﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.540
...آنچه در سريال سلطنت گذاشت

00:01.608 --> 00:04.487
ما چطور مُرديم، مادر؟ -
.اون شماها رو خفه کرد -

00:04.575 --> 00:06.343
.همون کاري که کلاد با ما کرد رو باهاش بکن

00:06.410 --> 00:08.145
.اگر تو اين کارو نکني، ما انجامش ميدم

00:08.213 --> 00:09.479
.و اون وقت رنج ميکشه

00:09.513 --> 00:11.448
.ببخشيد -
.داري ميسوزي -

00:13.551 --> 00:15.685
.نشان شواليه هاي سياه

00:15.720 --> 00:17.286
اونا ميخواستن بهم بفهمونن که
انتخابشون هر چي که باشه

00:17.355 --> 00:18.321
ميتونن لباسم رو بزنن بالا

00:18.356 --> 00:19.356
.و من رو تحت نفوذ در بيارن

00:19.390 --> 00:20.307
.آنتوان

00:20.331 --> 00:21.598
.برادر کوچولو

00:21.666 --> 00:24.033
.گزارش‏هاي تو خلاصه‏تر و کمتر شدن

00:24.101 --> 00:25.802
دليلش چيه؟

00:25.869 --> 00:27.236
ميدونم که از طرف فرانسه

00:27.304 --> 00:28.237
با ازدواج با کلاد موافقت کردم

00:28.305 --> 00:29.772
.ولي متوجه شدم که نميتونم

00:29.840 --> 00:31.073
.من عاشق يک ملکه شدم

00:32.776 --> 00:33.976
.من رو به خاطر اين اتفاقات مقصر ميدوني

00:34.011 --> 00:36.245
.به نظرم بايد زندگي جداگانه‏اي داشته باشيم

00:38.147 --> 00:39.315
.همه‌شون رو دار بزنيد

00:39.382 --> 00:41.317
همين جا تو حياط، که بقيه ببينن چه
سرنوشتي در انتظار کساني هست

00:41.351 --> 00:43.352
.که در برابر ما شورش ميکنن

00:45.355 --> 00:47.790
.ادامه بده، برش گردون

00:47.824 --> 00:49.458
.آره اما چقدر ديگه؟ هوا خيلي سرده

00:49.492 --> 00:51.560
.مراقب اون يکي باش

01:02.371 --> 01:05.140
.نميتونم در مورد خواهرت فکر نکنم

01:05.208 --> 01:07.075
...کنا

01:07.109 --> 01:09.577
.ميدونم که حالش خوب نبود، تو هم داشتي ميبرديش به اتاقش

01:09.611 --> 01:11.579
.نميدونم چرا مدام به اين فکر ميکنم

01:11.613 --> 01:12.747
.پس نکن

01:16.618 --> 01:21.556
.قضييه فقط اينه که، کلاد خيلي خوشگل و پرماجراست

01:21.590 --> 01:23.591
...اون تو دستهاي تو بود

01:23.625 --> 01:25.593
.کنا، تو رو خدا الان وقتش نيست

01:25.627 --> 01:27.762
.خيلي احمقانه‌ست که انقدر حسودم

01:27.796 --> 01:29.731
.اون خواهرته

01:31.266 --> 01:32.233
.خواهر ناتني

01:32.267 --> 01:33.234
چي؟

01:33.268 --> 01:34.401
.فقط خواستم دقيق گفته باشي

01:34.435 --> 01:35.502
.مادرهامون فرق ميکنه

01:37.672 --> 01:40.274
.بيا ديگه در مورد خانواده‌هامون صحبت نکنيم

01:42.043 --> 01:43.044
.يه مساله‌ي فوري پيش اومده، سرورم

01:43.378 --> 01:45.779
دستورها اينطور بوده که دو هفته

01:45.813 --> 01:47.481
.خيانتکارها به اين شکل باشن، بعد از دار بيارنشون پايين

01:47.515 --> 01:49.148
...خوبيِ اين هواي سرد اينه که، احتمال خيلي کمي

01:49.183 --> 01:50.650
.برو سر اصل مطلب

01:50.685 --> 01:52.285
.خب، بعضي‌هاشون لباسهاشون پاره شده

01:52.319 --> 01:54.454
،خودتون ميدونين که داستان چيه سرورم
...پرنده ها ميان و بدنشون رو سوراخ

01:54.489 --> 01:55.455
.ميدونم

01:55.490 --> 01:56.757
.نشان ها رو ديديم

01:56.791 --> 01:58.592
.بدن همه‌شون رو چک کرديم، مثل هم هستن

01:58.626 --> 02:02.429
نشان ها روي محلهاي مشابهي روي بدن اين
.خيانتکارها که به قصر حمله کرده بودن، حک شده

02:02.497 --> 02:05.298
.شبيه نشان شواليه هاي تاريکي ميمونه

02:07.701 --> 02:09.502
.کاردينال پراتزو

02:09.536 --> 02:11.704
کاردينال واساري شايعاتي در مورد
شواليه هاي تاريکي برامون گفت

02:11.738 --> 02:13.606
.اما فکر کرد که اين فقط يه حکايت براي افراد زودباوره

02:13.640 --> 02:15.608
شما فکر ميکنين چه اتفاقي افتاده؟

02:15.642 --> 02:17.010
.تمام کساني که مُردن، خيانتکارهاي پروتستاني بودن

02:17.044 --> 02:18.278
.همه‌شون يک نشان دارن

02:18.312 --> 02:19.845
حتماً بايد موارد محرمانه‌اي

02:19.914 --> 02:21.313
.متعهد اين ضمانت بين انجمن برادريشون بشه

02:21.381 --> 02:23.348
شما براي خودتون طوري قضييه رو هضم
.ميکنيد که دقيقاً با عقل جور در بياد، عاليجناب

02:23.417 --> 02:26.251
شايد اين داستان شواليه هاي تاريکي رو سر هم کردن

02:26.319 --> 02:29.655
که رد خودشون رو بپوشونن. چون
.اينطوري همه بايد به نشان‌ها توجه کنند

02:29.689 --> 02:31.557
من نگهبانان سويسي‌م رو ميفرستم که اين
خيانتکارهايي که بين ما هستن رو شناسايي

02:31.591 --> 02:32.658
.و ريشه کَن‌شون کنن

02:32.726 --> 02:34.427
بنده رو ببخشيد عالي‌جناب

02:34.494 --> 02:36.128
اما اين موضوع مربوط ميشه به قضاوت پادشاه

02:36.195 --> 02:37.796
و از اونجايي که من جانشين ايشون هستم

02:37.863 --> 02:39.798
.بهتون اطمينان ميدم که خودم موضوع رو حل ميکنم

02:39.865 --> 02:41.199
.اما بعد از اينکه مدرک داشته باشم

02:41.334 --> 02:43.402
پسرم

02:43.436 --> 02:45.837
اين افراد يه سري آدم افراط‌کار مذهبي هستن

02:45.871 --> 02:48.307
.که نسبت به دادگاههاي کليسيايي بايد جوابگو باشن

02:48.341 --> 02:49.942
پس دارين ميگين که کنار بکشم؟

02:50.009 --> 02:52.144
.با برادرت صحبت کن، جناب پادشاه

02:52.211 --> 02:55.613
.اونوقت ميفهمي اصلاً علاقه‌اي نداره که با پاپ در بيفته

02:59.540 --> 03:11.540
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد‏.::  www.bolboljan.net ::.
00:03:22,541 --> 00:03:27,541
« فــصل دوم ، قــســمت يازدهم » 

03:34.051 --> 03:35.418
.ببخشيد

03:35.487 --> 03:37.420
.داخل قلعه خيلي سرد شده

03:37.489 --> 03:40.457
و همونطوري هم که فکر ميکردم
.شومينه‌ي اتاقت خاموش شده

03:40.492 --> 03:42.459
.فقط چند لحظه اينجا خواهم بود

03:42.494 --> 03:44.927
تا کي ميخواي اين بازي رو ادامه بدي؟

03:44.962 --> 03:46.463
.متوجه نميشم

03:46.497 --> 03:48.098
.بهت گفتم که بهتره جدا از هم زندگي کنيم

03:48.132 --> 03:49.665
اما هنوز، هر روز يا يک روز در ميان

03:49.700 --> 03:52.635
يه بهونه اي پيدا ميکني که بياي اينجا و کاري
.کني که احساس راحتي بيشتري داشته باشم

03:52.669 --> 03:54.804
حرفي نميزني

03:54.838 --> 03:56.672
اما ميتونم حس کنم که من رو
.تحت فشار ميذاري تا صحبت کنم

03:56.707 --> 03:58.008
.اشتباه ميکني

03:58.042 --> 03:59.675
.انتظار ندارم باهام صحبت کني

03:59.710 --> 04:01.511
.يا کاري که مطابق ميلت نيست رو انجام بدي

04:04.447 --> 04:06.682
داشتم فکر ميکردم، شايد بهتر
باشه که يه مدتي از قصر دور باشم

04:06.717 --> 04:08.584
.از خاطراتِ اينجا دور باشم

04:08.619 --> 04:11.186
.هنوز قلعه‌مون رو توي شامبورد نديدم

04:11.221 --> 04:14.624
.خب، بنظر پيشنهاد خيلي خوبيه

04:14.658 --> 04:16.625
.منم باهات ميام که مطمئن بشم جات امنه

04:16.659 --> 04:17.859
.ترجيح ميدم تنها برم

04:17.894 --> 04:20.029
متوجه نيستي، فرانسيس؟

04:20.063 --> 04:23.032
.اگر با هم بريم، اين تو رو اميدوار ميکنه

04:23.066 --> 04:25.200
.اميد اينکه اوضاع برميگرده به حالت قبل

04:25.235 --> 04:28.203
.اما من اميدي ندارم

04:28.238 --> 04:31.740
.ميدونم که تا آخر عمر يادآور اتفاقاتي هستم که افتاده

04:33.042 --> 04:36.011
.پس براي همراهي کردنت، چند تا نگهبان اضافه ميفرستم

04:36.045 --> 04:38.246
.خودم بهش رسيدگي ميکنم

04:40.016 --> 04:43.184
عاليجناب، اومدم در مورد مرداني که روي
.سينه‌شون علامت داشتن، صحبت کنم

04:43.218 --> 04:44.786
.اتفاقاً داشتم به همين رسيدگي ميکردم

04:44.820 --> 04:46.021
اعلان هاي عمومي نشون ميده که اون علامت

04:46.055 --> 04:47.221
.در تمام منطقه فراگير شده

04:47.256 --> 04:49.490
افراد من در حال اين هستن که

04:49.558 --> 04:51.459
.از تمامي اشخاص اطلاعات بگيرن

04:51.493 --> 04:53.428
بله، ولي، با توجه به اتفاقاتي که افتاده

04:53.495 --> 04:56.297
.فکر نميکنم که اون علامت ها بعد از مرگ حک شده باشه

04:56.331 --> 04:58.299
شايد يک نفر عمداً سعي ميکنه

04:58.333 --> 05:00.034
که اون علامت ها رو به پروتستان مرتبط کنه

05:00.102 --> 05:02.036
.و آتش نفرت رو عليه اونها شعله ور تر کنه

05:03.505 --> 05:05.406
.بله، بياين داخل

05:06.340 --> 05:07.641
.کاردينال، معذرت ميخوام

05:07.676 --> 05:09.076
اما اين بانوي اشرافي اطلاعاتي داره

05:09.110 --> 05:10.444
که به يک خيانتکار مربوط ميشه

05:10.511 --> 05:12.479
.مردي ديده که علامت رو داشته

05:12.513 --> 05:15.049
ادامه بدين بانوي عزيز، ميتونين
.بار رو از روي دوشتون خالي کنين

05:15.116 --> 05:17.685
متاسفم چون فقط ميتونم
.تحت سوگند اعتراف نامه کنم

05:17.719 --> 05:21.655
چون همونطوري که ميدونين علامت
از روي لباس مشخص نيست

05:21.723 --> 05:24.091
به همين خاطر زماني اين علامت
.رو ديدم که در حال گناه بودم

05:24.125 --> 05:27.094
.بنده شخصاً به اعترافتون گوش ميدم

05:27.161 --> 05:29.096
ميشه تنهامون بذاريد؟

05:33.134 --> 05:35.068
مطمئني حالش خوبه؟

05:35.136 --> 05:36.903
.پرستارها ميگن که توي اين سن طبيعيه

05:36.971 --> 05:39.371
.چند روزي همينطور ميمونن

05:39.406 --> 05:40.773
.به مرور زمان خوب ميشه

05:40.841 --> 05:43.042
.فقط بايد منتظر بمونيم که خودش خوب شه

05:43.077 --> 05:45.011
.خب، پس حداقل بذار پرستارها کمکت کنن

05:45.079 --> 05:46.679
کجان؟

05:48.115 --> 05:50.049
...شايد احمقانه بنظر بياد، اما

05:50.117 --> 05:51.450
اوه، بعد از حملاتي که به قصر شد

05:51.518 --> 05:53.452
از اينکه اونو با کسي تنها بذارم

05:53.520 --> 05:54.921
.احساس راحتي نميکنم

05:58.291 --> 06:01.393
.شاهزاده کاندي متهم به داشتن نشان سوارکاران تاريکيه

06:01.461 --> 06:03.529
کي متهمش کرده؟

06:03.597 --> 06:04.930
.اخبار از طريق اعتراف نامه به دست بنده رسيده

06:04.998 --> 06:06.532
.منبع هم بايد مجهول بمونه

06:06.600 --> 06:08.634
.اما کسي که اقرار کرده يک زن متاهل هست

06:08.701 --> 06:11.270
.پس يعني کاندي با اون زن خوابيده

06:11.304 --> 06:13.538
اونوقت خيلي راحت الان بايد سر و کله‌اش پيدا بشه، درسته؟

06:13.572 --> 06:16.374
.کاندي وطن پرست واقعي‌ايه
.که تا بحال به اين کشور کمک زيادي کرده

06:16.442 --> 06:18.276
.سعي ميکنم که کاندي رو بعنوان يک خطر در نظر بگيرم

06:18.344 --> 06:19.711
اکراه شما رو درک ميکنم

06:19.779 --> 06:21.212
.اما اين موضوع به راحتي مقرر شده

06:21.280 --> 06:23.281
افراد من دنبال کاندي هستن

06:23.349 --> 06:26.284
.تا ببينيم که روي سينه‌اش نشان رو داره يا خير

06:26.318 --> 06:29.120
.اگر جواب مثبت بود، به دار آويخته ميشه

06:29.188 --> 06:31.088
.همين الان برو پيش کالسکه

06:31.157 --> 06:33.625
سرورم، بعنوان سروان جديد گارد محافظت سلطنتي

06:33.659 --> 06:36.561
.بنده براي همراهي شما به شامبورد مسئول هستم

06:36.595 --> 06:38.062
.وقت براي شامبورد زياده

06:40.499 --> 06:43.168
غير از تو، تنها کسي که اين نشان رو ديده

06:43.235 --> 06:44.569
.زني به اسم جوزفين هست

06:44.603 --> 06:45.569
هموني که باهاش خوابيدي؟

06:45.637 --> 06:46.804
اونم بعد از اينکه نشان رو داشتي؟

06:46.872 --> 06:48.605
.بله

06:48.640 --> 06:50.240
اه، چرا مهميز هارو هم با خودت مياري؟

06:50.275 --> 06:51.241
...اسبم

06:51.309 --> 06:52.810
.نه، اسبت رو بيخيال شو

06:52.844 --> 06:54.912
.هنوز نيم مايل نرفته ميگيرنت

06:54.946 --> 06:57.815
...تو با کالسکه‌ي من
.با خودم ميبرمت به شامبورد

06:57.849 --> 06:59.684
.چون اولين جايي که ميان دنبالت همون خونه‌ات توي کاندي ‌ـه

06:59.718 --> 07:01.118
اونوقت اگر کسي بفهمه که با هم رفتيم

07:01.186 --> 07:02.919
.مقصد بعدي سربازها شامبورده

07:02.953 --> 07:05.589
.پس بايد برسونيمت پيش برادرت، پادشاه ناوارا

07:05.623 --> 07:07.524
اما جاده‌هاي منتهي به مرز

07:07.559 --> 07:09.660
.پر شده از سربازهاي سويسي -
.برادرم تو ناوارا نيست -

07:09.694 --> 07:11.094
يه ملکي در جنوب هست که يک
.روز نسبت به اينجا فاصله داره

07:11.128 --> 07:12.095
.متعلق به دوست آنتوان هست

07:12.129 --> 07:13.163
.اغلب زمستان ها رو اونجا سپري ميکنه

07:13.198 --> 07:14.798
اگر بتونيم تو رو به اونجا برسونيم

07:14.832 --> 07:16.500
.ميتوني تحت حمايت برادرت بري ناوارا

07:16.534 --> 07:18.134
.شاهزاده کاندي

07:18.169 --> 07:20.536
.به دستور کاردينال پراتزو، در رو باز کنيد

07:20.571 --> 07:21.971
.يالا، سريع برو به سمت کالسکه ي من

07:22.006 --> 07:23.372
.خارج از ديد همه، بيرون قلعه‌ست

07:30.343 --> 07:33.978
خداي من، واقعاً دلم براي طوري که سير و
.مرگ موش رو قاطي ميکني، تنگ شده بود

07:35.715 --> 07:38.683
.اوه، انقدر ازم تعريف ميکني، از پا درمياي‌ها

07:38.718 --> 07:40.585
.مرگ کاري کرده که يه بيمار عشق بشم

07:40.620 --> 07:42.587
.تو تاريکي ها هوا خيلي سرده

07:42.622 --> 07:46.858
.اما تو... اما تو آدم رو گرم نگه ميداري

07:48.261 --> 07:50.228
.آره

07:50.262 --> 07:51.695
.خسيس نباش

07:51.730 --> 07:53.297
.کلاد يه دختر جوون و سر حاله

07:53.365 --> 07:55.332
.براي اين که از پا در بياريش بايد بيشتر بريزي

07:55.367 --> 07:59.637
.اينکه کم کم بهش سم بدم، باعث ميشه کمتر بهم شک کنن

08:01.039 --> 08:04.008
واقعاً دليلش اينه، همم؟

08:04.042 --> 08:06.076
گير نيفتادن؟

08:08.613 --> 08:11.214
.اون بچه‌مونه

08:11.249 --> 08:14.752
.دقيقاً مثل دوقلو ها

08:14.819 --> 08:17.187
و از اونجايي که تا آخر دنيا باهاشون خواهم بود

08:17.255 --> 08:21.224
.آرزوي انتقامشون رو در نظر ميگيرم

08:21.259 --> 08:24.261
.کلاد فقط 5 سالش بود که دوقلو ها رو کشت

08:24.295 --> 08:26.062
.بد و خوب رو از هم تشخيص نميداد

08:26.130 --> 08:30.533
.شايد خدا اين چيزها رو هم در نظر بگيره

08:30.601 --> 08:33.569
.من شکي ندارم که کلاد راهيِ بهشت ميشه

08:33.604 --> 08:37.774
.و حرفم رو باور کن، اون بيشتر از دوقلوها رحمت نصيبش ميشه

08:37.809 --> 08:40.142
خودت قدرتشون رو حس کردي

08:40.210 --> 08:42.545
مگه نه، کاترين؟

08:42.613 --> 08:44.447
.آره

08:44.515 --> 08:47.983
.ببين، وقتي تصميم بگيرن بکشنش، خيلي سريع انجامش نميدن

08:49.953 --> 08:53.289
اونجاست که آرزو ميکني اي کاش خودت هر چه زودتر

08:53.357 --> 08:56.058
.انجامش داده بودي

08:59.629 --> 09:01.563
.آه، کنا

09:01.597 --> 09:03.632
.آدم وقتي ميميره تازه عقلش کامل ميشه

09:03.700 --> 09:05.634
من چي تو اين ديده بودم؟

09:05.702 --> 09:07.069
.خب، فقط باسنش رو

09:07.137 --> 09:08.437
.چند بار بهش اشاره کرده بودي

09:08.471 --> 09:10.605
داري با من صحبت ميکني؟

09:12.141 --> 09:13.475
چرا بايد با تو صحبت کنم؟

09:13.543 --> 09:16.244
.آخه يه چيزي در مورد باسن من گفتي

09:16.312 --> 09:19.581
.هر چيزي به باسن تو ختم نميشه، کنا

09:19.649 --> 09:21.282
.پس از سر راه بکشش کنار

09:26.656 --> 09:28.689
.اه، عزيزم

09:32.361 --> 09:34.595
.اوه، نه

09:36.232 --> 09:39.133
.اين سوپ حالت رو بهتر ميکنه

09:41.503 --> 09:43.537
سَم؟

09:43.605 --> 09:45.939
.تو که اونجا نبودي، اون سوپ اصلاً بوي خوبي نميداد

09:46.007 --> 09:47.508
تازه، چرا اصلاً کاترين خودش

09:47.542 --> 09:49.109
به کلاد غذا ميده؟

09:49.143 --> 09:50.978
و حتي قبل از اينکه کلاد خون دماغش رو ببينه

09:51.012 --> 09:52.446
.کاترين پاکش کرد

09:52.481 --> 09:54.314
.خب طبيعيه که آدمها بعضي وقتها خون دماغ ميکنن

09:54.383 --> 09:56.517
آره، دقيقاً مثل همون مردان اهل ناپل

09:56.551 --> 09:57.852
.که کاترين اونا رو هم چيز خور کرده بود

09:57.886 --> 10:00.287
.کاترين اين چند وقته خيلي مشکوک ميزد

10:00.321 --> 10:03.290
اما اينکه بخواد بچه‌ي خودش رو بکشه؟

10:03.324 --> 10:04.892
اون جونش رو به خاطر بچه‌هاش ميده

10:04.926 --> 10:06.894
.مهم هم نيست باهاشون جر و بحث داره يا نه

10:09.864 --> 10:11.498
اگر فکر ميکني کلاد در خطره

10:11.532 --> 10:12.900
.کاري که من ميکنم رو انجام بده

10:12.934 --> 10:14.467
.کاترين رو به يه دوئل دعوت کنم

10:14.502 --> 10:16.703
.و بعدش مدرک جمع کن

10:16.737 --> 10:19.406
.نظريه‌ات رو آزمايش کن

10:23.243 --> 10:26.279
.مري، ملکه‌ي اسکاتلند و فرانسه

10:27.247 --> 10:29.348
شاهزاده لويس آو کاندي

10:29.383 --> 10:30.550
.و بانو کاسل‌روي

10:30.904 --> 10:32.004
برادر

10:32.039 --> 10:34.540
.چه غافلگيريِ دلپسندي

10:34.574 --> 10:36.007
حالا، ملکه مري

10:36.042 --> 10:37.943
.باعث افتخاره که در نهايت با شما آشنا شديم

10:38.010 --> 10:39.177
لويس خيلي از شما

10:39.212 --> 10:40.312
.تعريف کرده

10:40.347 --> 10:42.248
پادشاه آنتوان، بابت اينکه بي خبر به اينجا اومديم

10:42.282 --> 10:43.849
.عذر ميخوام

10:43.916 --> 10:46.485
.اشکالي نداره. همين الان که خبر دادن

10:46.519 --> 10:48.354
در واقع، همينطور که خودتون هم
ميبينين، داريم براي مهماني امشب

10:48.388 --> 10:50.222
.برنامه ريزي ميکنيم

10:50.257 --> 10:51.723
امتياز اينکه مهمان ويژه‌ي ما باشيد

10:51.791 --> 10:53.558
رو به ما ميدين؟ -
اه، نميخوايم که يک موقع -

10:53.592 --> 10:54.659
.باعث تاخير ملکه بشيم، آنتوان

10:54.693 --> 10:57.763
.داشتم به اين فکر ميکردم که به سفرم ادامه بدم

10:57.897 --> 10:59.331
خب، يقيناً يعني بدون استراحت دادن به اسب هاتون

10:59.365 --> 11:01.132
و توقف در جايي براي خواب؟

11:01.167 --> 11:02.901
اوه، دست برداريد، مگر چند وقت يکبار

11:02.969 --> 11:05.803
ملکه‌ي فرانسه و شاه ناوارا با هم ملاقات ميکنند؟

11:05.838 --> 11:07.805
.توفيق آشناييتون رو به ما بديد

11:07.873 --> 11:10.140
اجازه بديد که کشورهامون چيزي
.بيشتر از يک مرز با هم تقسيم کنند

11:10.175 --> 11:11.509
.حتماً

11:11.577 --> 11:12.744
.باعث افتخارمه

11:13.211 --> 11:14.444
.عاليه

11:14.479 --> 11:16.046
.الساعه براتون اتاق آماده ميکنيم

11:16.114 --> 11:17.547
لويس؟

11:17.615 --> 11:20.117
امکانش هست بريم تا يه سري جزئيات بهت بدم؟

11:21.667 --> 11:23.968
.قرار بود که به فرانسيس نزديک بشي

11:24.002 --> 11:25.435
.چشم و گوش من باشي

11:25.470 --> 11:27.471
اما حالا اينجايي و با زنش فرار کردي؟

11:27.572 --> 11:29.339
فکر ميکني فرانسيس چه واکنشي از خودش نشون ميده؟

11:29.407 --> 11:30.674
.چاره‌اي نداشتم

11:30.741 --> 11:32.176
...چي ميتونه جلوت

11:32.243 --> 11:34.077
رو گرفته باشه؟

11:39.050 --> 11:40.984
.نتونستن کاندي رو دستگير کنن

11:41.018 --> 11:42.485
.خبر داشته که دنبالشيم و فرار کرده

11:42.553 --> 11:43.753
.خودم شنيدم

11:44.121 --> 11:45.589
.از يکي از خدمه‌هاي کاندي بازجويي کردم

11:45.656 --> 11:46.957
البته که يه جورايي بهش فهموندم

11:47.024 --> 11:48.592
.جوري که ما دوست کاندي هستيم

11:48.659 --> 11:51.127
.گفت کاندي با کالسکه‌ي مري فرار کرده

11:51.195 --> 11:54.464
مري فراريش داده؟

11:54.532 --> 11:55.599
پس مري اونو از ديد واتيکان

11:55.666 --> 11:57.100
.مخفي کرده

11:57.167 --> 12:00.069
.تو فکر اينم که کاندي رو کجا برده

12:00.137 --> 12:02.405
.واقعاً دل شجاعي داره

12:02.473 --> 12:05.941
.آره، البته جدا از اتفاقاتي که رخ داده

12:07.478 --> 12:09.278
.پس در جريان هستي

12:09.313 --> 12:12.015
.کنا از اين بابت خيلي آشفته بود و بايد با يکي حرف ميزد

12:13.384 --> 12:15.450
.حال مري واقعاً خوبه؟ نگران شدم

12:15.485 --> 12:18.353
.نميدونم

12:20.223 --> 12:22.257
.تقصير منه

12:22.291 --> 12:25.861
.همه‌ي اين قضايا برميگرده به تصميمهايي که گرفتم

12:25.929 --> 12:26.962
.اون تصميم هاي نارسيس بود

12:26.997 --> 12:28.296
اما حالا که

12:28.364 --> 12:29.632
نارسيس از صحنه خارج شده

12:29.666 --> 12:31.433
.مري داره جاش رو پر ميکنه

12:31.467 --> 12:33.035
.حالا وقتشه که باهاش همکاري کنم

12:33.102 --> 12:34.602
.داره با کاردينالهايي ميجنگه که قصد شکار دارن

12:34.637 --> 12:36.104
.منم بايد کمکش کنم

12:36.139 --> 12:37.472
فرانسيس خودت ميدوني که

12:37.540 --> 12:38.840
.الان نميتوني به جنگ با واتيکان بري

12:38.874 --> 12:40.675
پس حتماً حداقل بايد يه راهي باشه که

12:40.743 --> 12:42.277
.بتونم کنترلشون کنم

12:42.311 --> 12:44.112
نميخوام وقتي مري برميگرده

12:44.147 --> 12:45.447
طوري منو ببينه که انگار ترسيدم يه قدرتي ندارم

12:45.481 --> 12:47.649
.و وانمود ميکنم که چشمم رو نسبت به بي عدالتي ها بستم

12:47.683 --> 12:49.283
ميخوام من رو مثل همون مرد و همون پادشاهي ببينه

12:49.317 --> 12:50.885
.که باهاش ازدواج کرده

12:50.920 --> 12:54.689
کاردينال پراتزو ادعا ميکنه که اون نشان

12:54.723 --> 12:56.958
.يه علامت مصون از گناه از يک خيانتکار پروتستاني هست

12:56.992 --> 13:01.195
اما ميخوام متوجه بشم که اگر همين علامت

13:01.229 --> 13:03.630
.روي سينه ي يک کاتوليک حک بشه، چه توضيحي داره

13:18.654 --> 13:20.155
.يه پيشخدمت فرستادم به اتاقت

13:20.190 --> 13:21.656
.اما گفت که پاسخي به پيغام ها نميدي

13:21.691 --> 13:24.259
.داشتم براي مهماني آماده ميشدم

13:24.294 --> 13:26.495
.دقيقاً در همين مورد ميخواستم باهات صحبت کنم

13:26.529 --> 13:29.330
.نبايد فقط به خاطر اينکه ابراز ادب کني، اينجا بموني

13:29.364 --> 13:32.300
اغلب مهماني هاي برادرم

13:32.334 --> 13:34.102
.يه جورايي رسوايي به بار مياره

13:34.136 --> 13:37.271
.خب، حالا ديگه فريفته شدم

13:52.721 --> 13:54.355
.اوضاع خيلي خوب نيست

13:54.423 --> 13:56.124
.آره، دقيقاً

13:56.191 --> 13:58.292
.ممنون از همه که قدم رنجه کرديد

13:58.327 --> 13:59.994
به سلامتي مهمان ويژه‌مون. ملکه مري

14:00.028 --> 14:02.295
.که واقعاً جلوه‌ي خاصي به مهماني دادين

14:02.363 --> 14:04.632
.مثل ونسوس* که از درياي خروشان قيام ميکند
[ الهه‌ي عشق و زيبايي ]

14:07.936 --> 14:09.603
...و امشب

14:09.671 --> 14:12.305
.يک مرد و يک زن اشراف زاده را انتخاب ميکنم

14:12.340 --> 14:14.508
بعد، ممکنه که در آينده ازدواج کنند

14:14.575 --> 14:17.477
.البته نه با همديگه

14:17.545 --> 14:20.647
به نفعتونه که امشب سفره‌ي دلتان را براي طرف باز کنيد

14:20.681 --> 14:22.482
چون کاري که من انجام ميدم، مثل هميشه

14:22.550 --> 14:23.950
اينه که اونايي را با هم انتخاب ميکنم

14:24.018 --> 14:26.186
.که يک آرزوي نهان براي همديگه دارن
[ به همديگه فکر ميکنند ]

14:26.254 --> 14:28.921
بعنوان اولين زوج

14:28.989 --> 14:33.026
لُرد لپاين و بانو مالبوف

14:33.093 --> 14:34.727
.را انتخاب ميکنم

14:56.449 --> 14:58.717
کم کم داره برام روشن ميشه که چرا همسر برادرت

14:58.751 --> 15:01.220
.ترجيح ميده در ناوارا اقامت داشته باشه

15:01.288 --> 15:03.589
!پناه بر خدا

15:03.657 --> 15:06.024
اگر پادشاه من رو انتخاب ميکرد که با کسي باشم، چي؟

15:06.092 --> 15:07.859
.بايد از اينجا بريم

15:07.927 --> 15:10.562
.آره، اه، يکيمون بايد از اينجا بره

15:10.596 --> 15:13.064
.اوني که ازدواج کرده

15:13.499 --> 15:15.967
.پس، شب خوش

15:18.470 --> 15:21.239
.فکر کنم بهتره برگردم اتاقم

15:21.307 --> 15:24.309
.حس کنجکاويم برطرف شد

15:24.343 --> 15:26.877
و فکر نميکنم که مهماني مناسبي براي من باشه

15:26.945 --> 15:29.480
.که دور از چشم همسرم اينجا باشم

15:38.290 --> 15:40.591
تو کجا ميري، برادر؟

15:40.625 --> 15:42.459
چرا من يه خانواده‌ي معمولي ندارم؟

15:42.493 --> 15:43.594
خب، چون جَدت برميگرده به خانواده هاي سلطنتي

15:43.661 --> 15:44.661
.و الانم که برادر پادشاه محسوب ميشي

15:44.696 --> 15:46.130
.فکر نکنم امشب بتوني منو افسون کني

15:46.164 --> 15:48.132
خب، پس ميشه معذرت خواهي کنم؟

15:48.166 --> 15:49.499
.قبلاً اشتباه ميکردم

15:49.567 --> 15:52.069
.ايني که مري رو به اينجا آوردي، حرکت فوق العاده‌اي بود

15:52.104 --> 15:54.105
.از يک ديد ناوارا هم مثل فرانسه ميمونه

15:54.139 --> 15:55.639
.يک.. يک پيشگاه کوچک پروتستاني

15:55.673 --> 15:57.307
.که با کاتوليک هاي قدرتمندي محاصره شده

15:57.342 --> 16:00.477
.که اسپانيا در يک طرف ما و فرانسه در طرف ديگر قرار داره

16:00.511 --> 16:02.512
براي اينکه جون سالم بدر ببريم، بايد از تمام

16:02.547 --> 16:04.314
.حرکتهاي همسايه‌هاي دوستانه‌مون با خبر باشيم

16:04.349 --> 16:06.516
خودم در جريان بودم که هدفت از
.جاسوسي کردن من چي بوده

16:06.551 --> 16:08.952
.فرانسيس رو فراموش کن. يه کاتوليک يکدنده‌ست

16:08.986 --> 16:10.320
به اندازه‌ي کافي خون ريخته شده
.که همچين چيزي بهمون ثابت بشه

16:10.355 --> 16:11.688
.هيچ وقت چيزي از اون عائد ما نميشه

16:11.723 --> 16:14.157
.اما در مورد مري، خودت ميگي که اون باهات راحته

16:14.191 --> 16:16.760
.يه جانبدار

16:16.794 --> 16:19.462
مري همون فرد سلطنتي هست

16:19.496 --> 16:20.930
.که بايد بهش نزديک بشي -
يعني داري ازم ميخواي -

16:20.965 --> 16:22.766
که ملکه‌ي فرانسه رو از راه به در کنم؟

16:22.800 --> 16:24.500
.اون تاثير خوبي روي شوهرش داره

16:24.534 --> 16:26.335
.نه

16:26.370 --> 16:27.703
.اوه، دست بردار

16:27.738 --> 16:29.272
.اون به خاطر تو جونش رو در خطر انداخت

16:29.306 --> 16:32.007
.کاملاً مشهوده که از تو خوشش مياد

16:32.041 --> 16:33.476
.حالا هم، باهاش بخواب

16:33.510 --> 16:35.544
.همه‌ي دخترها بعد از همخوابگي با تو عاشقت ميشن

16:35.579 --> 16:39.548
.و وقتي که از تو خوشش بياد، بقيه کارها خود به خود درست ميشه

16:39.583 --> 16:43.051
.مري هيچ حس عاشقانه‌اي به من نداره

16:43.086 --> 16:45.020
يعني تا حالا مُخ هيچ زني رو نزدي؟ -
.امکان نداره -

16:45.054 --> 16:47.322
.الان اصلاً وقت اينکار نيست

16:47.356 --> 16:48.991
اونوقت چرا؟

16:50.260 --> 16:51.894
.ببين

16:51.928 --> 16:55.297
.فقط ازش خوشم نمياد

16:55.331 --> 16:57.833
بخوايم روراست باشيم، يکم براي
.سليقه‌ي من با احتياط بنظر مياد

17:08.210 --> 17:11.212
شنيدم که مريض شدي، به همين خاطر

17:11.280 --> 17:12.947
يکم نان و پنير تازه آوردم

17:13.015 --> 17:14.182
.که حالت بهتر بشه

17:14.249 --> 17:16.250
.شايد کتاب خوندن هم بهت کمک کنه

17:16.285 --> 17:17.819
اسم چاوسر به گوشت خورده؟
[ شاعر، نويسنده، فيلسوف و سياست‌مدار انگليسي ]

17:28.096 --> 17:30.031
.کشور وحشيانه‌ايه

17:30.065 --> 17:31.866
.اميدوارم که ماموريت بعديمون ايتاليا باشه

17:33.401 --> 17:35.736
.اگر حرفي تو دلت گير کرده، بگو

17:35.804 --> 17:36.870
.چون جايي ميريم که پاپ بخواد بريم اونجا

17:36.938 --> 17:39.039
...شايد يه روزي بشه که اختيارمون دست خودمون باشه

17:39.106 --> 17:41.041
.اونم وقتي که به جايي رسيدي که هيچ کس دستش بهت نرسه

17:41.108 --> 17:43.043
.هيچ کسي به اون مرحله نخواهد رسيد

17:43.110 --> 17:45.178
شاهزاده کاندي مهمترين عضو پروتستان

17:45.246 --> 17:46.880
.در فرانسه هست

17:46.948 --> 17:48.749
اگر بتوني پيداش کني، اعتبارش رو از بين ببري

17:48.783 --> 17:50.551
.پاپ هم بهت روي خوش نشون ميده

17:50.618 --> 17:52.185
کي ميدونه که چقدر از خجالتت در ميان؟

17:52.253 --> 17:54.420
.فقط يک گروه بالاتر از کاردينال وجود داره

17:54.455 --> 17:57.123
.واقعاً خداي خيال پردازي هستي ها

17:58.592 --> 17:59.993
.حواسم هست که کسي منو نبينه

18:44.577 --> 18:47.545
بعنوان انتخاب بعديم، بانوي دوست داشتني

18:47.580 --> 18:49.213
...يعني باتو آتلي

18:49.247 --> 18:51.850
.و شاهزاده کاندي

18:51.917 --> 18:54.552
اينم يکي ديگه از بازي‌هاته؟

18:54.620 --> 18:56.187
.خب، خودت گفتي که علاقه‌اي به مري نداري

18:56.221 --> 18:59.023
.نه اينکه کلاً بيخيال زندگي شدي

18:59.057 --> 19:03.060
يا اين همون تنها زنيه که ميتونه ارضات کنه؟

19:07.632 --> 19:10.101
.اميدوارم که از ديد شما ناخوش‌آيند نباشه

19:10.135 --> 19:12.703
.بيشتر شگفت زده بنظر ميايد تا خوشنود

19:12.737 --> 19:15.106
.تعجب کردم که پادشاه ما رو با هم انتخاب کرد

19:15.140 --> 19:17.774
.نميدونستم که از علاقه‌ي من بهت خبر داره

19:17.809 --> 19:21.211
...اوه، شما خيلي با ادبين، اما من

19:27.964 --> 19:30.098
.اين مهماني هم واقعاً مسخره‌ست

19:30.132 --> 19:33.001
،شاه آنتوان هم واقعاً خيلي گستاخه
...که يه زني مثل تو رو به مهموني

19:33.036 --> 19:34.436
.قضييه مهموني نيست

19:34.470 --> 19:36.504
اصلاً ربطي به چيزي تو اينجا

19:36.539 --> 19:39.107
.يا خونه نداره

19:39.141 --> 19:41.409
.قضييه در مورد خودمه

19:41.943 --> 19:44.112
.همه چيز سرد و فاصله دار بنظر مياد

19:44.146 --> 19:47.549
.و منم به اون فاصله و دوري ملحق شدم، گرير

19:47.583 --> 19:50.818
.اصلاً نميتونم اجازه بدم مردي بهم دست بزنه

19:50.886 --> 19:53.120
.حتي اگر از روي ادب باشه

19:53.154 --> 19:54.855
.خب چيز عادي‌ايه

19:54.890 --> 19:57.291
.اونم بعد از اتفاقي که افتاده

19:57.358 --> 19:58.793
.اما ميگذره

19:58.860 --> 20:00.995
واقعاً؟

20:01.079 --> 20:04.181
اصلاً ما چطور ميدونيم چي عاديه؟

20:04.215 --> 20:07.717
.تنها چيزي که بايد باهاش خودم رو دلداري بدم، کاترينه

20:07.785 --> 20:12.288
البته اگر باز هم زن ديگه اي که بهش
...تجاوز شده باشه تو دربار نباشه

20:12.322 --> 20:14.390
.خب، البته که اين قضييه رو تو خودشون نگه داشتن

20:14.458 --> 20:17.393
.مثل من

20:17.507 --> 20:20.009
.چون همه‌مون تنهاييم

20:21.578 --> 20:23.479
اگر قراره زندگي من از اين به بعد

20:23.547 --> 20:25.448
اينطور پيش بره، چي؟
[ اگر تا آخر عُمر تنها باشم، چي؟ ]

20:25.482 --> 20:27.416
.اينطور نيست

20:27.484 --> 20:29.852
.کاملاً اين قضييه رو پشت سر خواهي گذاشت

20:29.886 --> 20:32.855
.چون دختر قوي‌اي هستي

20:32.889 --> 20:35.157
.من که اصلاً حس قوي بودن ندارم

20:35.225 --> 20:38.794
حس ميکنم که دارم تو خواب راه ميرم

20:38.862 --> 20:42.164
.و نميدونم چطور از خواب بيدار شم

20:42.198 --> 20:47.236
اگه دلت نياز به استراحت داره
.بذار استراحت کنه

20:47.303 --> 20:51.140
خيلي از چيزها رو ميشـه
.به زور از کار واداشت

20:51.207 --> 20:53.608
.ولي دل رو نه

20:59.916 --> 21:01.549
.نميتونم انجامش بدم

21:01.584 --> 21:03.752
.خوب، بدنت که داره يه چيزه ديگه ميگـه

21:03.786 --> 21:05.987
.شما زيبا هستين، بانو اتلي

21:06.021 --> 21:08.290
.ولي... دلم پيش يکي ديگه‏ست

21:09.425 --> 21:10.925
.نميتونم از ذهنم بيرونش کنم

21:10.993 --> 21:14.729
عاشقش هستي، ولي نميتوني
داشته باشيش، مگه نه؟

21:14.797 --> 21:17.564
خوب، اين زمانيـه که يک مرد
.کاملاً به نابودي کشيده ميشـه

21:17.599 --> 21:19.433
.چه حيف

21:19.501 --> 21:22.804
.مردي مثل تو نبايد تنها بمونـه

21:26.574 --> 21:29.110
داري چيکار ميکني؟

21:30.779 --> 21:32.313
.حالا ديگه اون هستم

21:38.420 --> 21:40.854
.زمان زيادي به تماشات نشستم

21:41.923 --> 21:44.391
.هيچوقت جرأت نکردم چيزي بگم

21:45.527 --> 21:47.894
من چيزي رو ميخوام که تو ميخواي

21:47.962 --> 21:52.699
.هر چيزي که تصور ميکني

22:02.276 --> 22:04.945
.اوه... دوباره تو

22:04.979 --> 22:06.579
.خوب، مثل اينکـه پرحرف‏تر شدي

22:06.613 --> 22:07.947
.چهره‏ات هم بهتر شده

22:07.981 --> 22:09.615
غذاي تازه‏اي از طرف مادرت نيومده؟

22:09.650 --> 22:12.985
نه از وقتي که يه ملاقاتي
.دست و پا چلفتي دو دفعه قبل اومده

22:13.019 --> 22:15.087
.بابت اون معذرت ميخوام
.کلاً اينجوريم

22:15.121 --> 22:16.823
.از پنير بخور. خوشمزه‏ست

22:19.993 --> 22:21.494
چرا من مريضت هستم؟

22:21.528 --> 22:23.795
.تو طبيبي؟ نه

22:23.830 --> 22:26.265
.من ازت کمک خواستم؟ نه

22:26.299 --> 22:27.967
مادرم خيلي هم خوب داره
.از من مراقبت ميکنـه

22:28.001 --> 22:30.402
!تو خيلي احمقي

22:30.436 --> 22:31.803
کاترين داره مسمومت ميکنـه

22:31.838 --> 22:33.172
!و من دارم تلاش ميکنم جونت رو نجات بدم

22:33.206 --> 22:35.341
...چي؟ چطور جرأت ميکني

22:35.375 --> 22:37.409
...بهش فکر کن. سوپ کاترين

22:37.443 --> 22:39.011
اولين بار کِي خورديش؟

22:39.045 --> 22:40.679
اولين بار کِي حالت بد شد؟

22:40.713 --> 22:41.780
و از وقتي که ازت گرفتمش
چقدر حالت بهتر شد؟

22:41.848 --> 22:44.115
حالت بهتره، مگه نه؟

22:44.149 --> 22:46.585
يا حداقل انقدر خوب هست که بتوني
مثل يه جنده ديوونه رفتار کني

22:46.619 --> 22:48.653
و درست بعد از وقتي که من
.شروع کردم برات غذاي سالم اوردم

22:48.688 --> 22:50.756
.برو از اينجا بيرون

22:50.790 --> 22:52.957
تا حالا کاترين انقدر نگران حالت بوده؟

22:52.992 --> 22:55.427
.برو بيرون

22:55.461 --> 22:56.995
.نميتونم اين شرايط رو تصور کنم

22:57.062 --> 22:58.729
.اينکه مادر خودم بخواد من مُرده باشم

22:58.797 --> 23:01.199
.واقعاً متأسفم، کلاد، واقعاً ميگم

23:01.233 --> 23:03.001
تو چي ميدوني؟

23:03.035 --> 23:05.536
تو فقط يه هرزه‏اي که پدرم
علاقه‏اش رو بهش از دست داده

23:05.570 --> 23:07.105
!و حالا چسيبده به پسر حروم‏زاده‏اش

23:07.172 --> 23:08.472
.واقعاً معذرت ميخوام

23:11.343 --> 23:13.377
!فکر ميکني خيلي باهوشي

23:13.412 --> 23:15.646
!فکر ميکني من رو خيلي ميشناسي

23:15.680 --> 23:17.180
خوب، اگه چيزي رو بايد ميدونستي

23:17.248 --> 23:18.916
.ميدونستي که من و بش قبلاً عاشق هم بوديم

23:23.354 --> 23:25.088
معني اين کارها چيـه؟

23:25.156 --> 23:26.290
.بهم گفته شده رندال، کشيشم دستگير شده

23:26.357 --> 23:28.292
.يه خدمتکار گزارشش رو داده

23:28.359 --> 23:29.692
ديده شده که در حال

23:29.760 --> 23:31.428
گذاشتن بانداژي روي
.نشانه‏ي جرمش هست

23:31.462 --> 23:33.196
.يکي از اوناست

23:33.264 --> 23:34.631
.يک افراطي

23:34.698 --> 23:36.633
!من خلاف ميل خودم بهم نشان زده شد
!بهم حمله شد

23:36.700 --> 23:38.302
کي بهت حمله کرد؟

23:38.369 --> 23:39.536
.نميدونم

23:39.603 --> 23:40.804
.آه... يه شنل کلاه‏دار داشت

23:40.871 --> 23:44.541
ميبيني؟ تمام چيزي که داره يه سري
.داستان از سوارکاران سياه هست

23:44.608 --> 23:46.175
.نميتوني با اينها کاردينال رو فريب بدي

23:46.243 --> 23:47.510
ايشون کشيک من هستن

23:47.578 --> 23:49.245
.مردي که سال‏ها ميشناسمش

23:49.313 --> 23:51.314
!وفاداري وي بي چون و چراست

23:51.381 --> 23:54.216
.متأسفم ولي وفاداري هيچکس اين شکل نيست

23:54.284 --> 23:55.652
ببرينش به سياهچال

23:55.719 --> 23:57.854
.بذارين شکنجه‏گرها کار خودشون رو بکنن

23:57.922 --> 23:59.522
اعلي... اعلي حضرت

23:59.590 --> 24:01.390
.اين مسأله مربوط به کليسا هست

24:01.459 --> 24:03.159
.من خودم ازش بازجويي ميکنم

24:03.226 --> 24:05.194
.نه، اصرار دارم

24:05.262 --> 24:06.762
ميخوام به پاپ نشون بدم

24:06.796 --> 24:08.264
که هيچ کشوري وفاداري‏اش به وي

24:08.298 --> 24:10.333
.بيشتر از فرانسه نيست -
...گوش کنين، لطفاً -

24:10.400 --> 24:11.667
!لطفاً

24:11.701 --> 24:13.436
!من کسي که بهم حمله کرد رو زخمي کردم

24:13.470 --> 24:15.637
قلعه رو دنبال کسي که يه زخم روي
!ساعت راستش داره بگردين

24:17.607 --> 24:18.874
.ميدونم که خيلي شک زده شدي

24:18.942 --> 24:21.209
.کشيش مورد اعتمادت

24:21.277 --> 24:23.679
ولي تو خودت منطق پشت اين
نشان رو بيان کردي

24:23.746 --> 24:27.248
.و ما بايد حقيقت رو بپذيريم، هرچقدر هم سخت

24:27.316 --> 24:30.552
.مگر اينکه نظرت رو درمورد تئوري‏ات عوض کرده باشي

24:30.620 --> 24:32.287
.الان خوب از خودت مقاومت نشون دادي

24:36.058 --> 24:39.060
.براي روح رندال دعا ميکنم

24:40.496 --> 24:42.730
.من رو ببخشيد

24:46.135 --> 24:48.970
واقعاً ميذاره که قضيه رو اينجوري پيش ببريم؟ -
.هنوز وقت هست -

24:49.038 --> 24:51.272
الان، شکّه شده ولي بذار
با اين تصوير که چه اتفاقي

24:51.340 --> 24:52.740
.براي رندال ميوفته سر کنـه

24:52.774 --> 24:55.075
.خودش عقب ميکشـه -
و اگه اينکارو نکرد؟ -

24:55.110 --> 24:57.411
ميدونم که اون و رندال عاشق هم هستن

24:57.445 --> 24:58.646
.بدترين راز مخفي توي فرانسه هست

24:58.714 --> 25:00.114
ولي اين تضمين نميکنـه که
.اون واقعاً اهميت ميده

25:00.148 --> 25:02.483
.باور دارم که بهش اهميت ميده

25:02.551 --> 25:04.752
.اميدوارم که درست بگي

25:04.786 --> 25:07.354
درغير اين صورت، بايد يک
.مرد بيگناه رو اعدام کنيم

25:22.145 --> 25:24.813
.اومدم که خداحافظي کنم

25:24.847 --> 25:26.314
بعد از امشب، مطمئنم که
.تمايل نداري که اينجا بموني

25:27.717 --> 25:30.117
.ممنون که بهم کمک کردي

25:30.152 --> 25:32.186
.خوشحال شدم که اينکارو کردم

25:32.221 --> 25:34.288
واقعاً برميگردي به دربار فرانسه

25:34.323 --> 25:36.558
بعد از اينکه شامبورد رو ترک کردي؟ -
جاي ديگه‏اي مگه هست که برم؟ -

25:36.592 --> 25:38.059
هرگز به اسکاتلند فکر کردي؟

25:39.494 --> 25:41.428
.اونجا نسبت به فرانسه امن‏تري

25:41.496 --> 25:42.730
.جفت کشورها در آشوب هستن

25:42.764 --> 25:43.998
ولي اينجا تو شوهري داري که

25:44.032 --> 25:45.566
.تصميماتش تو رو به خطر ميندازه

25:45.600 --> 25:48.669
.ببخشيد، ولي حقيقتـه

25:48.703 --> 25:50.704
چه حقيقت باشه چه نباشه
.اين منم که بايد باهاش روبه‏رو بشم

25:50.739 --> 25:52.506
چيزهايي هست که تو نميدوني

25:52.574 --> 25:54.842
درباره ازدواجم، چيزهايي که
.باهات در ميون نميذارم

25:54.877 --> 25:56.677
...وفاداريت رو تحسين ميکنم، ولي

25:56.711 --> 25:58.746
هيچ ايده‏اي نداري که اهداف فرانسيس چي هستن

25:58.780 --> 26:01.081
يا اينکه چقدر داره زجر ميکشه
.به خاطر اتفاقي که افتاده

26:07.622 --> 26:09.322
ولي فراي اون

26:09.357 --> 26:12.525
.به انگيزه‏ات توي اين پيشنهاد اعتماد ندارم

26:12.559 --> 26:14.560
.نامه‏ات رو خوندم

26:14.595 --> 26:17.063
...اوه، هيچوقت نگفته بودي -
چونکه ميدونم -

26:17.098 --> 26:18.564
.که سعي کردي نامه رو پس بگيري

26:18.632 --> 26:20.166
يکي از خدمتکار‏هايي که فرستادي

26:20.201 --> 26:21.734
.تا برش گردونه، بهم گفت

26:21.802 --> 26:23.203
ميل داشتي که اون نامه هرگز به مقصد نرسه

26:23.271 --> 26:24.470
.و من به اين موضوع احترام گذاشتم

26:24.538 --> 26:26.706
.اون نامه رو با اين تفکر نوشتم که دوباره نميبينمت

26:26.774 --> 26:27.974
.هيچ قصدي براي فريب دادنت نداشتم

26:28.042 --> 26:30.576
.ميدونم

26:30.611 --> 26:33.112
هيچکدوم از ما مسئول دل‏هامون نيستيم

26:33.179 --> 26:34.547
.فقط در کارهامون ميتونيم باشيم

26:34.581 --> 26:36.449
.من تو رو متهم به هيچ چيزي نميکنم

26:36.483 --> 26:38.551
چيز ديگه‏اي براي گفتن نمونده، مگه نه؟

26:38.619 --> 26:41.053
.فکر ميکنم راستگويي باعث اين ميشه

26:42.289 --> 26:43.589
.پس خداحافظ

26:45.292 --> 26:46.926
اگه بار ديگه همديگه رو ديديم
به شکل فاصله دار

26:46.993 --> 26:48.193
.در يک گردهمايي درباري خواهد بود

26:48.261 --> 26:50.662
.خداحافظ، شاهزاده کاندي

26:52.098 --> 26:53.432
باشد که سرنوشت بهتري

26:53.499 --> 26:55.034
.نسبت به چيزي که فرانسه براتون داشته، داشته باشيد

27:10.482 --> 27:11.649
تو کجا بودي؟

27:11.716 --> 27:13.083
.هي صبر کردم و صبر کردم

27:13.117 --> 27:14.585
چي رو از دست دادم؟

27:14.653 --> 27:17.621
خوب، اول اينکه، خواهرت کلاد

27:17.689 --> 27:19.122
.بهم گفته که شما عاشق هم بودين

27:19.190 --> 27:20.991
خواهر ناتني

27:21.059 --> 27:23.327
.و مربوط ميشه به سال‏ها پيش

27:23.394 --> 27:25.128
خيلي جوون بوديم و خيلي مست

27:25.163 --> 27:27.998
و کلاد تونست لحظه‏اي من رو
به اين باور برسونه

27:28.066 --> 27:30.300
.که هنري پدر اون نيست

27:30.335 --> 27:34.637
خوب، حالا فهميدم که چرا انقدر
.اصرار داري که کلمه "ناتني" رو بگي

27:34.705 --> 27:35.973
.يه اشتباه بود

27:36.007 --> 27:37.740
.يک اشتباه خيلي کوتاه

27:37.808 --> 27:39.977
و وقتي که فهميدم که دروغ گفته
.هرگز دوباره اتفاق نيوفتاد

27:40.044 --> 27:42.011
.احساس شرم ميکردم

27:42.079 --> 27:43.646
هيچ چيز بين من و کلاد نيست

27:43.714 --> 27:45.582
...و چيزي که بود مربوط به
.زمان خيلي پيشـه

27:45.616 --> 27:47.316
.احساس حماقت ميکنم

27:47.351 --> 27:48.585
.سعي کردم دوستش باشم

27:48.652 --> 27:50.119
وقتي که باهام سردي ميکرد

27:50.187 --> 27:51.855
.فکر ميکردم به خاطر گذشته‏ام با هنري بوده

27:51.889 --> 27:54.457
.ولي نه، گذشته تو بوده

27:54.492 --> 27:55.692
.رازهاي تو

27:55.726 --> 27:57.493
چي شده؟ حالت خوبـه؟

27:57.560 --> 27:59.028
.چيزي نيست

27:59.062 --> 28:01.097
.داشتم با اسب ميرفتم و افتادم
.فقط يه خراشـه

28:01.131 --> 28:03.265
.اين خراش نيست
.اين زخم يه خنجره

28:03.300 --> 28:04.500
.داري بهم دروغ ميگي

28:04.534 --> 28:07.669
.آره، همين طوره، کنا

28:07.704 --> 28:09.271
حالا ديگه انقدر سؤال پيچم نکن

28:09.339 --> 28:10.606
.چونکه نميتونم جواب بدم

28:10.640 --> 28:12.108
.کلاد چيزي نيست

28:12.142 --> 28:13.342
.زخمت چيزي نيست

28:13.377 --> 28:14.610
اگه چيزي نبودن

28:14.644 --> 28:16.044
.باهام صحبت ميکردي

28:16.078 --> 28:17.613
...من خيلي چيزها رو باهات در ميون گذاشتم

28:17.647 --> 28:19.180
چقدر اسير پدرت بودم

28:19.215 --> 28:20.516
...چقدر ميترسيدم، احساس خجالت ميکردم

28:20.550 --> 28:21.817
ميخواي راست بگم؟

28:21.851 --> 28:23.284
.خيلي خُب

28:23.319 --> 28:25.453
من اين زخم رو هنگام پاپوش درست کردن
براي يک آدم بيگناه خوردم

28:25.488 --> 28:26.989
.کسي که احتمالاً ميميره

28:27.023 --> 28:29.157
و اينکار رو براي چيزي کردم که بهش
."به اصلاح ميگن "اهداف والاتر

28:29.191 --> 28:32.360
.وقتي مصلحت باشـه ميکشم

28:32.395 --> 28:34.129
.وقتي مصلحت باشـه دروغ ميگم

28:37.699 --> 28:39.834
.اين کسيـه که هستم

28:49.110 --> 28:51.512
.آخرين دعاها رو براش خوندم

28:54.583 --> 28:56.918
.لطفاً

28:56.952 --> 28:59.219
نميتونم نشان رندال رو توضيح بدم

28:59.287 --> 29:03.390
.ولي ميدونم که آدم خوب و وفاداريـه

29:03.458 --> 29:06.226
.شايد بتوني با برادرت صحبت کني

29:06.261 --> 29:08.429
.و طلب رحم کني

29:08.463 --> 29:10.730
تو برادرم رو راضي کردي
که نشان علامتي هست

29:10.765 --> 29:12.732
.از گروهي پنهاني از خيانتکاران افراطي

29:12.800 --> 29:14.234
شايد بتوني راضي‏اش کني

29:14.302 --> 29:16.670
.که در مورد همه اين مسائل اشتباه ميکردي

29:16.737 --> 29:19.906
.اگه ميخواي رندال رو نجات بدي، تلاش کن

29:19.974 --> 29:21.140
...بايد يه راه ديگه باشه

29:36.356 --> 29:39.225
!نمايندگان واتيکان رسيدند

29:39.259 --> 29:40.560
.به اربابت خبر بده

29:40.627 --> 29:43.796
.بگو که دنبال شاهزاده کاندي اومديم

29:48.040 --> 29:49.640
به نظر ميرسـه آنتوان انقدر که
پول براي اين جشن‏ها دور ميريزه

29:49.708 --> 29:52.064
.که بازرس‏ها شنيدن که اون اينجاست

29:52.074 --> 29:53.443
.داره طبقه پايين مأتلشون ميکنـه

29:53.511 --> 29:56.062
ولي اگه زود خودت رو نشون ندي
.به زور خودشون رو ميرسونن بالا

29:56.069 --> 29:58.485
برادرم به اندازه کافي نيرو نداره
.که اونا رو نگهداره

29:59.794 --> 30:00.727
.تسليم ميشم

30:00.795 --> 30:02.162
.دارت ميزنن

30:02.230 --> 30:03.730
.تنها راهيـه که ميشه همه رو امن نگهداشت

30:03.798 --> 30:06.100
.نه. يه راه ديگه هست

30:06.167 --> 30:08.602
.شمشيرت رو بده به من

30:10.972 --> 30:12.906
.نشان چيزيـه که به خاطرش اومدن اينجا

30:12.974 --> 30:14.708
.بايد از بينش ببريم

30:14.775 --> 30:16.175
با آتيش؟

30:16.243 --> 30:18.078
.نميشه گولشون زد
ميدونن که چيکار کرديم

30:18.145 --> 30:20.379
.يا حداقل شک ميکنن -
همين طوره. اين تمام چيزيـه که -

30:20.447 --> 30:21.848
.ميخوايم تا از دار زدن جلوگيري کنيم

30:21.936 --> 30:23.637
با اون و حمايت من

30:23.671 --> 30:25.872
ممکنه بتونيم راضي‏شون کنيم که
دستگيرت کنن و بفرستنت دربار

30:25.906 --> 30:27.874
.جاييـه که فرانسيس ميتونه کمک کنه

30:29.477 --> 30:30.644
در حالت عادي، اين رو بهت نميگفتم

30:30.711 --> 30:32.278
.با توجه به اينکه از احساساست خبر دارم

30:32.312 --> 30:34.547
...ولي ممکنه به زودي مُرده باشم

30:34.615 --> 30:36.983
تو انتظارات خيلي بالاتري از
.پادشاه نسبت به من داري

30:37.018 --> 30:38.952
دستش با واتيکان

30:38.986 --> 30:40.954
.توي يه کاسه هست

30:41.022 --> 30:44.390
.لويي، لطفاً باورم کن

30:44.458 --> 30:46.659
فرانسيس وقتي کمک جايي
.نياز باشه، کمک ميکنـه

30:48.928 --> 30:51.063
.بسيار خُب

30:51.131 --> 30:53.832
.اينکارو ميکنم

30:56.102 --> 30:57.270
تا حالا اينکارو کردي؟

30:57.304 --> 30:58.937
نه، ولي سوزوندن زخم رو

30:59.005 --> 31:01.140
.هنگام مداوام توي جنگ، ديدم

31:01.208 --> 31:02.508
.اتاقش از اين سمتـه

31:02.543 --> 31:04.176
.انجامش بده

31:04.210 --> 31:07.445
!به نام خداي صليب، در رو باز کنين

31:09.315 --> 31:10.683
.من رو بگير

31:13.720 --> 31:14.787
.دارمت -
به نام -

31:14.821 --> 31:16.755
!خداي صليب، در رو باز کنين

31:18.191 --> 31:19.291
.مشکلي نيست

31:19.325 --> 31:20.592
.حالت خوبـه

31:20.626 --> 31:22.093
!به نام پاپ در رو باز کنين

31:22.127 --> 31:23.628
!در رو باز کنين

31:23.663 --> 31:25.630
.نشان رو از بين بردين

31:25.665 --> 31:28.667
اين کار احتمالاً درد زيادي
براتون داشته که نيازي نبوده

31:28.701 --> 31:30.835
.چونکه به زودي ميميري -
لرد کاندي -

31:30.869 --> 31:33.205
.زخمي داشتن که نياز به سوزوندن داشت

31:33.239 --> 31:36.174
به خاطر واقعه‏اي که نگهبانم ليث
.در حالت مستي باعثش شده بود

31:36.208 --> 31:38.876
مگه نه، ليث؟ -
.همين طوره -

31:38.911 --> 31:41.212
ممکنه اهانت باشه، اعلي حضرت
ولي من اينجا هستم

31:41.246 --> 31:44.148
که مطمئن باشم دستورات
.کاردينال پراتزو انجام شده‏اند

31:44.183 --> 31:46.483
.پس با هم ديگه به ديدن کاردينال پراتزو ميريم

31:46.518 --> 31:49.286
با هم برميگرديم به دربار فرانسه

31:49.321 --> 31:52.056
.تا مطمئن شيم که عدالت حقيقي انجام ميشه

31:55.827 --> 31:56.993
کاندي مشکلي براش پيش نمياد؟

31:57.028 --> 31:59.396
.نميدونم

31:59.431 --> 32:03.367
.ولي همچنان براش ميجنگم

32:03.401 --> 32:06.169
.چون من قوي هستم، گرير

32:06.204 --> 32:08.138
براي سوزوندن نشان

32:08.172 --> 32:09.773
.مجبور شدم که به يه نفر ديگه دست بزنم

32:09.841 --> 32:11.474
.تا ارتباط برقرار کنم

32:11.542 --> 32:14.811
.و تونستم کمک کنم

32:14.911 --> 32:16.878
.نميخوام برم به شامبورد

32:16.913 --> 32:19.414
.گفتي ميخواي يه مدت تنها باشي

32:19.481 --> 32:21.416
.نه. فاصله ديگه بسّه

32:21.483 --> 32:22.984
انقدر که عميقاً

32:23.019 --> 32:24.286
در دردهاي خودم فرو رفته بودم

32:24.320 --> 32:25.787
.نميتونستم چيز ديگه‏اي ببينم

32:25.821 --> 32:28.155
متوجه نشدم که تنها کسي نيستم
.که بهش آسيب وارد شده

32:28.190 --> 32:30.257
.فرانسيس هم داره زجر ميکشـه

32:30.326 --> 32:31.526
يعني ميخواي تصميمت رو عوض کني؟

32:31.593 --> 32:34.495
اينکه زندگي جدا در اتاق‏هاي جدا داشته باشين؟

32:34.563 --> 32:35.763
.نميدونم

32:35.831 --> 32:37.865
.اوه، مري

32:38.699 --> 32:41.035
چيزي که يه موقع داشتيم

32:41.069 --> 32:43.503
.خيلي طبيعي بود

32:43.538 --> 32:46.273
.دلم براي سادگي‏اش تنگ شده

32:46.341 --> 32:48.775
عشق‏بازي ميکرديم و
.در آغوش هم خوابمون ميبرد

32:48.844 --> 32:51.411
.مثل شاخه‏هايي که با هم رشد ميکنن

32:51.479 --> 32:54.849
.نياز نبود به هيچي فکر کنيم

32:54.916 --> 32:57.751
.حالا ديگه پيچيده شده

32:57.819 --> 33:00.220
.نميدونم که آماده هستم يا نه

33:02.890 --> 33:05.359
آماده هستي که امتحان کني؟

33:08.563 --> 33:10.697
!به کشيش من حمله شده

33:10.765 --> 33:12.031
.دستگيريش از قبل برنامه‏ريزي شده بود

33:12.099 --> 33:13.633
.تنهامون بذارين

33:16.170 --> 33:18.104
...برادرت پشت اين قضيه هست

33:18.138 --> 33:19.505
.اميدوارم بدون آگاهي شما

33:19.573 --> 33:20.874
چون که پادشاهي که واتيکان رو

33:20.941 --> 33:22.675
.دشمن خودش ميکنه، نابود ميشـه

33:22.743 --> 33:24.310
.برادرم پشت اين قضيه هست

33:24.345 --> 33:26.045
.من هم آگاهي دارم

33:26.113 --> 33:28.547
.و شما من رو نابود نميکنين

33:28.615 --> 33:31.351
بي رحمي واتيکان داره
.کشور من رو از هم ميپاشونـه

33:31.385 --> 33:33.118
.بايد تموم بشـه

33:33.152 --> 33:36.054
.اميدوار بودم که پسر هنري داناتر باشـه

33:36.089 --> 33:37.556
!اطرافت رو نگاه کن

33:37.591 --> 33:39.859
يه زمان دوران طلايي داشتيم

33:39.926 --> 33:42.160
.که همه براي رهبري رو رم نگاه ميکردن

33:42.195 --> 33:44.963
حالا تبديل شده به حمام خون
.برادر مقابل برادر

33:44.998 --> 33:47.299
.دارم سعي ميکنم شرايط رو دوباره برگردونم

33:47.367 --> 33:49.734
.با ريختن خون بيشتر

33:49.802 --> 33:51.336
!ميتونستيم حکمراني تو رو بالا بکشيم

33:51.371 --> 33:53.138
.دشمنان ما دشمنان شما هستن

33:53.206 --> 33:55.540
اي احمق، واقعاً فکر ميکني

33:55.574 --> 33:57.376
شاهزاده کاندي دوست توئـه؟

33:57.443 --> 34:00.478
تنها کاري که بايد ميکردي اين بود که
.کنار وايسي تا بتونم اون رو بيرون بکشم

34:00.513 --> 34:03.148
تمام اين نشانه‏گذاري‏‏ها براي همين بود، نه؟

34:03.182 --> 34:06.851
مجموعه‏اي از دشمنانتون که بتونين
.نشان‏گذاري کنين و از بين ببرين

34:06.886 --> 34:09.253
.و کاندي بزگترين ماهي تورتون بود

34:09.288 --> 34:11.021
.تموم ميشـه

34:11.375 --> 34:12.675
افرادت رو برميداري

34:12.744 --> 34:14.144
و همچنين افسانه سوارکاران سياه

34:14.178 --> 34:16.346
.و از فرانسه خارج ميشي

34:16.560 --> 34:17.794
.يا معشوقه‏ات ميميره

34:17.829 --> 34:20.731
تو کشيش من رو آزاد ميکني

34:20.765 --> 34:22.833
و براي بخشش بهم التماس ميکني

34:22.867 --> 34:25.368
!يا واتيکان تو رو نابود خواهد کرد

34:25.402 --> 34:28.838
ولي همه‏اش بستگي به اين داره
که واقعاً به چي اهميت ميديم، مگه نه؟

34:28.872 --> 34:32.007
.ميتوني من رو نابود کني، ولي رندال ميميره

34:32.042 --> 34:34.310
ميتوني کاري کني فرانسه زجر بکشـه

34:34.345 --> 34:37.313
.ولي رندال باز هم ميميره

34:37.348 --> 34:39.449
.و تو عاشقش هستي

34:41.852 --> 34:43.519
.ارزشش در اين حد نيست

34:43.554 --> 34:44.920
نيست؟

34:44.955 --> 34:46.722
.من عشق رو درک ميکنم، کاردينال

34:46.757 --> 34:48.423
براي ديدنش، تنها نياز به
.يه سري نشونه‏ي کوچيک هست

34:48.458 --> 34:51.593
.قبل از اينکه رندال رو به عنوان هدف‏مون انتخاب کنيم

34:51.628 --> 34:55.197
بايد مطمئن ميشدم که تو
.تحمل اعدام شدنش رو نداري

34:55.232 --> 34:59.068
براي همين از خدمتکارهاي منزلت
.شروع کردم به بازجويي کردن

34:59.102 --> 35:02.704
.درباره سکس نه، درباره شيوه‏‏ي زندگي‏‏تون

35:02.739 --> 35:04.673
...و نه نامه‏اي و نه تقاضايي پيدا نشد

35:04.707 --> 35:06.241
...اينجا سرده

35:06.276 --> 35:07.876
شمال فرانسه هست، درسته؟

35:07.910 --> 35:09.745
.يک زمستون تيز

35:09.812 --> 35:13.382
...تو يک ملافه گرمکن رو براي تخت خودت برداشتي

35:13.416 --> 35:15.651
.خدمتکارها بهم گفتن دست‏ساز بوده

35:15.718 --> 35:17.385
ولي شگفت زده شدن وقتي که اون رو

35:17.452 --> 35:19.720
نه توي تخت تو بلکه توي
.تخت رندال پيدا کردن

35:19.755 --> 35:22.223
و وقتي صبح بيدارت کردن

35:22.291 --> 35:24.926
.گفتن که زرد شده بودي و ميلرزيدي

35:24.994 --> 35:26.694
چونکه اندک گرمايي که ميتونستي رو

35:26.762 --> 35:29.363
به اون دادي، مگه نه؟

35:32.134 --> 35:35.770
.اين عشقـه، کاردينال

35:35.837 --> 35:37.438
وقتي که به يک نفر ديگه بيشتر اهميت ميدي

35:37.472 --> 35:39.039
.حتي بيشتر از خودت

35:42.311 --> 35:44.945
.پيروزي مال شماست

35:45.013 --> 35:48.115
آزادش کنين، و ما شما رو
.با سرنوشت خودتون رها ميکنيم

35:48.183 --> 35:50.918
.ممنون

35:50.985 --> 35:52.820
.تبريک ميگم

35:52.887 --> 35:54.955
اومدي از آگاهيت از

35:55.023 --> 35:57.157
دل يک اشراف‏زاده استفاده کردي

35:57.192 --> 35:59.392
.تا يک نفر رو فريب بدي و نابود کني

36:15.209 --> 36:17.076
.ميبينم که فقط من نبودم که شب طولاني‏اي داشتم

36:17.144 --> 36:18.511
.بيچاره شده

36:18.546 --> 36:19.612
.هيچ چيزي جواب نميده

36:31.225 --> 36:33.792
.تنها چيزي که نياز داشت، آغوش پدرش بود

36:33.827 --> 36:37.763
شايد هم بيچاره بالاخره
.از فرط خستگي بيهوش شد

36:37.831 --> 36:39.465
.خوب، من داستان خودم رو بيشتر دوست دارم

36:50.209 --> 36:52.143
ميخوام که بذارمش زمين

36:52.178 --> 36:54.145
.ولي نميخوام بيدارش کنم

37:03.489 --> 37:04.822
عاليجناب؟

37:06.492 --> 37:08.793
چه اتفاقي افتاده؟

37:08.861 --> 37:10.195
.کاندي

37:10.229 --> 37:11.729
.رسيدنت به دربار به خير

37:13.532 --> 37:15.666
بش، چي شده؟ -
.از فرانسيس بپرس -

37:15.701 --> 37:17.034
وقتي بشنوي چيکار کرده
.بهش افتخار ميکني

37:17.068 --> 37:18.469
ميبيني؟

37:18.504 --> 37:19.804
داشتي خودت رو بازي ميدادي

37:19.838 --> 37:22.407
.و حتي خبر نداشتي

37:25.377 --> 37:28.178
.بيا

37:31.016 --> 37:33.984
خوب... بهت خوش گذشت

37:34.019 --> 37:35.986
در گردهمايي شاه آنتوان؟

37:36.021 --> 37:38.255
چي رو انتخاب کردي، تخت دريايي

37:38.290 --> 37:40.557
يا باغ اميال پنهان؟

37:40.591 --> 37:42.026
حسودي ميکني؟

37:42.060 --> 37:43.427
.معلومه که نه

37:43.461 --> 37:46.062
.پس نپرس

37:46.096 --> 37:48.064
من به انتخابت احترام ميذارم

37:48.098 --> 37:50.500
.که منتظر بازگشت کسل‏روي هستي

37:50.535 --> 37:53.169
ولي بايد اين حسودي‏ات رو
.به خاطر من بذاري کنار

37:53.203 --> 37:54.304
...گفتم که اينطور

37:54.371 --> 37:55.672
...چون که حسادت تو

37:55.706 --> 37:57.741
.فقط به من اميد ميده

38:05.749 --> 38:07.683
داري چيکار ميکني؟

38:07.717 --> 38:08.884
کجا قايمش کردي، مادر؟

38:08.919 --> 38:10.619
در مورد چي حرف ميزني؟

38:10.654 --> 38:12.989
اين سمّي بود که استفاده ميکردي؟

38:13.057 --> 38:15.391
چيزي که داشتي

38:15.426 --> 38:17.093
توي سوپ من ميريختي، درسته؟

38:17.127 --> 38:18.861
.بدش به من -
.ميدونستم از من متنفري -

38:18.895 --> 38:21.096
ولي مسموم کردن؟

38:21.130 --> 38:23.098
چرا؟

38:23.166 --> 38:26.502
.تو خواهرهات رو به قتل رسوندي

38:26.570 --> 38:29.197
چي؟

38:29.205 --> 38:31.407
.ايمون و هنريت، آره

38:31.475 --> 38:33.576
.از وقتي به وجود اومدن ازشون متنفر بودي

38:33.643 --> 38:35.978
تمام زمان‏هايي که از تو گرفته شد

38:36.012 --> 38:37.880
.از دست دادن توجه مرتب من

38:37.914 --> 38:39.281
ميدوني که نشگونشون ميگرفتي

38:39.349 --> 38:40.849
وقتي که فکر کردي کسي حواسش نيست؟

38:40.884 --> 38:42.384
.بهشون آسيب ميزدي -
...من -

38:42.418 --> 38:43.718
.يادم مياد که دنبال توجه بودم

38:43.786 --> 38:45.720
...ولي هرگز -
.اينکارو ميکردي -

38:45.788 --> 38:48.490
.و همين کارو کردي

38:54.029 --> 38:56.364
ميدوني، يک روز

38:56.399 --> 38:58.833
دوقلوها، گل‏هاي ابريشيمي

38:58.901 --> 39:00.334
.روي لباس مورد علاقه‏ات رو کندن

39:00.403 --> 39:02.336
ميدوني براي انتقام چيکار کردي؟

39:02.405 --> 39:05.507
!اون گل‏ها رو کردي توي گلو‏هاشون

39:05.574 --> 39:08.809
.اون لباس رو يادم مياد

39:08.877 --> 39:10.378
.گل‏هاي پاره شده

39:10.445 --> 39:13.881
.ولي خواهرهاي خودم رو نميکشتم

39:13.949 --> 39:15.516
.تو شايد يادت نياد، ولي من يادم مياد

39:15.550 --> 39:17.385
اوه، اون نگاهت

39:17.452 --> 39:19.020
.چهره‏ات وقتي که فهميدي مُردن

39:19.087 --> 39:21.255
!اوه، چقدر شکّه به نظر ميومدي

39:21.323 --> 39:23.424
اوه، اون گريه‏ها که جاري ميشد و عشقي که

39:23.491 --> 39:24.892
.تو براشون تراوش ميکردي

39:24.926 --> 39:26.560
اينطور نيست که من گريه ميکردم

39:26.594 --> 39:29.029
چونکه خواهرهام رو از دست داده بودم؟

39:29.063 --> 39:31.164
چون که ناراحت بودم؟

39:31.232 --> 39:33.500
چونکه اين کارو نکرده بودم؟

39:33.535 --> 39:35.436
.کاشکي اين حقيقت داشت

39:35.470 --> 39:37.103
گفتم که ازت محافظت ميکنم

39:37.138 --> 39:38.672
.که بهت اهميت ميدم، و همين طور بود

39:38.706 --> 39:40.774
.و براي همين بود که به خاطرت دروغ گفتم

39:40.842 --> 39:44.077
و چقدر که قانع‏کننده اين رو باور کردي
.که همه‏اش حقيقت داشته

39:44.111 --> 39:48.581
.گمونم هيولاهاي ديگه‏اي در جهان وجود دارن

39:48.649 --> 39:51.517
.مادر اونا هم بايد براشون دروغ بگه

39:51.585 --> 39:54.520
.اوه، پس انتخاب ديگه‏اي نيست، به نظرم

39:54.588 --> 39:57.123
ولي الان داري تلاش ميکني که بکشيم؟

39:57.158 --> 39:59.926
بعد از اين همه سال؟

39:59.993 --> 40:01.461
.هرکاري ميتونستم کردم

40:01.495 --> 40:04.396
متوجه نميشم. چه کاري؟

40:10.971 --> 40:13.673
.براي اين مسائل بهائي بايد پرداخت بشه

40:17.844 --> 40:20.879
اين بهاش هست؟ مرگ من؟

40:20.913 --> 40:22.814
بگو، مادر! ميخواي که من بميرم؟

40:22.849 --> 40:23.915
...کلاد، لطفاً

40:23.950 --> 40:25.117
اگه که من قاتلم

40:25.151 --> 40:28.220
.فکر ميکني که هستي، پس بايد بميرم

40:28.254 --> 40:29.588
!نکن

40:31.924 --> 40:35.393
.اشکالي نداره. تو فقط پنج ساله‏ات بود

40:35.427 --> 40:36.561
.نميدونستي که داري چيکار ميکني

40:36.596 --> 40:39.097
.نميدونستي

40:40.533 --> 40:44.202
.به بچه‏هاي ديگه‏ات پشت نکن

40:45.605 --> 40:48.672
.اون نميدونست

41:09.293 --> 41:11.361
.اشکالي نداره

41:13.000 --> 41:31.100
.:: @bollbolljan_com ::.