﻿WEBVTT

00:01.021 --> 00:03.021
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:03.022 --> 00:06.024
اين فاحشه بدينوسيله تبعيد ميشه

00:06.058 --> 00:08.794
بخاطر دوست دخترتون متأسفم

00:17.602 --> 00:20.171
اون قدرت تکلّم نداره

00:20.206 --> 00:21.706
تيتوبا" يه عنکبوت رو روي گردنش نگه داشته بود"

00:21.740 --> 00:24.108
بنظر ميومد داره بهش غذا ميده

00:24.143 --> 00:28.379
فقط بايد يه اسم بهم بگي

00:29.781 --> 00:31.415
و با "مرسي لوئيز" شروع کرد

00:31.450 --> 00:32.683
مرسي"؟"

00:32.718 --> 00:34.685
اون و دخترهاش رو ميگيرم

00:34.720 --> 00:36.821
،اون اينجا نيست
امروز بعدازظهر رفت بيرون

00:36.855 --> 00:37.855
برنگشته

00:37.889 --> 00:39.357
نميتوني تصور کني چقدر شوکه شدم

00:39.391 --> 00:40.924
"وقتي که فهميدم "جان آلدن

00:40.959 --> 00:44.061
پشت تمام اين وحشت‌هاي توي "سيلم" ـه

00:44.095 --> 00:46.696
من تو رو بخاطر جادوگري دستگير ميکنم

00:57.242 --> 01:00.944
يه زماني بود که آرزو ميکردم کاش پسر من بودي

01:03.714 --> 01:05.682
پس ميدوني که من جادوگر نيستم

01:05.716 --> 01:09.952
...متأسفانه، فرمانده

01:09.987 --> 01:14.257
من ديگه اصلاً نميدونم تو کي هستي

01:20.864 --> 01:22.365
شما واقعاً باور ميکنين که اون گناهکاره؟

01:22.399 --> 01:25.968
مسأله اين نيست که من
درباره‌ي "جان آلدن" چيو باور ميکنم يا نميکنم

01:26.003 --> 01:27.636
بخاطر همينه که محاکمه برگزار ميشه

01:27.670 --> 01:30.773
"يه محاکمه براي "جان آلدن

01:30.807 --> 01:33.109
اين مسأله باعث تعجبتون ميشه؟

01:33.143 --> 01:37.579
اتهاماتي که خدمتکار شما بهش زده
محکم و... خيلي واضح هستن

01:37.614 --> 01:39.147
...مگه اينکه

01:39.181 --> 01:40.649
،مگه اينکه، البته

01:40.683 --> 01:43.919
شايد احساسات شخصيِ شما
بخواد قضاوتتون رو تحت تأثير قرار بده؟

01:43.953 --> 01:47.489
هر احساسي که من يه زماني به
جان آلدن" داشتم، وقتي که"

01:47.524 --> 01:49.257
قلبم رو به "جورج" دادم، فروکش کرد

01:51.160 --> 01:54.262
ولي احساسات من نيست که نگرانم ميکنه

01:54.297 --> 01:55.496
پس احساسات کيه؟

01:55.531 --> 01:57.165
"سيلم"

01:57.199 --> 02:00.268
،جان آلدن" آدم فتنه‌انگيزيه"
ولي مردم اون رو تحسين ميکنن

02:00.303 --> 02:02.904
من شايعاتي شنيدم که اونها تمايلي به اينکار ندارن

02:02.939 --> 02:06.474
بگو ببينم... يعني ميخواي بگي
که "آلدن" رو محاکمه نکنم؟

02:06.508 --> 02:10.578
نه. ميخوام بگم که توي اين
نبرد، تنها نجنگيد

02:10.612 --> 02:15.015
اجازه بدين که هيئت منتخبين تصميم بگيره
که اين محاکمه اجازه‌ي اجرا شدن داره يا نه

02:15.050 --> 02:19.320
...البته با پشتيباني اونها ميشه
...بدون اونها، شما رو تماماً

02:19.354 --> 02:21.021
سرکوب ميکنن و باهاتون مخالفت ميکنن

02:21.056 --> 02:22.356
و شما مطمئنيد که

02:22.390 --> 02:24.858
هيئت به محاکمه کردن "آلدن" رأي ميده؟

02:24.892 --> 02:27.394
به همون اطميناني که جلوتون وايسادم

02:27.429 --> 02:29.596
باشه

02:29.630 --> 02:32.266
.سريعاً هيئت رو احظار ميکنم
ممنون

02:34.735 --> 02:36.670
اوه، و جناب کشيش؟

02:36.704 --> 02:38.872
"تو پيدا کردن "مرسي لوئيز
به جايي نرسيدين؟

02:38.906 --> 02:40.807
اون هم به زودي، روز حسابرسي‌اش فرا ميرسه

02:40.842 --> 02:41.775
هنوز نه

02:41.809 --> 02:44.511
ولي من مرد صبوري هستم

02:44.545 --> 02:46.980
و يه جادوگر واسه هميشه نميتونه قايم بشه

04:17.254 --> 04:24.595
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:26.377 --> 04:30.213
اين چيه؟ بهم بگو

04:30.247 --> 04:32.782
و چرا يهو احساس کردي که
بايد نابودش کني؟

04:32.816 --> 04:34.184
من بهت بگم؟

04:34.218 --> 04:36.286
ولي مگه تو نبودي که همين الان بهم گفتي

04:36.320 --> 04:39.589
که اون يه ماسک جادوييِ منتقل کننده‌ست؟

04:39.623 --> 04:41.090
درست فهميدم ديگه؟

04:41.124 --> 04:43.025
منو دست ننداز

04:43.060 --> 04:45.260
من آوردمت اينجا که خصوصي برام توضيح بدي

04:45.295 --> 04:47.830
که چندين بار اينکار رو کردم

04:47.864 --> 04:49.865
اين يه صنايع دستيه تو يکي از سفرهام خريدم

04:49.900 --> 04:51.667
بسه ديگه

04:51.702 --> 04:54.669
،ديگه دروغ بهم نگو
من فقط ميخوام حقيقت رو بدونم

04:54.704 --> 04:55.870
حقيقت اون ماسک رو؟

04:55.905 --> 04:58.840
نه حقيقت تو رو

04:58.874 --> 05:01.143
اينکه کي و چي هستي

05:06.549 --> 05:08.150
خيلي‌خب

05:08.184 --> 05:11.052
شايد هنوز يه کسي باشه که
از سؤالاي من خسته نشده باشه

05:11.087 --> 05:13.655
يکي که از دنيا‌هاي ديگه خبر داشته باشه

05:13.689 --> 05:14.789
و از اينکه با من درميونش بذاره، نترسه

05:14.824 --> 05:16.324
"اينکريس متر"

05:16.358 --> 05:19.694
آخه واسه چي بخاطر اين حرفاي مسخره

05:19.729 --> 05:22.130
بايد اونو اذيت کني؟ -
حرفاي مسخره؟ -

05:22.164 --> 05:24.966
"نظرت چيه که ببينيم شايد "اينکريس
هم اين حرفا رو مسخره ميدونه يا نه؟

05:25.001 --> 05:26.634
چونکه من مطمئنم فکر نميکنه مسخره‌ست

05:26.668 --> 05:27.568
"اَن"

05:27.603 --> 05:30.238
!"اَن"

05:42.317 --> 05:47.254
ميدوني من واسه چي برگشتم به "سيلم"؟

05:47.288 --> 05:48.455
خيلي خوبه

05:48.489 --> 05:53.293
تا بتونم بخاطر اين نارضايتي تو
سؤال‌هاي بيشتري رو جواب بدم

05:53.327 --> 05:56.596
،نه اينکه فقط بيام جادوگرها رو شکار کنم

05:56.631 --> 05:59.633
بلکه از پسرم يه مرد بسازم

05:59.667 --> 06:02.869
جادوگر پيدا کردي؟

06:02.903 --> 06:04.571
خب پس سفرت کاملاً بيهوده نبوده

06:04.605 --> 06:08.074
تو واقعاً مسيري که من تو رو
توش فرستادم نميتوني ببيني؟

06:08.108 --> 06:10.343
اون فاحشه رفته

06:10.378 --> 06:13.246
يه فرصت خيلي منحصر به فرد الان منتظرته

06:13.281 --> 06:16.515
که خودت جلوي مردم اين استان اعلام کني

06:16.550 --> 06:18.117
و دقيقاً چيو اعلام کنم؟

06:18.152 --> 06:19.418
فردا من پرونده‌ي

06:19.452 --> 06:21.120
جان آلدن" رو جلوي هيئت مطرح ميکنم"

06:21.155 --> 06:24.924
...کاتن" تو يه متکلّمِ متقاعد کننده"
نه، به متکلّم با استعداد هستي

06:24.958 --> 06:26.759
ميخوام اونجا کنارِ من باشي

06:26.794 --> 06:29.962
نميام

06:29.997 --> 06:32.731
،جان آلدن" دوستِ منه"
شايد تنها دوستم

06:32.765 --> 06:34.200
و تو اجازه ميدي که رابطه‌ي دوستي

06:34.234 --> 06:35.934
مانعِ پيشرفت و بالا رفتنِ تو بشه؟

06:35.968 --> 06:38.437
اون بيگناهه

06:38.471 --> 06:39.505
و خوتم اينو ميدوني

06:39.539 --> 06:40.472
واقعاً؟

06:40.507 --> 06:42.408
تو ميدوني؟

06:42.442 --> 06:45.977
يه مرد با تو مياد ميشينه
...ويسکي ميخوره و بعدش يهو تو ميتوني

06:46.012 --> 06:48.113
ميتوني که اعماق روحِ اون رو ببيني

06:48.147 --> 06:52.117
و سوگند بخوري که شيطان
روحِ اون رو سياه نکرده باشه

06:52.151 --> 06:56.121
خودِ من همچين دانشِ بي‌پاياني ندارم

06:58.691 --> 07:04.295
ميدوني، خيلي وقتِ پيش منم مثل تو
با همين وضعيت دشوار روبرو شدم

07:04.330 --> 07:09.734
معرضي و توضيح يه پرونده عليهِ
يکي از دانشجوها، يکي از همکلاسي‌هام بود

07:09.768 --> 07:11.736
،يه مرد جوان که من... من خيلي ازش خوشم ميومد

07:11.770 --> 07:16.741
يا اينکه بايد ساکت ميموندم و
ميذاشتم که يه متهم به جادوگر بودن آزادانه راه بره

07:16.775 --> 07:19.210
و بذار حدس بزنم چي شد

07:19.245 --> 07:20.778
سوختنِ اون رو تماشا کردي

07:20.812 --> 07:22.312
نه

07:22.347 --> 07:27.151
من گذاشتم احساساتم درگير بشه
و اون مرد جوان آزاد شد

07:27.185 --> 07:28.719
،و دو سال بعد

07:28.754 --> 07:32.689
گلويِ دو تا دختر باکره رو توي
يه مراسم مذهبي شيطاني بُريد

07:32.724 --> 07:34.258
تقصيرِ من بود

07:34.292 --> 07:36.794
و از اون موقع تا حالا دارم باهاش کلنجار ميرم

07:36.828 --> 07:39.663
پس خيلي بادقت، به تصميم‌هات فکر کن

07:39.697 --> 07:42.065
تو منو خوب ميشناسي

07:42.099 --> 07:45.469
جان آلدن" رو چقدر خوب ميشناسي؟"

07:50.475 --> 07:54.244
من اعضاي هيئت رو به درخواست تو بررسي کردم

07:54.279 --> 07:57.914
و؟ -
قطعاً 6 نفر از اعضا رأي ميدن -

07:57.948 --> 07:59.348
که "جان آلدن" محاکمه بشه

07:59.383 --> 08:01.951
اون 5 نفر بقيه، به ياد و خاطره‌ي
،پدرش وفادار هستن

08:01.986 --> 08:03.186
و براي لغو محاکمه رأي ميدن

08:03.220 --> 08:05.454
و اين يعني دو نفر باقي ميمونن

08:05.489 --> 08:09.025
من همونطوري که تو خواسته بودي رأي ميدم

08:09.059 --> 08:10.559
مطمئن باش

08:10.594 --> 08:13.496
،پس يعني فقط من ميمونم

08:13.530 --> 08:18.066
،که بعنوان نماينده‌ي همسر بيمارم
رأي آخر رو بدم

08:18.101 --> 08:21.337
بيا. بريم تمومش کنيم

08:21.371 --> 08:26.108
،آيا ما نبايد شهروندانمون رو

08:26.142 --> 08:31.079
،چه مردم عادي و چه آقازاده‌ها رو

08:31.114 --> 08:33.182
به يه چشم نگاه کنيم؟

08:33.216 --> 08:36.285
وقتي تقلب ميکنن، نبايد با "قاپوق" تنبيه‌شون کرد؟
نوعي آلت شکنجه‌ي قديمي است که سر و دستِ مجرم را )
( از سوراخ کوچک تخته سنگي گذرانده و فشار ميدهند

08:36.319 --> 08:39.254
وقتي که دزدي ميکنن، نبايد شلّاق بخورن؟

08:39.289 --> 08:43.258
و وقتي که نميتونن روي عهدي که
،با خدا بستن بمونن و انتخاب ميکنن

08:43.293 --> 08:45.460
،که بجاش، با شيطان هم‌پيمان بشن

08:45.494 --> 08:51.032
آيا نبايد بخاطر تصميماتشون
قضاوت بشن؟

08:51.066 --> 08:53.635
ممنون، کشيش

08:53.669 --> 08:57.405
من فکر ميکنم که اعضاي هيئت
براي رأي گيري آماده هستن

08:59.908 --> 09:03.544
فرمانده "آلدن" به انجام جادوگري متهم شده

09:03.578 --> 09:06.447
جناب کشيش از روي بخشندگي بزرگشون، موافقت کردن

09:06.481 --> 09:09.383
که اجازه بديم هيئت تصميم بگيره
که اين مرد محاکمه بشه يا نه

09:09.417 --> 09:11.118
خب، اونهايي که فکر ميکنن

09:11.153 --> 09:13.354
که فرمانده "آلدن" بخاطر جادوگري
بايد محاکمه بشه؟

09:19.293 --> 09:21.695
شش رأي مثبت براي محاکمه

09:21.730 --> 09:25.065
و اونهايي که فکر ميکنن براي
"شخصيتِ متمايزِ فرمانده "جان آلدن

09:25.099 --> 09:27.768
اينطور اتهامات بي‌اساس هستن؟

09:33.007 --> 09:35.108
پنج رأي براي لغو محاکمه

09:35.142 --> 09:37.344
آقاي "هيل"؟

09:43.885 --> 09:45.818
سيلم" به رأي شما نياز داره"

09:49.123 --> 09:50.923
لغو محاکمه

09:54.227 --> 09:56.095
شش به شش

09:56.129 --> 09:58.464
و اين يعني اينکه من بايد اين
برابري آراء رو بشکونم

09:58.499 --> 10:00.199
...و من رأي ميدم به

10:00.233 --> 10:02.902
..."راستش، خانم "سيبلي

10:02.936 --> 10:07.006
رأيِ شما لازم نيست

10:07.040 --> 10:08.340
حتماً خيلي خوشحال ميشيد که بدونين

10:08.375 --> 10:10.542
سلامتي "جورج" داره روز به روز پيشرفت ميکنه

10:10.576 --> 10:16.415
لااقل به جايي رسيده که بتونه
رأي خودش رو بده

10:21.321 --> 10:23.755
ممنونم دکتر

10:25.190 --> 10:29.093
جناب کشيش، شما خودتون گفتين که
اون در چنگ جادوگر گير افتاده

10:29.128 --> 10:30.629
شايد. شايدم نه

10:30.663 --> 10:33.832
وضعيت اون بطور ثابتي بهبود پيدا کرده

10:33.866 --> 10:38.637
بهبود پيدا کرده؟
اون نمي‌تونه حرف بزنه

10:38.671 --> 10:41.205
به سختي ميتونه تکون بخوره

10:41.240 --> 10:45.209
...تنها کاري که ميتونه بکنه
اينه که تُف کنه

10:45.244 --> 10:46.877
بله، دقيقاً

10:46.912 --> 10:49.314
،جورج"، دوستِ عزيزِ و قديمي من"

10:49.348 --> 10:52.150
اگه ميتوني کلماتي که

10:52.184 --> 10:56.554
من دارم بهت ميگم رو بفهمي، لطفاً تُف کن

10:59.390 --> 11:01.959
واقعاً مسخره‌ست

11:01.993 --> 11:04.361
در واقع، خانم "سيبلي"، اين
هرچيزي هست غير از مسخره

11:04.395 --> 11:06.330
شوهر شما يکي از اعضاي هيئت‌ـه

11:06.364 --> 11:10.133
و خيلي مشتاقه که وظيفه‌ي اجتماعيش رو انجام بده

11:10.168 --> 11:13.971
خيلي‌خب، پس... آقا؟

11:21.446 --> 11:26.183
...و حالا ، "جورج" بهم بگو
،تو فکر ميکني که اين مرد

11:26.217 --> 11:30.219
جان آلدن" بايد محاکمه بشه؟"

11:30.253 --> 11:31.721
بله يا خير؟

11:31.755 --> 11:35.224
،اگه جوابت مثبته

11:35.258 --> 11:37.360
لطف ميکني تُف کني؟

11:48.138 --> 11:50.606
برش گردونين به زندان

11:52.609 --> 11:57.046
،فرمانده "جان آلدن" محاکمه خواهد شد

11:57.080 --> 11:59.315
به جُرم جادوگري

12:21.082 --> 12:22.316
بازش کن

12:22.350 --> 12:23.918
بله، خانم

12:26.187 --> 12:27.254
حالا تنهامون بذار

12:27.288 --> 12:29.557
بله، خانم

12:30.792 --> 12:33.893
بهت هشدار داده بودم

12:33.928 --> 12:38.065
بهت گفته بودم که اگه بخواي توي
سيلم" بموني، همينجا ميميري"

12:38.099 --> 12:43.170
خب حالا اومدي اينجا بهم يادآوري کني؟
يا اومدي منو دفن کني؟

12:43.204 --> 12:47.240
اومدم عذرخواهي کنم

12:47.275 --> 12:50.076
،نه بخاطر رأي گيري امروز

12:50.110 --> 12:54.146
بخاطر اينکه من طرح دادم
که براي محاکمه‌ت رأي بگيرن

12:54.181 --> 12:59.686
اگه پيشنهادت براي رفتن به
،نيويورک رو قبول کرده بودم

12:59.720 --> 13:02.489
،که از اينجا دور بشيم

13:02.523 --> 13:07.626
ديگه اونوقت با اين رأي‌گيري يا
محاکمه يا "اينکريس متر" روبرو نميشديم

13:07.660 --> 13:12.131
و اگه من نميرفتم جنگ
يا تو با "سيبلي" ازدواج نميکردي

13:12.165 --> 13:17.736
هيچ تصميمي نبود که
راهمون رو بتونه تغيير بده

13:20.207 --> 13:23.141
گوش کن

13:23.175 --> 13:26.011
اگه محاکمه‌ت کنن، حتماً دارِت ميزنن

13:26.045 --> 13:29.815
ولي هنوز يه راهي هست که از اين
سرنوشت بتونيم جلوگيري کنيم

13:29.849 --> 13:33.385
اگه براي محاکمه شدن اينجا نباشي
اونها نميتونن محاکمه‌ت کنن

13:33.419 --> 13:34.920
فرار کنم؟

13:34.954 --> 13:36.955
...اين چيزيه که تو -
من ترتيبش رو ميدم -

13:36.990 --> 13:39.524
راحت نيست، ولي ميتونم درست نقشه‌ش رو بکشم

13:39.558 --> 13:42.460
...من منابعي دارم که در اختيارم هستن

13:42.495 --> 13:44.762
"مري" -
منابعي خيلي گسترده‌تر از اوني که تصور ميکني -

13:44.796 --> 13:48.766
مري"، نه"

13:50.236 --> 13:52.203
من نميرم

13:52.238 --> 13:55.272
ولي محاکمه نتيجه‌ش يه چوبه‌ي داره

13:55.306 --> 13:57.207
تو بايد اينو بفهمي

13:57.242 --> 14:00.011
ميدوني، من هميشه برام سؤال بود

14:00.045 --> 14:03.781
که چرا "جايلز کورِي" باهاشون مقابله نکرد

14:03.815 --> 14:06.483
چرا اجازه داد اونها تا سرحدّ مرگ بهش فشار بيارن

14:06.518 --> 14:08.753
بجاي اينکه به اتهامات اونها اعتراف کنه

14:08.787 --> 14:10.087
ولي الان ميفهمم

14:10.121 --> 14:14.525
از همون لحظه‌اي که تو بازي اونها
،وارد شد خودش ميدونست که باخته

14:14.559 --> 14:18.228
ولي ميخواست جنون اونها رو اثبات کنه

14:22.967 --> 14:28.137
،بنابراين، نه. من فرار نميکنم
نه از زادگاهم

14:30.240 --> 14:32.542
ترجيح ميدم همينجا بميرم

14:34.712 --> 14:37.047
و بنابراين شايد به آرزوت برسي

14:58.569 --> 15:00.469
کشيش "متر"؟

15:03.473 --> 15:06.742
تو دختر "هيل" هستي -
اَن"، قربان" -

15:06.776 --> 15:10.079
،ميخواي باهام صحبت کني

15:10.113 --> 15:13.983
يا همينطوري ميخواي وايسي غذا خوردنِ منو نگاه کني؟

15:14.017 --> 15:17.285
...يه سؤال دارم

15:17.320 --> 15:18.420
درباره‌ي جادوگرها

15:22.825 --> 15:24.226
البته

15:24.260 --> 15:28.763
فقط صرفاً جهت کنجکاويه
يا اينکه يه جادوگر پيدا کردي؟

15:28.797 --> 15:30.365
...خب

15:30.399 --> 15:34.035
اَن"، پس اينجايي"

15:34.069 --> 15:36.403
مزاحم شام خوردن کشيش "متر" شدي

15:36.438 --> 15:39.707
داشت درباره‌ي جادوگري ازم سؤال ميکرد

15:39.742 --> 15:41.242
واقعاً؟

15:41.276 --> 15:43.811
کشيش "متر" ميخواست اون سؤال من رو پاسخ بده

15:43.846 --> 15:46.914
که بقيه بنظر مياد نميتونن
صادقانه بهش پاسخ بدن

15:46.949 --> 15:49.117
خب، شايد من بتونم يه مقدار کمک کنم

15:49.151 --> 15:51.218
تا کشيش هم بتونه غذاش رو با آرامش تموم کنه

15:51.253 --> 15:54.555
شايد. ولي باهام صادقانه حرف ميزني؟

15:54.589 --> 15:56.857
بله

15:56.891 --> 16:00.361
خب، اين مسأله ديگه به من مربوط نيست

16:00.395 --> 16:02.896
"دادرس، خانم "هيل

16:07.835 --> 16:09.836
ديگه دروغ نميگي

16:09.871 --> 16:12.973
ديگه دروغ نميگم

16:30.224 --> 16:33.593
هيچکدوم از شماها از اين بازي خسته نشدين؟

16:33.627 --> 16:35.495
چونکه مطمئن باشين من که خسته نشدم

16:35.529 --> 16:38.464
مرسي" خيلي باهوش‌تر از توئه"

16:38.499 --> 16:40.666
ما هيچوقت بهت نميگيم اون کجاست

16:40.701 --> 16:42.868
واقعاً اينطور فکر ميکنين؟

16:42.903 --> 16:44.570
اينکه ما بخاطر اين دورِ هم جمع شديم

16:44.604 --> 16:47.707
که من به کمک شما براي پيدا کردنِ
جاي "مرسي لوئيز" نياز دارم؟

16:47.741 --> 16:48.974
نه، نه، نه، نه، نه، نه

16:49.009 --> 16:51.110
من فقط به قصد خيرخواهي اينجام

16:51.144 --> 16:52.712
خيرخواهي؟

16:52.746 --> 16:53.879
،توي دستگير کردنش بهم کمک کنين

16:53.914 --> 16:55.880
اونوقت جون خودتون رو نجات ميدين

16:55.915 --> 16:58.183
،ولي اگه بخواين به مقابله با من اصرار کنين

16:58.218 --> 17:01.152
نميتونم چيزي غير از چوبه دار رو بهتون پيشنهاد بدم

17:01.187 --> 17:03.088
مرسي" نميذاره ما بميريم"

17:03.122 --> 17:04.723
اون مياد دنبالمون

17:04.757 --> 17:06.692
شايد همچين فکري

17:06.726 --> 17:08.893
به شما در اين شبِ بي‌خوابيتون آرامش بده

17:08.928 --> 17:14.665
ولي مطمئن باشيد، من "مرسي لوئيز" رو پيدا ميکنم

17:14.700 --> 17:16.534
با يا بدونِ کمک شماها

17:35.487 --> 17:36.820
دير کردي

17:36.855 --> 17:39.923
،خب، متأسفم بانوي من
،ولي من بايد جوانب احتياط رو رعايت کنم

17:39.958 --> 17:41.726
بخاطر اينکه "اينکريس" هنوز دنبال من ميگرده

17:41.760 --> 17:44.362
حق داري

17:44.396 --> 17:48.065
،تو يه دفعه يه راه حل درباره‌ "اينکريس" بهم پيشنهاد کردي

17:48.099 --> 17:49.599
،يه پيشنهادي که من ردش کردم

17:49.634 --> 17:53.737
ولي شايد اون واکنشِ من تنها
بخاطر اين بوده که گمراه شده بودم

17:53.772 --> 17:55.873
خب، چي ميخواي بگي؟

17:55.907 --> 18:01.245
ميخوام بگم که "اينکريس" متر بايد بميره

18:02.780 --> 18:05.482
و ما کسايي هستيم که اينکار رو ميکنيم

18:19.220 --> 18:23.089
بکُشيمش؟ ولي چرا حالا؟

18:23.123 --> 18:26.326
سايه‌اي که اون روي
سيلم" انداخته داره روز به روز بزرگتر ميشه"

18:26.360 --> 18:27.694
"و اتهام‌هاي "تيتوبا

18:27.728 --> 18:31.398
داره جونِ کسي که عميقاً بهش
اهميت ميدم رو به خطر ميندازه

18:31.432 --> 18:33.900
جان آلدن"؟"

18:33.934 --> 18:35.302
نه

18:37.871 --> 18:40.606
مرسيِ" عزيزِ من"

18:40.640 --> 18:42.408
تو

18:42.442 --> 18:47.113
اين راهي که از يه دخترِ گمشده
،به سمت دستياريِ شيطان طي کردي

18:47.147 --> 18:49.882
راهيه که منم رفتم

18:49.917 --> 18:54.720
من از تو محافظت ميکنم، درست
مثل جونِ خودم که ازش محافظت ميکنم

18:54.754 --> 18:58.691
،حالا "تيتوبا" آزاد شده
،بخاطر خيانتش بهش پاداش دادن

18:58.725 --> 19:02.594
،و تو داري عين يه حيوون زندگي ميکني
ميترسي و دارن شکارت ميکنن

19:02.629 --> 19:05.197
خب پس کِي و چطوري اينکار رو بکنم؟

19:05.231 --> 19:08.166
آروم باش، عزيزم

19:08.201 --> 19:11.036
خيلي از جادوگرها ميخواستن
جونِ "اينکريس" رو بگيرن

19:11.070 --> 19:13.504
اما توي اين راه جون خودشونو از دست دادن

19:13.539 --> 19:18.376
تلاش‌هاي ما بايد خيلي بادقت... برنامه‌ريزي بشه

19:18.410 --> 19:20.678
مطمئناً يه روشي تو ذهنتون دارين

19:20.713 --> 19:22.314
بله

19:22.348 --> 19:25.150
دارم. انگشتات رو بهم نشون ميده

19:25.184 --> 19:28.186
انگشتام؟

19:28.221 --> 19:30.287
جواب ميده

19:30.322 --> 19:32.323
براي چي؟

19:34.493 --> 19:36.260
حالا بهم حمله کن

19:36.294 --> 19:37.829
بانوي من؟

19:37.863 --> 19:42.299
،گوشتِ تنِ من رو پاره کن
انگار که داري به شرورترين دشمنت حمله ميکني

19:43.802 --> 19:47.104
نه گوشهات و نه ايمانت رو زيرسؤال ببر

19:47.138 --> 19:49.139
همونکاري که ازت ميخوام رو بکن

19:49.174 --> 19:51.641
و خودت بزودي ميفهمي

20:00.585 --> 20:03.019
من 8 سالم بود

20:03.053 --> 20:05.756
که سوختن پدر مادرم رو تو آتيش ديدم

20:06.858 --> 20:10.560
يه راه‌حل نامناسب براي
از بين بردن جادوگرها

20:10.595 --> 20:12.195
ميدوني چه حسي داره

20:12.229 --> 20:15.832
که شاهدِ مرگ کسايي باشي که بيشتر

20:15.867 --> 20:17.801
از هر کسِ ديگه‌اي تو دنيا دوسشون داري؟

20:17.835 --> 20:20.036
نميتونم تصورش کنم

20:20.070 --> 20:22.772
بهت ياد ميده که چه توانايي‌هايي داري

20:26.476 --> 20:30.880
بهت محدوديت‌ها و اعماقي از وجودت رو
نشون ميده که هيچوقت از وجودشون خبر نداشتي

20:30.915 --> 20:35.350
و در عين حال، همونطور که خاکسترهاي
،اونها توي هوا معلّق بود

20:35.385 --> 20:40.523
قدم‌هايي برداشته شد تا من هم
به همون سرنوشت دچار بشم

20:40.557 --> 20:46.328
،بنابراين من از انگلستان رونده شدم
،منو فرستادن به اونطرف دريا

20:46.362 --> 20:50.032
،از طاعون و بلا جونِ سالم به در بردم

20:50.066 --> 20:52.968
تا رسيدم به يه دنياي جديد

20:55.905 --> 20:58.473
با اونهايي که به اين هدف
،وفادار بودن زندگي کردم

20:58.507 --> 21:01.443
...و من رو با دو تا مأموريت بزرگم کردن

21:01.477 --> 21:06.381
يکي اينکه بهم ياد دادن قدرت اينکه
کي هستم رو بتونم کنترل کنم

21:06.416 --> 21:11.486
و اينکه همزمان بتونم اون رو از دنيا مخفي کنم

21:11.520 --> 21:16.858
،و بعدش خونواده‌ي خودم رو داشتم

21:16.892 --> 21:20.428
و ميدونستم اونهايي که برام ارزشمند هستن

21:20.463 --> 21:23.865
نبايد با شرايط بدي که من زندگي کردم، زندگي کنن

21:23.899 --> 21:26.600
ميپرسي من جادوگرم؟

21:28.003 --> 21:29.503
آره

21:29.537 --> 21:34.541
ولي آيا اين مسأله ذره‌اي از
عشق يه پدر کم ميکنه؟

21:34.576 --> 21:36.810
نه

21:36.845 --> 21:39.646
قطعاً نه

21:49.190 --> 21:51.424
بيا تو

21:53.060 --> 21:55.261
به محض اينکه من رو احظار کردين اومدم

21:55.296 --> 21:58.431
فکر ميکنم خيلي خوشحال نيستين

21:59.400 --> 22:03.470
چه اتفاقي افتاده، خانم "سيبلي"؟

22:03.504 --> 22:05.938
اوه، آم، اينو ميگي

22:05.973 --> 22:09.976
همين غرور من بود که متقاعدم کرد
که اين چيز خيلي قابل ملاحظه‌اي نيست

22:10.011 --> 22:14.547
بيا همراه من يه چاي بخور و
من برات داستانِ ناراحت‌کننده‌م رو ميگم

22:21.855 --> 22:25.257
،من رفتم جنگل
ميخواستم ذهنم رو

22:25.291 --> 22:28.027
بعد از اون اتفاق ناگوار آروم کنم

22:28.061 --> 22:29.061
شکر ميخوري؟

22:29.095 --> 22:31.230
نه، ممنون

22:31.264 --> 22:35.867
،تو افکار خودم غرق بودم
...و اصلاً متوجه حضورش نشدم

22:35.902 --> 22:39.004
..."بنوش، "آيزاک

22:39.039 --> 22:41.407
تا موقعي که منو گرفت

22:41.441 --> 22:42.541
کي؟

22:42.575 --> 22:43.808
،"مرسي لوئيز"

22:43.843 --> 22:46.178
کسي که بخاطر اينکه آوردمش پيش خودم

22:46.212 --> 22:48.312
...باهام با خوبي رفتار نکرد

22:48.347 --> 22:49.848
بلکه با وحشي‌گري و عصبانيت برخورد کرد

22:49.882 --> 22:54.352
اون من رو بخاطر اتهامات "تيتوبا" مقصّر ميدونه

22:54.386 --> 22:57.022
انگار که من مسئولِ افکار خدمتکارم هستم

22:57.056 --> 22:58.289
خانم "سيبلي"؟

22:58.323 --> 22:59.490
بله، "آيزاک"؟

22:59.525 --> 23:00.491
چايي

23:00.526 --> 23:01.960
چايي چي؟

23:01.994 --> 23:04.895
گرمت شدي يا فقط خواب‌آلوده‌ت کرده؟

23:04.930 --> 23:05.729
هردوش

23:05.764 --> 23:08.266
خوبه. پس کارساز بود

23:08.300 --> 23:09.800
لازم نيست بهت اينو بگم

23:09.834 --> 23:12.537
،چونکه وقتي بيدار بشي
،هيچي يادت نمياد

23:12.571 --> 23:16.140
هرچند که واقعاً پشيمونم که اينطوري ازت استفاده ميکنم

23:16.175 --> 23:18.909
حتي توي "سيلم" هم آدمايي هستن
که لياقتشون خيلي بهتر از ايناست

23:18.944 --> 23:22.145
ولي "اينکريس" ميدونه که تو اونقدر
ترسيدي و بي‌ريا و صادق هستي

23:22.180 --> 23:23.547
که نخواي بهش خيانت کني

23:23.582 --> 23:25.983
اون حرف‌هاي تو رو باور ميکنه

23:26.017 --> 23:27.818
حرف‌ها؟

23:27.852 --> 23:30.621
،اينکه از تو بشنوه "مرسي" به نزديکي اينجا اومده

23:30.655 --> 23:33.356
و تو اونو توي جنگل ديدي

23:33.391 --> 23:36.359
ولي اون خيلي سريع بود و از دستت در رفت

23:36.394 --> 23:38.695
اينکريس" حرف‌هاي تو رو تجزيه و تحليل ميکنه"

23:38.729 --> 23:41.697
تا زماني که متقاعد بشه حقيقت دارن

23:41.731 --> 23:43.999
"بنابراين بعد از من تکرار کن، "آيزاک

23:44.033 --> 23:45.468
"...من رفتم جنگل"

23:45.502 --> 23:47.203
...من رفتم جنگل

23:47.237 --> 23:48.670
"که "مرسي لوئيز" رو پيدا کنم..."

23:48.705 --> 23:50.772
که "مرسي لوئيز" رو پيدا کنم

23:50.807 --> 23:54.710
اونطرف درياچه، کنار"
"درخت گريان، ديدمش

23:54.744 --> 23:59.280
اونطرف درياچه، کنار
درخت گريان، ديدمش

23:59.315 --> 24:01.917
خيلي خوبه. دوباره

24:01.951 --> 24:05.687
،آيا واقعاً ميتونيم همسايگانمون رو بشناسيم

24:05.722 --> 24:08.624
،و اعتماد کنيم که واقعاً همونهايي هستن که نشون ميدن

24:08.658 --> 24:11.593
اينکه ميخوان ما باور کنيم که کي هستن؟

24:11.628 --> 24:15.463
،به ما گفتن که يه زنِ جوان، يه دختر

24:15.498 --> 24:17.198
،واقعاً ابزار دست جادوگران بوده

24:17.233 --> 24:21.102
فقط براي اينکه ما بفهميم که
اون خودش در واقع يه جادوگر بوده

24:21.137 --> 24:26.107
"و حالا اولين فرزند "سيلم
مثل اون در ظنّ اتهام قرار گرفته

24:26.142 --> 24:29.543
اطرافتون رو نگاه کنين

24:29.577 --> 24:31.679
هر دو طرفتون رو ببينيد

24:31.713 --> 24:35.415
به همسايگانتون نگاه کنين

24:35.450 --> 24:40.021
« و از خودتون بپرسين : « دوست يا ساحر؟

24:40.055 --> 24:43.124
« همسر يا جادوگر؟ »

24:43.158 --> 24:45.892
<i>!خدا يا شيطان؟</i>

24:46.794 --> 24:49.996
کي اينو گفت؟
خودت رو نشون بده

24:55.336 --> 24:58.205
اون پسرِ منه

24:58.239 --> 25:00.574
بهش توجه نکنيد

25:00.608 --> 25:03.677
با توجهتون به حرف‌هاش پر و بال ندين

25:03.711 --> 25:09.582
تو اينکه مردم "سيلم" واقعاً کي هستن رو
زيرِ سؤال بردي

25:09.616 --> 25:12.085
به اسمِ خدا

25:12.119 --> 25:14.253
آره؟

25:14.288 --> 25:16.622
ولي آيا مردم "سيلم" نبايد اينکه
تو خودت کي هستي رو زيرِ سؤال ببرن؟

25:18.592 --> 25:22.695
...چونکه شيطان چطور ميتونه برامون ظاهر بشه

25:22.729 --> 25:26.165
غير از لباس خودِ خدا؟

25:26.200 --> 25:27.600
برو بيرون

25:27.634 --> 25:29.868
!تو مستي

25:36.676 --> 25:40.345
اين ياوه‌گويي‌هات فقط
باعث خجالتِ خودت ميشه

25:40.379 --> 25:43.548
خودت برو بيرون

25:43.583 --> 25:45.550
نميري؟

25:46.720 --> 25:50.189
!پس خودم ميندازمت بيرون

26:01.567 --> 26:04.402
انگشت اتهام به سمت پدر خودش بگيره؟

26:04.437 --> 26:05.803
امکان نداره اينکار رو بکنه

26:05.838 --> 26:07.339
مطمئني؟

26:07.373 --> 26:08.773
مگه همين ديشب نبود

26:08.807 --> 26:10.674
که پيش "اينکريس" پيداش کردم؟

26:10.709 --> 26:13.244
اون هيچ قصدي نداشته

26:13.278 --> 26:16.214
فقط داشته وانمود ميکرده

26:16.248 --> 26:20.218
...سيلم" پُر شده از آدمايي که وانمود ميکنن"

26:20.252 --> 26:23.587
،دوستن ولي مثل دشمن رفتار ميکنن

26:23.622 --> 26:25.689
دشمناني که مثل جلّاد رفتار ميکنن

26:25.724 --> 26:27.157
تمام اينا براي اون تازه‌ست

26:27.191 --> 26:30.527
مطمئن باش، با گذشتِ زمان، اون باهاش کنار مياد

26:30.562 --> 26:32.929
آره، و اگه نيومد اونوقت چي؟

26:32.964 --> 26:36.734
اونوقت شايد وقتش باشه
که بقيه‌ي داستان رو بهش بگي

26:36.768 --> 26:40.904
متأسفانه اون زمان فرارسيده

26:40.938 --> 26:45.541
داستانت واقعاً خارق‌العاده‌ست

26:45.576 --> 26:49.646
مرسي لوئيز" به "مري سيبلي" حمله کرده"

26:49.680 --> 26:50.947
بله قربان

26:50.982 --> 26:53.083
،و جداي از اينکه تو به "مري" وفادار هستي

26:53.117 --> 26:55.685
اون دختر رو تا توي جنگل تعقيب کردي

26:55.719 --> 26:57.087
به "مري" وفادارم؟

26:57.121 --> 26:59.689
نه قربان، به شما وفادارم -
به من؟ -

26:59.723 --> 27:03.459
مگه مشتاق نيستين که اون دختر رو پيدا کنين؟

27:03.494 --> 27:04.894
مگه به من نگفتين

27:04.928 --> 27:07.563
که چشم و گوش‌هام رو از طرفِ شما
خوب باز کنم؟

27:09.166 --> 27:11.768
خب بخاطر همين هم وقتي فهميدم که
،داره اطراف جنگل پرسه ميزنه

27:11.802 --> 27:16.038
،رفتم دنبالش
و ميدونستم که شمام همينو ميخوايد

27:19.676 --> 27:22.678
"به اين ميگن "سيليس
اولين بار در کتاب "راز داوينچي" مطرح شد و )
( وسيله‌اي شبيه زنجيري از سيم خاردار ميباشد

27:25.648 --> 27:30.719
من اين رو به خودم ميبندم که
شکست‌هاي خودم رو يادم بمونه

27:30.753 --> 27:32.354
،"غافلگير شدي، "آيزاک

27:32.388 --> 27:36.124
که فهميدي حتي من هم
گناهاني دارم که بخاطرش کفاره ميدم؟

27:36.158 --> 27:38.794
تو تا حالا گناه کردي؟

27:38.828 --> 27:41.330
از قصد نه، قربان

27:41.364 --> 27:43.365
الان داري گناه ميکني؟

27:43.399 --> 27:44.766
داري بهم دروغ ميگي؟

27:44.801 --> 27:46.868
من دارم حقيقت رو ميگم، کشيش

27:46.902 --> 27:50.205
من ديدمش، ولي نتونستم بگيرمش

27:50.239 --> 27:54.309
و ميتوني به ياد بياري که
آخرين بار "مرسي" رو کجا ديدي؟

27:54.343 --> 27:58.779
اونطرف درياچه، کنار
درخت گريان، ديدمش

27:58.814 --> 28:02.583
و ميتوني... ميتوني منو ببري اونجا؟

28:02.617 --> 28:03.884
بله، البته قربان

28:03.918 --> 28:06.320
خيلي‌خب پس

28:06.355 --> 28:08.756
...خودت رو آماده کن، پسرم

28:08.790 --> 28:14.462
چونکه من و تو... باهم ميريم شکار جادوگر

28:51.587 --> 28:52.787
"خانم "هيل

28:52.821 --> 28:54.722
مزاحم شدم، کشيش؟

28:54.756 --> 28:56.057
خب، من تازه ميخواستم از

28:56.091 --> 28:58.626
...نوشيدني بعدازظهرم لذت ببرم

28:58.660 --> 29:01.596
البته اين رو با نوشيدنيِ
،اوايل عصرم اشتباه نگيري

29:01.630 --> 29:04.765
که فکر ميکنم يه ذره ديگه
اون رو هم مينوشم

29:04.800 --> 29:06.000
شايد؟

29:06.034 --> 29:08.869
اوه، نه، ممنون. زياد نميتونم بمونم

29:08.904 --> 29:12.706
راستش اومده بودم که بگم... متأسفم

29:12.740 --> 29:13.773
بخاطرِ؟

29:13.808 --> 29:15.175
همه چي

29:15.210 --> 29:17.644
...من خيلي خوب باهاتون رفتار نکردم

29:17.678 --> 29:20.847
اصلاً عادلانه نبود

29:20.881 --> 29:24.551
پس پدرم باعث شد که شما
به من ترحّم کني، درسته؟

29:24.586 --> 29:25.785
نه

29:25.820 --> 29:28.622
،من فکر ميکنم که ما شبيه همديگه هستيم

29:28.656 --> 29:32.191
هردومون بچه‌هاي مرد‌هاي پيچيده‌اي هستيم

29:32.226 --> 29:35.261
دادرس "هيل"، پيچيده؟

29:35.295 --> 29:40.100
راستش، اون بنظرم هميشه
يه ذره ميخورد که... که آدم ساده‌لوحي باشه

29:40.134 --> 29:43.269
نه، مطمئن باشين

29:44.238 --> 29:48.141
اون به اندازه‌ي هر مرد ديگه‌اي توي "سيلم" پيچيده‌ست

29:48.175 --> 29:52.178
شما خيلي درباره‌شون مطالعه
کردين.... درباره جادوگرها

29:52.212 --> 29:55.681
،ولي با اينهمه مطالعات، مطمئن نيستم
که واقعاً يه چيز درست ياد گرفته باشم

29:55.715 --> 29:57.150
اوه، شک دارم

29:57.184 --> 29:59.752
من مطمئنم ميتونين همه چيز رو درباره‌ي اونها بهم بگيد

29:59.786 --> 30:04.189
نميدونستم حتي به جادوگرها اعتقاد داشته باشي

30:04.223 --> 30:06.158
يه مقدار تغيير عقيده دادن

30:06.192 --> 30:10.195
چطور؟

30:12.465 --> 30:17.935
شايد اين علاقه‌اي بوده که
،تمام عمر درونم وجود داشته

30:17.970 --> 30:20.672
ولي تا همين اواخر ازش خبر نداشتم

30:20.706 --> 30:23.708
...خب، آم

30:23.742 --> 30:27.312
،اگه وقت دارين، لطفاً بنشينيد

30:27.346 --> 30:30.915
و منم همه چيز رو درباره‌ي جادوگرها بهتون ميگم

30:33.686 --> 30:36.420
همينجاست، کشيش

30:40.059 --> 30:41.592
مطمئني؟

30:41.626 --> 30:43.828
اين همون ردّي بود که من رو به اون رسوند

30:43.862 --> 30:46.731
مراقب باشيد، قربان

30:46.765 --> 30:49.300
نميدونيم کِي ممکنه بهمون حمله کنه

30:52.604 --> 30:57.607
بگو ببينم، تو واقعاً انقدر راه رو تا اينجا
تنها اومدي به اعماق جنگل

30:57.641 --> 31:00.643
که اون دختر رو پيدا کني؟

31:00.678 --> 31:02.011
بخاطر شما، قربان

31:02.045 --> 31:05.881
بخاطر من؟
تحت تأثير قرار گرفتم

31:05.916 --> 31:08.518
همينطور به شدت هم مشکوک شدم

31:10.454 --> 31:13.823
کشيش؟

31:13.857 --> 31:16.525
نقشه‌ت چيه؟

31:16.559 --> 31:17.993
نقشه؟

31:18.028 --> 31:20.896
که منو بکشوني اينجا؟
که منو بکُشي؟

31:20.931 --> 31:24.133
نه. چرا بايد اينکار رو بکنم؟

31:24.167 --> 31:25.567
چطوري آخه؟

31:25.602 --> 31:30.439
يا شايدم... شايدم
چاره‌اي نداشتي

31:30.473 --> 31:33.041
بگو ببينم، اين مأموريت رو واسه کي داري انجام ميدي؟

31:33.075 --> 31:36.445
جان آلدن" ميخواد من بميرم؟"

31:36.479 --> 31:37.912
يا "مري سيبلي"؟

31:37.947 --> 31:40.849
يا اينکه با همديگه دارن کار ميکنن؟ هان؟

31:40.883 --> 31:44.119
همين الان بهم ميگي وگرنه
با همين چاقو گلوت رو ميبُرم

31:44.153 --> 31:46.221
و قبل از اينکه تميزش کنم و
غلافش کنم، همينجا ميميري

31:46.255 --> 31:49.023
کشيش، بهتون قول ميدم که من

31:49.058 --> 31:51.392
فقط و فقط بخاطر شما اينجام

31:54.663 --> 31:55.930
!قربان

31:57.900 --> 32:00.168
!برو دنبالش! زود باش

32:00.202 --> 32:02.803
شما خودتون ديدين؟

32:02.837 --> 32:04.505
منظورم يه جادوگره؟

32:04.539 --> 32:05.773
آره ديدم

32:05.807 --> 32:09.042
يه موجود شرور که سالها
بدون اينکه شناسايي بشه زندگي ميکرد

32:09.077 --> 32:12.246
تا اينکه بالاخره هويت واقعيش نمايان شد

32:12.281 --> 32:14.348
پس يعني اونا بين ما مخفي شدن؟

32:14.383 --> 32:16.250
اين تغيير عقيده واقعاً فوق‌العاده‌ست

32:16.285 --> 32:17.985
فوق‌العاده‌ست که اينهمه وقت طول کشيد

32:18.019 --> 32:20.187
زندگي کردن تو "سيلم" و
اعتقاد نداشتن به جادوگرا

32:20.221 --> 32:22.422
عين زندگي کردن تو لندن و
اعتقاد نداشتن به مه گرفتگيه

32:22.456 --> 32:25.893
اين يعني انکارِ چيزي که جلوي چشمته

32:25.927 --> 32:28.929
و پدرت درباره‌ي اين تغيير عقيده چي فکر ميکنه؟

32:28.963 --> 32:31.698
...پدر من

32:31.732 --> 32:34.133
...در اصل اون

32:34.168 --> 32:37.170
مسئولِ همين اتفاقه

32:37.204 --> 32:42.008
شايد به همون اندازه که ميگي پيچيده‌ست

32:45.245 --> 32:48.548
...ولي چيزي که پدرم بهم جواب نداد اينه که

32:52.052 --> 32:54.987
جادوگرها چي ميخوان؟

32:55.022 --> 32:57.656
بعضي‌ها ميگن اونا ميخوان با آرامش زندگي کنن

32:57.691 --> 33:00.193
،بعضياي ديگه، مثل پدر من
ميگن که اونها

33:00.227 --> 33:03.062
فقط و فقط نابودي بشريّت رو ميخوان

33:03.096 --> 33:04.997
و پدرت درست ميگه؟

33:05.032 --> 33:07.833
پدر من تو بيشتر مسائل درست ميگه

33:10.203 --> 33:12.738
درباره‌ي شمام درست ميگفت؟

33:12.772 --> 33:17.776
پدرم فکر ميکنه من مايه‌ي ننگم

33:17.811 --> 33:22.881
از اونجايي که توي پرهيزگاري
،و پاکي و هوشياري شکست خوردم

33:22.915 --> 33:26.918
...آره

33:26.953 --> 33:30.788
شواهد توي اين مسأله تأييد ميشه

33:30.823 --> 33:34.425
اون اشتباه ميکنه

33:50.208 --> 33:52.943
يه شرمساريِ ديگه به ليستم اضافه شد

33:52.978 --> 33:56.280
تنها شرمساريت موقعيه

33:56.314 --> 33:59.716
که شبيه پدرت نشي

33:59.751 --> 34:02.253
و اين اصلاً شرمساري نيست

34:09.494 --> 34:14.398
<i>سرزمين گوشت و استخوان</i>

34:14.432 --> 34:19.335
<i>زمين و استخوان‌ها</i>

34:19.370 --> 34:22.038
<i>سرزمين گوشت و استخوان</i>

34:22.072 --> 34:24.941
<i>زمين و استخوان‌ها</i>

34:24.975 --> 34:26.209
نمي‌بينمش

34:26.243 --> 34:28.344
نترس، برميگرده

34:28.379 --> 34:30.646
وگرنه چطوري ميخواد
تلاش کنه منو بکُشه؟

34:30.680 --> 34:34.217
<i>زمين و استخوان‌ها</i>

34:44.161 --> 34:46.361
،شيطان دشمن نيرومنديه

34:46.396 --> 34:49.197
،نه بخاطر اينکه شروره
بلکه بخاطر اينکه خيلي مرموزه

34:49.232 --> 34:50.999
اوه، ما خيلي خوب همديگه رو ميشناسيم

35:02.245 --> 35:06.448
<i>و ما مبارک و مقدّس هستيم</i>

35:08.918 --> 35:11.353
کشيش؟

35:17.126 --> 35:20.695
قربان؟

35:30.973 --> 35:33.307
قربان؟ کشيش "متر"؟

35:37.379 --> 35:38.712
دنبال من ميگردي، کشيش؟

35:38.746 --> 35:42.216
،تو با من به "سيلم" برميگردي

35:42.250 --> 35:45.419
و محاکمه ميشي، جادوگر

35:47.722 --> 35:49.423
من اينطور فکر نميکنم

36:12.946 --> 36:15.982
واقعاً فکر کردي براي کُشتن من
فقط يه چاقو لازمه، کشيش؟

36:41.307 --> 36:43.075
!برو دنبالش

36:43.109 --> 36:45.911
!آيزاک"، نذار در بره"

36:47.680 --> 36:49.981
!"آيزاک"

37:01.393 --> 37:05.363
"سلاح "مرسي

37:08.067 --> 37:10.201
اوه، پسرِ بيچاره‌ي من

37:10.235 --> 37:12.370
آروم نفس بکش

37:15.140 --> 37:16.807
تو تنها نيستي

37:26.221 --> 37:29.123
بله؟

37:29.158 --> 37:32.126
کشيش "متر" خواستن که توي
خونه‌شون شما رو ببينن

37:32.161 --> 37:32.827
کاتن"؟"

37:32.861 --> 37:34.128
آم، نه، خانم

37:34.163 --> 37:35.129
"اينکريس"

37:38.533 --> 37:44.405
خانم "سيبلي"، از اينطرف

37:54.749 --> 37:56.917
ميتونم چند لحظه باهاش تنها باشم؟

38:05.793 --> 38:07.260
"آيزاک"

38:07.295 --> 38:09.930
اوه، "آيزاک" عزيزم

38:12.233 --> 38:15.001
من اصلاً نميخواستم که سرنوشتت اين بشه

38:15.036 --> 38:17.170
،بهت قول ميدم

38:17.205 --> 38:22.208
،با اينکه آينده‌ي شومي در انتظارِ "سيلم" ـه

38:22.242 --> 38:25.511
در مقابل هرگونه رنج و درد ديگه‌اي ازت محافظت ميکنم

38:27.113 --> 38:30.950
قسم ميخورم

38:30.984 --> 38:32.518
ديگه بياييد

38:34.020 --> 38:37.489
اون بايد استراحت کنه

38:48.268 --> 38:52.437
کشيش، من متوجه نميشم

38:52.472 --> 38:57.308
چرا "آيزاک" بايد خودش رو
...مسئولِ اين بدونه که دنبال "مرسي" بره

39:00.546 --> 39:03.214
منم همين سؤال رو ازش پرسيدم

39:03.249 --> 39:05.450
و اون چي گفت؟

39:05.485 --> 39:09.721
،گفت که از طرف من اينکار رو کرده

39:09.756 --> 39:12.257
که از نظر من خيلي عجيبه

39:12.291 --> 39:15.994
وقتي به اين فکر ميکنم
که اون از من تنفر داره

39:16.028 --> 39:17.561
از شما تنفر داره؟

39:17.596 --> 39:21.565
نه. نه، "آيزاک" از هيچکس متنفر نيست

39:21.600 --> 39:23.268
اصلاً نميتونه از کسي متنفر باشه

39:23.302 --> 39:25.736
خب پس لااقل موافق هستين

39:25.771 --> 39:29.840
که ذهن اون... بچگانه‌ست

39:29.875 --> 39:31.642
،و، مثل يه بچه

39:31.676 --> 39:35.880
مجذوب افکار و مقاصد ديگران ميشه

39:35.914 --> 39:38.148
کدوم ديگران؟

39:38.182 --> 39:42.085
<i>...يه نفر که از من متنفره</i>

39:42.120 --> 39:48.058
و ميخواد که من... بميرم

39:56.600 --> 39:59.102
...و يه مسأله‌ي ديگه، کشيش

39:59.137 --> 40:02.906
من هنوزم شک دارم که
جان آلدن" جادوگر باشه"

40:02.940 --> 40:04.441
،آه، اگه "آلدن" نيست

40:04.475 --> 40:07.477
پس بهم بگو کي مسئولِ

40:07.511 --> 40:10.246
نفوذ اين اتفاق در "سيلم" ـه؟

40:10.280 --> 40:12.482
متأسفانه اطلاعي ندارم

40:12.516 --> 40:15.217
خب، شايد بتونيم با همديگه اميدوار باشيم

40:15.252 --> 40:18.187
که گناهکار واقعي پا پيش بذاره

40:18.221 --> 40:22.124
و... فرمانده‌ي خوب رو تبرئه کنه

40:22.159 --> 40:28.431
فکر ميکني همچين چيزي ممکنه... "مري"؟

40:28.465 --> 40:32.034
اينجا "سيلم" ـه

40:32.069 --> 40:35.070
فکر ميکنم هيچ محدوديتي
براي احتمالات وجود نداره

41:20.215 --> 41:23.984
بايد انتظار يه سرکشيِ ديگه رو داشته باشم؟

41:24.019 --> 41:28.022
نه. الان چند ساعته نوشيدني نخوردم

41:28.056 --> 41:32.959
،آه. چيز فوق‌العاده‌اي براي يه آدمه
نشونه‌ي پيشرفته

41:32.994 --> 41:36.397
چرا اين ساعت اومدي اينجا؟

41:36.431 --> 41:39.198
،داشتم به پيشنهادت فکر ميکردم

41:39.233 --> 41:43.102
که توي محاکمه‌ي فرمانده "آلدن" بهت ملحق بشم

41:43.137 --> 41:46.305
و تونستي بفهمي که حکمت اينکار چيه؟

41:46.340 --> 41:49.175
...حکمتش رو فهميدم

41:49.209 --> 41:51.244
ولي نه حکمتِ شما رو

41:53.280 --> 41:55.848
من تصميم گرفتم که از فرمانده "آلدن" دفاع کنم

41:55.882 --> 41:58.251
دفاع کني؟

42:01.055 --> 42:04.623
...اوه، تصور کن چقدر افتخار ميکنم

42:04.658 --> 42:07.660
به بزرگ کردن پسري که توي توانايي‌اش

42:07.694 --> 42:10.863
براي تصميمات اشتباه به شدت پابرجا و مصرّه

42:25.679 --> 42:27.046
"اَن"

42:27.080 --> 42:28.980
خواهش ميکنم پدر، از وقت خوابم خيلي گذشته

42:29.014 --> 42:30.482
فقط يه لحظه باهات کار دارم

42:30.516 --> 42:34.152
...يه چيزي هست که قبلاً بهت نگفتم

42:34.187 --> 42:35.954
درباره‌ي اون ماسک

42:35.988 --> 42:38.022
واقعاً، نميتونين براي گفتنش صبر کنين؟

42:38.057 --> 42:41.960
به اندازه‌ي کافي صبر کردم

42:41.994 --> 42:44.396
...موضوع اينه که

42:44.430 --> 42:48.666
فقط کسي که از اون نوع هست

42:48.701 --> 42:52.971
ميتونه به قدرت اون ماسک دسترسي پيدا کنه

42:53.005 --> 42:56.808
و اون نوع چيه؟

42:56.842 --> 42:59.143
از نوع من

43:02.013 --> 43:03.747
...ولي وقتي که زدمش به صورتم

43:06.017 --> 43:07.951
...يعني ميخواي بگي که من

43:07.986 --> 43:10.221
مثل مني

43:12.157 --> 43:13.724
يه جادوگر

43:16.055 --> 43:26.533
.:: @bollbolljan_com ::.