﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.830
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01.831 --> 00:04.036
‫دریفوس تا اسلحه رو بدست نیاره استراحت نمی‌کنه

00:04.037 --> 00:05.603
این اسب سوار جنگ رو بیدار میکنه

00:05.606 --> 00:07.205
چطوره اسمتو بگی؟ -
لارا هستم -

00:07.207 --> 00:09.519
بافته نا امیدی... این چطوره هنری

00:09.520 --> 00:11.306
درون ذهن کرین ساخته شده

00:11.307 --> 00:13.106
‫دریفوس مثل کسی که به دنبال

00:13.108 --> 00:15.275
سوختن و خاکستر کردن جهان هست عمل نمی‌کنه

00:15.277 --> 00:17.277
شاید اون نقشه دیگه‌ای داره -
من سرنوشتم -

00:17.279 --> 00:19.446
رقم زدن بهترین چیزیه

00:19.448 --> 00:21.415
که تا حالا برای آمریکا اتفاق اُفتاده

00:21.417 --> 00:22.949
چهار توتم، چهار سوار

00:22.952 --> 00:24.851
و ما بیرون کمپ دیوید هستیم

00:24.853 --> 00:26.220
دریفوس سواران رو بیدار کرده

00:26.221 --> 00:27.621
که رئیس جمهور رو بُکُشه

00:27.645 --> 00:28.606
به نظر تو خیلی درمورد

00:28.607 --> 00:29.590
مالکوم دریفوس و

00:29.591 --> 00:30.924
نقشه هاش میدونی

00:30.926 --> 00:32.859
اون از آینده اومده

00:32.861 --> 00:34.902
مالی؟ -
دیروز آخرین روزی بود -

00:34.903 --> 00:36.839
که یادمه زنده دیدمت

00:36.840 --> 00:38.739
وقتی که دریفوس اون تفنگ رو شلیک کنه

00:38.741 --> 00:40.508
یه فاجعه شبیه فاجعه های دیگه نمیشه

00:48.918 --> 00:50.452
خیلی وقت پیش

00:50.453 --> 00:52.020
یه سرزمینی بود که بهش میگفتن

00:52.021 --> 00:53.755
آمریکا

00:53.756 --> 00:55.824
غذا فراوون بود

00:55.825 --> 00:57.559
مردم آزاد بودن

00:57.560 --> 00:59.695
و بیش از اون چیزی که فکر
میکنید تلویزیون وجود داشت

00:59.696 --> 01:01.663
جدی میگم

01:01.664 --> 01:02.865
هرچی دوست داشتید میتونستید تماشا کنید

01:02.866 --> 01:05.133
‫حتی جنگ کیک‌ها رو نشون میداد
‫(مسابقه تلویزیونی در آمریکا)
‫(سازنده برنامه: Food Network)

01:05.134 --> 01:06.468
...ولی

01:06.469 --> 01:09.638
بعدش دریفوس اومد

01:09.639 --> 01:12.140
!هوووو

01:12.141 --> 01:13.742
اوم قدرت رو از مردم گرفت

01:13.743 --> 01:15.878
و همش رو برای خودش برداشت

01:15.879 --> 01:18.413
دنیا در جنگی که اون درست کرده بود بزرگ شد

01:18.414 --> 01:20.883
طولی نکشید که آمریکا، آمریکا نبود

01:20.884 --> 01:22.387
ولی اینجا کسانی بودن که مبارزه میکردن

01:22.388 --> 01:24.286
مردم شجاعی مثل

01:24.287 --> 01:25.420
پدر و مادرتون

01:25.421 --> 01:27.322
کسانی که حاضر به قبول تاریکی نبودن

01:27.323 --> 01:30.025
و سالها برای آزادی در حال جنگ بودن

01:30.026 --> 01:31.793
که دریفوس رو بِکِشن پایین

01:31.794 --> 01:33.862
من شنیدم اگه یه دست دریفوس رو بندازیم

01:33.863 --> 01:35.731
اون یه دست دیگه در میاره

01:35.732 --> 01:39.067
برادرم میگه اگه شما مستقیم تو چشمش
نگاه کنید، چشماتون ذوب میشن

01:40.870 --> 01:43.105
مطمئنم شما کُلی از این داستان‌ها شنیدید

01:43.106 --> 01:45.340
ولی اون فقط یه آدمه

01:45.341 --> 01:47.875
کسیه که میتونه شکست بخوره

01:49.512 --> 01:52.714
الان، میخوام به خاطر این همه تصویر
دوست داشتنی از شما تشکر کنم

01:52.715 --> 01:55.365
و یادتون باشه، ما در مورد این کلاس با کسی

01:55.366 --> 01:56.165
حرف نمیزنیم، درسته؟

01:56.166 --> 01:57.152
آره -
...چونکه اگه ما -

01:57.153 --> 01:58.620
...درمورد آزادی صحبت کنیم

01:58.621 --> 02:00.822
سوارها میان سراغمون

02:00.823 --> 02:01.789
خیلی خوب

02:05.228 --> 02:06.395
وضعیتمون کد سیاهه

02:06.396 --> 02:08.263
چقدر وقت داریم؟

02:08.264 --> 02:09.730
تهش پنج، شش دقیقه

02:12.035 --> 02:14.703
باش، بچها، برای امروز کافیه

02:14.704 --> 02:16.872
مواظب دوستاتون باشید و برید همونجایی که گفتیم

02:16.873 --> 02:20.309
والدینتون اونجا میبیننتون، بای بای

02:21.411 --> 02:22.911
کدومشون اومدن؟

02:22.912 --> 02:25.647
همشون اومدن

02:25.648 --> 02:27.515
لعنتی

02:34.791 --> 02:38.726
به جولیان بگو اولویت ما بردن همه به یه جای امنه

02:41.397 --> 02:43.364
برید

02:47.503 --> 02:49.470
اُمیدوارم این به همون خوبی که میگفتن باشه

03:22.305 --> 03:23.571
آتش

03:32.215 --> 03:34.149
آه

03:45.495 --> 03:46.962
عقب نشینی

03:46.963 --> 03:48.130
عقب نشینی

03:48.131 --> 03:50.431
برید

04:00.376 --> 04:02.243
زود باش

04:21.564 --> 04:23.031
مالی

04:23.032 --> 04:24.666
اینطور صدام نکن

04:24.667 --> 04:26.535
من با اون اسم صدات نمیکنم

04:26.536 --> 04:27.869
که دریفوس بهت داده

04:27.870 --> 04:30.072
اون بیشتر از یه اسم بمن داده

04:30.073 --> 04:31.673
اون یه زندگی به من داد

04:31.674 --> 04:33.575
بر پایه دروغ

04:33.576 --> 04:35.077
خودتم اینو میدونی

04:35.078 --> 04:37.412
چیزی که من میدونم اینه که نهایتاً گرفتمت

04:37.413 --> 04:39.347
مالکوم میخواد در ملع عام

04:39.348 --> 04:41.683
اعدامت کنه که به همه نشون بده

04:41.684 --> 04:43.418
که ما با تروریست ها چکار میکنیم

04:43.419 --> 04:45.719
پس تو قراره منو بُکُشی؟

04:47.523 --> 04:49.391
فکر نکنم بتونی

04:49.392 --> 04:52.394
خودت میدونی که این اشباهه

04:52.395 --> 04:54.429
تو باید با دریفوس مبارزه کنی

04:54.430 --> 04:56.565
برای تبدیل مادرت به این

04:56.566 --> 04:58.133
مادر من مُرده

04:58.134 --> 05:01.036
داری سعی میکنی که با احساسات من بازی کنی

05:01.037 --> 05:02.336
من دروغ نمیگم

05:03.372 --> 05:05.107
...از کرین بپرس، کرین

05:05.108 --> 05:06.208
کسی که خیلی وقته مُرده

05:06.209 --> 05:07.575
در این مورد مطمئنی؟

05:08.911 --> 05:11.804
هرچیزی که تا الان بهت گفتن دروغه

05:11.805 --> 05:13.210
...مالی

05:13.211 --> 05:15.954
بهت که گفتم اونطور صدام نکن -
این اسمته، این کسیه که هستی -

05:15.955 --> 05:18.349
من کی هستم؟ میخوای بدونی من کی هستیم؟

05:18.350 --> 05:20.751
من دختری هستم که به خاطر تو
و کرین مادرم رو از دست دادم

05:20.752 --> 05:22.720
نوجونی که مالکوم دریفوس از

05:22.721 --> 05:24.421
یه زندگی بدبختانه نجاتش داد

05:24.422 --> 05:25.996
زنی که میخواد مطمئن بشه

05:25.997 --> 05:27.891
کسی دیگه ای صدمه نمیبینه

05:27.892 --> 05:29.560
همونطوری که تو بهم صدمه زدی

05:29.561 --> 05:31.695
و من کسیم که میخواد تو بهاشو پرداخت کنی

05:44.075 --> 05:45.376
دیانا

05:45.377 --> 05:46.577
معذرت میخوام

05:46.578 --> 05:48.678
من شکست خوردم

06:01.426 --> 06:03.960
نه، نه، این امکان نداره

06:08.933 --> 06:11.201
این خنجر " دلیله" هست

06:11.202 --> 06:12.836
افسانه ها گفتن این خنجر

06:12.837 --> 06:15.572
میتونه هر چیزی رو بِبُرـه

06:15.573 --> 06:17.341
حتی زره یک سوار رو

06:17.342 --> 06:21.478
خوش شانسیم که اون نمیتونه
آسیب بیشتری با این برسونه

06:21.479 --> 06:23.113
مالکوم، من...من یه چیزی دیدم

06:23.114 --> 06:24.448
جدی؟

06:24.449 --> 06:26.449
جنی یه چیز دیوونه کننده‌ای درمورد سوار جنگ بهم گفت

06:27.919 --> 06:31.121
...اون گفت که سوار جنگ درواقع

06:31.122 --> 06:32.623
لارا

06:32.624 --> 06:34.091
...جنی میلز

06:34.092 --> 06:37.027
اون فقط یه موجود از دنیای تاریکی بود

06:37.028 --> 06:39.763
کسی که به اندازه کافی مستأصل بود که

06:39.764 --> 06:41.265
بخواد هرچیزی بگه

06:41.266 --> 06:43.000
درمورد من، درمورد تو

06:43.001 --> 06:45.269
و...حتی درمورد مادرت

06:45.270 --> 06:48.538
من-من اصلاً نگفتم که اون به مادرم اشاره ای کرد

06:50.608 --> 06:52.543
...خُب

06:52.544 --> 06:54.945
...اگر تو به من اعتماد نداری

06:54.946 --> 06:57.747
من شنیدم که اون چند بار قبلاً اینو گفته

06:59.317 --> 07:00.783
بارها

07:05.490 --> 07:07.958
مالکوم، تو زندانی ها رو آزاد کردی، درسته؟

07:07.959 --> 07:10.960
وقتی که کرین و باقی
زندانی‌های سیاسی رو اعدام کردی؟

07:12.397 --> 07:14.398
عزیزم، تو نباید بزاری

07:14.399 --> 07:17.434
این زمزمه ها تو رو محصور کنه

07:17.435 --> 07:19.035
خواهشاً

07:21.473 --> 07:23.173
معذرت میخوام، مالکوم

07:23.174 --> 07:24.475
عیب نداره

07:24.476 --> 07:26.710
نگران نباش، بیا اینجا

07:26.711 --> 07:29.546
آره، خیله خُب

07:29.547 --> 07:32.983
هی، اگر برای آروم کردنت اینجا نباشم

07:32.984 --> 07:35.151
پس به چه درد میخورم، درسته؟

07:38.189 --> 07:40.491
سلام؟

07:40.492 --> 07:42.825
کسی اینجا هست؟

07:48.366 --> 07:50.466
سلام؟

07:53.738 --> 07:56.005
تو مُردی

07:57.776 --> 07:59.309
تو قرار بود مرده باشی

07:59.310 --> 08:00.978
مالی

08:00.979 --> 08:04.114
نکن....اونطور صدام نکن

08:04.115 --> 08:06.016
اُوه، نه

08:06.017 --> 08:08.519
اون اسم تو رو عوض کرده

08:08.520 --> 08:10.387
اُوه، نباید اجازه میدادی

08:10.388 --> 08:13.023
بهش اجازه نده...نزار
اون خاطراتتو ازت بگیره

08:13.024 --> 08:14.525
... خانوادت-
... مادرم-

08:14.526 --> 08:16.560
چه بلایی سر اون اومد؟

08:16.561 --> 08:19.930
دریفوس اون رو به سوار مرگ تبدیل کرد

08:19.931 --> 08:21.664
ولی تو این رو میدونی، نمیدونی؟

08:27.972 --> 08:30.274
...تمام این مدت

08:30.275 --> 08:31.775
همه‌ی اینا دروغ بوده

08:31.776 --> 08:32.776
...مالی

08:32.777 --> 08:34.877
همش

08:36.314 --> 08:38.749
خوشحالم که واقعیت رو می‌بینی

08:38.750 --> 08:41.952
مطمئنم نیستم چی دیگه الان درسته

08:41.953 --> 08:43.320
اون چی بهت گفته؟

08:43.321 --> 08:45.222
اون بهم گفت تو به این باوری که

08:45.223 --> 08:46.356
من خاص بودم

08:46.357 --> 08:48.258
...در حالی که مادرم میخواست از من محافظت کنه

08:48.259 --> 08:50.461
آره، تو-تو خاصی
و مادرت میخواست

08:50.462 --> 08:52.166
از تو محافظت کنه، اون خیلی دلش میخواست

08:52.167 --> 08:53.564
ما همه دلمون میخواست

08:53.565 --> 08:55.632
،ما میخواستیم کمکت کنیم
...ما میخواستیم کمکت کنیم

08:55.633 --> 08:57.901
به عنوان یه شاهد بزرگ بشی

08:59.237 --> 09:00.604
چنین چیزی وجود نداره

09:00.605 --> 09:02.773
نه، الان، این چیزیه که دریفوس میگه

09:02.774 --> 09:05.776
ما شاهد هستیم

09:05.777 --> 09:08.679
به نظرت چرا اون منو اینجا نگه داشته

09:08.680 --> 09:11.615
غل و زنجیرم کرده، سالها؟

09:11.616 --> 09:13.951
به این دلیل که اون میخواست بدونه هر دوی ما

09:13.952 --> 09:15.551
تحت کنترل اون هستیم

09:21.059 --> 09:22.559
باید از اینجا بیارمت بیرون

09:22.560 --> 09:24.828
نه -
م...ما میتونیم، میتونیم فرار کنیم -

09:24.829 --> 09:26.630
میتونیم توی شمال پنهان بشیم

09:26.631 --> 09:28.632
هیچ جایی در زمین وجود نداره که سوارها

09:28.633 --> 09:30.067
نتونن پیدامون کنن

09:30.068 --> 09:32.503
نه، نه، نه، نه، من باید کار درستو بکنم

09:32.504 --> 09:34.071
یه راه دیگه‌ای هم هست

09:34.072 --> 09:37.007
همه چیز بستگی به لحظه‌ای داره
که دریفوس به مادرت شلیک کرد

09:37.008 --> 09:40.167
اگر جلوی اون اتفاق رو بگیریم، میتونیم
جلوی هرچیزی که توی دنیا اُفتاده رو بگیریم

09:40.168 --> 09:42.391
منظورت، منظورت از جلوی اتفاقو بگیریم چیه؟

09:42.392 --> 09:44.693
خیلی وقت پیشا، همسرم

09:44.694 --> 09:47.662
کاترینا اقدام به تغییر تاریخ کرد

09:47.663 --> 09:49.698
با رفتن به زمان گذشته

09:49.699 --> 09:53.101
با استفاده از یه دعای قدرتمند

09:53.102 --> 09:54.970
که به عنوان "اَفسون مسافرت" شناخته میشه

09:54.971 --> 09:56.704
"اَفسون مسافرت"

09:59.108 --> 10:02.677
میتونه توی یه جای باستانی از جادوی سیاه باشه

10:02.678 --> 10:04.179
که به عنوان گریموای بزرگ شناخته میشه

10:04.180 --> 10:06.181
بیا، مالی

10:06.182 --> 10:08.149
...پیداش کن

10:08.150 --> 10:10.452
‫و بعد میتونی همه ما رو نجات بدی

10:10.453 --> 10:12.754
...اما برای اینکار

10:12.755 --> 10:14.321
تو باید مادرتو نجات بدی

10:16.158 --> 10:18.425
برو، برو، برو، برو

10:40.216 --> 10:43.183
<i>‫بگذار خاکستر های امروز</i>

10:43.470 --> 10:44.708
<i>‫در آتشِ شعله های دیروز</i>

10:44.763 --> 10:46.499
<i>‫مشتعل شوند...</i>

10:51.761 --> 10:53.360
لارا

10:54.163 --> 10:56.765
‫خواهش میکنم...

10:56.766 --> 10:58.333
این کارو نکن

10:58.334 --> 11:00.434
من حقیقتو میدونم، مالکوم

11:01.504 --> 11:02.604
میدونم چکار کردی

11:02.605 --> 11:04.439
...چکار-چکار کردم من؟ من

11:04.440 --> 11:06.508
من تو رو از تاریکی نجات دادم، لارا

11:06.509 --> 11:08.510
من یه زندگی پُر از امتیازات بهت دادم

11:08.511 --> 11:10.812
تو مادرمو ازم گرفتی

11:10.813 --> 11:13.214
...لارا

11:13.215 --> 11:14.649
نه

11:14.650 --> 11:17.652
نه، تقصیر من نبود

11:17.653 --> 11:19.553
اون سرنوشت بود

11:20.289 --> 11:21.489
بعضی چیزا

11:21.490 --> 11:23.291
واقعاً

11:23.292 --> 11:25.058
فقط به معنای خودشونن

11:26.228 --> 11:27.829
پس اگر حتی برگردی عقب

11:27.830 --> 11:31.599
قادر به تغییر چیزی نیستی

11:31.600 --> 11:33.801
پس توو این مورد خواهیم دید

11:33.836 --> 11:35.303
لارا

11:37.606 --> 11:40.141
وقتی دریفوس سوار مرگ رو ایجاد کنه

11:40.142 --> 11:41.365
اون آغاز پایان خواهد بود

11:41.366 --> 11:44.079
مالکوم

11:44.080 --> 11:46.146
لازم نیست این کارو انجام بدی

11:48.417 --> 11:49.317
مامان

11:51.487 --> 11:53.287
موفق شدم

11:54.490 --> 11:55.690
نجاتت دادم

11:56.692 --> 11:59.335
... سرکار توماس -
نه -

11:59.336 --> 12:01.104
اُوه، خدای من

12:01.105 --> 12:04.841
‫خُب، نمیدونستم اینجوری میشه

12:04.842 --> 12:07.911
‫میتونم حسش کنم

12:07.912 --> 12:10.013
‫خون

12:10.014 --> 12:12.716
‫ترس

12:12.717 --> 12:14.551
...من

12:14.552 --> 12:18.555
‫تبدیل میشوم به...

12:18.556 --> 12:20.222
‫جنگ

12:33.337 --> 12:34.838
ولی میدونی چیه؟

12:34.839 --> 12:37.406
فکر کنم بتونیم با اینم کار کنیم

12:59.144 --> 13:09.250
.:: @bollbolljan_com ::.

13:14.952 --> 13:16.485
سوار جنگ

13:16.486 --> 13:19.322
این برای چی خوبه؟

13:19.323 --> 13:22.158
واقعاً واسه همه چیز

13:22.159 --> 13:25.561
‫من واقعاً نمیخواستم این اتفاق بیاُفته، منظورم اینه

13:25.562 --> 13:28.331
نقشه های بزرگی برای کرین داشتم

13:28.332 --> 13:29.932
ولی فکر کنم شما قوانین

13:29.933 --> 13:32.268
غیرمنتظره زندگی رو یاد گرفته باشید، درسته؟

13:32.269 --> 13:34.871
برش گردون، کرین رو برگردون

13:34.872 --> 13:37.440
این یه نوع بلیط یه طرفه‌س

13:37.441 --> 13:39.275
آره، منظورم اینه، نقشم

13:39.276 --> 13:41.043
این بود که به تو شلیک کنم

13:41.044 --> 13:42.979
معذرت میخوام، ولی تو هم قابل استفاده‌ای

13:43.981 --> 13:46.883
...تو، اون یکی دستم میشی

13:46.884 --> 13:48.684
‫واقعاً میتونم از کسی مثل تو استفاده کنم

13:48.685 --> 13:51.220
درواقع

13:51.221 --> 13:52.724
مثل اینه از قبل یکی دارم، یا

13:52.725 --> 13:55.658
یه روزی میاد که میتونم از تو استفاده کنم، درسته؟

13:55.659 --> 13:59.328
پسر سفر در زمان مطمئناً پیچیده تر از زمان افعاله,

13:59.329 --> 14:00.329
اینطور نیست؟

14:00.330 --> 14:01.664
: برات سادش میکنم

14:01.665 --> 14:03.299
لعنت بهت

14:03.300 --> 14:05.234
میدونستم یه دلیلی هست که از تو خوشم میاد

14:05.235 --> 14:07.403
...خُب، احساس جالبی بهم دست میده وقتی

14:07.404 --> 14:09.338
دیر یا زود دوباره ببینمت

14:09.339 --> 14:13.910
... میشه یه لطفی بهم بکنی، آه

14:13.911 --> 14:15.444
اونا رو بُکُشی، لطفاً؟

14:17.347 --> 14:18.447
...کرین

14:19.650 --> 14:21.283
میتونی باهاش مبارزه کنی...

14:35.065 --> 14:36.332
باید بریم

14:50.681 --> 14:52.715
فکر کنم دیگه در امانیم

14:55.186 --> 14:57.453
داری چکار میکنی؟ -
فقط یه لحظه صبر کن -

14:58.856 --> 15:00.623
مامان؟ -
اُوه، خدا رو شکر -

15:00.624 --> 15:01.624
تو خوبی؟

15:01.625 --> 15:02.926
آه، آره، چرا نباید باشم؟

15:02.927 --> 15:05.562
بعداً بهت توضیح میدم
فقط...اتفاق عجیبی

15:05.563 --> 15:07.564
که نیاُفتاده، درسته؟ -
خُب، منظورم اینه -

15:07.565 --> 15:09.599
ایوی سعی کرد 20تا آبنبات رو بزاره تو دهنش

15:09.600 --> 15:11.634
و مَدی هم آرنجش که مفصل کاذب
داره رو سعی کرد نشونمون بده

15:11.635 --> 15:13.303
ولی بجز اینا دیگه، هیچی

15:13.304 --> 15:15.438
باشه، عزیزم، قراره بیام دنبالت ، خیله خُب؟

15:15.439 --> 15:16.439
الان؟ -
آره -

15:16.440 --> 15:17.774
همین الان، آره -
نه -

15:17.775 --> 15:19.542
منظورم اینه، درحال تدارک نان تُست فرانسوی هستیم

15:19.543 --> 15:21.911
عزیزم، بهت زنگ میزنم
باشه؟ فقط جایی نرو

15:21.912 --> 15:23.580
باشه، خداحافظ -
چیه؟ -

15:23.581 --> 15:26.216
امن‌ترین چیز برای اون اینه همون
جایی که هست بمونه، دور از ما

15:26.217 --> 15:28.718
داری شوخی میکنی؟ خودت
گفتی درایفوس قراره بگیردش

15:28.719 --> 15:31.102
نه برای سالها. اون میخواد من بفهمم بدبختی چیه

15:31.103 --> 15:32.956
قبل از اینکه بیاد و منو از اون نجات بده

15:32.957 --> 15:35.525
و بعد از تو...و بعد از تو که رفتی

15:35.526 --> 15:37.760
اونا سعی کردن دنبال بابا بگردن -
میچ -

15:37.761 --> 15:39.629
بابام رو هنگام عملیات مفقود گزارش کردن

15:39.630 --> 15:41.320
پس توی سیستم چرخوندنم و جابجام کردن

15:41.321 --> 15:42.264
‫مالکوم اونجا پیدام کرد

15:42.265 --> 15:43.800
نمیتونم اینو درک کنم

15:43.801 --> 15:45.835
نمی‌تونم

15:45.836 --> 15:48.338
تو مالی هستی، ولی مالی من نیستی؟

15:48.339 --> 15:50.807
من مالی هستم، فقط مال یه زمان دیگه

15:50.808 --> 15:53.343
و الان من برگشتم و همه چیز رو تغییر دادم

15:53.344 --> 15:54.844
دختر جوونی که دخترته

15:54.845 --> 15:56.813
آینده کاملاً متفاوتی داشت

15:56.814 --> 15:59.782
ما همیشه دو نفر متفاوت بودیم

15:59.783 --> 16:03.152
من فقط...نمیدونم چه نوع آینده ای خواهد شد

16:03.153 --> 16:06.356
کرین، آه، نمیخواست به اون شلیک کنه

16:06.357 --> 16:09.826
چه معنی میده، دریفوس میخواد دنیا رو به پایان برسونه؟

16:09.827 --> 16:10.518
من نمیدونم

16:10.519 --> 16:12.679
خُب، اگه ما کرین رو نجات بدیم، بعد
ممکنه این باعث توقف دریفوس بشه

16:12.703 --> 16:13.426
آره، ممکنه

16:13.427 --> 16:14.931
ولی بعد چطور میشه اگه
دریفوس هنوزم دنبال مالی بره؟

16:14.932 --> 16:16.486
نمیدونم...من نمیدونم، نمیدونم

16:16.487 --> 16:18.087
باشه؟ هیچکدوم از اینا نباید اتفاق بیاُفته

16:18.111 --> 16:20.336
و چیزایی که من یادمه دیگه اتفاق نخواهد اُفتاد

16:20.337 --> 16:23.139
نمیدونم توی آینده چی پیش میاد

16:23.140 --> 16:26.042
به جمع ما خوش اومدی

16:27.978 --> 16:29.345
پیامت رو گرفتیم

16:29.346 --> 16:32.448
در حال حاضر شروع به تحقیق
کردیم که چطور کرین رو نجات بدیم

16:36.153 --> 16:39.022
...پس این واقعیت داره

16:39.023 --> 16:40.957
مالی نه چندان بزرگ

16:40.958 --> 16:43.526
لارا.سالهاس کسی منو مالی صدا نکرده

16:43.527 --> 16:46.863
سالها. سالها از الان

16:46.864 --> 16:49.866
و فکر کنم، آه ، رفتار سفر در زمانش عجیب بوده

16:49.867 --> 16:51.601
سوالاتون رو بزارید واسه بعد

16:51.602 --> 16:53.202
چی ازش پیدا کردی؟ -
چیز زیادی نیست -

16:53.203 --> 16:55.038
عملاً هیچ نوشته‌ای وجود نداره

16:55.039 --> 16:56.906
که درمورد چگونگی نجات کسی از دست سوار باشه

16:56.907 --> 16:57.974
چونکه این کار امکان نداره

16:57.975 --> 16:58.975
من یه تیکه ازت که

16:58.976 --> 17:00.510
توی سوار جنگ بود رو دیدم

17:00.511 --> 17:03.012
و چیزی که ازش مونده بود انسان نیست

17:03.013 --> 17:04.480
من باور نمی‌کنم

17:05.849 --> 17:06.983
خونه کرین

17:06.984 --> 17:08.527
چی؟

17:08.528 --> 17:10.391
یعنی اینکه هنوز خون و
گوشت اون هنوز اونجاس

17:10.392 --> 17:12.221
باشه، این یعنی اینکه ما هنوز میتونیم نجاتش بدیم

17:12.222 --> 17:14.857
درمورد دریفوس چی؟ -
اگر کسی درمورد این نوع  -

17:14.858 --> 17:16.771
تغییر و تحول بدونه، اون خودشه -
آره، احتمالاً -

17:16.772 --> 17:18.239
ولی در حال حاضر هیچ راهی
نیست که بهش نزدیک بشیم

17:18.240 --> 17:19.662
محافظ‌هاش در بالاترین حد خودشونن

17:19.663 --> 17:21.664
ما بزور از اون محوطه زنده فرار کردیم

17:21.665 --> 17:22.665
‫محوطه؟

17:22.666 --> 17:23.979
‫آره، بیرون از کمپ دیوید

17:23.980 --> 17:24.867
‫ما یه سری عکس‌ گرفتیم

17:29.206 --> 17:32.186
‫اینا از بیرون پارک ایالتی کاتوکین گرفته شدن

17:34.244 --> 17:35.511
‫ایناها

17:38.382 --> 17:39.382
‫خیلی بده

17:39.383 --> 17:42.652
‫دریفوس میخواد اسب سوار ها
‫رو بفرسته سراغ رئیس جمهور

17:42.653 --> 17:44.354
‫ببین هنوز چهار تا نشدن

17:44.355 --> 17:45.855
‫ما تابوت ها رو دیدیم، خب؟

17:45.856 --> 17:47.357
‫تابوت مال اسب سوار مرگ فعلاً خالیه

17:47.358 --> 17:50.676
‫شکی نیست که دریفوس میخواد
‫بزودی پُرش کنه

17:52.496 --> 17:55.498
‫وِردی که برای شارژ کردن توتم
‫مرگ لازم داریم رو پیدا کردم

17:55.499 --> 17:57.734
‫طوری مقاوم شده بود
‫که نتونم احساسش کنم

17:57.735 --> 18:00.370
‫ولی هیچ چیز برای همیشه پنهان نمیمونه

18:00.371 --> 18:02.905
‫نه برای من

18:02.906 --> 18:06.709
‫خیلی خوشم میاد وقتی بدجنس میشی

18:06.710 --> 18:08.778
‫حسابی تو خودم میلرزم

18:10.080 --> 18:13.416
‫و درست سرِوقت

18:16.120 --> 18:17.620
‫چی شده؟

18:17.621 --> 18:19.622
‫اونا تونستن بهت صدمه بزنن؟

18:19.623 --> 18:21.824
‫برخلاف بقیه ی میزبان ها، کرین

18:21.825 --> 18:24.827
‫نتونسته کاملاً با ذات و روح جنگ
‫پیوسته بشه

18:24.828 --> 18:27.663
‫یه دور احیای کوتاه میتونه حلش کنه

18:34.838 --> 18:36.739
‫تا وقتی من برمیگردم...

18:38.842 --> 18:41.010
‫باید نیروش کامل شده باشه

18:41.011 --> 18:42.879
‫خب منتظر چی هستی؟

18:43.947 --> 18:47.216
‫برو آخرین سوارم رو بیار

18:54.558 --> 18:56.859
‫اول از هرچیز، باید کرین رو نجات بدیم

18:56.860 --> 18:58.795
‫که اینجوری دریفوس یکی
‫از سوار ها رو ازدست میده

18:58.796 --> 19:01.664
‫- ولی نمیدونیم کرین کجاست
‫- و چجوری نجاتش بدیم

19:01.665 --> 19:04.842
‫و بازم میگم، بهتره با سواران
‫تاریکی درنیفتین

19:07.071 --> 19:11.040
‫سیستم امنیتی بنکر ــه. این یعنی
‫یه تهدید فراطبیعی تو گنجینه هست

19:11.041 --> 19:12.275
‫پخش شین و مراقب باشین

19:28.692 --> 19:29.792
‫آه ببخشید

19:29.793 --> 19:32.395
‫بد موقعی اومدم؟

19:38.836 --> 19:45.007
‫تیکه ایی از روحم که اسیر
‫وجودِ ناپاک یه موجود شده بود

19:45.008 --> 19:47.276
‫با خون سوار جنگ قاطی شد

19:47.277 --> 19:49.445
‫و دوباره خودم شدم

19:49.446 --> 19:52.515
‫چه نعمتی واقعاً

19:52.516 --> 19:55.952
‫ولی به نظرم همه ی تولد ها یه معجزه هستن

19:55.953 --> 19:58.888
‫من هیچ صدمه ایی نمیخوام بهتون بزنم

20:00.557 --> 20:05.361
‫من از خاطرات ایکابد کرین
‫به وجود اومدم و برای همین،

20:05.362 --> 20:08.631
‫من پسری هستم که اون
‫میخواست به یاد داشته باشه

20:08.632 --> 20:10.466
‫خنده داره

20:10.467 --> 20:12.668
‫هنری پریش ایی که من یادم میاد
‫یه حرومزاده ی اصل بود

20:12.669 --> 20:17.707
‫بله من ظاهراً با شیاطین شریک بودم

20:17.708 --> 20:20.376
‫این پسر کرین ــه؟

20:20.377 --> 20:21.878
‫پیره که

20:21.879 --> 20:23.622
‫پس اون دختر بزرگت
‫که اونجا وایساده رو چی میگی؟

20:23.623 --> 20:25.515
‫منطقی بود

20:25.516 --> 20:28.081
‫همراهانتون مدتی میشه که رفتن

20:28.082 --> 20:29.185
‫مطمئنین حالشون خوبه؟

20:29.186 --> 20:32.323
‫دارن سیستم امنیتی رو از اول
‫میارن تا بتونیم از اینجا بریم بیرون

20:32.324 --> 20:34.212
‫البته نه همه مون

20:35.526 --> 20:40.229
‫از روی کنجکاوی میپرسم، خون
‫اسب سوار جنگ رو از کجا پیدا کردین؟

20:40.230 --> 20:41.697
‫خون کرین ــه

20:43.300 --> 20:48.137
‫فقط ذات و وجودِ جنگ میتونه
‫روحم رو از خواب بیدار کنه

20:48.138 --> 20:50.640
‫چون من یه زمانی اسب سوار بودم

20:50.641 --> 20:52.041
‫برای همین...

20:54.444 --> 20:58.547
‫ایکابد شده اسب سوار جنگ، نه؟

21:02.152 --> 21:04.287
‫پسر کو ندارد نشان از پدر

21:04.288 --> 21:07.089
‫یا برعکسه؟

21:07.090 --> 21:08.591
‫این یارو داره راست میگه؟

21:08.592 --> 21:09.992
‫اون اسب سوار جنگ بوده؟

21:09.993 --> 21:11.827
‫داستانش مفصله، ولی آره

21:11.828 --> 21:14.797
‫خب پس یعنی اونی که تبدیل به اسب
‫سوار میشه رو میتونیم برگردونیم

21:14.798 --> 21:17.166
‫باور کن این دفعه
‫مثل دفعه ی قبل نیست

21:17.167 --> 21:18.501
‫یه راه دیگه ایی هست

21:18.502 --> 21:21.971
‫من یه جور مراسم جداسازی رو بلدم

21:21.972 --> 21:25.975
‫یه زمانی قرار بود توسط یه ساحره ی قوی

21:25.976 --> 21:28.978
‫برای جداسازی روح انسان از
‫اسب سوار جنگ انجام بشه

21:28.979 --> 21:30.580
‫کاترینا

21:30.581 --> 21:32.481
‫- زنِ کرین؟
‫- آره

21:32.482 --> 21:34.183
‫اون میخواست آبراهام ون برانت

21:34.184 --> 21:36.686
‫رو از اسب سوار بی سر جدا کنه
‫ولی قبل از اینکه بتونه، مُرد

21:36.687 --> 21:39.488
‫آه نه، مالکوم هرچی کتاب
‫و طلسم هست رو جمع کرده

21:39.489 --> 21:42.032
‫و اگه همچین چیزی وجود داشت
‫پیش خودش بود

21:42.033 --> 21:44.594
‫نه راجب همچین مراسمی شنیدم و نه دیدم

21:44.595 --> 21:46.495
‫نه، اگه میخواستی هم نمیتونستی پیداش کنی

21:46.496 --> 21:51.234
‫کرین همه ی چیزای کاترینا رو تو
‫خونه ی قدیمی شون در سلیپی هالو گذاشته

21:51.235 --> 21:53.302
‫آه اصلاً معلوم بود که به هرطریقی

21:53.303 --> 21:55.206
‫- کارمون به اونجا کشیده میشه
‫- صبرکن، تو میخوای

21:55.207 --> 21:57.427
‫حرفِ مردی که 5 دقیقه پیش یه
‫شیشه چسب بود رو باور کنی؟

21:59.710 --> 22:02.144
‫خیلی خب میخوایم حصار هارو بکشیم

22:02.145 --> 22:03.479
‫فاصله بگیرید!

22:05.582 --> 22:09.585
‫مگر اینکه کسی فکر بهتری نسبت
‫به شیشه ی چسب داشته باشه؟

22:16.193 --> 22:19.462
‫یه سلولِ ماسونی؟ اینجا
‫اونقدر قوی هست که نگه ش داره؟

22:19.463 --> 22:21.697
‫یه مدت اسب سوار مرگ رو اینجا نگه داشته بودیم

22:21.698 --> 22:25.034
‫باید به اندازه ی کافی قوی باشه

22:25.035 --> 22:27.536
‫خیلی خب، گرفتم، الآن میایم
‫الکس و جیک بودن

22:27.537 --> 22:31.741
‫همین الآن باید بریم به "آرشیو"
‫یه چیزی میخوان بهمون نشون بدن

22:31.742 --> 22:33.285
‫شاید من بتونم بیشتر کمک کنم؟

22:33.286 --> 22:35.645
‫همه چی تحت کنترل مونه

22:35.646 --> 22:39.181
‫فقط میخوام به پدرم کمک کنم

22:39.182 --> 22:44.153
‫شکسپیر گفته: یه پدر خردمند، فرزند
‫خودش رو خوب میشناسه.

22:44.154 --> 22:47.156
‫درمورد خودم این خردمندی
‫برای فرزند هم حساب میشه

22:47.157 --> 22:51.193
‫سابقه ات که نشون نمیده
‫پسر خوبی بوده باشی

22:51.194 --> 22:56.465
‫من بهت حق میدم که محتاط باشی جنی میلز

22:56.466 --> 23:02.138
‫فقط اینو بدون که من...به معنای
‫واقعی کلمه، دوباره متولد شدم

23:02.139 --> 23:05.441
‫میخوام اینو باور کنم هنری، ولی نمیتونم

23:05.442 --> 23:07.276
‫هنوز نه

23:07.277 --> 23:09.245
‫میفهمم

23:09.246 --> 23:12.248
‫همه ی رستاخیز ها هم خوشحال کننده نیستن

23:14.151 --> 23:21.824
‫در حال حاضر، ذات و وجود جنگ داره
‫روح و روان پدرم رو کم کم از بین میبره

23:21.825 --> 23:26.429
‫و بزودی چیزی از مردی که
‫به عنوان ایکابد کرین میشناسین، نمیمونه

23:26.430 --> 23:29.098
‫باید قبل از این اتفاق، پیداش کنین

23:29.099 --> 23:30.232
‫نجاتش بدین

23:30.233 --> 23:35.071
‫چون تولد دوباره ی اونو
‫هیچکس نمیخواد ببینه

23:35.072 --> 23:38.541
‫جای سواله که با کدوم هنری طرفیم،

23:38.542 --> 23:41.076
‫چون اگه هنری بده باشه
‫ممکنه...

23:43.814 --> 23:45.147
‫آسیب زیادی بزنه

23:45.148 --> 23:46.816
‫ما اینجوری پیداش کردیم

23:46.817 --> 23:50.152
‫یا اینکه حسابی راکون ریخته بوده اینجا...

23:50.153 --> 23:51.736
‫یا اینکه یکی اومده دزدی

23:51.737 --> 23:53.222
‫باید اینو ببینین

23:53.223 --> 23:55.257
‫آه نه

24:00.964 --> 24:02.665
‫جواهر یدکی؟

24:02.666 --> 24:04.633
‫یه چیز با ارزش تر

24:04.634 --> 24:07.503
‫خطرناک ترین اشیاء جادویی
‫که داشتیم

24:07.504 --> 24:11.640
‫تازگیا اینجوری شده. اگه سریع عمل کنیم
‫شاید بتونیم کسی که اینکارو کرده رو پیدا کنیم

24:11.641 --> 24:14.343
‫آره اگه میدونستیم چی رو
‫بردن کمک بیشتری میکرد

24:14.344 --> 24:17.913
‫خب با توجه به سابقه مون، حدس میزنم
‫یه چی باشه که تو بدترین کابوس ها هم نمی بینیم

24:17.914 --> 24:20.649
‫میتونم بفهمم چی بوده ولی وقت
‫میبره و کرین هم هست

24:20.650 --> 24:22.551
‫تقسیم و حل
‫شماها بفهمین چی بوده

24:22.552 --> 24:24.585
‫منم میرم کتاب رو گیر بیارم
‫گفتی تو یه کلبه است؟

24:24.586 --> 24:26.649
‫آره کلبه ی کوربین. جایی
‫که کرین زندگی میکرد

24:26.650 --> 24:30.331
‫ببین توهین نباشه ولی دانش جادویی
‫ات حقیقتش بروز نیست

24:30.332 --> 24:32.300
‫شاید یه چی اشتباهی برداری

24:32.301 --> 24:33.596
‫من باهاش میرم

24:33.597 --> 24:35.531
‫کارم با کتاب و جادو خوبه

24:35.532 --> 24:37.933
‫مشکلی نیست؟

24:39.469 --> 24:41.804
‫گمونم حله

24:50.213 --> 24:51.914
‫هنوزم نقاشی میکشی؟

24:53.150 --> 24:55.151
‫آه نه زیاد

24:55.152 --> 24:56.986
‫فوتبال چی؟

24:56.987 --> 25:00.772
‫ببین میتونم همین حالا هم بهت بگم
‫زندگیم اصلاً اونجور که میخواستی نشد

25:01.858 --> 25:04.460
‫ازم دلخوری

25:06.229 --> 25:08.831
‫بودم، تا یه مدت طولانی

25:08.832 --> 25:12.334
‫وقتی رو یادم میاد که فهمیدم
‫مُردی و بی حس شده بودم

25:12.335 --> 25:16.338
‫بعد هم عصبی و بدبخت

25:16.339 --> 25:19.208
‫تو و کرین بهم گفته بودین
‫که چقدر خاص ام

25:19.209 --> 25:21.777
‫و اینکه هیچ وقت تنها نمیشم

25:21.778 --> 25:25.614
‫ولی تنها شده بودم
‫و این منو عصبی میکرد

25:25.615 --> 25:28.284
‫و اون موقع بود که دریفوس اومد سراغت؟

25:28.285 --> 25:30.786
‫آره

25:30.787 --> 25:32.655
‫اون مهربون بود

25:33.790 --> 25:36.392
‫- اون پدرم بود
‫- نه بابا

25:36.393 --> 25:39.295
‫من اونجوری میدیدمش

25:39.296 --> 25:43.265
‫بخاطر همین به خودم میگفتم
‫کارایی که براش کردم

25:43.266 --> 25:45.201
‫اشکالی نداشتن
‫ولی حالا که اینجام

25:45.202 --> 25:49.271
‫و دارم از بدی هایی
‫که کردم میگم...

25:50.340 --> 25:52.508
‫میدونم این آینده ایی نبود که برام میخواستی

25:52.509 --> 25:54.677
‫هی ببین

25:54.678 --> 25:59.048
‫تنها چیزی که مهمه
‫اینه که زنده موندی

25:59.049 --> 26:01.312
‫اگه تنها یه چیز از مدتی که
‫با کرین هستم یاد گرفته باشم

26:01.313 --> 26:03.886
‫اینه که هیچ وقت نمیفهمی
‫چی در انتظارته

26:03.887 --> 26:05.955
‫فکر میکنی همه چی تحت کنترله و بعد

26:05.956 --> 26:08.257
‫یه روز یه مرد انگلیسی 250 ساله

26:08.258 --> 26:10.292
‫ظاهر میشه و بهت میگه که دختر کوچیکت

26:10.293 --> 26:12.494
‫یه شاهد پیشگویی شده توسط انجیل ــه

26:14.231 --> 26:18.100
‫مالکوم بهم میگفت که جریان شاهد
‫یه جور داستانه که شما...

26:18.101 --> 26:20.369
‫نه نیست

26:20.370 --> 26:22.471
‫این چیزیه که هستی

26:24.674 --> 26:28.711
‫باید بدونی که حالا که اومدم اینجا
‫آینده از نو نوشته شده

26:28.712 --> 26:32.448
‫هراتفاقی هم که بیفته
‫مالی...مالی ــه تو

26:32.449 --> 26:35.117
‫مثل من نمیشه

26:37.721 --> 26:40.289
‫ممنونم که آینده اش رو بهش برگردوندی

26:40.290 --> 26:43.559
‫بیا امیدوار باشیم، آینده ایی باشه
‫که ارزش زندگی کردن داشته باشه

26:43.560 --> 26:45.594
‫"تریشن فایله"
‫(قسمت 13 از فصل سوم)

26:45.595 --> 26:48.797
‫"سم جینکان"
‫(فصل دوم)

26:48.798 --> 26:51.500
‫"تخمِ آساگ"
‫(قسمت 12 از فصل دوم)

26:51.501 --> 26:54.103
‫پس میمونه...

26:54.104 --> 26:56.939
‫لعنتی

26:57.407 --> 26:58.807
‫چیه؟

26:58.808 --> 27:00.976
‫"سنگ دراگور"

27:00.977 --> 27:04.813
‫یه اثر باستانی اسکاندیناوی
‫که میتونه مرده ها رو زنده کنه

27:04.814 --> 27:08.017
‫مرده ها؟ مثل زامبی؟

27:12.856 --> 27:14.857
‫دقیقاً مثل زامبی

27:14.858 --> 27:16.725
‫چی بهت گفتم؟ کابوس

27:19.195 --> 27:20.996
‫یه نقاشی از این دیده بودم

27:23.433 --> 27:25.134
‫تو کلبه ی دریفوس

27:25.135 --> 27:27.158
‫حتماً نوچه ی شیطانی اش
‫رو فرستاده تا ببرتش

27:27.159 --> 27:28.604
‫خب همه چی به کنار

27:28.605 --> 27:31.173
‫حالا دریفوس قدرت مردگان رو هم تحت اختیار داره

27:31.174 --> 27:33.275
‫تحت اختیار درآوردن

27:34.077 --> 27:35.844
‫داره همینکارو میکنه

27:35.845 --> 27:40.115
‫دریفوس داره برای بیدار کردن اسب
‫سوار ها، آثار باستانی رو میگیره

27:40.116 --> 27:43.452
‫آخرین توتم، تبر اسب سوار جنگه

27:43.453 --> 27:46.818
‫شاید دریفوس میخواد با تحت اختیار درآوردن
‫قدرت مردگان، تبر رو شارژ کنه

27:46.819 --> 27:50.826
‫یه تبر شارژ شده میتونه
‫اسب سوار مرگ رو برگردونه

27:50.827 --> 27:54.496
‫باید اجسادی که روابط روحی قوی ایی
‫با اسب سوار دارن، رو زنده کنه

27:54.497 --> 27:56.966
‫آه خانواده یا فامیل

27:56.967 --> 27:58.667
‫همراهان

27:58.668 --> 28:02.237
‫اسب سوار یه گروه حرفه ای از "هسن" ها داشت

28:02.238 --> 28:06.975
‫مزدور هایی که با تعصب زیاد
‫بهش وفادار بودن

28:08.478 --> 28:09.745
‫این هسن ها کجا میتونن باشن؟

28:09.746 --> 28:13.571
‫وقتی واشنگتن قایق هاشون رو تو
‫رود هادسون غرق کرد، اونا هم غرق شدن

28:22.993 --> 28:26.395
‫میخواستن یه حمله راه بندازن

28:26.396 --> 28:29.164
‫یه حمله به سلیپی هالو

28:38.295 --> 28:40.107
‫این کتاب چه شکلیه؟

28:40.108 --> 28:42.676
‫یه کتابی که کلی طلسم توشه

28:42.677 --> 28:45.045
‫چقدرم کمک کردی

28:51.620 --> 28:54.121
‫خیلی خب فکر کنم یه چی پیدا کردم

28:57.259 --> 28:59.326
‫ایناها

29:05.634 --> 29:06.634
‫طلسم جدایی

29:06.635 --> 29:07.968
‫باید همین باشه

29:07.969 --> 29:09.541
‫مشکلی هست؟

29:09.542 --> 29:13.707
‫بذار حدس بزنم. به شدت سخته و یه سری موادی
‫میخواد که پیدا کردنش شون غیر ممکنه

29:13.708 --> 29:16.243
‫مثلاً اشک یه اسب تک شاخ
‫یا طحال اژدها

29:16.244 --> 29:18.012
‫نه اتفاقاً خیلی آسونه

29:18.013 --> 29:20.447
‫یه مراسم ساده برای وارد
‫شدن در ذهن یه شخص

29:20.448 --> 29:22.183
‫و ارتباط برقرار کردن با یه روح اسیر شده است

29:22.184 --> 29:23.684
‫همینجا هم میتونم انجامش بدم

29:23.685 --> 29:25.452
‫بخش سختش، خود طلسم نیست

29:25.453 --> 29:28.722
‫بلکه قانع کردن روح اسیر شده
‫برای برگشتن به این دنیاست

29:28.723 --> 29:30.586
‫کرین از پس همچین موقعیت هایی براومده

29:30.587 --> 29:31.725
‫اون میتونه

29:31.726 --> 29:33.928
‫خیلی خب من فقط یه،

29:33.929 --> 29:35.829
‫یه چیزی که کمی از روحش
‫توش باشه لازم دارم

29:35.830 --> 29:39.066
‫مثلاً یه لباسی، عکسی

29:39.067 --> 29:40.334
‫یا خودت

29:40.335 --> 29:43.771
‫روح کسی که دوستش داری میتونه
‫پل روحی قدرتمندی درست کنه

29:44.773 --> 29:46.907
‫باشه

29:46.908 --> 29:48.409
‫باید چیکار کنیم؟

29:48.410 --> 29:49.710
‫خیلی خب باید یکم جا باز کنیم

29:52.280 --> 29:53.547
‫آه و طحال اژدها؟

29:54.816 --> 29:56.450
‫با همچین چیزی بهتره درنیفتی

29:56.451 --> 29:57.874
‫یکی از دوستامو حسابی داغون کرده

29:57.875 --> 29:59.119
‫شوخی میکنی دیگه؟

29:59.120 --> 30:00.854
‫آره همینطوره

30:01.756 --> 30:03.957
‫همیشه راحت گول میخوری

30:16.805 --> 30:20.841
‫بخاطر دادن انرژی تون
‫به من، متشکرم

30:20.842 --> 30:25.813
‫حالا آزاد هستین تا آخرین
‫دستور ارباب تون رو انجام بدین

30:25.814 --> 30:31.485
‫بالاخره مرگ بر سلیپی هالو نازل میکنین یا نه؟

30:34.756 --> 30:38.025
‫خب پس هسن های زامبی
‫قراره سلیپی هالو رو به فنا بدن؟

30:38.026 --> 30:39.693
‫مردگان احیا شده همینکارو میکنن دیگه

30:39.694 --> 30:42.329
‫کار تموم نشده شون رو تموم میکنن

30:42.330 --> 30:43.797
‫خیلی خب

30:43.798 --> 30:45.899
‫گلوله های آتشی یونانی

30:45.900 --> 30:48.702
‫همون آتش سیرنشدنی جادویی خودمون

30:48.703 --> 30:49.903
‫ولی به شکل پرتابی

30:49.904 --> 30:51.739
‫اینا باید ترتیب هسن ها رو بدن

30:51.740 --> 30:53.874
‫خب مشکلی هم هست؟

30:53.875 --> 30:55.142
‫همه ش همینو داریم

30:56.811 --> 30:58.879
‫از هرکدومش نهایت استفاده رو ببرین

30:58.880 --> 31:02.216
‫خیلی خب اصلاً هم فشاری رومون نیست

31:02.217 --> 31:03.684
‫هی شما میتونین

31:03.685 --> 31:05.653
‫بهم اعتماد کنین

31:05.654 --> 31:07.421
‫من دیدم چیکارا بلدین

31:07.422 --> 31:09.490
‫درسته. میتونیم

31:11.059 --> 31:14.061
‫آه خب...بریم

31:47.262 --> 31:48.262
‫کی هستی؟

31:48.263 --> 31:49.263
‫ایکابد کرین

31:49.264 --> 31:50.798
‫این آژانس 355 ــه؟

31:50.799 --> 31:52.299
‫- تو یه رویا
‫- رویاها

31:52.300 --> 31:54.403
‫اگه با یه چیزی راحت
‫نیستی، موضوع رو عوض میکنی

31:54.404 --> 31:55.969
‫مالی هیچ ترسی نخواهد داشت

31:55.970 --> 31:57.137
‫این چیزیه که ما هستیم

31:57.138 --> 31:58.405
‫یه تیم

32:18.526 --> 32:20.294
‫کرین؟

32:24.733 --> 32:26.733
‫اومدم بیارمت بیرون

32:28.436 --> 32:29.903
‫برو!

32:29.904 --> 32:31.939
‫نباید اینجا باشی!

32:31.940 --> 32:34.041
‫من میترسم! اون میاد سراغم!

32:35.276 --> 32:36.477
‫دور شو

32:37.771 --> 32:40.360
‫این یه جور اتاق تبدیل شوندگیه

32:40.361 --> 32:44.431
‫یه جوانه تو روحت درست شده

32:44.432 --> 32:47.567
‫پس همه ی اینا باید تو سرت باشن

32:49.171 --> 32:51.071
‫از اینجا برو!

32:51.072 --> 32:53.240
‫چی میخوای؟ اون بهمون صدمه میزنه

32:53.241 --> 32:58.813
‫صدای عصبانیت، نفرت، ترس

32:58.814 --> 33:00.748
‫احساسات اولیه

33:00.749 --> 33:08.155
<i>‫ در حال حاضر، ذات و وجود جنگ داره </i>
<i>‫ روح و روان پدرم رو کم کم از بین میبره </i>

33:08.156 --> 33:10.524
‫تو داری تیکه تیکه میشی

33:10.525 --> 33:14.295
‫اگه تیکه تیکه باشی، برای اسب سوار
‫راحت تره که روحت رو بگیره

33:14.296 --> 33:16.297
‫خب پس...

33:16.298 --> 33:19.099
‫چجوری "هامپتی دامپتی" رو برگردونیم به روز اولش؟
‫(کاراکتری تخم مرغی در داستان های کودکان
‫منظور اینه که تیکه ها رو دوباره سر هم کنیم)

33:38.486 --> 33:40.788
‫اون اینجاست، اینجاست!

33:41.990 --> 33:44.925
‫اون اینجاست، اینجاست!

33:47.028 --> 33:49.363
‫- اون اینجاست، اینجاست!
‫- باشه فهمیدیم!

33:51.867 --> 33:53.600
‫اون اینجاست، اینجاست!

33:57.372 --> 33:59.073
‫اون اینجاست!

33:59.074 --> 34:01.809
‫خب این زامبی ها سریع ان یا یواش میرن؟

34:01.810 --> 34:03.177
‫یواش که نمیرن

34:03.178 --> 34:04.721
‫ولی قبلاً شکست شون دادی نه؟

34:04.722 --> 34:07.681
‫آره به زور

34:12.687 --> 34:14.588
‫بریم بریم

34:18.260 --> 34:20.494
‫خیلی خب، تا وقتی نزدیک
‫نشدن، شلیک نکنین

34:20.495 --> 34:21.862
‫هربار یه شلیک

34:21.863 --> 34:23.264
‫و یادتون باشه

34:23.265 --> 34:24.665
‫هوای همو داشته باشین

34:24.666 --> 34:26.433
‫- خیلی خب
‫- آماده این؟

34:27.969 --> 34:29.803
‫حالا!

34:51.760 --> 34:53.027
‫همین؟

34:53.028 --> 34:55.195
‫همشونو خلاص کردیم؟

34:59.601 --> 35:01.068
‫با هسن ها درافتادیما

35:01.069 --> 35:02.469
‫نه؟

35:12.314 --> 35:13.580
‫باید خو حرف بزنی

35:13.581 --> 35:15.482
‫چرا همیشه دور دوم هست؟

35:21.356 --> 35:24.525
‫کرین، اسب سوار داره سعی
‫میکنه خودتو گُم کنی

35:25.560 --> 35:27.828
‫یادت باشه که کی هستی

35:27.829 --> 35:30.497
‫من یادم میاد که کنار
‫یه دختر سرگردون بودی

35:32.534 --> 35:35.135
‫فراموش کرده بودم
‫ولی دیگه نه

35:38.373 --> 35:40.941
‫من تورو یادمه

35:40.942 --> 35:43.577
‫تو ایکابد کرین هستی

35:46.614 --> 35:47.748
‫لارا؟

35:59.885 --> 36:01.733
‫یه چیز دیگه هم هست کرین

36:02.551 --> 36:05.892
‫دلیل دیگه ایی که نباید بذاری
‫این حرومزاده پیروز شه

36:06.822 --> 36:08.757
‫رابطه و پیوستگی بین مون

36:08.758 --> 36:12.594
‫سعی کردم فراموشش کنم
‫ولی این یه بخشی از منه

36:12.595 --> 36:16.798
‫حتی وقتی که مالکوم بهم میگفت واقعی نیست
‫فکر کنم همیشه میدونستم

36:19.602 --> 36:22.403
‫تو و من...

36:22.404 --> 36:23.838
‫شاهدین هستیم

36:26.609 --> 36:30.178
‫بله هستیم

36:43.826 --> 36:45.426
‫خیلی خب

36:47.396 --> 36:48.763
‫خیلی خب

36:48.764 --> 36:50.165
‫خیلی خب همینجا استراحت کن

36:50.166 --> 36:52.600
‫مامان همیشه میگفت که
‫استعدادِ نمایشنامه بازیت خوبه

36:52.601 --> 36:54.936
‫بله خب مادرت هم درست بشو نیست!

36:57.173 --> 36:59.440
‫و به لطف تو

36:59.441 --> 37:02.243
‫دیگه در بند اسب سوار جنگ نیستم

37:03.813 --> 37:05.480
‫پس چرا هنوز اینجاییم؟

37:05.481 --> 37:09.117
‫نه که درون روحت جای راحتیه و این حرفا

37:09.118 --> 37:11.953
‫قبل از اینکه بطور کامل
‫از اسب سوار جدا شم

37:11.954 --> 37:14.923
‫میخوام برای آخرین بار
‫از قدرتش استفاده کنم

37:17.626 --> 37:19.060
‫خیلی خب خیلی خب

37:20.763 --> 37:23.765
‫"و هرکس که سعی کند بهشان آسیب برساند،

37:23.766 --> 37:27.235
‫آتش از دهانشان خارج شده

37:27.236 --> 37:30.138
‫و دشمنان شان را میسوزاند."
‫(انجیل، حزب مکاشفه یوحنا فصل 11:5)

37:30.139 --> 37:32.073
‫هی اینو یادمه

37:34.577 --> 37:36.911
‫تو انجیل راجب شاهدین

37:36.912 --> 37:39.581
‫روز تولدم اینو بهم گفته بودی

37:39.582 --> 37:41.816
‫معنیش رو بهت گفته بودم؟

37:41.817 --> 37:44.285
‫آره

37:44.286 --> 37:47.088
‫اینکه هیچ وقت تنها نمیشم

37:52.361 --> 37:54.595
‫حالت خوبه؟

37:56.332 --> 37:58.833
‫گمونم

38:00.302 --> 38:02.003
‫کرین...پیداش کردی؟

38:02.004 --> 38:05.173
‫آره. اون آزاد شده

38:05.174 --> 38:08.009
‫آه خیلی خب

38:08.010 --> 38:10.278
‫و بهم گفت که یه چیزی بهت بگم

38:11.647 --> 38:16.751
‫گفت که باید به مالی اجازه بدی
‫اون گوشی جدیدی که میخواد رو بگیره

38:17.786 --> 38:19.387
‫- اون گفت ها؟
‫- آره

38:19.388 --> 38:22.290
‫و اون گوشواره ها، بزرگا...

38:22.291 --> 38:23.691
‫آره میدونم کدوما ان آره

38:32.635 --> 38:34.869
‫گفت یه کاری باید انجام بده

38:40.142 --> 38:43.077
‫- تموم کردم
‫- منم همینطور

38:43.078 --> 38:44.679
‫مراقب باشین

39:43.105 --> 39:45.006
‫کرین؟

39:45.007 --> 39:47.275
‫کرین

39:48.644 --> 39:50.845
‫حالت خوبه؟

39:50.846 --> 39:52.780
‫آره آره

39:54.016 --> 39:56.451
‫از دیدن تون خوشحالم

39:56.452 --> 40:00.021
‫همچنین. حالا چجوری اینکارو کردی؟

40:00.022 --> 40:03.591
‫لارا و مامور توماس

40:03.592 --> 40:07.161
‫تونستن روحم رو از چنگال
‫اسب سوار آزاد کنن

40:07.162 --> 40:10.365
‫ولی قبل از اینکه به طور
‫کلی جدا بشم

40:10.366 --> 40:12.767
‫از قدرتش استفاده کردم
‫و به کمک تون اومدم

40:12.768 --> 40:15.036
‫خب پس عوض اینکه اسب سوار
‫تو رو کنترل کنه

40:15.037 --> 40:16.771
‫خودت کنترلش میکردی؟

40:16.772 --> 40:19.874
‫همونطور که مثل میگه، دگرگونی...

40:19.875 --> 40:21.809
‫واقعاً خَفَن ــه!
‫(مثلی که میخواست بگه اینه: هرچی
‫تو کشیدی، بقیه هم باید بکشن)

40:21.810 --> 40:23.611
‫تقریباً شبیه ش بود

40:23.612 --> 40:25.233
‫خب پس این یعنی سوار جنگ
‫برای همیشه نابود شد؟

40:25.956 --> 40:26.881
‫متاسفانه نه

40:26.882 --> 40:30.184
‫هنوزم میتونم نداشو بشنوم

40:30.185 --> 40:33.721
‫که این یعنی هنوز این خاک رو رها نکرده

40:33.722 --> 40:37.725
‫حدس بزن کی میخواد برش گردونه

40:37.726 --> 40:40.762
‫مالکوم یه مشکلی هست

40:40.763 --> 40:43.865
‫رفقای کرین تونستن آزادش کنن

40:43.866 --> 40:46.367
‫اون دیگه سوار جنگ نیست

40:46.368 --> 40:48.169
‫مگه میشه جوب؟

40:48.170 --> 40:49.504
‫نترس

40:50.706 --> 40:52.573
‫روح جنگ نابود نشده

40:52.574 --> 40:54.409
‫فقط از کرین جدا شده

40:54.410 --> 40:58.780
‫میتونیم دوباره فراش بخونیم
‫اگه میزبان درستش رو داشته باشیم

40:58.781 --> 41:01.916
‫یکی که روحش از قبل
‫برای اسب سوار آماده شده بوده

41:01.917 --> 41:04.685
‫شاید اون شخص من باشم

41:08.757 --> 41:11.259
‫جوب، چی...این دیگه کیه؟

41:11.260 --> 41:16.364
‫مالکوم بذار بهت معرفی کنم
‫هنری پریش

41:16.365 --> 41:18.733
‫پسر ایکابد کرین

41:18.734 --> 41:21.169
‫و میزبان سابق اسب سوار جنگ

41:21.170 --> 41:22.737
‫"حقیقی"

41:22.738 --> 41:29.277
‫منظورش میزبان حقیقی ــه اسب سوار جنگه

41:29.278 --> 41:31.846
‫ممنونم که منو از اون
‫جای ناخوشایند خلاص کردی

41:31.847 --> 41:33.614
‫- حرفشم نزن
‫- جوب جوب

41:33.615 --> 41:35.783
‫جوب

41:35.784 --> 41:39.987
‫آه فکر کنم گفتی "هی مالکوم

41:39.988 --> 41:41.956
‫این مردی که از تو جنگل پیداش شده

41:41.957 --> 41:43.558
‫این پسر کرین ــه."

41:43.559 --> 41:49.430
‫انگاری که حتماً باید به
‫پسر کرین اعتماد کنیم

41:49.431 --> 41:53.334
‫هنری پریش با پدرش هم تیم نیست

41:53.335 --> 42:02.143
‫اگرچه، اگه تعریف از خود نباشه
‫من نقشش رو خوب بازی میکنم

42:02.144 --> 42:05.046
<i>‫ من هیچ صدمه ایی نمیخوام بهتون بزنم </i>

42:06.582 --> 42:11.185
<i>‫من از خاطرات ایکابد کرین به وجود اومدم...</i>

42:12.454 --> 42:15.990
<i>‫و بخاطر همین، من پسری</i>

42:15.991 --> 42:18.559
<i>‫  هستم که اون میخواست به یاد داشته باشه </i>

42:22.064 --> 42:24.665
‫این آدمای فانی چقدر احمقن

42:26.768 --> 42:28.669
‫هنری بودی نه؟

42:29.905 --> 42:34.142
‫فکر کنم این آغاز یه دوستی
‫انقلابی باشه

42:34.143 --> 42:37.812
‫نظرت چیه که بریم تو و یه گپ و گفتی داشته باشیم؟

42:37.813 --> 42:38.916
‫نوشیدنی میزنی؟

42:40.816 --> 42:42.817
‫اگه چای داغ داشته باشین؟

42:42.818 --> 42:44.986
‫آه هنری میدونی

42:44.987 --> 42:48.956
‫من یه شک قوی ایی دارم
‫که قابل رفعه

42:48.957 --> 42:54.957
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.