﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:30.000
Forums.AnimWorld.net

00:00.000 --> 00:05.000
دنیای انیمه تقدیم می‌نماید

00:00.000 --> 00:05.000
:کاری از
<i>LEON</i>

00:05.270 --> 00:11.770
!عشق من، دوباره ازم دور نشو

00:11.770 --> 00:18.500
!بهت نیاز دارم، چقدر که دنبالت گشتم

00:19.700 --> 00:26.760
!دوباره من رو بدون عشق رها نکن

00:26.760 --> 00:33.100
!دیگه نمی‌خوام عاشق کسی بشم

00:34.700 --> 00:41.000
...چه شگفت‌انگیز بود لحظه‌ی دیدارت

00:41.000 --> 00:48.400
.و می‌خوام تا همیشه اون لحظه رو تو قلبم حفظ کنم

00:48.400 --> 00:55.300
...تا دیروز، دست‌هام فقط واسه بغل کردن زانوهام بود

00:55.300 --> 01:03.100
.ولی از امروز به بعد، قلب‌هامون رو توی دست‌هام نگه می‌دارم

01:03.100 --> 01:09.660
!عشق من، دوباره من رو تنها نذار

01:09.660 --> 01:16.900
!خوب می‌دونم بهت نیاز دارم

01:17.500 --> 01:24.300
!دوباره من رو بدون عشق رها نکن

01:24.300 --> 01:31.800
!تو چشم هم خیره شدیم و به دام عشق افتادیم

01:46.700 --> 01:49.690
.نه، اینطوری بهم زل نزن

01:51.070 --> 01:54.010
داری مثل یه اسکلِ به تمام معنا رفتار می کنی
اونم وقتی پنجره کاملا بازه!؟

01:54.010 --> 01:56.980
اگه یکی می دیدت چی؟

01:56.980 --> 01:59.110
!اصلا تمام این کارا بخاطر همین بود

01:59.110 --> 02:01.750
.از شر اینا خلاص شو و لباساتو بپوش
.وقت کاره

02:01.750 --> 02:06.420
.اگه مشتری اتفاقی ببیندت، کار بی کار

02:06.420 --> 02:08.550
.هی، این مال منه

02:18.400 --> 02:23.400
<b>ریو، استاد دانشگاه دخترانه؟</b>

02:18.400 --> 02:23.400
<b>برای حفاظت از بانویی جوان و نازنین</b>

02:30.010 --> 02:32.680
.اینا نسبتا خوبن

02:32.680 --> 02:35.720
.فکر کنم باید از شنیدن این حرف خوشحال باشم

02:35.720 --> 02:37.550
حالا هر چی. خب؟

02:37.550 --> 02:41.890
بله، می خوام ازتون درخواست کنم که از خانمِ
.یوکو از خانواده کاتائوکا محافظت کنید

02:41.890 --> 02:44.490
تو تقسیم ارث و میراث به مشکل خوردید؟

02:44.490 --> 02:46.630
تو از کجا می دونی؟

02:46.630 --> 02:49.600
،رییس هیئت مدیرتون، کاتائوکا یوشیزو، مرده

02:49.600 --> 02:52.600
.و یکی دنبال دخترشه
.تا این حد می دونم

02:52.600 --> 02:54.540
.بله، درسته

02:54.540 --> 02:57.340
.پسر، واقعا حس بدی نسبت به این قضیه دارم

02:57.340 --> 03:00.340
.انتظار دارم کار یکی باشه که به اون خیلی نزدیکه

03:00.340 --> 03:03.510
.حتی برای مثال، مادرش

03:03.510 --> 03:06.480
...خب، می دونی، در واقع

03:06.710 --> 03:11.550
خانم یوکو دختر واقعی همسر آخرِ آقای
.کاتائوکای مرحوم نیست

03:11.550 --> 03:13.720
خب، حالا اینا بخاطر چی بود؟

03:13.720 --> 03:17.660
در واقع شخص خاصی هست که شما شباهت
.زیادی بهش دارید

03:17.660 --> 03:19.130
یه شخص خاص؟

03:19.130 --> 03:25.430
این اتفاق مال ده سال پیشه. خانم یوکو
.در اون زمان تقریبا دزدیده شده بود

03:25.430 --> 03:27.540
.باید ضربه روحیِ بدی براش بوده باشه

03:27.540 --> 03:33.010
.از اون موقع به مردای خیلی کمی اجازه داده بهش نزدیک شن

03:33.010 --> 03:36.280
خانم یوکو از مردا بدش میاد؟

03:36.280 --> 03:40.580
.البته نیازی نیست نگران شید
.برای شما مشکلی نداره

03:40.580 --> 03:42.820
...مردی که اون موقع یوکو رو نجات داد

03:42.820 --> 03:46.290
یعنی می گی من دقیقا شبیه اونم؟

03:46.290 --> 03:50.310
.بله، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد

03:54.630 --> 04:00.570
.اونا دوتا آدم ربا بودن
.اون مرد تو کسری از ثانیه حساب جفتشونو رسید

04:00.570 --> 04:04.740
بعدش یوکو رو نجات داد و بی هیچ نشونی
.ناپدید شد

04:04.740 --> 04:07.070
.تمام چیزی که باقی گذاشت یه گردنبند بود

04:13.110 --> 04:18.750
یوکو می گه، "من می خوام اینو تا زمانی که دوباره
".با هم ملاقات کنیم نگه دارم

04:18.750 --> 04:23.190
تا به امروز حتی برای یه لحظه هم از اون
.گردنبند جدا نشده

04:23.190 --> 04:29.150
چطور اینو بگم؟
".برای خانم یوکو اون مرد "شوالیه ای با زره درخشانه

04:31.030 --> 04:32.530
!سایبا - ساما

04:32.530 --> 04:35.600
ازم می خوای نقش شوالیه رو بازی کنم؟

04:35.600 --> 04:38.640
پس قبول می کنید؟

04:38.640 --> 04:41.380
.صبر کن
.هنوز یه سوال مهم مونده

04:41.380 --> 04:43.510
چی؟

04:43.510 --> 04:46.210
یوکو خوشگله؟

04:46.210 --> 04:48.280
نظرتون چیه؟

04:48.280 --> 04:51.120
!باشه، من هستم

04:51.120 --> 04:54.490
راحت باش، چون از الان سوار کشتیِ درجه یکِ
.سایبا ریو ـیی

04:54.490 --> 04:56.820
از فردا من تبدیل به یه استاد دانشگاه
.برای دانشکده ی دخترونه می شم

04:56.820 --> 04:59.160
.یارِ غار من. ترتیب کارا رو با هیئت امنا بده

04:59.160 --> 05:00.860
...بله، ولی

05:00.860 --> 05:03.500
!برای محافظت از یوکو به راه بهتری نمی تونم فکر کنم

05:03.500 --> 05:05.600
!موکوری

05:05.600 --> 05:07.800
موندم این واقعا فکر خوبیه!؟

05:11.670 --> 05:13.370
.گوش کن، گوش کن، شنیدم یه استاد جدید قراره برامون بیاد

05:13.370 --> 05:14.180
کی؟ -
.گوش کن، گوش کن، شنیدم یه استاد جدید قراره برامون بیاد -

05:14.180 --> 05:14.940
کی؟ -
!امروز -

05:14.940 --> 05:15.680
!امروز -
چی؟ -

05:15.680 --> 05:17.780
چی" گفتنت دیگه واسه چیه؟ دارم بهت می گم"
.قراره استاد جدیدِ کارشو از امروز شروع کنه

05:17.780 --> 05:19.080
!دوست دارم جوون باشه

05:19.080 --> 05:19.980
.احتمالا فقط یه پیرمردِ زهوار در رفته ـس -
!دوست دارم جوون باشه -

05:19.980 --> 05:20.980
.احتمالا فقط یه پیرمردِ زهوار در رفته ـس -
.من پیرمردا رو دوست دارم -

05:20.980 --> 05:21.980
.آره، همینطوره -
.من پیرمردا رو دوست دارم -

05:21.980 --> 05:22.480
.آره، همینطوره

05:22.480 --> 05:23.950
!اون اومد

05:28.490 --> 05:33.260
.کائوری، یه همچین عینک ته استکانی ای بهم داد
.نمی تونم درست ببینم، همه جا مات شده

05:33.260 --> 05:38.670
اسم من سایبا ریوئه و از امروز بهتون
.روانشناسیِ اجتماعی درس می دم

05:38.670 --> 05:41.540
.از ملاقاتتون خوشبختم

05:41.540 --> 05:45.230
دخترای جوون و ترو تازه ی دانشگاهی، همشونم
.دارن به من نگاه می کنن. همشون زل زدن بهم

05:53.280 --> 05:57.180
!لعنتی، بخاطر این عینک نمی تونم خوب ببینمشون، لعنت

05:58.220 --> 05:59.890
!بنظر لذیذ میان

05:59.890 --> 06:01.460
.استاد، من یه سوال دارم

06:01.460 --> 06:04.090
چرا عینکتونو برداشتید؟

06:04.090 --> 06:07.930
خب، می دونی، شما دخترا بقدری زیبایید که
.که باعث می شه من دستپاچه شم

06:07.930 --> 06:11.730
فکر کردم اگه عینکمو بردارم دیگه نمی تونم
.شما رو ببینم و کمتر دلهره می گیرم

06:13.330 --> 06:17.670
!یالا، یوکو، بلند شو
.این از اون استاد جووناست

06:17.670 --> 06:20.140
.نه، ممنون. علاقه ای ندارم

06:20.140 --> 06:21.980
.خیلی خوشتیپِ ها

06:21.980 --> 06:24.580
یکم خل و چله، ولی چرا لااقل یه
نگاه بهش نمی ندازی؟

06:24.580 --> 06:26.710
!گفتم که، نه مرسی

06:26.710 --> 06:30.650
واقعا نا امید شدم. با همون سخنرانی
اولم خوابت برد؟

06:40.160 --> 06:41.300
چی شده؟

06:41.300 --> 06:44.530
خوابِ چی می دیدی، شاهزاده با زره درخشان؟

06:44.530 --> 06:47.330
.خب، آره

06:50.940 --> 06:52.640
.استاد، بیا بریم ناهار بخوریم

06:52.640 --> 06:54.810
.حتما، چند لحظه دیگه خودمو می رسونم

06:54.810 --> 06:55.940
.بیا واسه ناهار کاری بخوریم

06:55.940 --> 06:57.510
.شنیدم توش کافور می ریزن

06:57.510 --> 06:59.380
!امکان نداره

07:01.280 --> 07:04.750
چی شده؟
سوالی داری؟

07:04.750 --> 07:06.780
!ها، راستش نه

07:09.160 --> 07:10.850
!ببخشید

07:18.230 --> 07:20.470
.بذار من بهت غذا بدم، استاد

07:20.470 --> 07:22.600
اشکالی نداره؟

07:22.600 --> 07:24.740
!شوخی کردم

07:24.740 --> 07:27.710
.اوه، جدا

07:27.710 --> 07:30.940
!ببین اون قرمز شده! چقدر بامزه

07:32.480 --> 07:36.470
.باورم نمیشه! واقعا خوشحالم که استاد شدم

07:41.320 --> 07:45.390
.اینجوری فایده نداره. من شوالیه ی اونم
.باید خودمو کنترل کنم

07:45.390 --> 07:49.420
استاد، نمی خوای غذاتو بخوری؟

07:50.930 --> 07:52.900
.الان موکوری وار رو اَبرام

08:05.410 --> 08:07.520
می تونم کمکتون کنم؟

08:07.520 --> 08:10.750
.نه، نه، چیزی نیست

08:11.790 --> 08:13.750
.واقعا تو دل بروئه

08:17.630 --> 08:20.720
.من حتی یه فرصت داشتم که باهاش حرف بزنم

08:24.070 --> 08:26.090
.ما اومدیم سراغ تو، خانوم کوچولو

08:32.970 --> 08:34.310
.آروم باش

08:34.310 --> 08:36.330
.خیلی خب، برو داخل

08:37.380 --> 08:39.650
.امیدوارم نخواید موقع چرت زدن مزاحمم شید

08:39.650 --> 08:41.420
فکر کردی کجا خوابیدی؟

08:41.420 --> 08:45.150
یه چاقو راه مناسبی واسه بلند کردن یه خانومِ
.جوون نیست، بخصوص اگه یکی از شاگردای من باشه

08:45.150 --> 08:46.620
...تو دردسر بزرگی افتا

08:52.130 --> 08:54.030
!نه به این سرعت

08:54.030 --> 08:56.000
!حالا برو

08:57.630 --> 08:59.570
حالت خوبه؟

09:08.810 --> 09:12.680
مشکل چیه؟
.این منم سایبا

09:12.680 --> 09:14.280
.آره می دونم. لطفا بذاریدم زمین

09:14.280 --> 09:14.680
.باشه، حتما
.آره می دونم. لطفا بذاریدم زمین

09:14.680 --> 09:16.150
.باشه، حتما

09:16.150 --> 09:18.810
.دیدی، من یه شوالیه تو زره درخشان نیستم

09:19.850 --> 09:22.820
.تا حالا یه همچین رویایی نداشتم

09:22.820 --> 09:24.590
.صبر کن

09:24.590 --> 09:27.190
چرا فرار می کنی؟

09:27.190 --> 09:30.670
.با فرار هیچی حل نمی شه

09:30.670 --> 09:33.260
.نگاه کن. حالا، حتی چشماتم دارن فرار می کنن

09:34.300 --> 09:36.840
.خانم، اومدم شما رو ببرم

09:36.840 --> 09:39.330
هان، این دیگه کیه؟

09:40.370 --> 09:45.330
اگه بدون ناجی شما بر می گشتم، مطمئنا توسط
.خانم کاتائوکا شدیدا سرزنش می شدم

09:50.150 --> 09:52.810
.واو، خونه به این می گن

09:56.190 --> 09:59.490
.نمی تونم این کارو بکنم. واقعا نمی تونم

09:59.490 --> 10:02.130
.لطفا درک کن. التماست می کنم

10:02.130 --> 10:06.230
تو شکست خوردی، حالا این تمام چیزیِ که داری بگی؟

10:06.230 --> 10:09.270
.اگه تو اونو نکشی، خودمون می کشیم

10:09.270 --> 10:12.510
ولی این به این معنیِ که همه از اون تصادفی
.که مرتکب شدی و ازش فرار کردی با خبر می شن

10:12.510 --> 10:14.840
.لطفا، این کارو نکن

10:14.840 --> 10:18.150
.اگه خوشت نمیاد پس بهتره یوکو رو بکشی

10:18.150 --> 10:23.350
این کارو بکن هیچ کس از اون ماجرا باخبر نمی شه
.و املاک کاتائوکا هم بهت می رسه

10:23.350 --> 10:25.620
.بهرحال تو و یوکو هم خون نیستید

10:32.090 --> 10:37.700
.پسر، یه همچین اتاقی تو یه همچین خونه ای
اینجا واقعا ژاپنه؟

10:37.700 --> 10:39.870
.مادر، ما اومدیم خونه

10:39.870 --> 10:43.070
خب، این دیگه چه وضعشه یوکو؟
یه مردو با خودت آوردی خونه؟

10:43.070 --> 10:44.710
.فکر می کردم از مردا بیزاری

10:44.710 --> 10:48.280
.خانم، ایشون یکی از اساتیدِ دانشگاه هستن

10:48.280 --> 10:49.640
یه استاد؟

10:49.640 --> 10:53.610
.مطمئنا اوضاع سیستم آموزشی حسابی خراب شده
یکی مثل اون استاده؟

10:53.610 --> 10:55.420
!این حرفتون بی ادبی بود، مادر

10:55.420 --> 10:56.280
بی ادبی؟

10:56.280 --> 10:56.920
...خانم، این مرد -
بی ادبی؟ -

10:56.920 --> 10:57.750
...خانم، این مرد

10:57.750 --> 10:59.390
.تو ساکت، یوتسویا

10:59.390 --> 11:03.620
.می فهمی، یوکو، تو وارثِ خانه ی کاتائوکایی

11:03.620 --> 11:07.360
من واقعا ناامید می شم اگه از یه همچین رفتارِ
.بدون ملاحظه ای اجتناب نکنی

11:08.400 --> 11:11.200
.سعی کن کاری هم نکنی که باعث شرمندگیِ من شه

11:11.200 --> 11:13.330
!هیچوقت این کارو نمی کنم -
.یه مرد با خودش آورده خونه

11:13.330 --> 11:14.960
!خانم

11:20.240 --> 11:21.740
.من این خونه رو ترک می کنم

11:21.740 --> 11:23.610
!خانم

11:23.610 --> 11:25.410
!من از این خونه می رم

11:25.410 --> 11:28.910
!استاد، ازت خواهش می کنم بیای باهام زندگی کنی

11:30.580 --> 11:32.050
من؟

11:31.400 --> 11:34.910
<b>Forums.AnimWorld.net</b>

11:37.760 --> 11:39.960
واقعا اومدی، مگه نه؟

11:39.960 --> 11:44.030
هرچند، با شرایط موجود، فهمیدم مشکله که بخوام
.بهت خوشامد بگم

11:44.030 --> 11:46.870
چرا؟ موضوع چیه؟

11:46.870 --> 11:50.710
!غیر ممکنه که همه اینا تو خونه من جا شن

11:50.710 --> 11:54.480
فرار کردن از خونه یعنی با خودت یه مسواک و
.یه دست لباس برداری بیاری

11:54.480 --> 11:56.440
!همین الان همشونو برگردون

12:00.720 --> 12:02.820
.اون تموم خونه رو با خودش بار زده آورده

12:02.820 --> 12:06.350
.این که بذاری یه همچین دختری با تو زندگی کنه نگرانم می کنه

12:06.350 --> 12:08.020
.این بار فرق داره

12:08.020 --> 12:11.960
.این بار من یه شوالیم، یه شوالیه تو زره درخشان

12:11.960 --> 12:15.560
شوالیه بازی خوبه. ولی چیکار می خوای بکنی اگه
اون بفهمه که تو تقلبی ای؟

12:15.560 --> 12:18.030
.اگه این اتفاق بیفته، اونی که آسیب می بینه اون دختره

12:18.030 --> 12:19.730
.نمی تونی تا ابد سرش شیره بمالی

12:20.770 --> 12:22.070
.ببخشید، استاد

12:22.070 --> 12:24.570
سلام، کامیونا رو فرستادی برن؟

12:24.570 --> 12:27.370
...بله. راجبِ اتاقم

12:27.370 --> 12:31.980
.آه، آره، همینجا صبر کن. الان برمی گردم

12:31.980 --> 12:33.570
اون کیه؟

12:34.620 --> 12:37.820
.اون؟ اون داداشِ کوچیکترمه

12:37.820 --> 12:39.120
.اسمش کائوروئه

12:39.120 --> 12:43.820
.وای، خیلی بانمکه
.پس من طبقه پایین منتظر می مونم

12:43.820 --> 12:45.030
ریو؟

12:45.030 --> 12:46.520
بله؟

12:49.830 --> 12:51.200
چی شده؟

12:51.200 --> 12:53.630
.تو پله ها یه لحظه خوردم زمین

12:53.630 --> 12:55.740
.گویا با صورت خوردید زمین

12:55.740 --> 12:59.470
استاد، یه لحظه؟ 
.لطفا بیاید یه نگاه به این بندازید

13:00.510 --> 13:02.000
...این

13:05.210 --> 13:07.920
!یه یویو از سوکبان دکایِ اسرار آمیز

13:05.210 --> 13:07.920
یه مانگا که شخصیت اولش یه یویویِ فلزی داشت 
.و تا حالا کلی انیمه و فیلم و... از روش ساخته شده

13:07.920 --> 13:10.520
!منظورم اینه به این عکس نگاه کن

13:10.520 --> 13:13.090
.این یه عکس از وقتیه که ده سالم بود

13:13.090 --> 13:16.520
.درسته، گفتم اونو یه جایی دیدما

13:16.520 --> 13:19.890
،آقای یوتسویا شبیه نخست وزیرِ سابق
.ناکاسونست

13:19.890 --> 13:21.900
.ده سال پیش دقیقا شبیه اون بوده

13:21.900 --> 13:24.300
!استاد تو به قسمت درست عکس نگاه نمی کنی

13:24.300 --> 13:28.500
.شوخی کردم. تو هم خیلی خوشگل بودی

13:30.100 --> 13:33.410
.شاید اشتباه کردم

13:33.410 --> 13:38.110
.فهمیدم! شاید برادرش یه چیزی بدونه

13:38.110 --> 13:39.380
کائورو، اونجایی؟

13:39.380 --> 13:41.380
.بله، در بازه

13:41.380 --> 13:44.580
ببخشید یه چیزی هست که می خوام راجب برادرتون
...بپرسم

13:46.190 --> 13:47.760
چیه؟

13:47.760 --> 13:49.220
!هیچی

13:50.830 --> 13:52.260
قضیه چی بود؟

13:52.260 --> 13:57.420
!استاد، برادرتون شورت زنونه و سینه بند پوشیده بود

14:00.270 --> 14:02.570
پس، دیدی؟

14:02.570 --> 14:06.170
.انگار خورشید همیشه پشت ابر نمی‌مونه

14:07.310 --> 14:12.010
.واقعیت اینه که کائورو عقده ی لباس زنونه پوشیدن داره

14:12.010 --> 14:15.020
.ولی ازت می خوام اینو پیش خودمون نگه داری

14:15.020 --> 14:16.320
.متوجه شدم

14:16.320 --> 14:18.250
آه، برادر عزیزم؟

14:18.250 --> 14:20.240
یه لحظه میای؟

14:21.290 --> 14:22.760
...باشه

14:26.590 --> 14:29.030
یه جورایی انگار کبودی‌ها و زخم‌هات
.داره بیشتر و بیشتر میشه

14:29.030 --> 14:32.400
چی می تونم بگم؟ برادرم هنوز دوست داره 
.وانمود کنه که یه کشتی‌گیر حرفه ایه

14:32.400 --> 14:34.800
.پس واسه همینه که همیشه کبود و زخمی زیلی شدی

14:34.800 --> 14:36.200
زخم؟

14:38.970 --> 14:42.070
.اون یه زخم رو سینش داشت

14:43.440 --> 14:45.650
چیزی شده؟

14:45.650 --> 14:49.850
استاد، تو یه زخم رو سینت داری؟

14:49.850 --> 14:53.150
پس، شوالیت یه زخم رو سینش داره؟

14:53.150 --> 14:56.660
.مثل این که من درست شبیه اون شوالیه ی زره پوشتم

14:56.660 --> 15:01.030
حالا فرضا بگم که من یه زخم رو سینم دارم، بگم
که همون شوالیه ی توئم. بعدش چی؟

15:01.030 --> 15:01.960
...خب، من

15:01.960 --> 15:02.530
.من می گم، نه مرسی
...خب، من

15:02.530 --> 15:03.730
.من می گم، نه مرسی

15:03.730 --> 15:07.170
نمی خوام واسه یه شاهزاده که از سرنوشتش
.فرار می کنه نقش یه شوالیه رو بازی کنم

15:07.170 --> 15:10.070
.نمی خوام که اون فرار کنه پیش من

15:18.180 --> 15:21.550
<i>.حق با توئه، خوشحالم که تو شوالیه من نیستی</i>

15:21.550 --> 15:26.080
<i>.تمام چیزی که می خواستم جایی بود که بتونم بهش فرار کنم
.جایی که هر وقت نیاز داشتم بهش پناه ببرم</i>

15:31.660 --> 15:33.760
!ولم کن

15:33.760 --> 15:35.230
...یکی، کمکم کنه

15:39.600 --> 15:42.570
.کمک. نجاتم بده، استاد

15:47.210 --> 15:48.670
چی بود؟

16:08.600 --> 16:09.200
!لعنت

16:09.200 --> 16:10.060
!تفنگتو بنداز -
!لعنت -

16:10.060 --> 16:11.070
!تفنگتو بنداز

16:11.070 --> 16:12.770
.شانسی نداری

16:12.770 --> 16:14.200
...حروم

16:19.940 --> 16:21.530
!یو

16:22.140 --> 16:24.800
.می دونستم میای

16:25.850 --> 16:27.650
ولی تو کی هستی؟

16:27.650 --> 16:30.780
.مهم نیست تا کجا فرار کنی، اونا بهت رحم نمی کنن

16:30.780 --> 16:35.980
.ولی اگه مبارزه کنی، من شوالیت می شم
.واسه همینه که اینجام

17:01.020 --> 17:04.020
.مادر اون دختر کسیه که استخداممون کرده

17:04.020 --> 17:06.420
!نه، این دروغه

17:06.420 --> 17:11.080
".دروغ نیست! "دور از چشم بقیه انجامش بدید
.این دقیقا چیزی بود که اون گفت

17:14.130 --> 17:18.720
شما دوتا یکم بیش از حد همکاری نمی کنید؟

17:19.770 --> 17:24.170
.نه، اهمیت نمی دم چه اتفاقی برام بیفته

17:24.170 --> 17:30.310
.آره، جدی گفتم

17:30.310 --> 17:32.510
...حتی اگه همخون هم نباشیم

17:35.150 --> 17:37.780
الو؟ الو؟

17:45.030 --> 17:47.790
.یوکو دخترمه

17:51.530 --> 17:53.630
صبر کن! چیکار می کنی؟

17:53.630 --> 17:56.190
.این یه غذای لذیذ واسه خروساس

17:57.240 --> 17:59.810
.واسه دور بعدی، لطفا اینا رو نگه دارید

17:59.810 --> 18:01.310
این چیه؟

18:01.310 --> 18:03.340
!یه وقت نندازیدش

18:03.340 --> 18:05.780
.خب، لطفا توجه کنید

18:07.880 --> 18:09.750
!نیتروگلیسیرین

18:09.750 --> 18:12.810
!زدید تو خال! این چیزیه که تو بطریاس

18:14.320 --> 18:15.860
.و حالا قسمت آخر

18:15.860 --> 18:19.490
!معرفی می کنم! یه دسته خروس خیلی گرسنه

18:19.490 --> 18:21.700
.و چه نگاه غضبناکی هم دارن

18:21.700 --> 18:23.100
.هر چی نباشه الان سه روزه که غذا نخوردن

18:23.100 --> 18:23.660
!این کارو نکن -
.هر چی نباشه الان سه روزه که غذا نخوردن -

18:23.660 --> 18:24.530
!این کارو نکن

18:24.530 --> 18:26.230
!شروع

18:32.570 --> 18:35.840
!صبر کن! حرف می زنیم -
!بهت حقیقتو می گیم -

18:35.840 --> 18:40.580
!بطری رو بردار! دستم داره می لرزه
!الان میفته

18:40.580 --> 18:44.950
باشه. مطمئنا شما به اون سرسختی که قیافتون 
.نشون می ده نیستید

18:46.450 --> 18:49.120
.خیلی خب، وقت خونه رفتنه
.فهمیدم چه خبره

18:49.120 --> 18:51.180
.داریم به عمارت برمی گردیم

19:01.270 --> 19:03.700
یوکو، چرا اومدی خونه؟

19:04.740 --> 19:05.670
!خانم

19:05.670 --> 19:08.970
یوتسویا، مادر کجاست؟ مادر!؟

19:10.340 --> 19:11.680
!مادر

19:13.210 --> 19:15.410
مادر، کجایی؟

19:17.750 --> 19:19.150
!مادر

19:20.920 --> 19:23.020
!یوکو

19:23.020 --> 19:24.830
!نزدیکتر نیا

19:24.830 --> 19:27.190
!مادر، به چیزی که می گم گوش کن

19:27.190 --> 19:29.260
!نه، نمی خوام چیزی بشنوم

19:29.260 --> 19:31.330
!مادر

19:31.330 --> 19:33.390
.منو ببخش، یوکو

19:40.140 --> 19:41.580
...یوکو

19:41.580 --> 19:48.050
این کارو نکن، مامان. اگه این کارو بکنی دیگه
کی برام می مونه که مادر صداش کنم؟

19:48.050 --> 19:52.750
.من سعی کردم تو رو بکشم

19:52.750 --> 19:54.720
و با این حال هنوز منو می بخشی؟

19:54.720 --> 19:56.960
...مادر

19:56.960 --> 20:04.160
.من خودخواه بودم. فقط به خودم فکر می کردم
.یوکو، زنگ بزن پلیس

20:05.800 --> 20:09.840
،من به یه نفر زدم و در رفتم

20:09.840 --> 20:12.710
...بعدش اونا به عنوان حق السکوت خواستن که تو رو

20:12.710 --> 20:15.510
.اون یه توطئه بوده

20:15.510 --> 20:20.450
.همش یه نقشه بوده که تو رو عروسک دستشون کنن

20:20.450 --> 20:24.850
اونا یه جسدو از بیمارستان دزدیدن و
.انداختنش جلو ماشینت

20:24.850 --> 20:29.090
اونا از این وضعیت استفاده کردن تا سعی کنن
.تو رو بکشن یوکو

20:29.090 --> 20:33.560
این تله رو آکاگاوا تسوجیریو رییسِ
...شرکتِ رقیب طراحی کرده بود تا

20:33.560 --> 20:39.130
.بتونن کمپانی کاتائوکا رو تصاحب کنن

20:39.130 --> 20:41.030
،اگه فقط نقشم گرفته بود

20:41.030 --> 20:43.070
،می تونستم زن کاتائوکا رو به کنترل خودم دربیارم

20:43.070 --> 20:46.970
و اون و گروه تجاریِ کاتائوکا رو جذب گروه
.تجاری خودم، آکاگاوا بکنم

20:46.970 --> 20:52.410
لعنتی! خیلی خب، بادیگاردِ کاتائوکا، مثل این که من
.باید ترتیبِ اقدامات شدیدتری رو بدم

20:52.410 --> 20:54.650
!یه تلفن! همین الان یه تلفن برام بیار

20:54.650 --> 20:56.650
...ولی، قربان، شما نمی تونید

20:56.650 --> 20:57.520
!گفتم همین الان

20:57.520 --> 20:58.150
!چشم
!گفتم همین الان

20:58.150 --> 20:59.450
!چشم

20:59.450 --> 21:03.080
با تمومِ این احمقای دور و برم حتی قهوه ام
.هم مزه ی بدی می ده

21:22.540 --> 21:24.410
.قربان، تلفنتون

21:24.410 --> 21:26.970
.نه، دیگه نیازی بهش نیست

21:28.280 --> 21:32.220
.دیگه کاری به کارِ شرکت کاتائوکا ندارم

21:36.390 --> 21:41.160
.خانم، خانم، یه مقاله ی جالب پیدا کردم

21:41.160 --> 21:43.860
"به طرف رییسِ آکاگاوا شلیک شده"

21:43.860 --> 21:47.130
"خوشبختانه گلوله خطا رفته و به لیوانِ قهوه ی او برخورد کرده"

21:48.740 --> 21:53.610
فکر می کنم خطا نزده، بلکه
.هدفش از اول اون لیوان بوده

21:53.610 --> 21:58.610
.فکر کنم اون آقای محترم خیلی شبیه شوالیه‌تون بود

21:58.610 --> 22:02.620
.بعد از رفتنش دیدم یه چیزی سر جاش نیست

22:02.620 --> 22:05.990
.و یه یادداشت جاش گذاشته بود

22:05.990 --> 22:11.290
به عنوان حق الزحمه ام، من اون شیئی که"
".قبلا جا گذاشته بودم رو بر می دارم

22:11.290 --> 22:13.230
"سایبا"

22:13.230 --> 22:18.600
.پس سایبا ریو واقعا شوالیه‌م بود

22:24.540 --> 22:29.710
برام سنگین بود! اون دختر واقعا
.باور کرد که من برادر کوچیکتم

22:29.710 --> 22:32.810
.مشکلش چیه؟ داریم راجب یه خانوم جوون حرف می زنیم

22:32.810 --> 22:37.120
...ریو، تو واقعا اون دخترو

22:37.120 --> 22:40.090
خب، کی می دونه؟

22:40.090 --> 22:42.660
.اگه بهت حقیقتو بگم، ممکنه حسادت کنی

22:42.660 --> 22:44.090
چی؟

22:48.700 --> 23:16.000
Forums.AnimWorld.net

22:48.700 --> 22:56.000
دنیای انیمه تقدیم می‌نماید

22:48.700 --> 22:56.000
:کاری از
<i>LEON</i>

22:55.900 --> 22:59.550
!لاستیک‌های ماشینم آسفالت رو می‌خراشن

22:59.550 --> 23:02.150
!از میون تاریکی می‌گازم و رد می‌شم

23:03.150 --> 23:06.650
!سر هر هیجان کوچیک و بزرگی، جونم رو میذارم

23:06.650 --> 23:09.350
!ولی هنوز هم از فرداها می‌ترسم

23:10.450 --> 23:14.150
درد تو، درد من، یا درد یکی دیگه؛

23:14.150 --> 23:17.750
!اگه کسی باشه که واسش زندگی کنی

23:17.750 --> 23:21.150
رویای تو، رویای من، یا رویای یکی دیگه؛

23:21.150 --> 23:26.750
!از هیچی باکی ندارم

23:28.500 --> 23:30.450
!قوی باش و بخروش

23:30.450 --> 23:35.750
.دست تنها از پس حل معمای عشق برنمیام

23:35.750 --> 23:37.650
!قوی باش و بخروش

23:37.650 --> 23:43.120
!تو این شهر جایی واسه آدم‌های ضعیف نیست

23:43.120 --> 23:44.950
!بخت و اقبالت رو بچسب

23:44.950 --> 23:50.250
!حتما یه جایی، یه چیزی هست که فقط تو بتونی ازش حفاظت کنی

23:50.250 --> 23:52.150
!بخت و اقبالت رو بچسب

23:52.150 --> 23:57.650
!می‌تونی برگردی و رویاهای شکسته رو از نو بسازی

23:57.650 --> 24:04.650
Forums.AnimWorld.net

23:57.650 --> 24:04.650
<i>LEON</i>

24:07.240 --> 24:09.110
.بهم بگو، بهم بگو، کائوری چان
چیمی" کیه؟"

24:09.110 --> 24:11.450
.یه دوست از دوران دبیرستانم
.اون مهمانداره

24:11.450 --> 24:12.680
!خیلی خب! منو بهش معرفی کن

24:12.680 --> 24:17.420
امکان نداره. چیمی داره میاد پیشم تا کمکش کنم
.و من بدون تو هم می تونم این کارو کنم

24:17.420 --> 24:19.350
ولی مگه اون توسط اون دوتا آدمکشِ
بی عرضه تعقیب نمی شد؟

24:19.350 --> 24:22.960
بخاطر اون اشیاء عجیبی که بدون این که متوجه شه
توی کیفش گذاشته بودن؟

24:22.960 --> 24:24.590
!بهتره بذاری تو این قضیه کمکت کنم

24:24.590 --> 24:27.430
،اگه نقشه کشیدی که با چیمی قرار بذاری
.بهتره بهت هشدار بدم اون به درد هرکسی نمی خوره

24:27.430 --> 24:29.690
!اگه اوضاع خراب شد نگی نگفتیا

24:31.170 --> 24:35.000
<b>: قسمت بعدی شکارچی شهر</b>

24:31.170 --> 24:35.000
<b>مهمانداری چست و چابک</b>

24:31.170 --> 24:35.000
<b>ریو: معلم دفاع شخصی</b>

24:35.000 --> 24:36.160
! تا قسمت بعد