﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:03.530
<i>آنچه در
...ديو و دلبر" گذشت"</i>

00:09.270 --> 00:12.450
<i>،در يه اتاق بيمارستاني بسته
.به مأمور توماس شليک کردن و کشته شده</i>

00:12.460 --> 00:14.970
،يه ابرانسان سِرُمي ديگه کار اونو ساخته

00:14.970 --> 00:16.650
<i>،يعني اينکه کسي که پشت اين ماجراس</i>

00:16.650 --> 00:19.290
.نمي‌خواد ما از اطلاعات مأمور توماس باخبر بشيم

00:19.290 --> 00:20.700
،ما بايد جلوي شخص پشت اين ماجرا رو بگيريم

00:20.700 --> 00:22.440
.قبل از اينکه کس ديگه‌اي صدمه ببينه

00:22.440 --> 00:24.540
<i>.من دوازده باري رفتم سراغ پرونده‌هاي پزشکيم</i>

00:24.540 --> 00:26.790
.امکان نداره از اون ماجرا جون سالم در برده باشم
.من بايد مرده باشم

00:26.790 --> 00:29.500
<i>نمي‌تونم اين حقيقت رو ناديده بگيرم
،که همون سِرُمي که من رو نجات داده</i>

00:29.500 --> 00:31.940
<i>.دقيقاً همون ماده يافت‌شده توي بدن قرباني‌هاي ديگه‌اس</i>

00:31.940 --> 00:34.500
.اون يکي قرباني‌هاي ابرانسان‌ها

00:41.410 --> 00:42.540
چي؟

00:47.600 --> 00:49.990
اه، عذر مي‌خوام. فقط يه لحظه بهم وقت ميدين؟

00:49.990 --> 00:51.330
.مشکلي نداره -
.البته -

00:53.900 --> 00:56.690
من واقعاً خوشحالم که بالاخره تصميم گرفتيم
.اين کارو انجام بديم

00:56.690 --> 00:58.000
.آره، منم همين طور

01:01.480 --> 01:03.970
من هنوز فکر مي‌کنم داريم در مورد زالمن
.يه چيزي رو از قلم ميندازيم

01:04.070 --> 01:06.550
.کترين، فکر مي‌کردم اين چيزا رو فراموش کرديم -
،عذر مي‌خوام -

01:06.550 --> 01:08.390
ولي من هنوز درک نمي‌کنم
چرا کسي بايد يه قلب رو بدزده

01:08.390 --> 01:10.190
.و همين جوري اونو توي فريزر بذاره

01:10.230 --> 01:11.440
ببخشين؟

01:11.770 --> 01:13.340
...اوه، اه، نه، موضوع

01:13.340 --> 01:15.840
.موضوع...موضوع مربوط به يه پرونده‌اس، نه خودمون

01:15.840 --> 01:17.690
.خب، يه جورايي مربوط به خودمونه

01:17.690 --> 01:19.100
منظورم اينه، دليلش همينه که بالاخره تصميم گرفتيم

01:19.100 --> 01:21.260
بيايم اينجا، درسته؟ -
.واقعاً که نه -

01:23.730 --> 01:28.500
،منظورم اينه، آره، باشه
،فکر مي‌کنم که تو در مورد پرونده‌ها وسواس داري

01:28.500 --> 01:29.780
.و فکر مي‌کني من ازشون شونه خالي مي‌کنم

01:29.780 --> 01:33.810
اه، ببينين، اه، وينسنت و، اه، کترين؟

01:33.820 --> 01:36.030
.کت. مي‌تونين...مي‌تونين فقط کت صدام کنين

01:36.040 --> 01:39.160
باشه. اه، ببينين، اه، زوج‌ها هميشه دقيقاً نمي‌دونن

01:39.160 --> 01:42.160
،چه چيزي اونا رو به مشاوره زناشويي مياره

01:42.160 --> 01:43.980
،ولي همين که خواستين تشريف بيارين

01:43.980 --> 01:45.680
.اين...اين قدم مثبتيه

01:45.680 --> 01:47.630
اين بيان مي‌کنه چقدر
،هر دوي شما براي اين رابطه ارزش قائلين

01:47.640 --> 01:49.610
.اينکه چقدر زياد مي‌خواين به نتيجه برسه

01:51.030 --> 01:53.070
حالا چرا از اون اول شروع نکنيم؟
شما اولش چجوري باهم آشنا شدين؟

01:54.071 --> 01:56.071
...اوه، ام

02:05.850 --> 02:06.950
،مي‌دونين چيه؟ ما يه ذره عجله داريم

02:06.950 --> 02:08.460
...پس شايد اگه بتونيم فقط -
.جلوتر بريم -

02:08.460 --> 02:09.930
.آره، شايد...شايد به قسمت دعوامون

02:09.930 --> 02:11.580
.دعوا نبود

02:11.580 --> 02:12.780
.عدم توافق بود

02:12.780 --> 02:13.840
.دعوا هم بود

02:13.840 --> 02:15.540
تو حتي نخواستي
.پرونده رو به عهده بگيري

02:15.540 --> 02:17.880
ميشه من...؟ -
.من داشتم دوشيفته کار مي‌کردم -

02:17.880 --> 02:20.030
.دليلش اين نيست. دليلش اين نيست

02:20.030 --> 02:20.920
،اون داشت شونه خالي مي‌کرد

02:20.920 --> 02:22.670
.درست مثل شونه خالي کردنش از اومدن به اينجا

02:23.610 --> 02:25.990
.من؟ تو هم باشي، وقت نمي‌کني بياي اينجا

02:25.990 --> 02:28.090
منظورم اينه، از وقتي اون
،يه هدف بزرگ‌تر رو ملکه ذهنش کرده

02:28.090 --> 02:30.290
،تنها کاري که مي‌خواد انجام بده
.اينه که هي روي پرونده‌ها کار کنه

02:30.290 --> 02:32.830
باب و کارول به تازگي سعي کردن
،ما رو بکشن، وينسنت

02:32.840 --> 02:33.710
.و اونا هنوز اون بيرونن

02:33.710 --> 02:35.300
.نميشه اينو همين جوري ناديده بگيريم

02:36.200 --> 02:38.950
عذر...عذر مي‌خوام. يه نفر سعي کرده شما رو بکشه؟

02:39.210 --> 02:40.320
.باب و کارول

02:40.320 --> 02:42.730
،من داشتم روي يه سرنخ تحقيق مي‌کردم
.سعي داشتم اونو نجات بدم

02:42.729 --> 02:43.429
من رو؟

02:43.430 --> 02:45.980
پس موضوع اينه، درسته؟
تو هميشه منو نجات ميدي؟

02:45.980 --> 02:48.490
.نه، نه، موضوع...شايد

02:48.670 --> 02:50.090
،باشه، مشخصه

02:50.350 --> 02:54.170
اه، هر دوي شما
...مشکل شونه خالي کردن رو دارين، و اين

02:54.430 --> 02:56.460
،پرونده به نظر مياد اين مشکلات رو به حداکثرش رسونده

02:56.460 --> 02:57.870
ولي براي اينکه من بهتر متوجه بشم

02:57.870 --> 03:00.620
،شما دوتا واقعاً دارين از چي شونه خالي مي‌کنين

03:01.300 --> 03:04.130
چرا با اين شروع نکنيم
که چي باعث اين دعوا شده؟

03:04.130 --> 03:05.430
.عدم توافق

03:07.820 --> 03:11.580
.کترين، من الان واقعاً نمي‌تونم کاريش بکنم

03:12.110 --> 03:14.330
،اه، احتمالاً فقط استخونش دررفته

03:14.330 --> 03:16.020
.ولي به هر حال بهتره ببرينش به بخش پرتو ايکس

03:16.020 --> 03:16.990
مشکلي برات پيش نمياد، باشه؟

03:16.990 --> 03:19.010
،اين دعوا نيست، شايد حتي پرونده هم نباشه

03:19.010 --> 03:20.650
<i>ولي فکر مي‌کنم که بايد بررسيش کنيم، مگه نه؟</i>

03:20.650 --> 03:22.890
منظورم اينه، با وجود باب و کارول
،که هنوز اون بيرون سعي دارن ما رو بکشن

03:22.900 --> 03:24.830
<i>.ما بايد تک‌تک ارتباط‌هاي ممکن رو کشف کنيم</i>

03:24.840 --> 03:26.530
<i>،باشه، درسته، ولي الان بيشتر از دو هفته شده</i>

03:26.530 --> 03:28.540
و اونا هنوز دنبالمون نيومدن، اومدن؟

03:28.540 --> 03:30.120
،با اين وجود، اين دليل نميشه که نيان، يعني اينکه

03:30.120 --> 03:32.080
<i>هر چي زودتر
.بفهميم دارن براي کي کار مي‌کنن، بهتره</i>

03:32.080 --> 03:33.290
سروان داخله؟

03:33.530 --> 03:35.860
.ببين، کت، من دارم دوشيفته کار مي‌کنم

03:35.860 --> 03:37.450
.ببخشين، الان نمي‌تونم حرف بزنم

03:37.450 --> 03:39.480
.هموني که واسش داوطلب شدي، راستي

03:39.480 --> 03:41.640
آره، درسته، به خاطر همه زماني که به خاطر

03:41.640 --> 03:42.940
<i>بقيه پرونده‌هايي زدم</i>

03:42.940 --> 03:44.800
.که سعي دارم براشون زمان جور کنم

03:44.800 --> 03:46.660
تو که از من فرار نمي‌کني، مي‌کني؟

03:46.660 --> 03:49.180
چي؟ بس کن، کي اينو گفته؟

03:49.180 --> 03:51.460
نمي‌دونم. فقط، از وقتي تصميم گرفتيم

03:51.470 --> 03:52.150
<i>...ازدواج رو به تعويق بندازيم</i>

03:52.150 --> 03:55.110
آره، چون ما به اين نتيجه رسيديم
.که داريم عجله مي‌کنيم

03:55.110 --> 03:57.100
.مي‌دونم. من تو رو مقصر نمي‌دونم

03:57.100 --> 04:00.950
فقط، ما اين اواخر زياد واسه خودمون
.وقت نذاشتيم

04:01.150 --> 04:04.010
<i>،اگه به خاطر دنبال کردن آزمايش‌هاي ابرانساني نبود</i>

04:04.010 --> 04:06.860
.ما ديگه به زحمت همديگه رو مي‌ديديم

04:07.260 --> 04:08.420
،اگه حتي وقت نامزدي رو نداريم

04:08.430 --> 04:11.000
چجوري قراره ازدواج کنيم؟

04:11.240 --> 04:14.420
،آه، باشه، باشه، حق با توئه، حق با توئه. ام

04:15.310 --> 04:16.180
<i>،9:00</i>

04:16.180 --> 04:17.630
.زالمن پلازا

04:17.750 --> 04:18.720
.9:00

04:18.720 --> 04:20.190
،و، کت، محض اطلاع

04:20.200 --> 04:21.250
من واقعاً اميدوارم

04:21.250 --> 04:24.140
اين دفعه شب قرار بشه تا شب حل پرونده، باشه؟

04:24.380 --> 04:25.590
.منم همين طور

04:28.370 --> 04:30.760
.اه، نه، من براي چالشش هيجان‌زده‌ام

04:30.960 --> 04:32.910
.بله، ممنونم، اگه بابام بود، افتخار مي‌کرد

04:32.910 --> 04:34.280
.تس، من يه سرنخ پيدا کردم

04:35.120 --> 04:36.310
.عذر مي‌خوام

04:36.990 --> 04:38.020
،نه، اه، رئيس

04:38.020 --> 04:39.770
.قول ميدم، نااميدتون نمي‌کنم

04:40.000 --> 04:42.650
.بسيار خب، و بازم ممنون بابت اين فرصت

04:44.230 --> 04:45.440
.پرونده‌هاي ناجور ممنوع، کت

04:45.440 --> 04:47.800
.نه توي اولين هفته‌ام، خواهش مي‌کنم
.من همين جوريش به اندازه کافي مضطربم

04:47.800 --> 04:49.360
.شوخي مي‌کني؟ تو کارت عاليه

04:49.360 --> 04:51.440
.تو متولد شدي تا سروان باشي

04:52.000 --> 04:53.130
.و تو داري چاپلوسي منو مي‌کني

04:53.130 --> 04:55.010
.کت، التماست مي‌کنم -
.بس کن، تس -

04:55.010 --> 04:57.800
کدوم زنه که با سوراخ کردن سر خودش خودکشي کنه؟

04:57.980 --> 05:00.440
چي؟ -
من يه قرباني رو پيدا کردم که تازه معلوم شده -

05:00.440 --> 05:02.700
،با يه گروه خوني خيلي کمياب، اهداکننده عضوه

05:02.710 --> 05:06.070
که همچنين تازه معلوم شده براي يه ميلياردر

05:06.070 --> 05:08.170
.که شديداً نيازمند پيوند قلبه، مورد مناسبيه

05:08.170 --> 05:10.080
حالا، که چي، به نظرت اون مرد...به نظرت اون مرد

05:10.080 --> 05:11.700
با سوراخ کردن سر اون زن، اونو به کشتن داده؟

05:11.700 --> 05:14.450
خب، اين بيشتر با عقل جور درمياد تا خودکشي، مگه نه؟

05:14.940 --> 05:16.830
خيلي خب، قرباني کجا پيدا شده؟

05:17.720 --> 05:22.320
،در آپارتمان قفل‌شده خودش
.با، مي‌دوني، يه مته که توي دستش بوده

05:24.010 --> 05:25.830
.ولي با عقل جور درنمياد

05:25.830 --> 05:27.450
،که باعث ميشه يه قتل بالقوه باشه

05:27.450 --> 05:28.980
...يعني اينکه تو، به عنوان سروان

05:28.980 --> 05:31.220
.باشه، خيلي خب، خيلي خب
.تو زيادي داري تلاش مي‌کني

05:31.220 --> 05:32.610
،ببين، کت، ما بهترين دوستاي همديگه هستيم

05:32.610 --> 05:34.390
،و حالا که سروان شدم، اينو عوض نمي‌کنه

05:34.390 --> 05:37.050
،و مي‌دونم که بابت اين شغل، به تو مديونم

05:37.050 --> 05:41.340
باشه، ولي بايد به سِمَت جديدم احترام بذاري، باشه؟

05:41.660 --> 05:44.120
.اين اوضاع رو تغيير ميده -
.مي‌دونم -

05:45.180 --> 05:46.570
،مي‌دونم، ولي چيزي که تغيير نمي‌کنه

05:46.570 --> 05:48.580
اينه که هنوز يه نفر اون بيرون

05:48.580 --> 05:50.880
،داره روي بي‌گناه‌ها آزمايش مي‌کنه

05:50.890 --> 05:54.490
،داره اونا رو مي‌کشه، يعني اينکه، ناجور باشه يا نه

05:54.610 --> 05:57.420
،بايد هر کاري در توانمونه
انجام بديم تا جلوشو بگيريم، مگه نه؟

05:58.790 --> 06:00.310
...خيلي خب، حالا اين ميلياردر

06:00.310 --> 06:01.440
.زالمن. مارشال زالمن

06:01.440 --> 06:04.540
تو فکر مي‌کني زالمن
به طريقي توي اين پرونده‌ها دخيله؟

06:04.540 --> 06:06.830
،طبق چيزي که مي‌دونم
.اون کسيه که پشت اين قضيه‌اس

06:06.830 --> 06:08.940
،منظورم اينه، اون پولش رو داره، وسيله‌اش رو

06:08.940 --> 06:11.040
و اون يه سابقه داره که با عملکرد کسي

06:11.040 --> 06:13.550
که هر کاري مي‌کنه تا قدرت بيشتري
.به دست بياره، مطابقه

06:13.550 --> 06:15.800
.اين خيلي تصادفيه، کت

06:16.410 --> 06:18.650
.من هنوز ارتباطش رو متوجه نميشم

06:18.650 --> 06:20.070
وينسنت و من قراره سر يه قرار

06:20.070 --> 06:22.060
.در يه مراسم بريم که زالمن در هتل خودش ميزبانه

06:22.060 --> 06:24.660
من مي‌خوام برم ببينم
.چي مي‌تونم، مي‌دوني، پيدا کنم

06:24.680 --> 06:27.190
.سروان، تماس دفتر بازپرس رو روي خط پنج دارم -
.باشه -

06:28.520 --> 06:29.660
.خيلي خب، برو کارتو انجام بده

06:29.660 --> 06:30.970
.من رو در جريان بذار

06:31.620 --> 06:32.630
...کت

06:34.420 --> 06:36.330
.بهتره اين قضيه منو بيچاره نکنه

06:36.820 --> 06:37.820
.نه

06:39.570 --> 06:41.620
اوه، الکس، جي.تي هنوز...؟

06:41.630 --> 06:43.710
...منظورم اينه، پروفسور فوربز
اون هنوز تماس نگرفته؟

06:43.710 --> 06:45.050
.نه، هنوز نه

06:54.970 --> 06:56.820
هدر، چه عالي، تو اينجايي؟

06:59.210 --> 07:01.040
.باشه، من همين پايينم

07:07.350 --> 07:08.750
.اين بهتره جواب بده

07:29.850 --> 07:31.360
.هي، اون زالمنه

07:31.560 --> 07:32.480
واقعاً؟

07:33.180 --> 07:35.490
اوه، آره، آره، توصيفات يه تبهکار بدجنس

07:35.490 --> 07:37.300
.واقعاً بهش مياد، کترين

07:37.300 --> 07:39.690
،وليچري ميلياردر خيرخواه

07:39.690 --> 07:40.760
.يه قلب جديد لازم داره

07:40.760 --> 07:42.390
و، خداي من، يه نفر از بين

07:42.390 --> 07:45.320
منفي Rh AB تنها اهداکننده‌هاي ديگه گروه خوني
.در منهتن پيدا ميشه

07:45.320 --> 07:47.910
کسي که، در ضمن، علائمي از افسردگي نشون نداده

07:47.910 --> 07:49.650
و، در حقيقت، درست چند روز
قبل از اينکه اون زن

07:49.650 --> 07:51.970
،به طور فرضي خودش رو بکشه
.داشته براي يه ماراتون تمرين مي‌کرده

07:51.970 --> 07:53.080
.فکرشو مي‌کردم

07:54.190 --> 07:56.120
اين اصلاً قرار نبود، مگه نه؟

07:57.840 --> 08:01.980
،باشه، بدون مقايسه، اگه زالمن پشت اين قضيه باشه

08:01.980 --> 08:05.590
پس ابرانسان سِرُمي کجاس، کترين؟

08:05.590 --> 08:08.230
.خب، زالمن هميشه از ارکان جامعه نبوده

08:08.230 --> 08:10.500
،شايد اون به خاطر خودش، پشت اين آزمايش‌هاس

08:10.500 --> 08:12.070
.تا جون خودش رو نجات بده

08:12.150 --> 08:16.000
چيه؟ چيه؟ جي.تي به طرز معجزه‌آسا
،با اون سِرُم نجات پيدا کرد

08:16.000 --> 08:18.090
.و...و اون حالا مي‌تونه زخماي خودش رو التيام بده

08:18.090 --> 08:20.280
.باشه، بله، ولي گوش کن

08:20.280 --> 08:21.860
نگران نيستي که ما ديگه هميشه

08:21.860 --> 08:24.580
همه‌اش اين کارو انجام ميديم، فقط حل پرونده‌ها؟

08:24.990 --> 08:26.260
اين طور فکر مي‌کني؟

08:26.260 --> 08:27.820
خب، تو اول گفتي، درسته؟

08:27.820 --> 08:29.380
...و هر چي بيشتر بهش فکر مي‌کنم

08:29.380 --> 08:30.950
منظورم اينه، ما واقعاً اينجا داريم چي کار مي‌کنيم؟

08:30.950 --> 08:32.840
،باشه، مخصوصاً از اونجايي که، روراست بگم

08:32.840 --> 08:35.730
به نظرم انگار تو الکي داري
.دل خودتو خوش مي‌کني

08:36.470 --> 08:38.980
.خب، حداقل، من از چيزي فرار نمي‌کنم

08:42.330 --> 08:43.870
.کت...کترين، کترين، نه

08:43.870 --> 08:45.090
.نه، نه، نه، کترين

08:45.090 --> 08:46.560
!نه! نه

08:46.560 --> 08:48.200
ببخشين، مارشال زالمن؟

08:48.370 --> 08:49.890
.بازرس چندلر، پليس نيويورک

08:49.900 --> 08:51.650
قضيه چيه؟ -
.کترين، کترين -

08:51.730 --> 08:52.640
.من چندتا سؤال دارم

08:52.640 --> 08:53.590
نميشه بمونه واسه بعد؟

08:53.590 --> 08:56.160
.مشکلي نيست، عزيزم. ام، منو بچرخون

09:02.040 --> 09:04.000
قضيه چيه، بازرس؟

09:05.030 --> 09:06.110
.قضيه اهداکننده شماس

09:06.110 --> 09:08.010
.هي، کترين، الان وقتش نيست

09:08.010 --> 09:09.700
.اون فردا قراره يه قلب جديد دريافت کنه، وينسنت

09:09.710 --> 09:11.560
اگه الان وقتش نيست، پس کي وقتشه؟

09:13.590 --> 09:15.450
.من هيچي در مورد اهداکننده نمي‌دونم

09:15.460 --> 09:18.310
واقعاً؟ حتي اين موضوع رو که اون زن
ممکنه به قتل رسيده باشه؟

09:18.320 --> 09:20.880
!چي؟ -
.نفس بکش، مارشال -

09:20.880 --> 09:23.360
آروم باش. زده به سرت؟

09:23.460 --> 09:25.210
.خيلي خب، فکر کنم ديگه بايد بريم. زود باش

09:25.220 --> 09:26.890
وينسنت، يه زن کشته شده

09:26.890 --> 09:27.930
،تا اون بتونه يه قلب جديد دريافت کنه

09:27.930 --> 09:29.320
و از اونجايي که دريافت‌کننده‌ها قرار نيست

09:29.320 --> 09:30.520
،اهداکننده‌شون رو بشناسن

09:30.520 --> 09:31.710
.من دوست دارم بدونم شما اونو مي‌شناختين يا نه

09:31.710 --> 09:34.430
.دارم بهت ميگم زود از اينجا برو -
،باشه، کترين -

09:34.430 --> 09:37.150
به عنوان يه دکتر، دارم بهت ميگم
.الان وقتش نيست

09:37.150 --> 09:38.070
،من هم دارم بهت ميگم

09:38.070 --> 09:40.330
،به عنوان يه پليس
.چاره‌اي ندارم

09:43.120 --> 09:45.770
.خيلي خب. بله

09:46.490 --> 09:48.510
.من اهداکننده رو مي‌شناختم

09:48.840 --> 09:51.130
.چون از افرادم درخواست کردم جستجو کنن

09:51.220 --> 09:53.500
.بايد مي‌دونستم شانسي دارم يا نه

09:53.520 --> 09:56.140
...بايد مي‌دونستم افرادي اون بيرون هستن يا نه

09:56.140 --> 09:56.750
حالا، که چي، اونو به کشتن دادي؟

09:56.750 --> 10:00.870
...نه! من خبر نداشتم که -
.آروم باش، مارشال -

10:01.360 --> 10:02.660
هنوز فکر مي‌کني
من الکي دارم دل خودمو خوش مي‌کنم؟

10:02.660 --> 10:05.280
،موضوع اين بود
تو سعي داري بهم ثابت کني اشتباه مي‌کنم؟

10:05.280 --> 10:07.060
.نه، تو حرفمو باور نکردي
!تو نمي‌خواستي بياي اينجا

10:07.060 --> 10:08.900
...اين طور نيست. من فقط، من نمي‌خواستم

10:08.900 --> 10:11.060
!امشب مثل هميشه بشه

10:11.060 --> 10:12.500
،باشه، پس، اگه از چيزي خوشت نمياد

10:12.500 --> 10:13.120
پس فرار کردن از من شد کار؟

10:13.120 --> 10:15.540
.اوه، محض رضاي خدا، من از تو فرار نمي‌کنم -
!مارشال -

10:16.030 --> 10:18.720
!اوه، خداي من، کمک
.اوه، خدايا، مارشال

10:19.710 --> 10:21.130
!يه الکتروشوک بيارين

10:21.130 --> 10:22.310
.مورد اورژانسي داريم، زالمن پلازا

10:22.310 --> 10:23.700
.عجله کنين، حمله قلبي

10:26.700 --> 10:28.840
<i>.وو، وو، وو، بذارين ببينم</i>

10:28.970 --> 10:31.270
دعواتون باعث يه حمله قلبي شد؟

10:34.971 --> 10:47.971
‏.::  www.bolboljan.net ::.

10:48.180 --> 10:49.270
اون مرد مُرد؟

10:49.270 --> 10:52.160
،نه. نه. و...و بخوايم منصفانه بگيم

10:52.160 --> 10:54.580
.اون قرار بود پيوند قلب انجام بده

10:54.580 --> 10:57.120
.و اون گناهکار بود -
به چه جرمي، اينکه خواسته زندگي کنه؟ -

10:57.120 --> 10:59.940
.به جرم نفوذ به دفتر اسناد اهداکننده
.اين خلاف قانونه

10:59.940 --> 11:02.330
.آره، مي‌دونم -
اين دليل نميشه که اون به جرم -

11:02.330 --> 11:03.970
...آزمايش کردن

11:04.050 --> 11:08.070
روي...روي چيزهايي که نبايد
.روشون آزمايش کنه، گناهکار باشه

11:08.070 --> 11:09.070
.ما که اينو نمي‌دونستيم

11:09.070 --> 11:10.830
.باشه، نه، دوستان، ببينين

11:11.420 --> 11:13.190
،يه عالمه مشکل داره اينجا پيش مياد

11:13.190 --> 11:17.110
.اه، شونه خالي کردن و نياز به نجات دادن همديگه

11:17.110 --> 11:19.330
.اين عاليه. اين عاليه
،موضوع فقط اينه که کاري که مي‌خوايم انجام بديم

11:19.330 --> 11:20.980
اينه که مي‌خوايم سعي کنيم
گره از اين مشکلات باز کنيم

11:20.980 --> 11:22.480
.تا بتونيم مشکل واقعي رو شناسايي کنيم

11:22.480 --> 11:23.800
براي مثال، قبل از الان، وينسنت، تو گفتي

11:23.800 --> 11:25.540
که فکر مي‌کني که کت بابت اينکه هميشه

11:25.540 --> 11:29.230
.مجبوره نجاتت بده...از دستت آزرده ميشه

11:29.230 --> 11:30.900
منظور...منظورت از اين حرف چي بود؟

11:34.540 --> 11:35.660
<i>.ولش کن</i>

11:37.000 --> 11:38.380
...خب، راستش

11:40.260 --> 11:41.540
<i>!وينسنت، وايسا</i>

11:43.180 --> 11:44.620
...من، ام

11:44.620 --> 11:45.750
.بگذريم -
.بگذريم -

11:45.750 --> 11:47.240
.با...شه

11:47.240 --> 11:50.280
،من فقط...من فقط مي‌گذرم...اه، باشه

11:50.280 --> 11:54.120
،تو چطور، کت
،وقتي وينسنت پيشنهاد کرد که اين...پرونده‌ها

11:55.150 --> 11:56.980
،اين‌ها تنها مانع بين شمان

11:56.980 --> 11:59.240
در موردش چه حسي داشتي؟ -
...راستش، اون پيشنهاد کرد -

11:59.240 --> 12:00.340
.من عصباني شدم

12:00.340 --> 12:02.020
و چرا باعث شد
عصباني بشي؟

12:02.100 --> 12:04.830
.نمي‌دونم. اذيت کرد

12:05.010 --> 12:07.440
.دلم نمي‌خواد اين موضوع حقيقت داشته باشه

12:07.650 --> 12:08.610
.ولي حقيقت نداره

12:08.610 --> 12:10.190
.ولي تو فکر مي‌کني داره

12:12.920 --> 12:15.860
نه. فقط اينکه من حس مي‌کنم
الان تمام وقتمون رو

12:15.860 --> 12:16.900
.صرف پرونده‌ها مي‌کنيم

12:16.900 --> 12:19.410
.همين -
.خب، ما واقعاً گزينه‌هاي زيادي دم دستمون نيست -

12:19.410 --> 12:20.470
چطور مگه؟

12:21.180 --> 12:22.840
...خب، اين

12:22.840 --> 12:24.530
.پيچيده‌اس، راستش

12:24.530 --> 12:26.120
...ولي

12:27.050 --> 12:29.160
...در کل، به اين صورته که

12:29.530 --> 12:31.090
.ما باهم بهتر هستيم

12:31.420 --> 12:33.440
.درسته. همين طوره

12:33.440 --> 12:36.390
پس شما...شما هردوتون همين حس رو دارين؟

12:37.000 --> 12:38.720
.قطعاً -
.آره -

12:40.590 --> 12:41.750
.جالبه

12:43.420 --> 12:44.150
اين...اين يه...؟

12:44.150 --> 12:46.190
اين حس رو دارم که داريم
در مورد علائم حرف مي‌زنيم

12:46.190 --> 12:48.040
.و در مورد مشکل بزرگ‌تر حرف نمي‌زنيم

12:48.520 --> 12:51.410
پس شايد اگه بتونيم ببينيم

12:51.560 --> 12:53.900
چرا روي اين پرونده خاص اين قدر خوب

12:53.900 --> 12:56.040
...باهم کار نمي‌کردين

12:56.210 --> 12:58.250
.داريم رد ميشيم. داريم رد ميشيم -
،خيلي خب، وضعيت اون ثابته -

12:58.250 --> 13:00.130
.ولي نمي‌دونم چه مدت به همين شکله
اهداکننده آماده‌اس؟

13:00.150 --> 13:01.650
.در اتاق عمل 4 با تيم پيوند

13:01.650 --> 13:02.830
خوبه. کارديو در مسيره؟

13:02.830 --> 13:03.660
.تا 20 دقيقه ديگه، وارد ميشه

13:03.660 --> 13:05.770
.خيلي خب، آقاي زالمن رو فوراً آماده کنين، لطفاً

13:05.770 --> 13:07.810
.زود باشين -
.بهتره از اين قضيه جون سالم در ببره -

13:08.200 --> 13:09.060
ببخشين؟

13:09.060 --> 13:11.390
.کاري که اون بازرس با مارشال کرد، نابخشودني بود

13:11.390 --> 13:13.960
،مي‌دونم، خانم زالمن، ولي با نهايت احترام

13:13.980 --> 13:15.890
.همسرتون واقعاً پذيرفت که قانون‌شکني کرده

13:15.890 --> 13:17.510
بازرس فقط داشت
.کارش رو انجام مي‌داد

13:17.510 --> 13:21.280
ولي انجام دادن کارش
.ممکنه به قيمت جون همسرم تموم بشه، دکتر کلر

13:21.280 --> 13:22.290
اين چطور؟

13:22.290 --> 13:25.170
،فقط اون دختر رو ازش دور نگه دارين
متوجه هستين؟

13:25.690 --> 13:29.190
من کل زندگيم رو براي همسرم فدا نکردم
.تا الان از دستش بدم

13:29.440 --> 13:30.850
.بهتره زنده بمونه

13:31.900 --> 13:35.690
،اگه غير از اين باشه
من از پليس نيويورک و اين بيمارستان

13:35.690 --> 13:37.700
.به خاطر ارزش وجودشون، شکايت مي‌کنم

13:42.850 --> 13:43.360
،محض اطلاع

13:43.360 --> 13:45.390
.حق با من بود که زالمن اهداکننده رو مي‌شناسه

13:45.390 --> 13:47.640
آره، اين فقط يعني اون
يه مايه‌داره که سعي داره زمان جور کنه

13:47.640 --> 13:50.260
،تا جون خودش رو نجات بده
.نه اون کسي که پشت آزمايش‌هاس

13:50.270 --> 13:52.330
،واقعاً؟ چون من تازه با خواهر اهداکننده حرف زدم

13:52.330 --> 13:54.250
،کسي که بهم گفت ايپريل، همون اهداکننده

13:54.250 --> 13:55.940
.بيشتر زندگيش رو در واقع بيمار بوده

13:55.940 --> 13:56.430
اوه، واقعاً؟

13:56.430 --> 13:58.780
چون تو بهم گفتي
.اون داره واسه ماراتون تمرين مي‌کنه

13:58.780 --> 14:02.350
دقيقاً. ولي اين بعد از
تحمل معالجات آزمايشي‌اي بوده

14:02.350 --> 14:04.560
.که دستگاه ايمني مصونش رو تقويت کرده

14:04.560 --> 14:05.970
آشنا به نظر مياد؟ -
،باشه، اول از همه -

14:05.970 --> 14:07.660
.اين مي‌تونسته يه آزمايش قانوني باليني باشه

14:07.660 --> 14:10.380
،و، دوم، حتي اگه اونا سِرُمي باشن

14:10.380 --> 14:11.470
زالمن هيچ وقت نمي‌تونسته

14:11.470 --> 14:13.000
.به اون اطلاعات اسنادي اهداکننده پي ببره

14:13.000 --> 14:15.130
مگه اينکه خودش
شخص پشت اين آزمايش‌ها باشه

14:15.130 --> 14:17.090
،و مي‌دونسته که ايپريل مورد مناسبيه

14:17.090 --> 14:18.460
پس روش آزمايش کرده

14:18.460 --> 14:20.560
.تا اونو براي خودش سالم کنه -
.بسه. بسه -

14:20.560 --> 14:22.480
اصلاً الان به حرفاي خودت توجه مي‌کني؟

14:22.480 --> 14:24.750
،بله، و به نظرم
.به نظر مياد دارم دليل منطقي ميارم

14:24.750 --> 14:27.050
نه، به نظر مياد
داري هر کاري مي‌کني

14:27.050 --> 14:29.280
.تا پرونده‌اي بسازي که وجود نداره

14:29.280 --> 14:30.810
وينسنت، چرا بايد همچين کاري بکنم؟

14:30.810 --> 14:31.290
،نمي...نمي‌دونم

14:31.290 --> 14:33.130
،ولي آخرين باري که عجله کرديم

14:33.130 --> 14:35.720
.نزديک بود منفجر بشيم، همراه با خونه قايقيم

14:35.720 --> 14:38.040
.مي‌دوني، من واقعاً فکر مي‌کردم درس عبرت گرفتيم

14:38.040 --> 14:40.300
اگه حتي وقت حرف زدن
،با همديگه رو نداشته باشيم

14:40.300 --> 14:41.640
چجوري مي‌تونيم درس عبرت بگيريم؟

14:41.640 --> 14:43.120
براي همينه که داري اين کارو مي‌کني؟

14:43.120 --> 14:45.850
تا بتونيم زمان پيدا کنيم تا باهم حرف بزنيم؟ -
.نه -

14:45.850 --> 14:48.480
دارم اين کارو مي‌کنم
.چون فکر مي‌کنم اون آدم‌بده‌اس

14:48.480 --> 14:51.800
،و اگه جي.تي بفهمه که خون ايپريل سِرُم داخلشه

14:51.800 --> 14:53.500
،درست مثل بقيه آزمايش‌ها

14:53.500 --> 14:56.020
.پس من يه قدم به اثباتش نزديک‌تر شدم

14:57.020 --> 14:58.620
چرا داري سر اين قضيه با من بحث مي‌کني؟

14:58.620 --> 15:00.800
.چون باور نمي‌کنم

15:03.580 --> 15:05.690
،ببين، از زماني که نامزد کرديم

15:05.690 --> 15:06.580
،تنها کاري که مي‌خواي انجام بدي

15:06.580 --> 15:10.120
.اينه که خودتو درگير يه سري پرونده کني

15:11.620 --> 15:16.260
باشه. ظاهراً، اينجا داريم
.از روبرو شدن با مشکلاتمون فرار مي‌کنيم

15:16.410 --> 15:18.310
،ولي اگه در مورد زالمن حق با من باشه

15:18.390 --> 15:21.610
.پس اون عمراً بتونه صاحب قلب ايپريل بشه

15:26.630 --> 15:27.950
.يه منقبض‌کننده ديگه لازمه

15:39.950 --> 15:41.680
.چهار ساعت. همين

15:46.100 --> 15:46.820
،زمان مرگ

15:46.820 --> 15:48.690
.ساعت 22

15:49.460 --> 15:51.990
<i>.دارم بهت ميگم، کل اين قضيه با عقل جور درنمياد</i>

15:51.990 --> 15:55.320
.منظورم اينه، تو که منو ديدي، هدر
،استخونم شکست، استخون نازک‌ني من

15:55.320 --> 15:58.380
.ولي قبل از اينکه حتي منو برسوني بيمارستان، خوب شدن

15:58.380 --> 16:00.290
.من، انگار، شکست‌ناپذير هستم

16:00.560 --> 16:02.880
ولي همچنين منو مي‌ترسونه چون دلم نمي‌خواد

16:02.880 --> 16:05.340
.به يکي از جونورهاي ابرانساني تبديل بشم

16:06.230 --> 16:08.980
.نه، نمي‌خوام تس رو به زحمت بندازم
.اون قاطيه

16:08.980 --> 16:12.160
من...من فقط اميدوارم
.پادزهري که بهش فکر مي‌کردم، جواب بده

16:14.880 --> 16:17.220
.من بايد برم. ام، بعداً بهت زنگ مي‌زنم

16:20.610 --> 16:21.140
الو؟

16:21.140 --> 16:23.840
.جي.تي، سلام
،کترين قراره يه نمونه خون برات بفرسته

16:23.840 --> 16:25.430
.و مي‌خواد بدونه تقويت‌شده‌اس يا نه

16:25.430 --> 16:28.270
ولي ازت مي‌خوام به خاطر من، آهسته پيش بري، باشه؟ -
چي؟ چطور مگه؟ -

16:28.270 --> 16:30.360
.بهم اعتماد کن ديگه
من اينجا سعي دارم جون يه آدم رو نجات بدم

16:30.360 --> 16:32.560
.و کترين رو از دست خودش نجات بدم

16:32.560 --> 16:35.830
.اه، وايسا. گوشي دستت
.يه نفر ديگه پشت خطه. الو

16:35.830 --> 16:37.100
.جي.تي، دارم برات يه نمونه خون مي‌فرستم

16:37.110 --> 16:39.100
چقدر سريع مي‌توني بفهمي
تقويت‌شده‌اس يا نه؟

16:40.020 --> 16:41.900
تقويت‌شده؟ منظورت از تقويت‌شده چيه؟

16:41.900 --> 16:42.540
.خودت منظورم رو مي‌دوني

16:42.540 --> 16:44.430
.من وقت زيادي ندارم

16:44.430 --> 16:47.140
خب، شايد اول تو و وينسنت بايد
حرف بزنين، مي‌دوني؟

16:47.170 --> 16:48.040
،وينسنت؟ وايسا

16:48.050 --> 16:49.140
<i>اون در اين مورد باهات تماس گرفته؟</i>

16:49.140 --> 16:51.000
بهت گفته کمکم نکني؟

16:53.050 --> 16:55.470
.گوشي دستت، لطفاً. الو

16:55.470 --> 16:57.460
با کت حرف زدي؟
،اون گوشيشو جواب نميده

16:57.460 --> 16:59.260
.و بليندا زالمن داره تهديد مي‌کنه که شکايت مي‌کنه

16:59.260 --> 17:00.660
.اون پشت اون يکي خطه، راستش

17:00.660 --> 17:02.510
.گوشيو بده بهش
.مي‌خوام زود باهاش حرف بزنم

17:02.720 --> 17:03.650
.گوشي دستت

17:04.350 --> 17:05.400
.تس بايد باهات حرف بزنه

17:05.400 --> 17:07.350
.من وقت ندارم با تس حرف بزنم

17:07.350 --> 17:09.350
.تو که کت نيستي -
کت؟ چي، مگه اون پشت اون يکي خط نيست؟ -

17:09.350 --> 17:11.220
،گوشيو بده بهش، پسر
.چون همين الان بايد باهاش حرف بزنم

17:11.220 --> 17:14.550
گوشي دستت. هم وينسنت
.و هم تس مي‌خوان باهات حرف بزنن

17:14.550 --> 17:16.680
.من تس هستم -
.شرمنده! گوشي دستت -

17:16.850 --> 17:18.050
.وينسنت و تس بايد باهات حرف بزنن

17:18.050 --> 17:19.310
.من نمي‌خوام با وينسنت حرف بزنم

17:19.310 --> 17:21.460
.من مي‌خوام از نمونه خون بدونم

17:21.590 --> 17:23.220
.کت نمي‌خواد با تو حرف بزنه -
چي؟ -

17:23.220 --> 17:25.150
.تو که وينسنت نيستي -
لعنتي. گوشيو بده به کت، باشه؟ -

17:25.150 --> 17:26.690
.مي‌دونستم اين قضيه منو بيچاره مي‌کنه

17:26.690 --> 17:29.240
آره، خب، اگه کسي هرازچندگاهي
.توجهي هم به من مي‌کرد، خوب مي‌شد

17:29.240 --> 17:31.190
من هم مشکلاتي دارم
که درگيرشون هستم، باشه؟

17:33.460 --> 17:34.820
جي.تي؟ -
جي.تي؟ -

17:36.930 --> 17:38.630
داري چي کار مي‌کني؟ -
داري کجا ميري؟ -

17:38.630 --> 17:40.730
به جي.تي زنگ زدي؟ تو ازش خواستي که وقت منو تلف کنه؟

17:40.730 --> 17:42.670
.بله، من فقط سعي داشتم نجاتت بدم -
نجاتم بدي؟ -

17:42.670 --> 17:43.370
من سعي دارم تمام اين

17:43.370 --> 17:45.930
.پرونده‌ها رو حل کنم تا تو رو نجات بدم -
منو از چي نجات بدي؟ -

17:45.930 --> 17:48.800
،از برگشت اوضاع سابق
.از خارج شدن اوضاع از کنترل، از گم گردن تو

17:48.800 --> 17:50.650
.من سعي دارم خودمون رو نجات بدم

17:53.010 --> 17:53.780
چه خبره؟

17:53.780 --> 17:56.110
.نمي...نمي‌دونم
هي، هي. چه خبره؟

17:56.110 --> 17:58.340
.قضيه در مورد يه پيونده. يه قلب گم شده

17:58.740 --> 17:59.680
.عالي شد

18:14.090 --> 18:14.950
،مي‌دونين

18:15.380 --> 18:17.540
،من خيلي وقته که اين کار رو انجام دادم

18:18.030 --> 18:21.770
،مشاوره زناشويي رو ميگم. و، اه

18:24.020 --> 18:25.110
،بايد بگم

18:25.120 --> 18:27.660
...کل اين قضيه خيلي

18:29.060 --> 18:30.170
.تکه

18:30.850 --> 18:32.480
،مهم‌تر از اين، منظورم اينه، باعث شده يه عالمه

18:32.480 --> 18:34.620
.اه، نگراني‌هاي پيش از ازدواج پيش کشيده بشه
.اين چيز خوبيه

18:34.630 --> 18:36.710
،فقط، همون طور که قبلاً گفتم
بايد گره‌هاشون رو باز کنيم

18:36.710 --> 18:39.390
.تا مشکل واقعي رو پيدا کنيم

18:39.390 --> 18:42.290
باشه. مشکل چيه؟

18:45.340 --> 18:47.600
.اه، فکر کنم يه ذره بيشتر اطلاعات لازم دارم

18:48.310 --> 18:51.280
ولي اين، اه، وابستگي نادري که هر دوتون

18:51.280 --> 18:54.480
،به اين جور پرونده‌ها...دارين

18:54.480 --> 18:57.970
مثل رنجش ظاهريتون

18:57.980 --> 18:59.340
بابت اينکه انگار مجبورين

18:59.340 --> 19:01.250
"...هميشه همديگه رو نجات بدين"

19:01.250 --> 19:01.940
.نه، اين حقيقت نداره

19:01.940 --> 19:03.580
.فکر کنم حقيقت داره

19:06.400 --> 19:08.710
،زندگي شما به طرز غير عادي‌اي به هم آميخته شده

19:08.710 --> 19:09.890
منصفانه‌اس که اينو بگيم؟

19:09.890 --> 19:11.270
.بله -
.قطعاً -

19:11.270 --> 19:12.850
هميشه اين طور بوده؟

19:15.800 --> 19:16.860
<i>!وينسنت</i>

19:32.810 --> 19:34.650
شما واقعاً همديگه رو دوست دارين، مگه نه؟

19:34.660 --> 19:36.090
.بيشتر از هر چيزي

19:36.550 --> 19:38.920
پس چرا نفهميم
چي واقعاً باعث اين دعوا شده؟

19:44.910 --> 19:46.860
بهت که گفتم در مورد قلب ايپريل
.يه کاسه‌اي زير نيم‌کاسه‌اس

19:46.860 --> 19:48.230
ديگه چه دليلي داره که کسي بخواد اونو بدزده؟

19:48.230 --> 19:49.600
،باشه، چرا زالمن بايد اونو بدزده

19:49.600 --> 19:51.100
،اينکه اگه همين الان لازمش داره
کاري کنه که گم بشه؟

19:51.100 --> 19:52.280
.اونا براي جراحي آماده و حاضرن

19:52.280 --> 19:54.640
باشه، من براي اين سؤال
،جوابي ندارم، ولي حقيقت اينه

19:54.640 --> 19:56.520
،يه نفر اون قلب رو مي‌خواد
.چه زالمن باشه، چه نباشه

19:56.520 --> 19:58.090
،هر کسي که لازمش داشته
ممکنه اونو برداشته باشه، باشه؟

19:58.090 --> 19:59.330
.اين...اين يه نمونه خون کميابه

19:59.330 --> 20:00.520
.دليل نميشه تقويت‌شده نباشه

20:00.520 --> 20:02.130
.و دليل نميشه کار بازار سياه هم نباشه

20:02.130 --> 20:03.710
منظورم اينه، ليست‌هاي منتظر عضو
.خيلي بلندبالا هستن

20:03.710 --> 20:05.630
.اين چيزا صدها هزار دلار قيمت دارن

20:05.630 --> 20:07.010
ولي تمام وجودم بهم ميگه

20:07.020 --> 20:09.160
.اين قضيه يه جوري به آزمايش‌هاي ابرانساني ربط داره

20:09.160 --> 20:11.630
.تمام وجود من بهم ميگه اين قضيه آب در هاون کوبيدنه

20:11.640 --> 20:12.900
.در هر صورت، ما بايد اون قلب رو پيدا کنيم

20:12.900 --> 20:14.270
.آره، تا جون زالمن رو نجات بديم

20:14.270 --> 20:15.400
.تا بفهميم کي پشت همه اين ماجراهاس

20:15.400 --> 20:16.770
.ظرف کمتر از چهار ساعت -
.خيلي خب -

20:16.770 --> 20:18.020
.پس بيا راهمون رو جدا کنيم

20:18.020 --> 20:19.300
.باشه -
.باشه -

20:25.000 --> 20:26.170
.دکتر کلر

20:26.640 --> 20:27.900
قضيه چيه؟

20:27.900 --> 20:30.290
چرا جراحي همسر من شروع نشده؟

20:30.290 --> 20:32.730
اين يه جوري به خاطر اون بازرسه؟

20:32.730 --> 20:35.180
...نه. نه، به...به خاطر اينه که

20:35.180 --> 20:37.550
.اون قلب هنوز در حال انتقاله

20:37.730 --> 20:39.770
.ولي فکر مي‌کردم همين حالاش اينجاس

20:40.360 --> 20:41.250
.نه

20:41.310 --> 20:44.220
.نه، ولي...مي‌رسه، باشه؟ قول ميدم

20:44.770 --> 20:45.680
.معذرت مي‌خوام. ببخشين

20:46.240 --> 20:48.830
.اگه همسرم رو از دست بدم، نمي‌دونم چي کار کنم

20:50.520 --> 20:51.410
مي‌دونين؟

20:51.890 --> 20:54.260
.ما 20 ساله که باهميم

20:55.220 --> 20:58.190
،من ديدم که اين شرکت رو از پايه ساخت

20:58.190 --> 21:02.260
.و...حالا اون حاضره که اونو به اون مؤسسه تقديم کنه

21:04.730 --> 21:06.200
.ما جدانشدني هستيم

21:07.530 --> 21:09.330
<i>منظورت چيه، تو و وينسنت جدا شدين؟</i>

21:09.340 --> 21:11.100
از کي تا حالا، شما دوتا باهم کار نمي‌کنين؟

21:11.100 --> 21:12.380
شما دوتا دعواتون شده؟

21:12.380 --> 21:14.680
مگه نمي‌گفتين مي‌خواين به مشاوره زناشويي برين؟

21:15.980 --> 21:18.470
در حال حاضر، من بيشتر
.نگران قلب ايپريل هستم تا قلب خودم

21:18.470 --> 21:20.600
از دوربين مراقبتي بيمارستان، پلاکي رو ثبت نکردي؟

21:20.600 --> 21:22.330
چرا، باشه، ماشين فراري

21:22.330 --> 21:23.980
.يه اجاره‌اي نزديک 102 و لکسه

21:23.990 --> 21:25.530
.من تماس گرفتم. تازه برگردونده شده

21:25.530 --> 21:27.750
.باشه، من تو راهم -
مي‌خواي نيروي کمکي بفرستم؟ -

21:27.750 --> 21:30.490
مگه اينکه بخواي
.اين پرونده واقعاً بيچاره‌ات کنه

21:30.490 --> 21:32.900
<i>تس، من قانع شدم
.اين قلب تقويت‌شده‌اس</i>

21:32.900 --> 21:34.660
خب، جي.تي تا حالا اينو تأييد کرده؟

21:35.110 --> 21:36.820
فکر مي‌کردم تو قراره باهاش تماس بگيري؟

21:37.000 --> 21:39.060
.سعي کردم. اون جواب تماس‌هام رو نميده

21:39.060 --> 21:40.490
<i>.فکر کنم از دستم عصبانيه</i>

21:40.530 --> 21:41.220
.راستش، نه

21:41.220 --> 21:42.920
.مي‌دونم که اون از دستم عصبانيه

21:46.630 --> 21:48.720
،ولي اگه قبل از اينکه اين پرونده هر دوي ما رو بيچاره کنه

21:48.720 --> 21:51.450
<i>،اون قلب رو پيدا نکني
از دستت عصباني ميشم، فهميدي؟</i>

21:51.450 --> 21:52.760
.دريافت شد

22:25.210 --> 22:27.120
!تکون نخور، آشغال. دست‌ها بالا

22:29.310 --> 22:31.090
آشغال؟ واقعاً؟

22:31.160 --> 22:32.920
.شايد واقعاً مشاوره لازم داريم

22:33.600 --> 22:34.500
تو اينجا چي کار مي‌کني؟

22:34.500 --> 22:35.480
...به همون دليلي که تو اينجايي

22:35.480 --> 22:37.060
.دنبال يه قلب گمشده‌ام

22:37.060 --> 22:38.390
و تو رو به اينجا کشونده؟

22:38.390 --> 22:39.520
،خب، سعي دارم بفهمم

22:39.520 --> 22:42.800
،ولي به نظر هر چي نزديک‌تر ميشم
.بوش ضعيف‌تر ميشه

22:42.800 --> 22:44.160
...انگار...نمي‌دونم

22:44.160 --> 22:45.650
.انگار خون همه جاي اينجا هست

22:45.650 --> 22:47.270
و تو مطمئني که تو رو به اينجا کشونده؟

22:47.280 --> 22:49.760
،نه، نيستم. همون طور که گفتم
،سعي دارم بفهمم

22:49.760 --> 22:51.300
...ولي انگار خون

22:55.460 --> 22:56.500
.همه جاس

23:06.870 --> 23:09.010
.شرط مي‌بندم اين همون دزده

23:09.910 --> 23:10.660
وايسا. پس يه نفر

23:10.660 --> 23:13.670
دزده رو کشته و بعدش قلب رو ازش دزديده؟

23:13.670 --> 23:15.390
اين پرونده چه مرگشه؟

23:15.390 --> 23:17.270
.نمي‌دونم. سؤال خوبيه

23:17.620 --> 23:18.810
ولي ما

23:18.980 --> 23:21.380
.کمتر از دو ساعت وقت داريم تا پي ببريم

23:21.560 --> 23:23.010
يعني اينکه بايد از همديگه فرار نکنيم

23:23.010 --> 23:27.000
،و قبل از اينکه زالمن بميره
.همکاري رو شروع کنيم

23:30.550 --> 23:32.240
.خيلي خب، تو رو در جريان ميذارم

23:33.390 --> 23:34.250
.تس داره چند نفر رو مي‌فرسته

23:34.250 --> 23:35.670
اثري از خنک‌کننده نيست؟

23:35.680 --> 23:37.950
.نه. فکر نکنم دزده اونو به اينجا آورده باشه

23:37.950 --> 23:40.100
.وگرنه، بوش رو گم نمي‌کردم

23:40.100 --> 23:43.130
اون احتمالاً اونو يه جايي
.همين اطراف گذاشته تا مطمئن بشه که پولشو ميدن

23:43.130 --> 23:45.290
چرا يه نفر بايد
يه دزد رو اجير کنه تا يه قلب رو بدزده

23:45.290 --> 23:47.190
و بعدش قبل از اينکه واقعاً
قلب رو بگيره، دزد رو بکشه؟

23:47.200 --> 23:48.550
تنها چيزي که همين حالا مي‌دونم، اينه که

23:48.560 --> 23:49.660
.اون قلب يه جايي اون بيرونه

23:49.660 --> 23:51.510
،اگه اميدواريم زالمن رو نجات بديم
.بايد سريع قلب رو پيدا کنيم

23:51.510 --> 23:53.770
وگرنه ممکنه کارش
.به قلب تقويت‌شده ختم بشه

23:53.770 --> 23:55.380
.يا در حال انتظار براش بميره

23:55.390 --> 23:57.710
.من ميرم ببينم مي‌تونم بو رو دنبال کنم يا نه -
.باشه -

23:59.940 --> 24:02.340
جي.تي، خبري از نمونه خون اهداکننده نشد؟

24:03.550 --> 24:05.770
،گوش کن، من اينجا نمي‌خوام دخالت کنم

24:05.780 --> 24:07.760
...پس مگه اينکه تو و وينسنت بتونين موافقت کنين

24:07.760 --> 24:10.170
مشکلي نيست. ما ديگه داريم
.باهم کار مي‌کنيم

24:10.170 --> 24:13.870
.واقعاً؟ مي‌بيني، و مشاوره زناشويي هم لازم نداشتين

24:13.870 --> 24:15.450
.جي.تي، نمونه

24:15.680 --> 24:18.140
.درسته، و، خب، حق با تو بود

24:18.440 --> 24:19.950
<i>.اهدا...اهداکننده قطعاً تقويت‌شده بوده</i>

24:19.950 --> 24:22.510
<i>...همون گلبول‌هاي سفيد تقويت‌شده که داخل</i>

24:23.850 --> 24:24.860
.خون من هست

24:26.620 --> 24:27.740
تو حالت خوبه؟

24:29.330 --> 24:31.910
.آره، ولي حال اون زن نه

24:31.910 --> 24:35.770
،منظورم اينه، مي‌دونم که مرده
.پس نه خودش، بلکه قلبش

24:35.770 --> 24:36.510
<i>قلبش چي شده؟</i>

24:36.510 --> 24:38.030
خب، هر کسي که اين کارو کرده، احتمالاً خواسته

24:38.030 --> 24:40.340
،ببينه اين سِرُم واقعاً چقدر قويه

24:40.340 --> 24:42.810
.ببينه مي‌تونه حتي يه شخص بيمار رو تقويت کنه يا نه

24:42.810 --> 24:45.450
<i>،ولي شايد قلب اون زن رو بيش از حد تقويت کرده</i>

24:45.450 --> 24:47.120
<i>.دستگاه بدنش رو بيش از حد اشباع کرده</i>

24:47.120 --> 24:48.450
احتمالاً باعث شده از ناحيه سر حس کنه که انگار

24:48.450 --> 24:51.420
.مي‌خواد منفجر بشه، اينکه باعث شده ديوونه بشه

24:51.420 --> 24:52.720
و اون سعي کرده با سوراخ کردن

24:52.720 --> 24:54.260
.مغز خودش، از اين فشار راحت بشه

24:54.260 --> 24:56.420
،يعني اينکه حق با تو بود
.خودکشي نبوده

24:56.420 --> 24:58.230
،هر کسي که پشت اين آزمايش‌هاس

24:58.230 --> 24:59.440
<i>.به اين کار وادارش کرده</i>

24:59.440 --> 25:01.110
باشه، ولي حتي اگه بتونيم
،قلب رو به موقع پيدا کنيم

25:01.110 --> 25:03.050
.همون اتفاق براي زالمن مي‌افته

25:03.050 --> 25:05.290
.مگه اينکه پادزهر من جواب بده

25:05.290 --> 25:06.510
<i>پادزهر؟</i>

25:06.840 --> 25:08.550
پادزهر رو از کجا آوردي؟

25:08.840 --> 25:11.220
خب، من داشتم روي يه پادزهر
.براي خودم کار مي‌کردم

25:11.250 --> 25:14.000
<i>منظورم اينه، به همون اندازه‌اي
،که باحاله که قدرت مخصوص داشته باشي</i>

25:14.690 --> 25:17.800
من واقعاً دلم نمي‌خواد
.آخر و عاقبتم مثل بقيه قرباني‌ها بشه

25:18.600 --> 25:21.430
.من نمي‌دونستم که در اين مورد نگراني

25:21.440 --> 25:23.900
.مشکلي نيست. زياد نگران...نيستم

25:23.900 --> 25:25.640
،و حتي نمي‌دونم پادزهر جواب ميده يا نه

25:25.640 --> 25:27.180
،پس هر چي سريع‌تر قلب رو برام بيارين

25:27.180 --> 25:28.500
.زودتر مي‌تونم امتحانش کنم

25:28.500 --> 25:30.970
<i>.شايد قبل از پيوند، طبيعيش کنم</i>

25:31.070 --> 25:32.260
.به شرطي که پيداش کنيم

25:32.260 --> 25:35.160
!کترين -
.باشه، من بايد برم. بعداً باهات تماس مي‌گيرم -

25:37.980 --> 25:39.390
يه کارخونه بسته‌بندي گوشت؟

25:39.720 --> 25:40.650
.آره

25:41.130 --> 25:43.010
.همون طور که گفتم، خون همه جا هست

25:43.010 --> 25:45.130
.تعجبي نداره که نمي‌تونستم بوي خون رو دنبال کنم

25:45.860 --> 25:47.530
.خيلي گيج‌کننده‌اس

25:54.650 --> 25:55.760
.فريزر

26:08.010 --> 26:08.990
!پيداش کردم

26:09.170 --> 26:10.590
.باشه، بيا، بريم

26:17.440 --> 26:18.620
<i>.محشره</i>

26:19.410 --> 26:20.020
مهم نيست هر دوتون

26:20.030 --> 26:22.110
چقدر سخت تلاش مي‌کنين
،تا از هم جدا شين

26:22.580 --> 26:24.270
،به نظر مياد بازم به سمت هم کشيده ميشين

26:24.270 --> 26:25.940
.چه خوشتون بياد، چه نياد

26:38.630 --> 26:40.210
مي‌دونين هم‌وابستگي چيه؟

26:40.210 --> 26:41.910
...هم...هم‌وابستگي؟ آره، اين، اه

26:41.910 --> 26:43.590
.آدم خودش رو توي يه رابطه گم مي‌کنه

26:43.590 --> 26:45.080
.خودهاي جداگونه‌اش رو، بله

26:45.090 --> 26:48.140
.اکثر اوقات با درجه‌اي نادرست

26:48.750 --> 26:51.470
اه، شما که فکر نمي‌کنين ما، هر چند، اين طور باشيم؟

26:51.470 --> 26:54.380
خب، منظورم اينه، نه، نه در اصطلاح کلاسيک که مردم

26:54.380 --> 26:55.800
کل هستيشون رو توسط

26:55.800 --> 26:57.570
.همدمشون به طرز نادرستي تعريف مي‌کنن

26:57.570 --> 26:59.640
ولي جنبه‌هاي مطمئني از هم‌وابستگي

26:59.640 --> 27:01.630
.در رابطه‌تون وجود داره

27:01.630 --> 27:03.910
،به نظرم، صادقانه بگم

27:03.910 --> 27:06.030
.مشکل پنهاني که اينجا مطرحه، همينه

27:06.030 --> 27:08.390
.و همين باعث اين دعوا شده

27:10.330 --> 27:12.030
.هي، نه، نه، اين چيز خوبيه

27:12.500 --> 27:14.610
يعني اينکه شما دارين
.با هم‌وابستگي اصطکاک ايجاد مي‌کنين

27:14.610 --> 27:15.620
.از اين حالت خوشتون نمياد

27:15.620 --> 27:17.200
.اين چيزيه که در نهايت شما رو به اينجا آورده

27:17.200 --> 27:18.950
و خودش رو توي اين پرونده آشکار کرده؟

27:18.950 --> 27:20.020
.دقيقاً

27:22.380 --> 27:25.570
ببينين، شما دوتا ظاهراً

27:26.170 --> 27:27.640
.يه عشق خاص دارين

27:29.050 --> 27:29.750
شما فقط بايد

27:29.750 --> 27:32.630
.مواظب باشين خودهاي جداتون رو در طول مسير گم نکنين

27:32.630 --> 27:36.010
،هر چند، همون طور که ميگين
،و همون طور که واضح نشون دادين

27:37.250 --> 27:38.560
.شما باهم بهتر هستين

27:41.061 --> 27:43.159
...قبل از آن روز

27:43.160 --> 27:44.270
.آره، قفله

27:44.270 --> 27:46.470
!خب؟ تغيير حالت بده -
تغيير حالت بدم؟ -

27:46.470 --> 27:48.420
مگه نديدي اين در چقدر ضخيمه؟ -
خب، بايد يه جوري -

27:48.420 --> 27:49.430
،از اينجا بريم بيرون

27:49.430 --> 27:51.350
مگه نه؟ -
.باشه، خيلي خب. بيا در موردش دعوا نکنيم -

27:51.350 --> 27:53.050
من که مي‌دونم چقدر بدجور
.دلت مي‌خواد اين پرونده رو حل کني

27:53.050 --> 27:54.040
کي به پرونده اهميت ميده؟

27:54.040 --> 27:55.690
.من دلم نمي‌خواد اينجا از سرما يخ بزنم

27:55.690 --> 27:58.050
.باشه، خيلي خب، خونسرد باش

27:58.050 --> 27:59.120
.خيلي خب

28:06.580 --> 28:07.590
وينسنت؟

28:07.830 --> 28:09.670
.بهت که گفتم چقدر ضخيمه

28:10.090 --> 28:13.100
،باشه، من نمي‌خوام روت فشاري، چيزي بيارم

28:13.100 --> 28:15.640
.ولي الان واقعاً وقت خوبيه که کاملاً تغيير حالت بدي

28:15.710 --> 28:16.910
کاملاً؟ -
.بله -

28:16.910 --> 28:19.050
واقعاً؟ پس، تمام اون وقتايي که بهم مي‌گفتي

28:19.060 --> 28:21.660
،چقدر از آروم کردن من به خاطر اين لبه
خسته شدي، چي ميشه؟

28:21.660 --> 28:23.920
وينسنت، الان وقت نگران شدن
،بابت احساسات من نيست

28:25.300 --> 28:27.570
.ولي ممنون که اهميت ميدي

28:27.570 --> 28:29.110
.واقعاً متشکرم

28:29.820 --> 28:30.980
.واقعاً عاشقتم

28:31.290 --> 28:33.090
.منم عاشقتم، وينسنت

28:33.380 --> 28:35.610
!حالا بزن اين در لعنتي رو داغون کن، باشه؟

28:47.000 --> 28:48.490
مي‌بيني چقدر خوب باهم کار مي‌کنيم؟

28:55.820 --> 28:57.390
.باشه، واقعاً وقتمون داره تموم ميشه

28:57.390 --> 28:59.700
.لطفاً اين قدر يادم نندازين -
.باشه -

29:00.130 --> 29:01.650
اگه پادزهر کار نکنه، چي؟

29:01.650 --> 29:04.020
نميشه که به زالمن يه قلب تقويت‌شده بديم، ميشه؟

29:04.020 --> 29:06.270
نميشه همين جوري هم بذاريم اون بميره. ميشه؟

29:06.310 --> 29:08.180
.اون در هر صورت مي‌ميره

29:08.180 --> 29:11.720
خب، حداقل، اين جوري براي خودمون
.زمان جور مي‌کنيم تا سعي کنيم نجاتش بديم. باشه

29:11.890 --> 29:14.310
.ما نبايد در اين مورد نگران باشيم
.پادزهر جواب داد

29:14.310 --> 29:16.690
.اين قلب ديگه تقويت‌شده نيست. معموليه -
تو مطمئني؟ -

29:16.710 --> 29:18.440
.بلي -
.باشه -

29:21.250 --> 29:22.080
.مرسي

29:23.950 --> 29:26.610
.براي من و همه قرباني‌هاي ديگه، شگون داره

29:26.780 --> 29:29.320
.خيلي خوبه، جي.تي. من بايد برم

29:33.480 --> 29:34.520
!برو! برو

29:37.210 --> 29:38.960
همينه؟ هنوز خوبه؟

29:38.960 --> 29:41.330
،آره، الان که داريم صحبت مي‌کنيم
.دارن همسرتون رو براي جراحي آماده مي‌کنن

29:41.330 --> 29:42.610
.اوه، خدا رو شکر

29:45.050 --> 29:46.520
اون اينجا چي کار مي‌کنه؟

29:47.180 --> 29:49.990
.راستش، کترين قلب رو دوباره پيدا کرد، خانم زالمن

29:49.990 --> 29:52.170
.اون ممکنه الان جون همسرتون رو نجات داده باشه

29:52.170 --> 29:53.790
چرا نظرت عوض شد، بازرس؟

29:54.480 --> 29:54.990
فکر کردم فکر مي‌کني

29:54.990 --> 29:56.770
.همسر من آدم‌بده‌اس يا همچين چيزي

29:56.920 --> 29:58.830
.اشتباه مي‌کردم. معذرت مي‌خوام

29:59.660 --> 30:02.300
يه نفر اون بيرون
،داره بلاهاي واقعاً بدي سر مردم مياره

30:02.300 --> 30:05.210
خانم زالمن، و من سعي داشتم
.جلوي اين قضيه رو بگيرم

30:07.650 --> 30:11.840
،و به خاطر يه سري دلايل شخصي
.يه کم در مورد اين پرونده وسواسي بودم

30:12.260 --> 30:13.460
.دارم روش کار مي‌کنم

30:13.870 --> 30:16.790
،خب، بذار فقط اميدوار باشيم

30:17.070 --> 30:20.480
.به خاطر همه‌مون، که مارشال زنده بمونه

30:21.300 --> 30:22.310
.ببخشين

30:24.481 --> 30:25.681
.آخ

30:25.890 --> 30:26.950
به گمونم چندتا مورد

30:26.950 --> 30:29.510
درست و غلط در مورد پرونده فهميديم، هان؟

30:29.510 --> 30:31.990
مي‌دونم. باعث يه سري مشکلات شد، مگه نه؟

30:31.990 --> 30:34.340
آره، راجع به اينکه چقدر همه‌اش در مورد اين پرونده وسواس داري؟

30:34.340 --> 30:35.690
.و حالا داري ازشون فرار مي‌کني

30:35.690 --> 30:37.060
چي؟ -
.بله -

30:37.080 --> 30:40.610
.باشه. شايد مشاوره زناشويي فکر بدي نباشه

30:51.040 --> 30:54.480
.تو قرار بود مطمئن شي اونا قلب رو پيدا نکنن

30:55.090 --> 30:59.230
و حالا ما بايد مطمئن شيم
.همسرم قلب رو دريافت نکنه

31:18.700 --> 31:19.770
چطوري؟

31:20.430 --> 31:21.200
.خوبم

31:21.830 --> 31:23.040
مي‌دوني، فکر کنم اين فوق‌العاده‌اس

31:23.040 --> 31:26.210
که بالاخره رفتيم مشاوره زناشويي، مگه نه؟ -
.قطعاً -

31:26.210 --> 31:27.890
،منظورم اينه، دونستن اينکه ما دچار هم‌وابستگي شديم

31:27.890 --> 31:29.740
اينکه من هميشه حس مي‌کنم
...بايد نجاتت بدم

31:29.740 --> 31:33.500
من خوشم نمياد
چون باعث ميشه حس کنم آسيب‌پذيرم. درسته؟

31:33.500 --> 31:35.940
آره، دونستن مشکل
.باعث ميشه حل کردنش آسون‌تر به نظر بياد

31:35.940 --> 31:38.770
.کاملاً موافقم -
.مي‌بيني؟ بهتره ديگه -

31:38.770 --> 31:39.540
.آره

31:42.330 --> 31:45.030
اه، وو...چي شده؟ -
.چي؟ هيچي -

31:45.030 --> 31:46.880
کترين، ما الان 150 دلار داديم

31:46.880 --> 31:48.750
.تا ياد بگيريم به احساسات جداگونه‌مون توجه کنيم

31:48.760 --> 31:50.520
خواهش مي‌کنم، چي شده؟ -
،باشه، باشه -

31:50.520 --> 31:51.860
.ولي...ولي عصباني نشو

31:51.870 --> 31:52.650
.باشه

31:53.420 --> 31:55.320
...فقط يه چيزي در مورد اين پرونده هست

31:55.320 --> 31:56.200
.شروع شد

31:56.200 --> 31:58.240
،کل قضيه دزديدن قلب ولي نخواستنش

31:58.250 --> 32:00.390
.من فقط نمي‌تونم هضمش کنم

32:00.480 --> 32:01.310
.اوه، خداي من

32:02.450 --> 32:03.680
خيلي خب، داري به کي زنگ مي‌زني؟

32:03.680 --> 32:04.870
.مشاور. من فقط يه دونه سؤال دارم

32:04.870 --> 32:06.190
.ولي ما که الان از اونجا اومديم -
الو؟ -

32:06.190 --> 32:08.620
دکتر گلنروي؟
.من، اه، کترين هستم. کت

32:08.620 --> 32:09.820
سلام. همه چي مرتبه؟

32:09.820 --> 32:13.000
...آره، خوبه، عاليه، ام، در مورد هم‌وابستگي

32:13.160 --> 32:16.250
شما گفتين که افراد مي‌تونن...مي‌تونن هستيشون رو

32:16.260 --> 32:18.130
توسط همدمشون از راه‌هاي نادرستي تعريف کنن، درسته؟

32:18.270 --> 32:20.820
.اه، اگه گير نيفتن، تصحيح بشن، آره

32:20.820 --> 32:22.430
حتي از راه‌هاي مخرب؟

32:22.430 --> 32:24.180
خانم زالمن؟ -
.آره -

32:24.200 --> 32:26.160
.اون گفت کل زندگيش رو براي همسرش داده

32:26.160 --> 32:27.180
<i>اگه اون از اين خوشش نمي‌اومده</i>

32:27.180 --> 32:29.800
<i>که داشته تمام داراييشون رو به اين مؤسسه مي‌داده، چي؟</i>

32:30.040 --> 32:33.060
<i>،خب، در همچين شرايط حادي
وقتي همسر قادر نباشه خودش رو</i>

32:33.060 --> 32:36.290
،به هر صورتي از هم‌وابستگي جدا کنه

32:36.290 --> 32:38.560
<i>...مشخص شده که اون همسر</i>

32:38.560 --> 32:39.900
همسرش رو مي‌کشه؟

32:39.900 --> 32:42.670
.در شرايط حاد، آره

32:42.670 --> 32:44.300
.باشه، مرسي، دکتر، بازم بهتون زنگ مي‌زنم

32:44.630 --> 32:47.070
،خب، منظورم اينه، اگه پرونده اينه
پس اون زن انگيزه‌اش رو داشته

32:47.070 --> 32:48.830
.تا قلب رو بدزده تا همسرش نتونه جراحي رو انجام بده

32:48.830 --> 32:51.070
.آره، به هم‌وابستگي خاتمه بده و ثروتمند باقي بمونه

32:51.070 --> 32:54.030
،با عقل جور درمياد
،هر چند که اگه اون پشت همه اين ماجراها بوده باشه

32:54.030 --> 32:55.900
بعدش از کجا بدونيم
هنوز در حال تلاش نيست؟

33:04.050 --> 33:06.280
.کل اون بيمارستان لعنتي رو تعطيل کن، برام مهم نيست

33:06.440 --> 33:07.300
.فقط انجامش بده

33:07.780 --> 33:10.090
.اون احتمالاً تا حالا نصف جراحي رو گذرونده

33:12.260 --> 33:13.270
.اون اينجا نيست

33:13.440 --> 33:15.030
عجيبه، با توجه به اينکه همسرش

33:15.030 --> 33:16.950
.در حال جراحي پيوند قلبه

33:17.190 --> 33:18.740
.اتاق‌هاي عمل اين طرف هستن

33:18.890 --> 33:20.420
.ژنراتورهاي کمکي هم

33:22.950 --> 33:23.840
.همينه

33:26.130 --> 33:26.880
.عجله کن

33:28.110 --> 33:29.640
.طوري صحنه‌سازيش کن که انگار اتصالي کرده

33:30.740 --> 33:32.810
،اگه اين قضيه منو گرفتار کنه
.تو رو گرفتار مي‌کنه

33:35.050 --> 33:36.570
،نمي‌دونم، اون حتماً مضطرب شده

33:36.570 --> 33:38.530
مي‌دونسته ازش خبر داريم و فرار کرده، درسته؟

33:40.290 --> 33:42.780
،يا، همون طور که گفتي
.اون دست‌بردار نيست

33:42.950 --> 33:44.990
.ژنراتورهاي کمکي تا حالا بايد عمل مي‌کردن

33:44.990 --> 33:46.650
.اون حتماً به اونا هم رسيده

33:47.560 --> 33:49.700
.اين وضعيت بده
...اگه اونا در حال جراحي زالمن باشن

33:49.700 --> 33:52.470
،ميشه کمک کني؟ منظورم اينه
تو ديد هيولايي يا همچين چيزي داري، درسته؟

33:52.470 --> 33:54.530
.آره، ولي من که جراح نيستم، کترين

33:54.540 --> 33:55.840
.تو تنها اميد اون مردي

33:56.130 --> 33:57.390
ژنراتورها کجا هستن؟

33:58.760 --> 34:00.590
.سمت شرقي، زيرزمين

34:00.970 --> 34:01.820
.کترين

34:04.480 --> 34:05.880
.دهنش رو سرويس کن

34:07.910 --> 34:09.060
.اينو يه ذره برام تميز کن، لطفاً

34:09.060 --> 34:10.050
تيم کمکي کدوم گوريه؟

34:10.060 --> 34:11.820
.انشعاب رو منحرف کن -
.دارم انجام ميدم -

34:11.820 --> 34:13.520
سلام، چه کاري از من ساخته‌اس؟ -
شما کي هستين؟ -

34:13.820 --> 34:15.050
من دکتر کلر هستم، باشه؟

34:15.050 --> 34:16.540
.من مي‌تونم در فضاي تاريک ببينم. ديد در شب من خوبه

34:16.540 --> 34:17.950
.فقط خواهش مي‌کنم، بذارين کمک کنم

34:19.150 --> 34:21.350
،تو، تو. کار کيسه بيمار رو انجام بده

34:21.350 --> 34:22.880
.تو کار آئورت رو تموم کن

34:23.640 --> 34:25.180
.باشه، ما حاضريم. بخيه

34:27.970 --> 34:29.010
.بخيه‌ها حاضر

34:29.430 --> 34:31.210
.تکون نخور. تو بازداشتي

34:33.260 --> 34:34.750
.برو، از اينجا برو

34:48.100 --> 34:49.750
.باشه، فقط بهم بگو کجا من رو لازم داري

34:49.800 --> 34:51.180
.دما داره پايين مياد، دکتر

34:51.190 --> 34:52.310
فشار خونش چنده؟

34:53.240 --> 34:54.670
.عجله کنين، تقريباً وقتمون تمومه

34:54.670 --> 34:55.520
.ثابت

35:37.300 --> 35:38.240
.موفق شديم

35:40.660 --> 35:41.790
.و جداگونه

35:42.970 --> 35:44.780
.و دکتر گفت ما هم‌وابسته هستيم

35:59.830 --> 36:00.540
.تو اونو دستگير کردي

36:00.540 --> 36:01.290
.اوه، آره

36:01.290 --> 36:04.080
در فرودگاه نيويورک، نزديک بود
.سوار يه جت شخصي بشه که خدا مي‌دونه مقصدش کجاس

36:04.080 --> 36:05.070
.کارت خوب بود، سروان

36:05.070 --> 36:06.390
آره. حداقل، ديگه مجبور نيستم

36:06.390 --> 36:08.250
.نگران شکايتش از اداره باشم

36:09.720 --> 36:10.850
حال همسرش چطوره؟

36:11.190 --> 36:12.480
.اون خوب ميشه

36:12.620 --> 36:15.310
.بدون تبديل شدن به يه هيولاي ابرانساني

36:15.310 --> 36:17.230
.عاليه. همه‌اش جواب داد

36:18.210 --> 36:20.480
.دارم پرخاشگري منفعلانه رو حس مي‌کنم

36:20.950 --> 36:23.260
.من دارم کسي رو حس مي‌کنم که تحت درمان قرار گرفته

36:25.910 --> 36:28.610
ببين، کت، نميشه همه‌اش
اين کارو انجام بديم، باشه؟

36:28.610 --> 36:30.330
...من ديگه همکارت نيستم. من سروان توام

36:30.330 --> 36:32.170
.مي‌دونم -
واقعاً؟ -

36:32.170 --> 36:34.510
.چون نميشه همه‌اش برات پنهانکاري کنم

36:35.470 --> 36:36.720
،و موضوع اين نيست که من نخوام

36:36.720 --> 36:37.480
.خودت مي‌دوني که واقعاً ميگم

36:37.480 --> 36:40.430
.ولي اين جور کارا؟ منظورم اينه، بس کن

36:40.520 --> 36:42.570
اين چيزيه که چند سال پيش
،به قيمت از دست دادن شغل جو تموم شد

36:42.570 --> 36:44.309
و نمي‌خوام براي من
.به قيمت از دست دادن شغلم تموم بشه

36:44.310 --> 36:45.310
.متوجهم

36:46.010 --> 36:48.120
ولي بايد چي کار کنيم؟

36:48.760 --> 36:52.030
،چون، برخلاف جو
.تو واقعاً مي‌دوني واقعاً قضيه چيه

36:52.120 --> 36:53.970
.نميشه همين جوري اينو ناديده بگيريم -
.مي‌دونم -

36:54.850 --> 36:57.320
،اين يه حرکت منصفانه‌اس، کت
...ولي اين يعني، من

36:57.620 --> 36:58.960
موضوع زندگي منم هست، باشه؟

36:58.960 --> 37:00.510
...و من نمي‌خوام اين ماجراي هيولا و اين چيزا

37:00.510 --> 37:01.540
بيچاره‌ات کنه؟

37:01.540 --> 37:02.810
.دقيقاً

37:04.410 --> 37:06.320
خيلي خب، من بايد به يه بازجويي برسم

37:06.320 --> 37:08.340
،و يه آدم‌بده رو به جرم تلاش براي قتل عمد، دستگير کنم

37:08.340 --> 37:10.880
.به لطف تو -
.دارم کار هيولاييم رو انجام ميدم -

37:11.690 --> 37:13.220
.باشه، وايسا، وايسا

37:13.430 --> 37:14.870
،مي‌دونم که همين حالا حسابي مشغله داري

37:14.870 --> 37:17.710
.ولي شايد بايد با جي.تي حرف بزني

37:18.050 --> 37:20.290
...فکر مي‌کنم که اون حس مي‌کنه

37:21.290 --> 37:23.240
بذار فقط بگيم که تو هم دلت نمي‌خواد

37:23.240 --> 37:25.550
.زندگيت همه‌اش بشه پرونده

37:39.860 --> 37:41.480
.باورم نميشه

37:43.040 --> 37:45.340
.متأسفم، آقاي زالمن، واقعاً ميگم

37:46.120 --> 37:47.620
.منظورم اينه، من خبر نداشتم

37:49.320 --> 37:52.210
فکر مي‌کردم بليندا راضيه، مي‌دوني؟

37:52.970 --> 37:54.970
.ما 20 سال باهم بوديم

37:55.910 --> 37:58.580
.خبر نداشتم اين جوري از دستم آزرده شده

38:00.020 --> 38:02.410
.خب، به گمونم اين اتفاق مي‌تونه براي بهترين ما هم بيفته

38:04.340 --> 38:05.580
...ظاهراً

38:06.840 --> 38:08.930
...نه به اين وسعت، ولي

38:10.340 --> 38:12.920
...به گمونم اگه زود توي يه رابطه متوجهش نشي

38:17.140 --> 38:20.180
،ببين، اه، آقاي زالمن، باور کن

38:21.140 --> 38:23.350
.تو کمک کردي زود توي رابطه خودم متوجهش بشم

38:25.910 --> 38:28.280
...خب، اگه باعث ميشه حس بهتري پيدا کني

38:30.160 --> 38:31.580
.تو جون من رو نجات دادي

38:47.501 --> 38:49.301
.سلام

38:49.502 --> 38:51.302
.سلام

38:53.330 --> 38:54.260
از دستم عصباني هستي؟

38:54.370 --> 38:55.130
.نه

38:55.830 --> 38:57.060
.چرا -
.شايد -

38:57.550 --> 38:58.380
.يه کم

38:59.270 --> 39:00.750
.جي.تي، معذرت مي‌خوام

39:01.250 --> 39:02.260
.واقعاً ميگم، معذرت مي‌خوام

39:02.260 --> 39:04.200
،مي‌دونم که داشتي چيزاي زيادي رو تجربه مي‌کردي

39:04.200 --> 39:06.850
.و مي‌دونم در مورد چيزي که داخل بدنته، يه کم ترسيدي

39:06.850 --> 39:08.270
.من نترسيدم

39:09.420 --> 39:10.240
.باشه

39:12.530 --> 39:15.100
خيلي خب، ببين، اگه اين قدر خوب منو مي‌شناسي، کجا بودي، هان؟

39:15.920 --> 39:17.340
.آره، من ترسيدم

39:17.630 --> 39:18.820
.و، بله، من عصباني‌ام

39:18.820 --> 39:21.060
...نه از دست تو، من فقط

39:23.500 --> 39:24.170
فقط چي؟

39:24.170 --> 39:26.460
.نمي‌دونم، از دست خدايان عصباني‌ام، به گمونم

39:26.460 --> 39:27.790
.واسه اينکه اين بلا رو سرم آوردن

39:28.550 --> 39:30.210
،منظورم اينه، ببين، اون سِرُم جون منو نجات داد

39:30.210 --> 39:33.630
...ولي الان داره با قدرت‌هاي فوق باحال اذيتم مي‌کنه و

39:34.880 --> 39:36.580
.خدا مي‌دونه بعدش مي‌خواد باهام چي کار کنه

39:36.580 --> 39:37.670
...ولي کت که گفت پادزهر

39:37.670 --> 39:39.130
.روي من جواب نميده

39:39.940 --> 39:41.060
.امتحان کردم

39:42.400 --> 39:43.260
.دو بار

39:47.620 --> 39:49.150
...روي اون قلب جواب داد، ولي

39:49.760 --> 39:52.070
،شايد سِرُم مدت خيلي زيادي داخل بدنم بوده

39:52.170 --> 39:54.620
.با سلول‌هام ترکيب شده يا همچين چيزي

39:54.630 --> 39:55.600
تو مطمئني؟

39:55.600 --> 39:57.350
چيه، مي‌خواي بازم خودمو از
پله‌ها پرت کنم پايين

39:57.350 --> 39:57.920
و ثابت کنم؟

39:57.920 --> 39:58.830
.باشه

39:59.580 --> 40:00.740
.گوش کن

40:01.010 --> 40:03.110
،تو مجبور نيستي تنها اين وضعيت رو بگذروني

40:03.110 --> 40:04.380
متوجه هستي؟

40:04.600 --> 40:07.660
،حالا، برام مهم نيست چقدر سرم شلوغه
.برام مهم نيست دارم چي کار مي‌کنم

40:07.670 --> 40:09.210
.اين قضيه برام مهمه

40:09.600 --> 40:11.010
.تو برام مهمي

40:13.180 --> 40:13.950
واقعاً؟

40:15.600 --> 40:16.400
.آره

40:36.790 --> 40:38.000
بيداري؟

40:39.500 --> 40:40.310
.نه

40:40.560 --> 40:41.340
چيه؟

40:41.830 --> 40:43.410
.فکر کنم بايد پنجره رو ببنديم

40:45.290 --> 40:46.170
چرا؟

40:46.360 --> 40:47.750
چون ديگه چيزي نمونده

40:47.760 --> 40:49.250
،که بفهميم کي پشت اين ماجراهاس

40:49.250 --> 40:51.510
.يعني اينکه باب و کارول هنوز اون بيرونن

40:52.300 --> 40:53.980
باب و کارول؟ -
.بله -

40:53.980 --> 40:57.150
.آدمکشان ابرانساني -
.بله -

41:01.120 --> 41:04.320
و تو فکر مي‌کني
بستن پنجره قراره جلوشون رو بگيره؟

41:04.740 --> 41:06.340
بس کن، فکر مي‌کردم
،يه بار هم که شده

41:06.340 --> 41:08.450
قرار نيست در مورد پرونده‌ها حرف بزنيم، درسته؟

41:08.450 --> 41:09.670
،بي‌خيال، وينسنت

41:09.670 --> 41:11.830
.زندگيمون بيشتر از دو ساله که اين جوريه

41:11.830 --> 41:14.020
.واسه من، يه کم زمان مي‌بره تا سازگار شم

41:14.020 --> 41:15.950
اوه، واقعاً؟ -
.آره -

41:16.200 --> 41:19.230
.خب، فکر کنم تازه حساب کار دستم اومد

41:19.580 --> 41:20.370
واقعاً؟

41:29.850 --> 41:31.080
.اين کمک مي‌کنه

41:31.080 --> 41:32.370
.فکرشو مي‌کردم

41:45.571 --> 42:05.571
.:: @bollbolljan_com ::.