﻿WEBVTT

00:00.560 --> 00:20.220
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:21.560 --> 00:30.220
<i>قسمت 13 سريال آرانگ و دادرس </i>

00:38.330 --> 00:40.200
. دادرس

00:40.420 --> 00:42.430
بيرون چيکار مي کني ؟

00:42.990 --> 00:45.110
. نتونستم بخوابم

00:45.910 --> 00:48.330
شما چرا بيروني ، دادرس ؟

00:49.420 --> 00:52.020
. منم نتونستم بخوابم

00:53.940 --> 00:57.410
. قابل درکه که دول سائه چنين رفتاري انجام بده

00:57.410 --> 01:00.440
. بهمين خاطر زياد بهش سخت نگير و بهش چيزي نگو

01:00.440 --> 01:03.620
. باعث شگفتي هست که غش نکرده

01:04.110 --> 01:09.270
به نظرم اينطور مي رسه که زندگي براي
.اطرافيانم به خاطر من هرروز سخت تر ميشه

01:10.240 --> 01:15.470
فکر کنم که اگه همه چيز زودتر
.تموم بشه و سريعتر اينجا رو ترک کنم ، بهتر باشه

01:17.290 --> 01:21.240
. خوب حالا ديگه دارم ميرم

01:21.760 --> 01:23.740
، آرانگ

01:28.900 --> 01:32.480
من نمي دونم که چرا دارم اينطوري رفتار مي کنم اما

01:32.480 --> 01:35.990
. براي خودم هم جاي تعجبه که چرا اينطوري شدم

01:35.990 --> 01:37.850
، بازم

01:38.330 --> 01:47.190
الانم دلم مي خواد همينطوري رفتار کنم
بعدا وقت زيادي دارم که به اين رفتارم فکر کنم

01:48.770 --> 01:53.660
... بهم گفتي که دوست نداشته باشم اما

01:53.660 --> 01:55.630
! دادرس

01:55.630 --> 01:58.010
... اما من

01:58.900 --> 02:00.910
! خواهش مي کنم اينکارو نکن

02:01.930 --> 02:06.000
. تصميم دارم که دوست داشته باشم ، آرانگ

02:11.700 --> 02:15.830
.تو ... بهم گفته بودي که يه آدم رو راستي

02:15.830 --> 02:21.220
خودت گفته بودي که دنبال احساسات
، واقعي ات و افکارت مي ري

02:21.220 --> 02:23.110
... برات هم مهم نيست که ديگران چي ميگن

02:23.110 --> 02:29.790
ديگه براي ما دوتا ، الان گفتن اين چيزا چه فايده اي داره؟

02:30.110 --> 02:35.500
پس حالا مي خواي بدوني که احساس واقعي ام چي هست؟

02:36.720 --> 02:39.200
. بدون اينکه چيزي رو دور سرم بچرخونم ، بهت ميگم

02:39.720 --> 02:45.670
.من ... احساسي رو که تو داري رو ندارم

02:46.750 --> 02:50.800
. به همين خاطر نبايد اينطوري رفتار کني

03:11.090 --> 03:13.530
، براي آخرين بار

03:15.540 --> 03:21.230
اينا واقعا احساس واقعي تو نسبت به منه ؟

03:24.620 --> 03:26.550
. بله

03:33.440 --> 03:35.660
. پس اينطوري به نظر مي رسه که

03:46.490 --> 03:50.260
. مي تونم احساسي رو که داري ، درک کنم

03:56.260 --> 03:58.430
. برو داخل

04:01.950 --> 04:13.480
<i> دوست داشتن و متنفر بودن از همديگه
چرا اين چيزاي معمولي انقدر برامون سخت شده ؟ ? </i>

04:13.480 --> 04:21.170
<i> ? چرا رابطه ما هميشه
محکوم به نابودي و فناشدنه ؟ </i>

04:21.170 --> 04:32.220
<i>? به همين خاطره که قلبم بيشتر و بيشتر
درد مي گيره و عشقم منو ديوونه مي کنه </i>

04:32.220 --> 04:42.230
<i>?  وقتي که من احساس مي کنم که دارم ميميرم
تويي که در کنار من در حال لبخند زدن هستي </i>

04:42.230 --> 04:52.520
<i>?  چقدر ديگه من فقط بايد تو
رو بخوام و عاشقت باشم ؟ </i>

04:52.520 --> 05:02.830
<i>? مثل حالا ، مثل حالا
چرا نمي توني حرفاي قلبم رو بفهمي ؟</i>

05:02.830 --> 05:14.840
<i> ?  انقدر بزرگ شده که ديگه با کلمات
نمي شه پرش کرد کلماتي مثل " دوست دارم </i>

05:14.840 --> 05:23.130
<i>?  بيشتر از سرنوشت ، اين
عشقه که سرنوشت و مقصد آدمهاست </i>

05:23.130 --> 05:33.770
<i>?  بيشتر از سرنوشت ، اين
عشقه که سرنوشت و مقصد آدمهاست </i>

06:24.780 --> 06:27.710
. دادرس ازت ممنونم

06:31.010 --> 06:36.320
<i>" گشت زن هاي فوري نياز هست "
... اين دستور از مقامات بالاست </i>

06:40.780 --> 06:44.130
. کفش براي حراج

06:46.200 --> 06:48.750
واي خداي من ، واي خداي من
شما دادرس شهر نيستيد ؟

06:48.750 --> 06:51.780
. ممنونم دادرس

06:51.780 --> 06:52.640
چي ؟

06:52.640 --> 06:57.300
با تشکر از شما آقا ، قلب مردم اين
.شهر خيلي از قبلش مهربون تر شده است

06:57.700 --> 07:00.570
فقط با تقسيم کردن يه مقدار مواد غذايي ؟

07:00.570 --> 07:02.470
. واقعا سطحي فکر مي کنن

07:02.470 --> 07:05.250
! اين فقط به خاطر اون قضيه نبوده

07:05.250 --> 07:09.780
ما داريم به دادرس به عنوان يه تکيه گاه
. که بتونيم بهش تکيه کنيم ، فکر مي کنيم

07:09.780 --> 07:14.750
بعلاوه که ما اين شانسو داريم که در مواردي
-اعلام نارضايتي کنيم و شما هم بهشون گوش بديد

07:14.750 --> 07:18.180
. يه سري حرف اضافه و بدون استفاده زدم

07:19.650 --> 07:21.200
. اينا رو بهم بده

07:21.200 --> 07:22.800
. بله

07:38.530 --> 07:44.430
امکان نداره که ديشب نصفه شب رفته باشه
بيرون و تا الان برنگشته باشه ، درسته ؟

08:00.160 --> 08:04.320
داري چيکار ميکني ؟ بيرون اتاق
... يه نفر ديگه ايستادي

08:13.840 --> 08:15.570
. بيا بگير

08:16.590 --> 08:20.720
رفته بودم بيرون و اينا رو برات خريدم
. اين دومين کاري بود که امروز صبح کردم

08:20.720 --> 08:23.280
. پس بيا اينجا

08:46.650 --> 08:48.600
. کاملا اندازه هستن

08:48.600 --> 08:52.610
همونطوري که انتظار داشتم ، من
. چشماي خوبي براي اين چيزا دارم

08:52.610 --> 08:55.370
.چشماي من خيلي خوب زيبايي رو تشخيص مي دن

08:56.010 --> 09:01.140
نتونستم ببينم که تو کفش هاي قديمي
. ساخته شده از ني رو مي پوشي

09:02.120 --> 09:03.850
چطور به نظر مي رسن ؟

09:03.850 --> 09:05.910
ازشون خوشت مياد ؟

09:11.830 --> 09:15.240
. آرانگ ، نترس

09:15.240 --> 09:22.500
.خودت رو با مسائل بي مورد نگران نکن
. مي دونم که الان داري به چي فکر مي کني

09:23.160 --> 09:26.430
.بهت گفته بودم که به بهشت مي فرستمت

09:27.380 --> 09:30.050
. اين همه کاري هست که قراره انجام بدم

09:34.870 --> 09:36.720
. بلند شو

09:41.870 --> 09:44.360
. اومم ، خيلي خوبه . کارم تموم شد

09:44.500 --> 09:48.060
خيلي ها هستن که ميگن : کامل شدن
. لباس ، با کفش مناسب هست

09:48.250 --> 09:56.680
ما بايد تو رو اينطوري لباس بپوشونيم
اينطوري هست که مي توني زيبا به بهشت
وارد بشي . تو موافق نيستي ؟

10:02.780 --> 10:08.940
هرچيزي رو که مي خواي بخوري ، بپوشي
.و يا انجام بدي رو بهم بگو ، قبل از اينکه بخواي بري

10:08.940 --> 10:12.230
، اين برادر بزرگتر همه شونو برات انجام ميده

10:17.980 --> 10:20.160
جدي داري مي گي ؟

10:20.920 --> 10:22.540
. بله ، فقط از کلمات استفاده کن

10:22.540 --> 10:27.580
براي شروع مطمئن شو که هيچ وقت
. هلو هامون تموم نمي شه

10:27.680 --> 10:29.200
. اين چيز زيادي نيست

10:29.200 --> 10:34.660
به من سه وعده غذاي کامل بده
.وقتي که غذا نميخوري ، آخرش منم گرسنه مي مونم

10:34.660 --> 10:37.260
باشه ، ديگه چي ؟

10:37.710 --> 10:39.550
. چيز ديگه اي نيست

10:39.550 --> 10:42.450
چي ؟ همه خواسته هات به غذا ربط دارن ؟

10:43.290 --> 10:46.990
اينطوري نيست که يه روح که مي خواد
غذا بخوره رنگ چهره خوبي نداشته باشه ؟

11:04.880 --> 11:09.990
نگران اين موضوع نباش . بيا بريم ببينيم
.که چيز تازه اي در مورد اون طلسم پيدا شده

11:36.850 --> 11:40.300
. اوه ... پيداش کردم . پيداش کردم

11:46.650 --> 11:52.160
متاسفم . من از روي اشتباه به
. دول سائه قضيه رو گفتم

11:52.160 --> 11:53.510
. فراموشش کن

11:53.510 --> 11:55.340
. در اين مورد نمي شه کاري کرد

11:55.340 --> 11:58.500
همه اينا مال گذشته بوده ، الان
ديگه ما مي تونيم براي اين قضيه کاري کنيم؟

12:03.460 --> 12:05.380
اين طلسمي نيست که ارواح رو محاصره کنه ؟

12:05.380 --> 12:07.730
اين طلسم ارواح رو محاصره مي کنه ، اما

12:07.730 --> 12:11.900
.کارش فقط محاصره کردن ارواح نيست

12:11.900 --> 12:17.370
به همين خاطره که هدف اصلي اش
. محاصره کردن ارواح نيست

12:17.370 --> 12:21.640
از اونجايي که اين يه طلسم خيلي
غير معمول هست سخته که باور کنيد اما

12:22.040 --> 12:27.230
.هدف واقعي اين طلسم محاصره کردن بهشته

12:27.230 --> 12:31.660
و در اين بين روحها هم قادر نيستن از
. اين طلسم رد بشن

12:35.770 --> 12:39.030
از اون جايي که اين طلسم خيلي قديمي هست
.به همين خاطر کتاب مرجعي براش موجود نيست

12:39.030 --> 12:42.370
. واقعا من همه تلاشم رو براي اين مورد کردم

12:42.370 --> 12:45.630
منظورت از اينکه داري بهشت
رو محاصره مي کنه چي هست ؟

12:45.630 --> 12:49.390
بنابراين ، ما مي تونيم به اين بگيم ايجاد
" يک فضاي بسته "

12:50.000 --> 12:51.490
يک فضاي بسته ؟

12:51.490 --> 12:54.770
. بله ، فضاي بسته

13:03.760 --> 13:05.820
چي ؟

13:05.820 --> 13:07.000
<i>اون ديگه چي بود ؟ </i>

13:07.000 --> 13:08.710
<i>. يک روح شيطاني </i>

13:08.710 --> 13:11.420
<i>مطمئن نيستم که چند تا
روح ديگه در اينجا اسير شدن </i>

13:11.420 --> 13:15.270
<i>از اونجايي که براي يه مدت طولاني اونا
بالغ شدن ، حالا حتي مي تونن سحر و جادو هم بکنن </i>

13:15.270 --> 13:16.380
<i>چي ؟ </i>

13:16.680 --> 13:18.960
<i>خيلي قبل تر هم ، ارواح اون ها مهر و موم
شده بود به همين خاطر ما هم درموردشون نمي دونستيم</i>

13:18.960 --> 13:20.620
<i>. حتي در اين مورد چيزي نمي دونستيم </i>

13:20.860 --> 13:24.600
حدس مي زنم به همين خاطر بود که
. ارواح شيطاني در اون غار بودن

13:24.600 --> 13:26.900
. مو يئون هم ، همينو گفت

13:26.900 --> 13:30.580
اونجا مهرو موم شده بوده به همينخاطر
.ارواح نمي تونستن بيرون برن و بالغ شدن

13:30.580 --> 13:31.430
، بله

13:31.430 --> 13:35.130
. يه روح نه مي تونه وارد بشه نه خارج بشه

13:35.130 --> 13:36.460
. بايد همينطوري باشه

13:36.460 --> 13:40.750
اما توي خونه ي لرد چويي هيچ روحي
. وجود نداشت

13:40.750 --> 13:45.330
بر اساس حرفهايي که تو مي زني
.بعضي از روح ها نمي تونستن اونجا رو ترک کنن

13:46.030 --> 13:48.560
پس ، حدس مي زنم که خودشون مراقب
. اين مورد بودن

13:48.560 --> 13:49.690
توسط کي ؟

13:49.700 --> 13:50.560
توسط کي ...؟

13:50.560 --> 13:52.320
توسط همون فردي که اون مکان
. بسته رو به وجود آورده

13:52.890 --> 13:58.050
اما ، چرا بايد يه انسان نه حتي يه روح
احتياج به يه مکان بسته داشته باشه و اونجا بشينه؟

14:14.710 --> 14:18.570
اونا حتي به اندازه ي مدفوع موش هم ارزش
ندارن چه طوري جرات کردن منو بازي بدن ؟

14:18.570 --> 14:20.730
بايد با اونا چيکار کنم ؟

14:20.730 --> 14:24.180
چيکار بايد بکنم که در آن واحد بتونم
همشون رو از سر راهم بر دارم ؟

14:25.590 --> 14:28.830
همشون ، هونگ ريئون ، اون زنيکه
.زيرک . من نبايد همينطوري بشينم و تماشا کنم

14:28.840 --> 14:31.210
بايد چيکار کنم ؟

14:31.210 --> 14:37.330
.بايد قبل از هرکاري براش برنامه بريزم

14:38.010 --> 14:40.400
<i>. حتي انگشتم رو هم روي اون دختر قرار نده </i>

14:40.400 --> 14:45.100
<i>حتي اگرم بهش دست بزني
! نميزارم به همين راحتي در بري </i>

14:46.670 --> 14:49.760
چرا بايد يه همچين چيزي بگه ؟

14:50.120 --> 14:53.430
اون به طور کامل از اتفاقي که افتاده
. بوده ، خبر دار بوده

14:53.920 --> 14:57.330
چرا نبايد دستم رو روي دختري دراز
نکنم که تا الان مرده ، هان ؟

15:02.330 --> 15:04.500
... امکان داره که

15:06.060 --> 15:09.020
<i>حتي اگرم کسي تا حالا
اينو نديده باشه يا نداشته باشه </i>

15:09.020 --> 15:11.430
<i>. من باورش مي کنم </i>

15:11.430 --> 15:14.080
<i>اگه بتونم اونو مال خودم بکنم </i>

15:14.080 --> 15:17.840
<i>. مي تونم براي هميشه زندگي کنم </i>

15:18.420 --> 15:20.970
<i>. بهم فرمان بديد </i>

15:20.970 --> 15:23.200
<i>، هرچي که شما بخواين </i>

15:23.200 --> 15:26.250
<i>. همش رو براتون انجام ميدم </i>

15:29.770 --> 15:30.750
. گئو دئول

15:30.750 --> 15:32.680
گئو دئول بيرون هستي ؟

15:33.780 --> 15:35.200
اون زنده است ؟

15:35.340 --> 15:38.610
.نمي دونم که چطوري اين اتفاق افتاده

15:38.610 --> 15:42.110
... خودت با چشمام ديدم که با شمشير گردنشو زدن

15:42.110 --> 15:45.130
. حتي چک کردم که اون نفس نمي کشه

15:45.130 --> 15:48.420
. نمي دونم که چطوري اين اتفاقا افتاده

15:49.490 --> 15:56.680
اما چيز عجيب و غريب تر اينه که اون
. خيلي به نظرم آشنا مياد

15:58.340 --> 16:01.460
قبلا دقيقا کجا ديده بودمش ؟

16:18.580 --> 16:23.100
<i>بانوي جوان ، دارم مي گم که
هنوز ارباب جوان نرسيده است </i>

16:25.810 --> 16:27.090
. اونجاست

16:27.090 --> 16:28.320
. همونجايي که بايد مي بوده

16:31.250 --> 16:33.180
.بله . اون دوباره به همونجا برگشته

16:35.110 --> 16:39.340
.به همين خاطر بود که انقدر عجيب بودن

16:41.380 --> 16:44.160
چه چيز بيشتر هست که بايد براتون پيدا کنم ؟

16:44.160 --> 16:45.290
. خوبه

16:45.290 --> 16:48.760
يه نفر مثل تو ، هرچقدر هم که برگردي
. بازم چيز بيشتري پيدا نمي کني

16:52.550 --> 16:55.040
... اومم

16:55.040 --> 16:59.840
اما ، وقتي که داشتم از دفتر رد مي شدم
. ارباب جوان رو اونجا ديدم

16:59.840 --> 17:00.730
چي ؟

17:00.730 --> 17:05.200
برام جاي تعجب داشت که ايشون
.عاشق اون دختر عجيب و غريب شدن

17:05.200 --> 17:09.050
. اون حتي جون دختر رو نجات داده بوده

17:10.860 --> 17:15.770
جو وال هم يه مرد شده و هم
.به نظر مي رسه عاشقه يه دختر شده

17:41.480 --> 17:45.140
اوه ، تقريبا دو ساعتي مي شه که
. اينجا وايستاده ، درسته

17:45.140 --> 17:46.840
. اون همه چنان به ايستادن ادامه ميده

17:46.840 --> 17:49.920
. با اين حال که مي دونه آرانگ داخل اتاق نيست

17:49.920 --> 17:52.850
پس اون قصد داره چيکار کنه ؟

17:52.850 --> 17:56.970
آرانگ متعلق به دادرسه ، اما
. ارباب جوان هم اون رو انتخاب کرده

17:57.890 --> 18:00.790
... پس ، از اونجايي که ما با آرانگ بديم

18:00.790 --> 18:04.610
...نمي تونيم در آينده از ارباب جوان چيزي بخوايم
اينطوري نيست ؟

18:05.790 --> 18:10.750
خوب، ما با دول سائه خيلي بديم
.اما با آرانگ انقدرها هم بد نيستيم

18:10.750 --> 18:12.890
... مي خواي خودت تنهايي زندگي کني

18:12.990 --> 18:19.630
نگاه کن ، داري مي گي بين دادرس و
!ارباب جوان ، ما بايد طرف يکي رو بگيريم

18:21.520 --> 18:22.520
! اوه

18:22.520 --> 18:24.480
. حالا ديگه نشست

18:26.600 --> 18:28.820
.انگاه که تا رسيدن آرانگ مي خواد منتظر بمونه

18:29.560 --> 18:33.810
پس ، ما بايد چيکار کنيم ؟
مي خواي يکم آبميوه خنک سيب براش ببريم؟

18:50.770 --> 18:53.570
حقيقت در مورد مرگم

18:53.990 --> 18:55.900
.حالا ديگه داره برام ترسناک مي شه

18:57.610 --> 18:59.490
. چيزي نيست که ازش بترسي

19:00.710 --> 19:04.820
حقيقت هر چي که باشه ، تو بازم
.به بهشت مي ري ، فقط و فقط بهشت

19:04.820 --> 19:07.410
. گفتم که به بهشت مي فرستمت

19:16.990 --> 19:18.740
من بايد طلسمو بنويسم ؟

19:19.250 --> 19:21.110
چقدر زمان مي بره ؟

19:21.900 --> 19:24.200
. اگه بخوام سريع آماده اش کنم سخت ميشه

19:24.200 --> 19:27.060
به خاطر اينکه طلسمي که بهم داديد
. خيلي خيلي قوي هست

19:30.330 --> 19:32.660
. من زماني براي منتظر موندن ، ندارم

19:33.020 --> 19:35.120
خودت گفتي که خيلي خوب مي توني
بپا باشي و مراقب باشي  ، درسته ؟

19:35.120 --> 19:36.320
هان ؟

19:37.080 --> 19:37.800
.بله

19:37.800 --> 19:39.920
. حرفات درست بودن

19:39.920 --> 19:44.290
بهتره حسن نيت رو فراموش کنيم
. و از ديوار بالا بريم

19:44.950 --> 19:48.830
اگه دليلي باشه که اونا اون خونه رو
، تبديل به يه فضاي بسته کردن

19:48.830 --> 19:50.450
. بيا پيداش کنيم

19:50.450 --> 19:57.160
، حالا که دارم بهش فکر مي کنم
.چيز مشکوکي توي حرم خانوادگيشون هست

19:57.160 --> 20:00.360
.فرامانرواي بزرگ ، درموردش اشتباه فکرکردي

20:01.010 --> 20:02.760
واقعا ؟

20:03.190 --> 20:04.370
. بله

20:04.370 --> 20:06.290
. درموردش اشتباه فکر کردي

20:06.290 --> 20:08.540
به همين زودي تصميم گرفتي ؟

20:08.540 --> 20:11.430
فکر نمي کني که زماني که براي
فکر کردن بهش گذاشته بودي خيلي کم بوده؟

20:11.430 --> 20:14.670
وقتي که شما با اينکه من يکي از
اعضاي بهشت بشم موافقت کرديد ، فرامانرواي بزرگ

20:14.670 --> 20:17.260
. سرنوشت ما چيزي نبود که به پايان برسه

20:17.880 --> 20:20.910
همراه با احساسات اصلي مثل
( شادي ، غم , خشم ، لذت بردن )

20:20.910 --> 20:24.880
غم و اندوه و درد ، چيزهايي هستن که
.اينجا وجود خارجي ندارن ، خودتون اينو گفتيد

20:24.880 --> 20:30.100
.خوب ، غم و اندوه ودرد هم چيزهاي بدي نيستند

20:30.100 --> 20:37.400
يئوم راه از اين عقيده متنفره ، اما من
فکر ميکنم که اينا فرآيندهاي به دست
. آوردن اعتماد به نفس هستن

20:37.400 --> 20:40.510
وقتي کسي از بالا ضربه مي خوره
.چيزهاي زيادي هست که درکشون مي کنه

20:40.510 --> 20:43.880
. اينا که فقط مربوط به انسانهاي فاني هست

20:44.240 --> 20:48.530
. من يه فرشته مرگ هستم ، خدمتکار بهشت

20:49.920 --> 20:54.020
. بهم بگيد که الان بايد چيکار کنم

20:56.710 --> 21:01.450
من همون کاري رو که شما مي گيد ميکنم
. خواهش مي کنم راه رو بهم نشون بديد

21:02.360 --> 21:05.500
، اگه مطمئن هستي

21:05.500 --> 21:07.780
. بيا اين کارو بکنيم

21:13.680 --> 21:16.270
. بايد بر قلبت پيروز بشي

21:19.810 --> 21:23.730
. فقط مي توني يه ضربه باهاش بزني ، فقط يکي

21:23.920 --> 21:26.910
. فقط بهم يه چيزي رو بگو

21:28.950 --> 21:32.580
خودتون گفتيد که من تنها کسي ام که
. مي تونم از شرش خلاص بشم

21:33.250 --> 21:35.580
دليلش چي هست ؟

21:35.580 --> 21:37.500
. به اين خاطر که تو برادر خوني اش هستي

21:38.790 --> 21:42.050
فقط يه اراده قوي هست که مي تونه
سرنوشت يه ارتباط خوني رو قطع کنه

21:42.850 --> 21:45.470
.اينطوري اون نابود ميشه

22:38.810 --> 22:42.010
... مو يئون

22:42.010 --> 22:44.910
. اون عوضي نفرت انگيز

22:58.010 --> 23:00.000
... اون

23:17.630 --> 23:21.290
بايد چه طوري انجامش بديم ؟
بايد شرط ببنديم ؟

23:22.700 --> 23:24.120
. حرفام همه درست بودن

23:24.120 --> 23:27.350
. نيازي نيست نگران مو يئونگ باشيم

23:27.350 --> 23:30.070
وقتي مو يئون ، اون دختره
، از اينجا بيرون انداخته شده

23:30.070 --> 23:33.100
. بدون هيچ شکايتي نتيجه رو قبول کرد

23:33.100 --> 23:36.590
نه فقط اون ،  قبلش اون چطوري بود؟

23:36.590 --> 23:41.750
خودش شخصا کسي بود که وقتي مو يئون
.فرار کرده بود ؛ دستگيرش کرده بود

23:41.750 --> 23:44.450
. خوب ... درسته

23:44.450 --> 23:47.000
، خودش گفت که دستگيرش مي کنه

23:47.000 --> 23:51.170
. من روي منقل ويژه ي جهنمم شرط مي بندم

23:51.170 --> 23:55.730
اگه از هلوي کبابي استفاده کني
. خيلي خوشمزه تر خواهد بود

23:55.730 --> 23:59.380
پس من بايد روي چي شرط ببندم ؟

23:59.380 --> 24:01.070
تو چي مي خواي داشته باشي ؟

24:01.070 --> 24:05.260
. صبر کن ! نمي توني اون بزو بخواي

24:05.260 --> 24:07.760
،حتي اگرم بخواي اون بز رو بهم بدي
. اين منم که قبولش نمي کنم

24:17.420 --> 24:21.120
مطمئني که نيازي نيست همش
مراقب باشم و تو رو بپام ؟

24:21.120 --> 24:23.670
. فقط باهات شوخي کرده بودم
چطوري مي توني منو بپاي ؟

24:23.670 --> 24:28.450
همونطور که تو مي توني از
.ديوار بالا بري يا روي سقف پرواز کني

24:28.450 --> 24:37.450
درسته ... اگه من بالاي سقف بپرم ، مي تونم بدون
. اينکه چيزي رو از دست بدم ، مراقب تو باشم

24:37.900 --> 24:41.450
.اه ... قبلا ، از پشت بام و ديوار بالا مي رفتم

24:41.450 --> 24:44.830
. حتي با چشماي بسته هم اينکارو مي کردم

24:44.830 --> 24:47.020
. فراموشش کن

24:47.020 --> 24:51.870
اما روح هاي ديگه کجا رفتن ؟

24:55.650 --> 24:58.760
. بهمين خاطره که به ارواح اعتماد ندارم

24:58.760 --> 25:03.130
اگه اينطوري رفتار کنن ، نمي تونم براشون
کاري انجام بدم و کارشون رو درست کنم . اوممم؟

25:03.130 --> 25:07.450
اما هنوزم ، اونا دارن روي اينکار زحمت
.مي کشن ، پس فقط نصف مشکلشون رو حل کن

25:07.450 --> 25:09.390
. نه ممنونم

25:09.390 --> 25:13.420
.تو ، حتي نزديک اين خونه عجيب هم نشو

25:13.420 --> 25:16.760
همون جا ، اونجا وايستا

25:16.760 --> 25:20.000
بهت گفته بودم که برگردي دفتر
.اما تو حتي به حرفاي گوش هم ندادي

25:20.000 --> 25:22.570
. وقتي که بخوام ، ميرم

25:22.570 --> 25:24.480
. بهم بگو اينکارو بکنم اينکارو نکنم

25:24.480 --> 25:29.040
.بهرحال ، برو اونجا و تکون نخور

26:03.350 --> 26:06.160
اون بچه اومده ؟

26:08.850 --> 26:11.950
من بايد حداقل به صورتش يه نگاه بندازم ؟

27:48.920 --> 27:50.830
... مو يئونگ

28:11.660 --> 28:13.920
. زمان زيادي گذشته

28:13.920 --> 28:16.200
تقريبا از اون زمان 400 سال گذشته ؟

28:17.870 --> 28:20.820
. تو دقيقا مثل قبل هستي

28:21.380 --> 28:24.000
يکم عوض شدم ، درسته ؟

28:24.000 --> 28:26.810
، زندگي کردن به عنوان يه آدم فاني

28:26.810 --> 28:29.360
.همونطوري که مي بيني ، من در اين موقعيتم

28:30.540 --> 28:32.300
. اما هنوزم خوبه

28:32.300 --> 28:33.520
من يه انسانم ، نيستم ؟

28:33.520 --> 28:36.090
، فقط همينطوري زندگي کن

28:36.090 --> 28:38.860
به همين خاطره که مي خواستي
تبديل به يک انسان بشي ، درسته ؟

28:38.860 --> 28:40.760
اين راه ؟

28:40.760 --> 28:42.420
مشکل اين راه چي هست ؟

28:42.420 --> 28:43.680
... مو يئون

28:43.680 --> 28:46.760
مقصر همه اينا کي بوده ؟

28:46.760 --> 28:48.790
وقتي که ما توي بهشت بوديم
، اگه تو فقط به من کمک مي کردي

28:48.790 --> 28:51.040
.همون موقع مي تونستم تبديل به انسان بشم

28:51.040 --> 28:53.900
. خودت ميدونستي که فرامانرواي بزرگ راهشو ميدونه

28:53.900 --> 28:56.660
.از اول ازل هيچ وقت چنين راهي وجود نداشته

28:56.660 --> 28:57.890
! تو اشتباه فکر مي کردي

28:57.890 --> 29:02.040
با من شوخي نکن
!به همين خاطر بود که خودم راهم رو پيدا کردم

29:02.040 --> 29:05.880
تو ، برادر خودم ، باعث همه اين
! مشکلات شدي

29:10.130 --> 29:12.810
<i>! مادر ! مادر </i>

29:13.660 --> 29:19.150
<i>! مادر ! پدر ! مادر </i>

30:16.660 --> 30:21.960
! نه ، نمي خوام ! بهت گفتم که نمي خوام

30:25.600 --> 30:30.180
خوشحال بودي وقتي که منو دستگير کردي
و تسليم فرامانرواي بزرگ کردي ، هان ؟

30:30.180 --> 30:33.380
وقتي که فرامانرواي بزرگ منو از بهشت
بيرون کرد ، چطور بود ؟

30:33.380 --> 30:37.120
. مي دونستي که من بزودي نابود مي شم

30:37.120 --> 30:38.650
. اما بازم طوري رفتار کردي که چيزي نمي دوني

30:38.650 --> 30:41.500
، به جاي تو ، توي جهنم زجر کشيدن

30:41.500 --> 30:45.540
. فکر مي کردم که همه چيز اينطوري بهتر ميشه

30:46.650 --> 30:49.730
اينطوري ، براي مدت 400 سال ، از
... جسمي به جسم ديگه رفتن

30:49.730 --> 30:51.830
... نه حتي جسم يه انسان

30:51.830 --> 30:54.560
يا حتي زندگي مثل يه روح ... من هرگز
! فکر نمي کردم که اينطوري زندگي کني

30:54.560 --> 30:56.250
. حتي جرات نمي کردم بهش فکر کنم

30:56.250 --> 30:58.440
مشکل اين زندگي چي هست ؟

30:59.350 --> 31:00.590
. چقدر بزرگه

31:00.590 --> 31:04.910
به همين خاطر بود که من تو رو
. از انسان شدن منع مي کردم

31:04.910 --> 31:09.100
.سرنوشت انسان ها رفتن به يه مقصد مشخصه

31:09.100 --> 31:13.840
و وقتي که اونا بفهمن که سرنوشتشون چي
!بوده ، دوست دارن که به چيزهاي بيشتري برسن

31:13.840 --> 31:17.770
تو حالا به بزرگترين مقصد و آرزوي
. هر انساني چشم داشت داري

31:17.770 --> 31:20.540
اون چيه ؟ ... زندگي ابدي ؟

31:20.540 --> 31:23.320
مشکل اين چي هست ؟
.زندگي مي کني و هرگز نمي ميري

31:23.320 --> 31:28.650
به خاطر همين بوده که انسان هاي
. بي گناه زيادي رو کشتي

31:47.750 --> 31:50.830
.من نمي خوام هيچ کاري کنم ، برادر

31:50.830 --> 31:55.640
. پس فقط اين چاقو رو توي قلبم فرو کن

31:55.640 --> 31:57.550
... اينطوري

31:57.550 --> 31:59.660
... به خدايان اثبات مي شه که تو

31:59.660 --> 32:03.500
. بدون شک يه مخلوق آسماني هستي

32:19.660 --> 32:21.710
... هنوزم براي ديدن تو وقت درستي نيست

32:21.710 --> 32:26.260
اما من خيلي دلم مي خواد که صورت اون
دختر رو ببينم به همين خاطر براي چندين
، لحظه ي جلوي طلسم خودم رو گرفته بودم

32:26.260 --> 32:33.050
همونطور که انتظار مي ره ، بهشون بگو
. که اونا طعمه خوبي رو در نظر گرفتن

32:35.660 --> 32:38.110
... برادر بزرگتر

32:38.110 --> 32:41.960
! بيا بعدا دوباره همديگرو ببينيم

32:58.320 --> 33:10.280
.:: @bollbolljan_com ::.

33:52.980 --> 33:54.800
اين ديگه چي هست ؟

34:33.650 --> 34:36.310
همه اينا ديگه چي هست ؟

34:43.580 --> 34:48.770
لرد چويي - انگيزه ي تو از اينکارا چي مي تونه باشه؟

35:22.860 --> 35:24.450
، بانوي جوان

35:24.450 --> 35:26.300
... ارباب جوان

35:26.300 --> 35:28.520
اينجا چيکار مي کنيد ؟

35:31.950 --> 35:36.110
به دفتر رفته بودم که ببينمت . اما
.اونجا نبودي به همين خاطر داشتم برميگشتم

35:36.110 --> 35:38.490
اينجا چيکار ميکني ؟

35:39.210 --> 35:42.330
.تو ... تو ... نمي توني اينجا بموني . بيا بريم

35:43.160 --> 35:44.850
اين کي هست ؟

35:51.200 --> 35:54.270
. از کنار من تکون نخور

36:57.190 --> 36:58.880
ايشون کي هستن ؟

37:00.150 --> 37:04.030
... اوه ، فقط کسي هست که مي شناسمش

37:23.330 --> 37:26.250
چرا اين موقع شب به اينجا اومدي ؟

37:26.250 --> 37:29.520
يه نفر بود که بايد مي ديدمش ، به
.همين خاطر اين موقع شب اومدم

37:29.520 --> 37:32.290
، وقتي که شب مي شه
.من خيلي حساس تر مي شم

37:32.620 --> 37:39.080
چيزهايي که در طول روز در موردشون نمي دونم
. رو شب مي تونم در موردشون بفهمم

37:39.080 --> 37:42.800
. شما بايد داخل بريد

37:44.380 --> 37:46.980
. بله ، بايد برم

37:47.910 --> 37:50.680
. من خاله ي جو وال هستم

37:57.360 --> 37:59.930
. پس من ديگه ميرم داخل

38:01.000 --> 38:03.850
. بعضي وقت ها به خونه ي ما بيا

38:18.380 --> 38:21.260
. به نظر خيلي شيکه

38:37.800 --> 38:40.610
... دست ... دستم

38:55.230 --> 38:59.870
. ارباب جوان ، لطفا دستم رو ول کنيد

39:06.320 --> 39:07.810
. متاسفم

39:10.360 --> 39:14.300
... از اونجايي که خاله ام يه دفعه اي اومد

39:14.300 --> 39:18.790
پس من ديگه دارم ميرم . اميدوارم
. سالم و سلامت برگردي

39:18.790 --> 39:20.840
. باشه

39:49.480 --> 39:51.600
داري چيکار مي کني ؟

39:52.360 --> 39:55.930
... اوه ... نه

39:59.870 --> 40:01.450
اين ديگه چي هست ؟

40:04.540 --> 40:06.070
. اوه ، منم نمي دونم

40:06.070 --> 40:07.680
. بهر حال ، بيا بريم

40:20.290 --> 40:22.890
چرا اون بچه رو با خودت اينجا آوردي ؟

40:22.890 --> 40:25.430
بالاخره افکارت رو جمع و جور کردي ؟

40:35.180 --> 40:38.960
. اون از چيزي که فکر مي کردم ، خيلي بهتره

40:38.960 --> 40:41.220
، حالا که اون رو ديدم

40:41.220 --> 40:46.390
نمي تونم به اينکه کي مي تونم اين بدن
قديمي رو بندازم بيرون و يه بدن جديد
.رو براي جايگزيني ام پيدا کنم ، فکر نکنم

40:47.720 --> 40:50.540
. بدون هيچ ترديدي اون دختر رو مال خودم مي کنم

40:50.550 --> 40:53.270
افراد زيادي هستن که مي تونن
. جايگزين تو بشن

40:53.270 --> 40:56.090
.مي دوني که پدرت هم زندگي خوبي داره

40:56.490 --> 40:58.370
... بانوي من

40:59.120 --> 41:02.740
تنها دليلي که من بهت اين شانس رو دادم
.به اين خاطر بود که با بقيه فرق داشتي ، همين

41:02.740 --> 41:05.840
بهم پول بده ، بهم قدرت بده
... بهم افتخار بده

41:05.840 --> 41:08.160
. بهم قدرت انتقام گرفتن بده

41:08.160 --> 41:11.750
نمي دونستم که يه انسان مي تونه اين
.همه آرزوها و اهداف مختلف داشته باشه

41:11.750 --> 41:14.960
.اما تو يه چيز کاملا متفاوت مي خواستي

41:14.960 --> 41:17.630
. فقط مي خواستي مثل يه آدم عادي زندگي کني

41:18.220 --> 41:21.820
درسته . ازت پرسيدم که زندگي
کردن مثل يه انسان چطوريه ، درسته ؟

41:21.820 --> 41:28.230
زندگي کردن توي يه خونه ي گرم ، خوردن
يه غذاي گرم و زندگي کردن بدون اينکه
.کسي تو رو ناديده بگيره ، همينو گفتي

41:30.370 --> 41:39.150
و ... يه مادر
.در مقابل جاه طلبي هاي بقيه ، تو خيلي آسونتر بودي

41:39.150 --> 41:43.970
به همين خاطر ، به خاطر قلب مهربونت
. من بهت يه شانس دادم

41:43.970 --> 41:48.870
بهت نگفته بودم که بهم بگو مادر
با اين حال که به هيچ کس ديگه اجازه نداده بودم؟

41:51.570 --> 41:56.820
من همه خواسته هات رو برآورده کردم
حالا ازم يه چيز مشکل تر مي خواي ؟

41:56.820 --> 42:01.260
! شما چه شخص ناسپاسي هستي
! چطوري مي توني به چيزي که مال منه چشم بدوزي؟

42:16.160 --> 42:19.160
. حق با توئه - خيلي خيلي سرده

42:22.280 --> 42:26.580
.هر چي که هست - نمي تونم توصيفش کنم

42:26.990 --> 42:29.990
. اما احساس بدي دارم

42:35.370 --> 42:39.240
. درب اين کوزه باز هم نمي شه

42:39.240 --> 42:41.740
امکان داره داخلش چي باشه ؟

42:46.830 --> 42:49.740
. بايد بريم به ديدن جادوگر

42:50.620 --> 42:52.700
امکان داره که جادوگر چيزي ازش بدونه ؟

42:52.700 --> 42:55.910
.اون جادوگري هست که نمي تونه ارواح رو ببينه

42:55.910 --> 43:01.160
با خودش فکر مي کنه که صداشون رو مي شنوه
. اما در واقع داره صداي منو مي شنوه

43:04.410 --> 43:09.370
. پس من ديگه دارم ميرم

43:13.990 --> 43:15.830
. آرانگ

43:18.120 --> 43:19.530
هان ؟

43:19.530 --> 43:24.240
حقيقت اينکه تو نمي توني منو دوست
.داشته باشي ، من مي تونم تحملش کنم

43:24.950 --> 43:30.330
. اما توجه کردنت به ديگران برام خيلي سخت تره

43:31.380 --> 43:36.710
<i>? ، باد... وقتي که داري عبور مي کني بهش بگو</i>

43:38.640 --> 43:45.430
<i>? . که من دقيقا کنارش هستم </i>

43:45.430 --> 43:51.270
<i>? ابرها ... خواهش ميکنم وقتي
که بارون اونو اسير مي کنه </i>

43:51.270 --> 43:57.840
<i>? . بهش بگيد که دقيقا کنارش ايستادم </i>

43:57.840 --> 44:05.680
<i>? زمان ... حتي اگه چشماش رو بپوشونه </i>

44:05.680 --> 44:18.830
<i>? خواهش ميکنم مراقب عشق عميق
که توي قلبش وجود داره باش</i>

44:39.830 --> 44:41.910
. دوباره تلاش مي کنم

44:42.330 --> 44:43.870
. اينکارو نکن

44:44.530 --> 44:45.200
... اين بار

44:45.200 --> 44:47.370
! اينکارو نکن

44:47.370 --> 44:49.080
! فرامانرواي بزرگ

44:56.200 --> 44:59.240
.يئوم را ... اين دفعه زمان زيادي طول ميکشه

44:59.660 --> 45:01.780
. اين فقط يه نااميدي ساده نيست

45:10.910 --> 45:16.490
.کيم ايون اوه ... اون چيزي داره که متعلق به شماست

45:17.910 --> 45:21.700
در مورد اون چطور ؟

45:21.700 --> 45:27.660
اون کسي هست که آماده ميشه جاي منو بگيره؟

45:27.660 --> 45:28.830
. بله

45:33.530 --> 45:39.910
براي دستگيري مو يئون ، خودتون گفتيد
.که به نمادهاي شما و ارتباط خوني نياز داريد

45:39.910 --> 45:44.950
کيم ايون اوه چه ارتباط خوني باهاش داره ؟

45:46.830 --> 45:51.870
بدني که مو يئون داره ازش استفاده
مي کنه، بدن مادر کيم ايون اوه هست ؟

46:08.280 --> 46:10.740
مي خواي بري جادوگري ببيني ، درسته ؟
. بيا با هم بريم

46:10.740 --> 46:12.490
. مهم نيست

46:12.490 --> 46:15.580
. تو اينجا بمون

46:26.740 --> 46:31.280
منظورم اينه که من حتي يه کوزه گر هم نيستم
چرا بايد بتونم بفهم که اين چه نوع کوزه اي هست ؟

46:35.990 --> 46:39.780
. اين يه کوزه ي معمولي نيست

46:39.780 --> 46:41.830
. احساسش کن

46:44.740 --> 46:48.370
بهت يه نوع احساس شوم نمي ده ؟

46:55.410 --> 47:00.370
سرورم ، داري در مقابل من رجز مي خوني ؟

47:00.370 --> 47:01.330
هان ؟

47:01.330 --> 47:04.910
.بله ، بله ، من هيچي حس نمي کنم

47:04.910 --> 47:09.280
حتما خيلي عاليه اه که تو مي توني اونا رو
.ببيني ، باهاشون حرف بزني و احساسشون کني

47:09.280 --> 47:12.490
با اين استعدادها ، تو چرا يه دادرس شدي ؟

47:12.490 --> 47:15.830
! مي تونستي اينجا به جاي من بشيني

47:18.990 --> 47:24.740
ببخش ... منو ببخشيد . براي يه لحظه
. عقلم رو از دست دادم ، متاسفم

47:24.740 --> 47:27.450
اوه ، مهم نيست ، تا وقتي که بتوني
. بفهمي که اين واقعا چي هست

47:27.450 --> 47:32.240
همه اينا به خاطر اينه که ، من هرکاري
. رو که مي کنم با تکيه بر تو هست

47:32.240 --> 47:34.990
خودت گفتي که قدرت ارواح رو با
خوندن کتاب ياد گرفتي ، پس اين
. چيزي نيست که در موردش ندوني

47:34.990 --> 47:41.280
... اما ... اين

47:41.280 --> 47:44.080
. هرکاري مي توني بکن تا بتوني حقيقت رو بفهمي

47:44.080 --> 47:45.660
. وقت زيادي باقي نمونده

47:45.660 --> 47:48.330
اما چرا تو امروز تنها اومدي ؟

47:48.330 --> 47:51.410
آرانگ چرا نيومده ؟

47:56.950 --> 48:00.080
! بانو آرانگ

48:03.410 --> 48:07.120
از ديشب تا بحال حالتون خوب بوده ؟

48:07.120 --> 48:10.740
. يه چيزي بنوشيد لطفا

48:10.740 --> 48:11.280
اين ديگه چي هست ؟

48:11.280 --> 48:15.630
با سيب هاي معرو دره ي يخ ميليانگ
. براتون يکم آبميوه درست کرديم

48:15.630 --> 48:21.410
اين آبميوه هم براي پوست و هم براي
.يبوست خوبه ، مخصوصا براي پوست شما ، عالي اه

48:21.410 --> 48:22.330
بعدش ؟

48:22.330 --> 48:24.850
. بنوشيدش

48:28.740 --> 48:30.230
چيزي توش ريختيد ؟

48:31.210 --> 48:33.530
.حتي اگرم اينکارو کرديد ، بازم فايده اي نداره

48:43.990 --> 48:47.080
مزه اش چطور بود ؟

48:47.080 --> 48:48.740
. ميتونستم مزه سيب ها رو حس کنم

48:48.740 --> 48:51.860
هان ؟
. البته

48:51.860 --> 48:55.950
تصميم گرفتيد ؟

48:55.950 --> 48:57.870
هان ؟

49:04.950 --> 49:07.730
چيزي که مي خوايم بگيم اينه که بين
... دادرس و ارباب جوان

49:07.730 --> 49:08.410
براش چه اتفاقي افتاد ؟

49:08.410 --> 49:13.400
حتما اون توسط يه روحي چيزي تسخير شده ؟
چرا اون همش حرفاي ما رو قطع مي کنه ؟

49:13.400 --> 49:15.280
! دول سائه

49:16.010 --> 49:17.200
. دول سائه

49:17.200 --> 49:19.760
... چي شده ؟! ... اومم

49:19.760 --> 49:23.910
چيه ؟ باز چي شده ؟

49:23.910 --> 49:28.330
. دول سائه . متاسفم

49:28.330 --> 49:34.050
مي دونم که خيلي عصباني و ناراحتي ، اما
. خواهش مي کنم با دادرس اينطوري رفتار نکن

49:34.780 --> 49:40.670
تو براي دادرس خيلي باارزشي . اگه
. اينکارو بکني ، ناراحتش مي کني

49:40.670 --> 49:45.790
اون براي من ارزش قائله ؟
وقتي که اون توسط يه روح افسون
.شده ديگه نمي تونه چيزي رو واضح ببينه

49:45.790 --> 49:49.930
. اينطوري نيست
. من بودم که ازش يه درخواست کردم

49:49.930 --> 49:51.890
. اون داره مشکلم رو برام حل مي کنه

49:51.890 --> 49:54.450
. به همين خاطره که افسون شده

49:54.450 --> 49:56.200
. اين مرد کاملا عوض شده

49:56.200 --> 49:59.190
. ارباب جوان من قبلا هيچ وقت اينطوري نبوده

49:59.190 --> 50:03.160
اون از اون آدمهايي نبوده که به راحتي
. به درخواست کسي گوش بده

50:03.160 --> 50:07.280
ارباب جوان من حتي از مردم ديگه
. زيادي خوشش نمي اومده

50:07.280 --> 50:11.940
.اما حالا تبديل به چنين آدمي شده
فقط بهش نگاه کن ، در اين لحظه که من
از خواب غفلت بيدار شدم ، الان کجاست ؟

50:18.620 --> 50:26.110
، اما دول سائه
. من خيلي زود دوباره به بهشت برميگردم

50:26.110 --> 50:33.620
به همين خاطر يکم بيشتر تحمل کن
.من به زودي ارباب جوانت رو بهت برميگردونم

50:50.340 --> 50:53.410
. خواهش مي کنم حرف بزن

50:53.410 --> 50:56.790
... آرانگ

50:56.790 --> 50:59.700
تو نمي دوني آرانگ کي هست ، درسته ؟

51:01.370 --> 51:03.270
چه طوري بايد بدونم که واقعا کي هست ؟

51:03.270 --> 51:04.510
. هيچ دليلي هم براي دونستنش نيست

51:04.510 --> 51:09.800
اون همون بانوي جواني هست که تو
. با جونت ازش محافظت کردي

51:11.290 --> 51:12.270
هان ؟

51:12.270 --> 51:16.910
تو يادت مي ياد ، درسته ؟ دختر دادرس
. قبلي ، لي سو ريم

51:17.990 --> 51:22.980
تو حتي به خاطر محافظت کردن ازش
.از دست مردهاي لردچويي کتک خوردي

51:22.980 --> 51:24.900
منظورت چي هست ؟

51:25.630 --> 51:28.360
منظورم اينه که ، ما حتي مراسم
. کفن و دفنش رو هم انجام داديم

51:28.360 --> 51:31.120
... چطوري مي تونه يه روح

51:31.120 --> 51:34.910
... نه ... يه انسان باشه
.نه يه روح باشه نه يه انسان

51:34.910 --> 51:38.850
اون به عنوان يه انسان برگشته چون
.کارهايي داره که بايد در اين دنيا انجام بده

51:38.850 --> 51:41.930
. به همين خاطره که دارم کمکش مي کنم

51:43.700 --> 51:44.870
. دول سائه

51:44.870 --> 51:46.490
. بله

51:46.490 --> 51:51.360
تو بهتر از هر کسي مي دوني ، درسته ؟
.که من فقط و فقط خودم رو مي شناسم

51:51.360 --> 51:53.830
.قبلا ، تودر اين مورد خيلي صادق بودي و اعترافش ميکردي

51:55.030 --> 52:00.200
خوب ، من هميشه باهات صادق بودم و بهت
.گفتم که فقط به خودت اهميت مي دي

52:00.200 --> 52:03.940
اما بازم چطوري مي تونم بفهمم که
احساس واقعي ات چي هست ؟

52:03.940 --> 52:10.560
براي يه آدمي مثل من ، که واقعا از
يه طبقه سطح پايين هست ، گفتن اينکه
.سطح پايينم اصلا باعث صدمه زدن بهم نميشه

52:10.560 --> 52:16.230
...اما براي تو ، ارباب جوان ، اين که يا اونکه
اوه ، خوب ، فراموشش کن . بهرحال
. من اينطوري احساس مي کنم

52:17.170 --> 52:21.950
. درسته
.اما همونطوري که گفتي ، من عوض شدم

52:21.950 --> 52:25.570
من نه فريب يه روح رو خوردم
. و نه مريض هستم

52:26.780 --> 52:31.890
براي اولين باره ، که من
.بيشتر از خودم نگران کس ديگه اي هستم

52:34.530 --> 52:37.530
... اينروزا يه طور ديگه احساس مي کنم

52:37.530 --> 52:41.280
... دول سائه ، تو
.صدها بار از من بهتري

52:41.280 --> 52:44.990
چرا ؟
منظورت چي هست ؟

52:44.990 --> 52:51.450
،همونطوري که قبلا هم گفته بودي
تو کسي بودي که از لي سوريم محافظت
کرده بود ، کسي که روشنايي روز رو نديد ، و

52:51.450 --> 52:55.100
و من کسي بودم که شروع به يادگيري
. احساسات توي سطح متفاوت شدم

52:55.100 --> 52:59.580
منظورت از اين چيه اه ؟

52:59.580 --> 53:03.330
اگه بخوام صادق باشم ، يه دادرس
. بايد دقيقا مثل تو باشه

53:04.120 --> 53:05.510
چه طوري مي توني يه همچين چيزي بگي ؟

53:05.510 --> 53:09.440
، مهم نيست که ملت چقدر خراب شده باشه
اما بازم چطوري آدمي مثل من مي تونه دادرس باشه؟

53:09.440 --> 53:13.190
فقط به خاطر اينکه يه نفر پدر ديگه اي
داره ، به همين خاطر نمي تونه يه
، اشراف زاده متولد بشه

53:13.190 --> 53:17.930
و درواقع ، اين همه اون چيزي که
... اون داره ، به جاي آدمي مثل

53:17.930 --> 53:20.960
کسي که مي دونه چطوري با ديگران
. رفتار کنه بايد اون آدم مهم باشه

53:22.660 --> 53:25.950
. مردمي مثل اين بايد دادرس باشن

53:25.950 --> 53:30.810
زياد صحبت رو در مورد چيزهايي
... که من نمي تونم بفهممشون ، طولاني نکن

53:30.810 --> 53:34.990
قضيه هر چي که باشه ، مي فهمم
. که چه احساسي داري

53:34.990 --> 53:42.800
براي اون بانو ... بله ، بانو آرانگ
من بيشتر از اين باهاش بي ادبانه
. رفتار نمي کنم ، پس نگران نباش

53:42.800 --> 53:45.110
. ديگه ميرم

54:00.220 --> 54:04.070
حتي اگرم افسونش شده باشه بازم
زيادي از راه خودش منحرف نمي شه ؟

54:04.070 --> 54:06.480
دادرس چي ميشه ، دول سائه ؟

54:09.310 --> 54:12.300
...چطوري عشق اول دادرس مي تونه يه روح باشه

54:13.660 --> 54:16.810
...عشق اول براي يه مرد واقعا ديوونه کننده است

54:20.290 --> 54:24.920
اما در مورد ديدن روح ها چطور ؟

54:24.920 --> 54:27.830
از کي اون اينطوري شده ؟

54:27.830 --> 54:30.330
پدرشم اينو مي دونسته ؟

54:32.480 --> 54:36.310
پس شايعات وقتي که اون جوون
بوده ، درست بوده ؟

54:40.570 --> 54:43.040
ببخشيد ؟

54:43.040 --> 54:43.050
چرا داريد در مورد گذشته لرد
چويي سوال مي پرسيد ؟

54:48.780 --> 54:50.650
. مي خوام که با هم خوب کنار بيايم

54:50.650 --> 54:54.030
قبل از اون بايد در موردش
. يه چيزايي بدونم

54:54.030 --> 54:56.340
. خيلي عالي اه

54:56.340 --> 54:59.780
در اين بين ، ما همش بين شما
...و لرد چويي مانده بوديم ، به همين خاطر

54:59.780 --> 55:02.860
. صحبت ها خيلي طولاني شده

55:02.860 --> 55:05.960
لرد چويي در اصل براي ميليانگ نيست ،درسته؟

55:05.960 --> 55:08.990
.بله ، اصليتش براي هانيانگه

55:08.990 --> 55:12.570
... حدود بيست سال ميشه که به ميليانگ اومده

55:12.570 --> 55:14.100
. شايد هم 25 سالي گذشته باشه

55:14.100 --> 55:18.970
اما حتي اون موقع هم که توي ميليانگ
. بود همش به اينجا رفت و آمد داشته

55:18.970 --> 55:22.150
و چندين سال قبل ، وقتي ديد که اينجا
. به صلاحشه به اينجا اومد

55:22.150 --> 55:25.350
،حالا که در موردش فکر مي کنم
مکان خونه اش واقعا بر اساس مکاتب
. فنگ شويي عالي هست

55:25.350 --> 55:28.470
قبلا از اون ، لرد کيم هم به اندازه ي
کافي خوب نبوده ؟

55:28.470 --> 55:32.370
.و حتي قبل از اون لرد پارک هم همينطور

55:32.370 --> 55:38.880
آه ، حالا که داريم در موردش حرف مي زنيم
.قدرت واقعي ميليانگ از اون خونه نشئت ميگيره

55:38.880 --> 55:43.510
شنيدم که لرد چويي وقتي توي دربار
.بوده واقعا از موقعيت بالايي برخوردار بوده

55:43.520 --> 55:48.650
، اون از شر رقباي سياسي زيادي خلاص شده

55:48.650 --> 55:51.690
و حتي خيلي از اونها هم به اندازه
. کافي قدرتمند نبودن

55:51.690 --> 55:55.570
اما در نهايت کسي که موفق شد لرد چويي
رو از مقامش برکنار کنه

55:55.570 --> 56:02.280
و دوباره به شهر برش گردونه
. پدر شما بوده ، دادرس

56:02.280 --> 56:03.470
چي ؟

56:03.470 --> 56:04.840
شما نمي دونستيد ؟

56:04.840 --> 56:08.840
فکر مي کردم که مي دونيد به همين
.خاطر انقدر بدون ترس به اونجا رفتيد

56:08.840 --> 56:11.930
به همين خاطره که لرد چويي هم نمي تونه
. با شما کاري داشته باشه

56:11.930 --> 56:15.160
...اگرچه بخواييم صادق باشيم ، شما يه ايول جا هستيد
<i>(پسرنامشروع از يه زن خدمتکار )</i>

56:15.160 --> 56:17.240
... اوممم ... اومم

56:17.240 --> 56:23.230
خوب ... به همين خاطر هست که ما
. انقدر نگران شما هستيم ، دادرس

56:25.090 --> 56:31.020
اما اگه اون همون لرد چويي قديمي
.باشه به همين آسوني از اين مسئله رد نميشه

56:31.020 --> 56:33.190
. اونا ميگن که هيچکي نمي تونسته بهش ضربه بزنه

56:33.190 --> 56:37.500
به نظر مي رسه که نسب به قبل
. خيلي انرژي اش کمتر شده

56:45.620 --> 56:48.730
همونطوري که دستور داده بوديد
، درمورد خياط قديمي دفتر تحقيق کردم

56:48.730 --> 56:50.710
تونستي پيداش کني ؟

56:50.710 --> 56:52.230
. بله

56:52.230 --> 56:56.330
شنيدم که بعد از تموم شدن مراسم تشييع
جنازه ي دختر دادرس لي ، اون به خونه دخترش
. توي جين جو نقل مکان کرده

56:56.330 --> 56:57.790
واقعا ؟

56:57.790 --> 56:59.550
.سريعا پيداش کن و اينجا بيارش

56:59.550 --> 57:00.150
ببخشيد ؟

57:00.150 --> 57:04.170
، نترسونش
.مطمئن شو که باهات برميگرده

57:06.070 --> 57:08.480
، اگه اونچيزي که فکر ميکنم درست باشه

57:08.480 --> 57:11.510
،اولش جو وال رو تحت اختيار خودم ميگيرم

57:11.510 --> 57:15.680
. نفر بعدي هم اون دادرس مغرور خواهد بود

57:18.040 --> 57:22.570
. ارباب جوان ، ناهارتون روآوردم

57:45.260 --> 57:47.790
.اخيرا ، خيلي خوب غذا نمي خوريد

57:47.790 --> 57:51.520
. بهمين خاطر از اين و اون بيشتر گذاشتم

57:53.430 --> 57:56.340
. خواهش ميکنم غذاتون رو حتما بخوريد

57:56.340 --> 58:00.520
شما قبلا هيچ وقت اينطوري نبوديد
. اما چند وقته که اينطوري شديد

58:13.110 --> 58:15.890
<i>ازم پرسيدي که زندگي مثل
يه انسان چه طوري ميتونه باشه ؟ </i>

58:15.890 --> 58:19.080
<i>... توي يه خونه گرم ، خوردن يه غذاي گرم</i>

58:19.080 --> 58:22.770
<i>جايي که هيچ کس ناديده ات نگيره
من مي گم که بايد اينطوري باشه </i>

58:49.640 --> 58:51.810
، اگه من بخوام که به دادرس کمک کنم

58:51.810 --> 58:55.150
. الان وقتش نيست که اينطوري اينجا بشيني

58:58.880 --> 59:02.850
پس پدر مي تونسته

59:02.850 --> 59:07.770
جزئياتي راجع به لرد چويي داشته باشه ؟

59:07.770 --> 59:10.140
! دادرس

59:10.140 --> 59:12.930
. من ميرم جلوي خونه لرد چويي

59:12.930 --> 59:14.860
هرچقدر که بهش فکر مي کنم
.همه چيز به نظرم مشکوک تر مي ياد

59:14.860 --> 59:17.990
چرا همه اون روح ها نتونستن هيچ کاري
. بکنن و مجبور شدن عقب بکشن

59:17.990 --> 59:20.620
. دوباره برمي گردم

59:29.780 --> 59:31.840
. من ميرم

59:31.840 --> 59:34.660
. نه خودم دارم ميرم

59:34.660 --> 59:36.030
. من ميرم

59:36.030 --> 59:38.330
. اين موضوع به من ربط داره به همين خاطر خودم ميرم

59:39.720 --> 59:42.200
. بهت گفتم که من کسي هستم که ميرم

59:42.200 --> 59:43.980
. پس بيا با هم بريم

59:43.980 --> 59:46.630
! بهم گوش بده

59:46.630 --> 59:49.430
چرا بايد همه روز از حرفاي منو ناديده بگيري ؟

59:50.570 --> 59:53.790
چرا تمام روز حتي بهم يه نگاه هم نمي ندازي؟

59:54.630 --> 59:55.880
.... تمام روز ، چرا

59:55.880 --> 59:58.390
. به خاطر اينه که نمي دونم

59:58.390 --> 01:00:02.940
به خاطر اينه که نمي دونم چکار بايد بکنم
! درسته ، نمي دونم چه کنم

01:00:02.940 --> 01:00:06.920
، قول دادم که بزارم با خيال راحت از اينجا بري

01:00:06.920 --> 01:00:09.170
. اما اگه بخوام صادق باشم راحت نيست

01:00:10.380 --> 01:00:14.210
، در آخر مجبور شدن احساسم رو سرکوب کنم ، اما تو

01:00:15.620 --> 01:00:18.820
. داري دنبال اون مي گردي

01:00:18.820 --> 01:00:20.320
، ديدن اين قضيه

01:00:20.320 --> 01:00:23.530
احساسي که من بهت داشتم با خشم
. و نفرت به کنار زده شده

01:00:23.530 --> 01:00:28.190
درونم شروع به آتيش گرفتن مي کنه
، و نمي تونم خودم رو کنترل کنم

01:00:28.190 --> 01:00:30.610
... به همين خاطر

01:00:30.610 --> 01:00:33.000
.افسوس کاري رو که اون شب کردم رو مي خورم

01:00:34.570 --> 01:00:36.880
بايد بيشتر اصرار مي کردم حتي اگرم
. تو بهم گفتي که امکان نداره

01:00:36.880 --> 01:00:40.790
نبايد حرفت رو به همين آسوني باور مي کردم
. وقتي که گفتي هيچ احساسي بهت ندارم

01:00:41.970 --> 01:00:44.630
حتي با اين حال که بهم گفته بودي
اين احساس واقعي اي هست که تو داري

01:00:44.630 --> 01:00:45.920
. بايد ناديده اش مي گرفتم

01:00:45.920 --> 01:00:47.740
. بايد هر طوري شده بود ، متقاعدت مي کردم

01:00:49.830 --> 01:00:51.620
... اما بعدش

01:00:51.620 --> 01:00:54.600
. نتونستم اين کارو بکنم

01:00:54.600 --> 01:00:59.240
بهت قول داده بودم ، که در کمال صلح و
... آرامش تو رو به بهشت مي فرستم ، اما

01:00:59.240 --> 01:01:02.410
چطوري امکان داره که با رفتنت هيچ چيزي
عوض نشه ، مگه اينکه من يه احمق باشم ؟

01:01:03.800 --> 01:01:09.330
. بهمين خاطر اينکارو کردم
. چون واقعا نمي دونستم که بايد چيکار کنم

01:01:13.840 --> 01:01:18.080
! چرا اين موضوع انقدر پيچيده است ؟

01:01:20.840 --> 01:01:38.080
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:08.400 --> 01:02:10.410
. بانو

01:02:14.560 --> 01:02:16.610
. ارباب جوان

01:02:19.770 --> 01:02:22.740
شب قبل سالم به مقصدتون رسيديد ؟

01:02:24.440 --> 01:02:25.710
. من سالم و سلامت برگشتم

01:02:25.710 --> 01:02:28.140
، متاسفم

01:02:28.140 --> 01:02:30.920
. براي اينکه مجبورتون کردم توي تاريکي تنهايي بريد

01:02:30.920 --> 01:02:33.440
چه چيزي باعث شده به اينجا بيايد ؟

01:02:33.440 --> 01:02:37.820
مي تونيد که يه مقدار از زمانتون
رو به من اختصاص بديد ؟

01:02:39.130 --> 01:02:40.890
. فقط يکم هم کافيه

01:02:42.180 --> 01:02:45.150
. نمي تونم با اين قضيه موافقت کنم

01:02:48.310 --> 01:02:50.110
. دادرس

01:02:51.390 --> 01:02:53.110
... من کاري دارم که بايد با بانو انجام بدم

01:02:53.110 --> 01:02:54.370
نشنيدي که بهت چي گفتم ؟

01:02:54.370 --> 01:02:57.600
. گفتم که با رفتنش موافقت نمي کنم

01:03:06.520 --> 01:03:09.190
، از اونجايي که من نمي تونم بزارم باهات بياد

01:03:09.190 --> 01:03:12.050
! برو گمشو

01:03:34.030 --> 01:03:37.020
<i>. بيا اينجا -
من ميرم و تو اينجا مي موني </i>

01:03:37.020 --> 01:03:38.760
<i>نقشه ات چيه ؟ مي خواي چيکار کني ؟</i>

01:03:38.760 --> 01:03:39.980
<i>. اينطوري انجامش مي دم </i>

01:03:39.980 --> 01:03:43.700
<i>. اگه بخوام اينطوري ميگيرمت و نگهت مي دارم </i>

01:03:43.700 --> 01:03:45.900
<i>واقعا مي تونم يه طور ديگه زندگي کنم ؟ </i>

01:03:45.900 --> 01:03:47.640
<i>. اين امکان نداره </i>

01:03:47.640 --> 01:03:49.480
<i>... چطوري اون دادرس مي تونه </i>

01:03:49.480 --> 01:03:52.810
<i>کي مي خواي مسائل رو بين دادرس
و جو وال سر و سامان بدي ؟ </i>

01:03:52.810 --> 01:03:58.060
<i>. به زودي
وقتي که بفهمم اون واقعا چي مي خواد
. حالا ديگه مي تونيد بريد </i>

01:03:58.060 --> 01:03:59.820
<i>... چرا انقدر ناگهاني </i>

01:03:59.820 --> 01:04:02.870
<i>حالا ... من مي دونم ، که بايد چيکار کنم </i>

01:04:03.900 --> 01:04:05.040
<i>! نه </i>

01:04:05.040 --> 01:04:06.270
<i>! جادوگر رو ببر و برو </i>

01:04:06.270 --> 01:04:06.840
<i>! دادرس </i>

01:04:06.840 --> 01:04:08.860
<i>! سريعتر اينجا رو ترک کن </i>