﻿WEBVTT

00:01.195 --> 00:03.195
<i>آنچه در
...ديو و دلبر" گذشت"</i>

00:08.195 --> 00:09.194
!وينسنت

00:09.295 --> 00:10.294
!شليک نکن

00:10.295 --> 00:12.172
.دخترمه

00:13.095 --> 00:14.094
.زود باش، لعنتي

00:14.135 --> 00:15.135
.زنده لازمت دارم

00:18.135 --> 00:20.134
،تنها چيزي که مي‌دونم
.اينه که اين کار يه بار جواب داده

00:20.135 --> 00:21.844
.آره، ولي اول بايد بميري

00:21.845 --> 00:23.134
،هيولاي درون من بايد مي‌مرد

00:23.135 --> 00:25.011
که بهت اجازه داد
.که بعد انسانيم رو نجات بدي

00:25.012 --> 00:26.135
<i>.ميورفيلد افراد رو به اسلحه تبديل کرده</i>

00:26.136 --> 00:29.134
<i>.کار اين سازمان اين بوده</i>

00:29.135 --> 00:32.134
وينسنت گفت که حافظه‌ش رو پاک کردن
.تا به سرباز بهتري تبديلش کنن

00:32.135 --> 00:33.844
ببين، مي‌دونم
،که اينا فقط ناگهاني‌ان

00:33.845 --> 00:37.134
،ولي...واقعاً ميگم، کترين
.تو رو يادمه

00:37.135 --> 00:40.134
اين خاطرات، همين جوري دارن
.ميان و ميان

00:40.135 --> 00:42.134
<i>.تقريباً کارمون تمومه</i>

00:42.135 --> 00:45.134
فقط چندتا ديگه از آزمايشاي ميورفيلد بايد نابود بشن
.و بعدش کارت تموم ميشه

00:45.135 --> 00:47.134
داشتم به بازرس چندلر
کمک مي‌کردم

00:47.135 --> 00:48.134
.که پدر واقعيشو پيدا کنه

00:48.135 --> 00:51.135
...خانم چندلر
.باب رينالدزم

00:54.135 --> 00:56.135
چرا مأمور رينالدز توي فارغ‌التحصيلي منه؟

00:58.135 --> 00:59.637
.فکر کنم الان پدر واقعيمو پيدا کردم

01:36.845 --> 01:41.845
Said The Whale - I Love You

01:43.135 --> 01:44.134
.ضربه خوبي بود

01:44.135 --> 01:46.134
اميدوارم که هدف ضربه‌ت

01:46.135 --> 01:47.135
.من نباشم

01:47.136 --> 01:50.134
نه، از شانس خوبت يه مرد جديد توي زندگيم هست
.که داره ديوونه‌م مي‌کنه

01:50.135 --> 01:51.134
ميشه پامو بندازم، لطفاً؟

01:51.135 --> 01:51.990
.آها

01:51.991 --> 01:52.844
.مرسي

01:52.845 --> 01:54.134
.بابات

01:54.135 --> 01:57.134
خيلي خب، مأمور رينالدز
.بابام نيست

01:57.135 --> 01:59.134
.پدر زيست‌شناختيمه

01:59.135 --> 02:00.135
.يه تفاوتي درش هست

02:02.135 --> 02:04.135
خيلي خب، حالا مي‌دونه که خبر داري؟

02:04.136 --> 02:07.134
نه، مطمئن هم نيستم
.که بهش بگم

02:07.135 --> 02:09.844
.منظورم اينه که، زن بالغي هستم

02:09.845 --> 02:11.302
.زندگي ادامه داره

02:11.303 --> 02:13.134
در ضمن، چيزاي ديگه‌اي وجود دارن

02:13.135 --> 02:15.134
.که بايد نگرانشون باشم

02:15.135 --> 02:17.135
،مفصل رونت رو بچرخون
.قدرتت بيشتر ميشه

02:18.637 --> 02:20.134
.زود باش، رو من امتحانش کن

02:20.135 --> 02:22.135
.چيزي نيست. مشکلي نيست

02:23.135 --> 02:25.302
.بهتر شد

02:25.303 --> 02:26.219
.زود باش

02:26.220 --> 02:27.134
،فقط دارم ميگم

02:27.135 --> 02:28.134
شايد بايد اوضاع رو

02:28.135 --> 02:30.134
تغيير ندم، مي‌دوني؟

02:30.135 --> 02:32.134
منظورم اينه که، اگه واقعاً
،خواستار رابطه بود

02:32.135 --> 02:34.134
.پنهاني کار نمي‌کرد

02:34.135 --> 02:37.134
،روراست مي‌بود
.بهم مي‌گفت که واقعاً کيه

02:37.135 --> 02:39.134
توضيح مي‌داد که چرا

02:39.135 --> 02:41.135
.هيچ وقت نخواسته که بخشي از زندگيم باشه

02:42.135 --> 02:43.134
.اوه

02:43.135 --> 02:45.134
...معذرت مي‌خوام
خيلي خب، حالت خوبه؟

02:45.135 --> 02:46.134
.خوبم

02:46.135 --> 02:48.134
.چرخش...چرخش عالي‌اي بود

02:48.135 --> 02:49.135
.واست يخ ميارم -
.نه -

02:49.138 --> 02:50.134
.من...خوبم

02:50.135 --> 02:51.134
.خوبم

02:51.135 --> 02:53.636
...راستش، اه

02:53.637 --> 02:55.134
.خوب‌تر از اين نمي‌تونم باشم

02:55.135 --> 02:57.134
.خيس عرقم

02:57.135 --> 03:00.134
...مي‌دونم، ولي تا حالا

03:00.135 --> 03:03.134
چيز خاصي رو روي پشت بومت
جشن گرفتيم؟

03:03.135 --> 03:05.134
سالگردمون رو؟

03:05.135 --> 03:06.135
...آره، ولي

03:06.136 --> 03:07.134
خيلي خب، توي مجلس

03:07.135 --> 03:08.135
رقصي، چيزي همديگه رو بوسيديم؟

03:08.136 --> 03:10.134
منظورم اينه که، تا حالا شده که لباس رسمي بپوشم؟

03:10.135 --> 03:11.134
.بله

03:11.135 --> 03:13.134
من، اه، از يه ماشين

03:13.135 --> 03:14.134
داغون کشيدمت بيرون؟

03:14.135 --> 03:16.134
توي اون مترو دستاتو گرفتم...؟

03:16.135 --> 03:17.134
.خاطراتت دارن برمي‌گردن

03:17.135 --> 03:19.134
.خاطراتمون

03:19.135 --> 03:20.134
خوبه، چون اولش

03:20.135 --> 03:21.134
فکر مي‌کردم که فقط
،خواب هستن

03:21.135 --> 03:23.134
و بعدش فهميدم که بايد
.بيشتر از اين حرفا باشه

03:23.135 --> 03:25.135
.خواستم مطمئن شم

03:28.135 --> 03:30.134
حالا واقعاً معذرت مي‌خوام
.که زدمت

03:30.135 --> 03:32.011
.اشکالي نداره

03:32.012 --> 03:33.134
مي‌دوني چيه؟

03:33.135 --> 03:36.134
.خبرهاي خيلي بهتري دارم

03:36.135 --> 03:38.135
،الان با رابطم صحبت کردم

03:38.136 --> 03:40.134
و ميگه که

03:40.135 --> 03:41.636
،فقط دوتا مأموريت ديگه دارم

03:41.637 --> 03:43.135
و بعدش کارم تموم ميشه؛
.آزاد ميشم

03:43.136 --> 03:44.303
وايسا، واقعاً؟

03:44.304 --> 03:45.469
.آره

03:45.470 --> 03:47.302
اون وقت مي‌دوني که قراره چي رو جشن بگيريم؟

03:47.303 --> 03:49.636
،قراره از اينجا بريم
،فقط خودمون دوتا

03:49.637 --> 03:51.302
،به سيدار وودز

03:51.303 --> 03:55.134
...زير ستاره‌ها، يه شيشه شراب، بدون هيچ کس

03:55.135 --> 03:57.135
چي شده؟

03:57.136 --> 04:00.134
ولي هنوز بايد
دو نفر رو بکشي، درسته؟

04:00.135 --> 04:02.134
.دوتا هيولا رو

04:02.135 --> 04:04.135
.که هنوز انسان هستن

04:04.136 --> 04:06.134
.وينسنت، مي‌فهمم

04:06.135 --> 04:08.134
.واقعاً ميگم

04:08.135 --> 04:10.134
،هيولاهايي که قبلاً از بين بردي، شرور بودن

04:10.135 --> 04:12.636
داشتن به آدماي بي‌گناه
.صدمه مي‌زدن

04:12.637 --> 04:14.134
.ولي منم يه پليسم

04:14.135 --> 04:16.134
،برام سخته که در مورد قاضي شدنت

04:16.135 --> 04:18.134
تصميم گرفتنت و مأمور اعدام شدنت

04:18.135 --> 04:21.134
.در تمام اين مدت به وجد بيام

04:21.135 --> 04:23.134
اين موضوع اذيتت نمي‌کنه؟

04:23.135 --> 04:25.134
.بيشتر از قبل، آره

04:25.135 --> 04:28.134
دليلش اينه که بازم
،داري انسانيتت رو به دست مياري

04:28.135 --> 04:32.135
اميدوارم، و اگه حقيقت داشته باشه، بعدش اين موضوع
.واقعاً ارزش جشن گرفتنو داره

04:32.136 --> 04:34.134
.جشن هم مي‌گيريم

04:34.135 --> 04:36.134
باشه؟
.مي‌گيريم، قول ميدم

04:36.135 --> 04:39.302
،به محض اينکه اين مأموريت‌ها رو تموم کنم
.و به محض اينکه با پدرت حرف بزني

04:40.303 --> 04:44.135
هر چي باشه، به يه دليلي داشتي
دنبالش مي‌گشتي، درسته؟

04:53.135 --> 04:54.134
.واي

04:54.135 --> 04:56.134
وسواست زياده؟

04:56.135 --> 04:57.134
.درو ببند

04:57.135 --> 04:58.469
.کترين الان تماس گرفت

04:58.470 --> 05:00.834
گفت که وينسنت فقط
.دوتا مأموريت ديگه داره

05:00.890 --> 05:01.890
اين چيز خوبي نيست؟

05:01.891 --> 05:03.889
.نه، چيز بديه

05:03.890 --> 05:04.889
،جي.تي تازه قبل از اينکه به استراحت بره

05:04.890 --> 05:07.599
.تمام تحقيقاي قديمي ميورفيلدش رو زمين گذاشته

05:07.600 --> 05:08.889
ازت مي‌خوام
اونا رو با تمام تحقيقايي

05:08.890 --> 05:11.224
،که در زمان هيولا بودنم انجام دادم
.ارجاع متقابل بدي

05:11.225 --> 05:12.599
.ببيني هيچ کدوم از اسامي مطابقن يا نه

05:12.600 --> 05:13.889
داريم دنبال چي مي‌گرديم؟

05:13.890 --> 05:15.289
.مافوق وينسنت

05:15.329 --> 05:18.408
هر کسي که داره اونو به اين
مأموريت‌ها مي‌فرسته، به طريقي مي‌تونه

05:18.409 --> 05:19.408
.تشخيص بده که کدوم هيولاها اون بيرون هستن

05:19.409 --> 05:23.408
حتماً از آزمايش‌هاي ميورفيلد
.اطلاع داره

05:23.409 --> 05:25.408
معذرت مي‌خوام، هنوز
روشن نشدم

05:25.409 --> 05:27.408
.که چرا بده که فقط دوتا مأموريت ديگه داره

05:27.409 --> 05:28.910
،چون اگه حق با من باشه

05:28.911 --> 05:31.118
آخرين مأموريت دقيقاً
.ممکنه خود وينسنت باشه

05:31.119 --> 05:34.408
ببين، مشخصه که تا اينجاي کار
با از بين بردن کاراي نيمه‌تموم

05:34.409 --> 05:36.408
ميورفيلد برنامه‌ريزي شده، درسته؟

05:36.409 --> 05:37.408
.اينکه تمام هيولاها رو از بين ببره

05:37.409 --> 05:38.910
.از جمله وينسنت

05:38.911 --> 05:40.285
.دقيقاً

05:40.286 --> 05:42.408
به کت گفتي؟

05:42.409 --> 05:44.408
اون بدون فکر کردن به اين موضوع
.به اندازه کافي نگراني داره

05:44.409 --> 05:47.408
به گمونم به اين معني هم هست
که هنوز بهش نگفتي که بهش

05:47.409 --> 05:49.577
علاقه داري، درسته؟

05:51.409 --> 05:53.408
،چيه؟ معذرت مي‌خوام
اين موضوع

05:53.409 --> 05:55.118
.خيلي تابلوئه

05:55.119 --> 05:57.408
منظورم اينه که، چرا فقط
بهش نميگي؟

05:57.409 --> 05:58.409
مي‌دوني، مخصوصاً اگه کل اين
،قضيه وينسنت خراب بشه

05:58.410 --> 06:00.576
.شايد لازم باشه بدونه که هواشو داري

06:00.577 --> 06:03.408
،اگه خراب بشه

06:03.409 --> 06:05.408
بعدش يه کاريش مي‌کنم، خيلي خب؟

06:05.409 --> 06:06.409
،ولي در حال حاضر

06:06.410 --> 06:08.408
،تنها چيزي که مهمه
،اينه که هر کاري از دستم بربياد

06:08.409 --> 06:10.408
...واسه نجات وينسنت انجام ميدم
.به خاطر اون

06:10.409 --> 06:12.408
.واقعاً قابل احترامه

06:12.409 --> 06:14.409
.مزخرفه، ولي قابل احترامه

06:17.409 --> 06:18.408
<i>.کاندور</i>

06:18.409 --> 06:20.408
<i>تنهايي؟</i>

06:20.409 --> 06:21.408
.بله، قربان، تنهام

06:21.409 --> 06:23.408
،به اندازه‌اي که مايلم، اطلاعات در اختيار ندارم

06:23.409 --> 06:25.408
.ولي فقط يه روزنه کوچيک داري، پس بايد پيش بريم

06:25.409 --> 06:26.408
.اسم هدف کورت ويندزره

06:26.409 --> 06:27.408
.ويندزر

06:27.409 --> 06:29.408
.مسئله همينه

06:29.409 --> 06:30.408
مثل سرنگون کردن برج ترامپ
...يا برج بلومبرگ مي‌مونه

06:30.409 --> 06:31.910
.مردم مايلن باخبر بشن

06:31.911 --> 06:32.910
مطمئني که يه هيولاس؟

06:32.911 --> 06:34.408
.نسل اول

06:34.409 --> 06:36.408
بيست و هشت سال پيش
،در ميورفيلد ساخته شده

06:36.409 --> 06:38.408
<i>...براي اولين آزمايش‌ها داوطلب شده</i>

06:38.409 --> 06:40.408
فکر مي‌کنيم که چون
خواسته از يه رقيب

06:40.409 --> 06:41.576
.انتقام بگيره، نابودش کنه

06:41.577 --> 06:44.408
در عوض، ترکيبش
تا سه سال پيش

06:44.409 --> 06:46.408
.در سيستمش نهفته مونده
اين زمانيه که تعداد زيادي

06:46.409 --> 06:48.408
<i>،از رقباش شروع به مردن کردن
.به طور وحشيانه</i>

06:48.409 --> 06:50.408
خيلي خب، حالا چرا سه سال پيش؟

06:50.409 --> 06:51.743
چي زنده‌ش کرده؟

06:51.744 --> 06:54.743
نمي‌دونم، ولي فقط
،از وقتي که همسر سابقش مرده

06:54.744 --> 06:57.576
شروع کرده به خيالاتي شدن، مخصوصاً
.در مورد دخترش، توري

06:57.577 --> 06:59.408
.هميشه با محافظاي شخصي حفاظت ميشن

06:59.409 --> 07:01.408
<i>،ولي هر شب در 0100</i>

07:01.409 --> 07:03.408
،توري زنگ رو خاموش مي‌کنه
.به سمت بالکن ميره

07:03.409 --> 07:04.408
.جاييه که تو وارد ميشي

07:04.409 --> 07:06.408
...0100
.باشه، گرفتم

07:06.409 --> 07:08.408
<i>.درنگ نکن، کلر</i>

07:08.409 --> 07:11.408
،خيلي برجسته‌س
،چيزاي مبهم زيادي وجود دارن

07:11.409 --> 07:12.576
مخصوصاً وقتي صحبت از
.توانايي‌هاش ميشه

07:12.577 --> 07:14.408
،ميري داخل، نابودش مي‌کني

07:14.409 --> 07:15.408
<i>.مياي بيرون</i>

07:15.409 --> 07:17.409
...دريافت شد. و، قربان

07:19.409 --> 07:21.449
بعد از اين، فقط يه مأموريت
وجود داره، درسته؟

07:27.411 --> 07:28.908
قربان؟

07:28.909 --> 07:30.244
.درسته

07:33.909 --> 07:34.908
...بازرس چندلر

07:34.909 --> 07:36.909
براي چه کاري مفتخر شدم؟

07:38.909 --> 07:40.908
بازرس چندلر؟

07:40.909 --> 07:42.909
.معذرت مي‌خوام

07:43.909 --> 07:45.908
،معذرت مي‌خوام، واسه کار ديرم شده

07:45.909 --> 07:48.785
اه، ولي اميدوار بودم
که بتونيم

07:48.786 --> 07:50.908
،فردا به صرف قهوه همديگه رو ببينيم

07:50.909 --> 07:53.908
،يا...يا همچين چيزي، تا بتونيم

07:53.909 --> 07:55.243
.مي‌دونين، صحبت کنيم

07:55.244 --> 07:56.908
در چه مورد؟

07:56.909 --> 07:58.909
در مورد اينکه چرا داشتين
...حقيقت رو ازم پنهون مي‌کردين

08:00.909 --> 08:02.411
.بابا

08:08.909 --> 08:09.786
.آره

08:13.244 --> 08:14.909
.ممنون

09:09.409 --> 09:10.408
کي هستي؟

09:10.409 --> 09:11.409
چجوري اومدي داخل؟

09:22.409 --> 09:23.409
!توري

09:23.410 --> 09:24.409
بابا؟

09:25.409 --> 09:26.409
!تو گذاشتي بياد داخل؟

09:39.409 --> 09:41.409
...کمک، يه نفر، خواهش مي‌کنم کمک

09:53.950 --> 10:13.950
‏.::  www.bolboljan.net ::.

10:15.898 --> 10:17.898
حالا، هميشه مياي اينجا؟

10:18.252 --> 10:19.551
.آره، اه، همين نزديکيا زندگي مي‌کنم

10:19.650 --> 10:20.949
تنها؟

10:21.004 --> 10:25.680
،متعجبم که خبر نداري
.با توجه به اينکه بدون شک کل اين مدت مخفي بودي

10:26.857 --> 10:28.733
...چرا فقط

10:28.985 --> 10:31.107
خودتو نشون ندادي
و بهم نگفتي که کي هستي؟

10:31.108 --> 10:34.107
...دلم مي‌خواست، ولي

10:34.108 --> 10:36.107
،مخصوصاً ماه قبل
،توي مراسم يادبود توماس

10:36.108 --> 10:37.817
...ولي همچنين دلم هم نمي‌خواست

10:37.818 --> 10:39.107
.که زندگيت پيچيده بشه

10:39.108 --> 10:41.107
،فکر کردم که اگه بخواي پيدام کني

10:41.108 --> 10:42.984
.پيدام مي‌کني، پيدامم کردي

10:42.985 --> 10:45.107
.و خوشحالم که پيدام کردي

10:45.108 --> 10:46.442
...با اين وجود، هيچ وقت جلوي منو از

10:46.443 --> 10:49.107
از چي؟

10:49.108 --> 10:51.442
از اينکه، مي‌دوني، هر از چند گاهي
.مراقبت باشم، نگرفت

10:51.443 --> 10:53.107
.اينکه مطمئن شم که حالت خوبه

10:53.108 --> 10:54.442
با، اه، جاسوسي توي کارام؟

10:54.443 --> 10:56.107
.توي کارات جاسوسي نمي‌کردم

10:56.108 --> 10:58.107
دقيقاً همون طوري

10:58.108 --> 11:01.107
،که مادرت ازم خواسته بود
.به حريمت احترام گذاشتم

11:01.108 --> 11:03.108
...ولي فارغ‌التحصيلي دبيرستان، کالج

11:03.109 --> 11:06.107
.نه، نتونستم از دستش بدم

11:06.108 --> 11:08.107
پس منظورت چيه؟

11:08.108 --> 11:10.107
مامانم بهت گفت
که ازم فاصله بگيري؟

11:10.108 --> 11:12.984
ببين، نمي‌خوام
.به مادرت بي‌احترامي کنم

11:12.985 --> 11:14.107
.خوبه، پس بي‌احترامي نکن

11:14.858 --> 11:16.857
،ونسا به خاطر اينکه در موردم بهت نگفت

11:16.858 --> 11:18.857
،دلايل خودشو داشت

11:18.858 --> 11:21.858
بيشتر براي حفاظت
.از رابطه‌ت با توماس

11:22.858 --> 11:25.857
،ببين، وقتي باهم آشنا شديم، جوون بوديم
.عميقاً عاشق همديگه شديم

11:25.858 --> 11:29.857
،اون توي يه مؤسسه زيست‌فناوري بود
.من رابط اف.بي.آي بودم

11:29.858 --> 11:32.734
.پس يه رابطه خيلي کوتاه داشتين و من به دنيا اومدم

11:32.735 --> 11:35.857
.بيشتر از يه رابطه خيلي کوتاه ساده بود

11:35.858 --> 11:37.857
ولي تا بعد از اينکه به هم زديم، نمي‌دونستيم

11:37.858 --> 11:39.359
.که حامله‌س

11:39.360 --> 11:42.192
.تا اون موقع، با توماس آشنا شده بود

11:42.193 --> 11:44.857
به فرزندي قبولت کرده بود، و ازم خواستن
.که به اين موضوع احترام بذارم

11:44.858 --> 11:46.192
واکنش نشون ندادي؟

11:46.193 --> 11:47.857
حس کردم که انگار

11:47.858 --> 11:49.734
به اندازه کافي توي اون زمان
مشکل بين مادرت

11:49.735 --> 11:52.857
،و من وجود داره، و به ونسا گفتم که وقتي 18 سالت شد

11:52.858 --> 11:54.857
...به زندگي تو برگردم، ولي

11:54.858 --> 11:57.857
.و بعدش فوت کرد

11:57.858 --> 11:59.857
نخواستم هم طوري به نظر بياد

11:59.858 --> 12:02.857
که دارم
...از اين موضوع سود مي‌برم

12:02.858 --> 12:04.857
.پس به اينجا رسيديم

12:04.858 --> 12:07.857
.ولي مي‌خوام بدوني که ديگه کنارتم

12:07.858 --> 12:09.857
،هر چيزي هم که بخواي
.مي‌توني ازم درخواست کني

12:09.858 --> 12:12.857
در مورد ميورفيلد
چي مي‌دوني؟

12:12.858 --> 12:16.858
مي‌دونم که کسيه که وقتي با مادرت
.آشنا شدم، براش کار مي‌کرده

12:18.858 --> 12:20.858
همچنين مي‌دونم که کسايي‌ان
.که کشتنش

12:23.858 --> 12:24.857
چيز ديگه‌اي نيست؟

12:24.858 --> 12:26.857
.نه

12:26.858 --> 12:28.858
.متأسفم

12:32.600 --> 12:34.159
:گيب
اداره

12:39.735 --> 12:40.297
.بايد برم

12:40.298 --> 12:40.857
.بايد برم

12:40.858 --> 12:42.857
.انجام وظيفه

12:42.858 --> 12:45.857
مي‌دوني، دلم نمي‌خواد
،که خودمو بهت تحميل کنم

12:45.858 --> 12:48.567
،پس اگه خواستي بازم ملاقات داشته باشيم
بهم اطلاع بده، باشه؟

12:48.568 --> 12:50.857
.خيلي خب. ممنون

12:50.858 --> 12:52.857
.خيلي خب

12:52.858 --> 12:54.857
مي‌دوني، تنها کسي‌ام

12:54.858 --> 12:56.025
،که مي‌تونه ابهامات رو برطرف کنه

12:56.026 --> 12:58.857
،منظورم اينه که، مي‌دوني
.در مورد گذشته‌ت

12:58.858 --> 13:00.857
،و اگه بهم اجازه بدي
شايد همون اشتباهي رو

13:00.858 --> 13:02.857
که مادرت مرتکب شد
که با يه دليل بيهوده

13:02.858 --> 13:04.858
،عاشق شد
.مرتکب نشي

13:13.930 --> 13:15.930
چه اتفاقي افتاد؟

13:18.040 --> 13:19.749
.بهت ميگم چه اتفاقي افتاد

13:19.750 --> 13:23.039
.ويندزر بيشتر از اوني که گفتي، قدرتمنده

13:23.040 --> 13:26.039
،و با نهايت احترام، قربان
.اطلاعاتت يه جورايي مزخرفه

13:26.040 --> 13:28.039
امکان نداره؛
.اون از نسل اوله

13:28.040 --> 13:31.039
...بيشتر از اين حرفاس
،حس...حس کرد که دارم ميرم

13:31.040 --> 13:33.039
.حتي به زحمت هم خودمو به اونجا رسوندم

13:33.040 --> 13:35.039
.ولي دزديدن دخترش اشتباه بزرگي بوده

13:35.040 --> 13:37.039
.توي تمام خبرها هست

13:37.040 --> 13:39.039
.ندزديدمش

13:39.040 --> 13:40.039
نجاتش دادم، باشه؟

13:40.040 --> 13:42.039
.صدمه مي‌ديد

13:42.040 --> 13:44.039
دخترش؟ چرا؟

13:44.040 --> 13:45.207
.نمي‌دونم
شايد چون

13:45.208 --> 13:48.040
اولين باري بود که مي‌ديد
.که اون يه هيولاس

13:50.040 --> 13:51.039
تو رو هم ديد؟

13:51.040 --> 13:53.039
.آره

13:53.040 --> 13:55.039
،اين کار بهت نمياد، کلر
.اين افتضاحه

13:55.040 --> 13:57.039
الان بايد باهاش

13:57.040 --> 13:59.040
چي کار کنم؟ -
.مي‌دوني چيه؟ نمي‌دونم -

13:59.043 --> 14:01.039
به نظرت چرا الان دارم باهات
تماس مي‌گيرم؟

14:01.040 --> 14:03.039
بر اساس هر چيزي که در مورد ويندزر
مي‌دونيم، تا وقتي که دخترش دوباره

14:03.040 --> 14:05.039
<i>،تحت کنترلش درنياد
.دست برنمي‌داره</i>

14:05.040 --> 14:06.374
.درسته، که اين دختر رو به وسيله تبديل مي‌کنه

14:06.375 --> 14:09.039
.ولي تو رو هم به هدف تبديل مي‌کنه
،اگه حست کرده

14:09.040 --> 14:11.039
<i>.مي‌تونه دوباره اين کارو بکنه</i>

14:11.040 --> 14:12.374
<i>.بايد از اونجا خارجش کني، سريع</i>

14:12.375 --> 14:13.708
<i>.قايم شو</i>

14:13.709 --> 14:15.039
.باشه، دريافت شد

14:15.040 --> 14:17.039
<i>چجوري باهام تماس مي‌گيري؟</i>

14:17.040 --> 14:19.750
.نگران نباش. يه راهي پيدا مي‌کنم

14:27.040 --> 14:30.039
صد درصد مطمئن نيستم
،که ويندزر هيولا باشه

14:30.040 --> 14:32.039
.ولي اسمش به عنوان يه احتمال قوي خودنمايي مي‌کنه

14:32.040 --> 14:34.039
باشه، ولي چرا اهميت ميديم؟

14:34.040 --> 14:37.039
چون اگه هيولاس، مي‌تونسته يکي از
.دوتا بازمونده توي ليست باشه

14:37.040 --> 14:39.039
.يا آخريش

14:39.040 --> 14:40.039
نکته اينه که، سعي داريم

14:40.040 --> 14:43.039
،بفهميم که مافوق وينسنت کيه

14:43.040 --> 14:45.039
و فکر کرديم که شايد ويندزر
.ممکنه مأموريت بعدي وينسنت باشه

14:45.040 --> 14:47.039
.خيلي خب

14:47.040 --> 14:49.039
،ولي بر اساس اين

14:49.040 --> 14:51.916
ويندزر تقريباً 30 سال پيش
.مورد آزمايش قرار گرفته

14:51.917 --> 14:53.207
،اگه يه هيولاس

14:53.208 --> 14:55.039
چي اين همه مدت
خنثي نگهش داشته؟

14:55.040 --> 14:56.749
،سؤال خوبيه
مخصوصاً از اونجايي که

14:56.750 --> 14:59.207
اين همون زماني بوده که من
...مورد آزمايش قرار گرفتم و

14:59.208 --> 15:00.124
.فوراً واکنش نشون دادم

15:00.125 --> 15:01.039
شايد فرق مي‌کنه

15:01.040 --> 15:03.039
چون ويندزر در اون زمان
بالغ بوده؟

15:03.040 --> 15:06.040
،بايد يه دليل ديگه داشته باشه
.و به اين اواخر هم مربوط باشه

15:06.041 --> 15:08.039
اين حقيقت که اسم

15:08.040 --> 15:10.039
،ويندزر صدا کرده
،و حالا اين آدمربايي

15:10.040 --> 15:14.749
،يه خبري هست
.و بايد بفهميم که چه خبره

15:14.750 --> 15:18.040
خبر داري که وينسنت الان
توي مأموريته يا نه؟

15:18.917 --> 15:20.039
.آره، فکر کنم باشه

15:20.040 --> 15:22.040
امکانش هست بفهمي که اين مأموريت
همونه يا نه؟

15:22.041 --> 15:25.039
وايسا...فکر مي‌کني که وينسنت
توري ويندزر رو دزديده؟

15:25.040 --> 15:26.291
.بله

15:26.292 --> 15:27.541
،نه. ببين

15:27.542 --> 15:29.207
،الان سعي دارم که چندتا نقطه رو به هم وصل کنم

15:29.208 --> 15:32.039
،و در حال حاضر، فقط نگران وينسنت نيستم

15:32.040 --> 15:33.240
.نگران توري هم هستم

15:42.375 --> 15:44.917
وينسنت؟

16:03.040 --> 16:05.040
.اين بهتره مال توري باشه

16:45.917 --> 16:46.979
.اثري ازشون نيست

16:46.980 --> 16:48.039
.اينجا بودن. مي‌دونم

16:48.040 --> 16:50.040
هر چيزي رو که ممکنه کمکمون کنه

16:50.041 --> 16:54.916
،که بفهميم اين طرف کيه
.توري رو کجا برده، بردارين

16:54.917 --> 16:58.039
بعدش وقتي دخترمو پس گرفتيم، مي‌خوام اين پسرو

16:58.040 --> 17:00.040
.ريزريزش کنم

17:07.384 --> 17:08.885
مي‌دوني وينسنت کجاس؟

17:08.924 --> 17:10.421
،نه، ولي خوشبختانه
.ويندزر هم نمي‌دونه

17:10.422 --> 17:13.421
هر چند که به نظر مياد
.که يه راهي واسه دنبال کردنش داره

17:13.422 --> 17:15.590
يعني، مثل هيولا با هيولا؟ -
.نمي‌دونم -

17:15.593 --> 17:17.421
،ولي حتماً يه جاي کار درست پيش نرفته

17:17.422 --> 17:19.421
وگرنه، وينسنت هيچ وقت
.توري رو نمي‌برده

17:19.422 --> 17:22.421
مگر اينکه داره ازش
.به عنوان وسيله براي رسيدن به ويندزر استفاده مي‌کنه

17:22.422 --> 17:24.422
،فقط دارم ميگم
.به نظر بابرنامه مياد

17:24.423 --> 17:27.421
آخرين کسي‌ام که بايد از مأموريت‌هاي وينسنت
،چشم‌پوشي کنه

17:27.422 --> 17:31.421
،ولي حداقل هميشه داشته آدماي بي‌گناه رو نجات مي‌داده
.و توري بي‌گناهه

17:31.422 --> 17:34.421
...پس، به نظرت داشته از دست پدرش

17:34.422 --> 17:35.421
.نجاتش مي‌داده

17:35.422 --> 17:36.923
.کسي که يه هيولاس

17:36.924 --> 17:38.421
.ولي با اين وجود پدرشه

17:38.422 --> 17:40.421
تس، مي‌دونم که اين اواخر
...از وينسنت متنفر بودي

17:40.422 --> 17:44.298
نه، نبودم. فقط
.صلاحتو مي‌خوام

17:44.377 --> 17:45.499
.و اون هنوز وينسنت‌ـه

17:45.633 --> 17:47.633
.اونم داره بهتر ميشه

17:49.633 --> 17:51.632
فقط اين نيست
،که خاطراتش دارن برمي‌گردن

17:51.633 --> 17:53.800
...ولي بيشتر
.نمي‌دونم،‌ دوباره خودش شده

17:53.801 --> 17:56.632
،دلش مي‌خواد اين قضيه تموم بشه
.دوباره خودمون رو مي‌خواد

17:56.633 --> 17:57.800
.اون بي‌ارزش نيست

17:57.801 --> 17:59.509
کي گفت بي‌ارزشه؟

17:59.510 --> 18:01.633
کترين؟ تس؟

18:03.633 --> 18:05.632
.در مورد خونه قايقي شنيدم

18:05.633 --> 18:07.632
حالت خوبه؟

18:07.633 --> 18:09.633
البته، به جز کيسه نمي‌دونم کمک‌هاي اوليه‌اي

18:09.634 --> 18:11.967
.که احتمالاً توي رودخونه هادسن برداشتم

18:11.968 --> 18:13.632
،فکر کنم وينسنت تو دردسره

18:13.633 --> 18:15.632
و فکر مي‌کنم به همين دليل
.توري رو برده

18:15.633 --> 18:16.633
ويندزر چندتا نگهبان داشت؟

18:16.634 --> 18:18.800
نمي‌دونم؛
.شيش‌تا يا همين حدودا

18:18.801 --> 18:21.342
،اينکه وينسنت از پس هيولاهاي ديگه بربياد، يه مسئله‌س

18:21.343 --> 18:22.967
مسئله ديگه براش
.اينه که از پس يه ارتش کوچيک بربياد

18:22.968 --> 18:24.632
.ضد گلوله که نيست

18:24.633 --> 18:26.632
اصلاً يه هيولا به چه دليل به نگهباناي مسلح
نياز داره؟

18:26.633 --> 18:28.509
اين فقط يکي از ابهامات زياد
.در مورد ويندزره

18:28.510 --> 18:29.632
.غير قابل پيش‌بينيه

18:29.633 --> 18:30.632
.ولي ممکنه يه برتري داشته باشيم

18:30.633 --> 18:32.632
اول اينکه، اگه وينسنت رو قبل از
،ويندزر پيدا کنيم

18:32.633 --> 18:34.134
.مي‌تونيم هر دوشونو نجات بديم

18:34.135 --> 18:35.632
لطفاً بهم نگو که بازم مي‌خواي

18:35.633 --> 18:37.510
.اون ماجراي درمان رو راه بندازي -
.راستش، چرا -

18:37.511 --> 18:40.632
ببين، مي‌دونم که واسه اون هيولاي آتيشي
جواب نداد، ولي روي من جواب داد، درسته؟

18:40.633 --> 18:43.632
از اونجايي هم که ويندزر
با همون ترکيبي که روي من

18:43.633 --> 18:46.134
،آزمايش شده بود، آزمايش شده
...پذيرفتنيه که

18:46.209 --> 18:48.416
،اگه روي تو جواب داده
.شايد واقعاً روي اون جواب بده

18:48.417 --> 18:49.042
.دقيقاً -
.اوه، آره -

18:49.045 --> 18:51.706
سلام، کورت، ميشه هيولا شي"
"تا بتونيم بکشيمت؟

18:51.707 --> 18:53.706
،و بعد از اينکه دراز کشيدي"

18:53.707 --> 18:57.583
،شايد بتونيم يا شايد نتونيم که، مي‌دوني"
"با شک بعد انسانيت رو زنده کنيم؟

18:57.584 --> 18:58.706
.مطمئنم که قبول مي‌کنه

18:58.707 --> 19:01.706
.تنها راهيه که مي‌تونه دخترشو پس بگيره

19:01.707 --> 19:03.706
.اوه، پس ديگه توري "واقعاً" وسيله‌س

19:03.707 --> 19:07.208
،اگه اين قضيه جون همه رو نجات بده
.آره، وسيله‌س

19:07.209 --> 19:09.706
اول اينکه خدا نکنه که واقعاً به وينسنت
کمک کنيم

19:09.707 --> 19:12.706
.که يکي از مأموريت‌هاشو بدون کشتن کسي انجام بده

19:12.707 --> 19:14.706
.ولي بايد پيداش کنم

19:14.707 --> 19:16.706
چجوري مي‌خواي اين کارو بکني؟

19:16.707 --> 19:19.707
با پي بردن به اينکه ويندزر
.چجوري مي‌خواد پيداش کنه

19:21.522 --> 19:22.811
!کمک

19:22.812 --> 19:24.979
!کسي صدامو مي‌شنوه؟

19:24.980 --> 19:26.812
کسي نيست؟

19:29.314 --> 19:30.812
.داري خودتو خسته مي‌کني

19:32.812 --> 19:34.812
.تا چند مايلي اينجا کسي نيست

19:37.154 --> 19:39.153
.فکر کردم تنهام گذاشتي

19:39.154 --> 19:41.153
چرا بايد نجاتت بدم که همين جوري تنهات بذارم؟

19:41.154 --> 19:45.153
.نجاتم ندادي، منو از پدرم دزديدي

19:45.154 --> 19:48.154
مي‌دوني چيه؟
.بذار ازت يه سؤالي بپرسم

19:49.656 --> 19:51.153
اون اولين باري بود

19:51.154 --> 19:53.154
که پدرتو مي‌ديدي که اون جوري تغيير مي‌کنه؟

19:56.154 --> 20:00.153
از روي واکنشي که نشون دادي، من که ميگم
اولين بار بود، درست ميگم؟

20:00.154 --> 20:02.154
.خواهش مي‌کنم بهم صدمه نزن

20:02.155 --> 20:05.153
توري، چرا بايد بهت صدمه بزنم؟

20:05.154 --> 20:07.154
.چون تو رو هم ديدم

20:09.154 --> 20:12.153
.متوجه، متوجه نميشم

20:12.154 --> 20:16.153
...نميشي

20:16.154 --> 20:17.488
.حداقل اولش نميشي

20:17.489 --> 20:19.153
.ببين، باور کن

20:19.154 --> 20:20.655
واسه منم راحت نبوده، باشه؟

20:20.656 --> 20:22.153
.هنوزم راحت نيست

20:22.154 --> 20:26.153
.هيچيم شبيه پدرت نيست

20:26.154 --> 20:29.153
آدماي بي‌گناه رو به خاطر پول
.و قدرت کشته

20:29.154 --> 20:32.321
.به همين دليل به هدف تبديل شده

20:32.322 --> 20:34.153
.بايد ازم تشکر کني

20:34.154 --> 20:35.153
ازت تشکر کنم؟

20:35.154 --> 20:36.863
واسه چي؟

20:36.864 --> 20:38.655
،واسه دور کردنت از اون

20:38.656 --> 20:40.153
.از طرز رفتارش با تو

20:40.154 --> 20:42.153
!باهام خوب رفتار مي‌کنه

20:42.154 --> 20:44.321
،ازم مراقبت مي‌کنه
.محافظت مي‌کنه

20:44.322 --> 20:45.863
.نه، حبست مي‌کنه

20:45.864 --> 20:48.153
،بذار حدس بزنم
بهت اجازه نميده

20:48.154 --> 20:50.153
که از ديدش خارج شي، درسته؟

20:50.154 --> 20:52.153
مي‌دوني، اگه مجبور نبودم
،که جلوشو بگيرم

20:52.154 --> 20:53.863
.خفه‌ت مي‌کرد

20:53.864 --> 20:56.153
داري چي کار مي‌کني؟

20:56.154 --> 20:59.153
مطمئن ميشم
...که اين دفعه آماده باشم

20:59.154 --> 21:01.153
.اگه بياد دنبالت بگرده

21:01.154 --> 21:03.154
تو چي هستي؟

21:08.154 --> 21:11.153
،ببين، توري
خودم نخواستم که اين اتفاق

21:11.154 --> 21:12.153
برام بيفته، باشه؟

21:12.154 --> 21:15.153
.ولي پدرت، خواسته

21:15.154 --> 21:16.863
،خودش اينو خواسته

21:16.864 --> 21:18.321
ولي ديگه کنترلشو از دست داده

21:18.322 --> 21:20.154
.و بايد متوقف بشه

21:26.154 --> 21:28.153
.خيلي خب، گوش کن

21:28.154 --> 21:31.153
فقط به آدماي ديگه صدمه نمي‌زنه، باشه؟

21:31.154 --> 21:32.153
،داره به تو هم صدمه مي‌زنه

21:32.154 --> 21:35.153
.و مي‌دونم که مي‌دوني

21:35.154 --> 21:37.488
،ممکنه که ظاهرشو مخفي کرده باشه
ولي مشخصه که

21:37.489 --> 21:39.153
باطنشو مخفي نکرده، هان؟

21:39.154 --> 21:42.153
...مي‌تونم ثابت کنم
.اگه بهم اجازه بدي

21:42.154 --> 21:44.154
.همين حالا

21:52.154 --> 21:55.154
بايد بهم اعتماد کني، باشه؟

22:10.154 --> 22:12.154
.ممکنه يه خرده درد داشته باشه

22:25.154 --> 22:27.153
چي...؟

22:27.154 --> 22:28.153
اين چيه؟

22:28.154 --> 22:30.153
.يه دستگاه رديابيه

22:30.154 --> 22:33.030
تازگيا جراحي داشتي؟

22:33.031 --> 22:36.153
.پس پدرت اينو کار گذاشته

22:36.154 --> 22:38.153
ولي چرا؟

22:38.154 --> 22:39.655
.نمي‌دونم

22:39.656 --> 22:41.153
.دشمناي زيادي نصيبش شده

22:41.154 --> 22:43.153
،از همه نظر

22:43.154 --> 22:46.864
پدرت اين اواخر يه کم
.خيالاتي شده

22:48.154 --> 22:51.153
،توري، افرادي مثل...ما

22:51.154 --> 22:53.154
.يا بهتر ميشيم يا بدتر

22:54.154 --> 22:56.153
.حالت طبيعي‌اي در کار نيست

22:56.154 --> 22:59.153
ولي از کجا مي‌دوني؟

22:59.154 --> 23:00.153
.چون از طريق مخابره شنيدم

23:00.154 --> 23:02.153
.اون بيرون عالي و ساکته

23:02.154 --> 23:03.153
ولي تا همين الان
.چيزي بروز ندادي

23:03.154 --> 23:06.153
.نه

23:06.154 --> 23:09.154
چون مي‌خوام
.پدرت پيدات کنه

23:10.322 --> 23:12.154
.تا بتونم بکشمش

23:19.154 --> 23:21.153
!کترين

23:21.154 --> 23:23.153
!سلام

23:23.154 --> 23:24.153
...کترين

23:24.154 --> 23:26.751
م...معذرت مي‌خوام، هنوزم مي‌خواي
بازرس چندلر صدات کنم؟

23:26.752 --> 23:28.251
.نه، اه، کترين خوبه

23:28.293 --> 23:29.358
اينجا چي کار مي‌کني؟

23:29.359 --> 23:31.190
منم مي‌خواستم ازت
.همين سؤالو بپرسم

23:31.191 --> 23:33.190
.اه، توري هنوز پيدا نشده
.جزء قلمرو قضايي منه

23:33.191 --> 23:35.190
،فکر کردم که اگه اشکالي نداشته باشه
.کمک کنم

23:35.191 --> 23:37.190
حتماً. من...من الان
منتظر...اه، ويندزر

23:37.191 --> 23:39.190
بودم که پيداش بشه، شايد
.دور از نگهبانا ببينمش

23:39.191 --> 23:41.190
ولي چرا نريم اون بالا و باهم
باهاش صحبت نکنيم؟

23:41.191 --> 23:43.190
،منظورت چيه
دور از نگهبانا ببينمش"؟"

23:43.191 --> 23:44.190
نمي‌دونم، خيلي وقته که دارم
.اين کارو انجام ميدم

23:44.191 --> 23:46.190
يه چيزي هست
که در مورد اين طرف

23:46.191 --> 23:47.190
.درست به نظر نمياد،‌ به گمونم

23:47.191 --> 23:48.190
دقيق...دقيقاً نمي‌تونم بگم
.که چيه

23:48.191 --> 23:50.190
چون کمک اف.بي.آي رو نمي‌خواد؟

23:50.191 --> 23:52.190
.تا حدي، آره

23:52.191 --> 23:54.190
تا حدي چون سراسر وجودم
داره بهم ميگه

23:54.191 --> 23:56.190
،که آدم بديه
.و بهش اعتماد ندارم

23:56.191 --> 23:58.190
،در حال حاضر تنها چيزي که مهمه
،پيدا کردن توري‌ـه

23:58.191 --> 23:59.692
و دستگير کردن هر کسي که مسئوله، درسته؟

23:59.693 --> 24:01.190
.به همين دليل اومدم اينجا ديگه

24:01.191 --> 24:03.190
.عاليه
.خب، بيا متحد شيم

24:03.191 --> 24:05.190
.ببينيم ويندزر داره چيزيو مخفي مي‌کنه يا نه

24:05.191 --> 24:06.190
شايد بتونيم به عنوان پدر/دختر
.بريم پيشش

24:06.191 --> 24:08.190
،اگه مشکلي نداره

24:08.191 --> 24:09.525
شايد فعلاً بايد همون

24:09.526 --> 24:12.191
.پليس خوب/پليس بد بمونيم

24:14.191 --> 24:16.191
آقاي ويندزر هستن؟

24:20.191 --> 24:23.190
به چقدر پول ميگن
يه عالمه پول؟

24:23.191 --> 24:24.190
خب، وقتي آدم
هميشه خيالاتي باشه

24:24.191 --> 24:26.692
...که قراره دخترشو از دست بده

24:26.693 --> 24:28.190
.صحبت دوست‌پسر شد

24:28.191 --> 24:30.190
کي از دوست‌پسر
حرف زد؟

24:30.191 --> 24:31.190
.من مي‌خواستم حرف بزنم

24:31.191 --> 24:32.358
ميشه بپرسم که دوست‌پسري داري يا نه؟

24:32.359 --> 24:34.190
.دارم

24:34.191 --> 24:36.190
باهات مهربونه؟

24:36.191 --> 24:38.190
.بله، مهربونه. خيلي مهربونه

24:38.191 --> 24:39.190
اون وقت بهش اعتماد داري؟

24:39.191 --> 24:40.190
...ببخشين

24:40.191 --> 24:41.190
.اجازه پرسيدن ندارم

24:41.191 --> 24:43.525
.مي‌دونم

24:43.526 --> 24:46.067
،فقط، ام

24:46.068 --> 24:47.190
.اميدوارم که خوشحالت کنه

24:47.191 --> 24:51.067
اون وقت هميشه مي‌توني روش حساب کني
.که هواتو داشته باشه

24:51.068 --> 24:53.190
مي‌تونم کمکتون کنم؟

24:53.191 --> 24:54.190
.آقاي ويندزر

24:54.191 --> 24:56.190
.باب رينالدز از اف.بي.آي هستم

24:56.191 --> 24:58.190
.ايشون بازرس چندلر هستن

24:58.191 --> 24:59.190
.مي‌دونم کي هستين

24:59.191 --> 25:01.190
،همون طور هم که به بقيه مأمورها گفتم
.به کمکتون احتياج ندارم

25:01.191 --> 25:03.190
.خودم مي‌تونم توري رو پيدا کنم

25:03.191 --> 25:04.191
چجوري؟ -
بذارين فقط بگيم -

25:04.192 --> 25:06.190
که امنيت خصوصي رو به دولت
.ترجيح ميدم

25:06.191 --> 25:09.190
آقاي ويندزر، مطلعين که آدمربايي يه جرمه،‌ درسته؟

25:09.191 --> 25:10.190
.که به همين دليل اومديم اينجا

25:10.191 --> 25:11.358
...حالا هيچ اطلاعاتي در اختيار

25:11.359 --> 25:13.190
.شماها

25:13.191 --> 25:14.190
.چندين سال دنبالم بودين

25:14.191 --> 25:16.190
سعي کردين که اشکمو دربيارين، ثابت کنين
.که يه جور تبهکارم

25:16.191 --> 25:17.191
.ببين، آقاي ويندزر

25:17.192 --> 25:20.190
يه ذره هم اهميت نميدم
.که پولاتو چجوري به دست آوردي

25:20.191 --> 25:21.190
.مال خودت

25:21.191 --> 25:22.190
،تنها چيزي که برام مهمه

25:22.191 --> 25:24.190
پس گرفتن دخترته چون
.اين موضوع تنها چيزيه که مهمه

25:24.191 --> 25:26.190
اينو متوجهي؟

25:26.191 --> 25:28.191
،حالا، اگه بخوام
مي‌تونم به جرم ممانعت از اجراي عدالت

25:28.192 --> 25:30.190
،بفرستمت اون پايينا، پس اگه جاي تو بودم

25:30.191 --> 25:31.191
.شروع مي‌کردم به همکاري کردن

25:31.192 --> 25:34.190
يا اينکه، مي‌تونم يه زنگ بزنم
.و به قشر بيکار اضافه‌ت کنم

25:34.191 --> 25:35.190
.سيدار وودز

25:35.191 --> 25:36.358
بهترين شانست

25:36.359 --> 25:37.900
.براي پيدا کردنشيم، آقاي ويندزر

25:37.901 --> 25:39.190
کاري از دست

25:39.191 --> 25:40.191
.اف.بي.آي برنمياد

25:45.191 --> 25:47.191
.بايد به اين مورد رسيدگي کنم

25:55.191 --> 25:58.068
!کترين، وايسا

26:02.191 --> 26:04.190
.هنوز باورم نميشه که اين اتفاق داره مي‌افته

26:04.191 --> 26:07.190
،مامان قبل از اينکه بميره
،سعي کرد در مورد بابام بهم هشدار بده

26:07.191 --> 26:09.190
ولي...تصورشم نمي‌کردم

26:09.191 --> 26:11.191
.که منظورش اين بوده باشه

26:11.192 --> 26:13.191
چطور تونستم؟

26:13.192 --> 26:15.191
.نتونستي

26:17.191 --> 26:19.190
.توري، بيشترمون مخفيانه زندگي مي‌کنيم

26:19.191 --> 26:21.358
.چاره‌اي نداريم

26:21.359 --> 26:25.191
بعضي وقتا حتي نمي‌تونيم با نزديک‌ترين
.افراد زندگيمون روراست باشيم

26:29.191 --> 26:31.190
اين چجور زندگيه‌ايه؟

26:31.191 --> 26:34.190
.يه زندگي تنها

26:34.191 --> 26:36.692
مگه اينکه اون قدر خوش‌شانس باشي
که يه آدم خاص رو توي زندگيت

26:36.693 --> 26:38.192
.داشته باشي که سالم نگهت داره

26:41.191 --> 26:43.191
همچين آدمي رو داري؟

26:46.191 --> 26:47.359
.آره

26:51.191 --> 26:53.191
.خوش به حالت

26:57.693 --> 27:00.191
من بايد چي کار کنم؟

27:07.191 --> 27:08.191
درست ميشه، باشه؟

27:24.192 --> 27:27.068
.برو، برو

27:48.191 --> 27:50.190
اينجا چي کار مي‌کني؟

27:50.191 --> 27:52.191
کنجکاو بودم که خودتون
.اينجا چي کار مي‌کنين

28:09.885 --> 28:13.286
.مسافت زيادي رو به سمت يه ماشين دنبال کردن

28:13.307 --> 28:15.806
.ولي سه‌تا رد پا بوده، نه فقط دوتا

28:15.836 --> 28:18.333
.يه نفر بهشون هشدار داده که داريم ميايم

28:18.334 --> 28:19.333
.مي‌دونسته که داريم ميام

28:19.584 --> 28:22.583
و مي‌دونسته که چقدر
.طول مي‌کشه تا پيداش کنيم

28:22.584 --> 28:25.583
به نظرتون دنبال چيه؟

28:25.584 --> 28:27.584
.دنبال منه

28:31.584 --> 28:34.584
.منم مي‌خوام دخترمو پس بگيرم

28:38.584 --> 28:39.583
.دوستمون خارج از شهره

28:39.584 --> 28:41.583
.اينجا دنبالت نمي‌گردن

28:41.584 --> 28:43.583
شايد الان بايد به بابام
.زنگ بزنم

28:43.584 --> 28:44.583
ش...شايد بتونم فقط
.باهاش صحبت کنم

28:44.584 --> 28:46.583
.آره، از نظر من مشکلي نداره

28:46.584 --> 28:47.583
.از نظر من داره

28:47.584 --> 28:49.583
مشکلت چيه؟

28:49.584 --> 28:51.584
دلت مي‌خواد رد تماسو بگيره؟ -
.آره -

28:51.587 --> 28:52.583
.مي‌تونيم گولش بزنيم

28:52.584 --> 28:54.583
کترين، به نظرت چرا اون
تله‌ها رو کار گذاشتم؟

28:54.584 --> 28:56.583
.اون بيرون برگ برنده رو داشتم

28:56.584 --> 28:58.583
،ويندزر تنها نبوده
وينسنت، و نمي‌خواستي

28:58.584 --> 29:01.460
،به دام بندازيش
.مي‌خواستي با چوب بزنيش

29:01.461 --> 29:03.583
واسه به دست آوردن انسانيتت خيلي زياديه، هان؟

29:03.584 --> 29:06.583
.واقعاً معذرت مي‌خوام
.همش تقصير منه

29:06.584 --> 29:07.583
.نه، نيست

29:07.584 --> 29:09.583
.چرا، هست

29:09.584 --> 29:12.583
،بايد يه چيزي مي‌گفتم
،خيلي وقت پيش بايد يه کاري مي‌کردم

29:12.584 --> 29:15.583
وقتي اولش...مي‌دونستم

29:15.584 --> 29:16.751
.که يه جاي کار درست نيست

29:16.752 --> 29:19.583
همين جوري، شروع کرد به

29:19.584 --> 29:22.583
.عصبانيت زياد...عصبانيت وحشتناک

29:22.584 --> 29:23.583
ولي بعدش با هديه و لباس

29:23.584 --> 29:27.583
.عذرخواهي مي‌کرد

29:27.584 --> 29:28.583
،هر چي که مي‌خواستم
.بهم مي‌داد

29:28.584 --> 29:30.460
.گوش کن، توري

29:30.461 --> 29:31.751
.مي‌دونم که داري چي رو مي‌گذروني

29:31.752 --> 29:34.085
.واقعاً ميگم

29:34.086 --> 29:35.583
شايد در مورد کاري که بابات
.انجام داده، ندونم

29:35.584 --> 29:37.583
.ولي در مورد...هيولاها

29:37.584 --> 29:39.293
،وقتي اولش فهميدم

29:39.294 --> 29:41.460
.جوون‌تر از تو بودم

29:41.461 --> 29:43.583
وقتي وينسنت جونمو نجات داد، و اولش
.باورم نمي‌شد

29:43.584 --> 29:45.460
.نمي‌تونستم

29:45.461 --> 29:46.583
.هضم کردنش هم سخته

29:46.584 --> 29:47.583
.آدم احساس تنهايي مي‌کنه

29:47.584 --> 29:50.583
نمي‌تونه در موردش
.با کسي حرف بزنه

29:50.584 --> 29:52.918
،ولي دارم بهت ميگم
.تو مي‌توني، مي‌توني با من حرف بزني

29:52.919 --> 29:54.583
.تنها نيستي

29:54.584 --> 29:55.583
.ممنون

29:55.584 --> 29:57.583
بهم گفت که تنها دليلي که

29:57.584 --> 29:59.583
،مثل پدرم بد نيست

29:59.584 --> 30:01.584
.اينه که يه آدم خاص رو داره

30:03.585 --> 30:05.583
تويي، درسته؟

30:05.584 --> 30:07.583
.آره

30:07.584 --> 30:09.583
،ولي آسون نيست
.قرار نيست دروغ بگم

30:09.584 --> 30:11.583
ماجراهاي زيادي رو مي‌گذرونن

30:11.584 --> 30:12.918
.که اين جوري ميشن

30:12.919 --> 30:14.583
.حتي هيولاهاي خوب

30:14.584 --> 30:15.918
ولي نگران اين نيستي
که هميشه تغيير کنه؟

30:15.919 --> 30:17.583
منظورم اينه که، مثل پدرم؟

30:17.584 --> 30:19.583
.هميشه نگرانم

30:19.584 --> 30:21.583
.خيلي خب

30:21.584 --> 30:22.583
حالا، قراره چي کار کنيم؟

30:22.584 --> 30:23.583
.نميشه که کل مدت رو اينجا بشينيم

30:23.584 --> 30:24.583
.يه برنامه لازم داريم

30:24.584 --> 30:26.583
چي تو ذهنته؟

30:26.584 --> 30:28.085
چه فکري داري؟

30:28.086 --> 30:29.583
فکر کنم بايد
هر کاري از دستمون برمياد، انجام بديم

30:29.584 --> 30:31.293
.تا بتونيم پدرشو نجات بديم

30:31.294 --> 30:32.293
چي؟

30:32.294 --> 30:33.584
تو چت شده؟

30:33.585 --> 30:36.583
...انگار خودت نيستي
حداقل اين اواخر؛

30:36.584 --> 30:38.584
.نه قبل از اينکه اين اتفاق بيفته

30:39.584 --> 30:42.293
.گيب يه ايده داره

30:42.294 --> 30:44.584
...اوه، بذار حدس بزنم
همم...درمان؟

30:46.294 --> 30:48.584
.آه، دست بردار

30:49.584 --> 30:52.583
درمان"؟"

30:52.584 --> 30:53.583
.پيچيده‌س

30:53.584 --> 30:54.918
،بدون خطر هم نيست

30:54.919 --> 30:56.583
،ولي به خاطر يه سري دلايل مختلف

30:56.584 --> 30:58.583
شايد در واقع
.هيولاي درون پدرت رو بکشه

30:58.584 --> 31:00.085
.کترين، کارش از اين حرفا گذشته

31:00.086 --> 31:01.583
باشه؟
.تمايل داره که هيولا باشه

31:01.584 --> 31:02.918
.همين طور هر چيزي که اينو بهش ميده

31:02.919 --> 31:04.583
.باور نمي‌کنم

31:04.584 --> 31:06.583
.من باور مي‌کنم

31:06.584 --> 31:07.583
.حق با وينسنت‌ـه

31:07.584 --> 31:10.583
،چيزيو که اين حالتيش مي‌کنه
.رها نمي‌کنه

31:10.584 --> 31:12.584
حتي به خاطر تو؟

31:17.294 --> 31:18.583
آخرين باري که ازش
خبر گرفتي، کي بوده؟

31:18.584 --> 31:20.583
معذرت مي‌خوام، دارين به عنوان يه مأمور ويژه
درخواست مي‌کنين

31:20.584 --> 31:22.086
يا به عنوان يه پدر نگران؟ -
.هر دوش -

31:22.089 --> 31:24.583
مي‌دونستي که داره به ديدن ويندزر ميره؟

31:24.584 --> 31:26.583
از کجا مي‌دونستين
که مي‌خواسته بره اونجا؟

31:26.584 --> 31:27.583
.چون منم اونجا بودم

31:27.584 --> 31:30.751
،باهم داشتيم باهاش صحبت مي‌کرديم
،يدفعه، رفت

31:30.752 --> 31:32.583
.و از اون موقع کسي خبري ازش نشنيده

31:32.584 --> 31:34.583
نگفت که داره کجا ميره؟

31:34.584 --> 31:37.583
مشخصه که نه، وگرنه اينجا نبودم، بودم؟

31:37.584 --> 31:39.293
...ببين

31:39.294 --> 31:41.583
متأسفم؛ مي‌دونم
.که به کترين اهميت ميدي

31:41.584 --> 31:42.583
.همين طوره

31:42.584 --> 31:45.085
.نگرانشم

31:45.086 --> 31:47.583
،به ويندزر هم اعتماد ندارم
و خوشم نمياد

31:47.584 --> 31:49.583
که اوضاع از کنترل
.خارج بشه

31:49.584 --> 31:51.584
.دخترتون هم خوشش نمياد

31:51.700 --> 31:53.500
:کترين
درمان

31:53.584 --> 31:55.583
.ببينين، بايد برم

31:55.584 --> 31:57.983
،ولي اگه خبري شنيدم
.باهاتون تماس مي‌گيرم، قول ميدم

31:58.034 --> 32:00.033
.باشه؟ نگران هم نباشين
،کترين‌ـي که من مي‌شناسم

32:00.034 --> 32:02.034
.کاملاً اوضاع در کنترلشه

32:13.034 --> 32:15.134
تا چه حد مايلي که دخترتو پس بگيري؟

32:23.057 --> 32:26.391
.يا خيلي شجاعي يا خيلي احمق

32:26.454 --> 32:28.118
.خب، احمق نيستم

32:28.119 --> 32:32.453
.خيلي خب، پيش ميرم

32:32.454 --> 32:34.118
چه پيشنهادي ميدي؟

32:34.119 --> 32:35.620
.قبلاً ‌بهت گفتم

32:35.621 --> 32:37.118
.توري رو

32:37.119 --> 32:38.119
در عوض چي؟

32:38.120 --> 32:39.118
.هيولاي درونت

32:39.119 --> 32:40.118
ببخشين، چي؟

32:40.119 --> 32:41.118
.وقتمو تلف نکن

32:41.119 --> 32:43.286
.عجله دارم و خودتم همين طور

32:43.287 --> 32:46.286
.مي‌دونم که واقعاً‌ کي هستي
.يا، بهتره بگم، "چي" هستي

32:46.287 --> 32:50.118
دقيقاً هم دو دقيقه بهت وقت ميدم
،که تصميم بگيري که کدومش برات مهم‌تره

32:50.119 --> 32:53.120
...دخترت
.يا هيولا موندن

32:56.119 --> 32:58.118
داري با اون يکي کار مي‌کني، مگه نه؟

32:58.119 --> 33:00.995
.هموني که توري رو دزديده

33:00.996 --> 33:02.453
.نجاتش داده، در واقع

33:02.454 --> 33:04.118
.از دست تو

33:04.119 --> 33:05.118
واقعاً؟

33:05.119 --> 33:07.118
.آره
هر چند هم که الان مي‌دونه

33:07.119 --> 33:10.118
،که واقعاً چي هستي
.مايله که برگرده

33:10.119 --> 33:12.119
.به يه شرط

33:13.119 --> 33:16.118
.همه چيزو فراموش کنم

33:16.119 --> 33:17.118
.آره

33:17.119 --> 33:18.286
.کاملاً درسته

33:18.287 --> 33:20.118
به چه شکل هست، دقيقاً؟

33:20.119 --> 33:21.118
.بايد بميري

33:21.119 --> 33:23.118
.هيولات، در هر صورت

33:23.119 --> 33:26.118
،وقتي هم که مردي
،جسدت رو دستکاري مي‌کنيم

33:26.119 --> 33:27.453
سعي مي‌کنيم
.که قلب انسانيت رو دوباره فعال کنيم

33:27.454 --> 33:29.118
،احتمالاً جواب نميده

33:29.119 --> 33:31.118
ولي چه انتخاب ديگه‌اي داري، واقعاً؟

33:31.119 --> 33:33.119
.همم

33:36.119 --> 33:39.118
.مي‌تونم بکشمت

33:39.119 --> 33:43.118
.ديگه هيچ وقت توري رو نمي‌بيني

33:43.119 --> 33:45.453
.هيچ وقت

33:45.454 --> 33:49.119
هر دومون هم مي‌دونيم
.که چقدر برات باارزشه

33:49.120 --> 33:51.118
.يک دقيقه

33:51.119 --> 33:53.118
.يه دقيقه لازم ندارم

33:53.119 --> 33:54.828
.جواب منفيه

33:54.829 --> 33:56.118
.خودم مي‌تونم توري رو پيدا کنم

33:56.119 --> 33:57.620
،باشه. در اون صورت

33:57.621 --> 34:00.118
،چاره‌اي ندارم
،جز اينکه لوت بدم

34:00.119 --> 34:02.118
به دنيا بگم که کي هستي

34:02.119 --> 34:04.118
.و واقعاً چجوري اين امپراطوري رو ساختي

34:04.119 --> 34:05.119
.داري بلوف مي‌زني

34:09.119 --> 34:11.119
واقعاً؟

34:12.996 --> 34:17.118
.دوست خودتم لو ميدي

34:17.119 --> 34:18.620
يا اينکه دوست‌پسرته؟

34:18.621 --> 34:21.118
.سي ثانيه

34:21.119 --> 34:24.118
تو کسي هستي که بهش هشدار داد
که دارم ميام، مگه نه؟

34:24.119 --> 34:25.453
از کجا فهميدي؟

34:25.454 --> 34:27.119
.هيولاهاي خودمو مي‌شناسم

34:28.120 --> 34:29.620
.وقت تموم شد

34:29.621 --> 34:31.118
واقعاً فکر مي‌کني

34:31.119 --> 34:33.118
که همين جوري ميذارم
از اينجا بري؟

34:33.119 --> 34:36.118
،بله. چون اگه تا 15 دقيقه ديگه پيدام نشه

34:36.119 --> 34:38.118
.دوستام نابودت مي‌کنن

34:38.119 --> 34:42.119
.تازه، ديگه هيچ وقت دخترتو نمي‌بيني

34:52.119 --> 34:54.118
اون کيه؟

34:54.119 --> 34:55.118
.اين گيب‌ـه

34:55.119 --> 34:58.119
.قراره تو رو بکشه

35:00.119 --> 35:01.118
داري از اين کار
لذت مي‌بري، مگه نه؟

35:01.119 --> 35:03.118
.يه کم
،ولي از خوش‌شانسيت

35:03.119 --> 35:05.118
.توي يه جور حالت "تجديد ديدار پدري-دختري" هستم

35:05.119 --> 35:06.118
.دليلشو نپرس

35:06.119 --> 35:09.828
.روي ميز، لطفاً

35:09.829 --> 35:11.558
از کجا مي‌دوني که اين کار جواب ميده؟

35:11.559 --> 35:13.286
.نمي‌دونم

35:13.287 --> 35:15.118
،از طرف ديگه
،روي خودم جواب داده

35:15.119 --> 35:17.118
و خودم و خودت يه نوع ترکيب

35:17.119 --> 35:19.119
...ميورفيلد رو داريم
.پس دست‌ها بسته ميشن

35:21.119 --> 35:23.118
،اگه کنجکاوي

35:23.119 --> 35:25.118
.اينا آلياژ فولاد و تيتانيوم هستن

35:25.119 --> 35:27.118
...پس اگه جواب بده

35:27.119 --> 35:30.118
،چي ميشه، به زندون ميرم
تاوان کارهامو پس ميدم؟

35:30.119 --> 35:32.118
.يه چيزي تو همين مايه‌ها

35:32.119 --> 35:33.118
.حداقل دخترت اونجا مي‌تونه بهت سر بزنه

35:33.119 --> 35:34.118
.بهتر از اون راه ديگه‌س

35:34.119 --> 35:36.118
.مگر اينکه بميرم

35:36.119 --> 35:37.118
با اين وجود، بهتر از اون

35:37.119 --> 35:38.454
.راه ديگه‌س

35:40.119 --> 35:42.118
.پس اول مي‌خوام توري رو ببينم

35:42.119 --> 35:43.118
.محض احتياط

35:43.119 --> 35:45.118
.باشه

35:45.119 --> 35:46.119
.وينسنت

35:51.119 --> 35:52.118
.بابا

35:52.119 --> 35:53.118
.واقعاً‌ معذرت مي‌خوام، عزيزم

35:53.119 --> 35:55.118
.هيچ وقت نمي‌خواستم بهت صدمه بزنم

35:55.119 --> 35:56.620
.اشکالي نداره
.مشکلي پيش نمياد

35:56.621 --> 35:58.118
...اگه

35:58.119 --> 36:00.119
.ندوني که چقدر دوست دارم

36:02.119 --> 36:04.119
.اينکه چقدر بهت نياز دارم

36:06.287 --> 36:08.119
.خيلي خب،‌ بياين شروع کنيم

36:10.119 --> 36:12.118
.بله

36:12.119 --> 36:13.119
.شروع کنيم

36:25.621 --> 36:27.119
گيب؟

37:22.080 --> 37:25.080
...صبح به خير،‌ فرانکي. اه، مي‌تونم يه -
کافه -

37:25.083 --> 37:26.247
آمريکانوي کم‌چرب؟

37:26.343 --> 37:29.509
دوتا، درسته؟

37:29.510 --> 37:31.174
منو مي‌پايي؟

37:31.175 --> 37:33.174
خب، گفتي که اين
...نزديکيا زندگي مي‌کني

37:33.175 --> 37:35.174
.فکر کردم که خطر کنم

37:35.175 --> 37:36.676
.بفرمايين

37:36.775 --> 37:38.440
.نگرانت بودم

37:38.833 --> 37:39.900
چرا؟

37:39.924 --> 37:42.330
چون يه دقيقه داشتيم باهم
،با ويندزر حرف مي‌زديم

37:42.331 --> 37:43.498
،بعدش با عجله رفتي

37:43.499 --> 37:45.330
...و از اونجايي که خبري ازت نگرفتم

37:45.331 --> 37:47.330
.مي‌تونم از خودم مراقبت کنم

37:47.331 --> 37:48.330
چيه؟

37:48.331 --> 37:51.330
.آو، هيچي
...فقط، اه

37:51.331 --> 37:55.331
.مادرت قبلاً همينو بهم مي‌گفت

37:56.499 --> 37:59.330
.خيلي منو ياد ونسا ميندازي

37:59.331 --> 38:00.330
.مخصوصاً از نظر چشما

38:00.331 --> 38:03.207
.قلب مهربوني هم داشت

38:03.208 --> 38:05.330
.حس قوي در تشخيص درست و غلط

38:05.331 --> 38:07.330
از کجا مي‌دوني که اين جوري‌ام؟

38:07.331 --> 38:09.331
خب، پليسي، مگه نه؟

38:10.331 --> 38:12.331
حالا،‌ با عجله کجا رفتي؟

38:15.331 --> 38:17.330
.اميدوار بودم که بهم اعتماد کني

38:17.331 --> 38:19.331
اين کار بيشتر از
.يه فنجون قهوه رو مي‌طلبه

38:21.208 --> 38:23.331
.ولي يه شروعه

38:24.666 --> 38:27.832
.خب، حداقل توري در امانه

38:27.833 --> 38:30.665
کنجکاوم که اصلاً
.سارقش رو پيدا مي‌کنيم يا نه

38:30.666 --> 38:33.330
از کجا معلوم؟

38:33.331 --> 38:35.331
حالا، به نظرت چه اتفاقي افتاده؟

38:37.331 --> 38:39.330
به نظرم...ويندزر
اشتباه بزرگي کرده

38:39.331 --> 38:41.330
که فکر کرده مي‌تونه تنهايي

38:41.331 --> 38:42.330
.حلش کنه

38:42.331 --> 38:45.330
.مشخصه که متوجه نبوده که با کي طرفه

38:45.331 --> 38:46.330
.مشخصه

38:46.331 --> 38:48.499
.با اين وجود، راه وحشتناکي واسه مردنه

38:50.331 --> 38:53.331
.کنجکاوم که چجور حيووني با کسي همچين کاري مي‌کنه

38:56.331 --> 38:59.331
منظورت چيه که قلبشو از سينه درآورد؟ -
.دقيقاً ‌منظورم همين بود -

39:00.331 --> 39:02.330
ک...کت چي کار کرد؟

39:02.331 --> 39:05.040
چي کار مي‌تونست بکنه؟
.مثل بقيه شکه شده بود

39:05.041 --> 39:07.330
حتي بهمون فرصت نداد
.که بتونيم ويندزر رو نجات بديم

39:07.331 --> 39:11.330
انگار وينسنت
.فقط يه قدم بزرگ پسرفت کرده

39:11.331 --> 39:12.330
.مي‌دونم

39:12.331 --> 39:13.330
.همين نگرانم کرده

39:13.331 --> 39:16.330
،اگه نتونه خودشو نجات بده
.سخته که نجاتش بديم

39:16.331 --> 39:18.330
هنوز از نظرت
آخرين هيولاي توي ليسته؟

39:18.331 --> 39:19.665
.مطمئن نيستم

39:19.666 --> 39:22.331
اگه باشه، وقتش هم
.داره تموم ميشه

39:26.331 --> 39:29.330
مطمئني که نمي‌خواي کيک‌بوکسينگ رو امتحان کني؟

39:29.331 --> 39:31.330
.آرامشبخش‌تره

39:31.331 --> 39:34.330
.شايد امتحان کنم

39:34.331 --> 39:35.330
حالت خوبه؟

39:35.331 --> 39:38.330
.من؟ من بيشتر نگران توام

39:38.331 --> 39:40.331
مي‌خواي در موردش صحبت کني؟

39:42.331 --> 39:43.330
وينسنت، ديشب

39:43.331 --> 39:44.330
چه اتفاقي افتاد؟

39:44.331 --> 39:47.331
چي...چي باعث شد که اون کارو بکني؟

39:49.331 --> 39:50.330
.نمي‌دونم

39:50.331 --> 39:51.330
.ويندزر غافلگيرم کرد

39:51.331 --> 39:53.330
...خب، هنوز

39:53.331 --> 39:56.330
.نمي‌دونم چجوري آزاد شد

39:56.331 --> 39:59.331
.فقط، سريع اتفاق افتاد

40:01.331 --> 40:03.330
...يه حس تخليه

40:03.331 --> 40:06.331
ناگهاني انرژي
...و بعدش خشم داشتم، و

40:07.331 --> 40:11.330
واکنش نشون دادم،‌ باشه؟

40:11.331 --> 40:13.330
مي‌دوني، سعي داشت
.که منو بکشه

40:13.331 --> 40:15.330
.دقيقاً

40:15.331 --> 40:17.330
...با اين وجود

40:17.331 --> 40:19.665
.نگراني که به معني بدتر شدنم باشه

40:19.666 --> 40:20.999
.اين حرفو نزدم

40:21.000 --> 40:22.330
.ولي داري بهش فکر مي‌کني

40:22.331 --> 40:24.330
بعد از اون
.حالت چهره‌تو ديدم

40:24.331 --> 40:27.330
.از من...ترسيده بودي

40:27.331 --> 40:30.040
.شکه شده بودم

40:30.041 --> 40:32.330
...بعدش هم گيج شده بودم چون

40:32.331 --> 40:34.330
ن...نمي‌دونم
.علتش چي بود

40:34.331 --> 40:37.330
...و درست برعکس

40:37.331 --> 40:38.331
.به دست آوردن دوباره انسانيتم

40:41.331 --> 40:43.330
...وينسنت، گوش کن

40:43.331 --> 40:47.330
،هر اتفاقي که داره برات مي‌افته
،دقيقاً‌ مشخص نيست

40:47.331 --> 40:50.040
.هر دومون هم اينو مي‌دونيم

40:50.041 --> 40:52.665
،دو عقب جلو
.يه قدم عقب

40:52.666 --> 40:54.330
.مشکلي نداره

40:54.331 --> 40:57.331
.تا زماني که حداقل سعي کني که پيش بري

40:59.331 --> 41:01.040
فقط يه مأموريت ديگه، درسته؟

41:01.041 --> 41:03.207
.بعدش بازم فقط خودتي و خودم

41:03.208 --> 41:05.330
.آره

41:09.499 --> 41:12.330
فقط اي کاش مي‌دونستم
.که چي زنده‌ش مي‌کنه

41:12.331 --> 41:32.331
.:: @bollbolljan_com ::.