﻿WEBVTT

00:23.023 --> 00:25.609
!وقت میذاریم و خیلی آروم میریم جلو

00:25.693 --> 00:28.445
!فقط نگران تله هایی که گذاشتن هستیم

00:28.529 --> 00:31.281
....ما یه نفر رو از دست دادیم، پس حسابی هوشیار باشید

00:31.364 --> 00:32.866
!ممکنه که هنوز افرادی زنده باشن

00:39.832 --> 00:41.458
خیلی خب، اینجا پاکه

00:41.542 --> 00:42.585
پاکه

00:43.460 --> 00:45.629
!اینجا یه سنگر موقت ساختن، نمیدونم برای چی

00:46.546 --> 00:48.841
!شاید میخواستن یه قلعه برای خودشون بسازن

00:55.639 --> 00:58.141
اینجا مرکز کنترل شماره 3 هست

00:58.225 --> 01:01.228
L در انتهای قسمت شرقی بخش

01:23.667 --> 01:25.585
هست  L8 اینجا هم در خروجی بخش

01:25.669 --> 01:27.004
!هست  L8 بغلش هم ورودی

01:30.090 --> 01:31.549
!اینجا خالیه گروهبان

01:31.634 --> 01:32.801
آماده؟ -
آره -

01:33.593 --> 01:36.388
!پشتش رو نگاه کن یه وقت سیمی چیزی بهش وصل نکرده باشن

01:37.973 --> 01:39.683
هست  L7 اینجا بخش

01:39.684 --> 01:45.684
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:01.622 --> 02:03.123
...زندان جدید توی لوکاسویل

02:03.206 --> 02:05.250
یکی از بزرگترین زندانها توی آمریکاست

02:05.333 --> 02:08.211
حدود 23 میلیون دلار برای ساختش هزینه شده

02:08.295 --> 02:11.131
و گنجایش 1600 زندانی رو داره

02:11.214 --> 02:14.467
در این زندان بزرگ و جدید، از جدیدترین تجهیزات استفاده شده

02:14.551 --> 02:17.262
!مِن جمله درهای الکترونیکی برای سلولها

02:17.345 --> 02:19.973
...اثرات وجود این زندان توی شهر کوچیک لوکاسویل

02:20.057 --> 02:22.601
...که در حاشیه آپالاچیا قرار داره

02:22.685 --> 02:24.352
!کم کم به چشم میاد

02:24.436 --> 02:26.897
...در دهه‌ی 1920 اینجا شهر موفقی بود

02:26.980 --> 02:28.481
بعد دچار کسادی و رکود شد

02:28.565 --> 02:32.486
کارخانه ذوب آهن بسته شده
!و قطار هم توی ایستگاه اینجا، توقف نمیکنه

02:32.569 --> 02:34.321
!لوکاسویل به خوبی بهبود پیدا نکرده بود

02:34.404 --> 02:36.907
!ولی مسئولین امیدوارن که این زندان جدید، همه چیز رو تغییر بده

02:37.574 --> 02:39.785
...حدود 400 فرصت شغلی به صورت مستقیم در این زندان هست

02:39.868 --> 02:43.455
که در کنارش 2400 نفر دیگه هم
!به طور غیر مستقیم میتونن مشغول به کار بشن

03:06.853 --> 03:10.941
،من 10 سال توی ارتش خدمت کردم
و موقعی که از اونجا بیرون اومدم، به یه شغل احتیاج داشتم

03:17.447 --> 03:20.325
...حقیقتش اینجا زیاد فرصت شغلی گیر نمیاد

03:21.409 --> 03:24.162
یه شغل خوب میخواستم که بیمه درمانی و دندان پزشکی داشته باشه

03:24.246 --> 03:25.538
من دو تا بچه کوچیک داشتم

03:27.916 --> 03:30.878
این هم یکی از بهترین شغل هایی بود
!که این اطراف میتونستم گیر بیارم

03:39.678 --> 03:41.138
!این شغل مناسب همه نبود

03:46.435 --> 03:48.770
!وقتی که واردش میشدید، مثل بقیه زندانی ها، حبس میشدید

03:50.731 --> 03:53.233
!اینجا یه دنیای متفاوت دیگه بود

03:56.486 --> 04:01.074
!اینجا زندانی هایی که خلاف سبک داشتن نگهداری نمیشد

04:01.867 --> 04:04.286
...زندانی ها همه قاتل و آدمکش بودن

04:04.369 --> 04:07.122
!افرادی که زیاد با دیگران رفتار خوبی نداشتن

04:09.291 --> 04:10.708
...و اگه یه نقطه ضعف توی شما میدیدن

04:10.792 --> 04:13.086
...یا حتی اگه فکر میکردن که شما از اونها میترسین

04:14.797 --> 04:16.757
!اونوقت روی اون نقطه ضعفتون فشار میاوردن

04:19.259 --> 04:20.427
!یه مشت حیوون توی اونجا بود

04:20.510 --> 04:23.638
!افرادی که اونجا بودن واقعا حیوون بودن

04:28.476 --> 04:31.729
،وقتی که در های ورودی بسته میشدن
....شما یا میتونستید به خونه‌تون برید

04:31.814 --> 04:33.648
!یا اینکه نمیتونستید به خونه‌تون برید

04:35.108 --> 04:36.651
!همه چیز به زندانی ها بستگی داشت

04:47.162 --> 04:49.247
!لوکاسویل یه جای خطرناک بود

04:49.331 --> 04:50.665
!خیلی خطرناک

04:56.504 --> 04:59.842
...خطرناک ترین جایی که تا اون موقع

04:59.925 --> 05:01.134
!توی ایالت اوهایو وجود داشت

05:03.011 --> 05:07.891
،توی یه جایی بودیم که افراد سر مسائل ساده
!جون خودشون رو از دست میدادن

05:08.850 --> 05:11.937
...توی لوکاسویل مواد خیلی زیاد بود

05:12.020 --> 05:13.605
!زیاد تر از اون چیزی که توی خیابونها میشد پیدا کرد

05:15.523 --> 05:17.234
...اینجا گذشته‌ی تاریکی داره

05:17.317 --> 05:20.195
...در سال 1973، دقیقا یک سال بعد از اینکه افتتاح شد

05:20.278 --> 05:22.990
!دو نگهبان توسط زندانی ها کشته شدن

05:23.073 --> 05:25.492
...و تقریبا 3 سال پیش، یکی از زندانی ها توی لوکاسویل

05:25.575 --> 05:28.078
!یک معلم رو توی دستشویی بخش آموزش کشت

05:28.161 --> 05:31.039
...زندانی، ادی وان، معلم 32 ساله، بورلی تیلور رو

05:31.123 --> 05:32.415
!با چاقوی دست ساز به قتل رسوند

05:32.499 --> 05:34.709
!وان، قبلا هم به خاطر قتل محکوم شده بود

05:36.545 --> 05:39.214
...نشستی و داری غذا میخوری و سرت به کار خودته

05:42.217 --> 05:44.511
...بعد یهو میبینی که یارویی که پشت سرته

05:44.594 --> 05:46.972
!میاد و گلوی یارویی که جلوت نشسته رو میبره

05:47.055 --> 05:48.640
میدونی چی میگم؟

05:48.723 --> 05:52.727
...باید مدام حواست به همه بود

05:55.063 --> 05:58.400
!خیلی جای بدی بود

06:08.743 --> 06:10.829
... یه روز از

06:10.913 --> 06:14.249
...بخش اصلاحات اوهایو بهم زنگ زدن

06:15.625 --> 06:19.671
:فکر کنم ازشون پرسیدم که
"من که توی دردسر نیفتادم، افتادم؟"

06:19.754 --> 06:21.673
:اون گفت
"نه، توی دردسر نیفتادی"

06:21.756 --> 06:23.383
...گفت

06:23.466 --> 06:25.635
"...به خاطر این بهت زنگ زدم که بگم"

06:25.718 --> 06:27.720
"میخوام تو رو به لوکاسویل بفرستم"

06:28.680 --> 06:31.141
:ازم نپرسیدن که
"!دوست داری به لوکاسویل بری؟"
(!بهش دستور دادن که باید بری)

06:41.068 --> 06:43.403
...کرک و پرم ریخته بود

06:43.486 --> 06:45.030
...تمام افرادی که توی این کار بودن میدونستن که

06:45.113 --> 06:48.658
!لوکاسویل مشکلات زیادی داره

06:50.202 --> 06:53.663
!اداره کردن زندان ها چالش برانگیز هستن

06:53.746 --> 06:56.208
...ولی این یکی

06:57.167 --> 06:59.002
!برای من نهایت چالش محسوب میشد

06:59.086 --> 07:00.753
!من زیاد خوشحال نبودم

07:02.172 --> 07:06.676
موقعی که زندان ساخته شد بود، حدود 1600 تا سلول داشت

07:06.759 --> 07:10.388
...و موقعی که من اونجا رفتم حدود 2000 تا

07:10.472 --> 07:12.765
!یا 2100 تا زندانی اونجا بود

07:12.849 --> 07:14.643
...زندان لوکاسویل در اوهایو

07:14.726 --> 07:18.021
یکی از زندان های تازه ساخت هست
!اما مثل بقیه زندان ها دیگه پر شده

07:18.104 --> 07:21.399
سلول هایی که برای یک نفر ساخته شده بودن
!حالا باید بین دو نفر تقسیم بشن

07:21.483 --> 07:24.402
...یه اتاق 3 در 2

07:30.158 --> 07:33.203
...الان یا باید توی یه انجمن برادری عضو میشدی

07:33.286 --> 07:35.956
...یا نوچه های گانگستر کاکاسیاه ها میشدی

07:36.039 --> 07:38.875
...و باید به خاطرشون خون میریختی

07:43.880 --> 07:46.508
!یا اینگه میرفتی عضو دار و دسته‌ی مسلمان ها میشدی

07:47.425 --> 07:49.886
!اونها بین خودشون هم تنش داشتن

07:52.722 --> 07:56.351
....توی 5 روز اول

07:56.434 --> 07:57.769
!گلوی 3 تا از زندانی های من رو بریدن

08:01.731 --> 08:03.650
!اوضاع از کنترل خارج شده بود

08:06.778 --> 08:09.406
!لوکاسویل برای خودش یه دنیایی بود

08:14.827 --> 08:19.957
،وحشی بازی در میاوردیم، هر کاری که میخواستیم میکردیم
...کسی باهامون کاری نداشت

08:20.042 --> 08:23.211
...توی راهروها با چاقو اینور اونور میرفتیم

08:23.295 --> 08:24.962
!اینطوری زندگی میکردیم

08:26.131 --> 08:28.133
!این چیزا توی لوکاسویل عادی بود

08:28.216 --> 08:31.386
!در حالی که توی زندان های دیگه این چیزا غیرعادی بود

08:31.469 --> 08:35.182
کسایی که اینجا بودن میدونستن که
!دیگه به خونه برنمیگردن

08:41.521 --> 08:43.231
!من چندتا تصمیم خیلی سخت گرفتم

08:43.940 --> 08:49.904
میخواستم کنترل جایی رو به دست بگیرم
!که رسما از کنترل خارج شده بود

08:51.156 --> 08:55.160
...عقیم سازی، تست اعتیاد

08:55.952 --> 08:57.870
...تمام افراد اسکورت میشدن

08:59.081 --> 09:02.834
...این یارو رییس جدیده که اومد، سعی داشت کار خودشو بکنه

09:02.917 --> 09:06.338
!و هرجور که میتونست مارو تحت فشار گذاشت

09:08.465 --> 09:11.008
...نمیدونم، تیت
!اوضاع رو برای ما متفاوت کرده بود

09:11.093 --> 09:12.552
!و بچه ها از این موضوع خوشحال نبودن

09:14.637 --> 09:17.682
!...زندانی ها طرز فکر متفاوتی دارن

09:17.765 --> 09:19.226
...نه، ابدا

09:19.309 --> 09:21.478
ما این رو قبول نداریم، خب؟

09:22.395 --> 09:25.982
...لوکاسویل هر روز توی تشنج و

09:26.066 --> 09:27.400
!درگیری بود

09:33.698 --> 09:36.159
...با تمام این تنش هایی که بود

09:36.243 --> 09:39.121
...از بالا دستور دادن که

09:39.204 --> 09:41.664
...باید از تمام زندانی ها آزمایش بگیریم

09:41.748 --> 09:44.917
،تا ببینیم توی زندان های اوهایو
!کسی به بیماری سِل مبتلا هست یا نه

09:45.960 --> 09:49.214
...خب، زندانی های مسلمان

09:50.215 --> 09:54.051
نمیخواستن که این آزمایشات رو انجام بدن

09:55.052 --> 09:59.015
...خیلی ها حضوری اومدن و به من گفتن که

09:59.099 --> 10:03.145
ببین، بعضی ها هستن که باید با زور"
...ازشون بخوای تا این آزمایشات رو انجام بدن

10:16.574 --> 10:17.951
سلام

10:18.034 --> 10:19.244
صدام رو میشنوی؟

10:19.327 --> 10:20.662
...نه، من صدات رو نمیشنوم اما

10:20.745 --> 10:22.079
اگه تو صدای من رو داری کله ات رو تکون بده تا من بفهمم، خب؟

10:22.163 --> 10:24.040
صدام رو میشنوی؟
...خیلی خب

10:25.041 --> 10:27.127
خیلی خب، الان بهتر تو رو میبینم، ادامه بده

10:32.089 --> 10:37.179
...بعضی از روند انجام این تست، توی دین اسلام حرامه

10:37.262 --> 10:40.307
چون توی این تست از فنول استفاده میکنن و
....فنول هم پایه اش الکل هست

10:41.057 --> 10:44.977
،و توی دین اسلام هم
...مصرف الکل

10:45.061 --> 10:48.273
!استفاده از الکل، حمل و نقل الکل مجاز نیست

10:48.356 --> 10:51.401
...حسن بچه خوبی بود

10:51.484 --> 10:55.530
اون زیادی حرف نمیزد، اما وقتی دهن باز میکرد
...همه بهش گوش میدادن

10:55.613 --> 10:57.657
اون خیلی توی چشم بود و تحصیل کرده بود

10:58.283 --> 10:59.826
...به خاطر اینکه ما زندانی هستیم

10:59.909 --> 11:03.163
...و پشت این میله ها قرار گرفتیم

11:03.246 --> 11:05.832
!دلیل نمیشه که شما حقوق مارو زیر پا بذارید

11:05.915 --> 11:07.417
تیت به حرف ما گوش نمیده

11:07.500 --> 11:10.503
...چون اون اجازه نمیده که زندانی ها، بهتره بگم که

11:10.587 --> 11:13.673
!به ما مسلمون ها اجازه نمیده که توی امور زندان مشارکت کنیم

11:16.926 --> 11:20.054
...من تلفن رو برداشتم و به کلمبوس زنگ زدم و گفتم

11:20.137 --> 11:21.264
"باید با هم حرف بزنیم"

11:21.348 --> 11:23.433
"اینجا اوضاع اصلا خوب پیش نمیره"

11:23.516 --> 11:25.518
"دارم بهت میگم که کلی مشکل داریم"

11:27.103 --> 11:30.106
:اونهم گفت
"برو و مشکلات رو حل کن"

11:31.983 --> 11:36.279
...من باید یه برنامه‌ی کامل میچیدم

11:36.363 --> 11:39.241
...من باید یه روز بعد از عید پاک، زندان رو کلا مهر و موم میکردم

11:39.324 --> 11:44.496
...و توی این 3 روز، باید افرادی رو میفرستادم

11:44.579 --> 11:47.415
...که توی تک تک سلول ها برن و تست بگیرن

11:47.499 --> 11:49.083
!درست توی سلول زندانی ها

11:50.084 --> 11:52.420
...ما کلی مجرم داشتیم که اونجا مشغول به کار بودن

11:52.504 --> 11:55.465
....درست توی دفتر زندان

11:56.383 --> 11:58.009
...اونها یه چیزایی شنیدن

11:59.010 --> 12:01.846
!و اومدن و شنیده هاشون رو به بقیه گفتن

12:01.929 --> 12:04.056
...یه نفر هم اومد به مسلمون ها گفت

12:04.140 --> 12:06.017
!و چرخه همینطوری ادامه پیدا کرد

12:06.100 --> 12:08.060
!اونها میخوان زندان رو مهر و موم کنن

12:18.780 --> 12:21.532
...من رفتم آشپزخونه تا

12:21.616 --> 12:26.037
...یه چیزی بخورم و یکم هم علف بگیرم
ماری جوانا

12:31.000 --> 12:33.795
...اون یارویی که بهم ماری جوانا داد گفت که

12:33.878 --> 12:38.758
ما این پشت کلی ساندویچ و"
"!ناهار بسته بندی شده درست میکنیم

12:38.841 --> 12:41.844
"!اونها میخوان دوشنبه اینجارو مهر و موم کنن"

12:42.637 --> 12:45.932
"!و به همه توی سلول هاشون غذا بدن"

12:46.015 --> 12:49.519
"و همه رو مجبور کنن که تست بیماری سل رو بدن"

12:50.312 --> 12:52.480
:من هم گفتم که
"...ببین"

12:52.564 --> 12:54.732
"به من دو بسته علف بده"

12:55.775 --> 12:57.860
"...چون قراره که یه مدت توی سلول هامون بمونیم"

12:57.944 --> 13:01.948
میخواستم توی اون مدتی که همه جا
!مهر و موم شده، بتونم خودم رو شارژ کنم

13:03.282 --> 13:05.952
...این مسلمونها یه جوری هستن

13:06.035 --> 13:09.414
...اگه قراره که کاری علیه مدیریت انجام بدن

13:09.497 --> 13:14.085
!باید توی توی یه زمانی انجام بدن که بیشترین تاثیر رو داشته باشه

13:14.168 --> 13:19.090
،اونها میدونستن که آرتور تیت روز عید پاک
...برای ناهار میره خونه‌ی خودشون

13:19.173 --> 13:20.633
...و پیش زن و بچه‌ی خودش خوش میگذرونه

13:20.717 --> 13:24.679
...و امنیت اینجا یکم افول پیدا میکنه

13:24.762 --> 13:28.266
!چون خیلی از افسرهای دیگه هم اون روز رو مرخصی میگیرن

13:32.645 --> 13:35.648
!فقط 5 روزتا انتقال باقی مونده بود

13:40.612 --> 13:44.281
یه روز مزخرف دیگه مثل روزهای دیگه بود

14:00.047 --> 14:03.635
....من توی بخش خدمات بودم و به چیزهایی دسترسی داشتم

14:03.718 --> 14:07.972
که مسلمون ها خیلی دنبالش بودن
...و یکی از اونها چوب بیسبال بود

14:09.807 --> 14:14.521
...اون روز، ما 25 تا چوب بیسبال رو

14:14.604 --> 14:17.690
...که قرار نبود بیرون باشن رو بیرون آوردیم

14:17.774 --> 14:21.444
وقتی که مسلمونها اومدن
!چوب ها رو دو دستی تقدیمشون کردیم

14:26.616 --> 14:29.577
...تا موقعی که 6 یا 7 نفرشون که چوب گرفتن منتظر بودم

14:31.621 --> 14:35.375
!تا اینکه اونها رفتن سمت در و فلزیاب شروع کرد به بوق زدن

14:35.458 --> 14:36.543
...اونها نگهبان رو گرفتن زدن

14:36.626 --> 14:39.211
!با چوب بیسبال زدن کتلتش کردن -
هی، بخواب روی زمین -

14:39.295 --> 14:41.423
!گور بابات مادر به خطا

14:42.840 --> 14:45.134
...اونها حسابی دکور نگهبان هارو آورده بودن پایین

14:49.806 --> 14:51.307
...همه چیز آروم بود

14:53.267 --> 14:56.187
...نه صدای آهنگی بود نه تلویزیون روشن بود

14:58.481 --> 15:02.276
...یه حس بدی داشتم تا اینکه یه چیز از جلو چشمم رد شد

15:04.236 --> 15:05.613
!یه زندانی بود که داشت میدوید

15:07.156 --> 15:09.033
!زندانی ها اجازه ندارن که بدون

15:10.993 --> 15:13.079
!حق ندارن که تو هیچ کجای اینجا بدون

15:20.128 --> 15:22.422
...میخواستیم بریم با بیسیم خبر بدیم که

15:22.505 --> 15:24.256
!توی بخش ما درگیری شده

15:30.262 --> 15:32.807
!اولین چیزی که دیدم این بود که زندانی ها داشتن میدویدن

15:32.890 --> 15:34.517
:و میگفتن که
"اون پایین نرید"

15:36.811 --> 15:39.522
...من رفته بودم که کارم رو انجام بدم

15:39.606 --> 15:42.859
!و دیدم که زندانی ها دارن یه نگهبان رو میزنن

15:51.117 --> 15:54.704
...یه نفر محکم زد توی سرم و یه نفر دیگه بهم دستبند زد

15:56.163 --> 15:57.248
...و

15:57.331 --> 16:00.126
...موقعی که بهم دستبند زدن، فهمیدم که

16:00.209 --> 16:03.588
یه جای کار میلنگه
و اوضاع از کنترل خارج شده

16:05.715 --> 16:07.967
...با وجود این همه نگهبانی که کتک خورده بودن

16:08.050 --> 16:11.804
میدونستم که یه چیزی در حد
!انفرادی یا بدتر از اون در انتظارمونه

16:13.473 --> 16:15.266
سعی کردم که برم توی سلول خودم

16:16.433 --> 16:17.810
...تا اون علف هارو بردارم

16:18.478 --> 16:24.275
قبل اینکه نیروی کمکی بیاد
با عجله داشتم میرفتم سراغ اون علفها

16:27.654 --> 16:33.785
روز عید پاک، یکی از دوستان مارو دعوت کرده بود
...تا اینکه تلفنم زنگ خورد

16:33.868 --> 16:37.664
:اون یکی از دوستام بود و گفت
"...آرت"

16:38.956 --> 16:43.836
،نمیدونم اوضاع از چه قراره"
"!ولی یه خبرایی توی لوکاسویل هست

16:49.801 --> 16:51.302
زنگ زدم به زندان

16:51.385 --> 16:53.387
...یکی از همکارهام تلفن رو برداشت

16:54.346 --> 16:56.432
...داشت پرت و پلا میگفت

16:57.975 --> 17:00.978
:میگفت
،یه شورش بزرگ اتفاق افتاده"
"زندانی ها رفتن روی حصار ها

17:01.062 --> 17:03.898
!زندانی ها به کلیدها دست پیدا کردن و رفتن روی سقف

17:03.981 --> 17:05.608
:با خودم گفتم
"!اوه، خدای من"

17:06.901 --> 17:11.030
!و مثل برق و باد اومدم به لوکاسویل

17:17.369 --> 17:19.622
....چیز دیگه که میدونستم این بود که

17:19.706 --> 17:21.373
!تمام درها داشتن باز میشدن

17:21.457 --> 17:23.292
...یه نفر کنسول رو برداشته بود

17:23.375 --> 17:25.587
!و همه‌ی درها داشتن باز میشدن

17:28.464 --> 17:30.842
...یه نگاه به طبقه پایین انداختم

17:31.425 --> 17:36.055
....دیدم که یه سری آدم که صورتشون رو پوشونده بودن

17:37.557 --> 17:39.809
...داشتن یه آدم دیگه رو

17:39.892 --> 17:42.228
!با دیلم کتک میزدن

17:42.311 --> 17:44.313
!اون داشت التماس میکرد که اون رو نکشن

17:44.397 --> 17:48.276
ولی اون یه خبرچین بود، خیلی وقت بود
!که اون رو مرده حساب کرده بودن

17:48.359 --> 17:50.194
!و همونجا دخلش رو آوردن

17:50.277 --> 17:53.322
،دیوثِ خبرچین
!این مادر به خطا رو بکشید

17:54.240 --> 17:56.075
!چاه کن جاش تهِ چاهِ

18:09.756 --> 18:13.509
...وقتی که درهارو باز کردن و همه ریختن بیرون

18:13.593 --> 18:17.805
!کلی آدم شروع کردن به انتقام گرفتن و تسویه حساب کردن

18:25.647 --> 18:28.107
دارم به تمام این اتفاقات فکر میکنم

18:28.190 --> 18:31.027
...برام سخته که همه‌اش رو یه باره بهتون بگم

18:31.110 --> 18:32.278
...ولی باید بگم که

18:32.361 --> 18:37.784
...یکی از بی نظم ترین و

18:39.952 --> 18:44.373
خشن ترین و خطرناک ترین شرایطی بود
!که توی زندگیم تجربه کرده بودم

18:45.124 --> 18:47.710
...حدود 400، 500 نفر داشتن اونجا میلولیدن

18:48.460 --> 18:50.421
و حسابی عصبانی بودن

18:54.466 --> 18:56.510
...اون زندانی ها پرونده هارو سوزوندن

18:56.593 --> 19:00.306
اینطوری پلیس ها بعد از ختم به خیر شدن این ماجرا
!اطلاعاتی از اونها توی دستشون نداشتن

19:01.808 --> 19:03.350
!دیوانگی محض بود

19:04.310 --> 19:06.688
...همه داشتن وسایلهارو میشکوندن

19:08.147 --> 19:13.402
با خودشون فکر میکردن با این کار نشون میدن
!که دوست ندارن اینجا زندگی کنن

19:13.485 --> 19:15.655
...پس باید اونهارو به یه جای دیگه ببرن

19:16.613 --> 19:19.784
،نمیدونستم مارو ول میکنن بریم خونه یا نه
!ولی میخواستیم که اینجارو ترک کنیم

19:28.835 --> 19:31.253
...چیزی که قرار بود یه اعتراض صلح آمیز باشه

19:31.337 --> 19:33.255
...تا بتونیم نظر دفتر مرکزی رو جلب کنیم

19:33.339 --> 19:35.549
!حالا تبدیل به یه طغیان و شورش کامل شده

19:35.632 --> 19:37.134
!این اصلا جزئی از نقشه نبود

19:40.388 --> 19:42.765
...توی دوران آموزشی به افسران آموزش داده شده که

19:42.848 --> 19:45.434
...خدایی نکرده یه وقت خواستن شمارو گروگان بگیرن

19:47.519 --> 19:50.898
!خودتون رو توی اتاق پشتی حبس کنید، اونجا امنه

19:50.981 --> 19:53.401
!بعد به بخش کنترل مرکزی زنگ بزنید، خیلی زود کمک میرسه

19:54.485 --> 19:56.904
...دیواری که بین اون اتاق

19:57.822 --> 20:01.033
...و سلول ها قرار داره، با میلگرد تقویت شده

20:01.951 --> 20:03.703
...اما زندانی ها

20:03.786 --> 20:05.747
...انقدر به اون دیوار ضربه وارد کردن

20:05.830 --> 20:07.957
!که دیوار رو مثل کره بریدن

20:09.125 --> 20:10.501
!اما هیچ میلگردی در کار نبود

20:11.377 --> 20:15.172
...خیلی زود زندانی ها ریختن توی اون اتاق و همه مسلح شدن

20:17.633 --> 20:20.970
...ما خیلی زود بازی رو باختیم

20:27.852 --> 20:29.478
...وقتی که کنترل رو تونستن توی دست بگیرن

20:29.562 --> 20:31.856
...صورت مارو پوشوندن و دست هامون رو بستن

20:32.774 --> 20:34.316
...و مارو انداختن توی حموم

20:36.152 --> 20:38.779
کون لق همه تون -
آروم باش داداش -

20:38.863 --> 20:41.323
بعد از اینکه اون علف رو دود کردم

20:41.407 --> 20:43.659
...و برگشتم توی بخش

20:44.618 --> 20:47.538
...دیدم که 5، 6 تا نگهبان رو

20:47.621 --> 20:50.750
...توی حموم انداختن و دست هاشون رو بستن

20:52.709 --> 20:55.838
...این
!یه جورایی دیگه زیاده روی کرده بودن

20:57.298 --> 20:58.925
!سرت رو پایین بگیر

21:00.968 --> 21:03.179
!کیف و کلید های مارو برداشتن

21:03.262 --> 21:05.139
!و لباس های زندانی هارو تن ما کردن

21:06.307 --> 21:07.391
خفه خون بگیر

21:07.474 --> 21:10.061
...حس کردم که هویتم رو از دست دادم

21:10.812 --> 21:12.980
!و الان مثل یه زندانی شدم

21:14.148 --> 21:15.942
:همکارم گفت
"حالا میخواهیم چی کار کنیم؟"

21:16.733 --> 21:19.653
:بهش گفتم
"!اشهدت رو بخون، چون دیگه وقت رفتنه"

21:26.994 --> 21:32.750
...جالبه که این شورش چرا خیلی وقت پیش صورت نگرفت

21:32.834 --> 21:35.044
...اوضاع یه جوری بود که

21:35.127 --> 21:38.672
:که انگار بچه ها با خوشون میگفتن
"!حالا نشونتون میدیم"

21:39.924 --> 21:41.425
...من واقعا خیلی پرخاشگری کردم

21:41.509 --> 21:44.678
!و کلی کینه از این سیستم به دل داشتم

21:45.179 --> 21:46.597
...اونها من رو از خانواده‌ام دور کردن

21:46.680 --> 21:49.350
...و موقعی که 17 سال داشتم من رو انداختن زندان

21:52.644 --> 21:54.814
...باید بفهمید که اون موقع به اجبار

21:55.731 --> 21:59.360
...باید هر روز میجنگیدم تا زنده بمونم

21:59.443 --> 22:03.780
...یا باید یه آدم کله گنده میشدم
...یا یه بچه کونی

22:03.865 --> 22:07.743
بهترین چیزی که یاد گرفتم اینه
!که روی پای خودم وایستم

22:09.245 --> 22:13.082
!خیلی خب، درسته که اینجا زندانی شدم، ولی هنوز یه آدمم

22:14.250 --> 22:15.751
!هنوز هم یه مرد هستم

22:16.794 --> 22:20.464
هنوز هم همون احترامی که تو میخوای
!من هم میخوام

22:20.547 --> 22:22.967
:همه تو میتونید بگید که
"کون لقت"

22:24.676 --> 22:26.303
!اما نه، کون لق شما

22:32.935 --> 22:35.562
....طرفهای ساعت 6 بود که رسیدم اونجا

22:36.563 --> 22:40.359
...پیرامون زندان کلا توسط

22:41.402 --> 22:43.487
!نیروی گشت محاصره شده بود

22:45.489 --> 22:49.160
...در بدترین شرایط هم، هنوز روزنه های امید هست

22:49.243 --> 22:52.579
...مثلا میشه نیروی ضربت رو بریزیم اونجا

22:52.663 --> 22:55.917
...یا هر کار دیگه‌ای
...و مشکل رو حل کنیم

22:56.000 --> 22:58.419
!تا مشکل بزرگ و بزرگتر نشه

23:01.547 --> 23:03.799
!اما همچین چیزی اتفاق نیفتاد

23:09.179 --> 23:11.682
...میدونستیم که چندتا زندانی کشته شدن

23:11.765 --> 23:14.268
!میدونستیم که چندتا گروگان اونجا هست

23:19.231 --> 23:22.193
!داشتن  L اونها کنترل کامل روی بخش

23:26.072 --> 23:30.201
...که خود اونجا به 8 قسمت دیگه تقسیم میشد

23:31.118 --> 23:35.581
!درضمن اونها باشگاه رو هم تحت کنترل داشتن

23:36.707 --> 23:40.210
!هدف اصلی ما حفظ جون گروگان ها بود

23:41.378 --> 23:42.713
...و در اون موقعیت

23:42.796 --> 23:46.175
...اصلا نمیدونستیم که گروگانها کجا هستن

23:46.258 --> 23:47.926
...پس کاری که میخواستیم بکنیم

23:48.010 --> 23:52.223
!این بود که اوضاع رو پایدار کنیم و مذاکره رو شروع کنیم

23:52.306 --> 23:55.684
...و در کنارش خودمون رو

23:55.767 --> 23:57.353
!برای حمله‌‌ی احتمالی آماده میکردیم

23:57.436 --> 24:00.022
...خبر داغ ما، شورش تمام عیار

24:00.106 --> 24:02.984
!در زندان در لوکاسویل در اوهایو هست

24:03.067 --> 24:05.819
جون 8 نفر از نگهبان ها
...بازیچه‌ی دست زندانی ها شده

24:05.903 --> 24:07.196
مایک، تو برامون چی داری؟

24:07.279 --> 24:09.031
!الان بالای زندان داریم پرواز میکنیم

24:09.114 --> 24:11.408
...و از این بالا که نگاه میکردیم

24:11.492 --> 24:13.202
...یه شورش هایی به چشممون خورد

24:13.285 --> 24:15.954
!که طرفای ساعت 3 شروع شد

24:16.038 --> 24:18.040
!که خیلی از بخش سلول ها فاصله داشت

24:18.123 --> 24:19.750
...ما تمام عصر رو اونجا خواهیم بود

24:19.833 --> 24:21.752
!و هر اتفاقی که بیفته فورا در اخیتارتون میذاریم

24:29.969 --> 24:33.472
!زندانی ها جسد هارو داشتن پرت میکردن توی حیاط

24:34.890 --> 24:37.893
!هوا دیگه تاریک شده، نمیتونم دیگه فوکوس کنم

24:40.104 --> 24:43.190
!اونها جسد زندانی هایی بودن که به قتل رسیده بودن

24:44.316 --> 24:46.986
!جسدها جراحت های خیلی خیلی بدی داشتن

24:47.736 --> 24:48.779
چیه؟

24:50.197 --> 24:51.240
!لعنتی

24:52.199 --> 24:53.450
!یکی دیگه آوردن

24:53.534 --> 24:56.537
!همه‌شون دارن میارن بیرون

24:56.620 --> 24:59.498
اجازه درگیری داریم؟ -
نه -

25:01.500 --> 25:03.544
دو تاست یا یه دونه؟

25:03.627 --> 25:04.795
...بذار بشمرم

25:04.878 --> 25:06.922
...‏1...2...3

25:07.006 --> 25:09.091
!من 4 نفر میبینم
اینجا 4 نفر هست

25:09.175 --> 25:10.801
5 -
یکی دیگه اضافه شد -

25:10.884 --> 25:13.637
‏6؟
!‏لعنتی

25:13.721 --> 25:17.433
،هیچ حرکتی خاصی نمیبینم
...فقط خون هست

25:17.516 --> 25:18.559
!اونها مردن

25:27.484 --> 25:31.447
...ما کلی آدم داشتیم، چیزی حدود 400 نفر

25:32.448 --> 25:36.618
!خیلی از اونها نمیدونستن که اینجا چه خبره

25:40.247 --> 25:44.085
اونها ترسیده بودن و
...نگران و سردرگم بودن

25:45.043 --> 25:46.587
!و نمیتونستن از اونجا خارج بشن

25:48.505 --> 25:50.132
!اینجا
!مادر به خطا

25:54.053 --> 25:57.014
،اگه همین اول نتونی از اینجا خارج بشی
!دیگه عمرا بتونی از اینجا خارج بشی

25:58.224 --> 26:00.559
!چون درها دیگه باز نخواهند شد

26:01.602 --> 26:06.940
ما شروع کردیم که کنترل رو به دست بگیریم، خب؟
!این هرج و مرج باید تموم میشد

26:09.235 --> 26:13.114
،درحالیکه اینجا پر از دیوونگی و وحشیگری بود
!باید یه سری قوانین تعریف میشد

26:13.697 --> 26:16.117
...چون اگه همه میریختن بیرون و همدیگه رو میکشتن

26:16.200 --> 26:18.160
!اخر سر دیگه چیزی جز جسد توی اونجا نمیموند

26:18.952 --> 26:20.329
...اینجا دیگه افراد کاسه‌ی صبرشون لبریز شده

26:20.412 --> 26:23.124
،و به خاطر این ترس و وحشتی که حاکم شده
!افراد نمیدونن که به کی اعتماد کنن

26:23.207 --> 26:26.377
و فقط به افرادی که قبلا
!با هم توی یه اکیپ بودن اعتماد میکنن

26:27.836 --> 26:30.964
...شب اول، همه توی ورزشگاه جمع شدیم

26:31.047 --> 26:33.967
:اما من با خودم گفتم
"!باید یه بخش رو برای خودمون کنیم"

26:34.885 --> 26:38.722
رو گرفته بودن و  L6 مسلمون ها بخش
!کنترلش رو به عهده گرفته بودن

26:38.805 --> 26:42.143
!رو گرفته بودن  L2 انجمن برادران آریایی بخش

26:45.562 --> 26:47.689
!اینجا هم بخش ما بود که اون رو گرفته بودیم

26:47.773 --> 26:50.066
!و به کسایی که اونجا بودن گفتیم که گورشون رو گم کنن

27:04.581 --> 27:07.501
اونها مارو پخش و پلا کردن، چون
...نمیخواستن که همه‌ی ما توی یه جا جمع بشیم

27:08.460 --> 27:11.422
!توی هر گروه، یکی دو نفر از ما توشون بود

27:11.505 --> 27:14.091
...توی چند روز اول، من توی اکیپ سفیدپوستها بودم

27:14.925 --> 27:17.428
...بعدش من رو فرستادن پیش کاکاسیاه های گانگستر

27:19.846 --> 27:22.641
،هرسری که من رو جا به جا میکردن
!سعی میکردم که بفهمم دارن من رو کجا میبرن

27:24.185 --> 27:27.062
!این کار تلاش برای بقاست
...چون اگه ندونی که الان کجایی

27:27.145 --> 27:30.023
!اگه یه وقت که آزاد بشی، نمیتونی از اونجا فرار کنی

27:34.027 --> 27:36.238
...کاکاسیاه های گانگستر من رو گرفته بودن

27:37.823 --> 27:41.368
...به اونها گفته شده بود که اگه یورشی به سمت زندان صورت بگیره

27:41.452 --> 27:42.828
!ما اولین نفراتی هستیم که کشته خواهند شد

27:47.458 --> 27:49.793
...یه یارویی بود که اونجا نشسته بود و

27:49.876 --> 27:52.504
!چوب بیسبال آلومینیومی رو هی به زمین میکوبید

27:54.840 --> 27:56.717
!بدون وقفه این کار رو میکرد

27:57.759 --> 28:00.971
"!اگه وارد زندان بشن، این در انتظار توئه"

28:02.848 --> 28:04.808
!کنترل هیچ چیزی توی دستت نیست

28:05.934 --> 28:10.146
....شاید این نفسی که فرو میره، آخرین نفست باشه
!و تصمیمش هم با تو نیست

28:26.497 --> 28:29.250
...ساعت های اولیه روز دوشنبه بود

28:29.917 --> 28:33.045
...و ما یه سری کارهای همیشگی رو کردیم

28:35.464 --> 28:40.594
...مثلا یه سری افراد رو در تونل زیر زندان مستقر کردیم

28:42.763 --> 28:46.392
...مرکز هم یه سری افراد کارکشته رو جمع کرد

28:46.475 --> 28:49.728
!تا شرایط رو برای اونها سخت کنه

28:50.937 --> 28:53.524
...ما آب و برق رو قطع کردیم تا

28:53.607 --> 28:56.860
!شرایط رو برای گروگان گیرها سخت کنیم

29:01.532 --> 29:07.162
خب، امیدوار بودیم که اینطوری اونها سریعتر
!سر میز مذاکره میان تا بتونیم مشکل رو حل کنیم

29:33.188 --> 29:34.773
‏7:51

29:34.856 --> 29:36.149
دارم یخ میزنم

29:48.870 --> 29:50.080
اون کیه؟

29:50.163 --> 29:51.415
اسکیتز

29:52.541 --> 29:53.834
یکی از اون زندانی هاست

29:55.043 --> 29:57.337
کی توی اون برجک هست؟

29:57.421 --> 30:00.757
کسی از بالارده های اوهایو اونجا هست یا نه؟

30:00.841 --> 30:04.094
...جورج اسکیتز یکی از اون زندانی ها بود که

30:04.177 --> 30:06.930
!رییس انجمن برادران آریایی بود

30:08.098 --> 30:09.474
...من ستوان لوییس هستم

30:09.558 --> 30:13.186
!من دستیار فرمانده ارشد هستم که الان دارم با تو صحبت میکنم

30:13.270 --> 30:16.732
...اگه هر اتفاقی برای یه کدوم از ما بیفته

30:16.815 --> 30:19.943
!قطعا سر اون گروگان ها هم یه بلایی میاد

30:20.026 --> 30:23.697
!میخوام بدونید که اینها اصلا شوخی نیست

30:23.780 --> 30:27.784
ما جون 8 نفر رو توی دستمون داریم
!که همه نگرانشون هستن

30:27.868 --> 30:29.745
پس بذارید که اوضاع روی غلتک بیفته

30:29.828 --> 30:33.206
میخوای چی کار کنی؟
میخوای با یکی از مذاکره کننده های ما حرف بزنی؟

30:33.290 --> 30:35.375
!ما رسانه ها و روزنامه هارو میخواهیم

30:35.459 --> 30:36.668
!اسکیتز

30:36.752 --> 30:39.504
!به 245 زنگ بزن -
245 -

30:39.588 --> 30:41.923
!بله، 245، اونها باهات صحبت میکنن

30:42.841 --> 30:44.926
!خیلی خب، به حرفت اعتماد میکنم

30:45.010 --> 30:46.887
!خیلی خب، صبر کنید، اون داره میره

30:46.970 --> 30:48.555
!فکر کنم دلش میخواد مذاکره کنه

30:49.598 --> 30:52.434
!سعی کردیم که راه های ارتباطی مختلف رو براشون باز کنیم

30:53.935 --> 30:56.772
!ولی اونها خیلی به ما بی اعتماد بودن

30:57.272 --> 31:00.817
!ما هم به اونها اعتماد نداشتیم

31:00.901 --> 31:04.488
!اونها 9 تا زندانی رو کشته بودن

31:04.571 --> 31:05.864
خب این یعنی چی!؟

31:10.577 --> 31:12.204
!زندانی مذاکره کننده

31:12.287 --> 31:14.706
سلام، من دیو هستم، تو کی هستی؟

31:14.790 --> 31:17.042
من زندانی مذاکره کننده هستم

31:17.125 --> 31:19.711
یه دقیقه صبر کن تا جورج رو بیارم، خب؟

31:19.795 --> 31:20.921
!باشه،‌ منتظریم

31:21.004 --> 31:22.005
!خیلی خب قربان

31:22.589 --> 31:24.466
جورج، چی کار میتونیم برات بکنیم؟

31:24.549 --> 31:26.385
...خب میتونیم با وصل شدن برق شروع کنیم

31:26.468 --> 31:27.969
...میتونیم با وصل شدن آب شروع کنیم

31:28.053 --> 31:30.138
...میتونیم با اومدن رسانه ها شروع کنیم

31:30.222 --> 31:32.599
و در عوض ما به شما 2 تا گروگان رو تحویل میدیم، چطوره؟

31:32.682 --> 31:35.977
....نمیتونم تضمین کنم که رسانه ها با شما صحبت کنن

31:36.061 --> 31:37.479
...اوه، شر و ور نگو

31:37.563 --> 31:39.690
تو میگی چی کار کنیم؟

31:39.773 --> 31:41.608
شبکه خبر رو ردیف کنید بیاد

31:41.692 --> 31:43.444
شبکه خبر

31:44.986 --> 31:47.906
و برای اون، تو دو تا گروگان رو تحویل میدی؟

31:47.989 --> 31:49.324
همین رو میگی دیگه؟

31:49.408 --> 31:51.785
جورج، بذار من با رییسم صحبت کنم

31:51.868 --> 31:54.162
...چه مدت باید بشینم

31:54.245 --> 31:57.207
و دست به خایه منتظر بمونم تا تو و رییست به من جواب بدین؟

31:57.290 --> 32:00.919
،به محض اینکه اطلاعات گرفتم بهت میگم
کجا میخوای بری مگه؟

32:01.002 --> 32:03.922
هستم، مطمئن باش  L من توی بخش

32:04.005 --> 32:06.550
!خب، فرض بر این میذاریم که داری راست میگی

32:07.926 --> 32:12.055
!مذاکره کردن یه هنره، نه یه علم

32:12.723 --> 32:17.894
!توی یه همچین شرایطی، بهتره که یه نفر تصمیم گیرنده نباشه

32:18.562 --> 32:19.855
و پشت تلفن جوابش رو یهو نده

32:19.938 --> 32:22.274
...اینطوری فرد مذاکره کننده میتونه بگه که

32:22.357 --> 32:26.236
"بذار با یه نفر دیگه صحبت کنم"
"دوباره برمیگردم"

32:26.319 --> 32:29.280
!اونها مارو منتظر گذاشتن و مارو دیوونه کردن

32:29.364 --> 32:32.868
تا جایی که برای یه مدت
...ما هم به تلفن جواب ندادیم

32:32.951 --> 32:34.995
!تا ما هم اونهارو عصبی کرده باشیم

32:35.078 --> 32:39.750
...احساس کردیم، تا این لحظه که گذشته و هیچکس نمرده

32:39.833 --> 32:41.417
باز هم برامون دستاورد خوبیه

32:42.377 --> 32:44.254
...پس همینطور ادامه میدیم

32:44.337 --> 32:46.673
اونها گرسنه هستن، ولی من نیستم

32:46.757 --> 32:49.718
!اونها خسته هستن، اما من نیستم

32:49.801 --> 32:51.803
!اونها آب ندارن، اما من دارم

32:52.971 --> 32:54.640
...پس همینطور ادامه میدیم

32:57.559 --> 32:59.520
...موقعی که اوضاع داشت همینجور پیش میرفت

33:00.687 --> 33:04.357
...تمام خانواده های گروگان ها توی یه مدرسه

33:04.440 --> 33:08.403
!درست جلوی زندان جمع شده بودن

33:08.487 --> 33:11.156
...درهای مدرسه برای این عزیزان هنوز بازه

33:11.239 --> 33:14.743
تعداد کثیری از خانواده ها، از زمان
شروع شورش در اینجا حضور پیدا کردن

33:14.826 --> 33:17.996
!و تا آخر این ماجرا هستن

33:18.079 --> 33:22.792
...از دفتر زندان بهم زنگ زدن

33:22.876 --> 33:26.838
...گفتن که توی زندان یه شورشی برپا شده

33:26.922 --> 33:29.758
!و باب هم هنوز بیرون نیومده

33:34.721 --> 33:37.516
!این رو که شنیدم، تلفن رو پرت کردم

33:39.851 --> 33:43.939
با خودم فکر کردم، اینا همش خیالاته و با
!دور انداختن تلفن این خیالات هم دور ریخته میشن

33:45.315 --> 33:47.275
!ولی اینطور نشد

33:49.653 --> 33:51.279
...من توی خونه نموندم

33:51.362 --> 33:55.075
...رفتم توی پارکینگ و نشستم توی ون

33:55.158 --> 33:57.160
...که روبه زندان پارک بود و خیره شدم

33:57.953 --> 34:01.081
!نمیدونستم که آخر کار به چی میخواد ختم بشه

34:01.164 --> 34:02.874
...غذایی نمیخوردم

34:02.958 --> 34:05.126
!میدونستم که اون هم چیزی نمیتونه بخوره

34:05.210 --> 34:08.379
،و تا موقعی که اون چیزی نخوره
!من هم به چیزی لب نمیزنم

34:11.883 --> 34:14.761
...امروز، صدها پلیس از سرتاسر ایالت اومدن

34:14.845 --> 34:17.097
!همچنین گروه ضربت از چند شهر دیگه به اینجا اومده بودن

34:17.180 --> 34:20.016
!و نوبتی اینجا شیفت میدن و کار میکنن

34:21.476 --> 34:23.436
...تمام عکاسان و خبرنگاران

34:23.520 --> 34:26.815
...همه‌شون توی اینجا جمع شدن

34:26.898 --> 34:28.441
!اما هیچ دسترسی به زندان ندارن

34:33.404 --> 34:35.448
باب، خبرهای داغ چی داری؟

34:35.532 --> 34:37.200
...جری، ایکاش میتونستیم اطلاعات دقیقتری در اختیارت بذاریم

34:37.283 --> 34:39.620
...اما حقیقتش از دیروز که ماجرا شروع شده بود

34:39.703 --> 34:42.413
،نه برقی دارن نه آبی
...تمام این هارو رو قطع کردن

34:42.497 --> 34:44.124
!اونها دیگه نمیتونن غذا بپزن

34:44.207 --> 34:46.918
!و امیدوارن که این ماجرا سرانجام خوشی داشته باشه

34:51.464 --> 34:52.548
خیلی خب

34:52.632 --> 34:54.968
چسبوندی به صورت من، یکم بکش عقب، خب؟

34:55.051 --> 34:58.471
!ایالت کنترل کاملی روی ماجرا داره

34:58.554 --> 35:02.225
!بعضی مواقع هر 10 دقیقه یه بار بهشون زنگ میزنیم

35:02.308 --> 35:03.602
!یا اونها به ما زنگ میزنن

35:03.685 --> 35:05.604
...شرون، آیا نظری در این مورد دارید که

35:05.687 --> 35:07.230
این کار از قبل برنامه ریزی شده یا خیر؟

35:07.313 --> 35:08.398
نه نه -
نظری ندارید؟ -

35:08.481 --> 35:11.067
میتونید بگید که گروگان گیرها چه شرایطی گذاشتن؟

35:11.151 --> 35:12.736
!از شروط اونها خبری ندارم

35:12.819 --> 35:16.031
میتونید سربسته بگید که شرایطی که گذاشتن چی هست؟

35:16.114 --> 35:17.573
!از شروط اونها خبری ندارم

35:18.783 --> 35:20.660
!ما هیچ دسترسی به زندانی ها نداریم

35:20.744 --> 35:23.204
هیچ دسترسی هم به کارکنان زندان نداریم

35:23.288 --> 35:24.998
!همه چیز فیلتر شده بود

35:25.081 --> 35:26.792
...هیچ نمیدونستیم که

35:27.751 --> 35:29.377
!زندانی ها دقیقا چی میخوان

35:33.340 --> 35:36.217
...بعضی از ریش سفیدها، مسلمان و غیرمسلمان

35:36.301 --> 35:41.139
....دور هم جمع شدن و 21 تا تقاضا رو نوشتن

35:42.557 --> 35:44.684
ازشون پرسیدم که چی میخوان؟

35:44.768 --> 35:45.977
...چون اونها شکایت داشتن که

35:46.061 --> 35:48.563
!با اونها منصفانه مذاکره نمیکنیم

35:48.647 --> 35:50.148
:گفتم که
"...به نظرت"

35:50.231 --> 35:53.234
"یهویی این همه تقاضا دادن به نظرتون مسخره نیست؟"

35:54.110 --> 35:56.446
چرا لیست درخواست هاتون رو خلاصه نمیکنید
...تا نیاز های مشترکتون برطرف بشه و

35:56.529 --> 35:58.782
و چیزهای ضروری باقی بمونه؟

35:59.783 --> 36:02.410
...اگه مسئله فقط با

36:02.493 --> 36:06.206
...برطرف کردن تقاضا های اونها برطرف میشد

36:06.289 --> 36:08.416
!من با هیچکدومشون مخالفتی نداشتم

36:09.710 --> 36:12.170
!کارکنان زندان حرفشون زیاد سند نیست

36:12.253 --> 36:13.380
...یه چیزی بهتون میگن

36:13.463 --> 36:16.841
...اما بعدش دقیقا خلاف چیزی که قبول کردن

36:16.925 --> 36:18.176
!عمل میکنن

36:18.259 --> 36:21.012
...پس خیلی مهمه که رسانه هم توی این ماجرا دخیل باشه

36:21.096 --> 36:22.806
...تا بتونه نگرانی های مارو بازتاب بده

36:22.889 --> 36:24.515
...تا بالاخره یه فرجی بشه

36:24.599 --> 36:26.685
...و توی این شرایط

36:26.768 --> 36:29.145
!پشت خط دشمن، این تنها کاریه که میتونیم بکنیم

36:29.229 --> 36:32.482
...حسن خیلی آدم با نفوذیه

36:33.399 --> 36:36.027
!اون میگفت که این یه چیز نژاد پرستانه نیست

36:36.987 --> 36:41.700
!این یه اعتراضه که میخواد همه چیز رو از ریشه بزنه

36:41.783 --> 36:46.079
موضوع برگشت سر همون قضیه‌ی احترام گذاشتن، خب؟

36:46.162 --> 36:49.082
...ما به شما احترام میذاریم،‌مسلمونی، سیاه پوستی

36:49.165 --> 36:51.167
...یا هرچیز دیگه

36:51.251 --> 36:54.254
...ما عاشق تو نیستیم

36:54.337 --> 36:57.340
!ولی علیه شما هم نیستیم

37:00.135 --> 37:05.598
یکی از درخواست های قبلی ما این بود که با رسانه ها صحبت کنیم

37:05.681 --> 37:10.603
و در عوض به شما دو تا گروگان تحویل بدیم

37:10.686 --> 37:14.607
...نمیدونم چرا شما نمیذارید که ما با خبرنگارها ملاقات داشته باشیم

37:14.691 --> 37:16.192
!چون ما به رسانه اعتماد نداریم

37:17.318 --> 37:19.112
چرا به رسانه اعتماد ندارید؟

37:19.195 --> 37:22.783
چون اونها حقایق رو مستقیم پخش میکنن؟

37:37.005 --> 37:39.799
اونها خواهان پوشش کامل خبری هستن

37:39.883 --> 37:43.178
و ماهم این خواسته رو عملی نمیکنیم

37:43.261 --> 37:44.721
...بدون فکر کار انجام دادن جوری شده که

37:44.804 --> 37:46.598
!اوضاع از کنترل خارج شده

37:46.681 --> 37:48.975
...باید بگم که کارکنان زندان

37:49.058 --> 37:51.269
...چیز مستندی در اختیار ما قرار ندادن

37:51.352 --> 37:53.688
،از اطلاعات جدید گرفته تا درخواست زندانی ها
!هیچ چیزی در اختیارمون نذاشتن

37:56.608 --> 37:59.027
جورج؟ -
بله قربان -

37:59.110 --> 38:02.197
...جورج، هیچ دلیلی وجود نداره که کسی آسیب ببینه یا

38:02.280 --> 38:05.200
،خب، پس بیایید باهم حرف بزنیم
شما فقط میخواهید دهن مارو سرویس کنید

38:05.283 --> 38:06.701
!دقیقا همین قصد رو دارید

38:06.785 --> 38:09.162
خب، برای بیرون کشیدن شما از اونجا چی کار میتونیم بکنیم؟

38:09.245 --> 38:12.999
تا حالا در مورد ما با کسی صحبت کردید؟
با رسانه ها چی؟

38:13.083 --> 38:14.542
این کار رو کردید؟

38:14.625 --> 38:18.213
...قضیه سر مرگ و زندگیه پسر

38:18.296 --> 38:19.297
!به همین سادگی

38:19.380 --> 38:20.882
...ما در موردش صحبت کردیم و سعی کردیم که

38:20.965 --> 38:22.091
آره، ما در موردش حرف زدیم

38:22.175 --> 38:25.386
!مادر به خطا، شما حداقل دو روز وقت داشتید که فکراتونو بکنید

38:25.470 --> 38:26.554
!تصمیم گیری با من نیست

38:26.638 --> 38:29.641
تصمیم گیری با تو نیست!؟
...دارم الان بهت میگم

38:29.724 --> 38:32.227
!برو با یکی صحبت کن که بتونه تصمیم بگیره

38:32.768 --> 38:34.062
!لعنتی

38:34.145 --> 38:35.522
!لعنتی

38:36.481 --> 38:38.900
!شورش در لوکاسویلِ اوهایو همچنان ادامه داره

38:38.984 --> 38:40.568
!هشت تا از نگهبانان گروگان گرفته شدن

38:40.651 --> 38:43.864
و صدها زندانی هم از روز یک شنبه که
!شورش شروع شد مشغول سنگربندی هستن

38:45.656 --> 38:47.033
!که اینها برای ما زنگ خطر رو به صدا در میاره

38:59.003 --> 39:02.590
!درخواست اصلی زندانی ها اینه که با رسانه صحبت کنن

39:02.673 --> 39:05.135
!و اونها دارن تمام تلاششون رو میکنن که به این خواسته برسن

39:05.218 --> 39:07.178
!اوضاع زیاد برای کارکنان خوب پیش نمیره

39:07.262 --> 39:10.515
!زندانی ها میخوان که مذاکرات تلفنیشون، به نتیجه برسه

39:11.933 --> 39:14.269
...اونها یه سری اعلامیه بیرون گذاشتن

39:14.352 --> 39:16.271
،سه ساعت و نیم وقت دارید"
"!درغیر این صورت یک نگهبان رو میکشیم

39:17.522 --> 39:19.774
....این اولین بار نبود که

39:19.858 --> 39:22.944
!همچین چیزی تحویل ما میدادن

39:23.903 --> 39:26.865
!این پیام مخصوص رسانه ست

39:26.948 --> 39:29.700
!اما از فاصله‌ی دور نمیشه تهدیدات زندانی هارو لمس کرد

39:29.784 --> 39:32.578
!اما این تهدیدات به گوش کارکنان زندان رسیده

39:32.662 --> 39:35.331
!همیشه از این تهدیدات هست، چیز جدیدی نیست

39:35.415 --> 39:37.876
...و اینکه اگه ما توی این سه ساعت و نیم کاری نکنیم

39:37.959 --> 39:40.086
...اونها یه گروگان رو میکشن

39:40.170 --> 39:43.882
همه حرف های اون رو شنیدن که میگفت
!باور نداره که ما میتونیم یه نگهبان رو بکشیم

39:46.134 --> 39:49.304
:همه میگفتن که
"این زنیکه داره چه کوسشعری تَفت میده؟"

39:49.387 --> 39:52.057
اون فکر میکرد که ما یه جنازه رو دستش نمیذاریم؟

39:53.266 --> 39:56.311
اون یه جور حرف میزد که انگار ما یه مشت ترسو و بزدل هستیم

39:56.394 --> 39:57.478
!این حرومزاده رو بکشید

39:57.562 --> 39:59.314
!زندانی ها دیگه اعصابشون خرد شده بود

39:59.397 --> 40:03.026
...چون یهو جو آرومی که اون داخل حاکم بود

40:04.194 --> 40:06.654
!به هم ریخت و صدای داد و فریاد بلند شد

40:06.737 --> 40:08.907
میگفتن که
!اینها حرف های مارو جدی نمیگیرن

40:09.574 --> 40:11.659
!باید یکی رو بکشیم تا حرفمون رو به کرسی بنشونیم

40:13.869 --> 40:16.372
...شاید این بهترین راه ممکن نبود

40:16.456 --> 40:19.500
...ولی اگه این کار رو نمیکردن

40:19.584 --> 40:21.711
!ممکن بود که یه اتفاق دیگه بیفته

40:45.401 --> 40:47.362
!سه، پنج، تمام -
!ادامه بده -

40:47.445 --> 40:49.113
!اونها یه جسد آوردن بیرون

40:49.197 --> 40:50.239
همین الان؟

40:50.323 --> 40:52.533
!اونها یه جسد آوردن بیرون

40:52.617 --> 40:54.118
!تمام حرکاتشون رو ضبط کن

40:56.537 --> 40:58.789
!من توی اتاق مذاکره بودم

40:58.873 --> 41:00.291
...بعد باهامون تماس گرفتن

41:00.375 --> 41:02.543
"...واردن تیت"

41:02.627 --> 41:05.713
"!فکر کنم بهتره باشه که تو حضوری بیایی اینجا"

41:05.796 --> 41:09.968
!ما فکر کردیم که میخوان جنازه‌ی یکی از گروگان هارو به ما بدن

41:24.357 --> 41:25.566
!هیچکس نمیتونست به من چیزی بگه

41:25.650 --> 41:27.735
!این رو از چهره‌ی همه میخوندم

41:29.445 --> 41:31.156
!ولی میدونستم که خودشه

41:35.576 --> 41:38.371
...نمیتونید تصور کنید

41:39.789 --> 41:42.917
!اون تصویر تا عمق وجود من رو سوزوند

41:47.422 --> 41:51.050
!دیدم که بدن اون رو انداخته بودن توی یه کیسه و داشتن میکشیدن

41:51.134 --> 41:52.843
!خیلی وحشتناک بود

41:57.473 --> 42:00.226
!همچین چیزی نباید برای کسی اتفاق بیفته

42:06.607 --> 42:08.109
...زندانی مذاکره کننده

42:08.193 --> 42:11.321
یه لطفی بهمون بکنید و جنازه رو تحویل بدید

42:11.404 --> 42:14.449
!ما میاییم و اون رو تحویل میگریم و میریم

42:14.532 --> 42:16.159
!میخواهیم که موقع عبور آسیبی بهمون نرسه

42:16.242 --> 42:19.370
آیا شما سر این مورد با ما موافقت میکنید!؟

42:21.331 --> 42:22.748
باشه

42:55.781 --> 42:58.951
!این شورش برای من توی روز پنجم تموم شد

43:01.954 --> 43:03.164
...یه حادثه‌ی غم انگیز اتفاق افتاد

43:03.248 --> 43:06.667
یکی از اون 8 نگهبانی که
!گروگان گرفته شده بود به قتل رسید

43:07.543 --> 43:12.548
...جنازه‌ی رابرت والاندینگهام

43:12.632 --> 43:16.677
!امروز ساعت 12 ظهر به دست ما رسید

43:17.637 --> 43:19.889
به خانواده‌ی اون مرحوم هم اطلاع داده شده

43:19.972 --> 43:22.057
...بابی والاندینگهام

43:22.142 --> 43:25.019
،اون هیچوقت مارو اذیت نکرد
...هیچوقت با خشونت با ما برخورد نکرد

43:25.103 --> 43:28.356
میدونی، زیاد توی کار ما دخالت نمیکرد

43:28.439 --> 43:30.525
...به نظر من اون خیلی آدم محجوبی بود

43:31.317 --> 43:33.861
...وقتی که والاندینگهام رو کشتن، خیلی از ماها گفتیم

43:33.944 --> 43:36.447
اون که آدم خوبی بود، آخه برای چی اون؟

43:36.531 --> 43:40.951
،میدونستم که والاندینگهام رو انتخاب کرده بودن
...چون موقع شروع شورش

43:41.035 --> 43:42.620
...خیلی چیزها دیده بود

43:45.081 --> 43:46.999
...تا قبل این، اوضاع زیاد خوب پیش نرفته بود

43:47.082 --> 43:49.169
...اما خوبیش این بود که کسی رو از دست نداده بودیم

43:49.252 --> 43:52.588
!اما الان، اوضاع خیلی وخیم شده

43:52.672 --> 43:54.382
...الان با خودتون میگید

43:55.341 --> 43:57.427
"...خیلی خب، یه نفر رو کشتن"

43:57.510 --> 43:59.011
...اونها یه گروگان رو کشتن

44:00.054 --> 44:04.892
...اونها 6 یا 8 تا گروگان دیگه داشتن، دقیق یادم نیست

44:05.851 --> 44:07.187
الان چی میخواد بشه؟

44:12.358 --> 44:16.362
"یه کتاب خونده بودم به اسم "وقتِ مردن

44:16.445 --> 44:21.951
داستانش در مورد شورشی در زندان
...آتیکا در نیویورک در سال 1971 بود

44:23.703 --> 44:27.540
...یادم میاد که توی اونجا

44:29.625 --> 44:32.295
!اونها بیشتر گروگان هارو کشتن

44:32.378 --> 44:34.214
!به علاوه‌ی چندتا  نگهبان

44:35.381 --> 44:37.925
...من هم تمام مدت داشتم با خودم فکر میکردم

44:38.634 --> 44:42.012
!که ممکنه کار ما هم به اونجا بکشه

44:47.643 --> 44:51.146
،وقتی که یه نگهبان رو بکشید
!دیگه مذاکره همونجا خاتمه پیدا میکنه، وقتشه که وارد عمل بشن

44:52.315 --> 44:55.610
بقیه در حد مرگ ترسیدن، گروه ضربت باید وارد عمل بشه

44:55.693 --> 44:57.653
!وگرنه خیلی آدم بیگناه دیگه میمیرن

44:57.737 --> 45:00.698
مردم میگن که "کشتن" باعث شده که
!زندانی ها کنترل شرایط رو بدست بگیرن

45:00.781 --> 45:02.617
!و توی زندان کولاکی به پا کنن

45:02.700 --> 45:04.118
!بهشون بگید که اونها به هر حال آدم میکشن

45:04.202 --> 45:07.622
...به نظرم اگه از همون اول گروه ضربت وارد عمل میشد

45:07.705 --> 45:08.831
!همچین حادثه‌ای اتفاق نمیفتاد

45:09.665 --> 45:12.793
ما هم با خودمون فکر کردیم که
!زیاد طول نمیکشه که اونها هم یه حرکتی بزنن

45:12.877 --> 45:15.379
...میان اینجا
...با توپ پر هم میان

45:15.463 --> 45:18.924
!و تا اونجا که بتونن آدم میکشن

45:19.008 --> 45:21.886
!هر چیزی که سرپا باشه یه گلوله حرومش میکنن

45:23.763 --> 45:25.931
...پافشاری برای حمله به زندان

45:26.766 --> 45:28.434
!خیلی خیلی زیاد شده بود

45:31.312 --> 45:33.856
!ما کلی افراد باهوش بینمون داشتیم

45:33.939 --> 45:37.192
ما با تخت خوابها یه هزارتو توی
!سلول های زندان درست کرده بودیم

45:37.277 --> 45:39.654
!تا پلیسها نتونن به راحتی به داخل حمله کنن

45:39.737 --> 45:42.239
!برای وارد شدن به بخش، باید از اون هزارتو رد میشدن

45:42.323 --> 45:45.159
!بعضی از افرادمون توی ویتنام خدمت کرده بودن

45:45.242 --> 45:48.621
!یه یارو بود که با فندک بمب درست کرده بود

45:49.289 --> 45:51.206
!میدونید، توی این کار مهارت هم داشت

45:52.375 --> 45:56.671
....این دادخواست ها یکم کاغذبازی دارن

45:56.754 --> 46:00.049
که بخوای دنبالشون بری اشکت در میاد

46:00.132 --> 46:01.967
!چون قانون، قانونه

46:02.760 --> 46:07.139
!توی بخش ها سلاح هامون رو کار گذاشته بودیم
...مثل این میله‌ی والیبال

46:07.222 --> 46:10.142
،اون رو از توی باشگاه آورده بودیم
...و اطرافش رو با تخته پوشونده بودیم

46:10.851 --> 46:15.105
حدود 30، 40 کیلو ورق آهن هم روش زده بودیم

46:15.189 --> 46:19.276
و اگه اون رو رها میکردیم، هرچیزی
!که توی راهش بود رو پاک میکرد

46:23.364 --> 46:25.783
...آرت به تنهایی

46:25.866 --> 46:29.454
....تمام فشارهارو به دوش میکشید

46:29.537 --> 46:31.289
!خیلی تنها بودم

46:31.372 --> 46:33.124
!خیلی تنها

46:33.207 --> 46:36.168
فکر کنم یکی از انفرادی ترین
!کارهاست که آدم میتونه داشته باشه

46:37.294 --> 46:40.130
!باب توی صبح پنج شنبه کشته شده بود

46:40.214 --> 46:46.261
!شیفت بعد از ظهر با چشم هایی پر از خون اومده بودن

46:46.346 --> 46:48.263
!اونها میخواستن که به داخل یورش ببرن

46:48.347 --> 46:50.558
!لعنتی، میخوان همه‌ی اون گروگان هارو بکشن

46:50.641 --> 46:52.393
!باید همین الان بریم داخل

46:52.477 --> 46:55.229
،ما کلی سلاح داریم
فلان داریم، بیسار داریم

46:55.313 --> 46:57.481
...من هم سعی میکردم که

46:59.066 --> 47:01.444
!زنگ بزنم تانک هارو بفرستن

47:07.742 --> 47:11.078
...حمله کنید  L من گفتم که اگه همین الان به بخش

47:11.161 --> 47:13.456
!کلی کشته و زخمی روی دستمون میذاره

47:13.539 --> 47:15.124
!و ما به این همه خونریزی احتیاجی نداریم

47:16.376 --> 47:17.668
!خب، حرفم به کرسی نشست

47:18.753 --> 47:20.463
...بعد از اون سخنرانی کوچیک

47:21.297 --> 47:22.882
...من رفتم دستشویی

47:22.965 --> 47:24.467
!اما اونها باز رفتن کار خودشون رو کردن

47:29.304 --> 47:30.473
...خب

47:32.350 --> 47:34.477
!من سعی کردم اوضاع رو تحت کنترل بگیرم

47:35.811 --> 47:38.773
!بعد اون اتفاقات خیلی سریع اتفاق افتادن

47:40.358 --> 47:44.070
...میدونستم که امشب، همون شبه

47:44.153 --> 47:46.989
...میدونم که اگه امشب نریم بیرون و کاری انجام ندیم

47:47.073 --> 47:50.034
!شما میایید اینجا و دخلمون رو میارید

47:50.117 --> 47:51.994
میدونم

47:52.078 --> 47:55.873
میدونم که شما تصمیم دارین که
!تا اونجا که میتونید از ماها بکشید

47:55.956 --> 47:56.957
...میدونیم

47:57.041 --> 47:59.085
چی شده جورج؟
کنترل از دستت خارج شده؟

47:59.168 --> 48:00.920
!من تا حالا کنترلی نداشتم که بخوام از دستش بدم

48:01.003 --> 48:02.963
!من فقط یه مذاکره کننده هستم، من فقط یه نفر هستم

48:03.047 --> 48:06.342
...جورج، اگه خودت بیایی بیرون و به من یه گروگان بدی

48:06.426 --> 48:10.220
...من و تو به صورت زنده میریم رادیو

48:11.305 --> 48:12.807
!همین و بس

48:12.890 --> 48:15.976
من میتونم بیام بیرون و فقط با تو زنده توی رادیو صحبت کنم؟

48:16.977 --> 48:18.979
...نه، یه گروگان و خودت

48:20.815 --> 48:21.982
!نمیتونم همچین کاری بکنم

48:23.067 --> 48:24.402
!البته که میتونی جورج

48:24.485 --> 48:27.571
با یه روش مسالمت آمیز و خوب
!این قائله رو ختم به خیر کن

48:27.655 --> 48:29.532
نمیخوام کس دیگه صدمه ببینه

48:33.994 --> 48:37.081
جورج میتونست بیاد بیرون و
...یه برنامه رادیویی زنده داشته باشیم

48:37.164 --> 48:40.209
!تا بتونه نظراتش رو به دنیای بیرون منتقل کنه

48:40.876 --> 48:45.506
،داداشا، اگه صدای منو میشنوید
!یه صدایی از خودتون در بیارید تا من متوجه بشم

48:48.759 --> 48:51.679
...فکر کنم اون فقط میخواست که مردم بفهمن

48:51.762 --> 48:53.931
!اون کله گنده‌ی اون دار و دسته ست

48:54.599 --> 48:56.225
!امیدواریم که شاهد خشونت دیگه‌ای نباشیم

48:56.308 --> 48:58.686
!و کس دیگه‌ای بی خودی به قتل نرسه

49:00.020 --> 49:01.021
خیلی خب

49:01.105 --> 49:03.315
...در وهله‌ی اول

49:03.398 --> 49:06.611
...ما ناامیدانه تلاش کردیم

49:06.694 --> 49:09.238
تا بتونیم با رسانه ها ارتباط برقرار کنیم

49:10.865 --> 49:12.366
!کلی از مغزهامون کار کشیدیم

49:12.449 --> 49:15.035
!ولی به خاطر پلیسها، همش به در بسته خوردیم

49:15.119 --> 49:19.749
اونا فکر کردن که میتونن
مارو توی این چهار دیواری زندان محدود کنن

49:19.832 --> 49:22.793
!تا هیچ کجای دنیا از این واقعه باخبر نشه

49:22.877 --> 49:24.920
...اون یه خرده فن بیانش بد بود

49:25.004 --> 49:26.506
...و با کنار هم گذاشتن اونها

49:26.589 --> 49:29.550
!به چیزهای نامربوطی میرسیدیم

49:30.467 --> 49:33.012
...یه خرده وقت تنگه، متاسفم

49:33.095 --> 49:37.016
...تمام موارد اون لیست تقاضاها و چیزای دیگه

49:37.600 --> 49:40.269
!انقدر زیاد هستن که دیگه جایی برای وراجی کردن نمیمونه

49:41.186 --> 49:44.481
حالا میخواهیم یدونه از گروگانها
...به اسم دارولد ری کلارک رو آزاد کنیم

49:44.565 --> 49:46.066
!و بفرستیمش اون طرف حصار

49:48.402 --> 49:50.779
...افسر نگهبان 23 ساله، دارولد کلارک

49:50.863 --> 49:54.492
...بعد از به توافق رسیدن مسئولین با زندانیان برای

49:54.575 --> 49:56.952
!صحبت در رادیو، آزاد شد

49:57.036 --> 49:59.163
،این مثل داد و ستد بود
...یه گروگان رو تونستیم بگیریم

49:59.246 --> 50:01.707
!و برای بیرون آوردن اونها هر کاری بتونیم میکنیم

50:03.125 --> 50:05.878
!بازی روانی اونها آدم رو از پا درمیاورد

50:05.961 --> 50:09.089
!هی چوب بیسبال رو دور سر من میچرخوند و میزد به دیوار

50:09.173 --> 50:10.174
!جلو روی من چاقو تیز میکرد

50:10.257 --> 50:12.927
!و مدام میگفتن که میخوان دل و روده‌ی من رو پخش زمین کنن

50:13.010 --> 50:15.095
!همین ها برای از پا درآوردن یه نفر کافیه

50:22.394 --> 50:23.604
...انتظار میرفت که

50:23.687 --> 50:26.524
!امروز صبح هم یه برنامه زنده رادیویی دیگه داشته باشیم

50:26.607 --> 50:28.525
!تا یه گروگان دیگه هم آزاد بشه

50:29.526 --> 50:33.030
!جیم دیمن توسط گروه مسلمان ها نگهداری میشد

50:33.864 --> 50:37.284
...ظاهرا بهشون گفته بود که

50:37.368 --> 50:40.079
"اگه من رو آزاد کنید، من به دین اسلام رو میارم"

50:41.455 --> 50:43.874
...خب، آخرین چیزی که دیدیم این بود که

50:43.958 --> 50:48.087
...اون با لباس مخصوص مسلمانها به حیاط اومد

50:48.712 --> 50:50.756
...من افسر نگهبان دیمن هستم

50:50.839 --> 50:53.968
...اسم عربی من، مصطفی احمدی هست

50:54.051 --> 50:58.723
....اگه بدونید که با انجام این کار میتونید آزاد بشید

50:58.806 --> 51:01.183
...قطعا 99 درصد مردم میگن که

51:01.266 --> 51:03.227
"...یدونه از اون عمامه ها بذارید روی سر من"

51:03.310 --> 51:05.270
"و یدونه هم از اون لباس ها بدید"

51:05.354 --> 51:06.689
"!اونوقت دیگه من آزاد هستم"

51:06.772 --> 51:09.108
...اما بمب خبری این بود که

51:09.191 --> 51:12.444
!من والاندینگهام رو میشناختم، اون یکی از دوستهای خوب من بود

51:12.527 --> 51:15.322
تنها دلیلی که اون الان مرده اینه که
...اون خیلی منتظر موند

51:15.405 --> 51:17.908
...اما شما آب و برق رو قطع کردید

51:17.992 --> 51:20.035
!که باعث شد من هم احساس کنم که جونم در خطره

51:20.119 --> 51:23.706
به خاطر همین من هم به دین اسلام رو آوردم، میشنوی چی میگم!؟

51:23.789 --> 51:26.166
...دیمن با عصبانیت سر مذاکره کننده ها فریاد کشید

51:26.250 --> 51:30.129
،موقع بیرون رفتن از حیاط زندان
!کتی که بهش داده بودن رو درآورد

51:30.212 --> 51:32.757
...وقتی که جیم دیمن آزاد شد

51:32.840 --> 51:37.637
...تمام کارمندان زندان بهش پشت کردن

51:38.512 --> 51:42.307
...چون فکر میکردن اون یه خائنه
!چون به دین اسلام رو آورده

51:42.391 --> 51:45.352
...میدونم که میخوای الان همه چیز رو روشن کنی

51:45.435 --> 51:48.563
!خب، حقیقتش، من چیزی رو گفتم که باید میگفتم

51:49.607 --> 51:53.277
!چیزی رو گفتم که باعث میشد زندانی ها خوشحال بشن

51:53.360 --> 51:55.237
همچنین بقیه گروگانهایی که
!اون داخل هستن جونشون در امان باشه

51:55.321 --> 51:57.865
پس اون چیزایی که از تو دیدیم رو باور نکنیم!؟

51:58.532 --> 51:59.950
!نه، اون ذات واقعی من نبود

52:00.034 --> 52:02.036
...تو از امتحان سختی عبور کردی

52:02.119 --> 52:06.331
آیا برای انجام امور عادیت، بعدا دچار مشکل خواهی شد!؟

52:07.082 --> 52:09.918
!راستش الان نمیدونم که میخوام چی کار بکنم

52:10.961 --> 52:14.757
...صحبت کردن در این مورد یکم عجیبه

52:14.840 --> 52:19.345
!اما زیاد برامون مهم نیست، چون تونستیم یکی دیگه رو آزاد کنیم

52:19.428 --> 52:21.055
...داستان دیمن خیلی ناامید کننده بود

52:21.138 --> 52:24.016
مخصوصا این که هنوز 5 نگهبان دیگه
هنوز دست گروگان گیرها هستن

52:24.975 --> 52:29.980
!اگه مجبور باشیم چندبار دیگه این کار رو بکنیم، میکنیم
!برامون مهم نیست

52:30.981 --> 52:33.192
!همینطوری داریم گروگان هارو آزاد میکنیم

52:37.612 --> 52:40.532
!نمیتونیم احساساتمون رو بروز بدیم، باید باهاش کنار بیاییم

52:40.615 --> 52:42.952
...اگه من فقط به خانواده‌ام فکر میکردم

52:43.035 --> 52:44.619
...اگه من فقط

52:45.871 --> 52:47.497
...به آب و غذا فکر میکردم

52:48.248 --> 52:52.169
!مسائل دیگه باعث میشد که من به زانو در بیام

52:53.879 --> 52:57.424
!میدونید، به نظر میرسید که اداره کل هیچ کاری نمیکنه

52:58.008 --> 52:59.885
...ما هم فکر میکردیم که

53:00.844 --> 53:03.180
!مثل خوکهایی هستیم که منتظریم مارو سلاخی کنن

53:04.098 --> 53:06.350
!و اونها دیگه به ما اهمیتی نمیدن

53:07.059 --> 53:08.352
!ما زیاد مهم نبودیم

53:09.937 --> 53:12.064
...من یه خانواده‌ی نوپا داشتم که باید بهشون میرسیدم

53:15.067 --> 53:19.238
،میدونستم که همسرم بدون من از پس مشکلات برمیاد
...ولی ما چندسال بیشتر نبود که ازدواج کرده بودیم

53:19.321 --> 53:21.407
!و من هم نمیخواستم که اون تنهایی این مسیر رو ادامه بده

53:28.789 --> 53:30.249
...لیست تقاضاها

53:30.332 --> 53:32.584
...شرمنده که یکم وراجی میکنم

53:32.667 --> 53:36.380
...خیلی چیزها توی ذهنم هست که نمیتونم اونهارو ساماندهی کنم

53:36.463 --> 53:39.759
....روزها که میگذشت، طومار جورج

53:39.842 --> 53:45.264
!به عنوان مذاکره کننده زندانی ها، کمتر و کمتر میشد

53:57.359 --> 54:00.946
...یه نفر دیگه از طرف انجمن برادری

54:01.030 --> 54:02.447
!به اسم جیسون راب، جای جورج اومده بود

54:03.490 --> 54:04.533
...سلام جورج

54:04.616 --> 54:08.120
!نه، جورج نیستم، اون رفته یکم استراحت کنه

54:08.203 --> 54:09.621
!من اومدم که به بقیه کارها رسیدگی کنم

54:11.039 --> 54:14.042
،من میخوام که با جورج صحبت کنم
!من و اون داشتیم به یه توافقاتی میرسیدیم

54:14.126 --> 54:16.128
...اون الان پیش ماست

54:16.211 --> 54:17.797
!هرچیزی که بگه من اینجا میشنوم

54:17.880 --> 54:19.214
خیلی خب

54:19.298 --> 54:22.802
!جیسون راب رو با لقب "شهردار" میشناختن

54:33.771 --> 54:35.856
...میدونیم که این کاری که میکنیم مثل شطرنج بازی کردن میمونه

54:36.356 --> 54:42.071
حتما یه راهی هست که با کمترین خسارت
...این ماجرا تموم بشه

54:43.072 --> 54:44.865
...میدونیم که کلک آخر شما چیه

54:44.949 --> 54:47.076
!اینه که از ما انتقام بگیرید

54:47.159 --> 54:49.286
!کلک آخر ماهم اینه که زنده از اینجا خارج بشیم

54:54.249 --> 54:55.334
...من از کارکرد این سیستم باخبرم

54:55.417 --> 54:57.002
...من از 17 سالگی درگیرش بودم

54:57.086 --> 54:59.713
!میدونم که کی بلف میزنن و کی راستش رو میگن

55:00.505 --> 55:03.508
...رو گرفتن  L وقتی که زندانی ها بخش

55:04.176 --> 55:06.678
!دفتر موجود توی اون بخش رو هم تصرف کردن

55:06.761 --> 55:08.180
...و متاسفانه

55:08.263 --> 55:12.100
!دفترچه راهنمای "کنترل آشوب" هم توی همون بخش بود

55:14.603 --> 55:18.190
!انگار ما داشتیم با خودمون مذاکره میکردیم
(از حقه ها باخبر شده بودن)

55:19.441 --> 55:22.862
!ما اون کتاب رو خوندیم و فهمیدیم که جریانش چیه

55:22.945 --> 55:24.655
!وقتی که کتاب رو میخونی، همه چیز رو واضح نوشته

55:24.738 --> 55:28.033
توی اون کتاب نوشته که باید مارو به زانو در بیارین

55:28.117 --> 55:31.245
!از لحاظ روحی و روانی باید مارو به زانو دربیارید

55:31.328 --> 55:32.872
...و شما مدام داشتید این کار رو میکردید

55:32.955 --> 55:35.207
...و به آرومی مارو به زانو درمیاوردید

55:35.290 --> 55:37.209
...ما هم تازگیا از پیشنهادات اون دفترچه راهنما استفاده کردیم

55:37.292 --> 55:38.836
!و ورق رو برگردوندیم

55:38.919 --> 55:42.089
!ما باید همون کاری رو بکنیم که شما با ما میکنین

55:42.172 --> 55:44.132
...جیسون، جیسون، جیسون

55:44.216 --> 55:45.843
...ما میتونیم این بازی رو انجام بدیم

55:45.926 --> 55:49.096
همین "جیسون، جیسون، جیسون"، خوبه؟

55:49.179 --> 55:51.848
...ولی دیگه بازی تمومه

55:51.932 --> 55:54.226
...برگ برنده توی دست ماست و شما هم این رو میدونید

55:54.309 --> 55:56.728
...هم توی تلویزیون هم توی رادیو براتون برنامه میذاریم

55:56.812 --> 55:58.397
...رسانه‌ی ملی رو در اختیارتون میذاریم

55:58.480 --> 56:00.315
شما تا الان دو تا افسر رو پس گرفتین

56:00.941 --> 56:04.152
ما تا اینجا خیلی پیشرفت داشتیم

56:04.236 --> 56:07.447
و میخوام که این پیشروی همچنان ادامه داشته باشه

56:07.531 --> 56:10.325
،اگه با صلح و صفا ماجرا رو تموم کنیم
!ما هم کولاک به پا نمیکنیم

56:12.577 --> 56:14.914
!ما نگران تلافی کردن شما هستیم

56:16.081 --> 56:18.417
!اونها میگن که حرف ما اندازه پشمک هم براشون ارزش نداره

56:18.500 --> 56:20.419
!پس حرف شما هم اندازه پشمک برای ما ارزش نداره

56:20.502 --> 56:22.087
!باید یه چیز کتبی دستمون باشه

56:22.171 --> 56:24.631
!باید یه قرارداد توافقی بین ما بسته بشه

56:26.591 --> 56:30.179
!زندانی ها درخواست داشتن که یه وکیل بگیرن

56:30.262 --> 56:34.474
اون شخصی که تصمیم داشتن وکیلشون بشه
...نیکی شوارتز از کلیولند بود

56:35.642 --> 56:39.646
...فکر میکردن که این شخص زیاد به سیستم وابسته نیست

56:39.730 --> 56:41.648
!و یه فرد کاملا مستقله

56:41.731 --> 56:44.401
!و میتونه بهترین اتفاق رو براشون رقم بزنه

56:45.569 --> 56:49.907
...فکر کنم اونها من رو میخواستن چون

56:49.990 --> 56:53.160
داشتن در مقابل همدیگه حرف میزدن
!و با همدیگه حرف نمیزدن

56:58.123 --> 57:01.501
...من زیاد با زندانی ها و

57:02.377 --> 57:05.755
!اداره کل زندانها سر و کله زدم

57:06.340 --> 57:11.219
!و فکر کنم میدونستم که چطوری باید با هرکدومشون صحبت کنم

57:11.303 --> 57:14.764
سلام، من نیکی شوارتز هستم، کی داره با من صحبت میکنه؟

57:15.349 --> 57:16.976
!اسم من جیسون راب هست

57:17.059 --> 57:18.936
سلام جیسون، چطوری!؟

57:19.019 --> 57:20.604
!میگذره -
خیلی خب -

57:20.687 --> 57:23.523
...ما میخواهیم بیاییم بیرون و با تو صحبت کنیم

57:23.607 --> 57:25.025
...در حال حاظر من دارم تلفنی با تو صحبت میکنم

57:25.109 --> 57:27.027
دلم میخواد که رو در رو
!و چشم تو چشم باهات صحبت کنم

57:27.111 --> 57:28.862
متوجهم -
...مثل دو تا مرد -

57:28.946 --> 57:31.115
!با همدیگه صحت کنیم، چشم تو چشم

57:33.367 --> 57:36.495
!نگهبانهامون رو آزاد کنید

57:36.578 --> 57:39.623
نگهبانهامون رو آزاد کنید

57:41.416 --> 57:44.294
...تصمیم بر این شد که در داخل حصار

57:44.378 --> 57:46.880
میز قرار بدن

57:46.964 --> 57:50.384
!گفتیم که پشت میز بشینیم و با همدیگه صحبت کنیم

57:51.635 --> 57:54.346
!دستگاه قضا، خیلی نگران امنیت من بود

57:55.639 --> 57:57.224
!نمدونیم که چی در انتظارمونه

57:57.307 --> 57:59.309
!نمیشه استرس رو کتمان کرد

58:01.770 --> 58:04.731
!ما تمام مدت توی این غار در تاریکی به سر میبردیم

58:04.815 --> 58:07.818
...و موقعی که میاییم بیرون و نور خورشید که بهمون میخوره

58:08.318 --> 58:10.362
...نمیدونم اصلا چطوری براتون بازگو کنم

58:12.614 --> 58:16.034
کلی تک تیرانداز توی پشت بوم هستن که
!سعی دارن خودشون رو مخفی کنن

58:17.452 --> 58:20.372
!امیدوارم و دعا میکنم که ایالت کار احمقانه‌ای انجام نده

58:23.166 --> 58:26.878
مارو مجبور کردن که بایستیم و
!دست هامون رو بالا بگیریم و لباس هامون رو دربیاریم

58:26.962 --> 58:28.880
!تا یقین پیدا کنن که سلاحی چیزی مخفی نکرده باشیم

58:32.175 --> 58:35.178
...وقتی که پشت میز کنار نیکی نشستیم

58:35.262 --> 58:37.723
!باید مطمئن میشدیم که اون دقیقا خودشه

58:37.806 --> 58:40.267
!ازش خواستیم که گواهی نامه‌اش رو ببینیم

58:40.350 --> 58:42.978
...اولین چیزی که بعد از پشت میز نشستن بهشون گفتم این بود که

58:44.021 --> 58:48.025
"!من شاید همیشه اونچیزی که دوست دارید بشنوید رو نتونم بهتون بگم"

58:48.567 --> 58:50.319
"ولی چرت و پرت هم تحویلتون نمیدم"

58:51.194 --> 58:52.779
!من خیلی خوب آدم هارو میشناسم

58:52.863 --> 58:54.406
!اون خیلی بی ریا ـست

58:54.489 --> 58:56.616
...برای من اون مرد یه شخصیه که

58:56.700 --> 59:00.120
!فقط به دنبال عدالت و مساواته، و مهم نیست که طرف مقابلش کی باشه

59:00.204 --> 59:02.456
!باید به همچین آدمی اعتماد کنید

59:02.539 --> 59:04.916
...اونها خیلی واضح و روشن حرف میزدن

59:05.000 --> 59:07.753
!به نظز میرسید که توانایی رهبری کردن داشتن

59:07.836 --> 59:11.965
...به نظر اگه سرنوشت کارت های دیگه‌ای

59:12.049 --> 59:13.175
...بهشون میداد

59:13.258 --> 59:16.094
!میتونستن یکی از اعضای سودمند جامعه باشن

59:17.596 --> 59:21.266
...من دو صفحه کاغذ بهشون دادم که 21 تا بند داشت

59:21.349 --> 59:24.269
!یه پاسخنامه برای اون 21 تا تقاضایی که زندانی ها داشتن

59:25.979 --> 59:28.732
اولین نگرانی اونها این بود که
"آیا این کارها در چارچوب قانونه؟"

59:30.567 --> 59:33.403
:من هم گفتم
"به هیچ وجه"

59:34.696 --> 59:36.073
...شما گروگان دارید

59:36.156 --> 59:41.203
!به محض این که گروگان ها آزاد بشن، اونها میزنن زیر توافقنامه

59:41.286 --> 59:44.539
!ولی به من اطمینان دادن که به توافقنامه پایبند باشن

59:45.290 --> 59:47.751
نیکی داشت واقعیت رو میگفت

59:47.834 --> 59:48.918
...نیکی میگفت

59:49.002 --> 59:52.214
"یه افسر مرده داریم"

59:52.297 --> 59:54.424
"نه تا هم زندانی مردن"

59:54.508 --> 59:58.428
"حدود 20 تا 30 میلیون دلار هم خسارت وارد شده"

59:58.512 --> 01:00:00.722
"...اونها به همین راحتی پا پس نمیکشن و بگن که بازی تمومه"

01:00:00.805 --> 01:00:02.682
"!و شماهارو بفرستن به هاوایی"

01:00:03.767 --> 01:00:06.937
...نگرانی اصلی زندانی ها

01:00:07.020 --> 01:00:10.107
!امنیتشون بعد از آزاد شدن بود

01:00:11.274 --> 01:00:15.195
!درخواستشون هم این بود که این ماجرا زنده از تلویزیون پخش بشه

01:00:15.278 --> 01:00:18.949
...تا شاهدان بی طرفی اون رو مشاهده کنن

01:00:19.866 --> 01:00:22.702
!میترسیدن که بقیه نگهبان ها بخوان تلافی بکنن

01:00:23.620 --> 01:00:25.413
...آره، امکانش هست

01:00:25.497 --> 01:00:28.542
...که بعضیا دبه کنن

01:00:28.625 --> 01:00:30.502
!و به خاطر همین هم هست که ما وکیل گرفتیم

01:00:30.585 --> 01:00:33.213
...این توافقی هست که ما با نیکی کردیم

01:00:33.297 --> 01:00:35.882
!من باید به اون اعتماد داشته باشم

01:00:35.965 --> 01:00:38.593
!باید به مردی که تازه اون رو ملاقات کردم اعتماد کامل میکردم

01:00:40.345 --> 01:00:43.223
!اونها آماده بودن که آزاد بشن

01:00:58.864 --> 01:01:01.116
اگه تازه به ما ملحق شدید
...باید بگم که الان پوشش زنده

01:01:01.199 --> 01:01:03.160
...از لوکاسویل رو در اختیارتون گذاشتیم

01:01:03.243 --> 01:01:05.745
...و خبر خوب اینه که 11 روز محاصره بالاخره تموم شده

01:01:07.372 --> 01:01:09.666
!و اونها به یه توافق رسیدن

01:01:10.417 --> 01:01:12.335
!به نظر میرسید که نقش نیکی شوارتز خیلی اساسی بوده

01:01:12.419 --> 01:01:15.464
!حتما اون موقعی که پیش زندانی ها بوده جمبل و جادو کرده

01:01:15.547 --> 01:01:18.842
!تا اونها بهش اعتماد کنن و این محاصره رو بشکنن

01:01:19.634 --> 01:01:20.760
...تا یکی دو ساعت دیگه

01:01:20.844 --> 01:01:23.430
!پاکسازی اونجا آغاز میشه

01:01:26.850 --> 01:01:29.269
...منتظر بودیم، درها باز شدن

01:01:29.352 --> 01:01:32.397
...و دیدیم که اونها توی گروه های کوچیک دارن بیرون میان

01:01:32.981 --> 01:01:35.567
...یه تعدادی از اونها خارج شدن

01:01:35.650 --> 01:01:37.903
...باید بگم که همه‌ی اینها زندانی هستن

01:01:37.986 --> 01:01:40.905
!و هیچ کدام گروگان های آزاد شده نیستن

01:01:40.989 --> 01:01:44.576
!هیچ گروگانی آزاد نشده، اینها زندانی هستن

01:01:44.659 --> 01:01:46.119
...یادمه که اونجا ایستاده بودم

01:01:46.203 --> 01:01:49.122
...و وحشت زده بودم  چون

01:01:49.206 --> 01:01:50.957
!این اتفاق داره واقعا اتفاق میفته و داریم اون رو میبینیم

01:01:51.875 --> 01:01:53.793
!من آماده نبودم که بیرون بیام

01:01:53.877 --> 01:01:55.379
!من آماده نبودم که بیرون بیام

01:01:56.296 --> 01:01:59.341
!من داشتم از آزادیم لذت میبردم

01:02:00.258 --> 01:02:03.595
!یادمه که دم پنجره نشسته بودم و داشتم بیرون رو نگاه میکردم

01:02:03.678 --> 01:02:06.723
!تمام روز داشت بارون میومد

01:02:07.515 --> 01:02:11.102
:با خودم میگفتم
!"میدونم که تمام این نظامی ها از دست ما عصبی هستن"

01:02:11.185 --> 01:02:13.104
"...و توی این بارون هم ایستادن"

01:02:14.814 --> 01:02:17.150
...چیزی که دارید مشاهده میکنید پوشش زنده

01:02:17.234 --> 01:02:20.445
...از یه اتفاق عجیب و تاریخی هست که داره رقم میخوره

01:02:22.656 --> 01:02:25.575
...اون 5 گروگان هنوز داخل هستن

01:02:30.539 --> 01:02:33.250
!همه هیجان زده اما آروم بودن

01:02:33.333 --> 01:02:34.834
!با خودم گفتم حتما یه خبرهایی هست

01:02:37.754 --> 01:02:39.464
اومدن توی سلول من

01:02:39.548 --> 01:02:42.050
:و گفتن که
"میدونی که ما آزاد شدیم؟"

01:02:43.009 --> 01:02:44.218
:منم گفتم
"آره، چه خوب"

01:02:45.053 --> 01:02:46.721
فکر میکردم که میخوان من رو بکشن

01:02:46.805 --> 01:02:49.015
!ولی نمیخواستن که به من بگن

01:02:49.099 --> 01:02:51.184
:گفتش که
"هیچکس روی تو دست بلند نمیکنه"

01:02:51.768 --> 01:02:54.771
"گفتش: "من بهت قول میدم
"منم گفتم: "من چیزی باارزش تر از قول تو رو میخوام

01:02:56.230 --> 01:02:59.859
:بهش گفتم
موقعی که داریم میریم بیرون باید"
"!بذاری که دستم رو بذارم دور گردنت

01:03:01.445 --> 01:03:04.281
"و هرکسی که بخواد به من دست بزنه، اونوقت تو رو میکشم"

01:03:08.117 --> 01:03:09.911
"اون گفت: "قبول

01:03:12.872 --> 01:03:16.835
!کارکنان زندان بابت اتفاقی که داره میفته مسئول نیستن

01:03:16.918 --> 01:03:19.338
!زندانی ها هنوز 5 تا گروگان رو دارن

01:03:24.926 --> 01:03:27.804
!فکر کردم که دارن من رو به یه جای دیگه میبرن که بکشن

01:03:35.687 --> 01:03:38.732
،اولین راهرو که پیچیدیم
...نسیمی از بیرون به صورتم خورد

01:03:40.484 --> 01:03:44.028
:گفتم
"لعنتی، واقعا داریم میریم بیرون"

01:03:44.112 --> 01:03:46.490
!واقعا داریم میریم بیرون

01:03:55.749 --> 01:03:56.833
خیلی جالبه

01:03:56.916 --> 01:03:58.335
!اولین باره که اون دستهاشون روی شونه هاشونه

01:03:58.418 --> 01:04:00.086
آیا اونها گروگان ها هستن؟

01:04:00.170 --> 01:04:01.588
!احتمالا اینها گروگان ها هستن

01:04:01.671 --> 01:04:04.049
بهمون گفته بودن که ممکنه اونها
!با آخرین گروه به بیرون منتقل بشن

01:04:04.132 --> 01:04:06.718
پس احتمالا شما الان دارید
گروگان هارو نظاره میکنید، با دقت نگاه کنید

01:04:06.801 --> 01:04:09.554
!به نظر میرسه که یه گروگان دیگه داره میاد

01:04:09.637 --> 01:04:11.097
...به نظرم اگه با دقت گوش کنید

01:04:11.181 --> 01:04:12.682
...یه صدای خوشحالی میشنوید

01:04:12.766 --> 01:04:15.769
...آره، شنیدم -
...از اونطرف میاد -

01:04:22.108 --> 01:04:24.694
...اگه یه شاتگان دست من بود

01:04:24.778 --> 01:04:26.530
!میزدم تمام زندانی هارو آبکش میکردم

01:04:27.864 --> 01:04:29.949
برام مهم نبود که کدوم آبکش میشن

01:04:31.534 --> 01:04:32.869
...واقعا برام مهم نبود

01:04:34.996 --> 01:04:36.330
!من میخواستم که انتقام بگیرم

01:04:39.042 --> 01:04:41.545
!داشتن این حس خیلی بده

01:04:42.629 --> 01:04:43.922
!ولی من این حس رو داشتم

01:04:46.716 --> 01:04:47.884
...الان بهمون گفتن که

01:04:47.967 --> 01:04:50.345
...از حوزه مرکزی خبر رسیده که

01:04:50.429 --> 01:04:54.015
...تمام 5 گروگان آزاد شدن
...ما هم سعی میکنیم که

01:04:55.308 --> 01:04:59.228
!من یکی از آخرین نفراتی بودم که بیرون اومدم

01:05:00.313 --> 01:05:01.898
...وقتی که اومدم بیرون

01:05:03.733 --> 01:05:06.027
!یه نفر در رو قفل کرد

01:05:06.110 --> 01:05:08.362
!و کلید هارو انداخت پشت بوم

01:05:32.345 --> 01:05:34.514
...اونها مارو لخت کردن

01:05:35.306 --> 01:05:38.643
!و فرستادن توی باشگاه

01:05:43.898 --> 01:05:46.568
...حدودا ساعت 2 یا 3 صبح بود

01:05:46.651 --> 01:05:50.947
...اونها مارو سوار سه تا اتوبوس کردن و ول کردن

01:05:57.162 --> 01:05:58.204
...میدونی

01:05:58.913 --> 01:06:03.334
!روزی نشده که به این اتفاق فکر نکرده باشم

01:06:09.883 --> 01:06:12.969
...هنوز هم یکم احساساتی میشم

01:06:14.262 --> 01:06:17.849
...میخواستم بهترین کار ممکنه رو انجام بدم

01:06:19.476 --> 01:06:23.396
...وقتی که جامعه خودش رو از همچین آدمهایی دور میکنه

01:06:23.480 --> 01:06:25.940
!مجبورن که اونهارو بندازن توی زندان

01:06:27.025 --> 01:06:32.030
!و اینطوری اونهارو به ما واگذار میکنن

01:06:32.113 --> 01:06:35.617
!این یه مسئولیت خیلی خیلی بزرگیه

01:06:36.701 --> 01:06:39.496
!خیلی ها تیت رو سرزنش میکنن

01:06:39.579 --> 01:06:42.040
!خیلی ها اون نگهبان هارو سرزنش میکنن

01:06:42.123 --> 01:06:43.374
...میگن که همش تقصیر اونهاست

01:06:43.457 --> 01:06:46.419
!هیچ کدوم از این ها مقصر نیستن
!زندانی ها مقصر هستن

01:06:47.128 --> 01:06:49.005
...هیچکس اونجارو خراب نکرد

01:06:49.088 --> 01:06:51.966
...هیچ کس اون چندتا زندانی رو نکشت

01:06:52.551 --> 01:06:57.096
!هیچ کس بابی رو نکشت به جز خود همین زندانی ها

01:07:01.434 --> 01:07:05.271
...صحنه‌ی جرم خیلی بزرگ بود

01:07:05.939 --> 01:07:10.944
...چیزی بیش از 1200 مدرک بود که باید

01:07:12.571 --> 01:07:14.573
...اونهارو رده بندی میکردن، برچسب میزدن

01:07:14.656 --> 01:07:18.034
!ازش عکس میگرفتن و اونهارو ضبط میکردن

01:07:18.117 --> 01:07:20.036
...اونها کار خیلی بزرگی کردن

01:07:31.798 --> 01:07:34.467
آیا توی این ماجرا همه به خواستشون رسیدن؟

01:07:34.551 --> 01:07:37.095
...خیلی ها به خواستشون رسیدن

01:07:37.178 --> 01:07:40.139
...با بعضی از اونها مذاکره کردن

01:07:41.515 --> 01:07:43.810
آیا هضم این چیزا برای من سخته؟

01:07:43.893 --> 01:07:45.562
!قطعا همینطوره

01:07:45.645 --> 01:07:47.606
!خیلی سخته

01:07:47.689 --> 01:07:53.194
اما بدون اونها
!شاید چیزی که الان داریم رو نداشتیم

01:08:00.410 --> 01:08:02.912
...میدونم که خبرچینی کردم

01:08:02.996 --> 01:08:07.250
میدونم که به کارکنان خبر رسوندم، خب؟

01:08:07.333 --> 01:08:09.919
...برام مهم نیست که تو من رو قضاوت کنی

01:08:10.003 --> 01:08:12.714
...تو قضاوت کنی، تو
...یا هر کس دیگه

01:08:12.797 --> 01:08:16.259
بخواد من رو قضاوت کنه اصلا مهم نیست، خب؟

01:08:16.342 --> 01:08:19.387
...خودتون رو بذارید جای من

01:08:19.470 --> 01:08:22.348
!ببینید که چطوری میتونید توی اون وضعیت مشکل رو حل کنید

01:08:22.432 --> 01:08:25.310
...فکر کنم که بیشتر مردم

01:08:25.393 --> 01:08:30.481
اونقدر عقل توی کله‌شون نمونه
!و توی اون وضعیت دیوونه میشدن

01:08:30.564 --> 01:08:32.441
!و توی اون آشوب هر کاری میکردن

01:08:32.525 --> 01:08:33.526
...میدونی

01:08:36.404 --> 01:08:38.531
!من همچین حسی دارم

01:08:41.951 --> 01:08:43.328
...خیلی وقته که اینجوری ام

01:09:07.685 --> 01:09:09.812
...هیئت منصفه در مورد این پرونده، متهم جیسون راب را

01:09:09.896 --> 01:09:13.149
...به جرم قتل متهم میکند

01:09:13.232 --> 01:09:15.694
...آخر سر یه نفر باید تقاص پس بده

01:09:15.777 --> 01:09:19.447
،یه نفر باید پاسخگو باشه
...یه نفر باید فداکاری بکنه

01:09:20.323 --> 01:09:23.660
...اونها کسی رو ندارن که بتونن انگشت اتهام به سمتش بگیرن

01:09:23.743 --> 01:09:27.621
!تا به مردمی که در جریان مذاکرات بودن نشونش بدن

01:09:28.414 --> 01:09:34.337
من حس کردم که دستگاه قضا میخواد
...قتل اون نگهبان رو گردن اونها بندازه

01:09:34.420 --> 01:09:37.298
و بابت نقشی که در آشوب داشتن
!اونهارو محکوم کنن

01:09:37.381 --> 01:09:42.971
...البته اینکه چه کسی در قتل شریک بوده خیلی قابل بحثه

01:09:43.054 --> 01:09:45.932
...من فکر کردم که

01:09:46.015 --> 01:09:48.476
...قصاص

01:09:49.435 --> 01:09:50.729
!برای من دردسرساز میشه

01:09:51.354 --> 01:09:56.484
اگه اون کسایی که با صلح اومدن
...با من مذاکره کردن، اعدام میشدن

01:09:56.567 --> 01:10:00.654
...دفعه‌ی بعدی که یه آشوبی پیش میومد، هیچ زندانی ای

01:10:00.739 --> 01:10:02.573
!بابت صلح پا پیش نمیذاشت

01:10:05.076 --> 01:10:07.203
...هرکاری دلشون میخواد بکنن

01:10:08.204 --> 01:10:09.998
!آخر همه چیز مرگه
(اون دنیا هم هست)

01:10:10.707 --> 01:10:12.458
!و من به امید اون روز زندگی میکنم

01:10:30.810 --> 01:10:32.686
...میتونستم دوباره برگردم اونجا

01:10:34.313 --> 01:10:37.608
...بعد از 121 روز دوباره میتونستم به اونجا برگردم

01:10:38.359 --> 01:10:42.655
میتونستم به اون احساساتم غلبه کنم
!و کارم رو خیلی جدی انجام بدم

01:10:45.491 --> 01:10:47.535
...باید ثابت میکردم که توانایی همچین کاری رو دارم

01:10:48.661 --> 01:10:49.913
!و این کار رو هم کردم

01:10:52.456 --> 01:10:54.583
من هیچ وقت تلافی چیزی رو

01:10:55.794 --> 01:10:57.045
!سر هیچ زندانی‌ای در نیاوردم

01:11:00.339 --> 01:11:03.509
...میدونم که کار درست رو انجام دادم

01:11:12.560 --> 01:11:14.562
!حداقلش اینه که کار انسانی‌ای رو انجام دادم

01:11:23.821 --> 01:11:38.821
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.