1
00:00:01,333 --> 00:00:02,553
‫« درباره ی « سمه

2
00:00:02,647 --> 00:00:03,947
‫اون یه جورایی... فرق کرده

3
00:00:04,047 --> 00:00:05,380
‫فکر می کنم یه جای کار درست نیست

4
00:00:05,431 --> 00:00:07,099
‫من نمیتونم تو و « بن » رو از دست بدم

5
00:00:07,183 --> 00:00:09,684
‫منو « بن » اینجا می مونیم و تو هم هر وقت تونستی بیا پیشمون

6
00:00:09,736 --> 00:00:11,520
‫فقط همیشه صحیح و سالم بیا

7
00:00:11,571 --> 00:00:13,605
‫و تو جداً فکر می کنی ما میتونیم از عهده چنین شرایطی بر بیایم ؟

8
00:00:13,689 --> 00:00:14,556
‫ارزش امتحان کردنشو که داره

9
00:00:18,161 --> 00:00:19,727
‫تو چه مرگت شده « سم » ؟

10
00:00:19,779 --> 00:00:21,563
‫تو درباره ی پادزهر میدونستی

11
00:00:21,614 --> 00:00:22,948
‫- نه نمی دونستم
‫- چون اگه میدونستی

12
00:00:23,032 --> 00:00:24,950
‫قضیه این طوری میشد که خودت عمداً گذاشتی دین تبدیل بشه

13
00:00:25,034 --> 00:00:26,918
‫فقط بهم بگو چی شده!

14
00:00:31,290 --> 00:00:33,425
‫- دین » ؟ »
‫- بن » سرجات وایسا »

15
00:00:33,509 --> 00:00:34,926
‫- فکر کردم صداتو شنیدم
‫- گفتم عقب وایسا!

16
00:00:38,014 --> 00:00:39,931
‫پادزهرش طبق یه دستور تهیه ی خانواده « کمبل » هاست

17
00:00:42,218 --> 00:00:43,935
‫هیچ کسی امتحانش نکرده... خدا میدونه از کی تا به حال

18
00:00:44,020 --> 00:00:47,606
‫اما طبق اون چیزی که شنیدم معجونش واقعاً پدر آدمو در میاره

19
00:00:47,690 --> 00:00:49,307
‫لااقل...

20
00:00:49,392 --> 00:00:51,526
‫تو همیشه هوامو داری

21
00:00:51,594 --> 00:00:53,278
‫مهم نیست چطور بشه ، من همیشه میتونم روت حساب کنم

22
00:00:53,362 --> 00:00:54,780
‫- مگه نه « سمی » ؟
‫- « البته « دین

23
00:01:01,685 --> 00:01:04,437
‫خب اون گفتش که زنگ میزنه ولی دیگه زنگ نزد

24
00:01:04,522 --> 00:01:05,755
‫ولی خب نمیدونم

25
00:01:05,806 --> 00:01:08,024
‫من آخه... ما خیلی بهمون خوش گذشت

26
00:01:08,091 --> 00:01:10,443
‫باید بهش زنگ بزنم... نه ؟

27
00:01:10,528 --> 00:01:13,480
‫منظورم اینه... به نظرت بهش زنگ بزنم ؟ نمیدونم...

28
00:01:13,564 --> 00:01:16,316
‫اُلیویا » یه لحظه گوشی دستت »

29
00:01:18,953 --> 00:01:22,038
‫من فقط حقیقتو میخوام بدونم... همین

30
00:01:22,105 --> 00:01:24,324
‫من دیگه باید برم باشه؟ بعداً بهت زنگ میزنم

31
00:01:26,877 --> 00:01:28,211
‫- دلم برات میسوزه
‫- ببخشید ؟

32
00:01:28,278 --> 00:01:30,296
‫تو ناراحت و بدبختی و منم دلم برات میسوزه

33
00:01:30,381 --> 00:01:32,431
‫فقط واسه همینه که میخوام بهت بگم حواست جمع باشه

34
00:01:32,967 --> 00:01:34,717
‫که از اون خوراک صدف دورتر وایسی

35
00:01:37,254 --> 00:01:39,672
‫من ادویه های " مخصوص " خودم رو بهش زدم!

36
00:01:47,815 --> 00:01:49,566
‫« هی « جین

37
00:01:49,633 --> 00:01:51,184
‫اون دختره جدیده که « میستی » اسمش بود رو میشناسی ؟

38
00:01:51,268 --> 00:01:52,318
‫خیلی خیلی از تو خوشگل تر بود

39
00:01:52,403 --> 00:01:53,570
‫ببخشید ؟!

40
00:01:53,637 --> 00:01:56,990
‫اگه بخوایم از ۱۰ بهش نمره بدیم اون یه ۸ بود...

41
00:01:57,074 --> 00:01:58,074
‫و تو یه ۳ هستی

42
00:02:04,031 --> 00:02:06,616
‫چیزه دیگه ای احتیاج ندارین خانوم ؟

43
00:02:06,667 --> 00:02:07,784
‫نه ممنون

44
00:02:07,835 --> 00:02:10,253
‫من یه دفعه با ماشین به یاروی بی سرپناه زدم

45
00:02:10,320 --> 00:02:14,757
‫و هیچوقت هم واینستادم ببینم که طرف اصلاً زنده موند یا نه

46
00:02:23,801 --> 00:02:26,052
‫از مامانم متنفرم

47
00:02:26,136 --> 00:02:28,271
‫دلم میخواد وقتی خوابه آتیشش بزنم

48
00:02:28,338 --> 00:02:32,058
‫نمیدونم مشکل از چیه... ولم هر وقت میبینمت انگار چندشم میشه

49
00:02:32,142 --> 00:02:34,194
‫یعنی یه جورایی از نظر فیزیکی حالت تحوع بهم دست میده

50
00:02:34,278 --> 00:02:35,612
‫تو رقت انگیزی

51
00:02:35,679 --> 00:02:37,030
‫بازنده

52
00:02:37,114 --> 00:02:40,349
‫بیچاره... احمق

53
00:02:42,119 --> 00:02:44,537
‫تو یه بازنده ی بیچاره ی بدبختی

54
00:02:44,622 --> 00:02:46,706
‫و تا آخر عمرت تنها میمونی و میمیری

55
00:02:46,790 --> 00:02:48,958
‫هی... میتونی بیای دنبالم ؟

56
00:02:49,026 --> 00:02:51,544
‫صدات خیلی وحشتناکه... مشروب خوردی ؟

57
00:02:51,629 --> 00:02:53,362
‫فکر کنم دارم دیوونه میشم

58
00:02:53,414 --> 00:02:54,864
‫خیلی می ترسم

59
00:02:54,915 --> 00:02:58,384
‫معلمومه که میترسی... چون خودت یه موجود ترسناکی

60
00:02:58,469 --> 00:02:59,969
‫تو کاملاً یه دیوونه ای

61
00:03:00,037 --> 00:03:03,223
‫هر وقت بهم زنگ میزنی دلم یهویی میریزه

62
00:03:03,307 --> 00:03:04,841
‫" باز « جین » زنگ زد و یه بدبختیه دیگه "

63
00:03:04,892 --> 00:03:06,559
‫تو یه موجود فاجعه آمیزی که همه جا راه میره

64
00:03:06,644 --> 00:03:08,678
‫تمام فامیل همینطور منتظرن

65
00:03:08,729 --> 00:03:10,880
‫تا بدبختی دیگه ای که مسببش تویی رو تماشا کنن

66
00:03:10,931 --> 00:03:12,265
‫ما دیگه مثل گروگان ها اسیر کارهات شدیم

67
00:03:12,349 --> 00:03:14,901
‫چرا اصلاً خودت رو نمیکشی و راحتمون نمیکنی ؟

68
00:03:19,990 --> 00:03:23,825
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR : کاری از

69
00:03:23,893 --> 00:03:27,612
‫مترجم : معین جهانیان

70
00:03:31,324 --> 00:03:32,624
‫« خودم میدونم که چی دیدم « بابی

71
00:03:32,675 --> 00:03:33,842
‫ما قبلاً امتحانش کردیم

72
00:03:33,927 --> 00:03:36,178
‫نمک... نقره... همه چی

73
00:03:36,262 --> 00:03:38,163
‫اون منو انداخت طرف خون آشامه

74
00:03:38,214 --> 00:03:39,848
‫دارم بهت میگم که اون برادرم نیست

75
00:03:39,933 --> 00:03:42,017
‫پس یه چیزی هست که ما نمونش رو قبلاً ندیدیم

76
00:03:42,101 --> 00:03:43,501
‫آره... یا شاید خوده « لوسیفره » لعنتیه!

77
00:03:43,553 --> 00:03:44,720
‫با « کَس » تماس گرفتی ؟

78
00:03:44,804 --> 00:03:46,504
‫معلومه که گرفتم... جواب نمیده

79
00:03:46,556 --> 00:03:48,974
‫بر پدرش لعنت! دیگه نمیتونم صبر کنم

80
00:03:49,025 --> 00:03:51,009
‫ببین... من متوجهم که تو مضطربی

81
00:03:51,060 --> 00:03:52,644
‫حقم داری که باشی

82
00:03:52,695 --> 00:03:53,729
‫ولی بیا حرفه ای کار کنیم

83
00:03:53,813 --> 00:03:55,013
‫حرفه ای ؟!

84
00:03:55,064 --> 00:03:56,982
‫اون منو داشت نگاه میکرد وقتی خون آشامه داشت تبدیلم می کرد

85
00:03:57,033 --> 00:03:58,233
‫چیزی که دیدی...

86
00:03:58,318 --> 00:04:00,118
‫مطمئنی که... این همون چیزی بود که دیدی ؟

87
00:04:00,186 --> 00:04:01,870
‫لعنتی! « بابی » آره مطمئنم

88
00:04:01,955 --> 00:04:04,957
‫خب مطمئن بودن تو که مدرک نمیشه

89
00:04:05,024 --> 00:04:06,375
‫چون ما داریم درباره...

90
00:04:06,459 --> 00:04:07,859
‫داریم درباره یه راه حل پیدا کردن این مشکل حرف میزنم و باید سریع هم باشه

91
00:04:07,911 --> 00:04:09,328
‫قضیه فقط همین خون آشامه نیست

92
00:04:09,379 --> 00:04:10,862
‫از وقتی از جهنم اومده بیرون عوض شده

93
00:04:10,914 --> 00:04:13,532
‫خیلی خب ، منم باهاتم

94
00:04:13,600 --> 00:04:15,050
‫- مطمئنی ؟
‫- آره

95
00:04:15,134 --> 00:04:16,501
‫کتاب هام رو دقیق بررسی میکنه

96
00:04:16,553 --> 00:04:18,537
‫فقط به این زودی نکشش باشه ؟!

97
00:04:18,605 --> 00:04:21,473
‫مراقبش باش ، ما به دلیل و مدرک احتیاج داریم

98
00:04:21,540 --> 00:04:24,977
‫چون اگه « سم » نباشه ما نمیدونیم با چی سرو کار داریم

99
00:04:25,044 --> 00:04:27,429
‫و اگه قرار باشه ترتیبشو بدیم باید بدونیم چطوری این کارو کنیم

100
00:04:27,513 --> 00:04:29,681
‫من حتی نمیخوام سوار یه ماشین با هم بشیم!

101
00:04:29,732 --> 00:04:31,683
‫چه برسه با هم رو یه موضوع کار هم کنیم!

102
00:04:31,734 --> 00:04:33,602
‫برو تو ماشینت ، اون موضوعیه که باید روش کار کنی

103
00:04:38,324 --> 00:04:41,526
‫هی... من داشتم... واسه « لیسا » پیغام میذاشتم

104
00:04:41,578 --> 00:04:43,612
‫- هنوز جواب تماست رو نداده ها؟
‫- نه

105
00:04:43,696 --> 00:04:44,580
‫- وضعیت مزخرفیه
‫- آره

106
00:04:44,664 --> 00:04:46,665
‫حالت خوبه ؟

107
00:04:47,951 --> 00:04:50,402
‫آره خوبم ، تو چطوری ؟

108
00:04:50,453 --> 00:04:52,371
‫من ؟ عالیم

109
00:04:52,422 --> 00:04:54,256
‫اینا... اینو ببین

110
00:04:54,340 --> 00:04:56,508
‫فکر میکنم یه خبراییه

111
00:04:56,575 --> 00:04:58,126
‫چهار نفر بدون هیچ پیش زمینه ای

112
00:04:58,211 --> 00:04:59,678
‫همشون هم تو همین چندین هفته اخیر خودکشی کردن

113
00:04:59,745 --> 00:05:00,679
‫خب چی میگی ؟

114
00:05:03,749 --> 00:05:05,133
‫آره... به نظر که یه کار واسه ما میاد

115
00:05:05,218 --> 00:05:06,184
‫بریم

116
00:05:14,360 --> 00:05:17,145
‫متوجه نمیشم

117
00:05:17,230 --> 00:05:20,115
‫چرا مأمورین فدرال باید به یه پرونده ی خودکشی رسیدگی کنن ؟

118
00:05:20,183 --> 00:05:21,984
‫خب...

119
00:05:22,068 --> 00:05:24,953
‫این یه روند کاریه جدیده که به شهروندان باید بیشتر اهمیت بدیم

120
00:05:28,041 --> 00:05:29,908
‫خب... من قبلاً به پلیس ها گفتم

121
00:05:29,959 --> 00:05:31,860
‫جین » واقعاً روز سختی رو داشت پشت سر میذاشت »

122
00:05:31,928 --> 00:05:35,613
‫پس منم کاری رو کردم که هر خواهری بود می کرد

123
00:05:38,918 --> 00:05:41,837
‫سعی کردم دلداریش بدم... میدونین چی میگم که... ؟

124
00:05:43,622 --> 00:05:44,673
‫بهش گفتم طاقت بیار...

125
00:05:47,560 --> 00:05:49,177
‫شما میدونین " گفتن " چیه ؟

126
00:05:51,064 --> 00:05:52,130
‫ببخشید ؟!

127
00:05:52,181 --> 00:05:53,798
‫یه نوع اصطلاح بازیه پوکره

128
00:05:53,850 --> 00:05:55,800
‫واسه وقتی که طرف داره بلوف میزنه

129
00:05:55,852 --> 00:05:57,969
‫درست عین کاری که همین الان با موهات کردی

130
00:05:58,021 --> 00:05:59,521
‫منظورت چیه ؟

131
00:05:59,605 --> 00:06:00,973
‫داری دروغ میگی

132
00:06:01,040 --> 00:06:02,190
‫چی ؟!

133
00:06:02,275 --> 00:06:05,577
‫بهمون بگو با خواهرت چی کار کردی ؟

134
00:06:16,122 --> 00:06:17,673
‫باشه ، درست میگی

135
00:06:17,757 --> 00:06:19,391
‫داشتم دروغ میگفتم

136
00:06:19,459 --> 00:06:21,826
‫میخواستم بهش بگم که دوسش دارم

137
00:06:21,911 --> 00:06:24,413
‫من هر وقت بخوای واسه درد و دل پیشت هستم...

138
00:06:24,480 --> 00:06:27,165
‫ولی چیزی که از دهنم بیرون اومد این بود که

139
00:06:27,233 --> 00:06:30,218
‫" تو واسه خانواده یه مسئولیت سنگینی چرا اصلاً خودتو نمیکشی ؟ "

140
00:06:30,303 --> 00:06:32,721
‫آخه کدوم خواهری میاد این حرفو بزنه ؟

141
00:06:32,805 --> 00:06:35,190
‫من دست خودم نبود نمیتونستم جلوشو بگیرم

142
00:06:40,846 --> 00:06:42,481
‫چیز مشکوکی تو خونه ندیدی ؟

143
00:06:42,532 --> 00:06:44,733
‫نه... هیچ اثری از سولفور یا روح یا کیسه جادویی نبود

144
00:06:44,817 --> 00:06:47,285
‫" فقط یه شیپور پیدا کردم و یه مجله " کراشِی تودِی|

145
00:06:47,353 --> 00:06:49,187
‫خب هنوزم به نظر یه خودکشی معمولی میاد ؟

146
00:06:49,238 --> 00:06:51,356
‫و با وجود این اعترافات خواهر بزرگه

147
00:06:51,407 --> 00:06:52,741
‫که حسابی دل نگرانش کرد

148
00:06:52,825 --> 00:06:54,493
‫سوأل اینه که چی باعث شد که خواهر بزرگه

149
00:06:54,544 --> 00:06:56,795
‫دهنش رو باز کنه و اون چیزارو بگه ؟

150
00:06:56,862 --> 00:06:58,380
‫آره ، سوأل همینه

151
00:07:12,261 --> 00:07:14,879
‫ممنون ، میتونی یه مقدار گاز پانسمان بیاری ؟

152
00:07:17,150 --> 00:07:19,401
‫بهتر نیست یه دیازپام هم برام تجویز کنی ؟

153
00:07:19,485 --> 00:07:21,153
‫فقط خونسرد باش

154
00:07:21,220 --> 00:07:23,238
‫طوری نیست

155
00:07:24,907 --> 00:07:26,691
‫« میخوام باهات روراست باشم « پال

156
00:07:26,743 --> 00:07:27,943
‫من جداً دلم نمیخواد که اینجا باشم

157
00:07:28,027 --> 00:07:30,061
‫تو و همه ی مردم دلشون نمیخواد که اینجا باشن ، ولی میدونی چیه ؟

158
00:07:30,163 --> 00:07:31,580
‫ولی من دیگه به خودم نمیگیرم این حرفا رو...

159
00:07:31,664 --> 00:07:33,615
‫خب ، باز کن

160
00:07:37,587 --> 00:07:39,921
‫تو و « دانا » باید یه شب شام بیاین خونمون

161
00:07:40,006 --> 00:07:41,673
‫چند وقت شده که نیومدین ؟

162
00:07:41,740 --> 00:07:43,792
‫تموم شد ، سخت ترین قسمتش همین بود

163
00:07:43,876 --> 00:07:45,410
‫دیگه زیاد با « دانا » حال نمیکنم

164
00:07:45,461 --> 00:07:46,744
‫دیگه پیر شده

165
00:07:48,080 --> 00:07:50,599
‫ولی همسرت نسبت به سنش خیلی خوب مونده

166
00:07:50,683 --> 00:07:52,768
‫بوی بد پوستش یه جوریه که دلم میخواد با لگد بزنمش

167
00:07:52,852 --> 00:07:55,053
‫خیلی دلم میخواد اینکارو کنم...

168
00:07:55,104 --> 00:07:56,754
‫باشه

169
00:07:56,806 --> 00:08:00,776
‫یادته یه پیکنیک خانوادگی رفته بودین و من نیومدم چون مریض بودم ؟

170
00:08:00,860 --> 00:08:02,194
‫خب... مریض نبودم

171
00:08:02,278 --> 00:08:04,146
‫فقط اصلاً دوست نداشتم دور و بر « ملیسا » باشم

172
00:08:05,598 --> 00:08:07,599
‫دخترم « ملیسا » رو میگی ؟

173
00:08:08,951 --> 00:08:10,202
‫ولی بعدش...

174
00:08:10,269 --> 00:08:12,454
‫اون شب رو واسه پارتیه « جیل » پیش ما بود

175
00:08:14,173 --> 00:08:16,658
‫خیلی به نظر ساده میومد میدونی که... ؟

176
00:08:16,742 --> 00:08:18,443
‫چی داری میگی ؟

177
00:08:18,494 --> 00:08:20,879
‫قضیه این طور نبود که نتونم خودمو کنترل کنم

178
00:08:20,946 --> 00:08:22,714
‫من فقط میدونستم که کسی نمیتونه مچمو بگیره

179
00:08:24,783 --> 00:08:26,168
‫و همین طور هم شد ، گیر نیوفتادم

180
00:08:44,095 --> 00:08:46,095
‫هی ، چیزی دستگیرت شد ؟

181
00:08:46,168 --> 00:08:47,836
‫تمام شب رو بیدار بودم داشتم تحقیق می کردم

182
00:08:47,887 --> 00:08:49,054
‫هیچی پیدا نشد

183
00:08:49,138 --> 00:08:51,139
‫عالیه!

184
00:08:51,190 --> 00:08:53,141
‫تو خودت چیزی نداری واسه بررسی کردن ؟

185
00:08:53,192 --> 00:08:55,644
‫چرا پوستم مور مور میشه وقتی تو یه اتاق باهاشم!

186
00:08:55,695 --> 00:08:57,028
‫چرا بررسیش نمیکنی ببینی چه معنی ای میده ؟!

187
00:08:57,113 --> 00:08:58,396
‫دارم روش کار می کنم

188
00:08:58,481 --> 00:09:00,148
‫« نمیدونم دیگه چقدر میتونم طاقت بیارم « بابی

189
00:09:00,199 --> 00:09:01,867
‫باید بفهمی « سم » چه موجودیه و سریع هم باید باشی

190
00:09:01,951 --> 00:09:03,318
‫دارم سعیمو می کنم

191
00:09:03,369 --> 00:09:06,404
‫ولی « دین » ممکنه یه مورد دیگه هم باشه که خیلی بدتره

192
00:09:06,489 --> 00:09:08,457
‫چی ؟ اینکه شیطان همنشین سفر منه ؟ خودم میدونم!

193
00:09:08,524 --> 00:09:10,475
‫خب... این یه مورد دیگه هست

194
00:09:10,543 --> 00:09:11,626
‫پس چی منظورته ؟

195
00:09:11,694 --> 00:09:14,412
‫شاید خود « سم » باشه

196
00:09:16,499 --> 00:09:17,582
‫من دیگه باید برم

197
00:09:17,667 --> 00:09:19,835
‫- « دین »
‫- بابی » فقط یه روز وقت داری »

198
00:09:19,886 --> 00:09:22,370
‫و بعدش دیگه خودم به این مشکل میرسم

199
00:09:46,729 --> 00:09:48,780
‫یه اتفاق دیگه هم افتاده

200
00:09:48,865 --> 00:09:50,231
‫جدی ؟ چی ؟

201
00:09:50,283 --> 00:09:53,485
‫یه دندون پزشک با مته ی دندون پزشکی یه یارو رو کشت

202
00:09:53,553 --> 00:09:57,405
‫منظورت مته ی اصطلاح سکسی که نیست... مته ی دندون پزشکیه دیگه ؟!

203
00:09:57,456 --> 00:09:59,307
‫پنجاه دلار شرط می بندم این دندون پزشکه هم میگه قبلش حرفای دیوونه کننده شنیده

204
00:09:59,375 --> 00:10:00,792
‫- جداً ؟
‫- آره بریم باهاش حرف بزنیم

205
00:10:00,877 --> 00:10:02,711
‫باشه...

206
00:10:02,762 --> 00:10:04,379
‫چرا خودت تنهایی نمیری ؟
‫من بعداً میام

207
00:10:04,430 --> 00:10:05,630
‫میخوام اینجا یه ذره تحقیق کنم

208
00:10:09,018 --> 00:10:10,251
‫مطمئنی ؟

209
00:10:10,303 --> 00:10:12,938
‫آره باید بدونیم یا چی سر و کار داریم دیگه

210
00:10:19,529 --> 00:10:21,763
‫آره
‫باشه فکر خوبیه

211
00:10:38,631 --> 00:10:41,249
‫ممنون

212
00:10:46,756 --> 00:10:48,456
‫از دکتره خبری نشد ؟

213
00:10:48,507 --> 00:10:49,958
‫نه دقیقاً

214
00:10:50,009 --> 00:10:51,643
‫تو سلولش خودشو دار زد قبل از اینکه باهاش حرف بزنم

215
00:10:52,812 --> 00:10:54,679
‫ولی مطمئناً دست داشته تو قضیه

216
00:10:54,764 --> 00:10:56,731
‫همین الان از دستیارش بازجوییم تموم شد

217
00:10:56,799 --> 00:10:58,567
‫- آره؟
‫آره -.

218
00:10:58,634 --> 00:11:00,635
‫بذار این طور بگم که... چیزایی که بیمارش بهش گفت رو اگه کسی به منم می گفت

219
00:11:00,686 --> 00:11:01,853
‫با شنیدنش منم طرف رو میکشتم

220
00:11:01,938 --> 00:11:03,688
‫خب یه دندون پوسیده که دندون پزشک ترتیبشو داد
‫و یه خودکشی با تفنگ

221
00:11:03,773 --> 00:11:06,024
‫هر دوشون انگار که نفرین شده باشن

222
00:11:06,108 --> 00:11:07,692
‫منظورم اینه که انگار مردم یه جورایی مجبورن اعتراف کنن

223
00:11:07,777 --> 00:11:09,277
‫که حقیقت روی دیگران بالا بیارن ؟

224
00:11:09,362 --> 00:11:11,312
‫صدمه دین با حقیقت های تلخ... تو نظرت رو چیه ؟

225
00:11:11,414 --> 00:11:12,497
‫من که میگم یه نوع نفرینه

226
00:11:12,582 --> 00:11:13,748
‫یه لطفی کن

227
00:11:13,816 --> 00:11:15,533
‫من میرم سردخونه تا جسدش رو چک کنم

228
00:11:15,618 --> 00:11:18,253
‫تو هم برو مطب دندون پزشکه ببین چی میتونی پیدا کنی

229
00:11:18,320 --> 00:11:19,921
‫باشه ، مسأله ای نیست

230
00:12:16,545 --> 00:12:19,014
‫« جین » و دکتر « کانلی »

231
00:12:19,065 --> 00:12:20,649
‫آره شنیدم خبرا رو... وحشتناکه

232
00:12:20,716 --> 00:12:21,983
‫خب اینا چه ارتباطی به من دارن ؟

233
00:12:22,051 --> 00:12:24,936
‫روراست بگم ، شما تنها چیز مشترکی هستین که اونا با هم داشتن

234
00:12:25,021 --> 00:12:28,222
‫قبل از اینکه اونا فوت کنن چیزی بهتون گفته بودن ؟

235
00:12:28,274 --> 00:12:29,557
‫متأسفم... نه

236
00:12:29,608 --> 00:12:31,026
‫باشه

237
00:12:31,077 --> 00:12:33,695
‫فقط همینطوری خواستم بدونم

238
00:12:33,746 --> 00:12:35,196
‫ممنون

239
00:12:35,247 --> 00:12:37,365
‫هی راستی شیپوره من چی شد ؟

240
00:12:39,585 --> 00:12:40,535
‫ببخشید ؟

241
00:12:40,586 --> 00:12:42,170
‫شیپوری که ازم دزدیدن

242
00:12:42,237 --> 00:12:44,456
‫آها... بله داریم روش کار میکنیم

243
00:12:44,540 --> 00:12:46,240
‫خب امیدوارم که این طور باشه... میلیون ها ارزش داره

244
00:12:49,411 --> 00:12:51,096
‫و چی باعث شده که میلیون ها ارزش داشته باشه ؟

245
00:12:51,180 --> 00:12:52,514
‫یکی از وسایل موزه هستش

246
00:12:52,581 --> 00:12:56,351
‫و اگه کسی بتونه حدس بزنه میشه گفت هزاران سال قدمت داره

247
00:12:58,387 --> 00:12:59,637
‫مال کجا هستش ؟

248
00:12:59,722 --> 00:13:00,855
‫کسی نمیدونه

249
00:13:00,923 --> 00:13:03,208
‫کی دزدی شدش ؟

250
00:13:03,275 --> 00:13:05,360
‫حدود...

251
00:13:05,427 --> 00:13:06,895
‫دو هفته پیش

252
00:13:06,946 --> 00:13:09,230
‫همون روزی که « جین » مردش

253
00:13:21,827 --> 00:13:24,245
‫کستیل » ؟ سلام ؟ »

254
00:13:24,296 --> 00:13:27,966
‫احتمال پیدا شدن یکی از کلاهک هسته ایتون هست...
‫سلاح های فرشته ایتون...

255
00:13:28,050 --> 00:13:30,919
‫یه جورایی مربوط به تو میشه ها

256
00:13:30,970 --> 00:13:33,922
‫شنیدی چی گفتم « کَس » ؟

257
00:13:33,973 --> 00:13:35,256
‫« سلام « دین

258
00:13:35,307 --> 00:13:36,674
‫نه تو جداً شوخیت گرفته ؟

259
00:13:36,759 --> 00:13:38,626
‫من حسابی داشتم خودمو میکشتم که واسه « سم » بیای

260
00:13:38,677 --> 00:13:40,478
‫و حالا واسه یه شیپوره مسخره میای ؟!

261
00:13:40,563 --> 00:13:42,764
‫تو ازم خواستی که بیام و من هم اومدم

262
00:13:42,815 --> 00:13:44,983
‫الان چند روزه که ازت میخوام بیای ابله!

263
00:13:47,136 --> 00:13:49,804
‫من برای « سم » نیومدم چون

264
00:13:49,855 --> 00:13:51,940
‫چون هیچ جوابی ندارم دربارش که ارائه بدم

265
00:13:51,991 --> 00:13:53,858
‫خب عالیه چون تمام چیزی که ما میدونیم

266
00:13:53,859 --> 00:13:55,345
‫« اینه که اون بدن کادو پیچ شده ی « لوسیفره!

267
00:13:55,361 --> 00:13:58,329
‫نه... اون

268
00:13:58,414 --> 00:13:59,914
‫اون « لوسیفر » نیست

269
00:13:59,982 --> 00:14:02,150
‫و تو از کجا میدونی ؟

270
00:14:03,335 --> 00:14:06,171
‫اگه « لوسیفر » از زندانش فرار می کرد

271
00:14:06,255 --> 00:14:07,589
‫ما احساس می کردیم

272
00:14:10,709 --> 00:14:12,260
‫پس اون چه مرگشه ؟

273
00:14:12,327 --> 00:14:14,863
‫نمیدونم « دین » ، متأسفم

274
00:14:16,799 --> 00:14:19,217
‫چه بلایی سرت اومده « کَس » ؟

275
00:14:19,301 --> 00:14:21,836
‫تو قبلاً ها انسان بودی یا لااقل شبیه اونا بودی

276
00:14:24,023 --> 00:14:25,856
‫من دیگه در جنگ به سر میبرم

277
00:14:30,479 --> 00:14:33,181
‫چیز های...

278
00:14:33,232 --> 00:14:35,984
‫تأسف انگیز الان دیگه به من احتیاج دارند

279
00:14:38,988 --> 00:14:41,072
‫و شیپور راست گویی « جبرئیل » ؟
‫جداً حقیقت داره ؟

280
00:14:41,157 --> 00:14:43,124
‫- خودت دیدیش ؟
‫- ما فکر میکنیم در همین شهره

281
00:14:43,192 --> 00:14:46,211
‫یه چیزی مردم رو مجبور میکنه که...

282
00:14:46,295 --> 00:14:48,863
‫اوه... خب اصلاً قابلتو نداشت!

283
00:14:53,169 --> 00:14:54,535
‫شیپور حقیقت گویی نیستش

284
00:14:54,587 --> 00:14:55,970
‫درباره چی حرف میزنی

285
00:14:56,038 --> 00:14:57,922
‫تو همش دو ثانیه فقط غیبت زد ف کجا رو گشتی ؟

286
00:14:58,007 --> 00:14:59,557
‫همه جا رو

287
00:15:01,260 --> 00:15:03,561
‫درسته

288
00:15:03,646 --> 00:15:04,929
‫خب ، از دیدنت خوشحال شدم

289
00:15:06,682 --> 00:15:07,649
‫دین » ؟ »

290
00:15:07,716 --> 00:15:09,717
‫چیه ؟

291
00:15:09,768 --> 00:15:11,402
‫درباره ی برادرت

292
00:15:11,487 --> 00:15:13,321
‫من...

293
00:15:13,389 --> 00:15:14,823
‫من نمیدونم چش شده

294
00:15:14,890 --> 00:15:17,108
‫ولی میخوام که کمک کنم

295
00:15:17,176 --> 00:15:19,410
‫میرم تا تحقیقات لازم رو انجام بدم

296
00:15:29,588 --> 00:15:31,572
‫باشه ، ممنون

297
00:15:38,347 --> 00:15:40,265
‫خب حالا میخوام جسد تمامی

298
00:15:40,349 --> 00:15:42,717
‫جسد تمام خودکشی هایی رو که این هفته اومدن ببینم

299
00:15:42,768 --> 00:15:44,702
‫و فقط هم جسد دکتر « گیگلز » رو منظورم نیست

300
00:15:47,690 --> 00:15:49,224
‫مشکلی که نداره ؟

301
00:15:51,143 --> 00:15:53,427
‫خب... اونها دیگه نیستن

302
00:15:53,479 --> 00:15:54,646
‫یعنی منتقل شدن ؟

303
00:15:54,730 --> 00:15:56,414
‫نه... منظورم دقیقاً این نبود

304
00:15:58,868 --> 00:16:00,818
‫آیا مایل هستید بهم بگید اینجا چه خبره ؟

305
00:16:00,886 --> 00:16:02,937
‫یا باید با سرپرست شما یه گفتگوی کوچیک داشته باشم ؟

306
00:16:06,375 --> 00:16:07,441
‫اونها نیستند

307
00:16:10,696 --> 00:16:13,748
‫یعنی... جسد ها نیستن ؟

308
00:16:32,601 --> 00:16:33,601
‫یکی دیگه ؟

309
00:16:33,652 --> 00:16:35,353
‫اوه نه... من مشغول به کارم

310
00:16:38,307 --> 00:16:39,574
‫هی چی شده ؟

311
00:16:39,641 --> 00:16:41,576
‫جسد ها غیبشون زده

312
00:16:41,643 --> 00:16:44,028
‫منظورت چیه ؟ یعنی خودشون ناپدید شدن ؟

313
00:16:44,113 --> 00:16:46,331
‫این همین حرفیه که مسئول اونجا زد ، منم یه سرنخ پیدا کردم

314
00:16:46,415 --> 00:16:47,699
‫یکی از اجساد گم شده

315
00:16:47,783 --> 00:16:49,951
‫اون یک هفته زودتر از بقیه مُرد

316
00:16:50,002 --> 00:16:52,120
‫خودکشی ؟

317
00:16:52,171 --> 00:16:53,204
‫نه گزارش دادن که تصادف ماشین بودش

318
00:16:53,289 --> 00:16:54,706
‫اما بدون دلیل نمیتونست باشه

319
00:16:54,790 --> 00:16:56,624
‫پس یعنی این قربانی اولین قربانیه این موضوع هستش ؟

320
00:16:56,675 --> 00:16:58,126
‫احتمال داره این طور باشه

321
00:16:58,177 --> 00:17:00,795
‫هر چیزی که باعث شد این نفرین پخش بشه از این دختره شروع شد

322
00:17:00,846 --> 00:17:03,348
‫" من الان خونه ی طرفم ، خیابون صد و پنجاه و نهم " برنهام

323
00:17:03,432 --> 00:17:05,633
‫باشه ، ۱۰ دقیقه دیگه اونجام

324
00:17:07,353 --> 00:17:08,970
‫میدونی... اون یکی دیگه هم برام بریز

325
00:17:09,021 --> 00:17:11,689
‫فکر میکردم داری کار می کنی

326
00:17:11,774 --> 00:17:14,342
‫چرا دارم روش کار می کنم

327
00:17:15,728 --> 00:17:17,178
‫حالت خوبه ؟

328
00:17:17,229 --> 00:17:20,448
‫نه ، نه واقعاً

329
00:17:23,652 --> 00:17:25,954
‫به حساب من

330
00:17:26,021 --> 00:17:27,872
‫چیز دیگه ای هم میخوای برات بیارم ؟

331
00:17:30,292 --> 00:17:33,044
‫نه من فقط حقیقت لعنتی رو میخوام

332
00:17:39,918 --> 00:17:43,171
‫ولی بدم نمیاد یه پیگ دیگه هم بریزی

333
00:17:43,238 --> 00:17:45,256
‫بعضی اوقات فکر میکنم نمیتونم حامله بشم

334
00:17:45,341 --> 00:17:47,658
‫خدا میدونه شاید واسه اینه که ازدواجم بر پایه ی دروغه

335
00:17:50,646 --> 00:17:51,545
‫چرا این حرفو زدم ؟!

336
00:17:53,715 --> 00:17:57,185
‫منظورم اینه که من تمام روز رو مشروب خوردم

337
00:17:57,236 --> 00:17:58,369
‫چرا دیگه این حرفو زدم ؟

338
00:18:04,726 --> 00:18:07,845
‫کاملاً مطمئنم که بدونم چرا

339
00:18:16,533 --> 00:18:17,699
‫باید برم

340
00:18:17,751 --> 00:18:19,401
‫ممنون

341
00:18:20,954 --> 00:18:24,757
‫من اینطوری نشستم که به سینه هام نگاه کنی!

342
00:18:24,841 --> 00:18:28,127
‫این لباسمو جدیداً خریدم ، به توجه زیادی احتیاج دارم

343
00:18:29,912 --> 00:18:32,431
‫خب پس خوش بگذره!

344
00:18:44,527 --> 00:18:46,929
‫میگم... چیزی دلت میخواد بهم بگی ؟

345
00:18:46,996 --> 00:18:50,098
‫نه واقعاً

346
00:18:50,150 --> 00:18:51,517
‫شرمنده که ناامیدت میکنم

347
00:18:51,584 --> 00:18:52,985
‫نه... مشکلی نیست

348
00:18:53,069 --> 00:18:54,603
‫فقط داشتم یه چیزیو امتحان می کردم

349
00:18:54,654 --> 00:18:56,488
‫خب ، من اینجا نشستم دارم رو کتابا کار می کنم

350
00:18:56,573 --> 00:18:58,574
‫به همراه یک لیوان شیر بسیار خوب

351
00:18:58,641 --> 00:19:00,292
‫رو تماشا می کنم "Tori & Dean" و دارم برنامه ی

352
00:19:00,376 --> 00:19:03,128
‫چ... چــی ؟ کی و دین ؟

353
00:19:03,213 --> 00:19:04,546
‫تُری اسپلینگ » رو میگم »

354
00:19:04,614 --> 00:19:06,381
‫طرفدار درجه یکشم

355
00:19:06,449 --> 00:19:08,083
‫دختره واقعاً با استعدادیه

356
00:19:08,134 --> 00:19:11,753
‫خب فکر کنم این قضیه پشت تلفن هم کار می کنه!

357
00:19:11,805 --> 00:19:13,305
‫میدونی چیه ؟

358
00:19:13,389 --> 00:19:15,290
‫من هر چند وقت یک بار پاهامو مانیکور می کنم!

359
00:19:15,341 --> 00:19:17,092
‫یه گروه خیلی خوبه ویتنامی ها هست...

360
00:19:17,143 --> 00:19:18,310
‫باشه باشه ، خواهشاً دیگه نگو

361
00:19:18,394 --> 00:19:20,229
‫یه دختره اونجاست اسمش هست یوانگ فوئانگ

362
00:19:20,296 --> 00:19:22,464
‫معنیه اسمش ققنوس مخملین میشه

363
00:19:22,515 --> 00:19:25,083
‫انگشتای کوچیکی داره ولی جوری چنگ میزنه...

364
00:19:25,151 --> 00:19:26,768
‫از انگشت شصتم شروع میکنه

365
00:19:26,820 --> 00:19:28,153
‫وقتی این کارو میکنه یه احساس...

366
00:19:28,238 --> 00:19:30,989
‫هی هی بی خیال رفیق...!
‫همین الانشم تا آخر عمرم با این حرفات زخمی شدم

367
00:19:31,074 --> 00:19:32,191
‫ممنون

368
00:19:32,275 --> 00:19:34,326
‫من تا به حال این حرفارو به کسی نزده بودم

369
00:19:34,444 --> 00:19:35,994
‫پس چرا دارم به تو میگم

370
00:19:37,080 --> 00:19:39,114
‫شاید چون از تو بیشتر خوشم میاد

371
00:19:39,165 --> 00:19:41,700
‫با وجود اینکه « سم » شکارچیه بهتریه

372
00:19:41,784 --> 00:19:43,151
‫به هرحال

373
00:19:43,203 --> 00:19:46,088
‫چرا این حرفو دیگه بهت زدم آخه ؟

374
00:19:46,155 --> 00:19:47,289
‫چون من نفرین شدم

375
00:19:47,340 --> 00:19:48,674
‫- نفرین شدی ؟
‫- آره

376
00:19:48,758 --> 00:19:49,991
‫چطوری...

377
00:19:50,043 --> 00:19:53,545
‫که بیشتر اوقات تو گندکاریا رو پاک میکنی

378
00:19:53,630 --> 00:19:55,514
‫ولی باز آخرش خودت صدمه میبینی

379
00:19:55,598 --> 00:19:57,549
‫راستشو بخوای این شاید بهترین چیزی باشه که تو این مدت واسم اتفاق افتاده

380
00:19:57,634 --> 00:19:59,268
‫منظورت چیه ؟

381
00:19:59,335 --> 00:20:01,386
‫« دین »...

382
00:20:01,471 --> 00:20:03,689
‫دین » داری درباره چه کاره احمقانه ای صحبت »...

383
00:20:03,773 --> 00:20:05,173
‫باید برم

384
00:20:05,225 --> 00:20:07,175
‫باشه

385
00:20:07,227 --> 00:20:09,394
‫ولی میدونستی اولین دوست دخترم معلوم شد که یه...

386
00:20:09,479 --> 00:20:10,512
‫نه! نه!

387
00:20:20,290 --> 00:20:21,957
‫سم » هستم ، پیغام بگذارید »

388
00:20:22,024 --> 00:20:23,158
‫سم » ، منم »

389
00:20:23,209 --> 00:20:24,826
‫گوش کن دارم میام پیشت

390
00:20:24,894 --> 00:20:27,479
‫اما اگه تا قبل از اینکه بیام پیشت این پیغامو شنیدی بهم زنگ بزن

391
00:20:27,547 --> 00:20:29,498
‫یه چیزایی هست میخوام ازت بپرسم

392
00:20:29,549 --> 00:20:32,251
‫خب... چرا درباره ی یه تصادف

393
00:20:32,335 --> 00:20:33,868
‫دارین تحقیق می کنین ؟

394
00:20:33,920 --> 00:20:36,672
‫اون فقط یه تصادف نبود

395
00:20:36,723 --> 00:20:38,557
‫کُری » دست به خودکشی زد »

396
00:20:41,394 --> 00:20:43,345
‫میدونی...

397
00:20:43,396 --> 00:20:45,264
‫فکرشم می کردم

398
00:20:50,436 --> 00:20:51,770
‫متأسفم

399
00:20:51,854 --> 00:20:53,906
‫من فقط...

400
00:20:56,075 --> 00:20:58,443
‫خب... نظری داری که چرا « کُری » این کارو کرد ؟

401
00:20:58,528 --> 00:21:01,563
‫خب...

402
00:21:01,614 --> 00:21:05,417
‫اون این اواخر خیلی بهش سخت گذشته بود

403
00:21:05,501 --> 00:21:06,868
‫تو مدرسه رو میگم

404
00:21:06,920 --> 00:21:10,622
‫بعدش... گربش که اسمش « میتنز » بود فرار کرد

405
00:21:12,091 --> 00:21:16,077
‫اما جداً

406
00:21:16,129 --> 00:21:17,930
‫من فکر میکنم مربوط به دوست پسرش میشد

407
00:21:19,215 --> 00:21:22,050
‫اون مطمئن بود که دوست پسرش با یکی دیگه رابطه داره

408
00:21:22,101 --> 00:21:25,387
‫اما دوست پسرش خیلی خوب ردشو می پوشوند

409
00:21:25,438 --> 00:21:28,423
‫که همین باعث شد کاملاً دیوونه بشه که

410
00:21:28,474 --> 00:21:29,924
‫حقیقت رو پیدا کنه

411
00:21:29,976 --> 00:21:31,760
‫بله

412
00:21:31,811 --> 00:21:33,612
‫مشکلی نیست که اتاقش رو چک کنم ؟

413
00:21:52,948 --> 00:21:55,083
‫هی

414
00:21:55,134 --> 00:21:57,502
‫شمارتو دیدم چندین بار زنگ زدی

415
00:21:59,505 --> 00:22:02,090
‫آره... اوضاع دیوونه کننده ای بود

416
00:22:03,926 --> 00:22:06,895
‫بن » حتی دربارش حرف هم نمیزنه »

417
00:22:09,565 --> 00:22:11,066
‫لیسا » من متأسفم »

418
00:22:11,133 --> 00:22:13,352
‫اما راستش الان...

419
00:22:13,436 --> 00:22:14,969
‫بدترین موقعی هست که میتونستی بهم زنگ بزنی

420
00:22:15,021 --> 00:22:16,655
‫بعداً میشه با هم حرف بزنیم ؟

421
00:22:16,739 --> 00:22:18,774
‫« تو پسرم و پرت کردی طرف دیوار « دین

422
00:22:18,825 --> 00:22:20,325
‫چطوره همین الان دربارش حرف بزنیم ؟

423
00:22:24,080 --> 00:22:26,181
‫این طوری هم که فکر میکنی نیست

424
00:22:26,249 --> 00:22:28,700
‫پس چطوری بود ؟

425
00:22:32,705 --> 00:22:34,506
‫نمیتونم واقعاً توضیح بدم

426
00:22:38,044 --> 00:22:39,711
‫میخوای حقیقت رو بدونی ؟

427
00:22:39,796 --> 00:22:42,831
‫احتمالاً نه

428
00:22:42,882 --> 00:22:46,835
‫تو خیلی حرفا رو تو دلت دفن کردی

429
00:22:46,886 --> 00:22:49,688
‫و همین طور هم به طرف پایین هولشون میدی

430
00:22:49,772 --> 00:22:51,223
‫تو صادقانه فکر میکنی

431
00:22:51,307 --> 00:22:54,226
‫میتونی به زندگیت ادامه بدی و از هیچی نترسی ؟

432
00:22:54,310 --> 00:22:56,611
‫فقط همین که شبا مشروب میخوری

433
00:22:56,679 --> 00:22:57,863
‫و دیگه همه چی حله ؟

434
00:22:57,947 --> 00:22:59,364
‫خودتم از اولش میدونستی اوضاع من چطوریه

435
00:22:59,449 --> 00:23:02,401
‫آره ولی نمیدونستم « سم » قراره برگرده

436
00:23:02,485 --> 00:23:04,786
‫و خوشحالم که حالش خوبه ، جدی میگم

437
00:23:04,854 --> 00:23:06,822
‫اما از اون لحظه ای که پاشو وارد خونه گذاشت میدونستم

438
00:23:06,873 --> 00:23:08,206
‫که همه چی تموم شده

439
00:23:08,291 --> 00:23:12,026
‫شما دوتا نا سلامت ترین و دیوانه وار ترین رابطه ای رو با هم داشتین

440
00:23:12,078 --> 00:23:13,295
‫که من تا به حال به عمرم دیده بودم

441
00:23:13,362 --> 00:23:14,963
‫و تا اون موقعی که اون تو زندگیته

442
00:23:15,030 --> 00:23:16,214
‫تو هیچوقت نمیتونی خوشبخت باشی

443
00:23:21,203 --> 00:23:24,706
‫این حرفم خیلی خشن تز اونی بود که منظور داشتم بگم...

444
00:23:24,757 --> 00:23:27,642
‫تقصیر خودت نیست

445
00:23:27,710 --> 00:23:29,327
‫منظورم این نیست که با « سم » نزدیک نباشی

446
00:23:29,395 --> 00:23:32,046
‫من مثلاً با خواهرم نزدیکم

447
00:23:32,098 --> 00:23:33,982
‫اما اگه اون کشته میشد

448
00:23:34,000 --> 00:23:35,535
‫من اونو از دنیای مرده ها دوباره زندش نمی کردم

449
00:23:35,551 --> 00:23:38,603
‫« ببین « لیس...

450
00:23:38,688 --> 00:23:40,722
‫نمیخوام بهت دروغ بگم

451
00:23:40,773 --> 00:23:42,741
‫« باشه ببین منو « سم...

452
00:23:42,825 --> 00:23:44,276
‫ما یه مشکلاتی رو داریم همیشه...

453
00:23:44,360 --> 00:23:46,078
‫هیچ شکی درش نیست

454
00:23:46,162 --> 00:23:47,829
‫« ولی تو و « بن

455
00:23:47,897 --> 00:23:49,814
‫منو « بن » تو این قضیه نمیتونیم باهات باشیم

456
00:23:51,250 --> 00:23:53,118
‫متأسفم

457
00:24:29,772 --> 00:24:31,940
‫« ببخشید « میتنز

458
00:24:31,991 --> 00:24:34,743
‫هی کجا بودی پس... من یه چیزی پیدا کردم

459
00:24:34,794 --> 00:24:36,795
‫نمیشه صبر کرد ، باید حرف بزنیم

460
00:24:36,879 --> 00:24:38,463
‫باشه ، چی شده ؟

461
00:24:38,548 --> 00:24:41,082
‫یه چیزایی هست که میخوام ازت بپرسم

462
00:24:41,134 --> 00:24:43,785
‫و ازت میخوام که حقیقت رو بهم بگی

463
00:24:43,836 --> 00:24:45,637
‫باشه « دین » البته

464
00:24:45,721 --> 00:24:47,389
‫درباره چی داری حرف میزنی ؟

465
00:24:47,456 --> 00:24:49,841
‫داری میگی که تو...

466
00:24:49,926 --> 00:24:51,626
‫من ازت حقیقتو خواستم

467
00:24:51,677 --> 00:24:54,146
‫و میدونی چی ؟ حقیقتم میفهمم

468
00:24:55,631 --> 00:24:57,582
‫خب همونطور که گفتم من یه سری سوأل هایی دارم ازت

469
00:24:59,352 --> 00:25:01,186
‫وقتی اون خون آشام بهم حمله کرد

470
00:25:01,270 --> 00:25:03,155
‫چرا همین طور اونجا وایستاده بودی فقط ؟

471
00:25:10,947 --> 00:25:13,081
‫همینطور وایستاده نبودم

472
00:25:17,537 --> 00:25:19,588
‫من خشکم زده بود...

473
00:25:20,823 --> 00:25:22,207
‫خشکت زده بود ؟

474
00:25:22,291 --> 00:25:25,043
‫تو از وقتی که برگشتی مثه ترمیناتور سرسخت بودی!

475
00:25:25,127 --> 00:25:27,279
‫نمیدونم ، شوکه شدم شاید ؟

476
00:25:30,499 --> 00:25:32,717
‫و بعدش خیلی دیر شده بود

477
00:25:35,805 --> 00:25:38,106
‫خودمم احساس خیلی بدی دارم درباره اون قضیه

478
00:25:38,173 --> 00:25:39,357
‫باور کن

479
00:25:39,442 --> 00:25:41,526
‫دین...

480
00:25:41,611 --> 00:25:44,763
‫من نمیتونم درباره این قضیه بهت دورغ بگم

481
00:25:46,315 --> 00:25:47,682
‫تو واقعاً فکر میکنی

482
00:25:47,733 --> 00:25:49,650
‫من از قصد میذاشتم چنین اتفاقی بیوفته ؟

483
00:25:50,453 --> 00:25:52,186
‫تو برادرمی ، چطور اصلاً تونستی...

484
00:25:52,238 --> 00:25:52,954
‫باشه

485
00:25:59,579 --> 00:26:01,963
‫باشه

486
00:26:02,031 --> 00:26:04,549
‫ببخشید

487
00:26:04,634 --> 00:26:06,468
‫فکر میکردم یه چیزی دیدم

488
00:26:06,535 --> 00:26:07,419
‫من...

489
00:26:09,505 --> 00:26:11,389
‫به گمونم اشتباه می کردم

490
00:26:13,175 --> 00:26:16,394
‫امروز واقعاً روز خیلی بدی بود برام

491
00:26:16,479 --> 00:26:18,930
‫هی چیزی نیست

492
00:26:20,433 --> 00:26:23,902
‫من هواتو دارم باشه ؟

493
00:26:23,936 --> 00:26:25,103
‫همیشه داشتم

494
00:26:27,556 --> 00:26:28,573
‫« ممنون « سمی

495
00:26:39,915 --> 00:26:42,123
‫خب پس این اسکلته حیوونه خونگیه اون دختره بود ؟

496
00:26:42,188 --> 00:26:43,855
‫خب اون دیگه حسابی وسواسی شده بود

497
00:26:43,940 --> 00:26:45,640
‫فکر کنم منظورت اینه که دیوونه شده بود

498
00:26:45,691 --> 00:26:47,659
‫خیلی خب ، خب جمجمه ی گربه

499
00:26:47,743 --> 00:26:51,363
‫دانه های بهشتین... بند کفش شیطان...

500
00:26:51,447 --> 00:26:53,998
‫با هم مخلوطشون کن و واسه خودت یه جادوی احضار کننده قدرتمند داری

501
00:26:55,084 --> 00:26:55,984
‫شیطان ؟

502
00:26:56,035 --> 00:26:57,502
‫خدا

503
00:26:57,503 --> 00:26:59,203
‫کُری » انقدر درمونده شده بود که حقیقت رو بفهمه »

504
00:26:59,255 --> 00:27:01,155
‫درباره خیانت کردن دوست پسرش

505
00:27:01,207 --> 00:27:02,490
‫اون همه جا رو گشت

506
00:27:02,542 --> 00:27:03,842
‫وقتی که چیزی پیدا نکرد

507
00:27:03,926 --> 00:27:05,627
‫رفت تا از یه روش دیگه حقیقت رو بفهمه

508
00:27:05,678 --> 00:27:08,046
‫و دری رو باز کرد که دیگه نتونست ببنده

509
00:27:08,130 --> 00:27:11,049
‫و حالا هر کی تو این شهر درباره حقیقت با صدای بلند سوأل کنه

510
00:27:11,133 --> 00:27:12,184
‫وریتا » احضار میشه »

511
00:27:12,268 --> 00:27:13,852
‫و اون هم همینطوری بهت نمیگه

512
00:27:13,936 --> 00:27:15,770
‫بلکه انقدر حقایق دشواری رو میگه تا خودت رو بکشی

513
00:27:15,838 --> 00:27:17,305
‫و با این کار خودش هم ستایش میشه

514
00:27:17,356 --> 00:27:20,225
‫پس اون اجساد ستایش شدش که از سردخونه غیبشون زده

515
00:27:20,293 --> 00:27:23,028
‫چی فکر می کنی ؟ بردشون تا ازشون تغذیه کنه ؟

516
00:27:23,112 --> 00:27:26,314
‫خب خدا هم باید بخوره دیگه

517
00:27:26,365 --> 00:27:29,868
‫یعنی اینکه ما باید ترتیبشو بدیم و گرنه اون ترتیب تو رو میده

518
00:27:29,952 --> 00:27:31,620
‫خیلی خب ، تا حالا چیا رو میدونیم دربارش ؟

519
00:27:31,687 --> 00:27:33,004
‫منظورم به غیر از اون خانم گربه بازه

520
00:27:33,072 --> 00:27:35,757
‫- خب سگ ها طبق افسانه ها نقطه ضعفش هستن
‫- طبیعیه

521
00:27:35,825 --> 00:27:37,742
‫اون از خدایان خوش سیمایی بود در دوره ی خودش

522
00:27:37,827 --> 00:27:39,828
‫کارش این بود که از کوه ها پایین بیاد

523
00:27:39,896 --> 00:27:41,396
‫تا درباره ی حقیقت با قبیله ها صحبت کنه

524
00:27:41,464 --> 00:27:43,999
‫اون از احترام گذاشتن بهش چیزه بیشتری میخواست
‫میخواست که پرستشش کنن

525
00:27:44,066 --> 00:27:45,417
‫یه هرزه ای که توجه نیاز داشت!

526
00:27:45,501 --> 00:27:47,636
‫خب این اسم هم میشه روش گذاشت

527
00:27:47,703 --> 00:27:50,371
‫و در قرن بیست و یکم نمونه ی دیگه ای از صحبت کردن با عموم مردم

528
00:27:50,423 --> 00:27:52,641
‫درباره ی حقیقت چیه ؟

529
00:27:58,814 --> 00:28:01,099
‫خب پس تو جداً فکر میکنی این خدائه

530
00:28:01,183 --> 00:28:03,051
‫اون رو واسه کارش تسخیر کرده ؟

531
00:28:03,102 --> 00:28:04,218
‫فقط حدس زدم

532
00:28:38,771 --> 00:28:39,938
‫یه جورایی ترسناکه

533
00:28:40,022 --> 00:28:41,773
‫منظورم... آخه موهاشو ببین

534
00:28:41,841 --> 00:28:43,892
‫نمیدونم پسر شاید اصلاً اینجا خبری نباشه

535
00:29:09,418 --> 00:29:10,802
‫صبر کن

536
00:29:10,886 --> 00:29:12,554
‫اینو ببین

537
00:29:21,130 --> 00:29:23,815
‫روش زوم کن

538
00:30:06,175 --> 00:30:08,676
‫کاملاً معمولی به نظر میرسه نه ؟

539
00:30:08,728 --> 00:30:11,980
‫مطمئنم داخل خونش پر از چیزای چند آوره

540
00:30:20,039 --> 00:30:21,156
‫آماده ای ؟

541
00:30:21,207 --> 00:30:22,857
‫آره

542
00:30:22,908 --> 00:30:24,542
‫- و اون... ؟
‫- خون سگه

543
00:30:24,627 --> 00:30:26,694
‫اصلاً دلم میخواد بدونم از کجا گیرش اوردی ؟

544
00:30:26,746 --> 00:30:29,530
‫احتمالاً نه

545
00:30:43,062 --> 00:30:44,345
‫خیلی خب ، بریم شرشو کم کنیم

546
00:31:01,914 --> 00:31:03,748
‫خب پس کجاست چیزای چندش آورش ؟

547
00:32:14,403 --> 00:32:15,770
‫پس واسه شام اومدین!

548
00:32:33,122 --> 00:32:35,089
‫محکم بشین

549
00:32:36,325 --> 00:32:37,825
‫بعدی تویی

550
00:33:00,232 --> 00:33:02,350
‫زبون...

551
00:33:02,401 --> 00:33:04,285
‫خوشمزه ترین قسمته

552
00:33:04,353 --> 00:33:07,121
‫جایی که دروغ ها ورجه وورجه میکنن

553
00:33:13,662 --> 00:33:16,548
‫نمیتونم صبر کنم تا واسه تو رو بخورم

554
00:33:16,632 --> 00:33:19,567
‫منظورم اینه که... من قبلاً ها کلی دروغگو دیدم ولی شما دو تا ؟!

555
00:33:20,753 --> 00:33:22,637
‫استاندارد طلایی واسه شماهاست!

556
00:33:25,090 --> 00:33:27,559
‫غرور حرفه ایه دیگه

557
00:33:27,643 --> 00:33:29,877
‫« اگه من جات بودم انقدر مغرور نبودم « دین

558
00:33:29,929 --> 00:33:33,648
‫میدونین چی میشه وقتی زندگیتون رو بر پایه دروغ بنا میکنین دیگه ؟

559
00:33:33,715 --> 00:33:37,819
‫حقیقت افشا میشه

560
00:33:40,022 --> 00:33:43,942
‫پس تا وقتی که هنوز زبونت رو داری

561
00:33:44,009 --> 00:33:47,579
‫خدا میدونه که چقدر خبرچین وجود داره

562
00:33:47,663 --> 00:33:51,082
‫فکر کنم دیگه نوبت توئه که برامون تعریف کنی

563
00:33:51,166 --> 00:33:55,737
‫چطوری یه بازی بکنیم ؟ درباره حقیقت یا حقیقت ؟

564
00:33:57,406 --> 00:33:59,457
‫از دین به عنوان اولین سوأل چی باید بپرسیم ؟

565
00:33:59,541 --> 00:34:01,042
‫یه چیز...

566
00:34:01,093 --> 00:34:03,394
‫شخصی درباره تو ؟

567
00:34:04,913 --> 00:34:08,716
‫هی « دین » من کنجکاوم که

568
00:34:08,767 --> 00:34:12,387
‫تو واقعاً چه حسی درباره برادرت داری ؟

569
00:34:18,243 --> 00:34:20,211
‫الان بهتر شدم

570
00:34:20,279 --> 00:34:22,680
‫چون دیروز میخواستم وقتی خوابه بکشمش

571
00:34:26,385 --> 00:34:28,069
‫فکر میکردم یه هیولائه

572
00:34:28,120 --> 00:34:30,788
‫ولی الان فکر میکنم...

573
00:34:32,074 --> 00:34:34,759
‫الان چی فکر میکنی ؟

574
00:34:34,827 --> 00:34:37,245
‫اون داره مثه من رفتار می کنه

575
00:34:37,296 --> 00:34:38,930
‫منظورت چیه ؟

576
00:34:38,998 --> 00:34:40,214
‫همیشه همینطوره

577
00:34:41,950 --> 00:34:44,335
‫تو همیشه تو خون هستی تا وقتی که به خون خودت آغشته نشی

578
00:34:44,420 --> 00:34:45,920
‫نصف اوقات همیشه ممکنه بمیری

579
00:34:45,971 --> 00:34:47,422
‫مثل همین الان

580
00:34:49,124 --> 00:34:51,926
‫به خودم گفتم که میخوام از این زندگی دست بکشم

581
00:34:51,977 --> 00:34:54,095
‫اینکه یه خانواده میخوام

582
00:34:54,146 --> 00:34:55,596
‫اما دروغ میگفتی ؟

583
00:34:55,664 --> 00:34:58,182
‫نه

584
00:34:58,267 --> 00:35:00,435
‫اما چیزی که من در اون زمینه ماهرم

585
00:35:00,486 --> 00:35:02,236
‫اینه که گلو ببُرم

586
00:35:04,189 --> 00:35:06,074
‫من یه پدر نیستم

587
00:35:07,693 --> 00:35:09,744
‫من یه قاتلم

588
00:35:09,812 --> 00:35:12,146
‫و هیچ چیزی نمیتونه تغییرش بده

589
00:35:12,197 --> 00:35:14,432
‫حالا متوجه این موضوع شدم

590
00:35:21,490 --> 00:35:25,093
‫پس برگشت « سم » به زندگیت

591
00:35:25,160 --> 00:35:27,495
‫باید باعث دلگرمیت شده باشه

592
00:35:29,231 --> 00:35:32,833
‫ملُری و میکی باز میگردند|

593
00:35:32,885 --> 00:35:37,505
‫و تو چه احساسی درباره اینکه دوباره با هم متحد شدین داری ؟

594
00:35:48,617 --> 00:35:51,703
‫ببین

595
00:35:51,787 --> 00:35:54,205
‫کاری که ما میکنیم...

596
00:35:54,289 --> 00:35:55,856
‫سخته

597
00:35:57,692 --> 00:36:00,694
‫ولی... ما هوای همدیگه رو داریم

598
00:36:02,831 --> 00:36:05,366
‫و این چیزیه که مهمه

599
00:36:08,837 --> 00:36:09,971
‫همین

600
00:36:10,038 --> 00:36:11,705
‫این حقیقته

601
00:36:13,092 --> 00:36:15,977
‫نه

602
00:36:16,044 --> 00:36:17,895
‫نه این طور نیست

603
00:36:19,481 --> 00:36:21,681
‫- تو خودت گفتی من نمیتونم دروغ بگم
‫- چطوری داری این کارو می کنی ؟

604
00:36:21,716 --> 00:36:23,351
‫امکان نداره

605
00:36:23,402 --> 00:36:24,769
‫تو داری بهم دروغ میگی!

606
00:36:24,853 --> 00:36:26,137
‫نه این طور نیست!

607
00:36:26,205 --> 00:36:28,055
‫تو چی هستی ؟
‫اون چیه ؟

608
00:36:29,525 --> 00:36:31,025
‫نمیدونم درباره چی داری حرف میزنی

609
00:36:31,076 --> 00:36:32,877
‫جدی ؟ من که بعید میدونم

610
00:36:32,945 --> 00:36:36,581
‫الان به هر چیزی که از دهنت بیاد بیرون شک دارم

611
00:36:36,665 --> 00:36:37,665
‫تو یه انسان نیستی

612
00:36:39,034 --> 00:36:40,084
‫چی ؟

613
00:36:42,871 --> 00:36:44,205
‫تو نمیدونستی ؟

614
00:36:44,256 --> 00:36:46,707
‫خب ، اینو میتونم باور کنم

615
00:37:46,071 --> 00:37:47,522
‫دین » من خودمم »

616
00:37:47,573 --> 00:37:49,357
‫تو برادرم نیستی

617
00:37:49,408 --> 00:37:50,492
‫فقط گوش بده

618
00:37:50,559 --> 00:37:51,443
‫تو چی هستی ؟!

619
00:37:51,527 --> 00:37:53,194
‫من خودمم

620
00:37:53,245 --> 00:37:56,063
‫ببین ، لطفاً فقط بذار توضیح بدم

621
00:37:56,115 --> 00:37:57,782
‫چرا باید چیزی که میگی رو باور کنم ؟

622
00:37:57,867 --> 00:37:59,617
‫خیلی خب باشه ، میخوای حقیقتو بدونی ؟ حقیقت اینه

623
00:37:59,685 --> 00:38:00,785
‫قسم به خدا حقیقت اینه

624
00:38:02,371 --> 00:38:03,671
‫حق با اون بود

625
00:38:03,739 --> 00:38:05,857
‫من یه چیزیم هست ، یه چیز واقعاً بد

626
00:38:05,925 --> 00:38:07,258
‫خیلی وقته که میدونم

627
00:38:08,511 --> 00:38:11,245
‫من بهت دروغ گفتم میدونم

628
00:38:11,297 --> 00:38:13,848
‫و عمداً گذاشتم که اون خون آشامه تو رو تبدیل کنه

629
00:38:15,885 --> 00:38:17,552
‫چون میدونستم یه پادزهری براش هست

630
00:38:17,603 --> 00:38:18,770
‫و ما احتیاج داشتیم که به لونشون بریم

631
00:38:18,838 --> 00:38:20,104
‫و میدونستم که میتونی از پسش بر بیای

632
00:38:20,189 --> 00:38:21,256
‫از پسش بر بیام ؟

633
00:38:21,323 --> 00:38:23,057
‫میتونستم کشته بشم!

634
00:38:23,108 --> 00:38:24,559
‫امکان داشت « بن » رو بکشم!

635
00:38:24,627 --> 00:38:26,411
‫آره این حرفت درسته ولی

636
00:38:26,479 --> 00:38:29,447
‫ولی دیگه نمیتونم احساسش کنم

637
00:38:29,532 --> 00:38:31,199
‫تو چی ؟!!

638
00:38:31,266 --> 00:38:33,368
‫از موقعی که برگشتم

639
00:38:33,435 --> 00:38:36,955
‫من شکارچیه بهتریم از هر موقع دیگه ای!

640
00:38:37,039 --> 00:38:39,157
‫دیگه هیچ چیزی منو نمیترسونه!

641
00:38:39,241 --> 00:38:41,159
‫چون نمیتونم حسش کنم!

642
00:38:42,778 --> 00:38:45,797
‫نمیدونم چه مرگمه

643
00:38:48,116 --> 00:38:51,252
‫فکر کنم...

644
00:38:51,303 --> 00:38:52,804
‫احتیاج به کمک دارم

645
00:39:49,927 --> 00:39:53,527
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR : کاری از

646
00:39:54,927 --> 00:39:57,327
‫مترجم : معین جهانیان

