1
00:00:04,718 --> 00:00:05,718
‫« هی « دین

2
00:00:05,776 --> 00:00:07,343
‫- چند وقته که برگشتی ؟
‫- تقریباً یک سالی میشه

3
00:00:07,394 --> 00:00:09,178
‫- خب چی کار می کردی تو این یک سال ؟
‫- شکار

4
00:00:09,246 --> 00:00:11,197
‫یعنی تقریباً تمام مدتی که فکر می کردم مُردی برگشته بودی ؟

5
00:00:11,281 --> 00:00:12,732
‫« تو بالاخره چیزی رو که میخواستی ، بدست آورده بودی « دین

6
00:00:12,816 --> 00:00:14,283
‫من برادرم رو زنده و سالم می خواستم!

7
00:00:14,351 --> 00:00:15,951
‫نه تو یه خانواده می خواستی

8
00:00:16,019 --> 00:00:18,520
‫تو به خاطر طریقه ی زندگی کردنمون تسلیم شدی

9
00:00:18,572 --> 00:00:20,740
‫اما تو یه چیز ارزشمند بدست آورده بودی
‫و داشتی روش کار می کردی

10
00:00:20,824 --> 00:00:22,958
‫ازت می خوام که بری ، تو یه شکارچی هستی

11
00:00:23,026 --> 00:00:25,694
‫و حالا با برگشتن برادرت اوضاع فرق کرده

12
00:00:25,746 --> 00:00:27,663
‫- خودتم دلت نمیخواد که پیش ما باشی
‫- چرا میخوام

13
00:00:27,714 --> 00:00:30,333
‫منو « بن » اینجا می مونیم

14
00:00:30,400 --> 00:00:31,460
‫تو هم هر وقت تونستی بهمون سر بزن

15
00:00:31,468 --> 00:00:33,002
‫فقط همیشه صحیح و سالم بیا

16
00:00:33,053 --> 00:00:35,421
‫و تو جداً فکر می کنی ما از پس چنین وضعیتی بر بیایم ؟

17
00:00:35,505 --> 00:00:36,939
‫ارزش امتحان کردنش رو که داره

18
00:00:42,813 --> 00:00:44,013
‫فرشته های اعظم موجودات خشمگینی هستن

19
00:00:44,064 --> 00:00:46,365
‫قدرت اونها مطلقه

20
00:00:46,433 --> 00:00:48,150
‫اونها از وحشتناک ترین اسلحه های بهشت هستن

21
00:00:48,218 --> 00:00:50,552
‫رافائل

22
00:00:50,604 --> 00:00:52,822
‫بیا و منو بگیر حروم زاده ی کوچولو!

23
00:00:52,889 --> 00:00:53,656
‫کستیل

24
00:00:54,441 --> 00:00:55,991
‫وقتی روغن بسوزه...

25
00:00:56,059 --> 00:00:58,861
‫هیچ فرشته ای نمی تونه به آتش دست بزنه یا ازش عبور کنه

26
00:00:58,912 --> 00:01:00,279
‫وگرنه کشته میشه

27
00:01:00,364 --> 00:01:01,614
‫کستیل

28
00:01:01,698 --> 00:01:02,865
‫دارم بهت هشدار میدم

29
00:01:02,916 --> 00:01:05,368
‫منو اینجا ول نکن

30
00:01:05,419 --> 00:01:06,669
‫بالاخره پیدات میکنم

31
00:01:08,588 --> 00:01:09,922
‫خب حالا میخوای چی کار کنی ؟

32
00:01:10,006 --> 00:01:11,757
‫- به گمونم به بهشت بر میگردم
‫- بهشت ؟

33
00:01:11,758 --> 00:01:13,208
‫با این وضعیت که میکائیل تو قفس گیر کرده

34
00:01:13,210 --> 00:01:15,043
‫مطمئنم اونجا حسابی آشفته و بی قانونی شده

35
00:01:43,273 --> 00:01:44,373
‫بابا بیخیال

36
00:01:56,920 --> 00:01:58,471
‫چـ... چی ؟

37
00:01:58,555 --> 00:02:01,557
‫زودباش باید راه بیوفتیم

38
00:02:09,182 --> 00:02:10,566
‫جری ؟

39
00:02:13,487 --> 00:02:16,188
‫اِد »... فکر کنم دارم خونریزی می کنم »

40
00:02:31,121 --> 00:02:38,956
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی

41
00:02:39,024 --> 00:02:43,759
‫Tvcenter. IR : کاری از

42
00:02:44,129 --> 00:02:49,963
‫مترجم : معین جهانیان

43
00:02:52,142 --> 00:02:53,809
‫چطوری ؟

44
00:04:00,610 --> 00:04:02,545
‫به خاطر من دست نکش از تمرینت

45
00:04:04,047 --> 00:04:05,214
‫نه کارم تموم شده بود...

46
00:04:07,384 --> 00:04:09,552
‫دیشب...

47
00:04:09,603 --> 00:04:11,987
‫خوش گذشت... اگه گفتنش اشکالی نداره برات

48
00:04:12,055 --> 00:04:13,389
‫خوبه

49
00:04:15,942 --> 00:04:17,643
‫خیلی خب

50
00:04:17,727 --> 00:04:19,478
‫خب فکر کنم دیگه باید کار روزمرت رو شروع کنی

51
00:04:19,563 --> 00:04:21,330
‫گفته بودی کجا میخوای بری ؟

52
00:04:23,366 --> 00:04:25,968
‫نگفته بودی... درسته

53
00:04:28,955 --> 00:04:31,874
‫پسر خوب بلدی مرموز بودنت رو حفظ کنی

54
00:04:38,882 --> 00:04:40,549
‫درسته

55
00:04:43,953 --> 00:04:45,671
‫تقریباً یادم رفته بود

56
00:04:48,791 --> 00:04:50,259
‫دفعه بعدی...

57
00:04:50,310 --> 00:04:52,895
‫می تونی موقعی که شیفت کاریم تموم شد بهم زنگ بزنی

58
00:04:52,962 --> 00:04:54,229
‫اگه دلت خواست

59
00:04:57,317 --> 00:04:58,350
‫باشه

60
00:05:01,237 --> 00:05:02,821
‫باشه

61
00:05:19,556 --> 00:05:21,206
‫من هشت ساعتی با مخفیگاه کمبل فاصله دارم

62
00:05:21,207 --> 00:05:22,558
‫نه برناممون تغییر کرد

63
00:05:22,626 --> 00:05:25,210
‫باید بیای پیشم...
‫پنسِلوینیا هستم ، تو یه شهری به نام ایستِر

64
00:05:25,295 --> 00:05:27,680
‫تو پنسِلوینیا داری چی کار میکنی ؟

65
00:05:27,764 --> 00:05:28,797
‫رو یه موضوع دارم کار میکنم

66
00:05:28,848 --> 00:05:30,332
‫موضوع ؟

67
00:05:30,334 --> 00:05:31,985
‫از کی ؟ از کار قبلیمون فقط یک روز و نیم گذشته

68
00:05:32,001 --> 00:05:33,052
‫کار کردنو دوست دارم خب

69
00:05:33,136 --> 00:05:34,336
‫ظاهراً

70
00:05:34,387 --> 00:05:35,938
‫خوشحالم که موضوع حل شد

71
00:05:36,005 --> 00:05:37,890
‫هر وقت رسیدی بهم زنگ بزن

72
00:05:45,315 --> 00:05:47,182
‫از کی تا به حال من مُردم و تو رئیس شدی!

73
00:06:06,219 --> 00:06:08,137
‫رفیق از اینم میتونستی سریع تر بری

74
00:06:36,082 --> 00:06:38,450
‫چرا بهم زنگ زدی ؟

75
00:06:38,535 --> 00:06:40,119
‫اون مُرده مگه نه؟ پس تموم شد رفت

76
00:06:40,186 --> 00:06:42,121
‫دیگه نمی خوام دربارش حرف بزنم

77
00:06:42,205 --> 00:06:44,790
‫ما کاریو میکنیم که باید بکنیم

78
00:06:44,874 --> 00:06:47,075
‫میریم سر کار
‫میریم به مراسم تدفینش

79
00:06:50,096 --> 00:06:51,346
‫خونسرد باش

80
00:06:51,414 --> 00:06:53,182
‫این قضیه هیچ ربطی به من و تو نداره

81
00:06:53,249 --> 00:06:56,935
‫تو دیگه زیادی داری واکنش نشون میدی
‫دیگه بهم زنگ نزن

82
00:06:57,020 --> 00:06:58,721
‫احمق

83
00:07:02,976 --> 00:07:04,860
‫چـ... چی ؟

84
00:07:07,930 --> 00:07:09,481
‫خدایا!

85
00:07:10,617 --> 00:07:12,534
‫خدایا!

86
00:07:17,457 --> 00:07:19,408
‫مرکز کنترل ، من...

87
00:07:19,459 --> 00:07:21,960
‫لطفاً نیروی کمکی...

88
00:07:22,045 --> 00:07:23,796
‫لطفاً

89
00:07:38,178 --> 00:07:41,063
‫بن » میدونم داری دروغ میگی »

90
00:07:43,149 --> 00:07:45,768
‫چون خودم اوستای دروغ گفتنم

91
00:07:45,819 --> 00:07:48,136
‫حالا برو به مامانت بگو که اون چیز لعنتی رو شکستی

92
00:07:48,188 --> 00:07:49,354
‫و مثل مرد با مسأله کنار بیا

93
00:07:49,439 --> 00:07:53,275
‫باشه ؟

94
00:07:53,326 --> 00:07:55,244
‫چیه ؟

95
00:07:55,311 --> 00:07:58,447
‫کی میدونست که تو جوانانِ آیندمون رو نصیحت کنی ؟

96
00:07:58,498 --> 00:08:00,082
‫آره خودم میدونم

97
00:08:00,149 --> 00:08:01,533
‫خب وقتی بهش گفتی چی شد ؟

98
00:08:01,618 --> 00:08:02,701
‫تو و « لیسا » منظورمه

99
00:08:02,786 --> 00:08:04,653
‫چطور با قضیه کنار اومد وقتی ترکشون کردی ؟

100
00:08:04,704 --> 00:08:06,438
‫بصورت غیر منتظره ای خونسردانه برخورد کرد

101
00:08:07,707 --> 00:08:10,259
‫به نفع همه شد

102
00:08:10,326 --> 00:08:12,327
‫آره ، به گمونم

103
00:08:12,378 --> 00:08:14,129
‫هنوز اون پلاستیک قراضه رو میرونی ؟

104
00:08:14,180 --> 00:08:15,881
‫گفتی چند مایل در ساعت ماشینت میرونه ؟!

105
00:08:15,965 --> 00:08:16,965
‫خفه شو!

106
00:08:25,391 --> 00:08:27,976
‫سرکار « جرالد هَچ » ، ۱۷ سال سابقه کاری داشته

107
00:08:28,027 --> 00:08:29,895
‫سه روز پیش تو اتاق رخت کن جسدش رو پیدا کردن

108
00:08:31,114 --> 00:08:32,731
‫بعضیا مثه اینکه زیادی هیدراتی شدن

109
00:08:32,816 --> 00:08:34,900
‫بطور اساسی آره

110
00:08:34,984 --> 00:08:37,018
‫یارو حسابی به مایع تبدیل شده بود

111
00:08:37,070 --> 00:08:39,955
‫تقریباً تمام گوشت تنش... استخون هاش...

112
00:08:40,022 --> 00:08:41,990
‫همه چیزش تبدیل شد به خون

113
00:08:42,041 --> 00:08:43,792
‫- خب من اصلاً نمی فهمم
‫- هیچ کسی نمیفهمه

114
00:08:43,860 --> 00:08:45,026
‫نه اونو که فهمیدم

115
00:08:45,078 --> 00:08:46,745
‫اگه یارو مایع تیله شده

116
00:08:46,830 --> 00:08:48,530
‫پس ما تو سردخونه خونه چی کار می کنیم ؟

117
00:08:48,581 --> 00:08:49,915
‫ازش مگه چیزی هم مونده که بررسی کنیم ؟

118
00:08:49,999 --> 00:08:51,550
‫اینجا نیومدیم که اونو بررسی کنیم

119
00:08:55,538 --> 00:08:56,555
‫ایناهاش

120
00:09:02,478 --> 00:09:04,229
‫اوه چه خیته اوضاعش

121
00:09:04,314 --> 00:09:06,148
‫« سرکار « تُبی گِری

122
00:09:06,215 --> 00:09:08,183
‫همین الان اینجا منتقلش کردن

123
00:09:08,234 --> 00:09:09,601
‫جسدش رو تو ماشین گشت زنیش پیدا کردند

124
00:09:09,686 --> 00:09:11,646
‫بیرون شهر تو نقطه ی " جریمه ی سرعت " داشت کشیک میداد

125
00:09:11,654 --> 00:09:13,355
‫" واکنش بسیار حاد آلرژی "

126
00:09:13,406 --> 00:09:14,990
‫آره تاول های آبکی زده بود از سر تا پاش

127
00:09:15,057 --> 00:09:16,241
‫درون بدنش هم همینطور زده بود

128
00:09:16,326 --> 00:09:17,910
‫تو گزارش نوشته شده تمامی نقاط تنفسیش از تاول پر شده بود

129
00:09:17,994 --> 00:09:19,361
‫ببینم این قضیه واسه تو هم این طور به نظر میاد
‫که جادوگر طلسمش کرده باشه ؟

130
00:09:19,412 --> 00:09:20,529
‫اولین چیزی که به ذهن خودمم رسید همین بود

131
00:09:20,580 --> 00:09:23,332
‫اما هیچ کیسه ی جادو ای هیچ جا پیدا نکردم

132
00:09:23,399 --> 00:09:26,118
‫تا اونجایی که من میدونم میشه گفت
‫هیچ جادوگری تو این قضیه دست نداشته

133
00:09:26,202 --> 00:09:27,703
‫خب حتماً یه ارتباطی باید بین این...

134
00:09:27,754 --> 00:09:29,588
‫آقای حبابی و اون مایع تیله هه باشه

135
00:09:29,672 --> 00:09:30,923
‫من که چیزی نمیدونم

136
00:09:31,007 --> 00:09:32,407
‫خب هیچ شاهدی هم در کار بودش ؟

137
00:09:34,243 --> 00:09:35,577
‫« سرکار « اِد کلفَکس

138
00:09:35,628 --> 00:09:38,263
‫شاهد این بود که سر کار هَچ از جامد به مایع تبدیل شد

139
00:09:38,331 --> 00:09:39,598
‫یه پلیس دیگه ؟

140
00:09:39,682 --> 00:09:41,633
‫همکار « هَچ » بودش

141
00:10:04,290 --> 00:10:06,124
‫ببینم تو داشتی...

142
00:10:07,877 --> 00:10:09,828
‫داشتی باهام مسابقه میدادی ؟!

143
00:10:09,913 --> 00:10:10,913
‫نه

144
00:10:10,964 --> 00:10:12,497
‫داشتم سره کونت میذاشتم!!

145
00:10:12,615 --> 00:10:13,898
‫بسیار حرکت عاقلانه ای بود

146
00:10:15,084 --> 00:10:18,620
‫سلام ؟ سرکار « کلفَکس »؟

147
00:10:19,923 --> 00:10:21,790
‫کجا با این عجله ؟

148
00:10:21,841 --> 00:10:23,225
‫شما ها دیگه کدوم خری هستین ؟

149
00:10:23,292 --> 00:10:26,178
‫مأمور های اف بی آی هستیم

150
00:10:26,262 --> 00:10:28,013
‫اومدیم تا ازت یه سری سوأل بپرسیم

151
00:10:28,097 --> 00:10:29,398
‫درباره ی مرگ همکارتون

152
00:10:29,400 --> 00:10:31,001
‫نمیخواد نگران باشین ، به کسی مربوط نمیشه

153
00:10:31,017 --> 00:10:33,685
‫- « سرکار « کلفَکس
‫- گفتم نمیخواد نگران باشین!

154
00:10:39,075 --> 00:10:39,858
‫رفیق!

155
00:10:53,873 --> 00:10:56,541
‫سرکار « کلفکَس » ؟

156
00:10:58,011 --> 00:10:59,962
‫ببینم تو حالت خوبه ؟

157
00:11:00,013 --> 00:11:01,797
‫لازم نیست نگران باشی

158
00:11:03,165 --> 00:11:04,299
‫درسته...

159
00:11:04,350 --> 00:11:06,835
‫« ببین سرکار « کلفَکس »... « اِد

160
00:11:08,221 --> 00:11:11,690
‫ما فکر میکنیم که همکارت به صورت عادی نمرد

161
00:11:14,944 --> 00:11:17,229
‫اون هیچ دشمن خاصی نداشت که شما بشناسین ؟

162
00:11:17,313 --> 00:11:18,981
‫میشه گفت چرا... یه جورایی داشت

163
00:11:19,032 --> 00:11:20,282
‫آره ؟

164
00:11:20,349 --> 00:11:21,984
‫خب کیه ؟

165
00:11:22,035 --> 00:11:25,153
‫هر دوشون سزاوازش بودن ، منم همینطور

166
00:11:25,238 --> 00:11:27,372
‫نفر بعدی هم منم

167
00:11:27,457 --> 00:11:29,491
‫بعدش دیگه همه چی تموم میشه

168
00:11:31,377 --> 00:11:35,130
‫و خداوند راضی خواهد شد

169
00:11:35,197 --> 00:11:37,416
‫و چرا خدا میخواد شماها بمیرین ؟

170
00:11:37,500 --> 00:11:39,301
‫« به خاطر « کریستوفر برچ

171
00:11:41,220 --> 00:11:42,804
‫اَه لعنتی

172
00:11:42,872 --> 00:11:44,306
‫کریستوفر برچ » کیه دیگه ؟ »

173
00:11:44,373 --> 00:11:45,757
‫اون هیچ چهره ای نداره

174
00:11:48,828 --> 00:11:49,978
‫اِد »؟ »

175
00:11:51,664 --> 00:11:54,399
‫سرکار حالت خوبه ؟

176
00:11:55,935 --> 00:11:57,769
‫کریستوفر برچ » کیه اِد ؟ »

177
00:11:59,389 --> 00:12:01,156
‫« اِد »!

178
00:12:02,408 --> 00:12:04,242
‫کریستوفر برچ » یه بچه هست که چهره ای نداره »

179
00:12:05,361 --> 00:12:06,912
‫تفنگ کار گذاشته شده به همراهش

180
00:12:10,249 --> 00:12:13,785
‫اِم... تو یه...

181
00:12:13,870 --> 00:12:15,420
‫از صورتت داره...

182
00:12:15,505 --> 00:12:16,171
‫آره

183
00:12:17,623 --> 00:12:19,257
‫لعنتی

184
00:12:19,342 --> 00:12:21,309
‫سرم خیلی میخاره

185
00:12:24,664 --> 00:12:27,015
‫اِد » ؟ »

186
00:12:37,693 --> 00:12:39,144
‫مُرده

187
00:12:42,532 --> 00:12:43,982
‫تو هم میشنوی ؟

188
00:13:03,052 --> 00:13:06,121
‫عالی شد
‫تاول ، ملخ ،خون

189
00:13:06,172 --> 00:13:09,224
‫سه نوع از معروف ترین آفت های کشو مصر هستن

190
00:13:09,291 --> 00:13:10,959
‫آره اما این ملخ ها...

191
00:13:11,010 --> 00:13:13,645
‫راهشون رو از تو جمجمه ی یک پلیس مثل خوردن هندونه باز کردن!

192
00:13:13,646 --> 00:13:15,896
‫من که یادم نمیاد چیزی از این قضیه تو انجیل نوشته شده باشه|

193
00:13:15,898 --> 00:13:17,816
‫« در همین هنگام پسری به نام « کریستوفر برچ

194
00:13:17,900 --> 00:13:19,801
‫در ماه گذشته توسط شلیک گلوله به سر

195
00:13:19,852 --> 00:13:21,262
‫بعد از تعقیب و گریز از دست پلیس کشته شد

196
00:13:21,270 --> 00:13:23,939
‫هَچ » ، « گری » و « کلفَکس » پلیس هایی بودن که »
‫تو این قضیه دست داشتن

197
00:13:23,990 --> 00:13:26,575
‫و هر سه تای این پلیس ها گزارش هاشون مشابه هم بود

198
00:13:26,642 --> 00:13:28,910
‫" مظنون از ماشین خارج شده و قصد تیراندازی داشته "

199
00:13:28,978 --> 00:13:31,496
‫" و ما مجبور به شلیک شدیم "

200
00:13:31,581 --> 00:13:35,250
‫یه بچه ی بدون چهره و تفنگ کار گذاشته شده به همراهش

201
00:13:35,317 --> 00:13:37,836
‫عجب احمق هایی هستن

202
00:13:37,920 --> 00:13:39,821
‫پس یعنی بچه هه رو کشیدن کنار
‫و خودشون یه تفنگ گذاشتن پیشش

203
00:13:39,872 --> 00:13:42,874
‫شاید حق با « کلفَکس » بود

204
00:13:42,959 --> 00:13:45,794
‫شاید بهشت از پلیس های فاسد تنفر داره

205
00:13:45,845 --> 00:13:48,380
‫پس حالا داریم به یارویی که از کاسه ی سرش
‫ملخ زده بیرون گوش می کنیم ؟!

206
00:13:48,464 --> 00:13:51,332
‫پس این...

207
00:13:51,384 --> 00:13:52,767
‫نظریه ای هست که بهش معتقدی ؟

208
00:13:52,835 --> 00:13:54,669
‫ببین « دین » فرشته ها حتماً تو این قضیه دست دارن

209
00:13:54,720 --> 00:13:56,721
‫حالا که آخرالزمان تموم شده

210
00:13:57,974 --> 00:13:59,357
‫آره شاید

211
00:13:59,442 --> 00:14:00,942
‫باید به « کَس » زنگ بزنیم

212
00:14:03,146 --> 00:14:04,479
‫شوخیت گرفته نه ؟

213
00:14:08,350 --> 00:14:09,701
‫دین » من خودم قبلاً سعی کردم »

214
00:14:09,785 --> 00:14:13,572
‫اولین کار و دومین و سومین کاری که کردم همین بود

215
00:14:13,656 --> 00:14:15,523
‫به محض اینکه از جهنم اومدم بیرون

216
00:14:15,575 --> 00:14:17,959
‫پدرسوخته جواب تلفنش رو نمیده

217
00:14:18,027 --> 00:14:20,829
‫خب بیا یه امتحانی بکنیم

218
00:14:20,880 --> 00:14:23,498
‫و من زانو میزنم

219
00:14:23,549 --> 00:14:27,202
‫و به درگاه « کستیل » دعا می کنم که کونش رو تکون بده بیاد اینجا

220
00:14:27,270 --> 00:14:29,171
‫- تو یه کس خلی!
‫- خوش بین باش

221
00:14:29,222 --> 00:14:30,488
‫اوه من خوش بین هستم!

222
00:14:33,059 --> 00:14:34,392
‫« بیخیال « کَس!

223
00:14:34,477 --> 00:14:35,894
‫نامرد نباش

224
00:14:37,480 --> 00:14:39,931
‫ما توی...

225
00:14:40,016 --> 00:14:42,234
‫یه وضعیت آفت و مَرض و این جور چیزا گیر کردیم

226
00:14:42,318 --> 00:14:44,402
‫و...

227
00:14:44,487 --> 00:14:47,322
‫صدام... صدامو می شنوی ؟

228
00:14:55,731 --> 00:14:58,533
‫همونطور که گفتم...

229
00:14:58,584 --> 00:15:01,269
‫اون پدرسوخته جواب نمیـد...

230
00:15:06,292 --> 00:15:07,792
‫اون پشت سرمه مگه نه ؟

231
00:15:12,848 --> 00:15:14,216
‫سلام

232
00:15:19,187 --> 00:15:20,307
‫سلام!

233
00:15:21,037 --> 00:15:22,157
‫بله!

234
00:15:23,380 --> 00:15:24,914
‫سلام ؟!!!

235
00:15:24,981 --> 00:15:26,999
‫سلام ؟!!!

236
00:15:27,084 --> 00:15:29,418
‫مگه الان همدیگه رو میبینیم چیز دیگه ای باید گفت ؟!!

237
00:15:29,419 --> 00:15:31,319
‫من تمام این مدت رو داشتم سعی میکردم باهات ارتباط برقرار کنم

238
00:15:31,321 --> 00:15:32,505
‫دین » یه بار صدات می کنه »

239
00:15:32,589 --> 00:15:34,207
‫حالا میای و میگی " سلام " ؟!!

240
00:15:34,291 --> 00:15:35,174
‫بله

241
00:15:37,711 --> 00:15:40,329
‫خب یعنی چی ؟ از « دین » بیشتر خوشت میاد... ؟

242
00:15:43,300 --> 00:15:46,852
‫دین » و من بیشتر با هم باند بازی می کردیم »

243
00:15:46,937 --> 00:15:48,771
‫نمی خواستم بهش بگما!

244
00:15:48,838 --> 00:15:51,691
‫کَس » ، سم منظورش اینه که »...

245
00:15:51,775 --> 00:15:53,309
‫اون به خاطر ما به جهنم رفت

246
00:15:53,360 --> 00:15:55,511
‫یعنی خودشو فدای تیم کردش ، یادت که میاد ؟

247
00:15:55,562 --> 00:15:57,980
‫و بعدش بدون هیچ خبری از جهنم بر میگرده

248
00:15:58,031 --> 00:15:59,232
‫و تو نمیتونی ۵ دقیقه از وقت لعنتیت رو بهش اختصاص بدی

249
00:15:59,316 --> 00:16:00,616
‫که به سوألاش جواب بدی ؟

250
00:16:00,684 --> 00:16:02,351
‫اگه جوابی داشتم که بدم جواب زنگشو میدادم

251
00:16:02,419 --> 00:16:04,153
‫« اما نمیدونم « سم

252
00:16:04,204 --> 00:16:07,073
‫ما نمیدونیم که چی تو رو از جهنم برگردوند

253
00:16:07,157 --> 00:16:08,541
‫یا چرا برگردوند

254
00:16:08,625 --> 00:16:10,960
‫پس... کاره خدا نبود ؟

255
00:16:11,027 --> 00:16:13,763
‫کسی حتی خدا رو ندید

256
00:16:13,863 --> 00:16:17,032
‫تمام این قضیه هنوز مرموز باقی مونده

257
00:16:17,084 --> 00:16:18,467
‫یعنی چی این حرفت ؟

258
00:16:18,535 --> 00:16:21,754
‫" کجای معنی این حرفم که میگم " نمیدونم

259
00:16:21,838 --> 00:16:23,472
‫فراتر از فهم توئه ؟

260
00:16:25,092 --> 00:16:28,511
‫ببین « کَس » اگه « سم » بهت زنگ میزنه جواب بده

261
00:16:28,562 --> 00:16:30,179
‫باشه ؟ بال بزن و اون کونت رو بیار پایین

262
00:16:30,230 --> 00:16:31,981
‫و بهش بگو که نمیدونی

263
00:16:32,048 --> 00:16:34,984
‫اینکه منو تو باند بازی بیشتری داریم دلیل نمیشه...

264
00:16:35,051 --> 00:16:36,669
‫فکر میکنی من اومدم چون تو صدام زدی ؟

265
00:16:37,854 --> 00:16:39,155
‫من واسه این قضیه اومدم

266
00:16:41,358 --> 00:16:43,359
‫خوبه پس روشن شد چی مهمه

267
00:16:43,410 --> 00:16:44,910
‫باعث میشه با تمرکز بهتری کار کنیم

268
00:16:44,995 --> 00:16:46,696
‫صبر کن ببینم یعنی تو و بقیه فرشته ها

269
00:16:46,763 --> 00:16:48,614
‫شما ها باعث مرگ این پلیسا نبودین ؟

270
00:16:48,682 --> 00:16:49,899
‫خیر

271
00:16:49,967 --> 00:16:52,285
‫اما اونها بوسیله یکی از اسلحه های ما کشته شدن

272
00:16:52,369 --> 00:16:54,870
‫فقط یک چیز وجود داره که میتونه این بلا ها رو به سر کسی بیاره

273
00:16:54,921 --> 00:16:57,406
‫" شما انسانها بهش میگید " عصای حضرت موسی

274
00:17:00,210 --> 00:17:01,677
‫یعنی خوده عصای موسی ؟

275
00:17:01,745 --> 00:17:05,214
‫این عصا در تصرف بود تا بر علیه مصری ها استفاده بشه

276
00:17:05,265 --> 00:17:06,432
‫تا اونجایی که یادمه

277
00:17:06,516 --> 00:17:08,467
‫آره که باهش کاغذ درست میکردن!

278
00:17:08,552 --> 00:17:10,586
‫ام... اما من فکر میکردم عصا

279
00:17:10,637 --> 00:17:12,938
‫رودخونه رو به خون تبدیل میکرد

280
00:17:13,023 --> 00:17:14,923
‫نه یه یاروی بدبخت رو!

281
00:17:14,975 --> 00:17:18,594
‫ازش در حالت کارکرد کامل استفاده نشده

282
00:17:18,645 --> 00:17:22,097
‫فکر کنم با این حساب موسی از لیست مظنونین خط بخوره!

283
00:17:24,067 --> 00:17:26,702
‫خیلی خب... ولی

284
00:17:26,770 --> 00:17:29,520
‫آخه عصای چارلز هِستُن اینجا باید چی کار کنه ؟

285
00:17:29,539 --> 00:17:32,291
‫مگه شما ها اسباب بازیاتون رو دور نمیندازین ؟

286
00:17:32,376 --> 00:17:33,959
‫قبل از آخرالزمان

287
00:17:34,044 --> 00:17:37,279
‫در بهشت عامل های فساد وجود داشت اما همچنان پایدار بود

288
00:17:37,331 --> 00:17:40,299
‫از عصا به خوبی مراقبت می شد

289
00:17:41,635 --> 00:17:44,970
‫از وقتی جنگ تموم شد اون بالا حسابی دچار هرج و مرج شده

290
00:17:45,055 --> 00:17:47,089
‫تو همین درگیری ها یه تعدادی

291
00:17:47,174 --> 00:17:49,291
‫از اسلحه های قدرتمندمون

292
00:17:49,343 --> 00:17:51,394
‫دزدیده شد

293
00:17:51,461 --> 00:17:54,764
‫یعنی داری میگی کلاهک هسته ایتون رو از دست دادین ؟

294
00:17:54,831 --> 00:17:58,067
‫متأسفانه همینطوره

295
00:17:58,134 --> 00:18:00,936
‫شاما شما ها اتفاقی یکیش رو پیدا کردین

296
00:18:00,987 --> 00:18:03,289
‫ما باید اسلحه ای رو که این کارو کرد پیدا کنیم

297
00:18:05,075 --> 00:18:07,193
‫من به کمکتون احتیاج دارم

298
00:18:10,364 --> 00:18:12,081
‫اوه عالی شد!

299
00:18:15,485 --> 00:18:17,420
‫« سم » ، « دین »

300
00:18:17,421 --> 00:18:19,007
‫مهارتهای انسانیِ من واسه صحبت کردن با شما دیگه
‫فرسوده شدن

301
00:18:20,624 --> 00:18:22,091
‫منو ببخشین ولی من این یک سال اخیر رو

302
00:18:22,158 --> 00:18:23,426
‫توی این بدن های انسانی چند بُعدی

303
00:18:23,493 --> 00:18:25,378
‫گذروندم واسه نیت خیری که داشتم

304
00:18:25,462 --> 00:18:26,762
‫اما باور کنین که

305
00:18:26,830 --> 00:18:28,431
‫به صلاحتونه اون اسلحه رو کره زمین نباشه

306
00:18:28,498 --> 00:18:30,850
‫بهم کمک کنین پیداش کنم

307
00:18:30,934 --> 00:18:33,352
‫یا مردم بیشتری کشته میشن

308
00:18:33,437 --> 00:18:34,553
‫خیلی خب باشه

309
00:18:34,638 --> 00:18:37,106
‫خب پس اگه فرشته ها تو این قضیه دستی نداشتن

310
00:18:37,173 --> 00:18:39,809
‫پس برمیگردیم به انگیزه قتل

311
00:18:39,860 --> 00:18:40,976
‫چی؟!

312
00:18:41,027 --> 00:18:43,028
‫موضوع رو میگه

313
00:18:44,981 --> 00:18:46,682
‫در حال حاضر ما سه تا پلیس مرده داریم

314
00:18:46,733 --> 00:18:48,550
‫که تنها چیزی که بهم مربوطشون می کنه

315
00:18:50,237 --> 00:18:52,288
‫اینه...

316
00:18:52,355 --> 00:18:56,358
‫پدر مظنون جهت تحقیقات بیشتر با اداره پلیس تماس گرفت

317
00:19:09,473 --> 00:19:10,673
‫پدر دست بردار

318
00:19:10,724 --> 00:19:12,308
‫آخه چند بار میخوای اونو بخونی ؟

319
00:19:14,060 --> 00:19:15,641
‫میدونی اصلاً چیه ؟ باید دیگه بندازیش دور

320
00:19:15,645 --> 00:19:17,363
‫برو بیرون به بازیت ادامه بده

321
00:19:25,272 --> 00:19:26,939
‫کَس » دفعه بعدی بهمون بگو که ما رو میخوا... ی »!

322
00:19:27,023 --> 00:19:28,157
‫شما چطوری وارد شدین ؟!

323
00:19:28,224 --> 00:19:30,159
‫آقای برچ بشینین لطفاً

324
00:19:30,226 --> 00:19:31,827
‫ما مأمور های اف بی آی هستیم

325
00:19:31,895 --> 00:19:33,228
‫خب این که دلیل نمیشه همینطوری وارد خونم بشین

326
00:19:33,280 --> 00:19:35,080
‫حسابی واسه خودت اطلاعات جمع کردی ها ؟

327
00:19:36,249 --> 00:19:38,000
‫سعی داری که چی...

328
00:19:38,068 --> 00:19:39,769
‫ببین ما حقیقت رو میدونیم باشه ؟

329
00:19:39,836 --> 00:19:42,004
‫میدونیم که « کریس » همراه خودش
‫هیچ تفنگی نداشت وقتی پلیسا بهش شلیک کردن

330
00:19:42,072 --> 00:19:43,205
‫براش پاپوش درست کردن

331
00:19:43,256 --> 00:19:45,841
‫درسته!

332
00:19:45,909 --> 00:19:47,460
‫همشون هم به حقشون رسیدن

333
00:19:47,544 --> 00:19:48,761
‫و کی باعثش شده « دِرول » ؟

334
00:19:50,397 --> 00:19:52,715
‫دِرول » ؟ »

335
00:19:52,766 --> 00:19:54,884
‫- تو تُبی گری و بقیه پلیس ها رو کشتی ؟
‫- من؟!

336
00:19:54,935 --> 00:19:56,635
‫من هیچ کسیو نکشتم! خودتون ببینید چطوری مُردن!

337
00:19:56,720 --> 00:19:58,904
‫تو این کارو با عصای موسی کردی

338
00:19:58,972 --> 00:20:01,056
‫شما دیگه چه جور مأمور های فدرالی هستین ؟!

339
00:20:01,090 --> 00:20:04,276
‫ما وقت واسه اینکارا نداریم

340
00:20:04,361 --> 00:20:06,312
‫- عصا کجاست ؟
‫- دست از سر پدرم بردارین!

341
00:20:09,282 --> 00:20:10,983
‫- اون...
‫- آره خودشه

342
00:20:11,067 --> 00:20:12,902
‫- نباید دراز تر باشه ؟
‫- آره

343
00:20:12,953 --> 00:20:14,820
‫با اَره بریده شده

344
00:20:14,905 --> 00:20:17,472
‫- ولش کنین اون این کارو نکرد
‫- اَرن » از اینجا برو »

345
00:20:20,944 --> 00:20:23,211
‫- باهاش چی کار کردی؟
‫- چیزی نیست فقط خوابیده

346
00:20:26,950 --> 00:20:28,116
‫کَس » آروم تر »

347
00:20:29,669 --> 00:20:32,888
‫گوش کن ما نیومدیم بهت صدمه برسونیم

348
00:20:32,956 --> 00:20:34,790
‫اما باید بدونیم که...

349
00:20:34,841 --> 00:20:37,810
‫اون عصا رو از کجا اُوردی ؟

350
00:20:37,894 --> 00:20:40,429
‫لطفاً بابامو نکشین

351
00:20:40,480 --> 00:20:42,064
‫من بودم ، من این کارو کردم

352
00:20:42,131 --> 00:20:44,466
‫باشه ، کسی قرار نیست کسی رو بکشه

353
00:20:44,518 --> 00:20:45,868
‫اسمت چیه ؟

354
00:20:45,936 --> 00:20:48,020
‫« اَرن » ، « اَرن برچ »

355
00:20:48,104 --> 00:20:50,072
‫خیلی خب « اَرن » ، اینو از کجا اُوردی ؟

356
00:20:50,974 --> 00:20:52,691
‫- باورت نمیشه اگه بگم
‫- میشه تو بگو

357
00:20:54,411 --> 00:20:55,528
‫یه فرشته بهم دادش

358
00:20:56,863 --> 00:20:59,164
‫یه فرشته ؟

359
00:20:59,249 --> 00:21:01,450
‫اون پلیس های دروغگو برادرم رو کشتند

360
00:21:01,501 --> 00:21:03,335
‫و هیچ اتفاق بدی براشون نیوفتاد

361
00:21:03,403 --> 00:21:05,704
‫انصاف نبود

362
00:21:05,789 --> 00:21:09,174
‫واسه همینم من هر شب دعا می کردم که خدا مجازاتشون کنه

363
00:21:09,259 --> 00:21:11,427
‫ولی هیچ جوابی نداد

364
00:21:11,494 --> 00:21:12,995
‫اما " اون " داد

365
00:21:13,046 --> 00:21:14,880
‫اسمش چی بود ؟ بهت گفت ؟

366
00:21:14,965 --> 00:21:16,248
‫نه

367
00:21:16,316 --> 00:21:18,467
‫فقط بهم گفت که می تونم عدالت رو داشته باشم

368
00:21:18,535 --> 00:21:20,936
‫اما گفت باید خودم عدالت رو اجرا کنم

369
00:21:21,004 --> 00:21:24,056
‫اون... این چوب رو بهم داد

370
00:21:26,142 --> 00:21:27,693
‫اون همینطوری بهت چوب رو داد ؟

371
00:21:30,179 --> 00:21:32,364
‫بیخیال

372
00:21:32,449 --> 00:21:34,567
‫اون همینطوری بیخودی بهت ندادش

373
00:21:34,651 --> 00:21:37,019
‫ها ؟

374
00:21:37,070 --> 00:21:38,687
‫اَرن » ؟ »

375
00:21:38,738 --> 00:21:40,706
‫من خریدمش

376
00:21:42,325 --> 00:21:43,459
‫خریدیش ؟!

377
00:21:44,694 --> 00:21:45,878
‫با چی ؟

378
00:21:45,962 --> 00:21:48,330
‫در ازای چی ؟

379
00:21:48,381 --> 00:21:49,999
‫فرشته هه در ازاش چی خواست ازت ؟

380
00:21:50,050 --> 00:21:51,417
‫بهش در ازاش چی دادی ؟

381
00:21:53,587 --> 00:21:55,137
‫روحم رو

382
00:22:00,477 --> 00:22:03,095
‫تو روحتو به یه فرشته فروختی ؟!

383
00:22:03,179 --> 00:22:04,847
‫مگه میشه چنین چیزی ؟

384
00:22:04,898 --> 00:22:06,432
‫تا به حال که نشده بود

385
00:22:07,734 --> 00:22:09,351
‫یه فرشته که روح ها رو می خره

386
00:22:09,402 --> 00:22:11,937
‫حالا مشخص شد که چرا عصا به دو تیکه شده بود

387
00:22:12,022 --> 00:22:13,072
‫خب چرا شده بود؟

388
00:22:13,156 --> 00:22:15,658
‫تیکه های بیشتر ، محصولات بیشتر

389
00:22:15,725 --> 00:22:17,443
‫محصولات بیشتر ؟! یعنی چی ؟ اصلاً این یارو کیه ؟

390
00:22:17,527 --> 00:22:19,778
‫پیداش میکنیم

391
00:22:21,281 --> 00:22:23,248
‫- واسه چی اون کارو کردی ؟
‫- واسه انتقال

392
00:22:28,505 --> 00:22:30,623
‫کَس » میدونی که با این کارت بچه ربایی کردی ؟ »

393
00:22:30,707 --> 00:22:32,574
‫اگه فرشته ای که دنبالشیم جداً روح این بچه رو خریده باشه

394
00:22:32,626 --> 00:22:35,010
‫وقتی روح یک موجود زنده گرفته میشه

395
00:22:35,078 --> 00:22:37,046
‫یه اثری رو از خودش به جا میذاره ، یه علامت

396
00:22:37,097 --> 00:22:39,748
‫مثل چی ؟ از این علامت هایی که تو اردوگاه بچه ها به بلوز میزنن ؟!

397
00:22:41,017 --> 00:22:42,250
‫نمیدونم

398
00:22:42,302 --> 00:22:44,119
‫اما می تونم علامت رو بخونم

399
00:22:44,187 --> 00:22:46,639
‫و اسم فرشته ای رو که روح رو خرید بفهمم

400
00:22:46,723 --> 00:22:47,756
‫چطوری ؟

401
00:22:47,807 --> 00:22:49,858
‫خب... متأسفانه واسه این بچه

402
00:22:49,926 --> 00:22:52,361
‫خواندن علامت بسیار دردناک خواهد بود

403
00:22:52,428 --> 00:22:53,862
‫هی هی صبر کن

404
00:22:53,930 --> 00:22:55,864
‫- دین
‫- اون فقط یه بچست!

405
00:22:55,932 --> 00:22:58,367
‫یه بچ... « سم » ؟

406
00:23:00,620 --> 00:23:01,870
‫هیچ آسیب دائمی ای میبینه ؟

407
00:23:01,938 --> 00:23:04,106
‫- چی؟!
‫- درد جسمی نا چیزی می کشه

408
00:23:04,157 --> 00:23:05,824
‫اوه خوبه پس

409
00:23:05,909 --> 00:23:07,609
‫- دستتو یه راست کن تو بدنش!
‫- « دین »

410
00:23:07,661 --> 00:23:10,045
‫اگه من اسم رو بفهمم میتونم با خوندن یه طلسم اون فرشته رو دنبال کنم

411
00:23:10,113 --> 00:23:11,664
‫منم هیچ مخالفتی ندارم ولی بیخیال

412
00:23:11,748 --> 00:23:14,066
‫- حتماً یه راه دیگه ای هم هست
‫- هیچ راه دیگه ای نیست

413
00:23:15,969 --> 00:23:17,553
‫میخوای جداً یه بچه رو شکنجه کنی ؟

414
00:23:17,620 --> 00:23:19,872
‫« من نمیتونم به این قضیه اهمیت بدم « دین!

415
00:23:22,509 --> 00:23:24,326
‫من حس دلسوزی ندارم

416
00:24:03,800 --> 00:24:05,500
‫حالا دیگه میتونه استراحت کنه

417
00:24:05,552 --> 00:24:08,353
‫اسم رو فهمیدی ؟ چی بود ؟

418
00:24:08,438 --> 00:24:10,773
‫فکر می کردم در جنگ مُرد

419
00:24:13,109 --> 00:24:15,978
‫چی چ. . اون پ... س دوستت یا آشنات بود ؟

420
00:24:16,029 --> 00:24:18,480
‫دوست خوبی هم بود

421
00:24:18,531 --> 00:24:19,732
‫خب رفیقت که فعلاً

422
00:24:19,816 --> 00:24:21,516
‫مثل یه شیطان کنارراه بقال شده!

423
00:24:21,568 --> 00:24:22,851
‫بَلدازار... فکرشو می کردم

424
00:24:22,902 --> 00:24:24,453
‫پس الان دیگه میتونیم راحت پیداش کنیم ها ؟

425
00:24:24,520 --> 00:24:26,238
‫بَلدازار

426
00:24:26,322 --> 00:24:28,707
‫ممنون « کستیل » میتونیم حسابی از این اسم استفاده کنیم

427
00:24:34,914 --> 00:24:36,215
‫راستی « رافائل » سلام رسوند!

428
00:25:23,596 --> 00:25:25,681
‫ماشینم!

429
00:25:28,000 --> 00:25:30,700
‫خیلی‌خب ، نیمه پُرتره لیوان هم اینه!
‫اصطلاح "سیلور لاینینگ" به این... )

430
00:25:30,701 --> 00:25:32,992
‫معنیست که همیشه در وضعیت های|

431
00:25:32,993 --> 00:25:35,272
‫دین از ماشین سم متنفر بود
‫و اتفاق خوبی که )...

432
00:25:38,800 --> 00:25:40,885
‫فرار کرد

433
00:25:42,771 --> 00:25:44,772
‫کَس اون یارو کی بود ؟

434
00:25:44,839 --> 00:25:46,607
‫یکی از سربازان رافائل

435
00:25:46,675 --> 00:25:50,311
‫باید همون موقع که جواب تلفنتون رو دادم تعقیبم کرده باشه

436
00:25:50,362 --> 00:25:51,845
‫رافائل ؟ فرشته ی اَعظم رو میگی ؟

437
00:25:54,483 --> 00:25:57,118
‫ببخشید اینجا چه خبره ؟!

438
00:25:57,185 --> 00:25:59,537
‫بعداً براتون توضیح میدم الان باید...

439
00:25:59,621 --> 00:26:01,689
‫بعداً نه ، همین الان باشه ؟

440
00:26:01,740 --> 00:26:03,007
‫دیگه خیلی سر و کله ی فرشته ها پیدا شده

441
00:26:03,075 --> 00:26:05,076
‫من دیگه حالیم نیست چه کاری رو باید اول انجام بدی چیو دوم!

442
00:26:05,160 --> 00:26:06,544
‫خب دومی چیه ؟!

443
00:26:06,628 --> 00:26:07,845
‫باز شروع نکن جان من!

444
00:26:07,913 --> 00:26:10,481
‫قضیه سادست ، رافائل و پیروانش

445
00:26:10,549 --> 00:26:12,032
‫اونها میخوان که رافائل حاکم بهشت بشه

446
00:26:12,084 --> 00:26:13,467
‫من و خیلی از فرشته های دیگه

447
00:26:13,535 --> 00:26:16,203
‫تنها چیزی که اصلاً نمیخوایم اینه که اون حکم روایی کنه

448
00:26:16,254 --> 00:26:18,255
‫چون وضعیت فاجعه انگیزی میشه

449
00:26:19,541 --> 00:26:21,258
‫تو داری از جنگ بین بهشتیا حرف میزنی ؟

450
00:26:21,343 --> 00:26:24,145
‫به طور فنی آره

451
00:26:24,212 --> 00:26:26,314
‫که واسه همین هم ما باید بَلدازار و اسلحه هاش رو پیدا کنیم

452
00:26:26,398 --> 00:26:28,816
‫قبل از اینکه دست رافائل بهشون برسه

453
00:26:28,883 --> 00:26:32,052
‫هر کسی که اسلحه ها بدستش بیفته پیروز این جنگ خواهد بود

454
00:26:32,104 --> 00:26:33,721
‫اصلاً اجازه نگیریا!...

455
00:26:33,772 --> 00:26:35,323
‫و چی میشه اگه رافائل ببره ؟

456
00:26:35,390 --> 00:26:37,358
‫- چی میخواد ، چی کار میخواد بکنه ؟
‫- کاری که همیشه میخواست رو میکنه

457
00:26:37,409 --> 00:26:38,993
‫سرنوشت رو اونطوری که نوشته شد به پایان برسونه

458
00:26:39,060 --> 00:26:40,695
‫منظورت آخرالزمانه ؟ همونی که ما تقدیرش رو عوض کردیم ؟

459
00:26:40,746 --> 00:26:42,563
‫درسته خودشه

460
00:26:42,614 --> 00:26:44,965
‫رافائل میخواد سرنوشت رو اون طور که پیشگویی شده بود کنه

461
00:26:46,668 --> 00:26:48,002
‫چرا ؟

462
00:26:48,070 --> 00:26:49,870
‫من به مِـر  احتیاج دارم

463
00:26:49,921 --> 00:26:50,955
‫مِـر ؟

464
00:26:52,924 --> 00:26:54,008
‫فرشته های لعنتی!

465
00:26:56,645 --> 00:26:58,713
‫خب چرا رافائل میخواد همه چیز رو به اون طور که میبایست میشد تغییر بده ؟

466
00:26:58,764 --> 00:27:01,415
‫اون... به سرنوشتِ سنت ما معتقده

467
00:27:01,466 --> 00:27:03,384
‫چرا زودتر این رو بهمون نگفتی ؟

468
00:27:05,637 --> 00:27:07,021
‫چون شرمنده بودم

469
00:27:09,858 --> 00:27:11,976
‫من از برادرانم انتظار بیشتری داشتم

470
00:27:16,198 --> 00:27:17,231
‫متأسفم

471
00:27:19,735 --> 00:27:21,402
‫ولی به خونت احتیاج دارم

472
00:27:21,453 --> 00:27:24,438
‫هی هی هـــی چرا خون خودتو نمیگیری!

473
00:27:24,489 --> 00:27:26,157
‫کار نمیکنه چون انسان نیستم

474
00:27:49,398 --> 00:27:50,564
‫کَس » ؟ »

475
00:27:50,632 --> 00:27:53,284
‫طلسم خوندنت چقدر طول میکشه ؟

476
00:27:58,306 --> 00:27:59,973
‫پیداش کردم ، بریم

477
00:28:00,025 --> 00:28:01,642
‫هی هی هــی پس اون چی میشه ؟

478
00:28:03,495 --> 00:28:06,113
‫فکر نمیکنین پلیس ها به خونه ببرنش ؟

479
00:28:16,675 --> 00:28:20,310
‫رو داشتم ولی یه ذره کمتر عتیقه تر از خونه ی لبراچی Dr. No انتظار یه خونه در حد

480
00:29:17,218 --> 00:29:19,336
‫کَس

481
00:29:19,404 --> 00:29:20,688
‫اومدی اینجا

482
00:29:23,725 --> 00:29:25,493
‫بَلدازار

483
00:29:25,560 --> 00:29:27,328
‫باعث خرسندیه که می بینمت

484
00:29:27,395 --> 00:29:29,830
‫اون بهم گفته بود که این دور و اطراف پرسه میزنی

485
00:29:29,898 --> 00:29:30,865
‫اون ؟

486
00:29:36,538 --> 00:29:40,591
‫قورباغه ی توی گلوش رو میگم

487
00:29:43,412 --> 00:29:46,063
‫حتی من میدونم که جوکت بی مزست!

488
00:29:48,150 --> 00:29:49,517
‫من برای مرگت اندوهگین بودم

489
00:29:49,568 --> 00:29:51,652
‫آره آره واقعاً متأسفم بابتش

490
00:29:51,703 --> 00:29:53,321
‫میخواستم بقیه فرشته ها فکر کنن که مردم

491
00:29:53,372 --> 00:29:55,823
‫در نتیجه نیان دنبالم بگردن

492
00:29:55,874 --> 00:29:58,326
‫این کارا برا چیه ؟

493
00:29:58,377 --> 00:30:00,328
‫- داری چی کار میکنی ؟
‫- هر کاری که دلم بخواد

494
00:30:00,379 --> 00:30:02,029
‫امروز صبح من...

495
00:30:02,080 --> 00:30:03,131
‫۱۲به فرانسوی چی میشه ؟

496
00:30:03,198 --> 00:30:05,633
‫تو عصای موسی رو دزدیدی

497
00:30:05,700 --> 00:30:08,035
‫البته ، البته

498
00:30:08,086 --> 00:30:10,171
‫من خیلی چیزا رو دزدیم

499
00:30:10,222 --> 00:30:13,474
‫تو سرباز بزرگ و پر افتخاری بودی

500
00:30:13,542 --> 00:30:15,259
‫ما در کنار هم جنگیدیم

501
00:30:15,344 --> 00:30:17,878
‫آره دفعات زیادی رو کنار هم بودیم که دیگه قابل شمارش نیست

502
00:30:17,930 --> 00:30:19,096
‫من میشناسمت

503
00:30:19,181 --> 00:30:20,765
‫تو یک دزد معمولی نیستی

504
00:30:20,849 --> 00:30:22,817
‫معمولی ؟ نه

505
00:30:22,884 --> 00:30:24,718
‫دزد ؟ اِه...

506
00:30:24,770 --> 00:30:26,654
‫من به کمکت احتیاج دارم

507
00:30:26,721 --> 00:30:27,822
‫میدونم

508
00:30:27,889 --> 00:30:29,157
‫من همه چیز رو دربارت شنیدم

509
00:30:29,224 --> 00:30:30,942
‫و تا اونجایی که من میدونم ، من و تو

510
00:30:31,026 --> 00:30:33,611
‫هیچ تغییری نکردیم

511
00:30:33,695 --> 00:30:35,780
‫ما با هم برادریم ، معلومه که بهت کمک می کنم

512
00:30:35,864 --> 00:30:36,897
‫ممنونم

513
00:30:38,450 --> 00:30:40,368
‫من سلاح ها رو میخوام

514
00:30:40,419 --> 00:30:41,836
‫این رو ازم نخواه

515
00:30:41,903 --> 00:30:43,337
‫چرا گرفتیشون ؟ چرا فرار می کنی ؟

516
00:30:43,405 --> 00:30:44,672
‫چون میتونستم!

517
00:30:45,841 --> 00:30:47,208
‫چیه ؟

518
00:30:47,259 --> 00:30:49,927
‫چیه ؟ تو کسی هستی که همه چیز رو ممکن کرد

519
00:30:50,012 --> 00:30:52,463
‫سرمشق من تو هستی

520
00:30:52,548 --> 00:30:55,183
‫کاری که کردی...
‫متوقف کردن سرنوشت اون طور که باید اتفاق می افتاد

521
00:30:55,250 --> 00:30:57,185
‫پاداش مبارزه ؟

522
00:30:57,252 --> 00:30:58,970
‫کاری که کردی بیشتر از یک شورش بود

523
00:30:59,054 --> 00:31:01,272
‫تو تمامی صفحات سرنوشت رو پاره کردی و سوزوندی

524
00:31:01,356 --> 00:31:02,807
‫برای همه ی ما

525
00:31:04,810 --> 00:31:07,061
‫دوره ی جدیدی شروع شده

526
00:31:07,112 --> 00:31:09,430
‫بدون هیچ قانونی ، بدون هیچ سرنوشتی

527
00:31:09,481 --> 00:31:13,568
‫آزادی کامل و مطلق

528
00:31:13,619 --> 00:31:15,436
‫- و این کاریه که باهاش می کنی ؟
‫- گندش بزن مگه نه ؟

529
00:31:15,487 --> 00:31:18,239
‫منظورم اینه خدا که دیگه بر نمیگرده

530
00:31:18,290 --> 00:31:21,542
‫میتونی واسه خودت یه نوشابه باز کنی و رو تخت بالا پایین بپری

531
00:31:21,610 --> 00:31:23,244
‫تو بهم ثابت کردی ما هر کاریو بخوایم میتونیم بکنیم

532
00:31:23,295 --> 00:31:26,964
‫پس من میخوام همه چیز رو امتحان کنم

533
00:31:27,049 --> 00:31:28,949
‫چه فرقی مگه با قبل می کنه ؟

534
00:31:29,001 --> 00:31:33,054
‫البته که یک فرقی... اون بالا جنگ شده بین بهشتیان

535
00:31:33,121 --> 00:31:34,255
‫میدونم

536
00:31:34,306 --> 00:31:37,008
‫اگه ما رافائل رو شکست بدیم میتونیم به این جریانات خاتمه بدیم

537
00:31:37,092 --> 00:31:39,343
‫فقط اسلحه ها رو بهم بده

538
00:31:39,428 --> 00:31:41,262
‫میدونی چیز جالب درباره شخصیتت چیه ؟

539
00:31:41,313 --> 00:31:44,081
‫تو جداً همیشه فکر میکنی که میتونی جلوی جنگ و مبارزه رو بگیری

540
00:31:45,517 --> 00:31:49,604
‫ولی هیچوقت پایانی نداره

541
00:31:49,655 --> 00:31:51,939
‫نصیحت من بهت اینه که یه چیزای ارزشمند رو بگیری

542
00:31:51,990 --> 00:31:53,424
‫و کاری کنی که بقیه فکر کنن مُردی

543
00:31:55,360 --> 00:31:56,477
‫تو دیوانه شدی

544
00:31:59,448 --> 00:32:01,332
‫این تعطیلات کوچیکت هم دیگه تمومه

545
00:32:01,416 --> 00:32:03,768
‫رافائل » دیگه میدونه تو زنده ای »

546
00:32:03,835 --> 00:32:05,953
‫رافائل » هر وقت بخواد میتونه بیاد پیشم »

547
00:32:06,004 --> 00:32:07,655
‫من مسلحم

548
00:32:07,706 --> 00:32:09,290
‫« متأسفم « کَس

549
00:32:09,341 --> 00:32:11,709
‫همه ی این قضایا به کنار ، من از دیدنت جداً خوشحالم

550
00:32:11,793 --> 00:32:14,045
‫حتی با وجود اون عصا که لا کونت کردی!

551
00:32:18,333 --> 00:32:19,216
‫تو بودی ؟

552
00:32:20,669 --> 00:32:23,004
‫پس دیگه باید برم

553
00:32:23,071 --> 00:32:25,990
‫از طرف من به رافائل بگو میتونه سرشو بخوره!

554
00:32:39,315 --> 00:32:41,566
‫حواستون باشه ، همشون مار های پلیدین!

555
00:32:52,495 --> 00:32:54,746
‫هی

556
00:32:54,797 --> 00:32:57,049
‫آره منم از این چاقو ها دارم

557
00:32:57,116 --> 00:32:59,918
‫فکر کردی میتونی با یه فرشته مبارزه چاقو به چاقو کنی ؟

558
00:32:59,986 --> 00:33:01,303
‫مگه کسی خواست بجنگه ؟

559
00:33:01,370 --> 00:33:03,255
‫به سلامت گلابی!

560
00:33:15,818 --> 00:33:17,269
‫داری اشتباه میکنی

561
00:33:17,320 --> 00:33:19,404
‫خواهش میکنم ، راه دیگه ای هم وجود داره

562
00:33:19,472 --> 00:33:21,523
‫برادر خواهش میکنم ، نمیخوام بهت آسیب برسونم

563
00:33:30,333 --> 00:33:32,918
‫چرا هیچکدوم از شماها بهم گوش نمیدین ؟

564
00:33:32,985 --> 00:33:35,504
‫اونها نمیشنون

565
00:33:35,588 --> 00:33:37,422
‫چون قلبشون مطعلق به منه

566
00:34:17,497 --> 00:34:18,863
‫یه جورایی فکر میکنم

567
00:34:18,915 --> 00:34:21,216
‫خدا ایندفعه تو رو دیگه زنده نمی کنه

568
00:34:21,300 --> 00:34:23,418
‫هـی!

569
00:34:23,503 --> 00:34:24,753
‫به این نگاه کن

570
00:34:26,506 --> 00:34:27,889
‫نه

571
00:34:42,605 --> 00:34:44,856
‫همین کارو هم با زنِ لات کردم

572
00:34:44,924 --> 00:34:48,577
‫کلاً تبدیلش کردم به نمک یُددار و
‫آشپزخونش واسه همیشه به یه انبار نمک تبدیل شد

573
00:34:49,912 --> 00:34:51,446
‫تو برگشتی

574
00:34:51,514 --> 00:34:55,083
‫خب حالا که دیگه « رافائل » باید بره یه بدن جدید واسه خودش بخره

575
00:34:55,151 --> 00:34:57,586
‫من کلی از جلوتر میوفتم

576
00:34:57,670 --> 00:34:59,754
‫تا دیدار بعدی خداحافظ...

577
00:34:59,839 --> 00:35:01,606
‫تا دیدار بعدی

578
00:35:03,626 --> 00:35:05,210
‫ولی هیچ زمانی مثل حال نمیشه

579
00:35:08,548 --> 00:35:10,882
‫آتیش مقدس!

580
00:35:10,933 --> 00:35:13,985
‫ای گوریل های بی مو! آزادم کنید!

581
00:35:14,053 --> 00:35:16,004
‫اول از همه روح « اَرن » رو بهش برگردون

582
00:35:16,072 --> 00:35:17,322
‫این کارو کنم ؟

583
00:35:17,390 --> 00:35:18,723
‫سم ؟!

584
00:35:18,774 --> 00:35:21,193
‫مگه اینکه بخوای بال هات بیشتر سوخاری بشن!

585
00:35:21,260 --> 00:35:23,028
‫من که جات بودم به جوابم فکر می کردم

586
00:35:23,095 --> 00:35:26,114
‫کستیل » من به خاطرت تو بهشت ایستادگی کردم »

587
00:35:26,199 --> 00:35:27,816
‫- تو جداً میخوای بذاری...
‫- من معتقدم...

588
00:35:27,884 --> 00:35:30,619
‫اون گوریل بی مو رو زمین روغن ریخته

589
00:35:35,575 --> 00:35:37,542
‫بسیار خب

590
00:35:49,639 --> 00:35:53,008
‫بدهی اون پسر پاک شد ، روحش واسه خودشه

591
00:35:53,092 --> 00:35:54,676
‫حالا اصلاً چرا روح های انسان ها رو میخری ؟

592
00:35:54,760 --> 00:35:55,844
‫تو این اقتصادی که ما داریم

593
00:35:55,928 --> 00:35:58,079
‫احتمالاً تنها چیزی که ارزش خرید داره همینه!

594
00:35:58,147 --> 00:36:01,399
‫اصلاً میدونی روح ها چقدر ارزشمندن ؟

595
00:36:01,467 --> 00:36:03,018
‫چه قدرتی رو در خودشون دارند ؟

596
00:36:06,672 --> 00:36:09,407
‫حالا دیگه آزادم کنین

597
00:36:10,976 --> 00:36:13,078
‫سرشو بخور دلقکِ مسخره کسی نگفت...

598
00:36:16,699 --> 00:36:18,466
‫کَس » چـ... ی کار »...

599
00:36:18,534 --> 00:36:20,335
‫بدهی من به تو دیگه پاک شد

600
00:36:20,419 --> 00:36:22,237
‫بسیار خب

601
00:36:24,840 --> 00:36:26,241
‫کَس » عقلتو از دست دادی ؟ »

602
00:36:33,182 --> 00:36:36,101
‫فرشته های لعنتی! بیخیال بابا!

603
00:36:42,093 --> 00:36:44,513
‫نمیدونستم انقدر وسیله دارم این پشت

604
00:36:44,599 --> 00:36:46,549
‫خب منم به جا احتیاج دارم واسه وسایل خودم

605
00:36:46,601 --> 00:36:47,984
‫یه ذره وسیله بین راه هم گرفتم

606
00:36:52,890 --> 00:36:55,442
‫این دیگه چیه ؟

607
00:36:55,526 --> 00:36:57,160
‫لباس مخصوص هالووین « بن » هستش

608
00:36:58,896 --> 00:37:00,163
‫وندیگو ؟

609
00:37:00,231 --> 00:37:01,281
‫آره

610
00:37:01,366 --> 00:37:02,866
‫به به

611
00:37:08,423 --> 00:37:10,540
‫هی...

612
00:37:12,093 --> 00:37:13,877
‫تو حالت خوبه ؟...

613
00:37:13,928 --> 00:37:16,430
‫من ؟

614
00:37:16,514 --> 00:37:17,831
‫آره عالیم چطور ؟

615
00:37:19,617 --> 00:37:21,802
‫جدی ؟ چون چند دفعه ای ذهنم به اخلاق و رفتارت مشغول شد

616
00:37:24,105 --> 00:37:25,606
‫ببخشید ؟

617
00:37:25,673 --> 00:37:27,124
‫مثلاً حواست کجا بود اون موقعی که « کَس » داشت

618
00:37:27,191 --> 00:37:29,159
‫اون بچه هه رو شکنجش میداد

619
00:37:31,112 --> 00:37:32,779
‫خب من اونجا بودم

620
00:37:32,847 --> 00:37:34,014
‫جداً ؟

621
00:37:34,082 --> 00:37:35,315
‫چون راستشو بگم

622
00:37:35,383 --> 00:37:36,984
‫من خیال کردم تنها کسی هستم که داره یک طرف کار رو جلو میبره

623
00:37:37,068 --> 00:37:39,152
‫درسته

624
00:37:39,237 --> 00:37:41,905
‫منظورم اینه که باهات بودم

625
00:37:41,973 --> 00:37:43,824
‫اما. . نمیدونم

626
00:37:43,891 --> 00:37:45,909
‫ما اون موقع به اطلاعات بچه هه احتیاج داشتیم

627
00:37:45,960 --> 00:37:48,160
‫میدونم ، ولی اون بچه هه رو شکنجش دادیم تا بدستش بیاریم

628
00:37:49,964 --> 00:37:51,915
‫من نمیدونم چرا فکر می کردم تو

629
00:37:51,966 --> 00:37:52,883
‫اصلاً اهمیتی بهش نمیدی

630
00:37:56,754 --> 00:37:58,038
‫خب اشتباه فکر کردی

631
00:38:01,392 --> 00:38:04,428
‫پسر من فقط دارم واسه این میخوام بدونم همه چی ردیفه چون

632
00:38:04,479 --> 00:38:05,929
‫تو یه جورایی تغییر کردی

633
00:38:05,997 --> 00:38:07,064
‫میدونی ؟

634
00:38:07,131 --> 00:38:08,515
‫آره ، آره میدونم

635
00:38:08,599 --> 00:38:10,684
‫جداً ؟

636
00:38:10,768 --> 00:38:11,735
‫آره

637
00:38:11,802 --> 00:38:13,020
‫منظورم اینه...

638
00:38:14,906 --> 00:38:19,192
‫من یک سال اخیر رو بدون وقفه همین طور شکار می کردم

639
00:38:19,277 --> 00:38:20,360
‫یه جورایی...

640
00:38:20,411 --> 00:38:22,863
‫یه جورایی دیگه عادت کردم میدونی ؟

641
00:38:22,947 --> 00:38:27,484
‫پس آره ، به گمونم گاهی اوقات خیلی سرسخت تر رفتار میکنم

642
00:38:27,535 --> 00:38:28,869
‫آره اینو که میدونم

643
00:38:31,655 --> 00:38:35,125
‫من حرفم اینه که کل قضیه رو زیاد نمی فهمم

644
00:38:35,176 --> 00:38:36,960
‫« تو جهنم رفتی « سَم

645
00:38:37,011 --> 00:38:39,680
‫و باور کن که میدونم چه بلایی سر آدم میاره

646
00:38:39,764 --> 00:38:41,331
‫سر تو میاره

647
00:38:41,399 --> 00:38:42,716
‫چی ؟

648
00:38:42,800 --> 00:38:44,468
‫میدونی چه بلایی سر خودت اُورد

649
00:38:44,519 --> 00:38:47,587
‫تو شکنجه شدی

650
00:38:47,655 --> 00:38:48,922
‫منظورمو می فهمی ؟

651
00:38:48,990 --> 00:38:51,525
‫و فکر کنم هنوزم داره یه جوایی آزارت میده

652
00:38:51,609 --> 00:38:54,844
‫« اما « دین...

653
00:38:54,896 --> 00:38:56,279
‫من حالم خوبه

654
00:38:56,347 --> 00:38:57,698
‫پس یعنی داری میگی...

655
00:38:57,782 --> 00:38:59,900
‫که مثلاً از من قوی تری ؟

656
00:38:59,984 --> 00:39:01,151
‫نه

657
00:39:01,202 --> 00:39:03,403
‫فقط دارم میگم که ما با هم فرق می کنیم

658
00:39:09,998 --> 00:39:13,298
‫: فروش جدید ترین سریال های خارجی
‫Www. Tvseries-Shop. Com

659
00:39:13,366 --> 00:39:17,217
‫Tvcenter. IR : کاری از

660
00:39:18,217 --> 00:39:23,271
‫مترجم : معین جهانیان

