﻿WEBVTT

00:00.004 --> 00:01.838
‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

00:01.839 --> 00:05.842
‫یه نفر داره شرارت های توصیف
‫ناپذیری تو شهرمون مرتکب میشه

00:05.843 --> 00:08.478
‫دختری که تو رویا بود
‫دختر دیانا است؟

00:08.479 --> 00:09.846
‫مالی شاهد بعدیه

00:09.847 --> 00:13.650
‫چطور میتونیم یه بچه ی بی گناه رو به
‫جنگ بین خیر و شر بکشونیم؟

00:13.651 --> 00:16.286
‫گول لهجه ی نجیبش رو نخور

00:16.287 --> 00:18.154
‫ایکابد کرین راز هایی رو مخفی کرده

00:18.155 --> 00:21.658
‫پیدا کردن هم وطن ایکابد
‫کرین به کجا رسیده؟

00:21.659 --> 00:25.261
‫اون داره می یاد اینجا و
‫اگه شهرتش درست باشه،

00:25.262 --> 00:26.863
‫مرگ و نابودی همراهش خواهد اومد

00:36.040 --> 00:40.476
‫چه اعمال شرارت آمیزی تو این
‫لانه ی ترس و وحشت رخ داده؟

00:42.112 --> 00:46.516
‫مستاجر قبلی در شرایط مرموزی ناپدید شد

00:48.619 --> 00:50.253
‫حرومزاده پول دو ماه
‫اجاره رو هم بدهکار بود

00:50.254 --> 00:52.388
‫نوازنده بود

00:52.389 --> 00:55.892
‫تو که نیستی، نه؟

00:55.893 --> 00:57.594
‫نه تو اینجور جاها، نه

00:57.595 --> 01:00.830
‫بهم گفتن که میشه توی کمد جا شد

01:00.831 --> 01:03.800
‫خب اگه بخوای، میتونی بری توش و جا شی

01:06.036 --> 01:09.005
‫تو تبلیغ ننوشته بود که اینجا نور خوبی داره؟

01:09.006 --> 01:10.240
‫نور خورشید سرطان زاست!

01:10.241 --> 01:13.576
‫و این "مناظر خیره کننده" چطور؟

01:13.577 --> 01:16.377
‫آه یه همسایه هست که موقع
‫حموم، کرکره ها رو میکشه بالا
‫(همه جای بدنش پیداست)

01:17.681 --> 01:21.718
‫یکم کهنه ست، درسته ولی این
‫یه محله ی "لبه" ست، خب؟
‫(رو به پیشرفت)

01:21.719 --> 01:27.257
‫تا دو سال دیگه، کل این بلوک پُر از
‫مغازه های کاپ کیک و موسیقی فروشی میشه
‫(منظورش از مغازه های کاپ کیک میتونه بار و کلوب های شبانه هم باشه)

01:27.258 --> 01:30.760
‫و اینم بستگی به تیپ و فازِ
‫گانگستری تون داره آقای کرین

01:30.761 --> 01:31.961
‫چی ام...

01:31.962 --> 01:34.063
‫چجوریه که قبلاً متوجه نشدم؟

01:34.064 --> 01:37.934
‫مو های صورت و چکمه ها و تمایل به

01:37.935 --> 01:39.318
‫- پنهون کردن چاشنی دونات
‫- آره

01:39.319 --> 01:42.905
‫اگه ارزش قائل شدن به سیاست های پیشرو
‫طرح های ضدفرهنگی

01:42.906 --> 01:46.743
‫و گوشت نمک زده ی پهلو و پُشت خوک
‫من رو به عنوان یه مرد خوشتیپِ پشمالو نشون میده

01:46.744 --> 01:49.445
‫به درک، ولی این
‫خونه مناسب من نیست

01:49.446 --> 01:52.582
‫خب پول اجاره ش یک چهارمِ
‫هفت جای دیگه ایی هستش که دیدین

01:52.583 --> 01:54.317
‫برمیدارم

01:54.318 --> 01:55.752
‫باشه

02:02.726 --> 02:04.304
‫هی مرد حالا که با هم همسایه ایم

02:04.305 --> 02:06.996
‫میتونیم با هم بزنیم بیرون، بازی کنیم و اینا

02:06.997 --> 02:10.400
‫بله حتماً. خوشحال میشم

02:11.902 --> 02:16.239
‫واقعاً بخاطر کمک تون برای پیدا
‫کردن یه خونه ی مناسب متشکرم آقای ولز

02:16.240 --> 02:18.941
‫آه باعث افتخارم بود. خب
‫بعداً می بینمتون

02:18.942 --> 02:22.445
‫آه جنی میلز؟

02:23.580 --> 02:26.015
‫جیک ولز

02:27.418 --> 02:31.687
‫اسمامون یکم...متشابهه ان

02:38.796 --> 02:41.297
‫و به پیش

02:41.298 --> 02:45.001
‫هی، آپارتمان رو گرفتی
‫گنجینه هم همینطور

02:45.002 --> 02:46.803
‫شاهد بعدی رو هم میدونیم کیه

02:46.804 --> 02:48.971
‫کی میخوای به دیانا
‫راجب مالی بگی؟

02:48.972 --> 02:52.597
‫مامور توماس سختی های قابل
‫توجهی رو بخاطر دخترش تحمل کرده...

02:52.598 --> 02:55.033
‫این راه قرار نیست هموار باشه

02:56.680 --> 03:01.918
‫حس میکنم میخوای بهم بگی
‫که حقیقت دردناک رو بهش بگم

03:01.919 --> 03:04.287
‫هرچه زودتر بهتر

03:07.858 --> 03:09.091
‫گردن قشنگی داری مامان

03:10.694 --> 03:12.328
‫چون اینو از یه"مودیلیانی" جوون میشنوم
‫(نقاش و مجسمه‌ساز برجسته یهودی‌تبار ایتالیایی)

03:12.329 --> 03:14.130
‫پس به عنوان یه تعریف خوب قبولش میکنم

03:14.131 --> 03:16.199
‫واقعاً... واقعاً قشنگه

03:16.200 --> 03:17.742
‫میشه ببینم داشتی چی میکشیدی؟

03:26.243 --> 03:27.643
‫اگه میخوای میتونی این رو داشته باشیش

03:27.644 --> 03:29.579
‫من فقط باهاش کار میکنم مالی

03:32.149 --> 03:33.249
‫صبرکن

03:34.518 --> 03:37.387
‫تو بیشتر آدما رو میکشی، نه جاها رو

03:37.388 --> 03:38.621
‫اینو کجا دیدی عزیزم؟

03:42.793 --> 03:46.262
‫دیرت میشه مامان

03:46.263 --> 03:47.697
‫آره درست میگی. بریم

03:47.698 --> 03:49.132
‫میرسونمت پیش پرستارِ کلارا

03:49.133 --> 03:52.235
‫نمیشه بمونم خونه؟
‫یازده سالمه ها

03:52.236 --> 03:53.703
‫- هنوز نه
‫- تقریباً شده

03:53.704 --> 03:55.104
‫برو

03:55.105 --> 03:57.640
‫تو آماده هستی ولی من نه

04:02.679 --> 04:04.272
‫الگوریتمش قابل تطبیقه

04:04.273 --> 04:07.650
‫براساس ورودی سوالی، نقاط
‫اشتعال پیش بینی کننده ایجاد میکنه

04:07.651 --> 04:09.519
‫با گوی کریستالی فرقی نداره
‫(گوی ایی که توسط فالگیران برای دیدن آینده استفاده میشه)

04:09.520 --> 04:12.154
‫راستش ما اسم برنامه رو همین گذاشتیم

04:12.155 --> 04:15.291
‫و تو ساحل غربی بازخورد های خوبی داشتیم
‫ولی هنوز سرمایه گذار اصلی نداریم

04:15.292 --> 04:18.628
‫آره، دنیای ریسک گریزی ــه نه؟

04:18.629 --> 04:19.729
‫ولی میدونی چیه؟

04:19.730 --> 04:23.866
‫با یه تماس تلفنی، میتونم سرمایه تون رو فراهم کنم

04:23.867 --> 04:26.369
‫ولی انجامش نمیدم

04:26.370 --> 04:29.205
‫- آقای درایفس اگه...
‫- نه نه

04:29.206 --> 04:31.541
‫بخاطر نرم افزار یا بخاطر پولش نیست

04:31.542 --> 04:34.710
‫بلکه بخاطر دید تون ــه

04:34.711 --> 04:38.748
‫می دونی این شرکت شما
‫برنامه ی ده ساله داره

04:38.749 --> 04:40.783
‫ولی برنامه ی 50 ساله تون کو؟

04:40.784 --> 04:43.252
‫برنامه ی صد یا هزار ساله تون؟

04:43.253 --> 04:48.324
‫من نمیخوام رو دور بعدی اوراق
‫قرضه یا سهام کم ارزش سرمایه بذارم

04:48.325 --> 04:54.263
‫من رو چیزی کمتر از آینده ی
‫عصر انسان، سرمایه نمیذارم

04:54.264 --> 04:58.901
‫گفتین اگه اومد، خبرتون کنم آقای درایفس

05:03.740 --> 05:06.475
‫مردم این روزا هنوز از تابلو نقاشی استفاده میکنن؟

05:13.784 --> 05:15.218
‫پس اومده ها؟

05:15.219 --> 05:18.654
‫هیچ نظری داری که چرا اومده دی سی؟

05:18.655 --> 05:20.523
‫برای فهمیدنش نباید خیلی منتظر بمونیم

05:20.524 --> 05:22.758
‫به محض غروب آفتاب
‫اون راه می افته

05:22.759 --> 05:25.862
‫درسته و وقتی بیاد،

05:25.863 --> 05:28.798
‫مرگ و هرج و مرج هم همراش می یاد

05:28.799 --> 05:32.101
‫"چراغ های جمعه شب" مردم
‫(اشاره به فیلم و سریالی معروف با همین نام)

05:32.102 --> 05:34.770
‫پف و فیل و مشروب گرم،

05:34.771 --> 05:36.973
‫و کولای گیلاس تون رو بیارین

05:36.974 --> 05:39.075
‫عشق و حال قراره شروع شه

05:48.886 --> 05:51.821
‫تا 25 دقیقه دیگه میرسیم خانم رئیس جمهور

06:05.469 --> 06:07.870
‫کدِ اضطراری. بخوابین خانم رئیس جمهور

06:50.113 --> 06:56.886
‫مستقیم بهش شلیک کردم
‫و سرش...افتاد

06:56.887 --> 06:59.221
‫میدونم این به نظر دیوونگی می یاد

06:59.222 --> 07:02.325
‫ولی این اسب سوار
‫بی سر بود، باشه؟

07:02.326 --> 07:06.162
‫و همینطور داشت می یومد

07:09.600 --> 07:11.534
‫همه ی ورودی و خروجی های شهر بسته شدن

07:11.535 --> 07:13.669
‫وزارت امنیت داخلی، سرویس مخفی

07:13.670 --> 07:18.274
‫و پلیس محلی همه تو وضعیت هشدارن و دنبال
‫کسایی میگردن که به رئیس جمهور شلیک کردن

07:18.275 --> 07:20.843
‫و تنها چیزی که داریم
‫یه راننده ی اسکورت مُرده است

07:20.844 --> 07:23.913
‫و یه نفر دیگه که همه فکر میکنن
‫گیج شده و حرفای عجیب غریب میزنه

07:23.914 --> 07:26.115
‫ولی تو یجور دیگه فکر میکنی؟

07:27.884 --> 07:30.720
‫من تنها کسی ام که یه احتمال دیگه ایی رو میبینه

07:30.721 --> 07:35.391
‫و تو هم نزدیک ترین کسی هستی که
‫متخصص اینجور چیزای دیوانه واره

07:35.392 --> 07:41.464
‫من یه شیطان و ساحره هایی رو دیدم...

07:41.465 --> 07:44.333
‫ولی بازم اون بیرون هست نه؟

07:44.334 --> 07:45.768
‫هیولا های دیگه؟

07:47.838 --> 07:50.172
‫این یارو داره راستش رو میگه نه؟

07:52.743 --> 07:54.844
‫حمله کننده یه تبر دستش بود؟

07:54.845 --> 08:00.683
‫راننده ی اسکورت گفت که اون
‫یه تبر داغِ درخشان داشت

08:02.786 --> 08:04.720
‫میدونی این چیه؟

08:04.721 --> 08:07.723
‫پلیدی

08:07.724 --> 08:11.060
‫اون اسامی و شکل های مختلفی داره

08:11.061 --> 08:13.829
‫ولی عزمش، جزمه

08:13.830 --> 08:18.234
‫اگه اسب سوار هدفش رو روی
‫رئیس جمهور قفل کرده باشه

08:18.235 --> 08:21.437
‫هیچ چیز نمیتونه جلوی هدفش رو بگیره

08:22.572 --> 08:25.674
‫به عبارت دیگه، امروز دوشنبه ست
‫(روز افتضاحیه)

08:27.238 --> 08:37.938
‏.::  www.bolboljan.net ::.

09:01.549 --> 09:03.016
‫ولگردِ بی روح

09:08.022 --> 09:09.589
‫قاتل بی رحم

09:12.426 --> 09:14.360
‫تجسمِ مرگ

09:19.934 --> 09:22.735
‫اسب سوار تاریکی آخرالزمان

09:24.371 --> 09:26.639
‫این موجودیه که باهاش طرفیم

09:26.640 --> 09:29.943
‫با اسب سوار نمیشه منطقی برخورد کرد

09:29.944 --> 09:33.613
‫اون یه موتور نابودی ــه یه دنده است

09:33.614 --> 09:37.050
‫و وای بر کسانی که سرراهش قرار میگیرن

09:37.051 --> 09:40.486
‫یه حسی بهم میگه که میخوای
‫بگی بالاخره پُست مون بهش میخوره

09:40.487 --> 09:44.223
‫حدس میزدم اون حرومزاده
‫دیر یا زود خودشو نشون بده

09:44.224 --> 09:46.492
‫خب من یه چند تا سوال فنی دارم

09:46.493 --> 09:48.995
‫بی سره ها؟ خب پس چجوری نفس میکشه؟

09:48.996 --> 09:50.096
‫چجوری ارتباط برقرار میکنه؟

09:50.097 --> 09:51.431
‫یه چیزی مثل ابزارِ سوراخِ گردن داره؟

09:51.432 --> 09:52.945
‫باید بدونم با چی سروکار دارم

09:52.946 --> 09:54.969
‫مهم تر اینکه این چیز
‫دنبال رئیس جمهور

09:54.970 --> 09:57.337
‫آمریکاست. چرا؟

09:57.338 --> 10:02.041
‫تنها هدف اسب سوار در گذشته
‫پس گرفتنِ سرش بوده

10:02.042 --> 10:04.777
‫آه افسانه ی اسکاندیناویِ "میمیر"
‫(غولی بود که در میان گروهی از خدایان به دانش و خرد شهرت داشت)

10:04.778 --> 10:08.548
‫اون یه خدایی بود که تو یه جنگ
‫خدایی، سرش رو از دست داد، خب؟

10:08.549 --> 10:12.619
‫و شاهِ خدایان با یه سری گیاه مومیایی اش
‫کرد و سر رو از نابودی حفظ کرد تا...

10:12.620 --> 10:14.387
‫سر های مومیایی شده، رفیق؟

10:14.388 --> 10:16.489
‫بهم بگو از گفتن این میخوای به کجا برسی

10:16.490 --> 10:20.393
‫سرِ افراد سلطنتی تو فرهنگ های مختلف
‫به عنوان محافظ های قوی شناخته شدن

10:20.394 --> 10:22.322
‫"پیگمه" ها همین جریان سر های خورد شده رو دارن
‫(گروه قومی که میانگین قد آنان بصورت غیر عادی کوتاه است)

10:22.323 --> 10:23.960
‫آره می بینی، هرچی
‫شخص مهم تر باشه

10:23.961 --> 10:25.028
‫طلسم تو سرش هم بیشتره

10:25.029 --> 10:29.602
‫تو فرهنگ های زیادی این باور هست
‫که سران حکومت، قدرت های جادویی دارن

10:29.603 --> 10:31.904
‫اسب سوار دنبال سرِ رئیس جمهوره

10:31.905 --> 10:33.840
‫ولی چجوری جلوش رو بگیریم؟

10:33.841 --> 10:37.105
‫راننده ی اسکورت میگفت که وقتی اسب
‫سوار دنبال رئیس جمهور میرفت، اون...

10:37.106 --> 10:39.946
‫به مانعی رسید که نتونست ازش رد شه

10:39.947 --> 10:44.250
‫شاید یه تحقیقاتِ دقیق تری از خیابونی که اسب
‫سوار به رئیس جمهور حمله کرد در جریان باشه

10:44.251 --> 10:45.685
‫آه صبرکنین صبرکنین

10:45.686 --> 10:49.722
‫ما داریم راجب یه تحقیقات فعال در رابطه
‫با سوءقصد به ریاست جمهوری حرف میزنیم

10:49.723 --> 10:51.791
‫من شاید بتونم تو رو ببرم به صحنه ی جرم، کرین

10:51.792 --> 10:53.559
‫ولی یه ارتش کوچیک(بقیه تون) رو نه

10:53.560 --> 11:00.066
‫آه میتونی سیگنال یه بی سیم رو
‫تو یه متر بتن، تقویت کنی؟

11:00.067 --> 11:01.567
‫از قبل انجام شده

11:01.568 --> 11:05.104
‫خب پس میدونم چجوری میتونیم
‫اونجا باشیم و همزمان نباشیم

11:06.907 --> 11:11.010
‫هیچ گروهی مسئولیت حمله به
‫رئیس مون رو برعهده نگرفته

11:11.011 --> 11:13.680
‫این میتونه کار یه تیرانداز تنها باشه؟

11:13.681 --> 11:15.415
‫یه راننده ی اسکورت کُشته شد

11:15.416 --> 11:18.484
‫و دومی هم اونور مقاومت کرد

11:18.485 --> 11:22.388
‫اسب سوار داشت دنبال کاروان
‫میرفت که یه چیزی جلوش رو گرفت

11:24.858 --> 11:27.994
‫سی قدم به سمت غرب

11:27.995 --> 11:29.629
‫دریافت شد

11:29.630 --> 11:33.132
‫خب، هنوزم فکر میکنی کشیدن
‫نقشه ی تونل ها وقت تلف کردن بوده؟

11:33.133 --> 11:35.001
‫من که آخر هفته ام رو اینجوری نمیگذرونم

11:35.002 --> 11:36.135
‫هی صبرکن

11:36.136 --> 11:38.371
‫چیزی راجب علامت های حجاری شده و کلمات رمزی میدونی؟

11:38.372 --> 11:42.675
‫فقط اینکه کلمات رمزی میتونن علامت باشن
‫ولی علامت ها لزوماً کلمه ی رمزی نیستن

11:42.676 --> 11:44.143
‫و اونی که روش وایسادی؟

11:47.915 --> 11:49.482
‫مایایی ــه

11:49.483 --> 11:52.485
‫"هوی" برای تقدیس کردن و مبارک خواندن

11:52.486 --> 11:53.953
‫یکی دیگه اینجا هست

11:53.954 --> 11:56.022
‫اینا قرن ها پیش حک شدن

11:56.023 --> 11:57.190
‫"دوریدیک"

11:57.191 --> 11:58.624
‫"دور" بلوط

11:58.625 --> 12:00.827
‫یه کلمه ی مرموز برای باز کردن راه

12:00.828 --> 12:03.129
‫تو...

12:03.130 --> 12:05.131
‫کارت با کلمات خوبه

12:06.133 --> 12:08.801
‫اگه همینطور بهم زل بزنی

12:08.802 --> 12:10.469
‫یه چشمت رو از دست میدی

12:17.311 --> 12:20.246
‫تو واقعاً به کیسش نمیخوری

12:20.247 --> 12:21.981
‫میگن که تضاد ها باعث جلب توجه میشه

12:21.982 --> 12:23.816
‫آره "اونایی که میگن" رو نمیشناسم

12:23.817 --> 12:25.351
‫ولی طبق حرفای "سون تسی"
‫(نویسنده کتاب چینی هنر رزم در سال های 496 الی 544 قبل از میلاد)

12:25.352 --> 12:27.687
‫جنگی که از قبل توش شکست خوردی رو نباید بری

12:27.688 --> 12:29.722
‫اون هفت تا زن داشت

12:29.723 --> 12:33.459
‫اینجا بود که اسب سوار دررفت؟

12:33.460 --> 12:35.361
‫آره

12:35.362 --> 12:37.463
‫گفتی 30 قدم به غرب
‫از آخرین موقعیتت؟

12:37.464 --> 12:38.798
‫دقیقاً

12:41.068 --> 12:42.236
‫خب ما دقیقاً زیرتونیم

12:42.237 --> 12:43.941
‫و یه چیز عجیبی بالا سرمونه

12:43.942 --> 12:47.206
‫زیر درِ فاضلاب یه چیزی پیچ و مهره خورده

12:47.207 --> 12:51.577
‫و درست وسط یه حلقه ایی از
‫کلمات جادویی حفاظت کننده است

12:51.578 --> 12:53.121
‫تو دیوارای تونل حک شدن

12:53.122 --> 12:56.282
‫آره از فرهنگ های باستانی مختلف

12:56.283 --> 12:57.884
‫این یه اطاقک جادویی ــه

12:57.885 --> 13:00.853
‫اونقدر قوی هست که مانع اسب سوار شده

13:00.854 --> 13:02.355
‫تخصص خودته

13:02.356 --> 13:05.258
‫من فقط میدونم که شش ساعت
‫تا غروب آفتاب داریم

13:05.259 --> 13:07.927
‫میتونین اون شیء گرد رو بردارین
‫و برشگردونین به گنجینه؟

13:07.928 --> 13:09.362
‫اونجا میتونم بررسیش کنم

13:10.297 --> 13:11.798
‫مثل آب خوردنه

13:11.799 --> 13:15.101
‫یه تنظیم کننده ی تشدیدِ الکترو
‫صوتی ساخته ی خودمه

13:15.102 --> 13:16.725
‫یه چیزی شبیه سونوگرافی

13:16.726 --> 13:18.371
‫تو خالیه؟

13:18.372 --> 13:20.039
‫آه توش مایعه

13:20.040 --> 13:21.641
‫اوه آره جیوه

13:21.642 --> 13:23.476
‫انسان های باستان خیلی با ارزشش میدونستن

13:23.477 --> 13:25.311
‫امپراطور های چینی میخوردنش

13:25.312 --> 13:27.480
‫که فکر خوبی هم نیست

13:27.481 --> 13:30.883
‫فکر نمیکنم جیوه به تنهایی باعثش شده. ببینین

13:32.152 --> 13:34.320
‫یه کلمه ی دیگه

13:34.321 --> 13:36.022
‫این یکی...

13:36.023 --> 13:37.089
‫مصریه

13:37.090 --> 13:39.692
‫"سا" تو مقبره های فراعنه ازش استفاده شده

13:39.693 --> 13:42.595
‫صبرکنین

13:42.596 --> 13:46.766
‫این علامت و اونایی که
‫زیر خیابون پیدا کردین

13:46.767 --> 13:50.837
‫من این ترکیب رو قبلاً تو نمونه
‫کار های یه مهندس با مهارت

13:50.838 --> 13:53.506
‫نقشه بردار و برنامه ریز شهر دیدم

13:53.507 --> 13:55.441
‫اسمش "بنجامین بنکر" بود
‫(دانشمند،نقشه بردار،نویسنده و کشاورز در قرن 18 ام)

13:55.442 --> 13:57.343
‫امکان نداره

13:57.344 --> 14:00.546
‫نه. من هرچی که از بنجامین بنکر
‫بشه خوند رو خوندم

14:00.547 --> 14:02.648
‫خب؟ اون واقعاً مردی واسه خودش بود

14:02.649 --> 14:05.451
‫قهرمان واقعی جنبش حقوق مدنی

14:05.452 --> 14:07.920
‫دویست سال قبل از
‫اینکه حتی حرکتی صورت بگیره

14:07.921 --> 14:10.756
‫بنکر تو جبهه های زیادی یه انقلابی بود

14:10.757 --> 14:17.330
‫یه بار داستانی از یه سرباز
‫مستعمراتی انگلیسیِ بی نام خوندم

14:17.331 --> 14:22.702
‫که راجب یه دیدار با کارگاه بنکر تو
‫ایالت مری لند در سال 1777 بود

14:22.703 --> 14:24.971
‫اسمم کاپیتان ایکابد کرین ــه

14:24.972 --> 14:29.208
‫به دستور ژنرال جورج واشنگتن اینجام
‫تا پیغامی رو به بنجامین بنکر برسونم

14:29.209 --> 14:31.510
‫من بن بنکر ام

14:31.511 --> 14:34.313
‫و درحال حاضر تو بی اجازه وارد خونه ام شدی

14:34.314 --> 14:35.540
‫خب من...

14:35.541 --> 14:38.684
‫طبق قوانین مری لند، من
‫حق این رو دارم که بُکُشمت

14:38.685 --> 14:42.021
‫من با نیتِ پاک اومدم قربان

14:42.022 --> 14:43.756
‫برای همین...

14:43.757 --> 14:46.525
‫اگه میشه منو بیارین پایین

14:52.733 --> 14:54.433
‫حالا از زمینم برو

14:54.434 --> 14:56.002
‫من باید یه نامه ی رسمی رو برسونم قربان

14:56.003 --> 14:57.436
‫نگه ش دار

14:57.437 --> 15:00.473
‫پاره ش کن و برای
‫آتیش خیمه ات ازش استفاده کن

15:00.474 --> 15:04.853
‫یه دعوت نامه ست قربان، از طرف
‫فرمانده تون تا به جنگ علیه انگلیس بپیوندید

15:04.854 --> 15:06.045
‫علاقه مند نیستم

15:06.046 --> 15:07.580
‫آقای بنکر

15:08.715 --> 15:13.052
‫شما به طور واضح مهارت هایی دارین

15:13.053 --> 15:15.488
‫این مهارت ها خیلی
‫میتونه به نفع جنگ باشه

15:15.489 --> 15:19.392
‫و مهارت های شما چیه آقای کرین؟

15:19.393 --> 15:22.261
‫اگه بهت گفتن که مهارت قانع کردن رو داری،

15:22.262 --> 15:23.763
‫خیال محض بوده

15:23.764 --> 15:26.098
‫قربان،من

15:26.099 --> 15:31.293
‫وقتی کشور تحت ظلم و ستمه، نمیتونم
‫با وجدان راحت بشینم و هیچ کاری نکنم

15:31.294 --> 15:36.108
‫با این وجود تو این حقیقت رو که کسایی
‫که سعی بر انقلاب کردن دارن

15:36.109 --> 15:38.878
‫از اربابایی که سعی بر نابود
‫کردن شون دارن، بهتر نیستن رو نادیده گرفتی

15:40.681 --> 15:44.283
‫تو رای گیری بین انتخاب کمتر بودن دو شرور،

15:44.284 --> 15:45.885
‫تصمیم میگیرم که کلاً رای ندم

15:49.823 --> 15:52.558
‫صبرکن. از کجا اینا رو میدونی؟

15:53.460 --> 15:55.227
‫تو اسنادِ بنکر خوندم

15:55.228 --> 15:57.131
‫خب بنجامین بنکر قهرمان منه، خب؟

15:57.132 --> 15:59.732
‫هرچی که ممکنه راجبش
‫بدونی رو من میدونم

15:59.733 --> 16:03.736
‫و هرکی که ازش چیزی میدونه
‫زیاد نمیدونه چون

16:03.737 --> 16:07.306
‫اسناد بنکر سال 1826 تو یه آتیش سوختن

16:09.609 --> 16:11.744
‫این تو تاریخ سلیپی هالو...

16:11.745 --> 16:12.745
‫نه نبوده رفیق

16:12.746 --> 16:13.746
‫اعتراف کن

16:13.747 --> 16:15.414
‫اشکال نداره

16:15.415 --> 16:16.582
‫تو مسافر زمانی

16:16.583 --> 16:18.084
‫بی خیال

16:18.085 --> 16:20.653
‫شاید یکم لباساش عجیب باشه ولی این غیرممکنه

16:20.654 --> 16:21.954
‫آه مثل اسب سوار بی سر؟

16:21.955 --> 16:23.990
‫ها؟ جان ویلکس بوثِ شیطان؟

16:23.991 --> 16:25.825
‫جیک درست میگه

16:25.826 --> 16:31.130
‫من یه فولیکول مو از ژاکتت برداشتم و فرستادمش به
‫آزمایشگاه برای آزمایش تاریخ‌گذاری رادیوکربن
‫(دستگاه پوستیِ تولیدکننده مو - آزمایشی جهت تخمین تاریخ مرگ موجودات)

16:31.131 --> 16:34.900
‫نبودِ فلوراید، آلاینده، تشعشع و یُد نشون میده که

16:34.901 --> 16:37.403
‫تو از یه زمان خیلی قبل تر از ماها هستی

16:39.573 --> 16:42.241
‫اون از لحاظ فنی 265 سالشه

16:42.242 --> 16:44.176
‫آه خدای بزرگ

16:44.177 --> 16:46.979
‫چرا حرفی از این نزدین؟

16:46.980 --> 16:48.763
‫فقط از یه مدرک که نمیشه نتیجه گرفت

16:48.764 --> 16:52.718
‫به علاوه واقعاً بهمون ربط
‫نداره که اون مال چه زمانیه

16:52.719 --> 16:53.853
‫باشه باشه

16:53.854 --> 16:56.689
‫خب شیاطین، ساحره ها

16:56.690 --> 16:57.690
‫هیولا ها هم وجود دارن

16:57.691 --> 16:59.392
‫و تو یه مسافر زمانی؟

17:01.762 --> 17:03.562
‫یه مردی خارج از زمان

17:03.563 --> 17:04.763
‫آه خدای من

17:11.171 --> 17:12.471
‫خیلخب

17:12.472 --> 17:15.307
‫من سال 1751 به دنیا اومدم

17:16.676 --> 17:20.279
‫من تو ارتش ژنرال واشنگتن یه افسر بودم

17:20.280 --> 17:21.747
‫صبرکن

17:21.748 --> 17:23.371
‫این چیزی که دنبال رئیس جمهوره

17:23.372 --> 17:26.052
‫کت قرمز(سرباز انگلیسی)
‫ربطی به مُد که نداره، نه؟

17:26.053 --> 17:30.923
‫من و اسب سوار از اولین ملاقات مون
‫در میدان جنگِ سالِ 1781 دشمنان قسم خورده بودیم

17:36.396 --> 17:41.901
‫اتفاقاتی افتاد که من و اون به مدتِ...

17:41.902 --> 17:44.703
‫تقریباً 200 سال به خواب رفتیم

17:44.704 --> 17:50.743
‫تا اینکه یه شیطانِ نحس اونو به عنوان یکی
‫از چهاراسب سوار آخرالزمان بزرگ کرد

17:50.744 --> 17:53.479
‫از بدشانسی بزرگ ما بود
‫که چندین بار باهاش روبرو شدیم

17:53.480 --> 17:55.815
‫"ما"؟ تو و کی؟

17:55.816 --> 17:59.118
‫همکارم

17:59.119 --> 18:01.287
‫و خواهر خانم جنی

18:01.288 --> 18:04.523
‫ستوان گریس ابیگل میلز

18:04.524 --> 18:07.393
‫این وظیفه ی ما به عنوان دو شاهد بود که...

18:07.394 --> 18:08.794
‫شما شاهد بودین؟

18:08.795 --> 18:11.197
‫تازه گفتی چهار اسب سوار

18:11.198 --> 18:13.899
‫مثل همون دو شاهد تو کتاب انجیل؟

18:13.900 --> 18:15.134
‫دقیقاً

18:16.236 --> 18:17.736
‫و ما موفق شدیم

18:17.737 --> 18:21.841
‫با هم جلوی ارباب اسب سوار رو از

18:21.842 --> 18:24.176
‫آزاد کردن ارتش جهنمی، گرفتیم

18:26.079 --> 18:28.914
‫واقعاً منو به درجه ی "مردی خارج از زمان" رسوندی

18:28.915 --> 18:30.983
‫کرین؟

18:30.984 --> 18:34.119
‫من و تو، بیرون، همین الآن

18:44.674 --> 18:47.057
‫تو جونم رو نجات دادی
‫واسه همین دستت رو باز گذاشتم

18:47.058 --> 18:50.707
‫از اون موقع به بعد، تو تنها کسی
‫هستی که اطلاعاتی راجب این

18:50.708 --> 18:52.142
‫اتفاقات فراطبیعی که تو پرونده هام ظاهر میشن، داره

18:52.143 --> 18:54.231
‫- مامور توماس
‫- حالا میفهمم که تو هم

18:54.232 --> 18:55.866
‫فراطبیعی هستی؟

18:55.867 --> 18:58.302
‫فکرمیکنی نگه داشتن این موضوع
‫ازمون، اشکالی نداره؟

18:58.303 --> 19:00.738
‫- حق دارین عصبی باشین
‫- آره

19:00.739 --> 19:02.339
‫ولی...

19:02.340 --> 19:04.708
‫این دیگه براتون زیادی بود

19:04.709 --> 19:06.110
‫من هم مامور امنیت داخلی ام هم سرباز دریایی

19:06.111 --> 19:08.345
‫فکر کنم بتونم از پسِ هرچی
‫که بندازی بهم بربیام

19:08.346 --> 19:10.481
‫خیلخب

19:10.482 --> 19:11.615
‫مطلب گرفته شد

19:11.616 --> 19:15.889
‫ولی تا ساعاتی دیگه خورشید
‫غروب میکنه و اسب سوار هم راه می افته

19:15.890 --> 19:18.122
‫داستانت رو تموم کن. چیزی
‫که باید بدونیم رو بهمون بگو

19:18.123 --> 19:21.158
‫ولی این لطف رو بکن
‫و باهامون روراست باش

19:26.698 --> 19:27.731
‫ردیفیم؟

19:27.732 --> 19:29.366
‫- نه
‫- آره

19:29.367 --> 19:31.235
‫ولی روز داره تموم میشه

19:31.236 --> 19:33.804
‫بنکر رو میشناختی؟

19:33.805 --> 19:34.872
‫نه

19:34.873 --> 19:36.707
‫اون بنکر رو میشناخت

19:36.708 --> 19:38.275
‫شخصاً

19:38.276 --> 19:40.611
‫خب...

19:40.612 --> 19:44.281
‫اونقدری که بدونم قدردان ستایش
‫های شما ازش هست آقای ولز

19:44.282 --> 19:46.784
‫این قرص فلزی، چجوری بهش مربوط میشه؟

19:46.785 --> 19:49.186
‫واشنگتن دستور داد یه
‫نامه ی رسمی بهش برسونم

19:49.187 --> 19:51.622
‫وقتی بنکر رد اش کرد
‫تا کارگاه رفتم دنبالش

19:51.623 --> 19:56.026
‫چیزی که داخل دیدم
‫تالاری از اعجوبه ها بود

19:56.027 --> 19:58.529
‫این طرح ها...

19:58.530 --> 20:00.898
‫فوق العاده ان

20:04.135 --> 20:07.404
‫من نشانه هایی از کدِ "هرمنوتیک" دارم می بینم؟
‫(مطالعه قواعد صحیح تفسیر متن - با واژهٔ هرمس
‫"ایزد پیام‌رسان یونانیان" دارای ریشهٔ مشترک است)

20:09.407 --> 20:12.977
‫پیامبرِ گونیا، شاقول و تراز، درسته؟
‫(سمبل های فراماسونری)

20:12.978 --> 20:14.979
‫من یه فراماسونی ام، آره

20:18.984 --> 20:20.884
‫این شهر

20:22.921 --> 20:26.490
‫این وجود نداره، نه؟

20:26.491 --> 20:27.858
‫هنوز نه

20:27.859 --> 20:29.693
‫نه

20:29.694 --> 20:31.462
‫ولی به وجود می یاد

20:33.265 --> 20:37.368
‫یه کلان شهر که نجیب ها و شریف ها اهدا شده،

20:37.369 --> 20:40.704
‫با آزادی و عدالت برای همه ی آدم ها

20:40.705 --> 20:43.574
‫صرفنظر از نژاد، رنگ پوست یا دین شون

20:43.575 --> 20:49.079
‫ترکیبِ مناظر جذابِ معماری های فارسی و آرامی

20:49.080 --> 20:51.382
‫مایایی و مصری

20:51.383 --> 20:52.983
‫و سومری

20:52.984 --> 20:53.984
‫این شهر

20:53.985 --> 20:57.855
‫باید قلبِ سرزمین جدیدمون بشه

20:57.856 --> 21:00.157
‫یه نماد

21:00.158 --> 21:02.626
‫یه جوهر درخشان و روشن

21:06.965 --> 21:09.299
‫شایدم لکه دار

21:10.435 --> 21:13.203
‫به اصطلاح بنیان گذاران تون

21:13.204 --> 21:15.306
‫واشنگتن، جفرسون، فرانکلین

21:15.307 --> 21:17.174
‫اونا حرف از آزادی میزنن

21:17.175 --> 21:20.577
‫با این وجود اجازه میدن که عملِ شنیعِ
‫تربیت برده ادامه پیدا کنه

21:20.578 --> 21:25.716
‫اونا بخش بزرگی از جمعیت
‫آمریکا رو نادیده گرفتن

21:25.717 --> 21:30.487
‫من طرفدار لغو نظام برده داری هستم آقای بنکر

21:30.488 --> 21:32.256
‫موافقم

21:32.257 --> 21:39.830
‫همه ی آدم ها صرفنظر از نژاد، دین یا رنگ پوست شون
‫حق دارن که آزاد باشن

21:39.831 --> 21:43.967
‫انقلاب از یه کاغذ شروع میشه

21:45.870 --> 21:49.206
‫آخرین قدم باید تو خیابونا صورت بگیره...

21:49.207 --> 21:52.409
‫با صدای بلند قلب های تپنده ی درست کار

21:53.378 --> 21:55.279
‫من این آدما رو میشناسم

21:55.280 --> 21:57.848
‫باهاشون صحبت کن

21:57.849 --> 21:59.950
‫بهت گوش میدن

22:02.420 --> 22:07.024
‫تو مکاتباتم با واشنگتن
‫همین کار رو کردم

22:09.594 --> 22:13.263
‫شاید...یه رویکرد متفاوتی وجود داشته باشه

22:13.264 --> 22:19.303
‫اگه این مشکل حل نشه، این اتحاد
‫جدید رو از هم می پاشونه

22:21.106 --> 22:23.140
‫روز خوبی داشته باشی آقای کرین

22:23.141 --> 22:25.075
‫به طرز عجیبی، خوشحال کننده بود

22:29.981 --> 22:32.749
‫سفر خوبی به هرکجا که ازش اومدی داشته باشی

22:40.959 --> 22:46.897
‫پس اگه این شیء توسط بنکر ساخته شده باشه
‫و اگه میتونه جلوی اسب سوار رو بگیره

22:46.898 --> 22:49.299
‫دیگه چی تو انبارش داشته؟

22:49.300 --> 22:50.501
‫می بینی، درست همینجا

22:50.502 --> 22:52.770
‫مشکل اینه که چیزی
‫که قبلش بهت گفتم، حقیقت داره

22:52.771 --> 22:56.306
‫همه ی اسناد بنکر 150 سال پیش سوختن

22:56.307 --> 22:58.475
‫شاید همشون نه

22:58.476 --> 23:02.946
‫- گفتی یه کاغذ با علامت "سا" تو کارگاه بنکر بود؟
‫- دقیقاً

23:02.947 --> 23:05.983
‫"جو" و من یه مدت پیش، تو بازار سیاهِ
‫حراج دست ساخته ها میگشتیم

23:05.984 --> 23:08.819
‫من یه کاغذ چرمی با اون علامت دیده بودم

23:08.820 --> 23:09.987
‫میشه؟

23:09.988 --> 23:12.089
‫بفرما

23:19.330 --> 23:20.731
‫ایناها

23:21.499 --> 23:24.324
‫طرح های معماری از کلکسیون ب.بنکر

23:24.325 --> 23:26.403
‫صبرکن. این چطور ممکنه؟

23:26.404 --> 23:28.197
‫رفیق من همه جا رو برای هر ردی

23:28.198 --> 23:30.404
‫که ممکنه از کارای بنکر تو
‫اون آتیش باقی مونده باشه، گشتم

23:30.405 --> 23:34.044
‫آره من خیلی وقته که تو این کانالای بازار
‫سیاه کار میکنم و خبر خوب اینه که،

23:34.045 --> 23:36.046
‫خریدارش اینجا تو دی سی هستش

23:36.047 --> 23:41.618
‫کاغذ با مبلغ هنگفتی به مهندس تکنولوژی
‫بیلیونر "مالکوم درایفس" فروخته شده

23:44.656 --> 23:47.558
‫آقای درایفس، کارتون داشتم

23:47.559 --> 23:52.563
‫یه مامور امنیت داخلی برای دیدن شما اومده
‫و ایکابد کرین هم همراشه

23:52.564 --> 23:54.965
‫الآن دارن می یان بالا

23:54.966 --> 23:57.067
‫خیلخب

23:57.068 --> 23:58.969
‫خب بیا بذاریم انجام بشه

23:58.970 --> 24:02.039
‫و اگه به نظر بیاد که سرنخی
‫از کارامون پیدا کرده باشن

24:02.040 --> 24:03.440
‫طلسم و غیره

24:03.441 --> 24:07.811
‫اونوقت نیاز میشه که دست بجنبونی دوستِ من

24:09.447 --> 24:12.716
‫گفتن مسئله ی امنیت داخلی ــه آقای درایفس

24:12.717 --> 24:15.519
‫مامور دیانا توماس از
‫وزارت امنیت داخلی

24:15.520 --> 24:17.888
‫باشه

24:17.889 --> 24:25.062
‫میشه بهم بگین که این دررابطه ی
‫معاملات خودی یا حساب های فراساحلی ــه
‫(معاملات خودی: خرید یا فروش اوراق بهادار توسط یک
‫فرد خودی که به اطلاعات مهم و غیرعلنی دسترسی دارد)

24:25.063 --> 24:29.399
‫یا اینکه بالاخره چاهی که همه ی جسد ها...
‫(حساب فراساحلی: حسابِ بانکی که در مکانی خارج از محل سکونت سپرده‌هایش
‫مستقر می‌گردد و بطور معمول دارای مالیات پایین و معافیت‌های مالیاتی است)

24:29.400 --> 24:31.001
‫توش دفن شدن رو پیدا کردین؟

24:38.513 --> 24:42.925
‫خب لطفاً بهم بگین چجوری میتونم
‫به وزارت امنیت داخلیِ قهار کمک کنم؟

24:42.926 --> 24:45.427
‫من دارم راجب یه پرونده ی حساس تحقیق میکنم

24:45.428 --> 24:48.764
‫آه این ربطی به رئیس جمهور داره؟

24:48.765 --> 24:54.703
‫شنیدم مردم دارن بخاطر حمله ی
‫دیشب، سرشون رو از دست میدن!

24:54.704 --> 24:57.039
‫کارمون محرمانه است

24:57.040 --> 25:01.777
‫ولی میتونم بهتون بگم که ما دنبال یه شیء
‫بخصوصی هستیم که فکر میکنیم پیش شماست

25:01.778 --> 25:05.280
‫یه کاغذ چرمی که زمانی
‫مال بنجامین بنکر بود

25:08.451 --> 25:13.422
‫من...من یه کاغذ چرمی کمیاب از بنکر دارم بله

25:13.423 --> 25:16.425
‫توی گاوصندوق پایینه

25:16.426 --> 25:18.046
‫میشه لطف کنی و بری بیاریش؟

25:22.632 --> 25:24.466
‫از اول چی باعث شد این شیء رو بخرین؟

25:24.467 --> 25:27.670
‫به نظرم من کارم از عجیب و غریب بودن گذشته

25:27.671 --> 25:30.506
‫من همیشه شیفته ی مفهوم "اسرارآمیز بودن" بودم

25:30.507 --> 25:32.574
‫و اینجا هم دقیقاً شهر مناسبِ اینه

25:32.575 --> 25:36.779
‫واشنگتن دی سی...شهرت زیادی به عنوانِ

25:36.780 --> 25:39.982
‫سرچشمه ی فعالیت های فراطبیعی داره

25:39.983 --> 25:44.053
‫ارواح، اجنه، شیاطین، ساحره ها...

25:44.054 --> 25:45.821
‫حتی لپرکانِ عجیب غریب
‫(موجودی خیالی در اساطیر سنتی ایرلندی که بیشتر علاقه دارد با پیرمردان هم صحبت
‫شود و معمولاً کت قرمز یا سبز به تن دارد و در باورهای عامه او که تا کنون بدست انسان‌ها
‫نیز اسیر شده‌است توانایی برآورده کردن سه آرزوی هر شخص را دارد)

25:45.822 --> 25:49.825
‫بله. هرشهری افسانه ها و
‫ستایش کننده های خودش رو داره

25:49.826 --> 25:53.929
‫شاید موفقیت قابل توجه تون، مثل بنکر

25:53.930 --> 25:56.165
‫زمینه ی فراطبیعی داره

25:57.734 --> 26:02.204
‫آه واسه این به کاغذ بنکر نیازی ندارم

26:03.139 --> 26:10.078
‫من تو 25 سالگی...روحم رو به شیطان فروختم

26:15.352 --> 26:16.896
‫ببخشید، شوخی کردم، البته

26:18.021 --> 26:19.483
‫اینکه کتاب کمیک بخونی یه چیز

26:19.484 --> 26:22.324
‫اینکه باور کنی یه آدم میتونه پرواز کنه هم یه چیز

26:22.325 --> 26:24.947
‫طوری که صحبت میکنین
‫به نظر می یاد بنکر مورد دومی بوده

26:24.948 --> 26:27.996
‫آه بله بنکر
‫اون قطعاً به

26:27.997 --> 26:31.200
‫نیرو و قدرت هایی فراتر از تصور ما باور داشت

26:31.201 --> 26:33.936
‫باوری که تو کاغذش دیده میشه

26:42.379 --> 26:48.417
‫میگن که طرح های بنکر برای یه
‫شهر طلایی توسطِ پی‌یر لوفان
‫(متولد فرانسه و معمار و مهندس عمران آمریکایی، طراح خیابان‌ها و شهر واشنگتن دی سی)

26:48.418 --> 26:51.053
‫به عنوان الگویی برای واشنگتن دی سی استفاده شده

26:51.054 --> 26:56.959
‫بنکر تصور داشت که غیرممکن
‫درمیان ممکن قرار داره

27:00.196 --> 27:01.797
‫به عنوان مثال خیابان "ج" رو فرض بگیرید

27:02.832 --> 27:05.401
‫تو دی سی خیابون "ج" وجود نداره

27:05.402 --> 27:10.739
‫چون تو زمانِ استعمار، حرف ج(J) با حرف
‫آی(I) تعویض پذیر بود، از قلم انداخته شد

27:10.740 --> 27:12.074
‫آره ولی

27:12.075 --> 27:17.880
‫یه سری تو انجمن های اسرارآمیز
‫هستن که ادعا میکنن خیابان ج وجود داره

27:17.881 --> 27:22.418
‫درواقع بعضیا حتی میگن که خیابان ج یه تله ایی

27:22.419 --> 27:26.922
‫برای هرتهدید فراطبیعی
‫علیه جایگاه ریاست بوده

27:26.923 --> 27:28.223
‫خب

27:28.224 --> 27:33.429
‫دانش تون در رابطه با مسائل فراطبیعی، وسیعه

27:33.430 --> 27:35.264
‫آقای درایفس

27:35.265 --> 27:38.200
‫هیئت مدیره نیم ساعته که منتظرتونن

27:40.770 --> 27:42.471
‫میتونین این رو قرض بگیرین

27:42.472 --> 27:45.274
‫اگه فقط همین رو ازم میخواین...

27:45.275 --> 27:47.609
‫بخاطر همکاری تون متشکرم

27:47.610 --> 27:50.012
‫ممنونم ممنونم

27:51.614 --> 27:54.583
‫خیلی اهل مسائل فراطبیعی ــه، نه؟

27:54.584 --> 27:57.719
‫تکنیکی ــه که خیلی از آدمای
‫منصب دار استفاده میکنن

27:57.720 --> 28:01.089
‫عجیب غریب بازی دربیار
‫و قصد واقعی ات رو مخفی کن

28:01.090 --> 28:06.428
‫صرفنظر از انگیزه اش، اگه اطلاعاتی که
‫راجب خیابان ج داد درست باشه

28:06.429 --> 28:10.799
‫میتونه دقیقاً چیزی باشه که برای متوقف
‫کردن اسب سوار نیاز داریم

28:10.800 --> 28:16.605
‫فکر کنم هردومون میدونیم که امروز
‫جلسه ی هیئت مدیره ندارم، چون آه، درسته

28:16.606 --> 28:18.607
‫من هیئت مدیره ندارم اصلاً

28:18.608 --> 28:21.643
‫داری چیکار میکنی مالکوم؟

28:21.644 --> 28:24.246
‫چرا نقشه ی بنکر رو بهشون دادی؟
‫چرا راجب خیابان ج گفتی؟

28:24.247 --> 28:27.449
‫دارم ماموریتی رو محول میکنم دوستِ من

28:27.450 --> 28:29.518
‫هیشکی بهتر از کرین
‫اسب سوار تاریکی رو نمیشناسه

28:29.519 --> 28:32.521
‫و اگه بتونه از خیابان ج برای
‫گیر انداختن اسب سوار استفاده کنه

28:32.522 --> 28:36.658
‫اونوقت ما میتونیم با
‫موضعِ قدرت، معامله کنیم

28:36.659 --> 28:38.327
‫کرین دشمنته

28:38.328 --> 28:40.429
‫چرا باید همچین کار مهمی رو بهش بسپری؟

28:40.430 --> 28:42.097
‫یه آزمایش اولیه ست

28:42.098 --> 28:45.868
‫صد ها ساله که هیشکی
‫تو خیابان ج نبوده

28:45.869 --> 28:47.936
‫تصمیم خودته ولی محض اطلاع

28:47.937 --> 28:50.506
‫من مخالفشم

28:50.507 --> 28:53.475
‫اتخاذ و قدردانی شد

28:53.476 --> 28:59.114
‫شهر طلایی بنکر عملاً نسبت به
‫طرح واقعی دی سی، یک به یک ــه

28:59.115 --> 29:01.583
‫پس بنکر بالاخره با بنیان گذاران همکاری کرد؟

29:01.584 --> 29:03.819
‫داستانش باشه برای بعداً.
‫وقت زیادی برای آماده شدن نداریم

29:03.820 --> 29:05.020
‫به خیابان ج فکر میکنی

29:05.021 --> 29:07.322
‫یه بن بست ــه

29:07.323 --> 29:12.694
‫برای همین اگه اسب سوار رو بکشونیم اونجا
‫میتونیم از قرصِ بنکر به عنوانِ سد راهش استفاده کنیم

29:12.695 --> 29:16.999
‫ولی تو گفتی که طلسم شده
‫چجوری باید بازش کنیم؟

29:17.000 --> 29:19.585
‫شاید تو تاریخ های مخفی
‫چیزی راجبش ذکر شده باشه

29:19.586 --> 29:21.260
‫خوبه. باهام بیاین

29:33.550 --> 29:35.884
‫حسابی خودت رو آماده کردی

29:35.885 --> 29:39.721
‫آره خب، هیچکدوم از
‫اینا جلوی اسب سوار رو نمیگیره

29:39.722 --> 29:41.957
‫ولی ممکنه کُند اش کنه

29:44.027 --> 29:48.564
‫من ارتباط کرین با اون و همه ی اینا رو درک میکنم...

29:48.565 --> 29:50.532
‫ولی تو بخاطر خواهرت
‫تو این ماجراها کشیده شدی؟

29:50.533 --> 29:54.970
‫آره وقتی جریان شاهد بودن
‫شروع شد، باهاش بودم

29:57.073 --> 30:00.208
‫من 12 سالم بود. اونم 13

30:01.611 --> 30:06.415
‫واسه راه از مدرسه به خونه رو میون بُر رفتیم
‫و به یه شیطان غول پیکری برخوردیم

30:06.416 --> 30:10.185
‫که جلوی اون چهار درختِ سفید ظاهر شد

30:13.823 --> 30:15.924
‫چهار درختِ سفید

30:15.925 --> 30:17.125
‫ایناها

30:17.126 --> 30:20.729
‫ورودی ایی که ظاهراً
‫به خیابان ج راه داره

30:22.298 --> 30:23.432
‫صحیح

30:23.433 --> 30:26.034
‫اگه بتونی بفهمی رئیس
‫جمهور امشب کجاست،

30:26.035 --> 30:28.027
‫میتونیم تو راه، جلوی اسب سوار رو بگیریم

30:28.028 --> 30:30.305
‫میتونم سعی کنم، ولی نقشه ات
‫برای کشوندن اسب سوار چیه؟

30:30.306 --> 30:33.675
‫همونقدر که سر رئیس جمهور رو میخواد،

30:33.676 --> 30:35.644
‫فکر کنم واسه گرفتن
‫سر من، فرصت رو از دست نده

30:35.645 --> 30:38.647
‫باشه، خب یه سر میرم
‫به دفترم ببینم چی پیدا میکنم

30:38.648 --> 30:40.549
‫و بعد بین خیابونای I و K می بینمتون

30:40.550 --> 30:42.851
‫که بزودی ج میشن

30:42.852 --> 30:44.789
‫هی کلارا

30:44.790 --> 30:48.014
‫آره، پس امروز عصر، بعد
‫از تمرین فوتبال، میری دنبال مالی؟

30:48.015 --> 30:49.691
‫عالیه. تو یه نجات دهنده ایی

30:49.692 --> 30:52.461
‫بزودی می بینمت. خداحافظ

31:14.484 --> 31:17.119
‫غیرممکنه

32:18.893 --> 32:22.195
‫وزارت امنیت داخلی یه کاروان
‫موتوری جعلی فرستاده

32:22.196 --> 32:24.598
‫نیروی هوایی یک(هواپیمای حامل رئیس جمهور)
‫درحال پروازه ولی رئیس جمهور

32:24.599 --> 32:27.467
‫هنوز تو کاخ سفید ــه و جاش امنه

32:27.468 --> 32:31.104
‫خیلی خوبه. پس اسب سوار
‫مجبور میشه از خیابون پنسیلوانیا

32:31.105 --> 32:33.273
‫بره تا به هدفش برسه
‫از هر راه دیگه ایی بره،

32:33.274 --> 32:36.209
‫با یکی از کلمات رمزی بنکر
‫جلوش رو میگیریم

32:36.210 --> 32:37.811
‫من جلوش رو میگیرم و می کشونمش اینجا

32:37.812 --> 32:39.579
‫چجوری باید این ورودی رو باز کنیم؟

32:39.580 --> 32:41.381
‫بقیه دارن ترتیب اش رو میدن

32:43.551 --> 32:48.121
‫طرز کار این ورودی، تو تونل
‫های زیرمون پنهان شدن

32:48.122 --> 32:49.656
‫بیا

32:49.657 --> 32:53.927
‫حالا طبق مقایسه ی
‫بین نقشه ی بنکر و آه

32:53.928 --> 32:57.063
‫و چیزی که تونستم از این تونل ها بکشم، نزدیکیم

32:57.064 --> 32:59.933
‫هیچ دستگیره، قفل، اهرم، دکمه

32:59.934 --> 33:01.535
‫یا وزنه ایی نمی بینم

33:01.536 --> 33:04.971
‫تاریخ های مخفی کاملاً صریح
‫گفتن که چجوری به خیابان ج برسیم

33:04.972 --> 33:08.308
‫"آن هایی که میتوانند کلمات را بگویند
‫میتوانند راه را باز کنند."

33:08.309 --> 33:11.311
‫من کلماتی نمی بینم، ولی یه سری علامت هست

33:11.312 --> 33:13.413
‫خب پس این کار خودتونه، نه؟

33:13.414 --> 33:14.581
‫آره

33:14.582 --> 33:16.049
‫مالی اینا رو کشیده

33:18.786 --> 33:21.489
‫اون واقعاً هنرمند با موهبتی ــه

33:21.490 --> 33:24.324
‫و خیلی هم دقیق. رو همه ی دفترهاش تاریخ میزنه

33:24.325 --> 33:27.861
‫این رو چند هفته قبل از اینکه ببینتت، کشیده

33:29.163 --> 33:30.864
‫این چطور ممکنه؟

33:30.865 --> 33:34.167
‫این دفعه حقیقتِ محض رو میخوام بدونم

33:34.168 --> 33:36.536
‫خیلخب

33:37.705 --> 33:39.005
‫این عکس...

33:39.006 --> 33:42.042
‫مال وقتیه که ابی و من
‫واسه اولین بار همو دیدیم

33:42.043 --> 33:45.145
‫اینم وقتی که اسب سوار
‫مربی اش رو کُشت

33:45.146 --> 33:47.314
‫و این...

33:47.315 --> 33:50.350
‫اولین برخوردش با فراطبیعی بود

33:50.351 --> 33:52.786
‫ابی، همکارت که مُرد

33:52.787 --> 33:53.954
‫آره

33:53.955 --> 33:57.657
‫انگار که اینا از ناحیه ی دید خودش کشیده شده

33:57.658 --> 34:00.994
‫اون یه...چی بهش میگی...یه شاهد بود

34:00.995 --> 34:02.329
‫مثل تو، نه؟

34:02.330 --> 34:07.233
‫مسئولیتی که من و خانم جنی باور
‫داریم به یکی دیگه ایی داده شده

34:08.502 --> 34:09.803
‫مالی

34:09.804 --> 34:10.871
‫اگه اجازه بدین...

34:10.872 --> 34:12.415
‫آه نه...تو فکر میکنی چی

34:12.416 --> 34:14.007
‫اون شاهد بودن رو به ارث برده؟

34:14.008 --> 34:15.675
‫مامور توماس...

34:31.225 --> 34:33.059
‫اسب سوار...

34:33.060 --> 34:35.762
‫یه سر داره

34:37.031 --> 34:38.431
‫به بقیه بگو ورودی رو باز کنن

34:38.432 --> 34:42.135
‫- باشه
‫- می یارمش سمتت

34:43.905 --> 34:45.772
‫ورودی. همین حالا بازش کنین!

34:45.773 --> 34:47.407
‫بیاین امیدوار باشیم این کار کنه

34:47.408 --> 34:49.910
‫"هوی" "دور"

34:49.911 --> 34:51.544
‫"سا"

34:51.545 --> 34:52.612
‫"رایدو"

34:55.316 --> 34:57.283
‫باید این باز شه، همین حالا

35:00.021 --> 35:06.626
‫اونقدر مشتاق سرِ رئیس جمهور هستی
‫که این فرصت رو از دست میدی؟

35:08.229 --> 35:09.896
‫تو خیلی وقته که منتظر این هستی

35:09.897 --> 35:11.631
‫نگاه کن، همینجاست

35:13.067 --> 35:14.901
‫گفتم که باید تستش میکردیم

35:14.902 --> 35:16.685
‫نه نه! تاریخ های مخفی
‫کاملاً واضح گفتن

35:16.686 --> 35:19.372
‫"آن هایی که میتوانند کلمات را بگویند
‫میتوانند راه را باز کنند."

35:19.373 --> 35:24.811
‫"گفتن" مثل ترجمه کردن
‫چهار زبان مختلف به یکی

35:25.880 --> 35:27.747
‫زبونی که حرف میزنیم(انگلیسی)

35:27.748 --> 35:29.416
‫اینو امتحان کن

35:29.417 --> 35:31.117
‫"هوی"

35:31.118 --> 35:32.285
‫مقدس بنما

35:35.456 --> 35:36.456
‫"سا"

35:36.457 --> 35:37.624
‫شاید ترسیدی

35:37.625 --> 35:41.761
‫حالا یه چونه هم داری، شاید یکم انگولکش بدم، ها؟

35:41.762 --> 35:42.996
‫درسته...

35:47.969 --> 35:51.004
‫"سا" از شرارت، حفاظتش کن

35:53.174 --> 35:54.541
‫"دور"

35:54.542 --> 35:56.710
‫راه را باز بنما

35:56.711 --> 35:58.411
‫"رایدو"

35:58.412 --> 35:59.846
‫برای سفرمان

36:05.386 --> 36:07.620
‫یالا

36:10.324 --> 36:14.360
‫یالا بیا، بریم بریم

36:15.496 --> 36:17.464
‫گمونم کارت با کلمات خوبه

36:17.465 --> 36:18.965
‫الکس. قدم بعدی

36:18.966 --> 36:20.900
‫نوبت توئه

36:24.772 --> 36:27.440
‫چی بود؟

36:27.441 --> 36:29.142
‫نمیدونم

36:29.143 --> 36:31.911
‫یه چیزی درست نیست

36:38.319 --> 36:40.887
‫از راهی که اومدیم برگرد، همین حالا

36:43.691 --> 36:45.125
‫سلام دوستِ قدیمی

37:03.778 --> 37:05.478
‫یالا یالا، بیاین انجامش بدیم

37:05.479 --> 37:06.846
‫تقریباً تمومه

37:06.847 --> 37:08.414
‫کجان؟

37:18.893 --> 37:20.326
‫برو

37:20.327 --> 37:21.928
‫برو برو!

37:25.366 --> 37:26.733
‫خیلخب تمومه

37:26.734 --> 37:28.601
‫بریم! حالا!

37:33.240 --> 37:35.875
‫ورودی رو ببندین!

37:37.044 --> 37:40.013
‫خب. سوسکا واسه خونه نام نویسی کردن

37:40.014 --> 37:42.882
‫ولی آخرش مجبور شدن خونه اجاره ایی بخرن!

37:48.722 --> 37:50.790
‫کارتون عالی بود

37:52.493 --> 37:57.163
‫واسه گروهی که با این جنگ تازه آشنا شده
‫امشب استثنائن فوق العاده جنگیدیم

37:57.164 --> 38:01.167
‫این واقعاً یه مهره ی مهمی
‫در جنگ با شر ــه

38:01.168 --> 38:05.171
‫هیچکدوم از اینا، این حقیقت رو که اطلاعات
‫مهمی رو ازم مخفی کردی، عوض نمیکنه

38:05.172 --> 38:07.140
‫راجب اینکه کی هستی، از کجا اومدی

38:07.141 --> 38:10.743
‫از چه زمانی هستی و راجب دخترم

38:10.744 --> 38:15.515
‫و تو فکرمیکنی من بهت اجازه میدم
‫که اون رو نزدیک این جریانات بکنی

38:15.516 --> 38:19.052
‫من پای شرافتم بهتون اطمیمان
‫میدم که همه مون در تک تک

38:19.053 --> 38:21.254
‫مراحل این سفر، همراهتون خواهیم بود

38:21.255 --> 38:24.390
‫و سلامتِ مالی تماماً در اولویته

38:24.391 --> 38:28.428
‫آره. بخاطر همین هیچکدومتون
‫نزدیکش نمیشین

38:28.429 --> 38:31.097
‫میفهمم که درک این براتون مشکله...

38:31.098 --> 38:33.733
‫کافیه. این همینجا تموم میشه

38:33.734 --> 38:37.604
‫دیگه نه موجودات فراطبیعی و نه گنجینه

38:37.605 --> 38:39.839
‫نه تو

38:41.275 --> 38:42.475
‫مامور توماس

38:44.478 --> 38:47.547
‫نمیتونین از این فرار کنین

38:47.548 --> 38:50.083
‫آره؟

38:50.084 --> 38:51.684
‫تماشا کن

38:55.022 --> 38:57.074
‫خب مالی.میخوام ازت سوالایی رو بپرسم

38:57.075 --> 39:00.763
‫و میخوام با صداقت و به بهترین
‫شکل ممکن جواب شون بدی

39:02.566 --> 39:05.167
‫تو از حیات، نقاشی میکشی.
‫اینا رو کجا دیدی؟

39:06.536 --> 39:08.738
‫نمیدونم

39:08.739 --> 39:11.040
‫من راستش ندیدمشون

39:11.041 --> 39:15.244
‫انگار تو یه خواب سراغم اومدن

39:15.245 --> 39:17.379
‫هنوزم این خواب ها رو میبینی؟

39:17.380 --> 39:19.448
‫نه مامان

39:19.449 --> 39:22.351
‫نه از وقتی که دوباره شروع به حرف زدن کردم

39:23.553 --> 39:25.121
‫کار اشتباهی کردم؟

39:25.122 --> 39:27.089
‫نه البته که نه. باشه؟

39:27.090 --> 39:30.960
‫و ما قراره به همون طوری که قبل
‫از این جریانات بودیم، برگردیم

39:30.961 --> 39:33.329
‫بهت قول میدم

39:33.330 --> 39:36.498
‫دختر خوبم قول میدم

39:42.272 --> 39:44.373
‫میشه بهت ملحق شیم؟

39:46.643 --> 39:47.877
‫آروم آروم

39:49.646 --> 39:51.480
‫من با نیت پاک اومدم

39:51.481 --> 39:54.984
‫اینطور متوجه شدم که تو
‫دنبال سر رئیس جمهور هستی

39:54.985 --> 39:58.921
‫و اینطور که معلومه، من
‫میتونم این رو واست ردیف کنم

40:02.025 --> 40:05.161
‫اهل مذاکره ست. خوشم اومد

40:05.162 --> 40:06.862
‫میتونم از اینجا بیارمت بیرون

40:06.863 --> 40:10.699
‫و میتونم ببرمت نزدیکِ رئیس جمهور

40:10.700 --> 40:15.070
‫درواقع حتی اون مانع سرراهت
‫رو هم واست می یارم

40:15.071 --> 40:18.140
‫ایکابد کرین رو

40:20.377 --> 40:22.878
‫اینو به عنوان بله میگیرم

40:22.879 --> 40:24.680
‫من قرص بنکر رو برداشتم

40:24.681 --> 40:27.049
‫راه بازه

40:27.050 --> 40:28.450
‫آفرین جوب

40:30.053 --> 40:34.657
‫فکر میکنم این آغاز یه
‫دوستی ــه زیباست

40:50.173 --> 40:52.842
‫نیرو ام برگشته

40:52.843 --> 40:57.613
‫برای همین برای یه جنگ دیگه آماده ام

40:59.316 --> 41:01.884
‫خب...

41:01.885 --> 41:06.555
‫یا "سکور" هستی یا "مالم" یا...

41:06.556 --> 41:08.891
‫"همنز"

41:08.892 --> 41:16.031
‫به یارانِ سوئدی ات نشون میدم
‫که من تو این زمینه، یه متخصص ام

41:17.133 --> 41:18.567
‫چهار...

41:22.105 --> 41:24.440
‫بزرگی کدومه؟

41:24.441 --> 41:26.442
‫یه بزرگ هست و یه کوچیک

41:30.447 --> 41:32.882
‫خب این...

41:35.085 --> 41:37.086
‫یه بزرگ و یه کوچیک...

41:52.135 --> 41:54.703
‫کف غژ غژ میکنه

41:54.704 --> 41:57.906
‫به لیست بلند تعمیرات اضافه میشه

41:59.943 --> 42:02.044
‫هیچ جا مثلِ خونه ی آدم نمیشه!

42:12.045 --> 42:19.045
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.