﻿WEBVTT

00:00.700 --> 00:02.300
. آنچه در يوريکا گذشت

00:03.686 --> 00:06.686
من به پرونده‌هايي... که مربوط به انفجاري‌ـه
که کيم اندرسون رو کُشت نياز دارم

00:06.686 --> 00:08.586
چرا ؟ -
. بورلي توش دست داره -

00:08.686 --> 00:09.886
کارتر داره راهي رو دنبال ميکنه

00:09.986 --> 00:12.086
که درست از هنري رد ميشه
و دقيقاً به کوين ميرسه

00:12.286 --> 00:14.886
اون الان داره ميدان رو کنترل
ميکنه الي استنتاج ميکنه

00:14.986 --> 00:17.386
اگه ماجراي کوين رو بفهمن، هرگز
زندگي‌ـه عادي نخواهد داشت

00:17.486 --> 00:19.086
. ما بايد اون رو ازش خارج کنيم

00:19.486 --> 00:22.586
من همه‌ي تحقيقات مربوط به
آرتيفکت و حادثه رو تعطيل کردم

00:23.086 --> 00:24.086
. متاسّفم، هنري

00:26.986 --> 00:28.586
. خُب، فرضيه‌ي پنجم هندسي

00:28.886 --> 00:30.986
. رياضي بي‌فايدست. نمودار کشيدن روي پوچي

00:31.086 --> 00:32.386
. ولي بايد پاسش کني

00:32.586 --> 00:34.786
و چطوري ميتوني از يه چيزي
که عاليه متنفر باشي ؟

00:35.186 --> 00:37.286
. جاي جُم خوردن نيست
من چيزاي آشفته دوست دارم

00:37.386 --> 00:38.986
ولي تئوري هرج و مرج ميگه که هميشه

00:39.086 --> 00:41.886
. يه کمال اصولي توي تصادفي بودن همه‌چيز هست

00:42.086 --> 00:45.486
مثلاً اگه من يه کار کاملاً
...  ناخواسته انجام دادم

00:49.786 --> 00:51.186
. اين کاملاً عاليه

00:51.386 --> 00:52.786
. و نه همه چيزهاي بيهوده

00:52.986 --> 00:56.186
. حالا چشمات رو ببند. يه چيزي برات دارم

01:03.986 --> 01:05.586
. لوکاس، اين خيلي خوشگله

01:09.786 --> 01:10.986
! دارم اينجا کار ميکنم

01:14.186 --> 01:16.086
خُب... از پدرت پرسيدي ؟

01:16.486 --> 01:18.286
خُب، هنوز نه، ولي با
،برنامه‌هاي آخر هفته‌اش

01:18.486 --> 01:19.786
چطور ميتونه بگه نه ؟

01:24.086 --> 01:25.086
. واي، ممنون

01:25.286 --> 01:26.786
. خواهش ميکنم -
. ممنون، وينس -

01:26.886 --> 01:28.686
. خُب فردا ساعت پنج تعطيل ميکنم

01:30.286 --> 01:33.886
... بعدش ساعت شش ميتونيم تو راه باشيم. من
به هرحال چکمه‌ي ماهيگيري قديميم رو پيدا کردم

01:34.486 --> 01:36.586
مجبور نيستيم حتماً ماهي بگيريم، ميدوني ؟

01:37.386 --> 01:38.586
شوخي ميکني ؟

01:38.686 --> 01:41.286
مگه چندبار پيش مياد که دختري رو
پيدا کنم که ماهيگيري دوست داره ؟

01:41.886 --> 01:43.386
چيز ديگه‌اي ميخواييد بچه‌ها ؟

01:43.886 --> 01:45.986
. نه -
. هي ، هي. بذار اينُ من بپرسم -

01:47.486 --> 01:50.286
واسه سفر حاضرين ؟  بابا رفته بيرون و يه دست
چکمه‌ي ماهيگيري جديد خريده

01:50.686 --> 01:51.886
واقعاً ؟

01:52.486 --> 01:53.486
. ممنون

01:53.686 --> 01:55.686
چيکار ميکني زويي ؟ چي ميخواي ؟

01:56.286 --> 01:57.986
من چي ميخوام؟ چطور ميتوني اين حرف رو بزني ؟

01:58.086 --> 01:59.786
. ناراحت شدم و بهم توهين شده

02:00.761 --> 02:04.161
.خيلي‌خب، اين بنظر خصوصي مياد -
بعداً مي‌بينمت - خيلي‌خب

02:04.186 --> 02:05.486
. خداحافظ زويي -
. خداحافظ -

02:05.686 --> 02:06.886
. بعداً مي‌بينمت

02:07.886 --> 02:10.586
. نگران نباش. اين هفته باهم کلي وقت دارين

02:10.786 --> 02:12.886
،هر اتفاقي بيُفته، مگس طعمه
مگس طعمه ميمونه

02:12.986 --> 02:14.886
. تو اتاق‌هاي جدا -
. آره، باشه -

02:15.586 --> 02:16.886
، ولي از اونجايي که قرارـه نباشين

02:17.086 --> 02:18.486
... فکر کردم شايد

02:18.586 --> 02:21.486
. يه چند نفر رو دعوت کنم، تا باهم باشيم

02:22.886 --> 02:23.986
مثل يه مهموني ؟

02:24.086 --> 02:25.986
. مثل يه... مهموني چُرتي

02:28.286 --> 02:29.886
شايد ، درمورد چند تا دختر
داريم حرف ميزنيم ؟

02:30.986 --> 02:32.386
. تقريباً پنج يا شش

02:33.786 --> 02:34.786
... و

02:35.086 --> 02:36.786
. پنج يا شش پسر

02:37.986 --> 02:39.386
. بابا ما ديگه بچه نيستيم

02:39.486 --> 02:41.486
. پس اونا قطعاً شب رو نميمونن

02:41.686 --> 02:44.186
. اينجا يه قانون جديد نه بچگانه: پسر نه

02:44.386 --> 02:45.886
... ولي بابا -
. اما و اگر نداريم -

02:47.586 --> 02:48.686
! قهوه هم نه

02:55.186 --> 02:56.586
. انگشتت رو بذار اونجا

02:56.886 --> 02:58.186
. دست‌هات رو بلند کن

02:58.786 --> 03:00.186
. و حالا ميتوني بري، بچّه

03:00.486 --> 03:03.186
از دست دادن هموگلوبين قند
خونم رو ميندازه، ميدوني ؟

03:03.286 --> 03:04.686
خُب، ميدوني ديگه چي ميدونم ؟

03:04.986 --> 03:07.586
کافه تريا امروز ژتون
کلوچه‌هاي شکلاتي داره

03:08.686 --> 03:09.786
. برو

03:12.886 --> 03:15.486
نميتونستم يه ماه پيش اجازه بدم
خودش تنهايي اين‌کار رو بکنه

03:16.386 --> 03:18.086
. حالا خيلي خوب ارتباط برقرار ميکنه

03:18.886 --> 03:20.386
. مثل يه بچه‌ي عادي

03:21.686 --> 03:23.186
. اين منُ ميترسونه، نيتن

03:24.286 --> 03:26.786
. از بلايي که تغيير ممکنه سرش بياره ميترسم

03:27.486 --> 03:30.186
. داري راجع به کارل کارلسون فکر ميکني -
مگه نه ؟ -

03:30.486 --> 03:33.186
اون فرد ديگه‌اي‌ـه که با
آرتيفکت ارتباط داره

03:33.486 --> 03:36.386
. نه مثل کوين -
... اگه فقط يه خُرده از اون کارل رو کُشت -

03:40.286 --> 03:41.686
. دارم روش کار ميکنم

03:42.586 --> 03:44.686
. نميذارم هيچ بلايي سرش بياد

03:52.686 --> 03:54.286
سلام، جو! چي، چي ؟

03:54.486 --> 03:56.986
اين يه... اين چيه ؟ روز پيراشکي
مجّاني توي کافه ديم ؟

03:57.286 --> 03:59.286
. نه. يه درخواست کنترل جمعيت

04:10.586 --> 04:11.886
. ببخشيد

04:20.686 --> 04:22.586
اين يه... ؟ -
. طلاست -

04:26.286 --> 04:27.886
. پيراشکي مجاني رو شکست ميده

04:45.286 --> 05:08.310
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:10.011 --> 05:11.511
... خُب، به نظر مياد

05:13.911 --> 05:14.911
... خالصه

05:15.511 --> 05:17.211
... کاملاً 24 عيار

05:18.211 --> 05:19.311
. طلاست

05:19.911 --> 05:21.111
... يه داستان

05:21.311 --> 05:23.611
تخيلي درباره‌ي تبديل آهن به طلا نبود ؟

05:24.611 --> 05:26.311
. علم باستاني کيمياگري

05:26.611 --> 05:28.111
. اصطلاح جديدش تبديل عناصرـه

05:28.211 --> 05:30.511
مردم به مدت هزارسال با اين
افسانه وسوسه شده بودن

05:31.611 --> 05:34.111
،هنوزم ميتوني چندتا نمونه برداري
کارت رو راه ميندازه ؟

05:35.311 --> 05:37.611
دارم سعي ميکنم، مطمئن نيستم
تجهيزات درست رو توي

05:37.811 --> 05:38.811
. گاراژم داشته باشم

05:38.911 --> 05:40.411
چرا از آزمايشگاهت توي گلوبال
دايناميک استفاده نميکني ؟

05:40.411 --> 05:42.311
. توي گلوبال دايناميک آزمايشگاهي ندارم
درها به روم بسته شده

05:42.311 --> 05:43.511
چي ؟ -
يه نفر -

05:43.611 --> 05:46.511
داره دسترسيم رو به تحقيقات
آرتيفکت کيم رد ميکنه

05:47.911 --> 05:50.311
تو چيزي در اين مورد نميدوني، ميدوني ؟

05:51.011 --> 05:52.011
. فکر نکنم

05:55.711 --> 05:56.911
... خُب

05:57.911 --> 05:59.711
... هرچيزي بتونم راجع به پسر طلايي

05:59.811 --> 06:00.811
. پيدا ميکنم

06:02.111 --> 06:04.311
چيز ديگه‌اي راجع به تميزکننده‌ي
مجسمه يادت نمياد ؟

06:04.411 --> 06:07.411
لهجه داشت. و هيچ احترامي به حريم
خصوصي نميذاشت

06:09.311 --> 06:10.911
اسمش رو ديدي ؟

06:11.511 --> 06:12.511
. نه

06:13.611 --> 06:15.811
. صبر کن، صبر کن. آره. روي لباسش

06:18.111 --> 06:19.411
هنوز تموم نشده ؟

06:19.811 --> 06:21.511
. آره، تموم شد -
. باشه، نوبت توئه -

06:21.611 --> 06:23.511
قرارت با زين. تمام شب بود ؟

06:23.611 --> 06:25.611
. اين به تو ربطي نداره

06:25.811 --> 06:29.611
من بايد به نيابت از تو زندگي کنم، از
اونجايي که بابام اين آخرهفته زندانيم کرده

06:29.711 --> 06:32.311
. آره. درموردش شنيدم -
، اگه ميخواستم با لوکاس رابطه داشته باشم -

06:32.411 --> 06:34.511
مجبور نبودم صبر کنم تا
بابام از شهر خارج شه

06:34.611 --> 06:36.311
خُب، ولي نداري. درسته ؟

06:36.711 --> 06:38.911
. آروم باش، من تفريحات بعد مدرسه رو ديدم

06:39.911 --> 06:41.711
. و منظورم اينه، لوکاس جنتلمن عالي‌ايه

06:41.811 --> 06:43.611
... عجيب، آره. ولي

06:43.811 --> 06:45.711
. کاملاً احساساتي. ببين

06:48.011 --> 06:49.511
. خيلي قرون وسطايي‌ـه

06:50.511 --> 06:53.211
، آره، پس... حالا که عفت من هنوز پابرجاست

06:53.411 --> 06:56.211
بيا در مورد تو حرف بزنيم
که متشکّل از دو نفرـه

06:57.911 --> 06:59.111
. ساعت رو نگاه کن

07:00.411 --> 07:01.611
. بايد رودالف رو پيدا کنم

07:04.511 --> 07:06.111
خُب اين اتفاق چطور افتاد، کارتر ؟

07:06.211 --> 07:08.211
. هنري داره روش کار ميکنه -
. خوبه -

07:08.411 --> 07:09.711
. توي گاراژش

07:10.611 --> 07:13.411
بايد بپرسم. به خاطر من اون رو از
آزمايشگاه کيم انداختي بيرون ؟

07:13.611 --> 07:17.211
. گفتي اون راجع به حادثه صادق نبوده
. اين يه مورد امنيتي‌ـه

07:17.411 --> 07:19.511
. خُب، من که نگفتم قانون‌شکني کرده

07:19.611 --> 07:22.011
. منظورم اينه، فقط گفتم شايد يه چيزي بدونه

07:22.711 --> 07:23.711
... و من فقط

07:26.011 --> 07:28.611
باشه، من بايد به آزمايشگاه کيم دسترسي
داشته باشم، پس کي سر بزنم ؟

07:28.811 --> 07:30.511
. اين موضوع داره جدي ميشه، کارتر

07:30.611 --> 07:33.611
اگه بخواي تحقيق کني، بايد همه‌چيز
رو طبق قانون انجام بدي

07:33.811 --> 07:36.011
. بايد يه درخواست رسمي بفرستي

07:36.211 --> 07:37.411
از کي ؟

07:38.311 --> 07:39.611
. متاسفم، کارتر

07:39.911 --> 07:41.111
. آره

07:41.511 --> 07:42.611
. منم همينطور

07:43.811 --> 07:45.211
، از زماني که ما رسمي شديم

07:45.311 --> 07:47.811
بايد پرونده‌ي محرمانه‌ي
بورلي بارلو رو ببينم

07:48.611 --> 07:50.611
. بايد براي اونم يه درخواست رسمي بفرستي

07:59.211 --> 08:01.311
الي ، دارم به سلول‌هاي
خوني‌ـه کوين نگاه ميکنم

08:01.411 --> 08:03.811
... از هفته‌ي قبل و از ديروز و

08:04.611 --> 08:06.011
. يه تحولي بوده

08:06.111 --> 08:08.011
. تقريباً تکاملي

08:08.111 --> 08:09.511
. نيتن، نه تقريباً

08:10.611 --> 08:12.011
. نيتن، اون مغزم رو ميخونه

08:12.211 --> 08:13.111
چي ؟

08:13.211 --> 08:16.011
، ديشب، کوين دقيقاً ميدونست به چي فکر ميکنم

08:16.611 --> 08:18.311
. حتي قبل از اينکه بگم

08:18.711 --> 08:21.011
حدس زدم اگه سلول‌هاي خونيش
، دارن تكامل ميکنن

08:21.111 --> 08:23.211
سلول‌هاي مغزش هم همينجوره، ولي تلپاتي ؟

08:24.211 --> 08:26.511
. کارتر بيخيال تحقيقاتش نميشه

08:26.711 --> 08:28.511
اون پرونده‌ي گلوبال دايناميک‌ـه
بورلي رو ميخواد

08:29.611 --> 08:30.611
. بهش بده

08:31.911 --> 08:34.311
بايد با بورلي صحبت کنه
تا بتونه پرونده تشکيل بده

08:34.911 --> 08:36.311
. هيچ‌وقت پيداش نميکنه

08:36.911 --> 08:38.611
چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي ؟

08:41.111 --> 08:42.211
. بهم اعتماد کن

08:45.311 --> 08:47.711
متوجه چيز متفاوتي راجع به مجسمه نشدي ؟

08:48.011 --> 08:50.411
چي بايد در مورد مجسمه تغيير کنه ؟

08:52.211 --> 08:53.911
چي روش مصرف کردي ؟

08:54.011 --> 08:57.311
همون تميزکننده‌اي که هرسال رو
اون مجسمه استفاده ميکردم

08:57.411 --> 08:58.911
. يه نمونه لازم داريم

08:59.711 --> 09:01.111
. خيلي گرونه

09:01.911 --> 09:03.211
. مدرکه

09:06.211 --> 09:07.611
. اون بيرونه

09:07.811 --> 09:10.111
. از کاميون ميارمش

09:13.911 --> 09:14.911
. آدم شاد

09:15.011 --> 09:17.611
احتمالاً به عنوان يه بچه اجازه‌ي
زندگي اجتماعي نداشته

09:17.711 --> 09:19.311
. بيخيال جو

09:19.511 --> 09:22.211
نميتونم اجازه بدم يه دختر و پسر يه جا
خوابيده باشن وقتي من نيستم

09:23.311 --> 09:25.411
واقعاً فکر ميکني اون کاري ميکنه ؟

09:25.511 --> 09:28.411
. اون نيست که من نگرانشم. اون پسر مودارست

09:31.411 --> 09:35.611
اگه نظارت بزرگترا اونجا بود
کمتر نگران ميشدي ؟

09:35.911 --> 09:38.311
خُب ،آره، ولي اگه من اونجا
باشم مهموني نميگيره

09:39.611 --> 09:40.711
من چي ؟

09:41.911 --> 09:43.011
تو ؟

09:44.111 --> 09:46.211
، سه تا برادر، هميشه يه خواهر ميخواستن

09:46.311 --> 09:48.311
و بعلاوه، اون فکر ميکنه تو خدايي

09:48.511 --> 09:49.711
. اگه قبول کني

09:49.911 --> 09:50.911
. آره

09:51.811 --> 09:54.411
و احتمالاً هيچکس به خشکشوئه مطمئن نميگه

09:54.511 --> 09:56.311
که تا حالا حتي يه بار هم تو زندگيت

09:56.411 --> 09:57.511
. ماهيگيري نکردي

09:57.611 --> 09:59.311
! من ماهيگيري کردم

10:02.211 --> 10:03.211
. يه بار

10:04.511 --> 10:08.611
برش گردون. اگه بتونه چيزي رو به طلا
تبديل کنه، يه کاميون جديد بدردم مي‌خوره

10:09.411 --> 10:11.711
چيز ديگه‌اي هست که در مورد
مجسمه بتوني بهمون بگي ؟

10:11.811 --> 10:13.011
. خيلي بلنده

10:13.111 --> 10:15.011
چيز عجيبي راجع به ترکيب آهن‌ها ؟

10:15.211 --> 10:17.511
ميخواي بيشتر بدوني؟
برو با هنرمندش حرف بزن

10:17.711 --> 10:19.211
. کريستوفر داکتالوس

10:19.511 --> 10:21.211
يه سخنراني سه ساعته برات ميکنه

10:21.311 --> 10:24.311
در مورد اينکه چرا بايد ريشه‌ي
ناخنش مثل اسميتسونيان باشه

10:26.211 --> 10:27.411
. لحظه شماري ميکنم

10:27.811 --> 10:28.811
. ممنون

10:40.211 --> 10:42.811
فکر کردم همه‌ي تحقيقاتت رو به
گلوبال دايناميک برگردوندي

10:42.911 --> 10:46.311
نيتن، ما اينجا چيکار ميکنيم ؟ -
. بهت آرامش خاطر بدم -

10:49.611 --> 10:52.311
کاغذهاي انتقال بايد امضا
ميشدن تا تحويل کامل بشه

10:57.411 --> 10:59.211
. بسته حالا در اختيار شماست

10:59.411 --> 11:01.611
وزارت دفاع به اين وسيله هرگونه اطلاعاتي
در مورد اين رو انکار ميکنه

11:02.211 --> 11:03.411
. فهميدم

11:06.311 --> 11:09.311
نيتن، چه خبر شده ؟ چرا با
وزارت دفاع درگير شدي ؟

11:14.411 --> 11:15.811
. هويت تاييد شد

11:20.711 --> 11:22.311
واي خداي من، اون کيه ؟

11:40.411 --> 11:42.111
. هيچ‌جا خونه نميشه

11:52.206 --> 11:53.506
کجا پيداش کردي ؟

11:53.606 --> 11:55.406
انفرادي در گوآنتانامو

11:55.706 --> 11:58.106
. از نگاهش معلوم بود، خيلي خوشايند نبوده

11:58.906 --> 12:02.106
دوباره، نيتن، چرا با وزارت دفاع حرف زدي ؟

12:02.406 --> 12:05.006
. باهاشون معامله کردم
بهشون مدرک دادم براي تعقيب بورلي

12:05.106 --> 12:06.906
. در ازاي اينکه اجازه بدن باهاش حرف بزنيم

12:07.006 --> 12:09.306
چه مدرکي ؟ -
يه دستگاه تنظيم مجدد درجه -

12:09.406 --> 12:10.906
، هنري رو کامپيوتر کيم پيدا کرد

12:11.906 --> 12:13.606
. و ويدئويي که بورلي اونجا قرارش داده

12:14.206 --> 12:17.406
. نيتن، گفتي ما تو اين موضوع با هميم
چرا بهم نگفتي ؟

12:18.806 --> 12:20.206
. قابليت تکذيب‌

12:21.006 --> 12:23.906
چرا فکر ميکني امضات روي فرم انتقال نيست ؟

12:25.506 --> 12:26.406
... حالا

12:27.306 --> 12:29.206
. فکر کنم تو بايد اول باهاش حرف بزني

12:30.506 --> 12:32.106
. ممکنه به تو بيشتر اعتماد کنه

12:34.606 --> 12:35.706
آقاي داکتالوس ؟

12:36.306 --> 12:37.806
. کلانتر کارترم

12:42.006 --> 12:43.006
سلام ؟

12:45.406 --> 12:46.406
سلام ؟

12:57.706 --> 12:59.406
. قانون سوم جنبش نيوتون

13:01.006 --> 13:03.806
براي هر کُنشي يه واکنش
...مساوي و مخالف هست. تو

13:04.106 --> 13:07.306
به يه چيزي اينجا دست بزن و آشوبي به پا ميکنه
جايي که هرگز انتظارش رو نداشتي

13:07.506 --> 13:10.006
. پس احتمالاً به خاطر پيتاگوراس اينجايي

13:10.606 --> 13:13.706
آره، آره. پس تو ساختيش ؟ -
. ريخته‌گري آهن فشرده -

13:14.406 --> 13:18.206
ريخته‌گري براي نمايش روي اسميتسونيان
به عنوان الهامي براي هنرمند‌ـه

13:18.506 --> 13:21.706
پس فکر کنم الان که به طلا
تبديل شده مشهورتر شده

13:22.906 --> 13:23.906
نظري داري چطوري ؟

13:25.006 --> 13:28.206
. طلا هيچ‌وقت وسيله‌ي انتخابي من نبوده
. خيلي انعطاف‌پذيره

13:31.606 --> 13:33.406
درمورد کيمياگري چي ميدوني ؟

13:33.806 --> 13:35.506
. بعضيا ميگن اولين علم بوده

13:35.806 --> 13:38.206
توسط رهبران روشنفکر
طي تاريخ استفاده ميشده

13:38.306 --> 13:41.106
تو قرون وسطي حتي اجزاي
مخفي رو هم ترکيب ميکرد

13:41.206 --> 13:43.206
. کلي کيمياگر روي ميله‌هاي آهني سوزونده شدن

13:43.306 --> 13:45.106
چه جرمي توي تمرين ساخت طلا هست ؟

13:45.306 --> 13:47.406
. جرم تلاش براي کنترل طبيعت

13:47.706 --> 13:49.806
. کشمکش طولاني بين خدا و انسان

13:51.606 --> 13:52.906
چيزي شبيه اون تو گلوبال دايناميک هست ؟

13:53.106 --> 13:55.506
آخرين کيمياگران معروف مال
اروپاي شمالي بودن، ولي

13:55.706 --> 13:59.306
سقوط هيتلر و ظهور فيزيک ذرّات
مرگشون رو تسريع کرد

13:59.506 --> 14:01.706
و اين بايد تو رو از جستجوي
گوگل راحت کرده باشه

14:01.806 --> 14:03.306
. آره -
. حالا اگه مشکلي نيست -

14:03.606 --> 14:05.806
... يه قطعه توي کوره دارم ، پس

14:06.006 --> 14:07.606
. البته ، البته. ممنون

14:13.006 --> 14:14.206
. هويت تاييد شد

14:20.606 --> 14:24.306
به نظر مياد من تنها کسي نيستم که از
اينکه برگشتم يوريکا متعجب شدم

14:25.106 --> 14:26.106
چرا، بورلي ؟

14:27.306 --> 14:30.806
چرا بايد به دولتت خيانت کني ؟
چي ميتونه اينقدر مهم باشه ؟

14:31.406 --> 14:33.106
. واي، بيخيال، آليسون

14:33.806 --> 14:36.106
. مدت زيادي نيست که دفتر بزرگ رو گرفتي

14:37.306 --> 14:38.606
. تعهداتي هست

14:39.006 --> 14:40.806
. اين موضوع فراتر از دولت رفته

14:41.506 --> 14:43.306
. چيزايي که بايد محافظت کنيم

14:43.606 --> 14:45.106
. روشي که از کيم اندرسون محافظت کردي

14:45.706 --> 14:48.006
اوضاع اونجوري که برنامه‌ريزي
کرده بودم پيش نرفت

14:48.406 --> 14:50.406
. من هيچ‌وقت نميخواستم اون بميره

14:50.706 --> 14:52.306
. خُب، اينُ به هنري بگو

14:59.906 --> 15:02.706
ازت ميخوام بهمون بگي راجع
به آرتيفکت چي ميدوني

15:04.406 --> 15:05.806
حالا، چرا بايد بهت بگم

15:06.306 --> 15:08.506
اگه به اون آدماي توي گوآنتامالا نگفتم ؟

15:15.906 --> 15:18.006
. ببين، من هيچ‌وقت نميخواستم برگردم اونجا

15:24.506 --> 15:26.006
، اگه کمکم کني

15:27.006 --> 15:28.306
. کمکت ميکنم

15:29.106 --> 15:31.606
تنها راهي که ميتوني کمکم کني
اينه که باهام معامله کني

15:32.506 --> 15:35.506
و تنها راهي که ميتوني اينکار رو انجام بدي اينه
که با استفاده از مقامت ازم محافظت کني

15:36.806 --> 15:38.806
ولي تو هيچ‌وقت اينکار رو نميکني، ميکني ؟

15:40.406 --> 15:41.606
. بستگي داره چي بدوني

15:45.406 --> 15:47.106
، پس اگه همه چيز رو بهت بگم

15:48.406 --> 15:51.206
از ارتباطت توي وزارت دفاع
به نفع من استفاده ميکني ؟

15:53.606 --> 15:54.806
. درموردش فکر ميکنم

15:58.606 --> 15:59.806
چرا آليسون ؟

16:00.806 --> 16:02.906
چرا تو بايد به دولت خودت خيانت کني ؟

16:03.606 --> 16:05.406
چي ميتونه اينقدر مهم باشه ؟

16:11.406 --> 16:13.506
پس اون فراش اهل اسلوونيه ؟

16:14.306 --> 16:18.006
قبلاً اهل يوگوسلاوي بود، بخشي از
امپراتوري مقدس روم باستان

16:18.506 --> 16:21.106
. تاريخي از جادوگري و تمرينات باستاني داره

16:21.706 --> 16:22.906
چي، شبيه کيمياگري ؟

16:23.206 --> 16:26.206
، رودالف سال 1959 اونجا به دنيا اومد

16:26.506 --> 16:28.706
، حرفه‌اش رو از پدربزرگش ياد گرفت

16:29.006 --> 16:33.006
. و حدود 68000 دلار به بانک يوريکا بدهکاره

16:34.406 --> 16:36.106
. تگزاس اين اخبار رو روي شبکه قرار ميده

16:36.406 --> 16:39.306
شايد رودالف داشته روي يه راهي براي
برطرف کردن اون بدهکاري کار ميکرد

16:39.306 --> 16:41.206
. ممنون، ممنون، ممنون

16:41.606 --> 16:43.106
. واي ، خوشحالم -
. تو بهتريني -

16:43.606 --> 16:44.906
. تقريباً مثل خدا، گفتم

16:45.006 --> 16:47.606
،و قول ميدم، نه، هيچ رابطه‌اي
نه مواد، نه رقص

16:47.706 --> 16:50.306
. تو... تو ميتوني برقصي

16:50.706 --> 16:52.206
. و ، هرچي جو بگه، مشکلي نيست

16:52.306 --> 16:54.206
آره، و اون قرارـه مسلّح باشه، پس لوکاس

16:54.306 --> 16:56.206
بايد در تمام مدت 3 متر
ازت فاصله داشته باشه

16:56.206 --> 16:59.006
. سه متر -
. بابا، اون... اونجوري نيست -

16:59.106 --> 17:01.506
. اون محترم، مهربون، و بخشنده‌ست

17:01.606 --> 17:03.306
. انگار داري با پاپ قرار ميذاري

17:03.506 --> 17:04.906
. اوه، و ببين چي بهم داده

17:05.406 --> 17:07.206
. به نظر گرون قيمت مياد

17:08.406 --> 17:09.606
. قبلاً طلا نبود

17:13.806 --> 17:16.106
. وينسنت؟ آروم باش

17:16.506 --> 17:17.806
. الان راه ميُفتيم

17:18.506 --> 17:19.806
. دارن کافه ديم رو غارت ميکنن

17:20.106 --> 17:21.506
. خيله‌خُب، همينجا بمون

17:23.706 --> 17:24.906
کجا بزرگ شدي ؟

17:25.206 --> 17:26.206
زندان ؟

17:26.406 --> 17:28.006
! به ظرف کيکم دست نزن

17:28.506 --> 17:30.206
. خيلي عصبيه، وينس

17:30.406 --> 17:31.406
چه اتفاقي افتاده ؟

17:32.206 --> 17:34.506
، خُب، اولش لوازم آشپزخونه تبديل به طلا شد

17:34.806 --> 17:36.706
. بعدش شمارشگر، بعدشم ظروف نقره

17:37.006 --> 17:39.006
. و اين زمانيه که اونا عليه من شدن

17:39.306 --> 17:40.506
. مثل لاشخورها

17:41.106 --> 17:44.206
. مثل لاشخورهاي کوچولوي حريص باهوش

17:45.306 --> 17:47.506
فکر کردم آدم‌هاي باهوش
ديگه اهل اين کارها نيستن

17:51.506 --> 17:52.606
واقعاً ؟

17:54.006 --> 17:55.306
. خيلي براقّه

18:05.706 --> 18:07.706
هي، خواهشاً بهم بگو ميتوني
اين موضوع رو کنترل کني

18:07.806 --> 18:09.606
. چون يه شهر پر از دله دزدهاي جزء دارم

18:10.106 --> 18:13.406
هرچيز آهني تبديل به طلا شد ؟ -
. نه. فقط تو جاهاي خاصّي -

18:13.506 --> 18:14.906
، آشپزخونه، شمارشگرها

18:15.006 --> 18:17.606
. يه سري وسايل روي ميز -
. ولي هيچي تو اون نيمه‌ي اتاق عوض نشده -

18:17.906 --> 18:20.606
، پس احتمالاً از طريق هوا نيست
يا هر چيز آهني تغيير ميکرد

18:20.706 --> 18:22.706
چون ماده‌اي که توي مجسمه پيدا کرديم

18:22.906 --> 18:24.806
مثل باکتري عمل ميکنه، تبديل کردن

18:25.106 --> 18:27.106
. ساختار مولکولي‌ـه آهن به طلا

18:27.206 --> 18:29.606
. پس من ميگم اين بحث تماسه

18:31.106 --> 18:33.406
يه آهن آلوده با يکي ديگه
برخورد ميکنه، و بعدش پخش ميشه

18:33.506 --> 18:35.806
، خُب، اگه باکتري روي مجسمه بوده

18:36.106 --> 18:38.806
،يه چيزي با مجسمه تماس داشته
... و بعدش يه چيزي اينجا آورده شده

18:38.906 --> 18:40.006
. دقيقاً -
. باشه -

18:40.106 --> 18:42.606
من يه ليست از همه‌ي کسايي که
ديروز اينجا اومدن نياز دارم

18:42.706 --> 18:45.206
و اگه بتوني به خاطر بياري اونا چي
پوشيده بودن يا حمل ميکردن

18:45.206 --> 18:47.006
. که با مجسمه تماس داشته -
. باشه -

18:47.106 --> 18:48.206
. ممنون

18:48.406 --> 18:49.606
اوه ؟ -
ـ چي آه

18:49.906 --> 18:51.006
. دستبند زويي

18:51.206 --> 18:53.806
وقتي بهم نشونش داد دقيقاً
همينجا نشسته بودم

18:54.906 --> 18:56.406
. گفتش لوکاس بهش داده

18:56.606 --> 18:58.006
. و اونا کنار مجسمه بودن

18:58.306 --> 18:59.306
. ممکنه کار اون باشه

18:59.806 --> 19:02.606
آره، ولي اون در امانه، درسته ؟
منظورم اينه، مردم در امانن

19:02.706 --> 19:04.506
. فقط از آهن به آهن‌ـه. اون حالش خوبه

19:06.206 --> 19:08.906
. به نظر مياد طلاي واگيردار تو دستمون داريم

19:10.106 --> 19:12.306
. ما تبديل به پولدارترين شهر دنيا شديم

19:12.406 --> 19:14.106
. خُب، از اين ديد هم ميشه نگاهش کرد

19:14.206 --> 19:17.406
طلا فلز نرميه، پس نميتونه به
اندازه‌ي فولاد وزن تحمل کنه

19:17.606 --> 19:19.706
. پس زيربنامون ممکنه متلاشي بشه

19:19.806 --> 19:22.006
ما پولدار ميشيم، ولي به
طرز خطرناکي ناپايدار

19:22.706 --> 19:24.506
مثل پاريس هيلتون ؟

19:28.006 --> 19:29.006
حالا چي ؟

19:36.206 --> 19:37.906
! ببخشيد! ببخشيد -
! ببخشيد -

19:38.206 --> 19:39.506
. ببخشيد، معذرت ميخوام

19:41.406 --> 19:42.506
. عقب بايستيد لطفاً

19:44.306 --> 19:46.306
. اين فرسودگيه -
... خانـ ـ م -

19:47.006 --> 19:48.206
اين اصلاً چطور ممکنه ؟

19:50.606 --> 19:52.106
... اين ممکنه يه جور

19:52.506 --> 19:55.206
، انگل باشه، که از ميزبانش تغذيه ميکنه

19:55.506 --> 19:56.906
تغيير ميده به

19:57.406 --> 20:00.006
، باکتري خورنده‌ي آهن

20:00.406 --> 20:02.706
، که يعني، هر بناي از آهن ساخته شده

20:02.906 --> 20:05.206
... ميتونه خراب بشه فقط

20:13.304 --> 20:16.104
. ما يه شيوع تو دستمون داريم
. تا دو مايل اطراف شهر بسته شده

20:16.204 --> 20:18.404
. کسي وارد نميشه. کسي خارج نميشه
درخواست پشتيباني دادم

20:18.404 --> 20:20.904
بايد يه منبع انرژي عظيم
باشه که اين کار رو ميکنه

20:21.004 --> 20:24.804
نه، هنري ميگه اين يه باکتريه. آهن رو به
طلا تبديل ميکنه، حالا از بين مي‌برتش

20:24.804 --> 20:26.804
هنري ؟ -
. آره، هنري -

20:26.904 --> 20:28.504
... اون تست‌هاي اوليّه رو انجام داد، و

20:28.604 --> 20:31.904
. ببين، هر اتفاقي که بين شما داره ميُفته
من تو اين مورد بهش نياز دارم

20:37.604 --> 20:39.404
. بهمون بگو ميدوني اين چيه

20:39.904 --> 20:42.604
. قطعاً يه جهش توي تغيير شکل

20:43.004 --> 20:47.204
مثل اينکه يکي يه کليد رو زده و
اين رو تبديل به يه ساس حريص

20:47.604 --> 20:48.504
. خورنده‌ي آهن کرده

20:48.604 --> 20:51.204
با چه سرعتي وسايل رو به خرابي ميرن ؟

20:51.604 --> 20:54.504
جوابش به اين بستگي داره که
بفهمي کي و کجا شروع شده

20:54.604 --> 20:57.104
خوبه. چون من و جو
بايد بفهميم اين کجا رفته

21:00.304 --> 21:01.604
. هويت تاييد شد

21:05.804 --> 21:06.904
. سلام نيتن

21:16.204 --> 21:18.604
. خيلي شبيه مردايي شدي که پشت زنا قايم ميشن

21:18.804 --> 21:21.104
بيا جوري تظاهر نکنيم که
انگار باهم دوست بوديم

21:22.504 --> 21:23.704
. منصفانه‌ست

21:24.604 --> 21:27.204
احتمالاً تو هم اينجايي که بهم
يه معامله‌اي پيشنهاد کني

21:27.204 --> 21:29.204
، بهم بگو راجع به آرتيفکت چي ميدوني

21:30.504 --> 21:31.704
. بعدش ميتوني بري

21:34.704 --> 21:36.204
. منم چيزي رو ميدونم که تو ميدوني

21:40.604 --> 21:42.304
. شايد چند روز ديگه برگردم

21:46.004 --> 21:48.404
. ميدونم که قادر به ارتباط انسانيه

21:51.704 --> 21:53.304
ولي تو هم اينُ ميدوني، نه ؟

21:53.804 --> 21:55.004
چطور قطعش کنم ؟

21:55.104 --> 21:56.204
. نميدونم

21:56.904 --> 21:59.104
ولي انرژي که آزاد ميشه ميتونه براي
جون يه نفر تهديد کننده باشه

21:59.104 --> 22:01.404
، اگه جهش سلول‌ها معکوس شدن

22:02.404 --> 22:04.604
. واسه اينه که احتمالاً قبلاً مرده

22:04.904 --> 22:06.304
. من اينُ قبول ندارم

22:06.904 --> 22:09.004
چطور کمکش کنم ؟

22:09.904 --> 22:11.004
به کي کمک کني ؟

22:12.104 --> 22:14.104
. داشتم راجع به کارل کارلسون حرف ميزدم

22:15.004 --> 22:16.504
راجع به کي حرف ميزني ؟

22:24.404 --> 22:25.804
رودالف، اينجايي ؟

22:35.704 --> 22:38.304
. ظاهراً روشن کننده ، روشن کنندگي لازم داره

22:39.704 --> 22:42.404
. و ابزاري که مثل مجسمه خُرد ميشن

22:42.504 --> 22:44.304
. و کل اين کلبه

22:47.604 --> 22:49.404
. کارتر! بيا اينجا! رودالفه

22:49.504 --> 22:51.904
. گير کرده -
سلام، حالت خوبه ؟ -

22:52.104 --> 22:53.204
. اينجا امن نيست

22:53.304 --> 22:54.904
. من بلند ميکنم، تو بکش -
. منُ ول کنيد -

22:55.004 --> 22:56.304
. بايدهمين الان بريد بيرون

23:06.204 --> 23:07.404
... تاب ميخوره

23:07.604 --> 23:08.704
. در اومدي

23:11.004 --> 23:12.004
. ميريم پايين

23:14.704 --> 23:15.704
. از پسش براومدي

23:31.804 --> 23:34.004
راه حل تميزکننده‌ي رودالف
نميتونه منبعش باشه

23:34.104 --> 23:36.304
، توي يه قوطي آهني بوده، ميکروبي نشده

23:36.504 --> 23:39.104
. و همينطور کاميونش -
خُب، من دو يه خط زماني -

23:39.204 --> 23:40.304
رو به هم متصل کردم

23:40.504 --> 23:44.304
که ظاهراً نشون ميده مجسمه
هم منبع اوليه نبوده

23:44.804 --> 23:45.804
... پس

23:46.004 --> 23:48.704
يه چيزي به مجسمه دست زده
و بعد به کافه ديم رفته

23:49.004 --> 23:50.004
. درسته

23:50.204 --> 23:51.904
... دقيقاً

23:52.404 --> 23:53.504
. تو ساعت 3 تا 4 بعدازظهر

23:54.504 --> 23:56.104
. درست وقتي مدرسه تعطيل شده

23:58.204 --> 23:59.204
. پسر -
چيه ؟ -

24:00.004 --> 24:01.004
... نه ، من

24:01.504 --> 24:03.804
دارم مجسمه‌ي مظهر خدا
بودنم رو از دست ميدم

24:05.804 --> 24:08.204
اين تحقيرآميزترين کاريه
که تا حالا باهام کردي

24:08.404 --> 24:11.304
.بهم وقت بده. از اينم قرارـه فراتر برم
بايد هرچيزي که يادت مياد رو بهم بگي

24:11.304 --> 24:13.104
راجع به اينکه از کجا گرفتيش
و کي بهت فروخته

24:13.304 --> 24:14.904
. نخريدمش. براش درستش کردم

24:16.104 --> 24:17.304
. اون آبي دوست داره

24:22.904 --> 24:24.604
. چشم‌ها به من. پس تو درستش کردي

24:25.204 --> 24:26.904
چي، تنهايي؟ از چي ؟

24:27.004 --> 24:29.104
. آهن ضايعات -
. اون واقعاً با استعداده -

24:29.904 --> 24:32.104
. اين.. سرگرمي جالبيه

24:32.304 --> 24:34.604
. سرگرمي نيست. يه کلاسه. متالورژي

24:35.204 --> 24:36.304
. تو مدرسه ميرم

24:36.504 --> 24:38.104
پس ضايعاتي که از تسلا ميان ؟

24:38.204 --> 24:41.304
. نه، کلاس‌هاي پيشرفته تو استوديو پروفسوره

24:41.704 --> 24:44.104
ممکنه پروفسور کريستوفر داکتالوس باشه ؟

24:44.904 --> 24:46.904
. يکي از بهترين هنرمندهاي قرن 21م

24:47.804 --> 24:49.704
. واسه فعلاً تمومه. ممنون لوکاس

24:50.104 --> 24:52.904
پس دوست پسرم آزادـه ؟ -
. هيچ‌وقت دستگير نشده بود  -

24:55.004 --> 24:56.004
دوست‌پسر ؟

24:56.504 --> 24:58.304
. آره. خُب. با کارت‌هات درست بازي کن

25:03.204 --> 25:04.804
اثر جديد ؟

25:08.304 --> 25:10.004
براي يه موزه‌اي تو شهر پراگ مي‌سازم

25:10.604 --> 25:11.604
. به نظر مهم مياد

25:11.804 --> 25:14.604
چه دليلي داره يه چيزي رو
درست کني وقتي مهم نيست ؟

25:14.804 --> 25:15.804
يا عالي ؟

25:15.904 --> 25:18.004
يکي از دانش‌آموزاتون از يه تيکه آهن قراضه

25:18.104 --> 25:20.904
که تو اين استوديو پيدا کرده براي
ساخت دستبند استفاده کرده

25:21.104 --> 25:23.604
... توي جوهرنمک شسته و

25:25.004 --> 25:26.204
. تغيير ماهيت داده

25:28.404 --> 25:31.804
کلانتر، من نميتونم مسئول
اشتباه يه مبتدي باشم

25:32.604 --> 25:34.204
گفتي جوهرنمک ؟

25:35.104 --> 25:36.104
. جالبه

25:36.304 --> 25:37.904
، ميدونم کيمياگرها تو خفا کار ميکنن

25:38.004 --> 25:41.204
ولي بايد بدونم چه بلايي سر اون تيکه آهن آوردي
قبل از اينکه لوکاس اونُ بشوره

25:42.104 --> 25:44.304
... بايد محل رو بررسي كنم. از

25:44.804 --> 25:46.504
. اون زيرزمين شروع ميکنم

25:46.504 --> 25:48.104
. خُب، حدس ميزنم اجازه‌ي قانوني داري

25:48.304 --> 25:49.304
. نه

25:52.804 --> 25:54.004
. فقط اينُ دارم

25:55.004 --> 25:57.504
. اين بلايي‌ـه که داره سر مجسمه‌ات مياد

25:58.604 --> 26:00.104
. اون طلا داره تغيير ميکنه

26:03.804 --> 26:05.604
. حواست جمع باشه، کلانتر

26:06.304 --> 26:08.904
ممکنه مسئول رها کردن خرابي
توي يوريکا بشي

26:09.104 --> 26:10.204
. يکي قبلاً انجامش داده

26:10.404 --> 26:12.004
. آره، ظاهراً شاگرد من

26:12.804 --> 26:15.604
گرچه  تصادفي، اون با فرمولي که
تاريخي ساخته شده مداخله کرده

26:15.804 --> 26:18.804
که هرکسي رو که سعي ميکنه بدون دانش دُرست
سعي ميکنه صاحبش بشه رو نابود کنه

26:20.304 --> 26:21.504
. پس اين يه تله‌ست

26:21.604 --> 26:23.304
. بهش ميگن نفرين کيمياگر

26:23.404 --> 26:25.304
. براي راه‌اندازي تحول آشوبي طراحي شده

26:26.604 --> 26:27.604
... پس

26:28.104 --> 26:30.104
... آهن به طلا، طلا به خاک

26:30.204 --> 26:31.604
. خاک ديگه خدا ميدونه به چي

26:32.704 --> 26:34.904
، پس اگه افسانه درست باشه
دوباره تغيير ميکنه

26:35.004 --> 26:39.004
و دوباره، و دوباره، تا زماني که تمدني
که باهاش در افتاده رو قلع و قمع کنه

26:39.904 --> 26:40.904
. بابيلون

26:41.604 --> 26:42.604
. آتلانتيس

26:43.704 --> 26:44.704
. مايا

26:45.404 --> 26:48.004
همه‌شون نزديک شدن و ببين
چه بلايي سرشون اومد

26:48.804 --> 26:50.504
. ميدونيم مثل باکتري عمل ميکنه

26:51.504 --> 26:53.304
. و 99% جواب رو تا اينجا داريم

26:53.404 --> 26:56.804
به يه نابغه با هوش غيرطبيعي بيشتري
نياز داريم تا از پس اون 1% آخر بربياد

26:58.204 --> 27:01.204
متاسفانه نفرين کيمياگر قرباني
بعديش رو پيدا کرده

27:03.104 --> 27:04.104
. ما

27:09.282 --> 27:10.382
. خُب، همينجا

27:10.882 --> 27:11.982
ميبينيش، آره ؟

27:15.882 --> 27:16.882
. عاليه

27:18.082 --> 27:19.682
. داري تو اين کار حرفه‌اي ميشي کوين

27:20.082 --> 27:22.882
شايد يه روز مثل مادرت
رئيس گلوبال دايناميک بشي

27:23.582 --> 27:25.382
. اين اونُ خيلي نگران ميکنه

27:26.682 --> 27:27.982
. خُب، شغل بزرگيه

27:29.582 --> 27:30.882
. اون نگرانمه

27:32.282 --> 27:33.282
. هردوتون هستين

27:37.182 --> 27:39.782
ما فقط ميخوايم بدونيم
چي تغييرت داده، همين

27:40.882 --> 27:42.482
و تو فکر ميکني اون ميتونه کمک کنه ؟

27:44.582 --> 27:45.582
واقعاً ؟

27:47.782 --> 27:49.682
. مامانت بهم گفته چيکار ميتوني بکني

27:50.582 --> 27:51.882
. به نظرم خيلي باحاله

27:52.882 --> 27:53.882
. بعضي‌وقت‌ها

27:55.982 --> 27:57.482
ميتوني الان انجامش بدي ؟

27:58.182 --> 28:00.482
ميتوني بهم بگي دکتر بارلو چه فکري ميکنه ؟

28:00.982 --> 28:03.582
اون درمورد اتفاقي که داره
برات ميُفته چي ميدونه ؟

28:08.682 --> 28:09.882
. مهمونا معمولاً در ميزنن

28:10.482 --> 28:11.982
. معمولاً واسه دوست‌ها زياد مهم نيست

28:13.982 --> 28:16.682
جک منبع آهن رو پيدا کرده، چيزي که
به احتمال زياد ميتونه کمک‌مون کنه

28:16.682 --> 28:19.482
. با يه پادزهري براي مشکل باکتري اومده

28:19.782 --> 28:22.582
. باشه، اول بايد کوين رو برسونم خونه -
. من مواظبش هستم -

28:22.782 --> 28:25.382
جک الان به مهارت‌هاي زيست‌شناسيت
بيشتر از مال من نياز داره

28:26.482 --> 28:28.182
. مطمئنم به جفتمون نياز داره

28:28.882 --> 28:29.882
. بيا کِو

28:30.182 --> 28:31.482
. بيا بريم مامانت رو ببينيم

28:38.782 --> 28:41.182
.ما منبع مشکل‌مون رو پيدا کرديم
... تنها کاري که بايد بکنيم اينه که

28:41.182 --> 28:43.682
به دستاي نابغه‌اي تحويل بديم که
بتونه ازش سواستفاده کنه

28:43.782 --> 28:46.682
. خوبه که تو رو هم ميبينم کريستوفر -
شما همديگه رو ميشناسين ؟ -

28:46.782 --> 28:48.482
. آره، کارمون رو تو گلوبال با هم شروع کرديم

28:48.482 --> 28:50.782
ما علايق مشابهي داشتيم -
ولي ديدگاه‌هاي متفاوتي داشتيم -

28:50.782 --> 28:53.782
. اون فکر ميکرد آينده جواب‌ها رو داره
. من به يادگيري از گذشته اعتقاد داشتتم

28:53.782 --> 28:57.082
من الان واقعاً با حال کار دارم، پس بيايد اين
تجديد ديدار رو ببريم طبقه‌ي پايين

29:01.882 --> 29:03.082
. درمورد اين چيزا خوندم

29:03.282 --> 29:07.182
کارگاه‌هاي مخفي، جايي که کيمياگرها از
دستگيري و مرگ محافظت ميشدن

29:07.382 --> 29:10.382
ولي اين مال زمان‌هاي قبل
از روشنفکري در علم بود

29:11.082 --> 29:13.182
. علم مدرن اونقدرا هم روشنفکر نيست

29:13.482 --> 29:15.282
... پس جادو براي بازنده‌هاست. و

29:15.482 --> 29:17.482
. جادوگرها. جايي توي علم نداره

29:17.782 --> 29:21.182
خُب، اين محشره. ما يه شهري
داريم که نزديکه نابود بشه

29:21.682 --> 29:22.882
منظورم اينه، ميتونيم درستش کنيم ؟

29:23.082 --> 29:25.582
اون ميگه اگه يه کاري رو
اشتباه انجام بديم باکتري

29:25.882 --> 29:27.882
... تغيير ميکنه مثل

29:28.282 --> 29:29.682
. يه نفرين ذاتي

29:29.882 --> 29:31.382
يا يه محافظ ذاتي ؟

29:31.982 --> 29:33.782
. يا اون -
چرا من اينُ ميشناسم ؟ -

29:33.882 --> 29:36.382
. اين مرتبط به پردازنده‌ي سوپرنواست
سوپرنوا: ستاره داراى نور متغيرى که روشنى‌اش]
[ صد ميليون برابر خورشيد است

29:36.482 --> 29:39.382
. چيزي که از فلزات سبک، فلز سنگين ميسازه

29:40.282 --> 29:43.382
. مثلاً از فلزات کمتر طلا ميسازه
ولي اين هنوز تموم نشده

29:43.982 --> 29:46.482
. نه، لوکاس جوهرنمک اضافه کرد

29:46.682 --> 29:48.082
. اگه کمکي ميکنه

29:49.682 --> 29:53.182
شايد، اگه وارونه کار کنم
بتونم يه پادزهر بسازم

29:53.482 --> 29:56.282
. نيتن استارک بزرگ. هميشه براي نجات مياد

29:56.582 --> 29:59.782
بالاخره اهميت چيزهايي که قبل
از تو وجود داشتن رو فهميدي

30:00.982 --> 30:04.582
ولي ميدوني، تو به خاطر
خودداري از دادن اطلاعات

30:04.682 --> 30:05.782
. و مانع در عدالت بازداشتي

30:06.282 --> 30:08.082
. بايد با من بياي

30:08.782 --> 30:10.582
! لوپو! داره مياد بالا

30:10.682 --> 30:13.482
اگه چيزي که لازم داشتيم فهميديم، بايد بريم -
يه دقيقه بهمون وقت ميدي ؟ -

30:13.882 --> 30:14.982
. آره

30:19.682 --> 30:22.382
. ميدوني اينُ قبلاً کجا ديدم
. اين تحقيق کيم راجع به آرتيفکته

30:22.782 --> 30:25.182
. بيخيالش شو، هنري -
. نيتن، ميتونم کمکت کنم -

30:25.382 --> 30:26.882
. آقايون! بايد بريم

30:27.082 --> 30:28.082
. نه

30:28.282 --> 30:29.382
. نميتوني

30:37.882 --> 30:40.982
حادثه‌ي کافه ديم ساختمون‌هاي
،خيابون اصلي رو آلوده کرده

30:41.082 --> 30:43.382
بعدش ماشين‌هاي آلوده تحول
رو تو کل شهر پخش کردن

30:43.482 --> 30:45.582
. و باعث بسته شدن پل داوينچي شدن

30:45.782 --> 30:48.082
گلوبال چي ؟ -
، فرم بنا از فولاده -

30:48.182 --> 30:51.182
. ولي با بتون روکش شده، پس مشکلي نداريم

30:54.882 --> 30:56.382
شايد يه زلزله بوده ؟

30:56.782 --> 30:57.782
. کد نارنجي

30:57.882 --> 31:00.282
. تيم مهندسي به دفتر آليسون بليک

31:00.482 --> 31:01.782
. کد نارنجي

31:07.882 --> 31:10.282
. رخنه‌ي امنيتي. ورود بي‌اجازه

31:18.982 --> 31:21.482
ميدونستم همينکه بفهمي
اينجام يه راهي پيدا ميکني

31:23.482 --> 31:25.782
بعد از چيزي که پيدا کردم ؟
کاملاً حق با توئه

31:27.182 --> 31:29.582
منظورت بعد از پيدا کردن
چيزيه که برات گذاشتم

31:31.382 --> 31:33.382
. بيخيال هنري. يکم بهم اعتماد کن

31:33.482 --> 31:35.282
تو که فکر نميکني برحسب اتفاق چيزي رو

31:35.382 --> 31:37.682
که بتوني باهاش مرگ کيم رو توضيح
بدي باقي گذاشتم، درسته ؟

31:38.382 --> 31:39.982
. ميدونستم پيداش ميکني

31:40.882 --> 31:43.482
چرا ؟ -
. چون لياقت داري که بدوني -

31:44.582 --> 31:47.182
چون تو تنها مردي توي اين
شهر هستي که ميتونه بفهمه

31:47.282 --> 31:48.982
. چرا بايد کاري که کردم رو انجام ميدادم

31:49.082 --> 31:50.482
بفهمه ؟

31:52.182 --> 31:53.482
، تو زني که عاشقش بودم کشتي

31:53.782 --> 31:56.582
و هيچ دليلي توي اين دنيا نيست

31:56.882 --> 31:58.982
. که مجبور نباشم همون کار رو با تو بکنم

31:59.082 --> 32:00.282
. يه حادثه بود

32:01.782 --> 32:04.782
،و تو الانشم دليلش رو ميدوني
وگرنه با من حرف نميزدي

32:04.982 --> 32:06.882
همون دليليه که آليسون تحقيقات کيم رو

32:06.982 --> 32:09.282
. ازت گرفت و به نيتن استارک تحويل داد

32:12.582 --> 32:15.382
. آرتيفکت قادر به ارتباط انساني‌ـه

32:15.482 --> 32:17.282
. کارل کارلسون ثابتش کرد

32:17.782 --> 32:19.482
. و حالا به يه فرد ديگه متصل شده

32:20.082 --> 32:21.682
. و ميدوني اون کيه

32:28.782 --> 32:29.882
. آره

32:30.482 --> 32:31.882
. اون الان گيرنده‌ست

32:33.782 --> 32:35.782
. اون به ميدان آکاشيک متصل شده

32:36.582 --> 32:38.982
همه‌ي اطلاعات جمع شده توي دنيا ؟

32:39.582 --> 32:40.882
. اين واقعيه، هنري

32:42.082 --> 32:45.282
و جلوي يه همچين انرژي رو
براي مدت طولاني نميشه گرفت

32:45.582 --> 32:47.082
. ميتونه اونُ بکشه

32:55.182 --> 32:56.782
. پس اين چيزيه که نيتن روش کار ميکنه

32:56.982 --> 32:58.282
... سعي ميکنه

32:59.782 --> 33:01.382
... کوين رو جدا کنه

33:03.282 --> 33:04.682
. از ميدان

33:06.982 --> 33:08.582
چيزهايي هستن

33:09.182 --> 33:10.982
. که ما نميتونيم کنترلش کنيم

33:11.582 --> 33:14.482
. چون تو ذاتمونه که از قدرت سواستفاده کنيم

33:15.682 --> 33:17.982
. ما آماده‌ي مسئوليت نيستيم

33:19.582 --> 33:21.482
خُب از من چي ميخواي ؟

33:28.982 --> 33:31.782
صداي غژغژ. سمت چپ بلندتر بود يا راست ؟

33:32.582 --> 33:33.982
. مهم نيست

33:35.482 --> 33:38.482
نيتن به کشفش نزديکتر شدي ؟

33:40.182 --> 33:43.082
همه‌ش تا وقتي به ته معادله
...برسم معني ميده ، و بعد

33:43.382 --> 33:45.682
. اگه يه اشتباهي کنم، دوباره متحول ميشه

33:46.382 --> 33:49.482
چه خبر شده؟ کوين کجاست ؟ -
. خوبه. ازم خوست اينُ بهت بدم -

33:50.182 --> 33:51.982
،ساعت‌ها ذهن‌ـش رو مشغول كرده

33:52.082 --> 33:53.682
. انگار داره يه نظر يا فکري رو منتقل ميکنه

33:53.882 --> 33:56.282
. و متقاعد شده اين کمکت ميکنه

33:56.882 --> 33:58.482
. خُب، اين فرموله

33:59.782 --> 34:00.982
. تمومش کرد

34:03.182 --> 34:04.282
... اما

34:04.982 --> 34:06.482
اون هيچوقت اينُ نديده. چطوري ؟

34:06.882 --> 34:09.082
. ديگه اين سوال‌ها رو نميپرسم

34:28.582 --> 34:29.982
. کمک

34:31.282 --> 34:32.482
! کمک

34:35.584 --> 34:37.784
همين الان همه‌ي پرسنلي
که نياز نيست رو تخليه کنيد

34:37.884 --> 34:40.284
به مسئولين پروژه و گروه
اورژانس يه ساعت وقت بدين

34:40.684 --> 34:42.884
چه اتفاقي افتاده ؟ -
. سقف بخش چهار خراب شد -

34:43.084 --> 34:44.984
. اگه بعدش زمين خراب شه، هيچکي سالم نميمونه

34:45.084 --> 34:47.084
استارک چيزي پيدا نکرد ؟ -
داره روي پادزهر کار ميکنه -

34:47.084 --> 34:49.184
. براي باکتري خورنده‌ي آهن -
. آليسون -

34:49.584 --> 34:51.484
، ببين، الان وقتش نيست که وارد اين بحث شيم

34:51.584 --> 34:53.984
. ولي... هنري و استارک درگير شدن

34:54.084 --> 34:56.984
. شنيدم راجع به بورلي حرف ميزدن -
يه فروريختگي تو بخش چهار هست -

34:57.084 --> 34:59.184
. بايد الان تمرکزمون رو اون باشه

34:59.384 --> 35:01.384
. فارگو اون پايينه. لطفاً پيداش کن

35:22.584 --> 35:23.984
يوريکا
[ يافتم ]

35:27.284 --> 35:28.484
صدام رو ميشنوي ؟

35:28.584 --> 35:30.884
. لطفاً بگو که فقط تو نيومدي -
. خواهش ميکنم -

35:31.384 --> 35:32.684
حالت چطوره ؟ درد داري ؟

35:32.884 --> 35:35.384
پام گير کرده، ولي فکر نکنم
جاييم شکسته باشه

35:37.184 --> 35:38.284
. خُب

35:41.584 --> 35:42.884
کارتر چه خبر شده ؟

35:42.984 --> 35:45.884
فارگو و چيزي که از بخش
چهار مونده رو پيدا کردم

35:46.184 --> 35:48.684
به محض امکان يه تيم نجات
اين پايين لازم داريم، باشه ؟

35:52.884 --> 35:55.184
بهترـه سريعتر قبل از اينکه تيرک
بپوسه اونا رو بفرسته

35:55.584 --> 35:57.584
. افکار شيرين فارگو، افکار شيرين

35:58.184 --> 36:00.384
کارتر، نيتن يه چيزي براي جلوگيري
از خاک شدن پيدا کرده

36:00.484 --> 36:02.784
. ولي براي کل شهر يکم طول ميکشه

36:02.884 --> 36:06.284
فقط بايد تيرک‌هاي زير فارگو رو سر پا
نگه داريم قبل از اينکه زمين فرو بريزه

36:07.484 --> 36:09.084
. اين فکر شيريني نيست

36:09.384 --> 36:10.484
. صبر کن

36:13.884 --> 36:15.984
. من تيرک بخش دو رو سال قبل تعمير کردم

36:16.084 --> 36:18.684
. کار خطرناکيه. نميتونيم از بالا بريم

36:19.084 --> 36:20.984
کوچکترين افزايش وزني
ميتونه به خطر بندازدش

36:21.984 --> 36:23.384
پس از پايين ميريم بالا ؟

36:23.484 --> 36:25.784
يه كانال تأسيساتي براي
رد شدن يه آدم هست

36:25.884 --> 36:29.984
که سُر بخوره به داخل و محلول
...ضدباکتري رو استفاده کنه، ولي

36:30.184 --> 36:33.284
ممکنه همه‌چيز زماني که تعمير
ايجاد شده خراب شه

36:34.984 --> 36:37.184
حتي اگه پام نشکسته بود
من بودم اين‌کار رو نمي‌کردم

36:42.284 --> 36:44.084
. لعنتي

36:45.684 --> 36:48.784
. من درست زير خرابي بخش چهارم
صدام رو ميشنوي، فارگو ؟

36:48.984 --> 36:50.384
. هنوز اينجام

36:51.784 --> 36:54.384
. حالا بايد بياي سمت اولين تيرک

36:58.284 --> 36:59.884
. باشه. ديدمش

36:59.984 --> 37:02.384
. خيلي بدجور شده -
. مرسي از اطلاع‌رساني -

37:02.684 --> 37:05.884
باشه... از کجا بدونيم اين وسيله قرار
نيست اوضاع رو بدتر کنه ؟

37:06.984 --> 37:08.084
بدتر ؟

37:08.284 --> 37:11.084
. اطلاعات من از يه منبع قابل اعتماديه

37:13.284 --> 37:15.084
. تحمل وزن رو داره. ادامه بده و اسپرِيِش کن

37:17.384 --> 37:20.084
چه قدر از اين ساس خورنده
‌ فلز اسپري استفاده کنم ؟

37:20.284 --> 37:21.584
. هرچقدر لازم داره

37:22.084 --> 37:23.884
. اگه بميريم... حداقل باهم مرديم

37:26.284 --> 37:27.084
. خوش ‌به حال من

37:29.184 --> 37:30.984
. کارتر -
! کار نميکنه -

37:31.184 --> 37:33.584
. بهش وقت بده -
. واسه تو گفتنش راحته -

37:40.084 --> 37:41.584
. جواب ميده، فارگو

37:42.284 --> 37:43.984
. ممنون، ممنون، ممنون

37:44.684 --> 37:47.884
خُب، فارگو، الان تو و کارتر ميتونين به
خوبي و خوشي زندگي کنين

37:48.584 --> 37:50.484
ميخواي بدوني فکر شيرينم چي بود ؟

37:52.584 --> 37:54.484
. بعضي چيزها بهترـه نگفته بمونه

38:20.784 --> 38:21.984
. ازدحام خوبيه

38:23.384 --> 38:27.084
آره، اگه يه مهارته که طبيعي
بهم رسيده، برنامه‌ريزي مهمونيه

38:27.184 --> 38:29.884
ميتونم راجع به چيزاي ديگه
طبيعتاً بهت رسيدن فکر کنم

38:31.584 --> 38:33.084
. به مهموني خوش اومدي، کلانتر

38:33.284 --> 38:35.184
. ببخشيد که راه ورودت کوچک شده

38:35.284 --> 38:37.884
باشه. ممنون سارا. امنيت چطوره ؟

38:37.984 --> 38:40.484
. هيچ تخريب فيزيکي به دارايي وارد نشده

38:40.884 --> 38:41.884
... و

38:42.284 --> 38:43.684
بقيه‌ي چيزها ؟

38:43.784 --> 38:45.384
، رقص کوچولو، نشستن رو مبل

38:45.484 --> 38:48.184
. و دو نفر دائماً توي کمد جلويي بودن

38:56.484 --> 38:57.784
چيکار دارين ؟

38:57.984 --> 38:59.984
... تو قرار بود حواست به

39:00.784 --> 39:04.784
، خُب، من حواسم به اون بود
...و اونم حواسش به من بود

39:06.284 --> 39:07.884
. آره، باشه

39:12.784 --> 39:14.684
هنري، چه خبر ؟ -
. هنوزم يه مشکلي داريم -

39:14.784 --> 39:16.384
. لباس‌ محافظت رو بپوش

39:17.684 --> 39:19.484
. اين يارو يه هفته پيش مرده

39:19.584 --> 39:21.284
. و اين تنها چيزيه که باقي مونده

39:21.884 --> 39:23.184
، تکه‌هاي استخوان

39:23.284 --> 39:25.184
، دندان‌هاي کاشته‌ي طلا

39:25.384 --> 39:28.484
و پلاستيکي که سه سال قبل
توي اين مرد کاشته شده

39:29.684 --> 39:31.084
. از جايي که داره ميره خوشم نمياد

39:31.184 --> 39:33.184
اگه باکتري خورنده‌ي فلز
دوباره متحول شده باشه چي

39:33.284 --> 39:35.584
قبل از اينکه کامل بگيريمش ؟
درست همينجا توي سردخونه ؟

39:36.684 --> 39:38.684
يعني به آدم‌ها نفوذ ميکنه ؟

39:38.784 --> 39:41.384
فکر کنم داره به آهن توي
بدن‌مون حمله ميکنه و اين بدن

39:41.484 --> 39:43.384
. تا مرحله‌ي بعدي به خاک تبديل ميشه

39:43.584 --> 39:45.684
. از امروز متنفرم

39:45.784 --> 39:48.984
حالا من بايد يه سري تست انجام بدم، و
خوشبختانه اين باکتري منشا رو باقي ميذاره

39:49.284 --> 39:51.584
... ولي اگه از طريق هوا پخش بشه -
. آره، بايد به آليسون بگم -

39:51.784 --> 39:53.984
. من قبلاً به اون و استارک خبر دادم

39:54.084 --> 39:55.384
. مطمئنم الان داره روش کار ميکنه

39:55.584 --> 39:58.184
. ما به علمش ميرسيم و تو حواست به شهر باشه

39:58.384 --> 40:00.984
مردم شايد مجبور شن خيلي
سريع اينجا رو ترک کنن

40:21.284 --> 40:22.384
. خودشه

40:29.684 --> 40:31.784
. حاضري؟ بايد کوين رو ببرم خونه

40:31.984 --> 40:33.884
الان بدون من مشکلي نداري بري ؟

40:34.384 --> 40:36.284
. تو هم بايد يکم بخوابي

40:36.384 --> 40:38.384
، آلي، دارم به فرمول نگاه ميکنم

40:38.484 --> 40:41.684
و اگه بتونم راهي براي توقف
پيشرفت کوين پيدا کنم

40:41.784 --> 40:44.284
مثل روشي که باکتري‌هاي خاک
... رو خاموش کردم، من

40:45.284 --> 40:47.884
. آلي، خيلي نزديکم -
. ميدونم يه راهي پيدا ميکني -

40:48.084 --> 40:50.184
آره، ميام بالا. کمکت ميکنم
ببريش توي ماشين

40:50.284 --> 40:51.284
. باشه

41:07.784 --> 41:09.284
هنري، اينجا چيکار ميکني ؟

41:09.484 --> 41:10.584
. ديروقته

41:14.084 --> 41:15.084
حالش چطوره ؟

41:16.384 --> 41:17.584
. کوين خوبه

41:18.384 --> 41:21.084
. ميدونم چه بلايي داره سرش مياد
همون بلايي که سر کارل اومد

41:21.284 --> 41:23.084
. همون چيزي که کيم رو کشت

41:23.684 --> 41:25.284
. پرتوگيري آرتيفکت

41:26.384 --> 41:27.384
. بيخيال اين موضوع شو

41:28.384 --> 41:29.284
. خيلي دير شده

41:30.384 --> 41:32.484
چرا ؟ به خاطر کيم ؟

41:34.884 --> 41:36.184
. به خاطر من

41:42.984 --> 41:44.984
هيچ شانسي براي پادزهر دوم هست ؟

41:45.084 --> 41:46.484
براي ؟

41:46.584 --> 41:48.284
. براي... تحول جديد

41:48.384 --> 41:51.284
، باکتري خورنده‌ي گوشت. ميدوني

41:51.384 --> 41:53.684
. اولين پادزهرت يه تغيير ديگه راه انداخته

41:53.784 --> 41:56.284
. چي؟ غيرممکنه. ميدونم اون فرمول درست بود

41:56.384 --> 41:58.884
و چرا فکر ميکني يه تحول ديگه هست ؟

42:00.084 --> 42:01.284
. هنري گفت بهت گفته

42:02.484 --> 42:03.484
. لعنتي

42:05.584 --> 42:07.484
... قرارداد تخليه آغاز شد

42:07.584 --> 42:09.084
اون بورلي‌ـه ؟

42:12.884 --> 42:15.084
. واي، نه -
چه اتفاقي داره ميُفته ؟ -

42:15.984 --> 42:18.984
. اين يه نقض امنيته سطح قرمزـه -
. باکتري دوباره متحول شده -

42:19.084 --> 42:22.384
،براي هرچيز زنده‌اي کشنده‌ست
و از طريق هوا پخش ميشه

42:22.584 --> 42:24.184
. واي خداي من

42:40.184 --> 42:41.484
.:: @bollbolljan_com ::.