﻿WEBVTT

00:01.639 --> 00:03.376
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:03.961 --> 00:05.506
دوباره درباره ي تصاويري که ديدي بهم بگو

00:07.699 --> 00:10.767
،"اينجا نوشته که اين جسم، اين "مالوم

00:10.768 --> 00:12.001
گفته شده که در تمام

00:12.002 --> 00:14.270
مراسم هاي بزرگ، در طول تاريخ حضور داشته

00:14.271 --> 00:18.274
منو تهديد ميکني، تنها دوستت رو؟

00:18.275 --> 00:19.876
پس بقيه به من پشت کردن

00:19.877 --> 00:20.977
آره

00:20.978 --> 00:21.811
رُز" چي؟"

00:21.812 --> 00:23.446
همه

00:23.447 --> 00:25.081
برام سؤاله

00:25.082 --> 00:26.482
چي سؤاله؟

00:26.483 --> 00:28.084
،اگه اون هيچوقت نميرفت

00:28.085 --> 00:32.988
آيا فرمانده "آلدن" هنوزم
انقدر بهت علاقه داشت؟

00:34.458 --> 00:36.492
راز "جان آلدن" رو بهم بگو

00:37.661 --> 00:39.595
<i>ما يه قرار داشتيم</i>

00:39.596 --> 00:42.765
<i>قرارِ ما ديگه منو راضي نميکنه</i>

00:42.766 --> 00:43.966
<i>چي ميخواي؟</i>

00:43.967 --> 00:46.301
ميخوام بشم عين تو

00:46.302 --> 00:47.769
"مالوم"

00:47.770 --> 00:50.339
تو دستاي يکي ديگه ست

00:50.340 --> 00:52.841
اين جسم شيطانيه

00:54.878 --> 00:58.680
اين، زمين رو براي بازگشت شيطان آماده ميکنه

01:01.517 --> 01:03.651
<i>عوضي هاي کثيف</i>

01:03.652 --> 01:04.853
<i>!ترسوها</i>

01:04.854 --> 01:06.187
منتظر چي هستي؟

01:06.188 --> 01:07.321
...زحل

01:08.691 --> 01:10.558
خط کش نجومي جادوگران

01:10.559 --> 01:11.726
مست کردي؟

01:11.727 --> 01:12.994
قطعاً

01:12.995 --> 01:14.662
آخه هرشب اين اتفاق نميفته که بخوام
يه جادوگر رو با

01:14.663 --> 01:16.998
يه... چي بود، "تله ي ساده لوح" گير بندازم!؟

01:19.368 --> 01:21.802
که توسط اون جعبه ي شيطانيِ
،تو به اينجا کشيده شده بود

01:21.803 --> 01:23.304
"مالوم"

01:23.305 --> 01:26.207
،هر 17 سال يکبار
...زحل روي خط مستقيم قرار ميگيره

01:28.043 --> 01:30.978
توي خونه ي خودش، واسه
چند لحظه ي خيلي کوتاه مي ايسته

01:30.979 --> 01:34.882
اين اتفاق امشب ميفته

01:34.883 --> 01:36.483
و چرا برامون مهمه؟

01:36.484 --> 01:38.218
،اگه يه حادوگر درست در زيرِ زحل آويزون باشه

01:38.219 --> 01:40.320
زماني که زحل در
،توي خونه ي خودش رو خط مستقيم ايستاده

01:40.321 --> 01:41.889
نميتونه دروغ بگه

01:41.890 --> 01:44.190
منابع قابل اطمينان ميگن بخاطر همين بوده

01:44.191 --> 01:48.194
که "اوديسيوس" هم زمان زيادي رو
توي جزيره ي "سرسي" گذرونده
( اوديسيوس، يکي از سران جنگ تروا و فرمانرواي ايساکا )

01:52.699 --> 01:54.367
<i>پسران نافرمان</i>

01:54.368 --> 01:55.735
...بايد بکشيم ببريمش توي جنگل

01:55.736 --> 01:57.237
<i>شما بايد مجازات بشين</i>

01:57.238 --> 01:59.072
درست زير سياره زحل، جايي که

01:59.073 --> 02:00.873
...تو خط مستقيم قرار ميگيره، آويزونش کنيم

02:00.874 --> 02:03.977
و از اين جادوگر بازجويي کنيم

02:05.579 --> 02:07.547
،من جاي دقيقش رو محاسبه کردم

02:07.548 --> 02:11.116
ولي اول بايد يه جوري تا اونجا ببريمش

02:14.054 --> 02:15.455
چرا خونه ي من يه بويي گرفته

02:15.456 --> 02:17.122
انگار که يه مُشت سگ وحشي
توش شاشيدن؟

02:17.123 --> 02:18.424
اين چيه؟

02:18.425 --> 02:20.793
!کانيس يورينام"... شاش سگ"

02:22.162 --> 02:23.863
بعلاوه ي يه سري گياه دارويي

02:23.864 --> 02:26.999
..."خريق سفيد، عنب الثعلب، "ريشه قرمز
ريشه قرمز نوعي گياه آمريکايي از خانواده ي خشخاش است که )
گل هاي سفيد رنگ دارد و وقتي از ساقه آنرا جدا ميکنند، صمغي
( به رنگ قرمز دارد

02:27.000 --> 02:31.236
،همه رو که با هم مخلوط کني
نتيجه ش ميشه يه داروي فلجي

02:31.237 --> 02:32.938
اينو نگه دار

02:32.939 --> 02:34.706
تزريق

02:34.707 --> 02:37.709
خيلي باهوشم، نه؟

02:37.710 --> 02:40.712
ما الان تو دوران قابل توجهي داريم زندگي ميکنيم، فرمانده

02:40.713 --> 02:43.715
هر روز کشفيات جديد و اختراعات جديد

02:43.716 --> 02:48.386
سلاح هاي جديد... براي جنگيدن با يه دشمن قديمي

02:51.123 --> 02:55.794
<i>،بياين پايين پسرا
تاريکي منتظرتونه</i>

03:42.306 --> 03:47.109
بايد اين داروي ترکيبي رو
توي رگ هاش تزريق کنيم

03:54.151 --> 03:56.485
آماده شو

03:56.486 --> 03:58.287
بياين نزديک تر

03:58.288 --> 04:02.692
تاريکي ميخواد طعم شما رو بچشه

04:07.964 --> 04:09.698
!ثابت نگهش دار

04:09.699 --> 04:12.501
!"جان"

04:12.502 --> 04:13.502
!پسرم

04:15.738 --> 04:18.006
چرا داري اينکار رو باهام ميکني؟

04:19.008 --> 04:20.208
مادر؟

04:20.209 --> 04:22.477
!خيلي درد داره

04:25.281 --> 04:28.784
اون توي جهنمه، فرمانده

04:28.785 --> 04:31.453
اون فاحشه ي مورد علاقه ي شيطانه

04:31.454 --> 04:32.854
اونجا رو خيلي دوست داره

04:35.625 --> 04:36.857
،نه، فرمانده
!اينکار رو نکن! بايد دقيق تزريق کني

04:45.667 --> 04:48.035
اينطوري هم ميشه

05:47.898 --> 05:57.775
‏.::  www.bolboljan.net ::.

06:00.001 --> 06:03.136
ميترسي قاشق چنگالاي نقره رو بدزده؟

06:03.137 --> 06:05.639
اون يه موجوده کوچولو و کثيفه

06:05.640 --> 06:08.208
وقتي منو هم اولين بار
آوردي اينجا، همينجوري بودم

06:08.209 --> 06:10.977
کِي ميخواي بکُشيش؟

06:10.978 --> 06:14.681
،تميزش کن
يه چيزي بهش بده بپوشه

06:14.682 --> 06:17.684
و تمام وسايلش رو بسوزون

06:17.685 --> 06:19.886
ديگه اونا رو لازم نداره

06:34.335 --> 06:35.668
،راستش رو بخواي

06:35.669 --> 06:37.470
من خيلي دوست دارم توي مغزش رو خوب نگاه کنم

06:37.471 --> 06:40.540
مغزش؟
من به زور ميتونم به صورتش نگاه کنم

06:40.541 --> 06:42.208
من فکر ميکنم که تواناهايي ما

06:42.209 --> 06:43.976
توسط مغزمون تعديل ميشن

06:43.977 --> 06:46.812
خيلي دوست دارم بدونم شيطان اون رو
از لحاظ مغزي هم تغيير داده يا نه

06:46.813 --> 06:49.481
شايد بعضي از قسمت هاي مغزش
بطور غيرعادي بزرگ تر شده باشه

06:49.482 --> 06:52.384
يا شايدم بعضي از قسمت هاي مغز تو اينطوري شده

06:52.385 --> 06:55.520
عجله کن وگرنه قبل از فردا ميميريم

07:12.472 --> 07:14.373
،نگاه کن، دختر

07:14.374 --> 07:18.877
،و وقف زندگي مشترک شدن رو ياد بگير

07:18.878 --> 07:23.314
اينکه من چقدر با دقت
...صورت شوهر عزيزم رو اصلاح ميکنم

07:24.649 --> 07:27.018
و اون چطور بدون ترس

07:27.019 --> 07:29.888
گلوش رو براي تيغ من باز ميکنه

07:42.567 --> 07:46.103
"بده ش به من، خانم "مرسي

07:46.104 --> 07:47.104
ولش کن

07:47.105 --> 07:49.206
"اونو با خودت ببر، "تيتوبا

07:49.207 --> 07:51.641
يه نفر کمه، سه نفر زياده

08:12.463 --> 08:14.931
...چشمات

08:14.932 --> 08:18.334
پر از خواستنه

08:31.881 --> 08:34.951
قسمت سخت ماجرا اونجايي نيست که
اوني که ميخواي رو بايد بدست بياري

08:34.952 --> 08:38.020
قسمتش سختش اونجاست که بايد بدوني چي ميخواي

08:38.021 --> 08:40.322
ولي من ميدونم چي ميخوام

08:40.323 --> 08:42.157
من ميدونم چي ميخوام

08:42.158 --> 08:45.861
هوم، البته... ميخواي عين من بشي

08:45.862 --> 08:48.396
يه روزي

08:48.397 --> 08:50.666
اميدوارم بشم

08:50.667 --> 08:57.005
خب، اميدوارانه سفر کردن
بهتر از رسيدن به مقصده

08:57.006 --> 08:58.773
ميخواي يه داستان برات تعريف کنم؟

09:00.776 --> 09:02.677
چرا، بله، لطفاً

09:02.678 --> 09:06.014
خيلي وقته يه داستان نشنيدم

09:06.015 --> 09:08.350
از وقتي مادرم مُرد

09:08.351 --> 09:10.251
نه

09:10.252 --> 09:13.454
پدرهاي پيوريتان زياد به داستان اهميت نميدن

09:13.455 --> 09:15.923
ما زنهاييم که اونها رو زنده نگه ميداريم

09:22.865 --> 09:24.665
آره

09:24.666 --> 09:28.503
تمام داستان هاي مورد علاقه ي من تو اين کتابه

09:28.504 --> 09:31.705
ميتوني اگه ميخواي، قرض بگيريش

09:33.674 --> 09:35.409
نه

09:35.410 --> 09:37.744
پدر ميگه، دخترا نيازي ندارن خوندن ياد بگيرن

09:37.745 --> 09:40.514
اون تنها کتابي رو ميخونه که ارزش خوندن داره

09:40.515 --> 09:41.681
و خودش برام ميخونه

09:41.682 --> 09:43.350
،و بعدش، يه روز

09:43.351 --> 09:46.452
يه مرد ديگه که واسه اينکار مناسبه پيدا ميکنه

09:46.453 --> 09:48.221
اين خواست خداست

09:48.222 --> 09:50.390
ولي خواست خداي من اين نيست

09:50.391 --> 09:54.728
خداي من ميخواد که ماها خودمون بخونيم

09:54.729 --> 09:57.430
شايد يه روز بايد يادت بدم چطوري بخوني

10:00.467 --> 10:04.237
...توي اين مدت، خودم برات يه داستان ميگم

10:05.239 --> 10:06.739
...از اونايي که تو ذهنم دارم

10:06.740 --> 10:11.411
"درباره ي... "ملکه ي شب

10:11.412 --> 10:14.480
و اينکه چطوري ملکه شد

10:14.481 --> 10:16.749
همه ي ملکه ها اولش شاهزاده نيستن

10:16.750 --> 10:19.084
بعضي ها از خاکستر متولد ميشن

10:19.085 --> 10:21.286
البته

10:21.287 --> 10:23.221
خيلي خب

10:23.222 --> 10:28.894
يکي بود يکي نبود، يه دوشيزه بود

10:28.895 --> 10:31.063
...که موهاش به سياهي شب

10:32.632 --> 10:34.567
و پوستش به سفيدي برف بود

10:34.568 --> 10:39.404
و اون دوشيزه، عاشقِ يه
شاهزاده ي خوش قيافه بود

10:39.405 --> 10:43.241
شاهزاده هم عاشق اون بود

10:43.242 --> 10:45.310
بخواب

10:45.311 --> 10:47.345
خيلي خب

10:55.520 --> 10:58.122
،ولي يه پادشاه خيلي ظالمي بود

10:58.123 --> 11:00.625
و شاهزاده رو فرستاد يه جايي تا بميره

11:00.626 --> 11:06.798
و اون دوشيزه ي بيچاره هم
قلبش به رنگ خاکستر شد

11:06.799 --> 11:10.301
،يک شب، که در نااميدي به سر ميبرد

11:10.302 --> 11:13.537
يه فرشته اومد پيشش

11:13.538 --> 11:17.541
،و بهش قول داد که تمام دنيا مال اون ميشه

11:17.542 --> 11:20.144
اگه فقط و فقط ته مونده ي عشقش به اون شاهزاده رو

11:20.145 --> 11:21.678
فراموش کنه

11:21.679 --> 11:26.783
ولي با اينکه وقتي تنها قسمتي که
از اون شاهزاده هنوز در اعماق وجودش بود

11:26.784 --> 11:32.355
...رو داشت از دست ميداد، اشک ميريخت

11:32.356 --> 11:37.193
...کاري که بهش گفته شده بود رو انجام داد

11:37.194 --> 11:42.499
به اميد اينکه تمام رؤياهاش
به حقيقت بپيونده

11:46.504 --> 11:49.305
و بعد از اون فرشته

11:49.306 --> 11:53.743
دوشيزه ي خاکستر رو به قلعه ي پادشاه بُرد

12:15.298 --> 12:20.101
اونجا، اون با يه خدمتکار آشنا شد
که اونو به سرعت داخل قلعه برد

12:32.347 --> 12:35.850
و از لاي در آشپزخونه

12:35.851 --> 12:38.252
ديد که لردها و بانو هاي سرزمينش

12:38.253 --> 12:39.754
از يه مهماني بسيار مجلل، به همراهِ

12:39.755 --> 12:41.890
پادشاه و ملکه ش دارن لذت ميبرن

12:48.230 --> 12:50.731
،و توي اين مهماني

12:50.732 --> 12:53.401
،يه شاهزاده ي بد طينت، ملکه ي پير رو

12:53.402 --> 12:56.237
...با يه حرکت نامرئي دستش کُشت

13:08.282 --> 13:10.117
و راه رو باز کرد

13:10.118 --> 13:13.320
تا اون دوشيزه خاکستر خودش بشه ملکه

13:35.309 --> 13:37.110
شد؟

13:37.111 --> 13:39.746
چي شد؟

13:39.747 --> 13:42.915
ملکه؟

13:42.916 --> 13:44.617
آره

13:46.653 --> 13:49.255
ولي ميدوني بدترين قسمت
ملکه شدن چيه؟

13:49.256 --> 13:50.656
چي؟

13:50.657 --> 13:54.126
اينکه معمولاً بايد با پادشاه ازدواج کنه

13:56.463 --> 14:00.666
و بنابراين دوشيزه ي خاکستر
،با اون پادشاه ظالم ازدواج کرد و ملکه شد

14:00.667 --> 14:05.170
شب عروسي اون، پُر از شادي و لذت بود

14:06.939 --> 14:09.708
ولي هيچکدوم از اون خوشي ها مال اون نبود

14:22.621 --> 14:27.958
اون شب، دوشيزه احساس کرد
که يه هيولا بهمراه يه هيولاي ديگه درونش

14:27.959 --> 14:31.095
روي اون افتاده بود

14:31.096 --> 14:33.931
و اون يک نظر ديد که روحش داشت به چي تبديل ميشد

14:33.932 --> 14:37.134
...و بعنوان يه ملکه، اولين درسش رو ياد گرفته بود

14:37.135 --> 14:39.370
اينکه مراقب باش چي ميخواي

14:42.672 --> 14:45.902
اون بعنوان يه ملکه براي پادشاه ظالم خدمت کرد

14:46.801 --> 14:50.370
مدت دو سال، که براي اون دو هزار سال گذشت

14:51.839 --> 14:55.441
،ولي وقتي که ديگه نتونست تحمل کنه

14:55.442 --> 14:59.146
به اون فرشته التماس کرد که اونو
برش گردونه به همون دوشيزه ي خاکستر که قبلاً بود

14:59.147 --> 15:01.014
ولي فرشته درخواستش رو رد کرد

15:01.015 --> 15:05.017
و تمام سرزمين فرمانروايي
که روبروش گسترده شده بود رو نشون داد

15:05.018 --> 15:07.654
و گفت که تمام اينها هنوزم مال اونه

15:07.655 --> 15:11.991
<i>"ميدوني چرا "مَتِرها" و "سيبلي ها</i>

15:11.992 --> 15:16.629
<i>و "آلدن" ها و تمام خانواده هاي
بنيانگذار اينجا</i>

15:16.630 --> 15:19.399
<i>چرا واقعاً اين منطقه رو انتخاب کردن
که بشه "اورشليم" جديدشون؟</i>

15:19.400 --> 15:24.937
<i>اين شهر، ميشه ثروتمندترين
جاي روي زمين</i>

15:24.938 --> 15:30.442
<i>،و کسي که "سيلم" رو کنترل ميکنه
يعني دنيا رو کنترل ميکنه</i>

15:30.443 --> 15:34.113
دوشيزه ي خاکستر فهميد که
هيچ راه برگشتي نيست

15:34.114 --> 15:36.948
بايد نقشش بعنوان ملکه رو با

15:36.949 --> 15:40.452
تمام قدرت هايي که همراهش بود، مي پذيرفت

15:40.453 --> 15:44.789
،اون شب، براي اولين بار
ميخواست از اون قدرت استفاده کنه

15:44.790 --> 15:46.458
،و اون شب

15:46.459 --> 15:49.828
تمام دنيا برعکس شده بود

15:49.829 --> 15:51.697
<i>اين بازي هاي احمقانه ت رو تموم کن، دختر</i>

15:51.698 --> 15:53.364
<i>بيا اينجا</i>

15:53.365 --> 15:54.999
بخاطر اينکه اين يک بوسه نبود

15:55.000 --> 15:58.002
،که بخواد باهاش يه قورباغه رو به يه شاهزاده تبديل کنه

15:58.003 --> 16:03.541
بلکه بوسه اي بود که باهاش
پادشاه رو به يه وزغ تبديل کرد

16:03.542 --> 16:05.844
<i>...يا حتي</i>

16:05.845 --> 16:07.078
<i>بايد دستات رو ببندم</i>

16:07.079 --> 16:08.446
<i>اوه</i>

16:21.627 --> 16:23.160
<i>...آه، ولي حتي بستن هم جواب نميده</i>

16:23.161 --> 16:25.863
<i>تو خيلي براي من پر زور و قوي هستي</i>

16:27.999 --> 16:30.000
<i>براي بودن باها به کمک نياز دارم</i>

16:35.840 --> 16:37.207
<i>آره</i>

16:42.680 --> 16:45.248
<i>آه. نه</i>

16:45.249 --> 16:47.350
<i>از بازي خوشِت مياد، "جورج"؟</i>

16:47.351 --> 16:48.518
<i>آره. آره</i>

16:48.519 --> 16:49.686
<i>از بازي خوشِت مياد؟</i>

16:49.687 --> 16:51.354
<i>آره</i>

17:42.771 --> 17:45.240
و ملکه تبديل شد به کسي که

17:45.241 --> 17:47.575
،پادشاه و قلمرو اون رو فرمانروايي ميکرد

17:47.576 --> 17:50.911
و اينطوري بود که شد ملکه ي شب

17:50.912 --> 17:53.948
و بعد از اون به خوبي و خوشي زندگي کرد

18:05.360 --> 18:07.494
ولي چطوري... ما چطوري اينجاييم؟

18:07.495 --> 18:08.963
ما... توي جنگليم

18:08.964 --> 18:11.232
ما تو اتاق تو بوديم، تو در رو قفل کردي

18:13.501 --> 18:18.005
...درهاي زيادي تو خيلي جاها

18:18.006 --> 18:19.806
براي يه جادوگر هست

18:19.807 --> 18:21.141
من هيچوقت نگفتم تو يه جادوگري

18:21.142 --> 18:23.209
من... من هيچوقت تو رو نشون ندادم

18:23.210 --> 18:24.478
قسم ميخورم

18:24.479 --> 18:26.312
اينکار رو نکردم. اين... اين کار رو نميکنم

18:26.313 --> 18:28.047
نه

18:28.048 --> 18:30.550
قطعاً اينکار رو نميکني

18:43.264 --> 18:47.267
آفرين، شکارچي کوچولوي من

18:55.108 --> 18:58.944
به قدر کافي که از اينا بخورم، اونوقت منم
بال در ميارم و ميتونم به جنوب پرواز کنم

19:17.297 --> 19:21.433
فقط ميشه دو نوع از موجودات رو
...توي جنگل ديد

19:21.434 --> 19:23.701
شکارچي ها و شکار ها

19:23.702 --> 19:28.873
با تشکر از ماه، ما همينيم که هستيم

19:28.874 --> 19:31.910
لااقل براي امروز

19:39.452 --> 19:42.219
،صداي جغد بزرگ خاکستري

19:42.220 --> 19:45.889
نماد خوش يُمن زحل

19:45.890 --> 19:49.093
تقريبا ديگه وقتشه

19:51.430 --> 19:54.098
يه ذره تندتر برو

19:54.099 --> 19:55.466
تقريباً نزديک اون مکانيم

19:55.467 --> 19:57.268
بايد دقيقاً زير رحل باشيم

19:57.269 --> 19:58.769
بعدش چي؟

19:58.770 --> 20:00.938
،بعدش فقط يه فرصت داريم

20:00.939 --> 20:04.775
يه لحظه که بتونيم سؤالامون رو
بپرسيم و جواب بگيريم

20:04.776 --> 20:09.346
بعدش بايد قبل از اينکه داروي
فلجي اثرش از بين بره، بکُشيمش

20:09.347 --> 20:11.682
وگرنه اون مارو ميکشه

20:11.683 --> 20:15.318
!که البته اين امکانش بيشتره

20:15.319 --> 20:17.620
فکر ميکنم تفنگ چخماقي تو جواب ميده

20:17.621 --> 20:20.323
مگه اينکه کار نکنه

20:20.324 --> 20:23.093
،وقتي يه تفنگ داري همه ايمانت به اونه

20:23.094 --> 20:24.327
نه به دستت

20:24.328 --> 20:25.761
يا شليک ميکنه يا نميکنه

20:25.762 --> 20:27.998
معمولاً از 10 بار، 8 بارش جواب ميده

20:27.999 --> 20:30.600
ولي فکر نميکنم بتونيم اين
قماربازي رو انجام بديم

20:30.601 --> 20:33.803
پس، يه شمشير چطوره؟

20:33.804 --> 20:35.771
"هميشه غافلگيرم ميکني، "متر

20:35.772 --> 20:38.340
من تو مدرسه شمشير بازي ميکردم

20:38.341 --> 20:40.476
چيزي هم ياد گرفتي؟

20:40.477 --> 20:43.479
ترسناک ترين کلاس، بين تمام اون
کلاس هاي الهيات بود

20:48.619 --> 20:51.520
...خب

20:51.521 --> 20:53.555
اين حتماً جواب ميده

21:04.300 --> 21:05.400
من باز ميکنم

21:09.403 --> 21:12.039
چي شده؟

21:12.040 --> 21:13.406
سم هين" گمشده"

21:13.407 --> 21:15.576
چي؟

21:22.683 --> 21:24.350
چرا پدر بايد با

21:24.351 --> 21:25.718
خدمتکار خانم "سيبلي" قرار ملاقات داشته باشه؟

21:25.719 --> 21:27.853
خدا ميدونه

21:27.854 --> 21:31.357
مطمئناً بازم "داد و ستد" داره

21:31.358 --> 21:34.894
قسم ميخورم ديگه نميدونم اين دنيا
داره به چي تبديل ميشه

21:34.895 --> 21:37.763
همه به شدت درگير "داد و ستد" ـشون شدن

21:37.764 --> 21:39.699
واسه آينده ست، مادر

21:39.700 --> 21:43.035
،کالاها رو از جاهاي دور ميارن
،اونا رو براي پيشرفت به کار ميبرن

21:43.036 --> 21:44.436
باعث ميشه دنياهاي جديدي به رومون باز بشه

21:44.437 --> 21:47.907
،درضمن اسمش "کسب و کار" ـه
"نه "داد و ستد

21:47.908 --> 21:50.242
ولي از نظر من هميشه داد و ستده

23:06.850 --> 23:09.319
حالا بهش بگو

23:09.320 --> 23:12.855
بگو... اين چيزيه که ميخواي

23:12.856 --> 23:15.725
!آره! آره! آره

23:15.726 --> 23:18.360
حالا تمام دنيا مال تو ميشه

23:22.532 --> 23:23.800
...ما تقريباً توي موقعيت هستيم

23:23.801 --> 23:24.767
درست اونطرف اين دره

23:31.808 --> 23:33.676
همينجاست

23:33.677 --> 23:35.311
همينجا انجامش ميديم

23:35.312 --> 23:38.280
اينجا؟

23:38.281 --> 23:40.015
فکر ميکنم بايد ازت ممنون باشم که منو

23:40.016 --> 23:41.817
به دومين جاي ناخوشايندي که
تو عمرم ديدم آوردي

23:41.818 --> 23:44.220
جاي فوق العاده خوبي واسه
"بازجويي کردنه، "متر

23:44.221 --> 23:46.555
من اينجا رو انتخاب نکردم

23:46.556 --> 23:50.826
اون سياره ي زحل پيرِ حرومزاده
اينجا رو انتخاب کرد، اون درست بالا سرمونه

23:50.827 --> 23:53.661
بايد همين الان بلندش کنيم

23:53.662 --> 23:58.366
از اون درخت، درست زير آسمون آويزونش کنيم

23:58.367 --> 24:01.369
و بذاريم که اون سياره زبونش رو باز کنه

24:17.253 --> 24:19.920
خانم "رُز" حالش چطوره؟

24:19.921 --> 24:21.555
پلک هم نزده

24:21.556 --> 24:22.923
خوبه. خوبه

24:24.860 --> 24:26.193
عجله کن، فقط يه دقيقه ديگه مونده

24:41.842 --> 24:44.844
!اثر فلجي داره از بين ميره

24:47.282 --> 24:49.115
خيلي خب. خيلي خب

24:53.788 --> 24:55.088
!داريم اون لحظه رو از دست ميديم

24:56.257 --> 24:58.057
!بکش بالا

25:00.594 --> 25:02.461
همونجا خوبه، همونجا نگهش دار

25:04.932 --> 25:08.734
،فقط سي ثانيه ديگه
!اون وقت بايد حرف بزنه

25:11.772 --> 25:15.140
ممنونم آقا، ميشه بازم باهام اينکار رو بکنين؟

25:15.141 --> 25:16.575
خدايا

25:16.576 --> 25:18.076
دوباره. دوباره انجامش بدين

25:20.847 --> 25:24.450
تاريکي شماها رو مي بلعه

25:24.451 --> 25:27.085
بخاطر خدا

25:31.224 --> 25:33.558
دو تا فاحشه تون رو بياريد

25:33.559 --> 25:37.229
اوه، يه دورهمي ميگريم

25:37.230 --> 25:41.967
"گلوريانا" و "مري سيبلي"

25:41.968 --> 25:45.737
،تو از دست "جورج سيبلي" بزرگ و ظالم فرار کردي

25:45.738 --> 25:47.639
از اينکه ممکن بود باهات چيکار کنه ترسيدي

25:47.640 --> 25:50.475
ولي "مري" بيچاره جايي نداشت فرار کنه

25:50.476 --> 25:55.146
اون با تنها چيزي که داشت با
...پيوريتان ها روبرو شد

25:55.147 --> 26:00.117
اون سوراخ بي انتهايي که بين رون هاي پاشه

26:00.118 --> 26:02.653
تو اون موقع کجا بودي، فرمانده "آلدن"!؟

26:02.654 --> 26:04.121
!آلدن"، وايسا"

26:04.122 --> 26:05.289
!وايسا

26:11.864 --> 26:13.530
!آره

26:13.531 --> 26:17.835
!حرف بزن، لعنتي
!زحل تو رو وادار به گفتن حقيقت ميکنه

26:21.038 --> 26:26.443
چي ميخواي بدوني؟

26:26.444 --> 26:28.278
همه چي رو

26:34.151 --> 26:36.452
جنوب، دوستان من

26:36.453 --> 26:41.358
يه روز بزودي، ما به جنوب پرواز ميکنيم

26:41.359 --> 26:46.963
اونجا ديگه هيچ برف يا پيوريتان ـي نيست

26:46.964 --> 26:51.467
درست مثل کک هاي توي يه
پتو هممون... گرم ميشيم

26:51.468 --> 26:54.203
<i>،ولي تو ميري به جايي گرم تر از اونجا</i>

26:54.204 --> 26:57.707
<i>اگه نخواي يادت بمونه اينجا کي رئيسه، کلاهبردار</i>

26:57.708 --> 27:00.009
،درست مثل بانويي که بهش خدمت ميکنه

27:00.010 --> 27:02.011
قدم هاش خيلي ساکت و بي صداست

27:02.012 --> 27:04.747
من هرچي که "مري سيبلي" ميدونه رو بهش ياد دادم

27:04.748 --> 27:08.384
و خيلي وقتا شاگرد از استاد جلو ميزنه

27:08.385 --> 27:11.086
!ساکت باشه

27:12.222 --> 27:15.190
سم هين" ناپديد شده"

27:15.191 --> 27:17.259
اون توي "سيلم" نيست

27:17.260 --> 27:20.595
بايد تو جنگل ها باشه... جنگل هاي تو

27:23.499 --> 27:26.000
ما اونو نديديم

27:30.339 --> 27:34.676
،ما امشب توي جنگل ها يه جادوگر ديديم

27:34.677 --> 27:37.045
ولي خانم "رُز" نبود

27:38.280 --> 27:42.417
،بانوي تو بود
،هموني که همه چيو بهش ياد دادي

27:42.418 --> 27:48.456
که البته شامل اين هم بوده
که چطوري درهاي پيش روي خودش رو باز کنه

27:49.758 --> 27:52.693
حواست باشه، کلاهبردار کوچولو

27:52.694 --> 27:56.096
دنياي خطرناکيه

27:56.097 --> 27:58.131
يادت باشه طرف کي هستي

28:08.777 --> 28:10.911
مراسم بزرگ چيه؟

28:10.912 --> 28:13.313
مرگ

28:13.314 --> 28:14.914
براي کي؟

28:14.915 --> 28:18.585
براي شما و امثال شما

28:18.586 --> 28:20.087
چرا؟

28:20.088 --> 28:22.456
بخاطر تمام کارهايي که کردين

28:22.457 --> 28:26.293
و نذاره در آينده هم کاري بکنيد

28:26.294 --> 28:28.427
چطوري؟

28:28.428 --> 28:31.764
"کرور اينوسنتيا"

28:31.765 --> 28:38.103
قرباني ها، زمين رو براي ارباب ما آماده ميکنه

28:38.104 --> 28:41.540
"کرور اينوسنتيا"

28:41.541 --> 28:43.509
"خون بيگناه"

28:43.510 --> 28:45.544
قرباني کردن

28:45.545 --> 28:47.145
پس هنوز شروع نکردين

28:47.146 --> 28:49.314
ما شروع کرديم

28:49.315 --> 28:52.484
خون بيگناهان ريخته شده

28:52.485 --> 28:55.353
هيچ مرگي بدون دليل روشني
،اتفاق نيفتاده

28:55.354 --> 28:56.687
هيچ بچه اي گُم نشده

28:56.688 --> 28:58.823
شما هيچکس رو قرباني نکردين

28:58.824 --> 29:03.828
تا وقتي آسيب نرسونه، قرباني کردن نيست

29:03.829 --> 29:08.399
به تو داره آسيب ميرسه، "متر"؟

29:08.400 --> 29:11.702
چي داره ميگه؟

29:11.703 --> 29:14.438
منظورت چيه؟

29:15.473 --> 29:17.875
منظورت چيه؟

29:20.378 --> 29:21.712
کاتن"، بايد بکُشيمش"

29:21.713 --> 29:23.047
!نه. همين الان بهم بگو منظورت چيه

29:34.392 --> 29:38.728
فکر ميکنين ميتونين منو مثل يه
عروسک خيمه شب بازي آويزون کنين؟

29:38.729 --> 29:42.566
...شماها عروسک خيمه شب بازي هستين، همتون
!عروسک هاي خيمه شب بازي

29:49.707 --> 29:52.208
!"نيوفين"

29:52.209 --> 29:54.778
!"بارباس"

29:54.779 --> 29:56.112
!"اليگون"

29:56.113 --> 29:58.747
!"آنابوت"

30:03.620 --> 30:05.721
!"مديکان"

30:05.722 --> 30:08.091
!"فورکاس"

30:13.597 --> 30:17.066
!طلسم اون مُرده ها رو زنده کرد

30:56.138 --> 30:58.172
خب، بالاخره پيدات کردم

31:01.110 --> 31:04.345
من خيلي بهت مديونم

31:04.346 --> 31:06.980
...تمام چيزهايي که بهم ياد دادي رو يادمه

31:06.981 --> 31:09.783
،اينکه چطور مثل يه پيوريتان فکر کنم

31:09.784 --> 31:12.986
...که چطوري از چشم حريص اونها دنيا رو ببينم

31:12.987 --> 31:15.956
اينکه اين جنگل ها واقعاً کشتي هاي بزرگي بودن

31:15.957 --> 31:17.958
...و خونه هايي که توش ساخته ميشدن

31:17.959 --> 31:21.828
اينکه چطور، يه روزي، ما از اشتياقِ
غيرقابل پيشگيري اونها استفاده ميکنيم

31:21.829 --> 31:23.063
تا کنترلش رو بدست بگيريم

31:23.064 --> 31:26.399
همه چي دقيقاً همونطور که
برنامه ريزي شده بود پيش رفت

31:26.400 --> 31:30.270
ولي با اينحال، تو "مالوم" رو بدون
اينکه من بدونم

31:30.271 --> 31:32.005
به "سيلم" آوردي

31:32.006 --> 31:33.774
چرا، "رُز"؟

31:33.775 --> 31:36.476
"جان آلدن"

31:36.477 --> 31:38.944
اون فقط يه مَرده

31:38.945 --> 31:42.348
من يه دختر معمولي نيستم
که واسه يه مرد خودم رو تيکه تيکه کنم

31:42.349 --> 31:44.350
،سوء قصد واقعي

31:44.351 --> 31:48.288
،درست مثل چيزي که به مراسم بزرگ قدرت ميده

31:48.289 --> 31:51.324
که درون يه قلب بي عشق ميتونه
بهتر از هر جاي ديگه انگيزه ايجاد کنه

31:51.325 --> 31:55.494
،من درون قلبت رو ديدم
ولي توش هرچيزي بود غير از بي عشقي

31:55.495 --> 31:58.130
تو هنوزم "جان آلدن" رو دوست داري

31:58.131 --> 32:00.900
نميتونستم اين ريسک رو بکنم

32:00.901 --> 32:04.737
،توي تمام اين مراحل حتي يه قسمت هم نبود

32:04.738 --> 32:08.340
از قلب شکسته ي تو گرفته
،تا خودِ مراسم بزرگ

32:08.341 --> 32:10.075
که من برنامه ريزيش نکرده باشم

32:10.076 --> 32:16.014
من اون فکر رو توي ذهن
جورج سيبلي" انداختم"

32:16.015 --> 32:18.850
که بايد "جان آلدن" رو بفرسته از "سيلم" بره

32:18.851 --> 32:20.852
پس کار تو بود

32:20.853 --> 32:23.689
،حتي يک قدم هم نبود که پيش بيني نکرده باشم

32:23.690 --> 32:26.791
همه چيز تا اينکه اون دختر رو
بياري تو اين جنگل ها

32:26.792 --> 32:27.992
تا بکُشيش

32:27.993 --> 32:31.462
و تو

32:31.463 --> 32:33.464
تو واسه چي اينجايي؟

32:33.465 --> 32:38.236
آه، من اجازه دادم منو اسير کنن

32:38.237 --> 32:40.238
و ازم بازجويي کنن

32:41.340 --> 32:42.406
اوه، واقعاً؟

32:42.407 --> 32:44.375
اوهوم -
چرا؟ -

32:45.877 --> 32:49.913
،که بفهمم، يه بار واسه هميشه

32:49.914 --> 32:53.351
چي توي قلب "جان آلدن" ـه

32:53.352 --> 32:55.919
بايد خيلي خوشحال بشي

32:55.920 --> 32:58.521
،با اينکه به ايني که هستي تبديل شدي

32:58.522 --> 33:00.724
،به اين احمق بيچاره اي که هستي

33:00.725 --> 33:06.529
اون هنوزم دوسِت داره و هميشه خواهد داشت

33:06.530 --> 33:08.398
ولي من قلب تو رو لازم دارم

33:08.399 --> 33:10.267
بايد بشکنه

33:10.268 --> 33:14.471
و هيچي مثل مرگ قلب آدم رو نميشکنه

33:49.673 --> 33:53.475
،من تقريباً جلوي ولخرجي "سيلم" رو گرفتم

33:53.476 --> 33:55.744
و نخواستم "آيزاک" تو به زحمت بيفته

33:55.745 --> 33:58.980
تا جسدهاشون رو تا اون دره ببره

34:00.983 --> 34:03.852
با خواهر جديدمون آشنا شدي؟

34:33.920 --> 34:34.902
چيه؟

34:34.903 --> 34:37.078
فکر ميکردم گفتي زحل اونو وادار ميکنه
حقيقت رو بهمون بگه

34:37.422 --> 34:38.522
گفت ديگه

34:38.523 --> 34:39.723
کدوم حقيقت؟

34:39.724 --> 34:41.324
من فقط يه سري معما شنيدم

34:41.325 --> 34:43.494
بعضي وقتا، حقيقت يه معماست

34:43.495 --> 34:44.995
و جوابش چي؟

34:44.996 --> 34:46.897
نميدونم

34:46.898 --> 34:50.700
بايد بارها و بارها فکر کنم

34:50.701 --> 34:52.202
،تو اين مدت

34:52.203 --> 34:55.237
اون... موجود هنوز اون بيرونه

34:55.238 --> 34:59.241
من بيشتر شب هاي اينهمه سال رو
،که توي جنگل گذروندم

34:59.242 --> 35:02.077
ميدونستم يه نفر هميشه
پشت هر سايه اي و هر درختي آماده ست

35:02.078 --> 35:03.780
،تا گلوم رو پاره کنه

35:03.781 --> 35:06.716
ولي تو هنوزم بايد بري بخوابي

35:08.385 --> 35:12.621
بعلاوه، اون ديگه توي
سيلم" خودش رو نشون نميده"

35:12.622 --> 35:15.257
ميدونه حتي کارش به محاکمه هم نميکشه

35:15.258 --> 35:18.560
،يه راست اعدامش ميکنن
يه راست ميره به جهنم

35:18.561 --> 35:20.762
اين آرامش ت رو تحسين ميکنم

35:22.698 --> 35:25.034
کلمه ي فرانسويِ "خونسردي" بود

35:25.035 --> 35:29.604
تعريف بود

35:29.605 --> 35:32.707
ممنون

35:32.708 --> 35:34.910
...منم تو رو تحسين ميکنم بخاطر

35:37.246 --> 35:42.283
،هي، هولم نکن
فکر ميکنم يه چيزي يادم مياد

35:42.284 --> 35:46.754
خب، ميبيني اومدي توي اين جنگل ها، آقاي کتاب خون

35:46.755 --> 35:48.889
داري بعنوان يه شکارچي راه ميري

35:48.890 --> 35:50.724
يه شکارچي بدون شکار

35:50.725 --> 35:52.460
...آه، اره، ولي اين خوبه

35:52.461 --> 35:54.595
يه شکارچي گرسنه

35:54.596 --> 35:57.665
از خطرناک ترين انواع شکارچي هاست

36:13.982 --> 36:15.983
"فرمانده "الدن

36:15.984 --> 36:18.318
"کشيش "متر

36:18.319 --> 36:21.154
،"شب بخير، خانم "سيبلي
!اين وقت شب بيرون هستين؟

36:21.155 --> 36:24.958
بدخواب شدم

36:24.959 --> 36:28.595
و فکر کردم که... هواي شب ميتونه آرومم کنه

36:28.596 --> 36:30.497
و شما دو نفر چي؟

36:33.433 --> 36:35.969
ما داشتيم... حرکت

36:35.970 --> 36:38.805
وضعي و عقب رويِ زحل رو تماشا ميکرديم

36:41.008 --> 36:43.175
رفتين سراغ ستاره شناسي، فرمانده؟

36:43.176 --> 36:45.645
ميدونين که چي ميگن

36:45.646 --> 36:48.314
تقصير ما نيست، تقصير ستاره هامونه

36:48.315 --> 36:50.849
ولي فکر ميکنم شما اينو
اشتباه برداشت کردين

36:54.554 --> 36:56.655
شب هر دوتون بخير

36:58.691 --> 37:01.494
دلم ميخواد ازت بپرسم واقعاً
امشب چي شده

37:01.495 --> 37:02.995
ولي؟

37:02.996 --> 37:05.531
بهم نميگي

37:05.532 --> 37:06.865
ميشناسمت

37:09.736 --> 37:11.202
تا خونه همراهيت کنم؟

37:25.184 --> 37:28.153
با مرد شيطاني بالاخره ملاقات کردي، هان؟

37:28.154 --> 37:31.523
الان يکي از مايي، نه؟

37:31.524 --> 37:37.195
لوازم زيادي توي انبار
...پشت کلبه ي اون هست

37:37.196 --> 37:41.666
...کلنگ، ديلم، چاقوي دو دسته

37:41.667 --> 37:46.503
،و تو هم يه جورايي توي اون ليست هستي، خانم کوچولو

37:46.504 --> 37:49.874
يه جايي بين يه چکّش و يه ارّه

37:54.379 --> 37:57.914
،بانوي اين خونه مال منه

37:57.915 --> 37:59.716
بانوي من

37:59.717 --> 38:03.787
بهتره اينو يادت نره

38:06.091 --> 38:08.225
فکر ميکنم به موقع رسيدم

38:08.226 --> 38:10.961
قبل از اينکه اون دختر بيچاره رو غرق کني

38:10.962 --> 38:13.930
يا اينکه بعنوان يه جادوگر
!سرش رو بکنم زيرِ آب

38:13.931 --> 38:15.398
"تيتوبا"

38:15.399 --> 38:16.633
هيچ راهي هست که بشه

38:16.634 --> 38:19.569
درباره ي خواهر کوچولوي جديدت حرف زد؟

38:19.570 --> 38:22.138
تو نتونستي انجامش بدي، مگه نه؟

38:22.139 --> 38:26.409
توي اون چشماي بزرگش نگاه کردي
و تصميمت رو عوض کردي

38:26.410 --> 38:28.944
،من توي چشمهاي اون نگاه کردم

38:28.945 --> 38:31.780
و خودم رو ديدم که به خودم زُل زدم

38:31.781 --> 38:34.450
و بعدش فهميدم

38:34.451 --> 38:36.152
که يه راه ديگه اي هم هست

38:36.153 --> 38:40.590
،"اون نميتونه منو نشون بده و بگه "جادوگر

38:40.591 --> 38:42.658
وقتي خودش هم يه جادوگر باشه

38:49.733 --> 38:52.001
من تمومش ميکنم

39:10.753 --> 39:13.155
،"ميدوني، "مرسي

39:13.156 --> 39:19.560
،اين يه زماني تو دريا زندگي ميکرده
مثل ما

39:19.561 --> 39:23.865
،مردها فکر ميکنن که صخره هستن

39:23.866 --> 39:26.968
به سختي سنگ هستن

39:26.969 --> 39:29.704
و همينطور هم هستن

39:29.705 --> 39:35.409
سخت، شکننده، به راحتي ميشکنن

39:37.579 --> 39:41.715
زن ها ميدونن که ما بيشتر آب هستيم

39:41.716 --> 39:45.319
...درياي اطراف ما

39:45.320 --> 39:49.256
و درياي درونِ ما

39:49.257 --> 39:53.593
وقتي ناراحت ميشم، به اين فکر ميکنم

39:53.594 --> 39:59.265
يادم ميام آب چيه، چيکار ميکنه

39:59.266 --> 40:01.702
جاري ميشه

40:01.703 --> 40:04.270
تغيير ميکنه

40:04.271 --> 40:07.540
تحملش خيلي بيشتر از صخره ست

40:09.276 --> 40:13.879
اوه، ميدونم که امشب
،جهنم رو به چشمات ديدي

40:13.880 --> 40:15.915
مثل من که يه زماني ديدم

40:19.386 --> 40:21.487
..."مرسي"

40:36.770 --> 40:42.073
...تو ديگه هيچوقت به تنهايي

40:42.074 --> 40:44.443
با جهنم روبرو نميشي

41:43.868 --> 41:45.202
پدر؟

42:05.823 --> 42:07.356
بيا دخترم

42:07.357 --> 42:11.027
وقتشه درباره ي پدرت حرف بزنيم

42:12.947 --> 42:22.101
.:: @bollbolljan_com ::.