1
00:00:01,000 --> 00:00:02,898
‫ما یه راهی پیدا می کنیم که « لوسیفر » رو شکست بدیم باشه ؟

2
00:00:02,914 --> 00:00:04,735
‫اگه شما ها « لوسیفر » رو تا لبه پرتگاه ببرید

3
00:00:05,223 --> 00:00:06,423
‫و بعد من بپرم تو قفس چی ؟

4
00:00:06,541 --> 00:00:07,741
‫آره

5
00:00:08,894 --> 00:00:10,728
‫سمی » خیلی وقته که کارش ساخته شده »

6
00:00:12,848 --> 00:00:14,098
‫حالا می خوای چیکار کنی ؟

7
00:00:14,183 --> 00:00:15,183
‫به گمونم باید به بهشت برگردم

8
00:00:15,234 --> 00:00:17,051
‫بهشت ؟

9
00:00:17,102 --> 00:00:18,736
‫با این وضعیتی که « میکائیل » در قفس افتاده اونجا باید
‫خیلی هرج و مرج شده باشه

10
00:00:18,821 --> 00:00:21,072
‫پس حالا تو کلانتر جدید اونجا شدی ؟

11
00:00:21,156 --> 00:00:23,324
‫اون بالا یه جنگ تمدنی به راه افتاده

12
00:00:23,392 --> 00:00:25,860
‫اگه ما بتونیم « رافائل » رو شکست بدیم
‫به همه ی این جریانات میشه خاتمه داد

13
00:00:25,911 --> 00:00:27,278
‫وقتی روغن بسوزه

14
00:00:27,363 --> 00:00:28,946
‫هیچ فرشته ای نمیتونه بهش دست بزنه یا ازش رد بشه

15
00:00:29,031 --> 00:00:30,731
‫اگه این کارو کنه میمیره

16
00:00:32,234 --> 00:00:34,836
‫روحش... سر جاش نیست

17
00:00:34,903 --> 00:00:37,205
‫وقتی ما هیولا ها میمیریم کجا میریم ؟

18
00:00:37,256 --> 00:00:38,572
‫نه بهشت ، نه جهنم

19
00:00:38,624 --> 00:00:40,258
‫- برزخ
‫- و منم میخوامش

20
00:00:40,342 --> 00:00:43,628
‫روح انسان ها ارزشمند تر

21
00:00:43,712 --> 00:00:44,846
‫از چیزیه که بتونی تصورش کنی

22
00:00:44,913 --> 00:00:46,414
‫همه ی این جریانات به روح ها مربوط میشه

23
00:00:46,465 --> 00:00:48,349
‫اون فرشته رفت به گذشته و برای ماشین جنگی تو

24
00:00:48,417 --> 00:00:51,552
‫پنجاه هزار روح جدید تولید کرد

25
00:00:51,603 --> 00:00:54,856
‫ایو » ، مادر همگی ما ها »

26
00:00:54,923 --> 00:00:57,591
‫- « اون کسی که میخوام بمیره « کرولیه
‫- خب دیر رسیدی

27
00:00:57,643 --> 00:01:00,061
‫اون کوچولو چند ماه پیش برشته شد

28
00:01:00,112 --> 00:01:01,095
‫کرَولی » هنوز زندست »

29
00:01:04,283 --> 00:01:05,900
‫« واقعاً « کَس...

30
00:01:05,951 --> 00:01:07,535
‫دیگه گندش رو در اُوردی

31
00:01:07,602 --> 00:01:09,237
‫آخه من چند دفعه باید

32
00:01:09,288 --> 00:01:11,322
‫خراب کاری های تو رو تر تمیز کنم ؟

33
00:01:23,719 --> 00:01:25,970
‫میدونی من...

34
00:01:26,054 --> 00:01:29,841
‫من برای مدت بسیار زیادی اینجا بودم

35
00:01:34,596 --> 00:01:38,466
‫و خیلی از چیز ها رو به یاد دارم

36
00:01:38,517 --> 00:01:43,070
‫یادم میاد که در خط ساحلی بودم

37
00:01:43,138 --> 00:01:47,074
‫دیدم که یه ماهی خودش رو به ساحل رسوند

38
00:01:47,142 --> 00:01:48,926
‫و یک برادر بزرگتر به من گفت

39
00:01:48,994 --> 00:01:51,195
‫« روی اون ماهی پا نذار « کستیل

40
00:01:51,280 --> 00:01:54,081
‫برنامه های بزرگی برای اون ماهی کشیده شده

41
00:01:54,149 --> 00:01:57,201
‫من برج بابل رو به یاد میارم

42
00:01:57,286 --> 00:01:58,920
‫با تمام عظمت ۳۷ فیت بلندیش

43
00:01:58,987 --> 00:02:01,422
‫که به گمانم در اون زمان بسیار تحسین بر انگیز بود

44
00:02:01,490 --> 00:02:05,543
‫و بعد سقوط کرد و خشم الهی اونها برانگیخته شد

45
00:02:05,627 --> 00:02:06,844
‫ولی بیخیال

46
00:02:06,929 --> 00:02:10,548
‫تو این زمان مدفوع خشک شده هم میتونه به اون بلندی برسه

47
00:02:10,632 --> 00:02:13,134
‫من " هابیل " و " قابیل " رو به یاد دارم...

48
00:02:13,185 --> 00:02:14,835
‫" داود " و " جلیات "...

49
00:02:14,887 --> 00:02:18,222
‫شهر سدوم|...

50
00:02:21,176 --> 00:02:22,643
‫و البته...

51
00:02:22,694 --> 00:02:25,012
‫من یکی از مهمترین رویداد های تاریخ رو به یاد دارم

52
00:02:25,063 --> 00:02:30,451
‫مهم است چونکه هیچوقت اتفاق نیفتاد

53
00:02:30,519 --> 00:02:33,187
‫بوسیله ی دو پسر

54
00:02:33,238 --> 00:02:35,723
‫و یک پیر مرد الکلی

55
00:02:35,791 --> 00:02:37,124
‫و یک فرشته ی طرد شده تغییر داده شد

56
00:02:37,192 --> 00:02:41,128
‫داستان بزرگ

57
00:02:41,196 --> 00:02:43,548
‫و ما پایان داستان رو نابود کردیم

58
00:02:43,632 --> 00:02:44,749
‫و همچنین قوانین...

59
00:02:44,833 --> 00:02:47,752
‫و سرنوشت...

60
00:02:47,836 --> 00:02:51,489
‫هیچ چیزی رو باقی نذاشتیم جز آزادی و حق انتخاب

61
00:02:54,426 --> 00:02:57,211
‫که همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد به جیز یک چیز

62
00:03:00,766 --> 00:03:03,434
‫خب... اگه من انتخاب اشتباهی کرده باشم چی ؟

63
00:03:03,502 --> 00:03:05,686
‫از کجا قراره بدونم که

64
00:03:07,940 --> 00:03:10,341
‫پام رو از گلیمم دراز تر کردم یا نه

65
00:03:12,227 --> 00:03:14,378
‫بذار داستان خودم رو تعریف کنم

66
00:03:19,234 --> 00:03:20,835
‫بذار همه چیز رو برات تعریف کنم

67
00:03:22,454 --> 00:03:26,454
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

68
00:03:26,459 --> 00:03:30,259
‫متـرجم : معیـن. ج

69
00:03:41,440 --> 00:03:43,924
‫« سلام « دین

70
00:03:46,595 --> 00:03:47,695
‫حالت خوبه ؟

71
00:03:47,762 --> 00:03:49,597
‫آره ، من...

72
00:03:49,648 --> 00:03:52,483
‫من خوبم ، تو چطوری ؟!

73
00:03:52,568 --> 00:03:55,653
‫فقط می خواستم یه سری بهت بزنم

74
00:03:55,721 --> 00:03:59,991
‫خب هیچ خبری از اینکه شیطان جونیور زنده هست یا نه نشده ؟

75
00:04:00,108 --> 00:04:02,910
‫دارم می گردم... باور کن

76
00:04:02,961 --> 00:04:06,380
‫فقط نمی تونم بفهمم که چگونه « کرَولی » تونست من رو گول بزنه

77
00:04:06,448 --> 00:04:10,718
‫خب اون یه حروم زاده ی حقه بازه...

78
00:04:10,785 --> 00:04:12,303
‫مهم نیست

79
00:04:12,387 --> 00:04:14,788
‫ولی اگه اون زنده باشه

80
00:04:14,840 --> 00:04:18,309
‫اون موقع چیزی که مهمه پیدا کردنشه...

81
00:04:18,393 --> 00:04:20,595
‫اینکه سرش رو قطع کنیم و بذاریمش در کونش!

82
00:04:23,231 --> 00:04:26,851
‫تو چی ؟ چیزی پیدا کردی ؟

83
00:04:28,470 --> 00:04:31,522
‫نه ، هنوز هیچی

84
00:04:31,607 --> 00:04:34,358
‫سم » کجاست ؟ »

85
00:04:34,443 --> 00:04:35,809
‫سرش شلوغه

86
00:04:35,861 --> 00:04:38,979
‫الان که داریم با هم حرف میزنیم
‫اون تو اوماها داره رد یه دجین رو پیدا می کنه...

87
00:04:39,031 --> 00:04:41,499
‫اتفاقاً خودمم دارم میرم اونجا پیشش

88
00:04:41,583 --> 00:04:42,833
‫خب اگه می تونستم باهات میومدم

89
00:04:42,918 --> 00:04:45,453
‫آره... نه اشکالی نداره

90
00:04:46,838 --> 00:04:49,089
‫ولی « کَس »... اگه تو دردسر خیلی وخیم بیوفتی

91
00:04:50,375 --> 00:04:51,659
‫به ما خبر میدی مگه نه ؟

92
00:05:13,482 --> 00:05:15,566
‫چطوری همکار ؟

93
00:05:15,651 --> 00:05:16,684
‫به کجا رسیدی ؟

94
00:05:16,735 --> 00:05:18,319
‫خیلی چیزا پیدا کردم

95
00:05:18,370 --> 00:05:20,021
‫برای مثال...

96
00:05:20,088 --> 00:05:23,357
‫مغز « ایو » مثل یه حلب زنگ زده شده

97
00:05:23,408 --> 00:05:24,659
‫ولی باز هم...

98
00:05:26,578 --> 00:05:28,329
‫به یه دلیل نا معلوم...

99
00:05:28,380 --> 00:05:29,664
‫همینطوری تخم ریزی می کنه

100
00:05:34,386 --> 00:05:35,536
‫حالا اینو نگاه کن

101
00:05:50,018 --> 00:05:52,269
‫این داداشمون کوچیک ترین ضربه رو احساس می کنه

102
00:05:52,387 --> 00:05:53,654
‫خب این به چه دردمون میخوره ؟!

103
00:05:53,722 --> 00:05:55,990
‫به غیر از اینکه... خودمم نمیدونم!

104
00:05:56,057 --> 00:05:59,226
‫تو گفته بودی « ایو » می تونه دروازه برزخ رو باز کنه

105
00:05:59,277 --> 00:06:00,945
‫درسته ، گفتم

106
00:06:01,012 --> 00:06:02,496
‫و هنوز هم از حرفم مطمئنم که می تونه این کارو کنه

107
00:06:02,564 --> 00:06:04,331
‫اگه الان زنده بود!

108
00:06:04,416 --> 00:06:06,417
‫بهترین شانس رو واسه این کار داشتیم

109
00:06:06,501 --> 00:06:07,901
‫ولی « وینچستر ها » کشتنش

110
00:06:07,953 --> 00:06:08,869
‫نمی شد کاریش کرد

111
00:06:08,920 --> 00:06:10,705
‫« تو گند زدی « کَس

112
00:06:10,756 --> 00:06:13,591
‫تو گذاشتی اون سگ های وحشی ترتیب قرقاوول رو بدن

113
00:06:13,675 --> 00:06:16,293
‫و حالا هم من مثل خر تو گل گیر کردم

114
00:06:16,378 --> 00:06:17,411
‫منظورت چیه ؟

115
00:06:17,462 --> 00:06:19,380
‫منظورم اینه که...

116
00:06:19,431 --> 00:06:21,582
‫تو حواست به کارت نیست و این چیز نگرانم میکنه

117
00:06:21,633 --> 00:06:24,351
‫من تا آخر سر قولم هستم

118
00:06:24,419 --> 00:06:25,919
‫اوه بله

119
00:06:25,971 --> 00:06:28,022
‫ولی این تمام قولیه که داده بودی ؟

120
00:06:30,225 --> 00:06:32,727
‫ببین...

121
00:06:32,778 --> 00:06:37,698
‫بوی گند اون " ایمپالا " از سر و روت میباره

122
00:06:37,766 --> 00:06:39,617
‫فکر کردم توافق کرده بودیم که

123
00:06:39,701 --> 00:06:41,535
‫با اون پسرا دیگه شب گردی نکنی

124
00:06:41,603 --> 00:06:43,404
‫با « دین » صحبت کردم

125
00:06:43,472 --> 00:06:44,872
‫باید می دونستم که اونها چی میدونن.

126
00:06:44,939 --> 00:06:47,074
‫درباره ی چی ، چی میدونن ؟

127
00:06:47,125 --> 00:06:48,409
‫درباره ی من ؟

128
00:06:48,460 --> 00:06:50,127
‫چون اون طور که من مطلع شدم

129
00:06:50,212 --> 00:06:51,462
‫اون دو تا حیوون خونگیت در حال حاضر

130
00:06:51,546 --> 00:06:54,064
‫دارن سعی می کنن منو شکار کنن!

131
00:06:56,318 --> 00:06:58,002
‫منو ببخش

132
00:06:58,086 --> 00:07:01,756
‫فکر کنم یه ذره هنوز با خواسته هات مشکل داری

133
00:07:03,975 --> 00:07:06,510
‫البته حق با « کرَولی » بود

134
00:07:06,595 --> 00:07:10,097
‫من با خواسته ام در کشمکش بودم

135
00:07:10,165 --> 00:07:13,634
‫من هنوز خودم رو نگهبان « وینچستر ها » می دانستم

136
00:07:13,702 --> 00:07:15,069
‫هر چی باشه...

137
00:07:15,136 --> 00:07:17,354
‫اونها کسانی بودند که به من یاد دادند چطوری مقاومت کنم

138
00:07:17,439 --> 00:07:18,405
‫هی! باسن کون!

139
00:07:24,196 --> 00:07:26,080
‫در برابر چی ایستادگی کردن

140
00:07:26,147 --> 00:07:29,200
‫و وقتی این کارو کنی پیامد هایش چی خواهد بود

141
00:07:35,457 --> 00:07:38,542
‫من دیگه کارم به پایان رسیده بود

142
00:07:38,627 --> 00:07:42,012
‫تمام شده بودم

143
00:07:42,097 --> 00:07:44,832
‫و بعد عجیب ترین چیز ممکن اتفاق افتاد

144
00:07:47,168 --> 00:07:48,636
‫من برگردانده شدم

145
00:07:52,474 --> 00:07:53,974
‫و ما پیروز شدیم

146
00:07:54,025 --> 00:07:56,477
‫ما جلوی پایان دنیا رو گرفتیم

147
00:07:58,480 --> 00:08:01,115
‫ولی به بهای بسیار وحشتناک

148
00:08:05,654 --> 00:08:09,056
‫و بعد من میدانستم که باید چه کار کنم

149
00:08:16,364 --> 00:08:19,700
‫برای بار دیگر من پا به جهنم آتشین گذاشتم

150
00:08:19,751 --> 00:08:22,803
‫تا « سم » را از قفس « لوسیفر » نجات دهم

151
00:08:22,871 --> 00:08:25,673
‫این کار بسیار غیر ممکن به نظر میرسید

152
00:08:25,724 --> 00:08:30,094
‫ولی من به مأموریتم اطمینان کامل داشتم

153
00:08:30,178 --> 00:08:32,997
‫حالا متوجه شده ام که این کارم خودبینی کامل بود

154
00:08:33,064 --> 00:08:35,549
‫گستاخ بودن...

155
00:08:35,617 --> 00:08:37,217
‫چون من به طور کامل « سم » رو بر نگرداندم

156
00:08:37,269 --> 00:08:38,319
‫نه تمام وجودش را...

157
00:08:53,735 --> 00:08:58,505
‫بعضی وقت ها ما خوش شانس هستیم که کسی به ما برای کار هایمان هشدار میدهد

158
00:08:58,573 --> 00:09:01,625
‫ولی کسی به من هشداری نداده بود

159
00:09:05,914 --> 00:09:07,882
‫خواهش می کنم

160
00:09:07,933 --> 00:09:09,934
‫« بهت التماس می کنم « کستیل

161
00:09:10,018 --> 00:09:11,769
‫فقط این « وینچستر ها » رو بکش

162
00:09:11,853 --> 00:09:12,887
‫- نه
‫- باشه

163
00:09:12,938 --> 00:09:13,989
‫پس خودم می کشمشون

164
00:09:14,074 --> 00:09:15,653
‫اگه بکشیشون دوباره اونها رو به زندگی بر می گردونم

165
00:09:15,678 --> 00:09:16,878
‫نه نمیتونی

166
00:09:17,058 --> 00:09:18,492
‫نه به اونجایی که من می فرستمشون! مطمئن باش

167
00:09:18,560 --> 00:09:20,644
‫گفتم... نه

168
00:09:23,031 --> 00:09:24,281
‫نگران اونها نباش

169
00:09:24,366 --> 00:09:26,600
‫نگران اونها...

170
00:09:26,651 --> 00:09:28,619
‫مثل « لوسیفر » که نگران اونها نبود ؟

171
00:09:28,703 --> 00:09:30,037
‫یا « میکائیل » ؟

172
00:09:30,104 --> 00:09:33,123
‫یا مثل « لیلیث » یا « ازازیل » یا « اَلستر » ؟

173
00:09:33,191 --> 00:09:35,392
‫نکنه من تنها مهره ی بازی هستم که

174
00:09:35,460 --> 00:09:38,312
‫رو این تخته اون کابوس های لعنتی رو دست کم نمیگیره ؟!

175
00:09:40,448 --> 00:09:43,467
‫فقط برزخ رو پیدا کن

176
00:09:43,535 --> 00:09:45,452
‫اگه نکنی هر دومون کشته میشیم

177
00:09:45,503 --> 00:09:48,288
‫دوباره و دوباره کشته میشم تا پایان دنیا

178
00:09:52,677 --> 00:09:56,296
‫دست برادر های « وینچستر » به تو نمیرسه

179
00:09:56,348 --> 00:09:58,649
‫بذار دستشون بهم برسه!

180
00:09:58,733 --> 00:10:01,035
‫قلب لعنتیشون رو از سینشون می کنم!!

181
00:10:09,444 --> 00:10:11,996
‫رد » باید بهت بگم که »

182
00:10:12,080 --> 00:10:14,832
‫واسه یه اهریمن جهنمی که نا چیز تر از یه تف ماره

183
00:10:14,916 --> 00:10:18,018
‫خوب تونستی به یه شکارچی ماهر تبدیل بشی

184
00:10:18,086 --> 00:10:20,487
‫نمیدونم بکشمت یا ببوسمت!

185
00:10:21,957 --> 00:10:24,208
‫اوه خواهش می کنم منو بکش

186
00:10:24,292 --> 00:10:26,377
‫تو بودی که پدر اون لونه ی خون آشام ها رو در اُوردی

187
00:10:26,461 --> 00:10:28,078
‫تو اون کوچه سوان مگه نه ؟

188
00:10:28,146 --> 00:10:30,047
‫کارت خیلی تر تمیز بود

189
00:10:30,131 --> 00:10:33,233
‫هشتاشون رو کَت بسته و طناب پیچ شده گرفتیم

190
00:10:33,301 --> 00:10:34,969
‫و بعدش همه رو اُوردی پیش « کرولی » مگه نه ؟

191
00:10:35,036 --> 00:10:37,271
‫اخبار رو از روزنامه دنبال کن پیرمرد

192
00:10:38,523 --> 00:10:40,474
‫پادشاه خیلی وقته که مُرده

193
00:10:46,531 --> 00:10:48,232
‫کرولی » زنده هست »

194
00:10:49,451 --> 00:10:53,287
‫تو با زنده بودنت ثابتش کرده کس خله احمق!

195
00:10:55,189 --> 00:10:58,826
‫کرولی » هنوز زندست ، نوکراش هنوز دارن اون بیرون می چرخن »

196
00:10:58,877 --> 00:11:01,862
‫فقط با فرق اینکه شما کودن ها رو میفرسته
‫تا هیولا ها رو براش شکار کنین

197
00:11:03,048 --> 00:11:04,364
‫بذارش در کونت

198
00:11:23,018 --> 00:11:24,435
‫« رد »...

199
00:11:24,519 --> 00:11:28,055
‫کرولی » کجاست ؟ »

200
00:11:29,741 --> 00:11:31,725
‫نه ؟ هیچی ؟

201
00:11:33,278 --> 00:11:34,561
‫خیلی خب پس

202
00:11:34,612 --> 00:11:36,897
‫فعلاً یه ذره با این مشغول باش

203
00:11:47,425 --> 00:11:49,076
‫خب بهش چی گفتی ؟

204
00:11:49,127 --> 00:11:50,577
‫هیچی ؛ آروم باش

205
00:11:50,678 --> 00:11:51,879
‫چی شده ؟

206
00:11:51,930 --> 00:11:53,130
‫کَس » رو دیدم »

207
00:11:53,214 --> 00:11:54,848
‫اون یهو پرید تو ماشینم ، حدود دو ساعت پیش

208
00:11:54,916 --> 00:11:55,883
‫بهش چی گفتی ؟

209
00:11:55,934 --> 00:11:57,217
‫هیچی بابا

210
00:11:57,268 --> 00:11:59,103
‫بهش گفتم یه هیولا رو داریم میریم شکار کنیم

211
00:11:59,187 --> 00:12:01,788
‫اون نمیدونه که داریم به شکار « کرَولی » نزدیک می شیم

212
00:12:03,475 --> 00:12:05,142
‫میدونی... اون دوستمونه

213
00:12:05,226 --> 00:12:07,728
‫و ما با زبون خودمون داریم بهش دورغ میگیم

214
00:12:07,779 --> 00:12:09,379
‫خب حالا یه اشتباهی کرد و استخون اشتباهی رو سوزوند

215
00:12:09,447 --> 00:12:10,898
‫خب « کرَولی » گولش زد

216
00:12:10,949 --> 00:12:12,599
‫اون یه فرشته هست

217
00:12:12,650 --> 00:12:13,951
‫بابا اون آدم ساده ای هم هست

218
00:12:14,035 --> 00:12:15,152
‫امکان اشتباه کردنش هست

219
00:12:15,236 --> 00:12:16,653
‫هنوز که کسی چیزی نگفته

220
00:12:16,738 --> 00:12:19,206
‫شما دارید میگید که « کَس » با « کرَولی » همدسته ؟

221
00:12:19,273 --> 00:12:20,407
‫آخه « کرولی » ؟

222
00:12:20,475 --> 00:12:22,876
‫ببین من دارم میگم که نمی دونم

223
00:12:22,944 --> 00:12:25,662
‫ببین من حتی واسه اینکه به این ایده فکر هم می کنم از خودم متنفرم

224
00:12:25,747 --> 00:12:27,915
‫ولی نمیدونم

225
00:12:29,851 --> 00:12:32,336
‫ببین « دین » ، اون دوست ما هم هست باشه ؟

226
00:12:32,420 --> 00:12:34,755
‫و من حاضرم جونم رو براش بدم جدی میگم ولی...

227
00:12:34,806 --> 00:12:36,757
‫من دارم دعا میکنم که داریم اشتباه می کنیم

228
00:12:36,808 --> 00:12:38,175
‫ولی اگه ما...

229
00:12:38,259 --> 00:12:41,929
‫حتی اگه کوچیک ترین احتمالی باشه که

230
00:12:41,980 --> 00:12:44,631
‫سوپر من داره به راه تاریکی کشیده میشه

231
00:12:44,682 --> 00:12:47,301
‫به این معنیه که ما باید احتیاط کنیم

232
00:12:47,368 --> 00:12:48,635
‫باید زیرک باشیم و آمادگیش رو داشته باشیم

233
00:12:48,686 --> 00:12:53,354
‫واسه خودمون داشته باشیم Kryptonite و بهتره که واسه موقع اضطراری یه ذره|

234
00:12:54,976 --> 00:12:57,243
‫« با این کارت میشی « لوئیس لین|

235
00:12:57,762 --> 00:12:59,496
‫یکی یکی با مشکل ها سر و کله میزنیم

236
00:12:59,581 --> 00:13:01,765
‫باید همین حالا « کرولی » رو پیدا کنیم

237
00:13:01,833 --> 00:13:04,535
‫قبل از اینکه اون احمق بتونه شکافی تو برزخ بوجود بیاره

238
00:13:05,820 --> 00:13:08,989
‫پس اونها به همین زودی مشکوک شده بودند

239
00:13:15,329 --> 00:13:18,966
‫و بدترین جای قضیه « دین » بود

240
00:13:19,033 --> 00:13:22,553
‫اون خیلی سعی بر این داشت که به من وفادار بمونه

241
00:13:22,637 --> 00:13:26,473
‫ولی تک تک غریزه های درونیش حرف دیگری رو می زدند

242
00:13:26,524 --> 00:13:27,975
‫نمیدون « کرولی » کجاست

243
00:13:28,026 --> 00:13:30,727
‫مطمئنی ؟

244
00:13:30,812 --> 00:13:33,147
‫چون می تونیم دوباره اینو بچرخونیم و یه تابستون دیگه با هم باشیم!

245
00:13:33,198 --> 00:13:34,698
‫اوه خدا

246
00:13:34,782 --> 00:13:35,949
‫من هیچوقت حتی حضوری هم ندیدمش

247
00:13:37,535 --> 00:13:39,019
‫من مستقیماً با « کرَولی » در تماس نیستم

248
00:13:39,070 --> 00:13:40,487
‫خب پس با کی سر و کار داری ؟

249
00:13:40,538 --> 00:13:42,322
‫اعزام کننده

250
00:13:42,373 --> 00:13:45,358
‫« یه شیطان به نام « السورث

251
00:13:52,133 --> 00:13:55,419
‫اگه شیطانی وجود داشت که
‫می تونست شبیه « بابی سینگر » باشه و به بقیه کمک کنه

252
00:13:55,503 --> 00:13:57,003
‫السورث » کسی بود که اونها دنبالش »

253
00:13:57,839 --> 00:13:58,872
‫نه گوش کن بهم

254
00:13:58,923 --> 00:14:01,374
‫نه واسم مهم نیست

255
00:14:01,426 --> 00:14:03,393
‫من میخوام بری نیو مکزیکو و

256
00:14:03,478 --> 00:14:05,395
‫اون " وندیگوی " لعنتی رو برام شکارش کنی

257
00:14:05,480 --> 00:14:06,930
‫یه لحظه گوشی دستت

258
00:14:07,015 --> 00:14:09,650
‫چی؟ خبری از خون آشام ها نیست ؟

259
00:14:09,717 --> 00:14:11,801
‫چون رئیس گفت با اونا دیگه کاری نداریم

260
00:14:16,557 --> 00:14:18,192
‫اف بی آی ، « توماس » صحبت می کنه

261
00:14:19,861 --> 00:14:22,496
‫بله حتماً ، درسته خودم فرستادمشون
‫ممنون از اینکه تماس گرفتید بررسی کنید

262
00:14:22,563 --> 00:14:23,947
‫شما هم همینطور ، روز خوبی داشته باشید

263
00:14:24,032 --> 00:14:25,499
‫خداحافظ

264
00:14:25,566 --> 00:14:26,617
‫هی هی هی نه!

265
00:14:26,701 --> 00:14:28,168
‫اینجا نه غول پشمیه کودن|!

266
00:14:28,236 --> 00:14:30,587
‫از در عقب!

267
00:14:30,672 --> 00:14:33,073
‫اون شیطان ها « وینچستر ها » رو به سمت « کرَولی » هدایت می کنن

268
00:14:33,124 --> 00:14:36,126
‫و « کرولی » هم قلب اونها رو پاره پاره می کنه

269
00:14:41,382 --> 00:14:42,799
‫اه لعنتی

270
00:14:56,097 --> 00:14:58,765
‫من چاره ای نداشتم

271
00:14:58,833 --> 00:15:00,784
‫من اون کارو کردم تا از پسرا محافظت کنم

272
00:15:00,868 --> 00:15:02,736
‫یا از خودم محافظت کنم

273
00:15:02,804 --> 00:15:05,522
‫دیگه نمیدونم...

274
00:15:19,115 --> 00:15:21,750
‫- هی
‫- عقب کسی نیست

275
00:15:21,817 --> 00:15:24,419
‫یکی به اونها اطلاع داده و اونها هم فرار کردن ؟

276
00:15:24,486 --> 00:15:26,905
‫شاید دیگه اونها از دستمون فرار می کنن

277
00:15:26,973 --> 00:15:28,673
‫منظورم اینه که... فکر خوبیه ها نه ؟

278
00:15:28,758 --> 00:15:30,624
‫آره ، اگه این چیزی که میگی اتفاق افتاده باشه

279
00:15:31,260 --> 00:15:32,994
‫آره

280
00:15:36,766 --> 00:15:38,667
‫پنهان شدن

281
00:15:38,734 --> 00:15:40,335
‫دروغ گفتن

282
00:15:40,386 --> 00:15:41,936
‫مدارک جرم رو پنهان کردن

283
00:15:43,389 --> 00:15:46,825
‫و جای شرم است ، منی که قبلاً اهدافم بسیار صادق و خالص بود اینگونه شدم...

284
00:15:46,892 --> 00:15:49,644
‫« بعد از نجات « سم

285
00:15:49,695 --> 00:15:51,112
‫من بالاخره به بهشت بازگشتم

286
00:15:56,152 --> 00:15:58,236
‫البته یک بهشت یگانه برای همه وجود نداره

287
00:15:58,321 --> 00:16:02,457
‫هر روح ، بهشت بخصوص خودش رو داره

288
00:16:02,524 --> 00:16:05,710
‫من بعد از ظهر یک روز سه شنبه در سال ۱۹۵۳ که

289
00:16:05,795 --> 00:16:08,997
‫متعلق به زندگی یک مرد توهی که در وان حمامش غرق شد را ترجیح دادم

290
00:16:22,244 --> 00:16:23,645
‫تو زنده ای

291
00:16:23,712 --> 00:16:26,147
‫بله

292
00:16:26,215 --> 00:16:27,849
‫کستیل » ما دیدیم که « لوسیفر » تو رو نابود کرد »

293
00:16:27,900 --> 00:16:30,268
‫خب ولی من بازگشتم

294
00:16:30,336 --> 00:16:33,154
‫ولی « لوسیفر » چی ؟ « میکائیل » ؟

295
00:16:33,222 --> 00:16:35,056
‫رفتند

296
00:16:35,107 --> 00:16:36,908
‫کار خدا بود مگه نه ؟

297
00:16:36,992 --> 00:16:38,576
‫نه

298
00:16:39,829 --> 00:16:41,196
‫کار « وینچستر ها » بود

299
00:16:42,765 --> 00:16:44,399
‫اونها به آخرالزمان پایان دادند

300
00:16:44,450 --> 00:16:47,535
‫« ولی تو فرشته های اعظم رو شکست دادی « کستیل

301
00:16:47,586 --> 00:16:48,987
‫خدا "تو" رو برگردوند

302
00:16:49,055 --> 00:16:50,571
‫اون "تو" رو انتخاب کرد

303
00:16:50,623 --> 00:16:51,756
‫که ما را رهبری کنی

304
00:16:51,841 --> 00:16:53,375
‫نه

305
00:16:53,426 --> 00:16:56,077
‫دیگه کسی ما رو رهبری نمی کنه

306
00:16:56,128 --> 00:16:58,880
‫هممون آزاد هستیم تا انتخاب های خودمون رو بکنیم

307
00:16:58,931 --> 00:17:00,682
‫و اینکه سرنوشت خودمون رو انتخاب کنیم

308
00:17:04,437 --> 00:17:06,054
‫خدا چه چیزی میخواد ؟

309
00:17:06,122 --> 00:17:08,590
‫خدا می خواد که شما ها آزادی داشته باشید

310
00:17:10,559 --> 00:17:12,677
‫ولی خدا میخواد که ما ها با آزادی چیکار کنیم ؟!

311
00:17:12,745 --> 00:17:15,313
‫اگه چیزی رو که الان میدونم رو اون موقع می دونستم

312
00:17:15,398 --> 00:17:16,898
‫ممکن بود که بگم...

313
00:17:16,949 --> 00:17:19,317
‫خیلی سادست

314
00:17:19,385 --> 00:17:21,186
‫آزادی مثل بلندی یک طنابه

315
00:17:21,253 --> 00:17:23,238
‫خدا میخواد که باهاش خودت رو به دار بیاویزی

316
00:17:24,573 --> 00:17:26,658
‫اولین هفته هایی که در بهشت بودم

317
00:17:26,742 --> 00:17:28,276
‫به طرز شگفت انگیزی سخت بود

318
00:17:28,327 --> 00:17:30,378
‫توضیح دادن معنای آزادی برای فرشتگان

319
00:17:30,446 --> 00:17:33,465
‫همانند این بود که به یک ماهی شاعری کردن رو یاد دهی

320
00:17:36,018 --> 00:17:38,786
‫و جدا از این مشکلات... طرف دیگر قضیه « رَفایل » بود

321
00:17:38,838 --> 00:17:40,455
‫پس اومدی

322
00:17:40,506 --> 00:17:43,808
‫از جرأتی که برای این کار به خرج دادی سپاسگذارم

323
00:17:50,833 --> 00:17:52,684
‫این بهشت متعلق به کیه ؟

324
00:17:52,768 --> 00:17:55,120
‫برای « کن لی » هست ، قرضش کردم

325
00:17:55,187 --> 00:17:58,573
‫من هنوز به پذیرشش معترضم

326
00:17:58,641 --> 00:17:59,974
‫اون یک فرد مذهبی بود

327
00:18:00,025 --> 00:18:01,493
‫که با تمامی اهداف مشکلی نداشت

328
00:18:04,413 --> 00:18:06,314
‫تو چی میخواهی ؟

329
00:18:06,365 --> 00:18:07,665
‫فردا

330
00:18:07,733 --> 00:18:09,868
‫من تمامی ساکنین بهشت مقدس رو مطلع کردم

331
00:18:09,935 --> 00:18:11,886
‫تو برای من زانو می زنی

332
00:18:11,954 --> 00:18:14,255
‫و متعهد می شوی برای هدف واحد

333
00:18:14,323 --> 00:18:15,773
‫و اون هدف چی هست ؟

334
00:18:15,841 --> 00:18:17,375
‫« من هستم ، « کستیل

335
00:18:17,460 --> 00:18:18,793
‫تبعیت کردن به من

336
00:18:18,844 --> 00:18:20,478
‫داری شوخی می کنی ؟

337
00:18:20,546 --> 00:18:22,547
‫به نظرت بهم میاد که دارم شوخی می کنم ؟

338
00:18:22,615 --> 00:18:25,850
‫تو هیچوقت به نظر نمیاد که داری شوخی می کنی

339
00:18:25,918 --> 00:18:28,703
‫تو علیه من ، خدا و بهشت شورش کردی

340
00:18:28,771 --> 00:18:31,339
‫و حالا باید جبران کنی

341
00:18:31,407 --> 00:18:34,842
‫ما کارمون رو
‫با آزاد کردن « لوسیفر » و « میکائیل » از قفس جهنم شروع می کنیم

342
00:18:34,894 --> 00:18:37,612
‫و بعد برناممون رو اون طوری که باید انجام میشد ادامه میدیم

343
00:18:37,679 --> 00:18:39,898
‫رَفایل »... نه »

344
00:18:39,982 --> 00:18:43,818
‫لازم نیست آخرالزمان با جنگیدن حل بشه

345
00:18:43,869 --> 00:18:45,853
‫البته که باید اینطور بشه ، خواسته ی خدا همینه

346
00:18:45,905 --> 00:18:47,855
‫برای این حرفت چه مدرکی داری ؟

347
00:18:47,907 --> 00:18:49,991
‫چون این چیزیه که من میخوام

348
00:18:50,042 --> 00:18:52,026
‫خب... فرشتگان دیگه بهت اجازه این کار رو نمیدن

349
00:18:52,077 --> 00:18:54,095
‫مطمئنی ؟

350
00:18:54,163 --> 00:18:56,998
‫« تو بهتر از هر کس دیگه میدونی « کستیل

351
00:18:57,049 --> 00:18:58,416
‫اونها سرباز هستند

352
00:18:58,501 --> 00:19:03,019
‫اونها طراحی نشدن برای اینکه آزادی داشته باشند
‫اونها طراحی شدن تا از دستورات پیروی کنن

353
00:19:07,376 --> 00:19:09,727
‫پس من به تو اجازه نمی دهم

354
00:19:09,812 --> 00:19:10,979
‫جدی ؟

355
00:19:12,348 --> 00:19:14,048
‫تو ؟

356
00:19:28,564 --> 00:19:30,331
‫من شرمنده نیستم از اینکه بگم

357
00:19:30,399 --> 00:19:33,334
‫برادر بزرگترم من رو به یک هفته ی آینده فرستاد

358
00:19:33,402 --> 00:19:35,920
‫« فردا ، تو جلوی من زانو میزنی « کستیل

359
00:19:36,005 --> 00:19:38,489
‫وگرنه تو و پیروانت خواهید مُرد

360
00:19:42,127 --> 00:19:43,928
‫هی...

361
00:19:44,013 --> 00:19:46,631
‫اینجا خیلی تمیزه

362
00:19:46,715 --> 00:19:49,384
‫آره ولی...

363
00:19:49,435 --> 00:19:52,103
‫ولی یه جورایی خیلی خیلی تمیزه

364
00:19:52,187 --> 00:19:54,272
‫انگار اداره بهداشت اینجا رو واسه چند تا شیطان معمولی تر تمیز کرده

365
00:19:54,356 --> 00:19:55,356
‫آره ، خب حالا چی ؟

366
00:19:55,424 --> 00:19:57,091
‫ما به « کَس » خبر میدادیم

367
00:19:57,142 --> 00:19:57,892
‫چی ؟

368
00:20:00,262 --> 00:20:03,231
‫اینجا معمولاً موقعی بود که برای کمک به « کَس » خبر میدادیم

369
00:20:03,282 --> 00:20:04,816
‫ما قبلاً دربارش حرف زدیم

370
00:20:04,917 --> 00:20:06,067
‫« آره « دین

371
00:20:06,118 --> 00:20:08,786
‫نه شما ها حرف زدین و من فقط گوش دادم

372
00:20:10,122 --> 00:20:11,939
‫« نا سلامتی این کسی که داریم دربارش حرف میزنیم « کستیله

373
00:20:11,991 --> 00:20:14,909
‫منظورم اینه وقتی هیچ کسی برای کمک نبود

374
00:20:14,960 --> 00:20:16,995
‫و واقعاً وقتی بدجور گیر افتاده بودیم

375
00:20:17,079 --> 00:20:18,379
‫اون قوانین رو برای کمک به ما ها شکوند

376
00:20:18,447 --> 00:20:20,448
‫اون بیشترین خسارات رو زد و برای ما هر کاری کرد

377
00:20:20,499 --> 00:20:22,133
‫واسه دفعات خیلی خیلی زیادی

378
00:20:22,217 --> 00:20:24,419
‫« بابا این « کستیله

379
00:20:24,470 --> 00:20:26,921
‫حداقل نمیشه حالا که بهش شک داریم از خودش بپرسیم ؟

380
00:20:33,896 --> 00:20:35,263
‫کارمون خیلی مهمه... باشه ؟

381
00:20:35,314 --> 00:20:38,232
‫باید باهات حرف بزنیم

382
00:20:39,652 --> 00:20:41,736
‫کستیل...

383
00:20:41,803 --> 00:20:43,154
‫بیا

384
00:20:46,775 --> 00:20:49,744
‫ولی من به سوی اونها نرفتم...

385
00:20:49,845 --> 00:20:52,363
‫چون می داسنتم آنها سوألاتی دارند که من قادر به پاسخگویی نیستم

386
00:20:52,431 --> 00:20:54,749
‫چون ترسیده بودم

387
00:20:57,819 --> 00:21:00,088
‫کَس » سرش شلوغه »

388
00:21:00,155 --> 00:21:02,590
‫اشکالی نداره ، ما هم سرمون شلوغه

389
00:21:02,658 --> 00:21:05,660
‫یالا

390
00:21:05,711 --> 00:21:07,495
‫برگشتیم به پله ی اول

391
00:21:07,546 --> 00:21:09,180
‫عالی شد ، خب حالا چیکار کنیم ؟

392
00:21:09,264 --> 00:21:11,766
‫خب قبلاً که یه" شکارچی - شیطان" رو گرفتیم

393
00:21:11,833 --> 00:21:13,685
‫دوباره هم میشه این کارو کرد

394
00:21:18,941 --> 00:21:20,258
‫کرَولی » سلام رسوند »

395
00:21:28,399 --> 00:21:31,284
‫کرَولی » بهترین افرادش رو فرستاد »

396
00:21:31,352 --> 00:21:34,404
‫من هم به اندازه بقیه غافل گیر شده بودم

397
00:21:36,357 --> 00:21:38,741
‫و این عمل من رو با یک چاره بیشتر باقی نذاشت

398
00:21:41,545 --> 00:21:45,215
‫من می توانستم پدیدار بشم و شیاطین رو از بین ببرم

399
00:21:45,282 --> 00:21:47,283
‫که البته « کرَولی » از این کارم خوشش نمیومد

400
00:21:47,351 --> 00:21:50,586
‫ولی از طرف دیگر انها دوستان من بودند

401
00:22:01,899 --> 00:22:03,483
‫برای لحظه ای...

402
00:22:03,567 --> 00:22:04,818
‫احساس کردم « کستیل » سابق هستم

403
00:22:12,660 --> 00:22:15,328
‫« خوبه که می بینیمت « کَس

404
00:22:15,413 --> 00:22:16,379
‫حالتون خوبه ؟

405
00:22:16,447 --> 00:22:17,714
‫آره

406
00:22:17,782 --> 00:22:18,832
‫خیلی به موقع اومدی

407
00:22:18,916 --> 00:22:19,999
‫خوشحالم که پیداتون کردم

408
00:22:20,084 --> 00:22:21,718
‫خبرای جدیدی دارم

409
00:22:21,786 --> 00:22:23,052
‫آره ؟ خب چیه ؟

410
00:22:23,120 --> 00:22:27,424
‫من کاملاً مطمئنم که « کرَولی » زنده هست

411
00:22:29,894 --> 00:22:31,077
‫نه بابا راست میگی ؟!

412
00:22:35,466 --> 00:22:37,283
‫خب « بابی » حالا که « کَس » دوباره جونمون رو نجات داد چی میگی ؟

413
00:22:37,351 --> 00:22:38,735
‫دوباره

414
00:22:41,605 --> 00:22:43,440
‫خب فکر کنم بهت یه عذرخواهی بدهکاریم

415
00:22:43,491 --> 00:22:46,192
‫چرا ؟

416
00:22:46,277 --> 00:22:48,311
‫ما خودمون تو این مدت داشتیم رد « کرَولی » رو دنبال می کردیم...

417
00:22:48,362 --> 00:22:49,913
‫و این قضیه رو از تو مخفی نگه داشته بودیم

418
00:22:49,980 --> 00:22:51,948
‫فکر کردیم که...

419
00:22:51,999 --> 00:22:53,616
‫تو با « کرَولی » همکاری می کنی

420
00:22:53,684 --> 00:22:55,385
‫اینطوری فکر کرده بودید ؟

421
00:22:55,453 --> 00:22:57,003
‫میدونم بابا... دیوونگی بود

422
00:22:57,087 --> 00:23:00,290
‫فقط این بود که تو استخون های یه بابای دیگه رو سوزوندی

423
00:23:00,341 --> 00:23:02,375
‫مهم نیست... ما اشتباه کردیم

424
00:23:02,460 --> 00:23:04,878
‫میدونی...

425
00:23:04,962 --> 00:23:06,596
‫می تونستید فقط از خودم بپرسید

426
00:23:06,663 --> 00:23:08,598
‫و باید هم این کارو می کردیم

427
00:23:08,665 --> 00:23:11,067
‫هرگز نباید بهت شک می کردیم...

428
00:23:12,470 --> 00:23:14,187
‫امیدوارم که ما رو ببخشی

429
00:23:16,273 --> 00:23:18,942
‫خواسته ها اتمام ناپذیر هستند

430
00:23:19,009 --> 00:23:21,895
‫اونها برای بار دیگر به من اعتماد پیدا کردن

431
00:23:21,979 --> 00:23:23,863
‫ولی موضوع فقط با دورغی دیگر حل میشد

432
00:23:23,948 --> 00:23:24,948
‫بخشیده شدید

433
00:23:25,015 --> 00:23:27,033
‫ممنون

434
00:23:28,852 --> 00:23:30,153
‫« ممنون « کَس

435
00:23:31,705 --> 00:23:32,789
‫البته این گمانتون یه مقدار نا معقول بود

436
00:23:32,856 --> 00:23:34,541
‫می دونم می دونم

437
00:23:34,625 --> 00:23:36,242
‫اینکه " سوپرمن " به راه تاریکی کشیده بشه

438
00:23:39,597 --> 00:23:42,332
‫من هنوز همون « کستیل » سابق هستم

439
00:23:44,802 --> 00:23:46,920
‫پس به گمونم دیگه با " کریپتانیک ها " کاری نداریم مگه نه ؟

440
00:23:47,004 --> 00:23:48,755
‫دقیقاً

441
00:23:48,839 --> 00:23:50,540
‫البته من در آن زمان متوجه نشده بودم که

442
00:23:50,591 --> 00:23:52,976
‫در همان لحظه همه چیز لو رفته بود

443
00:23:53,043 --> 00:23:55,345
‫درست همان موقع... به همین راحتی

444
00:23:56,380 --> 00:23:58,181
‫تو شیاطین رو فرستادی که بکشنشون ؟

445
00:23:58,232 --> 00:24:00,817
‫تو شکارچی های منو میکشی چرا من برای تو رو نکشم ؟

446
00:24:00,884 --> 00:24:02,602
‫اونها دوستان من هستند

447
00:24:02,686 --> 00:24:04,521
‫تو دیگه نمیتونی دوستی داشته باشی

448
00:24:04,572 --> 00:24:06,155
‫منظورم اینه که خدای من دیگه کنترل کارات رو از دست دادی

449
00:24:06,223 --> 00:24:07,240
‫من مشکلی ندارم

450
00:24:07,324 --> 00:24:08,491
‫آره

451
00:24:08,559 --> 00:24:10,276
‫اصلاً تو خود تابلوی سلامتی هستی

452
00:24:10,361 --> 00:24:12,278
‫بی خیال یعنی فکر می کنی من نمیدونم همه این کارا واسه چیه ؟

453
00:24:12,363 --> 00:24:14,197
‫برام بگو

454
00:24:14,248 --> 00:24:16,783
‫دروغ بزرگی که تحویل وینچستر ها دادی

455
00:24:16,850 --> 00:24:19,619
‫کَس » خوب ، « کَس » درستکار »

456
00:24:19,703 --> 00:24:21,538
‫و تا موقعی که اونها باورش می کنن

457
00:24:21,589 --> 00:24:22,855
‫تو هم میتونی به خودت تلقین کنی که داری کار درست رو می کنی

458
00:24:22,923 --> 00:24:25,041
‫خبر بذار مطلعت کنم بچه جان

459
00:24:25,092 --> 00:24:26,843
‫یه هرزه همیشه یه هرزه هست و یه هرزه می مونه

460
00:24:28,262 --> 00:24:32,131
‫فقط اینو یه بار بهت میگم

461
00:24:32,216 --> 00:24:35,018
‫اگه یه مو از سر اونها کم بشه

462
00:24:35,085 --> 00:24:37,720
‫همه چیز رو نابود می کنم

463
00:24:37,771 --> 00:24:40,473
‫معاملمون رو... همه چیزو

464
00:24:42,610 --> 00:24:47,063
‫من هنوز یک فرشته هستم و با خاک یکیت می کنم

465
00:24:51,569 --> 00:24:53,620
‫از خودم پرسیدم

466
00:24:53,737 --> 00:24:55,955
‫که با این موجود پلید چرا همکاری می کنم

467
00:24:56,040 --> 00:24:59,742
‫همکارا با هم این طوری رفتار نمی کنن!!

468
00:24:59,793 --> 00:25:02,245
‫اگه تا به حال جواب رو نمی دونستم

469
00:25:02,313 --> 00:25:06,616
‫رَفایل » از من قوی تر بود »

470
00:25:06,667 --> 00:25:09,085
‫من در یک جنگ تن به تن در مقابل اون دوام نمی آوردم

471
00:25:13,140 --> 00:25:17,226
‫پس به سوی یک دوست قدیمی برای کمک رفتم

472
00:25:17,294 --> 00:25:21,097
‫ولی به محض دیدنش ، متوقف شدم

473
00:25:21,165 --> 00:25:23,900
‫تمام چیزی که اون فدا کرده بود

474
00:25:23,967 --> 00:25:26,569
‫و من قرار بود درخواست بیشتری از اون کنم

475
00:25:28,489 --> 00:25:31,140
‫فرشته پنج شنبه ها

476
00:25:31,191 --> 00:25:32,609
‫امروز ، روز تو نیست مگه نه ؟

477
00:25:32,660 --> 00:25:34,977
‫اینجا چیکار می کنی ؟

478
00:25:35,029 --> 00:25:37,447
‫میخوام بهت کمک کنم ، به خودم به خودمون

479
00:25:37,498 --> 00:25:38,865
‫روشن تر حرف بزن

480
00:25:38,949 --> 00:25:41,451
‫میخوام درباره یه معامله ساده باهات صحبت کنم

481
00:25:41,502 --> 00:25:42,919
‫- همین
‫- میخوام باهام معامله کنی ؟

482
00:25:42,986 --> 00:25:44,120
‫با من ؟

483
00:25:45,623 --> 00:25:47,540
‫من یه فرشته هستم عوضی

484
00:25:47,625 --> 00:25:49,342
‫روحی برای فروختن ندارم

485
00:25:49,426 --> 00:25:50,493
‫همینه دیگه مگه نه ؟

486
00:25:50,544 --> 00:25:53,129
‫تمام مشکلاتت ، روح ها...

487
00:25:53,180 --> 00:25:55,848
‫همه ی چیزا در آخر به روح ها ختم میشه

488
00:25:55,933 --> 00:25:58,000
‫داری از چی حرف میزنی ؟

489
00:25:58,052 --> 00:25:59,719
‫دارم درباره ی سر بریده شده ی « رَفایل » رو بشقاب حرف میزنم

490
00:25:59,803 --> 00:26:03,056
‫درباره ی یه پایان خوش واسه همگیمون

491
00:26:03,140 --> 00:26:05,775
‫با در نظر گرفتن یه سود برای همه

492
00:26:05,842 --> 00:26:07,360
‫یالا

493
00:26:07,444 --> 00:26:09,278
‫فقط یه گفتگو می خوایم بکنیم

494
00:26:09,346 --> 00:26:11,013
‫من هیچ علاقه ای به صحبت کردن با تو ندارم

495
00:26:11,065 --> 00:26:13,116
‫چرا نه ؟ من مرد جالبی هستما

496
00:26:14,485 --> 00:26:16,736
‫بیخیال فقط به حرفام گوش بده

497
00:26:16,820 --> 00:26:18,871
‫فقط پنج دقیقه ، هیچ اجباری در کار نیست

498
00:26:18,956 --> 00:26:23,359
‫قول میدم وقتت از گوش دادن به حرفام تلف نمیشه

499
00:26:23,410 --> 00:26:25,495
‫من احمق نبودم

500
00:26:25,546 --> 00:26:27,880
‫می دونستم که « کرَولی » کیه و چه کارایی کرده

501
00:26:27,965 --> 00:26:31,134
‫ولی من از او زیرک تر و قوی تر بودم

502
00:26:31,201 --> 00:26:33,670
‫حالا میبینم که این کارم غرور بیش از حد بود

503
00:26:33,721 --> 00:26:36,806
‫و با این وجود من یه احمق بودم

504
00:26:51,888 --> 00:26:53,556
‫ما کجاییم ؟

505
00:26:53,607 --> 00:26:56,075
‫نتونستی تشخیص بدی مگه نه ؟

506
00:26:56,160 --> 00:26:58,661
‫بردگان جهنمی هستن ، قوی شده و پیشرفته تر

507
00:26:58,729 --> 00:27:00,196
‫کار دست خودمه

508
00:27:02,199 --> 00:27:03,516
‫اینجا جهنمه ؟

509
00:27:03,584 --> 00:27:05,735
‫آره ، مشکل جهنم قبلی این بود که

510
00:27:05,803 --> 00:27:08,755
‫بیشتر زندانی ها حرف گوش کن بودن

511
00:27:08,839 --> 00:27:10,673
‫" همه می گفتن " متشکرم قربان

512
00:27:10,741 --> 00:27:12,341
‫" می تونم یه نیزه دیگه تو کن بغلیم فرو کنم ؟ "

513
00:27:12,409 --> 00:27:14,110
‫ولی حالا نگاهشون کن

514
00:27:17,347 --> 00:27:20,683
‫هیچکی دوست نداره تو صف صبر کنه

515
00:27:20,751 --> 00:27:22,518
‫و وقتی به جلوی صف برسند چی میشه ؟

516
00:27:22,586 --> 00:27:23,720
‫هیچی

517
00:27:23,771 --> 00:27:25,087
‫دوباره خود به خود برمیگردن ته صف

518
00:27:25,139 --> 00:27:26,422
‫چه کارآمد

519
00:27:26,473 --> 00:27:29,058
‫چهار دقیقه از وقتت مونده

520
00:27:29,109 --> 00:27:32,311
‫اینا چه ربطی به « رَفایل » داره ؟

521
00:27:32,362 --> 00:27:35,097
‫چه کاری ازم بر میاد جز اینکه یا بمیرم یا تسلیم بشم

522
00:27:35,149 --> 00:27:36,932
‫تسلیم شی یا بمیری ؟ مگه فرانسوی هستی ؟!

523
00:27:36,984 --> 00:27:38,534
‫چطوره مقاومت کنی ؟

524
00:27:38,602 --> 00:27:40,903
‫من به اندازه کافی قوی نیستم و خودتم اینو می دونی

525
00:27:40,954 --> 00:27:42,371
‫اوه به تنهایی آره درسته

526
00:27:42,439 --> 00:27:43,990
‫ولی تو که تنها نیستی مگه نه ؟

527
00:27:44,074 --> 00:27:46,709
‫خیلی از فرشته ها در کنارت هستند

528
00:27:46,777 --> 00:27:47,960
‫تو انتخاب شده ی خدا هستی

529
00:27:48,045 --> 00:27:50,379
‫پسر جون تو چیزی هستی که مردم بهش میگن تمایل جنسی!

530
00:27:50,447 --> 00:27:52,331
‫ممنون ، برو سر اصل مطلب

531
00:27:52,416 --> 00:27:55,284
‫فرشته ها به یه رهبر احتیاج دارند ، پس تو رهبرشون بشو

532
00:27:55,335 --> 00:27:56,552
‫ارتش خودت رو جمع کن

533
00:27:56,620 --> 00:27:59,756
‫و پدر تک تک فرشته هایی که جلو راهت سبز میشن رو در بیار

534
00:27:59,807 --> 00:28:01,390
‫این کارت به « رَفایل » نشون میده که کی چی کارست

535
00:28:01,458 --> 00:28:05,127
‫داری پیشنهاد میدی که در بهشت یک جنگ تمدنی به پا کنم ؟

536
00:28:05,179 --> 00:28:07,630
‫دینگ دینگ دینگ! جواب شما درست بود!

537
00:28:07,681 --> 00:28:10,966
‫تو داری ازم میخوای که بشم « لوسیفر » بعدی

538
00:28:11,018 --> 00:28:12,251
‫بابا دست بردار

539
00:28:12,319 --> 00:28:15,054
‫لوسیفر » یه بچه بود که با باباش از کوچیکی مشکل داشت »

540
00:28:15,122 --> 00:28:18,775
‫ولی تو ، تو خدا رو دوست داری ، خدا هم تو رو دوست داره

541
00:28:18,842 --> 00:28:20,326
‫اون تو رو به زندگی برگردوند

542
00:28:20,410 --> 00:28:23,446
‫به ذهنت رسیده که شاید اون این کارو کرد

543
00:28:23,497 --> 00:28:26,332
‫تا تو بتونی رهبر جدید در بهشت بشی ؟

544
00:28:28,485 --> 00:28:29,786
‫این احمقانست

545
00:28:29,837 --> 00:28:31,420
‫منظورم مقدار نیرویی که جمع کنی تا

546
00:28:31,488 --> 00:28:32,622
‫یک جنگ به پا کنی...

547
00:28:32,673 --> 00:28:36,292
‫بیشتر از چیزیه که هیچکدوممون تا به حال دیدیم

548
00:28:36,343 --> 00:28:39,962
‫ولی اگه من یه جور دسترسی ای به سلاح هسته ای داشتم چی ؟

549
00:28:40,013 --> 00:28:42,381
‫منظورت چیه ؟

550
00:28:42,466 --> 00:28:45,017
‫برزخ ، ای دوست خوب من

551
00:28:45,102 --> 00:28:46,969
‫برزخ

552
00:28:47,020 --> 00:28:48,688
‫فقط بهش فکر کن

553
00:28:48,772 --> 00:28:52,608
‫یک سوخت دست نخورده از تمامی موجودات و هیولا ها

554
00:28:53,811 --> 00:28:55,611
‫منظورم اینه... الان چند سال شده ؟

555
00:28:55,679 --> 00:28:56,979
‫سی میلیون ؟ چهل میلیون ؟

556
00:28:57,030 --> 00:29:00,366
‫اون موجودات این همه مدت اونجا فقط نشستن و منتظر بیرون اومدن هستن

557
00:29:00,450 --> 00:29:03,536
‫چطوری میخوای پیداش کنی وقتی تا به حال کسی اونجا رو ندیده

558
00:29:03,620 --> 00:29:05,404
‫ما به کمک یه حرفه ای احتیاج داریم

559
00:29:05,489 --> 00:29:06,656
‫کمک کی ؟

560
00:29:06,707 --> 00:29:08,074
‫حرفه ای ها

561
00:29:08,158 --> 00:29:09,692
‫من دو نفر خیلی مناسب واسه این کارو می شناسم

562
00:29:09,743 --> 00:29:10,793
‫که یه عالمه وقت واسه این کار دارن

563
00:29:10,861 --> 00:29:12,912
‫نه ، « دین » نه

564
00:29:12,996 --> 00:29:14,964
‫اون دیگه بازنشسته شده و باید هم در همون حال بمونه

565
00:29:15,031 --> 00:29:16,582
‫باشه

566
00:29:16,667 --> 00:29:18,718
‫من یه راه دارم که اون ریش سفید رو بتونه

567
00:29:18,802 --> 00:29:20,136
‫از نیمکت بازنشستگیش در بیاره

568
00:29:20,203 --> 00:29:22,421
‫موضوع اینه که...

569
00:29:22,506 --> 00:29:24,006
‫اونها میتونن ما رو به هیولا ها برسونن

570
00:29:24,057 --> 00:29:26,192
‫و هیولا ها هم ما رو به برزخ میرسونن

571
00:29:26,260 --> 00:29:27,426
‫مطمئنم

572
00:29:27,511 --> 00:29:30,146
‫و تو از این جریانات چی میخوای ؟

573
00:29:30,214 --> 00:29:32,515
‫- فقط نصفش رو
‫- نصفش ؟

574
00:29:32,566 --> 00:29:34,517
‫من که جای قدرتم زیاد تغییری نمیکنه

575
00:29:34,568 --> 00:29:35,685
‫اون روح ها کمک حال میشن

576
00:29:35,752 --> 00:29:38,321
‫درست همونطور که به تو کمک می کنن

577
00:29:38,388 --> 00:29:41,223
‫در ضمن ترجیح نمیدی که یکی مثل من مسئول جهنم باشه ؟

578
00:29:41,275 --> 00:29:42,508
‫شیطانی که می شناسیش

579
00:29:47,614 --> 00:29:49,699
‫این کار بی معنیه

580
00:29:49,750 --> 00:29:53,419
‫برنامه های تو ماه ها طول میکشه ، من الان به کمک احتیاج دارم

581
00:29:53,503 --> 00:29:55,070
‫و بهت کمک هم میشه

582
00:29:55,122 --> 00:29:56,505
‫بله

583
00:29:56,573 --> 00:30:00,543
‫و برای اینکه بهت نشون بدم چقدر درباره ی حرفم جدی هستم...

584
00:30:00,594 --> 00:30:02,578
‫چطوره بهت وام بدم ؟

585
00:30:02,629 --> 00:30:05,431
‫پنجاه تا چطوره ؟

586
00:30:05,499 --> 00:30:08,100
‫پنجاه هزار روح از جهنم بهت میدم

587
00:30:08,185 --> 00:30:10,353
‫میتونی ببریشون به بهشت

588
00:30:10,420 --> 00:30:13,222
‫و یه خودی نشون بدی

589
00:30:13,273 --> 00:30:14,707
‫یا باید این کارو بکنی

590
00:30:14,775 --> 00:30:16,392
‫یا آخرالزمان دوباره از اول شروع میشه

591
00:30:16,443 --> 00:30:17,760
‫تمام چیزی که واسش زحمت کشیدیم...

592
00:30:17,811 --> 00:30:21,981
‫تمام چیزی که « سم » و « دین » براش زحمت کشیدن به هدر میره

593
00:30:24,534 --> 00:30:26,469
‫« تو میتونی نجاتمون بدی « کستیل

594
00:30:30,157 --> 00:30:33,793
‫خدا تو رو انتخاب کرد که نجاتمون بدی

595
00:30:33,860 --> 00:30:37,446
‫و فکر کنم... ته دلت...

596
00:30:37,497 --> 00:30:39,749
‫خدوتم بدونی

597
00:30:39,816 --> 00:30:41,284
‫ای کاش میتونستم بگم

598
00:30:41,351 --> 00:30:42,885
‫من در اون لحظه هیچ احساس غروری نداشتم

599
00:30:44,137 --> 00:30:46,005
‫یا دفعات بعدش...

600
00:30:59,820 --> 00:31:03,739
‫هیچ آخرالزمانی وجود نخواهد داشت

601
00:31:03,807 --> 00:31:05,641
‫و بذارید همه بدونن

602
00:31:05,692 --> 00:31:10,279
‫شما یا پیروان « رَفایل » خواهید شد یا من

603
00:31:10,330 --> 00:31:14,149
‫و اینگونه بود که جاده دراز کشمکش ها شروع شد

604
00:31:14,201 --> 00:31:16,819
‫جاده ای که من رو به اینجا آورد

605
00:31:23,010 --> 00:31:24,994
‫کستیل » یه مقدار به قدرتت احتیاج داریم »

606
00:31:25,045 --> 00:31:27,329
‫پس بیا پایین

607
00:31:28,966 --> 00:31:30,633
‫سلام

608
00:31:31,868 --> 00:31:34,503
‫بَه ، درست به موقع

609
00:31:34,554 --> 00:31:36,171
‫شما ها هنوز اینجائید

610
00:31:36,223 --> 00:31:37,356
‫آره باید اجساد رو دفن می کردیم

611
00:31:37,441 --> 00:31:40,175
‫و در ضمن یه بطری ویسکی هم پیدا کردیم

612
00:31:40,227 --> 00:31:41,177
‫ممنون که اومدی

613
00:31:41,244 --> 00:31:42,845
‫چه کمکی از دستم ساختست ؟

614
00:31:42,896 --> 00:31:44,981
‫ما یه... برنامه ی جدید داریم

615
00:31:45,032 --> 00:31:47,033
‫فکر کنیم بالاخره فهمیدیم که چطوری

616
00:31:47,117 --> 00:31:48,183
‫رد « کرولی » رو پیدا کنیم

617
00:31:51,655 --> 00:31:53,239
‫- خب چیه ؟
‫- تو

618
00:32:07,502 --> 00:32:10,153
‫چیکار می کنی ؟

619
00:32:10,205 --> 00:32:11,505
‫باید صحبت کنیم

620
00:32:11,590 --> 00:32:12,873
‫درباره ی چی ؟ بذارید برم

621
00:32:12,958 --> 00:32:14,041
‫درباره ی سوپرمن!

622
00:32:15,343 --> 00:32:16,443
‫و کریپتنایت!

623
00:32:18,713 --> 00:32:20,381
‫از کجا می دونستی من این حرفا رو زده بودم ؟

624
00:32:20,465 --> 00:32:21,465
‫چند وقت بود که داشتی جاسوسیمون رو می کردی ؟

625
00:32:21,516 --> 00:32:23,183
‫میدونی کی جاسوسی مردم رو می کنه ؟

626
00:32:23,268 --> 00:32:25,068
‫- جاسوس ها!
‫- خیلی خب یه لحظه صبر کنید

627
00:32:25,854 --> 00:32:27,972
‫من حتی نمیدونم منظور شما ها چیه

628
00:32:28,023 --> 00:32:29,390
‫این شیاطین چی ؟

629
00:32:29,474 --> 00:32:31,191
‫چطوری...

630
00:32:31,276 --> 00:32:32,977
‫اینجا انقدر تمیز و پاکسازی شده بود ؟

631
00:32:33,044 --> 00:32:35,613
‫و در ضمن آخه چطوری « کرولی » توسنت به تو استخون تقلبی قالب کنه ؟

632
00:32:35,680 --> 00:32:37,681
‫فهمیدنش سخته

633
00:32:37,732 --> 00:32:39,116
‫توضیح دادنش مشکله

634
00:32:39,183 --> 00:32:40,818
‫فقط بذارید برم ، بذارید بیرون بیام...

635
00:32:40,885 --> 00:32:42,870
‫بهم نگاه کن مرد...

636
00:32:42,954 --> 00:32:45,239
‫باید بهم بگی که اینجا چه خبره

637
00:32:46,875 --> 00:32:48,075
‫تو چشمام نگاه کن و

638
00:32:48,159 --> 00:32:50,311
‫بهم بگو که با « کرَولی » کار نمی کنی

639
00:32:57,335 --> 00:32:58,469
‫ای حروم زاده

640
00:33:01,089 --> 00:33:02,589
‫بذار توضیح بدم

641
00:33:02,674 --> 00:33:04,558
‫تو هم باهاش هم دستی ؟

642
00:33:04,643 --> 00:33:07,928
‫تو و « کرولی » با هم دنبال برزخ می گشتین ؟

643
00:33:09,331 --> 00:33:12,099
‫این کارو میکردی مگه نه ؟ تمام این مدت

644
00:33:12,183 --> 00:33:14,384
‫من این کارو کردم تا ازتون محافظت کنم ؛ از همتون

645
00:33:14,436 --> 00:33:16,370
‫چجوری ازمون محافظت کنی ؟

646
00:33:16,438 --> 00:33:18,439
‫با باز کردن یه سوراخ به سرزمین هیولا ها ؟

647
00:33:18,523 --> 00:33:20,341
‫راست میگه

648
00:33:20,408 --> 00:33:22,443
‫یه قطره ازش اومد بیرون و « ایو » پدیدار شد

649
00:33:22,527 --> 00:33:23,610
‫و تو حالا میخوای کل اونجا رو از هم بشکافی ؟

650
00:33:23,728 --> 00:33:24,945
‫برای گرفتن روح ها

651
00:33:25,030 --> 00:33:28,165
‫من میتونم با این کار جلوی « رَفایل » رو بگیرم

652
00:33:28,232 --> 00:33:30,000
‫خواهش می کنم ، باید بهم اعتماد کنید

653
00:33:30,068 --> 00:33:31,535
‫بهت اعتماد کنیم ؟

654
00:33:31,586 --> 00:33:33,620
‫دیگه چطوری بعد از این کارت میتونیم بهت اعتماد کنیم ؟

655
00:33:33,705 --> 00:33:35,039
‫من هنوز خودم هستم

656
00:33:35,090 --> 00:33:37,291
‫هنوز دوست شما هام

657
00:33:40,378 --> 00:33:42,212
‫من کسی بودم که تو رو از جهنم نجات دادم

658
00:33:44,716 --> 00:33:46,550
‫چی ؟

659
00:33:51,189 --> 00:33:53,357
‫خب جسارت نباشه ها ولی...

660
00:33:53,424 --> 00:33:56,527
‫خیلی کار ضعیف و بی کیفیتی انجام دادی

661
00:33:58,363 --> 00:34:00,314
‫صبر کن

662
00:34:01,599 --> 00:34:03,650
‫تو از قصد من رو بدون روح...

663
00:34:03,735 --> 00:34:04,818
‫برگردوندی ؟

664
00:34:07,072 --> 00:34:09,873
‫چطور میتونی چنین فکر کنی ؟

665
00:34:09,941 --> 00:34:11,208
‫خب الان دیگه به خیلی چیزا میتونم فکر کنم

666
00:34:13,294 --> 00:34:15,079
‫گوش کنین

667
00:34:16,447 --> 00:34:20,300
‫رَفایل » هممون رو میکشه »

668
00:34:20,385 --> 00:34:23,253
‫اون دنیا رو با آشغال دونی یکی می کنه

669
00:34:23,304 --> 00:34:24,722
‫من هیچ چاره ای نداشتم

670
00:34:24,789 --> 00:34:27,057
‫نه داشتی

671
00:34:27,125 --> 00:34:29,009
‫ولی گزینه ی غلط رو انتخاب کردی

672
00:34:30,512 --> 00:34:33,063
‫متوجه نیستین

673
00:34:33,131 --> 00:34:34,531
‫خیلی پیچیده هست

674
00:34:34,599 --> 00:34:37,351
‫نه در واقع اصلاً هم اینطور نیست و خودتم میدونیش

675
00:34:37,435 --> 00:34:39,770
‫اگه اینطور بود چرا کل ماجرا رو از ما مخفی کرده بودی ؟

676
00:34:39,854 --> 00:34:41,438
‫مگه اینکه میدونستی یه جای کارت اشتباهه

677
00:34:44,475 --> 00:34:46,593
‫وقتی اتفاق هایی مثل این میوفته

678
00:34:46,661 --> 00:34:48,746
‫ما باهاش رو به رو میشیم

679
00:34:48,813 --> 00:34:51,481
‫درست مثل همیشه که این کارو می کنیم

680
00:34:51,533 --> 00:34:53,333
‫کاری که نباید بکنیم اینه که بریم و

681
00:34:53,418 --> 00:34:55,335
‫یه معامله دیگه با یه شیطان بکنیم

682
00:34:55,420 --> 00:34:58,038
‫این طوری که تو میگی خیلی ساده به نظر میرسه

683
00:35:01,993 --> 00:35:03,894
‫وقتی احتیاج داشتم که این حرف ها رو بشنوم کجا بودی ؟

684
00:35:03,962 --> 00:35:06,680
‫من سر جای خودم آماده واسه کمک بودم

685
00:35:06,765 --> 00:35:08,382
‫ولی تو کجا بودی ؟

686
00:35:15,557 --> 00:35:17,691
‫تو باید برای کمک میومدی پیش ما

687
00:35:19,394 --> 00:35:21,779
‫شاید اینطوره

688
00:35:25,900 --> 00:35:27,317
‫ولی الان دیگه دیر شده

689
00:35:31,873 --> 00:35:33,373
‫الان دیگه نمیتونم کاریش کنم

690
00:35:33,458 --> 00:35:34,908
‫نمیتونم

691
00:35:34,993 --> 00:35:36,710
‫هنوز دیر نشده

692
00:35:36,795 --> 00:35:38,412
‫لعنت بهت « کَس » ، ما میتونیم حلش کنیم

693
00:35:38,496 --> 00:35:41,198
‫دین » هنوز شکسته نشده »

694
00:35:44,869 --> 00:35:46,136
‫فرار کنید

695
00:35:46,204 --> 00:35:48,305
‫همین حالا باید فرار کنید

696
00:36:27,903 --> 00:36:29,622
‫وای خدا جون

697
00:36:29,623 --> 00:36:31,157
‫باز داشتی آتیش بازی می کردی ؟

698
00:36:33,036 --> 00:36:35,655
‫اگه به وینچستر ها دستت بخوره...

699
00:36:36,424 --> 00:36:38,820
‫بیخیال ، دفعه اول شنیدم دیگه

700
00:36:38,821 --> 00:36:42,924
‫قول میدم یه تار موشون هم از کله مبارکشون کم نمیشه

701
00:36:43,396 --> 00:36:45,981
‫در ضمن فکر کنم منظورم رو برات ثابت کردن

702
00:36:46,115 --> 00:36:48,950
‫همیشه آخر کار دوستات رو انتخاب می کنی مگه نه ؟

703
00:36:49,231 --> 00:36:51,666
‫ما سعی می کنیم تغییر کنیم خودمون رو گسترش بدیم

704
00:36:51,754 --> 00:36:54,973
‫ولی همیشه این دوستامون هستن که بهمون چنگ میزنن و

705
00:36:55,048 --> 00:36:56,215
‫ما رو عقب نگه میدارن

706
00:36:58,342 --> 00:36:59,976
‫ولی میدونی من اینجا چی می بینم ؟

707
00:37:00,286 --> 00:37:03,356
‫خدای جدید و شیطان جدید با هم کار می کنند

708
00:37:03,412 --> 00:37:05,463
‫کافیه

709
00:37:05,548 --> 00:37:07,966
‫حرف نزن

710
00:37:09,535 --> 00:37:12,037
‫و از جلوی چشمام گمشو

711
00:37:14,557 --> 00:37:17,258
‫خب...

712
00:37:17,310 --> 00:37:18,693
‫خوب شد که اومدم

713
00:37:20,613 --> 00:37:22,314
‫در ضمن قابلت رو نداشت

714
00:37:33,326 --> 00:37:36,928
‫میدونی فرق بین من و تو چیه ؟

715
00:37:36,996 --> 00:37:39,981
‫من میدونم که چی هستم

716
00:37:41,667 --> 00:37:43,752
‫ولی تو چی هستی « کستیل » ؟

717
00:37:45,454 --> 00:37:49,957
‫دقیقاً خواسته ای که داری چیه ؟

718
00:38:15,601 --> 00:38:16,751
‫« سلام « دین

719
00:38:16,819 --> 00:38:19,337
‫چطوری اومدی تو ؟

720
00:38:19,405 --> 00:38:21,873
‫نشانه های ضد فرشته ای که « بابی » درست کرده

721
00:38:21,957 --> 00:38:24,926
‫چندین اشکال داره

722
00:38:24,960 --> 00:38:27,045
‫خیلی بد شد ، باید از همون اول همه جا رو ضد فرشته می کردیم

723
00:38:27,129 --> 00:38:28,513
‫مگه نه ؟

724
00:38:30,833 --> 00:38:31,800
‫چرا اومدی اینجا

725
00:38:33,769 --> 00:38:34,853
‫میخوام که بفهمی

726
00:38:34,937 --> 00:38:36,688
‫باور کن که می فهمم

727
00:38:38,224 --> 00:38:39,941
‫فلان فلان « رَفایل »... مگه نه ؟

728
00:38:40,008 --> 00:38:43,144
‫من برای تو این کار ها رو انجام دادم

729
00:38:43,195 --> 00:38:44,195
‫به خاطر تو این کار ها رو کردم

730
00:38:44,280 --> 00:38:47,181
‫- به خاطر من ؟
‫- بله

731
00:38:47,233 --> 00:38:50,068
‫حتماً شوخیت گرفته

732
00:38:50,136 --> 00:38:54,155
‫تو کسی بودی که بهم یاد داد آزادی و خواسته ی...

733
00:38:54,206 --> 00:38:56,291
‫تو مثل یه بچه میمونی ، میدونستی ؟

734
00:38:56,358 --> 00:38:59,544
‫اینکه تو قابلیت انجام کاری رو که دلت میخواد رو داری

735
00:38:59,628 --> 00:39:02,330
‫دلیل نمیشه هر کاری که دلت بخواد بکنی

736
00:39:02,381 --> 00:39:04,466
‫« من میدونم که دارم چیکار می کنم « دین

737
00:39:07,336 --> 00:39:11,306
‫من نمیخوام باهات بحث فلسفه و منطق کنم باشه ؟

738
00:39:11,373 --> 00:39:14,392
‫من دارم میگم نکن

739
00:39:14,477 --> 00:39:18,613
‫دارم ازت درخواست می کنم که این کارو نکنی ، همین

740
00:39:18,681 --> 00:39:19,848
‫نمی فهمم

741
00:39:19,899 --> 00:39:21,232
‫« ببین بعد از « سم

742
00:39:21,317 --> 00:39:23,852
‫تو و « بابی » نزدیک ترین خانواده برای من هستین

743
00:39:23,919 --> 00:39:26,404
‫که تو مثل برادر من میمونی

744
00:39:26,489 --> 00:39:29,491
‫پس وقتی ازت درخواست می کنم که کاری رو نکنی

745
00:39:31,911 --> 00:39:33,762
‫باید بهم اعتماد کنی مرد...

746
00:39:36,165 --> 00:39:37,198
‫و گرنه ؟

747
00:39:43,122 --> 00:39:45,256
‫و گرنه من برای متوقف کردنت کاری رو باید بکنم که مجبورم

748
00:39:45,341 --> 00:39:47,742
‫« نمیتونی « دین

749
00:39:47,793 --> 00:39:49,194
‫تو فقط یک انسانی

750
00:39:50,846 --> 00:39:52,363
‫من یک فرشته هستم

751
00:39:52,431 --> 00:39:54,966
‫نمیدونم... من که چند تا فرشته کله گنده قبلاً شکار کردم

752
00:40:00,473 --> 00:40:01,890
‫« متأسفم « دین

753
00:40:04,460 --> 00:40:06,027
‫پس منم متأسفم

754
00:40:12,852 --> 00:40:16,387
‫و این تمام ماجرا بود

755
00:40:16,455 --> 00:40:19,491
‫فکر کنم این چیزیه که تو بهش میگی

756
00:40:19,575 --> 00:40:23,161
‫تراژدی از یک چشم انداز انسانی

757
00:40:23,245 --> 00:40:26,664
‫ولی شاید چشم انداز انسانی محدود باشه

758
00:40:26,749 --> 00:40:28,133
‫نمی دونم

759
00:40:28,217 --> 00:40:30,034
‫به خاطر همینه که از تو درخواست می کنم پدر

760
00:40:30,102 --> 00:40:34,088
‫برای بار آخر

761
00:40:34,156 --> 00:40:36,508
‫آیا من دارم کار دستی می کنم ؟

762
00:40:38,010 --> 00:40:41,629
‫آیا من در راه راست هستم ؟

763
00:40:41,680 --> 00:40:43,064
‫باید بهم بگی

764
00:40:43,131 --> 00:40:45,350
‫باید بهم نشانه ای بدی

765
00:40:47,302 --> 00:40:50,855
‫بهم نشانه ای بده

766
00:40:50,973 --> 00:40:52,073
‫چون اگه ندی...

767
00:40:52,140 --> 00:40:54,609
‫من...

768
00:40:54,660 --> 00:40:57,579
‫من هر کاری که باید بکنم...

769
00:40:57,646 --> 00:41:00,198
‫رو انجام میدم

770
00:41:02,670 --> 00:41:06,170
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. Co : کاری از

771
00:41:07,670 --> 00:41:10,170
‫متـرجم : معـین. ج

