﻿WEBVTT

00:05.133 --> 00:20.136
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:25.234 --> 00:27.778
...اون رو به بیرون برده بودن

00:31.782 --> 00:33.492
...بهش گفته بودن زانو بزنه

00:37.246 --> 00:38.664
...بقیه به پشت اون رفته بودن

00:42.626 --> 00:44.419
...بهش گفتن که فرار کنه

00:48.298 --> 00:52.636
...در اون حین چندبار با کلاشنیکف بهش شلیک کردن

00:58.016 --> 01:00.143
...اینهارو جلوی دوربین انجام نداده بودن

01:01.311 --> 01:03.521
...اینهارو بابت تبلیغات انجام نداده بودن

01:04.857 --> 01:06.609
!اون کارهارو از روی بدذاتی محض انجام داده بودن

01:08.861 --> 01:10.362
!بدذاتی محض

01:35.971 --> 01:37.180
آره

01:37.264 --> 01:40.726
!من قبلا به اون اتفاقات فکر میکردم، ولی دیگه نه

01:40.809 --> 01:42.602
...من به

01:44.021 --> 01:47.733
آیا میتونیم؟ باید چی کار کنیم؟ اگه اینطوری میشد...؟
...و از این جور چیزها فکر میکردم

01:47.816 --> 01:52.613
...میدونی...آیا میتونیم از اینجا خارج بشیم

01:53.614 --> 01:54.948
و مبارزه کنیم...؟

02:02.247 --> 02:05.250
...اینها تنها شواهد فیزیکی هستن

02:05.333 --> 02:08.712
!که من از اون موقع به یادگار دارم

02:13.133 --> 02:17.345
...این جعبه پر از لباس هایی هست

02:17.429 --> 02:19.681
...که من

02:20.473 --> 02:22.434
!توی اون 118 روز میپوشیدم

02:22.517 --> 02:26.063
...اینها شلوار هستن

02:34.321 --> 02:38.325
...ابرهای جنگ رو میشد دید که دارن روی دنیا سایه میندازن

02:42.454 --> 02:47.375
،و در یک جنبش همگانی
...همه سعی کردن که جلوی این جنگ رو بگیرن

03:15.904 --> 03:18.156
...عملیات عمده‌ی جنگی در جنگ عراق

03:18.240 --> 03:20.367
!به پایان رسیده

03:20.450 --> 03:24.788
...آمریکا و متحدانش بر دشمنانشون پیروز شدن

03:35.674 --> 03:37.968
...من در جنگ عراق بودم

03:38.051 --> 03:41.096
...چند روز بعد از سقوط بغداد، من در عراق بودم

03:42.139 --> 03:44.224
....بیشتر جاهای عراق سالم بود

03:44.307 --> 03:46.852
و از ما به عنوان "آزادی بخش" یاد میکردن
(از دست صدام نجات داده بودن)

03:48.603 --> 03:51.481
،خیلی از افراد محلی در بغداد
...نشون میدادن  V به ما
(victory)

03:51.564 --> 03:53.441
!و میگفتن که آمریکا یدونه ست

03:53.525 --> 03:56.528
!خیلی خوشحال بودن که صدام حسین سرنگون شده بود

03:56.611 --> 04:00.282
... من کمتر از یه سال بعد، در جولای 2004

04:00.365 --> 04:02.075
!به یه محیط کاملا متفاوت برگشتم

04:06.329 --> 04:07.998
...شورش ها کم کم داشت شروع میشد

04:08.957 --> 04:10.375
!و از کنترل خارج شده بود

04:16.339 --> 04:19.384
من در سال 1980 عضو دپارتمان امور خارجه‌ی کانادا شدم

04:19.467 --> 04:23.638
...و سالهای 2005 تا 2006 هم در بغداد بودم

04:26.016 --> 04:30.520
...وقتی که شورش ها، دو سال زودتر شروع شد

04:30.603 --> 04:32.981
!اوضاع خیلی بدتر از اون چیزی شد که مردم فکر میکردن

04:35.567 --> 04:39.154
،میزان مرگ و میر در بغداد بسیار بالا بود
!هر ماه هزار نفر جونشون رو از دست میدادن

04:40.072 --> 04:41.782
...عراقی پشت عراقی میمرد

04:41.865 --> 04:43.867
...مؤتلفینی که اونجا میجنگیدن

04:43.951 --> 04:47.579
!هم میشکتن هم کشته میشدن، تلفات یکسان بود

04:51.625 --> 04:54.085
....ماهایی که اونجا بودیم

04:55.087 --> 04:57.464
...واقعا احساس مسولیت میکردیم و میدونستیم

04:57.547 --> 05:00.342
!نامه نوشتن به جورج بوش کافی نیست

05:02.344 --> 05:04.512
...باید یه کار دیگه میکردیم

05:05.848 --> 05:07.474
...باید میرفتیم و حرف میزدیم

05:08.475 --> 05:11.520
...و سر همین، ما 3 سال توی بغداد بودیم

05:19.027 --> 05:21.238
...من تیم صلح جوی مسیح رو به عنوان

05:21.321 --> 05:22.781
...یه تیم بدون خشونت میدونم

05:24.282 --> 05:27.702
اما چطور میتونن یورش رو از صلح جدا کنن؟

05:29.287 --> 05:34.459
...اگه ما هم همون ریسکی که سرباز ها میکنن، بکنیم

05:34.543 --> 05:38.547
آیا میتونیم بدون خشونت
روی اونها اثر بذاریم؟

05:41.091 --> 05:43.343
...کاری که ما توی عراق انجام میدادیم لزوما

05:43.426 --> 05:47.180
...مشارکت بین خانواده هایی بود که

05:47.264 --> 05:49.975
یکی از اعضای خانوادشون
...به اسارت مؤتلفین در اومده بود

05:50.058 --> 05:51.810
!زودباش، بلند شو

05:52.477 --> 05:56.439
میخواستیم بهشون کمک کنیم تا
!جگرگوشه هاشون رو در زندان ها پیدا کنن

06:01.069 --> 06:03.321
...ما توی یه آپارتمان در بغداد زندگی میکردیم

06:04.990 --> 06:07.701
...افراد نظامی متوجه شدن که

06:07.784 --> 06:09.703
...ما توی اون آپارتمان در بغداد زندگی میکنیم

06:09.786 --> 06:12.455
و اونها خیلی شوکه شده
...بودن وقتی دیدن که افراد غیر نظامی

06:12.539 --> 06:14.040
!در یه آپارتمان توی بغداد زندگی میکنن

06:14.124 --> 06:15.166
...اونها

06:16.251 --> 06:19.754
...یه مشت نیکوکار بودن که توی یه جای خیلی بد بودن

06:19.837 --> 06:21.839
!و به نظر خودم، داشتن کار احمقانه‌ای میکردن

06:21.924 --> 06:25.760
...اونها روی لبه‌ی تیغ داشتن راه میرفتن

06:27.846 --> 06:31.266
...و جون خودشون و خیلی های دیگه رو

06:31.349 --> 06:32.767
!به خطر مینداختن

06:33.894 --> 06:37.272
...میدونستیم که اونها نمیخواستن ما اونجا باشیم

06:37.355 --> 06:39.149
...فکر میکردن ما جون مردم رو به خطر میندازیم

06:39.232 --> 06:43.361
!ما هم از اول میگفتیم که ارتش آمریکا نباید به اونجا میومد

06:43.445 --> 06:44.821
...و اونها هم جون مردم رو به خطر میندازن

06:44.904 --> 06:47.699
!و این مشاجره همیشه ادامه داشت

06:54.122 --> 06:56.333
...تیم صلح جوی مسیح، نمایندگانی به عراق معرفی کرد

06:56.416 --> 06:57.917
...تا افرادی که مشتاق هستن

06:58.001 --> 07:00.879
...بتونن وضعیت اونجارو از نزدیک ببینن

07:02.047 --> 07:05.467
جیم، رهبر اون نماینده ها بود که همراهشون اومده بود

07:06.551 --> 07:11.514
هارمیت و نورمن کمبر هم ثبت نام کرده بودن که به عراق بیان

07:11.598 --> 07:14.142
!تا بتون خودشون از نزدیک وضعیت اینجارو ببینن

07:17.437 --> 07:19.356
...من هم یکی از اون میلیون ها آدمی بودم که

07:19.439 --> 07:21.608
!با جنگ در عراق مخالف بودم

07:22.525 --> 07:24.945
...من میخواستم ببینم که میتونم جایی برم تا اعتراضم رو رسمی کنم

07:25.028 --> 07:28.740
!تا اینکه تیم صلح جوی مسیح رو پیدا کردم

07:28.823 --> 07:31.076
!برام جالب بود که ببینم اونها چطوری کار میکنن

07:32.494 --> 07:35.205
...فکر کنم من برای 10 روز

07:35.288 --> 07:37.999
...به عراق رفتم

07:38.083 --> 07:41.169
!تا برم ببینم اونها توی عراق چی کار میکنن

07:50.345 --> 07:54.474
...ما با یه شیعه به اسم کلرک و

07:54.557 --> 07:57.644
انجمن علمی مسلمانان قرار ملاقات داشتیم

07:57.727 --> 08:01.022
...و سعی داشتیم بهشون نشون بدیم که

08:01.106 --> 08:04.942
...شیعه و سنی چطور میتونن توی عراق مفید واقع بشن

08:06.861 --> 08:10.615
...نماینده ها صبح زود به همراه راننده و یه چلنگر راهی شدن

08:10.698 --> 08:14.744
یکی از اعضای تیم ما هم به اسم تام فاکس همراهشون رفت

08:15.828 --> 08:18.956
...تام یکی از اعضای اصلی تیم بود

08:19.040 --> 08:20.500
...اون این کار رو به عنوان شغلش انتخاب کرده بود

08:21.793 --> 08:23.253
...و برای همین کار ثبت نام کرده بود

08:23.336 --> 08:25.463
!و میدونست که اتفاقات غیر منتظره ممکنه اتفاق بیفته

08:27.132 --> 08:30.302
...برنامه این بود که اونها توی آپارتمان جمع بشن

08:30.385 --> 08:32.845
!و برای ملاقاتی که در بعد از ظهر بود آماده بشن

08:32.929 --> 08:36.308
اما اونها دیر کردن
!چون ترافیک توی بغداد خیلی فاجعه ست

08:36.391 --> 08:39.727
،به خاطر همین اونها به آپارتمان نیومدن
...و تام هم همراه اونها رفت

08:39.811 --> 08:42.439
تا با انجمن علمی مسلمانان که غروب قرار داشتن، ملاقات کنن

08:44.232 --> 08:47.527
...دیدگاه من در مورد انجمن علمی مسلمانان اینه که

08:47.610 --> 08:49.862
!اون توی شورش ها دست داره

08:51.989 --> 08:54.826
...رفتن و صحبت کردن با یه گروه سرسخت سنی

08:54.909 --> 08:59.247
در مورد اینکه مشکل عراق رو حل کنیم
...زیاد کار عاقلانه‌ای نیست

08:59.331 --> 09:03.085
مثل این بود که بری آل کاپو رو
...توی دهه‌ی 30 توی شیکاگو ملاقات کنی
(یکی از سردمداران جرایم سازمان‌یافته در آمریکا)

09:03.168 --> 09:06.463
:و ازش بپرسی
میتونی راهکارهایی برای
کاهش جرم و جنایت در شهر پیشنهاد بدی؟

09:06.546 --> 09:09.299
:اون هم میگفت
!آره، من میتونم کنترلش کنم، چون همه‌ش دست خودمه

09:11.259 --> 09:15.305
،ما به اونجا رسیدیم
...یه مسجد بود که صدام اون رو ساخته بود

09:15.388 --> 09:18.183
!"که بهش میگفتن "مادر تمام جنگ ها

09:18.266 --> 09:21.644
!مناره ها جوری ساخته شده بودن که شبیه به موشک باشن

09:23.646 --> 09:28.151
...یه محوطه‌ی وسیع و یه پارکینگ بزرگ داشت

09:28.235 --> 09:29.444
!که همه‌ش خالی بود

09:31.529 --> 09:34.616
...تام گفتش که یه نفر مارو زیر نظر داره

09:34.699 --> 09:36.576
!و این باعث شده که حس بدی داشته باشه

09:38.411 --> 09:40.830
...ما به طرف بخش پذیرش رفتیم

09:42.707 --> 09:44.542
...باید پاسپورت هامون رو نشون میدادیم

09:46.043 --> 09:48.505
...تا اون موقع هیچکس

09:48.588 --> 09:51.174
!هیچ کس از ما پاسپورت نخواسته بود

09:53.051 --> 09:55.261
...باید پاسپورت بهشون نشون میدادیم و من

09:55.345 --> 09:57.472
!از این کار خوشم نیومد

09:59.766 --> 10:01.976
...یه یارو رو ملاقات کردیم، اسمش رو یادم نمیاد

10:02.059 --> 10:04.604
...ولی داشت ساعتش رو نگاه میکرد

10:04.687 --> 10:07.274
...ملاقات ما هم توی 20 دقیقه تموم شد

10:07.357 --> 10:08.858
...و دیگه وقت رفتن شده بود

10:08.941 --> 10:10.652
...ما سعی کردیم که ازش سوال بپرسیم

10:10.735 --> 10:14.114
...ولی اون اصلا جوابی بهمون نداد

10:14.197 --> 10:15.865
اونجا بود که فهمیدیم
!واقعا وقت ملاقات تموم شده

10:17.284 --> 10:21.246
...ما توی یه ون بودیم، وقتی به جاده زدیم

10:21.329 --> 10:24.582
...تک و تنها بودیم

10:24.666 --> 10:27.252
...توی اون حوالی پرنده پر نمیزد

10:31.589 --> 10:34.592
...یه ماشین سفید پیچید جلوی ما

10:34.676 --> 10:37.512
...و کم کم سرعتش رو کم کرد و بعد زد روی ترمز

10:37.595 --> 10:38.972
چه مرگشه؟
چه خبره؟

10:39.055 --> 10:43.310
...چهار نفر رفتن سمت راننده و چلنگر

10:43.393 --> 10:44.602
!و اونهارو از ماشین پیاده کردن

10:44.686 --> 10:46.020
...اونها تفنگ داشتن

10:47.230 --> 10:49.816
!این اصلا خوب نیست، این اصلا خوب نیست

10:53.444 --> 10:55.321
....یادمه اون روز لباس هایی که شسته بودم رو

10:55.405 --> 10:56.781
!داشتم روی پشت بوم پهن میکردم

10:57.365 --> 11:00.618
...چلنگرمون که همراه تیم بود بهمون زنگ زد

11:00.702 --> 11:03.037
!و گفت که اونهارو دزدیدن

11:04.122 --> 11:05.999
:ما گفتیم
داری شوخی میکنی؟

11:06.082 --> 11:07.500
!از این شوخی ها نکن خواهشا

11:07.584 --> 11:08.918
!ولی اون خیلی جدی بود

11:12.714 --> 11:16.384
...ما داشتیم با ماشین ها شاخ به شاخ میشدیم

11:19.011 --> 11:20.638
...و توی ترافیک گیر کردیم

11:25.059 --> 11:27.353
...یه ماشین بود

11:28.396 --> 11:30.315
...که چند متری از من فاصله داشت

11:30.398 --> 11:32.859
...خانم هایی توی اون ماشین بودن

11:34.569 --> 11:37.572
:میخواستیم بهشون بگیم
!ما رو دزدیدن و شما فقط چند متر با ما فاصله دارید

11:39.115 --> 11:43.202
آیا توجه اونها رو جلب کنیم؟
داد و فریاد کنیم؟ سعی کنیم از ماشین پیاده بشیم!؟

11:43.286 --> 11:45.622
!نمیدونستیم بعدش چی میخواد بشه
آیا میخواد تیراندازی بشه؟

11:45.705 --> 11:46.706
...میدونی

11:46.789 --> 11:50.001
...من...من فقط همونجا نشستم

11:50.919 --> 11:53.129
!و فقط تماشا کردم

12:15.985 --> 12:19.864
!یدونه یدونه مارو به داخل خونه بردن

12:20.823 --> 12:22.492
...و مارو نشوندن

12:29.749 --> 12:31.709
میخوری؟ آب؟

12:34.671 --> 12:36.798
...یادمه که با خودم میگفتم

12:38.258 --> 12:40.885
!عمرا از شما دیوث ها طلب آب کنم

12:41.803 --> 12:43.095
...ولی یهو گفتم

12:43.179 --> 12:46.057
!آره، ممنون میشم یه لیوان آب به من بدید

12:55.650 --> 12:59.696
...تام یه جوری نشسته بود که پاش این شکلی بود

12:59.779 --> 13:02.115
...در فرهنگ اعراب شما نباید کف کفشتون رو

13:02.198 --> 13:03.533
!به سمت کسی بگیرید

13:03.616 --> 13:05.327
!از نظرشون این کار درستی نیست

13:15.712 --> 13:19.132
تام پاش رو محکم نگه داشته بود
....و اون نمیتونست تکونش بده

13:28.391 --> 13:31.269
...بعدش تام پاش رو گذاشت زمین

13:33.438 --> 13:37.024
:با خودم میگفتم
...هر وقت من هم آمادگی پیدا کنم، همچین کاری میکنم

13:38.484 --> 13:39.861
...که

13:41.988 --> 13:43.573
...که از طرفی کار خیلی باحالیه

13:43.656 --> 13:47.159
...و یه جورایی بدون خشونت داریم مقاومت میکنیم

13:47.243 --> 13:49.746
...و از طرف دیگه

13:51.581 --> 13:52.790
:نشون میده که میگیم
...کون لق همتون

13:56.210 --> 13:59.839
...اولین کسی که باهاشون تماس گرفتیم، سازمان ملل بود

13:59.922 --> 14:04.052
!تا بهشون بگیم که همچین اتفاقی افتاده

14:04.135 --> 14:05.928
...اونها مارو خوب میشناختن

14:07.722 --> 14:10.433
...ما داشتیم تلاش میکردیم که بهشون بگیم

14:10.517 --> 14:12.351
دقیقا باید اینجا چی کار کنیم؟

14:13.436 --> 14:15.021
....و اونها پیشنهاد دادن

14:15.104 --> 14:17.314
به تمام سفارتخانه‌های اونها زنگ بزنید
(هرکدوم از کشور های مختلف اومده بودن)

14:17.399 --> 14:18.400
!همین الان بهشون زنگ بزنید

14:20.693 --> 14:22.945
...بهمون گزارش دادن که یه آدم ربایی بزرگ صورت گرفته

14:23.029 --> 14:25.907
،که گروگان ها شامل یه آمریکایی
!یه بریتانیایی و دو کانادایی هستن

14:25.990 --> 14:29.035
...این پرونده رفت توی اولویت های ما

14:32.163 --> 14:34.832
....شنیدم که دو تا کانادایی ربوده شدن

14:34.916 --> 14:36.501
...سفیر بریتانیا گفت

14:36.584 --> 14:39.504
...ما یه کارگروه تشکیل دادیم که دارن از لندن به اینجا میان

14:40.337 --> 14:43.132
...فکر میکردم که دولت کانادا هم همچین کاری باید بکنه

14:43.215 --> 14:44.509
:من هم گفتم
!آره، فکر کنم این کار رو میکنن

15:03.027 --> 15:04.362
...از دیدنت خوشحالم

15:06.656 --> 15:09.700
...خدای من -
!...ده سال -

15:09.784 --> 15:11.911
....وقتی که باهامون تماس گرفتن رو یادمه

15:11.994 --> 15:13.871
...ساعت 2:30 بعد از ظهر بود

15:13.955 --> 15:17.249
"ما داریم میریم، امشب پرواز داریم"

15:18.793 --> 15:21.378
...بعد سوار هواپیما شدیم و به سمت بغداد رفتیم

15:23.423 --> 15:27.343
یادمه قتی داشت دریچه هواپیما باز میشد
...مسئولان آمریکایی اومدن

15:27.427 --> 15:30.304
:دو نفر بودن که یکیشون گفت
!اه، بالاخره اومدین

15:30.387 --> 15:32.849
!کانادایی ها هم بالاخره وارد جنگ شدن

15:34.058 --> 15:36.185
افتادیم  Mash وقتی که اطراف رو دیدیم یاد فیلم
(یه فیلم جنگی)

15:36.268 --> 15:38.480
...هلیکوپترها همه جا بودن

15:38.563 --> 15:41.899
!بدون شک ما دیگه توی کانادا نیستیم

15:48.322 --> 15:50.074
...ما روی صندلی هایی که

15:50.157 --> 15:52.744
...رو به دیوار بود نشسته بودیم

15:53.911 --> 15:55.747
...فکر کنم یه ساعت گذشته بود

15:56.456 --> 15:57.874
...ولی من فکر میکردم که

16:01.335 --> 16:02.629
!صد سال گذشته

16:04.213 --> 16:06.591
!هر ثانیه‌اش به سختی میگذشت

16:07.717 --> 16:10.970
!توی این وضعیت قرار داشتن دیگه داشت غیر قابل تحمل میشد

16:16.851 --> 16:21.105
...بعد صدای ورق خوردن کاغذ شنیدیم

16:22.315 --> 16:25.151
ما یه برگه داشتیم که هم
...به انگلیسی و هم به عربی نوشته بود که

16:25.234 --> 16:27.278
...چه کسانی در تیم صلح جوی مسیح هستیم

16:27.361 --> 16:30.447
!و برای چه کار اونجا هستیم و هدفمون چیه

16:31.991 --> 16:34.118
،باید از صدام استفاده میکردم
...باید حرف میزدم

16:34.202 --> 16:38.831
...باید یه جوری با اونها ارتباط برقرار میکردم

16:38.915 --> 16:40.249
چی باید میگفتم؟

16:41.167 --> 16:42.835
...آه، اون کاغذه

16:43.586 --> 16:45.212
میشه یه سوال بپرسم؟

16:47.507 --> 16:49.509
اون برگه‌ی مارو خوندین؟

16:49.592 --> 16:50.968
...من خوندمش

16:51.928 --> 16:54.430
،ما تروریست نیستیم
...ما القاعده هم نیستیم

16:54.514 --> 16:56.307
...ما برای آزادی مردم عراق میجنگیم

16:56.390 --> 16:57.433
...اوه، باشه

16:57.517 --> 17:00.520
...ما هم برای آزادی عراقی ها میجنگیم

17:00.603 --> 17:02.438
...افرادی زیادی بودن که مخالف جنگ بودن

17:02.522 --> 17:06.150
...و ما اینجا بودیم که افراد بیشتری رو آگاه کنیم

17:06.233 --> 17:08.235
...این کار باعث میشد که سیاستمدارها نظرشون رو عوض کنن

17:08.319 --> 17:11.614
:اون پرسید
شما فردی از کنگره رو میشناسید؟

17:13.157 --> 17:15.242
:منم گفتم
...نه، من کسی از کنگره رو نمیشناسم

17:15.326 --> 17:17.453
خوب پس این کارهای شما چه منفعتی داره؟

17:20.706 --> 17:24.585
اون یه تصویر بهمون نشون داد که
...میتونستم از زیر چشم بند بهش نگاه کنم

17:26.045 --> 17:28.505
:گفت
....اونها بچه های خواهرم بودن

17:30.049 --> 17:34.011
...زینب، نور، محمد، موهانید

17:36.055 --> 17:39.475
،همه‌شون مردن
!اونهارو توی ایست بازرسی کشته بودن

17:40.434 --> 17:42.061
!اون شب بعد از شنیدن این خبر، من هم مردم

17:43.437 --> 17:46.732
حالا تنها کاری که میتونم بکنم
...اینه که برای آزادی عراقی ها بجنگم

17:46.816 --> 17:48.525
...اون عصبانی بود

17:48.610 --> 17:50.653
...و بعدش اتاق رو ترک کرد

17:58.995 --> 18:01.831
...توی گروگان گیری در منطقه‌ی جنگی

18:01.914 --> 18:04.041
...ما وظیفه داشتیم که جون دیگر شهرواندان رو حفظ کنیم

18:06.543 --> 18:10.506
بریتانیایی ها و آمریکایی ها هم همین
...کار رو میکردن و متعهد بودن به این کار

18:12.008 --> 18:13.843
...هیچ جای تاملی نبود

18:13.926 --> 18:16.053
...این یه مشکلی بود که بوجود اومده و باید حلش میکردیم

18:16.137 --> 18:18.055
!رفته بودیم توی فاز نجات دادن و این حرفا

18:20.308 --> 18:22.226
...تحقیقات خیلی سریع شروع شد

18:22.310 --> 18:25.813
...و هرچیزی که به مسجد ربط داشت

18:25.897 --> 18:28.065
...و جایی که آدم ربایی صورت گرفته بود رو بررسی کردیم

18:28.149 --> 18:30.067
...تا بتونیم یه سرنخی پیدا کنیم

18:32.278 --> 18:35.197
...در اون نواحی آدم ربایی هایی اتفاق افتاده بود که

18:35.281 --> 18:38.450
!...ارتباط مستقیمی با اون مسجد داشت

18:38.534 --> 18:41.495
به عبارت دقیق تر
...ارتباط مستقیم با انجمن علمی مسلمانان داشت

18:42.872 --> 18:45.499
...انجمن علمی مسلمانان

18:45.583 --> 18:47.293
...به نظر خیلی خوب میومد

18:47.376 --> 18:50.587
...خیلی خوب، فرهنگی و علمی بود

18:50.671 --> 18:55.134
...ولی یه مشت قدرت طلب در اونجا جمع شده بودن

18:55.217 --> 18:57.303
...نمیخوام اسم اونها رو آدمکش بذارم

18:57.386 --> 19:00.931
ولی چاره‌ای ندارم که بگم
...آدم کش ها هم توی اونجا دست داشتن

19:02.850 --> 19:05.770
...اونها با یکی از عناصر اصلی رژیم ارتباط داشتن

19:05.853 --> 19:08.439
"یه گروه به اسم "دسته‌ی انقلابیون 1920

19:08.522 --> 19:10.316
...این یکی از هزاران گروهی بود که

19:10.399 --> 19:12.443
!توی این شورش و آشوب ها دست داشت

19:14.904 --> 19:17.448
...اونها اگه اراده میکردن، میتونستن

19:17.531 --> 19:20.034
!مثل القاعده شیطان صفت و وحشی بشن

19:20.785 --> 19:22.119
...یه مثل براتون میزنم

19:23.037 --> 19:26.082
مارگاریت حسن یه خانم ایرلندی بود
...که با یه عراقی ازدواج کرده بود

19:26.165 --> 19:28.459
...از هر نظر خانم عالی‌ای بود

19:28.542 --> 19:30.837
...اون با رکن چهارم اسلام

19:30.920 --> 19:32.922
،یعنی پرداخت زکات
...که یعنی به فقرا صدقه بدیم خو گرفته بود

19:33.005 --> 19:34.882
...اون مدیر ستاد پرستاران بین المللی بود

19:34.966 --> 19:38.552
...اون کل زندگیش رو وقف عراقی ها و فقرای اونجا کرده بود

19:39.470 --> 19:42.639
...اون مخالف جنگ و آشوب بود و این رو اعلام کرده بود

19:42.724 --> 19:44.266
...لطفا کمکم کنید

19:45.267 --> 19:47.561
...ولی اون رو هدف قرار دادن و دزدیدنش

19:47.644 --> 19:50.022
...اون داشت توی این فیلم برای نجات جونش التماس میکرد

19:50.106 --> 19:51.148
ولی اونها چی کار کردن؟

19:53.567 --> 19:54.819
!از پشت به سرش شلیک کردن

20:08.624 --> 20:11.043
...یه یارویی بود که بهش میگفتیم فیلمبردار

20:11.127 --> 20:13.170
...که کارهای تدوین انجام میداد

20:13.254 --> 20:16.465
،اون کاراکتر سردی داشت
...تاریک، ترسناک

20:19.676 --> 20:24.265
...مثل اینکه خیلی در مورد فیلمبرداری صحبت کرده بودن

20:24.348 --> 20:29.520
:اونها پرسیدن که
کدوم یکی از شما آمریکایی هستید؟

20:29.603 --> 20:31.522
کدوم یکی بریتانیایی هستید؟

20:32.857 --> 20:34.608
کدوم یکی ایتالیایی هستید؟

20:36.277 --> 20:38.237
:ما گفتیم
!ما اینجا ایتالیایی نداریم

20:39.280 --> 20:43.242
:یه جور هرج و مرجی بوجود اومده بود که میگفتن
این افراد کی هستن؟

20:49.874 --> 20:52.793
...اونها درخواستشون رو گفتن

20:53.753 --> 20:57.589
...درخواستشون این بود که نیروهای آمریکایی و بریتانیایی

20:57.673 --> 20:59.091
!عراق رو ترک کنن

21:00.968 --> 21:02.219
...این خیلی مزخرف بود

21:02.303 --> 21:04.889
!مهم نیست که چه کسی اون رو بگه، کاملا مزخرفه

21:05.598 --> 21:07.683
،چه لزومی داره بعد از انجام این کار
همچین درخواستی بکنید؟

21:07.767 --> 21:10.102
!ما به این میگیم یه درخواست ظالمانه

21:10.186 --> 21:13.730
و اینجور درخواست ها توسط افرادی
...تقاضا میشه که خودشون ظالم هستن

21:13.815 --> 21:17.359
و میدونن که هیچ رقمه راه نداره
!که درخواستشون عملی بشه

21:17.443 --> 21:20.112
!که این مارو خیلی نگران کرد

21:20.196 --> 21:21.530
...اگه این کار رو نکنید

21:21.613 --> 21:25.742
!در عرض چند هفته‌ی آینده، گروگان هارو میکشیم

21:25.826 --> 21:28.788
...ما نگران بودیم و تام فاکس

21:28.871 --> 21:30.873
...به عنوان یه آمریکایی، هدف اونها بود

21:30.956 --> 21:33.834
و فکر کنم اون شورشی ها
...میدونستن که اون قدیم تفنگدار دریایی بوده

21:34.836 --> 21:36.712
،چه باور کنید، چه نکنید
...اون برای 20 سال در

21:36.796 --> 21:39.006
!واشینگتون عضو تفنگداران دریایی بوده

21:43.344 --> 21:44.720
اون کلارینت انجام میداد
(رهبر گروه موسیقی)

21:44.804 --> 21:47.473
!و توی تمام مراسماتی که برای رییس جمهور بود حضور داشت

21:51.352 --> 21:56.899
وقتی که حادثه یازده سپتامبر اتفاق افتاد
....اون احساس مسئولیت کرد

21:57.524 --> 22:00.361
و تصمیم گرفت که به تیم صلح جوی مسیح
!ملحق بشه و به عراق بره

22:00.444 --> 22:02.363
!اینجا جایی بود که میخواست بره

22:06.450 --> 22:09.871
...در اوایل اسارت، اون خیلی قوی بود

22:09.954 --> 22:13.665
...ولی در ادامه‌ی راه شجاعتش رو از دست داد

22:20.297 --> 22:22.258
...یه مرد دیگه توی خونه بود

22:22.341 --> 22:23.550
...میتوسنستیم صدای اون رو بشنویم

22:25.844 --> 22:28.430
...التماس میکرد، ناله میکرد، فریاد میکشید

22:28.514 --> 22:31.058
...صدای غل و زنجیر، صدای سگ

22:32.726 --> 22:36.147
...میشنیدیم که این یارو با دهن بسته

22:36.230 --> 22:38.065
...داره تقلا میکنه

22:38.149 --> 22:40.651
...تقلا میکنه، مبارزه میکنه

22:40.734 --> 22:42.904
،سعی میکنه که فرار کنه
!برای نجات جونش مبارزه میکنه

22:42.987 --> 22:44.821
...اون طبقه‌ی پایین بود

22:44.905 --> 22:48.701
...صدای نفس کشیدن اون رو میتونستیم بشنویم

22:50.327 --> 22:51.954
...میتونستم قشنگ بشنوم

22:52.038 --> 22:53.080
...و من

22:53.164 --> 22:57.793
:با خودم میگفتم
چی کار باید بکنم؟ آیا مداخله کنم؟

23:00.754 --> 23:04.675
...من میتونستم از صندلی بلند بشم و به سالن برم

23:04.758 --> 23:07.011
:میتونستم بگم
...حرامه

23:07.094 --> 23:08.762
...نه، این کار درست نیست

23:08.845 --> 23:11.098
...میتونستم

23:11.181 --> 23:14.643
...میتونستم اونهارو از اون مرد دور کنم

23:17.855 --> 23:20.065
...من فقط

23:20.983 --> 23:22.693
...نشستم روی صندلیم

23:24.403 --> 23:26.613
!قطع به یقین اون کشته شده بود

23:27.949 --> 23:32.244
...میدونستم که از نظر روحی از بقیه قویتر نیستم

23:32.328 --> 23:34.246
...میدونستم که

23:35.164 --> 23:36.165
...مشتاقم که فقط بشینم

23:37.583 --> 23:41.295
!و یه نفر بمیره و من مداخله‌ای نکنم

23:52.889 --> 23:57.019
...یه ویدئو دیگه از من و هارمیت بود

23:57.102 --> 23:58.979
...که خیلی عجیب بود

23:59.688 --> 24:03.025
...اونها برای ما انگور و کلوچه آوردن که بخوریم
...کارهاشون خیلی بی مقدمه بود

24:03.734 --> 24:06.737
...فیلمبردار این کت رو تن من کرد

24:06.820 --> 24:09.073
...رنگش خیلی خز بود

24:09.156 --> 24:10.491
...به اون

24:11.492 --> 24:13.577
...خیلی عطر زده بودن

24:14.620 --> 24:16.956
:مردم از من میپرسیدن
این چی بود که پوشیده بودی؟

24:17.039 --> 24:19.333
اون دیگه چه کتی بود که پوشیده بودی؟

24:22.836 --> 24:27.758
...خیلی واضح بود که اوضاع من و هارمیت به عنوان یه کانادایی

24:27.841 --> 24:31.345
!با اوضاع تام و نورمن به عنوان یه آمریکایی خیلی فرق داشت

24:33.597 --> 24:36.975
...اونها این لباس هارو به تام و نورمن دادن

24:37.893 --> 24:40.771
...نورمن یکم جا خورده بود

24:40.854 --> 24:43.440
:و میگفت
!ما زندانی های جنگی نیستیم

24:43.524 --> 24:45.692
...من هم میگفتم

24:46.694 --> 24:49.321
!نورمن، اون لباس رو تنت کن

24:51.240 --> 24:52.283
!عاشقش بودم

24:52.366 --> 24:54.993
!میخواستن که موهای من رو ژولیده کنن

24:55.077 --> 24:57.913
...تا من رو خیلی بیچاره تر از قبل نشون بدن

24:57.997 --> 25:02.042
:من هم میگفتم
!موهای من رو به حال خودشون بذارید

25:02.126 --> 25:03.335
!اونها هم همین کار رو کردن

25:04.128 --> 25:05.754
...من دوست عراق هستم

25:05.837 --> 25:09.050
...من مخالف سرسخت این جنگ هستم

25:09.133 --> 25:10.884
...از همون ابتدا مخالفش بودم

25:10.967 --> 25:13.512
...حالا هم از دولت خودم، دولت بریتانیا درخواست میکنم

25:13.595 --> 25:18.809
!که برای آزادی من و آزادی مردم ستم دیده عراق تلاش کنن

25:19.476 --> 25:22.729
...من درخواست میکنم که من رو از اسارت نجات بدین

25:22.813 --> 25:26.859
!همچنین میخوام که مردم عراق هم از این بدبختی نجات بدید

25:27.484 --> 25:32.031
ما گروگان های آمریکایی و بریتانیایی رو
...دیدیم که در غل و زنجیر بودن

25:32.114 --> 25:34.158
...این یه پیام واضح به ما میداد که

25:35.909 --> 25:39.580
القاعده و گروه های دیگه قبل از
...اینکه آمریکایی ها و بریتانیایی هارو

25:39.663 --> 25:42.666
،اعدام کنه، یه لباس نارنجی تنشون میکنن
...و میگفتن که

25:42.750 --> 25:45.169
!اگه شما گروگان دارید، ما هم گروگان داریم

25:45.252 --> 25:48.005
اگه شما لباس نارنجی تن اونها میکنید
!ما هم همین کار رو باهاشون میکنیم

25:48.089 --> 25:50.257
...سرنوشت اینها اینه که سرشون جدا بشه

25:50.341 --> 25:51.967
...بنابراین گروه صلح جوی مسیح

25:52.050 --> 25:53.802
...حالا لباس نارنجی تن اعضاش بود

25:53.886 --> 25:58.057
:ما با خومون میگفتیم که
!اوه خدای من، توی ویدئوی بعدی، حتما سر اونها رو میبرن

26:06.482 --> 26:08.692
...پزشک اومد داخل و گفت

26:08.775 --> 26:11.737
!بریتانیایی ها و آمریکایی ها توی دسته‌ی متفاوتی قرار میگیرن

26:12.738 --> 26:15.365
...ما جداگانه برای آزادی شما مذاکره میکنیم

26:16.658 --> 26:18.160
...میخواستن که مارو جدا کنن

26:21.246 --> 26:22.581
...ما نمیدونستیم

26:25.542 --> 26:27.043
که منظورشون چیه

26:29.213 --> 26:32.758
...به اونها دونه دونه دستبند زدن

26:32.841 --> 26:33.926
...و

26:35.427 --> 26:38.389
:تام گفت
...قوی باشید

26:38.472 --> 26:40.516
...این آخرین چیزی بود

26:42.226 --> 26:43.936
...که

26:46.647 --> 26:49.650
!خیلی چیز مفیدی توی اون لحظه بود

26:55.155 --> 26:57.491
...من دختر تام فاکس هستم

26:57.574 --> 26:59.910
...پدرم تصمیم گرفت که به عراق بره

26:59.993 --> 27:02.163
...تا غمخوارِ غم‌دیدگان باشه

27:02.246 --> 27:04.956
اون خانواده‌هایی که عزیزشون رو
...از دست داده بودن ملاقات میکرد

27:05.040 --> 27:08.419
اون بیشتر وقتش در عراق رو
...صرف آزادی بازداشت شدگان میکرد

27:08.502 --> 27:10.837
...اون راهنما و پشتیبان منه

27:10.921 --> 27:12.923
...و میخوام که صحیح و سالم دوباره در کنار من باشه

27:13.006 --> 27:16.385
...میخوام که اون و هرکسی که همراهش هست

27:16.468 --> 27:19.346
در راحتی باشن، و براشون دعا میکنم
....تا قضیه مسالمت آمیز تموم بشه

27:19.430 --> 27:21.557
...خواهش میکنم اون رو آزاد کنید

27:21.640 --> 27:22.891
...اون رو آزاد کنید

27:28.564 --> 27:32.526
فرجه‌ای که برای 4 امدادگر که یکیشون آمریکایی هست

27:32.609 --> 27:34.320
!داره خیلی زود تموم میشه

27:34.403 --> 27:36.530
...انوش رامان به صورت زنده از بغداد با ماست

27:36.613 --> 27:41.117
انوش، آخرین خبرها در این مورد چی هست؟

27:42.203 --> 27:43.745
...خبر خاصی نداریم جیم

27:43.829 --> 27:46.998
...ما تا پایان فرجه چند ساعت بیشتر فاصله نداریم

27:47.082 --> 27:50.377
...و الان دو هفته ست که این امدادگرها

27:59.761 --> 28:01.763
...ما داشتیم به ساعت نگاه میکردیم و با خودمون میگفتیم

28:01.847 --> 28:05.226
خب، چند ساعت وقت داریم؟
چند روز وقت داریم؟

28:05.309 --> 28:07.644
چه اتفاقی برای این افراد میفته؟

28:14.109 --> 28:16.945
!وقتی که فرجه تموم شد هیچ خبری نشد

28:24.286 --> 28:25.746
...دکتر اومد داخل و گفت

28:25.829 --> 28:28.749
میخواهید که تام و نورمن رو ببینید؟

28:29.500 --> 28:30.667
:ما هم گفتیم
آره

28:30.751 --> 28:34.671
:اون گفت
خیلی خب ما دونه دونه شما رو
...به طرف صندوق ماشین میبریم

28:36.923 --> 28:40.135
...هیچ صدایی ازتون درنیاد، وگرنه میکشیمتون

28:48.685 --> 28:50.812
...من رو به این اتاق آوردن

28:52.063 --> 28:54.525
...و برگشتم تا نگاه کنم

28:56.735 --> 28:59.655
...خیلی خوشحال بودم

29:01.657 --> 29:03.492
...واو

29:04.826 --> 29:06.453
!خیلی خوشحالم که شمارو می‌بینم بچه ها

29:07.871 --> 29:11.250
!اونها هیچ واکنشی نشون نمیدادن و فقط نشسته بودن

29:11.333 --> 29:14.253
:گفتن
!فکر میکردیم که شما آزاد شدید

29:15.170 --> 29:17.005
:من گفتم
...ای کاش اینطوری بود

29:18.382 --> 29:22.469
...اونها خیلی ناراحت و غمگین بودن

29:22.552 --> 29:24.846
:با خودم گفتم
خدایا، ما هم همین شکلی هستیم؟

29:24.930 --> 29:27.724
ما هم اینجوری به نظر میاییم؟

29:27.808 --> 29:30.436
تو 2 هفته این اتفاق برای ما افتاده؟

29:35.148 --> 29:39.027
اون شب ما توی پذیرایی روی زمین خوابیدیم

29:45.450 --> 29:47.619
!کسی فرار نمیکنه

29:47.703 --> 29:49.913
!اون با مشت به سینه‌ی من زد

29:49.996 --> 29:51.665
:میگفت
!تو سعی میکردی که فرار کنی

29:53.249 --> 29:55.168
!نه، فراری در کار نیست

29:58.171 --> 30:02.509
...یه زنجیر به دور دست تام زد و اون رو به تختش قفل کرد

30:05.971 --> 30:07.473
...من خیلی عصبی بودم

30:10.016 --> 30:14.438
!ما حیوون نیستیم که شما بخواهید مارو غل و زنجیر کنید

30:14.521 --> 30:16.648
!انگار سگ هستیم

30:18.692 --> 30:22.070
...این تازه شروع اسارت ما بود

30:22.153 --> 30:24.531
...چهار مرد اسیر غل و زنجیر

30:26.658 --> 30:30.329
...سیاست دولت بریتانیا در مذاکره با آدم رباها

30:30.412 --> 30:33.415
...و پرداخت باج خیلی واضح و روشنه

30:34.875 --> 30:38.337
...همونطور که قبلا هم گفتیم

30:38.420 --> 30:43.425
...اگه گروگان گیر ها میخوان با دولت بریتانیا تماس بگیرن

30:43.509 --> 30:46.845
...ما آماده هستیم تا به حرفهاشون گوش کنیم

30:52.851 --> 30:54.936
...ما منتظر درخواست اونها بودیم

30:57.022 --> 31:00.233
!ما صبر کردیم و صبر کردیم و صبر کردیم

31:03.945 --> 31:06.615
!هیچ خبری از آدم رباها نبود

31:07.949 --> 31:10.661
...نه مستقیم نه غیر مستقیم
...هیچ آثاری ازشون نبود

31:12.120 --> 31:13.664
اطلاعات کجاست؟

31:13.747 --> 31:16.792
وقتی اطلاعاتی نیست ما چی رو آنالیز کنیم؟

31:17.918 --> 31:21.422
ما وقتی سرنخی نداریم، چه سرنخی رو دنبال کنیم؟

31:22.423 --> 31:24.090
...ما رو بلاتکلیف گذاشته بودن

31:25.926 --> 31:28.011
چی شده؟
اینها کجا رفتن؟

31:28.094 --> 31:29.095
چرا ما چیزی نمیدونیم؟

31:34.351 --> 31:37.687
ما چیزی از سلاح هایی با قدرت
تخریب بالا در عراق پیدا نکردیم

31:37.771 --> 31:39.773
....ولی سلاح های تاثیر گذار دیگه پیدا کردیم

31:39.856 --> 31:42.859
!که اون چیزی نبود جز آدم ربایی
...خیلی طول کشید تا بفهمیم

31:42.943 --> 31:45.987
...آدم رباها چقدر با استراتژی و اثر گذار جلو میرن

31:52.411 --> 31:53.912
....اولین چیز تبلیغات بود

31:53.995 --> 31:56.247
....اونها گروگان میگرفتن، و میرفتن سرتیتر خبرها

31:58.750 --> 32:01.211
تراژدی اصلی این بود که
...افرادی که بیشتر از همه اذیت میشدن

32:01.294 --> 32:03.254
...خود عراقی ها بودن

32:04.172 --> 32:07.759
!بین 7500 تا 10000 نفر در سال ربوده میشدن

32:09.052 --> 32:10.345
...این ترس واقعی بود

32:10.429 --> 32:11.847
...و بدنامی به دنبال داشت

32:11.930 --> 32:15.434
...و ما میخواستیم که امنیت و ثبات رو به عراق برگردونیم

32:17.769 --> 32:20.188
....نکته‌ی بعدی در مورد باج گرفتن هست

32:21.147 --> 32:25.110
...اونها در سال اخیر 100 میلیون دلار تونستن اخاذی کنن

32:26.027 --> 32:28.404
که همین امر باعث میشد تروریست ها بیشتر بشن
و آدم ربایی هم بیشتر صورت بگیره

32:28.488 --> 32:29.906
...این کار سیستم اونهارو تغذیه میکرد

32:30.657 --> 32:32.868
...به نظرم بدترین نوع تروریسم همینه نوعه
(ادم ربایی)

32:32.951 --> 32:34.995
...چون در شکل های دیگه فقط خود فرد جونش رو از دست میده

32:35.078 --> 32:36.663
...این یه تراژدیه که دارن با جون خودشون بازی میکنن

32:37.831 --> 32:40.083
...ولی در آدم ربایی، ممکنه که یه هفته طول بکشه یا

32:40.167 --> 32:41.877
...یه ماه یا حتی بعضی وقتها یه سال طول بکشه

32:42.794 --> 32:44.463
...و این روند ممکن بیشتر هم بشه

32:46.631 --> 32:47.674
...ایناهاش

32:55.474 --> 32:58.518
خیلی عجیبه که این چیز کوچولو

32:58.602 --> 33:00.604
!چه تاثیری روی زندگی ما گذاشت

33:03.607 --> 33:05.025
...جالبه که

33:05.901 --> 33:08.445
!نگهبان ها اونهارو زیاد محکم به دست های ما نمی‌بستن

33:10.155 --> 33:12.282
!این یه جور لطفی بود که در حق ما کردن

33:12.365 --> 33:14.618
...اونها خیلی راحت میتونستن با همین وسیله

33:14.701 --> 33:16.745
!درد و رنج زیادی رو به ما تحمیل کنن

33:21.750 --> 33:25.212
...اما خستگی خودش مثل یه شکنجه بود

33:27.589 --> 33:30.091
...ما فقط روی صندلی مینشستیم

33:30.175 --> 33:32.385
...نه چیزی بود بخونیم، نه رادیویی بود

33:32.468 --> 33:34.095
...هیچی نبود

33:35.221 --> 33:38.183
...بعضی وقت ها میخواستم که چهار دست و پا

33:38.266 --> 33:40.060
!حتی شده برای 5 دقیقه از اونجا خارج بشم

33:42.604 --> 33:45.565
...انگار توی یه کوره‌ی هزار درجه‌ی سانتیگرادی بودیم

33:46.482 --> 33:49.444
...گذر زمان خیلی کند بود

33:57.536 --> 34:01.164
...غریزه‌ی من میگفت، تنها امیدی که داریم

34:01.247 --> 34:04.334
....اینه که با گروگان گیرها ارتباط برقرار کنیم

34:06.628 --> 34:09.590
!تبادل اسم خیلی چیز قدرتمندیه

34:10.298 --> 34:13.301
...وقتی که اسم هامون رو به اونا میگیم

34:13.385 --> 34:16.012
...یه راهیه که بتونیم باهاشون ارتباط برقرارکنیم

34:17.848 --> 34:20.601
...دکتر یه پل ارتباطی با دیگران بود

34:20.684 --> 34:22.310
...اون هی میومد و میرفت

34:23.311 --> 34:28.567
،ما به اون میگفتیم دکتر
...چون نورمن فشار خون داشت

34:28.650 --> 34:31.194
...و اون برای نورمن واسه 120 روز دارو آورد

34:31.277 --> 34:32.988
:با خودم گفتم
...اوه، خدای من

34:33.071 --> 34:34.530
...خیلی ناامید کننده ست

34:35.949 --> 34:38.744
....جونیور از همه جوونتر بود، اهل فلوجه بود

34:38.827 --> 34:41.746
...اون 24 سالش بود ولی مثل بچه 12 ساله رفتار میکرد

34:41.830 --> 34:43.790
...خیلی غیرقابل پیش بینی بود

34:43.874 --> 34:47.210
....یه روز داشت واسمون آهنگ عربی میخوند

34:47.293 --> 34:49.921
...ولی بعدش یهو تفنگ به طرفمون گرفت

34:51.006 --> 34:52.465
...اون از تام متنفر بود

34:54.050 --> 34:57.596
...یدونه برادر زاده هم داشت که اون رو زیاد نمیدیدیم

34:57.679 --> 35:00.098
...اون فقط میومد یه سر و گوشی آب میداد ومیرفت

35:00.181 --> 35:03.143
...فقط در حد یه نگاه کردن و بعدش میرفت

35:03.226 --> 35:06.813
:ما هم میگفتیم
آیا این داره آموزش میبینه یا چی؟

35:07.731 --> 35:09.650
...فکر کنم شغلش رو از دست داده بود

35:09.733 --> 35:11.735
...تنها شغلی که میتونست انتخاب کنه

35:11.818 --> 35:16.865
!این بود که مباشر گروگان ها بشه

35:22.912 --> 35:27.292
...اونها فکر میکردن که سربازان گمنام امام زمان هستن

35:27.375 --> 35:29.419
...و دارن به وظیفه‌شون عمل میکنن

35:29.502 --> 35:33.214
تا از خونه و خانواده‌شون در
!مقابل تاخت و تاز ارتش دفاع کنن

35:34.591 --> 35:37.844
...این فلوجه
...این فلوجه

35:37.928 --> 35:40.681
"!این فلوجه"
...انگار یه شعار جنگی بود

35:42.015 --> 35:44.351
روی خونه‌ی اونها بمب انداخته بودن

35:44.434 --> 35:49.439
،خانواده‌اش، خواهرش، نامزدش، بهترین دوستش
...همه مرده بودن

35:50.774 --> 35:52.943
!همه مردن

35:56.404 --> 36:00.283
:ازش پرسیدم
اگه جنگی نمیشد میخواستی
که به چه کاری مشغول بشی؟

36:00.367 --> 36:02.994
اگه خونتون توی بمباران از بین نمیرفت چی کار میکردی؟

36:03.078 --> 36:06.539
...اون گفت
...این صدا رو از خودش در آورد

36:06.623 --> 36:09.292
:میگفت
...توی بازار به پدرم کمک میکردم

36:10.043 --> 36:15.256
...اون با خر، بار و بنه به بازار میبرد

36:20.220 --> 36:22.806
...اونها مارو به پذیرایی بردن

36:22.889 --> 36:25.391
...تلویزیون رو روشن کردن و یه فیلم گذاشتن

36:26.267 --> 36:27.518
...نیکلاس کیج

36:27.602 --> 36:31.439
فکر کنم اونها بیشتر از ما
!از دور هم جمع شدن خوششون میومد

36:31.522 --> 36:33.399
...فکر کنم اونها هم خودشون خسته شده بودن

36:34.234 --> 36:37.612
...بود  "con air" یه فیلم بود که فکر کنم اسمش

36:39.072 --> 36:41.116
...یکی از زندانی ها

36:41.199 --> 36:45.328
...یه تیکه سیم توی دستش جاساز کرده بود

36:45.412 --> 36:47.580
...اون رو از اونجا بیرون کشید

36:47.664 --> 36:52.335
...و اون رو توی حفره‌ی دستبند فرو کرد

36:52.419 --> 36:54.212
!و اون رو تکون داد و دستبند باز شد

36:54.295 --> 36:57.507
:ما هم گفتیم
...اینا کار هالیووده، همه‌ش دروغه

36:59.259 --> 37:01.887
!اما کار اون توی ذهن من ثبت شده بود

37:09.102 --> 37:10.562
...تیم صلح جوی مسیح

37:10.645 --> 37:14.399
هنوز بابت ربوده شدن اعضای تیمش نگران هست

37:14.482 --> 37:16.109
...ما دعا میکنیم که افرادی که اونهارو اسیر کردن

37:16.192 --> 37:19.988
،ازشون به خوبی نگهداری کنن
....درست مثل ما در تیم صلح جوی مسیح

37:20.071 --> 37:22.532
!که میزبان خوبی برای عراقی ها بودیم

37:23.158 --> 37:25.786
...همونطور که پدرم و خانواده‌ی ما قبلا اعلام کرده بودیم

37:25.869 --> 37:29.705
پدرم نمیخواست که دولت آمریکا
...حمله‌ی نظامی علیه مردم عراق

37:29.790 --> 37:32.542
...انجام بده

37:34.085 --> 37:37.839
...تیم صلح جوی مسیح مدام تکرار میکرد که

37:37.923 --> 37:41.301
...ما نمیخواهیم که افراد شیطان صفت یا دیگر اعضای تیم ما"

37:41.384 --> 37:42.761
"با تفنگ برن و تام رو نجات بدن

37:42.844 --> 37:46.306
...اونها به سربازان آمریکایی و بریتانیایی

37:46.389 --> 37:49.601
...با عنوان "شیطان صفت" یاد کردن و اینهارو به ما گفتن

37:49.684 --> 37:52.562
...میدونی من توی اتاق بودم و این رو بهم گفتن

37:52.645 --> 37:57.108
...ما اونهارو ملاقات کردیم و گفتیم

37:57.192 --> 38:01.404
...ما مخالف هرگونه یورشی هستیم"

38:01.488 --> 38:04.908
!یا هرچیزی که مردم رو به خطر بندازه

38:04.991 --> 38:08.661
"...این روندی هست که ما دنبال میکنیم و از اول هم بهش پایبند بودیم

38:10.205 --> 38:15.668
تنها راه حل اینه که
...افرادی مثل من با تفنگ وارد میدان بشن

38:15.751 --> 38:18.463
!و تام فاکس و بقیه رو به خونه برگردونن

38:19.297 --> 38:22.592
...اونها فکر میکردن که اگه ما وارد اتاق بشیم

38:22.675 --> 38:24.886
...تام فاکس میپره و بین ما

38:24.969 --> 38:29.057
...و گروگان گیر ها قرار میگیره

38:29.140 --> 38:31.226
!تا جون اونهارو نجات بده
(!در اون لحظه هم مخالف درگیری با تفنگه که اینطور نیست)

38:38.775 --> 38:41.611
...گروگان گیرها مثل همیشه

38:41.694 --> 38:43.321
!با ما رفتار نمیکردن و خیلی درهم برهم شده بودن

38:44.405 --> 38:49.119
یادمه که جونیور موقع خواب
...تفنگ رو میذاشت زیر بالش خودش

38:49.202 --> 38:50.495
...و همینجوری میذاشت و میرفت

38:50.578 --> 38:52.997
...تختش هم در چند متری من بود

38:53.081 --> 38:55.166
...و من خیلی راحت میتونستم بچرخم

38:55.917 --> 38:57.418
...و اون تفنگ رو بردارم

38:58.628 --> 38:59.880
...واو

39:03.216 --> 39:05.301
...من واقعا نمیدونم که چطوری با یه تفنگ کار کنم

39:06.219 --> 39:08.013
!اصلا نمیدونم که اون پر هست یا نه

39:09.014 --> 39:13.434
،آیا من وقتی که اون تفنگ رو برمیداشتم
آماده‌ی آدم کشتن بودم؟

39:15.728 --> 39:20.316
!برای من صلحجویی به این معنی بود که آدمی رو نکشم

39:21.526 --> 39:23.278
...من کسی رو

39:24.570 --> 39:26.031
!برای بدست آوردن آزادیم نمیکشتم

39:31.411 --> 39:33.997
...سختی‌ای که دستبند زدن برامون ایجاد کرده بود

39:34.080 --> 39:35.916
...این بود که شب و روز باید با همدیگه میبودیم

39:38.043 --> 39:41.379
نمیتونستیم غلت بزنیم
!وگرنه میرفتیم روی همدیگه

39:53.934 --> 39:57.020
هارمیت، خوابیدی؟

39:57.103 --> 39:58.188
!آره

39:58.771 --> 40:00.356
:باید اجازه میگرفتی، اینطوری
...اوه هارمیت

40:00.440 --> 40:03.484
میشه برای چند ثانیه از
دستم استفاده کنم تا پشه رو دور کنم؟

40:04.402 --> 40:06.862
...معلوم بود که نمیشد اون پشه‌ی لعنتی رو گرفت

40:06.947 --> 40:09.657
:و میگفتید که
...خوب، بذار پشه ها من رو بخورن

40:18.374 --> 40:19.751
...زمستون داشت میومد

40:20.418 --> 40:21.628
...هوا سرد بود

40:22.295 --> 40:25.173
!و تنها چیزی که تن من بود یه پیراهن بود، فقط همین

40:32.388 --> 40:34.307
...شلوار -
...خدای من -

40:35.224 --> 40:38.394
:یکی از نگهبان اومد و گفت
...میتونید این لباس هارو بپوشید

40:41.856 --> 40:43.942
...توی کف یکی از کفشها

40:46.027 --> 40:48.779
...یه میخ کوچیکی وجود داشت

40:52.658 --> 40:55.203
:من هم گفتم
واو، اون فیلم رو یادتونه...؟

40:58.873 --> 41:02.335
!گفتم: بهتره که امتحانش کنیم
اونها گفتن: نه، نه

41:05.005 --> 41:07.507
...ما تصمیم گرفتیم که امتحانش کنیم

41:10.593 --> 41:14.347
!ولی به طرز باورنکردنی‌ای این روش کار کرد

41:18.143 --> 41:20.395
...مکانیزمش خیلی ساده ست، یه فنر داره

41:20.478 --> 41:23.982
،وقتی که اون رو بلند میکنید، قفل آزاد میشه
مثل سحر و جادو می‌مونه

41:25.233 --> 41:28.486
:به اون میخ میگفتیم
!وسیله‌ی افسونگری

41:31.364 --> 41:35.118
...اون شبی که برای اولین بار دست هام رو آزاد کردم

41:35.201 --> 41:38.538
...میتونستم پتو رو با دستم تا زیر چونه هام بیارم

41:38.621 --> 41:42.834
...و روی شونه‌هام بکشم، خیلی حس خوبی بود

41:42.917 --> 41:47.172
...اینکه میتونستم دستم رو بذارم زیر چونه‌ام خیلی حس خوبی داشت

41:47.255 --> 41:49.465
!انگار بهم تی‌تاپ داده بودن

41:58.766 --> 42:01.144
...بعدش باید مطمئن میشدیم که

42:02.312 --> 42:04.564
...دوباره هر روز به خودمون دستبند بزنیم

42:05.773 --> 42:08.609
!قبل از اینکه اونها بالا بیان

42:08.693 --> 42:09.944
...این کار

42:11.196 --> 42:14.949
،یکی از نامعقول ترین کاریهایی بود که باید انجام میدادیم
"خیلی خب، فکر کنم باید دوباره به خودمون دستبند بزنیم"

42:15.033 --> 42:18.119
...ما به خودمون دستبند میزدیم، انگار

42:25.335 --> 42:29.339
فرار کردن خیلی بهمون حال میداد
!ولی خودمون رو باز اسیر میکردیم

42:30.715 --> 42:32.633
...اما وقتی که دستبند رو باز میکردیم

42:32.717 --> 42:37.972
...فقط من و هارمیت به صورت فیزیکی آزاد میشدیم

42:40.015 --> 42:43.436
تام و نورمن چی میشدن؟

42:44.354 --> 42:47.607
...اگه ما فرار میکردیم، اونها بدجوری تنبیه میشدن

42:49.024 --> 42:50.776
!نمیتونستم با این مورد کنار بیام

43:00.536 --> 43:02.497
...بهترین منبع اطلاعاتی

43:02.580 --> 43:04.749
...این بود که مکالمات تلفنی رو گوش کنیم

43:06.042 --> 43:08.795
...من نمیتونم زیاد در این مورد صحبت کنم

43:09.587 --> 43:13.007
!در سال 2005، همه دیگه یدونه موبایل رو داشتن

43:13.091 --> 43:15.135
...وقتی که من اونجا بودم، این یه امر عادی شده بود

43:15.218 --> 43:17.303
...وقتی که من به اونجا رسیدم، 4 تا موبایل داشتم

43:17.386 --> 43:19.555
همه میدونن که میشه با موبایل رد طرف رو پیدا کرد

43:20.515 --> 43:22.683
...ما هم این توانایی رو داشتیم

43:24.769 --> 43:27.897
ولی 10 سال دیگه هم بیایی
...بازهم من در این مورد چیزی بهتون نمیگم

43:29.941 --> 43:32.443
...همه‌ی اونها موبایل داشتن

43:32.527 --> 43:34.779
...فکر کنم مدام با اون دکتر در تماس بودن

43:34.862 --> 43:37.031
...تا بدونن که اوضاع از چه قراره

43:37.907 --> 43:41.035
اونها وقتی میومدن، از نور موبایل
...به عنوان چراغ قوه استفاده میکردن

43:43.204 --> 43:45.623
...وقتی که یه نفر برای یه ثانیه موبایلش رو روشن کنه

43:45.706 --> 43:47.167
!ما سریع میفهمیم که اون کجا قرار داره

43:51.129 --> 43:54.590
با گذر زمان، متوجه میشید که چه
...گروه هایی در این ماجرا دخیل هستن

43:54.674 --> 43:57.760
ما راه های مختلف ارتباطی رو
:تست میکنیم و درنهایت نتیجه گیری میکنیم

43:57.843 --> 44:01.139
....اینجا نبود  X اگه این آقای

44:02.097 --> 44:05.059
ارتباط برقرار میکنه؟  Y اون وقت کی با آقای

44:05.143 --> 44:08.020
...اونوقت به نیروها دستور میدیم

44:08.103 --> 44:10.731
...رو دستگیر کنن  X برن و آقای

44:10.815 --> 44:13.442
...و اونهارو به پلیس عراق تحویل میدن

44:13.526 --> 44:14.985
...وقتی که اونها بازداشت هستن

44:15.069 --> 44:19.073
ما دنبال این میگردیم که ببینیم
...با چه کس دیگه‌ای خواهد بود  Y ارتباط

44:19.157 --> 44:21.409
...و اینطوری در مدت مشخصی

44:21.492 --> 44:25.246
گروه هایی که دخیل هستن رو
!شناسایی میکنیم و رهبرشون رو پیدا میکنیم

44:27.998 --> 44:30.960
...ما خیلی خیلی به هدفمون نزدیک شده بودیم

44:31.043 --> 44:33.213
...شماره تلفن های مشخص

44:33.296 --> 44:37.717
...متصدی های مشخص، گوینده ها، مکالمات

44:39.219 --> 44:44.682
و ما تونستیم 2000 تا اسم رو به 1800 اسم برسونیم

44:44.765 --> 44:46.142
...بعدش 1500 تا

44:46.225 --> 44:49.228
...و این لیست هی کوچکتر و کوچکتر میشد

44:51.981 --> 44:53.983
فعالیت زیاد شده بود

44:54.066 --> 44:55.693
...دکتر تعداد دفعات بیشتری میومد

44:56.944 --> 44:58.363
...و استرس داشت

44:59.572 --> 45:02.658
...یادمه که دکتر به ما میگفت

45:02.742 --> 45:05.286
...یکی از اعضای تیم ما رو دستگیر کردن

45:05.370 --> 45:07.872
...ما توی خطر بزرگی هستیم

45:07.955 --> 45:09.164
...یادمه بهش گفتم که

45:09.249 --> 45:12.377
...احتیاجی نیست که خودتون رو توی خطر بندازید

45:12.460 --> 45:16.922
!مارو آزاد کنید، خطر هم خودش رفع میشه

45:17.006 --> 45:20.134
...ولی اونها به جنبه‌ی فان حرف های من دقت نکردن

45:29.185 --> 45:32.146
اونها گفتن که میخوان زندانی هارو معاوضه کنن

45:32.229 --> 45:34.440
...نمیشه در مورد پول با آمریکایی ها مذاکره کرد

45:34.523 --> 45:37.985
!ولی با بریتانیایی ها و کانادایی ها میشه سر پول مذاکره کرد

45:38.694 --> 45:41.531
!در ازای تام، 450 تا زندانی باید آزاد بشه

45:41.614 --> 45:45.493
...ما میخواهیم شما رو آزاد کنیم

45:46.369 --> 45:48.496
...و تک تک شمارو میذاریم توی صندوق عقب ماشین

45:48.579 --> 45:53.876
...اولش با تام شروع میکنیم، بعد نورمن، بعد جیم، بعد هارمیت

45:54.502 --> 45:57.922
...بعدش شمارو به مسجد میبریم و شما آزاد میشید

45:59.382 --> 46:01.717
...به نظر جزئیاتی که میگفت درسته

46:01.801 --> 46:04.553
...و تام به نظر خیلی دلگرم بود

46:04.637 --> 46:06.806
...با عقل جور در میاد، خیلی خوبه

46:06.889 --> 46:09.725
...فکر میکردیم که دیگه آزاد شدیم

46:09.809 --> 46:13.396
و فکر میکردیم که دیگه به آخر این بازی رسیدیم
...و وقت تموم شدنه بازیه

46:15.147 --> 46:18.984
...بعدش جونیور اومد، حسابی تیپ زده بود

46:19.068 --> 46:21.153
...خیلی با ملایمت با تام رفتار میکرد و گفت

46:21.237 --> 46:25.074
...خیلی خب تام، وسایلت رو جمع کن و بریم

46:25.157 --> 46:26.534
کیفت کجاست؟

46:37.003 --> 46:39.338
...اونها از پشت بهش دستبند زدن

46:41.424 --> 46:42.883
...من از این کار خوشم نمیومد

46:43.718 --> 46:45.302
...اینطوری آدم احساس درماندگی میکنه

46:47.430 --> 46:48.639
...اون رو بردن

46:51.517 --> 46:53.144
...بعد گفتن که

46:54.312 --> 46:55.646
...بعدش میاییم دنبال شما

46:58.358 --> 47:00.234
...یکی یکی میاییم دنبالتون

47:01.861 --> 47:03.153
...ما هم صبر کردیم

47:04.530 --> 47:05.906
...و صبر کردیم

47:08.493 --> 47:09.827
...هوا تاریک شد

47:11.537 --> 47:14.499
...بعدش هارمیت گفتش که

47:14.582 --> 47:16.584
...تام رو از ما جدا کردن

47:18.919 --> 47:21.631
...نمیدونستم چرا و برای چی، اما

47:23.633 --> 47:25.593
!اون رو جدا کرده بودن

47:35.102 --> 47:37.146
!من هیچ وقت خوشبین نبودم

47:37.229 --> 47:40.400
...چون از 55 تا 60 درصد افراد غربی که ربوده میشن

47:40.483 --> 47:46.656
یا فیلم اعدامشون میاد بیرون، یا جسدشون رو پیدا میکنیم
!یا اینکه کلا مفقودالاثر میشن

47:46.739 --> 47:51.118
!در هیچ جای تاریخ، آدم رباهایی به این بدی پیدا نمیکنید

47:51.202 --> 47:57.333
...از طرف ارتش آمریکا باهامون تماس گرفتن

47:57.417 --> 48:02.337
...و بهمون گفتن که یه جنازه پیدا کردن

48:02.422 --> 48:04.465
!و به نظر میرسه که جنازه‌ی تام باشه

48:04.548 --> 48:07.635
اون رو توی یه پتو پیچیده بودن
!و کنار راه آهن پیداش کرده بودن

48:09.095 --> 48:13.224
میدونی، اونجا یه بخش از بغداد بود
!که فاصله‌ی کمی از ما داشت

48:15.476 --> 48:16.685
...و

48:20.439 --> 48:21.982
...این

48:23.150 --> 48:25.319
!این بدترین اتفاقی بود که ممکن بود بیفته

48:25.403 --> 48:27.822
...چیزی که از اتفاق افتادنش هراس داشتیم

48:30.157 --> 48:33.661
...و خیلی نگران اون سه تای دیگه بودیم

48:37.164 --> 48:39.208
،من میتونستم اون تصویر رو ببینم
من میتونستم اون تصاویر رو ببینم

48:39.959 --> 48:41.293
...اولین بار نبود که تصاویر کالبد شکافی رو میدیدم

48:41.376 --> 48:43.879
،برای افراد دیگه رو دیده بودم
...اما برای اون رو هم دیدم

48:45.840 --> 48:48.509
...به نظر میرسید که اون رو به یه جای باز برده بودن

48:48.593 --> 48:50.970
...و بقیه رفته بودن پشت سرش

48:51.053 --> 48:52.429
...بهش گفته بودن که فرار کنه

48:52.513 --> 48:56.350
!و بعدش با کلاشنیکف چندین بار بهش شلیک کردن

49:09.613 --> 49:12.658
،خبرش توی همه جا پیچید
...اون عکس هایی که نشون دادن رو یادمه

49:12.741 --> 49:14.827
...عکس من و نورمن و هارمیت رو نشون دادن

49:16.328 --> 49:19.832
...و بعدش یه نمای بسته از تام نشون دادن

49:23.502 --> 49:24.920
...و بعدش یه جاده

49:30.593 --> 49:32.344
...و یه نقطه توی اون جاده رو نشون دادن

49:40.144 --> 49:42.897
:گفتیم
چرا تام رو توی تلویزیون نشون دادن؟

49:42.980 --> 49:46.442
:اونها گفتن
....اوه، اونها برای هر کدوم از شما ویژه برنامه ساختن

49:46.525 --> 49:48.986
!هر شب یه قسمت رو نشون میدن

49:50.321 --> 49:53.073
...امشب برای تام بود، فردا شب

49:53.157 --> 49:56.243
!شاید نوبت دکتر باشه، فردا شبش هم شاید جیم باشه

49:58.329 --> 50:00.456
!ما میدونستیم که اون داره دروغ میگه

50:00.540 --> 50:04.126
تیم صلح جوی مسیح تقریبا نیم ساعت پیش
...در یک بیانه‌ای اعلام کرد

50:04.209 --> 50:05.920
...در واکنش به مرگ تام

50:06.003 --> 50:08.923
...فارغ از اینکه از چه قوم و نژادی هستید، ازتون میخواهیم

50:09.006 --> 50:11.967
...کسانی که درحقتون بدی کردن رو ببخشید

50:12.051 --> 50:15.220
تام خودش اعلام کرده بود که
...ما نباید با خشونت کسی رو تنبیه کنیم

50:15.304 --> 50:18.057
...و ما اعلام میکنیم که هیچ تلافی یا قصاصی در کار نیست

50:18.140 --> 50:19.975
!و ما اون کسانی که دشمن ما هستن رو میبخشیم

50:20.893 --> 50:23.812
...ما قطعا چشممون رو روی مرگ تام نبستیم

50:23.896 --> 50:26.023
...احساسات ما در راستای عیسی مسیح قرار داره

50:26.106 --> 50:30.444
،و مردم بابت گناهانی که انجام میدن بخشوده میشن
!حتی اگه گناه خیلی بزرگی باشه

50:30.528 --> 50:33.572
...اما شاید ما نتونیم واقعا اونهارو ببخشیم

50:33.656 --> 50:35.491
!ولی به خدایی باور داریم که میتونه اونهارو ببخشه

50:35.575 --> 50:39.704
...کومبایا یا همون صلح جهانی هیچ وقت اتفاق نمیفته

50:39.787 --> 50:42.331
...واقعیت اینه که مردم این رو قبول کردن که

50:42.414 --> 50:44.291
...افراد شیطان صفتی روی زمین هستن

50:44.374 --> 50:46.877
...و تنها چیزی که میتونه یه مرد شیطان صفت مسلح رو متوقف کنه

50:46.961 --> 50:48.295
!یه مرد خوب مسلح هست

50:56.053 --> 51:00.349
...بعد از مرگ تام، این پرونده تبدیل شد به پرونده‌ی اصلی ما

51:00.432 --> 51:02.935
...نیروهای ویژه هر شب دنبال هدف های خاص میرن

51:03.018 --> 51:04.729
"به این نوع عملیات ها میگن "جنگ تا پیروزی

51:04.812 --> 51:06.897
...جاسوس هامون عملیات رو هدایت میکردن

51:06.981 --> 51:08.482
،و این عملیات ها
...جاسوس های بیشتری بهمون اضافه میکردن

51:08.565 --> 51:10.109
...و عملیات های آینده رو هدایت میکردن

51:10.192 --> 51:13.863
...و بین اعضای تیم هماهنگی ویژه‌ای ایجاد شده بود

51:13.946 --> 51:17.491
...چون هر شب داشتن عملیات انجام میدادن

51:17.574 --> 51:21.370
،افراد ما هر موقع، هرجا که میخواستن میرفتن
...ما سلطان شب بودیم

51:28.210 --> 51:33.257
...نیروهای ویژه عملیات های موازی انجام میدادن

51:40.973 --> 51:43.225
...همه تمرکزشون روی این بود که

51:43.309 --> 51:46.061
!بتونن حتی شده یه ذره اطلاعات جمع کنن

51:46.145 --> 51:48.147
...تا بتونن مسیر رو برای ما هموار کنن

51:51.148 --> 51:56.148
.:: @bollbolljan_com ::.

51:56.572 --> 51:58.115
...برای انجام عملیات نجات

51:58.198 --> 52:00.659
!باید بدونید که گروگان ها دقیقا کجا هستن

52:00.743 --> 52:03.078
!باید چند رقم بعد اعشار هم مختصاتش رو دربیارید
(خیلی دقیق بدونی که کجان)

52:04.664 --> 52:07.833
...اینکه بدونی توی کدوم خونه هستن کافی نیست

52:07.916 --> 52:10.586
!باید بدونی که توی کدوم اتاق در اون خونه هستن

52:10.670 --> 52:14.089
تا بتونیم برادرهامون رو بفرستیم تا
...عملیات نجات رو انجام بدن

52:14.173 --> 52:15.507
!باید از ریز به ریز محل خبر داشته باشیم

52:19.887 --> 52:22.264
...نورمن زیاد حالش خوب نبود

52:24.016 --> 52:26.268
...نمیدونم مشکلش چی بود ولی لازم میدونستم که

52:27.561 --> 52:29.479
!سریعا از اینجا بزنیم بیرون

52:29.563 --> 52:33.358
...میدونستم که این ماجرا ختم به خیر نمیشه

52:41.617 --> 52:43.035
...ما اطلاعاتی بدست آوردیم

52:43.869 --> 52:48.040
...ما فهمیدیم که یه نفر در راس قرار داره

52:48.123 --> 52:49.667
!تصمیمات رو به سه نفر دیگه منتقل میکنه

52:49.750 --> 52:53.629
...اون کسی که در راس بود، هدف ما قرار گرفت

52:57.091 --> 52:59.093
...تونستیم موقعیتش رو پیدا کنیم

53:00.344 --> 53:03.555
...از اون بازجویی به عمل آوردیم

53:03.638 --> 53:07.517
!و اون هم تصمیم گرفت که به نحو احسن با ما همکاری کنه

53:09.854 --> 53:13.565
بهش گفته بودیم که بهتره
اطلاعاتی که میده دقیق باشه

53:13.648 --> 53:17.444
تا هیچ خطری افرادی که میخوان
!گروگان هارو نجات بدن، تهدید نکنه

53:23.951 --> 53:25.660
...از اون به بعد

53:25.745 --> 53:29.915
...ارتش تمام تلاشش رو کرد تا برای یورش آماده بشه

53:31.166 --> 53:36.880
...برای انجام این کار باید به معجزه

53:36.964 --> 53:38.090
!...اعتقاد داشته باشیم

53:39.216 --> 53:41.427
...اعضای تیم صلح جوی مسیح خیلی یکدنده هستن

53:41.510 --> 53:43.971
:میگن که
...ما هیچ اطلاعاتی به شما نمیدیم

53:44.054 --> 53:45.472
...ما نمخواهیم که شما عملیات نجات انجام بدید

53:45.555 --> 53:47.349
...اونها خیلی یکدنده و لجباز بودن

53:47.432 --> 53:49.852
تیم ما میدونستن که این کار ریسک داره و میتونه برای
...اونها یه تهدید به حساب بیاد

53:49.935 --> 53:52.271
...و اونها هم نمیخواستن که عملیات نجات انجام بگیره

53:52.354 --> 53:54.898
این خیلی سخت بود چون هرکدوم
...از ما از جاهای مختلف اومده بودیم

53:54.982 --> 53:56.733
...و هرکدوم انگیزه های مختلفی داشتیم

53:57.359 --> 54:00.780
...ما میترسیدیم که ممکنه افرادی بمیرن یا زخمی بشن

54:03.699 --> 54:07.327
...وظیفه‌ی من این بود که برم و هرکاری که ممکنه انجام بدم

54:07.411 --> 54:08.954
!تا جون اون افراد رو نجات بدم

54:09.872 --> 54:12.958
و اینکه کسی
...چه کانادایی باشه چه اهل جای دیگه باشه

54:13.042 --> 54:15.961
...یا حتی اگه اعضای خانواده بگن که این کار رو نکن

54:16.045 --> 54:18.088
:من بهشون میگم که
...متاسفم، واقعا متاسفم

54:18.172 --> 54:20.549
...ولی در این مورد کاری از دستم برنمیاد و باید برم

54:21.508 --> 54:23.635
...اینها شهروندان کانادایی هستن و پاسپورت اینجارو دارن

54:23.718 --> 54:25.179
...و چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید

54:25.262 --> 54:30.392
هدف ما اینه که به اونها نزدیک
....بشیم و جونشون رو نجات بدیم

54:33.645 --> 54:37.149
!ما میدونستیم که یا اونهارو نجات میدیم، یا اینکه اونها میمیرن

54:38.734 --> 54:41.195
...گروگان گیرها خیلی راحت میتونن گروگان هارو بکشن

54:41.278 --> 54:44.198
!عملیات نجات گروگان ها نباید با شکست مواجه بشه

55:02.382 --> 55:06.220
....در کنار من بمونید ♪

55:06.303 --> 55:11.934
...برگها در شامگاه خیلی سریع میریزن ♪

55:12.642 --> 55:17.022
...تاریکی داره بیشتر و بیشتر میشه ♪

55:17.106 --> 55:22.444
...خدایا در کنار من باش ♪

55:22.528 --> 55:26.740
!بیدار شو، داره یه اتفاقی میفته

55:28.742 --> 55:30.410
هارمیت؟

55:33.080 --> 55:34.832
!در رو باز کن

55:38.127 --> 55:41.046
آقای کمبر؟ -
!بله، من اینجام -

55:58.438 --> 56:03.485
،برای 4 ماه بود که رنگ آسمون رو ندیده بودیم
...رنگ آبی آسمان خیره کننده بود

56:04.778 --> 56:05.862
...و من

56:05.946 --> 56:07.823
...میتونستم نسیم رو روی صورتم حس کنم

56:09.449 --> 56:11.743
...من میخواستم که وایستم

56:14.496 --> 56:18.583
!و فقط این حس خوب رو بعد مدتها تجربه کنم

56:19.168 --> 56:23.880
...یه صبح خیلی خیلی آفتابی توی بغداد بود

56:27.342 --> 56:29.970
...خیلی خوشحال بودیم که همکارانمون برگشته بودن

56:30.054 --> 56:33.432
!خیلی خوشحال بودیم که در این عملیات کسی آسیب ندیده بود

56:33.515 --> 56:34.850
...چون ما خیلی از این بابت ترس داشتیم

56:34.934 --> 56:37.186
،تمام گروگان ها به خونه برگشتن
...تمام تیم نجات دهنده به خونه برگشتن

56:37.269 --> 56:38.687
!بدون هیچ خط و خشی

56:43.483 --> 56:45.611
:یادمه که داشتم بهشون نگاه میکردم و میگفتم
...من شمارو میشناسم

56:45.694 --> 56:47.612
...من همه چیز رو در مورد شما میدونم

56:48.780 --> 56:51.825
...هردوتون، من در این 118 روز که شما اسیر بودید

56:52.326 --> 56:54.786
...هر روز به صورت های شما نگاه میکردم

56:54.869 --> 56:56.705
...و بدون مقایسه میتونستم شمارو تشخیص بدم

56:56.788 --> 56:58.748
...ولی توی این 118 روز که اسیر بودید

56:58.832 --> 57:00.542
...داشتم به عکس های شما نگاه میکردم

57:02.586 --> 57:05.631
!و خیلی خوشحالم که حضورا شمارو اینجا دیدم

57:05.714 --> 57:07.174
...شرمنده یکم احساسی شدم

57:07.257 --> 57:10.052
...اما بعد از 10 سال هنوز هم در ارتباطیم

57:19.561 --> 57:21.897
...من همیشه احساس میکردم که در معرض خطر هستم

57:21.981 --> 57:24.233
...به عنوان یه صلح جو رفتم و توسط

57:24.316 --> 57:28.695
!نیروهای خشن بریتانیا آزاد شدم

57:28.778 --> 57:31.865
...ولی از اونها ممنونم، چون به لطف اونها

57:31.949 --> 57:35.202
!من 10 سال دیگه تونستم عمر کنم

57:35.285 --> 57:36.578
...اما خب

57:36.661 --> 57:38.956
!یه زندگی که همش احساس خطر میکنم

57:41.041 --> 57:42.501
صبح به خیر

57:44.502 --> 57:51.502
بعد از 8 ماه از اونها خواسته شد تا برن گروگان گیرهارو
!شناسایی کنن، ولی اونها این کار رو نکردن

57:52.427 --> 57:57.932
ما بدون قید و شرط گروگان گیرهایی
...که مارو اسیر کرده بودن رو میبخشیم

57:59.059 --> 58:01.853
...اون کسایی که مارو اسیر کرده بودن باید

58:01.936 --> 58:04.398
...به دادگاه برن و محکوم بشن

58:04.481 --> 58:07.985
...و ما میخواهیم که نهایت ارفاق رو در حق اونها ادا کنن

58:09.194 --> 58:12.406
...فکر نمیکنم گروگان ها کار درستی کرده باشن

58:12.489 --> 58:14.408
...که از شناسایی کردن سر باز زدن

58:14.491 --> 58:16.493
!چون نمیخواستن که گروگان گیرها محکوم بشن

58:16.576 --> 58:19.246
...از اونها نخواسته بودن که برای گروگان گیرها حکم صادر کنن

58:19.329 --> 58:20.539
...یا اینکه خلافش رو ثابت کنن

58:20.622 --> 58:24.959
فقط ازشون خواسته شده بود که افرادی که
!اونهارو گروگان گرفته بودن شناسایی کنن

58:25.044 --> 58:27.879
...در عراق مجازات آدم ربایی اعدام هست

58:27.963 --> 58:29.423
...اونها

58:30.507 --> 58:32.509
،اگه ما تایید میکردیم که خودشون هستن
اونوقت اونها میمردن؟

58:32.592 --> 58:35.679
...به اندازه‌ی کافی مرگ و میر داریم

58:38.890 --> 58:42.727
،ما بیش از این به مرگ نیازی نداریم
...لازم نیست که افراد دیگه‌ای بمیرن

58:42.811 --> 58:45.147
...خیلی کم پیش میاد که اون افرادی که

58:45.230 --> 58:47.857
خیلی براشون زحمت کشیدی و
...جونت رو به خاطر اونها به خطر انداختی

58:47.941 --> 58:49.609
!بیان و توی صورتت تف کنن

58:49.693 --> 58:51.486
...این قضیه برای من مصداق همین عمل رو داره

58:52.904 --> 58:54.531
!چون خیلی وقته که زیاد با من رفتار خوبی ندارن

58:59.911 --> 59:01.413
...میدونی، من هم مسیحی هستم

59:01.496 --> 59:03.707
و این رو میدونم که بزرگترین
...شیطان روی زمین کسی هست که

59:03.790 --> 59:06.168
!یه مرد خوب کار شیطانی ببینه، ولی کاری انجام نده

59:08.045 --> 59:09.379
...من نمیتونستم با خودم کنار بیام اگه

59:09.463 --> 59:11.590
احساس میکردم من با قدرتی که داشتم
...هیچ کاری برای

59:11.673 --> 59:13.592
!خاتمه دادن به بحران عراق انجام ندادم

59:14.801 --> 59:15.885
...این ماموریت ما بود

59:15.969 --> 59:18.555
به افراد خوب مسلح کمک کنیم
...تا افراد بد ملسح رو به زمین بزنیم

59:18.638 --> 59:20.474
!و برای همیشه کلک اونهارو کم کنیم

59:24.978 --> 59:27.355
میدونی، یه سری افراد مسلح اومدن
...سراغ ما ومارو اسیر کردن

59:27.439 --> 59:31.901
و بعدش یه سری افراد بزرگتر و با سلاح های بزرگتر
....اومدن و اونهارو گرفتن

59:33.987 --> 59:37.616
،ولی تفنگ
...تفنگ هنوز در راس این کارهاست

59:39.618 --> 59:41.661
...من بی اندازه ازشون ممنونم

59:41.745 --> 59:45.707
چون بدون مداخله‌ی اونها

59:47.459 --> 59:49.169
...شاید من الان اینجا نبودم تا این قصه هارو بگم

59:50.379 --> 59:54.591
،داستان تام، همراه با خودش از بین رفت
!این داستان هم ممکن بود که همراه من از بین بره

59:56.760 --> 01:00:00.472
...اما داستان بزرگ
...همه‌ی ما جزئی از این داستان بزرگ هستیم

01:00:00.555 --> 01:00:03.558
...و این داستان بزرگ در مورد

01:00:04.768 --> 01:00:09.063
این هست که چطور ما مثل خواهر و برادر در کنار هم زندگی کنیم

01:00:10.482 --> 01:00:12.192
بدون اینکه همدیگه رو بکشیم؟

01:00:13.777 --> 01:00:16.404
از دیدنت خوشحالم -
...من هم از دیدنت خوشحالم -

01:00:16.488 --> 01:00:19.324
...الان تقریبا 10 سال شده

01:00:19.407 --> 01:00:21.034
...دقیقا 10 سال

01:00:22.160 --> 01:00:23.411
...و

01:00:24.329 --> 01:00:25.872
...پانزده روز شده

01:00:31.873 --> 01:00:55.873
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.