﻿WEBVTT

00:01.200 --> 00:04.300
<i>پادشاهی که در تاریکی پنهان شده ، دلتورا</i>

00:07.300 --> 00:10.650
<i>یک میراث سلطنتی ، کمربند دلتورا</i>

00:11.900 --> 00:16.000
<i>زمان ها پیش ، این کمربند توسط اولین شاه طراحی شده</i>

00:16.000 --> 00:18.750
<i>و هفت جواهر بر روی اون قرار گرفتند</i>

00:19.350 --> 00:21.600
<i>هر جواهر قدرتی جادویی در بر داشته</i>

00:21.600 --> 00:26.350
<i>و هنگامی که زادگان مستقیم شاه اون رو میپوشیدند از آنها محافظت میکرد</i>

00:28.200 --> 00:33.150
<i>و حال ، این هفت جواهر در هفت مکان عرفانی پنهان شده اند</i>

00:34.300 --> 00:39.100
<i>و از آن لحظه به بعد ، پادشاهی دلتورا در تاریکی دفن گشته</i>

00:41.550 --> 00:42.700
<i>،هرچند</i>

00:42.700 --> 00:45.200
<i>درون ناامیدی نیز میتوان نور امید را در افق دید</i>

00:45.800 --> 00:51.000
<i>سری که مقابل لرد سایه ها ایستاد و وظیفه ی پیدا کردن هفت جواهر رو بر عهده داشت</i>

00:52.150 --> 00:55.000
<i>با داشتن نور امید در قلبش</i>

00:55.000 --> 00:58.400
<i>!به ماجراجویی خود ادامه میدن</i>

02:33.380 --> 02:46.350


مای انیمه تقدیم میکند


myanimes.ir


مترجم:haruki

02:48.960 --> 02:53.800
<i> لیف شروع به تعریف داستانی کرد که از 
پدرش جارد شنیده بود</i>

02:55.090 --> 03:02.400
<i> داستان درباره تاریکی بود که بخاطر شاه دلتورا اندون بسر پادشاهی امد
چونکه اون کمربند دلتورا رو روی کمرش نمی بست</i>

03:03.200 --> 03:10.000
<i>جارد مجبور شد کاخ رو ترک کنه و منتظر روزی
بمونه که شاه اندون یکبار دیگه کمربند رو به کمرش ببنده</i>

03:11.400 --> 03:15.920
<i> بالاخره روزی که اندون علامت فرستاد رسید</i>

03:17.060 --> 03:22.200
<i>و جارد تونست درخشش تیر طلایی رو روی 
بلندترین درخت کاخ ببینه</i>

03:26.650 --> 03:30.780
....... شب قبل از اینکه پدرم به کاخ بره

03:30.780 --> 03:33.010
... یه زن مهم جونش رو از دست داد

03:48.960 --> 03:50.510
اسمش مین بود

03:51.060 --> 03:53.600
اون دایه جارد واندون بود

03:54.310 --> 03:56.000
... همینطور مادر باردا

03:58.690 --> 04:00.730
<b>گوهرهای










گمشده</b>

04:00.730 --> 04:04.700
<b>گوهرهای 










گمشده</b>

04:20.190 --> 04:21.400
بالاخره

04:21.400 --> 04:23.600
!لحظه موعود رسید

04:32.570 --> 04:33.930
یه تیر اسباب بازی؟

04:33.930 --> 04:35.200
اینم کار اندونه؟

04:37.100 --> 04:37.900
یه پیغام؟

04:40.270 --> 04:42.550
"خرس بیدار شده"

04:42.550 --> 04:44.850
"نترس...موش داره میره"

04:45.500 --> 04:47.280
"توی خونه تو"

04:47.280 --> 04:50.300
"درپوش رو بالا ببر و بابت کارت شاد باش"

04:51.470 --> 04:53.720
...این چیزیه که اندون وقتی بچه بود کشیده

04:55.260 --> 04:56.440
!که اینطور

04:56.440 --> 04:59.800
اون از این نقاشی قدیمی به عنوان پیام برای من
استفاده کرده

05:00.200 --> 05:01.900
<i>"خرس بیدار شده"</i>

05:07.230 --> 05:08.000
معنیش اینه؟

05:09.600 --> 05:11.340
<i>"درپوش رو بالا ببر"</i>

05:11.830 --> 05:13.150
!فقط این تیکه خالیه

05:25.570 --> 05:28.000
<i>"نترس...موش داره میره"</i>

05:43.940 --> 05:45.290
<i>"توی خونه تو"</i>

05:52.500 --> 05:53.700
!بن بسته؟

05:54.800 --> 05:55.700
... نه وایسا

05:56.080 --> 05:58.600
<i>"درپوش رو بالا ببر و بابت کارت شاد باش"</i>

06:06.250 --> 06:07.820
این یه...معبده؟

06:07.820 --> 06:08.500
کی اینجاست؟

06:09.260 --> 06:10.150
!تکون نخور

06:11.180 --> 06:13.460
!من جارد آهنگرم

06:13.460 --> 06:15.700
جارد....آهنگر؟

06:16.800 --> 06:17.850
!جارد

06:18.970 --> 06:21.530
!واقعا خودت هستی؟ پس اومدی

06:22.640 --> 06:23.600
اندون؟

06:24.820 --> 06:26.530
!منو ببخش دوستم

06:26.530 --> 06:30.650
میتونی بخاطر دوستیمون حماقت گذشته منو ببخشی؟

06:30.980 --> 06:32.550
... تو راست میگفتی

06:32.550 --> 06:34.860
!اون موقع من باید حرفت رو باور میکردم

06:34.860 --> 06:36.220
...التماس میکنم

06:36.220 --> 06:37.950
!لطفا نجاتمون بده

06:41.750 --> 06:44.670
شاه ها نباید به این سادگی زانو بزنن اندون

06:44.670 --> 06:47.600
پاشو، سرتو بیار بالا بزار صورتت رو ببینم

06:59.640 --> 07:03.300
هیچ تردید نیست تو همون اندونی هستی که میشناسمش
خیلی بزرگ شدی

07:05.060 --> 07:07.000
تو هم همینطور....تقریبا نشناختمت

07:07.690 --> 07:11.240
این خروجی اضطراری رو فقط خاندان سلطنتی میشناسن

07:11.240 --> 07:14.300
ولی رئیس مشاورها هیچی ازش نمیدونه

07:14.560 --> 07:15.870
...که اینطور

07:16.990 --> 07:20.700
این کد رو تو گذاشته بودی
"بالا رو هدف بگیر تا من بیام"

07:21.110 --> 07:23.630
همین باعث شد باور کنم منتظرم میمونی

07:24.040 --> 07:27.220
!من توی تمام این سالها منتظر علامت تو بودم

07:27.220 --> 07:30.400
باور داشتم که روزی میرسه که اشتباهاتت رو بفهمی

07:32.260 --> 07:33.230
چی شده؟

07:33.230 --> 07:35.400
...واست خبرای بدی دارم

07:40.230 --> 07:42.400
... غیرممکنه...ممکن نیست

07:43.150 --> 07:46.800
اون مینه...همون کسی که از ما پرستاری میکرد

07:47.600 --> 07:49.300
!چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه؟

07:50.910 --> 07:54.700
...مین دیشب...با عجله اومد به اتاق من

07:55.340 --> 07:58.930
گفت توی اتاق خیاطی چیزای وحشتناکی رو شنیده

07:59.540 --> 08:01.360
چیزای وحشتناک....؟

08:01.360 --> 08:03.810
...گفت توی کاخ یه خائن هست

08:03.810 --> 08:10.000
و اون شخص با یک موجود بدکار ارتباط داره که این پادشاهی رو هدف گرفته
و هنگام سپیده صبح اونها بهمون حمله میکنن

08:11.600 --> 08:17.320
اون موقع حرفش رو باور نکردم...سعی کردم
آرومش کنم و فرستادمش بره

08:17.320 --> 08:21.580
وقتی صبح شد فهمیدم که اون از پله ها افتاده و مرده

08:21.580 --> 08:25.300
خدمتکارها بهم گفتن این یه تصادف بوده ولی
من دیگه نتونستم باور کنم

08:26.370 --> 08:28.300
... پس تو اون علامت رو فرستادی

08:30.510 --> 08:32.570
من توی مسیرم هفتا آک-بابا دیدم

08:32.570 --> 08:35.720
چی؟ منظورت همون هیولاهای افسانه ایه؟

08:36.060 --> 08:38.900
دیگه افسانه نیست چون دارن دور کاخ می چرخن

08:41.390 --> 08:43.700
... میدونستم...مین راست میگفت

08:44.080 --> 08:45.400
!.....ولی بازم من

08:47.310 --> 08:50.150
!اندون لطفا! تو باید همین الان به برج بری

08:50.150 --> 08:52.300
!ما کمربند دلتورا رو لازم داریم

08:52.690 --> 08:54.500
...واسه اون دیر شده

08:54.500 --> 08:56.700
... اگر آک-باباها اومدن پس

08:58.280 --> 08:58.990
عزیزم....؟

09:01.580 --> 09:02.410
... شارن

09:04.470 --> 09:07.200
مشکلی نیست!اون جارده

09:07.380 --> 09:08.390
!خدای من

09:08.390 --> 09:11.300
!پس پیش ما برگشتی جارد

09:11.830 --> 09:17.650
بانو، من اومدم تا قدرتم رو برای نجات دادن
پادشاهی از شر شیطان قرص بدم

09:17.650 --> 09:20.470
ما وقت زیادی نداریم باید همین الان به برج بریم

09:20.470 --> 09:23.460
!و کاری کنیم اندون سریع اون کمربند رو ببنده

09:24.760 --> 09:27.240
... ولی قوانین میگن که

09:27.240 --> 09:31.500
قوانین؟ اندون، تو هنوزم دست از
اشتباهات گذشته ات نکشیدی؟

09:32.030 --> 09:33.120
... ولی بازم

09:33.620 --> 09:34.500
عزیزم

09:35.560 --> 09:37.280
تو شاه هستی

09:37.280 --> 09:43.500
غیر از اطاعت قوانین، مهمترین وظیفه تو حفاظت از این کشور نیست؟

09:45.300 --> 09:47.700
!درهرصورت تو به کمربند نیاز داری بریم

09:51.110 --> 09:52.250
!اون یه آک-باباست

10:03.010 --> 10:04.740
!واسه گنجینه اومدن

10:04.810 --> 10:05.890
!بزنیدشون

10:06.050 --> 10:06.690
!عجله کنین

10:09.360 --> 10:10.500
!وایسا باردا

10:11.120 --> 10:12.000
کاپیتان؟

10:12.580 --> 10:15.260
من از مین شنیدم چه اتفاقی افتاده

10:16.120 --> 10:17.800
تو چرا نرفتی پیشش؟

10:18.770 --> 10:24.300
با اینکه اعلی حضرت اینقدر مهربان بوده
که اونو توی کلیسا نگهداشته

10:25.090 --> 10:30.390
...دیشب مادرم به نگهبانی اومد و به من گفت
هر چه سریعتر کاخ رو ترک کنم

10:30.390 --> 10:31.180
!چی...؟

10:32.550 --> 10:35.480
... شاید بخاطر این بود که مرگ خودش رو حس میکرده

10:35.480 --> 10:40.750
هرچند من  پسش زدم و بهش گفتم
اگر کاخ رو ترک کنم چه جور نگهبانی خواهم بود؟

10:40.750 --> 10:45.200
!برای همین اگه الان پستم رو ترک کنم روی دیدنش رو ندارم

10:45.970 --> 10:51.320
!! وقتی از کاخ دفاع کردیم شخصا از مادرم عذرخواهی میکنم!! حالا منو ببخشید

10:51.320 --> 10:51.980
!باردا

11:07.440 --> 11:08.570
!هیولای لعنتی

11:11.290 --> 11:12.040
!لعنت

11:36.580 --> 11:38.740
 !خزانه داری شکاف برداشته

11:39.100 --> 11:39.900
!اوه نه

12:26.190 --> 12:27.090
بیاین بریم

12:39.790 --> 12:41.300
...چقدر بد

12:43.550 --> 12:44.390
!کمربند کجاست؟

12:48.400 --> 12:49.460
!...هیولای لعنتی

12:50.860 --> 12:51.600
!جارد

13:12.490 --> 13:15.100
...همه جواهراتش رو بردن

13:15.700 --> 13:16.830
....دیر رسیدیم

13:17.730 --> 13:19.200
!.... خیلی دیر رسیدیم

13:24.730 --> 13:25.700
!پراندین

13:26.770 --> 13:27.800
...اوهو

13:27.800 --> 13:30.880
پس جارد که توی دریا غرق شده بود زنده شده؟

13:30.880 --> 13:36.130
ولی فایده ای نداره، دلتورا بزودی تحت امر ارباب من خواهد بود

13:36.130 --> 13:38.200
!پراندین حرومزاده

13:38.730 --> 13:39.420
!اندون

13:44.880 --> 13:45.940
!آروم باش

13:45.940 --> 13:52.640
این خنجر به سم  قدرتمندی آغشته شده و حتی یه خراش
کوچیکش میتونه آدمو بکشه می بینی؟

13:52.640 --> 13:55.020
... درست همونطوری که شاه قبلی مرد

13:55.020 --> 13:58.500
آه بله، همونطوری که مین هم مرد درسته؟

13:58.500 --> 14:00.360
!!...تو خیانتکار کثیف

14:00.830 --> 14:02.210
!خیانتکار؟

14:03.210 --> 14:04.840
این حرفای خنده دار چیه میزنی؟

14:04.840 --> 14:08.900
من از همون اول به ارباب سایه ها خدمت میکردم نه هیچ کس دیگه ای

14:08.900 --> 14:13.540
درست مثل رئیس مشاوران قبلی ، همه به اون خدمت میکردن میدونی؟

14:13.540 --> 14:17.920
اینطوری کار نسل احمق شاهان شما تمومه میشه
اندون

14:17.920 --> 14:22.610
فکر کردی کار ساده ای بوده همه شما رو بخوایم 
تضعیف کنیم؟

14:22.610 --> 14:28.400
دزدیدن قدرتتون  برای محافظت از پادشاهی و 
تبدیل کردن شما به عروسکای بی مغز کار کمی بود؟

14:29.400 --> 14:33.300
! حالا حتی کمربند آدین آهنگر هم تکه تکه شده

14:33.590 --> 14:36.100
!کمربند دلتورا نابود شده

14:36.880 --> 14:40.000
!ولی تو نمیتونی هفت گوهر رو نابود کنی

14:40.000 --> 14:42.800
اون جواهرات از این پادشاهی خارج شدن

14:42.800 --> 14:45.800
!توی هفت مکان پنهانن و هیچ کس نمیتونه پیداشون کنه

14:45.800 --> 14:51.610
ضمنا اگر بچه ای که توی شکم ملکه اس کشته بشه
اون گوهرها از چند تا سنگریزه هم کوچیکتر و بی قدرت تر میشن

14:51.610 --> 14:53.440
!نه! لطفا اینکارو نکن

15:07.400 --> 15:08.500
!ارباب من

15:08.990 --> 15:11.010
!ارباب سایه های بزرگ

15:22.750 --> 15:23.700
چی شده؟

15:24.050 --> 15:26.290
نه هیچی نبود

15:27.580 --> 15:29.010
!هیچی نبود

15:31.360 --> 15:33.140
!پس یه چند نفر کمکتون میکنن؟

15:33.140 --> 15:35.620
!اینطور نیست! متحدی وجود نداره

15:36.430 --> 15:37.620
واقعا؟

15:38.440 --> 15:40.000
!هر دوی شما آروم بگیرین

15:40.220 --> 15:42.990
اگه حرکتی بکنین ملکه کشته میشه

15:44.100 --> 15:45.870
!جدی میگم، هیچ کس اونجا نیست

15:45.870 --> 15:48.200
!برو کنار! خودم باید بفهمم

15:55.060 --> 15:55.990
!دستتو بکش

16:05.810 --> 16:07.500
شارن، این کار....؟

16:08.340 --> 16:10.960
...آره، همش نمایش بود

16:14.470 --> 16:16.150
انگار قمار رو من بردم

16:18.580 --> 16:22.580
...تو با زن بی نظیری ازدواج کردی اندون

16:23.620 --> 16:28.490
...حالا که قدرت کمربند رو از دست دادیم
دیگه چیزی نیست که ارباب سایه ها رو متوقف کنه

16:28.490 --> 16:30.100
اون داره میاد

16:30.690 --> 16:33.100
بریم ... باید سریعتر اینجا رو ترک کنیم

16:46.420 --> 16:48.270
چی شده اندون؟ بریم دیگه

16:48.270 --> 16:49.160
... من نمیتونم

16:49.450 --> 16:55.190
!...من نمیتونم کاخ و این پادشاهی رو اینطوری ترک کنم

16:55.190 --> 16:58.700
ما ترکشون نمیکنیم فقط میخوایم همه چی کمی آروم بگیره بعد برگردیم

17:00.170 --> 17:03.270
تو باید زنده بمونی

17:03.270 --> 17:08.390
اگر شماها بمیرین این پادشاهی تا ابد زیر سلطه ارباب سایه ها میمونه

17:08.390 --> 17:11.870
اون درست میگه، ما باید فعلا یه جای امن
پنهان بشیم

17:11.870 --> 17:12.780
درست میگی

17:12.780 --> 17:16.800
!ما باید دنبال هفت گوهر بگردیم و برشون گردونیم به کمربند

17:17.650 --> 17:21.930
بیاین بریم به آهنگری من، سعی میکنم بدنه اون رو درست کنم

17:21.930 --> 17:24.400
!!بهرحال بیشتر از اینا نباید اینجا بمونیم

17:29.480 --> 17:31.400
لطفا این رو بپوشین بانوی من

17:33.920 --> 17:35.000
ممنونم

17:35.500 --> 17:38.000
تو هم بارداری؟ کی بدنیا میاد؟

17:38.900 --> 17:40.480
فکر میکنم پاییز

17:40.480 --> 17:43.170
امیدوارم هردومون بچه های سالمی به دنیا بیاریم

17:43.170 --> 17:44.690
ممنونم بانوی من

17:45.200 --> 17:48.090
منو شارن صدا کن...اسم تو چیه؟

17:48.870 --> 17:51.420
من آنا هستم شارن ساما

17:52.600 --> 17:54.900
!ما حتما اون گوهرها رو بر میگردونیم

17:55.310 --> 17:58.220
!!ولی اگه قبلش من بمیرم چی؟

17:58.220 --> 18:02.500
!اگر کسی از نسل آدین اونو نبنده کمربند بی ارزش میشه

18:03.430 --> 18:04.300
...اندون

18:04.630 --> 18:05.600
چیه؟

18:06.980 --> 18:10.610
بزار رک بگم، تو از خیلی وقته اعتماد مردمت رو از دست دادی

18:10.610 --> 18:11.610
!چی...؟

18:12.140 --> 18:17.400
هردومون خوب میدونیم تو  نمیتونی قدرت کمربند دلتورا
رو مهار کنی اگه اعتماد مردم باهات نباشه

18:18.600 --> 18:21.520
ما کاملا توی دام ارباب سایه ها افتادیم

18:21.960 --> 18:25.230
مدتهاست که ما رو به این نقطه هدایت میکنه

18:25.230 --> 18:27.440
....اگه من خودمو جمع و جور میکردم

18:27.440 --> 18:30.250
!!...درسته، همش تقصیر منه

18:35.140 --> 18:36.000
...عزیزم

18:37.870 --> 18:40.300
...لطفا اینقدر خودت رو سرزنش نکن

18:40.300 --> 18:42.060
ضمنا فراموش نکن

18:42.060 --> 18:45.460
بچه ما هم از نسل آدینه

18:45.460 --> 18:48.970
از حالا به بعد این نبرد بین ما و ارباب سایه هاست

18:49.270 --> 18:51.850
ما باید برای مدتی خودمون رو پنهان کنیم

18:51.850 --> 18:55.570
تا بتونیم آینده دلتورا رو به دستای بچه مون بسپاریم

18:55.980 --> 19:01.100
حتی اگر هر دومون هم بمیریم
هنوز بچه مون رو داریم که تلاش ما رو ادامه بده

19:02.310 --> 19:05.250
<i>و اینطوری بود که شاه اندون و ملکه شارن</i>

19:05.250 --> 19:10.200
<i>. دست به سفری زدند تا سرنوشت دلتورا رو به بچه متولد نشده خودشون بسپارن</i>

19:21.250 --> 19:26.900
<i>جارد از همه مهارتش استفاده کرد تا
کمربند رو از نو بسازه و  قسم خورد گوهرها رو برگردونه</i>

19:34.880 --> 19:37.030
و بعد از اینکه من متولد شدم

19:37.030 --> 19:42.500
پدرم جارد، جمع آوری گوهرها رو به من سپرد

19:46.340 --> 19:48.580
...شما اینهمه تلاش کردین

19:48.580 --> 19:50.800
... هم تو و هم باردا

19:56.930 --> 19:59.020
چیزی پیدا کردی کریی؟

20:01.670 --> 20:02.620
چی گفت؟

20:03.040 --> 20:06.820
میگه جلوتر یه درخت بزرگ هست که جای خوبی برای قایم شدنه

20:08.700 --> 20:09.500
!باردا

20:10.680 --> 20:11.740
بدون من برین

20:12.240 --> 20:13.000
!باردا...؟

20:21.370 --> 20:22.390
!اون یه آک-باباست

20:23.190 --> 20:25.450
!منم شبیه گذشته نیستم

20:25.450 --> 20:27.070
!یه آک-بابا واسه من چیزی نیست

20:27.590 --> 20:28.630
!چی داری میگی؟

20:28.630 --> 20:29.300
!...باردا

20:37.120 --> 20:38.600
!تو باید زنده بمونی باردا

20:39.190 --> 20:41.060
!ما نیاز داریم باهامون باشی

20:42.360 --> 20:45.200
!تحمل کن! حداقل تا وقتی که همه گوهرها رو جمع کنیم

21:05.350 --> 21:07.550
....متاسفم لیف

21:10.050 --> 21:15.530
....وقتی داستان گذشته رو از زبون تو شنیدم احساساتم به غلیان درومد

21:16.450 --> 21:17.570
واقعا متاسفم

21:22.250 --> 21:24.210
!باشه الان باید بریم

21:33.910 --> 21:34.930
نظرت چیه؟

21:36.390 --> 21:38.220
جای خوبی واسه قایم شدنه نه؟

21:46.720 --> 21:49.530
میتونم بگم درخت خوبیه

21:50.810 --> 21:52.200
آره موافقم

21:55.540 --> 21:58.100
...انگار داره میگه اینجا استراحت کنیم

21:59.790 --> 22:01.300
چقدر مهربونه

22:03.620 --> 22:04.800
....انگاری اون

24:06.740 --> 24:07.830
پراندین

24:08.700 --> 24:10.540
یکی از خدمتکاران ارباب سایه هاست

24:10.540 --> 24:15.410
اون به پادشاهی دلتورا نفوذ کرد و
برای نسل ها شاهان این پادشاهی رو احمق بار آورد

24:15.840 --> 24:19.490
اون به ارباب سایه ها کمک کرد تا حمله کنه و
در انتها توسط شاه پایین انداخته شد

24:19.720 --> 24:34.660
<b>پیشنمایش قسمت بعدی</b>

24:20.560 --> 24:26.100
وقتی به شهر ریثمر رسیدیم
بعدش رفتیم به مسافرخونه مادر برایتلی تا برای بازی ها ثبت نام کنیم

24:26.690 --> 24:30.780
اونجا با همون مردی روبرو شدیم که زخمی روی گونه ش داشت
و توی مغازه تام اونو دیده بودیم

24:30.780 --> 24:34.660
<b>خوش شانسی؟ بدشانیس؟</b>

24:31.440 --> 24:34.660
قسمت بعد: خوش شانسی-بد شانسی