﻿WEBVTT

00:01.480 --> 00:04.640
‫LIN28A. به اصطلاح ژن چشمه‌ی جوانی

00:04.640 --> 00:06.520
‫اونا دارن سطح بیان ژن LIN28A

00:06.560 --> 00:08.160
‫این دو مورد آزمایشی رو دستکاری می‌کنن

00:08.160 --> 00:10.480
‫- این مال عایشه‌ست و اینم...
‫- مال انسان مورد آزمایشی که

00:10.480 --> 00:12.200
‫پی.تی توی زیرزمینش حبس کرده

00:12.200 --> 00:15.320
‫اون اولین مورد آزمایشی LIN28A ما بود

00:15.320 --> 00:17.680
‫اون از خودش بهبود قابل توجهی نشون داد

00:17.680 --> 00:21.200
‫خودم رو بریدم. می‌خواستم ببینم
‫چقدر سریع خوب میشم

00:21.200 --> 00:23.120
‫تو یه جهش در کیرا رو ایزوله کردی، نه؟

00:23.120 --> 00:25.880
‫قدرت بهبودش، جهش خود تنظیمی ژنش هست

00:25.880 --> 00:28.680
‫که البته باعث سرطان نمیشه.
‫بر خلاف عایشه

00:28.680 --> 00:31.120
‫که سرطانش دستکاری شده، نه درمان

00:31.120 --> 00:33.040
‫باید بفهمیم این ویژگیش ارثیه یا نه

00:33.040 --> 00:35.680
‫می‌خوای تخمک‌هاش رو پرورش بدی؟
‫چند تا رحم جایگزین داره؟

00:35.680 --> 00:36.800
‫1300 تا برای شروع

00:36.800 --> 00:39.320
‫هر جور که بخوان از کیرا استفاده کنن،
‫به زودی اتفاق میوفته

00:39.320 --> 00:42.440
‫زندونی کردن ویرجینیا کودی،
‫همون زنی که رئیس کاستور بود؟

00:42.440 --> 00:45.440
‫- اون مسئولیت خطرناکیه
‫- ولی پی.تی فکر می‌کنه اون مرده

00:45.440 --> 00:47.880
‫- اگه بفهمه چی؟
‫- تو داری می‌میری، پی.تی

00:47.880 --> 00:50.480
‫این همه عذابش میدی تا بتونی
‫عمرت رو زیاد کنی؟

00:50.480 --> 00:53.480
‫حتی 170 سالت هم نیست.
‫همه‌اش باد هواست

00:55.880 --> 00:57.600
‫آزادم کن!

00:58.160 --> 00:59.680
‫هی بچه‌ها، من کریستال هستم

00:59.680 --> 01:01.640
‫منم بری هستم

01:04.080 --> 01:05.880
‫به کانال ما خوش اومدین

01:05.880 --> 01:08.120
‫قبل از اینکه برنامه‌ی این هفته رو شروع کنیم

01:08.120 --> 01:11.720
‫می‌خوایم یه جیغ بلند به
‫همه‌ی مشترکینمون بدیم

01:11.720 --> 01:12.960
‫چون الان تعدادشون...

01:12.960 --> 01:14.600
‫به 50 هزارتا رسیده

01:14.600 --> 01:17.520
‫وای خدای من. از همه جای دنیا

01:17.520 --> 01:20.200
‫آره، خیلی از کامنت‌های اونایی که

01:20.200 --> 01:21.520
‫خوب انگلیسی بلد نیستن
‫خوشمون میاد

01:21.560 --> 01:23.560
‫- خیلی نازن
‫- درسته

01:23.560 --> 01:27.560
‫حمایت شما به ما قدرت و شجاعت لازم

01:27.560 --> 01:30.720
‫برای ادامه‌ی روشن سازی دروغ‌های
‫بیگ کازمتیکز میده

01:30.720 --> 01:33.560
‫بگذریم، خب حالا که بحث از جشن گرفتن شد...

01:33.560 --> 01:36.320
‫امروز بهتون نشون میدیم چطوری

01:36.320 --> 01:38.680
‫جذاب، سکسی و بدون هیچ زحمتی
‫چهره‌ی خوبی برای پارتی داشته باشین

01:38.680 --> 01:42.280
‫ویژگی جالب توجه این تکنیک
‫اینه که اصلاً

01:42.280 --> 01:43.640
‫- هیچ محصول خاصی لازم نداره
‫- چی؟

01:43.640 --> 01:47.720
‫خب تنها چیزایی که نیاز دارین،
‫این نی‌های رنگی، کوچیک و بامزه‌ست

01:47.720 --> 01:48.960
‫دیشب باهاش موهام رو فر دادم

01:48.960 --> 01:53.200
‫الان دونه دونه‌ی اونا رو در میاریم

01:53.520 --> 01:55.480
‫و شوکه میشید که ببینید چطوری فرها

01:55.480 --> 01:57.440
‫موهاتون رو زیبا می‌کنن

01:58.200 --> 01:59.280
‫چی؟

02:01.720 --> 02:02.720
‫چی؟

02:11.880 --> 02:14.360
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫نگاه کردن بهش سخته

02:14.360 --> 02:17.080
‫هنوز مطمئن نیستیم چی دیدیم، کریستال

02:17.080 --> 02:18.400
‫می‌دونم، خب؟

02:18.400 --> 02:20.960
‫حتی یه متخصص پوست و مو هم
‫نمی‌دونه جریان چیه

02:20.960 --> 02:23.600
‫ولی به بری گفتم که دوستای
‫سفید پوستی دارمو خب...

02:24.680 --> 02:27.040
‫- ممنون که بهم کمک می‌کنین
‫- آره

02:27.040 --> 02:28.080
‫آره، ممنون

02:28.080 --> 02:30.640
‫خواهش می‌کنم. ولی برای چی؟

02:31.600 --> 02:32.720
‫اون مسموم شده

02:34.240 --> 02:35.640
‫با محصولات بیگ کازمتیکز

02:37.880 --> 02:39.840
‫این کجاش... کجاش گیج کننده‌ست؟

03:07.000 --> 03:11.800
‏.::  www.bolboljan.net ::.

03:17.080 --> 03:20.480
‫- سارا
‫- دایاد اومده دنبال کیرا

03:23.400 --> 03:24.960
‫صبح بخیر

03:25.760 --> 03:27.840
‫مامان، اون حالش خوب نیست

03:28.800 --> 03:30.920
‫حالت چطوره، کیرا؟

03:30.920 --> 03:33.280
‫- صبح استفراغ داشتم
‫- آره، شنیدم

03:36.960 --> 03:38.960
‫تب نداره

03:40.720 --> 03:43.360
‫نمی‌خوای که ملاقات با ریچل رو
‫از دست بدی، می‌خوای؟

03:43.360 --> 03:45.320
‫تو خیلی مریضی، عزیزم.
‫باید همینجا بمونی

03:45.320 --> 03:47.120
‫نه مامان، می‌خوام برم

04:08.520 --> 04:09.760
‫هی

04:10.800 --> 04:13.560
‫یه زنگ گردن بستن؟
‫الان دیگه گاو و گوسفند شدی؟

04:14.040 --> 04:15.040
‫نه

04:15.680 --> 04:17.280
‫نه، این تنبیه منه

04:18.240 --> 04:20.440
‫یانیس و سالوادور هردوشون
‫به خاطر من مردن

04:20.440 --> 04:22.600
‫نه، نه، نه. همه‎اش کار وستمورلند بود

04:22.960 --> 04:24.560
‫باید بیخیال اینجا بشی، ماد

04:24.560 --> 04:26.840
‫ماد، ماد، اینقدر ساکت نباش.
‫باهام حرف بزن

04:26.840 --> 04:28.400
‫حرف بزن. اهل کجایی؟

04:28.400 --> 04:30.280
‫اهل کجایی؟

04:34.000 --> 04:36.400
‫من یه دختر سیاتلی هستم، خب؟

04:37.560 --> 04:38.560
‫هیچکس بهم اهمیتی نمیداد

04:38.960 --> 04:41.960
‫برای همین اومدم اینجا
‫و چیزای حیرت آوری دیدم

04:41.960 --> 04:45.200
‫حیرت آور نیست، ماد.
‫همه‌اش دروغه

04:45.760 --> 04:47.560
‫پی.تی اونی که میگه نیست

04:47.560 --> 04:49.080
‫تو رو آزاد نمی‌کنم

04:49.080 --> 04:52.800
‫ببین، می‌دونی چه بلایی سر خواهرزاده‌ام
‫که 8 سالشه، میاره؟

04:54.400 --> 04:56.560
‫اون می‌خواد بیشتر از هزارتا از تخمک‌هاش رو باور کنه

04:56.560 --> 04:58.280
‫و اونا رو در رحم‌های جایگزین کاشت بده

04:58.760 --> 05:00.040
‫بچه‌های تجربی

05:01.200 --> 05:02.280
‫مثل یانیس

05:04.200 --> 05:06.760
‫زودباش. آزادم کن

05:08.840 --> 05:10.720
‫آزادم کن تا بتونم به خونواده‌ام هشدار بدم

05:13.120 --> 05:15.000
‫- نه
‫- نه، نه، نه، ماد!

05:15.000 --> 05:18.440
‫خواهرزاده‌ام! به خواهرزاده‌ام فکر کن!
‫خواهش می‌کنم

05:18.880 --> 05:21.760
‫- اون رفته
‫- کارت عالی بود، عزیزم

05:22.080 --> 05:23.680
‫کارت واقعاً عالی بود، عزیزم

05:24.520 --> 05:26.840
‫متأسفم، ولی دیگه باید
‫مریض بازی رو تموم کنی

05:26.840 --> 05:29.840
‫شربت ایپکاک معمولاً باعث
‫سه استفراغ بزرگ میشه

05:30.640 --> 05:33.640
‫خب چه خبره، اس؟
‫همه‌ی این کارا رو به خاطر دلفین کردیم؟

05:33.640 --> 05:36.560
‫اون از جزیره تا اینجا رو پرواز کرد
‫و خودش رو در معرض خطر قرار داد

05:36.560 --> 05:39.160
‫تا بهمون هشدار بده که
‫کیرا رو از دایاد دور نگه داریم

05:39.480 --> 05:40.960
‫اون و کسیما ژنی که اونا

05:40.960 --> 05:43.080
‫از کیرا می‌خوان رو شناسایی کردن؟

05:43.080 --> 05:45.400
‫ژن چشمه‌ی جوانی وستمورلند

05:45.400 --> 05:46.440
‫LIN28A

05:48.480 --> 05:51.840
‫شاید این همون ژنی باشه که
‫باعث میشه پوست موش دوباره رشد کنه

05:52.360 --> 05:55.520
‫دلفین میره پیش ادل و فیلکس در جنیوا

05:56.080 --> 05:58.440
‫مدارک جدیدی از رد پول نئو فرستادن

06:00.160 --> 06:02.280
‫ریچل حسابی سرش شلوغ بوده

06:02.280 --> 06:04.160
‫شرکت‌های زیرمجموعه‌ی نئولاسیون

06:04.160 --> 06:06.840
‫در بهداشت و سلامت به دستاوردهای بزرگی رسیدن

06:06.840 --> 06:08.240
‫و همچنین...

06:08.240 --> 06:09.480
‫در چند بخش دیگه

06:09.480 --> 06:11.960
‫اما شاید دلفین بتونه اینا رو برامون توضیح بده

06:12.400 --> 06:14.440
‫خیلی خب، ببینم دلفین چطور توی اینا
‫دخیل بوده

06:14.440 --> 06:17.200
‫اما اون منبعیه که کودی رو برات پیدا کرد؟

06:17.640 --> 06:19.120
‫من بیشتر از یه منبع دارم

06:20.600 --> 06:22.440
‫و خودت می‌دونی که کی بیخیال بشی

06:23.160 --> 06:25.000
‫برات چای درست کردم

06:26.680 --> 06:28.040
‫بله آرت، چه خبره؟

06:28.040 --> 06:30.840
‫شاید احمقانه به نظر برسه
‫ولی یه سرنخ پیدا کردیم

06:30.840 --> 06:32.160
‫لپ تاپ دستته؟

06:33.280 --> 06:35.400
‫خب، بلاگ ما محبوبه

06:35.400 --> 06:39.040
‫ما حقایق ناراحت کننده و ناجور زیادی
‫درمورد بیگ کازمتیکز فاش کردیم

06:39.040 --> 06:41.400
‫برای همین معلومه تلافی کردن

06:41.960 --> 06:42.960
‫آهان!

06:43.720 --> 06:45.120
‫ممنون کریستال

06:45.120 --> 06:47.560
‫آرت، جریان چیه؟

06:47.560 --> 06:50.560
‫اون مسموم شده، خب؟

06:50.840 --> 06:52.920
‫احتمالاً به دست اون نئولاسیونیست‌های سوئدی

06:53.240 --> 06:55.000
‫مثل همون روسی که موهاش ریخت وقتی

06:55.000 --> 06:56.320
‫یه بمب هسته‌ای تو چاییش ریختن

06:57.240 --> 06:59.920
‫واقعاً اینقدر لازمه؟
‫چون خیلی بی ادبه

06:59.920 --> 07:01.360
‫همیشه‌ی خدا

07:01.360 --> 07:02.920
‫خیلی خب، اون یه مأموره، مثل خودت کریستال

07:02.960 --> 07:05.320
‫خب؟ برای همین فعلاً باید
‫به حقایق بچسبیم

07:05.320 --> 07:07.640
‫گفتی یه مأمور اجرایی کازمتیک رو
‫هدف قرار دادن؟

07:07.640 --> 07:09.840
‫آره. لئونارد سیپ

07:12.200 --> 07:13.800
‫لن یه جورایی...

07:14.160 --> 07:17.120
‫یه جورایی توی صنعت، هنرمند حساب میشه

07:17.120 --> 07:18.400
‫توی یه نمایشگاه تجاری باهم آشنا شدیم

07:18.400 --> 07:20.160
‫دختر، خیلی تو کف توئه

07:20.160 --> 07:23.200
‫اون تنها مدیر عامل بلو زون کازمتیمزه

07:23.200 --> 07:25.640
‫شرکت بی‌نظیریه.
‫خیلی بااخلاقه

07:26.240 --> 07:28.720
‫آره، منم به عنوان یه منبع ازش کار می‌کشیدم

07:30.000 --> 07:32.360
‫خب که چی؟ گلوم خیلی داغه.
‫بیخیالش

07:32.840 --> 07:36.760
‫بگذریم، اون منو به یه پارتی
‫توی پنت هاوسش دعوت کرد

07:36.760 --> 07:39.040
‫اما بعدش... همون روزی که موی بری رو مسموم کردن

07:39.040 --> 07:40.520
‫دیگه بهم زنگ نزد

07:40.520 --> 07:44.040
‫دیگه به تماس‌هام و اس‌هام جواب نداد.
‫آب شد رفت تو زمین

07:44.040 --> 07:45.920
‫مطمئناً مچش رو گرفتن

07:45.960 --> 07:48.240
‫هیچکی کریستال رو ول نمی‌کنه

07:48.640 --> 07:51.800
‫اولش سخته، ولی بالاخره آدم عادت می‌کنه

07:51.800 --> 07:52.880
‫خیلی خب، بچه‌ها

07:52.880 --> 07:57.040
‫الان این کاغذ رو که تأیید می‌کنه لن سیپ

07:57.040 --> 08:00.240
‫بلو زون کازمتیکز رو به یه
‫شرکت فرعی دایاد فروخته دیدم

08:00.240 --> 08:01.600
‫همین هفته‌ی پیش بوده

08:02.400 --> 08:03.400
‫دایاد؟

08:06.720 --> 08:08.640
‫بله، آقای فرانتیناک؟

08:08.640 --> 08:10.920
‫کیرا منینگ انگار آنفولانزا گرفته

08:11.360 --> 08:12.480
‫اینو تأیید می‌کنم چون...

08:12.480 --> 08:14.840
‫اون محتویات شکمش رو
‫روی کفش‌هام خالی کرد

08:20.040 --> 08:22.720
‫آقای وستمورلند می‌خواد
‫درمان هورمونیش رو شروع کنه

08:22.720 --> 08:25.720
‫چون مریض بود، گفتم بهتره
‫که بذارم تو خونه استراحت کنه و خوب بشه

08:26.360 --> 08:29.080
‫و اینکه بیرون بردنش، اونا رو به شک نندازه

08:31.560 --> 08:33.280
‫فعلاً میذاریم استراحت کنه

08:39.040 --> 08:42.120
‫الان که یانیس مرده، شاید بهتر باشه
‫روی مسئله‌ی مهمتر تمرکز کنی

08:42.880 --> 08:44.200
‫جهش کیرا

08:44.960 --> 08:49.080
‫برای این کار، به کسیما نیاز داریم.
‫اگه اون طرف ما باشه، کیرا بهتر همکاری می‌کنه

08:49.080 --> 08:50.160
‫بذار کسیما بپوسه

08:50.480 --> 08:53.560
‫نقابت داره جدا میشه، پرسیوال

08:53.560 --> 08:55.360
‫اون درونت رو می‌بینه

08:58.520 --> 09:00.560
‫دیالیز؟

09:00.560 --> 09:03.040
‫- کلیه‌هات چه مشکلی دارن؟
‫- هیچی

09:03.920 --> 09:04.960
‫اینقدر سر و صدا نکن. برو

09:07.760 --> 09:09.000
‫نباید نگران باشم؟

09:09.000 --> 09:12.200
‫شاید در حال مرگ باشی ولی من اینجام
‫تا مطمئن بشم کشنده نیست

09:12.200 --> 09:14.000
‫یادته من کی هستم؟

09:15.400 --> 09:16.440
‫جان

09:16.960 --> 09:18.040
‫البته که یادمه

09:19.480 --> 09:21.480
‫ولی هیچ کس دیگه‌ای یادش نیست

09:22.040 --> 09:25.080
‫اگه فکر می‌کنی به افسانه
‫نیازی نداریم، دیوونه شدی

09:25.080 --> 09:27.560
‫وقتی اینا رو شروع کردم، دیوونه بودم؟

09:29.680 --> 09:32.520
‫نه، تو... جذاب بودی

09:33.320 --> 09:34.520
‫یک دانشجوی مدافع

09:34.520 --> 09:36.800
‫تو هم خیلی باهوش بودی

09:37.600 --> 09:40.720
‫ولی سال 1962 بود و تو یه زن بودی

09:40.720 --> 09:44.320
‫و چیزی که نمی‌تونستم با فکر و ذهن
‫گیر بیارم، می‌خریدم

09:44.320 --> 09:46.240
‫با پول و فریب

09:46.240 --> 09:48.160
‫مردسالاری اینطوریه

09:48.160 --> 09:49.560
‫جان، منظورت چیه؟

09:49.560 --> 09:54.400
‫فریب‌های تو، دروغ‌های تو،
‫راه حل‌های حیله گرانه‌ی کوچیکت

09:54.400 --> 09:56.840
‫همه‌اش برای به پیش بردن
‫آرمان‌های دیووانه‌وارت

09:57.440 --> 10:00.120
‫ولی تو تنها دانشمندی نبودی
‫که خریدم، بودی؟

10:06.400 --> 10:07.520
‫سوزان

10:09.040 --> 10:10.560
‫به گمونم انتظار دیدنم رو نداشتی

10:15.120 --> 10:18.840
‫از آخرین باری که هرسه تامون در
‫این اتاق بودیم، خیلی وقته می‌گذره

10:18.840 --> 10:21.560
‫تو منو از اون مزدور، فردیناند خریدی

10:21.560 --> 10:24.560
‫زندونیم کردی و ماه‌ها آب از دهنم جاری بود

10:24.560 --> 10:27.040
‫بله. من مخالف کشتار هستم

10:27.600 --> 10:30.760
‫اون نئولاسیونیست نیست.
‫اون یه دیوونه‌ست

10:31.240 --> 10:35.760
‫ما به گلچین کردن جمعیت برای

10:35.760 --> 10:37.800
‫پیشرفت ژنتیکی نژاد بشر نیازی نداریم

10:37.800 --> 10:39.360
‫خب حداقل سرعت انجامش رو که بالا می‌بره

10:40.560 --> 10:45.000
‫سی سال پیش، من کاستور و لیدا رو
‫به درخواست سوزان جدا کردم

10:45.680 --> 10:49.760
‫حالا که شما دو نفر رو آوردم اینجا...
‫فهمیدم که یه اشتباه بوده

10:52.400 --> 10:55.240
‫پیشرفت تعادل می‌طلبه

10:56.520 --> 10:58.360
‫تعادل بین نیروهای مخالف

10:58.800 --> 11:01.600
‫اصطکاکی که نباشه، آتشی هم روشن نمیشه

11:03.320 --> 11:05.120
‫خب خوش برگشتی، ویرجینیا

11:06.480 --> 11:10.360
‫کازمتیکز. چرا نئولاسیون
‫کازمتیکز رو خریده؟

11:10.360 --> 11:14.240
‫خب چون به عنوان مثال یه شرکت 700 میلیارد دلاریه

11:14.840 --> 11:17.520
‫- بیشتر دنبال پولن تا درمان سرطان
‫- گمشو

11:18.240 --> 11:19.320
‫جدی میگم

11:19.320 --> 11:21.480
‫خب حتماً یه جوری به
‫LIN28A مرتبطه

11:22.040 --> 11:24.560
‫دوباره کریستال درگیر مسئله مهمی شده؟

11:25.000 --> 11:26.320
‫خبر ندارم اون دختر چطوری این کارو می‌کنه

11:26.920 --> 11:27.920
‫واقعاً نمی‌دونی؟

11:30.640 --> 11:34.560
‫موندم کریستال می‌تونه لن سیپ رو
‫به حرف بیاره یا نه؟

11:35.520 --> 11:36.760
‫اوه، عزیزم...

11:39.400 --> 11:40.440
‫فکر خوبیه؟

11:40.440 --> 11:41.600
‫اصلاً فکر خوبی نیست

11:42.120 --> 11:44.080
‫منم اینطور فکر می‌کردم، آرتور

11:44.080 --> 11:46.360
‫ولی برای کیرا یکم وقت جور کردیم

11:46.360 --> 11:48.600
‫الان یه فرصت پیش اومده که
‫بفهمیم واقعاً چی به چیه

11:49.360 --> 11:50.800
‫راه خوبی برای ته و توهش رو در آوردنه

11:51.320 --> 11:53.880
‫اگه اونا از LIN28A استفاده کنن
‫حتماً این یارو می‌دونه

11:53.880 --> 11:56.160
‫به کریستال بگو یه قرار ملاقات
‫با سیپ برام ردیف کنه

11:56.720 --> 11:57.720
‫باشه

11:58.960 --> 12:00.000
‫سعیم رو می‌کنم

12:00.560 --> 12:02.960
‫باید سریع عمل کنیم، آرتور.
‫پس قرارش رو برای امشب بذار

12:03.600 --> 12:04.600
‫مامان؟

12:05.200 --> 12:07.200
‫یه اسم رمز جدید برای جزیره دارم

12:09.080 --> 12:10.040
‫سرزمین عجایب

12:14.320 --> 12:16.840
‫و اگه لازم باشه، ریچل رو هم فریب میدم

12:16.840 --> 12:18.600
‫نه، نه، نه

12:18.600 --> 12:20.280
‫تو امروز وظیفه‌ات رو انجام دادی

12:21.920 --> 12:23.920
‫حالا نوبت منه

12:23.920 --> 12:26.720
‫- چیه؟ از کریستال خوشت میاد؟
‫- عاشق کریستالم

12:26.720 --> 12:28.640
‫عاشقتم

12:28.920 --> 12:32.480
‫اشتباه برداشت کردی.
‫لن مثل آقای وگان کینگِ این صنعته

12:32.480 --> 12:34.000
‫اون هیچوقت حاضر نمیشه
‫شرکتش رو به دایاد بفروشه

12:34.000 --> 12:35.840
‫خیلی خب، فقط درمور همین
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم

12:35.840 --> 12:38.200
‫خب من باید باهاش حرف بزنم.
‫اون منبع منه

12:38.200 --> 12:41.000
‫تو و اون دختر استرالیایی گندش رو درمیارین

12:41.000 --> 12:43.200
‫خیلی خب، ببین کریستال، به نظرم
‫بهترین کار اینه که

12:43.200 --> 12:44.920
‫همینجا باشی و از بری حمایت کنی

12:44.920 --> 12:47.680
‫اسکات تعدادی آزمایش انجام میده
‫و باور کن، کارش رو بلده

12:50.040 --> 12:52.040
‫خیلی خب، ببین...
‫به لن زنگ بزن، خب؟

12:52.040 --> 12:53.520
‫و بهش بگو که می‌خوای بیاد خونه‌ات

12:53.920 --> 12:55.000
‫بقیه‌اش با من

12:55.600 --> 12:56.560
‫باشه، تلفنت رو بده

13:08.800 --> 13:11.360
‫تاحالا باهم ملاقات نکردیم،
‫ولی تو منو می‌شناسی

13:12.680 --> 13:14.720
‫زندونیِ قبلی رو می‌شناختم

13:15.440 --> 13:16.400
‫خواهرات رو هم می‌شناسم

13:16.680 --> 13:17.760
‫سارا و هلینا

13:17.760 --> 13:19.120
‫تو ویرجینیا کودی هستی؟

13:19.760 --> 13:23.120
‫فقط دارم اینجا رو تو ذهنم مرور می‌کنم

13:24.000 --> 13:25.200
‫این آزمایشگاه یه دوست قدیمیه

13:26.280 --> 13:28.920
‫- داری فهرست می‌گیری؟
‫- نگران نباش

13:29.600 --> 13:31.640
‫تو هنوز بی مصرف نشدی

13:34.280 --> 13:36.520
‫هنوزم پایه‌ی زیبای تحقیقات سوزانی، نه؟

13:38.280 --> 13:39.360
‫هیچوقت قبولش نکردم

13:41.680 --> 13:42.920
‫متوجه نمیشم

13:43.480 --> 13:44.520
‫خونواده‌ات...

13:44.520 --> 13:48.320
‫جهش کیرا، سلول‌های بنیادی جنینی هلینا...

13:48.320 --> 13:49.680
‫از اونا استفاده می‌کنن

13:50.720 --> 13:56.080
‫اگه یه قدم دیدگاهت رو تغییر بدی...
‫می‌تونی نقشی توش داشته باشی

13:56.760 --> 13:59.560
‫یه پروژه‌ی شخصی هست
‫که می‌تونم از کمکت استفاده کنم

13:59.560 --> 14:02.640
‫اونا در نبود من سیستم نفوذ حیرت انگیزی

14:02.640 --> 14:03.600
‫درست کردن

14:04.960 --> 14:06.920
‫رک و راست بگم، همه‌تون دیوونه هستین

14:11.240 --> 14:12.880
‫ویرجینیا کودی اینجاست؟

14:12.880 --> 14:14.640
‫آره، فرار کرده

14:14.960 --> 14:15.960
‫پی.تی اونو آورده اینجا

14:16.640 --> 14:18.800
‫نفوذ و تأثیر اون آخرین چیزیه که نیاز داریم

14:19.360 --> 14:21.880
‫پی.تی داره کنترلش رو از دست میده.
‫همه چی رو نابود می‌کنه

14:22.320 --> 14:25.560
‫- چیزی ازم پرسید؟
‫- آیرا، اون یه هیولاست

14:25.560 --> 14:27.960
‫بله، ولی اون کاستور رو خلق کرد

14:28.360 --> 14:29.480
‫به عنوان یه سلاح

14:31.200 --> 14:32.800
‫من تو رو به عنوان یه انسان بزرگ کردم

14:32.800 --> 14:34.400
‫هنوزم دوست دارم بیشتر درمورد خودم بدونم

14:37.360 --> 14:38.400
‫متأسفم

14:42.200 --> 14:43.720
‫اون شروره

14:45.160 --> 14:47.560
‫اونو زندانی کردم تا از دانشم دور بمونه

14:48.240 --> 14:50.080
‫اونوقت پی.تی دوباره اونو آورده تو کار؟

14:53.360 --> 14:55.360
‫باید همون موقع که فرصتش رو داشتم، می‌کشتمش

14:55.360 --> 14:58.200
‫سوزان، تو قاتل نیستی

14:59.960 --> 15:01.960
‫نه، همه چی هستم جز قاتل

15:04.480 --> 15:06.440
‫ولی شاید بهتر باشه
‫قاتل هم بشم

15:06.440 --> 15:07.760
‫پس در این صورت...

15:10.080 --> 15:12.040
‫بذار سعی کنم بهش نزدیک بشم

15:16.040 --> 15:18.520
‫خیلی خب، باید ازت یه نمونه خون

15:18.520 --> 15:20.680
‫برای آزمایش سموم بدنت بگیرم

15:20.680 --> 15:22.160
‫آره، بهتره پلوورت رو هم در بیاری، بری

15:23.680 --> 15:25.760
‫چیه؟ تا روش خون نریزه

15:26.720 --> 15:28.640
‫- صحیح
‫- باشه

15:28.640 --> 15:29.880
‫- ببخشید
‫- معلومه دیگه

15:37.760 --> 15:39.240
‫دکتر اسکات

15:39.240 --> 15:40.400
‫واقعاً یه دکتری؟

15:41.000 --> 15:44.480
‫- نه، ولی از وسطش ول کردم
‫- هنوزم خوبه

15:44.480 --> 15:46.360
‫موهام خیلی حساسن

15:46.360 --> 15:49.160
‫و می‌خواستم بدونم میشه کمک کنی
‫پلوورم رو در بیارم یا نه

15:49.160 --> 15:50.280
‫باشه

15:50.280 --> 15:51.320
‫- باشه

15:51.720 --> 15:53.920
‫- عالی شد
‫- شاید من...

15:53.920 --> 15:55.760
‫موهام رو بگیر تا منم درش بیارم، خب؟

15:56.240 --> 15:57.200
‫خب؟

15:57.680 --> 16:00.080
‫وای خدا. کریستال، می‌تونی...

16:00.880 --> 16:02.000
‫کریستال؟

16:07.520 --> 16:09.400
‫این رویای سالوادور بود

16:10.600 --> 16:11.720
‫ولی الان دیگه مرده

16:12.560 --> 16:14.760
‫ما به وعده‌های موسس باور داریم

16:16.320 --> 16:17.400
‫یه زندگی طولانی‌تر

16:18.920 --> 16:20.480
‫برای چشمه اومدیم

16:22.640 --> 16:23.840
‫اما چیزی جز مرگ پیدا نکردیم

16:25.640 --> 16:27.600
‫چه اتفاقی افتاد؟

16:28.560 --> 16:30.440
‫بچه‌ام بی پدر شده

16:31.320 --> 16:33.480
‫الان کجا برم؟

16:45.560 --> 16:46.840
‫سلام

16:50.120 --> 16:51.320
‫منو یادته؟

16:52.480 --> 16:53.480
‫یه جورایی

16:54.680 --> 16:57.600
‫خب وقتی سوزان تو رو ازم
‫جدا کرد، 4 سال بیشتر نداشتی

16:58.280 --> 17:00.480
‫برای همه سخت بود

17:01.000 --> 17:03.400
‫وقتی از برادرات جدات می‌کردن،
‫چقدر داد و فریاد راه انداختی

17:04.080 --> 17:06.120
‫هیچکدوم از برادرام موندن؟

17:10.480 --> 17:11.640
‫اینجا رو نگه دار

17:12.880 --> 17:15.640
‫یکی بردار. پسر خوب

17:24.640 --> 17:25.760
‫این بچه‌ها...

17:27.760 --> 17:29.600
‫اینا واسه چی هستن؟

17:30.360 --> 17:32.920
‫سوزان قطعاً تو رو با
‫دیدگاه خودش بزرگ کرده، مگه نه؟

17:35.680 --> 17:37.840
‫بعضی از خواننده‌ها رقاصن

17:37.840 --> 17:39.520
‫همه‌ی رقاص‌ها لاغرن

17:39.880 --> 17:42.960
‫پس هیچ خواننده‌ی لاغری وجود نداره

17:43.920 --> 17:44.920
‫درسته یا اشتباه؟

17:47.280 --> 17:48.680
‫علائمی از خودت نشون دادی؟

17:49.720 --> 17:50.720
‫نه

17:51.000 --> 17:52.000
‫سوزان بهت گفته؟

17:53.800 --> 17:55.000
‫کم مونده یه راه درمانی پیدا کنم

18:00.480 --> 18:02.280
‫هیچوقت سعی نکرده خوبت کنه، نه؟

18:05.720 --> 18:08.800
‫کریستال، تو بیخیال شو.
‫بهت گفتم که بسپریش به ما

18:08.800 --> 18:10.880
‫الان دیگه این مأموریت منه

18:11.280 --> 18:12.680
‫گوش کن، یه لحظه وایسا

18:12.720 --> 18:14.040
‫نمی‌دونی خودتو درگیر چی می‌کنی

18:14.040 --> 18:16.680
‫نه، شما نمی‌دونین خودتون رو درگیر چی می‌کنین

18:16.680 --> 18:20.520
‫من اول خودمو درگیر لباس پوشیدن می‌کنم.
‫بعدشم پیدا کردن حقیقت

18:20.520 --> 18:22.800
‫- خوبه، پس شورش می‌کنی؟
‫- بله، درسته

18:23.200 --> 18:26.280
‫اگه قرار باشه کسی بفهمه لن سیپ
‫یه آدم فریبکاره یا نه، اون منم

18:26.280 --> 18:28.160
‫نه، نه، لازم نیست بدونیم
‫اون یه فریبکاره یا نه

18:28.160 --> 18:30.680
‫ما باید بدونیم که چرا دایاد
‫شرکت کازمتیک رو داره می‌خره

18:30.680 --> 18:32.480
‫خوبه، پس توجه کن

18:32.480 --> 18:34.560
‫چون یه شنود با تصویر کار گذاشتم
‫و یه هندزفری تو گوشمه

18:34.960 --> 18:36.800
‫- جدی؟
‫- آره، جدی

18:37.080 --> 18:39.520
‫الان پسوردش رو بهت اس میدم

18:41.680 --> 18:42.760
‫اومد

18:44.080 --> 18:47.800
‫پس من جلودارم، شما پشتیبان.
‫باهاش کنار بیاید

18:47.840 --> 18:49.360
‫خیلی خب، قیافه‌ام چطوره؟

18:49.360 --> 18:51.200
‫آزمایش، آزمایش

18:51.200 --> 18:52.680
‫- خوشگل شدم، نه؟
‫- کریستال

18:53.240 --> 18:56.240
‫- داد نزن، صداتو می‌شنوم
‫- مراقب باش

18:56.560 --> 18:58.600
‫شاید سیپ اونی که فکر می‌کنی نباشه

19:03.080 --> 19:05.520
‫- سلام
‫- سلام کریستال

19:06.960 --> 19:08.760
‫- چی شده؟
‫- هیچی

19:11.320 --> 19:12.320
‫خوشتیپ شدی

19:18.480 --> 19:20.320
‫خب، یهویی بیخیالم شدی

19:20.320 --> 19:22.400
‫لن، چی شد؟

19:24.360 --> 19:25.480
‫عزیزم، شرمنده

19:26.480 --> 19:27.480
‫داری چیکار می‌کنی؟

19:28.520 --> 19:30.200
‫- کریستال؟
‫- نه، کریستال

19:30.200 --> 19:31.240
‫خودتو جمع و جور کن

19:33.320 --> 19:34.720
‫نبوسش

19:46.080 --> 19:47.560
‫هی کریستال، بیخیال شو دیگه

19:47.560 --> 19:49.800
‫عقب بکش، به هم اتاقیت فکر کن

19:49.800 --> 19:51.160
‫- خفه شو
‫- چی؟

19:51.160 --> 19:52.320
‫- نه، ادامه بده
‫- دست بردار

19:52.320 --> 19:53.920
‫- دست بردار، داد نزن
‫- داد نمیزنم

19:53.920 --> 19:55.720
‫- به حرف بیارش
‫- خیلی خب

19:55.720 --> 19:57.640
‫لن، حرف بزن.
‫باهام حرف بزن

19:57.640 --> 20:01.480
‫لن، چرا... به تلفنم جواب نمی‌دادی؟

20:01.480 --> 20:03.280
‫بیخیال

20:06.200 --> 20:07.240
‫ببین

20:07.880 --> 20:09.240
‫تو حرف نداری، کریستال

20:09.680 --> 20:11.840
‫- ممنون
‫- حسابی سرم شلوغ بود، خب؟

20:12.880 --> 20:14.000
‫آره، منم همینطور

20:16.320 --> 20:18.600
‫من از لحاظ احساسی خوبم

20:18.600 --> 20:21.760
‫ولی فکر می‌کردم یه رابطه‌ی خاصی داریم

20:22.200 --> 20:25.520
‫ببین، فعلاً باید کارم رو الویت بندی کنم، عزیزم

20:26.560 --> 20:27.560
‫هی

20:30.080 --> 20:31.760
‫به تازگی یه معامله بزرگ کردم

20:32.120 --> 20:33.120
‫و...

20:38.920 --> 20:40.480
‫چند روزه پارتی می‌گیرم

20:42.360 --> 20:44.080
‫- می‌خوای به پارتی ملحق بشی؟
‫- آره

20:44.080 --> 20:45.160
‫واقعاً؟

20:52.200 --> 20:54.640
‫لعنتی. عزیزم، باید جواب بدم

20:55.960 --> 20:57.080
‫الان برمی‌گردم

20:57.080 --> 20:59.280
‫خیلی خب، درمورد دایاد یه چیزی بپرون

20:59.600 --> 21:02.560
‫- چیزی نگو که تابلو باشه
‫- لن، تو شرکتت رو به دایاد فروختی

21:07.840 --> 21:08.840
‫از کجا می‌دونی؟

21:10.400 --> 21:13.480
‫چون ما خودمونی هستیم، لن.
‫مردم توی سالن آرایش حرف میزنن

21:14.280 --> 21:16.120
‫خب، نباید چیزی بگن

21:17.440 --> 21:18.880
‫تعهدنامه‌ی عدم فاش سازی اطلاعات امضا کردن

21:18.880 --> 21:20.000
‫چطور تونستی به دایاد بفروشیش؟

21:20.760 --> 21:22.480
‫اونا محصولات رو روی خرگوش‌ها آزمایش می‌کنن

21:23.360 --> 21:24.400
‫و انسان‌ها

21:28.520 --> 21:29.480
‫اینو جواب میدم

21:31.240 --> 21:32.200
‫خیلی خب

21:32.840 --> 21:35.440
‫هی کِو. سلام پسر

21:36.440 --> 21:37.920
‫خبر خوب اینه که انگار

21:37.920 --> 21:40.240
‫کسی با ایزوتوپ‌های رادیواکتیو
‫چیز خورت نکرده

21:40.240 --> 21:44.000
‫فقط یه ریزش موی ساده‌ست.
‫یکم اریتما و التهابه

21:44.000 --> 21:45.560
‫احتمالاً یه واکنش آلرژیاییه

21:45.560 --> 21:48.120
‫مسموم نشدی. کچل نمیشی

21:57.640 --> 21:58.600
‫ممنون

22:00.200 --> 22:03.520
‫اخیراً رفتم تو کف پسرای باهوش

22:03.520 --> 22:05.920
‫- کلاسیک پوش هستی؟
‫- آره

22:05.920 --> 22:07.040
‫کلاسیکی‌ترینم

22:07.360 --> 22:09.120
‫چه جالب

22:10.040 --> 22:12.240
‫خب...

22:12.600 --> 22:16.840
‫اخیراً غذای جدیدی خوردی
‫یا محصول جدیدی استفاده کردی؟

22:17.400 --> 22:18.400
‫

22:22.920 --> 22:26.200
‫خب شاید بهتر می‌بود چیزی نمی‌گفتم

22:26.200 --> 22:28.560
‫چون لین سیپ بدجور کارش درسته

22:29.120 --> 22:32.560
‫ولی یه جورایی یه مشکل کوچولو
‫با دزدن وسایل دارم

22:36.040 --> 22:37.360
‫هنوز به بودجه نرسیدم

22:38.800 --> 22:41.360
‫خیلی خب، وقتی تلفن رو قطع کرد،
‫برو سر وقتش

22:41.360 --> 22:45.360
‫آره. ازش بپرس که چرا دایاد
‫به شرکت کازمتیکز علاقمند شده

22:45.360 --> 22:49.000
‫ببین ربطی به ژنی به اسم LIN28A داره یا نه

22:49.600 --> 22:52.040
‫- LIN... چی؟
‫- 28A

22:52.040 --> 22:54.400
‫ببین کریستال، می‌دونم که از پسش برمیای.
‫بهت ایمان دارم

22:54.400 --> 22:57.120
‫فقط محض رضای خدا، زیر نافی کاری نکن، خب؟

22:58.080 --> 22:59.960
‫منم بهت تبریک میگم، داداش

22:59.960 --> 23:01.000
‫خیلی خب، خدافظ

23:02.600 --> 23:05.720
‫خب... کجا بودیم؟

23:05.720 --> 23:08.080
‫انگار یه جایی این طرفا

23:08.080 --> 23:09.920
‫یا شایدم اونجا؟

23:09.920 --> 23:11.960
‫بس کن. دست بردار

23:11.960 --> 23:14.200
‫داری عرقم رو درمیاری.
‫خیلی ازت عصبانیم

23:15.000 --> 23:18.000
‫جدی میگم. دایاد شرکت بدیه

23:18.560 --> 23:20.040
‫- آفرین
‫- تشکر

23:20.040 --> 23:23.360
‫خب، تجارته دیگه.
‫من سهامدارم

23:23.640 --> 23:26.000
‫آره، ولی چرا دایاد می‌خواد
‫یه شرکت کازمتیکز رو بخره؟

23:26.000 --> 23:28.440
‫نمی‌دونم. همونطور که نمی‌دونم چرا یه قایق می‌خرم

23:28.440 --> 23:29.560
‫چون باحاله

23:29.920 --> 23:33.640
‫لن، من تو رو خوب می‌شناسم، خب؟
‫تو یه آدم نوآوری

23:34.240 --> 23:36.960
‫با کمک هم... می‌تونیم جلوی
‫بیگ کازمتیکز رو بگیریم

23:37.480 --> 23:39.320
‫برای همینه که توی اون نمایشگاه بهم نزدیک شدی

23:39.320 --> 23:42.360
‫چون ما دروغ نمیگیم
‫و تو از ویدیوبلاگم خوشت اومد

23:42.360 --> 23:43.560
‫از ویدیوبلاگت خوشم اومد؟

23:43.880 --> 23:46.400
‫ویدیوبلاگت عالیه.
‫ویدیو بلاگ بی‌نظیریه

23:46.400 --> 23:47.920
‫از لباسی هم که پوشیده بودی خوشم اومد

23:48.880 --> 23:51.280
‫لباس خیلی خوشگلی بود

23:55.760 --> 23:56.760
‫یه دقیقه بهم وقت بده

24:01.480 --> 24:02.760
‫اون آدم هفت خطیه

24:02.760 --> 24:04.800
‫خیلی خب، یه لحظه وایسا، کریستال

24:07.720 --> 24:09.440
‫اون حتی از ویدیوبلاگم هم خوشش نیومده بود

24:10.720 --> 24:13.880
‫- بله اسکات، چی شده؟
‫- فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

24:13.880 --> 24:15.920
‫کریستال حسابی قاطی می‌کنه

24:20.560 --> 24:23.160
‫کودی از بچه‌های سالم
‫خون می‌گرفت؟

24:23.160 --> 24:25.520
‫بله، خودم دیدم چند لیتر خون گرفت

24:26.040 --> 24:28.400
‫پس این همون چیزی بود که ماد
‫توی اتاق مطالعه‌ی پی.تی آماده می‌کرد

24:28.400 --> 24:30.360
‫پارابایوسیس انجام میده

24:30.400 --> 24:31.520
‫فکر کنم

24:32.480 --> 24:34.160
‫خون جوان برای رگ‌های پیر

24:34.160 --> 24:37.080
‫هر کاری می‌کنه تا زندگی رقت انگیزش رو بیشتر کنه

24:38.160 --> 24:40.120
‫علم تأسف باریه

24:43.080 --> 24:44.760
‫ولی می‌تونیم از این استفاده کنیم

24:46.520 --> 24:48.560
‫هر فکری که تو سرت داری، سوزان...

24:49.120 --> 24:51.480
‫می‌تونیم راحت از اینجا بریم.
‫تا خونه‌ی ساحلی می‌تونم کمکت کنم بری

24:51.480 --> 24:52.920
‫تو منو بهتر از اینا ‌می‌شناسی

24:53.920 --> 24:55.680
‫اون و کودی باهم خیلی خطرناک‌ترن

25:02.240 --> 25:04.480
‫کودی گفت به یه راه درمان
‫برای کاستور نزدیک شده

25:05.200 --> 25:08.600
‫اون دروغ میگه.
‫آیرا، اون اصلاً به درمان نزدیک نشده

25:08.600 --> 25:13.160
‫بهترین ذهن برای پیدا کردن درمان
‫واسه تو، توی زیرزمین زندونی شده

25:13.840 --> 25:14.840
‫کسیما

25:16.120 --> 25:17.800
‫اون روی ماد نفوذ و تأثیر زیادی داره، نه؟

25:17.800 --> 25:19.040
‫- بله
‫- خوبه

25:19.040 --> 25:20.240
‫بهش نیاز پیدا می‌کنیم

25:22.920 --> 25:24.960
‫من برای نئولاسیون همه چی رو فدا کردم

25:26.200 --> 25:27.640
‫عزیزانم

25:28.000 --> 25:29.480
‫حتی شاید روح خودم

25:30.120 --> 25:33.640
‫اما الان، آیرا... دیگه وقتشه که نابودش کنیم

25:41.040 --> 25:43.440
‫دخترای لبنانی

25:44.400 --> 25:45.600
‫پسر، اونا خیلی جذابن

25:45.600 --> 25:46.960
‫کریستال؟

25:47.520 --> 25:48.560
‫کریستال، هنوز پشت خطی؟

25:49.200 --> 25:51.240
‫دارم می‌شاشم و بعدش میرم
‫یه لگد بزنم به تخماش

25:51.240 --> 25:53.240
‫نه، تو تخماش نزنی ها

25:53.240 --> 25:55.400
‫یه خبرایی از اسکات داریم

25:55.400 --> 25:56.920
‫بری حالش خوب میشه

25:57.400 --> 25:59.960
‫ولی وقتی شما به اون پارتیِ
‫خونه لن رفته بودین

25:59.960 --> 26:01.600
‫اون یه کرم صورت دزدیده

26:01.920 --> 26:03.480
‫خدای من. اون عجب آفتابه دزدیه

26:03.480 --> 26:05.120
‫اسکات فکر می‌کنه شاید تجربی باشه

26:05.120 --> 26:07.240
‫شاید توی کیف گل‌گلی آرایشش
‫ازش مونده باشه

26:08.160 --> 26:09.480
‫کدومش؟ یه 9 تا کیف داره

26:09.840 --> 26:11.520
‫

26:12.360 --> 26:13.480
‫خدای من

26:15.040 --> 26:16.400
‫لنی خوشگله

26:26.680 --> 26:28.520
‫- لعنتی
‫- کریستال، یه مشکلی داریم

26:28.520 --> 26:32.080
‫آره، چون من همه‌ی وسایل آرایشم رو
‫یه جا می‌ذارم ولی مال بری همه جا پخش و پلاست

26:32.080 --> 26:34.360
‫نه، نه. لن کرم رو پیدا کرد

26:37.320 --> 26:38.680
‫- کریستال
‫- اون پشت دره

26:38.680 --> 26:40.440
‫- می‌دونم پشت دره
‫- خیلی خب

26:40.440 --> 26:42.120
‫باید کاری که میگم رو بکنی، کریستال

26:42.600 --> 26:44.360
‫باید بری بیرون

26:44.360 --> 26:46.760
‫کریستال، بیا بیرون.
‫زودباش

26:50.920 --> 26:52.120
‫این چیه؟

26:53.080 --> 26:54.920
‫- تو بگو
‫- تو ازم دزدیدیش

26:54.920 --> 26:56.080
‫بری دزدیدش

26:56.080 --> 26:58.080
‫همکارم در اون ویدیوبلاگی که
‫اینقدر دوستش داری

26:58.080 --> 27:00.160
‫اون ازش استفاده کرد و الان مریض شده

27:00.480 --> 27:02.320
‫- چی توش بود؟
‫- ازش استفاده کرد؟

27:03.320 --> 27:06.120
‫یه نمونه‌ی آزمایشیه.
‫تجربیه

27:06.120 --> 27:08.840
‫خدای من! از دست شما زن‌ها!
‫چقدر احمقید!

27:14.240 --> 27:15.360
‫مریض میشم

27:16.080 --> 27:17.560
‫

27:17.560 --> 27:18.680
‫وقت گفتن حقیقته

27:19.480 --> 27:20.520
‫حرف بزن، لن

27:21.880 --> 27:25.360
‫- اگه حرف نزنی، به خدا قسم...
‫- باشه، باشه، باشه

27:25.360 --> 27:27.960
‫سیستم نفوذ پوستیه

27:28.440 --> 27:29.800
‫این چیزیه که دایاد می‌خواد

27:29.800 --> 27:31.800
‫این بزرگترین دستاورد در درمان احیایی میشه

27:32.920 --> 27:34.120
‫سیستم نفوذ پوستی؟

27:35.320 --> 27:37.120
‫می‌تونستن هر چی توش ریخته باشن

27:37.560 --> 27:38.680
‫همون LIN28A هست؟

27:38.680 --> 27:39.880
‫چی توشه؟

27:39.880 --> 27:42.000
‫- لیندا چی چی؟
‫- چی؟

27:42.000 --> 27:44.920
‫در سطح سلولی کار می‎‌کنه.
‫اون کرم نمونه‌ی آزمایشیه

27:45.280 --> 27:47.640
‫باعث شد موهای خرگوش بریزن

27:54.160 --> 27:58.200
‫نه! ریشم.
‫ریشم رو نه!

28:00.160 --> 28:02.520
‫گمشو. آره، حقته

28:22.480 --> 28:23.760
‫چه اتفاقی داره میوفته، انا؟

28:24.880 --> 28:26.480
‫یه بچه‌ی دیگه. عایشه هم مرد

28:31.200 --> 28:32.440
‫فکر می‌کردم داره بهتر میشه

28:32.840 --> 28:36.320
‫الان موسس کجاست؟
‫چرا ساکته؟

28:36.320 --> 28:37.360
‫اون این کارو باهاش کرد

28:56.960 --> 28:58.240
‫ماد

28:58.240 --> 29:00.840
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

29:01.760 --> 29:02.800
‫عایشه مرد

29:04.840 --> 29:08.760
‫وای خدای من
‫باید از اینجا بریم

29:09.240 --> 29:12.680
‫- مگه توی سیاتل خونواده داری؟
‫- اونا منو نمی‌خوان

29:13.960 --> 29:15.760
‫مطمئنم که حقیقت نداره

29:15.760 --> 29:17.520
‫- آیرا
‫- هی

29:17.920 --> 29:19.840
‫اجازه نداری این پایین باشی

29:20.840 --> 29:21.960
‫سوزان یه نقشه داره

29:21.960 --> 29:23.560
‫منظورت چیه؟

29:23.560 --> 29:26.560
‫ما می‌خوایم در برابر پی.تی بایستیم

29:26.560 --> 29:28.240
‫ولی به تو هم نیاز داریم، ماد

29:29.240 --> 29:30.760
‫- نه، نه، نه
‫- چرا

29:30.760 --> 29:32.320
‫بهت نیاز داریم

29:32.640 --> 29:34.040
‫بهت نیاز داریم

29:35.120 --> 29:38.600
‫بهت نیاز داریم که بهمون بگی
‫کِی درمانش رو انجام میده

29:39.080 --> 29:40.360
‫اون پارابایوسیس انجام میده

29:40.760 --> 29:41.800
‫پارابایوسیس ؟

29:42.840 --> 29:45.800
‫شوخی می‌کنی؟
‫اون داره از بچه‌ها خون می‌گیره؟

29:45.800 --> 29:47.200
‫نه، فقط پلاسماست

29:47.200 --> 29:52.240
‫ماد، پارابایوسیس یعنی اون داره
‫خون بچه‌ها رو می‌گیره و به خودش تزریق می‌کنه

29:52.240 --> 29:54.960
‫اون داره از همه‌ی افرادِ اینجا استفاده می‌کنه

29:54.960 --> 29:57.160
‫هر کاری می‌کنه تا عمرش رو زیاد کنه

29:57.560 --> 29:59.520
‫باید جلوش رو بگیریم

30:03.360 --> 30:05.640
‫اون جونم رو نجات داد، خب؟

30:06.440 --> 30:08.640
‫من یه معتاد رقت انگیز بودم

30:10.080 --> 30:13.120
‫من از پدر و مادرم دزدی کردم.
‫همه چی رو خراب کردم

30:13.960 --> 30:15.320
‫حتی نتونستم عین بچه‌ی آدم
‫اوردوز کنم بمیرم

30:15.320 --> 30:18.640
‫شش ماه بستری بودم

30:19.840 --> 30:21.840
‫و بعدش اینجا به هوش اومدم

30:23.680 --> 30:24.680
‫تو خونه‌اش

30:25.160 --> 30:26.160
‫حالا چی؟

30:27.640 --> 30:28.760
‫حالا شدی آلت دستش؟

30:29.440 --> 30:32.800
‫ماد، به خواست خودت اینجایی؟
‫چون من یکی که به خواست خودم اینجا نیستم

30:34.720 --> 30:36.720
‫فقط می‌خوام به پدر و مادرم بگم متأسفم

30:37.360 --> 30:38.560
‫پس به ما کمک کن

30:45.520 --> 30:46.960
‫ریچل دانکن

30:47.280 --> 30:48.640
‫عصر بخیر، ریچل

30:51.000 --> 30:52.320
‫آقای وستمورلند؟

30:52.720 --> 30:54.480
‫فکر می‌کردم از تلفن خوشتون نمیاد

30:54.480 --> 30:56.400
‫چرا کیرا هنوز به دایاد نیومده؟

30:57.360 --> 30:59.360
‫بازم که از همه چی خبر دارین

30:59.360 --> 31:03.960
‫همه‌ی دستاوردهای اخیرت بدون

31:03.960 --> 31:06.280
‫اون تیکه‌های پازل بی‌فایده هستن، نیستن؟

31:07.040 --> 31:08.320
‫بله، البته

31:10.080 --> 31:11.320
‫ترتیبش رو میدم

31:11.720 --> 31:13.480
‫بله، میدی

31:19.360 --> 31:21.080
‫الان نه، مشغولم

31:28.600 --> 31:31.840
‫چرا بهم نگفتی که از پارابایوسیس استفاده می‌کنی؟

31:33.120 --> 31:34.920
‫چون می‌دونستم که تو مردد میشی

31:35.520 --> 31:36.920
‫خون افراد بی‌گناه

31:37.240 --> 31:39.080
‫خون گیری به بچه‌ها صدمه‌ای نمی‌رسونه

31:40.320 --> 31:41.840
‫به گمونم ارزش امتحانش رو داره

31:41.840 --> 31:44.760
‫حداقل تا وقتی که جهش LIN28A آماده بشه

31:45.080 --> 31:48.040
‫ای داد. بذار کمکت کنم

31:55.480 --> 31:56.600
‫بله، خوبه

32:28.440 --> 32:29.800
‫فرزندم

32:30.600 --> 32:33.680
‫برای مدت زیادی زیرنظرت داشتم

32:34.560 --> 32:39.160
‫تو مایه‌ی تسلی بزرگی بودی، فرزندم

32:40.440 --> 32:44.480
‫حالا اون زنگ رو دربیار و خودت رو ببخش

32:50.280 --> 32:52.200
‫ممنون، قربان

32:59.720 --> 33:02.160
‫آیرا. ماد موفق شد؟

33:04.280 --> 33:08.120
‫حالت خوبه؟ داره اتفاق میوفته؟

33:12.200 --> 33:13.880
‫آیرا، حالت داره بد میشه؟

33:14.200 --> 33:15.480
‫نمی‌دونم تا آخرش دووم بیارم یا نه

33:17.040 --> 33:18.200
‫سوزان رو هم با خودت ببر

33:18.200 --> 33:21.480
‫نگران نباش. همه باهم از جزیره میریم

33:21.480 --> 33:26.480
‫من میرم سراغ شارلوت و دارو توی درمانگاه

33:26.480 --> 33:28.480
‫پس تو سوزان رو ببر به خونه‌ی ساحلی

33:28.480 --> 33:31.360
‫محض اطمینان باید اینو برداری

33:46.920 --> 33:48.040
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

33:48.040 --> 33:49.240
‫می‌دونی چرا اومدم

33:49.560 --> 33:51.240
‫اینو براش سخت‌تر نکن

33:51.240 --> 33:52.880
‫بگو افرادت کاری نکنن

33:55.800 --> 33:57.360
‫سلام عزیزم

33:59.880 --> 34:01.320
‫می‌خوای باهامون بیای بریم خوبت کنیم؟

34:01.320 --> 34:03.840
‫الان... الان دیروقته

34:05.480 --> 34:07.680
‫ما اصلاً برای ملاقات‌های شبانه موافقت نکردیم

34:08.840 --> 34:10.120
‫یه آزمایش چندگانه‌ی خوابه

34:11.080 --> 34:12.400
‫هیچ خطری نداره

34:13.560 --> 34:14.640
‫بیا

34:16.000 --> 34:18.080
‫- باشه
‫- دختر خوب

34:21.360 --> 34:23.480
‫ریچل، نگام کن

34:26.880 --> 34:29.720
‫یه روزی میرسه که بهمون نیاز پیدا کنی

34:32.800 --> 34:34.120
‫چیزیم نمیشه، اس

34:34.120 --> 34:36.960
‫فقط به مامان بگو که من
‫نوشتن داستانم رو ادامه میدم

34:46.560 --> 34:47.680
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

34:48.400 --> 34:50.720
‫- آزمایشات وستمورلند رو انجام میدادی؟
‫- من اجازه ورود به اونجا رو دارم

34:52.560 --> 34:53.760
‫- چی قایم کردی؟
‫- هی، هی، هی

34:53.760 --> 34:55.360
‫نه، نه، نه!

34:55.360 --> 34:56.760
‫- چی توش هست؟
‫- دست بردار!

34:58.120 --> 35:00.680
‫- از موش آزمایشگاهی شما بودن خسته شدیم
‫- ولم کن

35:00.680 --> 35:02.080
‫- این چیه؟
‫- نه! نه، نه

35:02.080 --> 35:03.040
‫نه، خواهش می‌کنم

35:03.480 --> 35:05.640
‫- دارویی که باعث مرگ عایشه شد؟
‫- اون داروی منه

35:05.640 --> 35:06.840
‫اون داروی منه. بهش نیاز دارم

35:06.840 --> 35:09.800
‫- کسیما!
‫- بذارین با خواهرم از اینجا بریم

35:10.120 --> 35:11.880
‫دیگه ما بچه‌ها رو نگه می‌داریم

35:11.880 --> 35:14.400
‫بله، حق دارین که از بچه‌ها محافظت کنین...

35:14.400 --> 35:15.480
‫از دست اون

35:16.760 --> 35:20.480
‫وستمورلند... 170 سالش نیست، خب؟

35:21.560 --> 35:22.840
‫ببینین، ببینین

35:23.400 --> 35:24.480
‫اون یه دروغگوئه

35:25.320 --> 35:27.840
‫این عکس اون و سوزان دانکن
‫در سال 1967ـه

35:28.280 --> 35:29.760
‫ببین، اون جوونه

35:30.240 --> 35:31.240
‫چطور ممکنه؟

35:31.560 --> 35:32.760
‫چشمه چی؟

35:33.680 --> 35:36.080
‫متأسفم، ولی چشمه واقعی نیست

35:37.040 --> 35:39.720
‫اون فریبتون داده

35:40.320 --> 35:43.160
‫می‌دونم که شنیدنش براتون سخته،
‫چون منو هم فریب داده

35:43.160 --> 35:48.480
‫حتی خونواده‌ام، دانشمندها، دولت‌ها،
‫و ارتش سراسر دنیا رو فریب داده

35:49.320 --> 35:50.680
‫اون از همه‌تون سوء استفاده کرده

35:51.000 --> 35:53.360
‫اون داره روی بچه‌هاتون آزمایش می‌کنه

35:53.360 --> 35:54.960
‫عایشه به خاطر اون مرده

35:58.120 --> 35:59.640
‫میشه لطفاً بذارین برم؟

36:06.554 --> 36:11.135
هماهنگی زیرنویس از: آرن زو
Aren.zo

36:13.360 --> 36:15.480
‫اونا دروغ گفتن. اینجا همه‌اش دروغه!

36:16.120 --> 36:17.160
‫فکر می‌کردم اون پیرمرد حقیقت رو میگه

36:27.720 --> 36:30.760
‫هزاران گفته‌ی متفاوت شنیدم

36:31.560 --> 36:32.720
‫از وردزورت

36:32.720 --> 36:33.880
‫بله

36:34.680 --> 36:36.280
‫چطور پیش رفت؟

36:38.600 --> 36:39.920
‫به آثار زیبایش

36:40.760 --> 36:45.160
‫طبیعت این روح انسانی که
‫در من جاریست را متصل کرد

36:48.640 --> 36:51.480
‫اگر این باور از بهشت فرستاده شده

36:52.040 --> 36:55.400
‫اگر این برنامه‌ی مقدس طبیعت باشد

36:58.640 --> 37:06.000
‫و دلم از این تفکر به درد آمد که
‫انسان چه راهی در پیش گرفته

37:11.080 --> 37:13.840
‫سلام ویرجینیا، چه اتفاقی داره میوفته؟

37:14.400 --> 37:16.960
‫اون می‌خواست تو رو بکشه

37:16.960 --> 37:18.040
‫نه

37:20.680 --> 37:22.600
‫می‌خواستم همه‌مون رو نجات بدم

37:32.480 --> 37:33.560
‫- کسیما؟
‫- بله؟

37:33.560 --> 37:36.160
‫خیلی از خشکی دوره، نمی‌تونم شنا کنم

37:37.200 --> 37:39.880
‫هی، هی. یه چیزی رو بهت نگفتم

37:39.880 --> 37:41.080
‫من رو قایق بزرگ شدم

37:42.400 --> 37:45.480
‫یه قطب نما و نقشه داریم

37:45.480 --> 37:47.160
‫حتی بنزین اضافی هم داریم

37:47.520 --> 37:50.080
‫امشب خیلی آرومه، می‌بینی؟

37:50.640 --> 37:51.920
‫میشه ترتیبش رو بدی؟

37:51.920 --> 37:53.040
‫ممنون

37:59.640 --> 38:00.840
‫فکر نکنم اونا بیان

38:14.880 --> 38:15.840
‫سوزان؟

38:17.720 --> 38:18.800
‫سوزان!

38:20.120 --> 38:21.960
‫سوزان، دیگه باید بریم

39:26.360 --> 39:27.440
‫همه چی رو بسوزونین!

39:29.040 --> 39:30.200
‫ریوایول دروغه!

39:31.360 --> 39:32.440
‫بچه‌ها رو از اینجا ببرین!

39:33.960 --> 39:35.440
‫همه جا رو بسوزونین!

39:35.560 --> 39:45.120
.:: @bollbolljan_com ::.

39:59.280 --> 40:00.760
‫برش می‌گردونیم

40:00.760 --> 40:02.600
‫اس، ما حمله نمی‌کنیم

40:02.600 --> 40:04.720
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

40:04.760 --> 40:08.480
‫- وای، الیسون!
‫- دستبندش رو باز کن و برو

40:08.480 --> 40:11.320
‫موش گریه کرد و خواست به خشکی برگرده

40:11.320 --> 40:13.960
‫اما فیل گفت که اون به سرزمین عجایب متعلقه

40:13.960 --> 40:16.240
‫اصلاً می‌دونی که

40:16.240 --> 40:19.280
‫چقدر مهمی؟