﻿WEBVTT

00:00.042 --> 00:01.876
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02.532 --> 00:04.549
‫تکون بخوری، خلاصت میکنم

00:04.550 --> 00:06.017
‫کرین!

00:06.018 --> 00:08.887
‫فکر میکردم گلوله رو اسب سوار جواب نمیده

00:08.888 --> 00:10.221
‫اون روی سنگ آسیب پذیره

00:10.222 --> 00:12.759
‫طرفم تو قرار تیندر داشت راجب
‫ویدیویی که دیده بود، بهم میگفت

00:12.760 --> 00:15.894
‫تو اکانت پیکاگرام لوگان مک دونالد گذاشته شده بود

00:15.895 --> 00:20.632
‫یکی اکانتش رو هک کرده و بعد طلسم اعلامیه
‫رو تو سورس کد ویدیو گذاشته

00:20.633 --> 00:21.633
‫حتماً کار درایفس ــه

00:21.634 --> 00:26.037
‫اون این موجود رو احضار کرده و با
‫طلسمش، به شهر نجیب مون آسیب زده، چرا؟

00:26.038 --> 00:29.541
‫من دارم تیم خودممو جمع میکنم

00:29.542 --> 00:32.610
‫بیا خوشامد بگیم به قهرمان و مهمون ویژه مون!

00:32.611 --> 00:36.381
‫کسی که ویدیو رو تو پیکاگرام پخش کرد

00:36.382 --> 00:39.317
‫به این باور رسیدم که دیگه
‫به هیچ کدومتون نیازی ندارم

00:39.318 --> 00:43.188
‫دومین نیرومون...بزودی گلچین میشه

01:07.213 --> 01:08.680
‫هلن خوش اومدی

01:08.681 --> 01:11.616
‫خیلی دیر کردی. بیا تو، بیا

01:11.617 --> 01:14.419
‫خب...

01:14.420 --> 01:16.521
‫اینجا خودتو قایم کرده بودی مالکوم

01:16.522 --> 01:17.889
‫خب

01:17.890 --> 01:20.558
‫نگیم قایم شدم، بیشتر داشتم کار میکردم

01:20.559 --> 01:23.128
‫چای، قهوه یا آب؟

01:23.129 --> 01:28.900
‫من واسه یه قهوه لاته، خروس خون صبح
‫پانشدم 600 کیلومتر با هلیکوپتر بیام

01:28.901 --> 01:31.736
‫شرکت رو تعطیل کردی، که چی کنی؟

01:31.737 --> 01:33.571
‫نقاش بشی؟

01:33.572 --> 01:36.241
‫هی، چند هفته است که هیشکی ازت خبر نداره

01:36.242 --> 01:38.176
‫تو خبرا هم پخش شده

01:38.177 --> 01:41.613
‫شایعه شده که تو عقلت رو از دست دادی

01:41.614 --> 01:43.181
‫خیلی نزدیک شدی هلن

01:43.182 --> 01:46.684
‫ولی...این دیوونگی محض نیست

01:47.953 --> 01:50.622
‫روشنی ــه

01:50.623 --> 01:53.224
‫میدونی حقیقت اینه که

01:53.225 --> 01:56.828
‫من فعلاً نگرانی های مهم تری دارم

01:56.829 --> 01:58.963
‫خب قضیه چیه؟

01:58.964 --> 02:01.666
‫بمبِ یه مغز متفکر تنها؟

02:01.667 --> 02:03.835
‫دستاورد بزرگ و بعدی دنیا؟

02:03.836 --> 02:05.970
‫آره آره

02:05.971 --> 02:10.742
‫گفتم بیای اینجا چون من از

02:10.743 --> 02:14.245
‫تلاش هات به عنوان مدیر ارشد
‫مالی تو شرکت درایفس خوشم اومده

02:14.246 --> 02:16.714
‫و باعث افتخاره که یک نقش جدید

02:16.715 --> 02:20.652
‫و حیاتی در دستاورد بعدی بگیری

02:20.653 --> 02:22.687
‫میدونی من نیاز به میزبان دارم هلن

02:22.688 --> 02:25.823
‫میزبان برای...یه رویداد؟

02:25.824 --> 02:29.060
‫آره ولی نه دقیقاً اونجوری که فکر میکنی

02:29.061 --> 02:31.496
‫میدونی هلن من همیشه ازت تعریف میکردم

02:31.497 --> 02:34.065
‫و همه میدونیم که تو یه زن
‫قوی استثنایی هستی

02:34.066 --> 02:39.204
‫و عطشت به قدرت...

02:39.205 --> 02:40.905
‫خدای بزرگ

02:40.906 --> 02:43.875
‫انگار که کُشته مُرده ی قدرتی

02:43.876 --> 02:46.678
‫تو این موقعیت کاملاً موفق خواهی بود

02:46.679 --> 02:50.682
‫اگه دوست داشته باشی بیشتر بهم
‫بگی، میتونم یه قرارداد محرمانه امضا کنم

02:50.683 --> 02:52.784
‫اصلاً نیازی نیست عزیزِ من

02:52.785 --> 02:54.485
‫جوب!

02:54.486 --> 02:55.720
‫لطفاً

02:55.721 --> 03:00.124
‫دوست مون هلن به موقعیتی
‫که بهش پیشنهاد دادیم علاقه منده

03:03.963 --> 03:06.331
‫نـــــه!

03:08.234 --> 03:09.977
‫سلام

03:09.978 --> 03:11.069
‫ایکابد!

03:11.070 --> 03:12.170
‫عجب پارتی خفنی

03:12.171 --> 03:13.905
‫آه ممنونم "باربارا"

03:13.906 --> 03:15.740
‫ایشون باید...دوست پسرتون باشن

03:15.741 --> 03:17.175
‫"زاپا"

03:17.176 --> 03:18.476
‫ولی "زپس" صدام بزن

03:18.477 --> 03:20.545
‫یا "زپ"

03:20.546 --> 03:24.482
‫خب خوشوقتم زپ، زیپ زپ، زپ زپ!

03:24.483 --> 03:27.151
‫زوجی که سرنوشت شون رو تو "برج دلو" نوشتن
‫(http://goo.gl/rcc3To)

03:28.787 --> 03:29.787
‫ببخشید

03:37.096 --> 03:39.297
‫کی اون یارو که عین "همیلتون" پوشیده رو دعوت کرده؟
‫(دولتمرد آمریکایی و از پدران بنیان‌گذار ایالات متحده آمریکا)

03:39.298 --> 03:40.898
‫بیشتر شمیلتون ــه
‫(شم: قلابی)

03:40.899 --> 03:42.734
‫منم همین سوالو دارم

03:45.271 --> 03:47.272
‫چه جمعیتی شده کرین

03:47.273 --> 03:51.476
‫خب وقتی آقای جیک پیشنهاد داد
‫که چند تا از همسایه ها رو برا پارتی دعوت کنم

03:51.477 --> 03:53.778
‫انتظار نداشتم این همه بیان

03:53.779 --> 03:55.647
‫آه کرین

03:55.648 --> 03:57.348
‫این آدما واقعاً ازت خوششون میاد

03:57.349 --> 04:00.618
‫میدونی کل وقتی که تو سلیپی هالو بودی

04:00.619 --> 04:03.321
‫هیچ وقت همچین پارتی ایی راه ننداختی

04:03.322 --> 04:07.658
‫شاید اینجا تو دی سی بیشتر وفق پیدا کردی

04:09.194 --> 04:12.697
‫آره من...اینجوری بهش فکر نکرده بودم

04:12.698 --> 04:15.938
‫و درست میگی جنی خانم

04:16.001 --> 04:18.870
‫من از کارم تو گنجینه راضی ام

04:18.871 --> 04:20.471
‫کارِ تیم هم خیلی خوبه

04:20.472 --> 04:23.241
‫و حالا هم یه جایی رو دارم که توش زندگی کنم

04:24.476 --> 04:28.479
‫شاید دی سی داره برام یه خونه میشه

04:30.382 --> 04:31.983
‫و تو چی؟

04:31.984 --> 04:34.252
‫اینجا ساکن نمیشی؟

04:34.253 --> 04:37.422
‫نه، دی سی خوبه ولی من اومدم اینجا

04:37.423 --> 04:39.824
‫تا شاهد بعدی رو پیدا و آموزش بدم

04:39.825 --> 04:43.161
‫و دارم همینکارو میکنم
‫و بعدش...

04:43.162 --> 04:45.330
‫کی میدونه؟

04:45.331 --> 04:46.798
‫شاید به سلیپی هالو برمیگردی؟

04:46.799 --> 04:47.932
‫نه

04:47.933 --> 04:49.667
‫اونجا ساکن شدن کار درستی نبود

04:49.668 --> 04:53.104
‫من واقعاً با جابه جا شدن راحت ترم

04:53.105 --> 04:57.175
‫خب یه چند تا اتاق هنری تهِ راهرو
‫هست که ماه آینده برای فروش گذاشته میشه

04:59.211 --> 05:01.179
‫اینم یه گزینه است

05:02.448 --> 05:05.183
‫ممنون

05:05.184 --> 05:07.785
‫من فقط واقعاً...

05:07.786 --> 05:09.821
‫اهل خونه نشینی و اینا نیستم

05:12.358 --> 05:14.926
‫امیدوارم کرین مشکلی نداشته
‫باشه چون باید زود برم

05:14.927 --> 05:19.564
‫امروز عصر تو "آوالون" فیلم "آنی بابا" رو نمایش
‫میدن، یه فیلم کلاسیکِ ترسناک مال دهه ی شصت

05:19.565 --> 05:22.767
‫مبارزه با هیولا های واقعی
‫از این چیزا بی خیالت نکرده؟

05:22.768 --> 05:27.038
‫نه نه، یه پرینتِ 35 میلیمتری جدید
‫از نگاتیو اصلی فیلمه
‫(http://goo.gl/MMqZ6E)

05:27.039 --> 05:30.141
‫از کی تا حالا متخصص کتاب
‫شده فَنِ فیلم؟

05:30.142 --> 05:31.925
‫آه "میسی" خیلی اهل فیلمای ترسناکه

05:31.926 --> 05:33.478
‫موردعلاقه ترین چیزِشه

05:33.479 --> 05:34.746
‫آه اوناهاش

05:34.747 --> 05:36.214
‫میسی!

05:38.884 --> 05:40.151
‫چه خبرا؟

05:41.120 --> 05:43.020
‫آه تو باید الکس باشی

05:44.223 --> 05:45.390
‫از دیدنت خیلی خوشحالم

05:45.391 --> 05:47.392
‫اگه حتی نصف اونجوری که جیک
‫ازت تعریف میکنه، باحال باشی هم

05:47.393 --> 05:49.394
‫پس جداً ازت خوشم اومده

05:49.395 --> 05:51.138
‫آره فقط تا وقتی که مثل من لباس نپوشی

05:51.139 --> 05:53.731
‫مثل من رفتار کنی، بعد منو
‫بکشی و جامو بگیری

05:53.732 --> 05:54.932
‫آه خدای من

05:54.933 --> 05:56.968
‫از اونطوری که گفتی هم بامزه تره

05:56.969 --> 05:58.636
‫بهش گفتی من باحالم؟

05:58.637 --> 05:59.771
‫آها، هستی

05:59.772 --> 06:01.572
‫به شکل خاصی

06:01.573 --> 06:03.408
‫تو هم میای سینما؟

06:03.409 --> 06:04.672
‫آه آره چرا باهامون نمیای؟

06:04.673 --> 06:07.011
‫نه من یه کارایی دارم

06:07.012 --> 06:09.947
‫ولی واقعاً از دیدنت خوشحال شدم میسی

06:28.867 --> 06:30.535
‫ممنون

06:30.536 --> 06:34.267
‫ممنون که اینقدر زود قبول کردین
‫منو ببینین معاون

06:34.268 --> 06:35.940
‫خوشحالم میبینمت مامور توماس

06:35.941 --> 06:38.709
‫و راستش خیلی هم موقع خوبی بود

06:38.710 --> 06:40.445
‫میخواستم بهت زنگ بزنم

06:40.446 --> 06:42.713
‫ولی اوضاع تو وزارت دادگستری
‫یکم به هم ریخته بود

06:42.714 --> 06:44.377
‫اوضاع منم چندان خوب نبوده

06:44.378 --> 06:45.450
‫جدی؟

06:45.451 --> 06:48.853
‫اتفاقاً میخواستم راجب همین باهات تماس بگیرم

06:48.854 --> 06:51.189
‫راجب حجم پرونده هامه؟

06:51.190 --> 06:54.459
‫من دلیل خیلی خوبی برای
‫استفاده ی بیش از حد از سهمیه ام دارم

06:54.460 --> 06:56.227
‫که بخاطر همین اینجام

06:56.228 --> 06:57.962
‫داشتم رو یه پرونده ایی کار میکردم

06:57.963 --> 07:00.698
‫به کمکت نیاز دارم تا به سطح بعدی ببرمش

07:00.699 --> 07:02.179
‫تو ایمیلت راجب جستجو

07:02.180 --> 07:04.484
‫و صدور حکم برای یه شخص شناخته شده گفته بودی

07:04.485 --> 07:05.900
‫میخوام مکان مالکوم درایفس رو پیدا کنم

07:05.901 --> 07:08.340
‫مهندس میلیاردری که اخیراً
‫شرکتش رو تعطیل کرده؟

07:08.341 --> 07:11.843
‫اون اخیراً میلیون ها دلار پول
‫رو به حساب های "فراساحلی" منتقل کرده
‫(http://goo.gl/FBMksI)

07:11.844 --> 07:13.478
‫اون همینجوری ناپدید شده

07:13.479 --> 07:17.215
‫من باور دارم که اون پُشت چندین فعالیت جنایی ــه

07:17.216 --> 07:19.383
‫همه چی، از بی سر شدن یادبود لینکلن گرفته

07:19.384 --> 07:22.487
‫تا ناپدید شدن یه نگهبانِ اسمیتسونین

07:22.488 --> 07:24.822
‫و من نیاز به اختیار قضایی
‫دارم تا برم دنبالش

07:24.823 --> 07:26.424
‫این مدرک محکمی نیست

07:26.425 --> 07:27.692
‫و اینو میدونی

07:27.693 --> 07:29.293
‫سال ها پیش بهم گفته بودی که

07:29.294 --> 07:32.497
‫یه پرونده فراتر از کاغذ و این چیزاست
‫نیاز به بینش داره

07:32.498 --> 07:36.434
‫باور کن که میدونم از این
‫یارو هیچ خِیری برنمی یاد

07:36.435 --> 07:38.836
‫و منم وقتی یکی چشمش نسبت
‫به حقیقت کور میشه رو میفهمم

07:38.837 --> 07:41.372
‫این یه جور کینه ی شخصیه

07:41.373 --> 07:45.009
‫تو جلو چشمات خون میبینی
‫و برای همین درک درستی ازش نداری

07:45.010 --> 07:48.579
‫ببین برای یه کنفرانس تو ساختمون آیزنهاور دیرم شده

07:48.580 --> 07:53.150
‫به همون قدری که همدیگه رو میشناسیم
‫میدونی که تا وقتی برام بیشتر نیاری، نمیتونم کمکت کنم

07:53.151 --> 07:54.185
‫پس بیشتر گیر بیار

07:54.186 --> 07:56.187
‫ممنونم معاون وزیر

07:56.188 --> 07:58.155
‫مراقب خودت باش مامور توماس

08:03.929 --> 08:06.030
‫ممنون. از این طرف لطفاً

08:08.467 --> 08:09.800
‫یعنی چی؟

08:10.802 --> 08:12.537
‫سلام افسر

08:12.538 --> 08:14.171
‫اوضاع بابِ میله؟

08:23.282 --> 08:25.916
‫از این طرف لطفاً

09:21.139 --> 09:24.642
‫باید بعد یه قرن و نیمی
‫حسابی گشنه باشی

09:25.444 --> 09:26.944
‫بفرما

09:27.613 --> 09:28.913
‫خودتو سیر کن

09:35.387 --> 09:37.888
‫هیچی بهتر از "پنفولدز گرینج 1999" نیست
‫(نوعی مشروب)

09:37.889 --> 09:39.312
‫این لایحه ایی که میخواستی راجبش حرف بزنی

09:39.313 --> 09:42.226
‫538. غیرممکن رو ممکن میکنه

09:42.227 --> 09:44.328
‫دنیا رو نجات میده و برای همه پول میسازه

09:44.329 --> 09:46.197
‫مثل آب خوردنه

09:46.198 --> 09:48.733
‫فقط میخوام تو پیشرو اش باشی

09:56.174 --> 09:57.508
‫فقط...

10:04.316 --> 10:05.683
‫نمیتونی صبر کنی، ها؟

10:13.425 --> 10:14.925
‫یعنی چی "لری"؟

10:20.666 --> 10:22.066
‫بس کن مرد! بس کن!

10:23.669 --> 10:25.102
‫میرم کمک بیارم!

11:11.942 --> 11:16.480
‫طبق گزارش حادثه، یه کارمند کاخ سفید دید
‫که قربانی هرچی جلوش میدیده رو قورت میداده

11:16.481 --> 11:20.274
‫ولی بعدش گزارش پزشک قانونی میگه
‫که اون از سوء تغذیه مُرده

11:20.275 --> 11:22.009
‫یعنی رسماً میگه که از گرسنگی، جون داده

11:22.010 --> 11:26.534
‫همچین مرگ وحشتناکی اونم بخاطر
‫گرسنکی فقط میتونه ریشه ی فراطبیعی داشته باشه

11:26.535 --> 11:28.470
‫این میتونه معانی زیادی داشته باشه

11:28.471 --> 11:30.538
‫حالا...

11:30.539 --> 11:32.874
‫یه موجودی به نام "وتالا" هست

11:32.875 --> 11:34.609
‫که از لحاظ روحی روانی، شکارش رو میخوره
‫(یعنی روح و روانش رو خالی میکنه)

11:34.610 --> 11:35.877
‫قبلاً تجربه شو داشتیم

11:35.878 --> 11:37.301
‫ولی قربانی ها پرخوری نمیکردن

11:37.302 --> 11:38.613
‫یه "ساکی بوس" چطور؟
‫(شیطانی که شکل یک زن را به خود میگیرد و در خواب ظاهر میشود)

11:38.614 --> 11:40.327
‫میتونه شخص رو تحریک کنه، درسته؟

11:40.328 --> 11:42.129
‫من شخصاً تجربه ی یکی شون رو داشتم

11:42.130 --> 11:44.752
‫یه جسد خشک به جا میذاره
‫ولی خبری از سوء تغذیه نیست

11:44.753 --> 11:46.521
‫شاید بهتر باشه شما با تهیه
‫کردن لیستی از خوناشام هایی

11:46.522 --> 11:48.945
‫که باهاشون برخورد نداشتین، باعث
‫صرفه جویی وقت مون تو تحقیقات بشین

11:49.792 --> 11:52.560
‫حالا که گفتی، با یه خوناشام واقعی برخورد نداشتیم

11:52.561 --> 11:56.998
‫تو اساطیر یونان، "اریسکتون" از ایالت تسالی
‫به گرسنگی اشباع نشدنی طلسم شد

11:56.999 --> 12:00.335
‫آه غذا براش مثل این بود که بنزین رو آتیش بریزی

12:00.336 --> 12:03.171
‫شاید این یه طلسم مشابهش باشه

12:03.172 --> 12:06.841
‫هر جور طلسم شیطانی یا هیولایی که باشه
‫همه مون میدونیم که باعثش کیه

12:07.676 --> 12:08.977
‫درایفس

12:08.978 --> 12:10.678
‫بهترین راه برای تموم کردن این ماجرا

12:10.679 --> 12:14.849
‫یا هر تهدیدی دیگه ایی که این حرومزاده
‫داره به وجود میاره، اینه که کلکش رو بِکَنیم

12:14.850 --> 12:17.185
‫هممون موافقیم که اون ریشه ی
‫همه ی ایناست مامور توماس

12:17.186 --> 12:19.687
‫روحمون هم نمیدونه درایفس کجا ناپدید شده

12:19.688 --> 12:21.789
‫و اینکه نقشه اش چیه، ولی چیزی که میدونیم

12:21.790 --> 12:24.692
‫اینه که جون بی گناه های زیادی در خطره

12:24.693 --> 12:29.030
‫تا کی باید علائم رو درمان کنیم
‫و خود بیماری رو به حال خودش بذاریم؟

12:29.031 --> 12:33.134
‫من دارم از هرمنبعی که دارم
‫برای پیدا کردنش استفاده میکنم

12:34.603 --> 12:36.404
‫میتونم از کمک تون استفاده کنم

12:39.375 --> 12:41.109
‫درک میکنیم

12:41.110 --> 12:42.744
‫آره دقیقاً

12:42.745 --> 12:44.888
‫همه مون میخوایم راهی برای
‫خلاص شدن ازش پیدا کنیم

12:44.889 --> 12:48.449
‫درایفس با رفتن سراغ مالی
‫پاشو از گلیمش فراتر گذاشت

12:48.450 --> 12:51.452
‫به عنوان یه مادر بایدم سریع واکنش نشون بدی

12:51.453 --> 12:53.221
‫که البته حق هم داری

12:53.222 --> 12:54.956
‫من بهت قول میدم

12:54.957 --> 12:57.158
‫هرجور شده ازش خلاص میشیم

12:57.159 --> 13:00.461
‫ولی اول باید به وضعیت فعلی برسیم

13:05.367 --> 13:06.868
‫باشه

13:06.869 --> 13:08.803
‫به روش تو پیش میریم

13:09.872 --> 13:14.409
‫حالا شیاطین گرسنگی زیادی هستن
‫که میتونن همچین علائمی ایجاد کنن

13:14.410 --> 13:18.746
‫محقق چینی باستانی "پو سانگ لینگ"
‫طی دوره ی سلسله ی چینگ

13:18.747 --> 13:23.685
‫اونا رو تو یه کتابی به نام "لیاوژای ژی یی"
‫براساس نوع شون طبقه بندی کرده

13:23.686 --> 13:24.919
‫من یکی رو میشناسم...

13:24.920 --> 13:27.088
‫که ممکنه همچین کتابی داشته باشه؟

13:27.089 --> 13:29.257
‫دختر واقعاً که دس خوش بهت

13:29.258 --> 13:30.325
‫خیلی هم خوب

13:30.326 --> 13:31.826
‫جنی خانم، تا شما میرین دنبال سرنخ تون

13:31.827 --> 13:35.496
‫من و مامور توماس هم میریم یه سر به
‫صحنه ی جرم تو ساختمون آیزنهاور میزنیم

13:35.497 --> 13:39.434
‫دنبال سرنخ هایی مثل مکان هیولا

13:39.435 --> 13:40.768
‫و هدف درایفس میگردیم

13:44.773 --> 13:47.542
‫شما دو تا، بیاین دنبالم

13:51.747 --> 13:53.214
‫تا ما صحنه ی جرم رو میگردیم

13:53.215 --> 13:55.249
‫میخوام شما دو تا برین دنبال درایفس

13:55.250 --> 13:57.552
‫چند تا سرنخ هست که میخواستم
‫برم دنبالشون

13:57.553 --> 13:58.886
‫اول هم با دستیارش شروع میکنیم

13:58.887 --> 14:02.123
‫اگه اون موجودی که قربانی مون
‫رو به خوردن تا سر حد مرگ

14:02.124 --> 14:03.587
‫کشوند تو آیزنهاور باشه، چی؟

14:03.588 --> 14:05.560
‫کرین و من ترتیبش رو میدیم

14:05.561 --> 14:06.994
‫بریم مامور توماس؟

14:16.605 --> 14:17.785
‫نمیدونم

14:34.056 --> 14:37.625
‫این دانش آموزِ گیاهشناسی جادویی
‫چه کمکی میتونه بهتون بکنه؟

14:37.626 --> 14:39.093
‫"دانی لو"

14:39.094 --> 14:41.329
‫از کی تا حالا چینی یاد گرفتی؟

14:41.330 --> 14:42.897
‫میلز

14:42.898 --> 14:44.432
‫امکان نداره

14:44.433 --> 14:46.801
‫آه خدای من خیلی وقت گذشته

14:49.405 --> 14:50.905
‫هی عموت این دوروبر هاست؟

14:50.906 --> 14:53.975
‫با افرادش رفته "شارلوت آمالی" یه جور
‫(پایتخت و بزرگ‌ترین شهرستان جزایر ویرجین آمریکا)

14:53.976 --> 14:55.743
‫بازی پوکر مهم آخر هفته ایی داره

14:55.744 --> 14:57.512
‫منم کارای ثبت نامش رو میکنم

14:57.513 --> 14:59.180
‫این کارا به استایلت نمیخوره

14:59.181 --> 15:03.251
‫آخرین چیزی که شنیدم اینه که یه ناوگان جت G4 برا
‫کرایه گذاشته بودی و حسابی ازش پول درمیاوردی

15:03.252 --> 15:05.687
‫نه، از کار جت بیرون اومدم
‫نگه داری ازشون مثل خودکشی میمونه

15:05.688 --> 15:08.156
‫و اینجا هم حسابی ترکونده

15:08.157 --> 15:09.791
‫دارو های گیاهی چینی حسابی مشتری دارن

15:09.792 --> 15:12.660
‫شاه انگبین، کامبوچا، چای گینسنگ
‫(از محصولات زنبورعسل - نوعی چای گیاهی)

15:12.661 --> 15:14.262
‫مردم میخوان جاویدان بشن رفیق

15:14.263 --> 15:16.497
‫این روزا مُد شده انگار

15:16.498 --> 15:19.867
‫هی من دنبال یه کتابی از سلسله ی
‫چینگ راجب شیاطین گرسنگی میگردم

15:19.868 --> 15:21.669
‫حله

15:21.670 --> 15:26.274
‫بذار فهرست جادویی ام از کتاب و
‫طومار های باستانی رو چک کنم

15:27.676 --> 15:29.377
‫وایسا، برگرد

15:29.378 --> 15:31.379
‫"گالارهورنِ هایمدال" ــه، درسته؟
‫(http://goo.gl/YD0OyG)

15:31.380 --> 15:34.015
‫یه کلکتور(جمع کننده ی اشیاء قیمتی)
‫از دبی سعی داره پیداش کنه

15:34.016 --> 15:35.349
‫حسابی خرپوله

15:35.350 --> 15:36.651
‫یه ماه تو نپال ــه

15:36.652 --> 15:38.319
‫یه ماه تو بانکوک

15:38.320 --> 15:40.054
‫"ژرف کره" ــه پایین تر از "درازگودال ماریانا"
‫(اتاقک گردی در زیردریایی که با سرنشین و توسط
‫کابل به عمق تا حدود 900 متر می رود)

15:40.055 --> 15:42.290
‫اصلاً یه وضعیه

15:42.291 --> 15:45.059
‫اگه هنوزم اهلش بودی بهت میگفتم
‫که با هم بریم تو کارش، ولی نیستی، نه؟

15:45.994 --> 15:47.495
‫نه تا اون حد دیگه

15:48.731 --> 15:50.565
‫اخیراً یه مشکلاتی داشتم

15:50.566 --> 15:52.166
‫کی میخواد بره تو کارش؟

15:52.167 --> 15:53.367
‫"گونزالز"؟

15:53.368 --> 15:55.303
‫"درزدن"؟ اوه نه صبرکن

15:55.304 --> 15:56.967
‫"عمو لو" و "آگتا میور" از خیلی وقته دنبالشن

15:56.968 --> 15:59.069
‫فعلاً هیچکس

16:01.143 --> 16:03.044
‫اگه بخوای، مال خودته

16:03.045 --> 16:05.446
‫تیم خودت رو جور کن

16:07.015 --> 16:08.616
‫عمو لو حسابی ذوق میکنه

16:10.319 --> 16:12.486
‫تو یکی از بهترین ها هستی میلز

16:14.356 --> 16:15.756
‫بذار روش فکر کنم

16:16.892 --> 16:18.259
‫و...

16:21.196 --> 16:23.097
‫بذار اون کتابه راجب شیاطین گرسنگی رو ببینم

16:23.098 --> 16:24.599
‫باشه حتماً

16:32.875 --> 16:35.376
‫به زبان لاتین میگن Lustitia

16:35.377 --> 16:37.912
‫به زبان یونانی Themis

16:37.913 --> 16:44.051
‫بانوی عدالت، انسان‌واره‌ای نمادین برای اعمال اصول اخلاقی در دستگاه قضایی ــه

16:44.052 --> 16:47.088
‫تو دستاش، ترازوی عدالت هستش

16:47.089 --> 16:49.624
‫همیشه برابر، همیشه مبهم

16:51.293 --> 16:53.294
‫من که برابری توش نمیبینم

16:57.633 --> 16:59.816
‫اگه درایفس پشت این موجود باشه
‫پس از هرچی که درست شده

16:59.817 --> 17:01.803
‫میتونیم ازش استفاده کنیم
‫تا ردش رو بزنیم

17:01.804 --> 17:03.571
‫پس بالا از سالن غذاخوری شروع میکنیم

17:03.572 --> 17:06.307
‫همه ی تیم های امنیتی به بخش 4
‫همه ی تیم های...

17:06.308 --> 17:07.842
‫یا از هرجایی که اونا میرن

17:14.449 --> 17:16.484
‫خانم، بلند شین

17:16.485 --> 17:18.486
‫بلند شین لطفاً! برین کنار!

17:18.487 --> 17:21.190
‫- مامور توماس از "س.ا.م" چه خبره...
‫- آروم برین کنار
‫(سازمان امنیت ملی)

17:21.191 --> 17:22.960
‫دستاتونو طوری بذارین که ببینمشون!

17:25.561 --> 17:27.762
‫معاون وزیر "استرایکر"؟

17:27.763 --> 17:29.463
‫این زن رو میشناسی؟

17:29.464 --> 17:31.532
‫آه خدای من "نانسی"

17:39.074 --> 17:40.441
‫موجودی که این بلا رو سرش آورده...

17:41.476 --> 17:43.077
‫تو دیواره

17:53.792 --> 17:56.330
‫هی حالتون خوبه؟

17:56.331 --> 17:59.032
‫مامور توماس این شخص بیچاره رو میشناخته

17:59.033 --> 18:02.022
‫یه جون دیگه ایی که درایفس
‫بابتش تقاص پس میده

18:06.662 --> 18:09.347
‫گفتی پُشت اون دریچه دیدیش؟

18:09.348 --> 18:12.316
‫فقط چشماش رو. قرمز بودن

18:12.317 --> 18:15.052
‫چشمای قرمز، جسد های خشک شده

18:15.053 --> 18:16.988
‫و تمایل به زندگی در تاریکی

18:16.989 --> 18:20.357
‫ویژگی های گونه های زیادی
‫از شیاطین گرسنگی

18:25.931 --> 18:28.599
‫گونه های زیادی اینجا طبقه بندی شدن

18:30.869 --> 18:34.639
‫"گاکی، اِگوِی، پرِتا"

18:34.640 --> 18:37.808
‫یه نژاد شیطانی هم هست که
‫توسط "منمات" به وجود اومده

18:37.809 --> 18:40.711
‫بعضیاشون به گمان میرن که مسئول
‫قحطی های بزرگی تو تاریخ هستن

18:40.712 --> 18:42.713
‫صبرکن. دو تا حمله تو یه روز

18:42.714 --> 18:44.649
‫این موجود اخیراً آزاد شده

18:44.650 --> 18:48.486
‫و اگه درایفس دستی توش داشته
‫حتماً ردی جا گذاشته

18:57.863 --> 19:00.064
‫اونجا

19:00.065 --> 19:01.332
‫جوب

19:01.333 --> 19:02.833
‫اینم مدرکی که نشون میده درایفس دست داشته

19:02.834 --> 19:05.625
‫تو اون موجود رو توی دریچه ی تهویه دیدی، درسته؟

19:05.626 --> 19:07.371
‫و جوب داشته میرفته به زیرزمین

19:07.372 --> 19:10.541
‫میشه از اینجا پلنِ ساختمون رو دید؟

19:10.542 --> 19:11.842
‫گمونم

19:13.779 --> 19:17.581
‫قطب مرکزی سیستم تهویه ی ساختمون
‫تو طبقه ی پایینِ زیرزمینه

19:17.582 --> 19:21.819
‫که هم دسترسی به سالن غذاخوری
‫و هم اتاق کنفرانس رو به موجود میده

19:21.820 --> 19:23.354
‫و باقی ساختمون

19:23.355 --> 19:25.756
‫اینجا یکی از بزرگترین ساختمون
‫های اداری دی سی ــه

19:25.757 --> 19:27.020
‫برای موجود یه بوفه ی پرِغذا حساب میشه

19:27.021 --> 19:28.859
‫پس باید بریم پایین و پیداش کنیم

19:28.860 --> 19:30.995
‫صبرکن. یه شکل عجیبی داره

19:30.996 --> 19:33.264
‫شاید یه اثرباستانی دستش بوده

19:33.265 --> 19:36.734
‫تو کتاب یه بخشی راجب "معمای می فانگ" هست

19:36.735 --> 19:41.205
‫جادوگران چینی، یه مکانیزم های
‫جعبه پازلی جادویی درست میکردن

19:41.206 --> 19:42.707
‫که براساس ترتیب بندیش

19:42.708 --> 19:45.943
‫میتونست یه شیطان گرسنگی رو
‫جذب یا آزاد کنه یا به تله بندازه

19:45.944 --> 19:48.079
‫پیچیدگی متفاوتش

19:48.080 --> 19:52.283
‫بعضیا میگن برای باز شدنش 1536 حرکتِ
‫از پیش تعیین شده باید روش انجام داد

19:52.284 --> 19:54.785
‫من اینو قبلاً دیده بودم

19:54.786 --> 19:56.620
‫دستِ یکی از دوستانم

19:58.090 --> 20:00.925
‫قبل از اینکه عضو نیرو های استعمارگر بشم

20:00.926 --> 20:05.196
‫با یه افسر انگلیسی به نام "ادوارد رید" دوست بودم

20:06.565 --> 20:08.632
‫مدت کوتاهی بعد از اینکه واردِ خاکِ آمریکا شدیم

20:08.633 --> 20:14.705
‫"رید" و من به ماموریتی برای بازپس گرفتن یه انبار ذخیره
‫که توسط مهاجرنشینان کنترل میشد، اعزام شدیم

20:24.216 --> 20:25.783
‫آروم باش کرین

20:27.086 --> 20:30.888
‫مهاجرنشینا اونقدر بی پروا نیستن که بخوان جونشون
‫رو بخاطر چند تا کارتُن چایی به خطر بندازن

20:30.889 --> 20:32.656
‫نمیشه مطمئن بود قربان

20:32.657 --> 20:34.625
‫این اهل بوستون ها آدمای مغروری هستن

20:34.626 --> 20:37.795
‫ظاهراً با خوشحالی جونشون
‫رو بخاطر آزادی فدا میکنن

20:37.796 --> 20:39.630
‫پس موفق باشن

20:39.631 --> 20:42.533
‫یه سری اوباش دربرابر
‫قدرت امپراطوری، نه؟

20:43.902 --> 20:46.504
‫لعنت به این وسیله ی ملعون

20:46.505 --> 20:49.006
‫شیء عجیبی ــه

20:49.007 --> 20:51.509
‫اینا حروف چینی هستن؟

20:51.510 --> 20:55.012
‫خب من اینجا پیداش کردم
‫تو یکی از کارتُن های چایی که باز بود

20:55.013 --> 20:57.681
‫شاید اشتباهی یه اسباب بازی بچه گونه رو گذاشتن

20:57.682 --> 20:58.916
‫بچه ی کوچیکترم "پنلوپی"

20:58.917 --> 21:01.018
‫حسابی تو این چیزا ماهره

21:04.156 --> 21:07.324
‫شاید وقتی برگشتیم خونه
‫با خودم بردمش

21:07.325 --> 21:11.095
‫روزی که حالا حالا ها نخواهد رسید

21:14.266 --> 21:17.201
‫بعد از اون موقع به یه
‫ماموریت متفاوتی اعزام شدم

21:17.202 --> 21:20.671
‫و وقتی برگشتم، بهم گفتن
‫که "رید" و باقی همراهانش

21:20.672 --> 21:25.476
‫تو یه ماموریت اکتشافی در شمال "برکشایر"
‫از شدت گرسنگی مُردن

21:26.711 --> 21:30.214
‫"رید" حتماً با حل کردن چیزی که فکر
‫میکرد اسباب بازی بچه گونه است

21:30.215 --> 21:34.518
‫به به طور غیرعمد یه شیطان
‫گرسنگی رو احضار کرده

21:34.519 --> 21:36.954
‫درنهایت ما تو جبهه های متفاوتی جنگیدیم

21:36.955 --> 21:39.523
‫ولی هیشکی مستحق همچین مرگ وحشتناکی نیست

21:39.524 --> 21:42.393
‫این جعبه رو که پیدا کنیم
‫میتونیم شیطان رو به سمت خودمون بکشیم

21:42.394 --> 21:43.894
‫به دامش بندازیم

21:43.895 --> 21:48.399
‫بعد ردِ حرومزاده ایی که آزادش کرده
‫رو میزنیم و کاری میکنیم تقاص پس بده

21:51.903 --> 21:53.404
‫خیلی خب جناب جاسوس حرفه ایی

21:53.405 --> 21:56.540
‫دیانا گفت با دستیار درایفس شروع
‫کنیم نه اینکه بریم غذاخوری

21:56.541 --> 21:59.410
‫پیکاگرام دروغ نمیگه دوستِ من

21:59.411 --> 22:01.512
‫از اکانتِ دستیار درایفس "اشلی"
‫میشه فهمید که

22:01.513 --> 22:03.914
‫عاشق غذا های خیابونیه

22:03.915 --> 22:08.114
‫تو سه ماه گذشته، هر روزِ جمعه
‫خودش رو پیش اون ماشینه تَگ کرده

22:08.115 --> 22:09.720
‫خب پس طبق عادت همیشگیش

22:09.721 --> 22:11.155
‫باید بزودی اینجا پیداش بشه

22:11.156 --> 22:12.690
‫دقیقاً ولی تو

22:12.691 --> 22:14.658
‫شاید اون قرارِ رفتن به سینما
‫رو با "فلانی" از دست بدی

22:14.659 --> 22:15.860
‫منظورت میسی ــه؟

22:15.861 --> 22:19.396
‫آه خیالی نیست، کلی کار دیگه
‫هست که میتونیم باهم انجام بدیم

22:19.397 --> 22:22.967
‫میدونی به غیر از فیلمای ترسناک قدیمی ــه سیاه
‫و سفید، کلی چیزای مشترک با هم داریم

22:22.968 --> 22:24.368
‫آره، مشروب های فرانسوی گرون قیمت

22:24.369 --> 22:27.671
‫مشروب سازی "شمشیر اریک ملنی بون"
‫و کتاب های جادوگری
‫(یک شخصیت داستانی)

22:27.672 --> 22:29.707
‫ملنی چی چی؟

22:29.708 --> 22:31.008
‫اصلاً همچین چیزی هم هست؟

22:31.009 --> 22:32.009
‫آره

22:32.010 --> 22:33.944
‫هرچی

22:33.945 --> 22:35.613
‫فقط خیلی از خودراضی نباش خب؟

22:35.614 --> 22:38.015
‫چون معمولاً آدمایی که تو خیلی
‫چیزا مشترکن با هم نمیتونن بسازن

22:38.016 --> 22:42.853
‫ولی مگه وقتی میخواستم با جنی میلز
‫ریل بزنم، برعکس همینو نگفتی؟

22:44.756 --> 22:45.956
‫اوناهاش

22:45.957 --> 22:47.925
‫اشلی ــه

22:47.926 --> 22:49.260
‫خب چی...

22:49.261 --> 22:50.461
‫اسکنر بلوتوثی

22:50.462 --> 22:51.525
‫هنوز تو بازار پخش نشده

22:51.526 --> 22:53.297
‫و قانونی نیست

22:53.298 --> 22:57.768
‫ولی میتونم از یه راه ارتباطی ریموت(دور)
‫سیم کارت "اشلی" رو کلون کنم

22:57.769 --> 23:01.238
‫اینجوری هروقت که درایفس
‫باهاش تماس بگیره میتونیم کولبر کنیم

23:01.239 --> 23:03.307
‫و از راه برج مخابراتی
‫موقعیتش رو پیدا کنیم

23:03.308 --> 23:06.777
‫ولی جوگیر نشو "رومئو"
‫(اشاره به داستان عاشقانه رومئو و ژولیت)

23:06.778 --> 23:08.579
‫فقط چون میتونی مخ دخترای بار رو بزنی

23:08.580 --> 23:11.615
‫به این معنی نیست که اون جذابیتِ
‫توله سگی ات قراره اینجا هم جواب بده

23:11.616 --> 23:13.150
‫جذابیتِ توله سگی؟

23:13.151 --> 23:14.585
‫همینو گفتم

23:14.586 --> 23:17.054
‫آره، منظورم اینه که
‫اونقدرا بزرگ نبود

23:17.055 --> 23:19.456
‫ولی به نظرم الآن ازم تعریف کردی

23:19.457 --> 23:20.925
‫نه

23:20.926 --> 23:24.428
‫من با استفاده از دندون نیش
‫به عنوان مقایسه، وصفت کردم
‫(دندون نیشِ توله سگ)

23:24.429 --> 23:26.997
‫کلمه ایی که از دهنت دراومد "جذابیت" بود

23:26.998 --> 23:28.098
‫آره

23:58.463 --> 24:01.565
‫تو اونو جذاب نمیبینی

24:14.112 --> 24:16.046
‫باید تقسیم بشیم

24:16.047 --> 24:18.115
‫- من از راست میرم
‫- باشه

24:28.193 --> 24:29.793
‫اینجا

24:32.998 --> 24:37.067
‫فکر کنم منبع به وجود اومدن
‫شیطان مون رو پیدا کردیم

24:37.068 --> 24:39.737
‫ولی چجوری کار میکنه؟

24:39.738 --> 24:42.372
‫ببینم تو کتابی که از "دانی" گرفتم
‫چیزی ننوشته

24:43.842 --> 24:47.144
‫میرم اطراف رو چک کنم، مطمئن
‫بشم که این شیطان کمین نکرده باشه

24:47.145 --> 24:49.813
‫اگه بتونیم ترتیب بندی درست رو انجام بدیم

24:49.814 --> 24:52.583
‫باید بتونیم موجود رو به اینجا فرابخونیم

24:52.584 --> 24:54.818
‫اینا حروفِ "شانگ" ایی هستن
‫(از سلسله های تاریخِ چین)

24:58.423 --> 24:59.890
‫پس...

24:59.891 --> 25:04.261
‫این یکی اینجا یعنی "بازگشت به"

25:04.262 --> 25:05.763
‫و بعد اونطرفش

25:05.764 --> 25:07.731
‫"راندن"

25:07.732 --> 25:09.266
‫و سومی

25:09.267 --> 25:11.402
‫"مهار یا جلوگیری کردن"

25:11.403 --> 25:14.104
‫ترتیب بندی اساس کاره

25:14.105 --> 25:18.942
‫خوشبختانه من تو حل کردن پازل ماهر بودم برای همین...

25:25.283 --> 25:26.450
‫گیج کننده ست

25:26.451 --> 25:28.552
‫هی من تو مکعب روبیک استاد بودم

25:28.553 --> 25:30.788
‫نگرفتم چی گفتی

25:30.789 --> 25:34.892
‫ولی اینو میدونم که وقتی خیلیا نتونستن
‫رمزِ فرانکلین رو حل کنن، من تونستم

25:34.893 --> 25:37.761
‫و من تونستم از چالش برانگیزترین کوزه ی پازلی

25:37.762 --> 25:39.625
‫بدون اینکه حتی یه ذره اش رو هم
‫بریزم، بنوشم پس شاید بهتر باشه...

25:39.626 --> 25:40.926
‫حله

25:52.610 --> 25:54.445
‫بگو

25:54.446 --> 25:57.448
‫ماموریت دستیار درایفس با موفقیت انجام شد

25:57.449 --> 25:58.882
‫عالیه

25:58.883 --> 26:00.551
‫- جاشو پیدا کردین؟
‫- هنوز نه

26:00.552 --> 26:03.053
‫ولی یه برنامه دارم که داره برج
‫های مخابراتی سراسر آمریکا رو

26:03.054 --> 26:04.588
‫برای آی پی های متداول میگرده

26:04.589 --> 26:05.923
‫خیلی خب، بگردین

26:08.159 --> 26:10.194
‫خیلی خب. کرین! جنی!

26:11.663 --> 26:12.963
‫یالا

26:12.964 --> 26:14.331
‫کارشو بساز، کارشو بساز!

26:18.303 --> 26:19.470
‫جنی حالت خوبه؟

26:19.471 --> 26:20.404
‫آره

26:22.707 --> 26:24.608
‫کجا رفت؟

26:35.820 --> 26:36.787
‫پشت سرت!

26:42.193 --> 26:43.760
‫برین دنبالش! یالا!

26:48.199 --> 26:50.267
‫بی خیال دیگه

26:51.970 --> 26:54.738
‫هیچ اثری از شیطان نیست

26:54.739 --> 26:57.274
‫بدون جعبه پازلی نمیتونیم فرابخونیمش

26:57.275 --> 27:00.444
‫یه موجود گرسنه رو آزاد کردیم تا گرسنگیش

27:00.445 --> 27:03.347
‫رو از میان مردم بی گناه واشنگتن، ارضا کنه

27:05.549 --> 27:08.171
‫چون از نیروش کاسته شده
‫پیدا کردنش سخت بود

27:08.172 --> 27:11.073
‫ولی مقاومتش بالاخره کار خودشو کرد

27:11.074 --> 27:15.511
‫اینجا حسابی نیاز به تمیز شدن داره

27:15.512 --> 27:20.490
‫یه دست رنگِ سفید معجزه...میکنه

27:21.251 --> 27:23.252
‫اسب سوارِ مرگ

27:23.253 --> 27:24.921
‫گمونم درست میگی جوب

27:24.922 --> 27:28.858
‫اون به نظر یکم...داغون میاد

27:30.427 --> 27:34.964
‫اون طی تاثیر تغییرپذیری سنگ فیلسوف
‫این زخما رو برداشته

27:53.050 --> 27:56.853
‫خیلی خیلی متاسفم دوستِ من

27:56.854 --> 27:59.555
‫آسیب زیادی دیدی

27:59.556 --> 28:01.190
‫ولی نگران نباش

28:01.191 --> 28:03.993
‫من اومدم که تو رو به شکوهت برگردونم

28:03.994 --> 28:06.529
‫اولین باری که همو دیدیم یه قولی بهت دادم

28:06.530 --> 28:08.564
‫و من هیچ وقت زیرقولم نمیزنم

28:08.565 --> 28:12.401
‫قبل از اینکه بفهمی، سرحالت میکنیم

28:12.402 --> 28:15.171
‫و...

28:15.172 --> 28:21.177
‫من دارم دار و دسته رو دوباره جمع میکنم

28:23.981 --> 28:25.815
‫این تقصیر منه

28:25.816 --> 28:27.216
‫اگه اون تماس رو نگرفته بودم

28:27.217 --> 28:29.320
‫الآن اون شیطان تو چنگ مون بود

28:29.321 --> 28:33.556
‫مهم تر اینکه ما خبر نداشتیم
‫که آقای جیک و الکس خانم

28:33.557 --> 28:35.491
‫رو فرستاده بودین به یه ماموریت

28:35.492 --> 28:37.360
‫نمیخواستم توپ بندازم تو میدون درایفس

28:37.361 --> 28:39.195
‫به نظرم یه حمله ی دوجانبه بهتر بود

28:39.196 --> 28:41.097
‫بله، مسئله ی نقشه تون نیست

28:42.399 --> 28:46.102
‫مسئله اینه که تصمیم گرفتین
‫اینو با ما درمیون نذارین

28:52.109 --> 28:55.278
‫ما خشمتون رو درک میکنیم مامور توماس

28:55.279 --> 28:57.446
‫و حق هم دارین

28:57.447 --> 29:00.550
‫ولی تمامیتِ تیم مون درمیونه

29:00.551 --> 29:03.368
‫اگه قرار باشه در جنگ با فراطبیعی موفق بشیم

29:03.369 --> 29:06.538
‫باید همیشه متحد باقی بمونیم

29:07.291 --> 29:08.891
‫بهمون اعتماد کن

29:08.892 --> 29:12.962
‫برنامه های متفاوت فقط گروه مون رو گمراه میکنه

29:15.032 --> 29:17.233
‫میفهمم

29:18.572 --> 29:21.659
‫پس بیاین فکرامونو رو هم بریزیم
‫و این چیزه رو خلاص کنیم، خب؟

29:21.660 --> 29:25.975
‫خب من داشتم تاریخ های مخفی رو میگشتم
‫تا یه ارجاعی اشاره ایی چیزی

29:25.976 --> 29:27.810
‫از شیاطین گرسنگی، آدم خواری یا قحطی پیدا کنم

29:27.811 --> 29:31.047
‫و یکی از "گروه دونر" پیدا کردم
‫(یک گروه 89 نفری به سرپرسی جرج دونر که در
‫سال 1846 از راه کوهستان نوادا راهی کالیفرنیا شدند)

29:31.048 --> 29:34.550
‫اون مردمِ مال "مسیر اورگن" که به دام
‫برف افتادن و همدیگه رو خوردن؟

29:34.551 --> 29:37.119
‫داشتن سعی میکردن از رشته کوه نوادا عبور کنن

29:37.120 --> 29:38.387
‫میشه کتاب رو ببینم؟

29:38.388 --> 29:43.759
‫فکر میکنین گروه دونر بخاطر اینکه پست شون
‫به یه شیطان گرسنگی خورد، آدمخواری کردن؟

29:43.760 --> 29:45.061
‫آه خدای من

29:45.062 --> 29:48.564
‫یکی از سرپرستان گروه جیمز اف رید بوده

29:50.467 --> 29:52.568
‫اون از نسلِ ادوارد رید ــه

29:52.569 --> 29:54.522
‫افسر فرمانده ی سابقم در ارتش انگلستان

29:54.523 --> 29:55.866
‫معمای می فانگ

29:55.867 --> 29:57.607
‫تو خونواده ش دست به دست شده؟

29:57.608 --> 30:00.843
‫و همراه با سفر گروه دونر بوده

30:00.844 --> 30:04.680
‫اینجا، رید جون سالم به در برده
‫و اینو نوشته

30:04.681 --> 30:08.150
<i>‫ در بهار سال 1848 برف های کوهستان </i>

30:08.151 --> 30:12.722
<i>‫ بالاخره به اندازه ایی که بازماندگان گروه دونر </i>
<i>‫ بتوانند به مکان امنی بروند، آب شد </i>

30:14.992 --> 30:18.260
<i>‫ ولی آن ها تنها نبودند </i>

30:25.535 --> 30:28.704
<i>‫ به سرپرستی جیمز اف رید </i>
<i>‫ آن ها راهشان را به سمت غرب پیش گرفتند </i>

30:28.705 --> 30:32.475
<i>‫ و از تعقیب کننده ی شیطانی شان </i>
<i>‫ در یک غار پناه گرفتند </i>

30:32.476 --> 30:37.947
<i>‫ بازماندگان گروه دونر آخرین مقاومت شان </i>
<i>‫ را در دهانه ی این غار انجام دادند </i>

30:37.948 --> 30:41.617
<i>‫  درست در خارج از شهرِ "ساترز میل" </i>

30:41.618 --> 30:45.021
<i>‫ جیمز اف رید تله ایی را برای شیطان درست کرد... </i>

30:46.990 --> 30:51.260
<i>‫  و خودش را به عنوان طعمه ایی </i>
<i>‫  برای کشاندن موجودِ پلید، کرد </i>

31:15.686 --> 31:18.220
<i>‫ بازماندگان، رید را از میان آواره ها خارج کردند </i>

31:18.221 --> 31:21.424
‫ولی از موجود هیچ اثری نبود

31:22.426 --> 31:26.162
‫یه جانب امیدوارانه هم تو این داستان هست

31:26.163 --> 31:29.932
‫معدنی از طلا که در طی انفجار
‫کشف شد، مورد استخراج قرار گرفت

31:29.933 --> 31:34.236
‫و باعث بهبود و درنهایت
‫کامیابی بازماندگان شد

31:34.237 --> 31:35.438
‫صبر کن ببینم

31:35.439 --> 31:38.841
‫1848

31:38.842 --> 31:40.576
‫ساترز میل، کالیفورنیا؟

31:40.577 --> 31:43.822
‫داری میگی وقتی گروه دونر
‫ترتیب این موجود رو دادن...

31:43.823 --> 31:45.181
‫"تبِ طلا" شروع شد
‫(http://goo.gl/NhUHvy)

31:45.182 --> 31:49.218
‫تو دنیای فراطبیعی ما و فقط هم تو
‫دنیای این منطقی به نظرمیاد

31:49.219 --> 31:53.589
‫داستان تراژدیک گروه دونر باید راهی
‫رو برای از بین بردن این موجود نشون بده

31:53.590 --> 31:55.725
‫جعبه های معمایی می فانگ

31:55.726 --> 31:58.060
‫از چوب درخت ساج جادویی درست میشدن

31:58.061 --> 32:01.864
‫ولی مزین به حروفِ طلایی هم میشدن

32:01.865 --> 32:03.399
‫طلا

32:03.400 --> 32:05.101
‫طلا نقطه ی ضعف ــه موجود ــه

32:05.102 --> 32:07.522
‫نقطه ضعف منم هست ولی اونقدری
‫ندارم که بتونم باهاش سلاح بسازم

32:08.772 --> 32:10.973
‫من یه راهی براش دارم

32:10.974 --> 32:12.641
‫ولی اول باید موجود رو سمت خودمون بکشونیم

32:12.642 --> 32:14.744
‫و جعبه ی پازلی هم تیکه پاره شده

32:14.745 --> 32:16.212
‫میتونم با چاپ سه بعدی یه کپی اش رو بسازم

32:16.213 --> 32:18.481
‫یعنی نه از چوب ساج جادویی

32:18.482 --> 32:21.882
‫ولی شاید بتونه یکم شیطان رو نگه داره

32:21.883 --> 32:23.676
‫همینکه بکشونتش سمت مون کافیه

32:23.677 --> 32:28.324
‫ببینین من میرم حروف دقیقش رو پیدا کنم
‫تا با لایه ی طلایی رو جعبه تون حک کنین

32:28.325 --> 32:29.325
‫خیلی خوبه

32:29.326 --> 32:33.796
‫حالا جنی خانم، گفتین که راهی برای به دست
‫آوردن طلای کافی پیدا کردین

32:33.797 --> 32:34.864
‫آره

32:34.865 --> 32:36.665
‫ولی باید خودمون استخراجش کنیم

32:38.335 --> 32:40.169
‫اینجا که زباله دونیه

32:40.170 --> 32:42.638
‫این چیزیه که تو میبینی

32:42.639 --> 32:44.773
‫ولی من طلا میبینم

32:47.130 --> 32:51.487
‫خب یه مشت ماشین داغون
‫چجوری میخوان بهمون کمک کنن؟

32:51.488 --> 32:54.857
‫خب اینو تعداد کمی میدونن ولی ماشین ها

32:54.858 --> 32:56.692
‫یه اثر هایی از طلا توشون هست

32:56.693 --> 33:00.029
‫ترمز ضدقفل، تراشه های سیستم
‫بادکننده ی ایربگ

33:00.030 --> 33:02.198
‫آه بی خیال بابا. اگه تو ماشین
‫طلا پیدا میشد که

33:02.199 --> 33:03.365
‫همه میدزدیدن

33:03.366 --> 33:04.767
‫آره همینطوره

33:04.768 --> 33:06.669
‫یه رفیقی داشتم که با اسکیت میرفت

33:06.670 --> 33:09.071
‫زیر ماشین ها و مبدل کاتالیست شون رو جدا میکرد

33:09.072 --> 33:11.240
‫طلاهاشو جدا میکرد و برا پول مشروب میفروختشون

33:11.241 --> 33:13.909
‫بهش میگفت "نرخ تبدیل کاتالیست"

33:13.910 --> 33:15.344
‫جدی؟

33:15.345 --> 33:16.712
‫یه رفیق؟

33:16.713 --> 33:19.782
‫خب پس یه مقدار طلا تو هر ماشینی هست

33:19.783 --> 33:22.418
‫و با وجود این همه ماشین
‫یعنی کلی طلا، درسته؟

33:22.419 --> 33:26.188
‫به این معنی که میتونیم با چیزایی که روبرومون هست
‫معدن طلای گروه دونر خودمونو درست کنیم

33:26.189 --> 33:30.459
‫این چیزه، از بالا حمله میکنه
‫و قربانی هاشو وادار به حمله به دیگران میکنه

33:30.460 --> 33:33.529
‫ولی از نزدیک که باشه، میجنگه

33:33.530 --> 33:37.233
‫پس برا اینکه یهو همدیگه رو نخوریم
‫باید مورد دومی رو اجرا کنیم

33:37.234 --> 33:38.734
‫همینکارو میکنیم

33:38.735 --> 33:40.936
‫الکس خانم، جعبه ی کپی دستتونه؟

33:40.937 --> 33:41.937
‫آره

33:41.938 --> 33:45.875
‫حالا من آماده ام که به محض جور شدن طلا ها
‫حروف رو روی این جعبه حک کنیم

33:45.876 --> 33:47.877
‫آره و وقتی جیک داشت میگشت

33:47.878 --> 33:49.745
‫من اینا رو جور کردم

33:53.884 --> 33:56.018
‫فلوئور سولفوریک اسید ــه

33:56.019 --> 34:00.623
‫هرطلایی که داریم رو تو این میندازیم و راه حلی
‫برای خلاص شدن از این چیزه به دست میاریم

34:00.624 --> 34:01.790
‫عالی

34:01.791 --> 34:05.127
‫همگی کارتون عالی بود

34:05.128 --> 34:07.730
‫حالا بیاین بریم معدن کاوی

34:11.601 --> 34:13.669
‫آماده مثل همیشه

34:13.670 --> 34:16.772
‫نقشه ی خوبیه کرین

34:16.773 --> 34:19.074
‫تلاش گروهی بود

34:19.075 --> 34:22.811
‫تیم مون با وجود کوتاه بودن
‫دوره اش، خیلی رنج کشیده

34:22.812 --> 34:26.482
‫گروه مون به طور مکرر ثابت کرده
‫که فراتر از توانش میتونه عمل کنه

34:26.483 --> 34:30.319
‫تجربه ی منحصر بفردی بوده

34:30.320 --> 34:32.254
‫دقیقاً

34:32.255 --> 34:40.195
‫جنی خانم اشاره کرد که دی سی
‫داره برام یه خونه میشه

34:40.196 --> 34:42.631
‫بیشتر به لطف شما و مالی خانم ــه

34:42.632 --> 34:46.168
‫شما منو تو زندگی تون پذیرفتین

34:46.169 --> 34:48.637
‫و این خیلی خوبه که...

34:50.440 --> 34:54.777
‫خب تو بهمون یه هدف واقعی نشون دادی

34:54.778 --> 34:59.448
‫دونستن اینکه داریم دنیا رو از هیولا ها نجات میدیم؟

34:59.449 --> 35:02.184
‫اگرچه شغلی نیست که بخوام
‫با اختیار خودم قبولش کنم

35:02.185 --> 35:05.654
‫به طرز فجیعی این شغل مزایا نداره

35:05.655 --> 35:08.090
‫الکس و جیک جعبه رو ردیف کردن

35:10.493 --> 35:12.227
‫بیاین انجامش بدیم

35:16.166 --> 35:18.033
‫خیلی خب

35:18.034 --> 35:20.102
‫این باید شیطان رو به سمت ما بکشونه

35:41.591 --> 35:43.092
‫داره کار میکنه

35:43.093 --> 35:44.836
‫طوری میگی که انگار مطمئن نبودی

35:44.837 --> 35:46.128
‫نبودم

35:46.129 --> 35:48.630
‫ولی بیا جزئیات رو بی خیال شیم، باشه؟

36:15.558 --> 36:17.259
‫راهی برای فرار نداری شیطان

36:17.260 --> 36:19.294
‫تو در حلقه ایی از طلا محاصره شدی

36:28.038 --> 36:30.372
‫- گیر افتاده
‫- حالا دیگه تمومش میکنیم

36:35.879 --> 36:37.062
‫چشماش نمیذاره کارمونو بکنیم!

36:37.063 --> 36:38.463
‫کرین یه تیر دیگه

36:41.985 --> 36:43.952
‫جنی! حالا!

36:52.128 --> 36:53.695
‫جیک الکس! یالا!

36:53.696 --> 37:03.696
.:: @bollbolljan_com ::.

37:09.212 --> 37:13.282
‫ماموریت راه حل طلا یک موفقیتِ له کننده بود!

37:13.283 --> 37:15.084
‫میدونی، نه آه...

37:15.085 --> 37:17.453
‫عملیاتِ...به دام انداختن شیطان گرسنگی...

37:17.454 --> 37:18.520
‫- جیک
‫- بله

37:18.521 --> 37:20.155
‫- بی خیال
‫- باشه

37:20.156 --> 37:22.124
‫راستش من موفقیت له کننده رو ترجیح میدم

37:27.054 --> 37:29.789
‫درایفس یه دیوونه ست
‫ولی روش خودشو داره

37:29.790 --> 37:32.625
‫درسته. وقتی داشت سنگ فیلسوف رو جمع آوری میکرد

37:32.626 --> 37:34.860
‫هیولا ها رو به یه هدفی آزاد کرد

37:34.861 --> 37:36.762
‫خب پس همه جا رو زیر و رو میکنیم

37:36.763 --> 37:39.865
‫ببینیم یه چیز غیرعادی پیدا نمیکنیم

37:39.866 --> 37:41.967
‫از راه شمال میرم

37:44.805 --> 37:48.040
‫دزدکی وارد یه ساختمون
‫دولتی شدن بعد از چند ساعت

37:48.041 --> 37:50.209
‫اون راه افتاده

37:50.210 --> 37:51.444
‫دقیقاً

37:51.445 --> 37:54.880
‫به روش تحسین برانگیزی وفق پیدا کرده

37:54.881 --> 37:57.383
‫مثل من و تو

37:57.384 --> 38:00.486
‫واقعاً نیرو های سرسختی جمع کردیم

38:00.487 --> 38:02.955
‫عمرمان طولانی باد

38:05.630 --> 38:07.693
‫جریان آپارتمان ته راهرو ــه، نه؟

38:07.694 --> 38:08.995
‫شماره ی 3C

38:08.996 --> 38:13.499
‫شاید جای دلپسندی نباشه ولی روحیه ی
‫همسایگی جبرانش میکنه

38:14.968 --> 38:16.836
‫آره من واقعاً...

38:16.837 --> 38:18.638
‫مشکلی با تریلر ام ندارم

38:18.639 --> 38:20.306
‫البته فعلاً

38:20.307 --> 38:21.674
‫میدونی

38:21.675 --> 38:27.880
‫با وجود احترام و ستایشی که هم تیمی
‫های جدیدمون بهت دارن و...

38:29.616 --> 38:32.652
‫خب تو به خوبی میدونی که
‫من تو رو یه خونواده حساب میکنم...

38:32.653 --> 38:34.220
‫کرین

38:34.221 --> 38:35.721
‫ضایعش نکن

38:35.722 --> 38:37.356
‫من چیزی رو ضایع نمیکنم

38:37.357 --> 38:40.793
‫فقط میخوام بگم که، اگه اجازه بدی، این که...

38:43.730 --> 38:48.367
‫تو هم نسبت به اون چیزی
‫که فکر میکنی، یه خونه ی دائم داری

38:52.039 --> 38:54.040
‫امروز بهم یه کار پیشنهاد شد

38:54.041 --> 38:56.442
‫بیرون از شهره

38:56.443 --> 38:58.110
‫خیلی بیرون از شهر

38:58.111 --> 39:01.781
‫یه کار خیلی پسند
‫انجام کاری که دوست دارم

39:01.782 --> 39:05.351
‫پیدا کردن یه شیء خاص
‫کشفِ راز و رمز

39:05.352 --> 39:07.853
‫تبریک می...

39:07.854 --> 39:09.622
‫آه تو قبول کردی؟

39:09.623 --> 39:12.191
‫هنوز نه ولی...

39:12.192 --> 39:14.026
‫نگفتم "نه"

39:15.262 --> 39:17.630
‫فکر کنم بخاطر اینه که

39:17.631 --> 39:19.899
‫جزئی از چیزی نیستم

39:19.900 --> 39:23.836
‫بلکه...کار خودمه

39:25.105 --> 39:27.840
‫هی فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

39:32.312 --> 39:36.716
‫امروز وقتی تازه من و کرین وارد این ساختمون شدیم
‫یه راهنمای تور با یه سری بچه مدرسه ایی بودن

39:36.717 --> 39:41.987
‫و تو اون ویدیو های دوربین ها
‫جوب اینجا وایساد و بالا رو نگاه کرد

39:41.988 --> 39:44.323
‫فکر کنم به اون داشت نگاه میکرد

39:44.324 --> 39:47.326
‫بانوی عدالت

39:47.327 --> 39:49.929
‫کور، مبهم...

39:49.930 --> 39:52.465
‫و یه چیزیش نیست

39:52.466 --> 39:54.800
‫یه ترازوی طلایی اینجا بود

39:54.801 --> 39:56.235
‫حالا نیستن

39:56.236 --> 39:58.437
‫باید برگردیم به گنجینه

39:58.438 --> 40:00.739
‫و بفهمیم که دشمن مون تو فکر چیه

40:04.945 --> 40:10.316
‫چرا به خودمون زحمت میدیم و به بچه ها
‫یاد میدیم که با نگاه به ستاره ها، آرزو کنن؟

40:10.317 --> 40:15.287
‫تکه هایی از نور که هزاران
‫سال پیش نفس نفس زنان

40:15.288 --> 40:20.559
‫ازشون الگو و شکل و معنایی ساختیم

40:20.560 --> 40:24.864
‫اونم از یه دیدِ ساده انگارانه و مسخره

40:24.865 --> 40:32.371
‫واقعاً باید به نسل های آینده یاد بدیم
‫که یه تغییر واقعی به وجود بیارن

40:32.372 --> 40:35.875
‫نه اینکه امیدشونو به یه چیز زودگذر بذارن

40:37.177 --> 40:39.779
‫اصلاً فن شاعری رو نابود کردی مالکوم!

40:39.780 --> 40:44.617
‫بهتر، فضای بیشتری برای
‫دلیل و منطق میمونه اینجوری

40:44.618 --> 40:46.619
‫منو وزن کن دوست من
‫(اشاره به ترازو)

40:46.620 --> 40:50.222
‫به عنوان تغذیه ی شیطان گرسنگی شارژ شده

40:50.223 --> 40:52.525
‫چه دوگانگی جالبی

40:52.526 --> 40:54.994
‫سرشار از قحطی

40:58.865 --> 41:04.069
‫اسب سوار طاعونِ جوان و خوش تیپم

41:06.673 --> 41:10.209
‫و اسب سوار جاه و موقعیت طلب

41:10.210 --> 41:13.846
‫و گرسنه ی...

41:13.847 --> 41:16.549
‫قحطی

41:16.550 --> 41:21.053
‫دو تا جا دیگه داریم دوست من

41:21.054 --> 41:26.392
‫و امیدوارم اسب سوار مرگ اونقدر
‫قوی بشه که بتونه بهمون ملحق شه

41:26.393 --> 41:31.697
‫به وضعیت بهبودیش سریعاً
‫رسیدگی میشه مالکوم

41:31.698 --> 41:35.834
‫و اینطوری فقط یک "توتم" باقی میمونه جوب
‫(جسم یا روح نمادین)

41:37.571 --> 41:39.538
‫اسب سوار جنگ

41:41.438 --> 41:44.877
‫پس درایفس تو ساختمون آیزنهاور بلوا
‫به پا کرد و ترازوی عدالت رو برد

41:44.878 --> 41:47.746
‫آره. یه ترازوی طلایی

41:47.747 --> 41:50.516
‫همیشه هم تو دستای بانوی عدالت نبوده

41:50.517 --> 41:52.084
‫درسته آقای ولز

41:52.085 --> 41:55.020
‫ترازو تو خیلی از اساطیر یه توتم حساب میشه

41:55.021 --> 41:59.291
‫تو "زودیاک"، "لیبرا" نمادِ منطق و توازن ــه
‫(کمربند فرضی که برای افلاک کیهانی درنظر گرفته شده
‫لیبرا: برج میزان-هفتمین برج فلکی-نمادِ متولدین مهرماه)

41:59.292 --> 42:04.964
‫تو انجیل، ترازو نماد وحشت و قدرته

42:07.534 --> 42:08.734
‫آه نه

42:10.036 --> 42:14.273
‫مالکوم درایفس یه جن رو برای پخش کردن
‫یه طاعون فراطبیعی آزاد کرد

42:14.274 --> 42:18.077
‫حالا یه شیطان گرسنگی رو آزاد میکنه
‫تا یه قحطی فراطبیعی رو به وجود بیاره

42:18.078 --> 42:20.378
‫امیدوارم به اون چیزی که
‫من دارم فکر میکنم، فکر نکنی

42:24.718 --> 42:26.418
‫به همون داری فکر میکنی

42:26.419 --> 42:28.754
‫دشمن مون درایفس

42:28.755 --> 42:32.424
‫قصد داره چهار اسب سوار آخرالزمان رو به پا کنه

42:36.863 --> 42:40.399
‫و ما به تنهایی میتونیم جلوشو بگیریم

42:40.438 --> 42:44.937
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.