﻿WEBVTT

00:00.446 --> 00:02.546
<i>...آنچه در «لانگمایر» گذشت</i>

00:02.666 --> 00:04.689
حالا چطوری پیدام کردی؟ -
.من قبلاً پلیس بودم -

00:04.809 --> 00:06.789
.انگار دنبال دردسر می گردی

00:06.909 --> 00:09.081
خیلی دلت می خواد
بدونی، مگه نه «مورتی»؟

00:09.201 --> 00:14.024
وقتی 100 هزار دلار به کمپین ات
.اهدا کردم، عاشق چشم و ابروت نبودم

00:14.144 --> 00:17.563
.به «هنری» قول دادم بریم رأی جمع کنیم
.خیلی از سرخپوست ها ماشین ندارن

00:19.359 --> 00:21.552
.دوست دختر سابق ات تصادف کرده و حالش خرابه

00:21.672 --> 00:24.437
«تو توی تصادف «کیدی
دخالتی که نداشتی، داشتی؟

00:24.557 --> 00:29.946
به عقب نگاه نکن. بهتره
.چشمات رو به جاده بدوزی

00:32.327 --> 00:37.831
،نژاد گاوچران همیشه در حال نابودی ست

00:37.899 --> 00:43.904
،امّا او طالب مرگی ست آرام
،بر اسب خویش سوار می شود

00:43.972 --> 00:50.144
.چمنزار، زندان و معبد و جفت اوست

00:50.245 --> 00:55.549
،و اگر آسمان اش رو از بستانید
.جان اش را ستانده اید

00:55.617 --> 01:00.621
اما، او به کجا روان شود وقتی
دشت ها همه محصور اند؟

01:02.524 --> 01:08.329
آیا او انزوا را در آرامش اندوهناک
کلبه اش اختیار می کند؟

01:13.134 --> 01:20.074
،نه، او باز از آن رکاب بالا می رود
.صبورانه منتظر می ماند

01:20.175 --> 01:28.648
...گاوچران می داند که آسوده مردن
.به ندرت پیش می آید

01:40.896 --> 01:44.502
«لــانـگمــــايـر»
«قسمت دوازدهم از فصل دوم : «آسوده مردن رویدادی ست نادر

01:45.266 --> 01:50.066
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:50.138 --> 01:52.006
.ممنون

02:06.030 --> 02:08.030
«ایول فیلادلفیا»

02:08.056 --> 02:09.323
.«اد»

02:15.836 --> 02:18.987
تنها چیزی که مدیر بانک
گفت این بود که اون صندوق

02:19.013 --> 02:21.992
«امانات به مردی به نام «جیمز ناتلی
.اجاره داده شده بوده

02:22.237 --> 02:24.105
ناتلی» هم خواسته بوده بعد از مرگش»

02:24.172 --> 02:27.208
این صندوق رو به کلانتری
.شهر ابساروکا تحویل بدن

02:27.328 --> 02:28.166
روبی»؟»

02:28.286 --> 02:31.137
سوابق «جیمز ناتلی» رو بررسی
.کنم. باشه همین کارو می کنم

02:31.257 --> 02:33.180
.جیمز ناتلی» به یه دلیلی اینو فرستاده اینجا»

02:33.248 --> 02:35.048
فرگ» نمک دم دستت هست؟»

02:35.116 --> 02:37.116
.فکر کنم

02:41.056 --> 02:42.957
...فلفل هم می خوای، یا

02:43.058 --> 02:46.160
.نه. فقط نمک

02:49.064 --> 02:51.599
.برنچ»، آب رو بده من»

02:51.700 --> 02:53.234
آب نمک درست می کنی؟

02:53.335 --> 02:59.006
،بذارید انگشت یه چند ساعتی توش خیس بخوره
.تا بهش آب برسه و اثر انگشت بدست بیاد

02:59.074 --> 03:04.078
.جیمز ناتلی» از سال 1989 توی زندان ایالتی بوده»

03:04.179 --> 03:06.147
لوشان» بخاطر سرقت»
.مسلحانه دستگیرش کرده

03:06.148 --> 03:08.949
.گمونم بهتره با «لوشان»، عموی «برنچ» حرف بزنم

03:08.950 --> 03:12.586
.زودباش، «برنچ». بریم شجره خانوادگی تون رو بتکونیم

03:12.687 --> 03:15.890
..زن ایده آل شبیه یک خورش گاوچرانیه

03:15.991 --> 03:18.592
.گوشتی و خوشمزه و نرم

03:18.693 --> 03:21.962
سیب زمینی هاش در عین
،لذیذ بودن، نباید چسبنده باشه

03:22.064 --> 03:24.885
.و عطرش نباید حال شما رو بد کنه

03:25.005 --> 03:25.628
...«لوشان»

03:25.748 --> 03:27.068
.باید حرف بزنیم

03:27.169 --> 03:31.172
خوبه، چون دیگه لازم نیست
.به اشعار این یارو گوش کنم

03:31.273 --> 03:32.740
میشه بریم توی دفترت؟

03:32.808 --> 03:35.076
و همه این چیزا رو از کف بدی؟

03:36.611 --> 03:42.750
حالا گوش بسپارید به سه قطعه شعر
.پنج بندی عاشقانه در مدح گاوچران ها

03:44.086 --> 03:46.620
.از «جیمز ناتلی» برام بگو

03:47.956 --> 03:48.889
کی؟

03:48.990 --> 03:49.957
.«جیمز ناتلی»

03:50.058 --> 03:51.992
.سال 1989 دستگیرش کردی

03:52.094 --> 03:53.794
.و خیلی های دیگه رو

03:53.895 --> 03:55.996
.«باید دقیق تر توضیح بدی، «والت -
.سرقت مسلحانه -

03:56.098 --> 03:57.832
.نه، هنوز به جا نمیارم

03:57.899 --> 03:59.100
سیب زمینی سرخ
.کرده زیاد می خورم

03:59.201 --> 04:00.968
چی؟ -
.چربی ترانس داره -

04:01.036 --> 04:03.104
که باعث انقباض مغز و در نتیجه
.کم شدن حافظه میشه

04:03.171 --> 04:05.172
اینو تو یه شماره از مجله ی
.خوندم <i>عصب شناسی</i>

04:05.273 --> 04:07.675
جیمز ناتلی» امروز یه انگشت»
.بریده شده برام فرستاده

04:07.742 --> 04:09.143
چیزی رو یادت نمی اندازه؟

04:09.244 --> 04:11.946
می دونی، «والت»، زمان من
.ملت راحت حرف نمی زدن

04:12.013 --> 04:14.148
من مجبور شدم انگشت
.خیلی ها رو قطع کنم

04:14.249 --> 04:15.783
تو انگشت می بریدی؟

04:15.884 --> 04:16.917
واقعاً؟

04:17.018 --> 04:19.820
...بچه جون، دهه 70 بود
.قضیه رسوایی واترگیت، جنبش فمینیسم

04:19.921 --> 04:20.955
.هر اتفاقی ممکن بود بیفته

04:21.056 --> 04:23.313
.این بازداشت سال 1989 انجام شده

04:23.897 --> 04:25.350
.«جیمز ناتلی»

04:25.470 --> 04:27.325
.سرقت مسلحانه. انگشت بریده

04:28.730 --> 04:29.997
.آره

04:30.098 --> 04:31.932
.ناتلی

04:32.000 --> 04:33.901
.درسته

04:34.002 --> 04:35.936
.سیناپس هام دارن راه میفتن

04:36.004 --> 04:37.538
.آره

04:37.639 --> 04:40.708
اون مرد رو بخاطر دزدیدن
.فسیل دایناسور دستگیر کردم

04:43.111 --> 04:45.079
.ببخشید

04:48.717 --> 04:49.617
الو؟

04:49.718 --> 04:50.885
!اد

04:50.986 --> 04:52.219
.ویکتوریا مورتی» هستم»

04:52.287 --> 04:54.054
حالت چطوره؟

04:54.156 --> 04:56.757
،مورتی» معاون کلانتر»
.الآن تو فکرت بودم

04:56.825 --> 04:59.125
تو و زنت هنوز توی
دروانت هستین، مگه نه؟

04:59.443 --> 05:02.398
.چون «شان» تازه برگشت به شهر

05:02.518 --> 05:04.131
.می تونیم شام رو با هم بخوریم

05:04.232 --> 05:05.532
.از دعوت ات ممنونم

05:05.600 --> 05:08.035
.ما چند هفته قبل برگشتیم فیلادلفیا

05:09.137 --> 05:10.370
.خیلی بد شد

05:10.472 --> 05:11.839
...خوب

05:11.940 --> 05:14.308
پس باشه یه موقع دیگه، ها؟

05:14.409 --> 05:15.342
.آره، حتماً

05:15.410 --> 05:17.277
.مراقب خودت باش

05:17.378 --> 05:18.378
.«تو هم همینطور، «اد

05:29.924 --> 05:32.759
...فاصله تماس گیرنده

05:32.861 --> 05:34.928
.هشت و نیم مایل

05:46.140 --> 05:49.115
خیلی از زندانی ها تا موقع
،تحویل اینجا نگه داشته میشن

05:49.141 --> 05:52.004
اونا هم می تونن... خودشون
.رو تخلیه کنن با کمی تنهایی

05:52.046 --> 05:53.380
،جیمز» هم همین کار رو کرد»

05:53.481 --> 05:56.216
،و 13 بار چاقو خورد، حین تحویل

05:56.317 --> 05:58.185
.و فقط دو هفته قبل از آزاد شدنش

05:58.253 --> 06:00.387
نفهمیدین کار کی بود؟ -
.نه -

06:00.488 --> 06:02.289
.فکر هم نمی کنم بتونیم بفهمیم

06:02.390 --> 06:05.125
یه نفر لنز دوربین های
،امنیتی رو پوشونده بود

06:05.226 --> 06:07.961
.اینجا هم که کلاً پر از آدم کشه

06:08.062 --> 06:09.396
جیمز» دشمنی نداشت؟»

06:09.497 --> 06:10.931
.تا جایی که می دونم نه

06:11.032 --> 06:14.935
،ولی کافیه به یکی نگاه چپ کرده باشه
.سزاش همین میشه

06:15.036 --> 06:18.505
اگه یکی از این حبس ابدی ها
،می دونست «جیمز» می خواد آزاد بشه

06:18.606 --> 06:20.440
فقط بخاطر همین
.قصد جونش رو می کردن

06:20.508 --> 06:23.874
مسئولیت مرگ زندانی ها معمولاً
.با «سازمان تعزیرات» هست، کلانتر

06:23.994 --> 06:25.979
.شما هم که مال اون سر ایالت هستین

06:26.080 --> 06:28.482
چرا اینقدر به «جیمز ناتلی» علاقه مندید؟

06:28.583 --> 06:31.251
.راستش، ظاهراً «جیمز» به من علاقه داره

06:31.352 --> 06:33.754
.اون یه بسته... به دفتر من فرستاده

06:33.855 --> 06:35.422
.می خوام ببینم چرا

06:35.523 --> 06:37.391
اون اخیراً ملاقاتی نداشته؟

06:37.492 --> 06:38.792
.بذارین یه نگاهی بندازم

06:43.164 --> 06:44.431
،طبق این دفتر

06:44.532 --> 06:47.167
،تنها ملاقاتی هاش «کانی مالری» هست

06:47.268 --> 06:49.069
،که گمونم دوست دخترش باشه

06:49.170 --> 06:51.171
.و... شما

06:52.240 --> 06:53.473
من؟

06:53.575 --> 06:56.143
طبق این لیست شما دقیقاً
.یک هفته قبل اینجا بودین

06:56.244 --> 06:57.611
میشه یه نگاهی بندازم؟

06:59.948 --> 07:02.516
مگه شما کلانتر شهر ابساروکا نیستین؟

07:02.617 --> 07:04.985
.«لوشان»

07:09.721 --> 07:11.621
.تو که گفتی «جیمز ناتلی» رو یادت نمیاد

07:11.741 --> 07:14.598
دفتر ثبت زندان نشون میده که تو
.همین یه هفته پیش رفتی ملاقاتش

07:14.718 --> 07:17.226
خوب، شاید حافظه ام خراب تر
.از اونیه که فکر می کردم

07:17.293 --> 07:18.256
.من شک دارم

07:18.376 --> 07:21.795
می دونی، نزدیک شش هفته است که
.این بازی ما همین طوری دست نخورده

07:21.915 --> 07:24.500
.فعلاً باید سوالاتم رو جواب بدی

07:24.601 --> 07:26.394
.فقط در صورتی که بازی کنی

07:26.514 --> 07:27.514
.پا شو

07:31.675 --> 07:32.675
.باشه

07:34.445 --> 07:36.846
.از «جیمز ناتلی» برام بگو

07:36.966 --> 07:40.148
.این مرد خیلی من رو به زحمت انداخت

07:40.215 --> 07:44.301
اون اسکلت های دایناسور ها رو به خارج از ایالت
.وایومینگ قاچاق می کرد و اون ور آب می فروختشون

07:44.421 --> 07:49.373
بنابراین، اون یه آدم فرصت طلب پست
.بود و دست اندازی در راه پیشرفت علم

07:49.493 --> 07:53.778
خوب، این دست انداز چطور تونسته
بیخ گوش تو اسکلت دایناسور قاچاق کنه؟

07:53.846 --> 07:58.750
خوب، تابستون سال 1989، دانشجوها اسکلت
.کامل یه «ترایسراتاپس» رو پیدا کردن

07:58.851 --> 08:01.786
.هشتصد هزار دلار ارزش داشت

08:01.854 --> 08:05.090
ناتلی» هم صبر می کنه»
.تا اون رو سر هم کنن

08:05.191 --> 08:11.329
بعد با اسلحه میره توی دانشگاه و یه دانشجو
.رو مجبور می کنه اونا رو توی یه ون بار بزنه

08:11.397 --> 08:13.198
،حدود یه هفته بعد
.ازش اعتراف گرفتم

08:13.299 --> 08:15.267
با قطع کردن اون انگشت؟

08:15.368 --> 08:18.336
!با مچ گیری از اون تخم حروم، برادر زاده

08:18.404 --> 08:21.171
بهرحال، هفته قبل که دیدمش
.همه انگشت هاش سالم بود

08:21.291 --> 08:26.377
تا جایی که یادمه، دو تا انگشت
.وسطی کلفت اش سالم بود

08:26.497 --> 08:28.586
چرا رفتی ملاقاتش؟
دلت تنگ شده بود؟

08:28.706 --> 08:29.735
.پول

08:29.855 --> 08:31.783
،زمانی که «ناتلی» رو دستگیر کردم

08:31.851 --> 08:33.718
،اون فسیل ها رو آب کرده بود

08:33.819 --> 08:35.518
.ولی از پولی که بدست آورده بود اثری نبود

08:35.638 --> 08:38.941
منم می دونستم که یه جایی مخفی شون
.کرده، بعد پیشنهاد کردم که نصف اش کنیم

08:39.008 --> 08:41.477
هشتصد هزار تا رو؟

08:41.578 --> 08:44.997
.نه. مژدگونی رو

08:45.859 --> 08:51.593
چون بهش گفتم، یابنده می تونه تا
.چه می دونم، 50% مبلغ گمشده رو طلب کنه

08:51.934 --> 08:54.926
چرا «جیمز» باید نصف
اون 50% رو به تو می داد؟

08:55.046 --> 08:59.009
چون می دونست یا پول رو پیدا می کنم
.یا اون رو پیدا می کنم بهمراه پول

08:59.129 --> 09:02.083
در هر دو حالت، مثل یه گربه
.توی سگ دونی نابود میشد

09:02.203 --> 09:04.928
.بعضی ها به اینکار میگن اخاذی

09:05.048 --> 09:08.304
بعضی ها می تونن کون
.سابقاً عظیم ام رو ماچ کنن

09:08.424 --> 09:09.792
خوب، چرا باید انگشت بفرسته؟

09:09.912 --> 09:10.728
.نمی دونم

09:10.848 --> 09:12.160
بعنوان یادگاری؟

09:12.280 --> 09:13.538
از چی؟

09:13.658 --> 09:16.093
.شب دزدی

09:25.404 --> 09:27.539
.پیدات کردم

09:44.423 --> 09:46.458
.دستات رو به من نشون بده

09:46.525 --> 09:49.761
.فکر کردم دارم با سرعت مجاز میرم، معاون

09:49.862 --> 09:51.929
.گفتی توی فیلادلفیا هستی

09:52.049 --> 09:53.626
.آره، گفتم

09:55.968 --> 09:57.436
.مراقب باش

09:57.537 --> 10:02.308
گفتم فیلادلفیا هستم چون می ترسیدم
.اگه بدونی اینجام اتفاقی شبیه این بیفته

10:02.409 --> 10:05.845
راستش، «مورتی»، دفعه قبلی که
.همدیگه رو دیدیم، تو منو ترسوندی

10:05.912 --> 10:07.880
.ولی دزدکی که وارد ماشین ات نشدم

10:07.981 --> 10:10.616
تو حالت خوبه؟
.یه کم غیرعادی به نظر میای

10:10.717 --> 10:12.618
توی دورانت چیکار داری، اد؟

10:13.920 --> 10:16.555
.اینجا یه جوریه

10:16.623 --> 10:18.858
.انگیزه برای زندگی زیاده

10:18.959 --> 10:25.231
.بعلاوه، من هرجا که دلم بخواد می تونم برم

10:25.332 --> 10:28.801
مطمئنی حالت خوبه؟
.یه کم عصبی به نظر میای

10:28.902 --> 10:31.737
این واکنش طبیعی کسی
!هست که تعقیب شده

10:31.805 --> 10:33.305
،عجب. جالبه

10:33.373 --> 10:35.674
چون اینطور بنظر میاد که تو
.داری منو تعقیب می کنی

10:35.742 --> 10:39.979
حالا چطوری... تونستی پیدام کنی، ها؟

10:40.080 --> 10:42.514
موبایلم رو ردیابی کردی؟

10:42.616 --> 10:44.783
.آره کردی

10:44.885 --> 10:45.918
.خیلی خوب

10:46.019 --> 10:51.523
گفتنش راحت نیست، ولی دیگه
.دلم نمی خواد با من تماس بگیری

10:51.625 --> 10:53.893
.حس ناخوشایندی به من دست میده

10:53.994 --> 10:56.562
.و رک بگم، کارت خیلی غیراخلاقی بود

11:01.367 --> 11:02.968
.روز خوش

11:05.421 --> 11:06.835
.خیر متأسفانه

11:06.955 --> 11:08.507
.وقت کنفرانس گذشته

11:08.608 --> 11:10.643
پروفسور «تونی موتن»؟

11:10.744 --> 11:14.947
می خواستم درباره «جیمز
.ناتلی» باهاتون صحبت کنم

11:15.015 --> 11:16.515
،حدوداً ساعت 2 نصف شب بود

11:16.616 --> 11:20.352
و ما عصر اون روز ترایسراتاپس
.رو آورده بودیم داخل

11:20.453 --> 11:26.558
و من داوطلب شده بودم که
.استخون ها رو مرتب لیست کنم

11:26.660 --> 11:28.928
جیمز ناتلی» چطور وارد اینجا شد؟»

11:29.029 --> 11:30.529
.در رو براش باز کردم

11:30.630 --> 11:32.331
چرا؟

11:32.432 --> 11:33.666
.چون در زد

11:33.733 --> 11:35.200
بعدش چی شد؟

11:36.627 --> 11:38.416
،قضیه مربوط به 24 سال پیشه

11:38.536 --> 11:40.773
.و خیلی طول کشید تا فراموشش کنم

11:40.840 --> 11:43.942
چرا ازم می خواین دوباره این کارا رو بکنم؟

11:44.062 --> 11:47.379
جیمز ناتلی» یه هفته»
.دیگه از زندون آزاد میشه

11:47.480 --> 11:49.515
فکر می کنید بخاطر دستگیر
شدنش هنوز منو مقصر می دونه؟

11:49.616 --> 11:51.184
.کسی چه می دونه

11:52.351 --> 11:53.647
،در رو که باز کردم

11:53.767 --> 11:55.397
.یه نفر با یه ماسک اسکی ظاهر شد

11:55.517 --> 11:57.111
.اسلحه اش رو گذاشت روی صورتم

11:57.231 --> 12:00.659
گفت اومده استخون ببره، چه
.مال من باشه چه دایناسورا

12:00.760 --> 12:02.528
.و تصمیمش با خودمه

12:02.629 --> 12:05.931
سعی کردم مانعش بشم. تنها چیزی که یادمه
.اینه که دستام رو بسته بود اینجا به این میز

12:06.032 --> 12:08.000
یه چاقوی جیبی در آورد
.و انگشتم رو برید

12:08.101 --> 12:11.837
سه بار سعی کرد تا
.تونست کامل اونو جدا کنه

12:11.938 --> 12:13.572
کس دیگه ای همراهش نبود؟

12:13.673 --> 12:15.274
.تا جایی که من دیدم، نه

12:15.375 --> 12:19.311
گفتی «جیمز ناتلی» ممکنه
.هنوز تو رو مقصر بدونه

12:19.379 --> 12:20.713
چرا؟

12:20.814 --> 12:22.848
اون چاقوی جیبی رو
،برای کلانتری توصیف کردم

12:22.949 --> 12:24.750
.فکر کنم همین باعث شد گیر بیفته

12:26.753 --> 12:28.977
خوب انگشت تو به
چه دردش می خورد؟

12:29.097 --> 12:30.687
.نمی دونم

12:30.988 --> 12:33.826
من فقط دنبال راهی
.بودم که نجات پیدا کنم

12:35.028 --> 12:39.774
خیلی جالبه که همون روزی که استخون ها
.رو آوردن، «جیمز» اونا رو دزدیده

12:39.894 --> 12:43.369
شاید دکتر «موتن» آدم
.نفوذیه «جیمز» باشه

12:43.470 --> 12:47.473
اگه باشه، یعنی انگشت خودش رو باید بخاطر
.سرپوش گذاشتن روی قضیه قطع می کرده

12:47.574 --> 12:48.974
.شاید ارزش اش رو داشته

12:49.042 --> 12:51.543
عموم گفت اون اسکلت
.ها 800 هزار تا می ارزیده

12:51.644 --> 12:54.513
اگه نصفش هم کنی، من میگم
.بازم ارزش یه انگشت رو داره

12:54.581 --> 12:58.937
،اگر هم شریک ات توی زندون به قتل برسه
.دیگه اصلاً لازم نیست پول رو تقسیم کنی

12:59.057 --> 13:01.659
«خوب، شاید برای همین «جیمز
...انگشت اش رو فرستاده

13:01.779 --> 13:04.423
.تا شریک اش رو متهم کنه

13:04.491 --> 13:07.595
."انگشت اتهام"
.شوخی بود

13:07.715 --> 13:09.461
.خودم می دونم

13:15.035 --> 13:17.936
خوب، چی بدست اومد؟

13:18.038 --> 13:20.572
.یا یه لکه یا یک قسمت از اثر انگشت

13:20.673 --> 13:24.347
اثر انگشت دکتر «موتن» توی پرونده ها هست؟

13:24.467 --> 13:25.377
.آره

13:25.478 --> 13:28.747
چون 5 سال قبل بخاطر رانندگی
.در حالت مستی جریمه شده

13:28.848 --> 13:30.649
.فقط 9 تا اثر انگشت

13:30.750 --> 13:32.351
.پس ممکنه اثر انگشت «موتن» باشه

13:32.419 --> 13:34.253
.آره، یا کلاً یه نفر دیگه

13:34.320 --> 13:39.523
یادمه عموم گفت وقتی «جیمز ناتلی» رو دیده تمام
...انگشت هاش سالم بوده، ولی اینکه راست گفته یا نه

13:39.826 --> 13:41.960
.اونا رابطه خوبی با هم نداشتن

13:42.062 --> 13:43.395
...«خیلی خوب، «فرگ

13:43.496 --> 13:47.266
ببین جسد «جیمز ناتلی» به
.کدوم قبرستون فرستاده شده

13:47.333 --> 13:49.868
.ببین متصدی متوجه انگشت شده یا نه

15:09.352 --> 15:10.219
.سلام

15:10.287 --> 15:11.287
.سلام

15:11.388 --> 15:12.488
شوهرت بیرونت کرده؟

15:12.555 --> 15:19.261
والت»، متصدی دفن گفت «جیمز»
،ناتلی» چندین بار چاقو خورده

15:19.362 --> 15:22.531
.با این حال تمام انگشتاش سالم بودن

15:22.632 --> 15:24.800
چیز دیگه ای نگفت؟

15:24.901 --> 15:27.603
...«چرا، اینکه، مراسم خاکسپاری «ناتلی

15:27.704 --> 15:29.238
.حدود 1 ساعت دیگه است

15:29.339 --> 15:31.807
می خوای با من بیای تشییع جنازه؟

15:31.908 --> 15:33.208
.شاید حالت رو بهتر کنه

15:33.276 --> 15:35.277
.تشییع جنازه بعدی همراهت میام

15:38.181 --> 15:41.050
.خداوند به ما معجزه زندگی را عطا فرموده

15:41.117 --> 15:44.453
پس، بایست به علم خداوند
.ایمان داشته باشیم

15:44.554 --> 15:47.356
.ما در یک دنیای فانی زندگی می کنیم

15:47.457 --> 15:48.757
.ما آزموده شده ایم

15:48.825 --> 15:50.726
اینجا چکار می کنی؟

15:50.827 --> 15:53.195
کلانتری. تو چیکار می کنی؟

15:53.296 --> 15:55.631
.داریم یه تخم حروم دیگه رو دفن می کنیم

15:55.732 --> 15:57.733
.خوشحالم که بیشتر از اون زنده موندم

15:57.834 --> 16:00.302
.آدم باید هر از گاهی سری به این جور جاها بزنه

16:00.370 --> 16:03.372
،«اون دختره، زن «جیمز
کانی مالری» هست؟»

16:03.473 --> 16:04.573
.آره

16:04.641 --> 16:06.375
می خوای باهاش حرف بزنی؟

16:06.476 --> 16:08.577
...خوب

16:08.645 --> 16:14.548
باید بفهمم اون راجع به «جیمز ناتلی» و
.شریک احتمالی اش چی می دونه

16:14.818 --> 16:19.088
،والت»، اگه «ناتلی» شریکی داشت»
.من تا حالا پیداش کرده بودم

16:19.189 --> 16:20.789
.بهرحال بیا باهاش حرف بزنیم

16:20.890 --> 16:23.325
،اگه می خوای حرف بزنه
.منو همراه خودت نبر

16:23.393 --> 16:27.262
چرا؟ -
.ناتلی» می گفت شب دزدی «کانلی» هم باهاش بوده» -

16:27.364 --> 16:31.600
،وقتی... راضیش کردم که عکس این قضیه اعتراف کنه
.باعث شد شوهرش بیفته زندون

16:31.668 --> 16:35.304
بعد از این همه سال، باز هم
.دلش نمی خواد با من حرف بزنه

16:38.842 --> 16:41.310
کلانتر «کانلی» شما رو فرستاده؟

16:41.378 --> 16:46.148
من 20 ساله به اون مرد دارم میگم
.نمی دونم «جیمز» پول ها رو کجا مخفی کرده

16:46.216 --> 16:49.379
«من فقط می خوام بفهمم «جیمز
.می خواسته چی بهم بگه

16:49.732 --> 16:51.146
...اون

16:51.266 --> 16:55.591
اون یه بسته به دفترم
.فرستاده، بعد از مرگش بدستم رسید

16:55.658 --> 16:57.092
توش چی بود؟

16:57.193 --> 16:58.494
.یه انگشت

16:58.595 --> 17:02.297
.من نمی دونم مال کیه یا «جیمز» چرا اونو برام فرستاده

17:02.399 --> 17:03.532
شما چطور؟

17:03.633 --> 17:06.135
.وای خدای من، نه

17:08.204 --> 17:11.173
نمی دونی «جیمز» شریکی داشته یا نه؟

17:12.214 --> 17:14.409
.اگر هم داشت، به من که هیچوقت نگفت

17:14.529 --> 17:17.246
هیچوقت اسمی از «تونی موتن» نبرد؟

17:17.313 --> 17:25.454
،خوب، اون همونی بود که توی سرقت دست داشت
.ولی من و «جیمز» هیچوقت درباره اش حرف نزدیم

17:25.555 --> 17:28.323
.ما فقط در مورد آینده صحبت می کردیم

17:28.391 --> 17:33.695
ولی این دفعه آخری اصلاً حرف نزدیم

17:33.763 --> 17:38.033
.دعوامون شد و من اومدم بیرون

17:38.134 --> 17:40.302
.خیلی احمقانه بود

17:41.771 --> 17:44.373
دعوا بخاطر چی بود؟

17:44.474 --> 17:53.048
فقط یه ذره تا آزاد شدنش مونده
.بود، ولی... خیلی ناامید بود

17:53.149 --> 17:55.551
،همینطور بدبین و بدبین تر می شد

17:55.652 --> 18:01.156
و می گفت از اونجا زنده بیرون نمیاد
.و آخر یه نفر ترتیب اش رو میده

18:01.224 --> 18:02.825
نگفت کی؟

18:02.926 --> 18:04.159
.نه

18:05.595 --> 18:09.298
.من البته، فکر کردم خیال برش داشته

18:11.601 --> 18:16.104
.از این لباسم خیلی خوشش می اومد

18:16.206 --> 18:19.408
بیست و چهار سال برای
.دوباره پوشیدنش صبر کردم

18:19.509 --> 18:23.245
.فکر می کردم اون روز یه روز شاده

18:39.596 --> 18:42.698
همه چی مرتبه؟

18:42.799 --> 18:45.434
.راستش نه

18:47.337 --> 18:49.505
می خوای بهم بگی چی شده؟

18:51.774 --> 18:54.309
.موهام قبلاً مشکی بود

19:00.850 --> 19:04.686
.وقتی اومدیم اینجا بلوندش کردم

19:04.787 --> 19:08.757
.و ما فقط بخاطر کار «شان» نیومدیم اینجا

19:08.858 --> 19:13.385
.اومدیم اینجا بخاطر حفط امنیت من

19:16.499 --> 19:18.133
چرا؟

19:18.234 --> 19:24.339
،فیلادلفیا که بودم، توی حوزه قبلی ام
.«یه پلیس بود به نام «بابی دونالاتو

19:24.440 --> 19:29.311
.و بخاطر یه سری کارهای وحشتناک گیر افتاد

19:29.412 --> 19:32.175
.من گزارش دادم

19:32.295 --> 19:38.086
«یه بازجویی به عمل میاد، و بعد «بابی
.با اسلحه توی حمام خودکشی می کنه

19:38.154 --> 19:41.123
چرا وقتی درخواست کار دادی اینو بهم نگفتی؟

19:41.224 --> 19:43.325
.چون فکر می کردم منو استخدام نمی کنی

19:43.426 --> 19:46.194
بخاطر کار درستی که سر کار قبلی ات کردی؟

19:46.262 --> 19:48.297
.دوستای «بابی» اینطور فکر نمی کردن

19:48.398 --> 19:54.136
اونا بخاطر همه چی منو سرزنش
...«می کردن، بخصوص رفیق «بابی

19:54.237 --> 19:55.771
.«اد گورسکی»

19:55.872 --> 19:58.473
منظورت همون پلیس بازنشسته ایه
که چند هفته قبل پیداش شد؟

19:58.541 --> 20:04.277
من هرگز نمی تونستم ثابت کنم، ولی «اد» شروع
.کرد به گذاشتن گلوله توی قفسه و ماشین ام

20:04.514 --> 20:10.552
شان» هم... با شرکت»
.درباره انتقالی صحبت کرد

20:10.620 --> 20:12.087
.و اومدیم اینجا

20:12.188 --> 20:14.590
چرا حالا داری اینو بهم میگی؟

20:14.691 --> 20:18.226
.چون «اد» داره تعقیبم می کنه

20:18.328 --> 20:22.097
.دزدکی وارد خونه و ماشین ام میشه

20:22.165 --> 20:24.199
می تونی اینو ثابت کنی؟

20:24.267 --> 20:27.135
.نه

20:27.236 --> 20:28.470
تهدیدت کرده؟

20:28.538 --> 20:29.504
.نه

20:29.606 --> 20:36.643
می دونی که، تا «اد» مستقیماً
.تهدید نکنه، قانوناً کاری نمی شه کرد

20:36.913 --> 20:39.648
شان» الآن داخل شهره؟»

20:39.716 --> 20:40.682
.نه

20:40.783 --> 20:42.618
.پس امشب خونه نرو

20:42.719 --> 20:46.188
توی کلبه ی من می مونی
.تا ته و توش رو در بیاریم

20:46.289 --> 20:47.222
.باشه

20:49.892 --> 20:51.326
...«والت»

20:51.427 --> 20:56.264
هنک تامسن» از»
.زندان ایالتی پشت خطه

21:01.971 --> 21:03.672
چی پیدا کردی، «هنک»؟

21:03.740 --> 21:05.774
.یکی از نظافت چی ها این نامه رو پیدا کرده

21:05.875 --> 21:07.342
توی سلول «جیمز»؟

21:07.443 --> 21:09.344
.آره، اطاقک بالا

21:09.445 --> 21:13.148
.زیر تشک قبلی «جیمز» بوده

21:13.249 --> 21:16.752
،این مدرک رسماً مربوط تعزیرات هست
.ولی اونا اینو در اختیار شما قرار نمیدادن

21:16.819 --> 21:20.088
فکر کردم شاید یه کپی ازش
.بخواین قبل از اینکه بهشون بدم

21:20.189 --> 21:21.556
.ممنونم -
.خواهش می کنم -

21:21.658 --> 21:25.494
جیمز ناتلی» شریکی داشته»
.«به نام «رایلی منینگ

21:25.561 --> 21:29.498
جیمز» توی نامه نوشته اگه «رایلی» انکار کرد که»
.شریک اش بوده، فقط انگشت رو بهش نشون بدین

21:29.565 --> 21:30.565
.مال اونه

21:30.633 --> 21:34.073
«همین طور نوشته اگه «ناتلی
،توی زندون کشته شده

21:34.099 --> 21:37.361
برای اینه که، «رایلی» پول
.رو پیدا کرده و اونو کشته

21:37.740 --> 21:39.341
از من می خوای چیکار کنم؟

21:39.442 --> 21:43.645
توی نامه نوشته پول توی یه ماشین
.متروکه در 38 کیلومتری اینجاست

21:43.746 --> 21:45.347
.برو ببین اونجا هست یا نه

21:45.448 --> 21:46.381
.الآن راه میفتم

21:46.482 --> 21:47.649
تو چیکار می کنی؟

21:47.750 --> 21:50.752
.«دارم میرم خونۀ «رایلی منینگ

21:56.040 --> 21:59.596
،خوب، ظاهراً تلاش هر دومون بی نتیجه بود
.نه اثری از «رایلی» هست نه پول

21:59.716 --> 22:04.088
محتمل ترین تعبیر اینه که «رایلی
.منینگ» با پول زده به چاک

22:04.208 --> 22:07.006
یکی از همسایه ها اونو دیده که با
.عجله وسایل اش رو جمع می کرده

22:07.107 --> 22:10.583
،فردا با «کانی مالری» حرف می زنیم
ببینیم چیزی در مورد «رایلی» یا

22:10.703 --> 22:13.361
.یا اینکه کجا ممکنه رفته باشه می دونه یا نه -
.باشه. خوبه -

22:13.481 --> 22:15.681
مطمئنی نمی خوای... جاهامون رو عوض کنیم؟

22:15.749 --> 22:17.650
.من خیلی از شب ها روی مبل خوابیدم

22:17.751 --> 22:19.985
.اذیت ام نمی کنه -
.نه، اشکالی نداره، ممنون -

22:20.087 --> 22:22.555
.باز هم پتو توی انباری هست اگه خواستی

22:22.656 --> 22:23.589
.باشه

22:23.657 --> 22:24.824
.خیلی خوب

22:36.002 --> 22:37.503
آهای «والت»؟

22:37.571 --> 22:39.605
!کتابی رو که قرض گرفته بودم آوردم

22:39.706 --> 22:41.140
.می دونم دیر وقته
...فقط

22:41.208 --> 22:43.609
.داشتم از اینجا رد می شدم

22:52.652 --> 22:55.187
.معلومه

22:55.788 --> 22:59.491
.آدم باید مراقب همکارش باشه
.فکر کنم شوهر سابقم حق داشت

22:59.592 --> 23:01.652
،وقتی این همه مدت با هم باشید
.معلومه که بین شما اتفاقی میفته

23:01.772 --> 23:04.586
.لیزی»، اینطور که بنظر میاد نیست» -
.تظاهر نکن که خجالت کشیدی -

23:04.706 --> 23:06.565
.بیا، بخونش

23:06.666 --> 23:10.902
.تا ابد نمیشه روی جوونی حساب کرد

23:11.004 --> 23:12.904
!من شوهر دارم

23:13.006 --> 23:15.407
از کی تا حالا این مسأله مانع کسی شده؟

23:15.475 --> 23:17.509
.می دونستم بالاخره این اتفاق میفته

23:17.577 --> 23:21.046
فقط فکر می کردم اینقدر مرد
!هستی که همون موقع بهم بگی

23:24.684 --> 23:26.251
اینجا چیکار می کنی؟

23:26.319 --> 23:28.153
.دوباره دارم خودمو مسخره می کنم

23:28.221 --> 23:30.122
.وانمود می کنم که اومدم کتابت رو پس بدم

23:30.223 --> 23:31.923
...لیزی» این» -
اون دیگه بهم گفت -

23:32.025 --> 23:33.992
.دقیقاً چطور به نظر میاد

23:34.093 --> 23:36.294
.عجب مستطیل عشقی غریبی درست کردی

23:36.396 --> 23:40.421
ببخشید؟ -
.خوب، چون مطمئنم که نفهمیدی، من واقعاً بهت علاقه دارم -

23:40.541 --> 23:42.668
!اما تو هنوز عاشق همسر مرحوم ات هستی

23:42.769 --> 23:47.472
،منم می خواستم با این قضیه کنار بیام
!چون فکر کردم قسمتی از وجودت مال منه

23:47.573 --> 23:49.474
!ولی نیست، چون برای اون نگه اش داشتی

23:49.575 --> 23:53.545
.لیزی»، من و «ویک» هیچ رابطه ای با هم نداریم»

23:53.646 --> 23:54.680
.هیچی

23:54.781 --> 23:56.081
.«آه، «والت

23:56.182 --> 23:57.649
.معلومه که دارین

23:57.750 --> 24:00.952
.فقط می ترسی که اقرار کنی

24:27.413 --> 24:30.515
معلوم نشد «رایلی منینگ» کجاست؟

24:30.616 --> 24:34.519
،ویک» و «فرگ» دارن دنبال ماشینش می گردن»

24:34.587 --> 24:35.954
،یه پیکآپ نقره ای

24:36.055 --> 24:38.356
.نه پلاک قانونی داره نه دزدی

24:38.424 --> 24:41.226
.روبی» به گشت بزرگراه گزارش داده»

24:43.196 --> 24:46.131
«یعنی «رایلی منینگ
شریک «جیمز» بوده؟

24:46.232 --> 24:49.267
...آخه، اونا دوست بودن، ولی

24:49.335 --> 24:50.502
رایلی»؟»

24:50.603 --> 24:52.471
چرا همچین فکری می کنید؟

24:52.572 --> 24:56.074
انگشت یکی از دستای «رایلی» بریده شده؟

24:56.142 --> 24:59.911
.راستش، آره. دست راستش

24:59.979 --> 25:01.246
.وای، خدای من

25:01.347 --> 25:03.882
.چرا قبلاً بهش فکر نکرده بودم

25:04.002 --> 25:07.853
پس، اون انگشتی که دریافت
کردین مال «رایلی» بوده؟

25:07.954 --> 25:08.987
.اینطور فکر می کنیم

25:09.055 --> 25:11.135
.جیمز» یه نامه توی سلولش گذاشته»

25:11.255 --> 25:13.152
.برای همینه که فکر می کنیم «رایلی» شریکش بوده

25:13.272 --> 25:13.840
.عجب

25:13.960 --> 25:15.994
آخرین بار کی «رایلی» رو دیدین؟

25:16.062 --> 25:17.329
.قبلاً ماهی یکبار میدیدمش

25:17.430 --> 25:19.431
.می اومد موهاش رو اصلاح کنه

25:19.532 --> 25:24.554
«همیشه مواقعی که بیکار بود می اومد، دوست «جیمز
.هم که بود، منم ازش پول نمی گرفتم

25:24.843 --> 25:27.409
.ولی یه دفعه دیگه پیداش نشد

25:27.529 --> 25:28.664
از کی؟

25:28.784 --> 25:31.243
.زمستون پارسال

25:31.344 --> 25:37.516
فکر کنم آخرین باری که
.دیدمش سه ماه قبل بود

25:37.617 --> 25:42.954
داشتم کنار دریاچه قدم می زدم که اون
.اومد و حسابی منو ترسوند

25:44.017 --> 25:44.586
چطور؟

25:44.706 --> 25:47.626
.خوب، اون از توی دریاچه بلند صدام کرد

25:47.727 --> 25:50.362
.داشت یه قایق 30 فوتی می روند

25:52.064 --> 25:56.935
کسی که نمی تونه پول اصلاح
موهاش رو بده، پول قایق از کجا آورده؟

25:57.036 --> 25:58.136
.نمی دونم

25:58.237 --> 26:01.039
.شاید خیلی خوش شانسه

26:01.140 --> 26:03.542
.ممنون از وقتی که به ما دادین

26:03.609 --> 26:05.677
.خواهش می کنم

26:21.363 --> 26:24.047
.من که با سرعت مجاز میرفتم -
.می دونم -

26:24.167 --> 26:30.833
باید تمام پیکآپ های نقره ای رو بگردم، پس
.باید گواهی نامه و مدارک شما رو ببینم

26:39.678 --> 26:41.980
اسم پدرتون «رایلی منینگ» هست؟

26:42.081 --> 26:44.616
.نمی دونم. من هیچوقت پدرم رو ندیدم

26:44.717 --> 26:48.553
.راستش من نمی تونم الآن پول جریمه رو بدم

26:48.654 --> 26:52.624
می تونم بجاش یه کار دیگه براتون بکنم؟

26:54.126 --> 26:56.066
.خوب، راستش این ماشین همسایه امونه

26:56.186 --> 26:57.621
...و

26:58.204 --> 27:00.398
...فکر نمی کنم سند داشته باشه

27:00.499 --> 27:02.934
.همین جا باشید
.الآن برمی گردم

27:32.464 --> 27:34.499
.پلاکش دزدیه

27:49.581 --> 27:50.915
!«رایلی منینگ»

27:51.016 --> 27:54.519
!دستات رو ببر بالا و آرون از ماشین پیاده شو

27:58.424 --> 28:00.725
یعنی حتی تعقیبش هم نکردی؟

28:03.429 --> 28:05.797
فرگ»، چه اتفاقی افتاد؟»

28:05.864 --> 28:09.734
ببینید، می دونستم که نمی تونم اونقدر
.معطلش کنم که تیم پشتیبانی برسه

28:09.835 --> 28:11.736
.فکر کردم مسلحه و خطرناک

28:11.837 --> 28:15.394
منم نزدیک ماشین شدم، به اسم
.صداش زدم، اونم گازشو گرفت

28:15.683 --> 28:17.047
.آره، باید هم بگیره

28:17.167 --> 28:22.513
ولی قبلش ساعت ام رو
.انداختم پشت پیکآپ اش

28:22.614 --> 28:24.682
...ساعته دیجیتاله

28:24.783 --> 28:26.551
...و مجهز به موقعیت یاب

28:26.652 --> 28:31.522
.و این یعنی هرجا بره می تونیم رد اش رو بگیریم

28:38.530 --> 28:40.465
رایلی منینگ»؟»

28:40.566 --> 28:44.402
.یه چیزیت دست ما ست

28:44.503 --> 28:49.841
یعنی کنجکاو نیستی بدونی
انگشت ات دست ما چیکار می کنه؟

28:49.942 --> 28:52.577
کی گفته این مال منه؟

28:52.678 --> 28:55.613
.شریک ات

28:55.714 --> 29:00.816
جیمز ناتلی» قبل از اینکه به قتل برسه وصیت»
.کرده که این انگشت به کلانتری من ارسال بشه

29:01.053 --> 29:08.426
ظاهراً به اسکلت ترایسراتاپسی مربوطه که
.شما دو نفر سال 1989 دزدیدین و فروختین

29:08.527 --> 29:11.286
استخون دایناسور؟
.اشتباه گرفتین

29:11.406 --> 29:13.398
.اینو به «جیمز» بگو

29:13.499 --> 29:16.434
.اعترافات من در سال 1989 کامل نبود»

29:16.535 --> 29:19.637
،من هرگز از شریک ام، «رایلی منینگ» نامی نبردم»

29:19.705 --> 29:23.241
کسی که راننده ون بود و در طراحی»
،نقشه سرقت به من کمک کرد

29:23.342 --> 29:26.444
«.و هنگام بار زدن استخوان ها نگهبانی می داد

29:26.545 --> 29:29.881
...شهادت نیش داریه

29:29.982 --> 29:33.351
.سرقت مسلحانه و قتل

29:33.452 --> 29:35.553
.توی اون سرقت هیچکس کشته نشد

29:35.621 --> 29:37.722
.منظور من «تونی موتن» نیست

29:37.790 --> 29:39.424
.دارم درباره «جیمز» حرف می زنم

29:39.525 --> 29:45.029
به دلایلی فکر می کنم «رایلی» اخیراً پی برده»
.که من 840 هزار دلار را کجا مخفی کرده ام

29:45.130 --> 29:49.834
اگر درست باشد، کاملاً انتظار دارم
«.که پیش از آزاد شدنم کشته شوم

29:49.902 --> 29:57.664
هی. هی. وایسا ببینم. من... ممکنه خیلی وقت پیش توی
.چند تا سرقت دست داشته باشم، ولی هیچکس رو نکشتم

29:58.043 --> 30:02.880
جیمز» شریک من بود. هیچوقت»
.حاضر نبودم بهش خیانت کنم

30:04.950 --> 30:09.720
خیلی ها برای کم شدن محکومیت شون
.حاضرن شریک شون رو بفروشن

30:09.822 --> 30:11.622
.ولی «جیمز» نه

30:11.723 --> 30:14.992
قرارمون این بود که محکومیت اش رو
.بگذرونه و وقتی آزاد شد پولش رو بگیره

30:15.093 --> 30:18.729
پس انگشت تو به چه دردش می خورد؟ -
.من 10% پول رو از پیش گرفتم -

30:18.831 --> 30:21.933
.بقیه اش هم دست «جیمز» بود
.ولی اون داشت برای یه مدت طولانی می رفت

30:22.000 --> 30:25.636
می خواستم بهش ثابت کنم
.که می تونه بهم اعتماد کنه

30:25.737 --> 30:31.075
%منم یه چاقو رو در آوردم، و 10
.انگشتای دستم رو بهش دادم

30:31.176 --> 30:32.777
اون پول الآن کجاست؟

30:32.878 --> 30:34.479
.همون جایی که «جیمز» اونو گذاشته

30:34.546 --> 30:38.048
تو این نامه نوشته توی صندوق
.یه ماشین متروکه مخفی اش کرده

30:38.168 --> 30:40.823
.ما اون ماشین رو گشتیم. اونجا نیست

30:40.943 --> 30:42.987
.خوب، خیلی بد شد

30:43.088 --> 30:45.957
.ولی من نمی دونم کجاست

30:46.058 --> 30:52.762
اگه خونه ات رو ول نمی کردی و از دست معاونم
.فرار نمی کردی شاید حرفت رو باور می کردم

30:53.065 --> 30:56.534
اگه توی کشتن «جیمز» دست
نداشتی، چرا فرار کردی؟

30:56.635 --> 30:59.437
.زن «جیمز» بهم خبر داد

30:59.538 --> 31:03.307
،کانی» زنگ زد»
،گفت بهتره یه مدت آفتابی نشم

31:03.375 --> 31:04.842
.چون کلانتر داره دنبالم می گرده

31:04.910 --> 31:07.612
اون هیچوقت خودشو بخاطر دستگیر
.شدن «جیمز» نمی بخشه

31:07.713 --> 31:10.948
شاید دیگه دوست نداره مسئول
.دستگیر شدن من هم باشه

31:13.785 --> 31:16.420
.من و «جیمز» مثل دو تا برادر بودیم

31:16.522 --> 31:17.688
پس چرا این نامه رو نوشته؟

31:17.789 --> 31:18.923
.اون ننوشته

31:21.026 --> 31:28.761
«باهات شرط می بندم کلانتر قبلی «کانلی
جیمز» رو مجبور کرده محل پول ها رو لو بده و»

31:28.787 --> 31:36.281
بعد ترتیب کشتن اش تو زندون رو داده بعد هم اون
.نامه رو گذاشته اونجا تا برای من پاپوش بدوزه

31:36.376 --> 31:38.509
چی باعث میشه فکر کنی
لوشان» همچین کاری کرده؟»

31:38.610 --> 31:39.744
.ذات اش

31:39.845 --> 31:41.946
.آخه، اون 20 سال پیش زن «جیمز» رو دزدید

31:42.014 --> 31:43.814
چرا پول اش رو ندزده؟

31:43.916 --> 31:46.517
لوشان» با «کانی مالری» رابطه داشت؟»

31:46.618 --> 31:48.419
.تفسیر مؤدبانه اش میشه این

31:48.520 --> 31:52.890
تا «جیمز» افتاد پشت میله ها
.کلانتر «کانلی» زن اش رو قاپید

31:52.991 --> 31:56.027
.یه آبجو به من بده کاری

32:00.685 --> 32:04.101
دل همچو اسبی ست که افسار
.بر آن توانی زد، اما سواری هرگز

32:04.221 --> 32:06.279
...دل همچو اسبی ست

32:06.990 --> 32:08.154
...که افسار بر او توانی

32:08.274 --> 32:08.914
.باید حرف بزنیم

32:09.034 --> 32:11.035
!درباره چی؟
!دارم کار هنری می کنم

32:11.211 --> 32:13.579
.«درباره ی رابطه ات با «کانی مالری

32:13.680 --> 32:17.883
می توانی اسب را به سنگلاخ ها هدایت کنی و
.بر آنش داری که اعماق دره را نظاره کند

32:17.985 --> 32:20.218
.به رشته تحریر درش بیار -
.«ولمون کن، «والت -

32:20.338 --> 32:24.163
تو نباید حرفای «کانی» بیچاره رو باور کنی. اون
.دختره هنوز عزاداره. یه کم به هم ریخته

32:24.505 --> 32:27.301
.من اینو از «کانی» نشنیدم
.از «رایلی منینگ» شنیدم

32:27.421 --> 32:29.420
رایلی منینگ» دیگه کیه؟»

32:29.540 --> 32:32.498
.«شریک «جیمز ناتلی

32:32.599 --> 32:36.118
.از اول ماجرا تا الآن داری به من دروغ میگی

32:36.238 --> 32:39.492
.حالا دیگه می تونم تو رو متهم کنم توی این قتل دست داشتی -
.«خیلی خوب، «والت -

32:39.612 --> 32:41.807
!باشه! تو بردی

32:41.908 --> 32:43.476
.من مثل تو نیستم

32:43.543 --> 32:44.977
!من آدم بی عیبی نیستم

32:45.078 --> 32:47.913
راستش من تو زندگی لعنتی ام
.چند تا اشتباه مرتکب شدم

32:47.981 --> 32:52.650
،حالا منظورت کدوم اشتباهاته... قطع کردن انگشت
خوابیدن با یه شاهد، یا به کشتن دادن یه مرد؟

32:52.953 --> 32:55.888
ببین، بلایی که سر اون پست فطرت های
.بی انگشت آوردم حقشون بود

32:55.989 --> 32:58.357
.ولی این دلیل نمی شه آدمکش باشم

32:58.458 --> 33:00.893
.پس با «کانی» رابطه رو داشتی

33:06.354 --> 33:12.752
.خوب... برای یه مدت، آره

33:12.872 --> 33:16.842
اون ترسیده بود و به نفر نیاز
.داشت که ازش محافظت کنه

33:16.910 --> 33:21.082
،اگه فکر می کنی الآن خوشگله
.باید 20 سال پیش می دیدیش

33:21.647 --> 33:26.189
تو اگه به گذشته نگاه کنی، میگی
.من... از موقعیت سوء استفاده کردم

33:26.309 --> 33:27.497
.ولی من پشیمون نیستم

33:28.989 --> 33:32.458
.ما «رایلی منینگ» رو دستگیر کردیم
.داشت فرار می کرد

33:32.559 --> 33:34.760
.گفت «کانی» خبرش کرده

33:34.828 --> 33:37.829
تو با «کانی» درباره جزئیات
این بازجویی حرف زدی؟

33:37.949 --> 33:40.661
نه، حالا دیگه چرا
همچین فکری می کنی؟

33:40.781 --> 33:46.005
چون «کانی» قبل از اینکه من بهش
.بگم دنبالش می گردیم بهش خبر داده

33:54.915 --> 33:58.718
.کانی» کلانتر «لانگمایر» هستم. باید صحبت کنیم»

34:07.427 --> 34:08.661
!کانی»؟»

34:08.729 --> 34:12.064
.شما باید بیاین به کلانتری

34:17.492 --> 34:20.090
،هنک»، تو هم حالا که نرفتی زندون سر کار»

34:20.210 --> 34:21.841
بهتر نیست همراه ما بیای؟

34:23.009 --> 34:25.215
منو برای چی آوردید اینجا؟

34:25.335 --> 34:28.508
فکر کردم گفتین «جیمز» توی نامه
.نوشته «رایلی» اونو کشته

34:28.628 --> 34:31.384
مگه اونو بخاطر کشتن «جیمز» دستگیر نکردین؟

34:31.485 --> 34:34.453
.رایلی» چهار ماهه که قسط ماشین اش رو نداده»

34:34.554 --> 34:36.422
.قیمت خونه اش هم ناچیزه

34:36.523 --> 34:38.958
.مطمئناً اون قایق نداره

34:39.025 --> 34:41.927
.در واقع، «رایلی» هیچوقت این همه پول نداشته

34:42.028 --> 34:44.930
.و این یعنی دلیلی نداشته «جیمز» رو به قتل برسونه

34:45.031 --> 34:47.433
.وای، خدای من

34:54.374 --> 34:56.609
...من

34:56.710 --> 34:58.878
،می ترسم اینو بگم

34:58.979 --> 35:01.514
...ولی

35:01.615 --> 35:02.882
...اگه

35:02.983 --> 35:05.451
اگه کار «هنک» باشه چی؟

35:05.552 --> 35:07.920
.آخه، می دونین که اون توی زندان کار می کنه

35:08.021 --> 35:09.650
.ما اولین بار اونجا با هم آشنا شدیم

35:09.770 --> 35:14.846
شاید «هنک» فکر کرده وقتی «جیمز» آزاد
.شد من باز برمی گردم پیش اون

35:16.563 --> 35:19.632
چند وقته که شما و «هنک» با هم هستید؟

35:19.733 --> 35:22.635
.خوب، خیلی وقت نیست، می دونین

35:24.037 --> 35:27.006
...من سال ها به «جیمز» وفادار بودم، اما

35:27.107 --> 35:29.575
فکر می کنید «هنک» می تونه آدم بکشه؟

35:29.676 --> 35:33.747
می دونید، اون به من می گه بدون
.من دلش نمی خواد زنده باشه

35:33.867 --> 35:37.441
من... فکر می کردم داره
...خودشیرینی می کنه، ولی

35:38.777 --> 35:42.298
.هنک» حسودی اش شده بود»

35:42.418 --> 35:43.707
...با این اخلاقش

35:43.808 --> 35:45.775
...اگه عصبانی بشه

35:45.876 --> 35:47.811
.آره، به نظر من ممکنه «جیمز» رو کشته باشه

35:47.912 --> 35:50.013
حاضرین این حرف رو توی دادگاه بزنین؟

35:50.081 --> 35:51.615
.نمی دونم

35:51.716 --> 35:57.053
،وقتی «هنک» عصبانی میشه
.خیلی... ترسناک میشه

36:00.424 --> 36:02.558
.همین الآن با «کانی» حرف زدم

36:03.009 --> 36:04.543
چی گفت؟

36:04.644 --> 36:05.978
.اینا رو

36:06.046 --> 36:09.081
<i>.هنک» حسودی اش شده بود»</i>

36:09.182 --> 36:10.950
<i>...با این اخلاقش</i>

36:11.051 --> 36:12.718
<i>...اگه عصبانی بشه</i>

36:12.819 --> 36:15.129
<i>.آره، به نظر من ممکنه «جیمز» رو کشته باشه</i>

36:18.151 --> 36:19.925
.باورم نمیشه

36:20.026 --> 36:21.360
چی باورت نمیشه؟

36:21.461 --> 36:23.395
.که اون این حرف ها رو درباره من زده

36:23.497 --> 36:24.830
.تا حالا دست روش بلند نکردم

36:24.931 --> 36:27.433
.جیمز» باهاش بدرفتاری می کرد، نه من»

36:27.501 --> 36:31.504
«کانی» می گفت می ترسه وقتی «جیمز»
.آزاد شد از دستش عصبانی باشه

36:31.605 --> 36:33.439
تو می خواستی حواش رو داشته باشی؟

36:33.507 --> 36:35.207
.آره -
می خواستی چیکار کنی؟ -

36:36.771 --> 36:42.414
رفتم به «کارل دیوونه» گفتم
.جیمز» بهش گفته تخم سگ»

36:42.516 --> 36:46.919
بلافاصله بعدش، «جیمز» توی
.دستشویی چاقو می خوره

36:47.020 --> 36:48.621
کانی» ازت خواست این کارو بکنی؟»

36:48.688 --> 36:50.789
.آره دیگه، و با خرج خودش

36:50.857 --> 36:52.691
.اون بهم 15 هزار تا داد

36:52.792 --> 36:54.314
فکر می کنی اون پول رو از کجا آورده؟

36:54.434 --> 36:57.329
.چه می دونم
.شاید از کارش

36:57.430 --> 37:00.299
اون یه آرایش گره که بعضی
.وقتها توی خونه اش کار می کنه

37:00.400 --> 37:02.368
...مگر اینکه یه پول هنگفت بدست آورده باشه

37:02.469 --> 37:04.737
.لعنتی

37:04.838 --> 37:08.960
یعنی 800 هزار دلار «جیمز» دست «کانی» بوده؟

37:09.080 --> 37:11.239
تو اون نامه رو که توی سلول
جیمز» پیدا شد جعل کردی؟»

37:11.359 --> 37:12.317
.لازم نبود جعل کنم

37:12.437 --> 37:14.613
.جیمز» خودش اونو نوشت بعد دادش به من»

37:14.681 --> 37:19.250
کانی» به «جیمز» گفت دوستش رفته قایق»
.خریده و تو کارائیب داره خوش می گذرونه

37:19.610 --> 37:24.890
.یه دفعه «جیمز» نسبت به این دوستش بدبین میشه -
.«رایلی منینگ» -

37:24.958 --> 37:28.561
کانی» تمام مدت ما رو بازی می داده، مگه نه؟»

37:28.662 --> 37:31.597
.اون پول «جیمز» رو پیدا کرده و خرجش کرده

37:33.667 --> 37:35.668
.زود باش

37:39.480 --> 37:45.477
خودش پول ها رو برداشته و تو
.رو واداشته «جیمز» رو بکشی

37:55.889 --> 37:58.524
.کانی»، حالا می تونی بیای بیرون»

38:07.534 --> 38:09.468
کانی»، چیزی هست که»
بخوای به «هنک» بگی؟

38:09.536 --> 38:12.004
.شاید تا مدت ها نتونی ببینیش

38:12.072 --> 38:14.873
.من به بخشش اعتماد دارم

38:14.975 --> 38:18.677
،ولی هرکی اون کارو با «جیمز» کرده

38:18.778 --> 38:20.913
.هر بلایی سر بیاد حقشه

38:20.981 --> 38:22.848
.کاملاً موافقم

38:22.949 --> 38:25.017
...در واقع

38:25.085 --> 38:26.685
.باید از اینطرف برید

38:26.786 --> 38:27.720
...چی

38:27.787 --> 38:29.521
چیکار می کنید؟

38:29.623 --> 38:30.789
...دستگیرت می کنم

38:30.890 --> 38:33.626
.به جرم توطئه چینی و قتل

38:33.727 --> 38:34.760
.صبر کنید

38:34.861 --> 38:36.269
.هنک» تمام ماجرا رو به من گفت»

38:36.389 --> 38:41.834
کانی»، من جای تو بودم، برای حفظ جونم»
.اون طرف سلول وا می ایستادم

38:41.901 --> 38:43.435
.کلانتر، من نمی فهمم

38:43.536 --> 38:44.737
...صبر کنید. آخه

38:46.706 --> 38:51.644
<i>،وقتی «هنک» عصبانی میشه
.خیلی ترسناک میشه</i>

38:51.711 --> 38:54.680
.«نوبت توئه، «والت

39:03.156 --> 39:10.062
جلوی وزیر ات رو باز گذاشتی، به امید
.اینکه بیام جلو و خودمو توی تله بندازم

39:10.163 --> 39:17.069
.شروع بازی با وزیر
.فکر نکنم خیلی طرفدار داشته باشه

39:17.170 --> 39:22.541
،چون اسبی که سوار خودش را دارد
...چون ماهی که آسمان خودش را دارد

39:24.511 --> 39:30.716
،یک مرد نیز تنهایی اش را دارد
.که با غرور اشتباهش گرفته

39:48.101 --> 39:50.502
.کلانتر اینجا نیست

39:52.005 --> 39:54.006
.دنبال «والت» نمی گردم

39:54.107 --> 39:55.808
.دنبال تو می گشتم

39:57.544 --> 39:59.978
می تونی یه راز رو
پیش خودت نگه داری؟

40:00.080 --> 40:02.915
.من به راز داری معروفم

40:05.652 --> 40:13.323
اون سرخپوستی که قبلاً بوکسور بود و
دندون ملت رو می ریخت پایین... اسمش چی بود؟

40:15.462 --> 40:20.132
اسمش «هکتور» هست، و
.شاین ها اجیرش می کنن

40:20.200 --> 40:24.493
به نظرت برای کسی که
شاین نیست حاضره کاری بکنه؟

40:25.605 --> 40:27.406
چی تو سرته؟

40:29.542 --> 40:31.543
بله؟

40:31.644 --> 40:34.646
والت»، می دونستی یکی از معاونین ات»
اومده پیش من برای اجیر کردن «هکتور»؟

40:34.748 --> 40:36.415
ویک» چی می خواست؟»

40:36.516 --> 40:42.921
از «هکتور» می خواست یه نفر
.به نام «اد گورسکی» رو بترسونه

41:00.940 --> 41:02.841
می تونم کمکتون کنم؟

41:02.942 --> 41:06.078
.«ما مرد ها موجودات بدبختی هستیم»

41:06.179 --> 41:08.747
ما مردها؟

41:08.848 --> 41:09.982
کی گفته؟

41:10.083 --> 41:11.483
.آشیل

41:11.584 --> 41:14.019
.حدود 3000 سال قبل

41:14.120 --> 41:17.022
کتاب «ایلیاد» رو خوندی؟

41:17.123 --> 41:21.760
.با آثار کلاسیک آشنایی دارم

41:21.861 --> 41:24.096
خوندی یا نه، «اد»؟

41:26.733 --> 41:28.667
.تفاسیر متفاوته

41:28.768 --> 41:33.438
.به نظر من یه شعره درباره خشم ویرانگر انسان

41:33.540 --> 41:36.842
.آشیل یه جنگجو بود

41:36.943 --> 41:40.479
.یاری داشت، یه هم رزم

41:40.580 --> 41:41.580
.یه دوست

41:41.681 --> 41:47.119
هیچ دشمنی بزرگ تر از
.دشمن خونی یک دوست نیست

41:47.220 --> 41:49.555
.باهاش مخالف نیستم

41:49.656 --> 41:52.457
.آشیل با دشمن بزرگ دوست اش روبرو شد

41:52.559 --> 41:55.828
...آشیل یکبار بهش هشدار داد

41:55.929 --> 42:05.671
هیچ سلاحی... هیچ لشگری نمی تونه
.در برابر خشم آشیل مقاومت کنه

42:07.774 --> 42:11.710
چی به سر این دشمنه اومد؟

42:11.778 --> 42:17.749
آشیل شمشیر اش رو به شکم اون مرد فرو کرد
.و جسدش رو به دور شهر کشید

42:18.818 --> 42:20.419
...خوب

42:20.486 --> 42:25.457
این دشمنه کار دیگه ای نمی تونست بکنه؟

42:34.934 --> 42:40.639
.می تونست تا فرصت داره از شهر بره

42:53.539 --> 42:59.039
.:: @bollbolljan_com ::.