﻿WEBVTT

00:00.999 --> 00:20.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30.880 --> 00:33.360
شاید باورش برات سخت باشه

00:33.370 --> 00:35.161
ولی نمی‌خوام زجر بکشی

00:36.690 --> 00:38.401
اونطوری جفتمون به چشم شیء
دیده ‌می‌شیم

00:42.090 --> 00:44.300
فقط می‌خوام با یه تیر
دو نشون بزنم

01:03.201 --> 01:06.201
‫بکستر: جوی مسی همسر مظنون ماست.
‫سریعاً از خونه بیا بیرون. ما داریم میایم

01:09.410 --> 01:10.801
همه چی مرتبه، عشقم؟

01:10.810 --> 01:12.600
احتمالاً دلت نمی‌خواد حرف بزنی. مگه نه؟

01:12.610 --> 01:13.960
‫حواست به چیزای مهم‌تریه...

01:13.970 --> 01:15.229
نمی‌دونم چی اینقدر خوشحالت کرده

01:15.230 --> 01:17.600
نگه‌داری از دختره تا قبل از اینکه
بیان دنبالش بگردن

01:17.620 --> 01:19.001
قراره عذاب‌مون بده

01:19.010 --> 01:20.560
مطمئنم تو از پسش بر میای

01:20.580 --> 01:23.460
دختره توی لیست نیست

01:24.950 --> 01:27.641
نمی‌خوام مردم از هدفی که دارم
پرت بشن

01:27.650 --> 01:30.860
‫اگه دختره رو بکشم،
‫انگار جوگیر شدم

01:30.880 --> 01:32.441
غیر موجه به نظر می‌رسه

01:38.970 --> 01:40.801
نمی‌خوای جواب بدی؟

01:40.810 --> 01:42.361
اوه

01:42.370 --> 01:44.601
ولش کن. تو مهم‌تری

01:44.610 --> 01:46.761
اوه، بیا امشب فرار کنیم

01:46.770 --> 01:49.200
‫پاسپورت که آماده‌ست.
‫وسایل‌هام جمع شدن

01:49.210 --> 01:52.761
عزیزم، چی می‌شد اگه سزار
هیچوقت از رود "روبیکن" رد نمی‌شد؟

01:52.770 --> 01:55.400
‫می‌تونی بمونی و کل شب
‫از خودت بپرسی "چی می‌شد اگه..."

01:55.420 --> 01:57.201
‫ولی حقیقت اینه که...

01:57.210 --> 01:59.260
‫... تو یه سرنوشتی داری

01:59.280 --> 02:03.740
و یادت باشه تو داغون نیستی

02:03.760 --> 02:05.760
‫خداوند شیشهٔ نقشینه
‫درست می‌کنه

02:09.920 --> 02:12.200
می‌دونم باید باهاش چیکار کنم

02:12.210 --> 02:14.041
‫اوه، به من نگو.
‫چیزی به من نگو

02:14.050 --> 02:16.900
‫وقتی پیداش کردن، می‌خوام درباره‌ش
‫تو اینترنت بخونم!

02:16.924 --> 02:24.924
.:: @bollbolljan_com ::.

03:01.060 --> 03:04.021
« رگـدال »

03:29.650 --> 03:32.601
‫نه، نه، نه!

03:34.230 --> 03:35.279
‫وقتی موقعیت رو
‫جستجو کردیم

03:35.280 --> 03:36.309
بهتون خبر می‌دیم، خانوم

03:36.310 --> 03:37.360
دریافت شد

03:37.370 --> 03:38.881
پلیس‌های محلی ده دقیقه
فاصله دارن

03:38.890 --> 03:41.860
ما نیم ساعت دیگه می‌رسیم -
!بهش گفتم منتظر من بمونه -

03:41.880 --> 03:43.761
‫کسی به حرفم گوش نمی‌ده!

03:43.770 --> 03:45.800
!گاز بده دیگه -
دارم سعی می‌کنم -

03:50.970 --> 03:52.240
هوم

04:37.250 --> 04:38.401
‫بی‌خیال تو رو خدا...

04:43.860 --> 04:45.839
بازرس لیک ادموندز
آخرین بار

04:45.840 --> 04:47.921
‫تو موقعیت شما دیده شده.
‫ساختمون رو بررسی کنید

04:47.930 --> 04:49.159
تمام -
زیرزمین رو چک می‌کنم -

04:49.160 --> 04:50.449
‫دریافت شد.
‫من بیرون خونه رو چک می‌کنم

04:50.450 --> 04:52.321
‫چایی، قهوه، نوشیدنی الکلی‌ای چیزی
‫میل دارین؟

04:52.330 --> 04:54.250
یکم شراب "جیکوبز کریک" چطور؟

04:54.270 --> 04:55.480
نه، مرسی، خانوم

04:56.540 --> 04:58.510
‫بذارین من باز کنم.
‫قلق داره

05:07.090 --> 05:09.000
‫مواظب باشین نیفتین
‫گردن‌تون بشکنه

05:23.690 --> 05:25.841
این داخل چیه؟

05:43.500 --> 05:45.400
‫مرسی برای وقتی که گذاشتین، خانوم مسی

05:53.930 --> 05:55.241
دیوارا ضخیمن

06:09.450 --> 06:12.660
‫ویکی تیبز از پلاک 26 اومده بود.
‫تی و سفید‌کننده می‌خواست

06:12.680 --> 06:14.560
اینطوری کوین رو خوشحال می‌کنه

06:14.570 --> 06:16.121
باید یکم قلیاب برام بخری

06:16.130 --> 06:18.519
فروشگاهی که تو جاده کمربندیه
هنوز باید باز باشه

06:18.520 --> 06:20.121
‫همیشه کارها رو می‌اندازی
‫لحظه آخر

06:20.130 --> 06:22.259
سر بنزین هم داستان همینه -
باید گرفتگی لوله رو باز کنم -

06:22.260 --> 06:23.520
داره جرم می‌گیره

06:23.530 --> 06:26.281
چون اخیراً از سر تنبلی، جنازه‌ها رو
از توالت دور می‌ریزی

06:26.290 --> 06:27.810
‫"دنیس نیلسن" رو اینطوری دستگیر کردن

06:27.820 --> 06:34.560
‫هیچوقت من رو با "نیلسن"،
‫"باندی"، "دامر"،

06:34.570 --> 06:38.321
منحرفای جنسی، آدمای آشغال
مقایسه نکن

06:38.330 --> 06:40.201
اینطوری احمق دیده می‌شی

06:40.210 --> 06:41.801
ببخشید، تامی

06:41.810 --> 06:44.961
این کارو نمی‌کنم چون
حس خوبی می‌ده

06:44.970 --> 06:48.079
‫زندگی وحشتناک، وحشیانه و کوتاست. درسته

06:48.080 --> 06:49.449
مردم قبلاً می‌فهمیدن

06:49.450 --> 06:51.630
‫و بعد یه نابغه‌ای تصمیم گرفت که

06:51.640 --> 06:54.440
ما هممون مستحق زندگی
بدون ترس هستیم

06:54.460 --> 06:58.041
و حقیقت و عدالت دود شدن
رفتن تو هوا

06:58.050 --> 07:00.380
چون ترس ضروریه، جوی

07:00.410 --> 07:03.640
کاری که من دارم می‌کنم ضروریه

07:03.641 --> 07:05.801
آره

07:07.550 --> 07:08.601
‫ای خدا!

07:15.570 --> 07:17.180
پلیس‌های می‌گن هیچ ردی از

07:17.200 --> 07:19.080
بازرس ادموندز تو ساختمون
پیدا نکردن

07:19.090 --> 07:21.880
...خودشونن. می‌خوای -
راهتو ادامه بده -

07:37.250 --> 07:39.441
‫تو "عصر روشنگری"، خائن‌ها رو

07:39.450 --> 07:42.360
دار می‌زدن، رو زمین می‌کشیدن و
مثله می‌کردن

07:42.370 --> 07:43.620
‫پلیس!

07:45.010 --> 07:46.900
مردهای محکوم روی زمین کشیده می‌شدن

07:46.920 --> 07:50.700
‫روده‌هاشونو در می‌آوردن و
‫جلوی چشاشون می‌‌سوزوندن

07:52.820 --> 07:55.161
‫کمکم کنین!

07:55.170 --> 07:57.561
چیزی پیدا نکردی؟ -
طبقه بالا کسی نبود -

07:59.810 --> 08:01.641
زیرزمین

08:05.060 --> 08:06.320
چراغ‌قوه رو بده من

08:10.200 --> 08:11.560
چیزی اونجا هست؟

08:11.580 --> 08:13.241
نه، خانوم

08:19.370 --> 08:21.920
‫این خونه نباید زیرزمینی
‫به این کوچیکی داشته باشه

08:23.890 --> 08:27.250
جلاد رو تاندون‌های دست و پا

08:27.260 --> 08:28.560
برش‌هایی می‌زد

08:28.570 --> 08:30.129
‫تا وقتی اسب‌ها شروع به
‫کشیدنش می‌کردن

08:30.130 --> 08:33.161
دست و پا از بالاتنه جدا می‌شدن

08:37.170 --> 08:39.201
‫اینجا یه دره.
‫باید این داخل باشه

08:50.290 --> 08:52.760
هل بده. فنرداره -
ادموندز؟ -

08:55.220 --> 08:56.230
‫ادموندز!

09:22.120 --> 09:25.241
...بکستر، کمک -
چیزی نیست -

09:27.060 --> 09:29.020
هی، هی، چیزی نیست

09:30.900 --> 09:32.620
حالت خوبه؟

10:00.220 --> 10:02.600
حالتون خوبه؟

10:02.610 --> 10:03.780
شما حالتون خوبه؟

10:03.800 --> 10:05.120
خانوم، چیزی شده؟

10:26.660 --> 10:29.761
یالا

10:34.130 --> 10:36.360
‫"ناتوانی "

11:38.100 --> 11:39.220
‫"کتاب مقدس"

11:42.260 --> 11:43.369
داشتم به محاکمه فکر می‌کردم

11:43.370 --> 11:45.881
♪ کارایی که ما برای عشق می‌کنیم ♪

11:45.890 --> 11:47.369
‫... و فهمیدم که تو اونجا نبودی

11:47.370 --> 11:48.401
نمی‌تونستم تحمل کنم

11:48.410 --> 11:50.360
‫منو می‌ترسوندی.
‫همون نیتن همیشگی نبودی

14:02.530 --> 14:03.799
صرفاً جهت بایگانی

14:03.800 --> 14:06.280
‫11 تا عکس پولاروید از جوی مسی
‫نشون می‌دم که

14:06.290 --> 14:08.020
هرکدوم تاریخ دست نوشته شده دارن

14:08.040 --> 14:09.320
و همه‌شون در بازه زمانی 4 ساله

14:09.340 --> 14:12.140
‫به یک صندوق پستی در
‫"پالمرز گرین" فرستاده شدن

14:12.930 --> 14:15.040
اینطوری احساس می‌کردم
رو زندگیم کنترل دارم

14:16.740 --> 14:19.480
‫نمی‌تونستم تو خونه نگه‌شون دارم و
‫باید به صورت پولاروید می‌بودن

14:19.500 --> 14:21.521
چون توماس گوشیم رو چک می‌کرد

14:21.530 --> 14:22.761
حسودی می‌کرد؟

14:22.770 --> 14:24.201
افکار قدیمی داشت

14:28.000 --> 14:31.040
‫بعضی از این عکس‌ها،
‫خیلی حال‌بهم‌زنن

14:31.930 --> 14:33.441
زخمی داری؟

14:35.340 --> 14:37.680
‫توماس پرستار زندان بود.
‫خودتون که می‌دونین

14:37.690 --> 14:39.480
هر روز با زخم سطحی سر و کار داشت

14:39.490 --> 14:41.830
‫با دزدیدن پسر یکی از
‫قربانی‌هاش، آلیسا ایرلی،

14:41.840 --> 14:43.281
‫ازش اخاذی کرد

14:44.410 --> 14:46.520
‫دنیل یادشه تو ماشینی که باهاش
‫دزدیده شده بود

14:46.540 --> 14:49.561
‫جسد انسان و صورت‌های زخمی
‫وجود داشت

14:49.570 --> 14:51.721
حتی یادشه بوی استون حس کرده بود

14:51.730 --> 14:55.280
‫شما میکاپ آرتیست‌ها ازش برای پاک کردن
‫سیلیکون از پوست استفاده می‌کنین

14:55.300 --> 14:57.000
داری می‌گی من فریب‌شون دادم؟

14:57.020 --> 14:58.920
‫درک می‌کنم اگه برای خلاص کردن خودت
‫از یه رابطه سمی

14:58.930 --> 15:01.660
به‌عنوان یه اهرم فشار
چنین کاری کرده باشی

15:01.680 --> 15:04.170
‫ولی اگه بتونیم ماشینی که دنیل باهاش
‫دزدیده شده بود رو شناسایی کنیم

15:04.180 --> 15:05.400
می‌تونه شروع خوبی باشه

15:05.410 --> 15:08.921
‫فکر کنم برای خانومایی مثل تو
‫جایگاه خاصی تو جهنم باشه

15:08.930 --> 15:10.401
هوم

15:12.460 --> 15:17.180
‫چسبی که رو بدن آندریا وایلد بود،
‫کاملاً با پوستش جور بود

15:18.040 --> 15:20.540
پرونده‌ی مشتری‌های ثابتم رو
تو خونه نگه می‌داشتم

15:21.560 --> 15:23.640
و توماس هم مخترع بود

15:23.650 --> 15:25.280
می‌تونست هر کاری کنه

15:25.300 --> 15:26.721
انگار خیلی بهش افتخار می‌کنی

15:27.420 --> 15:28.800
همینطوره

15:28.810 --> 15:30.860
‫ولی مردی که عاشقش بودم،
‫دیروز مُرد

16:19.130 --> 16:20.841
برای هر قتل یه بهونه‌ای داره

16:20.850 --> 16:22.300
‫هیچ مدرک فیزیکی‌ای وجود نداره که
‫ثابت کنه

16:22.310 --> 16:24.560
‫جوی توی این اعمال خشونت‌آمیز
دست داشته

16:24.570 --> 16:26.601
‫نه دوربینی، نه چشمی دری.
‫اون از درد کشیدن مردم لذت نمی‌بره

16:26.610 --> 16:28.239
‫ضمناً، رفته بود بیرون
‫چیپس بخره

16:28.240 --> 16:29.840
بذارین با حرفی که خودش زد
شروع کنیم

16:29.850 --> 16:32.881
‫جوی حتی یه بار هم
‫قاتل بودن شوهرش رو رد نکرد

16:32.890 --> 16:36.250
‫عکس‌های پولاروید ثابت می‌کنن که مسی
‫ خشن و سوء استفاده گر بوده

16:36.270 --> 16:38.940
‫پیش هر هیئت منصفه‌ای هم بری
‫غیر این نمی‌شنوی

16:38.960 --> 16:40.799
ببخشیدا ولی یه خانوم دیگه باید چیکار کنه تا

16:40.800 --> 16:42.121
اینجا بهش باور کنن؟

16:43.160 --> 16:46.340
‫اون کاملاً با ما همکاری کرده.
‫نمی‌تونیم زیاد اینجا نگهش داریم

16:46.360 --> 16:50.160
‫خانوم، توماس مسی یه جامعه ستیزیه که
‫چیزی برای از دست دادن نداره

16:50.170 --> 16:52.241
‫فقط با استفاده از خانومش،
‫می‌تونیم پیداش کنیم

16:52.250 --> 16:54.260
‫تو تمام فرودگاه‌ها،
‫ایستگاه‌های قطار

16:54.270 --> 16:57.080
‫و بنادر، مامور داریم.
‫زیاد طولی نمی‌کشه

16:57.100 --> 16:58.440
مسی فرصت داشت فرار کنه

16:58.467 --> 16:59.920
‫ولی فرار نکرد
‫دقیقاً مثل رُز

16:59.930 --> 17:01.940
‫به‌جاش، دیده شده که رُز،
‫با در اختیار داشتن اسلحه گرم

17:01.960 --> 17:03.139
سعی داشته به‌زور
وارد خونه‌ام بشه

17:03.140 --> 17:04.339
از کجا اسلحه گیر آورد؟

17:04.340 --> 17:06.841
‫تمام کسایی که این شغل رو دارن،
‫خوب می‌دونن از کجا اسلحه پیدا کنن

17:07.520 --> 17:09.520
‫ببینین. اگه رُز رو
‫از بازی خارج کنیم،

17:09.530 --> 17:12.640
‫مسی انگیزه اصلیش برای
‫مجازات رُز رو از دست می‌ده

17:12.650 --> 17:15.240
‫بعدش شدیداً تحریک می‌شه
‫از کشور فرار کنه

17:15.270 --> 17:16.609
ما هم تمام خروجی‌ها رو
پوشش دادیم

17:16.610 --> 17:18.540
دلیلی برای دستگیری رُز نداریم

17:18.560 --> 17:20.110
رُز متهمه به کمک

17:20.130 --> 17:22.241
و ‫همدستی در قتل مارک هوپر

17:22.250 --> 17:24.121
‫و همچنین متهمه به انحراف دادگاه

17:24.130 --> 17:25.601
خودش همه رو اعتراف کرد

17:25.610 --> 17:27.281
ببینین. اگه موضوع روابط عمومیه

17:27.290 --> 17:29.600
رُز نفر آخر توی لیست کشتاره

17:29.610 --> 17:31.841
‫اگه بمیره، مسی برنده می‌شه.
‫چطور به نظر میاد؟

17:31.850 --> 17:34.001
شاید مرگش بدترین
نتیجه ممکن نباشه

17:35.780 --> 17:38.920
‫همونطور که گفتی،
‫با مرگ رُز، ماموریت مسی تموم می‌شه

17:38.930 --> 17:41.880
بعدش خیلی سریع
میفته تو مشت ما

17:42.810 --> 17:44.200
رسماً می‌خواین بفرستینش تو گور

17:44.220 --> 17:46.401
‫تو دوستشی.
‫راستشو بگو

17:46.410 --> 17:48.401
‫از رفتارش چشم پوشی کردی؟

17:50.000 --> 17:53.680
‫کسی به توانایی‌های تو شکی نداره.
‫تو برای چیزهای بزرگی مقدر شدی

17:53.690 --> 17:56.161
بعضی وقت‌ها باید دندون
رو جیگر بذاریم

17:56.170 --> 17:57.881
تو آبروی این پرونده‌ایی

17:57.890 --> 18:00.620
می‌خوام امشب تو تلویزیون
آروم و بااعتمادبه‌نفس باشی

18:00.650 --> 18:03.540
به‌خاطر رُز همه چی رو خراب نکن

18:09.400 --> 18:11.930
می‌خوای صبحونه سفارش بدم؟

18:11.950 --> 18:12.961
‫نون "بیگل" می‌خوری؟

18:14.100 --> 18:16.880
برو بیرون -
باید بگم، اینجا دفتر منه -

18:18.330 --> 18:19.801
یه دقیقه بهت وقت می‌دم

18:33.130 --> 18:35.369
برای نظارت محیط بیرونی
خونه‌ی مسی

18:35.370 --> 18:37.399
دوتا افسر نیاز داریم

18:37.400 --> 18:40.161
‫پزشکی قانونی هنوز داره زیرزمین رو
‫برای پیدا کردن اثر انگشت بررسی می‌کنه

18:45.530 --> 18:47.659
ما می‌دونیم که از یه خانوم

18:47.660 --> 18:50.840
در رابطه با قتل‌های رگدال

18:50.860 --> 18:52.420
از اونجایی که بازداشت نشده

18:52.440 --> 18:55.980
احتمالاً در حال حاضر
مظنون به حساب نمیاد

19:05.370 --> 19:06.560
حالت چطوره؟

19:06.570 --> 19:07.839
رُز می‌دونه چه اشتباهی تو

19:07.840 --> 19:09.681
ایالات متحده کردم

19:10.690 --> 19:12.081
ازم اخاذی کرد

19:12.090 --> 19:15.280
‫من کارتم رو بهش دادم.
‫اینطوری دیروز از بازداشت فرار کرد

19:15.290 --> 19:16.349
ای خدا

19:16.350 --> 19:18.049
‫لطفاً بگو به‌خاطر مرفین
‫داری این حرفارو می‌زنی

19:18.050 --> 19:19.460
‫اگه می‌خوای متهمم کنی،
‫موردی نداره

19:19.470 --> 19:21.440
‫ولی پرستار همین الان بهم گفت

19:21.450 --> 19:23.201
‫رُز دقیقاً پشت در اتاقم منتظره

19:23.210 --> 19:25.060
‫اونجا نگهش دار.
‫به حرف بگیرش

19:30.980 --> 19:34.001
‫ببخشید که دیشب تو شرایط
‫دردسر سازی قرارت دادم

19:34.010 --> 19:35.561
برو به جهنم

19:36.610 --> 19:38.241
یه بمب دست‌ساز تو خونه بکستر
پیدا کردم

19:38.250 --> 19:40.521
اونوقت آوردیش بیمارستان؟

19:40.530 --> 19:42.761
اول خنثی‌اش کردم

19:42.770 --> 19:44.079
به نظرم قرار نبود اصلاً منفجر شه

19:44.080 --> 19:45.439
دود محفظه‌اش که به مشامم رسید

19:45.440 --> 19:47.120
تصاویر قوی‌ای دیدم

19:47.140 --> 19:48.460
اوه، چقدر علمی حرف زدی

19:48.480 --> 19:50.401
به نظرم آرام‌بخشیه که اسپری می‌شه

19:50.410 --> 19:52.620
‫همون ترکیبی رو داشت که
‫مسی روی چسب‌هاش استفاده می‌کنه

19:52.640 --> 19:55.160
‫منظورم اینه، حسش منو یاد...

19:55.170 --> 19:56.801
شبی که آندریا وایلد رو کشت؟

19:58.130 --> 19:59.500
آره

20:00.130 --> 20:01.841
بکستر توی لیست نیست

20:01.850 --> 20:03.201
‫مسی نمی‌خواد بکشتش

20:03.210 --> 20:06.140
...اگه داره از همون آرام‌بخش استفاده می‌کنه -
آره -

20:06.160 --> 20:07.880
‫فکر کنم به‌عنوان طعمه
‫می‌خواد ازش استفاده کنه

20:07.890 --> 20:10.200
‫مجبورم کنه برم سراغش تا
‫گیرم بندازه

20:10.220 --> 20:12.500
چیکار می‌کنی، رُز؟

20:12.520 --> 20:15.281
‫تو فراری هستی.
‫چاره‌ای نداری

20:15.290 --> 20:17.209
‫پلیس‌هایی که بیرون دارن نگهبانی می‌دن،
‫خوشامد قهرمانانه‌ای بهم گفتن

20:17.210 --> 20:18.961
‫اصلا فکر نکنم تو پایگاه اطلاعات پلیس
‫گزارش شده باشم

20:18.970 --> 20:22.440
‫به گمونم بکستر رو می‌فرستن سراغم

20:22.450 --> 20:23.880
‫فکر می‌کنن قشقرق به پا نمی‌کنم

20:23.890 --> 20:25.241
برای همین اینجایی

20:25.250 --> 20:27.761
‫می‌دونستی به بکستر زنگ می‌زنم.
‫خودتم همینو می‌خواستی

20:29.400 --> 20:31.640
بمب رو پیش خودت نگه‌دار

20:32.570 --> 20:34.280
از انگورت هم لذت ببر

20:34.300 --> 20:35.500
بهم زنگ بزن

20:43.000 --> 20:46.840
‫آره، دوتا سر قطع شده
‫تو زیرزمین خونه‌ی مسی پیدا کردیم

20:52.920 --> 20:53.961
باید استراحت کنی

20:53.962 --> 20:55.401
رُز می‌دونست بهت خبر می‌دم

20:55.410 --> 20:57.801
‫خودش می‌خواست.
‫ببخشید

20:57.810 --> 20:59.260
اون چیه؟

20:59.280 --> 21:02.860
‫بمب دست‌سازیه که رُز امروز صبح
‫تو خونه‌ات پیدا کرد

21:04.200 --> 21:05.659
طراحیش مثل همونیه که
روز مرگ اریک ترنر

21:05.660 --> 21:07.879
پیدا کردیم -
منتها رُز فکر می‌کنه -

21:07.880 --> 21:09.681
‫با آرام‌بخش مسلح شده
‫نه مواد منفجره

21:09.690 --> 21:12.220
‫مسی می‌خواد زنده گیرت بیاره تا
‫به‌عنوان طعمه استفاده کنه

21:13.850 --> 21:15.881
خانوم، چراغی که تو زیرزمین بود رو
پیدا کردین؟

21:15.890 --> 21:17.480
‫"سی‌اس‌آی‌اس" نتونست
‫چیزی پیدا کنه

21:17.490 --> 21:18.761
خب، یه چراغ نارنجیه

21:18.770 --> 21:21.460
همین که دید داره چشمک می‌زنه
دست از کار کشید

21:21.480 --> 21:24.040
‫مسلماً خانومش خبر اومدن
‫پلیس‌های محلی رو بهش داد

21:24.050 --> 21:25.841
چراغ ثابت شد؟

21:25.850 --> 21:29.000
آره بعد از اینکه پلیس‌ها رفتن -
پس صدای رفتنشونو شنیدی -

21:30.180 --> 21:34.360
‫وقتی من و فینلی رسیدیم،
‫چراغ دوباره چشمک زد؟

21:34.370 --> 21:36.001
‫می‌تونی بگی: "نمی‌دونم"

21:36.010 --> 21:37.600
‫نه!

21:37.620 --> 21:39.840
‫نه، نزد. همین مدرکه دیگه

21:39.850 --> 21:41.740
وقتی شما رسیدین، جوی خونه نبود

21:41.760 --> 21:43.280
پس نمی‌تونست هشدار بده

21:43.300 --> 21:46.820
لیک، تو بخش مخفی زیرزمین
حتی یه اثر انگشت هم

21:46.840 --> 21:48.620
از جوی پیدا نکردیم

21:48.640 --> 21:49.689
هیچی. نه حتی یه تار مو

21:49.690 --> 21:52.441
اصلاً به دیوار جعلی هم دست نزده بود -
باشه ولی می‌دونست -

21:52.450 --> 21:53.960
‫باشه؟ می‌دونست!

21:53.970 --> 21:55.220
من بودم که داشتم شکنجه می‌شدم

21:55.240 --> 21:57.161
‫نمی‌فهمم چرا کسی بهم گوش نمی‌ده!

22:00.810 --> 22:02.161
من باورت دارم

22:02.170 --> 22:04.321
ولی کاری از دستم بر نمیاد

22:09.700 --> 22:11.600
‫رُز...

22:19.600 --> 22:20.681
خوشت اومد؟

22:20.690 --> 22:22.049
‫یه ماشینی می‌خواستم که
‫دستگاه ضبط داشته باشه

22:22.050 --> 22:24.041
دیوونه شدی؟ -
نوار کاست دوباره مُد شده -

22:24.050 --> 22:25.950
‫نوستالژی فراموش شده‌ی
‫دهه‌ی 90 هست

22:25.970 --> 22:27.841
از ادموندز اخاذی کردی

22:27.850 --> 22:30.089
‫بعد جوری زهره‌شو ترکوندی تا
‫مجبور شم همه کارامو ول کنم

22:30.090 --> 22:32.080
تا فقط بتونی توماس مسی رو
بکشونی تو یه بیمارستان؟

22:32.100 --> 22:33.369
همه چی تحت کنترلمه -
جداً؟ -

22:33.370 --> 22:35.299
‫هیچی تحت کنترلت نیست.
‫بی بند و باری

22:35.300 --> 22:37.129
‫داری دوباره تمام اشتباهاتت رو
‫تکرار می‌کنی!

22:37.130 --> 22:39.640
با مسی توافق کردی چون باور نداشتی

22:39.660 --> 22:41.299
‫ما بدون تو نمی‌تونیم
‫هوپر رو دستگیر کنیم!

22:41.300 --> 22:42.961
بیخیال. هوپر از کنترل
خارج شده بود

22:42.970 --> 22:44.579
مردم قراره بمیرن چون تو
سر یه ماموریت

22:44.580 --> 22:46.460
!مرگ یا افتخاری -
افتخار؟ -

22:46.480 --> 22:48.900
‫سوار هوندا سیویک اسهالی رنگ
‫مدل 93‌ام

22:48.920 --> 22:51.380
‫می‌دونی این کارت محاکمه رو
‫به خطر می‌ندازه!

22:51.400 --> 22:53.320
مسی هرچی که درباره قتل
می‌دونه رو

22:53.330 --> 22:54.600
داخل سیستم زندان
یاد گرفته

22:54.620 --> 22:56.920
می‌تونه بقیه عمرشو اون تو بگذرونه و

22:56.940 --> 22:59.310
‫به همه بگه چطور قتل عام کنن!

22:59.330 --> 23:01.920
‫هر اتفاقی که بعد از دستگیر کردنش می‌افته،
‫به من مربوط نیست

23:01.940 --> 23:05.480
‫به تو مربوطه درک کنی اون قرار نیست
‫تغییر کنه!

23:05.510 --> 23:07.040
‫اون نسخه انسانی
‫فاجعه چرنوبیله

23:07.060 --> 23:09.159
‫محض رضای خدا،
‫کفش 5 انگشتی می‌پوشه!

23:09.160 --> 23:10.750
‫نباید به حال خودش ولش کرد!

23:12.170 --> 23:14.360
‫من نمی‌تونم انتخاب کنم
‫چی درسته و چی غلط

23:14.370 --> 23:16.360
ببین. ببخشید که تو وضعیت
خطرناکی قرارت دادم

23:16.380 --> 23:17.401
حالا بهتره بری یه جای امن

23:17.410 --> 23:18.879
خودم حله‌ش می‌کنم -
رُز، کجا می‌ری؟ -

23:18.880 --> 23:21.460
کجا میری رُز؟ -
میرم مشکل رو حل کنم -

23:21.480 --> 23:23.481
کجا میری؟

23:23.490 --> 23:24.769
از ماشین پیاده شو، بکس -
بگو ببینم -

23:24.770 --> 23:26.760
مشکلت چیه؟
چرا ترجیح می‌دی بمیری تا

23:26.770 --> 23:28.641
اینکه بهم بگی جریان چیه؟

23:29.940 --> 23:31.960
‫نمی‌دونی چقدر برام سخت بود
‫بهت دروغ بگم

23:31.970 --> 23:33.440
ولی حس کردم این تنها راهیه که

23:33.450 --> 23:35.150
جلوی نابود شدن دوباره‌ی
زندگیم رو بگیرم

23:35.160 --> 23:36.609
‫گوش کن ببین چی می‌گی.
‫این حرفا از ضربه روحیت نشات می‌گیره

23:36.610 --> 23:39.540
‫تو محتاج کمکی، نیت.
‫باید گوش می‌کردم

23:39.550 --> 23:41.561
‫نیازای خودم رو در اولویت گذاشتم.
‫بهت نیاز داشتم

23:41.570 --> 23:44.161
بذار باهم ترتیب مسی رو بدیم -
گوش نمی‌دی. تموم شده -

23:44.170 --> 23:46.721
اون آندریا رو کشت، جوئل رو کشت -
با من بیا اداره -

23:46.730 --> 23:49.440
‫کلیدا رو بده من!
‫اسلحه رو بده!

23:55.180 --> 23:57.300
بگو که صدای آژیر آمبولانسه

23:58.480 --> 23:59.720
درخواست پشتیبانی کردم

23:59.730 --> 24:01.390
هنوز جزئیات رو نمی‌دونن -
!نه -

24:04.100 --> 24:06.200
پس بهم فرصت ندادی

24:06.220 --> 24:07.820
‫فرصت ندادی!

24:11.730 --> 24:14.401
‫رُز، وانیتا اصلاً براش مهم نیست که بمیری

24:14.410 --> 24:16.280
می‌خواد بمیری تا

24:16.290 --> 24:18.519
‫از توافقت با مسی
‫چیزی ثبت نشه

24:18.520 --> 24:20.800
‫اینکه خوبه، بکس.
‫متوجه نیستی؟

24:20.810 --> 24:22.160
‫اگه مسی رو بکشم،

24:22.180 --> 24:24.041
دوشنبه برمی‌گردم پشت میز کارم

24:24.050 --> 24:26.601
وانیتا هم نیازی نیست
چیزی بدونه

24:26.610 --> 24:28.700
یه رازیه بین ما

24:30.920 --> 24:32.880
‫"بین مایی" وجود نداره

24:32.890 --> 24:34.801
‫اصلاً "مایی" وجود نداره

24:34.810 --> 24:38.140
حقیقت، حقیقت تنها چیزیه که
می‌تونه نجاتت بده

24:41.130 --> 24:42.881
‫گندش بزنن! لعنتی!

24:48.050 --> 24:49.280
‫می‌کشمش!

24:50.900 --> 24:52.620
‫من فقط به همین درد می‌خورم!

24:54.130 --> 24:56.001
‫پس کلیدا رو رد کن بیاد!

24:58.290 --> 25:00.161
‫گفتم کلیدا رو بده!

25:11.320 --> 25:13.920
نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه -
برام مهم نیست -

25:39.090 --> 25:40.360
چه آدم شیادیه

25:40.380 --> 25:42.840
باورم نمی‌شه این اتفاق
برام افتاده

25:43.920 --> 25:45.520
یا خدا

26:03.770 --> 26:05.000
می‌دونستم زنگ می‌زنی

26:05.020 --> 26:06.550
بکستر کجاست؟ جاش امنه؟

26:06.570 --> 26:07.969
از بیمارستان منو رسوند اداره

26:07.970 --> 26:09.600
فینلی از آی سی یو اومده بیرون

26:09.620 --> 26:11.040
فقط برای همین زنگ نزدی

26:11.050 --> 26:12.441
جوی مسی رو به حال خودش
ول کردن

26:12.450 --> 26:16.161
‫تو یه متل بهش اقامت دادن تا
‫"سی‌اس‌آی‌اس" کارش تو خونه‌اش تموم شه

26:16.170 --> 26:17.719
‫آدرسش رو می‌فرستم.
‫تحت نظر بگیرش

26:17.720 --> 26:18.921
ببین قدم بعدیش چیه

26:18.930 --> 26:21.321
‫اون هنوز بهترین فرصت ما
‫برای دستگیر کردن مسیه

26:21.330 --> 26:24.280
همیشه می‌گفتم این کار
فقط یه مرد نمی‌تونه باشه

26:24.300 --> 26:26.801
‫راستی، درباره بمب دست‌ساز
‫درست گفتی. آرام‌بخشه

26:26.810 --> 26:28.761
چرا بهم کمک می‌کنی؟

26:35.050 --> 26:36.280
آرایشت اوکیه؟

26:36.300 --> 26:38.960
دنبال یکی می‌گردیم تا
جای جوی مسی کار کنه

26:38.970 --> 26:43.840
‫پنج، چهار، سه، دو...

26:43.850 --> 26:47.440
امروز سربازرس امیلی بکستر
به ما ملحق شده

26:47.460 --> 26:49.240
امیلی، آیا مردم
به‌خاطر کمبود تجربه

26:49.260 --> 26:52.041
در بخش مدیریت دارن می‌میرن؟

26:52.050 --> 26:53.160
ببخشید؟

26:53.180 --> 26:56.840
خب، آیا به پلیس فشار اومده تا
فعالیت‌شون رو خیلی سریع گسترش بدن؟

26:56.850 --> 26:58.649
خودتم می‌دونی، من نیومدم
در این مورد صحبت کنیم

26:58.650 --> 27:01.680
‫ولی به نظرت، برای مرگ
‫آندریا وایلد و شهردار، ری ترنبول،

27:01.690 --> 27:04.200
یه توضیح به مردم بدهکار نیستی؟

27:04.210 --> 27:06.419
ببین. می‌دونم خیلیا از روند
پیشرفت این تحقیقات

27:06.420 --> 27:08.520
ناامید شدن

27:08.530 --> 27:10.900
‫خب، ببخشید ولی شبیه
‫سیاستمدارا صحبت می‌کنی

27:10.920 --> 27:13.521
منظورم اینه، واقعاً خشم عموم رو
درک می‌کنی؟

27:13.530 --> 27:14.801
بله

27:14.810 --> 27:17.490
‫چون منم دیگه درمونده شدم،
‫عصبانیم

27:17.510 --> 27:19.350
...می‌ترسم -
پس منطقیه که بگیم -

27:19.360 --> 27:21.481
تو هم حس می‌کنی
خارج از توانته. خوبه

27:21.490 --> 27:23.241
اومدی اینجا

27:23.250 --> 27:25.480
‫تا در رابطه با این پرونده
‫اسم نفر دومی رو...

27:25.500 --> 27:27.200
‫اگه شبیه سیاسمتدارا
‫به نظر رسیدم

27:27.210 --> 27:28.469
‫دلیلش اینه، در یه جایگاهی
‫ قرارم دادن که

27:28.470 --> 27:30.601
اساساً قدرتی ندارم

27:33.100 --> 27:35.740
‫می‌دونی، مکتشف، "پیر برزا"،

27:35.760 --> 27:39.880
کشوری که بابا بزرگم توش به‌دنیا اومد رو
مستعمره خودش کرد

27:39.900 --> 27:42.561
برزا با تمام پادشاهان محلی
یه بازی رو انجام داد

27:42.570 --> 27:44.260
‫جفت دستاشو
‫جلوشون مشت می‌کرد

27:44.280 --> 27:46.660
تو یه دست، یه تیکه پارچه داشت

27:46.680 --> 27:48.361
‫و تو اون یکی،
‫ یه گلوله

27:48.370 --> 27:51.601
‫می‌گفت: " این مرد سفید
‫دوتا دست داره

27:51.620 --> 27:53.800
‫یکی دست جنگ و
‫دیگری دست داد و ستد"

27:54.730 --> 27:57.201
‫"دوست دارین با کدوم دست بدین؟"

27:57.210 --> 28:00.840
من در جایگاهی قرار دارم که باید
همون انتخاب

28:00.850 --> 28:02.680
خسته‌کننده رو تکرار کنم

28:04.020 --> 28:06.520
ساکت و بی تفاوت ادامه بدم

28:06.530 --> 28:09.721
یا حرف بزنم و خودم شاهد
نابود شدن زندگیم باشم

28:09.730 --> 28:12.840
‫ولی وقتی پلیس
‫محافظت از خودمون،

28:12.841 --> 28:14.121
به‌عنوان یه سازمان رو
نسبت به

28:14.140 --> 28:16.700
‫محافظت از مردم
‫در اولویت قرار می‌ده

28:16.720 --> 28:18.460
‫ دیگه جای تصمیم‌گیری باقی نمی‌مونه

28:18.480 --> 28:21.539
آیا پلیس می‌خواد اسم نفر دومی که
در پرونده رگدال نقش داره رو

28:21.540 --> 28:22.579
از عموم مخفی کنه؟

28:22.580 --> 28:26.550
‫نیتن رُز هم برای خودش و
‫هم برای دیگران تهدید حساب می‌شه

28:26.560 --> 28:29.721
‫این مرد ضربه‌ی روحی عمیقی خورده

28:29.730 --> 28:32.340
‫و این حق رو داره که
‫پاسخگوی جرایمش باشه

28:32.360 --> 28:34.240
‫اگه دیدینش،
‫فاصله‌تون رو حفظ کنین

28:34.260 --> 28:36.720
‫با 999 تماس بگیرین.
‫مرسی

28:36.740 --> 28:38.961
بالاخره یه جواب سر راستی گرفتیم

28:38.970 --> 28:40.200
مرسی

28:40.220 --> 28:43.680
پیش‌بینی شده بود دریا برای
ماهی‌گیری آروم باشه

28:43.690 --> 28:46.481
ولی طوفان جدیدی تو اروپا
داره شکل می‌گیره

28:51.260 --> 28:54.760
‫خیلی خب، دوباره لایو می‌شیم.
‫سه، دو، یک...

29:39.160 --> 29:40.760
‫آدم باید خوش بگذرونه...

29:40.770 --> 29:45.340
‫من فقط تا وقتی که تحقیقات پلیس
‫تموم شه، اینجا می‌مونم

29:45.360 --> 29:48.241
‫نیتن رُز هم برای خودش و
‫هم برای دیگران تهدید حساب می‌شه

29:48.250 --> 29:51.360
‫این مرد ضربه‌ی روحی عمیقی خورده

29:51.370 --> 29:53.630
‫و این حق رو داره که
‫پاسخگوی جرایمش باشه

29:53.650 --> 29:57.641
‫اگه دیدینش، فاصله‌تون رو
‫حفظ کنین و با 999 تماس بگیرین. مرسی

30:25.770 --> 30:27.881
‫اگه می‌خوای جون بکستر رو نجات بدی...

30:27.890 --> 30:29.660
درباره چی صحبت می‌کنی؟

30:31.450 --> 30:33.000
باهاش چیکار کردین؟

30:34.680 --> 30:38.320
‫نصف شب برو.
‫تنها و بدون پلیس

30:38.340 --> 30:39.961
تامی نمی‌خواد بکشتش

30:39.970 --> 30:42.921
‫ولی وقتی مجبور به انجام کاری بشه که
‫باب دلش نیست،

30:42.930 --> 30:46.281
به روش کثیفی انجامش می‌ده

30:51.001 --> 30:54.081
‫"استودیو متروکس"

32:03.740 --> 32:06.250
‫تو استودیوی تلویزیونی‌ای که جوی مسی
‫کار می‌کرد، منتظرتم

32:06.260 --> 32:07.380
تنها بیا -
چی؟ -

32:07.410 --> 32:10.881
‫رُز، بکستر گم‌شده.
‫کسی نمی‌دونه کجاست

32:10.890 --> 32:13.001
‫اینجاست.
‫مسی دزدیده‌تش

32:13.010 --> 32:15.400
فقط تنها بیا. باشه؟
بدون نیروی پشتیبانی

32:15.410 --> 32:16.880
!نه -
لطفاً -

32:16.890 --> 32:18.561
جوی مسی بهم گفت تنها بیام

32:18.570 --> 32:20.300
تو این مورد حق با تو بود

32:20.320 --> 32:23.681
‫فقط برای اینکه تحریکت کنه،
‫بکستر رو می‌کشه

32:23.690 --> 32:25.670
تنها بیا

32:43.490 --> 32:44.721
.‫بکس..

32:44.730 --> 32:46.160
حالت خوبه؟

32:46.180 --> 32:47.361
‫بس کن! اسلحه رو بنداز کنار

32:48.610 --> 32:50.000
خودم به حسابش رسیدم

32:50.010 --> 32:52.173
با کاتر ترتیبش رو دادم -
تنهایی؟ -

32:52.190 --> 32:54.121
آسیب ندیدی؟ -
بس کن! اسلحه رو بنداز -

32:54.130 --> 32:56.760
...بیخیال. اینقدر -
احمق نباشم؟ -

32:56.780 --> 32:58.300
من که نمی‌خواستم ماشه رو بکشم

32:58.320 --> 32:59.961
من هیچوقت سعی نمی‌کنم
بهت آسیبی بزنم

32:59.970 --> 33:01.760
تو نابودم کردی

33:03.380 --> 33:04.780
اینطوری نگو

33:06.240 --> 33:07.480
‫بیا...

33:12.650 --> 33:14.160
به خودت دستبند بزن

33:23.010 --> 33:24.881
امیلی، چیکار کردی؟ -
ببندش -

33:24.890 --> 33:26.179
همون رفتاری که با مسی داشتم رو

33:26.180 --> 33:28.000
با تو هم می‌خوام داشته باشم -
این کارو نکن -

33:28.020 --> 33:30.369
‫خودت رو به نرده ببند.
‫دستاتو ببر پشتت

33:30.370 --> 33:31.639
‫خواهش می‌کنم.
‫نیازی به این کار نیست

33:31.640 --> 33:33.160
‫معلومه که نیازه!
‫فقط اینطوری می‌تونی

33:33.170 --> 33:34.699
...مثل قبل شی -
نمی‌خوام مثل قبل شم -

33:34.700 --> 33:37.200
‫چرا، می‌خوای.
‫این حرفو نزن

33:37.220 --> 33:39.441
اگه دوسم داری، کار درست رو بکن

33:46.340 --> 33:48.280
این دفعه میای ملاقاتم؟

33:51.170 --> 33:52.580
آره

34:15.860 --> 34:17.480
بیا بازداشتم کن

34:19.410 --> 34:20.881
‫بذار این مرد بره.
‫قرارمون همین بود

34:25.920 --> 34:27.881
چه حسی داری، نیتن؟

34:27.890 --> 34:29.000
‫ای حرومزاده!

34:29.010 --> 34:33.441
می‌دونی، خوشحالم که بالاخره
کار درست رو انجام دادی

34:33.450 --> 34:36.320
‫خب، می‌دونستم برای نجات هیچ کسی
‫حتی خودت، حاضر به انجام چنین کاری نیستی

34:36.340 --> 34:37.950
‫ولی برای اون انجامش می‌دی...

34:37.970 --> 34:39.401
تا جبران کنی

34:41.730 --> 34:42.881
‫امیلی...

34:46.330 --> 34:47.641
می‌دونی این چیه؟

34:48.650 --> 34:50.121
هوم؟

34:53.530 --> 34:55.689
استفاده کن تا این مرد
زنده بمونه

34:55.700 --> 34:57.001
بهش آسیبی نمی‌رسونم

34:57.010 --> 34:59.761
توش چیه؟ -
پاراکوات، علف‌کش -

34:59.770 --> 35:01.209
با شیمی سرت رو
درد نمیارم

35:01.210 --> 35:03.481
نباید تاثیری روی تصمیمت
داشته باشه

35:04.410 --> 35:05.960
‫نزن! نزن!

35:05.980 --> 35:08.801
‫شنیدی چی می‌گه؟
‫رُز می‌خواد این مرد بمیره

35:08.810 --> 35:10.420
‫ولی تو اصلاً شبیه رُز نیستی!

35:10.440 --> 35:12.760
‫امیلی، تو پلیس خوبی هستی!

35:12.770 --> 35:14.401
‫از اون دسته از قهرمانایی که
‫زیاد درباره‌شون می‌شنویم!

35:14.410 --> 35:16.961
‫برای نجات یه آدم بی‌گناه
‫هر کاری می‌کنی!

35:16.970 --> 35:18.360
‫بزن!

35:18.380 --> 35:20.480
بکس، نکن

35:20.490 --> 35:23.841
‫اسپری نکن. بکس. امیلی

35:23.850 --> 35:26.841
‫نیازی نیست!

35:26.850 --> 35:28.081
بکس

35:29.330 --> 35:31.321
مصرف کن. یالا

35:31.330 --> 35:35.620
‫بکس! بکس! امیلی! بکس!

35:35.630 --> 35:37.841
‫خواهش می‌کنم!
‫خدای من!

35:42.310 --> 35:43.320
‫هی، هی!

35:43.330 --> 35:45.420
باید نفست رو کنترل کنی

35:45.440 --> 35:47.680
الان دیگه پاراکوات وارد ریه‌ات شده

35:47.700 --> 35:50.561
داره تو کیسه هواییش پخش می‌شه

35:50.562 --> 35:53.480
‫آره و اکسیژن این فرایند
‫داغ و سوزان رو تسریع می‌کنه

35:53.500 --> 35:55.990
‫با هر نفس، تاول‌های بیشتری
‫می‌ترکن

35:56.010 --> 35:57.660
ریه‌اش پُر از مایع می‌شه

35:57.680 --> 36:01.841
قراره حس کنه انگار تو آتیش
داره غرق می‌شه

36:01.850 --> 36:06.469
‫می‌دونی، می‌خواستم تأثیرات
‫خوردن طلای ذوب شده رو بازسازی کنم

36:06.470 --> 36:11.360
فقط اینطوری بیشتر طول می‌کشه تا بمیره

36:13.300 --> 36:17.161
‫حالا، فکر نمی‌کنم نیروی پشتیبانی
‫خبر کرده باشی

36:18.100 --> 36:19.439
نه، معلومه نکردی

36:19.440 --> 36:21.481
‫چون در اون صورت،
‫مجبور می‌شدی حقیقت رو بگی

36:24.770 --> 36:26.959
می‌دونی، این صدا قراره یکم
ناراحت کننده باشه

36:26.960 --> 36:29.401
‫آخرین حسی که از دست می‌ده،
‫شنواییه

36:29.410 --> 36:31.841
پس، 40 دقیقه وقت داری که
معذرت خواهی کنی

36:37.770 --> 36:41.600
‫یعنی، چند نفر فرصت پیدا می‌کنن تا بگن

36:41.610 --> 36:45.081
‫به مجازاتی رسیدن که دقیقاً
‫مستحقش هستن

36:45.090 --> 36:48.761
‫اگه قبل از اون بمیرم،
‫مجازات حساب نمی‌شه

36:48.770 --> 36:50.761
تو وقتی من بگم، می‌میری

36:54.450 --> 36:56.121
این کارو نکن

36:57.020 --> 36:58.340
بس کن

36:58.360 --> 36:59.410
‫یا خدا!

37:19.500 --> 37:20.521
‫امیلی!

37:22.330 --> 37:23.881
‫یه افسر صدمه دیده!
‫همین الان آمبولانس بفرستین

37:23.882 --> 37:26.240
‫بهش اکسیژن وصل نکنین.
‫فهمیدی؟

37:26.260 --> 37:28.620
‫پاراکوات استنشاق کرده.
‫علف‌کشه

37:28.630 --> 37:29.801
بهش دیالیز وصل کنین

37:32.370 --> 37:35.760
‫گندش بزنن! دستبندم رو
‫روی میز جا گذاشتم

37:35.780 --> 37:38.540
بیا. از اینا استفاده کن

37:39.620 --> 37:41.480
‫کلیدا تو جیب بکستر هستن

37:42.770 --> 37:44.560
بیا. بیا. بیا

37:47.770 --> 37:48.900
!بمون سر جات -
ولش کن -

37:48.920 --> 37:51.361
به شرایط اضطراری رسیدگی کن -
!نه! می‌کشنش -

38:02.940 --> 38:06.580
بیا. بیا. بیا

38:08.810 --> 38:10.961
بیا. بیا

38:24.700 --> 38:26.220
متاسفم

38:29.250 --> 38:31.060
خیلی متاسفم

39:39.960 --> 39:42.040
‫نه، نه، نه!

39:42.050 --> 39:43.649
‫کاملاً اشتباست.
‫این چیه پوشیدی؟

39:43.650 --> 39:47.040
‫باید خودتو جای "مارتا اوانز"
‫جا می‌زدی

39:47.060 --> 39:49.320
متولد 13 ژوئیه سال 1972

39:49.340 --> 39:51.600
من نمیام، تامی -
چرا، میای. احمق بازی رو بذار کنار -

39:51.620 --> 39:53.039
ساعت 6:17 به

39:53.040 --> 39:54.761
به "مارسی" پرواز داریم -
متاسفم -

39:55.890 --> 39:59.361
ما از هم فاصله گرفتیم

39:59.370 --> 40:00.641
از کی؟

40:00.650 --> 40:03.140
‫یه نگاه به خودت بنداز، عزیزم.
‫کلاه‌گیست بد شده

40:03.160 --> 40:05.760
تمام تلاشم رو کردم تا
ازت حمایت کنم

40:05.780 --> 40:07.481
ولی تو همه چی رو به باد دادی

40:07.490 --> 40:09.840
من ازت محافظت کردم

40:09.860 --> 40:13.400
هیچی تو اون خونه وجود نداره که
متهمت کنه

40:13.410 --> 40:15.321
اونوقت من گند زدم. آره؟

40:16.380 --> 40:19.400
‫فکر می‌کردم آدم درست
‫این کاری ولی...

40:21.450 --> 40:23.260
باید بیشتر تلاش کنی

40:24.320 --> 40:25.600
خیلی بیشتر

40:25.620 --> 40:28.800
با چه جراتی به من خیانت کردی

40:28.810 --> 40:30.841
نمی‌تونم باقی عمرم فراری باشم

40:30.850 --> 40:33.150
تو توالت ایستگاه قرار
موهامو رنگ کنم

40:33.170 --> 40:34.950
‫درحالی که بقیه اینجا
‫با خودشون بگن:

40:34.970 --> 40:37.720
‫"چه اتفاقی برای اون
‫چیزه، رگدال، افتاد؟

40:37.730 --> 40:40.360
‫کشت و کشتار متوقف شد؟"

40:40.370 --> 40:41.841
نمی‌خوام ناپدید شم

40:41.850 --> 40:44.590
می‌خوای از پا در بیای؟ -
می‌خوام دیوونه شم -

40:44.600 --> 40:48.001
‫تو کس خاصی نیستی.
‫هیچی نیستی

40:48.010 --> 40:51.620
و هیچکس کاری که
من کردم رو فراموش نمی‌کنه

40:53.610 --> 40:55.820
این دیگه قضاوتش با منه

41:47.040 --> 41:50.940
‫[سه ماه بعد]

42:04.560 --> 42:06.329
با "یوروپل" صحبت کردی؟ -
آره -

42:06.330 --> 42:09.240
هنوز نشونه‌ای از رُز نیست

42:09.260 --> 42:11.960
‫هنوز فکر می‌کنه
‫"مهمونی شبانه کجاست؟"

42:11.970 --> 42:13.561
فرصت‌های زیادی تو آلمان براش
فراهم می‌کنه

42:13.570 --> 42:17.281
چقدر صریح بود -
این جمله برا یه مسابقه نوشیدنیه -

42:17.290 --> 42:19.841
امروز تو قهوه‌ام ویسکی ریختم

42:23.130 --> 42:24.300
اوه

42:25.300 --> 42:26.520
باشه -
ببخشید -

42:26.530 --> 42:29.440
‫می‌خواستم به یکی بگم که
‫ برنگرده بهم بگه: "بهت که گفته بودم"

42:29.460 --> 42:30.761
بی‌خیالش می‌شم

42:30.770 --> 42:32.820
عالیه

42:32.840 --> 42:34.120
چیزی نیاز داشتین بگین، خانوم

42:36.530 --> 42:38.161
از یه چیزی سر در نمیارم

42:38.170 --> 42:41.220
رُز از کجا می‌دونست
جوی مسی تو اون متل اقامت داره؟

42:45.200 --> 42:47.820
‫نمی‌دونم...

42:47.840 --> 42:49.080
شاید خود مسی بهش گفته

42:49.090 --> 42:53.281
شاید بخشی از بازی
بوده باشه

42:53.290 --> 42:54.441
ببخشید، خانوم

42:54.450 --> 42:57.321
‫تو "ساری کیز"
جنایت ناموسی شده

42:57.330 --> 42:59.009
اصلاً نمی‌دونم کجاست

42:59.010 --> 43:00.149
‫فکر کنم یه بار که
‫مست بودم و

43:00.150 --> 43:02.161
‫تو اتوبوس خوابم برده بود،
‫از اونجا رد شده باشم

43:04.100 --> 43:06.081
‫ادموندز، با هم میریم

43:06.090 --> 43:07.660
باشه

43:30.330 --> 43:32.200
یه لحظه

43:34.220 --> 43:35.620
بازرس ادموندز هستم

43:35.640 --> 43:37.800
‫لئو روسو ام.
‫حالت چطوره؟

43:37.810 --> 43:41.560
کاپیتان؟ خوبم. مرسی

43:41.580 --> 43:43.739
‫ببین. چند ماه پیش از
‫گروهبانی به نام نیتن رُز

43:43.740 --> 43:46.660
از لندن، تماسی دریافت کردیم

43:46.680 --> 43:49.535
رُز بهتون زنگ زد؟
برای چی؟

43:49.540 --> 43:51.640
نائومی گرین

43:51.660 --> 43:53.480
اوه

43:53.510 --> 43:55.330
امیدوارم رُز بهتون
زحمت نداده باشه

43:55.350 --> 43:58.580
نائومی دیگه با پرونده‌ی اینجا
مرتبط نیست

43:58.600 --> 44:02.281
خب، ببین. یه پیشرفتی داشتیم

44:37.050 --> 44:39.200
‫جسد تو صندوق عقب
‫به قدری تجزیه شده بود که

44:39.220 --> 44:41.360
‫قابل شناسایی...

44:42.920 --> 44:47.241
‫"آلمان، هامبورگ"

44:53.970 --> 44:56.249
‫می‌دونی وقتی کشیده شدی تو دریا
‫باید چیکار کنی؟

44:56.250 --> 44:58.569
اگه برخلاف جهت موج شنا کنی، می‌میری -
به نظرت "فاوست" واقعیه؟ -

44:58.570 --> 45:01.300
من با آسودگی خاطر می‌میرم -
تقصیر منه -

45:01.310 --> 45:03.299
چه حسی بهت می‌ده؟ -
!آقای هوپر -

45:23.290 --> 45:24.760
یه دست دیگه بازی کنیم؟

45:24.784 --> 45:38.784
.:: @bollbolljan_com ::.