﻿WEBVTT

00:00.167 --> 00:06.594
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.556 --> 00:12.101
دو هزار سال قبل

00:12.390 --> 00:15.692
پسر پادشاه اسمان -لرد ون وونگ

00:15.893 --> 00:20.438
همراه با سه نگهبان-ببر سفيد-لاک پشت و اژدهاي ابي

00:20.639 --> 00:22.916
امد پايين به زمين با انساني که دوست داشت

00:23.146 --> 00:28.409
لرد وان وونگ زير درخت روحاني اقامت گزيد
تا باک و نامش شين شي

00:28.767 --> 00:32.146
من بايستي بدين وسيله تاسيس کنم قانوني براي منفعت زمين.....

00:32.347 --> 00:37.388
اينها کساني بودند که ارزو داشتند به لرد وان وونگ بپيوندند و در گروهي جمع شوند

00:37.748 --> 00:42.307
در اين زمان قانون جهان با قبيله ي ببرها بود

00:42.723 --> 00:48.257
در ميان انها بيشتر توانا و ظالم کاجين جنگجو بود کاهنه ي اتش

00:48.452 --> 00:53.492
تحت فرمان او -قبيله ي ببرها کشتار کرد تحت نظر لرد وان وونگ

00:54.490 --> 01:01.181
اما قبيله ي ببرها پايداري کرد تحت نظر سا ا او دختر قبيله ي ببرها

01:02.686 --> 01:06.744
جنگ ميات قبيله ي ببرها و مردم لرد وان وونگ ادامه يافت بي نهايت

01:06.907 --> 01:10.090
مردم درد و رنج را هر روز تحمل کردند

01:10.291 --> 01:16.565
سا ا او از قبيله خون هاي زيادي جاري کرد و سپس براي خوبي مردمش مادري کرد

01:16.751 --> 01:23.245
لرد وان وونگ کسي بود که از سا ا او پاسداري مي کرد-
و او در اخر اين کشتار را رفع کرد

01:23.746 --> 01:28.946
با همه ي تلاش تو -قدرت اسمان سعي کرد من را بکشد

01:25.947 --> 01:30.867
او خواست در اخر با کاجين بجنگد

01:31.002 --> 01:34.303
هر چند کاجين شمشيرش در برابر لرد وان وونگ ترقي داشت

01:34.629 --> 01:40.509
لرد وان وونگ قدرت اتش او را گرفت و ان را در جسمي قرمز حبس کرد

01:41.089 --> 01:44.825
بدون قدرتش -کاجين درمانده بود

01:45.126 --> 01:47.361
ولو اينکه کاجين توانايي جنگيدن و پنهان شدن را نداشت

01:47.496 --> 01:50.773
لرد وان وونگ او را با گرمي پذيرفت و او را درمان کرد

01:51.239 --> 01:54.815
او هيچ احساس به او نداشت قبل از اين

01:55.093 --> 02:00.141
از ان لحظه او احساس داشت نسبت به لرد وان وونگ

02:01.018 --> 02:04.554
اگر چه او گفت قبيله اش را در اخر تمام مي کند

02:04.755 --> 02:07.788
بزرگترهاي قبيله ي او اعتنا نکردند به حرفهاي او

02:07.989 --> 02:11.304
کاجين به قتل رساند قبيله  را با شمشيرش

02:11.669 --> 02:16.517
و او به لرد وان وونگ پيوست در زير درخت روحاني

02:16.803 --> 02:20.452
لرد وان وونگ قدرت اتش را به دختر رئيس قبيله داد-سا ا او

02:20.653 --> 02:25.316
او را نگهبان جنوب و سيمرغ قرمز کرد

02:25.649 --> 02:29.899
دراز با اژدهاي ابي و وو سو و نگهبان غرب

02:30.007 --> 02:33.735
پونگ بياک و ببر سفيد و نگهبان جنوب

02:33.970 --> 02:38.231
و وون سا و لاک پشت و نگهبان شمال

02:38.412 --> 02:42.579
ان لحظه ان چهار نگهبان انتخاب شدند

02:43.052 --> 02:47.413
سا ا او همسر لرد وان وونگ دوست داشت اين نژاد را در زمين

02:47.703 --> 02:55.806
و لرد وان وونگ دوست داشتن او را زياد پنهان نکرد

02:56.264 --> 03:03.486
کاجين کسي که طرد شد از همه براي او-او را براي اين کار نبخشيد

03:03.771 --> 03:04.687
پس يک روز

03:04.888 --> 03:07.851
انها گفتند روزي دختر قبيله دختر لرد وان وونگ را به دوش داشته هست

03:08.052 --> 03:12.143
کاجين مصمم دانست که ديگر لرد وان وونگ را در اين جهان نخواهد داشت

03:12.321 --> 03:15.253
او مي خواست همه ي جهان با او برود

03:17.014 --> 03:21.165
حتي فکر مي کرد او زاييده هست-و سا ا او توانايي نگه داشتن بچه را نداشت

03:21.366 --> 03:24.206
سا ا او در مبارزه عليه قبيله ي سا ااو شرکت کرد

03:24.448 --> 03:28.334
سا ا او تعقيب کرد کاجين را تا بچه را بدست بياورد

03:28.557 --> 03:31.797
اما کاجين کسي بود که مي خواست لرد وان وونگ بچه را ببيند

03:31.998 --> 03:36.828
قصد نداشت بچه را به سا ا او باز گرداند

03:38.369 --> 03:45.083
پس از مسابقه بچه در حال مردن بود جلوي چشمان او-سا ا او توانا نبود قدرت را بدون او کنترل کند

03:45.673 --> 03:49.745
ولو اينکه لرد وان وونگ بچه را نجات بدهد-ان دير شده بود

03:49.930 --> 03:54.481
سا ا او تبديل شد به سيمرغ سياه تا جهان را بسوزاند

03:54.996 --> 03:59.570
سه نگهبان شمال شرق و غرب....

03:59.771 --> 04:03.301
کوشش کردند کنترل کنند قدرت سيمرغ سياه را-اما توانا نبودند در اين کار

04:03.502 --> 04:06.530
خشم سيمرغ سياه زماني به پايان رسيد

04:06.731 --> 04:11.737
و خشم اتشين تهديد کرد که جهان را ويران مي کند

04:28.787 --> 04:32.035
چون کاجين لرد وان وونگ رو تصرف نکرده بود

04:32.236 --> 04:39.145
قدرت اتش او اکنده از نوميدي بود

04:39.311 --> 04:43.335
از ان روز ان براي هفت روز و شب در سر تاسر جهان باريد

04:43.700 --> 04:49.193
اگر چه اتش جهنمي خاموش شده بود
سر تا سر جهان در اب فرو رفته بود.

04:49.315 --> 04:53.521
سا ا او شکست خورد لرد وان وونگ چهر نشانه را مهر و موم کرد

04:53.722 --> 04:56.418
و ضمانت کرد دوباره باز گردد

04:56.707 --> 05:00.316
و دو هزار سال بعد

05:00.617 --> 05:03.376
نسا ببر سفيد نام خودشان را  واچون  گذاشتند

05:03.577 --> 05:07.357
و صبر کردند براي پادشاه جديد شين-پادشاهئ واقعي اسمان

05:07.658 --> 05:10.942
در ادعاي قدرت جهان

05:11.196 --> 05:13.967
مردم لاک پشت گوان مول

05:14.168 --> 05:19.771
انها هم براي پادشاه واقعي شين صبر کردند

05:20.077 --> 05:24.223
سر انجام-چه زماني ان به وقوع پيوست؟

05:26.556 --> 05:29.633
قسمت دوم

05:36.131 --> 05:41.391
5سال سلسله ي سوسوريم

05:59.296 --> 06:03.805
ابولانسا -معبد واچون

06:04.331 --> 06:08.988
ان ستاره ي جوشين هست؟

06:09.253 --> 06:16.895
براي هزار سال ان پيشگويي شده بود-رهبر واچون

06:18.846 --> 06:25.693
روزي که پادشاه جوشين زاييده شود -ستاره ي جوشين....

06:25.894 --> 06:33.863
تابيد و نشانه ي اسمان هم بيدار شد

06:34.245 --> 06:38.690
ان روز امروز هست؟

07:04.820 --> 07:08.773
يک شب ستاره ي جوشين ظاهر مي شود

07:08.974 --> 07:13.455
پادشاه جوشين زاييده شد

07:13.796 --> 07:18.233
و زماني که او زاييده شود....

07:18.808 --> 07:25.730
اژدهاي ابي -ببر سفيدو لاک پشت و سيمرغ.....

07:25.931 --> 07:30.226
چهار نشانه همچنين بيدار مي شوند

07:30.427 --> 07:35.991
نور نشانه به اسمان مي رسد و به گودي مي رود

07:36.119 --> 07:43.510
برادرهاي واچون کساني که از گوشه هاي جهان نگباني مي کنيد....

07:45.549 --> 07:49.207
پيدا کنيد نشانه ها را

07:49.408 --> 07:59.962
گوگوري بيجياگ و شيلاو....
متفرق کنيد شهر جوشين را

08:00.163 --> 08:05.306
ما بايد چهر نشانه ي اسمان را متصرف شويم

08:05.717 --> 08:14.394
بدين گونه اين جهان تا ابد به واچون تعلق خواهد داشت

08:20.062 --> 08:21.388
روستاي گو مول نشانه ي لاک پشت

08:21.423 --> 08:22.682
انها منتظر باز گشت پادشاه جوشين بودند
00:08:22,717 --> 00:08:29,346
نشانه ي لاک پشت

08:32.896 --> 08:34.607
هون دوک -اقا

08:34.887 --> 08:40.353
همه ي شاگردان را براي حرکت اماده کن
بله اقا

08:40.688 --> 08:42.131
هون وون
بله اقا

08:42.366 --> 08:45.599
جمع کن همه را و منتظر پيغام مشعل باش

08:45.734 --> 08:47.455
بله من فهميدم

08:48.185 --> 08:52.273
نشانه ها در اين روز همه اشان بيدار شده اند

08:52.474 --> 08:56.752
ان منظورت هست که پادشاه جوشين پيشگويي کرده براي هزار سال-او زاييده شده هست؟

08:56.953 --> 08:59.473
ان درست هست
چه اتفاقي مي افتد زماني که ما پادشاه را پيدا کنيم؟

08:59.674 --> 09:01.952
هون گو -تو همراهي کن مرا به جنوب

09:02.125 --> 09:06.659
او در جنوب هست؟
ما مسلم نمي دانيم تا مشغل را ببينيم

09:06.859 --> 09:11.038
اما دست کم دو نشانه در بياک جا هست

09:26.877 --> 09:30.574
گوگوري پيشگويي کرده

09:32.911 --> 09:36.186
ستاره اي سبيه ان ديگر ظاهر نمي شود

09:36.387 --> 09:42.140
زماني که پادشاه زاييده شود پادشاه ديگري زاييده نمي شود

09:42.371 --> 09:50.038
تا پادشاه بيدار شود-
باد ترک مي کند اين جا را

09:50.275 --> 09:56.612
پنها مي شود چيي که تو مي شنوي-شنيدي
پنها مي شود چيزي که مي بيني- ديدي

09:56.867 --> 10:05.056
تا او بيدار شود او را بدرستي صدا مي زند
هوشيار باشيد و فراموش نکنيد

10:06.798 --> 10:11.158
قلعه ي گوکناه-اقامت مي کنيم
00:10:15,017 --> 00:10:19,220
لرد گون يا

10:25.165 --> 10:27.611
او در کوشش هست

10:33.310 --> 10:37.162
همسر يون-خواهر جوان پادشاه سوسوريم
00:10:47,055 --> 00:10:49,493
ان پسرش هست

10:50.304 --> 10:54.074
همه دارند براي او مي رقصند
ان پسرش هست

10:54.275 --> 11:00.212
براي گوگوري ما
براي....

11:00.685 --> 11:07.704
اگر اسمان خونسرد نباشد
پسرم به ما سخني مي گويد

11:24.543 --> 11:27.189
اه جي جي پادشاه اينده ي برو به گنون يانگ به مقر پادشاهي برادر جوانترت

11:45.488 --> 11:51.409
هوک سو اهنگر روستا هست

11:57.391 --> 12:01.152
ان درخشان هست
شمشير هنوز اماده نيست

12:01.353 --> 12:03.556
ان تابناک هست

12:17.866 --> 12:21.955
نشانه ي ببر سفيد

12:28.019 --> 12:34.263
نشانه ي ببر سفيد را اهنر گر روستا بيدار کرده هست

12:34.519 --> 12:42.279
پيروي کنيد از اين تابناک و او را به عقب برسانيد

12:49.081 --> 12:51.395
اين بايد رويا باشد

12:53.970 --> 12:56.427
اين رويا هست

13:21.464 --> 13:25.266
هونگ گو -تجسم کرد لاک پشت مارپيچ را
00:13:30,415 --> 00:13:32,555
من مي بينم اتش سفيد از شعله

13:32.861 --> 13:35.661
من در شگفتم اگر ان واقعا نشانه ي ببر سفيد باشد؟

13:35.964 --> 13:38.279
هونگ جان
بله ارباب

13:38.480 --> 13:41.876
برو سريع و ان را براي من بياور
بله

14:01.714 --> 14:08.488
دام دوک زاييده شد

14:15.997 --> 14:18.102
ان بايد حالا باشد

14:41.807 --> 14:47.925
بيه ..ان بايد...
حالا درست زماني هست

14:57.842 --> 15:04.746
10/000هزار برادر من سواري کنيد در باکجي جي
و باز بگيريد نشان اژدهاي ابي را

15:04.922 --> 15:10.801
نشان اژدهاي ابي بايد در دستان ما باشد

15:11.734 --> 15:16.874
قلعه ي (باکجا جين

16:25.113 --> 16:31.366
نشان اژدهاي ابي

16:48.586 --> 16:55.658
نگهبان شرق....

16:57.685 --> 17:00.707
من تقديم مي کنم

17:01.710 --> 17:04.871
پسر من قلبش با تو هست

17:17.843 --> 17:22.726
چو رو -تجسم کن اژدهاي ابي را
00:17:34,247 --> 00:17:39,334
هوک سو اهنگر روستا

17:50.345 --> 17:52.483
نشانه کجاست؟

17:52.684 --> 17:55.091
کجا تو پنهان کردي ان را؟

18:09.436 --> 18:12.311
پدر -پدر

18:14.351 --> 18:16.667
اه-پدر

18:17.767 --> 18:23.254
اين چيه؟
چرا اين مردها اينجا امده اند؟

18:24.441 --> 18:26.411
پدر

18:26.953 --> 18:30.998
ناله نکن پدر
ان چيه؟

18:31.199 --> 18:34.149
ان به خاطر اين هست؟

18:48.845 --> 18:51.423
اينجا همه...

19:35.769 --> 19:37.429
پدر

20:52.753 --> 20:55.219
شما نگهبان نشانه هستيد؟

20:55.420 --> 20:59.140
ما نگهبان لاک پشت از گو مول در گوگوريا هستيم

21:01.020 --> 21:03.875
ما اينجا هستيم براي نشانه ي اژدهاي ابي

21:07.092 --> 21:12.788
محافظ افسون زياد نيست
لطفا نشانه ي اژدهاي ابي را بدهيد

21:15.191 --> 21:18.126
پدر -تو خوب هستي؟

21:20.632 --> 21:24.343
پدر -اين خون هست

21:24.691 --> 21:31.009
من وظيفه ام را انجام ندام و اين شد

21:39.456 --> 21:43.421
پدر -پدر

21:45.092 --> 21:49.620
پدر -پدر

21:54.170 --> 21:56.613
من نمي دانم اين چيه -اما بايد نگهباني کنيم از ان
نشان اژدهاي ابي

21:56.814 --> 21:59.774
ما بايستي نگهباني کنيم از ان تا صاحب حقيقي اش بيايد

21:59.975 --> 22:02.871
از کجا بايد مالک ان را پيدا کنيم؟

22:03.238 --> 22:05.373
چگونه هست مالک ان؟

22:05.408 --> 22:09.100
من نمي دانم -اگر او بر حق باشد-انها اين موضوع را دنبال نمي کنند

22:09.235 --> 22:14.020
تو بايد تا اخر جهان بروي و ان را به کسي ديگر ندهي

22:14.226 --> 22:18.314
من نمي دانم چرا-اما انها گفتند ان تو بايد اين کار رو انجام بدهي

22:20.987 --> 22:27.281
نشانه ي سيمرغ بيدار شده
در قلعه ي سابي در باکجه

22:27.564 --> 22:31.975
اه برادرهاي من -سواري کنيد تا قلعه ي سابي

22:32.691 --> 22:35.801
نشانه ي سيمرغ قدرت زمين هست

22:36.002 --> 22:40.153
ان بايد در تصرف واچون باشد

22:41.131 --> 22:48.080
قلعه ي سابي باکجه

23:04.001 --> 23:07.286
نور از نشانه ي سيمرغ قطعا از اين خانه ناشي مي شود

23:07.421 --> 23:09.644
کجا تو ان را پنهان کرده اي؟

23:29.299 --> 23:35.414
کي ها اين پسر خواهر جوانترت و تو خواهر پير او هستي

23:35.615 --> 23:41.784
مهم نيست چه اتفاقي افتاده تو بايد از خواهر جوانترت حمايت و حفاظت کني.

23:42.034 --> 23:45.401
تو مي تواني ان را انجام بدهي -درسته؟

23:52.585 --> 23:57.205
نشانه ي سيمرغ

24:06.116 --> 24:09.363
مادر
برو به درون

24:11.238 --> 24:14.078
مادر

25:16.553 --> 25:22.649
کي ها اين بچه خواهر جوانت رتو هست
و تو خواهر بزرگتر او هستي

25:22.850 --> 25:28.879
مهم نيست چه اتفاقي مي افتد تو بايد حفاظت کني از خواهر جوانترت-کي ها تجسم کن سيمرغ را
00:25:29,080 --> 00:25:31,653
تو مي تواني اين کار را انجام بدهي درسته؟

26:52.011 --> 26:54.736
من فکر نمي کنم انها بتوانند سريع حرکت کنند

26:54.967 --> 26:57.916
فکر مي کنم انها رسيدند به گودي در باکجه

26:58.117 --> 27:03.748
دادرس باکجه به زودي به اينجا مي ايد
ما ترک مي کنيم اينجا را پس از انها

27:06.252 --> 27:09.628
اقا تو شنيدي ان را؟

28:09.733 --> 28:11.850
ان سيمرغ سياه هست

28:12.201 --> 28:16.634
حالا ما نمي توانيم هيچ چيي ببينيم-ان روشن هست
اقا

28:17.020 --> 28:19.663
هونگو
بله؟

28:19.864 --> 28:22.954
از بين ببر بچه را
چرا؟

28:23.155 --> 28:25.647
اين نمي تواند

28:26.045 --> 28:29.008
ما نمي توانيم اجازه بدهيم سيمرغ سياه ضربه بزند با خشمش دوباره به جهان

28:29.209 --> 28:32.252
- اين بچه؟
بايد نگهبان حراست از جهان باشد

28:32.453 --> 28:35.915
چطور تو مي داني اون سيمرغ سياه هست؟
تو نشانه را در تاريکي ديدي

28:36.116 --> 28:37.860
ان نشانه در تاريکي نبود
هونگو

28:38.061 --> 28:41.734
ان نشانه ي قرمز بود
ان درست هست -من ان را ديدم

28:41.934 --> 28:45.219
تو اشتباه کردي زيرا دود بود

28:45.587 --> 28:50.384
من بودم کسي که ان را اول ديدم-من بهتر مي دانم

28:50.673 --> 28:53.439
ان نشانه ي سياه نبود
هونگ گو

28:54.031 --> 28:59.127
اگر اين بچه سيمرغ سياه باشد
او جهان را به اتش مي کشد

28:59.311 --> 29:02.223
فرک کن درباره ي اين که زندگي بي گناهان از بين مي رود

29:02.458 --> 29:04.106
چه اگر او به درستي سيمرغ باشد؟

29:04.241 --> 29:06.812
چه اگر او سيمرغ واقعي باشد و به پادشاه کمک کند؟

29:06.902 --> 29:10.824
چه اتفاقي مي افتد اگر ما او را بکشيم؟

29:14.299 --> 29:16.462
من بزرگ مي کنم او را و خودم ازش نگهباني مي کنم

29:16.735 --> 29:19.561
من نگهباني مي کنم از او و اگر ان نشانه ي سياه باشد

29:19.796 --> 29:22.131
من او را با دستان خودم مي کشم

29:22.359 --> 29:26.146
من هيچ از کنار او نمي روم -لطفا؟

29:34.302 --> 29:39.060
نيروي لاک پشت مار پيچي اب هست
نيروي سيمرغ اتش هست

29:39.255 --> 29:43.796
تنها اب ي تواند اتش راکنترل کند

30:04.572 --> 30:08.319
ابوالنسا-معبد واچون

30:09.595 --> 30:14.384
براي صد سال
سر دسته ي واچون

30:14.585 --> 30:17.570
و نسل هاي زيادي

30:17.937 --> 30:25.686
مردم من منتظر براي اين روز بودند

30:32.233 --> 30:40.313
اما..ما تنها يکي را يافتيم

30:42.093 --> 30:47.703
تنها يکي از چهار تا را

30:49.478 --> 30:54.966
اما ان دست کم سيمرغ هست-قدرت زمين

30:55.385 --> 30:58.454
من مي شناسم نشانه ي اخر را

30:58.655 --> 31:05.654
هيچ بدون نشانه ي سيمرغ کامل نمي شود

31:16.698 --> 31:20.122
ان خوت هستي؟

31:31.786 --> 31:34.994
اين مال تو هست؟

31:37.403 --> 31:40.129
تو....

31:40.746 --> 31:46.854
اتش را از چشمان سيمرغ مي تواني بيرون بياوري؟

31:52.159 --> 31:55.356
تو....

31:55.693 --> 31:59.843
از اولاد سيمرغي؟

33:04.326 --> 33:07.247
او در حال خوردن هست؟
بله..

33:07.704 --> 33:11.197
ما نامي به او مي دهيم

33:13.313 --> 33:17.764
اين نشان دوستي با اين مرد هست

33:17.990 --> 33:22.166
و مي داني چطور قسمت تو شده  هست؟

33:22.313 --> 33:24.749
يک خروس

33:27.840 --> 33:31.580
چي درباره ي سوجين؟

33:35.088 --> 33:39.662
سوجين -سوجين

33:40.102 --> 33:43.304
تو نمي خواهي بيدار شوي؟
تو رذل

33:43.505 --> 33:48.207
سو جين خورشيد بيرون امده هست

33:48.402 --> 33:52.043
سو جين لطفا بيدار شو

33:56.716 --> 33:59.655
ما بايد وارد قلعه شويم پس از غروب افتاب

33:59.891 --> 34:01.970
بيدار شو

34:02.171 --> 34:07.183
اگر نمي خواهي -پس اب را بگير

34:15.516 --> 34:19.577
سوجين -چطور ان با طراوت هست

34:19.608 --> 34:21.586
اقا

34:21.846 --> 34:25.330
شما خوب خوابيديد اقا؟

34:25.971 --> 34:27.548
ان سرد بود

34:31.352 --> 34:38.525
14سال سلسله ي سوسوريم

34:45.204 --> 34:46.471
قلعه ي گوکنا

34:46.672 --> 34:49.919
هورا-ان قلعه ي گوکناه هست

34:50.679 --> 34:52.701
ان خيلي بزرگ هست

34:53.279 --> 34:57.748
اما اقا ما کجا بخوابيم؟
همين جا

34:58.157 --> 35:01.645
چطور شما مي توانيد اين را بگويي؟
چي؟

35:01.846 --> 35:07.668
چطور مي توانم من-بزرگان سوجين براي ملاقات من همين جا نخوابيده اند؟

35:07.950 --> 35:12.813
ان درست هست-اما ما پول و غذاي لذيذ براي خوردن بدست اورده ايم

35:13.082 --> 35:18.096
پس ما مي توانيم اينجا بخوابيم
چطور ما بايد پول بدست بياوريم؟

35:18.316 --> 35:22.463
مي خواهي مادر بچه اش گرسنگي بکشد؟
مي خواهي استاد و شاگردش گرسنگي بکشند؟

35:22.800 --> 35:28.209
سوگند خوردي براي بدست اوردن غذاي من-بنوش و بخواب؟

35:28.410 --> 35:33.817
معلومه -اما وجود دارد بعضي چيزها که تو بايد براي من انجام بدهي

35:33.976 --> 35:34.957
چي هست ان؟

35:35.092 --> 35:38.748
زماني که ما در اطراف قلعه ي گوکناه گام مي زنيم تو مي تواني مشروب بخوري هر چقدر دوست داري

35:38.883 --> 35:43.063
فقط اين پرچم را نگه دار  و شرمسار راه برو دست خالي

35:43.299 --> 35:45.330
اينجا

35:52.914 --> 35:55.941
اجازه بده من زندگي ات را برايت بگويم

35:59.863 --> 36:02.967
اجازه بده بگويم که چه اتفاقي مي خواست ديروز بيافتد
تو نمي خواستي ايمان داشته باشي به شنوايت

36:03.168 --> 36:07.622
اجازه بده بگويم به تو چه اتفاقي فردا مي افتد
تنها براي چهار سنت

36:08.533 --> 36:12.151
روز خوبي نخواهد بود

36:17.108 --> 36:18.888
همسر

36:21.157 --> 36:23.609
صورتت چي شده؟

36:23.952 --> 36:26.780
من کار اشتباهي با فاميل تو انجام داده ام؟
چه نا راحتي با تو هست؟

36:26.981 --> 36:29.551
کار بدي اين بچه کرده هست
برو ان ور

36:29.752 --> 36:33.073
زحمت و مشکل- بيا با من
چه موضوعي هست؟

36:33.112 --> 36:34.742
همسرم-چي درباره ي ملاقات تو؟

36:34.943 --> 36:38.382
شتاب کن مشکل-من گفتم
چه اتفاقي افتاده هست؟

36:38.610 --> 36:41.940
پيدا کن راه را از  روي ستاره هاي اسمان

36:49.421 --> 36:52.850
پيدا کنم راه را از روي ستاره هاي اسمان

36:53.099 --> 36:57.073
مي بيني زندگي را از کف دستانت

37:17.581 --> 37:20.764
ان چيه؟ان چي گفت؟

37:52.298 --> 37:55.522
پيدا کن راه را از روي ستاره ي اسمان

38:00.305 --> 38:06.295
قلعه ي گوکناه-مقر پادشاه

39:10.287 --> 39:13.792
ارامگاه الهي

39:16.938 --> 39:19.679
بالا ببر من را(ترک کن مرا)

39:25.270 --> 39:29.277
صدا بزن عالي مقام را در کاخ
پادشاه 17گوگوري

39:29.478 --> 39:33.918
من سرانجام حرفهايم را زدم

39:34.120 --> 39:36.573
اعلي حضرتا
همسر تو خواهر جوانتر پادشاه سلسله

40:14.300 --> 40:17.158
اعلي حضرت شما را احضار کردند
برو وو چونگ -رئيس فرمانده ي سلطنتي

40:17.349 --> 40:19.709
اه جي جي برو به گوک يانک به مقر برادر جوانتر پادشاه اينده

40:19.910 --> 40:24.319
-سروم....
او در بحران هست

40:24.718 --> 40:29.476
سروم گفت زمان بيرون رفتن هست

40:29.712 --> 40:34.220
وما بايد شتابان برويم

40:37.079 --> 40:41.419
ان هنوز در ابتدا هست-چطور ما مي توانيم اين کار رو انجام بدهيم؟

40:52.204 --> 40:55.335
او هست؟

41:00.200 --> 41:04.908
دام دوک پاشاه اينده ي وان گي

41:16.152 --> 41:21.332
ارامگاه الهي

41:44.177 --> 41:47.787
پسر من شاهانه هست

41:47.988 --> 41:50.931
مادرش هم خواهر اعلي حضرت هست
لرد يان گا

41:51.132 --> 41:54.487
او دختر پادشاه مرحوم گوگوکان هست

41:54.688 --> 41:56.839
همه در گوگوري  او را مي شناسند

41:57.040 --> 42:02.156
کساني که درگوگوري هستند مي دانند برادرش پادشاه بود
کاهنه ي معبد

42:02.357 --> 42:05.769
ما هر دو مي دانيم ان اسماني نيست

42:07.291 --> 42:12.797
ان وظيفه ي تو نيست به مردم گوگوري اطلاع بدهي...

42:13.198 --> 42:16.001
نسل اسمان از چه کسي خواهد بود؟

42:16.202 --> 42:24.919
تومي گويي که من دربار هي اسمان دروغ مي گويم؟

42:29.826 --> 42:32.954
وجود دارد فرماني براي تدارک دفن کردن

42:33.155 --> 42:36.203
سرورم قبلا بيدار شده هست؟

42:36.404 --> 42:41.738
کساني که از او مراقبت مي کنند مي گويند مشکل هست امشب زنده بمانند

42:51.441 --> 42:56.394
سرورم جنرالها را به وو چونگ فرستاده هست

43:02.998 --> 43:09.284
باد نا ارامي در قلعه ي گوکناه مي وزد

43:09.485 --> 43:15.780
تو خون او را براي زايش گرفتي ؟

43:15.971 --> 43:18.780
تو بايد اين کار را انجام داده باشي-تو نمي تواني اين کار را بکني

43:18.981 --> 43:21.596
شاهزاده خانم-سرورم هست

43:22.237 --> 43:27.679
سرور تاو-تو مي داني پسر من -پسر برادر تو...

43:27.868 --> 43:31.370
روز ها گااِ زائيده شده هست-و ستاره ي پادشاهي ظاهر شده هست

43:31.511 --> 43:36.770
تو ديدي ان را همچنين
او ستاره ي پادشاه چوشين بود

43:36.954 --> 43:41.055
همه ي وزيرها ومردم خشنود مي شوند

43:41.259 --> 43:46.047
توان ستاره را ان شب ديدي

43:46.340 --> 43:50.928
پادشاه فرستاده شد از اسمان-و من زايدم او را

43:51.322 --> 43:54.989
من..من زاييدم او را

43:56.230 --> 44:00.627
من زاييدم او را سرور تو

44:49.189 --> 44:51.435
سروزم داخل شد

45:53.852 --> 45:58.823
من اه جي جي به دستور شما وارد شدم

45:59.056 --> 46:05.878
تو دير امدي
ما نبايد منتظر مي مانديم

46:06.505 --> 46:08.516
برادر بزرگ

46:12.697 --> 46:19.424
من بزودي مي روم تا اجدادم را در اسمان ببينم

46:19.837 --> 46:24.683
حتي تاج گذاري من گذشته براي پادشاهي جو مونگ از گوگوري بزرگ

46:24.814 --> 46:26.848
من توانا نيستم اين کا ر رو انجام بدهم

46:27.049 --> 46:32.623
اما پادشاه نا لايق مي تواند رحمت اسمان را از من بگيرد

46:32.900 --> 46:37.530
شايد اسمان سه مرغ طلايي رو بفرستد-نشان گوگوري

46:38.214 --> 46:42.381
بدين گونه..من حکم مي کنم....

46:43.935 --> 46:51.292
برادر جوانترم را بعد از پادشاهي پسر دومم-اه جي جي

46:51.608 --> 46:56.051
پادشاه اينده

46:56.426 --> 46:59.595
کي هاج في

46:59.796 --> 47:02.809
اين نمي تواند باشد-سرورم

47:03.339 --> 47:07.751
خون چه کسي در اين رگها هست؟
اسمان و زمين مي داند

47:07.952 --> 47:13.885
سرور تو-فکر کن گوگوري-به خاطر بياور پادشاه قبلي را

47:14.086 --> 47:18.315
اجازه بده من بروم
سرور تو-سرور تو

47:18.739 --> 47:23.787
سرور تو -سرور تو

47:35.037 --> 47:39.010
او بچه نيست؟

47:39.475 --> 47:42.751
بله-او دام دوک هست

47:58.877 --> 48:02.739
بچه
سرور تو

48:03.312 --> 48:10.211
پدر تو و من شرط بستيم همه چيز را با تو

48:11.884 --> 48:15.064
اما....

48:16.936 --> 48:25.998
اما تو بايد پادشاه جوشين شوي و زمين جوشين را به هم باز گرداني دوباره

48:33.396 --> 48:36.365
تو به خاطر داري؟

48:37.097 --> 48:38.910
من؟

48:39.195 --> 48:44.873
چهر نشانه را پيدا کن و انها را جمع کن و به هم بپيوندان

48:45.639 --> 48:51.604
انها حراست مي کنند از تو.....

48:52.288 --> 48:59.088
و راه را براي تو باز مي کنند-تو قُولت را نگه مي داري؟

49:10.765 --> 49:12.944
بله

49:18.115 --> 49:21.660
برادر -برادر

49:21.961 --> 49:26.907
سرور تو

50:31.100 --> 50:36.614
تاج گذاري پادشاه18 گوگوري-پادشاه گوگو يانگ

51:22.130 --> 51:26.773
اسمان پسر اسمان را فرود اورد

51:27.358 --> 51:29.946
تو نبايد اين را فراموش کني

51:30.708 --> 51:36.777
حتي اگر ان از اسمان باشد-مردم هيچ او را قبول ندارند

51:37.136 --> 51:42.063
چه گواهي تو براي ايمان به من مي خواهي؟

51:42.361 --> 51:47.578
پسرمان را هو گا اِرا پادشاه زاييده هست و نه هيچ پادشاهي

51:47.779 --> 51:50.199
او پادشاه جوشين هست

51:50.574 --> 51:56.442
ان خون مقدس ها گا اِ هست

51:57.135 --> 52:01.357
تو دومين اصيل زاده در قومت هستي

52:01.795 --> 52:05.131
وزير را احضار کنيد و پادشاه ذي حق را دوباره انتخاب کنيد

52:05.311 --> 52:10.899
اگر من احضار کنم -انها افرين مي گويند به من؟

52:11.186 --> 52:18.588
اگر انها به مبارزه بطلبند بايد ويران کنم و پسرمان ببيند مبارزه را

52:19.182 --> 52:23.516
توپرداخت مي کني اين خون را -همسرم؟

52:26.530 --> 52:28.846
انجام نده اين کار را

52:29.031 --> 52:32.807
اگر تو ترسان هستي -من خودم اين کار رو انجام مي دهم

52:33.478 --> 52:34.846
ايا پرداخت مي کني براي خون يا گناه

52:34.975 --> 52:38.832
من پرداخت مي کنم براي ان
تو فقط مي تواني اينجا بنشيني و نگاه کني

52:43.474 --> 52:45.826
تو مي داني ما کجا هستيم؟

52:46.205 --> 52:48.299
قلعه ي سلطنتي گوکناه

52:48.419 --> 52:51.606
ما در درياي ميدله هل هستيم

52:53.006 --> 52:56.209
وجود ار بچه هايي که هميشه گرسنه اند-مهم نيست که انها چطور مي خورند

52:56.515 --> 53:01.234
اينها کساني هستند که نقاب دارند ولي شيطاني هستند

53:01.481 --> 53:05.096
اما مردم اينجا شبيه جنرال وو گو هستند

53:05.577 --> 53:10.261
بله-مردمي اينجا هم وجود دارند همچنين

53:11.285 --> 53:18.932
اما براي اين مردم اسان هست که با اين جنيان زندگي کنند

53:19.226 --> 53:24.446
اين جنيان از انسانها نفرت دارند

53:26.720 --> 53:30.119
پسرم
بله

53:35.167 --> 53:38.876
تو بايد اول زنده بماني

53:39.128 --> 53:45.083
تو جواني و قدرتت هنوز از تو نگهباني نمي کند

53:45.400 --> 53:48.780
انجام نده و اجازه بده خودت ببيني

53:48.957 --> 53:53.619
نمي بينم؟
تو نبايد اجازه بدهي که خودت را از ديگران بهتر بداني

53:53.802 --> 54:00.386
اشکار نکن که تو چابک و زير ک هستي
اشکار نکن که تو عاقل و مهرباني

54:00.645 --> 54:05.362
اجازه بده فکر کند تو ناداني و از تو چشم بپوشد

54:05.611 --> 54:09.112
اجازه بده تو را فراموش کند

54:10.572 --> 54:14.104
تا چه زماني من بايد اين طور زندگي کنم؟

54:15.292 --> 54:20.539
تا تو پادشاه شوي

54:21.600 --> 54:27.312
من نمي خواهم پادشاه شود-تو بايد به خاطر اينکه من پادشاه بشوم بميري

54:27.818 --> 54:32.423
اگر اين هست-من ارزو ندارم پادشاه شوم

54:32.734 --> 54:36.589
دام دوک
من نمي خواهم ان را انجام بدهم

54:43.521 --> 54:50.310
من فقط مرد کسي هستم که اماده براي پادشاه شدن تو هستم

54:52.043 --> 54:55.521
من نمي فهمم

54:56.735 --> 54:59.415
ان دليلم براي زندگي هست

54:59.767 --> 55:06.211
من مي فهمم ان را و حالا مي خواهم پادشاه شوم

55:07.928 --> 55:12.605
مگر اينکه من تو را را داحضار کنم
ترک نکن خانه ي ويلايي من را

55:12.865 --> 55:19.343
جنرال گو از ويلاي سلطنتي تو حراست مي کند
تو ايمن خواهي بود اينجا

55:19.696 --> 55:27.786
تو نبايد منتظر مدرسه ي سلطنتي باشي-جنرال گو و من استادان تو خواهيم بود

55:27.987 --> 55:30.933
مدرسه سلطنتي ميدان نظام هست

56:14.550 --> 56:18.215
ارد ها گااِ-پسر لرد يون

56:23.098 --> 56:25.729
من ممنوع هست دوست تو باشم؟

56:25.951 --> 56:29.708
ان گفتم که تو نحيف و کم بنيه اي

56:29.943 --> 56:33.783
به خاطر داشته باش که تو بايد اين را خوب نشان بدهي

56:40.253 --> 56:43.850
شاهزاده من-چه کسي را تو اينجا اوردي؟

56:44.087 --> 56:49.005
من به هواي تازه نياز دارم
پاهايم من را اينجا اورده هست

56:49.484 --> 56:52.385
تومي خواهي هنر نيزه ه را ياد بگيري؟

56:52.536 --> 56:54.554
چطور بايد ان را ياد بگيرم؟

56:54.741 --> 56:56.642
با من بيا

56:59.492 --> 57:02.481
زماني که تو نيزه را نگه داري-تاو بايد در هر دو دستت نگه داري

57:02.682 --> 57:07.239
سوراخ کني و سريع بچرخاني

57:07.892 --> 57:12.221
زماني که تو نيزه رو روي اسب داري- توبايد نيزه رو اين طوري نگه داري

57:12.422 --> 57:15.349
نگه دار ان را در کنارت محکم و با قدرت

57:15.550 --> 57:17.920
اين طوري

57:25.264 --> 57:29.009
ان سنگين هست
براي هر کسي در ابتدا اين طور هست

57:29.210 --> 57:32.058
بيشتر که نگه ش داري ان بيشتر مناسب مي شود برايت
واقعا؟

57:32.259 --> 57:34.387
واقعا

57:55.740 --> 58:03.308
تو هو گااِ ان بيشتر مطلوب هست که زاييده شدي از نژاد سلطنتي و زير ستاره ي جوشين

58:03.684 --> 58:09.774
مواظبت کن از او خوب و ببين که او مناسب پادشاهي هست  يا نه

58:10.185 --> 58:16.015
اگر ما او را بکار ببريم -ان بهتر هست که ان را در بيرون جستجو کنيم

58:16.392 --> 58:19.844
مي خواهي تو اين فرصت را داشته باشي؟

58:45.444 --> 58:47.547
تو اسيب رساندي؟

58:55.867 --> 59:00.412
من شنيدم از ان پسر ها  گا اِ

59:00.831 --> 59:09.452
هنر نيزه اش از ديگر مردان بهتر بوده هست قبلا
خم شو و شمشير

59:10.989 --> 59:15.614
اگر يک مرد استثنايي پادشاه جوشين شود

59:15.925 --> 59:19.559
ان وانمود کردن برايش مشکل هست

59:20.017 --> 59:30.643
اما تو کي ها-هيچ چيزي را در دستانت نگه ندار

59:34.046 --> 59:37.064
زماني قبل...

59:37.328 --> 59:41.055
کاجين هم يکسان بود در اين راه

59:43.030 --> 59:49.978
در جلو کاجين هنرش بيشتر عجيب بود...

59:53.550 --> 59:57.449
تعظيم کن به او و زانو بزن

01:00:12.518 --> 01:00:17.964
کاجين زندگي کرد بدون تو -کي ها

01:00:19.472 --> 01:00:23.334
هيچ فراموش نکن ان را

01:00:57.462 --> 01:01:00.770
کتابخانه ي قلعه ي گوکناه

01:02:07.873 --> 01:02:11.593
من منظورم خواندن تا غروب افتاب هست

01:02:11.836 --> 01:02:15.002
توخسته نمي شوي تا ان وقت؟

01:02:15.238 --> 01:02:20.291
من بايستي کمي خاموش کنم شعله را زماني که تو راه مي روي

01:02:20.847 --> 01:02:23.464
حالا من مي توانم کمي بخور بدهم

01:02:23.765 --> 01:02:26.438
تو هستي

01:02:26.920 --> 01:02:29.147
پشت قفسه ي کتابها؟

01:02:37.398 --> 01:02:41.140
من کمي بخور دادم در ارامگاه

01:02:41.555 --> 01:02:46.131
تو بايد از ارمگاه باشي

01:02:49.355 --> 01:02:55.577
اگر تو مي خواهخي شبيه من محرمانه اينجا بخواني
پنهان نکن خودت را-بنشين و بخوان به ارامي

01:02:55.883 --> 01:03:03.387
اين کتابها را ترجيح دادن ترجيحا در گرد و خاک باشند

01:03:54.211 --> 01:03:59.065
من نمي فهمم چه اشتباهي هست

01:04:03.033 --> 01:04:11.127
من تازه کارم در ارامگاه وممنوع هستم با کسي صحبت کنم

01:04:11.609 --> 01:04:18.882
ان دليلش هست که من در قفسه ي کتابها صحبت مي کردم

01:04:21.005 --> 01:04:25.033
يک گام محتاج قدرت پاييني بدن هست

01:04:25.234 --> 01:04:32.293
مهم نيست چطور هست تکان خوردن
قسمت پاييني بايد در نظم باشد

01:04:35.664 --> 01:04:40.948
ان اقاي کتاب خانه نيست؟

01:05:05.683 --> 01:05:11.873
چه کسي او را در تمام زمين مي بيند رزمجوي دريا؟

01:05:12.274 --> 01:05:16.137
هر دوي اسمان و زمين ان را به درستي مي دانند

01:05:16.338 --> 01:05:20.604
انها گفتند او در حصار مُرد
مُرد؟

01:05:21.220 --> 01:05:24.296
منتها شايد در اين ماه....

01:05:24.921 --> 01:05:31.025
من اعتماد ندارم به هيچ کسي در قلعه ي گوکناه

01:05:31.264 --> 01:05:34.715
من مي توانم به تو اعتماد کنم -درسته؟

01:05:37.076 --> 01:05:41.387
ما متهم را پيدا مي کنيم-من قبلا مي دانستم ان کيه

01:05:42.721 --> 01:05:46.180
من در شگفتم که تو چرا به ان فکر مي کني؟

01:05:46.672 --> 01:05:50.609
جنگ مي تواند در قلعه ي گوکناه شروع شود

01:05:50.810 --> 01:05:55.125
وابستگان و دوستان زيادي با لرد يون در قلعه هستند

01:05:55.626 --> 01:05:59.913
ارگ همه با او باشند-پس.....

01:06:00.170 --> 01:06:04.263
کي ها هميشه نزديک من بمان

01:06:04.464 --> 01:06:09.362
بمان جايي که من بتوانم تو را ببينم هميشه

01:06:11.808 --> 01:06:26.813
.:: @bollbolljan_com ::.