری " به کار نبر|

309
00:17:48,986 --> 00:17:51,821
‫اوه متأسفانه « اَشتون کوچر » هنوز وجود داره

310
00:17:51,889 --> 00:17:53,924
‫و هنوز شما دو تا آخرالزمان رو برگردوندین

311
00:17:53,991 --> 00:17:55,759
‫و هنوز فرشته های اعظم هم وجود دارن

312
00:17:55,826 --> 00:17:58,328
‫فقط یه سری جزئیات کوچولو تغییر کردن

313
00:17:58,396 --> 00:18:00,664
‫مثل ، تو دیگه با ایمپالا رانندگی نمی کنی

314
00:18:02,366 --> 00:18:04,234
‫آره آره ، " ایمپالا " چیه دیگه ؟

315
00:18:04,302 --> 00:18:06,169
‫مطمئن باشین ، اصلاً مهم نیست

316
00:18:06,237 --> 00:18:09,539
‫و البته « اِلن » و « جو » هم اینطوری زنده هستن

317
00:18:09,607 --> 00:18:11,007
‫اِلن » و « جو » ؟ چی ؟ »

318
00:18:11,075 --> 00:18:13,343
‫آره ، اونا قراره مرده باشن!

319
00:18:13,411 --> 00:18:17,881
‫ببینید ، من یه قایق رو نجات دادم

320
00:18:17,949 --> 00:18:19,816
‫که این کار به ۱۰۰۰ تا چیز دیگه ربط پیدا می کنه

321
00:18:19,817 --> 00:18:20,883
‫و فلان فلان فلان|

322
00:18:20,918 --> 00:18:22,252
‫و خلاصه ی داستان اینکه

323
00:18:22,320 --> 00:18:23,753
‫اونها تو یه انفجار عظیم کشته نمیشن

324
00:18:27,391 --> 00:18:28,758
‫بگذریم... پس بیاین توافق کنیم که من کار خوبی کردم

325
00:18:28,826 --> 00:18:30,360
‫یه فیلم از « بیلی زین » کمتر در نتیجه بهتر!

326
00:18:30,428 --> 00:18:32,696
‫و جون دو تا از دوستان نزدیکتون رو هم نجات دادم

327
00:18:32,763 --> 00:18:34,731
‫ولی الان یکی داره

328
00:18:34,799 --> 00:18:36,933
‫نوادگان بازمانده های اون کشتی رو میکشه

329
00:18:38,135 --> 00:18:39,269
‫و ؟

330
00:18:40,605 --> 00:18:43,940
‫و این چیز حدود ۵۰۰۰۰ نفر هستن

331
00:18:44,942 --> 00:18:46,109
‫و ؟

332
00:18:46,177 --> 00:18:47,911
‫و ما باید تا اونجایی که می تونیم نجاتشون بدیم

333
00:18:47,979 --> 00:18:49,579
‫ولی باید بدونیم که کی داره این کارو می کنه

334
00:18:49,647 --> 00:18:50,780
‫اوه اوه ببخشید

335
00:18:50,848 --> 00:18:52,515
‫تو مثل اینکه منو با اون یکی فرشته که

336
00:18:52,583 --> 00:18:54,417
‫پالتو بلند می پوشه

337
00:18:54,485 --> 00:18:55,552
‫و عاشقت هست  اشتباه گرفتی

338
00:18:55,620 --> 00:18:56,886
‫واسه من...

339
00:18:56,954 --> 00:18:58,088
‫مهم نیست

340
00:19:00,524 --> 00:19:02,359
‫خداحافظ پسرا

341
00:19:02,426 --> 00:19:03,693
‫صبر کن صبر کن صبر کن

342
00:19:03,761 --> 00:19:06,796
‫حـــــــرومزاده!

343
00:19:06,864 --> 00:19:10,000
‫خب « بلدازار » یه کشتی رو از غرق شدن نجات میده

344
00:19:10,067 --> 00:19:11,701
‫و حالا یه سری آدم از طرف این کشتی ها رو دستمون داریم که

345
00:19:11,769 --> 00:19:13,203
‫قرار نبود هیچوقت به دنیا بیان

346
00:19:13,271 --> 00:19:15,305
‫که تعدادشون ۵۰۰۰۰ نفر میشه

347
00:19:15,373 --> 00:19:16,773
‫با عقل جور در میاد

348
00:19:18,075 --> 00:19:19,476
‫چطوری این چیزا با عقل جور در میاد ؟

349
00:19:19,543 --> 00:19:21,511
‫چون من میدونم که با کی طرفیم

350
00:19:21,579 --> 00:19:22,879
‫چی ؟

351
00:19:22,947 --> 00:19:24,180
‫سرنوشت

352
00:19:24,248 --> 00:19:25,715
‫منظورت...

353
00:19:25,783 --> 00:19:27,183
‫سرنوشت یعنی خود سرنوشت

354
00:19:27,251 --> 00:19:30,353
‫یا یکی از اونها

355
00:19:30,421 --> 00:19:32,922
‫منظورت طبق افسانه ی یونانی هاست ؟ خواهران سرنوشت ؟

356
00:19:32,990 --> 00:19:33,890
‫دقیقاً

357
00:19:33,958 --> 00:19:35,058
‫کس خل!

358
00:19:35,126 --> 00:19:37,360
‫این خانم ها مسئول

359
00:19:37,428 --> 00:19:39,796
‫این هستن که آدم ها چطوری میمیرن به کاملاً دقیق

360
00:19:39,864 --> 00:19:42,499
‫پس اگه کسی با در گاراج کشته میشه

361
00:19:42,566 --> 00:19:44,734
‫یا توسط یه دستگاه فتوکپی خفه میشه

362
00:19:44,802 --> 00:19:47,971
‫اونها کسائی هستن که جزئیات مرگ رو تصمیم گیری می کنن

363
00:19:48,039 --> 00:19:51,274
‫سرنوشت آدم ها رو روی یک رشته طلائی رنگ نگه میدارن

364
00:19:51,342 --> 00:19:52,275
‫نخ های طلا

365
00:19:54,812 --> 00:19:57,047
‫و یکی از اونها هم همه چیز رو ثبت می کنه

366
00:19:57,114 --> 00:19:58,648
‫تو دفتر مرگ روزانش

367
00:19:58,716 --> 00:20:00,717
‫کارای خیلی پیچیده ای دارن

368
00:20:00,785 --> 00:20:02,652
‫بگذریم... با عقل جور در میاد

369
00:20:02,720 --> 00:20:04,821
‫حالا که میدونیم « بلداذار » چی کار کرد

370
00:20:04,889 --> 00:20:06,289
‫به نظر من که

371
00:20:06,357 --> 00:20:09,426
‫سرنوشت داره گندکاری ها رو تر تمیز می کنه

372
00:20:09,493 --> 00:20:12,295
‫خب حالا چطوری جلوش رو بگیریم ؟

373
00:20:12,363 --> 00:20:15,098
‫چطوری جلوی سرنوشت رو بگیریم ؟ سوأل خوبیه

374
00:20:15,166 --> 00:20:16,333
‫خب حتماً یه راهی وجود داره

375
00:20:16,400 --> 00:20:17,634
‫یا اینکه نداره

376
00:20:17,702 --> 00:20:19,302
‫منظورم اینه که ناسلامتی داریم درباره سرنوشت صحبت می کنیم

377
00:20:19,370 --> 00:20:21,538
‫میدونی راحت ترین راه اینه که

378
00:20:21,605 --> 00:20:23,840
‫اون فرشته رو بفرستیم کشتی رو غرق کنه

379
00:20:23,908 --> 00:20:25,809
‫نه ، امکان نداره ، حرفشم نزن

380
00:20:25,876 --> 00:20:27,210
‫خب فرقش چیه ؟

381
00:20:27,278 --> 00:20:29,512
‫اینکه به طرز وحشتناکی بمیری و اینکه اصلاً به دنیا نیومده باشی

382
00:20:29,580 --> 00:20:31,681
‫« ما اون کشتی رو غرق نمی کنیم « بابی

383
00:20:31,749 --> 00:20:33,550
‫باشه ؟ حتی فکرش هم نکن

384
00:20:33,617 --> 00:20:36,019
‫خیلی خب باشه ، چی شد انقدر حالا نازک نارنجی شدی ؟

385
00:20:37,355 --> 00:20:38,355
‫هیچی

386
00:20:38,422 --> 00:20:40,390
‫یه بار دیگه بگو ؟

387
00:20:44,261 --> 00:20:47,397
‫ببین نه اینکه اصلاً بخواد مهم باشه ها...

388
00:20:48,465 --> 00:20:49,833
‫ولی ؟

389
00:20:52,403 --> 00:20:56,673
‫ظاهراً مثل بازی دومینو یه سری اتفاقات دست به دست هم میدن

390
00:20:56,741 --> 00:20:58,208
‫اگه " تایتانیک " غرق بشه

391
00:20:59,443 --> 00:21:01,911
‫و آخر قضیه اینه که

392
00:21:03,614 --> 00:21:05,248
‫اِلن » و « جو » کشته میشن »

393
00:21:24,468 --> 00:21:26,569
‫خیلی خب ، خوب گوش کنین

394
00:21:26,637 --> 00:21:29,939
‫مطمئن میشین که...

395
00:21:30,007 --> 00:21:32,742
‫اون فرشته ها هیچ کشتی ای رو غرق نمی کنن

396
00:21:32,810 --> 00:21:34,077
‫فهمیدین چی گفتم ؟

397
00:21:34,145 --> 00:21:35,111
‫- آره
‫- آره

398
00:21:35,179 --> 00:21:36,713
‫« البته « بابی

399
00:21:46,257 --> 00:21:48,158
‫اون همینطوریش بدون « اِلن » رو اعصاب هست

400
00:21:48,225 --> 00:21:50,293
‫فکر کن اگه « اِلنی » در کار نباشه چی میشه

401
00:21:50,361 --> 00:21:52,662
‫آره

402
00:21:52,730 --> 00:21:55,432
‫خب پس چی کار کنیم ؟

403
00:21:55,499 --> 00:21:59,836
‫منظورم اینه چجوری ۵۰۰۰۰ نفر آدم رو نجات بدیم ؟

404
00:21:59,904 --> 00:22:01,938
‫من که هیچ سرنخی ندارم

405
00:22:02,006 --> 00:22:05,341
‫آره ، ما اصلاً نمیدونیم که اونها کی هستن

406
00:22:06,677 --> 00:22:08,244
‫خب یکیشون رو که می شناسیم

407
00:22:21,625 --> 00:22:24,461
‫خودشه بریم

408
00:22:29,667 --> 00:22:30,600
‫سلام

409
00:22:32,470 --> 00:22:33,903
‫آقای « روسو » ؟

410
00:22:33,971 --> 00:22:36,639
‫واسش یه کیک میوه ای بفرست

411
00:22:41,378 --> 00:22:42,345
‫شان » ؟ »

412
00:22:43,414 --> 00:22:44,747
‫« روسو »

413
00:22:44,815 --> 00:22:47,617
‫خیلی خب یه شامپاین خوب براش بفرست

414
00:22:47,685 --> 00:22:49,719
‫ولی چیزی گرون تر از ۳۰ دلار نشه ، نه ۲۰ دلار!

415
00:22:49,787 --> 00:22:51,321
‫این یارو بهم خیلی بدهکاره

416
00:22:52,256 --> 00:22:53,523
‫روسو » وایستا »

417
00:23:03,067 --> 00:23:04,801
‫ولم کن

418
00:23:04,869 --> 00:23:07,270
‫و تو... مگه بهت نگفتم دست از سرم برداری ؟

419
00:23:07,338 --> 00:23:09,138
‫ببین ما فقط میخوایم کمکت کنیم باشه ؟

420
00:23:09,206 --> 00:23:10,907
‫کمکم کنی ؟! نزدیک بود منو به کشتن بدی دیوانه!

421
00:23:10,975 --> 00:23:12,976
‫بده ببینم اونو! باور کردنی نیست!

422
00:23:13,043 --> 00:23:14,244
‫روسو »! هی »!

423
00:23:14,311 --> 00:23:18,046
‫فقط خوشحال باش که ازت شکایت نمی کنم!

424
00:23:29,762 --> 00:23:31,629
‫حتماً شوخیت گرفته

425
00:23:35,777 --> 00:23:38,278
‫سم » اونجا رو باش »!

426
00:23:38,346 --> 00:23:39,346
‫چیه ؟

427
00:23:43,918 --> 00:23:44,851
‫خیلی زود بود ؟!

428
00:23:44,919 --> 00:23:46,053
‫« آره « دین

429
00:23:46,120 --> 00:23:49,022
‫من مطمئنم که ۶ ثانیه بعد از مرگ یارو واسه مسخره کردنش زوده!!

430
00:24:01,094 --> 00:24:02,862
‫Hey. Hey, hey, hey.

431
00:24:02,929 --> 00:24:04,697
‫فکر کنم دیدمش

432
00:24:04,764 --> 00:24:06,298
‫درست اونجا بود

433
00:24:06,366 --> 00:24:08,167
‫- زن بود ؟ سرنوشت زن بود ؟
‫- آره

434
00:24:08,235 --> 00:24:09,468
‫چه شکلی بود ؟

435
00:24:10,570 --> 00:24:11,871
‫شبیه از این دختر کتابدار ها بود

436
00:24:13,606 --> 00:24:15,841
‫کتابدار هایی که تو می پسندی یا من می پسندم ؟

437
00:24:17,744 --> 00:24:20,278
‫خب تنش لباس بود اگه منظورت اینه!...

438
00:24:20,346 --> 00:24:21,780
‫- خیلی خب
‫- هی هی هی

439
00:24:21,848 --> 00:24:24,149
‫صبر کن صبر کن ما که نمی تونیم همینطوری بریم اونجا

440
00:24:24,217 --> 00:24:25,417
‫ما که تو لیست مردگان نیستیم!

441
00:24:25,485 --> 00:24:26,718
‫ما ربطی به اون کشتی لعتی نداریم

442
00:24:26,786 --> 00:24:27,686
‫بریم باهاش حرف بزنیم

443
00:24:27,754 --> 00:24:28,854
‫حرف بزنیم

444
00:24:28,921 --> 00:24:30,088
‫آره... میدونی که

445
00:24:31,657 --> 00:24:34,059
‫حرف بزنیم ، ارزشش رو داره ها ؟

446
00:24:43,436 --> 00:24:45,003
‫سلام ؟

447
00:25:48,434 --> 00:25:49,801
‫سلام ؟

448
00:25:56,776 --> 00:25:58,877
‫بی خیال

449
00:25:58,945 --> 00:25:59,978
‫فندک داری ؟

450
00:26:00,046 --> 00:26:00,979
‫آره

451
00:26:01,047 --> 00:26:01,913
‫باشه

452
00:26:08,454 --> 00:26:10,021
‫مثل اینکه گازش تموم شده

453
00:26:10,089 --> 00:26:12,123
‫ولی نباید شده باشه

454
00:26:25,004 --> 00:26:26,171
‫« کَس »!

455
00:26:26,239 --> 00:26:29,740
‫- « سلام « دین » ، « سم
‫- هی دمت گرم پسر

456
00:26:30,176 --> 00:26:32,010
‫ما کجائیم ؟

457
00:26:32,078 --> 00:26:33,378
‫روسیه

458
00:26:33,446 --> 00:26:34,312
‫چی ؟!

459
00:26:37,850 --> 00:26:41,486
‫میدونی که اون داداش دیوونت چی کار کرده ؟

460
00:26:41,554 --> 00:26:43,955
‫من مطلع هستم ، « بلدازار » بعضی موقع ها میتونه بی پروا باشه

461
00:26:44,023 --> 00:26:45,290
‫خب اینو برام روشن کن ببینم...

462
00:26:45,358 --> 00:26:47,158
‫اگه سرنوشت داره تک تک افراد اون کشتی رو شکار می کنه

463
00:26:47,226 --> 00:26:48,894
‫چرا اون سعی کرد من و « سم » رو بکشه ؟

464
00:26:48,961 --> 00:26:50,462
‫خب من اینطور تصور می کنم که

465
00:26:50,530 --> 00:26:52,430
‫اون از دست شما ها خشمگینه

466
00:26:52,498 --> 00:26:53,331
‫مگه ما چی کار کردیم

467
00:26:54,600 --> 00:26:57,302
‫چیز مهمی نیست قفط یه چیز کوچیکه

468
00:26:57,370 --> 00:27:00,605
‫که آخرالزمان رو پایان دادید و قدرتش رو زیر سوأل بردید

469
00:27:00,673 --> 00:27:03,675
‫به گمونم به خاطر اون یه مقدار ازتون گله مند باشه!

470
00:27:03,743 --> 00:27:07,245
‫و بعدش رفتید و جلوش میخواستین باهاش رو در رو بشین

471
00:27:07,313 --> 00:27:09,948
‫خب پس ما سرنوشت رو ناراحتش کردیم

472
00:27:10,016 --> 00:27:12,150
‫اگه من میشناختمش که می شناسم

473
00:27:12,218 --> 00:27:14,519
‫اون تا موقعی که شما ها زنده اید دست از این کاراش نمیکشه

474
00:27:15,488 --> 00:27:16,321
‫عالی شد

475
00:27:17,924 --> 00:27:19,190
‫خب پس باید چی کار کنیم ؟

476
00:27:19,258 --> 00:27:20,392
‫بکشیدش

477
00:27:22,828 --> 00:27:23,762
‫سرنوشت رو بکشیم ؟

478
00:27:25,765 --> 00:27:28,033
‫راه دیگه ای دارید ؟

479
00:27:28,100 --> 00:27:30,035
‫نه ، من... منظورم اینه که...

480
00:27:30,102 --> 00:27:31,336
‫مگه میشه چنین کاری کرد ؟

481
00:27:31,404 --> 00:27:33,738
‫بلدازار » سلاحی داره که میشه باهاش این کارو کرد »

482
00:27:33,806 --> 00:27:35,140
‫البته که داره!

483
00:27:35,207 --> 00:27:36,841
‫پسر اون یارو دیگه اوستائه واسه خودش

484
00:27:36,909 --> 00:27:38,143
‫« تو به دوستای جدید احتیاج داری « کس

485
00:27:38,210 --> 00:27:41,146
‫من سعی دارم همین دوستانی که دارم رو نجات بدم

486
00:27:44,584 --> 00:27:46,484
‫ما باید یه جوری بیرون بکشیمش

487
00:27:46,552 --> 00:27:49,220
‫خیخلی خب ، اون دنبال ماست

488
00:27:49,288 --> 00:27:51,723
‫بالاخره که دوباره پیداش میشه

489
00:27:53,326 --> 00:27:55,260
‫ما فقط کارو براش آسون تر می کنیم

490
00:27:55,328 --> 00:27:57,829
‫فکر کنم شما انسان ها یه ضرب المثل هم براش دارید

491
00:27:57,897 --> 00:27:59,331
‫" سرنوشت رو وسوسه کردن "

492
00:28:04,036 --> 00:28:07,472
‫خب پس مواظب باشید

493
00:28:08,808 --> 00:28:11,576
‫جو » بودش ، ۳۰ مُرده ی دیگه هم اضافه شده »

494
00:28:11,644 --> 00:28:15,046
‫اون پسرا فکر می کنن چه کاری ازشون بر میاد ؟

495
00:28:16,616 --> 00:28:18,083
‫اونا این طورین دیگه

496
00:28:18,150 --> 00:28:21,353
‫اگه کسی بتونه از پس این مشکل بر بیاد همون دو تان

497
00:28:21,420 --> 00:28:23,822
‫آره ولی تا به حال شنیدی که میگم جلوی سرنوشت رو نمیشه گرفت ؟

498
00:28:25,424 --> 00:28:28,960
‫راحت ترین راه اینه که کشتی رو غرق کرد

499
00:28:29,028 --> 00:28:30,395
‫چرا باید چنین حرفی بزنی ؟

500
00:28:30,463 --> 00:28:32,330
‫چونکه الان همشون دارن به طرز بدی کشته میشن

501
00:28:32,398 --> 00:28:34,366
‫مثل اینه که اصلاً به دنیا نیومده باشن

502
00:28:36,068 --> 00:28:38,403
‫تو داری درباره مردم حرف میزنی...

503
00:28:38,471 --> 00:28:39,871
‫کسایی که بقیه دوستشون دارن...

504
00:28:41,240 --> 00:28:43,408
‫کسایی که بقیه دل تنگشون میشن

505
00:28:47,713 --> 00:28:49,481
‫چی شده که تو این طوری حرف میزنی ؟

506
00:28:49,548 --> 00:28:51,616
‫هیچی

507
00:28:51,684 --> 00:28:55,220
‫اوه لطفاً! مثل یه چراغ نئون داری داد میزنی

508
00:29:00,559 --> 00:29:02,060
‫خب پس یا باید کتکت بزنم

509
00:29:02,128 --> 00:29:04,295
‫یا اینکه خودت میگی ؟ انتخاب با خودته

510
00:29:16,776 --> 00:29:19,110
‫پس یعنی نه تنها من ، « جو » هم میمیره ؟

511
00:29:25,117 --> 00:29:27,952
‫اونها کشتی رو غرق نمیکنن بهت قول میدم

512
00:29:29,588 --> 00:29:32,257
‫کشتی سر جاش میمونه ، نگران چیزی نباش

513
00:29:33,893 --> 00:29:35,827
‫خب...

514
00:29:35,895 --> 00:29:38,663
‫اگه قرار بود اینطوری باشه پس...

515
00:29:38,731 --> 00:29:40,532
‫به گمونم هر اتفاقی که افتاده دیگه افتاده

516
00:29:40,599 --> 00:29:43,368
‫منظور منم همینه
‫هیچ چیزی قرار نیست که اون طور که باید میشد ، بشه

517
00:29:43,436 --> 00:29:46,438
‫با همن بودن ما به هوی هوس یه فرشته عوضی ربطی نداره

518
00:29:46,505 --> 00:29:48,173
‫بابی » خونسرد باش »

519
00:29:48,240 --> 00:29:49,207
‫نمیتونم

520
00:29:51,343 --> 00:29:52,944
‫ما بهت احتیاج داریم

521
00:29:54,947 --> 00:29:57,348
‫بخصوص من

522
00:30:00,186 --> 00:30:01,319
‫می دونم

523
00:30:16,102 --> 00:30:20,038
‫خب پس ما ممکنه هر لحظه با سرنوشتمون رو در رو بشیم ها ؟

524
00:30:20,106 --> 00:30:21,139
‫آره

525
00:30:21,207 --> 00:30:23,274
‫فقط راه برو ، عادی باش

526
00:30:32,785 --> 00:30:33,718
‫باشه

527
00:30:33,786 --> 00:30:35,019
‫خوبه

528
00:31:06,385 --> 00:31:07,852
‫اوه حتماً شوخیت گرفته

529
00:31:14,693 --> 00:31:16,594
‫خیلی خب... فقط راه برو

530
00:31:24,570 --> 00:31:26,004
‫سم » اونا دارن چاقو بازی می کنن »!

531
00:31:26,071 --> 00:31:27,272
‫- و تبر بازی
‫- آره می دونم

532
00:31:34,680 --> 00:31:37,215
‫نمیشه از سرنوشت دوری کرد

533
00:31:59,471 --> 00:32:01,005
‫خیلی خب ، نمیفهمم

534
00:32:01,073 --> 00:32:02,407
‫منم همینطور

535
00:32:02,474 --> 00:32:04,776
‫باید کی رو بکشیم تا کشته شیم پس ؟

536
00:32:04,844 --> 00:32:05,944
‫شاید « کَس » اشتباه می کرد

537
00:32:06,011 --> 00:32:06,945
‫مواظب باشین!

538
00:32:31,396 --> 00:32:32,430
‫« کستیل »

539
00:32:37,703 --> 00:32:39,103
‫« آتروپوس »

540
00:32:40,472 --> 00:32:41,772
‫به نظر خوب میرسی

541
00:32:41,840 --> 00:32:44,508
‫من مثه یه گُهی میمونم که روش لگد کرده باشن ، به خاطر تو!

542
00:32:44,576 --> 00:32:46,310
‫خیلی خب بیا دربارش صحبت کنیم

543
00:32:46,378 --> 00:32:48,279
‫صحبت ؟ درباره چی ؟

544
00:32:48,347 --> 00:32:51,048
‫شاید درباره اینکه چطوری تو و اون دو تا دلقک سیرک

545
00:32:51,116 --> 00:32:52,216
‫تمام کار من رو از بین بردید

546
00:32:52,284 --> 00:32:54,118
‫زندگی منو نابود کردید

547
00:32:54,186 --> 00:32:55,319
‫بیا احساسی برخورد نکنیم

548
00:32:55,387 --> 00:32:57,088
‫احساسی برخورد نکنیم ؟!

549
00:32:57,155 --> 00:32:58,422
‫من یه کاری رو به عهده داشتم

550
00:32:58,490 --> 00:33:00,191
‫خدا بهم یه کاری رو داده بود

551
00:33:00,258 --> 00:33:02,560
‫هممون یه دستور نامه ای رو داشتیم

552
00:33:02,628 --> 00:33:04,028
‫من خیلی سخت کار کردم

553
00:33:04,096 --> 00:33:07,565
‫و تو کارم هم خیلی خیلی ماهر بودم

554
00:33:07,633 --> 00:33:09,834
‫تا روزی که جنگ شروع شد

555
00:33:09,901 --> 00:33:12,903
‫و بعدی چی میشه ؟ تا کتاب قانون رو پرتش میکنی کنار!

556
00:33:12,971 --> 00:33:15,506
‫من متأسفم

557
00:33:15,574 --> 00:33:17,375
‫ولی آزادی بیشتر قابل ترجیحه

558
00:33:17,442 --> 00:33:21,012
‫آزادی ؟ این اوضاع یه آشوبه کامله! چطوری بهتره ؟!

559
00:33:21,079 --> 00:33:22,713
‫می دونی من حتی به بهشت هم رفتم

560
00:33:22,781 --> 00:33:25,182
‫واسه اینکه بپرسم حالا تکلیفم چیه و بعدش میدونی چی شد ؟

561
00:33:25,250 --> 00:33:26,584
‫هیچ کس باهام حتی حرف هم نزد

562
00:33:26,652 --> 00:33:28,719
‫در حال حاضر مشکلات مهمتری داریم

563
00:33:28,787 --> 00:33:30,888
‫ولی من نمیدونم اتفاق بعدی ای که میوفته چیه

564
00:33:30,956 --> 00:33:32,690
‫من باید بدونم ، این کاره منه!

565
00:33:32,758 --> 00:33:34,291
‫من متأسفم

566
00:33:34,359 --> 00:33:36,994
‫ولی به کار های تو دیگه احتیاجی نیست

567
00:33:41,066 --> 00:33:43,134
‫می دونی چیه ؟

568
00:33:43,201 --> 00:33:44,869
‫من دهنمو بسته نگه داشته بودم

569
00:33:44,936 --> 00:33:47,605
‫من میتونستم شورش کنم ، غُر بزنم

570
00:33:47,673 --> 00:33:48,973
‫ولی این کارو نکردم

571
00:33:49,041 --> 00:33:52,209
‫اما میدونی ضربه آخر چیه ؟

572
00:33:52,277 --> 00:33:54,412
‫کشتی " تایتانیک " رو از غرق شدن نجات دادن

573
00:33:54,479 --> 00:33:57,615
‫تو آینده رو تغییر دادی ولی نمیتونی گذشته رو تغییر بدی

574
00:33:57,683 --> 00:33:59,050
‫این کار دیگه زیاده رویه

575
00:33:59,117 --> 00:34:01,551
‫- کاره بلدازار بود قبلو دارم که کارش...
‫- یه مشت مزخرفه!

576
00:34:01,820 --> 00:34:04,288
‫این کارا به خاطر به فیلم مسخره نیست

577
00:34:04,356 --> 00:34:06,123
‫اون دست به فرمان توئه

578
00:34:06,191 --> 00:34:09,860
‫تو فرستادیش گذشته که اون کشتی رو نجات بده

579
00:34:09,928 --> 00:34:11,028
‫نه این طور نیست

580
00:34:12,264 --> 00:34:13,497
‫چرا باید این کارو کنم ؟

581
00:34:13,565 --> 00:34:16,033
‫چونکه وسط یه جنگ هستی

582
00:34:16,101 --> 00:34:17,534
‫و حاضری هر کاری بکنی تا ببریش

583
00:34:18,203 --> 00:34:21,439
‫اعتراف کن ، همه مربوط به روح ها میشه

584
00:34:22,307 --> 00:34:24,275
‫تو نمیدونی درباره چی داری صحبت می کنی

585
00:34:24,342 --> 00:34:26,177
‫اون فرشته رفت و ۵۰۰۰۰ روح جدید واسه

586
00:34:26,244 --> 00:34:30,347
‫ماشین کشتارت برات فراهم کرد

587
00:34:30,415 --> 00:34:32,283
‫تو اشتباه می کنی

588
00:34:32,350 --> 00:34:34,018
‫نه

589
00:34:34,086 --> 00:34:36,721
‫تو نمیتونی همینطوری مثل پول از اون روح ها استفاده کنی

590
00:34:36,788 --> 00:34:38,889
‫این کار اشتباهه

591
00:34:38,957 --> 00:34:40,691
‫و خطرناکه

592
00:34:40,759 --> 00:34:42,226
‫و من اجازش رو بهت نمیدم

593
00:34:47,899 --> 00:34:49,567
‫تو هیچ چاره ای نداری

594
00:34:49,634 --> 00:34:51,135
‫شاید نداشته باشم

595
00:34:51,203 --> 00:34:53,304
‫پس یه چاره به تو پیشنهاد میدم

596
00:34:53,371 --> 00:34:56,140
‫اگه بر نگردی و اون کشتی رو غرق نکنی

597
00:34:56,208 --> 00:34:59,877
‫من این دو تا حیوون خونگیت رو می کشم

598
00:35:02,447 --> 00:35:03,881
‫بهت اجازه این کارو نمیدم

599
00:35:03,949 --> 00:35:05,616
‫اوه جدی ؟ میخوای چی کار کنی ؟

600
00:35:05,684 --> 00:35:08,218
‫واقعاً میخوای منو آزمایش کنی ؟

601
00:35:10,288 --> 00:35:12,289
‫خیلی خب ، باشه

602
00:35:12,357 --> 00:35:14,492
‫اما به این فکر کن...

603
00:35:14,559 --> 00:35:16,961
‫من دوتا خواهر دیگه هم دارم

604
00:35:17,028 --> 00:35:20,231
‫اونا خیلی بزرگترن ، به معنای کامل کلمه

605
00:35:20,298 --> 00:35:21,799
‫منو بکش...

606
00:35:21,867 --> 00:35:23,868
‫سم » و « دین » هدف های شماره ۱ میشن »

607
00:35:23,935 --> 00:35:25,970
‫فقط واسه انتقام ساده

608
00:35:28,607 --> 00:35:31,642
‫تو که الان دیگه بیکاری... جنگی چیزی نداری

609
00:35:31,710 --> 00:35:34,678
‫میتونی هر میلی ثانیه از هر روز زندگیشون رو مراقبشون باشی

610
00:35:34,746 --> 00:35:37,448
‫چونکه همونطور که شاید شنیده باشی

611
00:35:37,516 --> 00:35:40,818
‫سرنوشت موقعی کارشو می کنه که اصلاً انتظارشو نداری

612
00:35:42,420 --> 00:35:43,454
‫بلدازار » دست نگه دار »

613
00:35:46,892 --> 00:35:48,058
‫ضایع شدیم!

614
00:35:49,161 --> 00:35:50,494
‫همه چیز رو درست کن

615
00:35:50,562 --> 00:35:52,396
‫قبل از اینکه دوستای جون جونیت رو به کشتن بدم

616
00:35:52,464 --> 00:35:53,464
‫فقط محظ اطلاعت

617
00:35:53,532 --> 00:35:55,032
‫اوه عزیزم قبل از اینکه بری

618
00:35:55,100 --> 00:35:56,734
‫من میتونم اون تیکه چوب رو از.

619
00:35:56,802 --> 00:35:58,769
‫منو وادار نکن

620
00:35:58,837 --> 00:36:00,971
‫پس بذار همون طور باشه

621
00:36:04,843 --> 00:36:07,011
‫خیلی خب پس

622
00:36:07,078 --> 00:36:10,181
‫بریم تایتانیک رو غرق کنیم

623
00:36:49,938 --> 00:36:52,506
‫رفیق ساعت چنده ؟

624
00:36:53,975 --> 00:36:57,244
‫من عجیب ترین رویای عمرم رو دیدم

625
00:36:57,312 --> 00:36:59,580
‫بیست دلار باهات شرط می بندم که واسه من عجیب تر بود
‫شوخی هم نمی کنم

626
00:36:59,647 --> 00:37:01,348
‫نه نه منم شوخی نمی کنم

627
00:37:01,416 --> 00:37:03,217
‫منظورم...

628
00:37:03,284 --> 00:37:04,818
‫خیلی عجیب بود

629
00:37:04,886 --> 00:37:08,288
‫واسه من تایتانیک واقعی توش بود

630
00:37:09,356 --> 00:37:10,189
‫چیه ؟

631
00:37:11,092 --> 00:37:12,758
‫چیزی رو صورتمه ؟!

632
00:37:14,428 --> 00:37:15,661
‫کشتیه...

633
00:37:16,164 --> 00:37:17,264
‫غرق نشد

634
00:37:17,832 --> 00:37:19,066
‫« چونکه « بلدازار...

635
00:37:19,133 --> 00:37:21,367
‫از « بیلی زین » متنفر بود ؟

636
00:37:21,870 --> 00:37:23,503
‫رفیق تو چرا رویایی رو که من دیدم رو دیدی ؟!

637
00:37:23,571 --> 00:37:25,772
‫چون رویا نبود

638
00:37:27,008 --> 00:37:28,242
‫صبر کن ، چی ؟

639
00:37:30,178 --> 00:37:31,979
‫یعنی داری میگی این چیز جداً اتفاق افتاد ؟

640
00:37:32,046 --> 00:37:34,514
‫یعنی کل اون ماجرا یا هر چی که بود واقعی بود ؟

641
00:37:35,082 --> 00:37:36,649
‫بله

642
00:37:37,717 --> 00:37:38,719
‫خب چی شد ؟

643
00:37:39,786 --> 00:37:41,455
‫من پا فشاری کردم که اون به گذشته برگرده

644
00:37:41,522 --> 00:37:42,990
‫و کاری رو که کرده اطلاح کنه

645
00:37:43,057 --> 00:37:44,091
‫چی ؟

646
00:37:45,158 --> 00:37:45,790
‫چرا ؟

647
00:37:45,793 --> 00:37:48,161
‫این تنها راهی بود که میشد مطمئن شد شما دو تا در امان هستید

648
00:37:51,999 --> 00:37:53,032
‫پس...

649
00:37:53,100 --> 00:37:55,168
‫پس تو...

650
00:37:55,236 --> 00:37:57,337
‫به خاطر ما ۵۰۰۰۰ نفر رو کشتی ؟

651
00:38:00,174 --> 00:38:03,243
‫نه ، اونها هیچوقت متولد نشدند

652
00:38:05,813 --> 00:38:10,481
‫این کار بسیار فرق زیادی با کشتن داره ، این طور فکر نمی کنین ؟

653
00:38:14,455 --> 00:38:15,989
‫الن » و « جو » چطور ؟ »

654
00:38:22,430 --> 00:38:23,830
‫متأسفم

655
00:38:29,203 --> 00:38:30,637
‫صبر کن

656
00:38:33,007 --> 00:38:37,911
‫اگه شما ها رفتید و همه چیز رو به حالت اول برگردوندین

657
00:38:37,978 --> 00:38:41,948
‫پس یعنی این اتفاق هایی که افتاد همه حذف شد ؟

658
00:38:42,016 --> 00:38:44,350
‫آره کم و بیش

659
00:38:44,418 --> 00:38:46,820
‫پس چطوری منو اون همه چیزی به یاد میاریم ؟

660
00:38:46,887 --> 00:38:49,255
‫چون من میخواستم که یادتون باشه

661
00:38:49,323 --> 00:38:51,157
‫چرا ؟

662
00:38:51,225 --> 00:38:53,860
‫میخواستم بدونید که سرنوشت واقعاً کیه

663
00:38:53,928 --> 00:38:55,929
‫اون بد خلق و بی رحمه

664
00:38:55,996 --> 00:38:57,597
‫من که بهش هرزه میگم!

665
00:38:57,665 --> 00:38:58,765
‫خب آره

666
00:38:58,833 --> 00:39:01,401
‫شما کسایی بودید که بهم یاد دادید

667
00:39:01,469 --> 00:39:04,737
‫که ما کسایی هستیم که سرنوشتمون رو میسازیم

668
00:39:04,805 --> 00:39:07,440
‫کسی قرار نیست توسط سرنوشت کنترل بشه

669
00:39:07,508 --> 00:39:10,610
‫میشه آزادی رو انتخاب کرد

670
00:39:10,678 --> 00:39:13,713
‫من هنوز باور دارم که این چیز ارزش جنگیدن رو داره

671
00:39:15,950 --> 00:39:17,984
‫فقط میخواستم خودتون هم اینو بفهمید

672
00:39:21,789 --> 00:39:23,456
‫پس صبر کن

673
00:39:23,524 --> 00:39:27,527
‫بلدازار » واقعاً »

674
00:39:27,595 --> 00:39:29,562
‫به خاطر تنفرش از اون فیلم این همه کارا رو کرد ؟

675
00:39:31,298 --> 00:39:32,765
‫بله

676
00:39:32,833 --> 00:39:34,801
‫کاملاً
‫به خاطر همین این کارو کرد

677
00:39:34,869 --> 00:39:37,804
‫شاید دیگه موقعش باشه قابلیت هاش رو ازش بگیری

678
00:39:38,907 --> 00:39:41,974
‫تازه تایتانیک اونقدر ها هم بد نبود

679
00:39:42,743 --> 00:39:44,077
‫کیت وینسلت " حرف نداشت "!

680
00:39:48,382 --> 00:39:50,183
‫من یه چیز رو درباره « کَس » بهت میگم

681
00:39:50,251 --> 00:39:51,918
‫اون از چیزای بهتر خوشش نمیاد!

682
00:40:05,833 --> 00:40:08,868
‫به گمونم چیزا به حالت عادی برگشتن ها ؟

683
00:40:08,936 --> 00:40:11,471
‫عادی! عالی شد

684
00:40:12,673 --> 00:40:15,508
‫حروم زاده ی بیچاره

685
00:40:15,576 --> 00:40:17,877
‫حتی اصلاً نمیدونه که چه زندگی ای می تونست داشته باشه

686
00:40:17,945 --> 00:40:20,079
‫آره ولی چیزی که نمیدونه بهش آسیبی نمیزنه

687
00:40:20,147 --> 00:40:21,514
‫من میگم دهنامون رو بسته نگه داریم

688
00:40:21,582 --> 00:40:23,650
‫آره موافقم

689
00:40:23,717 --> 00:40:25,518
‫بیدارش کنیم ؟

690
00:40:25,586 --> 00:40:27,554
‫نــه

691
00:40:27,621 --> 00:40:31,457
‫شاید الان تنها موقعی باشه که تو کل هفته استراحت کرده

692
00:40:59,510 --> 00:41:02,510
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

693
00:41:02,510 --> 00:41:05,510
‫متـرجم : معیـن. ج

