﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.389
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.091 --> 00:07.981
قسمت شونزده

00:19.001 --> 00:22.441
نفس نمیکشه!
نفس نمیکشه!

00:23.833 --> 00:29.287
-دکتر!نفس نمیکشه
-سی پی آر نیاز داره

00:29.468 --> 00:32.098
مابهش میگیم تنفس مصنوعی

00:57.004 --> 00:58.891
سئوک ران

01:20.264 --> 01:24.812
برو اون ور!
سئوک ران حالت خوبه؟

01:25.853 --> 01:28.508
سردمه...

01:29.702 --> 01:34.712
سرورم لباسشان را به شما بخشیدند

01:44.087 --> 01:46.030
عجله کن

01:57.009 --> 01:59.445
قیچی
قیچی!!

02:00.902 --> 02:05.227
نانگ نانگ برو یکم ملافه بیار

02:12.410 --> 02:15.306
همه ی مردا باید برن
باید لباساش رو عوض کنیم

02:15.407 --> 02:19.609
بله بیا اون رو پیش دکترهورتون وپرستارابذاریم

02:22.172 --> 02:26.581
دکتر هورتون...
لطفا مواظبش باشین

02:26.709 --> 02:31.494
-سئوک ران....سئوک ران
-بیا بریم

02:31.605 --> 02:36.617
برین
باید برین سریع

02:37.277 --> 02:39.421
برو!برو!

02:39.705 --> 02:43.487
در رو ببند ودست وپاهاش رو باز کن

02:44.000 --> 02:47.518
-برای عمل آماده شین
-بله دکتر

02:54.902 --> 02:58.254
چجوری این اتفاق افتاد؟

03:00.292 --> 03:03.090
-ارباب جوان
-آقای بک این یعنی چی؟

03:03.191 --> 03:05.051
چجوری گذاشتی این اتفاق بیفته؟

03:05.152 --> 03:12.289
وقتی به آریونجی رسیدم

03:12.495 --> 03:19.861
اون شدیدا خونریزی کرده بود...

03:20.050 --> 03:23.212
به خاطر دستش که بریده بود

03:23.571 --> 03:27.811
خب چرا تنفس مصنوعی روش انجام دادی؟

03:28.061 --> 03:31.753
اون نفس نمیکشید

03:33.220 --> 03:37.825
-نفس نمیکشید؟
-سئوک...سئوک ران مون

03:38.026 --> 03:40.485
درسته

03:49.809 --> 03:54.500
کارت درست بود
تواون رو نجات دادی

03:54.686 --> 03:58.944
ممنون
اون به خاطر تو زنده ست

03:59.148 --> 04:04.097
اون خون زیادی از دست داده

04:04.247 --> 04:07.596
دریاچه باخون اون قرمز شده بود

04:07.885 --> 04:12.270
سئوک ران دختر قوی ایه
اون خوب میشه

04:12.431 --> 04:16.403
-شماباید برین لباساتون رو عوض کنین
-نه من اینجا میمونم

04:16.504 --> 04:21.049
درمانش طول میکشه
برو ولباسات رو عوض کن

04:48.583 --> 04:53.615
خیلی گرمه!
پاهام داره میسوزه

04:53.811 --> 04:57.156
میخوام یکم مورفین بهت بدم

04:57.377 --> 05:02.320
وقتی بلندبشی حالت بهتر میشه

05:05.863 --> 05:07.493
قربان

05:07.747 --> 05:11.175
قربان چه اتفاقی داره می افته؟

05:11.772 --> 05:16.647
اوه مک سانگ...
برو خونه و مادرسئوک ران رو بیار

05:16.748 --> 05:20.335
خانم چی؟
حالش خوبه؟

05:20.584 --> 05:25.532
اون زیرعمله....
اما مطمئنم خوب میشه

05:25.701 --> 05:28.509
زیر عمل...؟

06:03.099 --> 06:06.178
-اون چه طوره؟
-عمل خوب پیش رفت؟

06:06.204 --> 06:10.635
آره،اما اون خون زیادی از دست داده

06:21.769 --> 06:24.154
نمیتونم نبضش رو پیدا کنم!

06:28.820 --> 06:34.288
-سئوک ران!سئوک ران!
-اون خیلی ضعیف شده آقای یو!

06:35.928 --> 06:39.938
-سرپرست....
-باید اون رو بسپریم به خدا

06:40.139 --> 06:45.221
نه!
سئوک ران من نه!

06:45.696 --> 06:48.046
اون رو نجات بده

06:48.548 --> 06:50.948
مابه اهدای خون نیاز داریم

06:51.178 --> 06:52.462
نمیتونیم این کار رو کنیم

06:52.575 --> 06:54.990
منظورت از این حرف چیه؟

06:55.137 --> 06:58.652
میخوای خون یکی دیگه رو بدی به اون؟

06:59.186 --> 07:02.021
-بله
-اینجوری اون رو بیشتر تو خطر میندازی

07:02.122 --> 07:04.091
هیچ موقعیتی خطرناک تر از این نیست

07:04.192 --> 07:08.589
اگه میخوای اون رو نجات بدی پس همین کار رو کن...من خونم رو میدم

07:08.690 --> 07:12.540
نه!آقای یون تقریبا به خاطر انتقال خون داشت میمرد

07:12.767 --> 07:14.524
چی...؟

07:14.625 --> 07:20.271
اون به خاطر این بود که من درباره خون زیاد نمیدونستم

07:20.438 --> 07:24.869
-امااین دفه دیگه میتونم درست انجامش بدم
-نه

07:24.970 --> 07:28.181
سئوک ران داره میمیره

07:29.168 --> 07:35.377
آقای بک اون خونریزی ش بنداومده باید صبرکنیم ببینیم چی میشه

07:35.917 --> 07:39.121
شما دروغگوی خوبی نیستین سرپرست

07:39.246 --> 07:42.041
شما دقیقا میدونی اون الان تو چه خطریه

07:42.142 --> 07:45.699
اون تو خطره اما هنوز هم امیدی هست

07:45.800 --> 07:48.533
امید؟

07:49.194 --> 07:51.463
آقای هوانگ

07:51.863 --> 07:54.927
تو چی فکر میکنی؟

07:55.172 --> 07:57.613
امیدی هست؟

08:03.806 --> 08:07.661
اون تو وضعیت خطرناکیه

08:09.469 --> 08:11.901
سئوک ران...

08:12.128 --> 08:16.856
اون از انتقال خون نباید بمیره

08:19.635 --> 08:23.179
اما اگه خون سازگار رو پیداکنیم

08:23.291 --> 08:26.215
نجات پیدا میکنه

08:26.427 --> 08:32.041
جائه ووک از اثرات جانبی رنج میبرد اما من نه

08:32.142 --> 08:36.471
داری میگی ما باید بایه شانس نصفه ونیمه رو جونش ریسک کنیم؟

08:36.809 --> 08:38.953
نه

08:39.107 --> 08:43.019
احتمال زنده موندن اون بالای نصفه

08:43.911 --> 08:47.954
چطورمیتونیم دراین مورد مطمئن باشیم؟

08:48.197 --> 08:50.878
بعدا توضیح میدم

08:50.984 --> 08:55.078
اول باید یه اهدا کننده ی سازگار پیدا کنیم

08:55.157 --> 08:58.782
-نه!من نمیتونم این اجازه روبدم
-سرپرست

08:58.857 --> 09:05.376
اگه حتی یه شانس ریزهم برای زنده موندن سئوک ران من باشه

09:05.591 --> 09:08.165
میخوام این کار رو انجام بدم

09:08.266 --> 09:14.276
آقای هوانگ تو که دیدی آقای وون چقد اذیت شد
بهشون بگو

09:14.698 --> 09:21.028
من...من هم با آقای بک مخالفم...

09:21.129 --> 09:27.271
بعضی...بعضی از خونا باهم مخلوط میشن وبعضی ها نه

09:28.276 --> 09:30.517
اما...!

09:30.618 --> 09:33.104
وقتمون داره تموم میشه

09:33.327 --> 09:39.264
اگه ما هیچ کاری نکنیم اون ممکنه...

09:42.381 --> 09:46.177
اگه اون باانتقال خون شانس زنده موندنش بیشتر بشه

09:46.278 --> 09:51.856
پس اون باید این کار رو کنه مگه نه؟

09:52.561 --> 09:56.995
-من فک میکنم باید امتحان کنیم
-نه

09:57.013 --> 10:03.269
سرپرست لطفا بهم حق انتخاب بدین

10:22.175 --> 10:25.594
چجوری معلوم میکنی که خون من مناسبه؟

10:51.731 --> 10:55.427
از اونجایی که شما پدرشین حتما باید خونتون...

10:59.423 --> 11:02.887
خون لخته شد...

11:03.050 --> 11:05.784
منظورت اینه که نمیتونم خونم رو بهش بدم؟

11:05.819 --> 11:09.428
اگه این کار رو کنیم میمیره

11:10.076 --> 11:12.572
من خون خودم رو امتحان میکنم

11:40.455 --> 11:42.985
خون لخته شد

11:44.595 --> 11:47.252
بعد خون تو رو مخلوط میکنم

11:47.372 --> 11:52.591
-من...خون من...؟
-مشکلی هست؟

12:35.808 --> 12:41.158
خون اون و من مثه همه!

12:46.039 --> 12:47.997
آقای هوانگ

12:48.191 --> 12:54.494
این اصلا کار آسونی نیست
اون کلی خون نیاز داره

12:54.595 --> 12:57.097
ما میتونیم انتقال خون رو مستقیما انجام بدیم

12:57.355 --> 13:00.544
رگ هاشون رو مستقیم به هم وصل کنین

13:00.645 --> 13:04.467
نمیتونین این کار رو کنین.
خون باید از یه سیاهرگ بره

13:04.522 --> 13:07.623
بعد باید فرستاده بشه به سیاهرگ

13:07.724 --> 13:13.617
خون سیاهرگی خیلی فشارش کمه ومستقیما به بدن یکی دیگه نمیره

13:15.434 --> 13:18.627
من یه راه حل دارم
اگه چیزی که  سرپرست میگه درست باشه

13:18.705 --> 13:21.985
پس همه ی کاری که نیازه انجام بدیم اینه که فشارخون رو زیادکنیم

13:22.099 --> 13:26.400
فقط کافیه که دهنده بالاتر باشه

13:31.145 --> 13:34.204
انقد گریه نکن

13:34.374 --> 13:36.590
اگه خانم سئوک ران بمیره چی؟

13:36.691 --> 13:42.478
اینجوری نگو!اون زنده میمونه
براهمین مااین رو آوردیم اینجا

13:47.091 --> 13:50.639
ازاونجایی که داریم مستقیم انتقال خون میکنیم حجم خون رو نمیدونیم

13:50.740 --> 13:54.095
زندگی آقای هوانگ ممکنه تو خطر بیفته

13:54.333 --> 13:57.084
من چیزی م نمیشه

13:57.332 --> 14:00.504
-من خوبم
-آماده ای؟

14:00.605 --> 14:02.444
بله

14:06.911 --> 14:09.443
اگه درد یا سرگیجه داشتی بهم بگو

14:09.544 --> 14:12.031
باشه

14:22.426 --> 14:24.542
این چیه؟

14:24.674 --> 14:30.383
واقعاخون من میتونه نجاتش بده؟

14:30.688 --> 14:34.428
تاوقتی امتحان نکنیم نمیفهمیم

14:35.449 --> 14:42.567
-خون من....خون من
-میخوای برگردی؟

14:43.761 --> 14:45.896
نه

15:05.211 --> 15:07.735
لوله رو آزاد کن

15:15.547 --> 15:17.981
ببندش

15:32.976 --> 15:35.246
الان آزادش کنین

15:49.898 --> 15:52.667
خون داره میره

16:08.191 --> 16:10.775
اگه انقدخون از دست داده که آریونجی قرمزشده

16:10.842 --> 16:12.942
پس یعنی شانس اون برای زنده موندن خیلی کم نیست؟!

16:13.042 --> 16:18.305
دخترمترجم احتمالا همون موقه که ازدریاچه آوردنش بیرون مرده بود

16:18.406 --> 16:25.529
اما یه دانش آموز از جه جونگ وون اومد وتو دهنش هوافوت کرد

16:25.610 --> 16:29.230
وقتی اون از دریاچه بیرون اومد وبه طورشگفت انگیزی زنده موند

16:29.452 --> 16:33.221
-هوا تو دهنش فوت کرد؟
-بله سرورم

16:33.614 --> 16:36.855
یه حرکت اهانت آمیز بود

16:37.030 --> 16:42.601
اما هم زمان یه کار خیلی زیبا بود که زندگی بخش بود

16:42.702 --> 16:45.857
هوا فوت کرد تو دهن یه مرده و اون رو به زندگی برگردوند؟

16:45.920 --> 16:52.250
اگه من هم بتونم همچین کاری برای مردمم کنم...

16:53.400 --> 16:55.682
تو قصرسلطنتی رو دیدی تاحالا...

16:55.885 --> 17:01.206
اون خیلی بزرگ بود!
درخت ها و پرنده ها‌...

17:01.370 --> 17:05.010
اونجا خیلی از این چیزا بود

17:06.566 --> 17:11.981
اما بعدش خانم سئوک ران افتاد توی آب

17:13.549 --> 17:17.899
چرا داری همینجور پشت سرهم اون داستان رو میگی؟تمومش کن

17:18.000 --> 17:23.007
تو کسی هستی که باید تمومش کنی
لباس ملکه رو دربیار

17:23.108 --> 17:25.370
تو نمیدونی

17:25.477 --> 17:29.358
اما من وقتی جوون بودم هم رفتم به قصر

17:29.557 --> 17:36.950
اگه من رفته بودم
ممکن بود این لباس الان مال من باشه

17:37.238 --> 17:42.822
به هرحال...
بیا فقط سم هامون رو بنوشیم

17:45.620 --> 17:47.635
به نظر من

17:47.880 --> 17:51.090
آقای هوانگ هم اون رو بوسید هم بهش خون ش رو داد

17:51.125 --> 17:54.514
یعنی وقتی خانم سئوک ران بلند شد دیگه زن اونه

17:54.605 --> 17:56.873
زمان ازدواج اونا رو مشخص میکنه!

17:57.018 --> 18:04.265
اون که خانم رو نبوسید!
بهش نفس زندگی بخش داد

18:04.490 --> 18:06.701
دو تاش یه چیزیه

18:06.802 --> 18:13.468
بله اونا باید باهم باشن
دوتا مون یه طرفیم

18:13.692 --> 18:17.968
اونوقت آقای بک...

18:20.314 --> 18:27.896
موندم وقتی تنهاچیزی که نوشیدم چایی زنجبیلیه پس چرامست شدم؟

18:28.487 --> 18:32.271
من توش اتانول ریختم

18:32.987 --> 18:36.916
ببینم میخوای شکممون رو استریل کنی؟

18:37.731 --> 18:42.375
اون هم الکله
واتاناب بهمون یاد داد

18:42.545 --> 18:44.648
جدی؟

18:44.881 --> 18:47.505
مهم نیست مزه ش فرق کنه

18:48.069 --> 18:50.161
یه فنجون دیگه هم بهم بده

18:50.382 --> 18:53.564
بله سرورم

18:56.396 --> 19:00.436
خوبه
ممنونم

19:18.962 --> 19:24.315
رنگش برگشته اما تنفسش ودرجه حرارتش نه

19:36.188 --> 19:40.028
-چه اتفاقی داره می افته؟
-نمیدونم

19:41.946 --> 19:45.262
آقای هوانگ
آقای هوانگ

19:45.865 --> 19:49.642
آقای هوانگ
آقای هوانگ

19:50.390 --> 19:54.250
خانم...
اون چه طوره؟

19:54.351 --> 19:57.461
چراهیچی نگفتی؟
زیادی خونت رفته

19:57.662 --> 20:00.664
خانم...خانم...!

20:00.765 --> 20:05.844
توی احمق!
بهت گفتم اگه سرگیجه داشتی بهم بگو

20:06.017 --> 20:09.424
تو باز هم سئوک ران رو تو خطر انداختی

20:14.260 --> 20:16.844
خانم...

20:28.188 --> 20:29.646
-یی گواک
-بله؟

20:29.739 --> 20:32.898
خیلی مراقبش باش

20:34.946 --> 20:37.163
ممنون سرپرست

20:52.692 --> 20:55.283
تو بیداری؟

21:00.228 --> 21:04.965
-من تو بهشتم یا جهنم؟
-تو توی اتاقتی

21:05.867 --> 21:08.491
بخواب بابا

21:08.783 --> 21:12.303
اگه خون زیادی بدی سرت گیج میره

21:12.470 --> 21:14.569
اوناگفتن تو نیاز به استراحت داری

21:14.649 --> 21:16.658
خانم سئوک ران چطوره؟

21:16.759 --> 21:18.656
اون هنوز بلند نشده

21:18.738 --> 21:22.173
...اما نانگ نانگ گفت به محض بلندشدنش خبرمون میکنه

21:22.233 --> 21:25.421
به هرحال تو باید یه چیزی بخوری

21:25.862 --> 21:29.785
سوپ صدف
کمک میکنه بدنت زود خون بسازه

21:29.986 --> 21:34.581
به خاطر همین مامان ها بعد به دنیاآوردن بچه این رو میخورن...بیا

21:34.896 --> 21:38.480
-ممنون
-خواهش میکنم

21:44.888 --> 21:51.648
-چیه؟مزه ش خوب نیست..؟
-نه

21:51.746 --> 21:56.754
پس چیه؟
بایدهمه ش روبخوری تا زودتر بهبود پیداکنی

21:56.970 --> 22:02.065
اگه خونم به اندازه کافی خوب نباشه چی؟

22:02.769 --> 22:04.966
اگه بهش صدمه بزنه چی؟

22:05.067 --> 22:09.623
هی!خودت گفتی خون ما هم مثه خون بقیه ست

22:09.724 --> 22:14.072
نمیدونم
من میترسم

22:14.399 --> 22:17.745
جاک دائه من میترسم

22:17.900 --> 22:24.250
میترسم خانم سئوک ران به خاطر خون نامرغوب من بمیره

22:26.864 --> 22:31.365
هورتون،دخترمون خوب میشه مگه نه؟

22:31.502 --> 22:38.089
من نمیدونم.مطمئن نیستم که انتقال خون نجاتش بده یانه

22:38.190 --> 22:46.226
اما بدون اون خون سئوک ران چندساعت پیش مرده بود

22:46.327 --> 22:51.275
درسته
من خیلی متاسفم

22:51.462 --> 22:54.552
به خاطر من این بلا سرسئوک ران اومد

22:54.653 --> 23:01.515
من مجبورش کردم باهامون بیاد اسکیت
واسکیت من بودکه دستش رو برید

23:01.778 --> 23:07.024
-همین دیگه،چرا این بلا روسرش آوردی...؟
- عمدی نبود

23:07.234 --> 23:11.200
وقتی سئوک ران بیدار بشه همه چی درست میشه

23:11.305 --> 23:12.405
بیاین صبور باشیم

23:12.592 --> 23:16.468
اما چرااون باید خون آقای هوانگ باشه؟

23:16.569 --> 23:23.506
آقای بک خون نجیب زاده ها رو داره
و چرا تو خون ندادی؟

23:23.607 --> 23:25.905
خون شما دوتا خیلی ارزش داشته؟

23:26.057 --> 23:29.957
خون هردومون با سئوک ران سازگار نبود

23:30.057 --> 23:36.789
اما اون دختر توئه!
چطورممکنه خونت بهش نخوره؟

23:37.958 --> 23:41.292
سئوک ران بیچاره ی من...

23:41.728 --> 23:45.348
انتقال خون طبق انتظارمون پیش رفت

23:45.572 --> 23:49.048
-خب حالادیگه راستش روبهم بگو
-راست چی؟

23:49.149 --> 23:56.782
روشی که روی سئوک ران استفاده کردی خیلی با قبلی فرق داشت

23:56.991 --> 24:00.852
بدون اینکه من بدونم چندتا آزمایش انجام دادی؟

24:01.108 --> 24:04.300
-هیچ آزمایشی نکردم
-داری دروغ میگی

24:04.559 --> 24:08.722
چندساعت پیش داشتی بااطمینان حرف میزدی

24:08.944 --> 24:11.901
توگفتی نجات پیداکردن اون بالای۵۰درصده

24:12.125 --> 24:17.264
راست یا دروغ کسی نمیتونه همچین حرفایی بزنه

24:17.338 --> 24:20.038
بدون اینکه آزمایشای زیادی کرده باشه

24:20.319 --> 24:24.061
ایناروبامخلوط کردن خون بقیه دانش آموزا فهمیدم

24:24.162 --> 24:26.530
به من دروغ نگو

24:26.752 --> 24:31.520
قسم میخورم که همچین چیزی نیست
اما اگه این کارهم کرده باشم مشکلش چیه؟

24:31.746 --> 24:34.239
سئوک ران هنوز زنده ست به خاطرانتقال خون

24:34.394 --> 24:38.092
همین برای ثابت کردن نظرمن کافی نیست؟

24:38.141 --> 24:40.803
منظورت اینه که به سرانجام رسیدن فقط مهمه حالا به هر وسیله ای؟

24:40.920 --> 24:45.268
برای رسیدن به نتیجه هر وسیله ای رو میشه استفاده کرد

24:45.336 --> 24:50.903
-بهت گفتم که هیچ آزمایشی نکنی
-و من هم گفتم کاری نکردم

24:51.173 --> 24:56.188
داری میگی من مقاله تو رو خراب کردم

24:56.239 --> 25:01.379
چون تونستم به چیزی که تو نتونستی برسی برسم؟

25:02.042 --> 25:04.083
یاازاین عصبانی هستی که یه کره ای بی ارزش

25:04.137 --> 25:08.137
تو پزشکی چیزی روکشف کرده که تو نتونستی؟

25:08.237 --> 25:12.173
-آقای بک
-پس متهم کردن من رو تموم کن

25:12.894 --> 25:18.287
هرچی بیشتر ادامه بدی بدبختتر به نظر میای

25:30.825 --> 25:34.315
کسی...کسی داخل هست؟

25:34.416 --> 25:37.207
کیه؟

25:38.310 --> 25:42.669
-هوانگ هستم
-لطفا بیا داخل

25:46.687 --> 25:49.191
بیا تو

25:53.667 --> 25:57.870
-اون به...
-نه هنوز

25:58.304 --> 26:02.761
-افسر یو کجاست؟
-رفت خانم یو رو ببره کلینیک خانم ها

26:02.862 --> 26:04.971
حالشون خوب نیست؟

26:05.024 --> 26:10.424
نه خواستن یکم بخوابه
برمیگرده

26:11.252 --> 26:19.174
میشه یکم مراقب خانم باشین؟
من باید فرنی رو از روگاز بردارم

27:24.621 --> 27:28.446
خانم دستات سرده

27:30.353 --> 27:33.302
بلند میشی مگه نه؟

27:33.992 --> 27:38.375
کتابایی که بهم قرض دادی

27:38.694 --> 27:43.424
خیلی چیزاتوشون هست که من نمیدونم

27:44.534 --> 27:50.181
و پمادایی که برامون درست کردی هم تموم شده

27:50.329 --> 27:57.364
باید بلند شی که بتونی به مریضای جه جونگ وون کمک کنی

27:57.465 --> 28:03.415
جه جونگ وون بدون تو مثه همیشه نیست

28:07.835 --> 28:10.778
منم همینطور

28:13.862 --> 28:17.414
به خاطر تو...

28:17.641 --> 28:21.123
اگه به خاطر تو نبود

28:21.860 --> 28:28.415
چطور یه آدمی مثه من میتونست حتی خواب دکترشدن رو ببینه؟

28:28.662 --> 28:31.993
به خاطر تو...

28:32.717 --> 28:36.014
...یه قصاب....

28:42.229 --> 28:45.690
...یه قصاب به اسم سگ کوچولو...

28:47.767 --> 28:51.675
...بازهم به عنوان یه نجیب زاده متولد شد.

28:54.490 --> 28:57.802
اما تو...

28:58.519 --> 29:02.630
خودت رو به خاطر من تو دردسر انداختی

29:09.023 --> 29:12.146
لطفا بلند شو

29:15.629 --> 29:19.520
خون بی ارزش من

29:19.786 --> 29:24.040
خون بی ارزش وکثیف من...

29:25.018 --> 29:29.271
...ممکنه بدن تو رو آلوده کرده باشه..

29:30.200 --> 29:33.963
اونقد ازاین موضوع ترسیدم که نمیتونم چیزی بخورم،بنوشم یاحتی بخوابم

29:34.601 --> 29:38.490
حتی نمیتونم نفس بکشم

29:39.776 --> 29:43.248
لطفا بیدار شو

30:08.205 --> 30:12.612
-آقای هوانگ حالت خوبه؟
-بله

30:12.846 --> 30:17.012
فقط میخوام خانم سئوک ران بیدار شه

30:17.276 --> 30:22.968
مطمئنم خوب میشه
تو خون باارزشت رو بهش دادی

30:23.168 --> 30:25.553
لطفا این حرف رو نزنین

30:25.626 --> 30:30.184
نگرانم که به خاطر اون صدمه ببینه

30:30.284 --> 30:31.976
مطمئنم خوب میشه

30:32.015 --> 30:35.915
ارباب دویانگ گفت که اثرهای جانبی اگه قرارباشه اتفاق بیفته فورا پیش میاد

30:36.015 --> 30:38.085
اما اون علامت بدی نشون نداده

30:38.147 --> 30:41.712
پس به نظرمیرسه موفقیت آمیز بوده

30:42.052 --> 30:44.160
بله...

31:06.061 --> 31:08.484
مک سانگ

31:17.220 --> 31:19.494
مک سانگ

31:20.857 --> 31:22.918
چی؟

31:27.412 --> 31:30.068
مک سانگ

31:32.565 --> 31:35.060
خانم...

31:37.473 --> 31:39.571
خانم

31:40.052 --> 31:42.384
یکم آب بهم بده

31:42.544 --> 31:46.434
این...یه رویاست؟

31:46.692 --> 31:51.555
-تشنمه
-یه لحظه صبرکن. یه لحظه

31:56.897 --> 32:00.841
قربان
قربان

32:01.163 --> 32:05.376
اون بیداره
خانم بیدار شده

32:05.506 --> 32:07.950
-چی؟
-چی؟

32:22.936 --> 32:24.858
دستت رو بده من

32:25.015 --> 32:27.193
سئوک ران

32:29.656 --> 32:32.036
ارباب جوان...

32:33.615 --> 32:36.106
پدر...

32:37.675 --> 32:39.678
مادر...

32:39.794 --> 32:40.750
بله

32:40.851 --> 32:42.551
خوبه

32:42.789 --> 32:45.751
اوه دخترم

32:50.037 --> 32:52.185
خانم

32:55.026 --> 32:58.262
من خیلی خوشحالم

33:00.848 --> 33:02.809
بله

33:03.038 --> 33:11.583
خانم،میدونین آقای هوانگ بهتون خون خودش رو داد والان به خاطرهمین زنده این؟

33:14.117 --> 33:18.487
-ممنون
-چیز قابل داری نبود

33:38.947 --> 33:44.157
خانم باید یکم دیگه استراحت کنین.خیلی رنگتون پریده

33:44.292 --> 33:48.603
موافقم.چراداری این وقت شب میری انگار داری از چیزی فرار میکنی؟

33:48.704 --> 33:52.723
گفتم که اون پاشد که اتاق رو تحویل بده برای مریضایی که وضعشون بدتره

33:52.975 --> 33:55.712
خانممون مثه یه فرشته ست

33:55.813 --> 33:59.441
من اتاقتون رو گرم کردم خانم

33:59.893 --> 34:02.630
و یکم هم سوپ گوشت درست کردم

34:02.730 --> 34:06.581
از گوشتیه که یارد داگ آورده

34:06.618 --> 34:08.650
باید کل کاسه رو بخوری

34:08.751 --> 34:14.766
من داروخونه رو تمیز میکنم و منتظر میمونم برگردی

34:14.809 --> 34:20.161
-مراقب باش
-باشه.ممنون از همه

34:21.082 --> 34:24.603
سئوک ران مطمئنی سرگیجه نداری؟

34:24.704 --> 34:28.073
بله پدر،من خوبم

34:28.216 --> 34:30.896
خوبه پس،بیا بریم

34:47.348 --> 34:49.919
مک سانگ

34:50.870 --> 34:56.118
متوجه شدم که یارد داگ پاش صدمه دیده بود
الان خوب شده؟

34:56.219 --> 35:01.338
فهمیدم که داشت میلنگید دلیلش هم پرسیدم اما چیزی نگفت

35:01.594 --> 35:03.975
آخی...

35:04.380 --> 35:08.541
چقد بده که پسرش پیشش نیست که ازش مراقبت کنه

35:08.685 --> 35:11.922
میتونست تحویل ها روبه جای اون انجام بده

35:13.740 --> 35:16.589
اسمش سگ کوچولو بود؟

35:18.546 --> 35:25.830
پدر،حتی یادم نمیاد درباره ش چیزی شنیده باشم

35:26.467 --> 35:33.956
من هم هیچوقت اون روندیدم.
قصابا معمولانمیذارن بچه هاشون برن بیرون

35:34.150 --> 35:38.070
اما شنیده بودم که اون خیلی باهوشه

35:38.171 --> 35:41.907
-باهوش برای بچه ی ی قصاب؟
-نه

35:42.157 --> 35:53.481
اگه آوازه ش به بیرون دهکده میرسید باید هدیه ی خارق العاده ای میگرفت

35:53.633 --> 36:03.473
خیلی وقت پیش یکی از دوستای دانشمند نزدیک م از بیماری ریه رنج میبرد

36:03.574 --> 36:07.736
اون رو به یارد داگ معرفی کردم و اون تونست اونجا درمان بشه

36:07.888 --> 36:12.079
منظورت همونجوریه که دانشمندان سونگ گیونگ هوان به دهکده ی بون چون میرن وقتی مریضن؟

36:12.180 --> 36:17.213
بله برااینه که وقت استراحتشون گوشت زیادی بخورن ونیروشون روجمع کنن

36:17.314 --> 36:22.680
این دانشمند باگذشت زمان به سگ کوچولو یاد داد بخونه و بنویسه

36:22.781 --> 36:26.715
اون گفت سگ کوچولو به طور استثنایی ای یاد گرفته

36:26.816 --> 36:34.205
به خاطر همین یه روز یارد داگ اومد وازم خواست دانشمند رو برگردونم

36:34.339 --> 36:35.149
چرا؟

36:35.288 --> 36:40.452
اون پسرداشت به دوستاش هم خوندن ونوشتن یاد میداد

36:40.552 --> 36:48.053
دهکده یه باور غلط داره که قصابا فقط باید بدبختی رو بدونن

36:53.462 --> 36:56.413
همه تون کارتون درست بود

36:58.137 --> 37:00.153
پدر

37:01.696 --> 37:04.133
بعدش چه اتفاقی افتاد؟

37:04.614 --> 37:09.073
چه اتفاقی برای سگ کوچولو افتاد؟

37:09.226 --> 37:12.642
این همه کنجکاویت نسبت به اون باید یه دلیل دیگه ای داشته باشه

37:12.863 --> 37:17.722
نه.
فقط چون داستان جالبیه

37:18.360 --> 37:20.789
جدی

37:20.883 --> 37:25.697
بعدها از یارد داگ شنیدم که

37:25.741 --> 37:32.072
که پسرش تو کشتارحیوونا ودوختن کفش چرمی خیلی ماهره

37:32.279 --> 37:34.059
تو دوختن...؟

37:34.160 --> 37:38.424
باد خیلی سرده
برو داخل ویکم استراحت کن

37:38.682 --> 37:44.842
-شما نمیدونی اون چجوری مرد نه؟
-نه

37:45.522 --> 37:48.304
بیا بریم داخل خانم

37:56.248 --> 38:00.910
امروز شش تا بیمار داشتیم که از اسهال خوب نشدن هنوز

38:01.179 --> 38:06.720
چهارتا از بیماراتو اتاق معمولی هستن یکی زنه و یکی هم تو اتاق مخصوص

38:07.295 --> 38:09.983
آقای هوانگ دنبالم بیا

38:10.954 --> 38:13.258
بله سرپرست

38:15.992 --> 38:19.800
ازاونجایی که الان سال نوه
تو تو چرخش ها باید راهنمایی مون کنی

38:19.901 --> 38:23.148
آقای بک شما کارت خوب بود

38:23.572 --> 38:26.948
و از اونجایی که تبخالات هم خوب شده

38:27.055 --> 38:29.073
تو باز هم دستیار پزشک من میشی

38:29.173 --> 38:32.354
-اما سرپرست
-همون کاری که گفتم رو میکنی

38:32.599 --> 38:35.770
آقای هوانگ کاری که سرپرست گفت رو انجام بده

38:35.804 --> 38:39.604
بله تو به حقت رسیدی
اشتباه میکنم؟

38:47.038 --> 38:49.786
دو...دویانگ

39:01.559 --> 39:04.746
یه مشت احمق

39:27.771 --> 39:30.192
آقای بک

39:33.656 --> 39:35.554
آقای واتاناب

39:36.652 --> 39:39.268
یه مدت گذشته

39:43.907 --> 39:47.698
فک نمیکردم آلن همچین آدمی باشه

39:48.015 --> 39:49.861
اما اون خیلی مغزش بسته س

39:49.999 --> 39:53.399
به هرحال
نیازی به نگرانی تو نیست

39:53.407 --> 39:58.832
شک دارم که آلن مدت زیادی سرپرست بیمارستان بمونه

39:58.933 --> 40:00.835
منظورت چیه؟

40:00.971 --> 40:07.704
دارم میگم تایه مدت دیگه سرپرست جه جونگ وون عوض میشه

40:07.931 --> 40:09.551
چی؟

40:10.275 --> 40:13.961
آدمی که توژاپن گذاشتم،کیم دون...

40:16.232 --> 40:22.276
مردم توژاپن گفت که سرپرست جدید جه جونگ وون که اسمش هرونه...

40:22.311 --> 40:26.075
به زودی به جه جونگ وون میرسه

40:26.175 --> 40:27.264
هرون؟

40:27.315 --> 40:35.074
اون الان داره کره ای یاد میگیره و زود میرسه اینجا

40:35.859 --> 40:39.628
میگن مهارت های پزشکی ش خیلی خوبه

40:39.763 --> 40:44.227
از اون خواستن تو آمریکا پروفسر بشه

40:44.703 --> 40:49.712
ممکنه اون به درد تو بخوره

40:53.183 --> 41:00.666
هرون دکترخوبیه که حتی میتونه باعث پیشرفت تو لپراتومی هم بشه
(طب شکافتن شکم)

41:01.062 --> 41:02.568
لاپراتومی؟

41:02.669 --> 41:08.281
یه پروسه ست که شکافی تو شکم ایجادمیکنن وارگان های بدن رو از هم جدا میکنن

41:08.498 --> 41:14.285
این واقعا مثه جواهره برای همه ی جراحی ها

41:25.580 --> 41:31.266
چی گفتی؟
تو یه پست دولتی تو کره نگرفتی؟

41:31.483 --> 41:34.653
دراصل قرار بود برم چین

41:34.862 --> 41:40.678
اما کار تو اونجا سخت بود برا همین اومدم اینجا

41:40.884 --> 41:44.720
پس کی قرار بود بیاد اینجا؟

41:44.821 --> 41:48.935
بعد از شورش شرایط اینجا پایدار نبود

41:48.934 --> 41:50.955
براهمین اون نیومد

41:51.086 --> 41:56.618
فک میکردم هیچوقت نمیاد اما الان میگه که میخواد بیاد

41:56.846 --> 42:01.447
اگه اینجوریه
پس تو چی..‌؟

42:01.939 --> 42:10.400
نگران نباش
سرپرست اینجا همیشه منم

42:10.669 --> 42:13.018
تغییرنمیکنه

42:13.276 --> 42:16.699
البته سرپرست

42:17.203 --> 42:22.811
حالا چراآقای بک این روزا این اطراف نیست؟

42:23.194 --> 42:26.018
مطمئن نیستم

42:32.872 --> 42:35.498
-اینجا مثه یه میدان میمونه
-بله

42:36.484 --> 42:38.438
معذرت میخوام

42:38.960 --> 42:41.773
-اون کیه؟
-اون باید...

42:41.880 --> 42:45.757
دکتر هرون اینجاست؟
ماازجه جونگ وون اومدیم

42:47.484 --> 42:51.158
سلام قربان،اسم من دویانگ بک هست

42:51.540 --> 42:54.211
میتونین کره ای حرف بزنین؟

42:54.506 --> 42:56.095
بیا داخل

42:57.273 --> 43:00.577
لطفا من رو ببخشید

43:16.169 --> 43:19.230
من الان وسط یه کاری بودم

43:20.862 --> 43:23.770
مااینجا ییم که اومدن شما به جه جونگ وون روخوش آمد بگیم

43:23.871 --> 43:27.304
از کجا میدونستی من اینجام؟

43:27.405 --> 43:29.223
نماینده ی آمریکا به من اطلاع داد

43:29.323 --> 43:32.544
ماهمدیگه رو مدتهاست که میشناسیم

43:32.644 --> 43:35.840
وقتی من میخواستم تو آمریکا پزشکی بخونم

43:35.916 --> 43:39.316
ایشون ویزا برام گرفت و حتی مدرسه بهم پیشنهاد داد

43:39.416 --> 43:43.088
-که اینطور
-درسته

43:45.322 --> 43:48.731
تو باید گوش کنی وقتی یکی داره حرف میزنه‌...

43:51.050 --> 43:54.833
ما یه تخت روان تهیه کردیم که به جه جونگ وون ببریمتون

43:55.090 --> 43:58.147
فردا صبح میبینیمت

44:06.181 --> 44:08.072
فردا میبینمت

44:08.185 --> 44:12.273
خودم راهم به جه جونگ وون رو پیدا میکنم

44:12.351 --> 44:14.517
اونجا میبینمت

44:14.726 --> 44:16.711
صبر کن...!

44:17.861 --> 44:21.725
عجب جوکی
دویانگ بیا بریم

44:21.926 --> 44:24.018
یه لحظه صبر کن

44:24.138 --> 44:27.629
برا چی؟
ازهمین صورتش هم میشه همه چی رو فهمید

44:27.830 --> 44:30.471
شک دارم بتونی بهش نزدیک بشی

44:30.735 --> 44:33.490
جایی ت درده؟؟

44:33.841 --> 44:38.950
چرا؟اگه جایی م درد نکنه میخوای باعث شی درد کنه؟

44:39.050 --> 44:41.514
باز هم میخوای خون بهم بدی؟

44:41.769 --> 44:43.315
خون؟

45:00.135 --> 45:03.327
زردی ت رفته و حالت بهتر شده

45:03.501 --> 45:07.013
ممنون
یه دکتر خوب همه چی رو تغییر میده

45:07.224 --> 45:12.327
زندگیت تو خطربزرگی می افتاد اگه حتی یکم دیگه خون میگرفتی

45:12.517 --> 45:14.640
بله عمیقا برااین تجربه متاسفم

45:14.841 --> 45:21.853
به هرحال این راهکارخوبیه که باانتقال خون جون کسی رو نجات بدیم

45:22.013 --> 45:28.657
این تجربه ی استثنایی ای بود که جون یه نفر رو نجات دادیم

45:28.889 --> 45:35.214
این کار ممکن شد به خاطر رنج وفداکاری های کسایی مثه خودم...

45:35.538 --> 45:39.139
ماهیچوقت قبلا باهمچین چیزی مواجه نشده بودیم واین کاملا یه معجزه بود که اون نجات پیدا کرد

45:39.307 --> 45:42.654
ماهیچوقت تو همچین موقعیتی قرار نگرفته بودیم

45:42.755 --> 45:48.694
حتی باهمه ی اینا نجات جون یه نفر با دادن خون فقط۷۵درصده

45:48.897 --> 45:50.983
-واقعا؟
-بله

45:51.012 --> 45:53.577
وقتی مخلوط خون لخته نمیشه

45:53.678 --> 45:58.801
هردو نفر خوبن یااینکه فقط یه نفرشون حالش بدمیشه

45:58.902 --> 46:00.970
که اون من بودم

46:01.175 --> 46:08.052
پس منظورت از ۷۵درصد همین بود

46:08.261 --> 46:11.233
چرا اینجوری فکر میکنی؟

46:11.482 --> 46:13.380
برای فهمیدنش باید بیشتر تحقیق کنم

46:13.483 --> 46:19.183
...امااینجوری که فهمیدم بعضیا میتونن خون بدن اما نمی تونن خون بگیرن

46:19.348 --> 46:23.270
عجب موضوع جالبی

46:23.690 --> 46:27.130
برنامه داری این آزمایش ها رو پیگیری کنی؟

46:27.310 --> 46:32.038
-چی؟
-میخوای این آزمایشا رو ادامه بری؟

46:34.824 --> 46:37.157
-نه
-چرا نه؟

46:37.258 --> 46:40.316
بعد ازاینکه دوستم از ضررای جانبی صدمه دید من فورا آزمایشا رو متوقف کردم

46:41.652 --> 46:48.893
تصمیم گرفتم که فقط شور واشتیاق من برای ریسک کردن زندگی کس دیگه کافی نیست

46:49.386 --> 46:51.138
پس چی؟

46:51.239 --> 46:57.226
برنامه دارم وقتی این روش بیشترشناخته شد ودستگاهها پیشرفته تر شد آزمایشاتم رو شروع کنم

46:57.491 --> 47:03.742
بذار ببینیم کسی پامیشه یه روشی پیداکنه که از لخته شدن خون جلوگیری کنه یا نه

47:03.877 --> 47:08.491
اونوقت مجبورنیستیم برای هر آزمایش خون تست کنیم

47:08.647 --> 47:13.628
پس آزمایش ها باید تکرار بشن که ما قوانین خون رو بفهمیم

47:13.729 --> 47:18.627
فهمیدن اینکه همچین دانش پژوهی تو کره هست...

47:20.787 --> 47:26.651
ممنون که دوستم رو معاینه کردین ما دیگه میریم

47:26.870 --> 47:30.293
چرا؟
ما تازه داریم به هم نزدیک میشیم

47:31.079 --> 47:35.487
ما به طور رسمی توی جه جونگ وون باهاتون سلام احوالپرسی میکنیم

47:35.588 --> 47:41.127
گفتی اسمت بک دویانگه؟

47:43.097 --> 47:45.089
بله

47:45.377 --> 47:48.134
باشه

47:56.209 --> 47:59.896
چیزقابل داری نیست اما از خودتون پذیرایی کنین

47:59.997 --> 48:05.218
اول لطفا یه فنجون شراب بخورین

48:05.519 --> 48:08.355
خوشحالم که سئوک ران حالش خوبه

48:08.456 --> 48:11.463
همه ش به خاطر توهه

48:11.834 --> 48:14.100
ممنون

48:16.311 --> 48:19.550
انتقال خون ممکن شد...

48:19.698 --> 48:23.544
...چون ارباب دوبانگ خون سازگار رو پیدا کرد. اما...

48:23.664 --> 48:30.417
اما بدون آقای هوانگ سئوک ران مون نمیتونست زنده بمونه

48:30.509 --> 48:35.742
حرفش هم نزنین
خون به وفور اینجا هست

48:35.843 --> 48:39.479
هروقت خون نیاز بود من اینجام

48:39.580 --> 48:42.593
چقد تو فروتنی

48:45.395 --> 48:48.980
آقای هوانگ تو مرد خوبی هستی

48:51.188 --> 48:58.891
منظورم اینه که اگه خونت باسئوک ران سازگاره پس خودت هم میتونی باشی؟

49:00.329 --> 49:02.725
یکم شراب جینسینگ برات آوردم

49:02.847 --> 49:06.726
...پس لطفا هروقت از درس خسته شدی بنوشش

49:07.099 --> 49:12.455
-قبل اینکه برین یه سر به انبار بیاین
-چی؟

49:12.673 --> 49:14.669
اینجا

49:17.018 --> 49:19.418
توواقعامجبورنیستی این کار رو کنی

49:19.636 --> 49:25.531
اگه به چیزی نیاز داشتی بهمون بگو

49:25.783 --> 49:30.275
خونواده ت اهل کجان؟

49:30.545 --> 49:31.284
مادر

49:31.385 --> 49:36.127
یه مادر دلش میخوادهمه چیزایی که نیازه رو بدونه

49:36.228 --> 49:39.277
من به خاطر ارباب دویانگ نتونستم همه چی رو بپرسم

49:39.378 --> 49:47.360
اما تو که میدونی برای روشن شدن همه چی باید سئوک ران رو بدیم به تو

49:47.532 --> 49:49.505
مادر

49:53.302 --> 49:57.575
آقای هوانگ تو موافق نیستی؟

49:57.710 --> 50:02.146
خب...من مطمئن نیستم...

50:04.791 --> 50:06.940
سئوک ران

50:12.097 --> 50:15.181
خیلی نگران نباش

50:18.309 --> 50:23.289
-اینجوری نیست
-پس چیه؟

50:25.418 --> 50:27.943
بعدا بهت میگم

50:28.131 --> 50:32.208
خوبه
بیااین کار رو کنیم

50:58.922 --> 51:03.448
سئوک ران داری درباره چی فکرمیکنی؟

51:06.529 --> 51:13.557
چه فرقی بین یه نجیب زاده و یه آدم سطح پایینه؟

51:13.766 --> 51:18.241
هیچ تفاوتی نیست
تفاوت رو مردم به وجودمیارن

51:22.365 --> 51:25.648
یه نفر وقتی که فرض بشه نجیب زاده ست پس نجیب زاده میشه

51:25.894 --> 51:29.701
و کسی که فرض میشه سطح پایینه،سطح پایین میشه

51:29.802 --> 51:33.855
همه ی مردم شبیه به هم ان

51:34.952 --> 51:38.915
-امااین حقیقت نیست
-حقیقت تغییرمیکنه

51:39.088 --> 51:41.335
به خودت نگاه کن

51:41.405 --> 51:48.436
سالها پیش
هیچوقت اینجا کار نمیکردی

51:48.664 --> 51:58.523
روزی هم میرسه که یه آدم عادی وقصاب سطح پایین یه نجیبزاده بشه؟

51:58.624 --> 52:03.167
البته
یه روز این اتفاق می افته

52:03.369 --> 52:09.882
توی کشور مون برده داری۲۰سال پیش منسوخ شد

52:10.033 --> 52:16.580
این اتفاق هرگز نمی افته مگه اینکه همه ی مردم برابر قلمداد بشن

52:16.681 --> 52:21.817
همچین روزی به کره هم میاد
خیلی زود

52:28.800 --> 52:31.751
خانم
آروم راه برو

52:31.852 --> 52:38.856
چرااصرار دارین خودتون گوشت رو بردارین وقتی میتونن بفرستن براتون

52:40.286 --> 52:43.750
-اون اینجاست
-چی؟

52:56.650 --> 52:58.977
خانم

53:00.909 --> 53:05.710
-یارد داگ...
-یارد داگ تو اینجایی؟

53:08.230 --> 53:15.196
-مک سانگ برو وگوشت رو بردار
-باشه

53:23.139 --> 53:30.523
تو...ازپماد استفاده میکنی؟

53:30.799 --> 53:33.063
پماد...

53:33.164 --> 53:37.254
شمااون رواونجا گذاشته بودین؟

53:39.511 --> 53:44.264
بله من بودم

53:44.481 --> 53:50.159
شمانبایداین کار رو میکردین
لطفا دیگه این کار روتکرار نکنین

53:50.394 --> 53:57.013
من نگران بودم که چون پسرت مرده هیچ کس مواظبت نیست

53:57.232 --> 54:00.913
این سرنوشت منه

54:01.238 --> 54:08.471
چراانقد رسمی بامن حرف میزنی؟

54:10.133 --> 54:12.798
فقط چون...

54:14.913 --> 54:22.217
پسرت...پسرت سگ کوچولو

54:25.695 --> 54:29.812
اون چجوری مرد؟

54:33.408 --> 54:37.140
خودش این بلا روسرخودش آورد

54:38.610 --> 54:47.978
اون کشتار غیرقانونی انجام داد که پول درمان مادرش رو بده

54:48.341 --> 54:56.609
گفتن وقتی داشته ازدست مقامات درمیرفته باتفنگ بهش شلیک شده

55:00.615 --> 55:03.356
-مک سانگ؟
-بله

55:03.457 --> 55:06.569
دارم میرم خونه

55:08.213 --> 55:10.452
خانم

57:26.951 --> 57:34.855
خون بی ارزش و کثیف من...

57:36.294 --> 57:43.796
من خیلی میترسم که تو رو آلوده کرده باشم اونقدکه حتی نمیتونم نفس بکشم

57:43.989 --> 57:46.900
لطفا بیدار شو

58:27.232 --> 58:30.316
آقای بک چرا اون روز غایب بودی؟

58:30.417 --> 58:33.410
من رو ببخشید
توخونه یه اتفاق افتاده بود

58:33.511 --> 58:37.800
اول باید یه چیزی به من میگفتی...

58:40.479 --> 58:43.347
-دکتر هرون
-خوبه که باز میبینمت

58:43.548 --> 58:46.648
-شما باید دکتر هرون باشین
-بله

58:46.718 --> 58:51.871
-دکتر هرون باعث افتخاره که میبینمتون
-از دیدنتون خوشوقتم

58:59.626 --> 59:02.431
باید خیلی درد داشته باشه

59:10.754 --> 59:13.831
تو کی هستی وچرا داری این بیمار رو درمان میکنی؟

59:14.046 --> 59:19.060
من هوانگ جانگ دانشجوی پزشکی ام

59:19.294 --> 59:23.182
-اما...
-من دکتر هرون ام

59:25.031 --> 59:29.390
شما باید دستیار دکتر هلن باشین

59:29.465 --> 59:33.291
بله اون دستیارمه.
بیابریم تو دفترم

59:33.289 --> 59:36.189
چرااون داره بیمار درمان میکنه وقتی دکتر نیست؟

59:36.289 --> 59:39.741
من به دستیارم اجازه دادم مستقیما بیمار درمان کنه

59:39.989 --> 59:44.910
-و آقای هوانگ بهترین دانشجومونه...
-اون هنوز یه دانشجوی ساده ست

59:45.159 --> 59:47.325
یه دانشجوی پزشکی

59:47.426 --> 59:56.771
نباید یه دکتر حاضرباشه؟
چطورمیتونین بهش اجازه بدین بیماردرمان کنه؟

59:57.289 --> 01:00:03.000
من گزارش جه جونگ وون رو خوندم
به عنوان سال اولش خوب کار کرده

01:00:03.101 --> 01:00:09.214
-اما فک کنم یکم تغییر نیازه
-من اینجا سرپرستم

01:00:09.553 --> 01:00:12.840
لطفا بدونین که جه جونگ وون...

01:00:12.978 --> 01:00:15.666
...بازحمت خیلی ها از جمله خودم ساخته شده.

01:00:15.766 --> 01:00:17.944
درست میگه

01:00:18.206 --> 01:00:23.687
بدون دکتر آلن جه جونگ وون هیچوقت به این مرحله نمیرسید

01:00:23.762 --> 01:00:29.064
اگه از اولش جه جونگ وون جور دیگه ای شروع شده بود الان وضعش بهتربود

01:00:29.165 --> 01:00:37.278
حداقل اینجوری نبود که یه دانشجو بیمار درمان کنه

01:00:47.277 --> 01:00:51.866
این واقعا قابل سکونت نیست

01:00:53.080 --> 01:00:54.723
خوب میشه

01:00:54.824 --> 01:00:59.568
چطور میتونه برای یه دکتر اینجاقابل سکونت باشه؟

01:00:59.770 --> 01:01:02.538
ما بهت اتاق ویژه رو میدیم

01:01:02.639 --> 01:01:06.683
اتاقا برای بیماراست
همین جا برای من خوبه

01:01:06.811 --> 01:01:10.615
چرا باهامون نمیای به خونه مون؟

01:01:10.716 --> 01:01:15.020
دوست دارم نزدیک بیمارا باشم

01:01:16.781 --> 01:01:19.671
هی تو!
چرااین دور واطراف میچرخی؟

01:01:19.872 --> 01:01:22.654
لطفا من رو ببخش!

01:01:32.434 --> 01:01:35.435
اون گفت شکمش دردمیکنه وبعدبیهوش شد

01:01:35.564 --> 01:01:37.142
قسمت پایین شکمش

01:01:37.215 --> 01:01:39.328
کجا؟

01:01:39.834 --> 01:01:44.239
تو میخوای من رو بکشی!
من دارم میمیرم

01:01:44.432 --> 01:01:47.284
انقدمبالغه نکن!
درازبکش و بذار دکتر معاینه ت کنه

01:01:47.385 --> 01:01:53.149
اون کولیت داره
بخشی از روده ش عفونت کرده

01:01:53.395 --> 01:01:55.874
یه مدت که دارو بخوره بهترمیشه

01:01:55.975 --> 01:01:58.664
من فکرمیکنم آپاندیسیت داره

01:01:58.875 --> 01:02:01.930
قبلااین درد رو داشتین؟

01:02:02.146 --> 01:02:04.743
این اولین باره

01:02:06.092 --> 01:02:07.508
درد داره مگه نه؟

01:02:07.745 --> 01:02:11.327
هروقت دستم رو برمیدارم اگه درد داشت بهم بگو

01:02:13.051 --> 01:02:14.831
اونقد هم بد نیست

01:02:15.037 --> 01:02:18.812
اون هنوز پاره نشده
باید هرچی زودتر درش بیاریم

01:02:19.453 --> 01:02:22.027
شما نمیتونین شکم من رو باز کنین

01:02:22.271 --> 01:02:25.298
من هرمریضی ای که دکتر آلن بگه دارم همون رو دارم

01:02:25.398 --> 01:02:29.669
آقای هوانگ به مریض سالول بده ومطمئن شو چیزی نمیخوره

01:02:29.770 --> 01:02:31.545
بله سرپرست

01:02:31.680 --> 01:02:36.227
هرون تو کارت از فردا توبیمارستان شروع میشه

01:02:41.764 --> 01:02:44.113
دکتر هرون

01:02:46.262 --> 01:02:50.248
اگه واقعا آپاندیسیته میخوام ببینم جراحی رو چطورانجام میدین

01:02:50.438 --> 01:02:54.248
ماهیچوقت توی جه جونگ وون لاپراتمی انجام ندادیم

01:02:54.441 --> 01:02:57.214
لطفا بهم یاد بده

01:02:59.276 --> 01:03:03.334
باید حداقل بهش مورفین بدیم؟

01:03:03.539 --> 01:03:08.092
-این مشکل روحل نمیکنه
-پس چی...؟

01:03:08.531 --> 01:03:12.430
من دارم میمیرم!
لطفا یکی بهم کمک کنه!

01:03:13.105 --> 01:03:16.431
ماانتخابی نداریم
هرون رو بیارین اینجا

01:03:16.695 --> 01:03:21.661
-چی؟
-مونگ چونگ بدو برو اتاق جراحی

01:03:22.095 --> 01:03:27.632
-حالا!صدام رو نمیشنوی؟
-بله سرپرست

01:03:49.327 --> 01:03:52.467
-اینجوری؟
-بله

01:03:53.300 --> 01:03:58.435
بدن انسان رو جلوت تصور کن

01:03:59.171 --> 01:04:07.411
تو باید جراحی رواینجوری تصورکنی تا بتونی توی زندگی واقعی انجامش بدی

01:04:07.691 --> 01:04:09.992
فهمیدم

01:04:11.132 --> 01:04:14.190
دکتر
دکتر هرون

01:04:15.218 --> 01:04:17.782
اینکارا یعنی چی؟

01:04:18.072 --> 01:04:21.977
مابه کمکتون نیاز داریم
باید عجله کنین

01:04:22.546 --> 01:04:24.545
بیاین بریم

01:04:33.869 --> 01:04:37.575
-همه چیز آماده ست
-آقای بک

01:04:37.897 --> 01:04:40.493
میتونی بهم کمک کنی؟

01:04:40.676 --> 01:04:42.840
بله دکتر

01:04:52.212 --> 01:04:54.588
گاز

01:04:58.177 --> 01:05:00.465
چاقوی جراحی(تیغ جراحی)

01:05:15.747 --> 01:05:17.609
گاز

01:06:20.195 --> 01:06:45.931
.:: @bollbolljan_com ::.

01:06:47.013 --> 01:06:51.405
دستام گرمن نیستن؟

01:06:51.625 --> 01:06:56.313
به خاطر تو الان دستای من گرمن

01:06:57.420 --> 01:07:01.386
فک کنم یکی رو توی جه جونگ وون بشناسم

01:07:01.870 --> 01:07:05.825
من میخوام دستیارشماباشم سرپرست...من کارم رو خوب انجام میدم

01:07:06.028 --> 01:07:10.162
من هیچ قصدی ندارم که تو دستیارم باشی

01:07:10.299 --> 01:07:15.664
روزی که اومدی پیشم وخواستی دستیارم باشی رو یادمه

01:07:16.318 --> 01:07:19.429
یادت بمونه اون روزچه احساسی داشتی

01:07:19.688 --> 01:07:24.834
سئوک ران زن خوبیه به کمک کردن بهش ادامه بده

01:07:25.035 --> 01:07:32.306
به خاطر این آتیش بازی ها بودکه من تونستم تو رو پیداکنم

01:07:32.636 --> 01:07:34.807
یه آرزو کن

01:07:35.008 --> 01:07:41.608
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.