﻿WEBVTT

00:02.852 --> 00:06.346
...از وقتي "مري" ملکه‌ي اسکاتلند، يه بچه بود

00:06.842 --> 00:10.145
انگليسي‌ها کشورش و تاج و تختش رو ميخواستن

00:12.026 --> 00:15.090
اون براي ازدواج با پادشاه بعدي فرانسه
...به اونجا فرستاده شد

00:15.097 --> 00:19.923
تا خودش و مردمش رو نجات بده، وصلتي که بايد از اون
...محافظت کنه

00:19.924 --> 00:22.770
...ولي نيروهايي هستن که بر عليه اون توطئه ميکنن

00:22.771 --> 00:26.574
نيروهاي تاريکي، نيروهاي شيطاني

00:26.608 --> 00:29.187
سلطنتش طولاني باد

00:29.904 --> 00:31.225
...آنچه گذشت

00:31.226 --> 00:34.991
اون شنيده که داشتن درباره‌ي موجودي که در جنگل‌ها
زندگي ميکنه صحبت ميکردن. بهش خون ميدن

00:34.992 --> 00:37.995
،مزاحم يه قرباني‌کردن شدي
که اونا با مهربوني باهاش برخورد نميکنن

00:37.996 --> 00:40.665
اون "اليويا دِ آمنکورت" ـه. چند ماه پيش قبل
از اينکه برسي رفت

00:40.700 --> 00:43.801
فرانسيس از رفتنش ناراحت شد؟" -
آره. همين‌طور بود -

00:43.836 --> 00:47.071
ميخواي من با "فرانسيس" ازدواج کنم؟
تو حتي منو دوست نداري

00:47.106 --> 00:48.973
تو رو بيشتر از ملکه‌اي که نميتونم
کنترل کنم دوست دارم

00:49.041 --> 00:51.809
تو خيلي کمتر از من درباره‌ي خواسته‌هاي
فرانسيس" ميدوني"

00:51.844 --> 00:54.119
چيزي بين شما دو تا اتفاق افتاده؟ -
متوقفش کردم -

00:54.120 --> 00:55.090
ميخوام اون بره

00:55.091 --> 00:56.291
دارم روش کار ميکنم -
!الان -

00:56.314 --> 00:59.026
!ميخوام همين الان بره -
مري"! اون ميمونه همين و بس" -

00:59.051 --> 01:02.686
و "فرانسيس" تو رو داره. چرا بايد جاي
ديگه‌اي رو نگاه کنه؟

01:09.127 --> 01:13.597
تو يکي از اونايي. تو يه اژدهايي، ميدوني که

01:13.598 --> 01:16.933
يه بدهي داري و پرداختش خواهي کرد

01:17.068 --> 01:20.471
يه نفر رو براي قرباني کردن انتخاب کن

01:20.538 --> 01:23.874
و اگه نکنم چي؟

01:23.941 --> 01:26.476
اون موقع ما برات انتخاب ميکنيم

01:26.543 --> 01:27.963
!نــــه

01:30.943 --> 01:43.943
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:44.728 --> 01:46.896
!"فرانسيس"

01:46.963 --> 01:50.633
ببخشيد -
همه‌جا رو دنبالت گشتم -

01:50.701 --> 01:52.234
کجا داشتي با عجله ميرفتي؟

01:52.303 --> 01:54.970
پدرم داره از پاريس برميگرده
کالسکه‌ـش داره ميرسه

01:55.038 --> 01:56.972
ميشه همراهت بيام؟ -
خوشحال ميشم -

01:58.241 --> 02:01.710
چطوري؟
اين تازگي زياد نديدمت

02:01.778 --> 02:04.479
،هر وقت پدرم نيست
کل درباريا هجوم ميارن به سمت من

02:04.547 --> 02:08.077
،موقعي که شاه حاضر برنگشته
از شاه آينده نظر ميخوان

02:08.084 --> 02:10.559
و جريان بغرنج اون پسر قصاب

02:10.560 --> 02:11.820
آره، آره

02:11.887 --> 02:15.256
ما داريم سعي ميکنيم که خانواده‌ـش رو پيدا کنيم
تا بتونيم برش گردونيم

02:15.291 --> 02:17.759
اين دليل اين نيست که
زياد نميبينمت

02:18.443 --> 02:21.891
تو در مورد لحظاتي که
با هم داشتيم احساس بدي داري؟

02:21.892 --> 02:24.399
احساس کردم که بايد در مورد احساساتم
باهات رو راست باشم

02:24.467 --> 02:26.935
من از صداقتِت ممنونم

02:27.002 --> 02:29.904
،من ميتونستم از اين صداقت‌ها
بيشتر توي زندگيم استفاده کنم

02:29.939 --> 02:32.907
اگه اون قراره که همسرت بشه
بايد بهش اعتماد کني

02:32.942 --> 02:34.709
اميدوارم بتونم

02:34.743 --> 02:37.912
،الان اونه که صادقانه رفتار نميکنه
نه من

02:37.947 --> 02:40.448
پيچيده به نظر مياد

02:43.359 --> 02:46.461
اگه يه وقتي ميخواستي
...به يکي که ازش مطمئني عشق بورزي

02:47.688 --> 02:50.323
...کسي که فقط تو رو ميخواد

02:50.726 --> 02:53.227
ميدوني کجا پيدام کني

03:05.606 --> 03:08.541
خب؟ -
دارم تلاشم رو ميکنم -

03:08.576 --> 03:11.644
براي يه دختري مثل تو چقدر بايد سخت باشه
که با يه مرد همبستر بشه؟

03:11.679 --> 03:13.313
اون به "مري"‌ احساس داره

03:13.348 --> 03:16.116
ميخواي آبروت بره؟

03:16.150 --> 03:18.585
ميخواي يه عروسي بزرگ و بچه‌هايي داشته باشي
...که هميشه ساکت باشن

03:18.619 --> 03:20.754
و پشت سرت بهت بگن "فاحشه"؟

03:20.788 --> 03:22.622
پس خودت رو ملکه‌ي بعدي فرانسه کن

03:22.623 --> 03:24.690
احساس"؟ جانِ من؟"

03:26.994 --> 03:30.748
"به ما ملحق شو "کنا
ما داريم ميريم به شاه خوشامد بگيم

03:31.577 --> 03:35.847
"خيلي دلفريب به نظر ميرسي، "کنا
براي خر کردن کي اينطوري لباس پوشيدي؟

03:35.881 --> 03:38.082
...هيچکس، من فقط

03:38.117 --> 03:41.153
،کنا" نميتونه بخاطر اينکه واقعاً دلفريب ‌ـه"
دلفريب به نظر برسه؟

03:41.187 --> 03:43.255
و تو دلفريب هستي

03:44.690 --> 03:46.691
خوبي از خودته

03:46.725 --> 03:49.194
ميخوام در مورد خودم و شاه بهشون بگم

03:49.228 --> 03:50.795
ولي بايد صبر کني

03:50.863 --> 03:53.397
تو اونو يه مدتي نديدي، ميفهمم

03:53.431 --> 03:56.267
اون داشت با "دايان" خدافظي ميکرد

03:56.301 --> 04:00.872
اون بخاطر من رابطه‌ـش با اون رو تموم کرد -
فقط ميخوام که مراقب باشي -

04:00.873 --> 04:02.721
به نظر مياد شاه به راحتي نظرش عوض ميشه

04:02.722 --> 04:04.641
و تو هنوز ملکه رو داري
که باهاش کشمکش کني

04:04.642 --> 04:07.644
و منم فقط ميخوام که
فرض نکني که من يه احمقم

04:16.660 --> 04:21.233
من اميدوار بودم که لازم نباشه ما دربارش بحث کنيم
ولي ظاهراً بايد بحث کنيم

04:21.903 --> 04:23.771
...اون بوسه

04:23.838 --> 04:25.573
يادمه

04:25.640 --> 04:28.867
من يکم مست بودم و تو هم بودي، مگه نه؟

04:28.868 --> 04:30.456
ميخواي منم تو پشيموني‌ـت شريک بشم؟

04:30.457 --> 04:31.912
باعث ميشه احساس بهتري کني؟

04:31.913 --> 04:34.114
آره، باعث ميشه

04:35.357 --> 04:38.218
،من از اينکه با برادرم نامزد کردي
احساس پشيموني ميکنم

04:38.252 --> 04:40.542
برادري که فکر ميکردم دوستمه

04:40.543 --> 04:42.722
و کسي که خوشبختانه نميدونه چي شده

04:42.790 --> 04:45.625
،از وقتي با هم جر و بحث‌مون شد
هنوز ازم دوري ميکنه

04:45.693 --> 04:50.063
و من بايد رابطه‌ـم با اون رو درست کنم، مجبورم
ميفهمي که چي ميگم، نه؟

04:50.131 --> 04:54.181
البته، چيزي که نميفهمم اينه که
چرا ما هنوز داريم در مورد اين حرف ميزنيم

04:54.802 --> 04:56.603
بخاطر هديه‌ـت

04:57.771 --> 05:00.283
اون گردن‌بند -
کدوم گردن‌بند؟ -

05:02.776 --> 05:05.144
...من فرض کردم، فکر کردم

05:05.212 --> 05:07.546
امروز صبح توي اتاق من بود

05:07.615 --> 05:11.316
فکر ميکني يواشکي اومدم تو اتاقت؟ -
خب، نميدونم چه فکري کنم -

05:11.317 --> 05:14.453
...بعد از اون بوسه و دعوام با برادرت

05:19.159 --> 05:22.661
چيه؟ اين چيه؟

05:22.662 --> 05:25.831
من قبلاً اين گردن‌بند رو ديدم

05:27.357 --> 05:29.392
ببخشيد

05:29.393 --> 05:30.960
"مري"

05:31.203 --> 05:34.435
فرانسيس"، خوبي؟"

05:35.552 --> 05:37.152
خوبم، ممنون

05:37.186 --> 05:38.787
من خوب نيستم

05:38.822 --> 05:40.789
من احساس خيلي بدي دارم

05:40.824 --> 05:43.025
احساس ميکنم تو هنوز بخاطر
جر و بحث‌مون عصباني هستي

05:43.059 --> 05:47.229
در مورد "اوليويا" هم متأسفم -
اين چيزيه که در موردش متأسفي؟ -

06:29.095 --> 06:32.683
اون گفت ميخواد ترکش کنه
نميفهمم، چرا برگشته اينجا؟

06:36.292 --> 06:38.299
"فرانسيس"

06:41.292 --> 06:43.260
مري" ما بايد صحبت کنيم"

06:44.362 --> 06:46.805
مهمه، دنبالم بياين

06:47.766 --> 06:51.569
...مردمي که اين دين رو دارن

06:51.603 --> 06:53.724
ادعا ميکنن که من يکي بهشون بدهکارم

06:53.725 --> 06:57.840
از نظر اونا من بيشتر از يه بار
قرباني‌کردن اونا رو بهم زدم

06:58.776 --> 07:03.607
پسر قصاب گفت اگه من يکي ديگه
...رو براي قرباني‌کردن انتخاب نکنم

07:03.978 --> 07:05.646
اونا برام قرباني رو انتخاب ميکنن

07:06.384 --> 07:08.523
...پس اين چيزيه که توي جنگل اتفاق ميوفته

07:08.524 --> 07:11.533
قرباني‌کردن کافران؟ -
به غير از بقيه‌ي خطرات، آره -

07:11.534 --> 07:13.407
و اونا منو انتخاب کردن؟

07:13.408 --> 07:15.542
چون يه جوري اونا به فکرشون رسيده
...که تهديد کردن تو

07:15.543 --> 07:17.794
راه خوبيه که برادر منو گير بيارن

07:18.585 --> 07:20.830
ولي اون الان مهم نيست، مگه نه؟

07:20.865 --> 07:23.366
چيزي که اهميت داره اينه که
بفهميم کي اون نشونه رو توي اتاق "مري" گذاشته

07:23.433 --> 07:25.567
چيزي که اهميت داره امنيتش‌ـه

07:25.602 --> 07:29.005
من مطمئن ميشم که تمام وقت يه نگهبان
بيرون اتاقت باشه

07:29.610 --> 07:32.320
تو بايد بفهمي که دقيقاً چقدر اين تهديد جديه

07:32.321 --> 07:34.155
از شکارچي‌هايي که توي جنگل ميشناسي، بپرس

07:34.189 --> 07:36.090
،"با نگهبانا، "نوستراداموس
هر کسي که ميدوني صحبت کن

07:36.125 --> 07:38.426
شايد خدمتکارا ديده باشن که
گردن‌بند چطوري اومده تو اتاق من

07:38.494 --> 07:39.861
من ازشون ميپرسم

07:39.928 --> 07:41.128
"مري"

07:42.464 --> 07:44.132
متأسفم

07:48.170 --> 07:51.880
،اگه ميدونستم که باعث به خطر افتادن جون "مري" ميشه
هيچوقت اون آدما رو از درخت پايين نمي‌آوردم

07:52.953 --> 07:54.921
من تو رو بخاطر پايين آوردن اونا مقصر نميدونم

07:54.989 --> 07:56.623
منم بودم همون کارو ميکردم

07:56.690 --> 07:58.591
پس از چي انقدر عصباني هستي؟

07:59.660 --> 08:02.380
خيلي رازها بين ما هست، داداش

08:03.296 --> 08:05.732
خيلي زياد

08:10.709 --> 08:13.205
متأسفم، سرورم
تا حالا نديدمش

08:13.273 --> 08:17.113
مطمئني؟
و آدم غريبه‌اي وارد اتاق من نشده؟

08:17.114 --> 08:18.314
نه، سرورم

08:19.542 --> 08:22.581
از همه‌ي خدمتکارا بپرس
...که غريبه‌اي ديدن يا نه

08:22.615 --> 08:24.852
مهمه -
بله، سرورم -

08:32.124 --> 08:34.714
"متأسفم، بانو "کنا -
ساکت شو -

08:35.824 --> 08:38.053
تو گفتي همه‌چيز رو با "دايان" تموم ميکني

08:38.054 --> 08:40.022
من بهت اعتماد کردم
و به حرفت اطمينان داشتم

08:40.076 --> 08:43.011
بانو "کنا"، سرورم -
آره، ميدونم -

08:43.046 --> 08:46.816
دقيقاً همون چيزي که -
قول دادم رو انجام دادم
چطور ميتوني اينو بگي؟ -

08:46.850 --> 08:50.305
تو اونو از پاريس برگردوندي
و اونم مثل هميشه کنارت وايساده بود

08:50.886 --> 08:53.388
بيا، کنارم وايسا

08:54.924 --> 08:56.158
لطفاً

08:57.804 --> 09:00.840
از آخرين دفه‌اي که
اون کلمه رو استفاده کردم، خيلي ميگذره

09:03.795 --> 09:06.345
درسته، اين يه افتخاره که
در کنار يه پادشاه وايسي

09:06.379 --> 09:07.879
يه مطلبي رو ميرسونه

09:07.913 --> 09:10.014
ميفهمم

09:10.049 --> 09:12.116
...ولي

09:12.151 --> 09:14.386
براي اينکه يه شاه رو
پشت سرت داشته باشي

09:14.420 --> 09:16.888
...و

09:16.922 --> 09:19.791
براي اينکه اون روي زانوهاش باشه

09:29.101 --> 09:31.102
چرا اون برگشته اينجا؟

09:31.136 --> 09:35.039
دايان" داره به خونه‌ي روستايي ميره"

09:35.074 --> 09:38.474
"تو... معشوقه‌ي مني، بانو "کنا

09:38.777 --> 09:40.620
اون دوست من و مادر پسرمه

09:40.621 --> 09:43.947
خونه‌ي روستايي؟
اينجا توي اين زمينا؟

09:44.015 --> 09:45.983
اين زمينا خيلي گرون هستن

09:46.017 --> 09:48.952
کِي؟ -
نميدونم، به زودي -

09:48.987 --> 09:53.540
،يه معمار هست که اون توي پاريس استخدام کرده
يه سري تعميرات بايد انجام بشه

09:53.541 --> 09:55.725
تعميرات؟ -
آره -

09:55.793 --> 09:58.728
خب، اون چقدر طول ميکشه؟ -
"کنا" -

09:58.796 --> 10:00.630
نميدونم

10:00.664 --> 10:04.134
و اهميتي هم نميدم
و تو هم نبايد بدي

10:05.803 --> 10:09.306
رابطه‌ـم با اون تمومه

10:09.374 --> 10:11.408
من الان با توام

10:12.476 --> 10:13.910
...پس

10:15.936 --> 10:17.970
با من باش

10:21.218 --> 10:23.539
اونا واقعاً فکر ميکنن که
...من ميتونم چندتا آدم بيگناه رو

10:23.540 --> 10:25.040
بکشونم توي جنگل و صلاخي‌شون کنم؟

10:25.222 --> 10:28.190
انجامش ميدي؟ براي اينکه خودتو نجات بدي؟ -
نه -

10:28.258 --> 10:31.427
اگه براي نجات "مري" بود، چي؟

10:35.532 --> 10:39.501
نميفهمم تاحالا چطوري
کنار اين وحشي‌ها اين دين رو پرستيدي

10:39.536 --> 10:42.171
من جوون بودم
اون يه دين متفاوت بود

10:42.205 --> 10:44.194
ما دنياي طبيعي رو ميپرستيديم

10:44.195 --> 10:46.456
قرباني‌کردن فقط بخش کوچيکي از اون بود

10:46.457 --> 10:47.757
کار انساني‌اي نبود

10:47.824 --> 10:49.815
اونا منو هم بخاطر تو جزيي از خودشون ميدونن؟

10:49.816 --> 10:51.009
نميدونم

10:51.010 --> 10:53.144
سؤال مهمتر اينه که
...افراد توي اين قلعه

10:53.191 --> 10:55.117
اگه بدونن، در مورد تو چه فکري ميکنن

10:55.118 --> 10:59.496
من کاتوليک هستم
من از دين پدرم پيروي ميکنم

10:59.564 --> 11:02.065
مثل تو -
هيچ خيالي نداشته باش -

11:02.099 --> 11:05.961
،اگه اونا در مورد گذشته‌ي من بدونن
هر دومون به عنوان مرتد سوزونده ميشيم

11:05.969 --> 11:09.353
ما اينجا بيگانه هستيم
تو اينجا با اراده‎‌ي پدرت زندگي ميکني

11:09.354 --> 11:13.196
.و يه روزي هم طبق اراده‌ي برادرت
به همسر آينده‌ي اون طمع نداشته باش

11:13.292 --> 11:15.821
،حتي قوانين ديني هم که انتخاب کردي
در مورد اين موضوع واضحه

11:15.822 --> 11:19.329
مري" بخاطر من در خطره" -
و "فرانسيس" اينو ميدونه -

11:19.397 --> 11:23.533
...اگه اتفاقي براي اون بيوفته -
اون تو رو مقصر ميدونه -

11:32.644 --> 11:35.312
خب... اين انتخاب منه؟

11:35.379 --> 11:38.679
...يکي رو براي کشتن انتخاب کن

11:39.150 --> 11:41.585
يا بزار "مري" رو بکشن؟

11:43.087 --> 11:46.856
،فقط زمانش مهمه
فعلاً اونا "مري" رو انتخاب کردن

11:46.924 --> 11:49.058
اون بدهي رو بده

11:49.127 --> 11:52.128
و بعد علاقه‌ـت نسبت به اون رو از بين ببر

12:24.894 --> 12:26.594
ما بايد تو رو از اينجا ببريم بيرون

12:26.894 --> 12:28.895
حتماً منو چيزخور کردن

12:29.825 --> 12:33.167
دليل ديگه‌اي نميتونه داشته باشه
که اينطوري خوابم ببره

12:33.201 --> 12:35.869
،احساس ميکنم سرم
به اندازه سر اون گوزن سنگين شده

12:35.903 --> 12:39.005
پس لطفاً بشين -
دستم رو نيگاه کن -

12:39.040 --> 12:41.174
به نظر مياد سوزوندم‌ـش

12:41.208 --> 12:42.575
جاي اون گردن‌بنديه که بهش دست زدي

12:42.609 --> 12:47.847
شايد به روغن، سماق يا پيچک سمي آغشته بوده

12:47.882 --> 12:50.416
من چقدر توي خطر هستم؟

12:50.450 --> 12:53.288
نميدونم ولي ميخوام بفهمم

12:53.289 --> 12:55.656
مري" حالت خوبه؟"

12:56.302 --> 12:59.325
،همين‌جا بمون
الان برميگردم

13:08.868 --> 13:12.370
انگار من تو رو نميشناسم -
چرا، ميشناسي -

13:13.137 --> 13:15.981
اين براي تهديد کردن ما بود -
و تحريک کردن تو -

13:16.137 --> 13:19.801
بخاطر اينه که "مري" رو انتخاب کردن -
اين کار وحشتناک کار من نبود -

13:20.488 --> 13:22.953
بايد اين وضعيت رو درست کني

13:24.037 --> 13:27.340
من از طرف خودم اينکارو ميکنم ولي
اونا از تو درخواستي دارن

13:27.341 --> 13:29.059
تو چيزي که از من ميخواي رو درک ميکني؟

13:29.060 --> 13:32.445
من تو رو بخاطر کاراي اونا مقصر نميدونم
ولي اين تو بودي که "مري" رو وارد اين قضيه کردي

13:32.446 --> 13:35.781
.اونا ازم ميخوان که جون يکي رو بگيرم
جون يه آدم

13:35.849 --> 13:39.963
،تا به يه درخت آويزون‌ـش کنن
گلوش رو ببرن و بزارن که خونريزي کنه

13:40.299 --> 13:43.267
اينو ميدوني؟ -
با همکارانت مشورت کردي؟ -

13:43.348 --> 13:45.340
کسي که تو مخفيانه باهاش در ارتباطي؟

13:45.341 --> 13:47.317
يا هر چيزي که مخفيانه باهاش در ارتباطي؟

13:50.355 --> 13:52.322
هيچ راه ديگه‌اي نيست؟

13:55.626 --> 13:58.561
يا خدا، اين چيه؟

14:05.804 --> 14:07.272
چطوري اين اتفاق افتاد؟

14:07.340 --> 14:09.407
تو قبلاً يکي دزدکي به اتاق من فرستاده بودي

14:09.475 --> 14:11.209
چرا تو بهمون نميگي چطوري
اين اتفاق افتاده؟

14:11.277 --> 14:13.599
داري منو به اينکار متهم ميکني؟

14:13.600 --> 14:16.168
ما تو رو به هيچکاري متهم نميکنيم، مامان

14:16.946 --> 14:18.580
اين يعني تو ميدوني کي اين کارو کرده؟

14:18.648 --> 14:21.408
در حال حاضر ما بيشتر نگران اين هستيم
که چطوري اين اتفاق افتاده نه کي اينکارو کرده

14:22.319 --> 14:24.020
اونا حتماً چيزخورش کردن

14:28.392 --> 14:29.892
اين خشخاش‌ـه

14:29.959 --> 14:32.494
گمان کنم به نگهبانت هم از همين دادن

14:32.529 --> 14:33.729
کجاست؟

14:33.730 --> 14:35.970
.مريض‌خونه
بخاطر دلدرد شديد

14:35.971 --> 14:38.105
پس يعني خيلي ازش نوشيده

14:39.693 --> 14:43.629
سر يه گوزن، چه پيامي رو ميخواسته برسونه؟

14:46.609 --> 14:48.076
...يه نشان‌ از

14:48.110 --> 14:49.944
مرتدهاست

14:49.978 --> 14:54.015
تو ديگه چي درباره‌ي مرتدها ميدوني؟

14:54.050 --> 14:55.883
...فقط چيزي که همه ميدونن

14:55.918 --> 15:00.239
که اونا براي خون ريختن دارن
دليرتر، بي‌باک‌تر و تشنه‌تر ميشن

15:00.240 --> 15:05.486
،و به نظر ميرسه هر چي بيشتر ترس بين آدما ميندازن
قدرت بيشتري بدست ميارن

15:07.194 --> 15:10.887
اين شياطين داخل ديوارهاي ما اومدن

15:11.986 --> 15:14.321
داخل خونه‌ي من

15:14.355 --> 15:17.824
اين مرتدها با هم همکاري کردن
تا ما رو بترسونن

15:17.858 --> 15:20.318
حالا ما بايد با هم همکاري کنيم
و جلوشون رو بگيريم

15:38.078 --> 15:40.986
!چه دعوت به مهموني‌اي

15:40.987 --> 15:44.821
بالاخره "دايان" پذيرفت که
قبول کنه ما وجود داريم؟

15:44.822 --> 15:49.115
اين جمع‌شدن ربطي به "دايان" نداره
به من مربوط ميشه

15:49.922 --> 15:52.791
ولي اينجا اتاق شاه‌ـه

15:52.825 --> 15:56.728
آره، خب الان اتاق منم هست

15:57.177 --> 15:59.630
چون ما عاشق هم هستيم

16:00.516 --> 16:04.002
،شما خودتون به زودي مفهميدين
من فقط ميخواستم که خودم بهتون بگم

16:04.685 --> 16:07.639
تو و پادشاه؟ -
عاشق همديگه؟ -

16:07.673 --> 16:09.638
من معشوقه‌ي رسمي شاه هستم

16:09.639 --> 16:12.810
خيلي عجيبه، ميدونم
و فوق‌العاده هم هست

16:13.742 --> 16:17.581
کنا" اين... عاليه"

16:19.966 --> 16:22.835
احتمالاً همتون فکر ميکنيد
که کار خطرناکي‌ـه

16:22.902 --> 16:24.136
"مثل "مري

16:24.203 --> 16:27.705
مري" فکر ميکنه ايده‌ي بديه؟"

16:27.740 --> 16:31.342
چرا؟ -
مري" رو که ميشناسي، هميشه نگرانه" -

16:31.343 --> 16:32.755
خيلي محتاطه

16:33.080 --> 16:36.216
.گمون کنم کارش اينه که نگران باشه
من اينطوري نيستم

16:36.250 --> 16:38.789
من بايد بگم نه -
اين يعني چي؟ -

16:38.790 --> 16:40.291
هيچي

16:40.292 --> 16:43.060
اگه تو خوشحالي، ما هم خوشحاليم، مگه نه؟

16:46.221 --> 16:48.492
خب، بهمون جزئيات رو بگو

16:48.560 --> 16:51.106
چطوري اتفاق افتاد؟
کِي براي اولين بار باهاش تنها بودي؟

16:51.107 --> 16:53.064
مدت زيادي باهات بود؟

16:53.098 --> 16:56.569
.خيلي سريع اتفاق افتاد
غير منتظره بود

16:59.869 --> 17:03.105
،ولي قبل از اينکه جريانات جدي بشه
اون رو به خوبي ميشناختي؟

17:03.173 --> 17:04.873
سرورم

17:05.826 --> 17:09.029
خيلي ‌خوب ميشناختم -
ميتوني چيزي درموردش بهمون بگي؟ -

17:11.725 --> 17:13.982
کاترين" ميدونه؟"
دايان" چي ميگه؟"

17:14.050 --> 17:16.111
کي اهميت ميده که "دايان" چي ميگه؟

17:16.227 --> 17:18.028
من الان معشوقه‌ي شاه‌ـم

17:18.095 --> 17:21.367
دايان" مادر پسر مورد علاقه‌ي شاه‌ـه"

17:21.368 --> 17:24.250
.اون يه عضو ثابت درباره
...اون براي دهه‌ها

17:24.268 --> 17:27.783
اينجا بوده -
،آره، ميدونم خيلي زياد -
شايد بعضيا اينو بگن

17:27.817 --> 17:29.718
و حالا نوبت منه

17:30.553 --> 17:32.487
پادشاه ميتونه تغيير ايجاد کنه

17:32.521 --> 17:33.989
کنا"، شايد خيلي آسون نباشه"

17:34.023 --> 17:35.961
براي اون که خيلي آسون بوده

17:35.962 --> 17:37.863
...خب آره، مطمئنم ولي

17:38.327 --> 17:41.162
به اون کاشي‌ها نيگاه کن

17:41.197 --> 17:44.806
"ه" و "د" يعني "هنري" و "دايان"

17:44.828 --> 17:48.764
عشق اونا بطور لفظي روي سنگ نوشته شده

17:57.406 --> 18:01.042
اين چيه، آب؟
من شاخه‌ي نعناع خواستم

18:01.043 --> 18:03.577
بيشتر خدمتکاران قلعه براي
گوش دادن به شما اينجا جمع شدن

18:03.578 --> 18:04.956
ميشه چندتاشون رو به آشپزخونه بفرستم؟

18:04.957 --> 18:07.497
"يونيفرمِت، "رابرت
مايه‌ي خفت‌ ـه! درستش کن

18:07.498 --> 18:11.068
ميتوني بزاري بيان داخل -
منتظر چي هستي؟ -

18:28.836 --> 18:32.373
تا الان، همتون شنيديد چه اتفاقي افتاده

18:32.407 --> 18:36.843
،کسي که دوست فرانسه نيست
به دربار هجوم آورده و ما رو تهديد کرده

18:36.878 --> 18:38.845
همه‌مون رو

18:38.880 --> 18:41.381
اين کار به اسم دين انجام شده

18:41.415 --> 18:45.151
که بعضي از شما شايد براش
احساس پذيرفتن و موافقت کنين

18:45.185 --> 18:49.457
لطفاً بدونيد که ما امروز
در مورد اين دين قضاوت نميکنيم

18:49.458 --> 18:53.827
فقط کارهايي که فردي به غلط
به اسم دين انجام داده

18:53.861 --> 18:58.531
ملکه "کاترين" و من نميتونيم قول بديم
که عوامل گناهکار مجازات نميشن

18:58.565 --> 19:01.784
...فقط در صورتي به سختي مجازات ميشن

19:01.785 --> 19:03.966
اگر کسي جلو نياد

19:03.967 --> 19:09.655
،بخاطر فرانسه، بخاطر پادشاه‌تون
و بخاطر صلح و آرامش

19:09.656 --> 19:13.425
اگه چيزي ميدونيد، لطفاً جلو بيايد

19:14.884 --> 19:17.031
...شما محافظت از جانب ما رو خواهيد داشت

19:17.311 --> 19:19.236
و همچنين تشکر ما

19:29.895 --> 19:32.964
هيچکدوم از شما جلو نيومد

19:33.926 --> 19:36.712
حتماً يه اين معنيه که
هيچکدومتون چيزي نميدونيد

19:36.738 --> 19:40.317
همچنين چيزي ممکن نيست، ممکنه؟

19:44.009 --> 19:47.645
بزارين توضيح بدم که
چرا ما يه جواب براش داريم

19:50.114 --> 19:53.945
. مردم واسشون سوال شده تو اين قلعه جاشون امنه يا نه

19:54.023 --> 19:55.924
. خونه‌ي من

19:55.925 --> 19:58.038
... اين يعني دارن من و افراد داخل اين اتاق

19:58.039 --> 20:01.130
. رو مورد سوال قرار ميدن

20:01.359 --> 20:05.193
. يکي از شما ميدونه کي اين کار رو کرده
. و اونا جلو ميان

20:05.194 --> 20:07.228
. تا نيمه شب

20:09.334 --> 20:10.934
... اگه نه

20:11.002 --> 20:14.071
...نگهبانام رو به دهکده‌تون ميفرستم

20:14.139 --> 20:17.741
. و تک تک خونه‌هاتون رو به خاکستر تبديل ميکنم

20:20.899 --> 20:23.880
. هيچ قاتلي در دسترس نيست ، قربان
. اگه اين چيزي‌ـه که دنبالشين

20:23.910 --> 20:26.764
، يه نونوايي که سعي کرد با خدمتکار يه اشراف‌زاده بخوابه

20:26.765 --> 20:29.448
. دو تا مست ، يه دزد "الساس"ـي

20:32.567 --> 20:36.221
. دزد رو برام بيار -
. سامسون" رو رها کن" -

20:41.262 --> 20:43.029
. به کسي نگو من اينجا بودم

20:43.030 --> 20:44.265
. چشم، سرورم

20:44.299 --> 20:46.907
. "به من نگو "سرورم

20:47.602 --> 20:50.170
اونا زجرم ميدن
اين برات مهم نيست ؟

20:50.171 --> 20:51.703
. آره ، ولي اين اتاق خواب منه

20:51.704 --> 20:54.668
. نميخوام براي تعميراتي که لازم نيست انجام بشه خاليش کنم

20:54.669 --> 20:56.993
. کاشي‌ها ميمونه -
. خُب ، نميتونم نگاه کردن به اونا رو تحمل کنم -

20:57.019 --> 21:00.599
پس نکن، با هر قاليچه‌اي که
. دوست داشته باشي روشون رو ميپوشونم

21:00.600 --> 21:02.395
.قاليچه‌هايي که دايان انتخاب کرده

21:02.452 --> 21:06.888
اون اين اتاق رو تزيين کرده ، نه ؟ -
. خُب، کنا . از اين موضوع خسته شدم -

21:06.922 --> 21:08.754
. دارم به اين نتيجه ميرسم روابطه‌مون جالبتر بود

21:08.755 --> 21:11.689
. آره، نميتونم اون ماجرا رو از ذهنم بيرون کنم -
داري احمقانه رفتار ميکني -

21:11.694 --> 21:14.750
.دايان" يه کلبه‌ي 15 خوابه‌ي نوساز داره"

21:14.751 --> 21:17.298
و تو حتي حاضر نيستي چند تا
کاشي رو به خاطر من عوض کني ؟

21:17.332 --> 21:20.434
دست از فکر اينکه اين بايد براي
من چه جوري باشه برميداري ؟

21:20.469 --> 21:23.070
. من همه چيز رو به خاطرت به خطر انداختم -
. کنا -

21:23.104 --> 21:26.674
. اونا فقط کاشي هستن

21:26.708 --> 21:29.177
و چند نفر وقتي اين رو بهشون گفتي باور کردن ؟

21:29.211 --> 21:30.444
الان کجان ؟

21:31.482 --> 21:34.348
. من يکي از اونا نميشم -
. تو منُ داري -

21:34.383 --> 21:36.939
. دليلي براي ترسيدن وجود نداره -
. تو اينُ بگو -

21:36.940 --> 21:39.483
...بله ، و اگه تو نميتوني حرفم رو باور کني

21:39.484 --> 21:41.759
چه جوري جابه‌جا کردن چند تا
کاشي براي راضي کردنت کافيه ؟

21:41.760 --> 21:45.392
،نميدونم . ولي اگه به حد کافي مهم باشه
. جوابش رو پيدا ميکني

21:50.140 --> 21:53.343
،اگه ناراحت نميشين از سوالم ، سرورم
کجا داريم ميريم ؟

21:53.344 --> 21:57.506
.بهت گفتم . به تو قراره يه مأموريت نظامي داده بشه

21:57.538 --> 22:00.039
بقيه‌ي سربازها رو کجا ملاقات ميکنيم ؟

22:00.074 --> 22:04.011
. من قبلاً براي شاه جنگيدم
. معمولاً توي "بيلي" جمع ميشيم

22:04.036 --> 22:06.305
. اين طرف

22:06.681 --> 22:09.349
. اين جنگل خونه
اين جايي‌ـه که داريم ميريم ؟

22:09.350 --> 22:12.653
ترجيح ميدي بري زندان ؟ -
. احتمالاً -

22:13.420 --> 22:15.688
از من چي ميخواي ؟
چه خبره ؟

22:20.081 --> 22:22.536
قرار نيست بريم پيش بقيه‌ي سربازا ، نه ؟

22:22.562 --> 22:25.464
. به حرکت ادامه بده
. ديگه حرف نزن

22:25.498 --> 22:27.533
. تقريباً رسيديم

22:29.133 --> 22:31.568
. بجُنب

22:35.165 --> 22:36.630
مري" کجاست ؟"

22:37.294 --> 22:38.942
. نميدونم

22:39.010 --> 22:42.112
آخرين باري که ديدمش داشت
. با ملکه از خدمتکارا سوال ميپرسيد

22:42.180 --> 22:44.997
. مطمئنم به زودي ميرسه اينجا
کي ميخواد اين رو از دست بده ؟

22:45.508 --> 22:48.183
فکر کنم شاه ميخواد ذهنمون
. رو از مشکلات دور نگه داره

22:48.184 --> 22:50.361
آرزو ميکنم ميتونستم اونو از ذهنم بيرون کنم

22:51.103 --> 22:52.888
خيلي زياده روي کردم ؟

22:52.889 --> 22:55.491
ازش خواستم يه مشت کاشي رو برداره

22:56.737 --> 22:58.394
الان شاه کجاست ؟

22:58.461 --> 23:00.962
. اون گفت نبايد آتيش‌بازي رو از دست بدم

23:01.479 --> 23:03.980
. معلومه که نميگه چرا نميتونه به من ملحق بشه

23:03.981 --> 23:07.082
داشت سعي ميکرد از شر من خلاص شه
تا بتونه يه لحظه با "دايان" خلوت کنه ؟

23:07.083 --> 23:08.813
معشوقه‌هاي ديگه‌اي هم هستن
که اون بهشون اظهار عشق کنه ؟

23:08.814 --> 23:10.377
. خدا ميدونه اين اواخر روي صبر و طاقتش کار ميکردم

23:10.378 --> 23:12.345
. کنا" ، خفه شو" -
. متاسفم -

23:13.054 --> 23:14.721
. خدايا ، تعجبي نداره اون ديگه نميتونه منُ تحمل کنه

23:14.789 --> 23:17.204
. نه ، خفه شو و نگاه کن

23:41.382 --> 23:44.325
. داري آتيش بازي رو از دست ميدي -
. تو هم همينطور -

23:44.495 --> 23:46.696
اکثر خدمتکاران بازجويي شدن

23:46.697 --> 23:49.792
، ما مچ يه مرد رو در حال دروغ گرفتيم
. ولي به جايي نرسيد

23:50.495 --> 23:52.430
بش" چيزي فهميد ؟"

23:52.457 --> 23:54.591
. اون گفت ميخواد درمورد جديت تهديد پرس و جو کنه

23:54.592 --> 23:55.820
. اون ميدونه چقدر جديه

23:55.893 --> 23:58.830
يه سري پرس و جو رو خودم انجام دادم
و ميدوني چي فهميدم ؟

23:58.831 --> 24:00.063
. نه ، بهم بگو

24:00.064 --> 24:03.400
که "بش" از موقعيت و پولش براي گرفتن
. يه زنداني از زندان قصر استفاده کرده

24:03.435 --> 24:05.862
. زنداني‌اي که هشدار داد برنميگردونه

24:05.901 --> 24:07.404
. يه دزد

24:07.472 --> 24:09.339
و ميتونم تضمين کنم که اون دزد لياقت‌ـه

24:09.373 --> 24:11.774
اينکه تو جنگل دار زده بشه
. و مثل حيوونا سلاخي بشه رو نداره

24:11.809 --> 24:14.010
و "بش" سزاوار اينکه کسي
. که اينکار رو ميکنه باشه، نيست

24:14.045 --> 24:16.263
معني پرداخت بدهي همينه ؟

24:16.300 --> 24:18.167
قرباني انساني ؟

24:19.743 --> 24:21.691
. بش" اينکار رو نميکنه" -
. فکر کنم ميکنه -

24:22.039 --> 24:23.873
. به خاطر تو

24:24.555 --> 24:28.011
. و نميتونم بگم که نميخوام اينکار رو بکنه
. چون منم به تو اهميت ميدم

24:28.043 --> 24:30.827
ميدونستم که برادرم
... يه احساساتي نسبت به تو داره ، من فقط

24:30.861 --> 24:34.861
. اصلاً نميدونم چه قدر پيش رفته -
. لازم نيست نگرانش باشي -

24:36.032 --> 24:38.234
. ولي يه چيزي هست که بايد بهت بگم

24:38.301 --> 24:41.529
،اگه منظورت اينه که بگي تو بغلش بودي
. لازم نيست زحمت بکشي

24:41.816 --> 24:45.582
. ديدمت
. جفتتون رو ديدم

24:46.562 --> 24:49.178
... يه اشتباه بود ، من فکر نميکردم ، و اون

24:49.212 --> 24:52.484
اون چي ؟ يادش رفته بود که برادر منه ؟

24:52.670 --> 24:55.172
يادش رفته بود که تو نامزد مني ؟

24:55.930 --> 24:58.820
. ميدونم که بابت "اوليويا" اشتباهاتي کردم

25:00.055 --> 25:03.725
. انگار بزرگترين اشتباهم هميشه صادق بودن با تو بوده

25:03.760 --> 25:06.361
، من هيچي نبودم تا اينکه که تو برگشتي
. و هر دفعه من تاوان دادم

25:06.396 --> 25:09.699
. خُب ، امشب ، "بش" هم داره تاوان پس ميده

25:10.012 --> 25:11.299
... نفهميدم

25:11.333 --> 25:14.235
من راجع به شرايط زندگي توي دربار بهت اخطار دادم

25:14.270 --> 25:18.137
گفتم که نميتونيم از روي
. هوي و هوس و احساس، رفتار کنيم

25:18.138 --> 25:20.008
. تو گوش نکردي -
! کردم -

25:20.075 --> 25:22.556
پس چرا الان اينجاييم ؟

25:23.412 --> 25:25.880
و وقتي برادرم برگرده کيه ؟

25:34.472 --> 25:38.941
تو اين فکرم که
. مهرباني کم‌ارزش هنري جواب ميده يا نه

25:39.009 --> 25:44.113
. اگه شمع‌هاي آب شده معشوقه‌ي جوونش رو خوشحال کنه

25:44.181 --> 25:46.616
شايد آتيش بازي منافع ناخواسته داشته

25:46.684 --> 25:49.085
. براي ترسوندن کفار درون جنگل

25:49.153 --> 25:51.053
فکر ميکني از آتيش ميترسن ؟

25:51.121 --> 25:52.656
اون مرتدها ؟

25:52.690 --> 25:55.858
. نميتونم بگم ، علياحضرت

25:55.893 --> 25:58.594
. بايد بترسن

26:02.524 --> 26:04.526
ميشه با علياحضرت حرف بزنم ؟

26:04.527 --> 26:06.635
. اين ادعا ميکنه اون يه اطلاعاتي داره

26:09.807 --> 26:13.676
. علياحضرت
... ميدونم ديروقته ، ولي

26:13.743 --> 26:15.577
...کمي زمان رو درک کردي ، و ميدونستي خونت

26:15.645 --> 26:18.647
. درحال خاکستر شدنه
. درک ميکنم چرا اينجايي

26:18.682 --> 26:20.839
. بله ، علياحضرت

26:22.352 --> 26:24.286
. خُب ، پس بيخيالش ميشم

26:24.354 --> 26:28.696
، برخلاف افکار عمومي
. من از خراب شدن خونه‌ي مردم لذت نميبرم

26:31.904 --> 26:35.931
فکر کنم دخترـه کمي
به محرمانه‌بودن اين گفتگو اميدوار بود

26:35.965 --> 26:39.216
بيرون منتظر باش ، لطفاً

26:39.217 --> 26:41.519
. اگه چيزي خواستم خبرت ميکنم

26:46.875 --> 26:49.210
. بهترـه بيشتر از شايعه تو دست و بالت باشه

26:49.244 --> 26:52.778
همين الانشم سوءظن من رو
. براي اين همه انتظار به وجود آوردي

26:53.215 --> 26:55.350
پدرم هميشه بهم ميگفت

26:55.798 --> 26:59.286
که وقتي سرت رو داخل کني
. مثل اينه که سرت رو قطع شده ببيني

26:59.600 --> 27:01.851
... خُب -
... و -

27:02.190 --> 27:05.659
گرچه من يکي از نگهباناتون رو ديدم
که سر يه حيوون رو داشت ميبرد

27:05.693 --> 27:08.236
... صورتش رو نديدم -
يکي از نگهباناي من بود ؟ -

27:08.237 --> 27:09.529
. بله

27:09.564 --> 27:11.764
. از يونيفورمش فهميدم

27:11.865 --> 27:14.568
. به خاطر اوراق اومد  مثل کاري که هميشه ميکنن

27:14.602 --> 27:16.403
. فکر نميکرد کسي اون رو ديده باشه

27:16.437 --> 27:20.459
. و اون يه نگهبان بود ، نميخواستم جلوش رو بگيرم

27:20.514 --> 27:24.644
... تو سرت رو داخل کردي و -
. بله ، قبلاً اين موضوع رو پوشش داديم -

27:24.802 --> 27:27.158
. من حدود صد تا نگهبان دارم

27:27.159 --> 27:30.540
چيزي راجع به اون توجهت رو جلب نکرد ،هيچي ؟

27:30.574 --> 27:32.274
...همه جاش خوني بود

27:32.309 --> 27:36.379
. وقتي اون وسيله توي چنگش بود
. ميتونم اين رو بهتون بگم

27:36.413 --> 27:39.482
روي بدن کسي خوني نديدي ؟

27:39.516 --> 27:42.651
. نه ، تا حالا نديدم يه نگهبان غرق خون باشه

27:42.685 --> 27:45.564
. اگه عقل داشت ، عوضش ميکرد

27:46.923 --> 27:49.691
. حتماً عوضش ميکرد

27:49.759 --> 27:52.060
. ولي يه نگهبان فقط يه يونيفورم داره

27:52.094 --> 27:54.362
.يه يونيفرم ديگه براش مناسب نيست
رو تنش نامرتب‌ ـه

27:58.001 --> 27:59.701
نگهبانم "رابرت" ، اون کجا رفت ؟

27:59.736 --> 28:01.003
. اون رفت ، عليا حضرت
. گفت شما مرخصش کردين

28:01.070 --> 28:02.404
. خُب ، من نکردم

28:02.438 --> 28:04.406
اون مسئول آوردن سر گوزن‌ـه

28:04.440 --> 28:06.092
که توي اتاق ملکه‌ي اسکاتلند گذاشته شده

28:06.093 --> 28:08.423
! اون يه مرتد ـه ! پيداش کنين . همين الان

28:12.339 --> 28:14.432
ميخوايين با من چيکار کنين ؟

28:21.678 --> 28:23.812
. اين رو دور پات گره بزن

28:23.846 --> 28:25.647
پام ؟

28:28.313 --> 28:32.677
تو يکي از اون شياطين جنگلي ؟
اونايي که خون ميريزن ؟

28:32.678 --> 28:37.816
. گفتم پات رو گره بزن
. و ديگه حرف نزن

28:37.883 --> 28:41.201
. خواهش ميکنم -
. تمنا نکن -

28:41.306 --> 28:45.201
. دعاهات رو بکن . فرصت داري -
فرصت ؟ فرصت براي چي ؟ -

28:45.234 --> 28:48.469
. يه شنونده لازم دارم
. يا همه‌ي اين کارا واسه هيچي ميشه

28:48.537 --> 28:51.517
. من فقط پول رو براي غذا دادن خانواده‌ام دزديدم

28:51.525 --> 28:54.900
شايد سزاوار اين باشم که
! يه دستم قطع بشه ولي نه، نه، نه اين

28:55.077 --> 28:57.211
. دختر کوچولوم ، اون فقط سه سالشه

28:57.278 --> 29:00.314
. به پدرش نياز داره تا مواظبش باشه

29:00.382 --> 29:03.050
. همه‌مون يه افرادي براي مراقبت کردن داريم

29:04.939 --> 29:06.554
! خواهش ميکنم ، اينکار رو نکنين

29:06.621 --> 29:10.435
... واي ، نه ! نکنين

29:14.696 --> 29:16.465
! خواهش ميکنم آزادم کنين

29:16.466 --> 29:19.981
ساکت شو يا قبل
. از تيکه تيکه کردنت پوستت رو ميکنم

29:19.982 --> 29:24.864
! من سزاوار اين نيستم
! واي ، خدا ! نه

29:25.852 --> 29:28.488
. تو يکي از نزديکان من رو تهديد کردي

29:28.522 --> 29:30.155
. حالا ، من بايد بدونم

29:30.223 --> 29:35.059
، اگه کسي رو بکشم
، هرکسي، حتي يه شخصي به اين بيچارگي

29:35.127 --> 29:37.795
. قرضم ادا ميشه

29:37.830 --> 29:39.664
. شرايط ساده‌‌ست

29:39.732 --> 29:43.897
...تصميم بگير و هر پيشکشي ، هر پيشکش انساني‌اي

29:43.898 --> 29:46.284
. و قرضت ادا ميشه

29:46.303 --> 29:49.139
. پس من تو رو انتخاب ميکنم

29:55.325 --> 29:59.395
.تظاهر نکن اين دين برات خيلي بيگانه‌ست

29:59.429 --> 30:02.817
،داري به خانوادت خيانت ميکني
. حرومزاده باشي يا نه

30:02.818 --> 30:04.067
! خفه شو

30:08.538 --> 30:11.473
. فقط خون شاه توي رگ‌هات نيست

30:11.508 --> 30:14.799
. خون مادرت از خون ماست

30:30.772 --> 30:36.132
. به نظرم تو احمقي ، به نظرم خون طمع تو توئه

30:38.636 --> 30:40.660
. حالا توي توئه

30:56.998 --> 30:58.398
بفرماييد

31:03.904 --> 31:05.872
. من اين اخم رو ميشناسم

31:05.906 --> 31:08.574
. مشابهش رو توي تو ميبينم

31:08.642 --> 31:10.543
خوشحال نيستي من رو ميبيني ؟

31:10.577 --> 31:12.931
. بله ، البته

31:13.276 --> 31:15.410
. داشتم راجع به پسرمون فکر ميکردم

31:15.444 --> 31:17.913
.مطمئنم براش آسون نيست ببينه با يکي ديگه عوض شدي

31:17.947 --> 31:19.614
. اولين بار نيست

31:19.682 --> 31:22.284
. منم همين احساس رو ميکنم

31:24.406 --> 31:27.816
. اون ميخواد ... چيزا رو تغيير بده

31:27.817 --> 31:30.486
. توي اتاقم کارگر هست
. گرد و خاک و سر و صدا

31:30.947 --> 31:33.416
کار توي کلبه چقدر طول ميکشه ، هممم ؟

31:33.447 --> 31:36.482
، لازم نيست نگرانش باشي
. من حواسم به همه چيز هست

31:37.245 --> 31:39.452
چرا اون نميتونه اينکار رو بکنه ؟

31:39.486 --> 31:42.252
درست کردن اوضاع بدون اذيت کردن من ؟

31:42.253 --> 31:45.718
. اون خيلي جوونه
. احتمالاً ياد ميگيره

31:46.431 --> 31:50.333
من کي ياد ميگيرم ؟ -
. واسم مهم نيست تو چي ياد ميگيري -

31:52.764 --> 31:55.189
. تا زماني که فراموش نکني

31:56.479 --> 31:59.791
. نه با تو که يادم بندازي

32:05.812 --> 32:09.334
سباستين" برگشته ؟" -
. هنوز نه -

32:09.930 --> 32:12.922
و تو به خدمتکارش گفتي سريع خبر بياره ؟

32:12.923 --> 32:18.530
. بله . بانوي من ، بايد استراحت کني -
. آره ، ترس خسته کنندست -

32:21.771 --> 32:24.440
اون نگهبان تا قبل از سحر دستگير ميشه

32:24.507 --> 32:29.487
ولي کاش ميدونستم "بش" بدون
... اينکه به خودش صدمه‌اي بزنه برميگرده يا

32:32.382 --> 32:35.050
. "بيا پيشم بشين "سارا

32:35.051 --> 32:37.419
. يه چيزي راجع به خودت بگو که ندونم

32:38.754 --> 32:41.823
بايد يه داستاني باشه که
. از نظرتون جذاب‌تر از مال من باشه

32:41.824 --> 32:45.981
شايد يه داستان جن و پري ؟ -
. يکي با يه پايان خوش -

32:45.982 --> 32:47.883
بايد اين رو براتون برگردونم ؟

32:52.157 --> 32:53.691
. تو دروغ گفتي

32:53.813 --> 32:56.181
، گفتي که تا حالا گردنبند رو نديدي

32:56.210 --> 32:58.278
ولي تو کسي هستي که
. اون روي بالشم گذاشت

32:58.586 --> 33:00.953
نگهبانا ! تلاش نکن
...اگه حرومزاده‌ي شاه

33:00.954 --> 33:03.769
،دوباره توي اداي قرضش شکست بخوره
. اون بايد بفهمه

33:03.889 --> 33:06.622
چندتاتون اينجا هستين ؟ -
. به حد کافي -

33:06.623 --> 33:09.982
! سارا" ، بابت اين موضوع ميسوزي"
. همتون

33:09.983 --> 33:11.183
! نگهبانا

33:13.278 --> 33:16.080
! شغال ، ولم کن

33:30.719 --> 33:32.920
. سرانجام ، هيچ اشتباهي نکردي

33:32.954 --> 33:35.088
. گرچه آرزو ميکردم بدونم چي تو کلته

33:35.123 --> 33:37.656
. بهترـه ندوني -
. اينجوري قانع‌کننده‌تره ، فکر کنم -

33:37.657 --> 33:39.581
. لرد ميدونه تو قانعم کردي

33:39.582 --> 33:41.285
. منم جاي تو بودم ، همينکار رو ميکردم

33:41.286 --> 33:43.621
هرچيزي که لازم باشه براي دفاع
. از کسي که دوست دارم انجام ميدم

33:43.833 --> 33:47.138
. ولي الان ديگه لازم نيست هيچ کاري بکني

33:47.139 --> 33:49.040
ديگه چيکار ميکردم ، دقيقاً ؟

33:49.694 --> 33:53.114
بعد از اينکه بدهيم پرداخت شد ؟ -
. هيچي -

33:53.149 --> 33:55.150
فکر ميکني هنوزم ميخوام بهت صدمه بزنم ؟

33:55.184 --> 33:57.986
چرا بايد اينکار رو بکنم ؟ -
... منظورم اين بود که -

33:58.020 --> 34:00.188
تو خانوادت يا دين اونا رو انتخاب نميکني

34:00.223 --> 34:02.824
. و مهم نيست خون کي توي رگ‌هات جاري باشه

34:02.859 --> 34:05.687
. هرکسي راه خودش رو انتخاب ميکنه
. يا شاهت اينکار رو ميکنه

34:05.726 --> 34:08.226
. من از يه شهري اومدم که بهترـه پروتستان باشي

34:08.230 --> 34:10.798
. ولي حالا بخاطر به شاه نزديک بودن ، کاتوليکم

34:10.833 --> 34:13.334
اظهارش کردم
حتي مذهبي‌ام

34:13.369 --> 34:15.837
فکر ميکني چقدر به شاه نزديکم ؟

34:15.904 --> 34:19.306
ميدوني من کي هستم ؟ -
. نه -

34:20.158 --> 34:24.078
،فکر ميکني يه دفعه توي دينِ اون وحشيا سهيم شدم
که انگار دين خودمه؟

34:24.112 --> 34:25.997
. نه -
مال من و خانواده‌ام ؟

34:26.005 --> 34:28.506
. خانواده‌اي که نتونستم انتخاب کنم

34:31.953 --> 34:36.223
. من هيچي نميخوام ، قسم ميخورم
. تو حرومزاده‌ي شاهي

34:36.258 --> 34:38.926
و مادرم کيه ؟

34:38.960 --> 34:43.196
. دايان دي پواتيرز

34:55.609 --> 34:58.469
حالت خوبه ؟
زخمي شدي ؟

34:59.513 --> 35:01.447
. خوبم

35:01.761 --> 35:03.795
نگهبان مادرت رو دستگير کردن ؟

35:03.863 --> 35:06.265
رابرت" درحالي که داشت"
. توي جنگل خون فرار ميکرد دستگير شد

35:06.332 --> 35:09.127
. حالا با خدمتکارت توي زندانه

35:09.128 --> 35:12.998
... ازشون بازجويي ميشه
. تا زماني که بسوزن

35:16.375 --> 35:19.610
. تموم شد
. قرض ادا شد

35:19.679 --> 35:21.512
. حالا ديگه در اماني

35:22.039 --> 35:25.504
بش" ، چيکار کردي ؟"
. بهم بگو

35:25.505 --> 35:28.540
مطمئنم بيشتر از حدي بود
. که فکر ميکردي از پسش برمياي

35:30.109 --> 35:32.577
... اگه کارمون تموم شده -
. نشده -

35:35.009 --> 35:38.962
هردوتون به خاطر ارزشي که
... براي هم دارين تو اين خطر مهلک افتاده بودين

35:38.963 --> 35:40.797
و ارزشي که براي من داره

35:40.899 --> 35:43.867
براي يه لحظه ، بيشتر از يه لحظه ، فکر کردم

35:43.902 --> 35:45.869
. براي کاري که کردين سزاوار مرگين

35:46.169 --> 35:49.215
. نه با دستاي من ، بلکه توي جنگل

35:49.718 --> 35:52.862
، که اگه اين اتفاق بيُفته
. خودتون اين بلا رو سر خودتون آوردين

35:52.863 --> 35:55.410
..."فرانسيس" -
. ولي ميتونه با دستاي من باشه -

35:55.436 --> 35:58.234
. هردومون اين رو ميدونيم
. من يه روزي شاه ميشم

35:58.235 --> 36:01.164
. مري" همين الانشم يه ملکه‌ست"
. ما حکمرانيم

36:01.226 --> 36:05.903
. بايد با ذهن باز و رحم رهبري کنيم

36:06.764 --> 36:10.467
ما قدرت بيشتري داريم تا اينکه اجازه بديم خشم
. و حسادت قضاوتمون رو تحت تاثير قرار بده

36:10.501 --> 36:11.968
... و موقعيتمون

36:12.213 --> 36:14.582
. خُب اونا به بقيه اجازه ميده بينمون قرار بگيرن

36:15.218 --> 36:18.459
. نه اگه قسم بخوريم با همديگه صادق باشيم
. نه اگه سوگند بخوريم

36:18.460 --> 36:22.436
نامزدي چيه به جز يه قول ؟
. و هيچ معني‌اي نداره

36:22.437 --> 36:25.305
چون اگر براي فرانسه مفيد نباشه
نميتونم باهات ازدواج کنم

36:25.340 --> 36:28.423
و اگه انتخاب بهتري براي اسکاتلند
. پيش بياد بايد قبولش کني

36:28.424 --> 36:30.611
. اين وظيفته -
چي داري ميگي ؟ -

36:32.781 --> 36:35.616
. ما خودمون رو براي بدترين دردها آماده کرديم

36:37.542 --> 36:40.956
، وقتي براي فرانسه خوبه ، بايد موافقت کني

36:41.862 --> 36:45.275
. من در کنارتم ، کاملاً متعهد

36:45.276 --> 36:47.144
... تا اون موقع

36:48.757 --> 36:51.365
. ميتوني وقتت رو با بقيه بگذروني

36:51.851 --> 36:53.718
. بايد اين رو قبول کنم

36:55.403 --> 36:57.239
منظورت اينه که تو هم اينکارو ميکني

36:58.222 --> 37:00.172
واقعاً راجع به "اوليويا"ست ؟

37:00.214 --> 37:03.652
. يکي بايد اوضاع بين ما رو کنترل کنه

37:03.709 --> 37:05.476
. من ميتونم اينکار رو کنم

37:06.113 --> 37:09.348
. ميتونم فاصله‌ام رو حفظ کنم

37:09.507 --> 37:12.475
. حتي اگه معنيش اين باشه تو رو به يکي ديگه بدم

37:14.320 --> 37:16.004
... هرکسي

37:16.507 --> 37:18.579
. به جز برادرم

37:18.892 --> 37:21.327
اين يه اخطارـه ، داداش کوچولو ؟

37:24.095 --> 37:25.798
. آره ، هست

37:51.023 --> 37:53.425
. نميتونم بهت هيچ قولي بدم

38:10.077 --> 38:13.213
! نميتوني واقعيت يا اون رو بسوزوني

38:13.247 --> 38:17.483
. اون رو خدايان واقعي فرستادن
! اون رو به جنگ بطلب و اون ميان سراغت

38:17.551 --> 38:19.685
. براي آخرين قطره‌ي خونت

38:19.753 --> 38:21.877
! همچنين پسرات و دخترات

38:32.626 --> 38:34.294
. مري" ، تو نميتوني اين رو ببيني"

38:34.733 --> 38:38.327
من بهشون تمنا کردم که
لطف يه مرگ سريع رو بهش کنن

38:38.328 --> 38:40.239
. قبل از اينکه توي هيزم بزارنش

38:43.409 --> 38:46.389
. بعدش يه تير بهش زدن

38:48.786 --> 38:51.820
. اونا کسايي نيستن که فکر ميکرديم هستن

38:55.954 --> 38:58.222
. اون امشب جونم رو تهديد کرد

38:58.257 --> 39:02.372
کشيش خون ؟ -
. راجع به "فرانسيس" حرف ميزنم -

39:03.396 --> 39:06.830
،سعي ميکرد با حکمفرمايي به قلب من
به قلبش حکمفرمايي کنه

39:08.027 --> 39:09.303
. اينجا جامون امن نيست

39:09.304 --> 39:11.869
. بايد به هشدار برادرت راجع به "مري" توجه کني

39:11.904 --> 39:13.737
...اخظار واقعي اينه که آدمايي هستن

39:13.772 --> 39:16.751
، که ارزش بيشتري دارن
. و کسايي که ارزش کمتري دارن

39:16.752 --> 39:20.611
، کسايي که به ياد مياريم
. و کسايي که فراموش ميکنيم

39:28.366 --> 39:31.148
. کاري ميکنم که به ياد آورده بشي

39:38.523 --> 39:53.523
.:: @bollbolljan_com ::.