﻿WEBVTT

00:05.643 --> 00:15.217
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30.311 --> 00:31.745
...آنچه گذشت

00:31.746 --> 00:34.348
اون بچه‌ي شوهرمه؟ -
آره -

00:34.349 --> 00:36.147
من همين الان بخاطر تو به فرانسيس دروغ گفتم

00:36.148 --> 00:38.735
تو خرابکاري کردي و قبل از اينکه
...باعث بهم خوردن ازدواجم بشه

00:38.736 --> 00:40.587
بايد حلش کني

00:40.588 --> 00:43.590
خانواده‌م به من وابسته‌س که براشون
مقام و منزلت و زمين ببرم

00:43.591 --> 00:44.824
تو يه خدمتکاري

00:44.825 --> 00:46.723
...لرد کاسل‌روي توي يکي از طباخ‌خونه‌هاش

00:46.724 --> 00:48.227
در اسپانيا بهم پيشنهاد کارآموزي داده

00:48.228 --> 00:51.330
شبي که سربازاي فرانسيس منو به
بيرون از ييلاق بردن، سعي کردن منو بکشن

00:51.331 --> 00:53.065
مطمئنم طبق دستور اون اينکارو کردن

00:53.066 --> 00:54.500
فرانسيس اينکارو نميکنه، خودتم ميدوني

00:54.501 --> 00:56.769
،اين تاريکي‌ـه. تا وقتي که اون نمرده
من آرامش ندارم

00:56.770 --> 00:57.970
نميتوني باهاش مبارزه کني

00:57.971 --> 00:59.405
چي به سر اون دختر بيچاره اومد؟

00:59.406 --> 01:01.073
يه قدرت بدطينت توي جنگل هست

01:01.074 --> 01:04.949
اون موجودي که خون ميخواد -
تاريکي". همه‌ي  ما رو اسير خودش ميکنه" -

01:30.035 --> 01:31.336
دوباره کابوس ديدي؟

01:35.374 --> 01:37.374
،وقتي که توي اون غار اسير بودم
...تحملي که در برابر اون سختي کردم

01:37.375 --> 01:38.475
براي هميشه جزئي از من ميشه

01:39.678 --> 01:41.045
...تاريکي

01:41.046 --> 01:42.680
ديگه دستش به تو نميرسه

01:47.552 --> 01:49.520
وقتي بدن در مقابل يه درد مقاومت ميکنه

01:49.521 --> 01:51.789
براي ذهن سخته که فراموشش کنه

01:51.790 --> 01:54.191
نذار ذهنت تو رو عذاب بده

01:54.192 --> 01:56.960
تو آماده‌اي که دوباره با بقيه معاشرت کني

01:59.364 --> 02:00.997
متأسفم

02:00.998 --> 02:02.399
...فقط ميخواستم -
نه، ربطي به تو نداره -

02:02.400 --> 02:04.635
درد مي‌کنه

02:04.636 --> 02:06.470
کمرم

02:06.471 --> 02:07.571
ميشه؟

02:16.946 --> 02:18.181
امکانش هست؟

02:18.182 --> 02:22.986
فکر کردم همه‌ي زخمات خوب شدن
ولي اين يکي عفونت کرده

02:22.987 --> 02:24.453
بايد تخليه‌ش کنم

02:33.530 --> 02:37.300
...بفرما، حالا زخم بايد شروع به

02:37.301 --> 02:38.501
...صبر کن

02:40.604 --> 02:42.237
يه چيزي اون داخله

02:44.575 --> 02:45.875
خودتو محکم بگير، اوليويا

02:56.886 --> 03:00.722
،ولي وقتي بارون به من توهين کرد
به شما هم توهين کرد، پادشاه هنري

03:00.723 --> 03:03.103
...بايد ازت بخوام که نيروهات رو به گايان بفرستي

03:03.104 --> 03:05.666
تا قدرت خودت‌تون و توانايي منو اثبات کني

03:07.363 --> 03:09.130
سرورم؟

03:10.466 --> 03:12.534
مارکي دوو

03:12.535 --> 03:14.802
وقتي شما آخرين
شکايت خودتون رو به من تقديم کردين

03:14.803 --> 03:16.003
من چي گفتم؟

03:16.004 --> 03:17.605
اما، سرورم
...بارون توهين کرده

03:17.606 --> 03:20.908
واضحه که تو گوش نکردي چون
...من بهت دستور دادم که برگردي خونه

03:20.909 --> 03:24.245
،و بارون رو تسليم قدرت خودت بکني
بوسيله‌ي قدرتي که داري

03:24.246 --> 03:28.983
اونجا منبع جامه‌ي خز من بوده، مردمي که
از گوش دادن به حرف شاه‌شون ممانعت کردن

03:28.984 --> 03:33.420
يا اينکه... گوشت چرک گرفته و نميشنوي؟

03:33.421 --> 03:36.323
اونو بگيرينش

03:36.324 --> 03:37.658
دارين چي کار ميکنين؟ -
فقط همين -

03:40.462 --> 03:43.497
خواهش ميکنم، سرورم
بهتون التماس ميکنم

03:46.667 --> 03:48.969
هنري؟ هنري
داري چيکار ميکني؟

03:48.970 --> 03:51.004
به مارکي يه درس ياد ميدم

03:51.005 --> 03:54.007
اينطوري نه، اون يه اشراف زاده‌س -
رهاش کنين -

03:54.008 --> 03:56.724
ميدونم که شما
جشن ملکه‌ي لوبيا رو کنسل کردين

03:56.725 --> 03:58.745
حالا داريم در مورد جشن صحبت ميکنيم -
ميدونم سعي داري چه کاري بکني -

03:58.746 --> 04:00.580
ميخواي منو از دربار خودم قايم کني

04:00.581 --> 04:02.749
شايد ميخواي منو مسموم هم بکني؟

04:02.750 --> 04:06.185
من نميخوام تو رو مسموم کنم، هنري

04:06.186 --> 04:07.787
من نگرانم

04:07.788 --> 04:11.123
حالي که تو داري ربطي
به سم‌هاي من نداره

04:11.124 --> 04:12.191
قسم ميخورم

04:12.192 --> 04:14.093
ولي تو مريضي

04:14.094 --> 04:15.762
ممکنه به خودت يا به فرانسه آسيب بزني

04:15.763 --> 04:18.298
،من سردردايي دارم
...هي ميان و ميرن ولي

04:18.299 --> 04:20.667
،ذهنم از اون چيزي که قبلا بود
باهوش‌تر شده

04:20.668 --> 04:24.469
،و ملکه‌ي لوبيا
تقريبا در سال مراسم مورد علاقه‌ي منه

04:24.470 --> 04:26.538
مثل هميشه اون برگزار ميشه

04:30.977 --> 04:33.803
خب خدمتکاري هست که
بتونه براي اون روز ملکه بشه؟

04:34.147 --> 04:36.849
اين رسم رو يادم نمياد -
بخاطر اينه که بچه بوديم -

04:36.850 --> 04:38.717
فکر ميکنم مادرم يه مدت
اينو از ما قايم کرده

04:40.152 --> 04:43.689
پدرم هر جور بخواد به
ملکه‌ي موقتي خوشامد ميگه

04:43.690 --> 04:45.123
البته تو تختش

04:45.124 --> 04:49.027
اگه دختري که توي تيکه‌ي کيکش
لوبيا رو پيدا کنه، خوشگل باشه

04:50.026 --> 04:52.163
تاج مادرم رو سرش ميکنه
و بهترين لباسا رو ميپوشه

04:52.164 --> 04:53.965
و روز رو با دستور دادن به خدمتکارا ميگذرونه

04:53.966 --> 04:56.300
تا سپيده دم، اون يه صدتايي سکه‌ي طلا داره
و يه کپه هديه

04:56.301 --> 04:58.236
ولي دوباره يه خدمتکاره

04:58.237 --> 05:00.338
يه داستان جن و پري واقعي

05:00.339 --> 05:02.307
رسمي که من هميشه ترجيح ميدادم
ازش دوري کنم

05:02.308 --> 05:04.809
مخصوصاً وقتي دايان دي پوتيرز اينجا بود

05:04.810 --> 05:07.478
...تا ببينم پدرم سر يه معشوقه، مادرم

05:07.479 --> 05:08.679
و ملکه‌ي لوبيا رو شيره ميماله

05:09.816 --> 05:11.801
من و بش هميشه براي شکار فرار ميکرديم

05:14.118 --> 05:16.025
اشکالي نداره دلت براش تنگ بشه

05:16.026 --> 05:17.655
حتي با اينکه تو رو عصباني کرده

05:19.358 --> 05:22.760
خب، حداقل جشن لوبيا يه چيز جديد ميده
دستشون تا براش شايعه بسازن

05:22.761 --> 05:24.695
...اولين باره که توي اين هفته‌ها

05:24.696 --> 05:26.530
کسي براي بچه‌دار شدن عذابم نميده

05:26.531 --> 05:28.265
شايد من بايد عذابت بدم

05:32.036 --> 05:33.436
مري

05:33.437 --> 05:34.938
گرير آماده‌ـست که اونو بهت معرفي کنه

05:34.939 --> 05:36.273
کي؟

05:36.274 --> 05:38.541
لرد جولين، نامزد گرير

05:43.414 --> 05:45.606
،چه کيک مجللي
حتي حاضر به خوردنش هم نيستن

05:49.653 --> 05:52.355
بايد براي بازنده‌ها يه هديه‌ي دلداري بفرستيم

05:52.356 --> 05:53.356
اينطور فکر نميکني؟

05:53.357 --> 05:55.666
اون دو روز پيش رسيد

05:55.667 --> 05:57.008
دوست داشتني نيست؟

05:57.009 --> 05:58.862
...يه مقداري حرف زدن

05:58.863 --> 06:00.963
و گرير گفت اون خيلي خوبه -
و خيلي پولدار -

06:00.964 --> 06:03.266
چرا شاه نميتونه يه شوهر
مثل اون برام پيدا کنه؟

06:03.267 --> 06:06.135
ما همش يه سال اينجا بوديم
ولي داريم مي‌پوسيم

06:07.804 --> 06:11.440
،لرد جولين، ميشه بهتون سرورم
مري، ملکه‌ي اسکاتلند، رو معرفي کنم

06:11.441 --> 06:13.609
و بانوهاش، لولا و کنا

06:14.010 --> 06:15.981
سرورم، باعث افتخاره

06:15.982 --> 06:18.480
لرد جولين، خيلي عاليه که بالاخره
شما رو ملاقات کردم

06:18.481 --> 06:19.915
شنيدم خانواده‌تون اهل مجارستان هستن

06:19.916 --> 06:22.885
بله، والدينم، پدر گرير رو از طريق
يه ارتباط فاميلي دور ميشناسن

06:22.886 --> 06:25.320
ما براي هم نامه نوشتيم و
بقيه‌ـش مال گذشته‌س

06:25.321 --> 06:29.124
اميدوارم شما از
ته قلب نامزدي ما رو مبارک بدونين

06:29.125 --> 06:31.960
اگه اين چيزيه که پدرت ميخواد... و البته خودت

06:31.961 --> 06:33.829
هست، خيلي زياد

06:35.231 --> 06:37.351
خب پس، شما نامزد کردين

06:37.352 --> 06:38.700
از زندگي‌تون با هم لذت ببرين

06:40.236 --> 06:41.702
خيلي برات خوشحالم، گرير

06:43.005 --> 06:45.273
صد در صد يه سر و گردن از کاسل‌روي بالاتره

06:45.274 --> 06:46.574
آره

06:46.575 --> 06:48.977
لرد کاسل‌روي، ميخواين چيزي براتون بيارم؟

06:48.978 --> 06:50.845
نه، نيازي نيست
سرت شلوغه

06:50.846 --> 06:55.249
فقط فکر کن، فردا کارآموز من
توي تجارت فلفل ميشي

06:55.250 --> 06:56.918
همه‌ي اينا رو پشت سر ميذاري

06:58.919 --> 07:00.487
اين فرصت رو از دست ميدي؟

07:02.090 --> 07:03.558
خيلي سپاسگزارم، قربان

07:07.562 --> 07:10.697
لولا، يه خبراي بدي دارم

07:10.698 --> 07:13.167
اون خواستگار اهل "اَلساس" براي
پنج هفته تأخير داشته

07:13.168 --> 07:15.970
ممکنه هر روزي معلوم بشه من حامله‌م

07:15.971 --> 07:18.272
لولا، قول ميدم برات يه شوهر پيدا کنم
و اينکارو ميکنم

07:18.273 --> 07:21.041
فقط يک يا دو هفته بهم مهلت بده

07:25.513 --> 07:28.648
ميبينم نقشه‌ـت براي
دور نگه داشتن شاه شکست خورده

07:28.649 --> 07:30.216
کي ديگه در مورد ديوونگي‌ـش ميدونه؟

07:30.217 --> 07:31.785
فقط کنا

07:31.786 --> 07:33.720
"و يه اشرافي اهل "گايان

07:33.721 --> 07:36.055
هردوشون رو مجبور کردم که ساکت بمونن

07:36.056 --> 07:39.158
ولي نميشه گفت کار بعدي هنري چيه

07:39.159 --> 07:42.795
تفسيري براي اين قضيه داري؟

07:42.796 --> 07:44.630
براي سه روز پشت سر هم
غذا و شرابش رو چک کردم

07:44.631 --> 07:48.167
،هيچ نشوني از سم نبود
حداقل من که چيزي پيدا نکردم

07:48.902 --> 07:50.536
پس اون ديوونه شده

07:50.537 --> 07:54.673
و يه شاه ديوونه باعث آشفتگي و طغيان ميشه

07:54.674 --> 07:55.975
...اگه دشمنامون بفهمن، ما

07:55.976 --> 07:57.342
...سرورم

07:58.678 --> 08:01.881
اين چيه؟ -
يه داروي مسکن که باعث اغماء ميشه -

08:01.882 --> 08:05.484
يه خواب عميق که از طريق پادزهري که
خودم طراحي کردم، ميتونم بهم‌ـش بزنم

08:05.485 --> 08:06.819
سخته

08:06.820 --> 08:10.589
،اون هفت نفر چشنده داره
از هر طريقي بازرسي ميشه

08:10.590 --> 08:13.725
بايد يه راه پيدا کنيم که
بتونيم از اون 7تا ردش کنيم

08:13.726 --> 08:15.060
از طريق يه نفوذي

08:15.968 --> 08:17.829
آره آره
من بردم

08:17.830 --> 08:19.064
لوبيا

08:19.065 --> 08:20.399
من لوبيا رو پيدا کردم

08:27.140 --> 08:28.740
اسمت چيه؟

08:28.741 --> 08:31.242
پنلوپه

08:31.243 --> 08:32.464
از آشپزخونه هستم

08:33.546 --> 08:35.413
خب، تو زيبايي

08:35.414 --> 08:37.181
...پنلوپه

08:37.182 --> 08:39.350
...من تو رو

08:41.386 --> 08:43.617
ملکه‌ي لوبيا ميکنم

09:07.745 --> 09:09.780
درخواست کن و به خواسته‌ت برس

09:16.654 --> 09:19.755
بايد با شاه صحبت کنم -
اون حرومزاده‌ـست -

09:19.756 --> 09:22.559
من تسليم رحمت شاه ميشم

09:22.560 --> 09:23.659
بش

09:23.660 --> 09:24.960
پدر، بايد باهاتون صحبت کنم

09:25.261 --> 09:27.363
از تبعيد برگشتي دنبال کمک هستي؟

09:27.364 --> 09:28.931
بعد از اينکه سربازاي برادرت رو کشتي؟

09:28.932 --> 09:30.833
اون براي دفاع از خود بود -
اونو ببرين به سياه چال -

09:30.834 --> 09:32.602
،يه چيز خطرناک توي جنگل‌ـه
بخاطر همينه برگشتم

09:32.603 --> 09:34.003
پدر، پدر
بايد به حرفم گوش کني

09:34.004 --> 09:35.271
من نميخوام بهت آسيبي بزنم

09:35.272 --> 09:36.505
ولي آدمايي هستن که
داره بهشون آسيب ميرسه

09:36.506 --> 09:37.673
کشته ميشن

09:37.674 --> 09:39.008
نميتونم باور کنم برگشته

09:39.009 --> 09:40.843
چه فکري کرده؟

09:40.844 --> 09:42.578
پدر، بايد گوش کني -
...وقتي ما هر شانسي براي -

09:42.579 --> 09:44.413
آزاد بودن رو در اختيارش گذاشتيم
و هنوز اينجاست

09:44.414 --> 09:47.316
من ديگه کمکش نميکنم

09:48.429 --> 09:50.953
فرانسيس، اون برادرته -
اون يه درغگو و قاتله -

09:52.455 --> 09:54.923
هر دومون ميدونيم براي چي برگشته

09:54.924 --> 09:57.126
ديگه بهش فرصت نده که بهت نزديک بشه

10:04.715 --> 10:07.618
زياد وقت نداريم پس با دقت گوش کن

10:09.172 --> 10:10.287
من به نگهبان رشوه دادم

10:10.288 --> 10:12.957
گاريِ يه تاجر تو رو ميبره به مرز اسپانيا

10:12.958 --> 10:16.226
،اگه براي زندگي‌ـت ارزش قائلي
کاري که من ميگم ميکني و ديگه بر نميگردي

10:16.227 --> 10:18.863
من آماده‌ي رفتن به اسپانيا نيستم -
بش، چت شده؟ -

10:18.864 --> 10:21.619
هرگز نبايد برميگشتي اينجا
بايد بري

10:21.620 --> 10:23.166
آدماي زيادي توي قلعه هستن
که ميخوان بميري

10:23.167 --> 10:25.535
منظورت فرانسيس‌ـه؟

10:25.536 --> 10:27.804
اون سعي نکرد که تو رو بکشه

10:28.672 --> 10:30.374
اگر چه که ميتونست

10:30.375 --> 10:34.744
تو احساس عصبانيت و حسادت توي
اون ايجاد کردي که منو ميترسونه

10:34.745 --> 10:37.079
با نگاه توي چشماش ميشه فهميد

10:37.080 --> 10:39.363
انگار اونو نميشناسم

10:39.364 --> 10:41.595
ديگه خيلي اون آدم سابق نيست
کاش ميدونست

10:41.596 --> 10:42.946
...که تو بدون اون خوشبخت ميشدي

10:42.947 --> 10:44.571
اگه بجاش با من ازدواج کرده بودي

10:44.572 --> 10:49.301
،غير از نگراني من براي تو
چيزي بين منو و تو نيست

10:49.302 --> 10:51.728
پس ما باهم اشتراک داريم

10:51.729 --> 10:55.398
من بخاطر کس ديگه‌اي اينجام
يه دختر که تو جنگل باهاش آشنا شدم

10:55.399 --> 10:57.477
خب، آفرين به تو و سريع جايگزين پيدا کردنت

10:57.478 --> 11:00.002
اينو نگو، تا وقتي که بشنوي
چي سر اون اومده

11:02.305 --> 11:04.440
ملکه پنلوپه

11:04.441 --> 11:07.076
هر سال يه دختر انتخاب ميشه

11:07.077 --> 11:09.711
آره

11:09.712 --> 11:14.416
،براي يه لحظه‌ي کوتاه
آسمان‌هاي مجلل رو ميبينه

11:14.417 --> 11:17.185
بهترين شب زندگيش‌ـه

11:17.186 --> 11:21.790
،ولي وقتي سپيده دم ميرسه
بايد برگرده به زمين

11:21.791 --> 11:24.059
يه برگشت بي‌رحمانه‌س

11:24.060 --> 11:26.461
مشکلي نيست

11:26.462 --> 11:29.964
...يعني، اين خيلي زيادتر از اونيه که

11:29.965 --> 11:32.167
من روياش رو داشتم

11:32.168 --> 11:33.634
ولي فقط يه روزه

11:33.635 --> 11:37.105
...و من

11:37.106 --> 11:40.575
...ميخوام تو اولين ملکه‌ي لوبياي تاريخ باشي

11:40.576 --> 11:42.743
که به اشرافي بودن طولاني مدت فکر کني

11:42.744 --> 11:45.079
پس اگه قابل اعتماد بودن خودت رو ثابت کني

11:45.080 --> 11:48.115
ميتونيم با هم دوست باشيم
و برخلاف هنري

11:48.116 --> 11:50.117
من هر روز سال مراقب دوستام هستم

11:50.118 --> 11:52.578
نه فقط اين يه روز

11:52.579 --> 11:56.557
بهم بگو، ملکه پنلوپه
باکرگي‌ـت رو حفظ کردي؟

11:56.558 --> 11:58.926
البته که حفظ کردم

11:58.927 --> 12:01.462
...چون... خب، همون طور که ممکنه ميدوني

12:01.463 --> 12:04.565
وقتي دختراي خوشگل برنده‌ي
مراسم ملکه‌ي لوبيا رو ميبرن

12:04.566 --> 12:07.366
...بعضي وقتا اونا

12:07.367 --> 12:10.471
تجربه‌ي خاصي با شاه بدست ميارن

12:10.472 --> 12:12.306
...بايد بهت اخطار بدم که

12:12.307 --> 12:17.310
اشتياق شاه توي تختش ميتونه خيلي... خشن باشه

12:17.311 --> 12:20.880
اون اشتياق يه شير و
استقامت يه اسب رو داره

12:20.881 --> 12:22.816
يه اسب که استوار پيش ميره

12:22.817 --> 12:24.851
يورتمه ميره

12:24.852 --> 12:29.122
ميتونه... تجربه‌ي طولاني‌اي باشه

12:29.123 --> 12:31.491
خب... چقدر؟

12:31.492 --> 12:34.163
،ميتونه چند ساعت باشه
بعضي وقتا هست

12:34.164 --> 12:36.929
ولي... اگه ما دوست باشيم

12:36.930 --> 12:39.532
ميتونم کمکت کنم

12:43.403 --> 12:44.937
اين يه داروي تقويت غرائز جنسي‌ـه

12:44.938 --> 12:49.017
به شاه کمک ميکنه... تا زود به سمت پايان بتازه

12:49.018 --> 12:50.976
با ريخته شدن اين توي شرابش

12:50.977 --> 12:52.832
مجبورش کن که اينو بخوره

12:52.833 --> 12:57.783
اين به هيجانش مياره و راضيش ميکنه
...و لباس و جواهرات و

12:57.784 --> 13:00.664
و ضيافت بيشتري نصيب تو ميشه

13:08.160 --> 13:10.323
من اومدم اين پايين چون نگران تو بودم

13:10.324 --> 13:12.530
و دارم دوباره تو رو با زنم پيدا ميکنم

13:12.531 --> 13:15.433
بايد وانمود کنم غافلگير شدم؟ -
اينطوري که بنظر مياد نيست -

13:15.434 --> 13:17.001
اون بخاطر من نيومد -
حتي اونو هم نميتوني باور کني -

13:17.002 --> 13:20.872
من براي منابع قلعه برگشتم
که سرباز و اسبه

13:20.873 --> 13:23.941
براي پيدا کردن و نابود کردن
يه موجود خطرناک توي جنگل

13:23.942 --> 13:26.444
و بعد من ميرم قول ميدم

13:26.445 --> 13:27.530
کدوم موجود؟

13:27.531 --> 13:30.271
تو قرباني‌ها رو توي جنگل خون ديدي

13:30.272 --> 13:33.898
اين پاگان‌ها هر مرد و زن و بچه‌اي
رو در معرض خطر قرار دادن

13:33.899 --> 13:35.897
اونا همسر خودت رو هم تهديد کردن

13:35.898 --> 13:38.956
و اونا همه‌ي اين کارا رو براي
هيولايي انجام دادن که بهش ميگن تاريکي

13:38.957 --> 13:41.896
...ميدونم اين -
تو مثل اون پاگان‌ها احمق شدي -

13:41.897 --> 13:45.863
يه هيولا توي جنگل؟ -
من خودم توي سايه‌ها ديدمش -

13:45.864 --> 13:48.632
،يه دختر رو برد
يه دختر که برام مهم بود

13:48.633 --> 13:51.835
اسمش روان بود
و حالا اون احتمالا مرده

13:51.836 --> 13:54.371
،چقدر دلت مي‌خواد که من برم
قول ميدم

13:54.372 --> 13:56.339
من هزار برابر بيشتر ميخوام
...ولي من نميرم

13:56.340 --> 13:57.573
تا وقتي که جنگل امن بشه

13:57.574 --> 13:59.175
مري، لطفا ما رو تنها بذار

13:59.176 --> 14:00.643
ميدونم که حرفمو باور نميکني

14:00.644 --> 14:02.845
ولي کسي هست که حرفش رو باور ميکني

14:02.846 --> 14:04.847
و اون کيه؟

14:04.848 --> 14:06.916
تاريکي قرباني‌هاي بيشماري رو تصاحب کرده

14:06.917 --> 14:08.251
فقط يکي نجات پيدا کرده

14:08.252 --> 14:10.553
معشوقه‌ي قديمي‌ـت، اوليويا دِ آمنکورت

14:10.554 --> 14:13.923
و اون الان اينجا توي اين قلعه‌ـست

14:22.298 --> 14:25.034
ليث، اينجا چيکار ميکني؟
ما با هم خدافظي کرديم

14:26.403 --> 14:30.105
بايد ميديدمت
فقط يکبار ديگه

14:30.106 --> 14:32.074
...ببين، ميخواستم بهت بگم

14:32.075 --> 14:35.044
نه، نميخواي -
چرا؟ -

14:35.045 --> 14:37.712
چون با يه مرد ديگه نامزد کردي
که خيلي نميشناسيش؟

14:37.713 --> 14:40.682
براي يکي مثل من چيز غير عادي نيست

14:40.683 --> 14:42.384
چون تو اصيل هستي

14:42.385 --> 14:47.055
و اون پولداره و مقام داره
و با خدمتکارا مهربونه

14:47.056 --> 14:48.356
و با من

14:48.357 --> 14:52.460
...اون انگار چيزيه که
من هميشه ميخواستم

14:55.230 --> 14:58.366
غير از اينکه اون، "تو" نيست

15:15.317 --> 15:17.785
ببخشيد، بانوي من

15:17.786 --> 15:19.053
گرير؟ -
لرد جولين -

15:19.054 --> 15:20.054
...من

15:20.055 --> 15:21.254
تو کي هستي؟ -
هيچکس -

15:21.255 --> 15:22.489
من يه خدمتکارم
من ازش خوشم مياد

15:22.490 --> 15:24.989
و اون مهربونه
پس منم ازش بوس گرفتم

15:24.990 --> 15:26.961
ليث، نه -
نه، تقصير اون نيست -

15:26.962 --> 15:28.862
اون ازم خواست که اينکارو نکنم
ولي من ديگه پيش رفته بودم

15:28.863 --> 15:30.130
اون تقصيري نداره

15:30.131 --> 15:32.532
جلو رفتن من ناخواسته بود

15:32.533 --> 15:34.167
نميخوام اون آسيب ببينه

15:34.168 --> 15:36.470
ولي خانواده‌ـش بايد اينو بدونن

15:43.344 --> 15:45.612
...ميخواستم اينو بذارم تو اتاقت

15:45.613 --> 15:47.614
تقصير اون نبود

15:47.615 --> 15:49.249
قرار بود اين بهترش کنه؟

15:49.250 --> 15:50.984
خيلي متأسفم

15:50.985 --> 15:53.987
ميدونم اين چيزا اتفاق ميوفته

15:53.988 --> 15:56.455
ولي نميتونه براي همسر من باشه

15:56.456 --> 15:59.525
نميتونم از اين نوع شايعات
دور و بر خانواده‌م داشته باشم

15:59.526 --> 16:01.193
نميتونم اين شرايط رو داشته باشم

16:01.194 --> 16:03.529
اگه با من ازدواج نکني، نابود ميشم

16:03.530 --> 16:06.799
آرزو ميکنم که مي‌تونستم

16:06.800 --> 16:09.201
آرزو ميکنم آدم بهتري بودم

16:09.202 --> 16:11.303
که بتونم با اين وجود باهات ازدواج کنم

16:11.304 --> 16:13.305
ولي نيستم

16:13.306 --> 16:15.807
متأسفم

16:33.461 --> 16:36.095
اوليويا، ما خيلي متأسفيم -
براي همه چيزايي که کشيدي -

16:36.096 --> 16:39.165
ما فکر کرديم... من فکر کردم تو از
تونل‌ها فرار کردي

16:39.166 --> 16:40.333
کردم

16:40.334 --> 16:43.870
،ولي اون مرتدها پيدام کردن
اون هيولا ازم خون خورد

16:45.539 --> 16:46.906
حالا حرفمو باور ميکني؟

16:46.907 --> 16:50.442
اين موجود باعث تمام وحشت‌هايي هست
که تو اون جنگل‌ـه

16:50.443 --> 16:52.678
اگه ميخواي قلمروت رو از اين شياطين حفظ کني

16:52.679 --> 16:54.513
،بايد هيولايي که اونا بهش خدمت ميکنن
بکشي

16:54.514 --> 16:56.615
من به هيولاها اعتقادي ندارم
هيچوقت نداشتم

16:56.616 --> 16:58.217
ولي به ترس اعتقاد دارم

16:58.218 --> 16:59.852
و اين تاريکي هر کس هست

16:59.853 --> 17:02.454
پاگان‌ها به اندازه‌ي کافي ازش ميترسن که
براي اون مردم و بکشن و صلاخي کنن

17:02.455 --> 17:07.393
اوليويا، فکر ميکني ميتوني مسيرت رو تشخيص بدي
و ما رو ببري به غار؟

17:09.094 --> 17:10.262
نه

17:10.263 --> 17:13.231
،تنها چيزي که يادمه
يه چمنزاره که درختاي صنوبر دورشه

17:13.232 --> 17:15.934
و با يه زمين منحني پوشيده از برف احاطه شده

17:15.935 --> 17:18.303
من يه چمنزار با چندتا صنوبر
نزديک جايي که پيداش کرديم، ميشناسم

17:18.304 --> 17:20.059
من سربازام رو جمع ميکنم -
بايد من رو ببخشي -

17:20.060 --> 17:22.307
،ولي آخرين دفعه که با سربازات رفتم
سعي کردن منو بکشن

17:22.308 --> 17:24.910
من هيچ دستوري ندادم
...و ميتونستيم اينو تثبيت کنيم

17:24.911 --> 17:26.744
اگه تو اونارو نکشته بودي -
فرانسيس -

17:26.745 --> 17:29.381
اين دفعه من باهات ميام

17:29.382 --> 17:31.716
اون غار رو پيدا ميکنيم و
هر چيزي که اون تو قايم شده رو ميکشيم

17:31.717 --> 17:34.719
و بعد خودم شخصا تو رو ميذارم
توي قايق بعدي که ميره اسپانيا

17:37.523 --> 17:38.923
پس با هم توافق کرديم

17:38.924 --> 17:40.725
نميتونيد همين طوري اونو بکشيد

17:40.726 --> 17:43.694
يه ياغي نيست که
توي درختا قايم شده باشه

17:43.695 --> 17:45.630
تاريکي، موجودي از جهنم‌ـه

17:45.631 --> 17:47.650
آدم نيست

17:47.651 --> 17:51.469
انسانه، بهتون اطمينان ميدم

17:51.470 --> 17:54.238
اينو از توي زخم اوليويا پيدا کردم

17:54.239 --> 17:56.673
بنظر دندون يه جانور وحشي مياد

17:56.674 --> 17:59.243
ولي ريشه‌ي اين دندون مثل مال ماهاست

17:59.244 --> 18:04.915
،اين دندون مال انسانه
تا يه نقطه‌ي تيز ساييده شده

18:04.916 --> 18:06.783
انسان؟ ولي چرا يه آدم همچين کارايي ميکنه؟

18:06.784 --> 18:11.455
،شايد براي عمل کردن به وظيفه
تا بهتر بتونه از قرباني‌ها خون بخوره

18:11.456 --> 18:16.593
،ولي بهتون اطمينان ميدم
اين تاريکي فقط يه انسان‌ـه

18:18.596 --> 18:19.830
پس بريد و اونو بکشيد

18:19.831 --> 18:22.599
و يادت باشه دشمن واقعي کيه

18:30.007 --> 18:33.642
ميدوني چه اتفاقي براي خدمتکارايي
مثل ليث ميوفته؟

18:33.643 --> 18:36.679
...ميگن شلاق ميخوره تا وقتي که کمرش

18:36.680 --> 18:39.615
شکاف برداره و ديگه نتونه وايسه

18:39.616 --> 18:41.784
سالها توي اون سلول ميمونه

18:41.785 --> 18:43.772
من عاشقشم

18:43.773 --> 18:46.106
،نميتوني عاشق يه خدمتکار باشي
واقعاً نميتوني

18:46.107 --> 18:50.025
نه اينکه کاري که من کردم بهتر بود -
ولي هست -

18:50.026 --> 18:51.861
معشوقه‌هاي شاه اغلب حرمت دارن

18:51.862 --> 18:53.896
...ولي اين

18:53.897 --> 18:57.299
خانواده‌ي من بخاطر کاري که من کردم
نابود ميشن

18:57.300 --> 18:59.368
ديگه هيچوقت نميتونم باهاشون روبرو بشم

18:59.369 --> 19:02.504
هنوز به اون بدي نيست -
شايعه همين الانم پخش شده -

19:02.505 --> 19:06.208
اين شايعات همه‌جا دنبالم ميان

19:06.209 --> 19:08.643
من آينده‌اي ندارم

19:08.644 --> 19:10.412
گرير، اينو نگو

19:10.413 --> 19:12.314
هرگز اينو نگو

19:13.716 --> 19:18.520
مري... پس شنيدي

19:18.521 --> 19:20.822
خيلي شرمنده‌ـم

19:20.823 --> 19:22.724
لطفا نباش

19:22.725 --> 19:24.893
ما رو ببين

19:24.894 --> 19:27.529
ببين قلبامون ما رو کجا آورده

19:27.530 --> 19:29.864
ما برات شرمنگي آورديم

19:29.865 --> 19:31.633
خب، همه‌مون جز لولا

19:32.800 --> 19:36.103
در حقيقت يه چيزي هست که
بايد بدوني

19:38.940 --> 19:42.076
چرا ملکه اسکاتلند براي
...سرنوشت يه خدمتکار آشپزخونه

19:42.077 --> 19:43.744
انقدر نگرانه؟

19:43.745 --> 19:46.080
،ليث وقتي قلعه محاصره شد
جون خيلي‌ها رو نجات داد

19:46.081 --> 19:49.016
،در قبال شجاعتش
احساس ميکنم حکمش بايد سبک بشه

19:49.017 --> 19:51.018
اين خدمتکار انگار دوستاي رده بالايي داره

19:51.019 --> 19:53.119
تو اولين نفري نيستي که
طرف اون رو مي‌گيري

19:53.120 --> 19:55.088
لُرد کاسل‌روي اين برنامه رو ريخته بود

19:55.089 --> 19:56.857
،بجاي زنداني شدن
اون به عنوان سرباز ارتش

19:56.858 --> 19:58.258
به خدمت گمارده شد

19:58.259 --> 20:01.094
فردا براي دوره‌ي آموزشي عازم ميشه

20:01.095 --> 20:03.296
ملکه‌م

20:03.297 --> 20:05.598
چه ديداري

20:05.599 --> 20:07.100
دوست داشتني نيست، مري؟

20:07.101 --> 20:09.369
...آره، بايد زن خاصي بود که

20:09.370 --> 20:10.603
توجه من رو جلب کنه

20:10.604 --> 20:11.871
و عطش من رو برانگيخته کنه

20:13.240 --> 20:15.241
بايد برم -
نه، نه، نه، نه -

20:15.242 --> 20:19.645
بمون، حالا که پاکدامنيت رو به
پسرم دادي

20:19.646 --> 20:23.482
شايد بتوني به پنلوپه يکي دوتا چيز
...در مورد

20:23.483 --> 20:25.718
راضي کردن يه حاکم نشون بدي

20:25.719 --> 20:27.987
...ادامه بده. وانمود کن که اون

20:27.988 --> 20:30.389
فرانسيسه. من نگاه مي‌کنم

20:30.390 --> 20:33.125
جدي که نميگيد؟

20:34.461 --> 20:37.162
شما اينجوري نيستيد

20:37.163 --> 20:39.498
حالتون خوب نيست، اعلي‌حضرت؟

20:39.499 --> 20:41.800
من از طرف خدا تدهين شدم

20:41.801 --> 20:43.969
.توئم همينطور
ما اشرافي هستيم

20:43.970 --> 20:48.474
اصلا چطوري ممکنه ما حالمون
بد باشه؟

20:49.976 --> 20:51.676
مي‌دونم دقيقا در چه موردي
حرف مي‌زنيد

20:53.146 --> 20:55.947
ميشه يه دقيقه با پنلوپه تنها باشم؟

20:55.948 --> 21:00.251
چندتا لباس شاهانه و يه سري لباس
ديگه دارم که با اون به اشتراک بذارم

21:00.252 --> 21:01.920
پنلوپه، ممکنه؟

21:03.856 --> 21:07.425
فکر کنم ملکه بايد بمونه

21:07.426 --> 21:09.560
من مشکلي ندارم، شما بريد

21:14.333 --> 21:15.533
هنريِ عزيز

21:15.534 --> 21:18.536
وقتي براي آخرين بار حرف زديم

21:18.537 --> 21:20.471
در مورد بستن و اسارت صحبت کرديد

21:20.472 --> 21:22.640
بنظر با تمرينات آشنا ميومدي

21:22.641 --> 21:24.074
خدمتکارها شايعه مي‌سازن

21:24.075 --> 21:25.610
شنيدم که تو خوشت مياد

21:26.811 --> 21:28.278
قابل پيشبيني بود

21:28.279 --> 21:31.481
يه شاه بايد قدرت و کنترل داشته باشه

21:31.482 --> 21:32.549
اين بخشي از کار اونه

21:32.550 --> 21:38.455
اما حتي بزرگترين کارها مي‌تونن
خسته کننده باشن

21:38.456 --> 21:41.458
بيا

21:44.462 --> 21:46.296
فقط تو و من هستيم

21:46.297 --> 21:48.565
من کنترل رو بعهده مي‌گيرم

21:48.566 --> 21:50.767
مي‌تونم لذتي رو بهت بدم که
شما به بقيه پيشنهاد ميدي

21:52.970 --> 21:55.972
من هميشه يه خاتمه دهنده بودم

21:55.973 --> 21:57.807
چقدر خسته کننده‌ست برات

22:01.411 --> 22:03.345
شاه هنري بيچاره

22:12.056 --> 22:13.389
بپر تو تخت

22:13.390 --> 22:15.158
همين الان بپر تو تخت

22:15.159 --> 22:16.726
خوشم اومد

22:16.727 --> 22:18.060
هيس

22:18.061 --> 22:20.229
شاه بد

22:20.230 --> 22:22.097
ديگه تا وقتي باهات صحبت نشه
دهن باز نمي‌کني

22:22.098 --> 22:23.865
فهميدي؟

22:32.542 --> 22:33.875
جدا شيد و منطقه رو بگرديد

22:33.876 --> 22:35.177
بله، قربان

22:35.178 --> 22:37.012
غار بايد نزديک باشه

22:37.013 --> 22:38.780
بله، قربان -
بله، قربان -

22:40.049 --> 22:41.750
اين طرف

22:41.751 --> 22:45.620
بَش، تو با من مياي

22:45.621 --> 22:47.723
از اينجا به بعد رو پياده مي‌ريم

22:49.592 --> 22:51.892
تو يه سلاح بهم ندادي

22:51.893 --> 22:53.595
برنامه ريختي که اونا من رو بکشن، برادر؟

22:53.596 --> 22:57.565
شماها، با بقيه بريد

22:59.935 --> 23:02.637
،تو کلي دشمن واسه خودت ساختي
چرا به من گير دادي؟

23:02.638 --> 23:04.639
تو به تاج و تخت دست انداختي و
شکست خوردي

23:04.640 --> 23:06.874
اشرافي‌ها همه‌جا تورو خار مي‌کنن

23:06.875 --> 23:09.043
شايد برات آسون‌تر باشه که
من رو پست کني

23:09.044 --> 23:12.579
اونوقت يه دليلي داري که از من متنفر باشي
و بيفتي دنبال زنم

23:12.580 --> 23:14.080
ببين چي داري ميگي

23:14.081 --> 23:16.617
تو مري و سلطنت رو داري

23:16.618 --> 23:18.719
و کل فرانسه آماده‌ن که
کونت رو ببوسن

23:18.720 --> 23:21.455
و تو هنوز توسط يه حرامزاده‌ي تبعيدي
تهديد ميشي

23:21.456 --> 23:22.989
من قبلا احترام خاصي برات قائل بودم

23:22.990 --> 23:25.659
تو تنها کسي بودي که مي‌تونستم
بهش تکيه کنم

23:25.660 --> 23:29.262
.اما اشتباه مي‌کردم
تو يه خيانتکار و دزدي

23:29.263 --> 23:31.898
خب، ادامه بده، همين الان اينکارو کن

23:31.899 --> 23:33.599
من رو بکش

23:33.600 --> 23:35.735
بَش

23:39.774 --> 23:41.307
ردپاي تازه

23:41.308 --> 23:43.676
ما تنها نيستيم

23:53.392 --> 23:56.394
من هنري رو نديدم. تو برنامه‌اي ريختي
که درخواستم رو انجام بدي؟

23:57.997 --> 23:59.531
داروي تقويت جنسي

23:59.532 --> 24:02.434
لازم نيست نگران اين باشيد

24:02.435 --> 24:05.703
اون به همچين دارويي احتياجي نداره

24:05.704 --> 24:09.540
پادشاه بعضي مواقع عصباني ميشه، مگه نه؟

24:09.541 --> 24:14.412
و اين داروي اونه؟

24:16.182 --> 24:18.350
تو دختر باهوشي هستي، مگه نه؟

24:18.351 --> 24:21.285
قضيه رو تموم شده مي‌بينم

24:21.286 --> 24:23.087
مي‌دونم که چطور اون رو کنترل کنم

24:23.088 --> 24:25.122
واقعا؟

24:26.925 --> 24:29.627
مهمون‌ها

24:30.729 --> 24:32.262
امکانش هست؟

24:32.263 --> 24:33.263
معذرت مي‌خوام؟

24:33.264 --> 24:35.032
تاج و تختم؟

24:38.169 --> 24:39.470
البته

24:39.471 --> 24:41.838
لذت ببر، عزيزم

24:45.843 --> 24:49.013
توي هرزه‌ي آشپزخونه‌اي

24:52.850 --> 24:55.151
لولا، مهموني داره شروع ميشه

24:55.152 --> 24:56.753
چرا حاضر نشدي؟
مشکل چيه؟

24:56.754 --> 24:58.655
لباسم اندازه‌م نميشه

24:58.656 --> 25:00.624
مري، وقت نداريم

25:00.625 --> 25:02.826
لولا، ما گفتيم که بهم کمک مي‌کنيم

25:02.827 --> 25:03.994
و کمکم کرديم

25:03.995 --> 25:05.802
منظورت چيه؟

25:07.197 --> 25:08.865
با لُرد جولين ازدواج کن

25:08.866 --> 25:10.699
چي؟ -
اون به فرانسه اومده -

25:10.700 --> 25:12.135
دنبال يه همسر خوب مي‌گرده

25:12.136 --> 25:14.806
تو هر چيزي که اون دنبالشه رو
بهش ميدي

25:14.807 --> 25:15.871
پس گرير چي؟

25:16.173 --> 25:19.008
اين ايده‌ي گرير بود. اون مي‌خواد کمک کنه
که تو پيشرفت کني

25:19.009 --> 25:22.445
،جولين اون رو رد کرده
و گفتش که اين کار رو مهربونانه کرده

25:22.446 --> 25:23.546
اين عادلانه نيست

25:23.547 --> 25:28.383
گرير مجازات و مورد تمسخر قرار ميگيره
وقتي که من پاداش مي‌گيرم

25:28.384 --> 25:33.354
لولا. نمي‌خوام که گستاخانه و خودخواهانه
رفتار کنم، اما نياز دارم که اينکار انجام بشه

25:34.858 --> 25:37.693
ازدواج من از همه طرف
مورد تهديد قرار گرفته

25:37.694 --> 25:42.731
بازگشت بَش، فرانسيس رو با
حسادت و بدگماني پر کرده

25:42.732 --> 25:44.874
تا وقتي که اون اينجا باشه ما
نمي‌تونيم که هيچوقت خوشحال باشيم

25:44.875 --> 25:47.096
و تو، تو از بچه‌ي شوهرم حامله‌اي

25:47.097 --> 25:49.204
...و اگه فرانسيس بفهمه -
درک مي‌کنم -

25:49.205 --> 25:53.608
و من هيچوقت نمي‌خوام که خوشحالي
تورو تهديد کنم

25:55.211 --> 25:59.480
اگه بتوني لُرد جولين رو
سمت من بکشي

25:59.481 --> 26:03.585
.من بهترين تلاشم رو مي‌کنم که باهاش ازدواج کنم
و سريع

26:13.562 --> 26:16.263
چي اون رو ترسونده؟

26:26.174 --> 26:27.708
چي بود؟

26:27.709 --> 26:29.009
من اون سوت رو قبلا شنيدم

26:29.010 --> 26:30.377
اون تاريکيه

26:30.378 --> 26:31.712
نگهبان‌ها

26:31.713 --> 26:33.847
ارباب؟

26:33.848 --> 26:35.048
شما کسي رو مي‌بينيد؟

26:35.049 --> 26:36.282
تا چند مايلي نه، اربابم

26:36.283 --> 26:37.550
بقيه‌ي نگهبان‌ها کجا هستن؟

26:37.551 --> 26:38.819
دنبال غار مي‌گردن

26:42.156 --> 26:44.758
ديگه اثري از ردپا نيست

26:46.393 --> 26:48.861
منظورت چيه؟
چطور ممکنه؟

26:48.862 --> 26:50.363
صبرکن، يه چيزي اينجاست

26:52.399 --> 26:54.367
چيه؟

26:57.771 --> 26:59.372
نه

26:59.373 --> 27:00.607
نزديک‌تر نيا

27:02.610 --> 27:05.678
فرانسيس

27:05.679 --> 27:08.014
فرانسيس

27:10.817 --> 27:12.051
فرانسيس

27:16.857 --> 27:17.957
،ارباب

27:17.958 --> 27:19.291
ارباب

27:19.292 --> 27:21.127
همون جا وايسا. يخ خيلي نازکه

27:24.664 --> 27:26.331
کجايي؟ کجايي؟

27:27.400 --> 27:29.768
يه جريان هستش

27:39.311 --> 27:40.411
فرانسيس

27:41.647 --> 27:42.714
فرانسيس

27:44.950 --> 27:46.517
نه، نه، فرانسيس

27:56.995 --> 27:58.529
فرانسيس

27:58.530 --> 28:01.031
آه

28:13.477 --> 28:15.378
.نفس بکش، نفس بکش
زنده بمون، زنده بمون

28:24.555 --> 28:27.224
فرانسيس، لطفا

28:27.225 --> 28:29.459
لطفا

28:36.635 --> 28:39.235
تو زيبا و ظالمي

28:44.294 --> 28:47.139
بانو گرير، کارت با اون پسر آشپزخونه‌اي
خيلي خوب بود

28:47.140 --> 28:50.660
اون شايعه‌ي احقمانه اولين چيز جالبي بود
که من در مورد شما شنيدم

28:50.661 --> 28:51.849
عجب چيز وحشتناکي گفتيد

28:51.850 --> 28:52.983
بايد قدردان اين موضوع باشيد

28:52.984 --> 28:55.853
حالا مردم بلاخره بايد
دهنشون رو در موردت ببندن

28:59.289 --> 29:01.691
حالت خوبه؟
چه اتفاقي افتاده؟

29:01.692 --> 29:06.363
.هنري مي‌تونه عجب هيولايي باشه
بي‌رحم و ظالم

29:06.364 --> 29:08.665
حداقل اون جراتش رو داره که
تو روم ظالم باشه؟

29:09.466 --> 29:13.137
،بقيه‌ي دربار از پشت خنجر مي‌زنن
وقتي که من نشنوم

29:13.138 --> 29:17.006
خيلي متاسفم. اما ممنون

29:17.007 --> 29:20.176
.براي کاري که براي لولا کردي
مي‌دونم که کار آسوني نيست

29:20.177 --> 29:23.112
،من شانسم رو داشتم
و دورش انداختم

29:26.183 --> 29:28.251
زيادم مطمئن نيستم

29:31.521 --> 29:32.655
لُرد کاسل‌روي

29:32.656 --> 29:34.523
شنيدم که براي ليث چيکار کرديد

29:34.524 --> 29:36.559
،اون رو از زندان بيرون آورديد
به ارتش فرستاديد

29:36.560 --> 29:38.328
من مي‌تونم قدرداني خالصانه‌ي
خودم رو بهتون نشون بدم

29:38.329 --> 29:41.097
.من اينکارو براي اون نکردم
اينکارو براي تو کردم

29:41.098 --> 29:45.435
کلي شايعه دورمه و تو هنوز مي‌خواي
بهم خوبي کني. چرا؟

29:45.436 --> 29:46.735
دل بزرگي داري

29:46.736 --> 29:49.234
و من زيادي صحبت ديگران برام
مهم نيست

29:49.235 --> 29:51.695
چيزي که برام مهمه تويي

29:51.696 --> 29:52.575
...مي‌دونم

29:52.576 --> 29:57.112
من مرد روياهاي تو نيستم، اما يه زوج خوب
مي‌تونه همه‌ي شايعات رو پشت سر بذاره

29:57.113 --> 29:58.747
به اين سادگيا نيست

29:58.748 --> 30:00.315
چرا همينطوره

30:00.316 --> 30:02.150
دنيا ظالمه

30:02.151 --> 30:04.086
و براي دختر خوبي هم مي‌تونه
ظالم باشه

30:04.087 --> 30:09.424
که قلبش رو به روي کسي باز کرده که
حتي بقيه هم نمي‌تونن ببينن

30:12.428 --> 30:14.396
الان تورو مي‌بيينم

30:14.397 --> 30:16.298
و تو خيلي مهربوني

30:16.299 --> 30:19.034
پس خواستگاري محقر من رو مي‌پذيريد؟

30:21.537 --> 30:23.170
آره

30:23.171 --> 30:24.906
آره، قبول مي‌کنم

30:30.145 --> 30:32.113
ممنون

30:32.114 --> 30:34.482
همچنين

30:47.996 --> 30:49.763
خيلي زيبايي

30:51.333 --> 30:54.134
انتظارش رو نداشتم که امشب
ببينمت

30:54.135 --> 30:55.769
حالم بهتره

30:55.770 --> 30:58.271
شايد الان تعامل دوباره با مردمه

30:58.272 --> 31:00.273
همونطور که گفتي

31:00.874 --> 31:02.409
بيا

31:02.410 --> 31:04.411
با من برقص

31:04.412 --> 31:06.246
متاسفم

31:08.149 --> 31:10.350
نمي‌تونم

31:16.723 --> 31:19.192
حالت چطوره؟

31:19.193 --> 31:20.927
هنوز سرما تو وجودته؟

31:20.928 --> 31:22.562
احساس خوشانسي مي‌کنم که هنوز زندم

31:26.433 --> 31:31.270
.امکانش بود که زير يخ بميرم
تو زندگيم رو نجات دادي

31:31.271 --> 31:34.874
اين کارت عاقلانه بود از اونجايي که باور داشتي
من مي‌خواستم بکشمت؟

31:34.875 --> 31:36.676
من باور داشتم، مگه نه؟

31:36.677 --> 31:39.946
پس چرا خطر کردي که زندگيم
رو نجات بدي؟

31:39.947 --> 31:42.548
تو برادرم هستي

31:44.650 --> 31:46.952
به مري اطلاع دادي که ما برگشتيم؟

31:46.953 --> 31:48.454
همين الان

31:48.455 --> 31:50.989
با نگهبان‌ها حرف زدم

31:50.990 --> 31:52.791
،اونا غار رو پيدا کردن
اما خالي بود

31:52.792 --> 31:54.126
چيزي جز خون اونجا نبود

31:54.127 --> 31:58.497
،مدارکي از عذاب قبر وجود داشت
اما از هيولا نه

31:58.498 --> 32:00.966
،اگه اوليويا فرار کرده بود
اون مطمئنا مي‌دونست ما داريم ميايم

32:00.967 --> 32:03.234
شايد واسه همينه که دست
روان رو جاگذاشت

32:03.235 --> 32:06.071
تا مارو به سمت يخ بکشه

32:06.072 --> 32:08.473
من اون رو پيدا مي‌کنم

32:08.474 --> 32:11.810
بخاطر روان و تمام قربانيانش
اون رو خواهم کشت

32:11.811 --> 32:14.479
بهت قول ميدم

32:14.480 --> 32:16.847
تو مي‌توني رو اين حرفم حساب کني
و بري

32:16.848 --> 32:20.851
تو سزاوار زندگي خودت دور از اينجا هستي

32:20.852 --> 32:25.923
شايد بلاخره بتونم چيزي که مال
خودم هست رو پيدا کنم

32:25.924 --> 32:28.826
پيداش مي‌کني

32:29.928 --> 32:31.996
تو هنوز برادرمي

32:32.764 --> 32:35.833
فرانسيس

32:37.802 --> 32:40.604
چرا سباستين رو از زندان آزاد کردي؟

32:40.605 --> 32:42.172
فقط به کمکش نياز داشتم

32:42.173 --> 32:47.344
خب، حالا که اون اينجاست، بايد براي
يکبار قال اين قضيه رو بکنيم

32:47.345 --> 32:49.078
چي رو؟

32:49.079 --> 32:52.398
بَش، وقتي بهت گفتم که
مري رو فراموش کني

32:52.399 --> 32:54.484
اميدوار بودم که به حرفم گوش بدي

32:54.485 --> 32:56.719
وقتي که اجبارت کردم که به
رابطه‌ي زناشويي اونا نگاه کني

32:56.720 --> 32:58.322
پيغامم همون بود

32:58.323 --> 33:02.159
،اما وقتي ديشب به چشمات نگاه کردم
حقيقت رو ديدم

33:02.160 --> 33:05.962
تو هميشه به چيزي که برادرت داره
طمع داشتي

33:09.332 --> 33:13.235
پدر، اون شبي که بَش رفت با
محافظينم حرف زدي؟

33:13.236 --> 33:16.438
دستور اعدامش رو دادي؟

33:16.439 --> 33:18.574
بايد قرباني‌ها بشه

33:19.943 --> 33:22.044
،چه اتفاقي برات افتاده
پدر؟ همه‌ي احساسات رو از دست دادي؟

33:22.045 --> 33:24.029
.سوال و جوابم نکن
حرف‌هام رو بخاطر بسپار

33:24.030 --> 33:25.747
اون باعث سقوطت ميشه تا چيزي که
مال تو هست رو بگير

33:25.748 --> 33:28.417
،اگه اون برات يه تهديده
پس اون يه تهديد براي همه چيزيه که من مي‌خوام

33:28.418 --> 33:31.787
اون پسر توئه -
اسکاتلند، انگلستان، فرانسه‌ي آرام -

33:31.788 --> 33:33.656
...پدر، تمومش کن. پدر

33:33.657 --> 33:35.924
اون داره ميره. اون امشب عازمه اسپانياست

33:35.925 --> 33:38.393
،اون قبلا هم اين حرف رو زده
و هنوز اينجاست

33:38.394 --> 33:41.063
تو مري رو فراموش نکردي

33:41.064 --> 33:42.731
تو به حرف شاهت گوش ندادي

33:42.732 --> 33:44.733
وقتي مردم به شاهشون گوش ندن

33:44.734 --> 33:48.570
،وقتي که گوششون چرک ميگيره
راه چاره‌اي ديگه‌اي بايد انديشيد

33:48.571 --> 33:49.971
پدر، اشتباه مي‌کنيد

33:49.972 --> 33:52.340
.اون فراموشش کرده
اون امروز زندگيم رو نجاتت داد

33:52.341 --> 33:54.642
احساساتي نشو

33:54.643 --> 33:57.812
تو بايد ريشه‌ي هر تهديدي رو بزني

33:57.813 --> 33:59.980
مثل يه علف هرز

33:59.981 --> 34:01.416
نه. همين الان توضيح دادم

34:01.417 --> 34:04.286
پسر شما دوستدار سلطنت شماست

34:04.287 --> 34:05.987
فرانسيس، اون رو عصباني نکن

34:05.988 --> 34:08.656
،اون وراثت رو نجات داد
و دشمنانت رو از بين مي‌بره

34:08.657 --> 34:15.096
،اگه به اين مرد صدمه بزني... به پسرت
به خودت صدمه زدي

34:15.097 --> 34:17.631
مي‌فهمي چي ميگم؟

34:31.679 --> 34:34.348
خوشحال شدم که شما دوتارو مي‌بينم
دوباره داريد باهم صميمي ميشيد

34:36.484 --> 34:40.787
فقط يک چيز رو مي‌دونم که اين
رابطه‌ي عاشقانه رو حفظ کنم

34:44.058 --> 34:46.626
اگه جواب نده

34:46.627 --> 34:49.662
اين شمشير امشب جون
دو نفر رو مي‌گيره

35:13.505 --> 35:16.007
...آخرين نفري که باهاش رقصيدم

35:16.808 --> 35:18.809
همسرم بود

35:18.810 --> 35:21.379
من يکبار ازدواج کردم

35:21.380 --> 35:24.464
يه بچه‌ي کوچيک داشتم

35:24.465 --> 35:26.485
خيلي کم سن و سال و بامزه

35:27.319 --> 35:29.787
تو صبح، وقتي که بيدار ميشم

35:29.788 --> 35:32.056
بعضي وقت‌ها هنوز اونجام

35:32.057 --> 35:35.193
...تو تختم دراز کشيدم

35:35.194 --> 35:37.528
کنار زنم

35:37.529 --> 35:41.966
با يه لبخند و درگوشي کوچولو

35:44.203 --> 35:46.536
وقتي که مريضي اومد

35:46.537 --> 35:49.740
من تنها کسي بودم که تونستم
مقاومت کنم

35:51.643 --> 35:54.078
نتونستم اونا رو نجات بدم

35:56.982 --> 35:59.349
خيلي متاسفم

35:59.350 --> 36:01.851
واسه همين بود که زندگيت رو
صرف کار کردي؟

36:01.852 --> 36:03.086
که بقيه رو نجات بدي؟

36:06.457 --> 36:08.225
...بايد بدوني که

36:09.727 --> 36:11.543
تو من رو نجات دادي

36:22.572 --> 36:24.607
ما اينطوري مسائل رو تصور نمي‌کرديم، مگه نه؟

36:24.608 --> 36:28.177
من و لُرد کاسل‌روي، تو و لُرد جولين

36:28.178 --> 36:30.179
روز عجيبي بود

36:30.180 --> 36:35.268
،نمي‌دونم که با لُرد جولين بشه يا نه
اما ممنون

36:37.720 --> 36:39.988
ليث اينجاست

36:39.989 --> 36:43.892
لطفا عقب رو نگاه کن. لطفا

37:01.410 --> 37:03.278
اون کجاست؟

37:03.279 --> 37:05.580
تمومه؟

37:07.616 --> 37:08.883
خب، پنلوپه

37:08.884 --> 37:11.085
بايد بگم، تحت تاثير قرار گرفتم

37:12.288 --> 37:13.988
اينم از ايشون

37:13.989 --> 37:17.392
ملکه‌ي دوست داشتني من

37:23.499 --> 37:25.099
حالا، کاترين

37:25.100 --> 37:28.602
پنلوپه بهم گفت که تو ازش خواسته بودي
که اون شيشه رو تو نوشيدنيم خالي کنه

37:28.603 --> 37:31.471
اون زندگيم رو تهديد کرد اگه اين
رو بهت نمي‌دادم

37:31.472 --> 37:32.740
من همچين کاري نکردم

37:32.741 --> 37:34.575
داري ميگي ملکه‌م يه دروغگوئه؟

37:34.576 --> 37:36.010
عاقلانه نيست

37:36.011 --> 37:37.611
اون يه خدمتکاره

37:37.612 --> 37:41.081
.تو حالت خوب نيست
اون داره سوءاستفاده کرده

37:41.082 --> 37:43.283
من تاحالا حالم بهتر از اين نبوده

37:43.284 --> 37:45.619
من عاشقم، کاترين

37:45.620 --> 37:46.986
من عاشق ملکه پنلوپه هستم

37:46.987 --> 37:49.590
اون ملکه نيست

37:49.591 --> 37:52.759
حتي اون مسابقه‌ي مسخره رو نبرد

37:52.760 --> 37:54.194
،تو آشپزخونه
...ميگن که اون با

37:54.195 --> 37:56.430
سرآشپز خوابيده که بهش
لوبيا بدن

37:56.431 --> 37:59.099
بنلوپه، تاجم. همين الان

37:59.100 --> 38:00.800
بهم بدش

38:00.801 --> 38:03.837
.گوش کن
با دقت

38:03.838 --> 38:07.540
،اگه توهين ديگه‌اي به ملکه‌م کني
اگر که بخواي به هر نحوي بهش صدمه‌اي بزني

38:07.541 --> 38:10.910
تو رو تکه تکه مي‌کنم و غذاي شيرها مي‌کنم

38:10.911 --> 38:14.492
و اونايي که دوستشون داري بدتر زجر مي‌کشن

38:18.785 --> 38:20.886
اون سم بود، آره؟

38:20.887 --> 38:22.221
چي؟

38:22.222 --> 38:23.822
داري در مورد چي حرف مي‌زني؟

38:23.823 --> 38:25.958
مي‌خواستم بهت يه درس بدم

38:25.959 --> 38:30.129
واسه همين من محتويات اون شيشه رو تو
شراب تو خالي کردم

38:30.130 --> 38:32.631
تو خوب نگاه نمي‌کني، عزيزم

38:32.632 --> 38:33.565
هنري

38:36.069 --> 38:41.273
،مي‌خواستم ازت تشکر کنم، کاترين
که بهم ياد دادي اينقدر دور انديش باشم

38:49.415 --> 38:51.783
مري -
چه اتفاقي افتاده؟ حالت خوبه؟ -

38:51.784 --> 38:53.818
.مري، نوستروداموس رو پيدا کن
هنري من رو مسموم کرد

38:55.354 --> 38:57.756
کاترين؟
کاترين

38:57.757 --> 39:00.024
محافظين

39:00.025 --> 39:02.093
حالش چطوره؟

39:02.094 --> 39:04.785
نوستروداموس داره اون رو مداوا مي‌کنه

39:04.786 --> 39:07.899
،بخاطر يه سري دارو به خواب رفته
اما حالش داره سرجا مياد

39:07.900 --> 39:09.400
من با پدرم حرف مي‌زنم

39:09.401 --> 39:11.602
...فرانسيس، صبرکن. پدرت

39:11.603 --> 39:13.771
حالش خوب نيست -
خبر دارم -

39:13.772 --> 39:17.175
اون اونقدر از بَش عصباني بود که
فکر مي‌کردم سرش رو بزنه

39:17.176 --> 39:18.375
هنوز امکان کشتنش هست

39:20.844 --> 39:22.078
چي شد؟

39:22.079 --> 39:23.781
پدر بخشيده‌ت؟

39:23.782 --> 39:25.081
نه دقيقا

39:25.082 --> 39:28.018
اما اون من رو از روشش آگاه کرد

39:28.019 --> 39:29.753
در واقع، يجورايي ترسناکه

39:29.754 --> 39:32.022
.هردوي شما دعوت شديد
همين الان

39:32.023 --> 39:34.157
درد مرگ

39:34.158 --> 39:39.296
و خب، زير نظر پروردگار

39:39.297 --> 39:42.532
ما در نظر داريم اين پيوند مقدس

39:42.533 --> 39:45.053
با دو سوگند مقدس رسمي کنيم

39:45.054 --> 39:47.470
ازم مي‌خوايد که سوگند ياد کنم؟
پس قول شما چي؟

39:47.471 --> 39:49.973
تو قول يه نفر با مقام رو بهم دادي

39:49.974 --> 39:55.978
باشه. بَش، بدين وسيله شما رو بعنوان
استاد اسب سواري و شکار ياد کردم

39:55.979 --> 39:57.647
اين حتي چه معني داره؟

39:57.648 --> 39:58.781
خفه شو و کلمات رو بگو

39:58.782 --> 40:00.416
لطفا

40:00.417 --> 40:02.117
.اين ازدواجه
...بدون

40:02.118 --> 40:04.587
کلمات رو بگو

40:07.190 --> 40:08.825
من، سباستين

40:08.826 --> 40:11.593
اين خانم رو به همسر قانوني
خودم قبول مي‌کنم

40:11.594 --> 40:16.598
،از امروز به بعد
زير نظر خدا

40:22.204 --> 40:24.772
هر روز صبح 12 مرد رو بيار تا
جنگل رو بگردن

40:24.773 --> 40:26.341
...هر پاگاني که از تاريکي کوچک‌ترين اطلاعاتي داره

40:26.342 --> 40:28.277
بايد براي سوال و جواب پيش من بياد

40:28.278 --> 40:31.312
من از حرومزاده‌ها دستور نمي‌گيرم -
نشنيدي؟ -

40:31.313 --> 40:33.982
.من مقام استادي اسب سواري و شکار رو دارم
،واسه همين

40:33.983 --> 40:37.051
اسب‌هات رو جمع کن و
برو بيرون و شکار کن

40:45.060 --> 40:47.628
حالت خوبه؟

40:49.425 --> 40:53.101
خب، با کسي ازدواج کردم که
زياد دوست ندارم

40:53.102 --> 40:55.270
و من بايد اينجا بمونم

40:55.271 --> 40:58.006
و تورو براي بقيه‌ي عمرم ببينم که
شخص ديگه‌اي رو دوست داري

40:58.949 --> 41:01.876
بَش، تو بهم گفتي که ديگه
احساسي نسبت به من نداري

41:02.977 --> 41:04.678
دروغ گفتم

41:05.866 --> 41:07.810
.حق با تو بود
هيچوقت نبايد برمي‌گشتم خونه

41:09.311 --> 41:19.211
.:: @bollbolljan_com ::.