1
00:00:02,410 --> 00:00:04,210
‫یه ماشین حیوون کشی وقتی ماه کامل میشه

2
00:00:04,220 --> 00:00:06,250
‫منظورم اینه که گرگینه ها حسابی خفنن!

3
00:00:06,250 --> 00:00:08,100
‫ما همین الانش هم میدونیم چطوری ترتیب این لعنتیا رو بدیم

4
00:00:08,100 --> 00:00:09,520
‫یکی از این گلوله ها درست توی قلبشون

5
00:00:12,560 --> 00:00:14,880
‫من یه چیزیمه ، یه چیز واقعاً بد ، به کمک احتیاج دارم

6
00:00:16,070 --> 00:00:17,400
‫- تو چقدر میخوابی ؟
‫- من نمی خوابم

7
00:00:17,400 --> 00:00:18,120
‫اصلاً ؟!

8
00:00:18,120 --> 00:00:20,990
‫- روحش... روحی نداره
‫- خب روحش کجاست ؟

9
00:00:20,990 --> 00:00:23,360
‫« هنوز توی قفس پیش « میکائیل » و « لوسیفره

10
00:00:23,360 --> 00:00:24,520
‫اون دیگه چه موجودی بود ؟

11
00:00:24,520 --> 00:00:26,860
‫ممکن بود یه نوع " آلفا " بوده باشه

12
00:00:26,860 --> 00:00:28,530
‫اولین نوعی که بقیه موجودات رو بوجود اورد

13
00:00:28,530 --> 00:00:29,770
‫یه خیلی ازش افسانه و داستان تو کتابا هست

14
00:00:29,770 --> 00:00:31,120
‫واسه من این موجودات رو بیارین

15
00:00:31,120 --> 00:00:33,000
‫چیزایی هم بیارین که غذای موجودات دیگن

16
00:00:33,000 --> 00:00:35,050
‫- ما کارمند تو نیستیم
‫- البته که هستین

17
00:00:35,060 --> 00:00:36,620
‫تو هیچی نیستی جز یه شیطان بی سر و پای بین چهار راه

18
00:00:36,620 --> 00:00:38,920
‫" یه شیطان بی سر و پای بین چهار راه " بودم

19
00:00:38,920 --> 00:00:40,830
‫اما حالا ؟ پادشاه جهنمم

20
00:00:40,830 --> 00:00:43,010
‫من با انگشتم بشکن میتونم بزنم و « سم » روحشو پس میگیره

21
00:00:43,010 --> 00:00:46,200
‫یا اینکه « سم » رو میفرستم برگرده جهنم

22
00:00:55,160 --> 00:00:57,810
‫اون غذا خوردش ؟

23
00:00:57,810 --> 00:00:59,460
‫حمومش که کردی آره ؟

24
00:01:01,780 --> 00:01:04,320
‫خب ، پارک بردیش ؟

25
00:01:04,320 --> 00:01:06,850
‫اون خراب کاری نکرد که ؟

26
00:01:07,480 --> 00:01:08,060
‫خوبه

27
00:01:08,060 --> 00:01:10,130
‫بهش بگو بابایی دوسش داره

28
00:01:49,130 --> 00:01:51,730
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدید ترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR : کاری از

29
00:01:53,120 --> 00:01:55,020
‫مترجم : معین جهانیان

30
00:02:01,980 --> 00:02:04,880
‫میدونم « بابی » ولی حتماً باید یه راهی باشه

31
00:02:05,170 --> 00:02:06,490
‫چمیدونم همینطور بگرد

32
00:02:06,730 --> 00:02:07,830
‫اگه « کرولی » همینطور بخواد فکر کنه که ما...

33
00:02:07,830 --> 00:02:10,090
‫کرولی » فکر کنه که شما چی! ؟ »

34
00:02:11,800 --> 00:02:12,840
‫بابی سینگره » ؟ »

35
00:02:12,840 --> 00:02:14,370
‫از طرف من ببوسش!

36
00:02:15,640 --> 00:02:16,600
‫بعداً بهت زنگ میزنم

37
00:02:16,600 --> 00:02:17,760
‫خبرای خوب دارم پسرا!

38
00:02:19,330 --> 00:02:21,590
‫یه کار براتون گیر اُوردم که باید انجام بدین

39
00:02:22,710 --> 00:02:24,760
‫اینو فقط یه بار میگم

40
00:02:26,320 --> 00:02:28,640
‫میتونی کارتو بگیری و بذاری در کونت!

41
00:02:28,640 --> 00:02:29,940
‫این طرز صحبت کردن با رئیسته ؟

42
00:02:29,940 --> 00:02:31,760
‫تو رئیسم نیستی کله تخمی!

43
00:02:31,760 --> 00:02:34,460
‫دین » ما که قبلاً دربارش صحبت کردیم... دست بردار »

44
00:02:34,520 --> 00:02:37,520
‫تو خیلی وقته که داری واسم کار می کنی ، « سم » که تازه بیشتر

45
00:02:37,520 --> 00:02:38,430
‫ولی نمی دونستیم

46
00:02:38,430 --> 00:02:40,120
‫حالا مثلاً فرقی هم براتون میکنه مگه ؟

47
00:02:40,120 --> 00:02:42,230
‫تو داداشتو ۱ دلار هم شده میفروختی

48
00:02:42,230 --> 00:02:44,040
‫اگه همین الان به سودا احتیاج داشتی

49
00:02:47,020 --> 00:02:49,530
‫- ببینین من دارم براتون...
‫- نه

50
00:02:50,880 --> 00:02:51,800
‫ببخشید ؟

51
00:02:51,800 --> 00:02:54,360
‫من تو زندگیم کار خجالت بار خیلی کردم

52
00:02:54,360 --> 00:02:56,200
‫ولی این کارو دیگه نمی کنم

53
00:02:56,610 --> 00:02:57,790
‫نه

54
00:02:57,990 --> 00:02:59,680
‫ده یورو شرط می بندم که این کارو می کنی

55
00:03:09,740 --> 00:03:12,650
‫تو درد رو دوست داری « سم » ؟ جهنم چطور ؟

56
00:03:12,650 --> 00:03:15,020
‫دیگه باید بفهمی که این با کارای دیگه که میکنین فرق داره

57
00:03:15,020 --> 00:03:17,720
‫این یه موقعیت گروگان گیریه گستاخه کوچولو

58
00:03:17,720 --> 00:03:20,570
‫برادرت متعلق به منه! میفهمی چی میگم ؟

59
00:03:28,790 --> 00:03:30,480
‫یالا « دین » ، لبخند بزن

60
00:03:32,240 --> 00:03:33,590
‫به اون بدی ها هم نیست

61
00:03:34,130 --> 00:03:35,250
‫کارمون اینطوریه که

62
00:03:35,250 --> 00:03:37,500
‫تو واسم یه " آلفای " زنده رو میاری

63
00:03:37,500 --> 00:03:40,460
‫و منم روح « سم » رو پس میدم با یه گیلاس روش!

64
00:03:40,490 --> 00:03:42,610
‫چطور مگه " آلفای خون آشام " برات کافی نبود ؟

65
00:03:43,290 --> 00:03:46,540
‫بهتره سرت به کار خودت باشه تا به بادش ندی

66
00:03:48,960 --> 00:03:52,930
‫کارشما ها از اینجا شروع میشه...

67
00:03:53,510 --> 00:03:55,900
‫یه تاجر توی ماشینش مرده پیدا شده

68
00:03:55,900 --> 00:03:58,290
‫سینش کاملاً پاره شده و قلبش ناپدید شده

69
00:03:58,290 --> 00:04:00,290
‫- این مثل چی میمونه ؟
‫- گرگینه

70
00:04:00,290 --> 00:04:02,130
‫نه ، ماه که کامل نیست

71
00:04:02,130 --> 00:04:05,910
‫گرگینه ها موقع کامل بودن ماه
‫تبدیل میشن ، پس میشه گفت ساعت ۹ شب بوده

72
00:04:05,910 --> 00:04:07,140
‫درست میگه

73
00:04:07,170 --> 00:04:10,600
‫منو « سمیول » ۶ ماه پیش یه گرگینه رو وقتی ماه نیمه کامل بود کشتیم

74
00:04:10,760 --> 00:04:12,960
‫به گمونم چیزا این اواخر خیلی خطرناک تر شدن

75
00:04:12,960 --> 00:04:14,260
‫آره به گمونم

76
00:04:16,000 --> 00:04:17,610
‫پس حله

77
00:04:17,800 --> 00:04:20,250
‫شما ها میندازینش تو کیسه و میارینش پیش بابایی

78
00:04:22,450 --> 00:04:24,060
‫به زودی میبینمتون پسرا

79
00:04:33,420 --> 00:04:35,320
‫خب... قربانیه به نظر میرسیده که خیلی وضعش خوب بوده

80
00:04:35,320 --> 00:04:37,460
‫صاحب چندین آپارتمان درجه یک بوده

81
00:04:37,460 --> 00:04:39,340
‫چند تا خونه هم داشته

82
00:04:40,710 --> 00:04:42,930
‫پس این طوریه ؟ این کاریه که میخوای کنی ؟

83
00:04:45,630 --> 00:04:46,600
‫مگه دارم چی کار میکنم ؟!

84
00:04:46,600 --> 00:04:48,500
‫کرولی » رو میگم ، انقدر به پر و پامون پیچیده »

85
00:04:48,500 --> 00:04:50,600
‫که دیگه داریم سولفور سرفه می کنیم!

86
00:04:50,610 --> 00:04:52,540
‫ولی تو... همینطوری فقط میخوای کارو انجام بدی ؟

87
00:04:54,560 --> 00:04:57,060
‫خب اون حسابی دستمون رو کوتاه کرده
‫و راهی برامون نذاشته

88
00:04:57,060 --> 00:04:59,060
‫مگه دیگه چه کاری از دستمون ساختست ؟

89
00:04:59,870 --> 00:05:01,950
‫فقط... میدونی چیه...

90
00:05:02,460 --> 00:05:04,050
‫من دارم واسه یه شیطان کار میکنم

91
00:05:04,050 --> 00:05:05,400
‫و در حالیه که دیگه نمیدونم تو کی هستی

92
00:05:05,400 --> 00:05:06,850
‫من فقط...

93
00:05:06,850 --> 00:05:09,360
‫فقط احتیاج به یه ذره وقت دارم تا با این قضیه کنار بیام

94
00:05:12,410 --> 00:05:15,880
‫ببین... میدونم این شرایط مزخرفیه

95
00:05:15,880 --> 00:05:17,150
‫متوجهم

96
00:05:17,730 --> 00:05:19,790
‫ولی « دین » من هنوز خودمم

97
00:05:20,130 --> 00:05:22,520
‫همون جسم ، همون خاطره ها

98
00:05:22,520 --> 00:05:24,290
‫هنوز از آهنگ هایی که قبلاً ها گوش میدادم خوشم میاد

99
00:05:24,290 --> 00:05:26,020
‫هنوزم به « سوزی هیزر » فکر میکنم!

100
00:05:26,730 --> 00:05:28,190
‫اون دختره تو کلاس زیست شناسیو میگی ؟!

101
00:05:28,190 --> 00:05:29,430
‫جداً تقصیری دارم ؟!

102
00:05:32,440 --> 00:05:34,290
‫ببین ، میدونم که بهم اعتمادی نداری

103
00:05:35,030 --> 00:05:37,260
‫و نمیتونم کاریو که کردمو جبران کنم

104
00:05:37,260 --> 00:05:38,950
‫ولی میخوام بهت ثابت کنم

105
00:05:39,270 --> 00:05:40,690
‫که هنوز برادرتم

106
00:05:56,070 --> 00:05:58,410
‫حالتون چطوره ؟ مأمورین « هالت » و « ویلسون » هستیم

107
00:05:58,550 --> 00:05:59,420
‫اف بی آی هستین ؟

108
00:05:59,420 --> 00:06:00,340
‫بله

109
00:06:00,340 --> 00:06:01,930
‫اف بی آی اینجا چی کار میکنه

110
00:06:01,950 --> 00:06:03,260
‫متخصصین ویژه هستیم

111
00:06:03,270 --> 00:06:04,650
‫به ما وقتی که کار رو آدمای میمون صفت نمیتونن انجام بدن

112
00:06:04,650 --> 00:06:06,650
‫اطلاع میدن تا بهش رسیدگی کنیم

113
00:06:09,390 --> 00:06:11,130
‫خب حالا راهنماییمون میکنین درباره این پرونده

114
00:06:11,130 --> 00:06:12,730
‫یا...

115
00:06:14,070 --> 00:06:15,050
‫کارگر اسکله بودش

116
00:06:15,050 --> 00:06:16,490
‫یارویی که شیفتش رو قرار بود باهاش عوض کنه پیداش کرد

117
00:06:16,490 --> 00:06:18,040
‫سینش کاملاً پاره شده

118
00:06:18,300 --> 00:06:19,820
‫مثل همون جسدی که تو ماشین بود ؟

119
00:06:19,820 --> 00:06:21,450
‫آره ، دومین مورد در ۲ روز گذشتست

120
00:06:21,570 --> 00:06:23,600
‫اُرگان های داخلی هر دو مقتول ناپدید شده ؟

121
00:06:23,790 --> 00:06:25,070
‫مثل قلب هاشون ؟

122
00:06:25,070 --> 00:06:27,580
‫آره... همینطور به نظر میرسه

123
00:06:27,990 --> 00:06:29,030
‫از کجا میدونستی ؟

124
00:06:29,030 --> 00:06:31,330
‫خب ، این یارو... هیچ دشمن خاصی هم داشته ؟

125
00:06:31,610 --> 00:06:33,120
‫آره... خیلی زیاد

126
00:06:33,120 --> 00:06:35,690
‫ولی فکر نکنم هیچ گرگ یا یوزپلنگی

127
00:06:35,690 --> 00:06:37,290
‫با این یارو خورده حسابی داشته باشه

128
00:06:37,870 --> 00:06:39,950
‫متوجهین که این حمله ها ، حمله ی حیوون بودن ؟

129
00:06:39,950 --> 00:06:41,630
‫این دور و برا حیوون باشه...

130
00:06:41,750 --> 00:06:43,680
‫چطور ، فکر میکنی واسه کشتیرانی کردن اومده باشه ؟

131
00:06:57,430 --> 00:06:58,590
‫صبح بخیر

132
00:07:00,150 --> 00:07:01,420
‫تو نخوابیدی

133
00:07:02,900 --> 00:07:05,210
‫چون که کلاً نمیخوابی

134
00:07:06,110 --> 00:07:07,170
‫درسته

135
00:07:07,270 --> 00:07:09,420
‫آره... اصلاً چندش آور نیست!

136
00:07:09,490 --> 00:07:11,070
‫دست خودم که نیست

137
00:07:11,690 --> 00:07:13,230
‫خب حالا میخوای همونطور اونجا دراز بکشی و بهم زل بزنی

138
00:07:13,230 --> 00:07:14,830
‫یا میخوای بدونی من چیا دستگیرم شده

139
00:07:15,700 --> 00:07:16,500
‫خیلی خب

140
00:07:16,500 --> 00:07:17,760
‫خب تا اینجا که میدونیم گرگینه ها

141
00:07:17,760 --> 00:07:19,410
‫شخصیت کاملاً وحشی ای دارن

142
00:07:19,410 --> 00:07:22,430
‫منظورم اینه که وقتی تبدیل به گرگینه بشن
‫هر چیزی که ازش متنفر باشن رو میکشن

143
00:07:22,430 --> 00:07:25,150
‫در نتیجه منم قربانی ها رو بهم دیگه ربط دادم

144
00:07:25,310 --> 00:07:26,210
‫و ؟

145
00:07:26,210 --> 00:07:29,400
‫و فکر کنم وجه مشترک هاشون رو پیدا کردم

146
00:07:30,000 --> 00:07:31,360
‫پس بجنب

147
00:07:32,450 --> 00:07:34,060
‫که زودتر دست به کار شیم

148
00:07:36,180 --> 00:07:37,920
‫بذار لباس بپوشم پلیس آهنی!

149
00:08:06,020 --> 00:08:07,270
‫بله ، میتونم کمکتون کنم ؟

150
00:08:07,270 --> 00:08:08,630
‫آقای « کل گریگن » خونه هستن ؟

151
00:08:08,630 --> 00:08:10,580
‫چندین سوأل داشتیم که مایلیم ازشون بپرسیم

152
00:08:10,580 --> 00:08:12,460
‫بله... بفرمایید داخل

153
00:08:18,430 --> 00:08:19,870
‫عزیزم

154
00:08:20,420 --> 00:08:22,940
‫برو تو اتاقت بازی کن باشه ؟

155
00:08:26,960 --> 00:08:28,320
‫بابت ریخت و پاش معذرت میخوام

156
00:08:28,710 --> 00:08:29,870
‫لطفاً بشینین

157
00:08:34,050 --> 00:08:35,690
‫چیزی میل دارین براتون بیارم

158
00:08:35,700 --> 00:08:36,630
‫نه ، متشکر

159
00:08:36,630 --> 00:08:39,570
‫خب... « کل » دوست پسر شماست ؟

160
00:08:39,580 --> 00:08:40,800
‫بله درسته

161
00:08:42,180 --> 00:08:43,300
‫و خودش کجاست ؟

162
00:08:43,600 --> 00:08:45,540
‫فکر کنم خوابیده

163
00:08:45,540 --> 00:08:47,600
‫میشه لطف کنید بیدارش کنید و بگید که مهمون داره ؟

164
00:08:47,600 --> 00:08:49,360
‫بله... بله حتماً

165
00:08:55,450 --> 00:08:57,610
‫لاکی » آروم باش »

166
00:08:58,480 --> 00:09:00,540
‫اینا مأمورین...

167
00:09:00,550 --> 00:09:03,600
‫هالت » و « ویلسون » هستیم ، صبح بخیر »

168
00:09:04,320 --> 00:09:05,510
‫هی

169
00:09:05,960 --> 00:09:06,940
‫جریان چیه ؟

170
00:09:06,940 --> 00:09:08,750
‫دیشب تا دیروقت بیرون بودی « کل » ؟

171
00:09:08,750 --> 00:09:11,130
‫آره آب جو با چند تا رفیق رفقا زدیم...

172
00:09:11,130 --> 00:09:12,530
‫دقیقاً چندتا یعنی چند نفر ؟

173
00:09:12,530 --> 00:09:14,860
‫نمیدونم... سه تا یا فوقش چهار تا

174
00:09:14,860 --> 00:09:16,260
‫اگه فقط آب جو خوردین

175
00:09:16,260 --> 00:09:18,250
‫پس چطور داری مثل بعد از خوردن وودکا عرق میکنی ؟

176
00:09:19,440 --> 00:09:22,090
‫و به نظر میرسه که با همون لباس های دیشبت خوابیدی درسته ؟

177
00:09:24,900 --> 00:09:26,790
‫نمیدونم... شاید

178
00:09:26,790 --> 00:09:27,910
‫پس حرفت اینه که

179
00:09:27,910 --> 00:09:29,340
‫خیلی مست شدی و از هوش رفتی

180
00:09:29,340 --> 00:09:31,150
‫به نظر میاد که اولین بار نیست این طوری میشی

181
00:09:31,150 --> 00:09:32,680
‫خب... « کل » روراست بگو

182
00:09:32,680 --> 00:09:35,240
‫کی میدونه که دیشب جداً چی کار کردی ؟

183
00:09:40,210 --> 00:09:41,770
‫ببینین... جریان جداً چیه ؟

184
00:09:43,860 --> 00:09:46,470
‫ما داریم درباره مرگ « رانلُد گریگن » تحقیق می کنیم

185
00:09:46,800 --> 00:09:47,950
‫برادرم ؟

186
00:09:52,590 --> 00:09:54,090
‫بابت از دست رفتتون متأسفیم!

187
00:09:54,300 --> 00:09:56,550
‫آره... ولی فکر می کردم که حیوونی چیزی بهش حمله کرده

188
00:09:56,550 --> 00:09:58,820
‫هیچ احساس ناراحتی واسه از دست دادن برادرت نداری ها ؟

189
00:09:59,500 --> 00:10:02,180
‫ما خب... به گمونم اختلافات خودمون رو داشتیم

190
00:10:02,190 --> 00:10:04,560
‫تو برادرت رو مطمئناً دوست داری ولی...

191
00:10:04,590 --> 00:10:05,990
‫من و « ران » خیلی مشکل داشتیم

192
00:10:05,990 --> 00:10:08,780
‫اون زود از کوره در میرفت

193
00:10:09,600 --> 00:10:11,860
‫آخرین باری که اون پیش شما اومد ، پلیس رو خبر کردی ؟

194
00:10:15,600 --> 00:10:17,540
‫آره... اون با سر و وضع خراب اومد اینجا

195
00:10:17,550 --> 00:10:19,540
‫و مرتب داد و هوار می کشید

196
00:10:19,540 --> 00:10:21,730
‫اون « مندی » رو پرتاب کرد یه گوشه
‫و خب من بعدش زنگ زدم به پلیس

197
00:10:21,730 --> 00:10:22,820
‫ولی نمیفهمم اینا چه ربطی داره به...

198
00:10:22,820 --> 00:10:24,080
‫جسد صاحب خونه شما این هفته پیدا شد

199
00:10:24,080 --> 00:10:25,680
‫خبر داشتی ؟

200
00:10:28,340 --> 00:10:30,160
‫آره... تو روزنامه خوندم چطور ؟

201
00:10:30,160 --> 00:10:33,040
‫خب... تو حسابی از اجاره خونه‌ات عقب افتاده بودی
‫درسته ؟

202
00:10:33,040 --> 00:10:34,730
‫اون برات اخطاریه تخلیه فرستاده بود ؟

203
00:10:36,740 --> 00:10:37,760
‫ب... بخشید

204
00:10:37,760 --> 00:10:39,880
‫ولی به اون یه حیوون حمله کرده بود

205
00:10:39,980 --> 00:10:42,140
‫آره جالبه ، جفتشون همینطوری کشته شدن

206
00:10:42,140 --> 00:10:43,750
‫خوبه... درسته

207
00:10:43,750 --> 00:10:46,580
‫خب شماها فکر میکنین من چه ربطی به این قضایا دارم ؟

208
00:10:47,050 --> 00:10:48,830
‫فقط طبق روال همیشگی داریم کارمون رو انجام میدیم

209
00:10:48,830 --> 00:10:50,390
‫باید این سوألات رو می پرسیدیم

210
00:10:51,180 --> 00:10:52,800
‫روز خوبی رو داشته باشین

211
00:10:59,770 --> 00:11:01,390
‫پس « کَل » یه شاهزادست

212
00:11:01,390 --> 00:11:03,560
‫آره ، حتی نمیدونه دیشب کجا بود

213
00:11:03,560 --> 00:11:04,820
‫الان ترتیبشو بدیم ؟

214
00:11:05,590 --> 00:11:07,050
‫نه باید مطمئن بشیم

215
00:11:07,560 --> 00:11:08,460
‫جدی ؟

216
00:11:08,460 --> 00:11:10,640
‫قبل از اینکه بدیمش دست یه شیطان که تا آخر عمرش
‫شکنجه بشه ؟

217
00:11:10,640 --> 00:11:12,170
‫آره جدی!

218
00:11:48,750 --> 00:11:51,060
‫پسر این یارو نمیدونه کی دیگه بس کنه

219
00:11:51,180 --> 00:11:53,660
‫سه تا بار آشغال و یه استریپ کلوب آشغال تر

220
00:11:53,660 --> 00:11:57,000
‫هفت هشت تا پیگ قبل از خواب...

221
00:11:57,000 --> 00:11:59,570
‫حالا هم که داره اسکاچ میخوره

222
00:12:01,510 --> 00:12:03,630
‫من که فقط با دیدنش داره حالم بد میشه

223
00:12:04,840 --> 00:12:06,650
‫به غیر از اینا دیگه هیچی علیهش نداریم

224
00:12:08,490 --> 00:12:09,860
‫بذار فعلاً منتظر باشیم

225
00:12:23,700 --> 00:12:25,280
‫رفیق خورشید دیگه در اومده

226
00:12:25,530 --> 00:12:27,210
‫یاروئه هنوز سرپا وایستاده

227
00:12:27,210 --> 00:12:28,410
‫به بیانی دیگه

228
00:12:28,850 --> 00:12:30,390
‫اون تبدیل نشده

229
00:12:30,490 --> 00:12:32,780
‫یا شایدم امشب تبدیل نشده

230
00:12:34,570 --> 00:12:35,720
‫بیا برگردیم

231
00:12:35,720 --> 00:12:37,740
‫میتونیم تو وقت های دیگه هم بهش حمله کنیم

232
00:12:59,550 --> 00:13:00,920
‫بعداً میبینمت

233
00:13:20,480 --> 00:13:21,890
‫اینجا چی کار میکنی ؟

234
00:13:22,710 --> 00:13:23,920
‫نه!

235
00:13:24,180 --> 00:13:25,570
‫نه!

236
00:14:32,040 --> 00:14:34,290
‫لاکی » بسته »!

237
00:14:41,110 --> 00:14:42,480
‫« کل »

238
00:14:46,070 --> 00:14:47,560
‫طبق معمول

239
00:14:54,170 --> 00:14:55,430
‫واقعاً

240
00:14:55,850 --> 00:14:59,390
‫تو بهترین دوست پسری هستی که تا به حال داشتم

241
00:15:36,310 --> 00:15:38,950
‫خب من که نظرم اینه که کار « کل » نبودش

242
00:15:39,130 --> 00:15:41,220
‫استنتاج به جای بود شرلک جان|!

243
00:15:41,880 --> 00:15:44,090
‫منظورم اینه... تو روشنایی روز یه گرگینه حمله کنه ؟

244
00:15:44,120 --> 00:15:45,670
‫کلاً این قضیه یه جورایی عجیبه

245
00:15:45,670 --> 00:15:48,200
‫سگا و گربه ها باهم زندگی میکنن... حسابی قاتی پاتی شد

246
00:15:48,200 --> 00:15:49,890
‫خب میدونی که این چه معنی ای میده

247
00:15:49,890 --> 00:15:51,730
‫که فقط یه مظنون برامون باقی میمونه

248
00:15:52,820 --> 00:15:53,590
‫میدونم

249
00:15:53,590 --> 00:15:56,940
‫مندی » دیگه درست تو انتهای استخر قربانی هاست »

250
00:15:57,210 --> 00:15:58,350
‫از پسش بر میای ؟

251
00:15:59,910 --> 00:16:00,830
‫از پس چی ؟

252
00:16:00,830 --> 00:16:03,650
‫« ترتیبشو بدی ، بندازیش صندوق عقب و تقدیمش کنی به « کرَولی

253
00:16:07,100 --> 00:16:09,050
‫آره « سَم » از پسش بر میام

254
00:16:16,830 --> 00:16:18,420
‫هنوزم گرمته عزیزم ؟

255
00:16:18,420 --> 00:16:20,880
‫بیا یه ذره آب میوه بخور... حالتو بهتر میکنه

256
00:16:20,940 --> 00:16:22,030
‫باشه ؟

257
00:16:22,520 --> 00:16:23,810
‫هی میبینی ؟

258
00:16:23,810 --> 00:16:25,230
‫لاکی » میدونه که حالت خوب نیست »

259
00:16:25,230 --> 00:16:26,850
‫و میخواد که حالت بهتر بشه

260
00:16:28,390 --> 00:16:30,130
‫اون دوست داره ها مگه نه ؟

261
00:16:32,170 --> 00:16:33,360
‫آفرین پسر خوب

262
00:16:35,010 --> 00:16:36,850
‫- اون از موش خوشش میاد
‫- آره

263
00:16:42,320 --> 00:16:44,530
‫لاکی » ببین چی کار کردی »!

264
00:16:51,390 --> 00:16:53,110
‫ببخشید مزاحم تماشا کردن برنامه صبحگاهیتون شدم ؟!

265
00:16:53,110 --> 00:16:54,620
‫بیا بریم بیرون قدم بزنیم

266
00:16:57,130 --> 00:16:58,910
‫هی... این خونه ؟

267
00:16:59,620 --> 00:17:01,450
‫باز پرنده کشتی ؟

268
00:17:01,910 --> 00:17:03,390
‫ای سگ بد!

269
00:17:10,090 --> 00:17:11,150
‫باشه باشه

270
00:17:11,150 --> 00:17:13,360
‫بعداً می بینمت

271
00:17:14,140 --> 00:17:15,210
‫خانم

272
00:17:15,490 --> 00:17:16,570
‫آقایون

273
00:17:16,670 --> 00:17:17,970
‫اینجا چی کار میکنین ؟

274
00:17:18,880 --> 00:17:19,960
‫کسی بهتون خبر نداد ؟

275
00:17:20,660 --> 00:17:22,000
‫درباره ی چی ؟

276
00:17:25,520 --> 00:17:26,670
‫متأسفم

277
00:17:27,780 --> 00:17:29,670
‫جداً باورم نمیشه

278
00:17:29,670 --> 00:17:31,250
‫من واقعاً خیی متأسفم

279
00:17:31,910 --> 00:17:34,130
‫خانم ، میدونم که الان زمان مناسبی نیست

280
00:17:34,130 --> 00:17:35,900
‫ولی ازتون درخواست داریم که همراهمون بیاید

281
00:17:36,360 --> 00:17:40,160
‫چرا ؟ فکر میکنین که این قضیه به من ربطی داره ؟

282
00:17:40,160 --> 00:17:41,160
‫مرگ « کل » ؟

283
00:17:41,160 --> 00:17:42,160
‫البته که نه

284
00:17:42,160 --> 00:17:45,300
‫چند تا سوأل داریم ازتون... زیاد طولانی نیست

285
00:17:47,790 --> 00:17:49,490
‫نمیشه بعداً انجامش بدین ؟

286
00:17:50,500 --> 00:17:51,780
‫متأسفانه خیر

287
00:17:57,350 --> 00:18:01,730
‫بچم مریضه... اون تمام شب رو بیدار بود

288
00:18:01,730 --> 00:18:02,880
‫خب... دوستی همسایه ای ندارین که

289
00:18:02,880 --> 00:18:04,550
‫وقتی شما نیستین ازش بتونه مراقبت کنه ؟

290
00:18:07,170 --> 00:18:09,070
‫ببخشید ، شما گفتید پسرتون تمام شب رو بیدار بود ؟

291
00:18:09,070 --> 00:18:09,880
‫بله

292
00:18:09,890 --> 00:18:11,220
‫شما تمام شب رو باهاش بودید ؟

293
00:18:15,000 --> 00:18:18,760
‫خب... شاید نیم ساعتی رو خوابیدم

294
00:18:19,320 --> 00:18:21,650
‫- میتونم با پسرتون صحبت کنم ؟
‫- چرا ؟

295
00:18:21,650 --> 00:18:24,550
‫آره مگه چه فرقی حالا میکنه که صحبت کنی یا نکی مأمور « هالت » ؟

296
00:18:24,560 --> 00:18:26,880
‫بهم اعتماد کن ، مهمه

297
00:18:28,590 --> 00:18:29,780
‫لطفاً ؟

298
00:18:31,160 --> 00:18:32,530
‫خب ، اون که نبودش

299
00:18:33,130 --> 00:18:34,360
‫ما که هنوز مطمئن نیستیم

300
00:18:34,370 --> 00:18:35,480
‫اون موقع جرم خونه بودش

301
00:18:35,480 --> 00:18:36,540
‫داره دروغ میگه

302
00:18:36,650 --> 00:18:38,220
‫تو که شنیدی بچه هه چی گفت رفیق ، اون دروغ نمیگه

303
00:18:38,220 --> 00:18:39,950
‫باشه ، ولی با این وجود هنوز هم وقت این رو داشت که تبدیل بشه

304
00:18:39,950 --> 00:18:41,840
‫آخرین گرگینه تو تخت پیش من بود

305
00:18:41,840 --> 00:18:43,090
‫و تبدیل شد

306
00:18:43,350 --> 00:18:45,150
‫مسأله رو شخصی نکنش

307
00:18:45,150 --> 00:18:46,090
‫ببین ، تمام حرف من اینه که

308
00:18:46,090 --> 00:18:47,720
‫بین این قضیه و حملات طی روز

309
00:18:47,720 --> 00:18:48,920
‫یه کاسه ای زیر نیم کاسست

310
00:18:48,920 --> 00:18:49,800
‫منم اون رو قرار نیست

311
00:18:49,810 --> 00:18:51,150
‫تحویل « کرولی » بدم تا موضوع رو نفهمیدیم

312
00:18:51,150 --> 00:18:52,280
‫میفهمی ؟

313
00:18:54,450 --> 00:18:57,250
‫آره آره میفهمم

314
00:18:57,490 --> 00:18:59,210
‫چطوره تو بری یه سری به صحنه جرم « کل » بزنی

315
00:18:59,210 --> 00:19:00,400
‫ببینی چیزیو از قلم ننداخته باشیم

316
00:19:00,400 --> 00:19:02,270
‫منم بر میگردم و حواسم به « اِمَندا » هست

317
00:19:02,780 --> 00:19:05,370
‫چطوره تو بری و من اینجا بمونم ؟

318
00:19:05,900 --> 00:19:07,900
‫دین » من هنوزم بلدم چطوری کارمو بکنم »

319
00:19:09,520 --> 00:19:11,340
‫من فقط میخوام مواظبش باشم همین

320
00:19:11,830 --> 00:19:12,990
‫بهم اعتماد کن

321
00:22:25,880 --> 00:22:28,080
‫صبر کن صبر کن صبر کن ، آقا!

322
00:22:28,080 --> 00:22:29,750
‫هی آقا! اون سگه منه!

323
00:22:31,580 --> 00:22:32,880
‫اون سگه منه

324
00:23:02,000 --> 00:23:03,050
‫هی

325
00:23:03,050 --> 00:23:05,310
‫هی ، منم

326
00:23:05,400 --> 00:23:07,060
‫خب ، من که اینجا چیزی گیر نیوردم

327
00:23:07,150 --> 00:23:08,460
‫من در عوض مطمئنم یه چی گیر اوردم

328
00:23:08,460 --> 00:23:09,960
‫یکیش اینکه با گرگینه سر و کار نداریم

329
00:23:09,970 --> 00:23:11,170
‫آره ، پس چیه ؟

330
00:23:11,170 --> 00:23:12,370
‫" اسکین واکر "

331
00:23:12,740 --> 00:23:14,070
‫یه " اسکین واکر " ؟

332
00:23:14,070 --> 00:23:14,830
‫یعنی...

333
00:23:14,830 --> 00:23:18,060
‫یعنی سگ خوانوادگیشون باید جلوش گرفته شه

334
00:23:19,800 --> 00:23:21,380
‫من سالها بود که از " اسکین واکر ها " چیزی نشنیده بودم

335
00:23:21,380 --> 00:23:23,160
‫راستشم بخوای اطلاعات زیادی هم ازشون ندارم

336
00:23:23,170 --> 00:23:24,320
‫منم همینطور

337
00:23:24,320 --> 00:23:26,690
‫ولی همین تازه یه چیزایی از « بابی » پرسیدم

338
00:23:26,690 --> 00:23:28,340
‫اونا هرجا و هر موقع که بخوان میتونن تغییر شکل بدن

339
00:23:28,340 --> 00:23:30,320
‫اسکین واکر " فقط با یه گاز میتونه طرف رو آلوده کنه "

340
00:23:30,320 --> 00:23:32,590
‫یا میشه گفت که اونا یه جورایی پسر عمو های گرگینه ها هستن!

341
00:23:32,590 --> 00:23:35,060
‫نقره اونا رو می کشه ، غذاشون هم قلب انسان هست که به راحتی مثل اسناسجز میخورنش|!

342
00:23:35,060 --> 00:23:36,590
‫خب حالا چی شد ؟ گرفتیش ؟

343
00:23:36,590 --> 00:23:39,590
‫نه دقیقاً ولی چند تا ایده دارم که بدونم کجاست

344
00:23:50,190 --> 00:23:51,550
‫« سلام « لاکی

345
00:23:53,000 --> 00:23:54,410
‫ای سگ بد

346
00:23:57,220 --> 00:23:58,650
‫اول از همه

347
00:24:02,120 --> 00:24:04,770
‫اینو میبینی ؟ نقره هست

348
00:24:05,120 --> 00:24:06,800
‫بعداً نگی بهت نگفتما!

349
00:24:10,470 --> 00:24:11,980
‫خیلی خب ، وقتشه بریم

350
00:24:13,060 --> 00:24:17,550
‫حالا میتونیم بصورت راحت این کارو بکنیم

351
00:24:20,720 --> 00:24:22,210
‫یا بصورت سخت

352
00:24:24,870 --> 00:24:27,910
‫چیه ؟ روح داشته باشم یا نه خنده دار بود خب!

353
00:24:29,590 --> 00:24:31,330
‫خب باید بهت بگم که

354
00:24:31,510 --> 00:24:33,160
‫حسابی از دستت خسته شدیم

355
00:24:33,990 --> 00:24:37,400
‫چرا حالا سر اون خوانواده خراب شدی ؟

356
00:24:38,010 --> 00:24:39,470
‫واسه اینه که یه دفعه بی خبر بهشون حمله کنی ؟

357
00:24:42,110 --> 00:24:43,860
‫از اینکه با غذات بازی کنی خوشت میاد ؟

358
00:24:44,550 --> 00:24:47,650
‫تکون بده خودتو « لاکی » ، حرف بزن!

359
00:24:47,690 --> 00:24:48,630
‫برو به جهنم!

360
00:24:48,630 --> 00:24:50,760
‫قبلاً بودم ، بهم نساخته!

361
00:24:50,870 --> 00:24:54,660
‫خب ببین ، چطوره من این چاقوی نقره ای رو بگیرم

362
00:24:54,660 --> 00:24:57,970
‫و باهاش یه ذره گوشت سگ ببرم تا درست رفتار کنی ؟

363
00:24:58,360 --> 00:25:00,170
‫کاریو که باید بکنیو بکن

364
00:25:01,340 --> 00:25:02,490
‫« صبر کن « سم

365
00:25:06,020 --> 00:25:07,930
‫گوش کن ، لازم نیست بهم بگی چرا با اون خانواده ای

366
00:25:07,930 --> 00:25:09,190
‫متوجهم

367
00:25:10,030 --> 00:25:11,340
‫که اینطور ها ؟

368
00:25:11,340 --> 00:25:13,660
‫تو هر گونه تهدیدی که نزدیک اونها میشد رو از بین بردی

369
00:25:15,120 --> 00:25:16,600
‫تو بهشون اهمیت میدی

370
00:25:17,150 --> 00:25:19,590
‫به روش عجیب و مسخره ی خودت

371
00:25:19,590 --> 00:25:20,890
‫کاملاً مشخصه

372
00:25:22,650 --> 00:25:23,760
‫چیزی که من میخوام بدونم اینه که

373
00:25:23,760 --> 00:25:26,700
‫اون یارویی که داشتی باهاش حرف میزدی کی بود ؟

374
00:25:27,370 --> 00:25:29,120
‫اونم یه " اسکین واکره " ؟

375
00:25:35,100 --> 00:25:36,440
‫ببینین من نمیتونم حرفی بزنم

376
00:25:36,440 --> 00:25:38,720
‫اما اگه نزنی با این کارت

377
00:25:38,720 --> 00:25:41,700
‫جون اون پسر بچه و مادرش رو به خطر میندازی

378
00:25:41,770 --> 00:25:45,750
‫و زودتر یا دیرتر همه این مزخرفات سر اونا خراب میشه

379
00:25:48,200 --> 00:25:50,820
‫حالا گوش کن ، ما هیچ اهمیتی به تو نمیدیم

380
00:25:52,970 --> 00:25:54,610
‫ما میخوایم به اونا کمک کنیم

381
00:25:55,880 --> 00:25:57,690
‫این هدفمونه همین

382
00:26:05,580 --> 00:26:07,290
‫آره اون یارو...

383
00:26:07,880 --> 00:26:09,580
‫مثل همینیه که منم هستم!...

384
00:26:09,680 --> 00:26:11,300
‫و اون تنها نیست

385
00:26:12,330 --> 00:26:13,530
‫شما ها چند تایین ؟

386
00:26:14,060 --> 00:26:14,840
‫تقریباً ۳۰ تا

387
00:26:14,840 --> 00:26:17,560
‫ما ها همون... ما ها به نوعی سرباز محسوب میشیم

388
00:26:19,930 --> 00:26:21,440
‫سرباز ؟

389
00:26:21,950 --> 00:26:24,900
‫آره ، من تو خیابون زندگی می کردم

390
00:26:25,010 --> 00:26:25,680
‫اونا پیدام کردن

391
00:26:25,680 --> 00:26:27,370
‫بهم گفتن که یه گاز کوچولو اگه بگیرم

392
00:26:27,370 --> 00:26:28,540
‫خیلی قوی و سریع میشم

393
00:26:28,540 --> 00:26:31,140
‫باسن مردم رو بو کشیدن ؟ قدم خوبیه واسه پیشرفت!

394
00:26:31,180 --> 00:26:32,830
‫خب واسه من که بود

395
00:26:34,370 --> 00:26:37,160
‫حالا این گروه شما کجان ؟

396
00:26:37,840 --> 00:26:39,050
‫همه جا

397
00:26:40,230 --> 00:26:41,280
‫ما ها اون بیرون واسه خودمون خانواده پیدا می کنیم

398
00:26:41,280 --> 00:26:44,340
‫و وقتی اونا ما رو ببرن خونشون کارمونو میکنیم

399
00:26:44,430 --> 00:26:45,970
‫کارتونو می کنین ؟ یعنی چی ؟

400
00:26:46,020 --> 00:26:48,570
‫- خب... ما منتظر دستوریم
‫- کدوم دستور ؟

401
00:26:50,470 --> 00:26:53,050
‫وقتی همه سر جاشون مستقر شدن ، علامت میدن بهمون

402
00:26:54,410 --> 00:26:56,340
‫و ما ها خانواده رو تبدیل می کنیم...

403
00:26:57,630 --> 00:26:59,820
‫همه رو با هم تو یه شب تغییر میدیم

404
00:27:00,310 --> 00:27:02,280
‫و ۳۰ تا میشه ۱۵۰ تا

405
00:27:03,580 --> 00:27:05,300
‫خدایا تو مثه یه نگهبان زندانی

406
00:27:06,410 --> 00:27:08,280
‫خب آره این اسم هم میشه روش گذاشت

407
00:27:08,320 --> 00:27:10,900
‫خب حالا منتظر دستور از طرف کی هستی ؟

408
00:27:10,950 --> 00:27:12,340
‫کی شما ها رو متحد کرد ؟

409
00:27:14,290 --> 00:27:15,950
‫ما یه رهبر داریم

410
00:27:15,980 --> 00:27:16,780
‫آلفا " دارین ؟ "

411
00:27:16,780 --> 00:27:17,990
‫آلفا " دیگه چیه ؟ "

412
00:27:18,030 --> 00:27:20,630
‫اولین " اسکین واکر " ، قوی ترین شما ها

413
00:27:20,650 --> 00:27:21,930
‫خب... اون خیلی قویه

414
00:27:21,940 --> 00:27:23,730
‫ولی نه... بعید میدونم

415
00:27:23,850 --> 00:27:25,930
‫من کاملاً مطمئنم مثل اون تو شهر های دیگه هم هستن

416
00:27:25,930 --> 00:27:27,490
‫ما تنها گروه نیستیم

417
00:27:28,260 --> 00:27:31,350
‫عالی شد ، پس میتونی کمکون کنی جلوشونو بگیریم

418
00:27:31,370 --> 00:27:33,020
‫اوه نه ، نمیتونم

419
00:27:33,070 --> 00:27:34,850
‫البته که میتونی

420
00:27:34,880 --> 00:27:37,150
‫نه شما ها متوجه نیستین ، هیچ کی نمیتونه جلوشو بگیره

421
00:27:37,280 --> 00:27:40,040
‫این جونورایی که منو تبدیل کردن خیلی بی رحمن

422
00:27:45,460 --> 00:27:47,430
‫سم » با این کارت کمکی نمیکنی »!

423
00:27:47,450 --> 00:27:48,930
‫اینو بگیرش!

424
00:27:49,480 --> 00:27:50,740
‫گوش کن بهم

425
00:27:52,010 --> 00:27:54,500
‫میخوای با اون خانواده چی کار کنی ؟

426
00:27:55,400 --> 00:27:57,740
‫میخوای دندوناتو تو گلوی اون پسر بچه فرو کنی ؟

427
00:27:58,580 --> 00:28:02,110
‫انقدر فشار بدی که گریش در بیاد و مادرشو بخواد ؟

428
00:28:03,980 --> 00:28:04,660
‫چون به گمونم

429
00:28:04,660 --> 00:28:09,090
‫اینها تنها آدم هایی هستن که تو زندگی رقت انگیزت

430
00:28:09,090 --> 00:28:10,980
‫به تو محبت کردن

431
00:28:13,290 --> 00:28:14,760
‫پس یا این طوریه...

432
00:28:15,940 --> 00:28:17,880
‫یا تو بهمون کمک میکنی که جلوشون رو بگیریم

433
00:28:20,990 --> 00:28:22,040
‫پس...

434
00:28:22,610 --> 00:28:24,130
‫چطوری ما قراره بریم نزدیک چیزی که

435
00:28:24,130 --> 00:28:26,320
‫از ۱۰۰ یارد اون ورتر میتونه بوی ما رو حس کنه ؟

436
00:28:26,840 --> 00:28:28,000
‫قرار نیست بریم

437
00:28:30,740 --> 00:28:32,030
‫رهبرشون

438
00:28:32,600 --> 00:28:33,850
‫قراره بکشیمش ؟

439
00:28:34,660 --> 00:28:36,820
‫آره ، فکر بهتری داری ؟

440
00:28:36,860 --> 00:28:38,240
‫نه من...

441
00:28:39,480 --> 00:28:41,400
‫کرولی » از این کار خوشش نمیاد »

442
00:28:41,450 --> 00:28:42,780
‫کی به اون اهمیت میده ؟

443
00:28:44,110 --> 00:28:45,940
‫اگه بذاریم اون جونور یه ثانیه دیگه زنده بمونه

444
00:28:46,640 --> 00:28:49,550
‫اون همه سگاش رو میفرسته بیوفتن به جون مردم

445
00:28:49,930 --> 00:28:52,610
‫از طرف دیگه اون میتونه ما رو به " آلفا " برسونه

446
00:28:52,610 --> 00:28:54,690
‫و بعدش " کرولی " روح منو بهم پس میده

447
00:28:54,690 --> 00:28:55,910
‫شوخیت گرفته ؟

448
00:28:56,340 --> 00:28:59,130
‫دلت میخواد بذاریم ۱۵۰ نفر به هیولا تبدیل بشن ؟

449
00:28:59,150 --> 00:29:01,240
‫نه البته که نه...

450
00:29:02,440 --> 00:29:03,660
‫فقط دارم میپرسم

451
00:29:05,400 --> 00:29:06,260
‫خیلی خب میدونی چیه ؟

452
00:29:06,260 --> 00:29:07,120
‫چیه ؟

453
00:29:07,140 --> 00:29:09,220
‫تو میگی که خودتی و عادی هستی آره ؟

454
00:29:09,220 --> 00:29:12,160
‫اینکه از بیس بال خوشت میاد و کیک سیبی یا هر کوفت دیگه ای!

455
00:29:12,620 --> 00:29:15,440
‫اما واقعیت اینه که من نمیدونم تو چی هستی

456
00:29:15,440 --> 00:29:17,160
‫- چون تو « سم » نیستی
‫- دین » بیخیال »

457
00:29:17,160 --> 00:29:18,520
‫منظورم اینه که ممکنه این بدن گنده بک واسه خودت باشه

458
00:29:18,520 --> 00:29:19,610
‫یا شاید هم مغزت سر جاش باشه

459
00:29:19,610 --> 00:29:20,660
‫ولی تو خودت نیستی

460
00:29:20,700 --> 00:29:23,480
‫پس فقط دست از وانمود کردن بردار

461
00:29:24,410 --> 00:29:25,900
‫با این کارت در حق جفتمون لطف میکنی

462
00:30:01,440 --> 00:30:02,960
‫به نظر پریشون میرسه نه ؟

463
00:30:05,500 --> 00:30:06,700
‫تو اگه جاش بودی پریشون نبودی ؟

464
00:30:07,130 --> 00:30:08,480
‫من جفتشون رو دور میزدم

465
00:30:08,540 --> 00:30:10,530
‫منظورم اینه که اون دیگه باید بدونه که تنها شانسه

466
00:30:10,600 --> 00:30:11,950
‫اگه بخواد زنده بمونه

467
00:30:12,740 --> 00:30:14,190
‫نــه... اون از پسش بر میاد

468
00:30:14,810 --> 00:30:16,550
‫منظورت اینه چون اون خانواده رو دوست داره ؟

469
00:30:16,640 --> 00:30:18,170
‫آره

470
00:30:21,110 --> 00:30:22,560
‫من جفتمون رو دور میزدم

471
00:30:25,000 --> 00:30:26,930
‫ممنون دکستر! خیلی امیدوار کنندست این حرفت

472
00:30:28,890 --> 00:30:30,450
‫فقط دارم سر صحبت رو باز میکنم

473
00:30:36,180 --> 00:30:37,340
‫شروع شد

474
00:31:03,280 --> 00:31:05,030
‫اون یا رو خفنه ، راننده هه

475
00:31:05,160 --> 00:31:06,950
‫همونیه که " لاکی " تو پارک باهاش قرار گذاشت

476
00:31:10,030 --> 00:31:11,980
‫اونم آلفاست

477
00:31:12,020 --> 00:31:13,120
‫بکشش

478
00:31:13,160 --> 00:31:14,290
‫خوب تو هدفم نیست

479
00:31:14,830 --> 00:31:16,800
‫ما به زور همین یه شانسو داریم

480
00:31:41,390 --> 00:31:42,500
‫بزنش!

481
00:31:42,560 --> 00:31:43,710
‫دارم سعیمو می کنم!

482
00:31:44,080 --> 00:31:45,690
‫- سر اون تو هدفمه
‫- اشکال نداره بزنش!

483
00:31:54,210 --> 00:31:56,460
‫یالا یالا یالا

484
00:32:02,670 --> 00:32:03,900
‫خب نقشه دوم رو انجام بدیم ؟

485
00:32:04,400 --> 00:32:05,560
‫مگه نقشه دوم هم داشتیم ؟!

486
00:32:15,050 --> 00:32:18,130
‫خواهش می کنم ، هر چی که میخواین

487
00:32:18,130 --> 00:32:20,120
‫فقط بذارین پسرم بره

488
00:32:31,060 --> 00:32:32,590
‫ببین مرد... من کاری از دستم بر نمیاد

489
00:32:32,590 --> 00:32:33,950
‫رئیس عصبانیه

490
00:32:34,780 --> 00:32:36,830
‫این قتل هایی که تو کردی

491
00:32:37,980 --> 00:32:39,760
‫قبلش اجازه نگرفتی!

492
00:32:39,760 --> 00:32:41,630
‫با این کارت همه برنامه لعنتی رو خراب کردی

493
00:32:41,660 --> 00:32:43,960
‫- من خواستم بهت هشدار بدم
‫- میدونم ، متأسفم

494
00:32:44,000 --> 00:32:45,570
‫یه. . یه اشتباهی شده

495
00:32:45,570 --> 00:32:47,020
‫این کار شما ها به منو پسرم هیچ ربطی نداره

496
00:32:47,020 --> 00:32:50,160
‫همش به تو ربط داره آبجی!

497
00:32:52,350 --> 00:32:54,020
‫خب ، باهامون هستی یا نه ؟

498
00:32:54,240 --> 00:32:55,940
‫آره ، البته که هستم

499
00:32:55,980 --> 00:32:58,510
‫خوبه ، پس ثابت کن

500
00:32:58,690 --> 00:33:00,720
‫اونا رو تبدیلشون کن ، همین حالا

501
00:33:01,150 --> 00:33:03,650
‫هر دوشون رو ، همین الان که ما هم داریم نگاه می کنیم

502
00:33:03,760 --> 00:33:05,380
‫یا اینکه من همتون رو میکشم

503
00:33:09,650 --> 00:33:10,700
‫اون چیه ؟

504
00:33:27,740 --> 00:33:29,220
‫- مامان!
‫- چیزی نیست

505
00:33:31,830 --> 00:33:33,370
‫مندی » بیا از این ور »

506
00:33:33,370 --> 00:33:34,970
‫تو کی هستی ؟ من حتی نمیشناسمت!

507
00:33:35,000 --> 00:33:36,530
‫چرا میشناسی ، بهم اعتماد کن میخوام کمکت کنم

508
00:33:36,530 --> 00:33:37,580
‫یالا بجنب!

509
00:33:58,520 --> 00:33:59,100
‫برو اون تو

510
00:33:59,100 --> 00:34:00,230
‫- ولی من
‫- برو تو!

511
00:34:01,520 --> 00:34:02,820
‫قفلش کن ، قفل کن!

512
00:34:08,020 --> 00:34:09,380
‫عزیزم برو زیر این

513
00:34:09,940 --> 00:34:11,970
‫آفرین ، همون جا بمون جات اَمنه

514
00:35:00,080 --> 00:35:01,760
‫داری ازشون محافظت میکنی ؟

515
00:35:02,850 --> 00:35:04,490
‫بعد از اون کاری که من برات کردم ؟

516
00:35:04,530 --> 00:35:06,870
‫من زندگیت رو بهت برگردوندم!

517
00:35:08,140 --> 00:35:09,460
‫اونا ؟

518
00:35:10,730 --> 00:35:12,370
‫تو واسه اونا هیچی نیستی!

519
00:35:13,220 --> 00:35:14,660
‫تو یه سگی

520
00:35:22,050 --> 00:35:23,660
‫میخواستم تبدیلشون کنم

521
00:35:23,790 --> 00:35:25,050
‫ولی حالا همشون رو میکشم

522
00:35:49,270 --> 00:35:50,550
‫لاکی » ؟ »!

523
00:35:51,900 --> 00:35:54,150
‫پس فکر می کنی میخوایم مثه سگا بجنگیم ؟

524
00:35:55,250 --> 00:35:56,750
‫من فکر بهتری دارم

525
00:36:03,290 --> 00:36:05,060
‫تیر از جنس نقره

526
00:37:23,060 --> 00:37:24,320
‫یک

527
00:37:25,910 --> 00:37:27,360
‫من نیومدم که باعث آزارت بشم

528
00:37:27,360 --> 00:37:30,870
‫من فقط... میخوام یه چیزی رو بگم

529
00:37:33,000 --> 00:37:34,230
‫« تو و « ایدن...

530
00:37:34,280 --> 00:37:36,030
‫شما ها تنها خانواده ای بودن که من تو عمرم داشتم

531
00:37:36,030 --> 00:37:36,960
‫و میدونم که

532
00:37:36,960 --> 00:37:38,620
‫میدونم که چطور به نظر...

533
00:37:43,470 --> 00:37:44,880
‫میدونم که چی هستم

534
00:37:45,360 --> 00:37:46,530
‫این...

535
00:37:47,390 --> 00:37:50,690
‫موضوع اینه که هیچ کسی هیچوقت بهم خوبی نکرده بود

536
00:37:53,540 --> 00:37:54,690
‫پس...

537
00:37:55,160 --> 00:37:56,730
‫پس ممنونم

538
00:37:57,270 --> 00:37:59,630
‫از این خونه دور شو

539
00:37:59,690 --> 00:38:01,240
‫روانی!

540
00:38:01,470 --> 00:38:02,790
‫و اگه تو یه وقتی

541
00:38:02,830 --> 00:38:06,140
‫به من یا پسرم نزدیک بشی

542
00:38:06,650 --> 00:38:08,310
‫وای به حالت...

543
00:38:09,300 --> 00:38:10,920
‫میدونم که احتمالاً لیاقت...

544
00:38:43,610 --> 00:38:45,400
‫دیگه هیچوقت به سگ ها نمیتونم مثل همیشه نگاه کنم!

545
00:38:46,690 --> 00:38:48,110
‫ولی باعث شگفتی میشن نه ؟

546
00:38:48,600 --> 00:38:49,620
‫چی ؟

547
00:38:50,390 --> 00:38:51,950
‫اینکه چند تا گروه اینطوری اون بیرون هستن

548
00:38:52,770 --> 00:38:55,800
‫اگه همشون منتظر علامت باشن چی... نه ؟

549
00:38:58,270 --> 00:39:00,710
‫خب... من داشتم فکر می کردم

550
00:39:01,440 --> 00:39:02,730
‫حق با تو بود

551
00:39:02,800 --> 00:39:03,790
‫درباره چی ؟

552
00:39:04,050 --> 00:39:05,580
‫من برادرت نیستم

553
00:39:05,580 --> 00:39:06,940
‫من « سم » نیستم

554
00:39:08,610 --> 00:39:09,750
‫باشه

555
00:39:10,250 --> 00:39:13,600
‫همه اون چرت و پرت هایی که درباره خودم میگفتم

556
00:39:13,720 --> 00:39:14,850
‫مزخرف بودن

557
00:39:15,520 --> 00:39:17,870
‫مثل « لیسا » و « بن » که میگفتم...

558
00:39:17,920 --> 00:39:20,760
‫من طوری رفتار میکردم که انگار اونا برام مهم هستن

559
00:39:22,690 --> 00:39:25,610
‫اما این طور نیست ، اونا کوچیک ترین اهمیتی ندارن برام

560
00:39:26,150 --> 00:39:27,470
‫الان این حرفات قراره حالمو بهتر کنه ؟

561
00:39:27,520 --> 00:39:29,580
‫خودت میخواستی واقعیتو بدونی ، اینم واقعیته

562
00:39:29,610 --> 00:39:30,770
‫من به اونا هیچ اهمیتی نمیدم

563
00:39:30,770 --> 00:39:32,310
‫راستش تو هم زیاد برام مهم نیستی

564
00:39:32,860 --> 00:39:34,360
‫به غیر از اینکه...

565
00:39:34,790 --> 00:39:36,090
‫من به کمکت احتیاج دارم

566
00:39:37,030 --> 00:39:39,250
‫و تو هم از این حرفات دست برنمیداری

567
00:39:39,250 --> 00:39:42,100
‫مگر اینکه من روراست بهت راستشو بگم...

568
00:39:44,210 --> 00:39:46,060
‫من خیلی کارای بدتری که ازش خبر نداری انجام دادم

569
00:39:46,080 --> 00:39:49,530
‫من آدم های بیگناه رو واسه انجام وظیف کشتم

570
00:39:50,020 --> 00:39:51,710
‫اما کاملاً مطمئنم

571
00:39:51,710 --> 00:39:53,800
‫این چیزی نیست که شخصیت قدیمیم میتونست انجامش بده

572
00:39:55,910 --> 00:39:58,000
‫و شاید... باید احساس گناه کنم

573
00:39:59,850 --> 00:40:00,860
‫ولی این طور نیست

574
00:40:00,860 --> 00:40:02,390
‫سم » برو سر اصل مطلب »

575
00:40:06,560 --> 00:40:09,370
‫من نمیدونم این طوری که هستم

576
00:40:09,420 --> 00:40:11,670
‫بهتره یا بدتر

577
00:40:11,670 --> 00:40:12,900
‫یه جوری فرق میکنه

578
00:40:13,050 --> 00:40:15,840
‫تو کار رو انجامش میدی و هیچی هم باعث رنج و سختی نمیشه

579
00:40:16,020 --> 00:40:17,550
‫این بدترین چیز نیست

580
00:40:18,830 --> 00:40:21,760
‫اما من داشتم فکر می کردم

581
00:40:26,720 --> 00:40:28,080
‫و این...

582
00:40:30,170 --> 00:40:31,660
‫و این سختره یه جورایی

583
00:40:33,650 --> 00:40:36,280
‫اما هنوز هم چیزایی هستن که هنوز...

584
00:40:39,700 --> 00:40:40,519
‫بذار این طور بگم که

585
00:40:40,520 --> 00:40:43,430
‫فکر میکنم بهتره که به شخصیت قبلیم برگردم

586
00:40:50,220 --> 00:40:51,890
‫جالبه

587
00:40:53,030 --> 00:40:54,340
‫یه قدم واسه پیشرفته

588
00:40:57,250 --> 00:40:58,470
‫خب ؟

589
00:41:05,660 --> 00:41:07,180
‫ما کاریو می کنیم که باید بکنیم

590
00:41:09,580 --> 00:41:11,390
‫و ما برادرم رو بهم برمیگردونیم

591
00:41:13,580 --> 00:41:15,390
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR کاری از

592
00:41:17,580 --> 00:41:19,390
‫مترجم : معین جهانیان

