﻿WEBVTT

00:00.167 --> 00:05.906
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:10.809 --> 00:15.787
پسر من بايد پادشاه گوگوري بشود

00:17.776 --> 00:20.652
پسر همه ي الدرها دزديده شده اند؟

00:20.672 --> 00:23.907
تو مي داني انها دزديده اند پسرهاي الدرها را تا تهمت بزنند به پادشاه؟

00:23.929 --> 00:26.761
تو چزئي ار اين نقشه نبودي؟

00:26.823 --> 00:31.064
ضمنا -نقشه ي من -کمي اين قوم را به جنبش در مي اورد

00:33.037 --> 00:36.092
سرورم-3000مرد ايالت سو نو را ترک کرده اند و به قلعه ي گوکناه رسيده اند

00:36.126 --> 00:38.234
اين ظالمانه هست-سرورم

00:38.263 --> 00:40.977
سربازها بدون فرمان شما اعزام شده اند

00:40.993 --> 00:46.774
به خاطر قوم بزرگ گوگوري-تو زندگي ات را مي دهي؟

00:48.831 --> 00:52.023
تو نگهبان قلب سيمرغ هستي يا نه؟

00:54.258 --> 00:57.774
ان چيزي هست که پادشاه جوشين مي خواهد؟

00:57.853 --> 01:01.477
دزديده شده اند پسرهاي الدر ها و پادشاه را مقصر مي دانند؟

01:01.508 --> 01:04.595
پادشاه در شورش تقدم دارند

01:05.559 --> 01:10.535
به مخاطره انداختند شهر را با فرستادن سربازها به پايتخت و کشتن شاهزاده؟

01:10.561 --> 01:12.774
مي توانم من خودم جواب شما را بدهم؟

01:19.807 --> 01:21.807
شاهزاده اين را گفت

01:22.042 --> 01:25.993
گفت برو به جايي دور و هيچ وقت به قلعه ي گوکناه باز نگرد

01:26.022 --> 01:29.061
من دروغ گفتم سرورم-
کي ها

01:29.214 --> 01:31.714
تحمل نکن به خاطر من

01:49.576 --> 01:52.446
قسمت هشتم

02:03.303 --> 02:06.982
من شنيدم تو احساس خوبي نداري
تو خوبي؟

02:09.314 --> 02:11.575
من منتظر تو بودم

02:13.163 --> 02:17.518
من نمي دانم چه زماني تو باز گشته اي-من همه شب را بريا تو منتظر بودم

02:17.758 --> 02:22.110
من نگران شدم زماني که شنيدم تو نا خوشي

02:22.891 --> 02:24.971
تو خوب هستي حالا؟

02:25.951 --> 02:27.422
من خواهشي دارم

02:27.449 --> 02:28.986
ان چيه؟

02:29.154 --> 02:32.681
نگهبان سيمرغ بايد همه چيز ارزوي او باشد

02:33.064 --> 02:36.615
از روي درستي -من مطمئن نبودم که تو باز مي گردي

02:37.050 --> 02:40.473
من مي دانم تو و شاهزاده دوست بوده ايد....

02:40.495 --> 02:43.066
ما دوست نيستيم

02:44.951 --> 02:49.820
او محبوب من هست

02:52.037 --> 02:55.269
او کسي هست که من زياد برايش بودم*****

02:55.305 --> 02:57.694
ان هميشه بوده همچنين

03:04.685 --> 03:12.528
پس -من اميدوارم تو کسي را در خور نگهباني قلب سيمرغ پيدا کني

03:17.823 --> 03:20.305
مي تواند هر کسي نگهبان....

03:21.053 --> 03:24.866
اگر ان قلب سيمرع را به تصرف داشته باشد؟

03:27.462 --> 03:30.124
من نيستم در خور نگهباني

03:30.586 --> 03:36.050
نه سيمرغ و نه قوم جوشين....ميان هر چيز من

03:36.106 --> 03:38.581
انها ارزشي بريا من نگه نداشتند

03:41.086 --> 03:45.245
چطور مي توانم من نگهبان باشم؟

03:47.084 --> 03:50.007
زماني که تو من را پادشاه خطاب کني......

03:51.201 --> 03:53.783
هيچ معنايي ندارد؟

03:56.682 --> 04:01.723
من او را نجات مي دهم
من همه کاري براي او انجام مي دهم

04:05.727 --> 04:08.138
براي پادشاه

04:08.738 --> 04:12.776
مناسب پادشاه گوگوري
براي پادشاه جوشين

04:14.924 --> 04:17.793
اجازه بده من با او بروم

04:18.236 --> 04:23.117
تو هيچ دوباره به او حمله نکن******
تو هيچ دوباره به او گوش نکن

05:38.949 --> 05:40.996
سا ريانگ

05:42.634 --> 05:44.862
من احتياج دارم مساعدت.....

06:00.960 --> 06:02.667
ان اسيب زد

06:02.727 --> 06:06.805
اين محافظ تو هست؟*****
تو مي خواهي همه چيز را بشکني؟

06:07.586 --> 06:10.325
برو بيرون
بگيريد او را

06:11.286 --> 06:12.725
واقعا حالا

06:14.997 --> 06:20.621
ضربه بزنيد به يا ضربه زدند به من
من پوست تو را دزنده مي کنم

06:20.672 --> 06:23.396
ضربه زدند به من-يا ضربه بزنيد به من

06:23.502 --> 06:26.234
اه -ما خريداريم

06:28.305 --> 06:31.095
چه شما احتياج داريد؟
شما شمشير مي خواهيد؟

06:31.550 --> 06:34.624
تو -حرکت کن به کنار

06:38.068 --> 06:40.971
اين مرد بسياري را کشته هست

06:41.404 --> 06:45.865
تو مي شناسي من را؟
نه -اما من خون تو را بو(حس) کردم

06:47.159 --> 06:50.966
تسويه کن داد و ستدت را اينجا سريع
من مي خواهم تو بروي

06:56.517 --> 06:59.193
من امدم مرداني را کرايه کنم

07:02.778 --> 07:04.957
وجود دارد سه چيز که ما انجام نمي دهيم

07:05.002 --> 07:08.734
اول -ما حمله نمي کنيم از پشت

07:08.765 --> 07:12.869
دوم-ما صدمه نمي زنيم به سالخورده ها -پيرها و بچه ها

07:12.893 --> 07:19.109
سوم -اگر ما بيزار بوديم از چهره ي کرايه کننده -ما کار نمي کنيم براي او

07:20.696 --> 07:25.256
نشان بده صورتت را-(نشان صورتت)
کارت خلاص کردن مردان بي گناه هست

07:25.358 --> 07:30.198
اين مردها به زودي زندگي اشان را از دست مي دهند-انها بايد پس از غروب افتاب رها شوند(خلاص )شوند

07:30.559 --> 07:36.465
اگر چه وظيفه ي ما نجات دادن ايشان هست-ما دليلي داريم که چرا نمي توانيم

07:37.535 --> 07:41.336
اين دليلش هست که چرا من دنباي بهترين مزدوران مي گردم

07:42.592 --> 07:44.912
مي توانيد شما اين کار را انجام بدهيد؟

07:45.681 --> 07:52.433
اين مردان کساني هستند که به زندان مي افتند و بزرودي مي ميرند...

07:52.665 --> 07:54.996
انها در مقر يون هستند؟

07:59.343 --> 08:02.164
انها در مدت کوتاهي خلاصش مي کنند

08:02.504 --> 08:05.268
من گفتم خبر را براي پسران جول نو ببرند

08:06.132 --> 08:10.652
انها گفتند به مرز برويم و شاهزاده را به عقب بياوريم

08:21.548 --> 08:25.471
متشکرم از شما-من اين را فراموش نمي کنم

08:33.037 --> 08:34.933
فرمانده

08:37.765 --> 08:41.119
وجود دارد دو نگهبان در زندان

08:41.139 --> 08:46.358
و پانزده تا وجود ندارد-شايد بيست نگهبان هم داخل باشند

08:46.648 --> 08:49.288
ان را در نيمروز نگاه کردي

08:49.785 --> 08:54.860
اما -فرمانده-ان چيزي عجيب نيست؟
رها کنيم در روز؟

08:55.429 --> 08:57.028
شايد ما بايد تا تاريکي صبر کنيم....

08:57.066 --> 09:00.095
او گفت در روز نگهبانهاي کمتري هستند

09:00.196 --> 09:01.495
اندکي نگهبان؟
بله

09:01.546 --> 09:06.670
سعي نکن ايشان را بکشي
فقط بي هوششان کن

09:07.411 --> 09:11.444
ما بايد انها را در روشنايي روز رها کنيم و ما حتي نمي توانيم انها را بکشيم؟

09:12.623 --> 09:16.860
فاميل بزرگي اين چنين مناسب مشتري ما در اينده هست

09:16.880 --> 09:18.971
مشتري ما؟
ان درست هست

09:19.064 --> 09:23.595
وجود ندارد کاري براي گرفتن زندگي-تو اماده اي؟

09:32.369 --> 09:33.945
انها کجا هستند؟

09:34.068 --> 09:37.840
اين کي هست؟
اه-ان اقاي بي فايده هست

09:37.887 --> 09:41.196
کجا هستند سربازان مزدوري که اينجا بودند؟

09:41.243 --> 09:45.079
چرا اقاي بي فايده دنبال سربازان مزدور مي گردد؟

09:45.126 --> 09:49.646
زيرا -من مي خواستم ايشان را کرايه کنم
نگاه-خانم -من پول اوردم

09:49.672 --> 09:53.042
اجازه بدهيد من به او رسيدگي کنم

09:53.681 --> 09:57.391
يک مرد مهم در خطر هست

09:57.471 --> 09:59.750
اقاي ما....

10:00.022 --> 10:05.183
انها کجا هستند؟
مزدوران خشم الود روي زمين؟

10:05.223 --> 10:09.834
من کرايه کردم ايشان را از طرف اقاي بي فايده

10:13.619 --> 10:19.455
درباره ي چي تو صحبت مي کني؟
انها در جاي نزديک شاگرد تو هستند

10:19.493 --> 10:23.603
و انها مي روند تا سوجين ما را در جايي ملاقات کنند

10:23.654 --> 10:25.533
تو پرداخت کردي؟

10:25.564 --> 10:28.632
من درحال رفتنم -اما....

10:28.663 --> 10:30.610
تو پرداخت کردي؟

10:31.632 --> 10:37.094
خاندان جول نو مردي را اينجا فرستاند و پول زيدي درخواست کردند

10:37.557 --> 10:40.002
خاندان جول نو؟

10:40.502 --> 10:44.621
من فرض نمي کنم به کسي گويم اما...

10:44.665 --> 10:48.966
اما اين تله هست

10:51.176 --> 10:53.550
اقا

10:54.008 --> 10:56.388
حيله؟

11:23.659 --> 11:27.285
تو فکر مي کني ان مي خواهد به سيمرغ کمک کند؟

11:37.631 --> 11:41.869
اقامت گاه يون

11:42.535 --> 11:45.555
اه عزيزم...
عسلم....

11:45.590 --> 11:47.917
تو مي روي به زندان؟
بله

11:47.952 --> 11:51.605
اجازه بده من ان را براي تو بدوش بگيرم
احتياجي نيست-تو برو جلو

11:51.632 --> 11:54.313
خيلي خوب -برويم
خيلي خوب

12:00.066 --> 12:02.632
خوب کار کن -مرد...

12:05.037 --> 12:06.752
بيا داخل

12:32.236 --> 12:34.842
زمان غذاست

12:32.252 --> 12:35.823
زندان مقر يون

12:47.210 --> 12:48.811
ان چي هست؟

12:48.896 --> 12:50.871
نزديک شو؟(روي چه مي روي)؟

12:56.896 --> 12:58.471
اين چي هست؟

13:09.933 --> 13:11.387
کي انجاست؟

13:23.250 --> 13:25.586
عسلم...؟

13:29.446 --> 13:31.183
محبوبم

14:19.526 --> 14:22.928
فرمانده-به اين نگاه کن

14:29.631 --> 14:30.991
ان چي هست؟

14:33.931 --> 14:35.491
مَرد جون لو

14:35.856 --> 14:40.884
ما اينجا هستيم-بياوريدش

14:42.382 --> 14:44.326
شتاب کنيد

14:48.338 --> 14:55.203
زندان شکسته شده هست
مرد جول نويي بيرون امده هست

14:55.294 --> 14:59.165
زندان شکسته هست
زندان شکسته هست

15:05.143 --> 15:07.519
تو نمي ايي؟

15:21.599 --> 15:24.997
ما پرداخت نکرده ايم به اندازه ي کافي براي اين

15:25.028 --> 15:27.686
جوموچي-زندگي تو هميشه انباشته از ضرر هست

15:27.714 --> 15:31.360
چطور تو جرات داري بشکني مقر يون را؟

15:31.396 --> 15:34.123
اگر ما ضربه بزنيم -تو اجازه مي دهي داخل بشوي؟

15:34.163 --> 15:38.955
ما نمي خواهيم تو را بکشيم -اگر تو بخواهي زنده بماني-بيرون برويد

15:50.150 --> 15:53.130
من گفتم نکشيد هيچ کسي را؟

15:53.957 --> 15:56.115
فراموش کن چيزي را که من گفتم

16:01.862 --> 16:06.967
سوا دارا-پسر بزرگتر هيوک سو از

16:02.460 --> 16:05.153
اين پسرهاي زن هرزه

16:05.674 --> 16:08.466
انها اتش تاباني در جلوي من کرده اند؟

16:17.962 --> 16:21.780
هي-هي تو
فرار کن با ديگران

16:29.121 --> 16:32.451
من تو را بيرون خواهم ديد

16:50.121 --> 16:52.451
هي-سوار شويد سريع

16:54.701 --> 16:58.336
اينجا-اينجا-سوار شويد سريع

16:58.389 --> 17:02.588
سوار شويد -سوار شويد-شتاب کنيد -شتاب کنيد -شتاب کنيد

17:06.402 --> 17:08.637
سوجين

17:08.672 --> 17:12.599
ما زماني بريا ان نداريم
سوار شو سريع

17:29.579 --> 17:32.133
مال دئوک
فرمانده

17:32.159 --> 17:33.864
برويم

17:39.059 --> 17:42.129
مقر محرمانه ي خاندان واچون

17:47.778 --> 17:52.904
اگر بعضي چيزها براي مردي که تو گفتي دوست داري رخ بدهد

17:53.896 --> 17:58.088
من هشدار مي دهم تقصير تو هست

18:00.415 --> 18:06.207
تو برنامه ريزي کردي شاهزاده دام دوک را به جول نو بفرستي و خودت هم به اينجا بيايي؟

18:07.493 --> 18:13.528
تو برنامه ريزي کردي که سيمرغ را به واچون واگذار مني؟

18:14.756 --> 18:19.622
تو برنامه ريزي کردي که زندگي کني در اسودگي؟

18:23.117 --> 18:28.093
تو مي خواستي طناب او را دراز کني؟

18:29.767 --> 18:31.941
اما....

18:32.772 --> 18:37.254
من بريدم ان طناب را

18:38.484 --> 18:43.553
من هم از شاهزاده و پادشاه مواظبت مي کنم

18:49.685 --> 18:55.637
شاهزاده دام دوک احتمالا خورشيد فردا را نمي بيند

18:57.828 --> 19:00.619
تو نپرس از من اين يک بار

19:01.408 --> 19:04.653
تو مي پرسي از من چطور پير بودم

19:11.752 --> 19:16.829
ان دراز نبود-من نمي توانم  زياد به خاطر بياورم

19:17.719 --> 19:27.537
مردهاي زيادي در زندگي من زاييده و مرده اند

19:29.650 --> 19:32.595
من تنها يک چيز را به خاطر دارم

19:35.250 --> 19:42.418
من به خاطر دارم -کاجين زن نادان-کسي که قدرت اتش را از دست داد فقط به خاطر دوست داشتن

19:43.360 --> 19:48.109
من به خاطر دارم ما مردم زمين چطور بعد از ان زندگي کرديم

19:49.488 --> 19:51.690
کس ها....

19:53.212 --> 19:57.398
تو مي خواهي شبيه ان زندگي کني دوباره؟

19:59.754 --> 20:03.048
ان چيزي هست که تو مي خواهي؟

20:25.754 --> 20:27.748
کجا؟اينجا؟

20:28.061 --> 20:30.430
اتاق محرمانه ي اهنگر با

20:31.192 --> 20:33.920
تهداد نگهبانه در هزار...

20:33.960 --> 20:38.643
چهار دروازه بسته هست و هر دروازه نگهبانهاي بيشماري دارد

20:38.668 --> 20:39.868
چه درباره ي دروازه ي شمالي؟

20:39.869 --> 20:43.310
نگهبانها دوبرابرند-سواره نظام هم همچنين انجا هستند

20:43.443 --> 20:45.712
راحت

20:46.338 --> 20:50.415
با سون مي تواند از دروازه ي جنوبي رد شود

20:50.438 --> 20:55.434
اما روستايي از شمال اينجا
ان تنها ساعتي از دروازه فاصله دارد

20:55.721 --> 21:00.785
تو شاهزاده ي جول نو را بگير
و ان وظيفه ي من هست

21:01.066 --> 21:04.112
تو اماده اي؟
برويم

21:13.783 --> 21:17.754
کمي استراحت کنيد
و صحبت نکنيد در خواب

21:40.836 --> 21:43.663
اين خيلي عجيب هست

21:43.980 --> 21:48.168
من فکر مي کردم بعضي ها عمدا شايعه پخش مي کنند...

21:48.553 --> 21:54.725
الدر-شايعه اي عجيب در اطراف وجود دارد

21:55.506 --> 21:59.592
انها مي گويند الدر جول نو -هيوک گا ا- مردهايي را اورده و زندان را شکسته درهم

21:59.625 --> 22:03.212
ان چيزي هست که در اطراف مي گويند
واقعا؟

22:03.643 --> 22:07.904
تو چه فکر مي کني؟
چرا بعضي ها اين شايعه ها را پراکنده مي کنند؟

22:08.219 --> 22:11.889
چطور من بايد ان را بدانم؟

22:11.916 --> 22:18.187
من فقط شنيدم از بيرون
و چرا تو اين را به من مي گويي حالا؟

22:22.243 --> 22:27.271
سوجين-تو فکرمي کني چه کسي پشت اين موضوع هست؟

22:30.112 --> 22:31.993
او کجا مي رود؟

22:46.488 --> 22:48.285
تو کجا مي روي؟

22:48.942 --> 22:50.574
چرا تو مي خواهي بداني؟

22:50.626 --> 22:55.448
زير اگر تو اسير شوي -من و مردهايم در مشکل مي افتيم

22:57.105 --> 23:04.073
دراز -من دوباره پادشاه را نرنجانده ام-دنبال من نگرديد

23:04.099 --> 23:05.750
نگران نباش

23:08.201 --> 23:12.024
تو در حال رفتن پيش شاهزاده اي؟

23:16.256 --> 23:24.087
من فکر مي کنم ان چيز سياه تو را رنجانده هستو پريشان کرده هست-اما به ان فکر کن

23:24.172 --> 23:28.607
در هر حال -ان مشکل هست خودت به مرز بروي-....

23:35.949 --> 23:38.574
هي -همان جا بايست

23:39.920 --> 23:43.882
چه من با ان دختر انجام بدهم؟

24:01.435 --> 24:05.461
پسرهاي جول نو از زندان شما فرار کرده اند

24:05.500 --> 24:11.123
پسرهاي ما در دستانش هستند-اما پسرهاي ما فرار کرده اند-ما بايد رهايي بخشيم بچه هايمان را

24:11.152 --> 24:15.055
اجاز بده پيش پادشاه برويم
اجازه دهيد او بگويد چه چيزي مي خواهد

24:15.079 --> 24:20.751
و اگر او گفت به تو که چه مي خواهد-تو مي دهي به او ان را؟

24:22.365 --> 24:26.625
چه اگر او ارزو کند شاهزاده دام دوک تاج گذاري کند؟

24:27.610 --> 24:31.118
تو راضي مي شوي به ان؟

24:33.141 --> 24:37.977
تو فکر مي کني او پسرهايمان را باز مي گرداند؟معلومه نه

24:38.048 --> 24:43.798
اگر او بچه هايمان را نگه داشته هست-او قدرت سه خاندان را مي خواهد

24:43.849 --> 24:45.305
پس بايد چه کار کنيم؟

24:45.477 --> 24:52.910
گوگوري نبايد هيچج اجازه دهيد پادشاه بچه هايمان را بدزدد.

24:53.371 --> 24:56.808
ما نمي توانيم اين چنين به پادشاه خدمت کنيم

24:56.966 --> 25:02.634
اين جنگ را پادشاه اول شروع کرد

25:23.090 --> 25:25.721
در دروازه هاي غرب -شرق و جنوب رخنه ايجاد شده هست

25:26.057 --> 25:29.513
صد سرباز مجروح شده اند

25:30.323 --> 25:36.577
سرورم -ما نمي توانيم وقت را بيهوده تلف کنيم

25:36.953 --> 25:39.745
لطفا فرماني براي سلحشوران سواره نظام بدهيد

25:40.599 --> 25:46.873
اگر من انها را اعزام کنم-پسرهاي گوگوري خونشان ريخته مي شود

25:47.712 --> 25:52.466
سرورم-ايمني شما تقدم دارد

25:53.369 --> 25:55.517
جنرال گو وو چونگ

25:55.575 --> 25:57.250
بله -سرورم

25:57.292 --> 26:03.101
سواره نظام شامل مي شوند از پسران خانواده سه خاندان اصيل

26:03.838 --> 26:10.144
اگر انها اعزام بشوند -چه کساني باقي مي مانند؟

26:11.300 --> 26:16.355
و چه اتفاقي مي افتد اگر انها در برابر سربازها بجنگند؟

26:16.553 --> 26:19.707
ان مهم نيست چطورا افراد زيادي زندگي هايشان را از دست مي دهند

26:20.707 --> 26:28.077
ما حراست مي کنيم از سرورمان تا اخرين سرباز و تا اخرين نفس

26:28.924 --> 26:30.786
سرورم

27:12.349 --> 27:17.887
زماني که شما زندگي مي کرديد بيرن قلعه ي گوکناه بيست سال قبل....

27:18.398 --> 27:22.725
من به خاطر دارم شما را يک بار ملاقات کردم

27:25.307 --> 27:31.019
من به خاطر دارم گلها پشت خانه ي شما روييده بود

27:34.006 --> 27:37.272
ما به شما زمين و دشتي داده بوديم انجا

27:37.294 --> 27:42.027
و ما پول زيادي به شما براي ارزو هايتان داديم

27:42.528 --> 27:49.792
و اگر شاهزاده دام دوک عهد مي بست همان جا زندگي کند....

27:49.964 --> 27:54.273
پدر و پسر توانا بودند در خوشي از اين به بعد زندگي کنند

28:00.263 --> 28:06.900
تو صدايي شنيدي؟سربازان از ايالت محاصره کرده اند کاخ را

28:07.931 --> 28:13.942
يکي از انها به کاخ رخنه کرده هست-من زياد توانا نيستم به شما کمک کنم

28:14.320 --> 28:16.559
لرد يون....

28:17.327 --> 28:24.721
تو مي داني چرا من همه ي اين سالها بر تخت پادشاهي ماندم؟

28:25.130 --> 28:30.455
تا شاهزاده را پادشاه بسازم

28:30.500 --> 28:34.520
اين هست که تو همه ي اين دروغ ها را با معبد الهي درست کردي؟

28:34.557 --> 28:38.506
ان دليلش هست که تو دروغ گفتي شاهزاده دام دوک زير ستاره ي جوشين زاييده شده هست؟

28:38.537 --> 28:41.222
چرا تو فکر مي کني من دروغ مي گويم؟

28:44.342 --> 28:50.173
من يون رو گيو از تو زماني ديگر مي پرسم

28:53.068 --> 28:59.610
من همچنين پدر هستم-من مي فهمم پدر جاه طلبي مي کند براي بچه اش

28:59.792 --> 29:04.900
اما اين قوم قوانينش را شانزده پادشاه بنا نهاده اند و پادشاه جومونگ

29:04.940 --> 29:08.754
قوم ما منتظر براي پادشاهي جوشين هست

29:08.975 --> 29:12.181
نمي روي در برابر اسمان

29:15.696 --> 29:19.342
دست بکش از جاه طلبي احمقانه ات

29:19.515 --> 29:24.413
من هراسانم خشم اينها به تو اسيب برساند

29:26.413 --> 29:30.452
چه ترسي درباره ي مررگ وجود دارد؟

29:31.046 --> 29:33.639
من صادقانه مي ترسم....

29:35.015 --> 29:38.734
و توانا نيستم هدفم را تکميل کنم

29:39.084 --> 29:43.877
من شاهزاده دام دوک را پادشاه گوگوري مي سازم

29:44.055 --> 29:47.219
اين هدف من هست

30:21.130 --> 30:23.629
شما فراخوانديد من را سرورم؟

30:23.920 --> 30:27.283
تو بايد کاخ رو ترک کني

30:27.696 --> 30:29.429
منظور شما چيست؟

30:29.449 --> 30:32.725
سربازاني را ببر و شاهزاده را پيدا کن

30:32.946 --> 30:37.118
من قبلا مرداني را براي يافتن او فرستاده ام

30:37.349 --> 30:41.943
نه-من مي خواهم تو حالا بروي-مردهاي زيادي را ببر و تو مي تواني او را پيدا کني

30:42.225 --> 30:46.738
فقط اندکي مرد را باقي بگذار-فقط به اندازه ي کافي که انها را تحريک نکند...

30:46.778 --> 30:50.070
من نمي فهمم

30:50.734 --> 30:54.605
سرورم-من مي توان سوالي بپرسم؟

30:55.982 --> 31:01.991
وظيفه ي تو حراست از پادشاست

31:02.033 --> 31:04.254
اما سرورم...

31:04.774 --> 31:09.234
ان دو هزار سال جوشين تاسيس و نابود شده هست

31:10.807 --> 31:14.847
اسمان گفته پادشاه جوشين باز گشته هست

31:16.659 --> 31:22.672
ان شاهزاده دام دوک يا لرد هو گا ا هست  را من نمي دانم

31:24.345 --> 31:28.800
اما اگر اون دام دوک بود.....

31:29.061 --> 31:31.238
تو بايد از او حراست کني...

31:32.203 --> 31:37.756
حراست کن از ان و اون ديگري پادشاه جوشين نيست

31:47.878 --> 31:54.026
پس تو بايد اين زندگي را بگيري

31:54.073 --> 31:56.026
سرورم

31:56.365 --> 32:01.382
اگر قوم دو پادشاه داشته باشد-مردم رنج مي برند

32:02.203 --> 32:08.099
تو بايد مردانت را ببري و از او حراست کني

32:11.203 --> 32:16.668
من گو وونگ چونگ از سرورم اطاعت مي کنم

32:18.185 --> 32:20.296
گروه

32:21.493 --> 32:24.453
دوم و سومين گروه از سرورم حراست کنند

32:27.606 --> 32:30.358
شما مي فهميد فرمان من را؟

32:30.433 --> 32:35.037
تنها گروه دوم و سوم از پادشاه حراست کنند

33:15.068 --> 33:20.455
هي-با سون -تو کجا مي روي؟
تو بايد خسته باشي

33:20.962 --> 33:23.168
اين را بگير و با دوستت کمي شراب بخور

33:23.194 --> 33:26.172
تو پول دادي همه ي زمانها....

33:26.230 --> 33:28.365
خوب-پس
رد شو

33:54.634 --> 33:56.172
برو

34:33.323 --> 34:35.508
پدر

34:37.935 --> 34:40.659
برنجها سوخته شده اند

34:42.205 --> 34:45.486
با سون-اين مردها بيرون ايمني دارند؟

34:45.546 --> 34:51.245
من بايستي خنجر داشته باشم پس
من بايستي پوستت را زنده بکنم

34:51.495 --> 34:53.588
ايشان؟چه کسي؟

34:54.108 --> 34:56.059
انها باز گشتند

34:56.079 --> 35:00.754
حرامزاده ي قرمز ان پدرم را کشت  يک شب زير ستاره ي جوشين

35:00.920 --> 35:06.150
ان حرامزاده کسي هست که من را از برادرم جدا کرد

35:06.287 --> 35:10.088
اين حرامزاده ها
چاقوي من کجاست؟

35:10.119 --> 35:11.504
واچون

35:33.467 --> 35:37.604
مرز گوگوري -روستاي بينوايان

36:09.057 --> 36:12.108
شاهزاده کجاست؟
صحبت کن

36:12.143 --> 36:13.859
او کجاست؟

36:31.929 --> 36:34.117
انجا

36:46.077 --> 36:48.615
شاهزاده کجاست؟
صحبت کن

37:11.592 --> 37:14.168
مام ان پسر چي هست؟

37:17.015 --> 37:19.216
يون دو

37:23.902 --> 37:27.977
انجا
ان شاهزاده هست

37:28.411 --> 37:31.043
ان شاهزاده هست

38:30.311 --> 38:31.543
برو شريعتر -برو سريعتر

38:32.211 --> 38:33.543
شاهزاده تو خوبي؟

39:21.670 --> 39:25.426
تو نگهبان قلب سيمرغ هستي يا نه؟

39:28.752 --> 39:31.909
من مي دانم نگهبان قلب سيمرغ به لرد هو گا ا خدمت مي کند

39:35.077 --> 39:37.166
شاهزاده اين را گفت

39:37.457 --> 39:42.216
او گفت برو جايي دور و هيچ به قلعه ي گوکناه باز نگرد

39:42.907 --> 39:45.869
من توانا نيستم او را دوباره نجات بدهم

39:56.258 --> 39:58.800
تنبيه کنيد مرا

40:00.500 --> 40:03.073
من دروغ گفتم به شما -سرورم

40:03.132 --> 40:05.462
من....
کي ها

40:06.327 --> 40:09.092
تحمل نکن به خاطر من

40:44.075 --> 40:47.258
او به نظرم منتظر کسي هست

40:48.176 --> 40:49.542
يا ها

40:50.254 --> 40:54.059
تو فکر مي کني او کي هست؟
من نمي دانم

40:54.097 --> 40:57.976
ما ترک مي کنيم اين ناحيه را پس از طلوع افتاب

41:07.046 --> 41:09.783
چي؟چه اتفاقي افتاد؟

41:14.446 --> 41:19.559
ان صدا ي اسب هست-در اين مدت کم-ان بايد دشمن باشد-

41:19.606 --> 41:22.436
من مواظبت مي کنم از ايشان

41:20.481 --> 41:23.851
دال گو دومين پسر الدر ايالت چول نو -از هيوک گا ا

41:22.500 --> 41:25.420
تعدادشان به نظرم زياد هست
بايد 50تا باشند

41:25.430 --> 41:28.733
وجود دارد يک راه براي بيرون رفتن از اينجا
اگر ما حالا ترک کنيم انها مي بينند

41:29.017 --> 41:30.993
تو مي داني چطور گرد اب را انجام دهي؟

41:31.022 --> 41:34.095
يک بازي با توپ در يک جهت-و ديگران....

41:34.128 --> 41:36.011
من توپ را مي گيرم

41:36.042 --> 41:42.028
ان خطر ناک هست سرورم
چه کار درباره ي صندوق گنجينه انجام دهيم؟

41:42.219 --> 41:43.938
مرد من خوب هست

41:43.982 --> 41:47.134
بازيگران وانمود مي کنند توپ را دارند و ديگران....

41:47.161 --> 41:49.137
او مي داند ان را

42:56.907 --> 43:00.860
اگر ما سرعتمان گرفته نشود-ما مي توانيم فردا شب به جول نو برسيم

43:01.634 --> 43:05.840
نه-من نمي روم به جول نو

43:06.705 --> 43:08.371
سرورم

43:08.444 --> 43:10.371
من درحال رفتن به قلعه ي گوکناه هستم

43:10.993 --> 43:14.594
تو مي خواهي به برج اسد بروي؟

43:18.309 --> 43:20.685
من داشتم کاري که بايد پس از ان انجام بدهم

43:21.550 --> 43:25.400
ان خطر ناک هست-تو مردي و مي تواني به جول نو باز گردي

43:25.860 --> 43:27.475
سرورم....

43:41.926 --> 43:44.988
اجازه بده به جول نو برويم

43:45.099 --> 43:50.220
او مشکل زيادي بدست مي اورد
بله-اجازه بده برويم عقب سريعتر

43:50.318 --> 43:53.657
چرا او بازي کرد در هر صورت؟

43:53.882 --> 43:58.599
چه اگر ما برويم و و ببيازيم؟
ما احتياج نداريم او را ببينيم دوباره

43:58.712 --> 44:00.634
اگر من ان مرد را دوباره بيينم.....

44:02.982 --> 44:06.185
زندگي ات شبيه ان نخواهد بود

44:06.214 --> 44:10.250
تو پست وفاداري به انت خرمگس

44:10.323 --> 44:13.050
خاندان جول نو؟

44:16.964 --> 44:21.643
تو ان شب پس از مسابقات حمله کردي-درسته؟
before the tournament, right?

44:22.017 --> 44:25.007
تو فکر کردي ان دزد بود-درسته؟

44:25.130 --> 44:29.212
ان نبود
تو مي داني چه کسي به حمله سفارش کرده بود؟

44:29.453 --> 44:31.484
ان يون هو گا ا بود

44:32.648 --> 44:37.077
شاهزاده در جاي تو بازي کرد زيرا تو اسيب ديده بودي

44:37.150 --> 44:41.546
اما چي؟هيچ او را دوباره ديدي؟

44:41.811 --> 44:47.244
اگر من تو را دوباره ببينم-من ...من انساني نيستم

45:43.415 --> 45:46.776
الدر -الدر

45:46.873 --> 45:49.993
الدر-الدر-الدر

45:53.754 --> 45:56.716
چرا تو خودت اينجا هستي؟

45:56.756 --> 46:00.923
ما نمي رويم و منتظر بمانيم براي پسرهاي مرده امان

46:01.862 --> 46:08.216
چه موضوعي هست؟
ما مي دانيم انها را کجا نگه داشته اند

46:09.546 --> 46:14.783
انها را در روستايي که پادشاه سي سال در ان بوده نگه داشته اند

46:17.681 --> 46:21.664
پادشاه مدتها قبل در ان بوده

46:23.926 --> 46:25.745
ما بايد کاري انجام بدهيم

46:25.787 --> 46:30.577
شاهزاده ازاد بود و مرد جول نو سردار روستا

46:32.236 --> 46:37.659
ان منظورش کشتن پسرها و از بين بردن شاهدان هست

46:38.325 --> 46:42.610
سر بازها را بي درنگ اعزام کنيد

46:42.681 --> 46:44.194
بله-اقا

48:03.597 --> 48:07.477
ان بايد تله باشد-توبايد ترک کني فورا

48:29.190 --> 48:33.461
چطور..چطور تو مي تواني اين کار را انجام بدهي؟

48:33.530 --> 48:36.537
تو..تو در اشتباهي

48:37.042 --> 48:39.323
ان ما نبوديم که اينجا را فقط به دست اورديم...

48:39.342 --> 48:40.951
خاموش....

48:42.179 --> 48:49.560
دام دوک-من مي کشم تو را و پسرم را تلافي ميکنم

48:52.320 --> 48:54.480
حمله

48:59.873 --> 49:02.924
سرورم -لطفا....

50:06.073 --> 50:08.101
سوجين

50:08.805 --> 50:11.752
ان منم

50:31.712 --> 50:35.729
زماني که انها به قلعه ي گوکناه باز گردند-انجا هرج و مرج بوجود مي ايد

50:35.984 --> 50:38.626
سرورم در خطر هست

50:52.272 --> 50:57.499
مي تواني تو سربازان جول نو را به قلعه ي گوکناه برساني؟

50:58.143 --> 51:02.051
حتي اگر ما صدمه ببينيم-من دست کم دو روز تو را دارم

51:09.389 --> 51:13.634
اجازه بده قلعه ي دا ا جا را رهبري کنيم
سربازان بيشتر اينجا وجود دارند

51:13.685 --> 51:16.961
من فهميدم-برويم

51:18.194 --> 51:20.236
سوجين

51:20.594 --> 51:21.736
بله؟

51:21.982 --> 51:25.754
برو به قلعه ي گوکناه براي من-و ببين چه اتفاقي انجا افتاده هست

51:26.409 --> 51:28.068
لطفا

51:40.661 --> 51:44.597
من همه را رها مي کنم-اما انها کجا مي روند؟

51:46.132 --> 51:47.944
کجا تو مي روي؟

51:47.973 --> 51:51.042
من به گوکناه مي روم براي کار مهمي

51:51.069 --> 51:53.761
اقا گفت
من مي روم حالا

52:06.938 --> 52:11.420
شاهزاده دام دوک مرد جوان خوش شانسي هست

52:12.079 --> 52:17.747
من پذيرفتم از او که فرار دهيم با شمشيرهايمان  با کمک از پسران جول نو

52:18.356 --> 52:23.146
دو بار
تو مي داني اون سردار کجا هست

52:28.232 --> 52:33.269
تووگفتي مي خواهي اين خونش را با شمشيرت بريزي-يا نه؟

52:33.575 --> 52:36.246
من کمک مي کنم به تو اين اتفاق بيافتد

52:36.409 --> 52:46.050
من تو را هرو مي سازم کسي که مرگ نادرست پسرهاي الدر را تلافي کرده هست

52:47.752 --> 52:55.869
کسي جرات ندارد....
بدرش براي اين مرگ

52:58.015 --> 53:01.443
من عهد مي بندم با تو

53:36.033 --> 53:39.593
او 17سالش شده هست؟

53:42.610 --> 53:45.432
ان شب....

53:46.298 --> 53:49.922
اگر ما چهار نشانه ي روحاني را رد تصرفمان داشتيم....

53:50.730 --> 53:55.794
واچون مي توانست جهان را اداره کند

54:01.654 --> 54:05.440
لرد يون کجاست؟

55:34.692 --> 55:39.661
الدرها جلوي کاخ با بدن پسرهايشان هستند

55:55.095 --> 55:59.693
2گروه با من بياييد
بياييد با من

56:02.772 --> 56:04.064
تو کجا مي روي؟

56:04.098 --> 56:06.900
ان غير ممکن هست حراست از پادشاه

56:06.969 --> 56:09.369
تو مي خواهي ترک کني پادشاه را؟

56:09.403 --> 56:10.871
ما مردان بيشتر ي احتياج داريم

56:10.904 --> 56:15.042
مردان بيشتر وجود ندارند-ما نگهبانان پادشاهيم -تو مي فهمي؟

56:16.971 --> 56:21.435
تو شنيدي ان را
ما نگهبانان پادشاه هستيم

56:21.475 --> 56:26.015
پسر من يکسال دارد
برويم-مردها

56:30.207 --> 56:34.873
زماني که تو مرد باشي چه کسي مي خواهد مرگ را براي پادشاه طلب کند؟

56:36.641 --> 56:40.653
چه زماني گوگوري مناسب قوم هست زماني که دروازه هايش بر روي مردم بسته باشد؟

56:40.681 --> 56:43.261
ما پسرهايمان را از دست داده ايم
حالا باز کنيد اين دروازه ها را

56:43.292 --> 56:46.783
تو بايد اول به اسمان گوش کني و اطاعت کني

56:46.820 --> 56:50.924
من احتياج ندارم به اسمان گوش کنم
تا من ان را با چشمان خودم نبينم

56:51.026 --> 56:55.699
تحويل دهيد شاهزاده را
من بايد زندگي پسرم را تلافي کنم

56:59.544 --> 57:03.699
ما بايد پادشاه را ببينيم
باز کنيد دروازه ها را فورا

58:04.599 --> 58:07.294
چي؟اين چي هست؟

58:38.172 --> 58:40.566
تو هيچ قبلا به من نگفته بودي.....

58:40.595 --> 58:43.219
چه تو مي خواهي بيرون اينجا؟

58:48.657 --> 58:52.278
اين کمان را پادشاه به من داده زماني که من سيزده سالم بود

59:01.435 --> 59:03.438
اين معبد سلطنتي هست

59:03.482 --> 59:05.984
تنها اين خونهاي سلطنتي مي توانند وارد بشوند

59:06.336 --> 59:08.070
لطفا مواظبت کنيد از سرورم

59:11.440 --> 59:13.172
من مي دانم تو کي هستي

59:14.519 --> 59:16.696
تو دوست بچگي پسر من هستي

59:18.024 --> 59:21.247
ان ارزوي من بود که از سرورم حراست کنم

59:48.110 --> 59:49.634
مگاه

59:49.940 --> 59:52.068
ان شمشير روحاني پادشاه جومونگ هست

59:53.588 --> 59:55.230
برويم

01:00:04.980 --> 01:00:12.680
.:: @bollbolljan_com ::.

01:00:45.657 --> 01:00:48.345
اين شمشير روحاني پادشاه جومونگ هست