‫﻿۱
00:00:02,336 --> 00:00:03,834
‫آنچه در فصل پیش گذشت...

2
00:00:04,836 --> 00:00:06,602
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

3
00:00:06,604 --> 00:00:08,935
‫من تنها کسی نبودم که تحت تاثیر
‫اون انفجار قرار گرفت، مگه نه؟

4
00:00:08,937 --> 00:00:11,637
‫مدتیه که دنبال سایر فراانسان‌های مثل تو

5
00:00:11,639 --> 00:00:12,770
‫میگردیم

6
00:00:12,772 --> 00:00:13,972
‫نترس، سیسکو

7
00:00:13,974 --> 00:00:15,305
‫تو هم تحت تاثیر قرار گرفتی

8
00:00:15,307 --> 00:00:17,173
‫یه زمانی قبول کردی با من ازدواج کنی

9
00:00:17,175 --> 00:00:18,306
‫آره

10
00:00:18,308 --> 00:00:19,641
‫نظرت چیه این کار رو بکنیم؟

11
00:00:19,643 --> 00:00:22,242
‫هریسون ولز، فلش معکوسه

12
00:00:22,244 --> 00:00:24,009
‫تو مادرم رو کشتی!

13
00:00:24,011 --> 00:00:25,543
‫چرا؟

14
00:00:25,545 --> 00:00:26,978
‫ما دشمنیم، رقیبیم، ضد هم

15
00:00:26,980 --> 00:00:28,278
‫ما معکوس همدیگه هستیم

16
00:00:28,280 --> 00:00:29,745
‫به پلیس بگو چه کار کردی

17
00:00:29,747 --> 00:00:31,346
‫پدرم رو از زندان بیار بیرون!

18
00:00:31,348 --> 00:00:33,480
‫میتونی برگردی به گذشته و مادرت رو نجات بدی

19
00:00:33,482 --> 00:00:35,648
‫یه دریچه، که مسیر سفر

20
00:00:35,650 --> 00:00:38,349
‫در زمان رو باز میکنه

21
00:00:38,351 --> 00:00:41,584
‫من همیشه برنده میشم، فلش!

22
00:00:41,586 --> 00:00:43,018
‫ادی!

23
00:00:43,020 --> 00:00:44,652
‫ادی جد اونه، اگه ادی بمیره...

24
00:00:44,654 --> 00:00:45,986
‫اون هیچوقت به دنیا نخواهد اومد

25
00:00:45,988 --> 00:00:48,120
‫از صفحه روزگار محو میشه

26
00:00:49,623 --> 00:00:51,122
‫تکینگی حتی تا بعد از نابودی زمین

27
00:00:51,124 --> 00:00:52,356
‫هم متوقف نمیشه

28
00:00:52,358 --> 00:00:53,923
‫باید حرکتش رو قطع  کنی

29
00:00:53,925 --> 00:00:55,156
‫نمیشه جلوش رو گرفت!

30
00:00:55,158 --> 00:00:56,857
‫باید سعی خودم رو بکنم!

31
00:00:56,858 --> 00:01:06,275
‫ارائه‌ای از تیم‌های ترجمه ایران‌فیلم و تی‌وی‌وُرلد
‫IranFilm.Net
‫TvWorld.Info

32
00:01:06,276 --> 00:01:15,270
‫مترجمین : کیــانـوش و محمـد امیــــر
‫Kianoosh_۹۳ & M.Amir

33
00:01:15,294 --> 00:01:17,294
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

34
00:01:18,270 --> 00:01:21,302
‫- داره برمیگرده
‫- آره، که بمیره!

35
00:01:30,541 --> 00:01:32,941
‫قسم میخورم یکی از این روزها میکشمت

36
00:01:43,948 --> 00:01:45,580
‫باز هم دیر کردم، مگه نه؟

37
00:01:45,582 --> 00:01:47,414
‫درست به موقع بود

38
00:01:57,554 --> 00:01:59,153
‫جفتشون رو گرفتین؟

39
00:01:59,155 --> 00:02:01,021
‫به این میگن همکاری ابرقهرمان‌ها!

40
00:02:01,023 --> 00:02:03,788
‫- کار من تنها که نبود
‫- هیچوقت تنها نیستی، بری

41
00:02:03,790 --> 00:02:05,522
‫شما هم همینطور، خانوم ریموند

42
00:02:07,358 --> 00:02:09,357
‫ممنون که وقتی من داخل بدنت بودم

43
00:02:09,359 --> 00:02:10,658
‫این کار رو نمیکردی

44
00:02:10,660 --> 00:02:12,425
‫حالا یه بار اتفاقی شد دیگه، بیخیال

45
00:02:12,427 --> 00:02:14,760
‫اسنارت و روی

46
00:02:14,762 --> 00:02:18,495
‫اینجوری پلیسی مثل من رو از کار بی‌کار میکنی

47
00:02:18,497 --> 00:02:19,795
‫فقط میخوام یه کمکی بکنم

48
00:02:19,797 --> 00:02:21,729
‫کار تو خیلی بیشتر از کمکه، بری

49
00:02:21,731 --> 00:02:24,865
‫تو به مردم شهر امید میدی

50
00:02:24,867 --> 00:02:26,565
‫تو قهرمان‌ مایی، بری

51
00:02:26,567 --> 00:02:29,266
‫به همگی تبریک میگم

52
00:02:29,268 --> 00:02:32,068
‫پیروزی تماشایی‌ای بود

53
00:02:32,070 --> 00:02:34,469
‫یه قدم بزرگ

54
00:02:34,471 --> 00:02:40,072
‫آقای آلن، فکر میکنم دیگه چیزی نمونده باشه
‫که بخوام بهت یاد بدم

55
00:02:40,074 --> 00:02:43,273
‫فکر میکنم...

56
00:02:43,275 --> 00:02:47,442
‫آماده‌ای که تمام این کارها رو به تنهایی انجام بدی

57
00:03:04,384 --> 00:03:05,750
‫اسم من بری آلنـه

58
00:03:05,752 --> 00:03:08,584
‫و من سریعترین انسان دنیام

59
00:03:08,586 --> 00:03:10,385
‫وقتی بچه بودم دیدم مادرم

60
00:03:10,387 --> 00:03:12,486
‫توسط یه موجود باورنکردنی به قتل رسید

61
00:03:12,488 --> 00:03:15,187
‫پدرم به اتهام قتل مادرم افتاد زندان

62
00:03:15,189 --> 00:03:17,221
‫و بعدش یه اتقاف باعث شد من باورنکردنی بشم

63
00:03:17,223 --> 00:03:19,289
‫و من به فلش تبدیل شدم

64
00:03:19,291 --> 00:03:20,890
‫از توانایی‌هام برای پیدا کردن

65
00:03:20,892 --> 00:03:23,124
‫کسی که مسئول مرگ مادرم بود، استفاده کردم

66
00:03:23,126 --> 00:03:26,359
‫فکر میکردم بالاخره میتونم حق خانواده‌م رو بگیرم

67
00:03:26,361 --> 00:03:28,027
‫ولی شکست خوردم

68
00:03:28,029 --> 00:03:30,561
‫شش ماه از حادثه تکینگی میگذره

69
00:03:30,563 --> 00:03:33,595
‫حالا دیگه تنها کار میکنم
‫با خودم گفتم اینطوری بهتره

70
00:03:33,597 --> 00:03:35,797
‫دیگه کسایی که برام اهمیت دارن
‫به خاطر من توی خطر نمیوفتن

71
00:03:35,799 --> 00:03:38,699
‫این روزها دیگه فقط یه کار میکنم

72
00:03:38,701 --> 00:03:40,066
‫می‌دوم

73
00:03:49,172 --> 00:03:50,637
‫چطوری؟

74
00:03:50,639 --> 00:03:53,072
‫سلام، آم، خوبم

75
00:03:53,074 --> 00:03:54,305
‫تو چطوری؟

76
00:03:54,307 --> 00:03:56,206
‫من هم خوبم

77
00:03:56,208 --> 00:03:59,208
‫خب، اسم قربانی ال راتستینـه

78
00:03:59,210 --> 00:04:00,642
‫و جوشکار نیروگاه‌ست

79
00:04:00,644 --> 00:04:03,443
‫یکی از همکارهاش امروز صبح اینجا پیداش کرده

80
00:04:03,445 --> 00:04:06,011
‫خب، چی دستگیرت شد؟

81
00:04:06,013 --> 00:04:08,512
‫خون‌مردگی صورت
‫و سفیدی چشم

82
00:04:08,514 --> 00:04:10,979
‫و این کبودی روی گردنش...

83
00:04:10,981 --> 00:04:12,914
‫- پس خفه‌ش کردن
‫- اوهوم

84
00:04:12,916 --> 00:04:15,582
‫کار یه آدم خیلی هیکلی و قوی بوده

85
00:04:15,584 --> 00:04:17,383
‫یا شاید یه چیز قوی

86
00:04:17,385 --> 00:04:18,650
‫این کار گراد نیست

87
00:04:18,652 --> 00:04:21,051
‫خدا رو شکر

88
00:04:21,053 --> 00:04:22,618
‫ببین

89
00:04:22,620 --> 00:04:24,720
‫به محض این که چیز دیگه‌ای فهمیدم

90
00:04:24,722 --> 00:04:26,520
‫بهت اطلاع میدم

91
00:04:26,522 --> 00:04:28,722
‫خب، این قضیه روزِ فلش

92
00:04:28,724 --> 00:04:30,689
‫امیدوارم برنامه داشته باشی بیای یه سری بزنی

93
00:04:30,691 --> 00:04:33,190
‫هنوز تصمیم نگرفتم

94
00:04:33,192 --> 00:04:34,957
‫بری، شنیدم شهردار میخواد

95
00:04:34,959 --> 00:04:36,258
‫کلید شهر رو به تو بده

96
00:04:36,260 --> 00:04:37,425
‫من نیازی به جایزه ندارم

97
00:04:37,427 --> 00:04:38,959
‫تو که عاشق جایزه گرفتنی

98
00:04:38,961 --> 00:04:41,294
‫مثل همون جایزه‌های علمی‌ای که توی دبیرستان بردی

99
00:04:41,296 --> 00:04:43,128
‫خب لیاقت اون‌ها رو داشتم

100
00:04:43,130 --> 00:04:46,696
‫چیزی پیدا کردم بهت خبر میدم، خب؟

101
00:04:46,698 --> 00:04:48,097
‫خیلی‌خب

102
00:05:00,904 --> 00:05:02,104
‫چیزی به روز فلش نمونده

103
00:05:02,106 --> 00:05:03,537
‫یه بزرگداشت مخصوص در مرکز شهر

104
00:05:03,539 --> 00:05:06,538
‫برای کسی که سنترال سیتی رو نجات داد

105
00:05:06,540 --> 00:05:09,773
‫شش ماه از زمانی که فلش
‫سنترال سیتی رو از سیاه‌چاله عظیمی

106
00:05:09,775 --> 00:05:13,109
‫که توی آسمون ظاهر شد، نجات داد

107
00:05:13,111 --> 00:05:15,709
‫جو، پرونده قتل نیروگاه هسته‌ای به کجا رسید؟

108
00:05:15,711 --> 00:05:17,210
‫بری هنوز داره مدارک رو تحلیل میکنه

109
00:05:17,212 --> 00:05:18,611
‫ولی مطمئناً یه چیز غیرعادی پشت این پرونده‌ست

110
00:05:18,613 --> 00:05:19,778
‫آره، من هم واسه همین

111
00:05:19,780 --> 00:05:21,445
‫بهت اجازه میدم از اون
‫نیروی ویژه ضد فراانسانیت استفاده کنی

112
00:05:21,447 --> 00:05:23,513
‫راستی حالا که صحبتش شد
‫اون مشاور علمیت کجاست؟

113
00:05:25,049 --> 00:05:26,714
‫ریش رو برم!

114
00:05:29,385 --> 00:05:33,151
‫خیلی ظاهر خاصیه، قربان

115
00:05:33,153 --> 00:05:35,785
‫- این‌ها دیگه چیه آقای رامون؟
‫- این‌ها؟

116
00:05:35,787 --> 00:05:36,986
‫یه چیز کوچیکه که دارم روش کار میکنم

117
00:05:36,988 --> 00:05:38,353
‫دارم واسه جو و نیروهای ویژه

118
00:05:38,355 --> 00:05:41,287
‫برای دستگیری فراانسان‌ها آماده‌ش میکنم

119
00:05:41,289 --> 00:05:42,821
‫فکر کنم اسمش رو بذارم بوت

120
00:05:42,823 --> 00:05:45,223
‫راستی، این هم فاکتورهاش

121
00:05:48,426 --> 00:05:50,191
‫سروان، یه مسئله دیگه

122
00:05:50,193 --> 00:05:52,960
‫نخیر، به شما نشان پلیس تعلق نمیگره آقای رامون

123
00:05:55,230 --> 00:05:57,561
‫خیلی روی اون نشان‌ها حساسه، مگه نه؟

124
00:05:57,563 --> 00:05:59,896
‫آره، پلیس‌ها توی این موارد خیلی بامزه‌ان

125
00:05:59,898 --> 00:06:02,164
‫خب، واقعاً فکر میکنی میتونی این رو راه بندازی؟

126
00:06:02,166 --> 00:06:04,232
‫یه کاری نکنی آبرو و حیثت‌مون توی خیابون بره

127
00:06:04,234 --> 00:06:06,066
‫آره، وقتی بوت تکمیل بشه

128
00:06:06,068 --> 00:06:09,067
‫پلیس سنترال سیتی هر چیزی که برای دستگیری
‫فراانسان‌ها نیاز داره رو در دسترس خواهد داشت

129
00:06:09,069 --> 00:06:10,734
‫مخصوصاً حالا که بری تصمیم گرفته

130
00:06:10,736 --> 00:06:13,703
‫جدا بشه و تنهایی با جرم و جنایت مبارزه کنه

131
00:06:13,705 --> 00:06:15,404
‫آره، دقیقاً
‫این چند وقته باهاش صحبت کردی؟

132
00:06:15,406 --> 00:06:17,037
‫راستش نه. حتی از کیتلین هم خبری ندارم

133
00:06:17,039 --> 00:06:18,538
‫از وقتی توی آزمایشگاه مرکوری کار میکنه
‫با هم تماسی نداشتیم

134
00:06:18,540 --> 00:06:21,006
‫- سلام سیسکو، سلام بابا
‫- سلام عزیزم

135
00:06:21,008 --> 00:06:22,940
‫اومدم ببینم در مورد
‫مراسم با بری صحبت کردین

136
00:06:22,942 --> 00:06:24,441
‫همین الان صحبتش بود

137
00:06:24,443 --> 00:06:26,142
‫ببخشید، ولی باورم نمیشه

138
00:06:26,144 --> 00:06:28,443
‫میخوان کلید شهر رو بدن به فلش

139
00:06:28,445 --> 00:06:30,110
‫گرچه از لحاظ فنی، به عنوان اعضای تیم فلش

140
00:06:30,112 --> 00:06:31,277
‫باید به همه‌مون کلید بدن

141
00:06:31,279 --> 00:06:32,744
‫بری رو که میشناسی

142
00:06:32,746 --> 00:06:34,645
‫هرچی بیشتر سعی کنیم راضی به انجام کاری بکنیمش

143
00:06:34,647 --> 00:06:35,813
‫میلش به انجام اون کار کمتر میشه

144
00:06:35,815 --> 00:06:37,580
‫آره، ولی باید بیاد مراسم

145
00:06:37,582 --> 00:06:39,448
‫یکی باید بره باهاش صحبت کنه سر عقل بیاردش

146
00:06:39,450 --> 00:06:40,715
‫شاید صحبت‌ با بهترین دوستش نظرش رو عوض کنه

147
00:06:40,717 --> 00:06:43,517
‫جو، باور کن، من سعیم رو کردم

148
00:06:43,519 --> 00:06:45,351
‫منظورم اون بود

149
00:06:46,787 --> 00:06:47,785
‫خداحافظ عزیزم

150
00:06:47,787 --> 00:06:49,786
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

151
00:07:28,205 --> 00:07:29,638
‫میدونی، هر زمان تصمیم گرفتی

152
00:07:29,640 --> 00:07:31,539
‫که نمیخوای دیگه فلش باشی

153
00:07:31,541 --> 00:07:34,139
‫میتونی به عنوان پیمان کار آینده
‫خوشی رو برای خودت رقم بزنی

154
00:07:34,141 --> 00:07:36,073
‫مرسی

155
00:07:36,075 --> 00:07:38,175
‫آره، فقط دارم سعی میکنم همه چیز

156
00:07:38,177 --> 00:07:42,143
‫به شکل سابقش برگردونم، قبل از...

157
00:07:42,145 --> 00:07:44,144
‫میدونی

158
00:07:48,214 --> 00:07:49,980
‫مثل این که خیلی از مغازه‌های شهر

159
00:07:49,982 --> 00:07:52,548
‫دارن شبونه و مخفیانه

160
00:07:52,550 --> 00:07:55,283
‫بازسازی میشن

161
00:07:55,285 --> 00:07:58,451
‫تو فکرش بودم که یه مقاله در موردش بنویسم

162
00:07:58,453 --> 00:08:00,218
‫خواهش میکنم این کار رو نکن

163
00:08:00,220 --> 00:08:02,119
‫ببین، مردم داستان‌هات رو شنیدن

164
00:08:02,121 --> 00:08:03,820
‫مقالات رو خوندن

165
00:08:03,822 --> 00:08:06,854
‫حتی ممکنه خط قرمز رو دیده باشن
‫که از کنارشون رد میشه

166
00:08:06,856 --> 00:08:09,722
‫ولی هیچوقت فلش رو ندیدن، بری

167
00:08:09,724 --> 00:08:11,356
‫پس واسه این اومدی اینجا؟

168
00:08:11,358 --> 00:08:13,858
‫اومدی راضیم کنی برم مراسم؟

169
00:08:13,860 --> 00:08:16,058
‫آخه راستش من نمیخوام برم

170
00:08:16,060 --> 00:08:18,460
‫مردم فقط میخوان از کسی که
‫سنترال سیتی رو نجات داده تشکر کنن

171
00:08:18,462 --> 00:08:21,295
‫خب، نمیتونن، چون من همچین کاری نکردم

172
00:08:21,297 --> 00:08:23,662
‫تو که دیگه باید بهتر از هر کس دیگه این رو بدونی

173
00:08:28,633 --> 00:08:32,099
‫سنترال سیتی به فلش ایمان داره

174
00:08:33,936 --> 00:08:36,201
‫من هم همینطور

175
00:09:26,726 --> 00:09:28,425
‫عالیه!

176
00:09:28,427 --> 00:09:29,825
‫با افزایش گشتاور پیچشی

177
00:09:29,827 --> 00:09:32,660
‫تونسته تکینگی رو کنترل کنه

178
00:09:32,662 --> 00:09:34,628
‫بری، داره پایدار میشه

179
00:09:34,630 --> 00:09:36,329
‫به کارت ادامه بده!

180
00:09:36,331 --> 00:09:38,763
‫نمیتونم چقدر دیگه میتونم ادامه بدم

181
00:09:38,765 --> 00:09:40,964
‫سیسکو، حالا چه کار کنم؟

182
00:09:40,966 --> 00:09:43,932
‫باید افق‌های داخلی و خارجی رو ادغام کنیم

183
00:09:43,934 --> 00:09:45,533
‫چطوری این کار رو بکنیم؟

184
00:09:45,535 --> 00:09:48,434
‫با جدا شدن در مرکزش

185
00:09:48,436 --> 00:09:52,669
‫میزان انرژی آزاد شده از شکافت
‫باید کار رو انجام بده

186
00:09:55,173 --> 00:09:57,471
‫این تنها امید ماست، رونالد

187
00:09:57,473 --> 00:09:59,939
‫رانی، نه ! این کار خیلی خطرناکه

188
00:09:59,941 --> 00:10:03,140
‫اگه نتونی از فشار داخلی فرار کنی چی؟

189
00:10:03,142 --> 00:10:06,209
‫کیت ما باید سعیمون رو بکنیم

190
00:10:40,527 --> 00:10:43,559
‫رانی، پروفسور

191
00:10:46,229 --> 00:10:48,164
‫نـه!

192
00:11:21,309 --> 00:11:24,147
‫رونالد، رونالد

193
00:11:36,911 --> 00:11:38,613
‫خیلی متاسفم!

194
00:12:08,901 --> 00:12:11,338
‫انتظار دردسر هم داریم؟

195
00:12:11,340 --> 00:12:13,308
‫پلیس‌ها همیشه انتظار دردسر دارن

196
00:12:13,310 --> 00:12:17,418
‫توی این شهر
‫من انتظار هیولاهای بد ذات پرنده دارم

197
00:12:17,420 --> 00:12:19,389
‫به این میگن یه انتظار منطقی

198
00:12:22,833 --> 00:12:25,870
‫اونجا رو

199
00:12:33,758 --> 00:12:37,230
‫صبح بخیر سنترال سیتی!

200
00:12:37,232 --> 00:12:40,671
‫یک سال پیش، دنیا عوض شد

201
00:12:40,673 --> 00:12:45,081
‫شهر ما دست خوش برخی...

202
00:12:45,083 --> 00:12:47,888
‫اتفاقات عجیب شد

203
00:12:47,890 --> 00:12:50,360
‫با خلافکاران جدیدی رو به رو هستیم

204
00:12:50,362 --> 00:12:53,601
‫مردان و زنانی که نه تنها قوانین ما رو زیر پا گذاشتند

205
00:12:53,603 --> 00:12:56,808
‫بلکه قوانین فیزیک و منقطق رو هم نقض کردند

206
00:12:56,810 --> 00:13:00,048
‫ولی این اتفاقات چیز دیگه رو هم برای ما به ارمغان آورد

207
00:13:00,050 --> 00:13:02,989
‫ما فلش رو داریم!

208
00:13:08,637 --> 00:13:10,606
‫زخم‌هامون عمیق هستن

209
00:13:10,608 --> 00:13:12,610
‫و میدونم خیلی از شما می‌ترسین

210
00:13:12,612 --> 00:13:15,284
‫که فردا ممکنه چه تهدید‌هایی رو همراه داشته باشه

211
00:13:15,286 --> 00:13:17,889
‫ولی فلش فقط از ما محافظت نمیکنه

212
00:13:17,891 --> 00:13:20,896
‫اون امید از دست رفته ما رو برگردوند

213
00:13:20,898 --> 00:13:24,304
‫به همین دلیل مفتخرم که این کلید رو به مردی

214
00:13:24,306 --> 00:13:28,681
‫که سنترال سیتی رو نجات داد تقدیم کنم، فـلـش

215
00:13:57,280 --> 00:13:59,217
‫فلش، فلش

216
00:14:19,432 --> 00:14:21,233
‫درهای سنترال سیتی

217
00:14:21,235 --> 00:14:24,207
‫همیشه به روی تو باز خواهد بود، فلش

218
00:14:27,082 --> 00:14:28,049
‫مواظب باشین!

219
00:14:34,666 --> 00:14:36,502
‫حالتون خوبه؟

220
00:14:41,215 --> 00:14:42,850
‫بسپرینش به من، باشه؟

221
00:14:45,257 --> 00:14:48,429
‫مردی که سنترال سیتی رو نجات داد

222
00:14:48,431 --> 00:14:50,634
‫اصلاً دوست ندارم بزرگداشتت رو خراب کنم

223
00:15:14,089 --> 00:15:15,958
‫سیسکو!

224
00:15:15,960 --> 00:15:17,428
‫سیسکو!

225
00:15:17,430 --> 00:15:20,067
‫- بوت!
‫- باشه!

226
00:15:25,214 --> 00:15:26,916
‫آماده‌ست، بزنش

227
00:15:30,860 --> 00:15:32,162
‫دهنش سرویس شد

228
00:15:41,785 --> 00:15:44,590
‫سیسکو، تو که گفتی با این میشه دستگیرش کرد

229
00:15:44,592 --> 00:15:46,862
‫اون که هنوز سر پاست

230
00:15:51,742 --> 00:15:54,680
‫گنده شد

231
00:15:54,682 --> 00:15:56,484
‫برو ! فرار کن!

232
00:15:59,526 --> 00:16:02,531
‫- چیکار میکنی؟
‫- من میندازم، تو شلیک کن

233
00:16:19,371 --> 00:16:21,407
‫اون ال راتستینه

234
00:16:21,409 --> 00:16:24,213
‫اون جسدی که توی نیروگاه پیدا کردیم

235
00:16:24,215 --> 00:16:26,351
‫زنده‌ست!

236
00:16:37,107 --> 00:16:38,596
‫بنا به گزارش دفتر پزشکی قانونی

237
00:16:38,611 --> 00:16:39,979
‫جسد ال راتستین تمام شب توی سردخونه بوده

238
00:16:39,981 --> 00:16:42,150
‫پس میتونیم حمله زامبی‌ها رو از گزینه‌هامون خط بزنیم

239
00:16:42,152 --> 00:16:44,055
‫راتستین برادر دوقلو داره؟

240
00:16:44,792 --> 00:16:46,293
‫نه، تک بچه‌ست

241
00:16:46,295 --> 00:16:48,598
‫اینجا رو داشته باش
‫شبی که شتاب‌دهنده منفجر شد

242
00:16:48,600 --> 00:16:51,504
‫راتستین توی هاوایی ماه عسل بوده

243
00:16:51,506 --> 00:16:53,943
‫عجب، پس دنبال یه آدمی میگردیم که خیلی قویه

244
00:16:53,945 --> 00:16:56,182
‫میتونه تا دو برابر خودش رو بزرگ کنه
‫و خیلی اتفاقی دقیقاً شبیه

245
00:16:56,184 --> 00:16:58,087
‫کسیه که به قتل رسونده؟

246
00:16:58,089 --> 00:17:00,325
‫اگه تا حد مرگ از این طرف نمیترسیدم

247
00:17:00,327 --> 00:17:03,632
‫به نظرم خیلی آدم باحالی می‌بود

248
00:17:03,634 --> 00:17:05,203
‫پس قضیه این بود؟

249
00:17:05,205 --> 00:17:08,008
‫اونجا یه لحظه واقعاً ترسیده بودی

250
00:17:08,010 --> 00:17:09,980
‫راستش همین الان...

251
00:17:09,982 --> 00:17:11,751
‫پیش کسی هستم که میتونم این سوال رو ازش بپرسم

252
00:17:11,753 --> 00:17:14,424
‫باهاتون تماس میگیرم، باشه؟
‫سلام

253
00:17:14,426 --> 00:17:17,397
‫توی بیمارستان نزدیک مراسم

254
00:17:17,399 --> 00:17:20,437
‫تمام دستگاه‌های سی‌تی اسکن
‫و اشعه ایکس یه دفعه از کار افتادن

255
00:17:20,439 --> 00:17:21,840
‫کار شما بوده؟

256
00:17:21,842 --> 00:17:26,084
‫من کاری نکردم که باعث همچین اتفاقی بشه

257
00:17:26,086 --> 00:17:30,226
‫‏۹۲ درصد مطمئنم

258
00:17:30,228 --> 00:17:33,634
‫ببخشید، میرم کامل مطمئن بشم

259
00:17:33,636 --> 00:17:35,371
‫حالت خوبه؟

260
00:17:35,373 --> 00:17:38,913
‫- باید باهم صحبت کنیم
‫- باشه

261
00:17:41,620 --> 00:17:44,091
‫بری دیگه نمیتونه تنهایی این کارها رو بکنه

262
00:17:44,093 --> 00:17:45,862
‫این تصمیم خودشه

263
00:17:45,864 --> 00:17:47,199
‫و من نمیدونم چطوری از این قضیه منصرفش کنم

264
00:17:47,201 --> 00:17:48,334
‫در حال حاضر، من دارم سعی میکنم

265
00:17:48,336 --> 00:17:49,704
‫بیشتر از این از خودمون نرونمش

266
00:17:49,706 --> 00:17:51,541
‫خب، شاید بری واسه این تا این حد موفق بوده

267
00:17:51,543 --> 00:17:53,813
‫که از شما، من و هر کس دیگه فاصله بگیره

268
00:17:53,815 --> 00:17:55,684
‫چون ما خودمون این اجازه رو بهش میدیم

269
00:17:55,686 --> 00:17:57,321
‫بیا دیگه بهش اجازه ندیم

270
00:17:57,323 --> 00:17:59,426
‫پیشنهادت چیه؟

271
00:17:59,428 --> 00:18:04,003
‫خب، "اگه هر دفعه بهت جواب رد میده

272
00:18:04,005 --> 00:18:05,907
‫"شاید بهتر باشه دیگه ازش چیزی نخوای

273
00:18:05,909 --> 00:18:07,612
‫این حرف منه. از خودم نقل قول میکنی؟

274
00:18:07,614 --> 00:18:10,150
‫چی میشه گفت؟
‫شما آدم خیلی باهوشی هستین

275
00:18:18,705 --> 00:18:22,646
‫پس داخل آزمایشگاه مرکوری این شکلیه

276
00:18:22,648 --> 00:18:24,984
‫سیستم امنیتی اینجا خیلی بهتر از آزمایشگاه استاره

277
00:18:24,986 --> 00:18:26,354
‫که مردم مدام از در

278
00:18:26,356 --> 00:18:28,592
‫میومدن و میرفتن

279
00:18:28,594 --> 00:18:30,697
‫- سلام سیسکو
‫- یا خدا

280
00:18:30,699 --> 00:18:32,569
‫اون یه پیوند دهنده پروتون ‏۶کـِی‌ـه؟؟

281
00:18:32,571 --> 00:18:34,239
‫آره

282
00:18:34,241 --> 00:18:36,911
‫دکتر مک‌گی اصرار داره جدیدترین
‫وسایل رو داشته باشیم

283
00:18:38,818 --> 00:18:41,388
‫تو لیاقتش رو داری

284
00:18:41,390 --> 00:18:44,629
‫امروز توی مراسم دیدمت

285
00:18:44,631 --> 00:18:47,903
‫و حدس میزنم دیدی چه اتفاقی افتاد

286
00:18:47,905 --> 00:18:49,774
‫سیسکو، من برنمیگردم

287
00:18:49,776 --> 00:18:52,413
‫باشه، یه لحظه گوش کن
‫ما این رو بدن

288
00:18:52,415 --> 00:18:53,950
‫یه مقتول توی نیروگاه هسته‌ای پیدا کردیم

289
00:18:53,952 --> 00:18:56,222
‫ولی هیچی روی نشانش نیست

290
00:18:56,224 --> 00:18:58,126
‫که البته خیلی عجیبه

291
00:18:58,128 --> 00:19:00,933
‫مسئله عجیب دیگه اینه که دقیقاً همون لحظه‌ای
‫اون فرا انسان بزرگ شد

292
00:19:00,935 --> 00:19:03,906
‫تمام دستگاه‌های اشعه ایکس که توی
‫شعاع یک مایلی اونجا بودن از کار افتادن

293
00:19:03,908 --> 00:19:06,812
‫- سیسکو
‫- فقط ... اگه میشه فقط...

294
00:19:06,814 --> 00:19:09,218
‫ببین چیز مخفی‌ای توی این نشان هست یا نه

295
00:19:09,220 --> 00:19:10,488
‫اگه مثلاً خراب شده باشه، یا...

296
00:19:10,490 --> 00:19:12,826
‫هرچی

297
00:19:12,828 --> 00:19:14,931
‫خیلی بهمون کمک میکنه

298
00:19:25,942 --> 00:19:27,410
‫آقای آلن

299
00:19:27,412 --> 00:19:28,914
‫بری آلن؟

300
00:19:28,916 --> 00:19:31,253
‫- بله
‫- من گرگ تورک هستم

301
00:19:31,255 --> 00:19:34,158
‫و یکی از وکلای شرکت وثرزبی و استون هستم

302
00:19:34,160 --> 00:19:36,230
‫معمولاً خارج از دفتر با کسی ملاقات نمیکنم
‫ولی چندین ماهه

303
00:19:36,232 --> 00:19:37,867
‫که سعی میکنم با شما ارتباط برقرار کنم

304
00:19:37,869 --> 00:19:40,039
‫بله، بله، شرمنده‌م

305
00:19:40,041 --> 00:19:41,476
‫فقط...

306
00:19:41,478 --> 00:19:43,446
‫خیلی درگیر مشغله‌های شغلیم بودم

307
00:19:43,448 --> 00:19:45,785
‫باید درباره آزمایشگاه استار صحبت کنیم

308
00:19:45,787 --> 00:19:48,458
‫همونطور که میدونین هریسون ولز
‫اونجا رو به عنوان بخشی از ارثیه‌ش

309
00:19:48,460 --> 00:19:49,727
‫برای شما گذاشته

310
00:19:49,729 --> 00:19:53,536
‫آره، البته من همچین چیزی ازش نخواستم

311
00:19:53,538 --> 00:19:55,608
‫ولی خب اونجا رو سر پا نگه داشتم

312
00:19:55,610 --> 00:19:57,312
‫خب، متاسفانه برای نگهداری اونجا

313
00:19:57,314 --> 00:19:59,550
‫یه خورده بیشتر از تمیز کردن کف زمین لازمه

314
00:19:59,552 --> 00:20:01,454
‫مقرر شده که ملک و تسهیلات موجود در اون

315
00:20:01,456 --> 00:20:05,998
‫تا آخر هفته به گرو دادگاه دربیان

316
00:20:07,637 --> 00:20:10,241
‫مگر این که شما این رو ببینین

317
00:20:09,241 --> 00:20:10,476
‫چی هست؟

318
00:20:11,479 --> 00:20:14,150
‫یه پیغام ویدیویی که توسط دکتر ولز ضبط شده

319
00:20:16,123 --> 00:20:17,424
‫چی هست توش؟ خودتون دیدینش؟

320
00:20:17,426 --> 00:20:19,428
‫نه. ایشون خیلی صریح بود

321
00:20:19,430 --> 00:20:21,667
‫تقاضا داشتن که فقط توسط شما دیده بشه

322
00:20:21,669 --> 00:20:23,104
‫زمانی که شما این فایل رو تماشا کنین

323
00:20:23,106 --> 00:20:24,841
‫بنده مطلع خواهم شد

324
00:20:24,843 --> 00:20:27,414
‫و بعد از اون، آماده‌ام که مراحل قانونیش رو انجام بدم

325
00:20:27,416 --> 00:20:28,984
‫من این فایل رو تماشا نمیکنم

326
00:20:28,986 --> 00:20:31,222
‫خب، تصمیم با شماست، آقای آلن

327
00:20:31,224 --> 00:20:34,195
‫بنده فقط به این دلیل اینجام تا درخواست
‫نهایی هریسون ولز رو به جا بیارم

328
00:20:34,197 --> 00:20:36,367
‫روز خوش

329
00:21:09,277 --> 00:21:10,445
‫شماها اینجا چه کار میکنین؟

330
00:21:10,447 --> 00:21:13,084
‫- داریم کار میکنیم
‫- میگفتی، حق با کیتلین بود

331
00:21:13,086 --> 00:21:15,958
‫بله، بدن تمامی انسانها شامل مقدار کمی پرتو میشه

332
00:21:15,960 --> 00:21:18,430
‫چرا که با موبایل، مایکروویو

333
00:21:18,432 --> 00:21:19,665
‫تلویزیون و باقی لوازم در تماسـه

334
00:21:19,667 --> 00:21:21,904
‫بدن ما انسانها رسانای طبیعی به حساب میاد

335
00:21:21,906 --> 00:21:23,876
‫احتمال میدم فرا انسان‌مون تمامی پرتوها
‫و اشعه‌های اطراف خودش رو جذب میکنه

336
00:21:23,878 --> 00:21:25,646
‫و ازش به عنوان منبع قدرت استفاده میکنه

337
00:21:25,648 --> 00:21:27,583
‫به همین خاطر هست که روز مراسم

338
00:21:27,585 --> 00:21:28,820
‫دستگاههای اشعه ایکس از کار افتاده بودن

339
00:21:28,822 --> 00:21:30,156
‫پس اگر میخوایم پیداش کنیم

340
00:21:30,158 --> 00:21:32,060
‫باید دنبال جاهایی بگردیم که اشعه‌ای در اونجا نیست

341
00:21:32,062 --> 00:21:35,134
‫خیلی خب، رفقا، نمیخوام الان هیچ‌کدوم تون اینجا باشین

342
00:21:35,136 --> 00:21:37,974
‫داری سخت میگیری. تو به همکارهات نیاز داری.
‫به رفقات نیاز داری

343
00:21:37,976 --> 00:21:40,547
‫بری، تو برای هر کسی که اینجاست، مهمی

344
00:21:40,549 --> 00:21:42,417
‫اما خب سنترال سیتی هم برامون بی ارزش نیست

345
00:21:42,419 --> 00:21:43,687
‫همه‌مون میخوایم یه کار مهم انجام بدیم

346
00:21:43,689 --> 00:21:45,057
‫که یعنی با فرا انسانها مبارزه کنیم

347
00:21:45,059 --> 00:21:47,094
‫که باز یعنی باید با فلش همکاری کنیم

348
00:21:47,096 --> 00:21:48,766
‫نمیتونی همچین چیزی رو انکار کنی

349
00:21:48,768 --> 00:21:50,436
‫- نه دیگه بیشتر از این
‫- پیداش کردم

350
00:21:50,438 --> 00:21:51,672
‫تو یه ساختمون دورافتاده

351
00:21:51,674 --> 00:21:53,510
‫نزدیک به یه کارخونه‌ی بازیافتـه

352
00:21:53,512 --> 00:21:55,714
‫اونجا باید پر از اشعه باشه اما خب در
‫حال حاضر هیچ نشونی از اشعه نیست

353
00:21:55,716 --> 00:21:59,590
‫اتم اسمشر" دقیقاً همون جاست"
‫[درهم شکننده‌ی اتمی]

354
00:22:01,496 --> 00:22:03,933
‫چون میتونه قدرت ذره‌ای و اتمی رو به خود جذب کنه

355
00:22:03,935 --> 00:22:07,074
‫و از طرفی هم، خب، همه چیز رو در هم میشکنه

356
00:22:07,076 --> 00:22:10,578
‫بیا اینجا ببینم

357
00:22:10,580 --> 00:22:12,448
‫اسم خیلی خوبیه. به تیم خوش اومدی

358
00:22:12,450 --> 00:22:15,051
‫- ممنون
‫- عالیه، بچه‌ها، ممنون

359
00:22:15,053 --> 00:22:16,653
‫میتونین برین، باشه؟

360
00:22:16,655 --> 00:22:19,523
‫بری، باید بذاری سیسکو و استاین

361
00:22:19,525 --> 00:22:21,593
‫بفهمن که چطوری میشه جلوی این طرف رو گرفت

362
00:22:21,595 --> 00:22:23,729
‫نه، نیازی نیست

363
00:22:30,206 --> 00:22:32,273
‫بری گوشیش رو با خودش نبرد

364
00:22:32,275 --> 00:22:34,877
‫نمیتونیم باهاش صحبت کنیم

365
00:22:34,879 --> 00:22:37,314
‫خودشـه و خودش

366
00:23:05,115 --> 00:23:07,717
‫خب، این دیگه جای تعجب داره

367
00:23:07,719 --> 00:23:10,821
‫فکر کردم کم کم باید خودم بیام دنبالت بگردم

368
00:23:10,823 --> 00:23:12,890
‫اجازه نمیدم به کس دیگه‌ای صدمه بزنی

369
00:23:12,892 --> 00:23:15,627
‫- من فقط اینجام تا به تو صدمه بزنم
‫- جداً؟

370
00:23:15,678 --> 00:23:17,179
‫پس چرا آلبرت راستین رو کشتی؟

371
00:23:17,181 --> 00:23:18,714
‫و اصلاً چرا شبیه اونی؟

372
00:23:18,716 --> 00:23:20,617
‫بهت بگم باورت نمیشه

373
00:23:20,619 --> 00:23:24,321
‫- امتحانم کن
‫- به روی چشم

374
00:23:24,323 --> 00:23:25,456
‫واقعاً هیچ راهی نیست بفهمیم

375
00:23:25,458 --> 00:23:26,891
‫اونجا چه خبره؟

376
00:23:26,893 --> 00:23:30,062
‫دارم دنبال دوربینهای امنیتی میگردم

377
00:23:30,064 --> 00:23:31,430
‫خدمت شما

378
00:23:49,323 --> 00:23:51,157
‫حالا نوبت منه

379
00:23:54,030 --> 00:23:55,963
‫- بابا
‫- شاید بتونم خودم رو برسونم

380
00:23:55,965 --> 00:23:58,266
‫نه، نمیتونی، اگر هم رسیدی میخوای چه کار کنی مثلاً؟

381
00:23:58,268 --> 00:23:59,267
‫حتی بوت روش جواب نداد

382
00:23:59,269 --> 00:24:01,003
‫اعلان خطر!

383
00:24:01,005 --> 00:24:02,638
‫- باور کن، همه میدونیم در خطریم
‫- نه، منظورم سیستم اعلام خطرـه

384
00:24:02,640 --> 00:24:04,941
‫الان به دوربینهای نظارتی دسترسی داری دیگه، آره؟

385
00:24:04,943 --> 00:24:07,178
‫کاملاً درسته!

386
00:24:07,180 --> 00:24:09,815
‫"یالا، صدا رو دریاب"

387
00:24:14,022 --> 00:24:15,790
‫اون گفت که یه جورایی قهرمان بزرگی هستی

388
00:24:15,792 --> 00:24:18,760
‫اما نه برای اون و نه برای شهر هیچ ارزشی نداری

389
00:24:23,835 --> 00:24:27,604
‫پروفسور استاین، تو یه نابغه‌ای

390
00:24:27,606 --> 00:24:30,141
‫معتقدم که همچین چیزی خیلی وقته اثبات شده

391
00:24:48,501 --> 00:24:49,968
‫نه، ممنون

392
00:24:49,970 --> 00:24:52,070
‫آیریس گفت ماکارونی و پنیر غذای مورد علاقته

393
00:24:52,072 --> 00:24:54,507
‫گرسنه نیستم

394
00:24:54,509 --> 00:24:56,510
‫شش ماهی میشه که از اون قضایا میگذره، بری

395
00:24:56,512 --> 00:24:58,412
‫باید غذات رو بخوری، پسرم

396
00:24:58,414 --> 00:25:00,248
‫ژست خوبیه

397
00:25:00,250 --> 00:25:01,984
‫اینکه همیشه عصبانی باشی

398
00:25:01,986 --> 00:25:03,452
‫متوجه‌ام

399
00:25:03,454 --> 00:25:04,887
‫دلت برای پدر و مادرت تنگ شده، و میخوای

400
00:25:04,889 --> 00:25:06,289
‫بهشون نشون بدی که پسر قوی‌ای هستی

401
00:25:06,291 --> 00:25:08,793
‫عصبانی بودن هم این کارو آسون‌ترش میکنه

402
00:25:08,795 --> 00:25:13,298
‫کار سخت‌تر اینه که به خودت اجازه بدی دردش رو حس کنی

403
00:25:13,300 --> 00:25:17,404
‫اشکالی نداره ناراحت باشی. میتونی ناراحت باشی، بری

404
00:25:17,406 --> 00:25:19,907
‫پدرو مادرت حتماً درک میکنن

405
00:25:19,909 --> 00:25:23,311
‫که همیشه نمیتونی پسر قوی‌ای باشی

406
00:25:23,313 --> 00:25:25,448
‫به همین خاطر من کنارتم

407
00:25:29,688 --> 00:25:32,056
‫چیزی نیست، پسرم. من پیشتم

408
00:25:54,087 --> 00:25:56,222
‫حالت خوبه. من پیشتم

409
00:26:00,697 --> 00:26:02,764
‫بقیه کجان؟

410
00:26:02,766 --> 00:26:05,901
‫گفتم خیلی نمیخوای وقتی بهوش اومدی دور و برت شلوغ باشه

411
00:26:05,903 --> 00:26:08,839
‫آره، ممنون

412
00:26:10,443 --> 00:26:13,345
‫حق با آیریسـه

413
00:26:13,347 --> 00:26:15,013
‫دیگه نباید به این کارت ادامه بدی

414
00:26:15,015 --> 00:26:16,749
‫شش ماه گذشته من این فرصت رو در اختیارت قرار دادم

415
00:26:16,751 --> 00:26:21,121
‫که قضایا رو برای خودت هضم کنی، مثل سابق بشی

416
00:26:21,123 --> 00:26:25,193
‫اما امروز ثابت کردی که ترجیح میدی خودت رو به کشتن بدی

417
00:26:27,131 --> 00:26:30,167
‫بهتر از اینه که آدم رفیقش رو به کشتن بده

418
00:26:30,169 --> 00:26:33,404
‫میخوای بهت بگم که اون اتفاقات تقصیر تو نیست؟

419
00:26:33,406 --> 00:26:36,842
‫نمیتونم. تقصیر تو بود.
‫حدس بزن از کجا این حرفو میزنم؟

420
00:26:36,844 --> 00:26:40,046
‫تو تنها کسی نبودی که اون روز تصمیم میگرفت

421
00:26:40,048 --> 00:26:42,817
‫باقی ماها هم اون روز تصمیمهایی گرفتیم

422
00:26:42,819 --> 00:26:45,487
‫ادی و رانی

423
00:26:45,489 --> 00:26:48,258
‫تصمیم گرفتن تا به تو کمک کنن که جلوی ولز

424
00:26:48,260 --> 00:26:50,728
‫و جلوی اون...

425
00:26:50,730 --> 00:26:53,632
‫- تکینگی
‫- همون تکینگی رو بگیری

426
00:26:53,634 --> 00:26:56,636
‫اون قضایا رو دوش همه‌مونـه، بری

427
00:26:56,638 --> 00:27:00,741
‫پس نیازی نیست دیگه کل تقصیرها و تاسف‌ها رو به خودت نسبت بدی

428
00:27:00,743 --> 00:27:04,779
‫باید با این قضیه کنار بیایم. ازش رد بشیم

429
00:27:06,884 --> 00:27:10,320
‫حالا چه کار کنم؟

430
00:27:10,322 --> 00:27:13,357
‫خب، در جریان هستم که شبها

431
00:27:13,359 --> 00:27:17,396
‫داری سنترال سیتی رو بازسازی میکنی

432
00:27:17,398 --> 00:27:20,266
‫اما اون آجر و رنگ همه‌اش ظاهریاتـه

433
00:27:20,268 --> 00:27:23,871
‫شاید بهتر باشه شروع کنی یه چیز دیگه رو از نو بسازی...

434
00:27:23,873 --> 00:27:26,007
‫چیزی که واقعاً مهم باشه

435
00:27:40,595 --> 00:27:42,228
‫اینجا چه کار میکنی؟

436
00:27:42,230 --> 00:27:45,533
‫ببخشید، بهتر بود زنگ میزدم

437
00:27:45,535 --> 00:27:49,305
‫فقط... فقط میخواستم ببینمت

438
00:27:49,307 --> 00:27:50,807
‫مدتی میشه که اینطوری همدیگه رو ندیدیم

439
00:27:50,809 --> 00:27:53,043
‫آره، سیسکو گفت تو رو

440
00:27:53,045 --> 00:27:56,481
‫تو جشن روز فلش دیده

441
00:27:56,483 --> 00:27:58,684
‫تعجب کردم

442
00:27:58,686 --> 00:28:04,424
‫تو، بهتر از هر کس دیگه‌ای میدونی
‫که من اون روز قهرمانِ داستان نبودم

443
00:28:04,426 --> 00:28:08,530
‫- معلومه که بودی
‫- نه

444
00:28:10,568 --> 00:28:12,469
‫کیت، رانی در راه نجات من جونش رو از دست داد

445
00:28:12,471 --> 00:28:17,075
‫و منم باید جونش رو نجات میدادم و از این بابت... خیلی متاسفم

446
00:28:17,077 --> 00:28:20,446
‫بری، میدونم هر کاری که از دستت بر میومد انجام دادی

447
00:28:20,448 --> 00:28:23,650
‫اون ماجرا تقصیر تو نبود

448
00:28:23,652 --> 00:28:26,621
‫من تو رو به خاطر مرگ رانی مقصر نمیدونم

449
00:28:26,623 --> 00:28:29,792
‫در اصل خودم رو سرزنش میکنم

450
00:28:29,794 --> 00:28:31,627
‫چرا؟

451
00:28:33,399 --> 00:28:34,898
‫اون اوایل که رانی به فایراستورم تبدیل شده بود

452
00:28:34,900 --> 00:28:37,268
‫ازم خواست که از سنترال سیتی بریم

453
00:28:37,270 --> 00:28:42,976
‫بریم یه جایی که بتونیم یه زندگی معمولی داشته باشیم

454
00:28:42,978 --> 00:28:45,780
‫منم جواب رد بهش دادم

455
00:28:45,782 --> 00:28:53,156
‫نمیتونستم آزمایشگاه استار، دکتر ولز و یا تو رو تنها بذارم

456
00:28:53,158 --> 00:28:57,562
‫اگر باهاش رفته بودم، رانی هنوز زنده بود

457
00:28:57,564 --> 00:28:59,664
‫بودن در آزمایشگاه استار باعث شد که هر روزِ خدا

458
00:28:59,666 --> 00:29:02,034
‫به این موضوع فکر کنم

459
00:29:03,872 --> 00:29:05,305
‫بیا

460
00:29:05,307 --> 00:29:08,209
‫حالا دیگه تو جیبت دستمال میذاری؟

461
00:29:08,211 --> 00:29:10,179
‫چیه نکنه ۸۰ سالت شده؟

462
00:29:14,252 --> 00:29:17,254
‫- اون دیگه چیه؟
‫- این...

463
00:29:17,256 --> 00:29:20,959
‫ظاهراً، دکتر ولز در ضمن مرگش

464
00:29:20,961 --> 00:29:24,163
‫یه وصیت نامه‌ای هم داشته

465
00:29:26,102 --> 00:29:27,701
‫اونوقت هنوز نگاهش نکردی؟

466
00:29:27,703 --> 00:29:30,805
‫نه. نه، یه جورایی...

467
00:29:30,807 --> 00:29:33,876
‫خیلی میترسیدم

468
00:29:34,780 --> 00:29:37,482
‫اگر باهم نگاهش کنیم چی؟

469
00:29:39,452 --> 00:29:40,786
‫باشه

470
00:29:48,498 --> 00:29:50,665
‫سلام، بری

471
00:29:50,667 --> 00:29:52,667
‫اگر داری این کلیپ رو تماشا میکنی

472
00:29:52,669 --> 00:29:55,906
‫به این معنیـه که اوضاع خیلی خوب پیش نرفته

473
00:29:55,908 --> 00:30:01,446
‫یعنی من دیگه مُردم و ۱۵ سال اخیرم برای هیچ و پوچ بوده

474
00:30:01,448 --> 00:30:04,016
‫ای خدا. ۱۵ سال

475
00:30:04,018 --> 00:30:06,419
‫میدونی، موقعی که این همه سال

476
00:30:06,421 --> 00:30:08,221
‫کمک میکردم تا پیشرفت کنی، متوجه شدم که

477
00:30:08,223 --> 00:30:10,658
‫ما هیچ‌وقت دشمن حقیقی همدیگه نبودیم، بری

478
00:30:10,660 --> 00:30:12,628
‫من چیزی نیستم که ازش متنفری

479
00:30:12,630 --> 00:30:17,267
‫به همین خاطر، میخوام چیزی رو دراختیارت
‫قرار بدم که بیشتر از همه چیز دنبالشی

480
00:30:17,269 --> 00:30:19,069
‫مهم نیست

481
00:30:19,071 --> 00:30:22,941
‫تو هیچ‌وقت از ته دل خوشحال نمیشی، بری آلن، باور کن

482
00:30:22,943 --> 00:30:24,544
‫میشناسمت

483
00:30:24,546 --> 00:30:26,145
‫حالا هم...

484
00:30:26,147 --> 00:30:28,182
‫تا این قسمت کلیپ رو حذف کن

485
00:30:28,184 --> 00:30:31,719
‫از اینجا به بعد رو در اختیار پلیس قرار بده

486
00:30:31,721 --> 00:30:34,123
‫من هریسون ولز هستم

487
00:30:34,125 --> 00:30:35,858
‫در سلامت کامل عقلی و فیزیکی

488
00:30:35,860 --> 00:30:38,061
‫به قتل نورا آلن اعتراف میکنم

489
00:30:38,063 --> 00:30:40,298
‫در خونه‌ی خودش، در شب ۱۸ مارس

490
00:30:40,300 --> 00:30:41,999
‫در سال۲۰۰۰

491
00:30:42,001 --> 00:30:43,669
‫من در اتاق پذیرایی خونه‌اش بهش حمله کردم

492
00:30:43,671 --> 00:30:45,270
‫- خدای من
‫- با یه چاقوی بزرگ

493
00:30:45,272 --> 00:30:47,373
‫- اون رو از ناحیه‌ی قفسه سینه زخمی کردم
‫- اعتراف کرد

494
00:30:47,375 --> 00:30:49,443
‫چاقویی که از کشوی سمت چپ سینک ظرفشویی برداشته بودم

495
00:30:49,445 --> 00:30:51,512
‫خودشه

496
00:30:53,116 --> 00:30:56,285
‫همینو لازم دارم تا پدرم رو آزاد کنم

497
00:31:01,294 --> 00:31:02,894
‫سلام، جو.
‫آره، ببین

498
00:31:02,896 --> 00:31:06,565
‫میشه همه رو تو آزمایشگاه استار جمع کنی؟

499
00:31:06,567 --> 00:31:08,034
‫آره. باشه، ممنون

500
00:31:08,036 --> 00:31:10,838
‫آره. باشه، خداحافظ

501
00:31:11,874 --> 00:31:13,742
‫من رانندگی میکنم

502
00:31:13,744 --> 00:31:15,410
‫خیلی‌خب

503
00:31:19,060 --> 00:31:20,861
‫فکر میکنی همین کلیپ کافی باشه؟

504
00:31:24,049 --> 00:31:26,485
‫خب، حتماً

505
00:31:26,487 --> 00:31:28,923
‫- چی میگه؟
‫- چند لحظه

506
00:31:28,925 --> 00:31:30,826
‫ولز اطلاعات خوبی رو فاش کرده

507
00:31:30,828 --> 00:31:33,931
‫هنوز قطعی نیست، اما بازپرس
‫فکر میکنه که میشه یه کارهایی کرد

508
00:31:35,736 --> 00:31:37,471
‫آره، گوشی دستمه

509
00:31:40,511 --> 00:31:42,279
‫خبر خوب میخوای بهمون بدی؟

510
00:31:42,281 --> 00:31:44,750
‫- آره فکر کنم
‫- هنری آزاد میشه؟

511
00:31:49,627 --> 00:31:51,629
‫بسیار خب...

512
00:31:51,631 --> 00:31:55,202
‫اما هنوزم اتم اسمشر رو داریم که جلوش رو بگیریم

513
00:31:55,204 --> 00:31:58,040
‫آخرین باری که باهاش مقابله کردی، خیلی خوب پیش نرفت

514
00:31:58,042 --> 00:32:00,578
‫نه، خوب پیش نرفت

515
00:32:00,580 --> 00:32:03,383
‫واضحه که به تنهایی نمیتونم جلوش رو بگیرم

516
00:32:03,385 --> 00:32:05,988
‫چطوری میخوایم جلوش رو بگیریم؟

517
00:32:05,990 --> 00:32:10,028
‫خب، از اونجایی که یه نشان خالی از اشعه رو بهم نشون دادن

518
00:32:10,030 --> 00:32:11,864
‫که توی این مدت حسابی ذهنم رو درگیر کرده بود

519
00:32:11,866 --> 00:32:14,970
‫- البته با تشکر از سیسکو
‫- قربانت، کیتلین

520
00:32:14,972 --> 00:32:17,608
‫اگر این طرف اینقدر اشعه دوست داره

521
00:32:17,610 --> 00:32:20,580
‫خب بیاین بهش بدیم

522
00:32:31,801 --> 00:32:33,536
‫وقت نمایشه

523
00:32:39,848 --> 00:32:42,518
‫چه خبر؟

524
00:32:42,520 --> 00:32:43,620
‫میبینم که پیغامم به دستت رسیده

525
00:32:43,622 --> 00:32:44,655
‫اون چراغ طُعمه‌ی خوبی بود

526
00:32:44,657 --> 00:32:46,391
‫چطور به فکرش افتادی؟

527
00:32:46,393 --> 00:32:49,698
‫نمیدونم، فکر کنم تو یه کتاب کمیک‌بوکی چیزی دیده بودمش
‫[فلش سیگنال]

528
00:32:49,700 --> 00:32:51,701
‫دنبال من بودی؟

529
00:32:51,703 --> 00:32:53,771
‫پس باید خودت منو بگیری

530
00:32:57,547 --> 00:32:59,949
‫داره جواب میده، رفیق.
‫راستین داره میاد دنبالت

531
00:32:59,951 --> 00:33:02,453
‫باید بگم، برای آدمی با اون اندازه بازم خیلی سریعه

532
00:33:02,455 --> 00:33:04,090
‫بدو، بری، بدو

533
00:33:04,092 --> 00:33:05,792
‫بجنب

534
00:33:28,567 --> 00:33:30,369
‫فکر نمیکردی بتونم گیرت بندازم، نه؟

535
00:33:32,241 --> 00:33:35,712
‫چرا، میدونستم

536
00:33:35,714 --> 00:33:37,248
‫حالا، سیسکو!

537
00:33:45,397 --> 00:33:47,399
‫اون میزان اشعه کل اتاق رو تحت تاثیر قرار میده...

538
00:33:47,401 --> 00:33:49,536
‫اتم اسمشر نمیتونه همه‌اش رو جذب کنه

539
00:34:16,284 --> 00:34:17,786
‫اشعه‌ی داخل اتاق از بین رفت

540
00:34:17,788 --> 00:34:19,622
‫میتونی بری داخل

541
00:34:37,890 --> 00:34:40,057
‫متاسفم

542
00:34:40,059 --> 00:34:43,430
‫نمیتونستم اجازه بدم به کس دیگه‌ای صدمه بزنی

543
00:34:43,432 --> 00:34:46,068
‫چرا؟

544
00:34:46,070 --> 00:34:47,271
‫چرا میخواستی منو بکشی؟

545
00:34:51,747 --> 00:34:56,287
‫اون بهم قول داده بود اگر تو رو بکشم...

546
00:34:56,289 --> 00:34:59,792
‫من رو میبره خونه

547
00:34:59,794 --> 00:35:01,830
‫کی؟

548
00:35:01,832 --> 00:35:03,032
‫کی همچین قولی بهت داد؟

549
00:35:09,177 --> 00:35:10,645
‫زوم

550
00:36:00,765 --> 00:36:02,301
‫بیا از اینجا بریم

551
00:36:02,391 --> 00:36:04,960
‫باهات مسابقه میدم

552
00:36:04,962 --> 00:36:08,365
‫آخه میبازی!

553
00:36:11,774 --> 00:36:14,410
‫به خونه خوش اومدی!

554
00:37:02,295 --> 00:37:04,498
‫همه جمع شین، لطفاً

555
00:37:07,505 --> 00:37:09,506
‫با دیدن شماها

556
00:37:09,508 --> 00:37:14,047
‫با فکر به این که بعضی وقتها تا کجاها پیش رفتیم

557
00:37:14,049 --> 00:37:18,021
‫و با به یاد آوردن کسانی که دیگه بین‌مون نیستن

558
00:37:18,023 --> 00:37:23,264
‫یاد یه کلمه‌ی عبری افتادم که طی
‫زمان فارغ‌التحصیلی ازش استفاده میکردیم

559
00:37:23,266 --> 00:37:29,942
‫"کادیما. که یعنی "به سوی آینده

560
00:37:29,944 --> 00:37:32,146
‫به سوی آینده

561
00:37:32,148 --> 00:37:34,383
‫به سوی آینده

562
00:37:34,385 --> 00:37:35,318
‫به سوی آینده

563
00:37:35,320 --> 00:37:37,856
‫- به سوی آینده
‫- به سوی آینده

564
00:37:37,858 --> 00:37:39,325
‫به سوی آینده

565
00:37:39,327 --> 00:37:40,761
‫- به سوی آینده
‫- به سوی آینده

566
00:37:48,843 --> 00:37:51,746
‫- خوب گفتی
‫- ممنون

567
00:37:53,017 --> 00:37:54,619
‫- خوش میگذره؟
‫- آره

568
00:37:56,591 --> 00:38:01,097
‫،بعد از اینکه ۱۴ سال مشروب نخوری
‫حسابی با روان آدم بازی میکنه

569
00:38:01,099 --> 00:38:04,469
‫همین‌طوره. خیلی خب، ببین

570
00:38:04,471 --> 00:38:06,974
‫داشتم فکر میکردم، اگر صبح...

571
00:38:06,976 --> 00:38:09,144
‫دوتامون بریم دنبال یه آپارتمان بگردیم

572
00:38:09,146 --> 00:38:13,118
‫از اون طرف آیریس هم این مدت دنبال این بود

573
00:38:13,120 --> 00:38:14,420
‫که بتونی پروانه پزشکیت رو پس بگیری

574
00:38:14,422 --> 00:38:16,657
‫که بتونی دوباره کارت رو شروع کنی

575
00:38:16,659 --> 00:38:19,128
‫یا اگر بخوای بیای و تو آزمایشگاه استار با ما کار کنی

576
00:38:19,130 --> 00:38:21,432
‫نمیدونم. یعنی...

577
00:38:21,434 --> 00:38:23,937
‫- چی شده؟ حالت خوبه؟
‫- آره، معلومه، مهمونی گرفتیم

578
00:38:23,939 --> 00:38:26,375
‫بیخیال، فردا هم میشه در مورد این چیزها صحبت کرد

579
00:38:26,377 --> 00:38:32,953
‫- در مورد کدوم چیزها؟
‫- بری...

580
00:38:32,955 --> 00:38:37,494
‫به این فکر میکنی که از پیش‌مون بری؟

581
00:38:37,496 --> 00:38:40,499
‫خیلی خب

582
00:38:40,501 --> 00:38:42,803
‫خیلی خب، فکر میکنی...

583
00:38:44,976 --> 00:38:48,881
‫اگر من اینجا باشم

584
00:38:50,319 --> 00:38:52,420
‫باز هم میتونی نقش شخصیت جدیدت رو انجام بدی؟

585
00:38:57,899 --> 00:39:01,202
‫تو تنها کسی هستی که تو زندگی برام مونده

586
00:39:04,476 --> 00:39:07,180
‫خب، همچین چیزی کاملاً درست نیست، مگه نه؟

587
00:39:07,182 --> 00:39:10,151
‫تو خانواده‌ی دیگه‌ای تو این خونه نداری؟

588
00:39:10,153 --> 00:39:13,825
‫اونها هم به کمکت نیاز دارن، بری

589
00:39:13,827 --> 00:39:17,330
‫وقتی به من نیاز داشته باشی، مطمئن باش که پیشتم

590
00:39:17,332 --> 00:39:19,134
‫اما در حال حاضر، سنترال سیتی ازت نمیخواد

591
00:39:19,136 --> 00:39:20,770
‫که پسر هنری آلن باشی

592
00:39:20,772 --> 00:39:25,444
‫ازت میخواد تا فلش باشی

593
00:39:27,751 --> 00:39:29,753
‫پسر خودمی

594
00:39:31,758 --> 00:39:33,960
‫ابرقهرمان

595
00:39:40,774 --> 00:39:43,410
‫باید برم

596
00:39:45,214 --> 00:39:51,891
‫اما ازت میخوام که بهم بگی تو هم موافقی

597
00:39:52,594 --> 00:39:54,295
‫باشه

598
00:40:20,043 --> 00:40:22,244
‫- سلام
‫- سلام

599
00:40:24,050 --> 00:40:25,750
‫بابات راحت رفت؟

600
00:40:25,752 --> 00:40:30,860
‫آره، همین یه خورده پیش باهاش ایستگاه بودم

601
00:40:30,862 --> 00:40:33,030
‫تو خوبی؟

602
00:40:33,032 --> 00:40:35,534
‫نمیدونم، من...

603
00:40:35,536 --> 00:40:38,072
‫طوری حس میکنم هر بار که برنده میشم، باز هم بازنده به حساب میام

604
00:40:38,074 --> 00:40:39,441
‫خب...

605
00:40:44,218 --> 00:40:46,320
‫همچین بد هم نیست

606
00:40:46,322 --> 00:40:49,859
‫نه، بد که نیست

607
00:40:49,861 --> 00:40:54,668
‫- خیلی خوبه
‫- خیلی باحاله، بیا

608
00:40:54,670 --> 00:40:56,571
‫- سلام!
‫- سلام

609
00:40:56,573 --> 00:40:59,342
‫حدس بزن چه کردیم؟

610
00:40:59,344 --> 00:41:03,182
‫لباست رو یکم پیشرفته ترش کردم

611
00:41:04,888 --> 00:41:06,656
‫مثل همون لوگویی میمونه که در روزنامه‌ی آینده‌ای که

612
00:41:06,658 --> 00:41:08,659
‫گیدین نشون‌مون داد، دیدیم

613
00:41:08,661 --> 00:41:10,829
‫داشتم فکر میکردم، خودت میدونی دیگه

614
00:41:10,831 --> 00:41:12,767
‫نیازی نیست دیگه از آینده بترسی، درست؟

615
00:41:12,769 --> 00:41:15,738
‫نه، و آینده زودتر از چیزی که فکرش رو میکنیم، میرسه

616
00:41:15,740 --> 00:41:18,276
‫خب، نگاه کنین، ازش خوشم میاد. اون علامت آذرخش

617
00:41:18,278 --> 00:41:19,679
‫روی رنگ سفید بیشتر خودش رو نشون میده

618
00:41:19,681 --> 00:41:22,350
‫و حالا آزمایشگاه استار از همیشه امن‌تره

619
00:41:22,352 --> 00:41:24,721
‫چرا که مواضع امنیتی و نظارتی رو گسترده‌ترش کردیم

620
00:41:24,723 --> 00:41:27,559
‫همه چیز دوباره کدنویسی شده، دیوار آتشین
‫رو دوبرابر کردیم، قفل الکترونیکی هم تعبیه شده

621
00:41:27,561 --> 00:41:29,762
‫هیچ چیزی بدون اطلاع ما به اینجا وارد نمیشه

622
00:41:29,764 --> 00:41:32,000
‫به همین خاطر بقیه نمیتونن جوری که انگار
‫خونه خاله‌شونه وارد اینجا بشن یا از اینجا برن

623
00:41:32,002 --> 00:41:34,538
‫دقیقاً

624
00:41:34,540 --> 00:41:35,974
‫- جون من؟
‫- همون جا که هستی وایسا

625
00:41:35,976 --> 00:41:37,543
‫تو کی هستی؟

626
00:41:37,545 --> 00:41:41,483
‫من رو نمیشناسی، اما من تو رو میشناسم... بری آلن

627
00:41:41,485 --> 00:41:43,587
‫یه قدم دیگه بردار که بشه آخرین قدم عُمرت

628
00:41:43,589 --> 00:41:45,190
‫اون پسر ازت سوال کرد

629
00:41:45,192 --> 00:41:48,963
‫تو دیگه کی هستی؟

630
00:41:48,965 --> 00:41:50,933
‫اسم من جی گریکـه

631
00:41:50,935 --> 00:41:53,104
‫و دنیای شما در معرض خطر قرار داره

632
00:41:53,105 --> 00:41:54,106
‫مترجمین : کــیانــوش و محمد امــــیر
‫IranFilm.Net
‫TvWorld.Info

633
00:41:54,130 --> 00:41:58,130
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

