﻿WEBVTT

00:00.842 --> 00:02.642
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:02.676 --> 00:03.943
من از اسکله دارم ميام

00:03.977 --> 00:05.911
پسرمون پيش کنتس توي کشتيه

00:06.046 --> 00:07.546
چرا بايد من رو غسل تعميد بدي؟

00:07.580 --> 00:09.314
چونکه دوباره بتوني متولد بشي

00:09.349 --> 00:12.384
قوي‌تر از قبل، منم کنارتم

00:12.478 --> 00:14.112
و تو از من چي مي‌خواي؟

00:14.146 --> 00:15.747
يه پسربچه‌ست

00:15.782 --> 00:18.850
اگه شيطان رو از درونش بيرون
نکشيم، کار هممون تمومه

00:20.019 --> 00:22.587
!برو، جان! نجاتش بده

00:22.622 --> 00:25.423
من واقعاً به اون بچه نياز دارم

00:25.457 --> 00:26.757
وگرنه چي مي‌شه؟

00:26.792 --> 00:28.759
کاتن متر رو مي‌کُشم

00:28.794 --> 00:30.093
بچه رو کجا بردي؟

00:30.128 --> 00:31.829
اون پيش اَن هيل ـه

00:31.863 --> 00:34.031
اَن هيل يه جادوگره

00:34.065 --> 00:36.334
چرا داري اين مزخرفات رو مي‌گي؟

00:36.368 --> 00:38.001
با چشماي خودم ديدم

00:42.906 --> 00:44.441
،تصميم عاقلانه‌اي گرفتي

00:44.475 --> 00:45.775
دختر عزيزم

00:45.810 --> 00:47.777
جنگِ تو تموم شده

00:51.682 --> 00:52.915
!نه

01:03.693 --> 01:06.261
آه، تولد

01:06.295 --> 01:08.664
کار وحشتناک سختيه

01:08.698 --> 01:12.868
ما هممون نعره‌کشان بدنيا ميايم
و بعدش بايد استراحت کنيم

01:12.902 --> 01:15.603
ولي لرد سياه ما پشت اين
پلک‌هاي زيبا چه رؤياهايي

01:15.637 --> 01:18.105
از دنياي جديدمون داره؟

01:18.139 --> 01:21.509
يه تصوير کلي بهت بدم؟

01:21.543 --> 01:24.846
دو هزار سال اونها تلاش کردن ولي شکست خوردن

01:24.880 --> 01:27.382
و نتونستن امپراطوري خدا رو روي
زمين پياده کنن

01:27.416 --> 01:29.717
حالا نوبت ماست

01:29.752 --> 01:32.219
،تحت فرمانروايي لرد سياه ما

01:32.254 --> 01:36.222
،سيلم رونق پيدا مي‌کنه و رشد مي‌کنه
تبديل به يه ملت بزرگ مي‌شه

01:36.257 --> 01:41.094
،و همش همينجا شروع مي‌شه
با اين پسر کوچولو

01:41.128 --> 01:43.864
منم يه زماني يه خوابي ديدم

01:43.898 --> 01:45.766
خواب تولد آزادي

01:45.800 --> 01:49.035
،ولي خوابِ من
يه هيولا درست کرد

01:49.069 --> 01:51.404
يه هيولا چيزي غير از خدا

01:51.438 --> 01:54.507
که از چشم‌هاي خوفناک
اون رو مي‌بينه نيست

01:54.541 --> 01:56.542
درايت، با پذيرفتن همراهه، عزيزم

01:56.576 --> 01:58.711
من مي‌پزيرم

01:58.745 --> 02:00.813
اوه، قبول مي‌کنم که نقشم رو توي

02:00.847 --> 02:03.181
اين مصيبت خيلي خوب بازي کردم

02:03.216 --> 02:04.483
حالا ديگه کاري ندارم

02:04.518 --> 02:07.385
شايد اينطور نباشه

02:07.420 --> 02:10.889
تا الان خيلي چيزهاي کمي
ازت خواسته شده

02:10.923 --> 02:12.891
بايد افتخار کني که به
پسرت خدمت کني

02:12.925 --> 02:15.927
...من ديدم که پسرم توي پرتگاه مُرد

02:15.961 --> 02:18.029
ديدم که تو اونو غرق کردي

02:18.063 --> 02:23.000
اين... اين نمي‌تونه پسر من باشه

02:23.035 --> 02:27.771
پسر تو چيزي غير از يه
،کوزه‌ي سفالي خالي نبود

02:27.806 --> 02:30.373
،تا وقتي که پر شد
بي‌ارزش بود

02:30.408 --> 02:32.910
يه روزي بخاطر اينکه
مجبورت کردم ازم تشکر مي‌کني

02:32.944 --> 02:37.414
،وقتي اون بهوش بياد، مري
احساس متفاوتي پيدا مي‌کني

02:40.351 --> 02:44.153
،دنيا حالا جاي تاريک‌تري شده

02:44.187 --> 02:47.824
حالا که نور تو هم، مثل نور
بقيه‌ي ماها کم‌سو شده

02:53.964 --> 02:55.598
اوه، بهش توجه نکن

02:55.632 --> 02:58.066
،اگه جاي تو بود
همينکار رو مي‌کرد

02:58.100 --> 03:00.635
صبر داشته باش

03:00.670 --> 03:04.105
عشق يه مادر، به
مخالفت کردنش غلبه مي‌کنه

03:17.660 --> 03:20.390
¶ Pound me the witch drums ¶

03:20.400 --> 03:22.000
¶ witch drums ¶

03:22.000 --> 03:24.740
¶ pound me the witch drums ¶

03:25.870 --> 03:28.500
¶ pound me the witch drums ¶

03:28.500 --> 03:28.510
¶ the witch drums ¶
¶ pound me the witch drums ¶

03:28.510 --> 03:29.900
¶ the witch drums ¶

03:29.910 --> 03:32.510
¶ better pray for hell ¶

03:32.510 --> 03:37.920
¶ not hallelujah ¶

03:49.100 --> 03:55.100
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:26.416 --> 04:27.917
دارم خواب مي‌بينم

04:28.118 --> 04:30.707
اين خواب نيست

04:30.808 --> 04:34.310
پاشو. بايد بريم

04:34.389 --> 04:38.159
نمي‌تونم

04:38.194 --> 04:40.328
پسرم

04:40.362 --> 04:43.564
مري

04:43.599 --> 04:45.166
جان

04:49.007 --> 04:50.767
با ما بيا

05:31.144 --> 05:33.044
تو زنده‌اي

05:36.548 --> 05:38.216
اون کجاست؟

05:38.251 --> 05:41.719
با اون پسربچه چيکار کردي؟

05:41.754 --> 05:44.321
مطمئني مي‌خواي بدوني؟

05:44.355 --> 05:49.326
يه زن مهربون يه دفعه بهم گفت، دونستن
خيلي چيزا يه مشکل داره

05:49.360 --> 05:51.796
اونم اينه که هيچوقت فراموششون نمي‌کني -
آره -

05:51.830 --> 05:54.165
من بايد همه‌چي رو بدونم

05:56.268 --> 05:59.936
من جونِ اونو با جونِ تو معامله کردم

06:10.214 --> 06:13.283
حالا مي‌فهمم چرا دارم تو جهنم مي‌سوزم

06:13.917 --> 06:17.119
تو توي جهنم نيستي، کاتن

06:17.153 --> 06:18.720
با من توي سيلم هستي

06:18.754 --> 06:21.824
مگه اينجا پايتخت جديد جهنم نيست!؟

06:28.097 --> 06:30.732
...پس

06:30.766 --> 06:32.467
تو يه جادوگري

06:32.501 --> 06:34.668
آره هستم

06:36.939 --> 06:39.874
و فکر کنم مري سيبلي
تو رو جادوگر کرده

06:39.908 --> 06:42.910
...نه دقيقاً

06:42.945 --> 06:46.214
ولي با اينحال من رو توي مسرم
راهنمايي کرد

06:46.248 --> 06:49.217
کار پدرم بوده

06:49.251 --> 06:53.086
همينطور مادرم... کنتس ماربرگ

06:53.120 --> 06:56.456
کنتس؟

06:59.693 --> 07:02.295
مادرت؟

07:02.330 --> 07:04.530
آره

07:04.565 --> 07:07.466
...ولي، کاتن

07:07.500 --> 07:11.570
،من هنوز اَن تو هستم
زمني که عاشقته

07:11.604 --> 07:13.572
اوه

07:13.606 --> 07:15.474
نه

07:15.508 --> 07:18.878
جادوگرها دقيقاً تجسم اهريمن هستن

07:18.912 --> 07:20.279
...کاتن

07:22.115 --> 07:24.749
من فکر مي‌کردم تو
تجسم خوبي هستي

07:24.783 --> 07:29.921
خب چرا نتونم از قدرتم تو
راه درست استفاده کنم؟

07:29.955 --> 07:33.491
واسه اينکه دنيا رو يه جاي بهتر
و عادل‌تر کنم؟

07:33.525 --> 07:36.560
بخاطر اينکه اين قدرت‌ها
از طرف خودِ شيطان هستن

07:38.630 --> 07:41.398
نه

07:46.037 --> 07:49.839
...فقط يه فرصت بهم بده، شوهرم

07:49.874 --> 07:53.944
که بهت نشون بدم چيکار مي‌تونم بکنم

07:53.978 --> 07:57.047
من فقط از قدرتم استفاده کردم
...که از تو و خودم

07:57.081 --> 07:58.480
محافظت کنم

07:58.515 --> 08:00.950
من اون شب جفتمون رو
،توي جنگل نجات دادم

08:00.984 --> 08:02.618
شبي که نيروي نظامي
جلوي کالسکه‌ي ما رو گرفتن

08:02.652 --> 08:05.821
،اونا ممکن بود بهم تجاوز کنن
،تو رو بکشن، جفتمون رو بکشن

08:05.855 --> 08:07.456
ولي من جلوشونو گرفتم

08:07.490 --> 08:12.628
مطمئناً اين يه کار شيطاني نبوده

08:12.662 --> 08:15.630
اون شب يه آدم مُرد

08:19.235 --> 08:21.636
فکر مي‌کردم عدالت الهي بوده

08:24.206 --> 08:26.641
...عدالت خدا نبوده

08:28.144 --> 08:31.112
عدالت من بوده...

08:31.783 --> 08:33.683
پس يه قتل بوده

08:33.717 --> 08:36.353
يا اون مي‌مُرد يا ما

08:40.358 --> 08:41.757
کاتن، کجا داري مي‌ري؟

08:41.792 --> 08:44.060
پيش دادرس -
چي؟ -

08:46.130 --> 08:50.132
بايد درباره‌ي کنتس
...و بقيه بهش بگم

08:52.635 --> 08:55.304
و اينکه تو اون مرد رو کُشتي...

08:55.338 --> 08:57.439
...کاتن

08:57.474 --> 08:59.375
نمي‌تونم بذارم اينکار رو بکني

08:59.409 --> 09:02.211
خداحافظ، اَن

09:18.994 --> 09:20.594
بيدار شده

09:22.431 --> 09:23.930
به من چه؟

09:23.964 --> 09:27.401
بستگي به خودت داره

09:30.804 --> 09:33.706
بهش چي مي‌گفتي؟

09:33.741 --> 09:35.608
به عشقت نسبت به پسرت؟

09:35.643 --> 09:37.777
بي‌قيد و شرط؟

09:41.648 --> 09:43.715
پس پاشو بيا

09:43.750 --> 09:45.284
ثابت کن

10:10.742 --> 10:14.678
دراز بکش، منم برات يه قصه مي‌خونم

10:14.712 --> 10:19.149
،خب، يه روز و روزگاري، توي "هاراباي" کهن
...يه شاهزاده کوچولو بود

10:19.184 --> 10:21.651
قديمي‌ترين همسرش رو
،خيلي دوست داشت

10:21.686 --> 10:25.055
چون اون زيباترين و باهوش‌ترين
زن‌هاش بودن

10:27.525 --> 10:29.025
!مـ... مـ... مادر

10:34.864 --> 10:36.065
مادر

10:36.100 --> 10:38.167
مادر، دلم برات تنگ شده بود

10:38.202 --> 10:40.503
،وقتي که بالاخره پدرم رو ديدم

10:40.537 --> 10:43.072
اون دقيقاً همون چيزايي بود که تو
ازش تعريف مي‌کردي

10:43.107 --> 10:47.910
اي کاش مي‌تونستيم که سه تامون
يه... خونواده بشيم

10:47.944 --> 10:50.745
...اين همون چيزيه

10:50.779 --> 10:53.047
که هميشه مي‌خواستمش

10:53.082 --> 10:55.717
...من بهت نياز دارم

10:55.751 --> 10:58.153
...به شعرهات

10:58.187 --> 11:00.222
...به قصه‌هات

11:00.256 --> 11:03.191
به بوسه‌هات

11:03.226 --> 11:06.093
هيچوقت اون صحنه‌ رو يادم نمي‌ره

11:06.128 --> 11:10.264
...که روي زمين مرطوب جنگل خوابيده بودي

11:12.700 --> 11:17.571
،دهنت از درد باز مونده بود...
،پاهات رو باز کرده بودي که بچه بدنيا بياري

11:17.606 --> 11:24.710
و چشمات به سياهي بي‌پايانِ
جايي که توش زندگي مي‌کردم بود

11:24.745 --> 11:29.782
و فهميدم، بالاخره، تو خودِ خودشي

11:31.418 --> 11:35.588
منم اون شب رو يادم مياد

11:35.623 --> 11:41.293
ممنون که يادآوري کردي
که پسر من نيستي

11:41.327 --> 11:43.162
تو شدي مقبره‌ي اون

11:43.196 --> 11:44.630
!مادر

11:44.664 --> 11:48.233
عشقِ من، فراموشش کن

11:48.268 --> 11:51.836
خب، اون وظفه‌ش رو انجام داده

11:51.871 --> 11:55.006
تو ديگه نيازي به اون نداري

11:55.041 --> 11:56.574
اون هيچي برات نداره

11:56.608 --> 12:00.944
،يه خداي واقعي
به عشق واقعي نياز داره

12:00.979 --> 12:03.614
خب، کي مي‌تونه عشق
واقعي رو بهم بده؟

12:03.649 --> 12:06.050
من مي‌دم

12:06.084 --> 12:08.419
من

12:08.453 --> 12:12.923
تمام عمرم، هيچکسِ
ديگه‌اي رو دوست نداشتم

12:12.957 --> 12:16.025
خيلي لطف داري، خانم

12:19.096 --> 12:21.798
ولي اون بايد عاشق من باشه

12:49.408 --> 12:54.935
بيا، در آرامش، غذا و نوشيدني مي‌خوريم
و آواز مي‌خونيم

12:54.937 --> 12:57.757
همه‌چيز منتظرمونه

12:59.029 --> 13:01.343
نه، نمي‌تونم اينکار رو بکنم

13:01.375 --> 13:04.552
...من گفتم که توي سيلم مي‌ميرم

13:04.554 --> 13:06.189
...پسرم

13:08.967 --> 13:12.062
تو همين الانش هم...
توس سيلم مُردي

13:35.280 --> 13:37.680
کجا بودي؟

13:37.715 --> 13:39.382
جات اينجاست

13:39.418 --> 13:42.821
،تا تو رو احظار مي‌کنه
بايد ازش قدردان باشي

13:53.504 --> 13:55.271
بيا جلو، دختر

13:55.306 --> 13:57.006
من؟

13:57.042 --> 13:58.308
آره ديگه تو

13:58.344 --> 14:00.177
زانو بزن

14:02.951 --> 14:04.585
چشمات رو بنداز پايين

14:06.489 --> 14:09.291
تو من رو آوردي پيش کنتس

14:09.326 --> 14:11.092
و اين چيز خوبيه

14:11.127 --> 14:15.666
ولي تو من رو از مادرِ
،واقعيم دور کردي

14:15.702 --> 14:17.837
و چطور اينکار نبايد مجازات بشه؟

14:22.712 --> 14:24.813
اين دست‌ها رو نگاه کن

14:24.849 --> 14:27.950
،بدون اينکه حرفي بزنن، تهديد مي‌کنن
،التماس مي‌کنن

14:27.985 --> 14:30.753
،کسي رو احظار مي‌کنن
...دستور مي‌دن

14:30.789 --> 14:33.290
يا به کسي اشاره مي‌کنن

14:33.326 --> 14:36.462
...تو از اين انگشت استفاده کردي

14:36.499 --> 14:39.000
که همه‌ي کسايي که براي من
مُردن رو نشون بدي

14:39.035 --> 14:41.637
،حتي خودت سر انگشت خودت رو کندي

14:41.672 --> 14:46.309
و کنتس دوباره اون رو ترميم کرد

14:51.619 --> 14:52.951
هيس

14:58.228 --> 15:01.362
اين بار، مراقب باش که
،کاملاً ترميم نشه

15:01.399 --> 15:04.034
که درسِت يادت نره

15:04.070 --> 15:06.970
بيرون

15:10.040 --> 15:11.239
تو

15:17.982 --> 15:20.316
...من همه‌چي رو درباره‌ي تو مي‌دونم

15:20.353 --> 15:22.888
...هر دروغي که گفتي

15:22.923 --> 15:26.826
هر حيله‌اي که به کار بردي تا
بقيه رو به جون هم بندازي

15:26.861 --> 15:28.694
بهم نگاه کن

15:30.066 --> 15:33.836
مادرِ خوب من هيچوقت
تحمل ديدن زنده بودنت رو نداره

15:33.871 --> 15:35.904
اوه، خواهش مي‌کنم، ارباب من

15:43.082 --> 15:46.585
،و با اين بوسه
آزاديت رو بهت برمي‌گردونم

15:46.621 --> 15:50.724
ازش استفاده کن و تا جايي که
مي‌توني از سيلم دور شو

15:50.759 --> 15:51.792
زود باش

15:51.827 --> 15:54.796
ممنونم، ارباب من

16:07.447 --> 16:09.279
تو بهم قول داده بودي

16:09.315 --> 16:10.749
چي بهت قول داده بودم، بچه؟

16:10.785 --> 16:13.420
که مادرم باشي، که من رو
،يکي از خودتون بکني

16:13.454 --> 16:18.025
که شايد با سباستين ازدواج
کنم و يه پرنسس بشم

16:18.061 --> 16:19.595
ذهن آرزومندِ تو

16:19.630 --> 16:22.865
به خودت اين قول‌ها رو داده

16:22.900 --> 16:25.801
من بهت قول دادم که همون زيبايي
که موقع تولد داشتي رو بهت برگردونم

16:25.838 --> 16:28.606
و کاري کنم مري سيبلي
درد تو رو، حتي بيشتر حس کنه

16:28.612 --> 16:30.278
کافي نيست

16:30.313 --> 16:33.949
اَن هيل اونجا چيکار مي‌کرد؟

16:33.985 --> 16:36.786
اون زنيکه‌ي احمق جنده

16:36.822 --> 16:40.626
اَن هيل دختر واقعي و
ارزشمند منه

16:40.661 --> 16:43.394
اون يه ماربرگ واقعيه

16:43.429 --> 16:45.430
از کِي تا حالا؟

16:45.465 --> 16:47.500
!اون واست چيکار کرده؟

16:47.535 --> 16:51.639
من... من اون بچه‌ها رو براي
حموم کردن تو آوردم

16:51.674 --> 16:53.742
کاري که يه خدمتگزار
خوب بايد انجام بده

16:53.777 --> 16:56.612
من برده‌ي هيشکي نيستم

17:01.720 --> 17:05.222
اوه، اين اشتباه وحشتناکي بود

17:05.258 --> 17:06.958
متأسفم

17:06.994 --> 17:08.794
منظوري نداشتم. غلط کردم

17:08.830 --> 17:09.995
هيس، هيس، هيس

17:10.030 --> 17:11.294
متأسفم

17:11.329 --> 17:12.795
خيلي ديره. خيلي ديره

17:12.829 --> 17:15.228
مي‌بيني، اعتماد خيلي
ظريف و شکننده‌ست

17:15.264 --> 17:20.763
اعتماد به راحتي از بين مي‌ره
و تقريباً غيرممکنه دوباره بدست بياد

17:20.799 --> 17:24.132
عين گوشت و استخون، شکننده‌ست

17:24.166 --> 17:25.997
نه. نه

17:26.034 --> 17:27.732
!نه، نه، نه، نه. خواهش مي‌کنم

17:27.767 --> 17:28.898
!غلط کردم

17:28.933 --> 17:30.431
!واقعاً متأسفم! نه، خواهش مي‌کنم

17:30.467 --> 17:32.432
!حالا گمشو بيرون

17:32.468 --> 17:35.966
،و اگه انقدر قدرت داري
!خودت رو ترميم کن

17:36.001 --> 17:38.700
اگه يه بار ديگه اين صورت
،نمک‌نشناس تو رو ببينم

17:38.735 --> 17:42.535
عين سيب، پوستش رو مي‌کنم

17:50.971 --> 17:53.003
و اول بايد چيکار کنيم؟

17:53.039 --> 17:55.570
چطور بايد فتح کنيم و فرمانروايي کنيم؟

17:57.339 --> 18:00.504
من واقعاً بخاطر کارايي که
برام کردي ازت ممنونم

18:02.474 --> 18:04.973
...ولي

18:06.375 --> 18:09.473
خودت مي‌دوني، من واقعاً ...
بايد مادرم رو کنارم داشته باشم

18:09.508 --> 18:13.775
امروز مادرمه، ولي فردا مي‌شه
ملکه‌ي من

18:13.809 --> 18:18.108
فقط و فقط اونه که يه روزي
عروسِ من مي‌شه

18:20.045 --> 18:21.609
...ولي

18:21.645 --> 18:24.842
...فقط يه ازدواج سلطنتي وجود داره

18:24.878 --> 18:27.376
فقط يه فرجامِ واقعي وجود داره

18:27.411 --> 18:31.277
خودت اين رو مي‌دوني و بايد
کاري کني اتفاق بي‌افته

18:31.313 --> 18:32.879
مي‌فهمي؟

18:35.912 --> 18:37.781
بله

18:39.150 --> 18:40.382
پس برو

18:46.790 --> 18:49.054
برو پيداش کن

20:34.151 --> 20:38.073
چرا داري خدا رو ستايش مي‌کني؟

20:38.109 --> 20:41.389
...اون کور و کره

20:41.424 --> 20:44.705
اون فقط يه ساعت‌ساز پير و خرفته
که مدت‌ها پيش موجوداتي که

20:44.741 --> 20:48.632
از گِل و نفس ملالت‌آورش
ساخته رو فراموش کرده

20:48.667 --> 20:52.557
وقتي دعا مي‌کني نه مي‌شنوه
و نه جواب مي‌ده

20:54.961 --> 20:58.784
بعضي وقتا فقط درخواست کردن مهمه

20:58.819 --> 21:00.001
نه

21:00.036 --> 21:03.012
معجزه‌ي زنده‌ي پسر تو

21:03.048 --> 21:06.363
تنها جوابِ هر دعاييه

21:06.399 --> 21:08.834
حالا بيا

21:08.870 --> 21:10.396
اون تو رو مي‌خواد ببينه

21:10.430 --> 21:11.662
نه

21:11.697 --> 21:13.565
يه مادر، بپه‌ش رو مي‌شناسه

21:13.600 --> 21:17.169
و اون تو رو مي‌شناسه

21:17.205 --> 21:19.707
تو نمي‌فهمي

21:19.742 --> 21:23.478
هيچوقت نفهميدي

21:23.513 --> 21:26.248
ازدواج مقدس آسمون و زمين

21:26.284 --> 21:30.253
داره به دست يه دختر ناسپاس
!و دهاتي، به فنا مي‌ره

21:30.288 --> 21:32.022
تو اونو مي‌خواي

21:32.058 --> 21:33.390
من نمي‌خوام

21:33.427 --> 21:35.028
مهمونِ من باش

21:35.062 --> 21:36.428
مال تو

21:36.464 --> 21:40.401
اي کاش مي‌شد

21:40.437 --> 21:42.071
ولي نمي‌شه

21:42.105 --> 21:46.207
تو فاحشه‌ي پدرش بودي و
حالا هم فاحشه‌ي اوني

21:46.242 --> 21:47.609
دنبالم بيا

21:49.682 --> 21:53.485
اون تو رو نمي‌خواد؟

21:53.519 --> 21:58.592
تمام عمرت آرزوي کسي
رو داشتي که فقط من رو مي‌خواست

22:00.496 --> 22:02.196
چقدر دردآوره

22:03.232 --> 22:06.201
خفه شو

22:06.236 --> 22:07.804
خفه مي‌شم

22:09.308 --> 22:11.910
...هر دومون رو خفه مي‌کنم

22:13.479 --> 22:15.647
...توي تالار جلساتي که...

22:15.682 --> 22:19.218
هر تيکه‌ش از بلندترين و
قديمي ترين درختاني درست شدن

22:19.254 --> 22:21.454
که يه زماني همينجا قد کشيده بودن

22:21.490 --> 22:24.492
،حتي وقتي اينجايي
انگار وسط جنگلي

22:30.002 --> 22:32.036
جنگل‌هاي من

22:35.676 --> 22:38.443
حق با اينکريس متر بود

22:38.478 --> 22:40.647
سرنوشت من اينه که بخاطر
،گناهانم بسورم

22:40.682 --> 22:44.685
...و همين الان آماده‌ي سوختن هستم

22:44.720 --> 22:48.991
بخاطر اينکه لذت داره بوي سوختنت
کنارم رو استشمام کنم

22:49.027 --> 22:52.964
...همين الان تمومش کن، وگرنه

22:52.998 --> 22:54.697
چي؟

22:54.733 --> 22:57.368
ديگه هيچي برات نمونده
باهاش تهديدم کني

22:57.404 --> 23:02.276
،پسرم که نابود شده، عشق من مُرده
زندگي خودمم واسم بي‌ارزشه

23:02.310 --> 23:04.110
ديگه هيچ تهديدي نداري

23:05.614 --> 23:08.784
زودباش، جادوگر بزرگ‌ آب‌ها

23:08.820 --> 23:10.555
بارون رو ببار

23:10.590 --> 23:12.691
نمي‌توني، مگه نه؟

23:12.725 --> 23:15.861
قلبش رو نداري، اشک واسه باريدن بارون رو نداري

23:17.330 --> 23:21.000
شرط مي‌بندم هيچوقت تو زندگيت
گريه نکردي

23:23.739 --> 23:28.341
ولي آرزو مي‌کني کاشکي الان اشک داشتي که
بريزي، که آتيش رو خاموش کني

23:28.378 --> 23:32.683
،مهم نيست چه بلايي سر جسمم بياد

23:32.717 --> 23:35.552
خودت مي‌دوني بازم زنده مي‌مونم

23:35.586 --> 23:39.389
ولي اين احيا شدن چقدر طول مي‌کشه؟

23:39.425 --> 23:41.225
و نقشه‌هات چي مي‌شه؟

23:41.261 --> 23:46.866
يادته آخرين باري که سوختي
که حسي داشت؟

24:08.060 --> 24:10.028
...خب، خواهر کوچولو

24:11.331 --> 24:14.233
به خونواده خوش اومدي...

24:14.268 --> 24:17.170
چند وقته درباره‌ي من مي‌دوني؟

24:17.207 --> 24:18.939
هميشه

24:18.973 --> 24:22.209
مادر هميشه درباره‌ي فرد
خاص‌اش حرف مي‌زد باهام

24:31.156 --> 24:33.523
لطفاً بريد عقب

24:33.559 --> 24:37.594
فکر کنم بزرگترها دارن باهم دعوا مي‌کنن

24:37.630 --> 24:39.930
نمي‌خواي کاري بکني؟

24:39.967 --> 24:42.568
فکر کنم اين بستگي به تو داره

25:05.665 --> 25:07.099
!جنده

25:12.473 --> 25:14.107
مي‌کُشمت

25:14.142 --> 25:15.642
مي‌کُشمت

25:20.650 --> 25:24.140
!بمير

25:41.400 --> 25:42.827
!نه

25:58.496 --> 26:00.432
!بذار بميرم

26:02.778 --> 26:04.781
بذار بميرم

26:04.817 --> 26:09.369
نمي‌تونم، به همون دليلي که تو
نمي‌توني بذاري من بميرم

26:09.407 --> 26:12.021
...هيچ راه خروج راحتي نيست، مري

26:16.034 --> 26:18.546
واسه هيچکدوم از ماها...

26:24.125 --> 26:27.488
،آروم باش، دختر کوچولوي من
،هيچي نگو

26:27.524 --> 26:32.211
مامان برات يه مرغ سخنگو مي‌خره

26:32.248 --> 26:36.018
اگه اون مرغ سخنگو حرف نزد

26:36.054 --> 26:40.267
مامان برات يه انگشتر الماس مي‌خره

26:43.260 --> 26:45.671
گريه نکن

26:45.706 --> 26:48.933
مامان اينجاست

26:48.969 --> 26:53.250
شايد فرشته کوچولوت سردشه

26:53.286 --> 26:55.732
باي توي اين پتوي گرم بپيچش

26:55.767 --> 26:58.076
گريه‌هاي بچه‌ت رو آروم مي‌کنه

27:02.056 --> 27:03.582
بيا

27:03.618 --> 27:05.553
چيزي نيست

27:05.590 --> 27:08.189
بيا. بيا

27:14.760 --> 27:16.093
ساکت باش بچه

27:16.128 --> 27:18.128
!نه -
!ساکت -

27:19.798 --> 27:21.231
انقدر تقلا نکن، بيچاره

27:21.266 --> 27:22.431
هيچي واسه زندگي کردن نداري

27:22.466 --> 27:24.033
بيشتر از تو، به خونِت نياز دارم

27:24.068 --> 27:26.368
لياقتش رو دارم -
!نه -

27:28.139 --> 27:29.738
تو خونِ اونو نميکِشي

27:29.775 --> 27:31.408
بيا پشت من، دختر

27:33.612 --> 27:35.546
اين هيولا رو بذار بعهده‌ي من

27:35.580 --> 27:37.579
حق نداري جلومو بگيري

27:37.615 --> 27:40.984
فقط دارم چيزي که بهم وعده داده
شده رو بدست ميارم، چيزي که لياقتش رو دارم

27:41.019 --> 27:43.152
لياقتش رو داري؟

27:43.189 --> 27:45.488
لياقت اين دختر چيه؟

27:45.524 --> 27:47.825
لياقت داليِ من چي بود؟

27:47.860 --> 27:50.661
مي‌خواي درباره‌ي دالي بهت بگم؟

27:50.697 --> 27:54.664
درباره‌ي اينکه وقتي داشتم خونش رو
بيرون مي‌کشيدم چطوري گريه و التماس مي‌کرد؟

27:54.699 --> 27:57.100
اينکه نگاهش چطوري بود، وقتي خونِ قلبش

27:57.136 --> 27:59.303
داشت روي گوشتِ سوخته‌ي تن من مي‌ريخت؟

27:59.338 --> 28:00.637
تو کُشتيش؟

28:00.672 --> 28:02.239
،اون دالي، عروسکِ من بود

28:02.275 --> 28:03.709
هرکاري دلم مي‌خواست باهاش مي‌کردم

28:03.743 --> 28:05.844
آيزاک عزيزم

28:05.878 --> 28:07.211
آيزاک

28:10.550 --> 28:11.614
آيزاک

28:11.650 --> 28:12.782
!بسه

28:12.818 --> 28:14.484
!تمومش کن

28:14.519 --> 28:16.153
تمومش کن

28:16.188 --> 28:18.056
اين دالي نيست

28:18.090 --> 28:20.657
ديگه هيچ جادويي
!قرار نيست استفاده کني

28:20.693 --> 28:21.826
کي مي‌گه؟

28:21.862 --> 28:24.062
من مي‌گم

28:24.097 --> 28:25.830
الان وقت نگهبانيِ منه

28:25.866 --> 28:27.498
نگهبانيِ تو؟

28:27.534 --> 28:29.000
...خب، پس خوش به حال سيلم

28:29.035 --> 28:31.269
که توسط آيزاک احمق محافظت مي‌شه

28:31.304 --> 28:34.906
من هنوزم تو شهر دوستايي دارم

28:34.941 --> 28:37.309
بهشون گفتم يه شب خبرشون مي‌کنم

28:47.520 --> 28:48.853
اون دختر رو بهم پس بده

28:54.060 --> 28:55.458
!آره، فرار کن

28:55.495 --> 28:59.363
بدبخت‌هاي ديگه هم واسم هستن

28:59.398 --> 29:02.198
من فراموش نمي‌شم. من هنوز اينجام

29:02.232 --> 29:04.064
يه ملکه‌ي واقعي

29:04.101 --> 29:06.501
و فرمانروايي مي‌کنم

29:06.535 --> 29:09.836
،فرمانروايي مي‌کنم
فقط توي کابوس‌هاشون

29:09.872 --> 29:11.571
...مي‌کنم

29:11.607 --> 29:14.074
فرمانروايي مي‌کنم

29:14.109 --> 29:16.675
تو هرچيزي رو امتحان کردي

29:16.711 --> 29:18.943
چرا تسليم نمي‌شي؟

29:20.380 --> 29:22.813
آره، تو همينو مي‌خواي، نه؟

29:22.847 --> 29:24.646
که به همين راحتي تسليم شم؟

29:24.682 --> 29:25.981
نه

29:26.018 --> 29:28.784
،بهم اعتماد کن
من خيلي وقت پيش ياد گرفتم

29:28.819 --> 29:32.053
،که وقتي از درون داره مي‌خوردت
بايد تسليم بشي

29:32.089 --> 29:34.855
ادامه بده

29:34.891 --> 29:40.059
بعضي وقتا بايد ادامه بدي

29:40.094 --> 29:42.561
حالا خودت رو جمع و جور کن

29:42.595 --> 29:44.595
مي‌برمت پيشش

29:58.775 --> 30:01.276
همه‌چي مرتبه

30:01.312 --> 30:03.745
با گذشت زمان، الان اوضاع رو
مي‌تونه قبول کنه

30:03.779 --> 30:08.114
من واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم

30:08.150 --> 30:10.950
ولي الان يه فکر ديگه دارم

30:10.984 --> 30:14.252
حالا مي‌فهمم اشتباهم کجا بوده

30:14.286 --> 30:17.187
اون هيچوقت نبايد مري رو مي‌ديد

30:17.223 --> 30:20.191
بايد قبل از بيدار شدنش
از شرّش خلاص مي‌شد

30:20.225 --> 30:23.725
وقتي که اون بميره، همه‌چي درست مي‌شه

30:23.761 --> 30:26.461
بميره؟ -
بميره -

30:26.497 --> 30:28.496
و همه‌چي رو تموم مي‌کنيم

30:31.700 --> 30:32.899
...مادر

30:32.934 --> 30:35.301
کارِ مري سيبلي تمومه

30:35.337 --> 30:38.570
اون نبايد يه روز ديگه رو ببينه

30:38.606 --> 30:41.340
و تو بايد اينکار رو
براي من انجام بدي

30:41.374 --> 30:44.073
اونو ببر تو جنگل و بکُشش

30:44.109 --> 30:46.009
داري زياده‌روي مي‌کني

30:46.043 --> 30:49.345
اگه اون پسر بفهمه ما مادرش رو
کُشتيم، نابودمون مي‌کنه

30:49.381 --> 30:51.481
اون چيزي نمي‌فهمه

30:51.515 --> 30:53.983
!فقط نقشت رو بازي کن

30:54.018 --> 30:55.783
هرطور تو بخواي

30:57.487 --> 30:59.354
و خونِش رو برام بيار

30:59.388 --> 31:01.186
بايد خيلي وقت پيش تو خونش
،حموم مي‌کردم

31:01.222 --> 31:03.289
ولي اين اشتباه رو جبران مي‌کنيم

31:03.323 --> 31:06.090
...و وقتي که اون بميره

31:06.126 --> 31:08.926
ارباب مي‌بينه که فقط منم

31:27.210 --> 31:29.616
خيلي دردناکه

31:29.650 --> 31:33.352
برخلاف تمام چيزايي که
...ازت مي‌دونم

31:33.388 --> 31:36.454
دست خودم نيست که
دوسِت نداشته باشم

31:38.525 --> 31:40.825
و بخاطر همين، من تصميمم رو گرفتم

31:44.764 --> 31:47.133
يه راهي پيدا مي‌کنيم

31:49.170 --> 31:51.505
بايد با من بياي

31:51.539 --> 31:55.407
فکر نمي‌کنم بتونم

31:55.441 --> 31:57.541
از اونا مي‌ترسي؟

31:57.577 --> 32:01.546
مي‌ترسي من رو بکُشن؟

32:01.580 --> 32:04.348
واسم مهم نيست

32:04.384 --> 32:06.451
لااقل تو آزاد مي‌شي

32:06.486 --> 32:08.854
ديگه نمي‌تونه بهت آسيبي بزنه

32:14.527 --> 32:16.693
اگه نخوام چي؟

32:19.533 --> 32:21.499
نخواي؟

32:21.535 --> 32:25.670
...تو نمي‌دوني چه حسي داره، کاتن

32:25.705 --> 32:29.373
،که پر از فکر، پر از رؤيا

32:29.408 --> 32:31.675
پر از تصاوير از اينکه همه‌چي
،بايد چوري باشه داشته باشي

32:31.710 --> 32:34.911
ولي با اينحال کاملاً ناتوان باشي
که بتوني کاري درباره‌شون بکني

32:34.947 --> 32:37.714
زن بودن يعني همين

32:37.749 --> 32:39.150
من نمي‌فهمم چي مي‌گي

32:39.185 --> 32:40.650
البته که نمي‌فهمي

32:40.686 --> 32:42.686
تو يه مردي

32:45.056 --> 32:47.723
ولي من ديگه يه زن نيستم

32:47.758 --> 32:50.859
من يه جادوگرم و
مي‌تونم يه تفاوتي ايجاد کنم

32:50.896 --> 32:53.564
ولي، آم، تو شنيدي من چي گفتم؟

32:53.599 --> 32:55.265
من... من دوسِت دارم

32:55.301 --> 32:58.302
اگه اون موقعي که واقعاً بهت
،نياز داشتم عاشقم بودي

32:58.337 --> 33:00.903
شايد مجبور نبودم روي خودم
عهد ببندم

33:00.938 --> 33:05.374
اونوقت مجبور نبودم واسه سرعت دادن
به عاشق شدنت، از طلسم استفاده کنم

33:08.680 --> 33:10.750
طلسم؟

33:14.460 --> 33:17.793
اين کاريه که باهام کردي

33:19.964 --> 33:23.899
با جادوگريت هردومون رو
...گول زدي

33:23.935 --> 33:27.970
تنها حق آزادي انسان رو براي
...عاشق شدن ازش گرفتي

33:28.005 --> 33:31.006
که بتوني آدمي رو انتخاب کني
!که دوستش داشته باشي

33:33.445 --> 33:36.478
...و بخاطر هيچي

33:36.514 --> 33:38.647
چونکه من دوسِت داشتم

33:40.417 --> 33:43.552
از وقتي که اولين بار ديدمت دوسِت داشتم

33:43.587 --> 33:46.121
فقط يه ذره زمان مي‌خواستم

33:46.157 --> 33:48.457
!من زمان نداشتم

33:51.394 --> 33:53.628
تو نمي‌فهمي

33:55.698 --> 33:58.399
ولي يه روزي مي‌فهمي

34:02.705 --> 34:06.940
...من چاره‌اي نداشتم

34:06.976 --> 34:09.142
...نه اون موقع

34:09.178 --> 34:11.244
و نه الان

34:14.115 --> 34:15.448
چيکار داري مي‌کني؟

34:17.786 --> 34:20.320
بايد ازت محافظت کنم

34:43.642 --> 34:45.342
تقلا نکن، کاتن

34:47.013 --> 34:48.613
فقط دردش بيشتر مي‌شه

35:29.621 --> 35:32.555
پس اين سرنوشتي بود که اصرار داشتي
تسليمش بشم؟

35:32.590 --> 35:35.045
ممنون

35:36.900 --> 35:39.473
من آماده‌ي مُردنم

35:53.824 --> 35:56.364
واقعاً برام مهم نيست

35:56.399 --> 35:58.872
ولي واسه من مهمه

36:40.040 --> 36:43.751
همين کافيه

36:45.392 --> 36:48.634
،حالا مادر خون تو رو مي‌خوره

36:48.669 --> 36:52.179
توش حموم مي‌کنه و فکر
مي‌کنه تموم شده

36:52.214 --> 36:57.029
،ولي هنوز به اندازه کافي خون داري
اگه حواست رو جمع کني

36:57.065 --> 37:01.980
،حالا، اگه همينطور قوي باشي
مي‌توني نيروت رو دوباره بدست بياري

37:05.895 --> 37:09.940
تو آزادي، عشق من

37:09.975 --> 37:13.117
به يه دليلي خواستم
که آزادت کنم

37:13.152 --> 37:15.257
اونجا رو ببين

37:15.293 --> 37:17.131
خون رو مي‌بيني؟

37:17.167 --> 37:22.082
خونِ تو نيست، خونِ فرمانده جان آلدن ـه

37:22.116 --> 37:24.622
اون از اينطرف فرار کرده

37:24.659 --> 37:27.466
مي‌توني رد خون رو بگيري

37:27.501 --> 37:30.678
...حالا اونو دنبال کن، پيداش مي‌کني

37:30.713 --> 37:36.464
،ممکنه مُرده باشه
ولي مي‌دونم تو اونو مي‌خواي

37:39.876 --> 37:41.647
چرا اينکار رو مي‌کني؟

37:41.682 --> 37:45.661
منم توانايي داشتنِ عشق بي‌قيد و شرط رو دارم

37:47.401 --> 37:50.611
پس برو... بي‌قيد و شرط

37:50.647 --> 37:55.561
يه روزي، وقتي که گذشته رو خاک کردي

37:55.597 --> 38:00.077
،و منم گذشته‌ي خودمو خاک کردم
شايد دوباره همديگه رو ببينيم

38:41.520 --> 38:42.549
جان

38:44.280 --> 38:48.015
جان، منم، مريِ تو

38:54.089 --> 38:58.192
بگذار خونِ عشق جاري شود
و نور عشق را روشن کن

38:58.228 --> 39:04.099
،جانِ معشوقه‌ي من حفظ شود
در حالي که روحم پرواز مي‌کند

39:50.119 --> 39:52.053
مادرم رو پيدا کردي؟

39:54.691 --> 39:56.757
نمي‌دونم چطوري بهتون بگم

39:56.792 --> 39:59.294
مي‌خواستم اول مطمئن بشم

40:02.500 --> 40:04.366
چي شده؟

40:04.400 --> 40:07.301
اون مُرده

40:09.038 --> 40:11.538
مُرده؟

40:13.842 --> 40:16.142
اونقدرا نتونست قوي باشه

40:17.712 --> 40:22.383
...شايد درخشش مطلق شما، قدرت شما

40:22.417 --> 40:26.319
شايد امتياز و مسئوليتِ

40:26.356 --> 40:30.157
همسر اون بودن، براش
بيش از حد زياد بوده

40:31.860 --> 40:35.162
،اون خودش رو از يه جاي بلند پرت کرده

40:35.197 --> 40:37.264
روخونه‌ هم اونو با خودش برده

40:37.299 --> 40:40.101
اوه

40:41.636 --> 40:45.772
غم و اندوهت رو در آغوش من خالي کن

40:45.807 --> 40:48.908
...من براي تو اينجام

40:48.943 --> 40:50.609
هميشه

40:52.813 --> 40:56.515
!چطور جرأت کردي عروسِ من رو بکشي

40:59.988 --> 41:01.054
نه، ارباب

41:01.089 --> 41:02.488
کار من نبود

41:04.591 --> 41:07.226
!من... من عاشقتم

41:22.243 --> 41:24.577
سباستين

41:25.279 --> 41:27.546
سباستين

41:27.581 --> 41:28.580
کمکم کن

41:32.620 --> 41:34.787
...کمکم

41:52.440 --> 41:55.139
...شايد يه روزي

41:55.176 --> 41:57.609
ولي امروز نه

41:59.447 --> 42:01.146
شب بخير، مادر

42:03.450 --> 42:13.190
Woman: ¶ little baby,
don't say a word ¶

42:13.190 --> 42:22.630
¶ mama's gonna buy you
a mockingbird ¶

42:22.640 --> 42:32.310
¶ if that mockingbird
won't sing ¶

42:32.310 --> 42:32.320
¶ mama's gonna buy you
a diamond ring ¶
¶ if that mockingbird
won't sing ¶

42:32.320 --> 42:41.850
¶ mama's gonna buy you
a diamond ring ¶

42:41.860 --> 42:50.170
¶ and if that diamond ring
turns... ¶

43:40.046 --> 43:42.213
مري؟

43:46.052 --> 43:47.718
اوه

43:49.856 --> 43:51.757
مري؟

43:55.962 --> 43:57.962
نه

44:00.500 --> 44:01.566
مري

44:19.352 --> 44:20.884
دوسِت دارم

44:20.919 --> 44:22.752
خواهش مي‌کنم از پيشم نرو

44:26.160 --> 44:28.426
دوسِت دارم

44:31.260 --> 44:33.029
خواهش مي‌کنم

44:33.100 --> 44:36.100
« پـــايـــان فـــصـــل دوم »

44:36.200 --> 44:38.980
.:: @bollbolljan_com ::.