1
00:00:03,011 --> 00:00:04,031
‫« هی « دین

2
00:00:04,351 --> 00:00:05,351
‫منم

3
00:00:07,625 --> 00:00:09,025
‫چند وقته که برگشتی ؟

4
00:00:09,244 --> 00:00:09,944
‫تقریباً یک سالی میشه

5
00:00:10,031 --> 00:00:12,315
‫یعنی تقریباً تمام این مدت رو تو برگشته بودی ؟

6
00:00:12,366 --> 00:00:13,850
‫تو بالاخره چیزی رو که آرزشو داشته رو بدست اورده بودی

7
00:00:13,901 --> 00:00:15,402
‫من برادرم رو صحیح و سالم میخواستم

8
00:00:15,486 --> 00:00:16,686
‫نه تو یه خانواده میخواستی

9
00:00:16,737 --> 00:00:19,406
‫تو به خاطر طرز زندگیمون تسلیم شدی

10
00:00:19,490 --> 00:00:22,242
‫اما تو یک چیز ارزشمندی داشتی و داشتی روش کار می کردی

11
00:00:22,326 --> 00:00:23,743
‫« تو خودتو کشیدی کنار « دین!

12
00:00:23,828 --> 00:00:25,412
‫تو از این زندگی نکبت بار خودتو کشیدی بیرون!

13
00:00:25,496 --> 00:00:27,297
‫و این ، نزدیکترین چیز به خوشبختیه

14
00:00:27,364 --> 00:00:29,166
‫که من تو عمرم دیدم یک شکارچی می تونه داشته باشه

15
00:00:29,217 --> 00:00:30,867
‫من با نفرات دیگه ای ملحق شدم

16
00:00:30,918 --> 00:00:33,136
‫- تو ؟ با غریبه ها شکار می کنی ؟
‫- بیشتر شبیه خانواده برام هستن تا غریبه

17
00:00:33,204 --> 00:00:35,371
‫گوین کمبل
‫اونا هم کریسچن و مارک هستن

18
00:00:35,423 --> 00:00:36,406
‫کمبل... ؟ مثل...

19
00:00:36,474 --> 00:00:37,373
‫درسته مثل فامیلیه مادرتون

20
00:00:39,477 --> 00:00:40,644
‫من پدربزرگتم

21
00:00:43,814 --> 00:00:46,099
‫سَمیول » ؟ »

22
00:00:46,184 --> 00:00:47,484
‫ولی امکان نداره...

23
00:00:47,551 --> 00:00:50,337
‫ما حدس میزنیم همون چیزی که باعث شد
‫سم » از قفس بیاد بیرون باعث برگشتن منم از مرگ شد »

24
00:00:50,404 --> 00:00:52,906
‫- اما نمیدونین چی این کار رو کرد ؟
‫- درسته

25
00:00:52,990 --> 00:00:55,825
‫تغییر شکل دهنده ؟
‫یه چیزی که قدرت تغییر شکل به صورت هر کی رو داره

26
00:00:55,893 --> 00:00:57,994
‫افسانه ای بین موجوداته...
‫این موجودات می تونن به هر شکلی دربیان

27
00:00:58,062 --> 00:00:59,496
‫به شکل حیوون یا انسان

28
00:00:59,563 --> 00:01:01,331
‫وقتی که تغییر شکل دهنده ها تغییر شکل میدونن پوسته میندازن

29
00:01:04,118 --> 00:01:05,368
‫باهام میای ؟

30
00:01:05,419 --> 00:01:06,753
‫« نه بر میگردم پیش خانوادم ، « لیسا » و « بن

31
00:01:06,837 --> 00:01:08,338
‫میدونی با این کارت جونشون رو به خطر میندازی

32
00:01:08,405 --> 00:01:10,573
‫یعنی چی ؟
‫پس میگی ترکشون کنم و تنهاشون بذارم ؟ بدون محافظ ؟

33
00:01:10,625 --> 00:01:12,125
‫و وقتی که اینکارو کنم دیگه تو خطر نیستن ؟

34
00:01:12,210 --> 00:01:14,177
‫من از همون لحظه ای که در خونشون
‫رو زدم باعث آسیب پذیری شون شدم

35
00:01:14,245 --> 00:01:16,846
‫با هم در تماسیم ، باشه ؟

36
00:01:16,914 --> 00:01:18,598
‫حتماً

37
00:01:53,334 --> 00:01:54,968
‫نه!

38
00:02:08,599 --> 00:02:09,399
‫باشه

39
00:03:07,908 --> 00:03:10,744
‫ترجمه و تنظیم : معین جهانیان
‫Tvcenter. IR : کاری از

40
00:04:10,888 --> 00:04:12,088
‫چی شده ؟

41
00:04:12,139 --> 00:04:13,523
‫هیچی

42
00:04:16,444 --> 00:04:18,194
‫لااقل کل خونه رو چک کن

43
00:04:18,262 --> 00:04:19,595
‫قبل از اینکه انقدر ازش متنفر باشی

44
00:04:19,647 --> 00:04:21,915
‫یه ذره با دید بازتر باش
‫تنها چیزیه که ازت می خوام

45
00:04:23,451 --> 00:04:26,035
‫خیلی خب ، باشه

46
00:04:29,573 --> 00:04:30,907
‫الان بر میگردم

47
00:04:30,958 --> 00:04:32,608
‫هی این همه عجله برا چیه ؟

48
00:04:32,660 --> 00:04:34,577
‫فقط دارم میرم اون یکی بلوک رو چک کنم

49
00:04:37,882 --> 00:04:40,083
‫یعنی میخوای مادرت تنهایی وسایل آشپزخونه رو جا به جا کنه ؟
‫بیا کمک کن

50
00:04:42,803 --> 00:04:45,138
‫بعداً ناهار میخوریم ، تو این همسایگی هم یه دوری میزنیم باشه ؟

51
00:04:47,475 --> 00:04:48,725
‫آره فکر خوبیه

52
00:04:52,430 --> 00:04:54,063
‫بیا ، یه ذره کمکم کن

53
00:05:03,474 --> 00:05:05,108
‫کجا پیداشون کردین ؟

54
00:05:05,159 --> 00:05:07,076
‫جسد خانواده رو طبقه بالا پیدا کردیم

55
00:05:07,144 --> 00:05:08,745
‫واقعاً وحشتناک بود

56
00:05:08,812 --> 00:05:10,079
‫به زور وارد خونه شدن ؟

57
00:05:10,147 --> 00:05:11,814
‫نه دزدگیر اصلاً روشن نشد

58
00:05:11,866 --> 00:05:13,416
‫هیچ سرنخی هم ندارین که نوزاد کجاست ؟

59
00:05:13,484 --> 00:05:15,651
‫هنوز هیچی
‫خب نظرت چیه ؟

60
00:05:15,703 --> 00:05:17,487
‫به نظرت حال نوزاد خوبه ؟
‫هنوز زندست ؟

61
00:05:17,538 --> 00:05:19,289
‫اگه دیروز می پرسیدی می گفتم آره

62
00:05:21,542 --> 00:05:22,625
‫ممنون

63
00:05:35,773 --> 00:05:36,839
‫- سلام
‫- هی

64
00:05:36,891 --> 00:05:38,725
‫یه پیتزای پنیری ، و بقیش مثل سفارش همیشگی ؟

65
00:05:38,809 --> 00:05:39,692
‫آره

66
00:05:39,777 --> 00:05:41,694
‫ممنون

67
00:05:41,779 --> 00:05:43,279
‫بفرمایید
‫خورده باشه پیشت

68
00:05:43,347 --> 00:05:44,898
‫- ممنون
‫- ممنون

69
00:05:50,120 --> 00:05:51,354
‫چیه ؟

70
00:05:51,405 --> 00:05:52,622
‫فکر کردم ما با هم میریم بیرون

71
00:05:52,689 --> 00:05:55,041
‫اوه آره یادم رفت ، شرمنده

72
00:05:55,125 --> 00:05:57,243
‫اشکال نداره

73
00:05:57,328 --> 00:05:59,796
‫من میرم بشقاب پیدا کنم

74
00:06:04,168 --> 00:06:05,134
‫هی

75
00:06:05,202 --> 00:06:06,869
‫من کل این قضیه رو پیگیری کردم

76
00:06:06,921 --> 00:06:09,339
‫هیچ سولفور و رَدی نیست

77
00:06:09,390 --> 00:06:11,724
‫کم کم دارم فکر میکنم این مورد مربوط به کاره ما نمیشه

78
00:06:11,792 --> 00:06:13,443
‫چهار تا خانواده تیکه تیکه شدن یه گوشه ای از این ایالت

79
00:06:13,511 --> 00:06:15,128
‫تو روز های پشت سر هم

80
00:06:15,196 --> 00:06:18,548
‫با این میشه ۴ تا نوزاد که از خونه های قفل شده دزدی شدن

81
00:06:18,599 --> 00:06:21,317
‫لعنتی!

82
00:06:23,003 --> 00:06:24,821
‫بهم توضیح بده آخه چطوری این قضیه میتونه عادی باشه ؟

83
00:06:24,888 --> 00:06:26,155
‫نه نه... میدونم که وحشتناکه

84
00:06:26,223 --> 00:06:28,157
‫من فقط دارم میگم شاید بهتر باشه
‫خود پلیس به این قضیه پیگیری کنه

85
00:06:28,225 --> 00:06:30,176
‫باشه پس قضیه یا اینطوریه که یه مشت هیولا بچه میدزدن

86
00:06:30,244 --> 00:06:31,744
‫که باهاش تاس کباب بچه درست کنن

87
00:06:31,829 --> 00:06:33,580
‫یا یه مشت دیوانه ی روانی بچه میدزدن

88
00:06:33,664 --> 00:06:34,998
‫که باهاش تاس کباب بچه درست کنن!

89
00:06:35,065 --> 00:06:37,700
‫در هر دو صورت تاس کباب بچه درست میشه که خیلی بده!

90
00:06:39,620 --> 00:06:42,839
‫چیه دارم حوصلت رو سر میبرم ؟
‫قراره جایی باشی مگه ؟

91
00:06:42,906 --> 00:06:44,257
‫- نه ، نه... متوجهم
‫- خوبه

92
00:06:44,341 --> 00:06:46,543
‫« بعضی اوقات منو متعجب می کنی « سم

93
00:06:46,594 --> 00:06:48,511
‫بعضی اوقات خود منم از خودم تعجب می کنم...

94
00:06:49,880 --> 00:06:51,931
‫خیلی خب من این موضوع رو یه بار دیگه پیگیری میکنم

95
00:06:52,016 --> 00:06:53,883
‫شاید چیزی رو از قلم انداخته باشیم

96
00:06:56,804 --> 00:07:00,423
‫راستی کارآگاه گفته بود که دزدگیر خونه اصلاً به صدا در نیومد

97
00:07:00,474 --> 00:07:01,891
‫میشه یه نگاه کوچولو کنی

98
00:07:01,942 --> 00:07:04,611
‫ببینی بقیه خونواده ها هم که بچشون دزدی شده
‫از دزدگیر امنیتی شرکت " هارپر کین " استفاده می کردن ؟

99
00:07:04,695 --> 00:07:06,796
‫آره حتماً

100
00:07:06,864 --> 00:07:10,648
‫با هر چیزی که باعث بشه من از کامپیوتر استفاده کنم پایم|!

101
00:07:16,740 --> 00:07:18,625
‫چی...

102
00:07:18,709 --> 00:07:20,443
‫هی اونو بده به من

103
00:07:20,494 --> 00:07:22,078
‫- فکر کردی داری چی کار میکنی ؟
‫- فقط میخواستم یه نگاهی بکنم

104
00:07:23,297 --> 00:07:24,780
‫گوش کن بهم

105
00:07:24,832 --> 00:07:26,549
‫دیگه هیچوقت در این صندوق عقب رو باز نکن

106
00:07:26,617 --> 00:07:27,783
‫فهمیدی ؟

107
00:07:27,835 --> 00:07:29,919
‫آره ، ببخشید

108
00:07:29,970 --> 00:07:32,672
‫ولی متوجه نمیشم

109
00:07:32,756 --> 00:07:34,090
‫وقتی خودت هم سن من بودی تفنگ داشتی

110
00:07:34,141 --> 00:07:35,892
‫بن »... این حرفمو آویزه گوشت کن »

111
00:07:35,959 --> 00:07:38,811
‫هرگز امکان نداره که بذارم تفنگ دست بگیری

112
00:07:38,896 --> 00:07:40,179
‫هرگز!

113
00:07:40,264 --> 00:07:41,464
‫من میدونم چه خبره

114
00:07:41,515 --> 00:07:42,682
‫تو فکر می کنی ممکنه خطری تهدیدمون کنه

115
00:07:42,766 --> 00:07:44,183
‫هیچ خطری قرار نیست تهدیدمون کنه

116
00:07:44,268 --> 00:07:46,269
‫منم میتونم کاری که تو می کنی رو بکنم
‫اگه بهم یاد بدی چطوری شلیک...

117
00:07:46,320 --> 00:07:48,237
‫خفه شو و درباره این تفنگ لعنتی انقدر حرف نزن

118
00:07:49,573 --> 00:07:51,858
‫باشه

119
00:07:51,942 --> 00:07:53,309
‫ببخشید

120
00:07:54,778 --> 00:07:56,145
‫ببخشید

121
00:08:23,557 --> 00:08:26,275
‫حق با تو بود ، تمام کسایی که بچشون دزدی شده
‫از دزدگیر شرکت " هارپر کین " استفاده می کردن

122
00:08:26,343 --> 00:08:27,610
‫منم گزارش خرید مشتریاشون رو در اوردم

123
00:08:27,678 --> 00:08:28,844
‫درسته ، که ببینی خانواده های دیگه ای هم هستن

124
00:08:28,896 --> 00:08:30,279
‫که مثل بقیه نوزاد داشته باشن

125
00:08:30,347 --> 00:08:32,649
‫آره و یه خانواده دیگه هست که خُرم و شادن

126
00:08:32,700 --> 00:08:33,950
‫یه نوزاد ۶ ماهه هم دارن

127
00:08:34,017 --> 00:08:35,201
‫مثل بقیه کسای دیگه

128
00:08:35,285 --> 00:08:37,820
‫آدرسشون کجاست ؟

129
00:08:40,374 --> 00:08:41,457
‫هی

130
00:08:42,859 --> 00:08:44,544
‫چی شده ؟

131
00:08:44,628 --> 00:08:46,212
‫بن » چند ساعتی میشه که تو اتاقشه و درو قفل کرده »

132
00:08:46,296 --> 00:08:47,697
‫گفت تو سرش داد کشیدی

133
00:08:47,748 --> 00:08:49,215
‫مگه چی کار کرد ؟

134
00:08:49,299 --> 00:08:50,883
‫هیچی

135
00:08:50,968 --> 00:08:52,502
‫پس " تو " چی کار کردی ؟

136
00:08:56,707 --> 00:08:58,558
‫به وسایل شکارم دست زد...
‫نباید اونطوری عصبانی می شدم

137
00:09:00,310 --> 00:09:02,011
‫میخوای دربارش حرف بزنی ؟

138
00:09:02,062 --> 00:09:03,730
‫درباره چی ؟

139
00:09:03,814 --> 00:09:06,516
‫« داد کشیدن سره « بن
‫نگه داشتنمون تو این خونه

140
00:09:06,567 --> 00:09:08,601
‫- من فقط دارم سعی میکنم جامون اینجا امن باشه
‫- منم هیچ بحثی ندارم

141
00:09:08,686 --> 00:09:10,153
‫تویی که حرفه ای هستی
‫فقط پرسیدم

142
00:09:11,939 --> 00:09:13,606
‫تو گفتی که تو و برادرت

143
00:09:13,691 --> 00:09:15,191
‫اون چیزی رو که دنبالمون بود رو کشتید

144
00:09:15,242 --> 00:09:18,027
‫و بعدشم اسباب کشی کردیم واسه مطمئن شدن

145
00:09:18,078 --> 00:09:19,562
‫پس موضوع چیه « دین »؟

146
00:09:19,613 --> 00:09:21,564
‫هیولایی در کاره ؟ یه از همین هیولا معمولیاست ؟

147
00:09:21,615 --> 00:09:23,065
‫نمیدونم

148
00:09:23,117 --> 00:09:25,001
‫- امکان داره یه خبرایی بشه ؟
‫- چی ؟

149
00:09:25,068 --> 00:09:26,786
‫نمی دونم
‫من که نمیتونم پیش بینی کنم چی دنبالم ممکنه بیاد

150
00:09:26,870 --> 00:09:28,871
‫خب منم بالاخره باید یه احتمالاتی رو بدونم
‫هر چی باشه قراره زندگیمون رو اینجا ادامه بدیم

151
00:09:28,922 --> 00:09:31,758
‫منظورم اینه که منم بالاخره باید برم سره کارم
‫بن » هم باید بره مدرسه »

152
00:09:31,842 --> 00:09:34,627
‫اگه تا موقعی که من اینجام اتفاقی بیوفته

153
00:09:34,712 --> 00:09:37,096
‫من میدونم که تو داری سعی میکنی ازمون محافظت کنی

154
00:09:37,181 --> 00:09:39,248
‫اما با این کارت یه جورایی داری می ترسونیم

155
00:12:28,352 --> 00:12:29,518
‫سم » ؟ »

156
00:12:29,586 --> 00:12:32,104
‫- به کمکت احتیاج دارم ، همین حالا
‫- چی شده ؟

157
00:12:32,189 --> 00:12:33,940
‫- یه موردی هست که دارم روش کار می کنم
‫- رفیق بی خیال...

158
00:12:34,024 --> 00:12:35,925
‫ببین ، جدی میگم
‫تو این مورد تو هم باید باهام باشی ، باشه ؟

159
00:12:35,976 --> 00:12:38,427
‫من کشیدم کنار ، کنار هم می مونم

160
00:12:38,478 --> 00:12:40,730
‫- این یه مورد رو استثنا قرار بده!
‫- واسه چی ؟

161
00:12:42,950 --> 00:12:44,317
‫ببین ، من نیم ساعت باهات فاصله دارم

162
00:12:44,401 --> 00:12:46,953
‫حتی اگر هم شده تا در خونت میام اگه همدیگه رو نبینیم

163
00:12:48,772 --> 00:12:51,707
‫حالا مگه چی شده که اینطوری داری تهدید میکنی میای در خونم ؟

164
00:13:06,590 --> 00:13:08,057
‫کجاست ؟

165
00:13:08,124 --> 00:13:09,625
‫رو صندلی عقبه به کمربند بستمش

166
00:13:17,267 --> 00:13:18,634
‫به مهمونی خوش اومدی گوتنبرگ|

167
00:13:29,438 --> 00:13:30,838
‫خیلی خب

168
00:13:31,655 --> 00:13:32,805
‫نشونم بده

169
00:13:32,889 --> 00:13:33,972
‫بابا فهمیدم ، ۱۰۰ بار تا به حال بهم یاد دادی

170
00:13:33,991 --> 00:13:35,942
‫- پس ضایعم کن!
‫- اول خشابو میذارم تو

171
00:13:37,412 --> 00:13:38,495
‫بالاش رو میکشم عقب

172
00:13:38,579 --> 00:13:41,147
‫اینم ضامنش که باز و بسته میشه

173
00:13:41,199 --> 00:13:43,083
‫- جلو در و پنجره هم هم نمک میریزی
‫- حتماً

174
00:13:45,536 --> 00:13:46,670
‫شاید بهتره من نرم

175
00:13:46,754 --> 00:13:48,672
‫چیزی نیست
‫اگه میخوای بری ، برو

176
00:13:48,756 --> 00:13:50,290
‫- میدونی... « سم » خودش تنهایی از عده این کار بر میاد
‫- « دین »!

177
00:13:50,341 --> 00:13:53,093
‫بهت بر نخوره ، ولی اگه پاتو از اون در ، بیرون نذاری...

178
00:13:53,160 --> 00:13:54,211
‫بهت شلیک می کنم!

179
00:14:01,386 --> 00:14:02,936
‫شرط می بندم الان دلت واسه شوهر سابقت تنگ شده

180
00:14:03,003 --> 00:14:04,304
‫همونی که خیلی ضدحال و کسل کننده بود

181
00:14:04,355 --> 00:14:05,188
‫خدایا... خفه شو دیگه!

182
00:14:06,941 --> 00:14:08,842
‫پس مواظب خودت باش ، باشه ؟

183
00:14:12,680 --> 00:14:13,814
‫خدافظ

184
00:14:13,865 --> 00:14:15,031
‫خدافظ

185
00:14:36,304 --> 00:14:38,054
‫خب درباره این چیز تا به حال چیا دستگیرت شده ؟

186
00:14:38,139 --> 00:14:40,891
‫راستش خب... خیلی سریع بود

187
00:14:40,975 --> 00:14:42,926
‫و خیلی هم از خودش واکنش نشون داد وقتی دستشو با نقره بریدم

188
00:14:43,010 --> 00:14:44,895
‫خیلی خب پس با این حساب میشه گفت این ویژگی ها رو

189
00:14:44,979 --> 00:14:47,848
‫قول ها دارن ، زامبی ها دارن

190
00:14:47,899 --> 00:14:50,400
‫تغییر شکل دهنده ها دارن و یه ده دوازده تا موجود دیگه!

191
00:14:52,019 --> 00:14:53,653
‫یادم نمیاد هیچ کدوم از این موجودات
‫به بچه دزدی علاقه داشته باشن

192
00:14:53,721 --> 00:14:54,654
‫آره

193
00:14:54,722 --> 00:14:55,856
‫دقیقاً

194
00:15:00,912 --> 00:15:02,762
‫کوچولو اگه چیزی میدونی هر وقت دلت خواست میتونی بهمون بگیا!

195
00:15:04,899 --> 00:15:06,967
‫کمربندتو ببند

196
00:15:07,034 --> 00:15:10,454
‫مگه بچه کلاس سومم ؟!

197
00:15:10,538 --> 00:15:12,506
‫یه ماشین خوب باید فقط رانندگیشو کنه
‫نه اینکه به این چیزا گیر بده!

198
00:15:16,594 --> 00:15:18,328
‫آره ، به خودت جدی نگیر

199
00:15:21,299 --> 00:15:22,549
‫خب ، باید یه تجهیزاتی بگیریم...

200
00:15:22,600 --> 00:15:24,050
‫من پودر مکمل آرسنال تو صندوق عقبم دارم!

201
00:15:24,101 --> 00:15:26,269
‫نه منظورم این نبود

202
00:15:33,528 --> 00:15:34,978
‫خیلی خب ، من اینو کاملاً میدونم که

203
00:15:35,062 --> 00:15:36,646
‫یه چیزایی مثل ژل یا پماد

204
00:15:36,731 --> 00:15:39,265
‫باید به باسن بچه ها بزنیم...

205
00:15:39,317 --> 00:15:41,785
‫مثله... مثل اینه ؟

206
00:15:41,869 --> 00:15:42,702
‫آره ، برش دار

207
00:15:46,607 --> 00:15:47,908
‫خب... تو این چیزا رو از کجا یاد گرفتی؟

208
00:15:47,959 --> 00:15:49,459
‫لیسا یه خواهر زاده ی نوزاد داره...

209
00:15:49,544 --> 00:15:51,161
‫یه موقع هایی هم شیرش تموم میشد...
‫منو می فرستادن فروشگاه بخرم

210
00:15:51,245 --> 00:15:53,497
‫- ها...
‫- خفه شو!

211
00:15:53,581 --> 00:15:55,799
‫- چیه من فقط گفتم ها!
‫- منم گفتم خفه شو!

212
00:16:00,838 --> 00:16:02,121
‫خیلی خب زودتر باید راه بیوفتیم

213
00:16:02,173 --> 00:16:03,507
‫فکر کنم کمتر از ۱۰ ثانیه دیگه میخواد خراب کاری کنه

214
00:16:03,591 --> 00:16:04,724
‫- باشه
‫- برو

215
00:16:09,897 --> 00:16:12,516
‫سلام!

216
00:16:19,907 --> 00:16:22,475
‫بی خیال رفیق ، طاقت بیار پسر!

217
00:16:22,527 --> 00:16:24,310
‫دین » یه کار کن گریه نکنه »

218
00:16:24,362 --> 00:16:25,111
‫چطوری؟!!

219
00:16:26,480 --> 00:16:28,532
‫همه یه جور بهمون زل زدن انگار بچه بازیم!!

220
00:16:29,917 --> 00:16:31,167
‫بهش غذا بده!

221
00:16:31,252 --> 00:16:32,536
‫قبلاً بهش غذا دادیم آخه!

222
00:16:32,620 --> 00:16:33,653
‫پس میگی چی کار کنیم؟

223
00:16:33,704 --> 00:16:35,372
‫چمیدونم!
‫فکر کردی با بچه ها میتونم حرف بزنم ؟!

224
00:16:35,456 --> 00:16:36,506
‫شاید پوشکش رو باید عوض کنیم

225
00:16:37,842 --> 00:16:39,426
‫اوه خدا امیدوارم اینطور نباشه!

226
00:16:59,063 --> 00:17:01,531
‫چی شده ؟

227
00:17:01,616 --> 00:17:03,033
‫- اسمش چیه ؟
‫- جان ، بابی

228
00:17:04,201 --> 00:17:05,619
‫بابی جان!

229
00:17:05,686 --> 00:17:07,537
‫سلام بابی جان

230
00:17:07,622 --> 00:17:09,489
‫چه پسر خوشگلی

231
00:17:09,540 --> 00:17:10,373
‫میشه بدینش بغلم ؟

232
00:17:14,745 --> 00:17:17,747
‫اوهوم... بابی کوچولومون یه مقدار خراب کاری کرده

233
00:17:19,867 --> 00:17:22,335
‫قصد توهین ندارم
‫ولی شما دو نفر به نظر خیلی خسته میاین ؟

234
00:17:22,386 --> 00:17:24,037
‫برا من مشکلی نیست پوشکشو عوض کنم

235
00:17:24,088 --> 00:17:26,473
‫خدا میدونه که تو عمرم شاید میلیون ها پوشک عوض کرده باشم

236
00:17:28,059 --> 00:17:29,542
‫خب...

237
00:17:34,348 --> 00:17:36,149
‫خب ممنون از لطفتون...

238
00:17:36,216 --> 00:17:37,817
‫اما... فکر کنم خودمون از عهدش بر بیایم

239
00:17:37,885 --> 00:17:39,936
‫اوه قابلی نداره که... خوشحال میشم کمک کنم

240
00:17:40,021 --> 00:17:42,322
‫بچه رو بهم بده قبل از اینکه چاقومو فرو کنم تو گردنت

241
00:17:43,441 --> 00:17:44,357
‫« دین »!

242
00:18:04,078 --> 00:18:05,095
‫کمکم کنید!

243
00:18:05,963 --> 00:18:07,297
‫اون داره بهم آسیب میزنه

244
00:18:08,582 --> 00:18:09,466
‫ولش کن!

245
00:18:10,267 --> 00:18:12,102
‫خیلی خب ، باشه

246
00:18:12,186 --> 00:18:13,186
‫خیلی خب

247
00:18:38,079 --> 00:18:40,613
‫یه تغییر شکل دهنده از جون یه بچه چی میخواد ؟

248
00:18:40,665 --> 00:18:42,615
‫خودت بهم بگو

249
00:18:42,667 --> 00:18:43,917
‫در ضمن چطوری اصلاً پیدامون کرد ؟

250
00:18:45,786 --> 00:18:48,421
‫اَه کی این کمربند رو طراحی کرد ؟ سازمان فضانوردی ؟

251
00:18:48,472 --> 00:18:50,306
‫میدونی شاید کل این مدت رو داشته من رو تعقیب می کرده

252
00:18:50,391 --> 00:18:52,225
‫- از موقعی که تو خونه بچه بودم
‫- خیلی خب میدونی چیه ؟

253
00:18:52,292 --> 00:18:53,426
‫باید از جاده بزنیم کنار

254
00:18:53,477 --> 00:18:55,261
‫این بابی جان رو به یه جای امن ببریم

255
00:18:55,312 --> 00:18:57,230
‫تا بعدش ببینیم چی کار میشه کرد

256
00:18:57,297 --> 00:18:59,966
‫خیلی خب باشه ، شــششـش
‫آروم بچه جون

257
00:19:00,017 --> 00:19:02,802
‫مرکز کنترل واحد ۸۶

258
00:19:02,853 --> 00:19:05,972
‫یه پلاک ماشین واسه " ایلینوی " رو میخواستم برام چک کنین

259
00:19:06,023 --> 00:19:10,410
‫India, ۴, Zulu, Oscar, ۸, ۹, ۲.

260
00:19:25,459 --> 00:19:27,093
‫باشه ، میدونی چیه ؟

261
00:19:27,161 --> 00:19:28,712
‫بهت پول میدم اگه از جات تکون نخوری!

262
00:19:30,664 --> 00:19:33,466
‫بابا این کار مثه خنثی کردن مین زمینی میمونه ولی با اَن!

263
00:19:34,769 --> 00:19:37,003
‫باشه باشه

264
00:19:37,054 --> 00:19:38,337
‫خیلی خب

265
00:19:38,389 --> 00:19:41,725
‫بابی جان مدال طلا واسه خودته!

266
00:19:41,809 --> 00:19:43,393
‫دیگه موقع خوابه

267
00:19:49,533 --> 00:19:51,684
‫دین » دوباره با اینکارت عصبانیش می کنیا »

268
00:19:51,736 --> 00:19:54,154
‫ساکت باش ، الان می خوابه

269
00:19:54,205 --> 00:19:57,290
‫خیلی خب ، اگه بذارمت تو تخت مثه یه مرد بی صدا میخوابی ؟

270
00:20:08,919 --> 00:20:10,420
‫چیه ؟

271
00:20:10,488 --> 00:20:11,871
‫تو...

272
00:20:11,922 --> 00:20:15,008
‫راستیتش... زیادم کارت بد نیست

273
00:20:15,059 --> 00:20:16,559
‫رفیق من به زور اون بچه رو زنده نگهش داشتم

274
00:20:16,644 --> 00:20:17,894
‫نه نه نه جدی میگم

275
00:20:17,978 --> 00:20:19,929
‫مثل دکتر هاکستبل خانواده دوست شدی|

276
00:20:20,014 --> 00:20:22,398
‫مثل این پدر ها شده اخلاقت...

277
00:20:22,483 --> 00:20:24,484
‫خب راستش این اواخر باید هم این طوری میشد رفتارم

278
00:20:24,551 --> 00:20:25,568
‫یا با این شرایط خودم رو وفق میدادم یا مشکل پیش میومد

279
00:20:25,653 --> 00:20:27,403
‫منظورت « بن » هست

280
00:20:27,488 --> 00:20:28,738
‫آره

281
00:20:31,275 --> 00:20:32,909
‫منظورم اینه ، میدونم که اون بچه خودم نیست

282
00:20:32,993 --> 00:20:36,079
‫ولی چطور بگم... یه جورایی دیگه احساس میکنم

283
00:20:36,163 --> 00:20:37,747
‫که بچم هست

284
00:20:41,735 --> 00:20:44,621
‫وقتی به طرزی که خودمون بزرگ شدیم فکر می کنم

285
00:20:44,705 --> 00:20:45,839
‫نمیدونم

286
00:20:45,906 --> 00:20:47,474
‫یه جوری حس میکنم یه شانس دوباره دارم

287
00:20:47,541 --> 00:20:49,709
‫که زندگی ای که خودمون داشتیم رو واسه « بن » درست نکنم

288
00:20:52,713 --> 00:20:54,413
‫مطمئنی ؟

289
00:20:54,465 --> 00:20:55,849
‫منظورت چیه ؟

290
00:21:00,221 --> 00:21:02,272
‫ببین...

291
00:21:02,356 --> 00:21:05,692
‫کاملاً مشخصه که به « بن » اهمیت میدی

292
00:21:05,759 --> 00:21:07,143
‫اما ؟

293
00:21:07,211 --> 00:21:10,196
‫اما مدام اسباب کشی کردن... تو خونه حبسشون کردن...

294
00:21:11,765 --> 00:21:14,000
‫الان تو خونه حَبسن دیگه مگه نه ؟

295
00:21:18,489 --> 00:21:20,957
‫چطور این کارات با روشی که ما بزرگ شدیم فرق داره ؟

296
00:21:21,041 --> 00:21:23,042
‫پس حرفت اینه که...

297
00:21:26,413 --> 00:21:28,447
‫من کسی رو به زور وارد این طرز زندگی نکردم

298
00:21:28,499 --> 00:21:29,666
‫این کارا فقط موقتیه

299
00:21:30,935 --> 00:21:32,635
‫بابا هم همیشه میگفت این کارا موقتیه

300
00:21:32,703 --> 00:21:35,839
‫واسه بیست و دو سال تمام هی این حرفو میزد

301
00:21:35,923 --> 00:21:37,290
‫ببین من متوجهم

302
00:21:37,341 --> 00:21:39,309
‫تو می خوای ازشون مراقبت کنی
‫کار خوبیه

303
00:21:39,393 --> 00:21:40,844
‫من فقط دارم میگم

304
00:21:40,928 --> 00:21:43,913
‫چطور میخوای این کارو کنی و به بابای خودمون تبدیل نشی ؟

305
00:21:57,644 --> 00:22:01,030
‫لعنتی ، باورم نمیشه اینو از قلم انداختم

306
00:22:01,115 --> 00:22:02,198
‫چی رو ؟

307
00:22:02,283 --> 00:22:03,750
‫هست Elm خونه ای که تو خیابون

308
00:22:03,817 --> 00:22:06,369
‫مادره کشته شد ، بچه هم دزدیده شد

309
00:22:06,453 --> 00:22:08,605
‫اما موقع جنایت پدره خونه نبوده ، یعنی الان زندست

310
00:22:10,424 --> 00:22:11,708
‫نظرت چیه بریم و یه صحبتی باهاش بکنیم ؟

311
00:22:11,792 --> 00:22:13,126
‫موافقم

312
00:22:14,345 --> 00:22:15,762
‫اوه

313
00:22:15,829 --> 00:22:18,164
‫تو بری بهتره

314
00:22:18,215 --> 00:22:19,382
‫مطمئنی؟

315
00:22:19,466 --> 00:22:21,184
‫آره ، مگه اینکه تو یه مدال داشته باشی
‫اسم بابی جان روش نوشته باشه

316
00:22:21,268 --> 00:22:22,468
‫آره برو خیالت راحت

317
00:22:33,230 --> 00:22:35,448
‫خوشمزست مگه نه ؟!

318
00:22:35,515 --> 00:22:37,951
‫من...

319
00:22:38,018 --> 00:22:39,619
‫هنوزم باورم نمیشه

320
00:22:39,686 --> 00:22:41,487
‫منظورم اینه که تنها یه چیز که فکرشو نمی کنی

321
00:22:41,538 --> 00:22:44,490
‫به اون طرز وحشتناک کشته شدن

322
00:22:44,541 --> 00:22:45,992
‫بچه ی بیچاره

323
00:22:46,060 --> 00:22:47,710
‫که اونطوری دزدیده شد

324
00:22:47,778 --> 00:22:49,695
‫از شما ها هم که چه تشکری میشه کرد

325
00:22:49,747 --> 00:22:51,881
‫خب واسه همینه که من اینجام

326
00:22:54,201 --> 00:22:55,068
‫شما درخواست مربوط به طلاق رو داده بودید ؟

327
00:22:56,553 --> 00:22:59,155
‫متأسفم ولی برای تحقیقاتمون لازمه که بدونم

328
00:22:59,223 --> 00:23:00,473
‫زنم...

329
00:23:00,540 --> 00:23:03,226
‫اون به من خیانت کرد...

330
00:23:03,310 --> 00:23:05,979
‫و خب... من بعداً مچشو گرفتم

331
00:23:08,015 --> 00:23:10,667
‫و اون مردی رو که باهاش خوابید رو میشناختید ؟

332
00:23:10,734 --> 00:23:13,102
‫نه... راستش من منظور زنم رو نفهمیدم

333
00:23:13,187 --> 00:23:16,105
‫مهم این بود که بهم دروغ گفت

334
00:23:16,190 --> 00:23:17,790
‫باشه

335
00:23:19,944 --> 00:23:21,611
‫ما با هم...

336
00:23:22,780 --> 00:23:25,832
‫سکس نداشتیم واسه مدت درازی...

337
00:23:25,899 --> 00:23:27,750
‫و بعد یهو اون حامله شده بود

338
00:23:27,835 --> 00:23:29,919
‫- خب خود زنتون چی می گفت ؟
‫- میگفت بچه از منه

339
00:23:30,004 --> 00:23:32,171
‫میدونم

340
00:23:32,239 --> 00:23:33,873
‫منم بهش گفتم این غیر ممکنه

341
00:23:33,924 --> 00:23:35,291
‫و اینکه منظورش چیه ؟ راجع به چی حرف میزنه

342
00:23:35,376 --> 00:23:36,759
‫اونم در جواب بهم گفت : مگه یادت نمیاد ؟

343
00:23:36,844 --> 00:23:39,178
‫اینکه تو از شهر خارج شده بودی و بعد زودتر از طبق معمول برگشتی

344
00:23:41,081 --> 00:23:42,348
‫اما شما برنگشته بودی ؟

345
00:23:42,416 --> 00:23:43,766
‫نه

346
00:23:43,851 --> 00:23:47,387
‫من مسابقه بیس بال رفته بودم

347
00:23:47,438 --> 00:23:50,206
‫هر کسی که باهاش خوابید اون شب ، همون پدر بچه هست نه من

348
00:24:19,953 --> 00:24:21,921
‫بله ؟

349
00:24:21,972 --> 00:24:24,173
‫من با پدره صحبت کردم ، اون شب خونه نبود ولی بچه...

350
00:24:24,258 --> 00:24:25,475
‫خب ؟

351
00:24:25,559 --> 00:24:27,060
‫فکر کنم تغییر شکل دهنده پدر بچه باشه

352
00:24:31,015 --> 00:24:32,465
‫جداً ؟!

353
00:24:44,213 --> 00:24:46,715
‫نظافت چی هستم ، همه چی مرتبه ؟

354
00:24:46,799 --> 00:24:48,499
‫بله... چیزی نیست ما خوبیم ، ممنون

355
00:24:48,551 --> 00:24:50,018
‫شب بخیر

356
00:24:50,086 --> 00:24:52,170
‫اتاق بغلیتون اعتراض کردن به سر و صدا ، میشه درو باز کنید ؟

357
00:24:52,221 --> 00:24:54,973
‫راستش الان موقع خوبی نیست

358
00:24:55,024 --> 00:24:56,942
‫تازه بچه رو از حموم بیرون آوردم

359
00:25:19,515 --> 00:25:21,550
‫- از سر راه برو کنار
‫- شرمنده ، نمیشه!

360
00:25:21,634 --> 00:25:23,585
‫اون بچه باید با پدرش باشه

361
00:25:23,669 --> 00:25:25,787
‫خب راستشو بخوای من که هیچ شباهتی بینتون نمی بینم!

362
00:25:28,307 --> 00:25:30,008
‫من درباره خودم حرف نمی زنم

363
00:25:30,059 --> 00:25:31,493
‫دارم " پدرمون " رو میگم

364
00:25:55,067 --> 00:25:56,668
‫خب اینم از امانت داریمون از بچه

365
00:26:05,411 --> 00:26:07,745
‫میدونی راستش خیلی حرکتش زیرکانه بود

366
00:26:07,797 --> 00:26:09,381
‫تغییر شکل دهنده به عنوان مامور شرکت دزدگیر خودشو جا میزد

367
00:26:09,432 --> 00:26:10,715
‫که بتونه به خونه ها دسترسی داشته باشه

368
00:26:10,766 --> 00:26:12,267
‫بعد دزدگیر و دستکاری میکرد

369
00:26:12,351 --> 00:26:15,020
‫بعد پدر خونه هم که از خونه بیرون میرفت
‫تغییر شکل دهنده خودشو جای پدره میزد

370
00:26:15,087 --> 00:26:17,255
‫با چند تا لیوان مشروب هم مادره راضی میشد یه حالی بکنن

371
00:26:17,306 --> 00:26:19,924
‫و ۹ ماه بعدش جایزه رو تحویل می گرفتن

372
00:26:19,976 --> 00:26:22,611
‫من حتی نمیدونستم اون موجودات میتونن بچه دار بشن

373
00:26:22,695 --> 00:26:24,479
‫فکر میکردم از همون اولش به طور طبیعی اینطوری وجود داشتن

374
00:26:24,563 --> 00:26:25,780
‫میدونی ، مثل فیلم ایکس مِن

375
00:26:25,865 --> 00:26:27,816
‫آره خب... هر روز آدم یه چیز جدید یاد میگیره

376
00:26:29,368 --> 00:26:31,069
‫من هیچوقت یه نوزاد هیولایی ندیده بودم

377
00:26:31,120 --> 00:26:32,203
‫آره

378
00:26:32,271 --> 00:26:33,989
‫البته یه هیولای واقعی که نیست

379
00:26:34,073 --> 00:26:35,991
‫اون فقط یه نوزاده

380
00:26:36,075 --> 00:26:37,826
‫تقصیر اون نیست که پدرش تغییر شکل دهندست

381
00:26:37,910 --> 00:26:39,944
‫آره ولی بچه هم یه تغییر شکل دهندست

382
00:26:39,996 --> 00:26:41,880
‫هنوز این واقعیت رو تغییر نمیده که ما باید...

383
00:26:41,947 --> 00:26:44,416
‫باید ازش مراقبت کنیم

384
00:26:44,467 --> 00:26:46,051
‫اما جداً باید چی کار کنیم ؟

385
00:26:46,118 --> 00:26:47,752
‫نمیتونیم به پرورشگاه بدیمش که...

386
00:26:47,803 --> 00:26:49,504
‫ممکنه مسئولین اونجا یه خورده تعجب کنن
‫اگه این بچه یهو مثل آسیایی ها تغییر شکل بده!

387
00:26:51,173 --> 00:26:52,257
‫« سَمیول »

388
00:26:52,308 --> 00:26:53,291
‫چی ؟

389
00:26:53,342 --> 00:26:55,226
‫« سَمیول »

390
00:26:55,294 --> 00:26:56,594
‫اون خودش میدونه چی کار کنه

391
00:26:56,646 --> 00:26:58,096
‫می خوای این بچه رو دست یه مشت شکارچی بدی ؟

392
00:26:58,147 --> 00:27:00,465
‫اونا یه مشت شکارچی نیستن « دین » ، خانواده ی ما هستن

393
00:27:00,516 --> 00:27:02,817
‫- ما که نمی شناسیمشون
‫- ولی من می‌شناسم

394
00:27:02,902 --> 00:27:05,070
‫هر شکارچی ای که سرپرست یه گروه نیستش

395
00:27:05,137 --> 00:27:07,572
‫منظورم اینه که « سَمیول » خیلی به تو شباهت داره اخلاقش

396
00:27:08,991 --> 00:27:10,909
‫پس یعنی منم شبیه سرپرست گروه هستم ؟!

397
00:27:10,976 --> 00:27:13,194
‫خب تو اگه فکر بهتری داری بگو

398
00:27:16,332 --> 00:27:19,417
‫خوبه ، پس پیش « سَمیول » میبریمش

399
00:28:00,743 --> 00:28:04,379
‫بهترین قیافه ای هستی که یه هیولا میتونه داشته باشه کوچولو

400
00:28:07,216 --> 00:28:08,533
‫دارم شوخی میکنم...

401
00:28:08,584 --> 00:28:12,866
‫خونسرد باش

402
00:28:12,917 --> 00:28:14,868
‫چیه ؟ تو هم حرفی داری بزنی ؟

403
00:28:16,671 --> 00:28:19,006
‫نه ؟ خوبه ، پس همونجا وایسا و به من فکر کن!

404
00:28:21,893 --> 00:28:23,093
‫خب ، حرکت بعدیمون چیه ؟

405
00:28:23,178 --> 00:28:24,728
‫خب من یه سری فکرهایی دارم

406
00:28:24,812 --> 00:28:27,681
‫دین » بذار بچه رو ببینم »

407
00:28:27,732 --> 00:28:29,099
‫نه چیزی نیست ، خودم دارمش

408
00:28:29,184 --> 00:28:30,934
‫فکر کردی مگه میخوام باهاش چی کار کنم ؟

409
00:28:33,721 --> 00:28:35,606
‫بهتره ندونی جواب من به این سوالت چیه

410
00:28:37,825 --> 00:28:39,109
‫خب ، من کنجکاوم

411
00:28:39,194 --> 00:28:40,444
‫تو جداً فکر کردی ما ها کی هستیم ؟

412
00:28:41,729 --> 00:28:43,530
‫شکارچی

413
00:28:43,581 --> 00:28:44,748
‫چه جالب

414
00:28:44,832 --> 00:28:47,084
‫من ولی فکر می کردم خانواده ایم

415
00:28:47,168 --> 00:28:48,919
‫هی ، بهتره مسأله رو بزرگش نکنیم

416
00:28:49,003 --> 00:28:51,238
‫باشه

417
00:28:55,076 --> 00:28:56,510
‫« بدش بهم « دین

418
00:28:56,577 --> 00:28:57,628
‫چیزی نیست

419
00:28:57,712 --> 00:28:59,246
‫بدش به من

420
00:28:59,297 --> 00:29:00,464
‫چیزی نیست

421
00:29:06,688 --> 00:29:07,688
‫چیزی نیست

422
00:29:10,608 --> 00:29:12,025
‫هی ، بیا

423
00:29:12,093 --> 00:29:14,027
‫اوه ، عجب مردی هستی واسه خودت ها ؟

424
00:29:14,095 --> 00:29:18,365
‫خـــیلی وقته که بچه بغل نکردم

425
00:29:18,432 --> 00:29:20,951
‫مادرتون از همه کوچیکتر بود

426
00:29:21,035 --> 00:29:23,436
‫کلش مثه توپ بیلیارد تاس بود

427
00:29:26,190 --> 00:29:28,175
‫- خیلی خب حالا باید با این بچه چی کار کنیم ؟
‫- بزرگش می کنیم

428
00:29:28,243 --> 00:29:30,210
‫بزرگش می کنیم ؟

429
00:29:30,278 --> 00:29:32,612
‫خب مگه تو فکر بهتری داری ؟

430
00:29:32,664 --> 00:29:33,997
‫دین » اون بیرون واسه این بچه خطرناکه »

431
00:29:34,082 --> 00:29:35,249
‫پس یعنی اینجا واسه اون امنه ؟

432
00:29:35,300 --> 00:29:36,466
‫مگه قرار اینجا بهش درس خوندن یاد بدیم

433
00:29:36,551 --> 00:29:38,118
‫« ذهن تو یکسره میره سراغ شکنجه دادن « دین

434
00:29:38,169 --> 00:29:39,970
‫همه مثه تو فکر نمی کنن

435
00:29:40,054 --> 00:29:41,388
‫الان منظورت از این حرف چی بود ؟

436
00:29:41,455 --> 00:29:44,891
‫شرمنده ولی من از کارایی که کردی خبر دارم

437
00:29:44,959 --> 00:29:46,109
‫جهنم رو میگم

438
00:29:46,177 --> 00:29:47,427
‫تو اصلاً مشکلت چیه پسر ؟

439
00:29:48,846 --> 00:29:50,897
‫تو دیگه کم کم داری اعصاب منو...

440
00:29:50,965 --> 00:29:52,766
‫کریسچن آروم باش ، اون نا سلامتی برادرمه

441
00:29:55,069 --> 00:29:57,637
‫خب حرفاتون تموم شد یا نه ؟

442
00:29:57,689 --> 00:29:59,973
‫هیچ کسی قرار نیست به اون بچه کاری داشته باشه

443
00:30:00,024 --> 00:30:02,359
‫وقتی که بزرگ شد بهش قضیه رو میگیم

444
00:30:02,443 --> 00:30:04,728
‫اگه خودش داوطلب شد که شکارچی بشه که مشکلی نیست

445
00:30:06,531 --> 00:30:07,414
‫می تونه کمک عالی ای باشه

446
00:30:09,350 --> 00:30:10,667
‫چطوری ؟

447
00:30:10,752 --> 00:30:12,202
‫فکرشو بکن ، میتونه یه شکارچی بشه
‫که در عین حال تغییر شکل دهنده هم هست

448
00:30:16,507 --> 00:30:18,592
‫شما ها شوخیتون گرفته نه ؟

449
00:30:18,659 --> 00:30:19,960
‫بابا بی خیال

450
00:30:20,011 --> 00:30:22,996
‫شما ها نمیتونید مثه آنجلینا جولی بچه به سرپرستی قبول کنید
‫اونم یه تغییر شکل دهنده رو!

451
00:30:24,098 --> 00:30:24,965
‫بچه رو بده بهم

452
00:30:26,267 --> 00:30:29,186
‫دین » چرا نمیتونی یه ذره بهم اعتماد کنی ؟ »

453
00:30:29,270 --> 00:30:31,521
‫شاید واسه اینه که شما دوتا یهویی از مُرده ، زنده شدین

454
00:30:31,606 --> 00:30:33,890
‫و به نظر میرسه من تنها کسی هستم که میخواد بدونه چطور این اتفاق افتاد

455
00:30:33,975 --> 00:30:35,475
‫نه تو تنها کس نیستی

456
00:30:38,863 --> 00:30:40,347
‫میدونی برام یه ذره این خانواده مشکوک میزنه

457
00:30:40,398 --> 00:30:41,681
‫که بخوام باهاش راحت باشم

458
00:30:41,733 --> 00:30:44,201
‫پس راحت نباش
‫ولی این موضوع رو تقصیر ما هم ننداز

459
00:30:44,285 --> 00:30:47,621
‫تنها کاری که ما سعی داریم اینه که تو هم به جمع ما ملحق شی

460
00:30:47,688 --> 00:30:48,989
‫- کریسچن
‫- بله ؟

461
00:30:49,040 --> 00:30:52,075
‫تو و زنت « ارلین » هنوز نتونستید بچه دار بشید ها ؟

462
00:30:52,160 --> 00:30:54,661
‫نه هنوز

463
00:30:54,712 --> 00:30:56,330
‫اما بچه میخواین ؟

464
00:30:58,633 --> 00:31:00,584
‫آره... میخوایم

465
00:31:00,668 --> 00:31:02,502
‫- صبر کن
‫- « چیزی نیست « دین

466
00:31:02,553 --> 00:31:03,637
‫چیزی نیست

467
00:31:03,704 --> 00:31:05,889
‫تبریک میگم

468
00:31:05,973 --> 00:31:08,809
‫یه پسره... بعضی اوقات

469
00:31:08,876 --> 00:31:11,812
‫سختی هایی که من واسه این خانواده کشیدم

470
00:31:11,879 --> 00:31:13,146
‫شوخیت گرفته نه ؟

471
00:31:13,214 --> 00:31:14,931
‫« برو به جهنم « دین

472
00:31:16,084 --> 00:31:18,051
‫اصلاً به تو مربوط نمیشه که کسی رو به سرپرستی قبول کنی

473
00:31:18,102 --> 00:31:19,403
‫چرا « دین » ؟

474
00:31:19,487 --> 00:31:20,987
‫چون اون یه شکارچیه ؟

475
00:31:24,575 --> 00:31:26,159
‫حواست به در عقبی باشه

476
00:31:28,062 --> 00:31:30,364
‫طبقه پایین ، اتاق اضطراری ببرش
‫بچه اونجا در امانه

477
00:31:31,749 --> 00:31:33,033
‫برو

478
00:31:33,084 --> 00:31:34,567
‫ما حواسمون هست ، برو ، حالا

479
00:31:58,476 --> 00:32:00,477
‫شما چیزی دستتونه که متعلق به ماست!

480
00:32:10,329 --> 00:32:11,830
‫میدونم که اون اینجاست

481
00:32:11,881 --> 00:32:13,081
‫میتونم حسش کنم

482
00:32:24,977 --> 00:32:26,044
‫فرار کنین!

483
00:32:26,095 --> 00:32:26,811
‫نه!
‫مارک!

484
00:32:55,958 --> 00:32:57,459
‫یواش آقا بَبره!

485
00:32:57,543 --> 00:32:59,511
‫تور های نقره ای رو بیارین

486
00:32:59,578 --> 00:33:01,463
‫باید بندازیمش تو قفس

487
00:33:15,978 --> 00:33:18,229
‫بیخیال بابی جان

488
00:33:18,297 --> 00:33:19,647
‫باید یه ذره کمتر سر و صدا کنی

489
00:33:21,617 --> 00:33:24,285
‫به نظر اون بالا اوضاع مرتب نیست

490
00:33:30,626 --> 00:33:31,776
‫خیلی خب

491
00:33:31,827 --> 00:33:33,294
‫من میرم بالا

492
00:33:33,379 --> 00:33:34,245
‫تو پیش بچه بمون

493
00:34:03,642 --> 00:34:04,993
‫چ... چی

494
00:34:05,077 --> 00:34:06,995
‫- بچه رو بده بهم
‫- امکان نداره

495
00:35:02,918 --> 00:35:05,086
‫سر و کار نداریم Myth خب الان دیگه مطمئنیم که با یه

496
00:35:05,171 --> 00:35:07,305
‫آره

497
00:35:07,372 --> 00:35:08,923
‫اون لعنتی چی بود ؟

498
00:35:13,062 --> 00:35:15,930
‫ما فکر می کنیم که اون یه نمونه " آلفا " بودش

499
00:35:16,015 --> 00:35:17,599
‫یعنی مرجعی که همه هیولا های دیگه میان

500
00:35:17,683 --> 00:35:19,734
‫و فکر میکنی که این یکی...

501
00:35:19,819 --> 00:35:21,069
‫یه " شاه تغییر دهنده " بود

502
00:35:21,153 --> 00:35:23,054
‫اولین نوعی بود که بقیه رو تولید کرد

503
00:35:23,105 --> 00:35:24,856
‫کلی هم داستان و افسانه دربارش هست

504
00:35:24,907 --> 00:35:26,024
‫اولین ؟

505
00:35:26,091 --> 00:35:27,525
‫به خاطر همین بود که انقدر قوی بود

506
00:35:27,576 --> 00:35:29,194
‫و واسه همین هیچی روش تأثیر نداشت

507
00:35:29,245 --> 00:35:31,779
‫و میگفتش که بچه رو هر جایی که باشه میتونه پیدا کنه

508
00:35:31,864 --> 00:35:33,948
‫و میتونه احساسش کنه انکار که یه جور ارتباطی بینشون هست

509
00:35:34,033 --> 00:35:35,166
‫اینا هم توی افسانه ها نوشته شده

510
00:35:35,234 --> 00:35:38,036
‫خب حالا از جون این بچه ها چی میخواد ؟

511
00:35:38,087 --> 00:35:40,421
‫میخواد تو تیم بیسبال ثبت نامشون کنه!

512
00:35:40,506 --> 00:35:42,907
‫من که هیچ نظری ندارم

513
00:35:42,958 --> 00:35:44,425
‫عالیه

514
00:35:44,510 --> 00:35:46,444
‫خب ، حالا چطور باید بکشیمش ؟

515
00:35:48,848 --> 00:35:50,348
‫بعید میدونم که بتونیم

516
00:35:56,605 --> 00:35:58,022
‫میدونه جالبه

517
00:35:58,090 --> 00:35:59,524
‫چی جالبه ؟

518
00:35:59,591 --> 00:36:02,310
‫قبل از اینکه تو ترتیب اون تغییر شکل دهنده رو تو متل بدی

519
00:36:02,394 --> 00:36:04,362
‫اون اسمی از پدرش برد

520
00:36:04,429 --> 00:36:07,148
‫که الان حرفش مفهومه ، داشت درباره آلفا صحبت می کرد

521
00:36:07,233 --> 00:36:09,617
‫- آره به گمونم همینطوره
‫- شنیدی وقتی داشت میگفت ؟

522
00:36:13,873 --> 00:36:15,106
‫نمی دونم

523
00:36:15,157 --> 00:36:17,158
‫اون موقع خیلی سریع اتفاق افتاد می دونی که...

524
00:36:17,243 --> 00:36:18,376
‫چطور ؟

525
00:36:18,443 --> 00:36:20,278
‫خب ، چون اگه حرفشو شنیده باشی

526
00:36:20,329 --> 00:36:22,247
‫پس می دونستی که آلفا بیرون متل منتظر بود

527
00:36:23,999 --> 00:36:25,449
‫خب

528
00:36:25,501 --> 00:36:26,834
‫و اگه میدونستی آلفا اون بیرون منتظره

529
00:36:26,919 --> 00:36:28,336
‫در نتیجه میدونستی ممکنه بیاد سراغ بچه

530
00:36:28,420 --> 00:36:31,789
‫که معلوم میشه داشتی از اون بچه
‫به عنوان طعمه استفاده می کردی

531
00:36:31,840 --> 00:36:33,541
‫پس ، برنامت همین بود ؟

532
00:36:33,609 --> 00:36:35,226
‫- که از بچه به عنوان طعمه استفاده کنی ؟
‫- البته که نه

533
00:36:37,763 --> 00:36:39,463
‫دین » من فقط فکر کردم مخفیگاه « سمیول » امن ترین جا باشه »

534
00:36:39,515 --> 00:36:40,481
‫همین

535
00:36:42,234 --> 00:36:44,402
‫آره ، البته

536
00:37:01,086 --> 00:37:02,536
‫نه معلومه که نتونستم بگیرمش

537
00:37:02,621 --> 00:37:03,455
‫سه تا از افراد منو کشت

538
00:37:03,487 --> 00:37:06,756
‫من با تیر بیهوشی فیل زدمش ولی اون بهم لبخند زد!

539
00:37:08,158 --> 00:37:09,542
‫راستشو بگم ، دلم نمیخواد که برم دنبالش

540
00:37:09,627 --> 00:37:12,379
‫اما آره ، یه راهی پیدا می کنیم که بگیریمش

541
00:37:14,599 --> 00:37:17,684
‫آره حتماً ، کادو پیچی شده بهت تحویلش میدم

542
00:37:21,989 --> 00:37:24,106
‫هی

543
00:37:24,157 --> 00:37:26,392
‫هی « بن » کجاست ؟

544
00:37:26,460 --> 00:37:27,410
‫داره دوچرخه سواری میکنه

545
00:37:35,335 --> 00:37:36,552
‫چی شده ؟

546
00:37:43,810 --> 00:37:46,095
‫لیسا نمیدونم که اینجا تو این وضعیت دارم چی کار میکنم

547
00:37:48,048 --> 00:37:50,182
‫منظورم اینه اگه امن ترین راه رو میدونستم

548
00:37:50,250 --> 00:37:51,651
‫انجامش میدادم

549
00:37:51,735 --> 00:37:55,187
‫اینجا می موندم و مواظب شما ها بودم

550
00:37:55,272 --> 00:37:59,675
‫یا اینکه تا جایی که می تونستم از شما ها دور میشدم

551
00:37:59,743 --> 00:38:01,410
‫نمی دونم

552
00:38:03,747 --> 00:38:05,364
‫و متوجهم که این اواخر چی کار می کردم

553
00:38:05,449 --> 00:38:07,867
‫منظورم داد کشیدن سره « بن » هست و این حرفا

554
00:38:07,951 --> 00:38:10,319
‫رفتار کردن مثل...

555
00:38:10,370 --> 00:38:11,754
‫مثل نگهبان زندان

556
00:38:11,821 --> 00:38:13,122
‫این رفتارم... رفتار خودم نیست

557
00:38:15,959 --> 00:38:18,544
‫هی به خودم می گم که این طوری نمی خوام بشم

558
00:38:18,629 --> 00:38:21,997
‫میدونی ، پدرم دقیقاً رفتارش این طوری بود

559
00:38:22,049 --> 00:38:23,299
‫همیشه

560
00:38:26,553 --> 00:38:28,638
‫- و باعث ترسم میشد
‫- « دین »

561
00:38:34,144 --> 00:38:35,278
‫میتونم باهات روراست باشم

562
00:38:37,347 --> 00:38:40,032
‫شاید ما با تو اینجا جامون امن تر باشه

563
00:38:40,117 --> 00:38:41,117
‫شایدم نه

564
00:38:41,184 --> 00:38:43,686
‫نمی دونم

565
00:38:43,737 --> 00:38:45,788
‫اما چیزی که می دونم اینه که

566
00:38:45,855 --> 00:38:48,824
‫تو کارگر جاده سازی نیستی

567
00:38:48,875 --> 00:38:50,042
‫تو شکارچی هستی

568
00:38:50,127 --> 00:38:51,961
‫و الان هم که میدونی برادرت زندست

569
00:38:52,028 --> 00:38:53,262
‫اوضاع برات فرق کرده

570
00:38:55,048 --> 00:38:57,133
‫- تو دلت نمیخواد که اینجا باشی
‫- چرا ، میخوام

571
00:39:00,387 --> 00:39:02,555
‫باشه

572
00:39:02,639 --> 00:39:04,940
‫باشه ، اما از یه طرف هم دلت میخواد که اون بیرون باشی

573
00:39:05,008 --> 00:39:06,809
‫من می فهمم

574
00:39:10,547 --> 00:39:14,166
‫تو داری خودت رو عذاب میدی با این طور زندگی کردنت

575
00:39:14,234 --> 00:39:16,986
‫انگار این شخصیت شکارچی بودنت چیز بد و وحشتناکیه

576
00:39:17,054 --> 00:39:20,356
‫اما این طور نیست

577
00:39:25,395 --> 00:39:27,496
‫اما از یک طرف هم نمیخوام باهات بحث کنم

578
00:39:27,564 --> 00:39:30,449
‫هر دفعه که ما رو ترک می کنی

579
00:39:30,534 --> 00:39:32,118
‫و این اوضاع

580
00:39:32,202 --> 00:39:34,420
‫و این اوضاع مطمئناً تو آینده هم اتفاق میوفته

581
00:39:38,074 --> 00:39:39,642
‫پس... من ازت میخوام که بری

582
00:39:43,880 --> 00:39:46,081
‫من به این راحتی نمیتونم تو و « بن » رو از دست بدم

583
00:39:46,133 --> 00:39:47,933
‫- این حرفی نبود که من زدم
‫- چرا همینطوره ، داری میگی که بزنم به جاده

584
00:39:48,018 --> 00:39:50,419
‫دین » اگه یک قانونی هست که میگه »

585
00:39:50,470 --> 00:39:54,023
‫حتماً اوضاع یا باید اینطوری باشه یا اون طوری

586
00:39:54,090 --> 00:39:55,541
‫چطوره که ما این قانون رو نقص کنیم ؟

587
00:39:58,428 --> 00:40:01,931
‫من و « بن » اینجا می مونیم

588
00:40:01,998 --> 00:40:03,682
‫تو هم هر وقت خواستی میتونی بهمون سر بزنی

589
00:40:03,750 --> 00:40:05,735
‫فقط...

590
00:40:05,786 --> 00:40:08,571
‫فقط همیشه صحیح و سالم بیا ، باشه ؟

591
00:40:11,708 --> 00:40:14,210
‫و تو جداً فکر می کنی ما از پس چنین وضعیتی بر میایم ؟

592
00:40:15,779 --> 00:40:17,880
‫ارزش امتحان کردنشو که داره ؟ ها ؟

593
00:40:29,976 --> 00:40:32,228
‫& We all came out to Montreux &

594
00:40:34,398 --> 00:40:38,801
‫& On the Lake Geneva shoreline &

595
00:40:38,852 --> 00:40:40,736
‫& to make records with a mobile &

596
00:40:42,906 --> 00:40:46,659
‫& We didn't have much time &

597
00:40:46,743 --> 00:40:51,414
‫& smoke on the water &

598
00:40:51,415 --> 00:40:57,946
‫ترجمه و تنظیم : معین جهانیان
‫Tvcenter. IR : کاری از

599
00:40:57,947 --> 00:40:53,816
‫& a fire in the sky &

