﻿WEBVTT

00:08.300 --> 00:10.677
‫خانم کارانزا, ما شاسی بلند
‫شما رو زره پوش کردیم,

00:10.761 --> 00:13.347
‫نه تنها در برابر حملات
‫با سلاح های معمول,

00:13.430 --> 00:17.226
‫بلکه دربرابر حملات با اِی کِی 47
‫و گلوله های فولادی.

00:21.500 --> 00:24.227
‫میخوام کامیلا تجربه ای از مکزیک پیدا کنه

00:24.800 --> 00:27.228
‫به نظر من فکر خوبی نیست
‫که الان بره اونجا.

00:27.229 --> 00:28.229
‫امن نیست.

00:28.230 --> 00:29.800
‫با احتیاط می برمش,
‫تا در امنیت باشیم.

00:30.000 --> 00:31.231
‫پدرت هم در امنیت بود

00:32.232 --> 00:33.232
‫اون کلی دشمن داشت.

00:33.233 --> 00:35.233
‫حالا کار اون بر عهده تو هست.

00:35.600 --> 00:36.800
‫به همین دلیل بهت نیاز دارم.

00:37.371 --> 00:38.664
‫مندیتا توسط موساد آموزش دیده.

00:38.747 --> 00:41.667
‫15 سال تجربه کار در اسپانیا
‫و آمریکای جنوبی داره.

00:43.627 --> 00:45.504
‫پس قبلا توی مکزیک کار نکردی؟

00:45.587 --> 00:46.547
‫نه, خانم.

00:48.799 --> 00:49.758
‫بهتر.

00:50.425 --> 00:52.427
‫کِولار داخل کل وسیله نقلیه نصب می کنیم.
‫(کِولار = توعی الیاف با مقاومت کششی بالا)

00:52.511 --> 00:54.596
‫به همراه صفحه های فولادی بر روی درها
‫و جعبه عقب.

00:56.300 --> 00:57.000
‫ازم میخوای برگردم و
‫همه چیز رو رها کنم؟

00:57.598 --> 00:58.598
‫من اینکارو کردم.

00:59.599 --> 01:01.000
‫اون به زودی باید بره دانشگاه

01:01.603 --> 01:05.399
‫با شیشه پلی کربنات 15 میلی متری,
‫تمام پنجره ها رو تقویت می کنیم,

01:05.482 --> 01:06.650
‫بعد چی؟

01:06.733 --> 01:08.443
‫بزرگراه, لوس زاپوتس

01:10.904 --> 01:12.322
‫انجامش بده و کنسلش کن.

01:12.531 --> 01:13.365
‫مطمئنی؟

01:13.824 --> 01:16.868
‫خواکین کفری میشه.
‫همینطوری اجازه نمیده پروژه رو کنسل کنی.

01:16.952 --> 01:18.495
‫میدونم چه ریسکی داره,

01:18.579 --> 01:21.665
‫اما من کار مدیریت خودم رو با رشوه دادن
‫به وزیر اقتصاد شروع نمیکنم.

01:22.000 --> 01:23.666
‫این اخرین شانس ماست,
‫تا همه با هم باشیم.

01:23.667 --> 01:25.667
‫الان این حرف رو تحویلم نده

01:25.668 --> 01:27.668
‫پس من چی؟

01:28.700 --> 01:29.700
‫اصلا میخواهید نظر منو بپرسین؟

01:30.000 --> 01:32.500
‫کامیلا, عزیزم
‫مجبور نیستی بری,

01:35.000 --> 01:36.501
‫بابا, اون به ما نیاز داره.

01:37.556 --> 01:41.059
‫تمام تایرها را تقویت کردیم.

01:41.500 --> 01:42.200
‫دانشگاه چی؟

01:42.201 --> 01:47.201
‫اونم میرم, بهم یه چیزی میدن تا بزارم جزء مدارکم. خودت همیشه بهم
‫میگفتی باید براش تلاش کنم.

01:48.567 --> 01:51.361
‫و اگر روزی در گوشه ای گیر افتادیم,
‫داخل تایرها سیستم گاز اشک آور داریم.

01:51.445 --> 01:54.865
‫از هر دشمنی برای نزدیک شدن
‫به ماشین جلوگیری میکنه.

01:59.494 --> 02:01.163
‫با همه این تفاسیر, مندیتا.

02:01.246 --> 02:03.582
‫ضمانت میکنی که خانواده من
‫و خودم در امنیت باشیم؟

02:16.000 --> 02:17.800
‫دلم برات تنگ میشه.
‫منم دل تنگت میشم.

02:21.500 --> 02:22.801
‫دوست دارم.
‫منم دوست دارم.

02:32.500 --> 02:33.500
‫بسه دیگه

02:33.900 --> 02:34.900
‫بریم.

02:38.901 --> 02:40.901
‫دلم برات تنگ میشه
‫به زودی می بینمت, آره.

02:41.000 --> 02:43.000
‫دوست دارم.
‫دوست دارم.

02:48.460 --> 02:52.714
‫خانم, من ضمانت میکنم شاسی بلند شما
‫بهترین تکنولوژی زرهی در بازار را دارد.

02:56.677 --> 03:00.013
‫نمیدونم شنیدن این چیزا حس بهتری
‫بهم میده یا بیشتر مضطربم میکنه.

03:10.014 --> 03:11.014
‫مامان فکر کنم دنبالمون هستن.

03:14.736 --> 03:16.988
‫نه, عزیزم.
‫اونا برای مونارکا کارمیکنن.

03:21.410 --> 03:22.411
‫عاشق خونه میشی.

03:22.994 --> 03:24.913
‫به یک منطقه تاریخی هم نزدیکه,

03:24.996 --> 03:26.581
‫مدرسه ات هم دور نیست.

03:26.665 --> 03:29.042
‫بهت گرفتم راهنمایی کدوم
‫مدرسه می رفتم؟

03:29.126 --> 03:30.919
‫همون مدرسه کاتولیک نبود؟

03:31.002 --> 03:32.671
‫اره, اما اون مال 25 سال قبله.

03:32.754 --> 03:35.632
‫اما راهبه ای نداره, درسته؟
‫من می فرستمت مدرسه ای که توسط راهبه ها اداره میشه؟

03:35.716 --> 03:38.468
‫شاید میخوام تجربه مکزیکی
‫کاملی داشته باشم.

03:39.302 --> 03:44.558
‫خانم, هر مقداری از پوشش زرهی نمیتونه
‫امنیت شما رو در برابر حملات تضمین کنه.

03:47.144 --> 03:59.770
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:50.500 --> 04:51.771
‫خوش اومدی

04:58.000 --> 05:01.000
‫خدایا, مامان
‫کجاییم, پایگاه نظامی مکزیکه؟

05:02.177 --> 05:06.223
‫ازش خوشت میاد؟ اون پایین میتونیم
‫سبزیجات هم کشت کنیم.

05:12.354 --> 05:14.731
‫رو! خواهرت اینجاست.

05:15.148 --> 05:16.983
‫خوش آمدید, خانم.

05:17.067 --> 05:18.109
‫سیو, چه طوری؟

05:18.193 --> 05:20.445
‫خوبم, ممنون.
‫ایشون دخترم, کامیلا هستن.

05:20.529 --> 05:21.905
‫اوه, از دیدنتون خوش حالم.
‫سلام.

05:24.407 --> 05:26.868
‫اقای رودریگو رفتن تمرین, خانم.

05:26.952 --> 05:28.703
‫پس, بعدا می بینیمش.

05:28.787 --> 05:30.747
‫من در خدمت شما, خانم.
‫ممنون.

05:32.666 --> 05:34.292
‫خب, خوشت میاد؟

05:39.798 --> 05:41.299
‫خب, یه چیزی بگو.

05:42.300 --> 05:43.802
‫خانه زیبایی هست.

05:45.000 --> 05:46.803
‫اما, واقعا اینقدر فضا نیاز داریم؟

05:49.000 --> 05:50.804
‫نه. نداریم.

05:51.142 --> 05:54.104
‫یه راهی پیدا میکنیم,
‫تا از تمام فضاش استفاده کنیم.

05:54.187 --> 05:55.522
‫بریم اتاق تو.

05:58.066 --> 06:01.778
‫رودریگو اینو میخواست چونکه , کمدی اتاقی داره,
‫اما گذاشت تو استفاده کنی.

06:05.156 --> 06:06.116
‫ازش خوشت نمیاد؟

06:06.199 --> 06:08.660
‫نه, خیلی خوشم میاد.

06:08.743 --> 06:11.413
‫اما اون چیزی نیست که انتظارش رو داشتم.

06:12.080 --> 06:13.164
‫نمیدونم,

06:13.748 --> 06:16.084
‫اما اینهمه آدم مسلح اطرافمون,

06:16.960 --> 06:19.462
‫کلی در و حصارهای الکتریکی.

06:19.463 --> 06:21.000
‫یه جورایی مثل زندانه, مامان.

06:21.298 --> 06:22.382
‫برای امنیت خودمون هست.

06:22.383 --> 06:24.383
‫اما کسی منو نمیشناسه,

06:24.384 --> 06:27.000
‫به بادیگارد نیاز ندارم.
‫همینطور راننده.

06:27.971 --> 06:28.805
‫بیا.

06:31.975 --> 06:33.184
‫منم خوشم نمیاد,

06:33.977 --> 06:36.771
‫اما بخشی از زندگی جدید ماست.

06:38.356 --> 06:39.774
‫باید مراقب باشیم.

06:40.609 --> 06:42.861
‫مراقبت یه چیزه,
‫اما این...

06:44.905 --> 06:46.698
‫بهش عادت می کنیم.

06:46.781 --> 06:47.616
‫باشه.

07:02.422 --> 07:03.548
‫صبح بخیر.

07:05.091 --> 07:07.594
‫فکر کردم همه چیز تا زمان جلسه
‫هیئت رئیسه متوقف میشه.

07:07.677 --> 07:10.472
‫منم همینطور, اما اینبار مستقیم
‫از سمت رئیس جدید اعلام شده.

07:18.104 --> 07:21.066
‫اطلاعیه انعقاد پیشنهاد

07:41.586 --> 07:44.089
‫بابا, باهام تماس بگیر.
‫اضطراریه.

07:44.965 --> 07:46.967
‫درباره بزرگراه لوس زاپاتوس

09:27.859 --> 09:28.693
‫صبح بخیر.
‫صبح بخیر.

09:30.653 --> 09:33.073
‫سیو, میشه یه کم میوه آماده کنی
‫همراه خودم ببرم؟

09:33.156 --> 09:34.282
‫حتما, آقا.

09:34.365 --> 09:35.366
‫ممنون.

09:37.994 --> 09:40.371
‫مشکلی نیست, اینجا لیوان دارم.

09:40.455 --> 09:41.623
‫ممنون.

09:42.624 --> 09:44.624
‫اروم باش, کارش همینه.

09:45.625 --> 09:47.625
‫به صدا خودت گوش میدی؟

09:47.962 --> 09:49.422
‫خیلی طول نکشید لوس بشی.

09:51.382 --> 09:52.926
‫نظرت چیه؟
‫ببندم یا باز باشه؟

09:53.009 --> 09:54.844
‫باز باشه.
‫صبح بخیر.

09:54.928 --> 09:56.012
‫سلام, مامان.
‫صبح بخیر, مامان.

09:56.096 --> 09:57.514
‫کام, یه کم صبحانه بخور.

09:57.597 --> 10:01.810
‫نمیخوام دیرم بشه, جلوی در با پابلو قرار دارم,
‫پس باید برم.

10:02.560 --> 10:03.770
‫یادت نره, بخوری باشه؟

10:03.853 --> 10:05.480
‫صبرکن, بزار یه عکس بگیرم.

10:05.563 --> 10:07.023
‫روز اول مدرست هست!

10:07.107 --> 10:08.483
‫نه, خدافظ, دوست دارم!
‫لطفا!

10:08.942 --> 10:10.110
‫صبح بخیر, خانم.

10:11.027 --> 10:12.362
‫جلو میشینم.

10:12.695 --> 10:14.197
‫ببخشید؟
‫ممنون.

10:14.656 --> 10:15.490
‫اما...

10:16.199 --> 10:17.200
‫صبح بخیر.

10:17.408 --> 10:18.618
‫کجا میری؟

10:21.746 --> 10:22.580
‫اوضاع چه طوره؟

10:22.664 --> 10:23.540
‫عالی.

10:25.083 --> 10:25.917
‫هی!

10:26.251 --> 10:27.085
‫بیا اینجا.

10:29.754 --> 10:32.382
‫کی دوباره میتونم بیام به دیدنت؟
‫امروز نه, مامان.

10:32.465 --> 10:33.591
‫رودریگو!

10:33.675 --> 10:35.135
‫بهت میگم, باشه؟

10:41.307 --> 10:42.225
‫حمله قلبی بود؟

10:43.393 --> 10:45.979
‫با توجه به چیزی که شما گفتین,
‫بیشتر شبیه حمله عصبی بوده.

10:46.521 --> 10:47.522
‫نه...

10:47.772 --> 10:49.149
‫من حمله عصبی ندارم.

10:59.951 --> 11:00.785
‫چیه, عزیزم؟

11:01.244 --> 11:03.788
‫کجایی؟
‫تمام صبح باهات تماس می گرفتم!

11:04.581 --> 11:06.207
‫داشتم صبحانه می خوردم,
‫چی شده؟

11:06.291 --> 11:07.333
‫پیام های صوتیت رو چک کن.

11:07.417 --> 11:09.460
‫آنا ماریا میخواد پروژه
‫بزرگراه رو کنسل کنه.

11:09.544 --> 11:10.628
‫زاپاتوس؟

11:10.712 --> 11:12.130
‫اره, کاغذهاش پیش خودمه.

11:12.213 --> 11:14.549
‫میشه بهم بگی,
‫عمه چه فکر با خودش کرده؟

11:16.718 --> 11:19.262
‫دنبال راهی هست تا
‫روزگارمون رو سیاه کنه.

11:20.430 --> 11:21.431
‫تو راهم.

11:25.768 --> 11:27.478
‫اقا, شما باید بیایید بیمارستان.

11:27.854 --> 11:29.147
‫برای حمله عصبی؟
‫بس کن.

11:32.775 --> 11:34.319
‫نورا, صبح بخیر.
‫صبح بخیر.

11:34.611 --> 11:35.445
‫همه اومدن؟

11:35.528 --> 11:37.030
‫توی اتاق کنفرانس.

11:37.405 --> 11:41.451
‫خانم سیسیلا و آقای آندرس هم اومدن.
‫خواکین چی؟

11:41.534 --> 11:44.704
‫از زمانی که شما مدیر شدید,
‫هیچ تماسی رو پاسخ ندادن.

11:45.955 --> 11:47.040
‫مسخرست.

12:00.261 --> 12:02.055
‫خانم, میخواهید برای تغییر
‫دکوراسیون تماس بگیرم؟

12:02.222 --> 12:04.724
‫نه, هنوز نیاز نیست,
‫ممنون, نورا.

12:37.257 --> 12:40.802
‫فکر کردی هنوز چیزی برای
‫صحبت کردن نداریم؟

12:41.552 --> 12:46.182
‫جسد کارگر مونارکا پیدا شد.

13:03.241 --> 13:04.867
‫خوبه, خیلی ممنون.

13:04.951 --> 13:07.120
‫صبرکنید, خانم!

13:16.462 --> 13:19.382
‫رامیرو, واقعا, نیازی نیست.
‫طبق دسترات عمل میکنم, خانم.

13:19.465 --> 13:20.675
‫در همینجاست.

13:20.758 --> 13:22.552
‫برای امنیت خود شماست,
‫نمیتونی بری داخل.

13:24.679 --> 13:25.596
‫ببخشید.

13:38.526 --> 13:40.153
‫برازنده شدی!

13:40.236 --> 13:41.904
‫امروز یکی خوب به خودش رسیده.

13:43.156 --> 13:45.575
‫باعث افتخار پدرت هستی.

13:46.159 --> 13:47.368
‫ناامیدش نکن.

14:04.010 --> 14:06.220
‫اون دختره احمق اومد.

14:06.554 --> 14:07.638
‫موهاش رو نگاه.

14:07.722 --> 14:09.682
‫چه اتفاقی براش افتاده؟
‫به هم ریختست.

14:12.894 --> 14:14.437
‫برمیگردم, منتظرم بمونید.

14:14.771 --> 14:15.938
‫هی, کامی!

14:17.023 --> 14:18.483
‫هی!
‫هی. کاز!

14:20.777 --> 14:22.820
‫چه طوری؟
‫عالی, تو؟ بیرون ندیدمت.

14:22.904 --> 14:24.197
‫بدجور شلوغ بود.

14:24.280 --> 14:26.616
‫اره در جریانم, بجنب.
‫داشتم دربارت صحبت میکردم.

14:26.699 --> 14:28.076
‫بزار معرفیت کنم.

14:30.328 --> 14:33.873
‫بچه ها, این کامیلاست, دختر عمم از لس آنجلس,
‫همونی که دربارش صحبت میکردم.

14:33.956 --> 14:35.792
‫سلام!
‫سلام, آئوریو هستم.

14:37.168 --> 14:38.628
‫دیروز رسیده مکزیک.

14:38.711 --> 14:41.506
‫خجالتی.
‫باید قبلش یه فکری برای خجالتت بکنی.

14:41.589 --> 14:43.049
‫به فکر خودمم رسید.

14:43.132 --> 14:44.050
‫مشخصه.

14:44.509 --> 14:45.968
‫رفیق, دعوتش کن به مهمونی شام.

14:46.469 --> 14:47.512
‫میخوای بیای؟

14:48.471 --> 14:50.640
‫ممنون, اما فکر نمیکنم برسم.

14:50.723 --> 14:54.936
‫تازه رسیدم اینجا, کلی از وسایل هام رو باید باز کنم,
‫به هر حال ممنون.

14:56.187 --> 14:57.563
‫پس, دفعه بعد.

14:57.647 --> 14:58.481
‫امیدوارم.

15:02.318 --> 15:03.820
‫دفعه بعد, خدانگهدار.

15:05.488 --> 15:06.864
‫آزمایشگاه شیمی کجاست؟

15:07.407 --> 15:08.950
‫اره, دارم میرم همون سمت.

15:09.033 --> 15:10.201
‫میشه منم ببری؟
‫اره.

15:10.284 --> 15:11.702
‫هیچ جا رو نمی شناسم.

15:11.786 --> 15:13.079
‫خوش اومدی, دختر عمه!

15:13.996 --> 15:15.706
‫مونارکا باید تکامل پیدا کند.

15:16.958 --> 15:19.961
‫باید به این پروژه جانی تازه بدهیم.

15:20.545 --> 15:22.547
‫باید تفکر متفاوت داشته باشیم,

15:22.839 --> 15:24.757
‫راهی جدید برای انجام
‫کارها پیدا کنیم.

15:25.758 --> 15:27.301
‫به یکپارچگی می رسیم.

15:27.969 --> 15:30.721
‫و به شفافیت کامل می رسیم.

15:30.805 --> 15:32.014
‫و پاسخگویی.

15:32.098 --> 15:35.101
‫یک سیستم را پیاده سازی خواهیم کرد
‫برای گزارشات ناشناس.

15:36.894 --> 15:38.396
‫اینطوری نگاه نکنید.

15:39.397 --> 15:45.236
‫این ایده برای محافظت از افرادی هست که
‫میخواهند هرگونه بی نظمی را گزارش کنند.

15:46.070 --> 15:48.656
‫نه برای آزار و اذیت انها.

15:49.323 --> 15:50.199
‫از الان به بعد,

15:50.283 --> 15:53.453
‫انجام کارهای در چهارچوب قانون و اخلاق

15:53.536 --> 15:57.874
‫برای همه ما که در مونارکا
‫کار میکنیم, الزامی است.

15:58.458 --> 15:59.667
‫کارمندان,

15:59.750 --> 16:00.960
‫مدیران...

16:03.296 --> 16:04.922
‫و صد البته, اعضای خانواده.

16:07.800 --> 16:11.220
‫فساد در این شرکت قابل قبول نیست.

16:11.304 --> 16:12.138
‫اوه, آره.

16:13.389 --> 16:15.391
‫عالیه, همون چیزی که نیاز داشتیم.

16:17.310 --> 16:20.438
‫خبرچینی تا وقتمون رو بر روی
‫دادخواهی هدر بدیم.

16:22.231 --> 16:23.649
‫لطفا, چند لحظه ما رو تنها بزارید.

16:39.415 --> 16:42.460
‫چه طور جرئت می کنی پروژه
‫ساخت و ساز منو کنسل کنی؟

16:43.211 --> 16:44.587
‫چیکار کردی؟

16:44.670 --> 16:47.048
‫خانم مدیری که اینجاست

16:47.131 --> 16:49.800
‫پروژه بزرگراه لوس زاپاتوس
‫رو احمقانه فرض میکنه.

16:49.884 --> 16:53.888
‫اره, از برناردو خواستم تمامی پروژه هایی
‫که مربوط به دولت هست رو کنسل کنه.

16:54.472 --> 16:56.641
‫کار عاقلانه ای هست, عزیزم؟

16:57.058 --> 17:01.229
‫خبرداری بعد از اینکه بابا هتل رو ساخت
‫و کارخانه تقطیر رو گسترش داد

17:01.312 --> 17:03.439
‫ما رو تو وضعیت قرمز قرار داد؟

17:03.523 --> 17:04.857
‫معلومه, خواکین.
‫واقعا؟

17:05.441 --> 17:07.944
‫بدون پرداخت بعدی دولت,

17:08.027 --> 17:10.404
‫نمیتونیم بدهی ها رو پرداخت کنیم.

17:10.488 --> 17:13.533
‫خیال کردی بانک به نظام اخلاقی
‫احمقانت اهمیت میده؟

17:13.616 --> 17:15.034
‫همه چیز رو میگیرن.

17:15.535 --> 17:18.204
‫هتل ها, شرکت ساخت و ساز,
‫بنیاد مامان.

17:18.287 --> 17:22.166
‫آنا, کاری که میخوای انجام بدی,
‫خیلی خوبه.

17:22.250 --> 17:24.585
‫اما رک و پوست کنده بگم,
‫همش چرنده.

17:25.419 --> 17:27.922
‫مطمئنم برنامه ای داری.

17:28.005 --> 17:31.092
‫کار با دولت به معنای انجام
‫کارهای کثیف هست.

17:31.175 --> 17:32.385
‫تو کدوم کشور هستی؟

17:32.468 --> 17:35.346
‫به شرکت های خصوصی نیاز داریم,
‫اوه, خدایا.

17:35.429 --> 17:36.597
‫نابودمون میکنی, احمق.

17:36.681 --> 17:38.015
‫لطفا, دعوا نکنید.

17:39.141 --> 17:40.768
‫همه تو یک تیم هستیم.

17:41.727 --> 17:44.647
‫خوان مانوئل پرز,
‫به پروژه ساخت و ساز علاقه نشون داده.

17:44.730 --> 17:45.773
‫فرمین پیشنهاد داد,

17:46.440 --> 17:48.943
‫پروژه شامل ساخت 5 بیمارستان
‫در مدت سه سال هست.

17:49.026 --> 17:50.278
‫هنوز کسی رو پیدا نکردن.

17:50.736 --> 17:52.947
‫بیمارستان ها سود خوبی دارن.
‫اوه, ممنون.

17:53.614 --> 17:54.949
‫شما دو تا خبردارید.

17:55.575 --> 17:58.494
‫خانم, مدیر اینجا

17:59.203 --> 18:01.330
‫مونارکا رو وارد چاه فاضلاب کرد.

18:05.334 --> 18:07.628
‫بیشتر دربارش برام بگو.

18:07.712 --> 18:10.298
‫خوان مانوئل, مقید هست,
‫اما جدیه.

18:10.631 --> 18:12.049
‫چه قدر تا پایان قرار داد مونده؟

18:12.633 --> 18:14.927
‫به پیشنهاد اولیه ما علاقه نشون دادن.

18:15.428 --> 18:18.097
‫اخرین جلسه رو هم به زودی برگذار میکنیم.
‫پس, قرارداد رو نهایی کنی.

18:20.891 --> 18:21.726
‫نورا؟

18:22.101 --> 18:23.894
‫برنامه کاری این هفته خواهرم رو میخوام.

18:23.978 --> 18:27.189
‫میشه برای منشیم بفرستی؟
‫باید چندتا جلسه رو هماهنگ کنم.

18:27.273 --> 18:29.233
‫حتما, آقا.
‫ممنون.

18:29.317 --> 18:30.234
‫خواهش میکنم.

18:30.318 --> 18:32.612
‫باید خواکین هم بیاریم توی جلسه,
‫نمیشه همینطوری حذفش کرد.

18:32.695 --> 18:35.406
‫مامان, نمیتونم خواکین به چیزی راضی کنم,
‫بیارم توی جلسه.

18:35.489 --> 18:37.366
‫تا زمانی که ایده من باشه,
‫ازش متنفره.

18:39.035 --> 18:40.453
‫فقط یک چیز ازت خواستم.

19:12.318 --> 19:13.194
‫روز اولته؟

19:14.362 --> 19:15.237
‫مشخصه؟

19:15.780 --> 19:18.074
‫نه, اما به یادم میمونی.

19:32.046 --> 19:34.882
‫شیمی تنها درسی بود که توی
‫مدرسی قبلی افتادم.

19:37.301 --> 19:38.594
‫اخراج شدی؟

19:39.428 --> 19:40.346
‫نه.

19:41.347 --> 19:42.515
‫از لس آنجلس اومدم اینجا.

19:42.598 --> 19:43.766
‫آه, واقعا؟

19:43.974 --> 19:45.476
‫اره,
‫عالیه.

19:51.065 --> 19:53.984
‫از نویسنده هایی الهام گرفتم که...
‫کامی!

19:56.821 --> 19:57.947
‫یه کم دیگه می بینمت.

19:58.030 --> 19:59.156
‫اره, باشه.

20:02.743 --> 20:04.078
‫چرا با اون صحبت میکنی؟

20:04.161 --> 20:06.956
‫کی, کارلوس؟
‫الان باهاش آشنا شدم, چرا؟

20:07.581 --> 20:09.166
‫پدرش یکی از معلمای اینجاست.

20:09.250 --> 20:10.376
‫پارتی داره.

20:10.459 --> 20:11.419
‫خب؟

20:11.877 --> 20:14.380
‫تو برات مهمه والدین
‫دوستات کی هستن؟

20:14.463 --> 20:16.132
‫زود قضاوت نکن.

20:16.215 --> 20:17.425
‫باید بهشون فرصت بدی.

20:18.968 --> 20:21.721
‫حالا که بحثش شد... برای شام بیا.

20:21.804 --> 20:24.724
‫اصلا, بدرد من نمیخوره.

20:24.807 --> 20:25.725
‫لطفا, کامی!

20:26.392 --> 20:27.226
‫در حقم لطف کن.

20:27.309 --> 20:28.602
‫چرا برات مهمه که من بیام؟

20:28.686 --> 20:31.188
‫اگر نیای آئورلیو همش بهم نق میزنه.

20:31.897 --> 20:34.191
‫به علاوه, دوست هم پیدا میکنی, لطفا.

20:36.485 --> 20:38.529
‫خیلی خب, اما اینکارو به خاطر
‫تو انجام میدم, باشه؟

20:38.821 --> 20:40.614
‫دیگه ازم سوءاستفاده نکنی!
‫میدونم!

20:40.865 --> 20:41.782
‫یکی طلبت.

20:41.907 --> 20:44.160
‫اوه! کارلوس هم میارم.

20:44.535 --> 20:45.870
‫نه اصلا, کامیلا.

20:46.245 --> 20:47.163
‫همینی که هست.

20:48.205 --> 20:49.749
‫باشه, آدرس رو برات میفرستم.

20:50.583 --> 20:51.417
‫خدافظ.

21:02.303 --> 21:03.387
‫صدام کردید, خانم.

21:03.471 --> 21:04.305
‫مندیتا

21:04.388 --> 21:07.349
‫موضوع حساسی هست.
‫باید به شدت احتیاط بشه.

21:07.433 --> 21:08.392
‫حتما.

21:09.226 --> 21:11.145
‫ازت میخوام یه کاراگاه خصوصی برام بگیری.

21:12.855 --> 21:15.649
‫تازه اومدم به شهر,
‫نمیدونم باید به کی اعتماد کنم.

21:16.317 --> 21:18.736
‫نگران نباشید, با چندتا
‫تماس ردیفش میکنم.

21:19.320 --> 21:20.654
‫ممنون.
‫با اجازه.

21:32.374 --> 21:33.250
‫خوشت اومد؟

21:33.334 --> 21:35.419
‫برای کسی که سنتی هست, بد نبود.

21:41.091 --> 21:42.343
‫چیه؟
‫بهت آسیب زدم؟

21:45.095 --> 21:46.931
‫داشتی با کی تسویه حساب میکردی؟

21:47.348 --> 21:49.517
‫ما همیشه در حال تسویه
‫حساب کردن هستیم.

21:50.100 --> 21:50.976
‫نیستیم؟

21:56.899 --> 21:57.733
‫هی...

21:58.818 --> 22:00.361
‫خوان مانوئل پرز رو می شناسی؟

22:01.278 --> 22:02.112
‫کمی.

22:03.030 --> 22:05.491
‫توی کنسولگری یه مدت
‫با هم کار میکردیم.

22:06.450 --> 22:07.368
‫واقعا؟

22:08.702 --> 22:09.870
‫نقطه ضعفی داره؟

22:11.914 --> 22:13.624
‫قدرتش نقطه ضعفشه.

22:14.375 --> 22:15.376
‫مرد صادقی هست.

22:16.752 --> 22:18.712
‫به من اعتماد کن,
‫به تو نمیخوره.

22:42.486 --> 22:43.487
‫چه طوری؟

22:44.363 --> 22:45.990
‫خوبم, ممنون,
‫سلام, خواکین.

22:47.157 --> 22:50.160
‫میدونم دیر شده,
‫اما بابت پدرت تسلیت میگم.

22:50.244 --> 22:51.370
‫ممنون.

22:51.453 --> 22:54.498
‫سلام, با خوان مانوئل پرز
‫قرار ملاقات داشتم.

22:54.582 --> 22:55.958
‫انا ماریا کارانزا هستم.

22:56.041 --> 22:57.042
‫آنا ماریا کجاست؟

22:57.418 --> 23:00.212
‫به همین خاطر من اینجام.
‫عذرخواهی کرد, اما نمیتونه بیاد.

23:00.296 --> 23:02.298
‫ملاقات اینجا نیست,
‫خانم, کارانزا.

23:02.381 --> 23:04.508
‫از دفترتون تماس گرفتن و به
‫زمین گلف منتقلش کردن.

23:04.592 --> 23:05.593
‫دفترم؟

23:06.468 --> 23:08.721
‫دفتر, اقای خواکین کارانزا

23:10.389 --> 23:11.557
‫حالش خوبه؟

23:11.640 --> 23:12.808
‫اره, خوبه.

23:13.475 --> 23:16.145
‫اما من میخواستم درباره این
‫قرارداد کاری صحبت کنم.

23:16.478 --> 23:20.983
‫خوبه, اما من با آنا ماریا قرارداد دارم.

23:21.066 --> 23:22.902
‫شاید بهتر باشه, زمان
‫ملاقات رو عوض کنیم....

23:22.985 --> 23:24.778
‫بودجه ای که اون برات فرستاده رو دیدم.

23:25.029 --> 23:26.322
‫بدک نیست, نه؟

23:26.405 --> 23:27.656
‫نه, اصلا نیست.

23:28.616 --> 23:30.826
‫اما می تونست بهتر باشه.

23:30.910 --> 23:31.994
‫واقعا؟
‫اره.

23:32.661 --> 23:37.291
‫نظرت چیه یه کم به من زمان بدی تا بودجه
‫"خلاقانه تری" برات در نظر بگیرم.

23:38.167 --> 23:40.336
‫یه کم میزانش رو کاهش بدیم...

23:41.128 --> 23:44.089
‫بعضی هزینه ها رو کم کنیم,
‫میدونی منظورم چیه؟

23:46.800 --> 23:49.553
‫میوه زیر درخت خودش میوفته.

23:50.888 --> 23:54.600
‫شاید خواهرم اینو بهت نگفته باشه,
‫اما ما کارها رو اینطوری انجام میدیم.

23:54.683 --> 23:58.395
‫اما اگر نمیتونی ببینی این چه سودی
‫برات داره, باخت خودت هست.

23:58.479 --> 24:00.230
‫بیا صادق باشیم.

24:00.314 --> 24:05.486
‫فقط به خاطر احترامی که برای فرمین
‫قائل هستم, قبول کردم با آنا ماریا ملاقات کنم.

24:05.569 --> 24:08.614
‫و اون بهم گفت اوضاع توی
‫مونارکا تغییر کرده.

24:09.281 --> 24:10.866
‫و حالا تو با این کوفتی
‫سر و کلت پیدا شده؟

24:12.076 --> 24:14.161
‫فقط قصد کمک دارم, خوان مانوئل.

24:14.244 --> 24:16.372
‫میدونی من دست به کار کثیف نمیزنم.

24:18.374 --> 24:19.375
‫اوه, بیخیال.

24:20.000 --> 24:23.462
‫همه کارای کثیف انجام میدیم,
‫تو فقط بهتر پنهانش میکنی.

24:23.545 --> 24:24.630
‫از دیدنت خوشحال شدم.

24:27.091 --> 24:29.593
‫به آنا ماریا بگو به خوش زحمت
‫تماس دوباره با منو نده.

24:32.638 --> 24:34.848
‫خوان مانوئل, التماست میکنم تجدید نظرکنی.

24:35.599 --> 24:37.518
‫چرا نمیشه رو در رو صحبت کنیم؟

24:40.521 --> 24:42.648
‫معلومه من کنترل مونارکا
‫رو در دست دارم!

24:44.817 --> 24:45.776
‫خدانگهدار.

24:55.953 --> 24:56.954
‫همه چیز ردیف شد.

24:59.540 --> 25:01.542
‫فقط ازت میخوام اینا رو امضا کنی,

25:01.625 --> 25:04.003
‫و لوس زاپاتوس به طور رسمی کنسله.

25:05.796 --> 25:09.091
‫الان با خوان مانوئل صحبت کردم.
‫خواکین گند زد به قرارداد.

25:14.513 --> 25:18.434
‫چه طور میتونم مونارکا رو تمیز کنم,
‫اگر خواکین بخواد خراب کاری کنه؟

25:30.779 --> 25:31.989
‫عالیه.

25:32.781 --> 25:34.533
‫گفتی اسم اینجا چیه؟

25:34.616 --> 25:36.285
‫موزه آناهواسالی

25:37.786 --> 25:39.038
‫طراحی شده توسط:
‫"دیگو ریورا"

25:40.789 --> 25:42.041
‫باورم نمیشه.

25:42.916 --> 25:44.585
‫چه طور همچین جایی رو گرفتن؟

25:45.627 --> 25:47.713
‫همون طوری که همه چیز
‫رو توی این کشور میگیری:

25:48.130 --> 25:49.131
‫با پول.

25:51.341 --> 25:53.218
‫کارگری که خواکین سوال جوابش کرده

25:53.302 --> 25:56.764
‫جسدش با یک گلوله توی
‫سرش توی تاکیلا پیدا شده.

25:56.847 --> 25:58.140
‫درست مثل بابا.

25:58.557 --> 26:01.852
‫یه کم دیگه, تو مارو به هدف بعدی
‫کارتل باجو تبدیل میکنی.

26:01.935 --> 26:03.187
‫اگر کار اونا نباشه, چی؟

26:05.773 --> 26:09.151
‫یکی رو استخدام میکنم
‫که قتل بابا رو بررسی کنه.

26:11.695 --> 26:13.238
‫همه رو بررسی میکنن.

26:13.739 --> 26:17.159
‫کارتل, همکاران سابقش,
‫کارمندان مونارکا...

26:18.327 --> 26:19.453
‫و خواکین.

26:22.998 --> 26:25.626
‫خواکین دیوانست, مریضه,

26:25.709 --> 26:27.127
‫اما قاتل نیست.

26:28.128 --> 26:31.840
‫میدونی چند روز قبل از پیشنهاد بابا برای دادن
‫مونارکا به من, باهام چیکار کرد؟

26:33.008 --> 26:34.802
‫دو تا گردن کلف فرستاد هتل من.

26:34.885 --> 26:35.719
‫چی؟

26:36.053 --> 26:37.846
‫دوتا گردن کلفت از ناکجاآباد پیداشون شد.

26:37.930 --> 26:39.973
‫خواب بودم!
‫آندرس, گاز اشک آور بهم زدن...

26:40.057 --> 26:42.893
‫از کجا میدونی کار اون بوده؟
‫خودش بهم گفت, آندرس.

26:44.353 --> 26:46.188
‫بازم, قتل بابا نمیتونه کار اون باشه.

26:53.695 --> 26:55.114
‫خواکین فاسد شده.

26:57.908 --> 26:59.868
‫چرا هیچکس نمیتونه اینو ببینه؟

27:04.665 --> 27:06.834
‫عصر بخیر, ممنون.

27:08.168 --> 27:11.547
‫اگر دیگو رورا اینو میدید,
‫کبودشون میکرد.

27:11.922 --> 27:13.590
‫بزار کمکت کنم,
‫ممنون.

27:16.343 --> 27:17.386
‫کامی!

27:17.761 --> 27:19.221
‫چه خبر, پسر عمو؟
‫هی!

27:20.055 --> 27:20.889
‫چه طوری؟

27:20.973 --> 27:22.099
‫خوبم, تو؟
‫عالی.

27:22.182 --> 27:23.976
‫از دیدنت خوشحالم.
‫ممنون.

27:24.643 --> 27:25.519
‫هی.
‫هی.

27:25.602 --> 27:28.522
‫کامی, خیلی با نمک شدی.
‫بگیر.

27:28.605 --> 27:29.606
‫ممنون.

27:30.107 --> 27:31.400
‫سلام
‫سلام.

27:31.733 --> 27:33.527
‫این صندلی شماست,
‫ممنون.

27:33.610 --> 27:35.946
‫خیلی خب, ممنون.
‫الاناست شروع کنیم.

27:35.947 --> 27:37.200
‫مشخص بود اضطراب داره.

27:38.500 --> 27:39.500
‫روز اوله, میدونی.

27:40.700 --> 27:41.501
‫تو خوبی؟

27:42.502 --> 27:43.502
‫چی شده؟

27:43.700 --> 27:48.503
‫امروز باهام تماس گرفتن.
‫فکر کردم تصمیمش رو برای زمان ارائه کتاب میگه, اما...

27:49.501 --> 27:50.794
‫"انجمن تجاری سالیانه فوربیز"

27:50.795 --> 27:51.795
‫و؟

27:51.796 --> 27:53.400
‫میخواد منو ببینه.

27:54.401 --> 27:56.401
‫به نظر خوب نمیاد.
‫نه نمیاد

27:57.402 --> 27:59.402
‫ترس افتاده تو وجودم.

27:59.403 --> 28:00.403
‫ردم میکنه.

28:01.404 --> 28:02.404
‫هنوز نمیدونی.

28:03.405 --> 28:07.405
‫بیخیال, یعنی فکر میکنی میخواد,
‫شخصا بهم تبریک بگه.

28:08.800 --> 28:09.900
‫عزیزم کاش اونجا بودم.

28:11.100 --> 28:14.901
‫خب, فکر میکنم کارهای مهم تری,
‫برای انجام دادن داری.

28:14.902 --> 28:17.902
‫چرا اینقدر مخالف اینکاری؟

28:17.571 --> 28:19.198
‫هیجان بعد از کنسرت

28:19.615 --> 28:20.949
‫و اون بی خانمان نیست.

28:21.658 --> 28:22.659
‫عوضی!

28:23.994 --> 28:27.539
‫میخوام برای روزنامه نگاری در
‫دانشگاه کلومبیا اپلای کنم.

28:27.623 --> 28:28.457
‫عالیه.

28:28.540 --> 28:29.791
‫مادرت روزنامه نگاره, درسته؟

28:29.875 --> 28:32.544
‫اره, اما الان داره برای
‫مونارکا کار میکنه.

28:32.628 --> 28:33.712
‫هی, کامیلا!

28:33.795 --> 28:37.174
‫ایستاگرامت رو فالو کردم و
‫یه چیزی درباره تظاهرات دیدم.

28:37.257 --> 28:39.051
‫اره, اونجا دستگیر شدم.

28:39.134 --> 28:40.510
‫نه بابا, دوونگیه.

28:40.802 --> 28:43.430
‫خودم و همراه 30 نفر دیگه دستگیر شدیم.

28:43.889 --> 28:47.226
‫احتمالا مادرت بلافاصله آزادت کرد.

28:49.978 --> 28:51.647
‫نه, حقیقتش.

28:52.105 --> 28:55.734
‫کارلوس هم که اینجاست,
‫والدین تاثیرگذاری داره

28:55.817 --> 28:58.320
‫با کارت شناسایی پدرش

28:58.403 --> 29:00.572
‫برای خرید کتاب ها تخفیف میگیره.

29:00.948 --> 29:02.950
‫خوب شد گفتی, منم به چند تا کتاب نیاز دارم.

29:03.283 --> 29:04.284
‫خودش میدونه.

29:04.368 --> 29:05.202
‫صبرکنید.

29:05.577 --> 29:08.956
‫من غذای امشب رو با
‫کارت بانک بابام میدم,

29:09.039 --> 29:11.833
‫اما فکر بهتری دارم:

29:11.917 --> 29:14.211
‫چرخش کارت اعتباری

29:14.711 --> 29:15.545
‫اره!

29:16.880 --> 29:17.881
‫من هستم.

29:17.965 --> 29:20.509
‫کارت بانکت رو بیار, کارلوس.
‫قوانین رو میدونی, ببازی...

29:21.051 --> 29:22.552
‫رداخت میکنی.
‫رو رواله.

29:22.636 --> 29:23.929
‫کامی با من.

29:24.304 --> 29:26.223
‫کارت اعتباریت کجاست, کارلس؟

29:26.306 --> 29:27.349
‫کافیه.

29:27.432 --> 29:29.476
‫ناله نکن.
‫اگر بی پوله , چرا اومده اینجا؟

29:31.812 --> 29:32.646
‫کارلوس!

29:32.729 --> 29:34.106
‫اوه لطفا.

29:35.649 --> 29:36.900
‫واقعا که, پابلو.

29:40.529 --> 29:42.364
‫کارلوس, متاسفم.

29:42.447 --> 29:43.991
‫روحم خبر نداشت اینطوری هستن

29:44.866 --> 29:46.285
‫همه برن به درک.

29:47.327 --> 29:48.453
‫کارلوس....

29:50.122 --> 29:52.291
‫اوه, لعنت بهت, پابلو.

29:55.502 --> 29:59.047
‫واو! فکر کردم مشغول
‫جنگ با فساد هستی.

29:59.506 --> 30:02.801
‫این جنگ با تو شروع میشد,
‫مجبور شدم بیام.

30:03.218 --> 30:04.052
‫ببخشید.

30:06.972 --> 30:08.056
‫ترسوندیش!

30:08.140 --> 30:10.183
‫ازش خوشت میومد,
‫هیج سوء پیشینه ای نداشت.

30:11.268 --> 30:15.063
‫درسته, از آنجایی که زنها فقط برای
‫کاراهای خیریه مناسب هستن.

30:15.147 --> 30:17.274
‫نه برای اداره شرکت, اشتباه میکنم؟

30:17.357 --> 30:18.692
‫حرف خودته, خواهر.
‫نه من.

30:20.736 --> 30:22.154
‫با خوان مانوئل صحبت کردم.

30:23.155 --> 30:24.990
‫واقعا؟ چی گفت؟

30:25.073 --> 30:26.074
‫امشب اینجاست؟

30:27.034 --> 30:29.828
‫واقعا سعی کردم باهات کار کنم....

30:31.204 --> 30:32.873
‫چونکه مامان ازم خواسته بود.

30:33.999 --> 30:35.834
‫اما تو سمی هستی.

30:36.877 --> 30:38.795
‫واسه خاطر همین اومدی اینجا؟
‫واسم سخرانی کنی؟

30:39.504 --> 30:40.380
‫نه.

30:41.256 --> 30:42.549
‫اومدم تا اخراجت کنم.

30:43.717 --> 30:44.885
‫جدا؟

30:46.511 --> 30:50.974
‫به دور از چشم مونارکا با مشتری های مهم
‫قراردادهای غیرقانونی می بندی.

30:51.767 --> 30:53.226
‫نمیتونی اخراجم کنی.

30:55.020 --> 30:56.438
‫همین الان کردم, خواکین.

30:57.981 --> 30:58.899
‫بهت گفتم,

30:59.358 --> 31:02.110
‫مونارکا تحمل هیچ فسادی رو نداره.

31:19.044 --> 31:20.212
‫کجا بودی؟

31:21.546 --> 31:23.882
‫آروم باش, شوخی بود.
‫همش از قبل پرداخت شده.

31:23.965 --> 31:27.636
‫برای لطف به تو اومدم اینجا,
‫و اینطوری با مهمان برخورد میکنی؟

31:27.719 --> 31:29.221
‫اون فقط یه دهاتی تنده.

31:30.764 --> 31:33.517
‫واقعا اینقدر دلت میخواد با
‫یه همچین آدمایی باشی؟

31:33.600 --> 31:34.684
‫بیخیال, پابلو.

31:35.602 --> 31:36.561
‫کامی...

31:37.479 --> 31:39.106
‫جک خوبی بود,
‫کامیلا!

31:39.189 --> 31:40.023
‫شب خوش.

31:40.107 --> 31:42.401
‫داری میری؟
‫اره, میرم.

31:58.583 --> 32:01.128
‫بادیگارد شما خانم کارانزا,
‫محوطه رو امن کرده.

32:05.048 --> 32:07.759
‫پدرم به خاطر حمله قلبی که توی
‫رسانه های گفت شد نمرد.

32:09.386 --> 32:11.179
‫جسدش با سه شلیک گلوله
‫و کلی زخم پیدا شد.

32:12.347 --> 32:14.141
‫دو تا به سینه,
‫یکی به سر.

32:16.268 --> 32:17.853
‫صورتش رو هم بریده بودن.

32:18.603 --> 32:20.313
‫شبیه کارای کارتل هست.

32:21.523 --> 32:25.152
‫دشمنان زیادی داشت: کارتل,
‫سیاستمدارها, رقبای تجاری,

32:25.235 --> 32:26.319
‫اعضای خانواده؟

32:28.613 --> 32:30.282
‫ازت میخوام همه رو بررسی کنی.

32:31.283 --> 32:33.076
‫به خصوص برادرم خواکین.

33:10.322 --> 33:15.160
‫خواکین رو اخراج کردی؟
‫زده به سرت؟

34:04.668 --> 34:05.669
‫محض رضای خدا.

34:10.674 --> 34:11.550
‫هی.

34:12.592 --> 34:14.844
‫گوش کن, به کمکت نیاز دارم.

34:45.333 --> 34:46.626
‫هوند بهم گفت اینجایی.

34:50.880 --> 34:52.132
‫تلفنم رو خاموش کرم.

34:53.550 --> 34:55.302
‫میخواستم از همه چیز دور باشم.

34:55.385 --> 34:56.886
‫قبلا مادرت تو اینکار کمکم میکرد.

34:57.429 --> 34:58.555
‫موهبتی داشت.

34:59.931 --> 35:00.932
‫چی شده؟

35:01.349 --> 35:03.602
‫مادربزرگ به خاطر اینکه عمه
‫اخراجت کرده, عصبانی هست.

35:04.436 --> 35:05.729
‫منم فردا استعفا میدم.

35:05.812 --> 35:06.771
‫نه.

35:08.398 --> 35:09.357
‫نه, چی؟

35:09.899 --> 35:11.109
‫استعفا نمیدی.

35:12.944 --> 35:14.487
‫دقیقا در همان سمت بهت نیاز دارم.

35:14.571 --> 35:16.114
‫به عمت نزدیک شو.

35:18.158 --> 35:19.242
‫میخوای بری داخل؟

35:22.996 --> 35:23.913
‫نه.

35:48.188 --> 35:52.025
‫امکان نداره, آنا ماریا, گفتی میخوای مورد
‫بررسی قرارش بدی, نه اینکه اخراجش کنی!

35:52.108 --> 35:54.903
‫بهترین تصمیم رو برای آینده
‫مونارکا گرفتم, آندرس.

35:54.986 --> 35:56.321
‫بدون مشورت با من؟

35:56.738 --> 35:59.157
‫اعصاب نداری.

36:07.999 --> 36:09.250
‫سلام, خواکین.

36:11.127 --> 36:12.212
‫بیا داخل, پسرم.

36:15.799 --> 36:18.927
‫متاسفم که باید بگم خواهرت
‫دیوانه تر از پدرت هست.

36:19.552 --> 36:20.595
‫ممنون, عمو.

36:25.600 --> 36:31.106
‫به شدت تلاش کردم تا اونا
‫رو دور خودم جمع کنم.

36:31.189 --> 36:32.732
‫برای خسارتی که به من وارد کردن, خسارت بدن؟

36:32.816 --> 36:38.405
‫تا به حال فکر کردی, میگول,
‫دردی که اون کشیده....

36:38.488 --> 36:40.156
‫سلام
‫سلام, مامان.

36:42.742 --> 36:44.577
‫هرگز عدالت برقرار نمیشه...

36:44.661 --> 36:46.413
‫آنا ماریا از کنترل خارج شده.

36:47.539 --> 36:50.375
‫مگراینکه جلوش رو بگیری,
‫بدتر و بدتر میشه.

36:50.458 --> 36:53.878
‫نه, بدتر زمانی هست که گذاشتم به نقطه ای
‫برسه که نزدیک بود به کشتنم بده.

36:56.715 --> 36:58.466
‫خیال کردم, حمله قلبی داشتم.

36:59.217 --> 37:01.136
‫اورژانس به طور کلی چکاپم کرد

37:02.137 --> 37:04.055
‫و به این نتیجه رسیدن, حمله عصبی بوده.

37:05.598 --> 37:06.725
‫اما بهم کمک کرد.

37:08.977 --> 37:11.521
‫چونکه لحظه ای بود احساس کردم

37:12.230 --> 37:13.773
‫نزدیک به مرگ هستم.

37:15.066 --> 37:16.693
‫باعث شد چیزهایی رو ببینم

37:17.402 --> 37:19.112
‫از یک منظر دیگه.

37:20.739 --> 37:22.490
‫الان جایگزین هایی در نظر دارم

37:23.408 --> 37:26.286
‫که در غیر اینصورت به هیچ شکل
‫دیگه ای در نظر نمیگرفتم.

37:27.162 --> 37:29.914
‫بهش بگو به وصیت اون مرد عمل کنه.

37:29.998 --> 37:31.166
‫مدرسه چه طور بود؟

37:31.583 --> 37:32.792
‫اصلا حرفش رو نزن.

37:35.962 --> 37:36.838
‫تو؟

37:36.921 --> 37:38.173
‫کار چه طور بود؟

37:38.882 --> 37:40.467
‫اصلا حرفش رو نزن.

37:41.092 --> 37:42.260
‫نقشت چیه؟

37:46.514 --> 37:50.268
‫حمله به مونارکا از هر جهتی
‫تا سهام سقوط کنه.

37:52.353 --> 37:55.315
‫باید همین رو به مونارکا و خانوادم وارد کنم:

37:56.441 --> 37:59.819
‫حمله عصبی که درست
‫مثل سکته قلبی باشه.

38:01.529 --> 38:02.947
‫به نظر جواب میده؟

38:03.573 --> 38:04.908
‫ماجرایی مکزیکی ما؟

38:07.285 --> 38:08.369
‫انها رو بی ارزش میکنیم.

38:09.287 --> 38:10.622
‫اینقدر فشار میدیم تا خشک بشن.

38:10.705 --> 38:15.460
‫تا زمانیکه چاره ای جزء , فروش سهم هاشون
‫برای بقاء نداشته باشن.

38:15.835 --> 38:18.963
‫فکر نمیکنم آنا ماریا, آندرس
‫یا مادرت چیزی رو بفروشن.

38:19.047 --> 38:22.926
‫مگراینکه مونارکا در لبه پرتگاه
‫ورشکستگی قرار بگیره.

38:23.218 --> 38:24.344
‫همینطور میشه, عمو.

38:25.220 --> 38:28.264
‫با رابطین شما, پول اون
‫و تجربه ای که من توی شرکت دارم,

38:28.348 --> 38:29.682
‫نابودشون میکنیم.

38:29.766 --> 38:33.228
‫چوری که ندونن چه طور از
‫خودشون دفاع کنن.

38:35.814 --> 38:38.024
‫خانواده من نمیدونم با کی در افتادن.

38:38.983 --> 38:41.194
‫هر موقع که نیاز بدونم از
‫مردها استفاده میکنم.

38:41.277 --> 38:43.655
‫و وقتی کارم تمام بشه,
‫اونا رو میندازم دور.

38:45.490 --> 38:48.576
‫انا ماریا از برگشتن به مکزیک پشیمون میشه.

38:49.713 --> 39:15.091
.:: @bollbolljan_com ::.