﻿WEBVTT

00:05.466 --> 00:10.666
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:11.801 --> 00:14.102
<i>[قسمت نهم]</i>

00:29.125 --> 00:31.225
<i>یه راهِ سخت داری یه راهِ آسون</i>

00:33.125 --> 00:36.125
...از خون ، عرق و اشکهات استفاده کن که این روز از من بگیری یا

00:37.125 --> 00:43.524
کمکم کن که بتونم به تو بسپارمش

00:44.225 --> 00:46.325
تصمیم با خودته

00:49.825 --> 00:53.325
به نظرت کدوم راه آسون تره؟

01:08.724 --> 01:10.625
تمام شب رو بیدار بودی؟

01:10.625 --> 01:13.224
نمیشه تو شیفت شب یه چُرتی بزنی؟

01:13.925 --> 01:15.224
تو اینجا چیکار میکنی؟

01:15.625 --> 01:17.224
منتظرِ تو بودم

01:17.224 --> 01:18.625
چرا؟

01:18.625 --> 01:20.925
دیروز که حرف میزدیم قطع کردم

01:20.925 --> 01:23.825
...میخواستم دوباره بهت زنگ بزنم ولی

01:23.825 --> 01:26.025
...یه مسئله ای پیش اومد بخاطر همین

01:26.025 --> 01:28.825
مشکلی نیست
کارهایِ تو به من ربطی نداره

01:28.825 --> 01:30.325
باید صبحانه بخوری

01:31.525 --> 01:33.325
میرم خونه میخورم

01:33.925 --> 01:35.625
...ولی من گرسنمه

01:37.325 --> 01:41.925
...خوب...بهم گفتی که دیگه رستوران مادربزرگ نرم

01:41.925 --> 01:46.125
پس یه رستوران دیگه نشونم بده که این ساعت باز باشه

01:46.125 --> 01:49.325
گفتی ایستگاه سئول رو مثلِ کفِ دستت میشناسی،مگه نه؟

01:49.325 --> 01:52.925
جانگ ته هو
سرِکارم گذاشتی؟

01:53.525 --> 01:56.825
نمیدونم برایِ تو چطوریه ولی برای من که بامزه نیست

01:58.325 --> 02:01.825
من دیشب نتونستم اصلاً بخوابم

02:02.724 --> 02:05.925
...فقط میخواستم با یکی حرف بزنم

02:06.425 --> 02:08.224
...و تو به ذهنم رسیدی

02:08.925 --> 02:10.579
ببخشید

02:12.824 --> 02:14.348
صبر کن

02:17.973 --> 02:21.425
بیا دنبالم
همیشه به غذا دیر میرسی

02:44.125 --> 02:45.925
تو چی نارا؟

02:45.925 --> 02:48.025
بعداً میخورم

02:48.025 --> 02:50.925
چرا با هم نخوریم؟
چرا دوباره غذا آماده کنی؟

02:53.125 --> 02:56.125
...اونقدرها هم زشت نیستم که اشتهات کور بشه

03:09.824 --> 03:11.224
زودباش بخور و برو

03:11.224 --> 03:14.125
اگه مادربزرگ بفهمه فاتحه ت خونده ست

03:14.125 --> 03:16.125
خیلی از دستم عصبانی بود،آره؟

03:16.125 --> 03:19.125
اگه ببیندت احتمالاً یه کشیده مهمونت میکنه

03:20.125 --> 03:21.125
...پسر

03:23.724 --> 03:25.525
اونجا چیکار میکنی؟

03:25.525 --> 03:26.925
برگرد داخل
زودباش

03:26.925 --> 03:28.324
...باید صورتم رو بشورم

03:28.324 --> 03:31.125
همین الان-
چرا اینجوری میکنی؟-

03:35.625 --> 03:37.331
اونجا چیکار میکنی؟

03:56.125 --> 04:00.125
قبل از اینکه بیام ایستگاه سئول
سهام خرید و فروش میکردم

04:00.925 --> 04:04.425
...سهام مرغوب
...قیمت های افزایشی

04:04.425 --> 04:06.125
این چیزها به گوشت خورده،آره؟

04:09.724 --> 04:13.324
اگه مهارتش رو بدست بیاری
میتونی پولِ خوبی به جیب بزنی

04:13.324 --> 04:18.924
و من بخاطر طمعی که داشتم حتی سهام رو دستکاری هم کردم

04:19.524 --> 04:22.024
اگه درآمد سالانه ی من رو با یه کارمند مقایسه کنی

04:22.024 --> 04:24.324
درآمد من حداقل 10برابرش هست

04:24.924 --> 04:27.824
الان خجالت میکشی از کارت یا افتخار میکنی؟

04:27.824 --> 04:29.924
بیا بگیم پشیمونم

04:32.224 --> 04:35.924
...قبلاً
...اون موقع من

04:35.924 --> 04:38.124
اون موقع خیلی کله خر بودم

04:38.124 --> 04:41.624
نه اینکه الان خیلی آدم شدی

04:45.124 --> 04:47.224
آره راست میگی

04:48.124 --> 04:50.324
حالا فکرش رو بکن اون موقع دیگه چی بودم

04:51.324 --> 04:56.424
وقتی به ایستگاه سئول اومدم فهمیدم

04:57.424 --> 05:01.624
بعد از اینکه پوسته ی طلاییم شکست

05:01.624 --> 05:05.524
فهمیدم که درونم خیلی بی ارزشه

05:05.524 --> 05:10.124
...اوم...اگه بخاطر اینکه در مورد من متأسفی، این کار رو میکنی

05:10.124 --> 05:12.124
نیازی نیست

05:12.124 --> 05:16.624
و اونقدرها هم آدمِ برجسته ای نیستم که بخوای بهم اعتراف کنی

05:21.924 --> 05:29.624
میخواستم برایِ یک بار هم که شده در مورد گذشته م و اینکه چطور کارم به اینجا کشید،حرف بزنم

05:29.624 --> 05:32.524
با من؟-
آره-

05:34.924 --> 05:37.324
اولین باری که اومدم به ایستگاه سئول

05:37.324 --> 05:40.224
...تو اولین کسی بودی که نگرانم شدی

05:40.224 --> 05:42.024
نارا

05:42.624 --> 05:47.624
اوم...خوب...بخاطر اینه که من ذاتاً یکم فضول تشریف دارم

05:48.224 --> 05:50.524
ممنون

05:55.124 --> 05:59.324
پس...میشه یه خواهشی بکنم؟

06:01.947 --> 06:05.924
از این به بعد،خودت رو درگیرِ کارهایِ خطرناک نکن

06:06.424 --> 06:11.424
اینجوری نه خودت صدمه میبینی نه کسی دیگه

06:13.624 --> 06:16.024
این...غیرممکنه؟

06:17.324 --> 06:21.224
نه
به رویِ چشم

06:21.224 --> 06:22.924
...در عوض

06:24.924 --> 06:27.224
بذار دوباره بیام اینجا

06:27.224 --> 06:29.624
بقیه ی رستوران ها به این خوبی نیستن

06:31.324 --> 06:33.624
همین الان هم که داری اینجا غذا میخوری،غیر از اینه؟

06:33.625 --> 06:35.595
درست میگی

06:40.624 --> 06:45.124
"..من حقیقت هستم،راه و زندگی"

07:17.224 --> 07:18.324
خوش اومدید قربان

07:18.324 --> 07:21.924
پارسال دوست امسال آشنا
این مدت بهت سخت گذشته؟

07:21.924 --> 07:27.124
فعلاً برای خوشآمد گویی یه سیگار آتیش کن

07:27.124 --> 07:28.624
ترک کردم

07:28.624 --> 07:32.124
تو هم باید ترک کنی
به من ربطی نداره ولی برات بَده

07:32.124 --> 07:34.124
بله قربان

07:34.124 --> 07:35.574
گروهبان بائه کجاست؟

07:36.724 --> 07:38.225
تک چشم رو نمیبینم

07:39.124 --> 07:41.124
یه اتفاقاتی پیش اومده قربان

07:41.124 --> 07:43.124
دست رو دلم نذارید که خونه

07:43.124 --> 07:48.324
وقتی شما نبودین اتفاقات ناراحت کننده ی زیادی افتاده

07:48.324 --> 07:51.624
ایستگاه سئول دیگه مثبِ قبلاً نیست

07:52.624 --> 07:54.524
زود باش ماشین رو روشن کن

07:57.824 --> 07:59.124
چی شده؟

08:00.124 --> 08:02.824
تو راه براتون توضیح میدیم قربان

08:04.124 --> 08:06.124
هونگ سام هنوز هم مثلِ قبلنه؟

08:06.124 --> 08:07.926
بله قربان

08:08.624 --> 08:10.724
میدونه که من امروز آزاد شدم؟

08:10.725 --> 08:12.524
احتمالاً میدونه

08:15.124 --> 08:17.224
میخوام ببینمش

08:24.624 --> 08:27.124
امروز ساعتِ 11:30 تو یوئیدو با نماینده کیم قرار دارید

08:27.124 --> 08:30.024
و ساعت 2 با نماینده مون تو سامچونگ دونگ قرار دارید

08:30.024 --> 08:32.625
مدارکی که جانگ ته هو برامون آماده کرده رو لازم دارم

08:32.625 --> 08:34.024
پیش من هستن قربان

08:36.625 --> 08:40.725
دستگاه نی بُر امروز آزاد شده

08:41.625 --> 08:45.325
اگه بدونه گروهبان بائه ناپدید شده
هر کاری از دستش برمیاد انجام میده تا پیداش کنه

08:46.625 --> 08:48.325
البته که همین کار رو میکنه

08:48.325 --> 08:50.825
وفاداری مثل مرگ و زندگی میمونه براش

08:51.625 --> 08:53.325
مارِ سمی و کروکدیل چی؟

08:53.325 --> 08:55.125
حرکت غیرعادی نشون نمیدن

08:55.125 --> 08:59.524
احتمالاً مشکوک شده ن ولی نه جسدی هست نه شاهدی

08:59.524 --> 09:02.625
...کاشکی بیست سال همونجا نگهش میداشتن آب خنگ بخوره

09:02.625 --> 09:05.725
چطور یکی با اخلاق اون برایِ خوش رفتاری آزاد ش

09:34.225 --> 09:36.125
مشتاقِ دیدار

09:36.125 --> 09:39.924
اوپا...فکر کردم هنوز تو نیویورک هستین

09:39.924 --> 09:43.125
یک از افراد مهمِ شرکت اخراج شده،معلومه که باید برگردم

09:43.125 --> 09:46.024
شنیدم تو اخراجِ مدیر چویی دست داشتی

09:46.524 --> 09:49.325
نیازی نیست در موردِ کسی که اخراج شده حرف بزنیم

09:50.225 --> 09:51.725
چیه؟

09:54.225 --> 09:55.524
نگرانِ من نباش

09:55.524 --> 09:58.125
...ما که فقط همکار نیستیم
از این ها گذشته خانواده ایم

10:01.625 --> 10:05.225
یه تماسی گرفتم که میگفت زیردست هایِ مدیر چویی رو اخراج نکنیم

10:05.225 --> 10:06.924
کارِ من بود

10:06.924 --> 10:08.825
..ولی ما داشتیم رو این موضوع کار میکردیم

10:08.825 --> 10:10.325
جه سونگ این کار رو میکنه

10:11.125 --> 10:13.625
اگه کسی قرار باشه برنامه ی مدیرها رو تنظیم کنه

10:13.625 --> 10:16.325
باید کاملاً از اوضاع شرکت باخبر باشه

10:17.125 --> 10:20.924
بخاطرِ همین جه سونگ برای این کار بهتره تا رئیس بخش کانگ

10:20.924 --> 10:22.625
پدر

10:22.625 --> 10:25.725
حواست باشه که پروژه ی میرائه خوب پیش بره

10:36.125 --> 10:39.325
خوب...شنیدم کانگ سه هون خیلی باهوشه

10:40.125 --> 10:44.125
...فایده ای نداره به اون بچسبیم
به هر حال یه طنابِ پوسیده ست

10:44.125 --> 10:48.924
دقیقاً مثلِ اینکه مادر تو هیچ وقت نمیتونه جایِ مادر مرحومِ من رو بگیره

10:59.125 --> 11:01.924
تا کی میخوای بشینی اونجا و فکر کنی؟

11:02.424 --> 11:05.524
باید رئیس رو متقاعد کنی که بقیه ی علف های هرز رو هم حذف کنیم

11:07.825 --> 11:09.424
داری گوش میدی؟

11:09.424 --> 11:12.424
...در موردِ دوست پسرِ قبلیت

11:13.125 --> 11:14.923
چی؟

11:16.325 --> 11:18.024
چه جور مردی بود؟

11:19.125 --> 11:24.125
یه دفعه ای چرا در موردِ اون میپرسی؟

11:24.125 --> 11:26.125
برای اینکه اشتباهی که اون مرتکب شد رو تکرار نکنم

11:27.125 --> 11:31.625
اگه مثلِ اون من رو هم کنار بزنی خیلی ناراحت میشم

11:31.625 --> 11:34.125
برادرم برگشته شرکت

11:34.125 --> 11:36.424
الان موقعی نیست که نگرانِ زندگیه عشقیت باشی

11:36.424 --> 11:38.030
...ولی این برایِ من مهم تره

11:42.125 --> 11:43.424
رئیسِ بخش

11:47.825 --> 11:53.325
من احتمال میدم رئیس دوباره برادرت رو وارث کنه

11:53.325 --> 11:55.125
...وقتی ماراتن میدی

11:55.125 --> 11:58.024
وقتی رقیب نداشته باشی،رکورد زدن سخت میشه

11:58.024 --> 12:00.924
اگه مواظب نباشی ممکنه دوم بشی

12:01.325 --> 12:03.225
و جه سونگ برنده ی مدال میشه

12:03.225 --> 12:04.825
این اتفاق نمیوفته

12:04.825 --> 12:08.924
اون مدال رو خودم میندازم گردنت

12:26.725 --> 12:30.024
نمک زندگی همینه

12:30.024 --> 12:31.125
چی؟

12:31.125 --> 12:35.924
چون غذایی که یه زنِ خوشکل برات آماده کرده رو میخوری

12:35.924 --> 12:39.825
دوباره قوتت رو بدست آوردی

12:39.825 --> 12:42.524
این منبع اصلیِ شادیِ یه مَرده

12:42.524 --> 12:45.625
پس باید تو یه رستوران چیکار کرد؟مطالعه کرد؟

12:45.625 --> 12:48.125
اینجا رو ببین
حسودی میکنی؟

12:48.125 --> 12:50.125
به نظرت تو در سطحِ اونی؟

12:50.125 --> 12:52.125
ویروس گرفته؟
چرا کار نمیکنه؟

12:52.125 --> 12:53.924
خیلی حسودی

12:53.924 --> 12:55.224
نه نیستم

12:57.825 --> 13:00.125
ته هو

13:00.125 --> 13:01.325
یه دقیقه بیا حرف بزنیم

13:05.625 --> 13:07.414
بله؟

13:11.125 --> 13:12.924
دقیقاً میخوای چیکار کنی؟

13:14.225 --> 13:16.524
خدای من...چرا همه تون انقدر بزرگش میکنید؟

13:16.524 --> 13:18.725
من فقط با نارا آشتی کردم

13:19.125 --> 13:20.725
منظورم اون نیست

13:20.725 --> 13:23.325
واقعاً میخوای هم پیاله ی کوآک هونگ سام بشی؟

13:26.524 --> 13:30.225
بخاطرِ اینکه زندگیِ خودمون تو خطر بود،سرِ رئیس جونگ کلاه گذاشتی

13:30.225 --> 13:34.325
ولی اینکه میخوای خودت رو تو پروژ ه ی میرائه درگیر کنی،نگرانم میکنه

13:34.325 --> 13:37.825
بعدشم فکر نمیکنم حق داشته باشی ما رو هم درگیرِ این کار کنی

13:37.825 --> 13:39.725
فقط صبر کن

13:39.725 --> 13:42.625
اگه این کار خوب پیش بره
همه تون یه پَرِش بزرگ میکنین

13:42.625 --> 13:45.125
منظورم این نبود

13:45.125 --> 13:48.924
اون اراده ای که میخواستی شماره یک بشی کجا رفته؟

13:49.825 --> 13:52.125
شنیدم دیگه تمرین بوکس هم نمیری

13:54.325 --> 13:56.325
میخوام راه آسون رو انتخاب کنم

13:57.125 --> 13:58.125
چی؟

13:58.125 --> 14:02.325
راهِ سخت رو انتخاب کردم که کارم به اینجا کشیده شد

14:02.325 --> 14:04.825
من دیگه نمیتونم سوپِ مجانی بخورم

14:04.825 --> 14:08.125
یا رویِ زمین یا ایستگاه سئول بخوابم

14:08.125 --> 14:11.924
هر وقت که میخواستی به اون زندگیِ قبلی برگردی،راحت باش

14:11.924 --> 14:13.424
من جلوت رو نمیگیرم

14:13.424 --> 14:15.725
حالا کی گفت که میخواد برگرده؟

14:15.725 --> 14:17.524
...فقط منظورم اینه که

14:19.125 --> 14:22.125
اگه آقای جونگ گو درمورد این بشنوه ازت ناامید میشه

14:22.625 --> 14:27.625
نمیتونم بخاطر اینکه اون ناامید نشه خودم زندگیِ ناامید کننده ای داشته باشم

14:29.118 --> 14:31.118
<i>[ورزشگاه کره-بوکس]</i>

14:40.625 --> 14:42.825
<i>تو سنِ شما مبارزه کردن غیرممکنه</i>

14:42.825 --> 14:46.125
<i>زیاد بالا بالا نپر و بیا مربیِ بچه ها شو</i>

15:23.125 --> 15:26.024
اینجا چیکار میکنی؟
تو که الکل رو ترک کردی

15:29.225 --> 15:30.424
آقای ریو

15:30.424 --> 15:32.524
به نظرت ببری که دندون هاش رو از دست داده

15:32.524 --> 15:37.625
از گرسنگی میمیره، یا گیاه خوار میشه؟

15:37.625 --> 15:40.125
اگه میخوای سوال هایِ رازِ بقا بپرسی،برو یه جایِ دیگه

15:40.125 --> 15:41.825
اینجا یه بارِ

15:41.825 --> 15:48.024
تو بهتر از من میتونی با این دنیا کنار بیای می جو

15:48.024 --> 15:50.625
پس یکم راهنماییم کن،منظورم اینه

15:51.625 --> 15:54.125
بهم طعنه نزن

15:55.125 --> 15:56.919
می جو

16:00.924 --> 16:03.424
...در مورد اون مرکز خصوصیِ افراد گم شده

16:03.424 --> 16:05.625
اونجایی که گفته بودم ایون جی رو پیدا کنن

16:05.625 --> 16:07.725
این اواخر بهت زنگ زده ن؟

16:09.325 --> 16:10.725
نه نزدن

16:10.725 --> 16:12.725
یه بار دیگه بهشون زنگ بزن

16:12.725 --> 16:15.725
اگه پولِ بیشتری میخوان،یه جوری جورش میکنم

16:17.325 --> 16:21.825
فقط میخوام با چشم هایِ خودم ببینم که اوضاعش خوبه

16:22.825 --> 16:28.424
بعدش ...میرم به کوهستان و داروهایِ گیاهی پرورش میدم

16:28.424 --> 16:31.125
...زندگیِ آسونی نیست ولی

16:31.125 --> 16:33.725
پس میشی یه ببرِ گیاه خوار

16:41.625 --> 16:43.234
آقای ریو

16:45.125 --> 16:46.125
بله

16:47.125 --> 16:51.125
از این به بعد خودت دنبالِ ایون جی بگرد

16:51.125 --> 16:53.625
شماره ی اون مرکز رو بهت میدم

16:54.924 --> 16:58.024
اون دخترِ توئه نه من

17:01.825 --> 17:04.325
باشه

17:04.325 --> 17:08.125
آره میدونم

17:08.125 --> 17:11.425
برای تو یه غریبه ست،آره؟

17:20.399 --> 17:21.725
بله

17:23.425 --> 17:25.089
چند نفر؟

17:27.325 --> 17:29.425
فهمیدم آماده ش میکنم

17:37.125 --> 17:39.225
شنیدی؟

17:42.125 --> 17:44.125
آزاد شده

17:50.225 --> 17:51.868
سلام قربان

17:52.125 --> 17:54.125
اوضاعت چطور بوده،قربان؟

17:54.125 --> 17:55.671
خوبم تو خوبی؟

17:56.625 --> 17:58.386
دستگاه نی بُر-
بله-

17:59.625 --> 18:02.725
<i>ظاهراً پنج سالِ پیش یه بیخانمان رو کُشته</i>

18:04.325 --> 18:06.925
و دعوا هم سرِ هیچی بوده

18:06.925 --> 18:11.625
از خود بیخود میشه و با چوبِ بیسبال سرِ طرف رو له میکنه

18:11.625 --> 18:13.725
داریم غذا میخوریم الان چه موقعِ این حرفه؟

18:13.725 --> 18:16.325
فقط تو داری غذا میخوری،عوضی؟

18:17.125 --> 18:19.125
...به هرحال

18:19.125 --> 18:22.225
میگن وقتی از خود بیخود میشه یه ماشین کشتار بی کنترل میشه

18:22.225 --> 18:24.125
پس همه تون حواستون رو جمع کنید

18:24.125 --> 18:28.125
پس بجایِ زندان باید میفرستادنش تیمارستان

18:28.125 --> 18:29.725
ببین مدیر چا

18:29.725 --> 18:30.725
بله؟

18:30.725 --> 18:34.225
اطلاعاتِ بیشتری راجع به اون جمع کن

18:35.874 --> 18:37.125
ممم...من؟

18:37.125 --> 18:40.125
مگه نمیگن زندگی مجموعه ای از اتفاقاته؟

18:40.125 --> 18:43.225
بخاطر اینکه رئیس جانگ موفق بشه

18:43.225 --> 18:45.925
نباید نگران چیزی باشه

18:47.325 --> 18:48.625
اشکالی نداره رئیس

18:48.625 --> 18:53.125
وظیفه یِ زیردست ها اینه که از دستور ارشدشون اطاعت کنن

18:53.125 --> 18:55.125
پس زود انجامش بده

18:55.125 --> 18:57.023
خوب...باشه قربان

19:30.740 --> 19:32.320
دستگاه نی بُر بزودی میرسه اینجا قربان

19:32.320 --> 19:35.430
بیارش پنت هاوس-
چشم قربان-

19:42.640 --> 19:45.940
میگن وقتی آدم ها میرن جایِ خالیشون بیشتر احساس میشه

19:45.940 --> 19:50.140
بدون گروهبان بائه اینجا خیلی سوت و کوره،آره؟

19:50.140 --> 19:53.140
راستی گروهبان بائه کجاست؟

19:53.140 --> 19:55.340
گروهبان بائه

19:56.940 --> 19:59.240
رئیس هم نگرانشه

20:01.940 --> 20:03.940
تو چیزی در این مورد میدونی،داداش کوچیکه؟

20:05.540 --> 20:07.140
نه

20:07.140 --> 20:11.040
البته که رئیس و شماره هفت سرشون شلوغ تر از این حرفهاست که

20:11.040 --> 20:14.740
نگرانِ همچین موضوعِ پیشِ پا افتاده ای بشن

20:16.140 --> 20:18.940
...اگه خدای نکرده اتفاقی برایِ گروهبان بائه بیوفته

20:20.140 --> 20:22.140
شما دوتا هم نمیتونید قصر در برید

20:28.140 --> 20:29.740
مواظب باشید

20:30.640 --> 20:32.740
شایعاتی پخش شده که

20:32.740 --> 20:35.340
ناپدید شدنِ گروهبان بائه زیرِ سرِ شماست

20:37.140 --> 20:39.140
شایعه که بادِ هواست

20:39.140 --> 20:44.140
چیزی که مهمه حقیقته

20:45.140 --> 20:48.940
کسی که تازه از زندان آزاد شده هم همین فکر رو میکنه؟

20:53.540 --> 20:55.840
لازم نیست نگرانِ این چیزها باشی

20:55.840 --> 20:58.940
فقط هر از گاهی حواست به آقای ریو باشه

20:58.940 --> 21:02.040
اگه بخاطر این دوباره معتاد بشه

21:02.040 --> 21:03.540
این وسط منم که عذاب میکشم

21:03.540 --> 21:07.240
کی بهم میگی که ایون جی کجاست؟

21:25.240 --> 21:28.940
ببخشید قربان...چیزی نداریم که ازتون پذیرایی کنیم

21:28.940 --> 21:30.340
نه نه اشکالی نداره

21:30.340 --> 21:35.140
تنقلات خوبن،سودا هم خنک و خوشمزه ست،همه چیز عالیه

21:36.140 --> 21:38.840
...بفرمایین قربان
...یکم نوشیدنی بخورید

21:38.840 --> 21:40.140
دیگه نمیخورم

21:40.140 --> 21:42.840
...شنیدیم که بخاطرِ خوشرفتاری آزاد شدین

21:42.840 --> 21:45.040
واقعاً که عوض شدین

21:45.040 --> 21:47.840
اگه کسی کارِ اشتباهی کنه باید توبه کنه

21:47.840 --> 21:50.640
شما هم مواظب باشید که دیگه جرمی مرتکب نشین

21:50.640 --> 21:53.040
فقط اینجوری باهاتون مثلِ آدم رفتار میکنن

21:54.640 --> 21:58.140
فکر کنم گفتی که یه ماشین کشتارِ بی کنترله

21:58.140 --> 22:00.140
بنظر نمیاد که آزارش به یه مورچه هم برسه

22:00.140 --> 22:01.640
منم میتونم شکستش بدم

22:02.140 --> 22:04.440
...پس

22:04.440 --> 22:06.840
کسی رو پیدا نکردین که گروهبان بائه رو دیده باشه؟

22:06.840 --> 22:09.140
...اوم...خوب

22:09.140 --> 22:15.140
ایستگاه یونگ دونگ پو رو زیر و رو کردیم ولی کسی ندیده بودش

22:18.140 --> 22:21.340
...اوم قربان

22:21.340 --> 22:23.640
یه لیوان دیگه بفرمایید

22:27.140 --> 22:29.140
من چا هه جین هستم

22:29.140 --> 22:34.040
ذکر خیرتون رو زیاد شنیده بودم...باعث افتخاره که میبینمتون

22:34.040 --> 22:36.640
...خواهش میکنم

22:38.140 --> 22:40.740
خیلی متواضعید

22:40.740 --> 22:43.540
لطفا از خاطراتِ جوانیتون برامون تعریف کنید

22:43.540 --> 22:45.540
شنیدم که خیلی باحال بودین

22:48.140 --> 22:49.940
چی؟

22:49.940 --> 22:51.440
چی؟

22:51.440 --> 22:53.140
تو چی عالی بودم

22:55.840 --> 22:58.540
...خوب اون

22:58.540 --> 23:03.140
میدونید،اسم شما که میاد همه از ترس به خودشون میلرزن

23:03.140 --> 23:04.760
همچین چیزی باحاله؟

23:06.140 --> 23:08.140
...خوب...اوم
انگار اشتباه کردم

23:09.140 --> 23:11.540
نه دارم ازت سوال میکنم

23:11.540 --> 23:13.840
گفتی باحال بوده؟

23:13.840 --> 23:16.940
پس باید بهم بگی دقیقاً کجاش باحال بوده

23:16.940 --> 23:19.040
بگو،دقیقاً کجاش باحال بوده؟

23:20.640 --> 23:25.140
خوب...شما تو مبارزه باحالید
....خیلی هم با جذبه اید

23:25.140 --> 23:26.740
همه ش همین؟

23:26.740 --> 23:28.740
همین ها باعث میشه باحال باشم؟

23:28.740 --> 23:30.540
...اوم ..قربان

23:33.140 --> 23:36.040
یه مته داری با دقت نگاهم میکنی

23:36.040 --> 23:38.640
پس باید چیزهایِ بیشتری برایِ گفتن داشته باشی

23:38.640 --> 23:41.940
پس حرف بزن
چی باحاله؟

23:41.940 --> 23:43.240
بنال

23:43.240 --> 23:44.240
...اوم قربان

23:44.240 --> 23:45.640
قربان

23:48.640 --> 23:51.040
مانتیس دعاگو

23:51.040 --> 23:53.540
خیلی بزرگ شدی

23:53.540 --> 23:55.540
رئیس میخواد ببیندتون

23:55.540 --> 23:57.540
کی؟ هونگ سام؟

23:59.440 --> 24:00.960
اون رئیسه

24:02.640 --> 24:06.140
باشه
بهرحال غذام تموم شده بود

24:07.540 --> 24:11.440
ببخشید پسرجون
به دل نگیر

24:13.140 --> 24:15.100
بریم

24:25.140 --> 24:27.740
میخوام تو این هفته رئیس بخش کانگ رو ببینم

24:27.740 --> 24:30.940
بعداً در مورد جزئیات حرف میزنیم

24:34.340 --> 24:35.850
خسته نباشی

24:35.850 --> 24:39.340
پس...باید یه جایزه هم بهت بدم

24:41.140 --> 24:42.940
دوک دائه خودش رو تحویلِ پلیس داده

24:44.240 --> 24:49.340
به دستور رئیس جونگ قتلِ مین سو رو به گردن گرفته

24:51.140 --> 24:54.640
به شرطی که من کاری به آدم هاش نداشته باشم خودش رو تسلیم کرده

24:56.740 --> 24:59.140
این چه جور واکنشیه؟

24:59.140 --> 25:02.340
ته هو...تو تازه از اتهام به قتل خلاص شدی

25:02.340 --> 25:05.040
...پس رئیس جونگ

25:06.340 --> 25:08.740
دوک دائه میگه که فرار کرده خارج

25:08.740 --> 25:13.540
هرچند که الان داره با خدایِ قماربازهایِ زیرزمینی بازی میکنه

25:13.540 --> 25:15.540
راستی

25:15.540 --> 25:20.040
ولی هنوز دارن در موردِ مجرمِ حادثه ی دائه دونگ بیو میگردن

25:20.040 --> 25:23.240
..من با پلیس و ناظرین مالی یه ارتباط هایی دارم

25:24.240 --> 25:26.740
ولی یکم طول میکشه تا سابقه ت پاک بشه

25:28.940 --> 25:32.140
ممنون قربان-
بایدم ممنون باشی-

25:32.140 --> 25:34.740
به لطفِ من از اتهام به قتل خلاص شدی

25:52.640 --> 25:56.640
تو جانگ ته هویی؟
شماره هفت که ترتیب تک چشم رو دادی؟

25:58.940 --> 26:00.640
من شماره سه دستگاه نی بُر هستم

26:00.640 --> 26:01.640
خوشوقتم قربان

26:01.640 --> 26:04.840
از کروکدیل و مارِ سمی زیاد ذکر خیرت رو شنیدم

26:04.840 --> 26:06.240
جالب بود

26:07.140 --> 26:10.730
اینطوره؟-
بعداً میبینمت-

26:26.140 --> 26:28.740
واوو...دستگاه نی بُر

26:30.640 --> 26:32.740
خوش اومدی

26:32.740 --> 26:34.840
این مدت بهت سخت گذشته آره؟

26:40.240 --> 26:44.440
...من برات یه پارتی خوش آمدگویی گرفته بودم،ولی ذوقمون رو کور کردی

26:44.440 --> 26:45.640
ناراحت شدم

26:45.640 --> 26:48.310
...سرم شلوغ بود

26:48.310 --> 26:50.110
داشتم دنبالِ گروهبان بائه میگشتم

26:50.110 --> 26:51.960
بشین

26:52.910 --> 26:55.910
هی یکم نوشیدنی برامون بیار

26:55.910 --> 26:57.510
نه ممنون

26:57.510 --> 26:59.010
بفرستش بیرون

26:59.010 --> 27:01.490
یه چیزهایی راجع به گذشته ها هست که باید در موردش حرف بزنیم

27:03.110 --> 27:04.510
وقتی صدات کردم برگرد داخل

27:05.310 --> 27:06.310
رئیس

27:06.310 --> 27:08.490
بهت گفتم برو بیرون

27:28.610 --> 27:30.910
...یه شایعه ی مسخره شنیدم

27:32.110 --> 27:35.110
...که تو ترتیب گروهبان بائه رو دادی

27:35.110 --> 27:37.110
آها اون

27:37.110 --> 27:39.110
منم شنیده ام

27:39.810 --> 27:43.610
هر اتفاقِ بدی که میوفته میندازن گردنِ من

27:43.610 --> 27:46.010
...فکر کنم این ها هم از عوارضِ جانبیِ مشهور بودنه

27:48.010 --> 27:49.810
تو که این کار رو نکردی مگه نه؟

27:54.210 --> 27:58.310
آره...منم همچین فکری نکردم

27:59.110 --> 28:01.710
چطور تونستیم ایستگاه سئول رو بگیریم؟

28:01.710 --> 28:07.210
با گذشتن از کلی مانع و مبارزه کردن با کلی قاتل و جانی

28:07.210 --> 28:09.610
این وفاداری بود که باعث شد به اینجا برسیم

28:09.610 --> 28:11.910
...حتی اگه تو شماره یک باشی

28:11.910 --> 28:16.810
...مار سمی،کروکدیل و گروهبان بائه

28:16.810 --> 28:19.610
نمیتونی کارهایی که برات کردن رو فراموش کنی

28:19.610 --> 28:21.510
درست عینِ قبلاً هاتی

28:21.510 --> 28:24.710
کسی که وفاداری براش حکم مرگ و زندگی رو داره

28:24.710 --> 28:27.110
گروهبان بائه رو پیدا کن

28:27.110 --> 28:29.910
اگه کسی هم ترتیبش رو داده،پیداش کن

28:29.920 --> 28:32.310
خودم ترتیبِ بقیه ش رو میده

28:34.210 --> 28:38.610
دنبالش میگردم ولی زیاد انتظاری نداشته باش

28:38.610 --> 28:42.910
به هر حال اینجا جاییه که هر رو ز کلی آدم میاد و میره

28:42.910 --> 28:47.810
چیزِ عجیبی نیست اگه قاتل یا مقتول بدونِ هیچ اثری ناپدید بشن

28:48.610 --> 28:51.710
منظورت مثلِ کسیه که 5 سالِ پیش ترتیبش رو دادی؟

28:57.210 --> 28:59.810
...نمیخوام خودنمایی کنم

28:59.810 --> 29:05.610
ولی به هر حال من بجایِ تو 5 سال رو تو زندون گذروندم

29:05.610 --> 29:08.010
حداقل این حق رو دارم که همچین چیزی ازت بخوام

29:09.210 --> 29:11.810
زود گروهبان بائه رو پیدا کن

29:11.810 --> 29:14.410
وگرنه لیاقت این رو نداری که شماره یک باشی

29:14.410 --> 29:16.610
فقط صبر کن

29:16.610 --> 29:19.610
نمیخوا مثلِ یه زنیکه غُر بزنی

29:19.610 --> 29:23.110
انگار که خیلی هنر کردی

29:30.110 --> 29:32.710
حرفهامون تموم شد
بیا داخل

29:32.710 --> 29:35.010
اون اسباب بازیِ تو دستت رو هم بذار کنار

29:44.110 --> 29:47.610
جونگ گو هنوز تو اون اتوبوس زندگی میکنه؟

29:47.610 --> 29:51.110
خیلی اصرار داره که خودش رو اون تو حبس کنه

29:51.610 --> 29:56.110
دوست داره به خودش ریاضت بده

30:18.110 --> 30:20.810
آسون بگیر بابا

30:21.610 --> 30:24.310
با اینجوری جون کردن فقط خودت رو آش و لاش میکنی

30:26.910 --> 30:28.910
شنیدم که آزاد شدی

30:30.810 --> 30:32.910
یه چند روز باید اینجا بمونم

30:32.910 --> 30:33.910
اینجا؟

30:33.910 --> 30:36.710
اگه برم تو ایستگاه بقیه رو معذب میکنم

30:36.710 --> 30:40.110
اگه جایی برایِ موندن میخوای چرا به هونگ سام نمیگی؟

30:40.110 --> 30:43.110
از بویِ پولش حالم بهم میخوره

30:44.110 --> 30:46.610
اون مرتیکه الان حسابی سرش تو حساب و کتابه

30:46.610 --> 30:49.810
قبلاً آدم خونگرمی بود و مرام و معرفت داشت

30:49.810 --> 30:51.810
همه ی این ها مالِ گذشته بوده

30:52.310 --> 30:55.510
هنوز با مادام سو همونطوری؟

30:59.110 --> 31:02.310
یه تختِ اضافه دارم برو رو اون بخواب

31:02.900 --> 31:05.010
شما دو تا هم یه چیزی هستین برا خودتون

31:06.110 --> 31:08.010
هی جونگ گو

31:08.010 --> 31:10.910
باید برگردیم به روزی که دوئل داشتیم

31:10.910 --> 31:14.110
بیا اول ترتیب موضوعِ گروهبان بائه رو بدیم
بعد دوئل میکنیم

31:14.110 --> 31:17.810
فراموش نکردی که؟

31:17.810 --> 31:19.810
دوئلی که 5سال پیش باید با هم میداشتیم

31:19.810 --> 31:22.110
...اگه نفرستاده بودنم زندان، من

31:22.110 --> 31:25.010
اگه جایگاه شماره دو رو میخوای،بفرما برا خودت

31:25.010 --> 31:26.110
من علاقه ای بهش ندارم

31:26.110 --> 31:28.110
...آیگو

31:28.110 --> 31:32.110
باید از قوانین پیروی کنیم
پس بیا درست انجامش بدیم

31:33.410 --> 31:36.810
1,381تا برد و 425 تا باخت

31:36.810 --> 31:39.810
هر روزی که تو زندان بودم باهات مبارزه میکردم

31:39.810 --> 31:42.010
اینجا

31:42.010 --> 31:44.010
روانیِ عوضی

31:44.010 --> 31:46.010
هنوز به اندازه ی کافی روانی نشدم

31:46.010 --> 31:49.110
...پس دوئل رو نادیده نگیر
باشه جونگ گو جونی؟

32:44.220 --> 32:50.620
سعی نکن ببینی کی بوده و چرا کُشتمش

33:07.920 --> 33:10.000
چیکار میکنی احمق؟

33:10.000 --> 33:12.920
پلیسا الانِ که برسن اینجا،فرار کن

33:12.920 --> 33:14.010
دستگاه نی بُر

33:14.010 --> 33:16.420
ما تازه ایستگاه سئول رو گرفتیم

33:16.420 --> 33:19.720
اگه شماره یک بره زندان گروهمون از هم میپاشه احمق

33:19.720 --> 33:21.420
به تو ربطی نداره

33:21.420 --> 33:23.920
زودباش فرار کن

33:24.420 --> 33:26.010
چیکار میکنی؟از اینجا ببرش

33:26.010 --> 33:27.010
...تو

33:27.010 --> 33:31.010
دوئلمون بمونه برای بعداً،تا اون موقع حسابی تمرین کن

33:37.010 --> 33:39.920
...ما یه مُشت گدا گشنه ایم

33:39.920 --> 33:42.510
حداقل باید بهم دیگه وفادار باشیم مگه نه؟

33:54.920 --> 33:59.320
انگار کروکدیل و مار سمی دارن دنبالِ گروهبان بائه میگردن

33:59.320 --> 34:02.320
فقط منتظرِ روزی  بودن که دستگاه نی بُر آزاد بشه

34:03.920 --> 34:06.510
شیرجه زدن سمتِ این فرصت

34:07.120 --> 34:09.320
حقیقت رو به دستگاه نی بُر میگم

34:11.910 --> 34:15.320
اگه شرایط رو کامل براش توضیح بدم،درک میکنه

34:19.910 --> 34:21.410
مانتیسِ دعاگو

34:21.410 --> 34:23.110
بله رئیس

34:23.110 --> 34:27.320
اونوقت باید غزلِ خداحافظیت رو بخونی

34:29.910 --> 34:32.510
...بعدش نوبتِ جانگ ته هو میشه

34:33.010 --> 34:37.210
و در آخر هم نوبتِ من

34:38.210 --> 34:41.910
اگه دستگاه نی بُر قاطی کنه،ایستگاه سئول دریایِ خون میشه

34:43.210 --> 34:46.410
...پس

34:46.410 --> 34:48.410
بی سر و صدا ترتیبش رو میدم

34:49.910 --> 34:51.910
مواظب حرفهات باش

34:57.110 --> 35:00.410
اون کسیه که قتلی رو که من کردم،به گردن گرفته

35:03.410 --> 35:05.510
<i>نمیخواد انگولکش کنی</i>

35:05.510 --> 35:07.010
"...من طرفِ تو رو میگیرم"

35:07.010 --> 35:10.010
<i>وقتی سرش با وانمود کردن به اینکه یه فرشته س گرمه</i>

35:12.320 --> 35:14.320
آقای ریو فیلم ترمیناتور رو ندیدی؟

35:14.320 --> 35:16.410
روبات ها هم وقتی صدمه میبینن نیاز به نگهداری دارن

35:16.410 --> 35:17.410
بدن تو هم استثنا نیست

35:17.410 --> 35:20.210
نباید انقدر ازش کار بکشی که دوباره زخم هات سر باز کنن

35:20.210 --> 35:21.910
بخاطرِ همینه که تا الان کاملاً خوب نشدن

35:21.910 --> 35:25.010
نمیخواد دایه ی دلسوز تر از مادر بشی

35:25.010 --> 35:27.410
خودت مجبورم میکنی

35:28.110 --> 35:32.410
چطوریاس که روز به روز تو غُر زدن بیشتر شبیهِ مادربزرگت میشی؟

35:32.420 --> 35:35.910
واوو...آقا رو ببین بلبل زبونی هم میکنه

35:35.910 --> 35:37.910
نارا-
هوم-

35:43.710 --> 35:46.510
شما دوتا دعوا کردین؟

35:46.510 --> 35:48.320
البته که نه

35:48.320 --> 35:49.910
نمیشه الان تعطیل کنی؟

35:49.910 --> 35:52.110
زودی لباسم رو عوض میکنم

35:53.610 --> 35:56.710
میخوایم بریم سرِ قرار-
...نه نارا-

35:56.710 --> 35:59.820
وای...نباید میگفتم؟

36:07.710 --> 36:09.410
هنوزم حالت خوب نیست؟

36:09.410 --> 36:11.210
تو کلاهِ خودت رو بگیر باد نبره

36:11.910 --> 36:15.210
شماره سه، دستگاه نی بُر از زندان آزاد شده

36:15.910 --> 36:18.110
دیدمش

36:18.110 --> 36:21.010
...حسابی مصمم بود که گروهبان بائه رو پیدا کنه

36:21.910 --> 36:23.910
تو که ربطی به این ماجرا نداری مگه نه؟

36:25.410 --> 36:26.910
نه ندارم

36:26.910 --> 36:28.820
پس جایِ شکرش باقیه

36:31.410 --> 36:33.910
حواست باشه که به هیچ وجه گیرش نیوفتی

36:33.910 --> 36:37.410
اگه گیرِ دستگاه نی بُر بیوفتی
هونگ سام هم نمیتونه به دادت برسه

36:43.410 --> 36:45.910
چی واسه خودت گفتی بیشعور؟

36:45.910 --> 36:47.210
دوباره بگو

36:47.210 --> 36:49.320
چرا این کار رو با من میکنی؟

36:49.320 --> 36:53.320
ولم کن
ولم کن بابا

36:56.110 --> 36:59.710
با گروهبان بائه نقشه کشیده بودین که دخلِ جانگ ته هو رو بیارین؟

37:00.320 --> 37:04.410
چی...چی داری میگی؟

37:04.410 --> 37:08.110
...اون جانگ ته هویِ عوضی خیلی روش رو زیاد کرده بود بخاطرِ همین

37:08.110 --> 37:14.210
من فقط گفتم "نباید یه درسی بهش بدیم؟"

37:22.710 --> 37:24.210
...قربان

37:24.210 --> 37:26.320
گروهبان بائه گم نشده

37:26.320 --> 37:28.610
یه جایی سوزوندنش

37:30.670 --> 37:34.320
جانگ ته هو بوده؟

37:34.320 --> 37:36.710
احمقِ بیشعور

37:37.210 --> 37:41.210
مانتیس دعاگو به دستورِ رئیس ترتیبش رو داده

37:49.410 --> 37:52.410
پس...باید انتقام بگیریم

37:52.410 --> 37:54.410
انگاری واقعا روانی هستی

37:54.420 --> 37:56.610
میخوای با رئیس درگیر بشی؟

37:56.610 --> 38:00.610
تقصیرِ کی بوده که کارمون به اینجا کشیده؟

38:00.610 --> 38:03.910
یه تازه وارد داره همه مون رو ناک اوت میکنه

38:07.410 --> 38:11.320
اگه این شایعه که جانگ ته هو مسئول

38:11.320 --> 38:18.010
...ناپدید شدنِ گروهبان بائه بوده به گوشِ دستگاه نی بُر برسه

38:19.010 --> 38:23.910
جانگ ته هو رو مُرده حساب کن

38:23.910 --> 38:26.010
خودت هم که خوب میدونی

38:26.010 --> 38:30.710
که اگه دستگاه نی بُر قاطی کنه،رئیس هم جلودارش نیست

38:45.010 --> 38:47.210
فقط 5 تا خونه مونده

38:47.210 --> 38:50.410
نارا؟-
بله؟-

38:50.410 --> 38:54.010
...امروز میخواستم با تو برم یه نمایش یا یه فیلم ببینم

38:54.010 --> 38:58.110
اگه به جایِ تاریکی مثلِ سینما برم،به دقیقه نکشیده صدایِ خروپفم بلند میشه

38:58.110 --> 39:01.110
میخوای به یه جایِ مناسب هم برای شام ببرمت

39:01.110 --> 39:02.110
چرا الکی پولت رو خرج کنی؟

39:02.110 --> 39:04.910
دو بسته غذا مونده،میتونیم هر کدوممون یکیش رو بخوریم

39:04.920 --> 39:08.210
ولی آخه...مگه این اولین قرارمون نیست؟

39:08.910 --> 39:10.300
آره همینطوره

39:11.360 --> 39:12.710
اینجوری جالب نیست؟

39:14.110 --> 39:17.510
قرار گذاشتن بهانه بود که ازم کار بکشی؟

39:18.520 --> 39:22.320
کارِ داوطلبی یعنی با رضایتِ قلبی داوطلب شدن

39:23.410 --> 39:27.320
اون تیرِ چراغ برق رو دیدی اونجا؟
تا هونجا بریم کارمون تمومه

39:27.320 --> 39:29.510
بریم

39:48.950 --> 39:52.320
جای اون ساختمونی که اونجاست،قبلا یه رستوان دوکبوکی بود

39:52.320 --> 39:56.110
دوکبوکیش خیلی خوشمزه بود و من مشتریِ دائمش بودم

39:56.910 --> 39:59.710
و ساختمانی که اونجاست قبلاً یه اسقاطی بود

40:00.520 --> 40:02.320
قبلاً خیلی بزرگ و دلباز بود

40:03.910 --> 40:09.820
بعد از مدرسه من و دوستام اونجا طناب بازی میکردیم

40:11.110 --> 40:13.320
انگار این محله رو خیلی دوست داری نارا

40:14.410 --> 40:16.410
مگه کسی هم هست که زادگاهش رو دوست نداشته باشه؟

40:19.010 --> 40:23.010
برایِ بقیه عجیبه که میگی ایستگاهِ سئول زادگاهته

40:24.870 --> 40:26.010
واقعا؟

40:26.410 --> 40:29.410
کار کردن تو بیمارستان و کارِ داوطلبی باید سخت باشه...مگه نه؟

40:29.910 --> 40:31.910
بهش عادت کردم پس مشکلی نیست

40:31.910 --> 40:34.510
اگه بهت سخت گذشت میتونی هر چند وقت یه بار یکم تفریح کنی

40:34.510 --> 40:42.510
دخترهایِ همسنِ تو با خرید کردن،کلوپ رفتن و مسافرت رفتن خوش میگذرونن

40:42.510 --> 40:46.010
این چیزها جالبن؟
منکه نمیدونم

40:46.010 --> 40:48.110
بخاطر اینکه تا الان این کارها رو نکردی

40:48.110 --> 40:49.510
...این ضرب المثل رو شنیدی که میگن

40:49.510 --> 40:52.320
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف

40:53.410 --> 40:55.110
تو یه جورهایی مصداق همین ضرب المثلی

40:55.110 --> 40:58.910
نه تا الان این کارها رو کردی نه فرصتش برات پیش اومده

40:58.910 --> 41:01.510
بخاطر همین هم با خودت میگی حتماً این چیزها جالب نیستن

41:04.110 --> 41:08.410
پس احتمالاً تو همه ی این کارهایِ جالب رو انجام دادی،آره؟

41:10.910 --> 41:13.910
بخاطر همین انقدر سخت مبارزه میکنی؟

41:13.910 --> 41:17.320
که به همچین زندگی ای برگردی؟

41:28.910 --> 41:31.910
من...یه آدمِ پست میشم

41:33.410 --> 41:42.110
یکی که دستِ احدی بهش نرسه
بعدش تمام اون پول و قدرت رو مالِ خودم میکنم

41:44.410 --> 41:46.510
نارا تو هم یه فرشته شو

41:46.910 --> 41:51.410
من هم کمکت میکنم که هر کاری دلت خواست انجام بدی

41:58.610 --> 42:00.410
بریم

42:00.410 --> 42:02.410
نارا

42:02.410 --> 42:04.910
میخوام یه چیزی نشونت بدم

42:16.510 --> 42:21.410
...این باغچه
زادگاهِ منه

42:21.410 --> 42:23.060
چی؟

42:40.010 --> 42:42.410
چی شده؟
الو؟

42:42.410 --> 42:43.410
الو؟

42:43.410 --> 42:46.320
خدای من
اون یه بچه نیست؟

42:46.320 --> 42:48.710
<i>من نمیدونم پدرم کیه</i>

42:48.710 --> 42:55.010
<i>و مادرم که یه بیخانمان بود،زمستون همون سال اینجا مُرد</i>

42:58.010 --> 43:04.320
<i>و مادربزرگ که هیچ رابطه ی خونی با من نداره سرپرستیم رو قبول کرد و بزرگم کرد</i>

43:08.910 --> 43:12.320
بچه ای که داشت تو دستهایِ مادرش میمُرد

43:12.320 --> 43:15.610
...الان بزرگ شده و داره اینجوری زندگی میکنه

43:17.110 --> 43:20.110
به لطف یه آدم

43:21.910 --> 43:24.010
من نمیدونستم

43:25.000 --> 43:29.320
چیزی نیست که بخوام مخفیش کنم
ولی چیزی هم نیست که بهش بنازم

43:39.610 --> 43:43.610
انگار یه چیزی بین ما دو تا مشترکه

43:46.010 --> 43:52.610
منم از مرگ نجات پیدا کردم و اومدم به ایستگاهِ سئول تا دوباره زندگی کنم،مثلِ تو

43:52.610 --> 43:56.410
واقعاً...اینجوری فکر میکنی؟

44:01.410 --> 44:05.820
فرقی نمیکنه کی باشه
همه میخوان خوشحال باشن

44:05.820 --> 44:10.910
...اگه با اون پول و قدرت احساسِ خوشبختی میکنی

44:12.410 --> 44:14.510
فکر میکنم باید همونطوری زندگی کنی

44:15.910 --> 44:23.610
ولی من یه گربه ی تنبلم بخاطر همین هم گوشت نمیخوام

44:23.620 --> 44:28.710
همین که با بودن با بقیه خوشحال باشم برام کافیه

44:31.010 --> 44:32.710
میدونم

44:32.710 --> 44:36.610
با همین ذهنیت هم به این گل ها رسیدگی میکنی،مگه نه؟

44:39.410 --> 44:41.710
مگه نه؟

45:00.910 --> 45:04.010
من ذاتاً آدمِ خودخواهی هستم

45:04.010 --> 45:10.510
بخاطر همین هم حرفهات رو نمیفهمم

45:11.510 --> 45:12.820
...ولی

45:12.820 --> 45:19.610
ولی میخوام به آرزوهات برسی

45:22.010 --> 45:26.710
لطفاً کمکم کن تا من هم بتونم کمکت کنم

45:53.010 --> 45:56.010
چه مسئله ی مهمی بود که نمیتونستی تلفنی بهم بگی؟

45:56.010 --> 45:59.320
دلم برات تنگ شده بود داداش

46:00.010 --> 46:02.320
خودشیرینی به کسی تو سن و سالِ تو نمیاد

46:03.710 --> 46:05.320
میدونستم سرزنشم میکنی

46:06.910 --> 46:09.110
رئیس یون پسر کوچیکه ش رو احضار کرده

46:09.110 --> 46:11.010
...یون جه سونگ

46:11.010 --> 46:13.910
اون دردسرساز که رفته بود آمریکا؟

46:14.500 --> 46:17.610
و قسمتی از مسئولیت هایِ مدیر چویی رو هم به اون داده

46:19.010 --> 46:21.510
مطمئنم میخواد ازش استفاده کنه تا تو رو تحتِ کنترل داشته باشه

46:21.510 --> 46:23.510
حداقل میشه گفت،خسته کننده نمیشه

46:24.730 --> 46:28.010
دخترِ رئیس یون چی؟
مطمئنی طرفِ توئه؟

46:28.010 --> 46:31.410
بهم اعتماد داره چون میترسه برادراش دورش بزنن

46:31.420 --> 46:34.410
خونِ کثیفِ یون ایل جونگ به تخم و ترکه ش هم رسیده

46:34.410 --> 46:38.510
اگه موقعیت عوض بشه،اون هم خیلی راحت نظرش رو عوض میکنه

46:38.510 --> 46:40.510
خودم هم میدونم

46:42.110 --> 46:45.610
معاون هم سرِ راهِ پروژه ی میرائه سنگ میندازه

46:46.010 --> 46:50.120
...مردِ دست راستت،جانگ ته هو
مطمئن شو که درست آماده ش کنی

46:50.900 --> 46:53.610
اون از این مدلاست که همیشه دوقدم جلوتر از بقیه ست

46:53.610 --> 46:55.110
نیازی نیست نگران باشی

46:57.010 --> 46:59.210
داره حسودیم میشه

47:00.110 --> 47:02.410
چقدر این جانگ ته هو باحاله؟

47:02.410 --> 47:05.110
هی دارم بیشتر و بیشتر کنجکاو میشم

47:06.210 --> 47:11.010
چیزی دیگه...هست که نگرانش باشین؟

47:11.010 --> 47:13.390
هیونگ

47:14.910 --> 47:16.410
کانگ سه هون

47:16.420 --> 47:20.110
...برای درست کردن هویت تو
کسی به اسم کانگ سه هون

47:22.410 --> 47:30.410
تمام عمر و پولم رو صرف کردم

47:32.610 --> 47:36.910
تنها کاری که باید بکنی اینه که یه زندگیِ خوب داشته باشی وکاری رو که لازمه انجام بدی

47:36.910 --> 47:40.610
هیچ وقت نباید به خودت اجازه بدی به چیزهایِ پست و متعفن حتی نگاهم کنی

47:40.610 --> 47:42.820
هیچ وقت هم در موردشون کنجکاو نشو

47:44.910 --> 47:49.210
خودم ترتیبشون رو میدم

48:11.110 --> 48:14.610
تنها کاری که باید انجام بدی یه چیزه

48:15.910 --> 48:19.010
مشکلی نیست باشه؟

48:53.510 --> 48:56.120
سفر به سلامت خانم

49:10.010 --> 49:12.210
<i>[نارا]</i>

49:21.410 --> 49:25.010
<i>کانگ سه هون هستم
فردا ساعت یک تو دفترم منتظرتون هستم</i>

49:51.510 --> 49:53.510
...آخرین باری که گروهبان بائه رو دیدی

49:53.510 --> 49:56.610
گفت میخواد با جانگ ته هو دوئل کنه؟

49:56.610 --> 49:59.210
...بله...قربان

49:59.210 --> 50:01.410
چرا الان این رو بهم میگی؟

50:02.910 --> 50:05.410
..من...آخه خوب

50:05.410 --> 50:08.510
...این بچه خیلی ترسوئه بخاطر همین

50:10.110 --> 50:13.510
گروهبان بائه و جانگ ته هو از همون اول هم با هم دشمن بودن

50:13.510 --> 50:17.910
...دفعه ی پیش که دوئل کردن،گروهبان بائه تقریباً برده بود

50:17.910 --> 50:22.010
ولی برنده اعلام نشد چون رئیس مداخله کرد

50:30.910 --> 50:34.910
پس گروهبان بائه میخواست دخلش رو بیاره ولی خودش ناپدید شد؟اینطوره؟

50:34.910 --> 50:36.320
بله قربان بله

50:36.320 --> 50:38.820
ما فقط همین رو میدونیم

50:38.820 --> 50:41.510
پس الان اون مرتیکه کدوم گوریه؟

51:02.410 --> 51:04.010
جانگ ته هو کجاست؟

51:04.010 --> 51:05.210
تو چه خری هستی؟

51:12.910 --> 51:17.610
هی گفتم جانگ ته هو کجاست؟

51:25.910 --> 51:27.450
<i>[دفتر]</i>

51:31.010 --> 51:33.410
چرا جواب نمیدی؟

51:33.410 --> 51:35.010
مهم نیست

51:36.510 --> 51:38.910
...اگه همه چیز اونطوری باشه که تو مدارک هست

51:38.910 --> 51:41.910
باید تمام نیازهای شرکت رو بررسی می کردید

51:41.910 --> 51:44.710
این فراتر از انتظارمه
چون احتمالاً وقتِ زیادی نداشتید

51:44.710 --> 51:47.320
مالک اصلیِ این کار رئیس کوآک هونگ سامه ولی

51:47.320 --> 51:50.710
ولی برای اطمینان باید وانمود کنیم کسی دیگه مالکِ

51:52.010 --> 51:54.410
کسی تو شرکت شک نمیکنه؟

51:54.410 --> 51:56.910
احتمالاً بخاطر اینکه با بیخانمان ها درگیره

51:56.910 --> 51:59.710
و یه نزول خوره، ازش خوششون نیاد

51:59.710 --> 52:02.610
درسته
میفهمم چی میگید

52:02.610 --> 52:07.410
هر چند میدونم که تصمیم نهایی تا آخرِ ماه گرفته میشه

52:08.410 --> 52:11.110
تا اون موقع چند بارِ دیگه باید من رو ببینی

52:11.110 --> 52:14.910
باید تصمیمون در مورد اینکه با سرمایه گذاری چیکار کنیم رو هم نهایی کنیم

52:15.910 --> 52:19.320
چرا؟ از من خیلی خوشت نمیاد؟

52:19.320 --> 52:20.910
نه اینطور نیست

52:20.910 --> 52:25.110
انگار شما بیشتر از این ملاقات ها دلِ خوشی ندارین

52:32.910 --> 52:36.210
سلام کن اون جانگ ته هو از انجمن امید تازه ِ سئوله

52:37.910 --> 52:40.010
و ایشون هم نماینده یون جانگ مین هستن

52:41.910 --> 52:44.010
از این به بعد زیاد میبینیشون

52:44.010 --> 52:46.710
وقتی من سرم شلوغ باشه اون بجای من کارها رو انجام میده

52:51.210 --> 52:53.210
هوام رو داشته باشید

52:53.910 --> 52:55.620
باشه

53:00.910 --> 53:03.110
پس با اجازه تون

53:12.110 --> 53:13.910
جانگ مین؟

53:14.910 --> 53:17.710
ببخشید قربان...مدارک رو رویِ میز جا گذاشتم

53:18.410 --> 53:21.910
گیج تر از چیزی هستی که نشون میدی
زودباش بیارشون

53:35.210 --> 53:37.410
بله بفرمایید-
- <i>الان کجایی؟</i>

53:37.410 --> 53:40.010
تازه جلسه ی گروه هان جونگ تموم شده و دارم میرم

53:40.010 --> 53:42.410
دستگاه نی بُر همین الان دنبالت میگرده

53:42.910 --> 53:43.910
<i>چی؟</i>

53:43.910 --> 53:46.610
مثلِ اینکه فکر میکنه تو دخلِ گروهبان بائه رو آوردی

53:46.610 --> 53:49.210
<i>داره همه جایِ ایستگاه سئول رو زیر و رو میکنه که تو رو پیدا کنه</i>

53:49.910 --> 53:52.320
نرو به دفتر
بیا پنت هاوس

53:52.320 --> 53:54.910
بیا همدیگه رو ببینیم و در موردش با نی بُر حرف بزنیم

53:54.910 --> 53:56.910
<i>داری گوش میدی؟</i>

53:56.910 --> 53:58.910
فهمیدم قربان

54:04.110 --> 54:05.610
...ته هو

54:12.910 --> 54:14.610
این کارها یعنی چی؟

54:15.410 --> 54:16.410
چی؟

54:16.410 --> 54:18.410
فکر کردم گفته بودی میخوای بری نیویورک

54:18.410 --> 54:20.910
گفتی میخوای اونجا از نو شروع کنی

54:20.910 --> 54:22.410
پس اینجا چیکار میکنی؟

54:24.010 --> 54:25.210
نقشه م عوض شد

54:25.210 --> 54:26.910
این حرفت با عقل جور در میاد؟

54:26.910 --> 54:28.910
کجاش جور در نمیاد؟

54:28.910 --> 54:33.010
باید برایِ هر کاری که میکنم از خانم اجازه بگیرم؟

54:34.410 --> 54:35.610
ته هو

54:35.610 --> 54:43.410
یا به خاطر رئیس بخش، نه دوست پسرت معذبی؟

54:44.910 --> 54:46.910
نپرس که چطوری فهمیدم

54:46.910 --> 54:49.320
یه جوری اتفاقی فهمیدم

54:50.010 --> 54:54.010
میتونیم وانمود کنیم که همدیگه رو نمیشناسیم و فقط رویِ کار تمرکز کنیم

54:56.110 --> 54:57.820
بنظرت امکان پذیره؟

54:57.820 --> 55:01.510
بهت که گفته بودم،دوباره سرپا میشم
هر طور که شده

55:01.510 --> 55:05.710
این تنها راهمه
و میخوام به این راه ادامه بدم

55:05.910 --> 55:06.910
ته هو

55:06.910 --> 55:10.610
بدون تو هم کلی دردسر دارم که باید رفع و رجوعشون کنم

55:11.910 --> 55:16.610
حق نداری بخاطر احساساتِ گذشته ت سدِ راهم بشی

55:48.410 --> 55:50.820
پس بلاخره برگشتی؟

55:54.410 --> 55:59.110
حتی وقتی مودبانه ازشون درخواست کردم هم در رو باز نکردن

55:59.110 --> 56:01.410
مجبور شدم یکم گرد و خا کنم

56:01.410 --> 56:03.410
فکر کنم هنوز نفس میکشن

56:07.910 --> 56:11.210
...احتمالاً چون یه مدت زندان بودی نمیدونی

56:12.110 --> 56:15.110
اوضاع با قبلاً فرق کرده
اگه بخوای اینجوری رفتار کنی

56:15.110 --> 56:17.410
به مشکل برمیخوری

56:17.410 --> 56:20.410
این توئی که تو گذشته موندی

56:20.410 --> 56:23.410
هی اسم اون آهنگه چی بود؟

56:24.550 --> 56:28.710
یه جوری این آهنگ رو میخوندی که انگار سرودِ ملی بود

56:28.910 --> 56:32.210
فکر نکنم دیگه بتونی ازش استفاده کنی چون خیلی قدیمی شده

56:51.910 --> 56:53.610
جانگ ته هو کجاست؟

56:53.610 --> 56:56.210
شنیدم که مردِ دستِ راستته

57:05.910 --> 57:09.910
...من

57:13.410 --> 57:15.710
دستهایِ زیادی دارم

57:15.710 --> 57:17.910
پس مشکلی پیش نمیاد اگه یکیشون رو برات قطع کنم

57:17.920 --> 57:21.010
مشکلی نیست ولی الان وقتش نیست

57:22.510 --> 57:24.910
همونطور که میبینی خیلی بدردبخوره

57:24.910 --> 57:26.910
این دستم

57:28.910 --> 57:32.420
پس داری میگی کارت مهم تر از وفاداریه؟

57:32.420 --> 57:34.710
حتی با وجود اینکه ترتیبِ گروهبان بائه رو داده؟

57:34.710 --> 57:37.910
بهت که گفتم شایعاتِ بی اساسِ ایستگاه سئول رو باور نکن

57:37.910 --> 57:41.210
بخاطر همین اومدم که ازت بپرسم

57:41.210 --> 57:45.610
میدونی که هر کسی به من میرسه حقیقت رو میگه؟

57:45.620 --> 57:48.910
بیشتر به نظر میرسه خفه میشن

57:48.920 --> 57:51.820
چون تبدیل به جسد میشن

57:52.910 --> 57:54.150
جانگ ته هو رو بهم بده

57:59.410 --> 58:00.740
جانگ ته هو رو بهم بده

58:01.910 --> 58:05.010
یه درخواستی کن که بتونم انجامش بدم،باشه؟

58:06.010 --> 58:09.710
و یادت باشه که الان کجایی
اونوقت طبقِ خواسته ت عمل میکنم

58:19.010 --> 58:25.510
میدونی وقتی داشتم محکومیت تو رو میکشیدم بیشتر از همه در موردِ چی کنجکاو بودم؟

58:26.910 --> 58:29.410
اون مرتیکه کی بود؟

58:30.910 --> 58:35.320
..یه بیخانمان که حتی پلیس هم نمیتونه پیداش کنه

58:35.910 --> 58:44.610
مگه چیکار کرده بود که شماره یکِ سئول بُکُشدش؟

58:45.910 --> 58:48.710
...دعا کردم و دعا کردم

58:51.710 --> 58:53.410
و درنهایت هم خدا دعاهام رو جواب داد

58:54.010 --> 58:56.510
برام معجزه شد

58:57.610 --> 59:00.510
<i>یه یارو که 12بار به جرمِ کلاهبرداری زندانی شده بود</i>

59:00.510 --> 59:07.510
<i>فهمید که من شماره سه یِ ایستگاه سئول بودم واین رو بهم گفت</i>

59:07.510 --> 59:10.910
<i>یکی از دوستاش یه کره ایِ مقیمِ آمریکا بوده</i>

59:10.910 --> 59:14.510
<i>اومده به کره و ناپدید شده</i>

59:16.010 --> 59:19.010
<i>ولی قبل از اینکه ناپدید بشه میگه که</i>

59:19.010 --> 59:22.710
<i>به زودی پولِ زیادی دستش میاد</i>

59:22.710 --> 59:27.410
<i>و اغلب به شماره یکِ ایستگاهِ سئول اشاره میکرده</i>

59:29.510 --> 59:31.510
...بخاطر همین ازش پرسیدم

59:31.510 --> 59:34.210
"اون دوستت چیکاره بوده؟"

59:35.510 --> 59:37.010
حدس بزن

59:37.010 --> 59:39.130
بنظرت چیکاره بوده؟

59:41.610 --> 59:43.910
یه دلال بوده

59:43.910 --> 59:46.310
دلالی که تو کاره فروش اسم بچه هایِ کره ای بوده

59:46.310 --> 59:48.810
که تو آمریکا به سرپرستی گرفته میشدن

59:50.610 --> 59:54.510
حوصله م سر رفت
برو سر اصلِ مطلب

59:54.510 --> 59:57.310
...همینجوری گفتم

59:57.810 --> 01:00:00.010
آدم تو زندان وقتِ اضافه زیاد داره

01:00:03.510 --> 01:00:09.110
<i>شماره یکِ ما و اون دلال قبلاً یه معامله با هم کرده بودن</i>

01:00:09.110 --> 01:00:13.210
<i>ولی اون،وقتی که بی پول میشه میاد و تو رو تهدید میکنه</i>

01:00:13.210 --> 01:00:18.310
<i>پس تو هم چوبِ بیسبال رو گرفتی و...بووم</i>

01:00:24.610 --> 01:00:26.510
چه پایانِ باحالی

01:00:28.910 --> 01:00:34.310
از بس وراجی کردی گلوت خشک شد
قبل از اینکه بری گلویی تر کن

01:00:38.510 --> 01:00:41.410
به نظرت برم این اطلاعات رو به پلیس بدم؟

01:00:41.410 --> 01:00:45.510
و ازشون بخوام در مورد هویتِ اون یارو کره ای-آمریکاییه تحقیق کنن؟

01:00:45.510 --> 01:00:49.510
که 5سال پیش گم شده؟

01:00:49.510 --> 01:00:51.710
جانگ ته هو رو بهم بده

01:00:53.210 --> 01:00:56.010
اگه این کار رو کنی این راز رو با خودم به گور میبرم

01:01:07.210 --> 01:01:09.510
...من یکم خنگم

01:01:10.510 --> 01:01:14.310
بخاطر همین این داستان جالب رو یه جایی نوشتم که یه دفعه فراموشم نشه

01:01:15.010 --> 01:01:21.510
من نمیدونم کی و کجا میمیرم بخاطر همین باید یه بیمه ی عمر داشته باشم

01:01:21.510 --> 01:01:23.080
چیکار میکنی هونگ سام؟

01:01:24.620 --> 01:01:27.110
جانگ ته هو رو تحویل میدی

01:01:27.110 --> 01:01:29.910
یا هر چی که تا الان رشته کردی رو پنبه میکنی؟

01:01:31.510 --> 01:01:33.210
انتخاب کن

01:01:52.810 --> 01:01:57.810
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:02:11.210 --> 01:02:14.510
<i>دوئلی رو که با گروهبان بائه تموم نکردی با من تموم کن</i>

01:02:14.510 --> 01:02:17.910
<i>بخاطر رئیس هم که شده این دوئل رو میبرم</i>

01:02:17.910 --> 01:02:21.210
<i>من و تو با هم خوب نیستیم
چرا با همدیگه نجنگیم؟</i>

01:02:21.510 --> 01:02:26.010
<i>فکر کردی این کار رو فقط بخاطرِ گرفتن اون جانگ ته هویِ عوضی میکنم؟</i>

01:02:26.010 --> 01:02:29.610
<i>اول باید اون بیمه نامه ای رو که دستگاه نی بُر قایم کرده پیدا کنم</i>

01:02:29.610 --> 01:02:33.710
<i>این دفعه که برگردم
از ایستگاهِ سئول میرم</i>

01:02:33.710 --> 01:02:34.710
<i>جالب نیست؟</i>

01:02:34.710 --> 01:02:40.210
<i>دو نفری که بیشتر از همه دوسشون دارم،بیشتر از همه میخوان ترکم کنن</i>

01:02:41.210 --> 01:02:45.010
<i>در مورد ذاتِ واقعیِ هونگ سام کنجکاو نیستی؟</i>

01:02:49.710 --> 01:02:51.410
<i>این دوئل مالِ منه</i>